0

بانک مقالات بینایی

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات بینایی

 2 : بينا تابستان 1385; 11(4 (پی در پی 45)):432-438.
 
ارزيابي سريع وضعيت تراخم در مناطق روستايي استان هاي جنوبي ايران در سال 1383
 
زارع جوشقاني محمد*,دلاوري عليرضا,آقادوست داوود,مصطفايي غلامرضا,حاجي جعفري محمد,پارسي كيا افشين,نامور ايران
 
* بيمارستان متيني، بخش چشم، كاشان
 
 

هدف: ارزيابي سريع وضعيت تراخم در مناطق روستايي استان هاي بوشهر، كرمان، هرمزگان و سيستان بلوچستان در سال 1383.
روش پژوهش: تحقيق به روش توصيفي در روستاي چهار استان جنوبي كشور كه بر اساس شواهد موجود، آلوده تشخيص داده شده بودند؛ انجام گرديد. تعداد
5328 نفر شامل 4782 كودك 1-9 ساله و 546 فرد بزرگسال از 90 روستا، به روش نمونه گيري چند مرحله اي انتخاب شدند و تحت بررسي هاي غربالگري تراخم قرار گرفتند. طبق دستورالعمل سازمان جهاني بهداشت (WHO) ، كودكان 1-9 سال از نظر وجود و شدت تراخم فعال و افراد بزرگ سال از نظر تراخم سيكاتريسي مورد معاينه قرار گرفتند. شيوع اين انواع تراخم مشخص گرديد و با حد تعيين شده توسط WHO براي انجام مداخله مقايسه شد.
يافته ها: از مجموع جمعيت مورد بررسي، فقط در استان سيستان بلوچستان،
7 مورد تراخم فعال نوع فوليكولي در كودكان مشاهده گرديد كه برابر شيوع 0.5 درصد در استان مزبور مي باشد. در ساير مناطق مورد بررسي، هيچ موردي از تراخم فعال نوع فوليكولي يا نوع شديد ديده نشد؛ بنابراين شيوع تراخم فوليكولي در مجموع مناطق مورد بررسي، 0.15 درصد بوده است. شيوع تريكيازيس در استان بوشهر 0.17 درصد (15 مورد) و در استان كرمان 0.03 درصد (2 مورد) بود ولي در ساير استان ها، موردي از تريكيازيس يافت نشد؛ بنابراين شيوع كلي تريكيازيس در جمعيت مورد بررسي 0.03 درصد بوده است.
نتيجه گيري: شيوع تراخم فوليكولي و تريكيازيس در چهار استان جنوبي ايران با احتمال آلودگي بالا، مطلوب تر از حد نيازمند مداخله بر اساس دستورالعمل
WHO مي باشد و در واقع وضعيت تراخم در مناطق مستعد كشور، به صورت تك گير است و ضرورتي براي مداخله بهداشتي و درماني به طور همگاني وجود ندارد.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 5 تیر 1391  11:21 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات بینایی

 4 : بينا تابستان 1385; 11(4 (پی در پی 45)):448-456.
 
ميزان آلودگي چشم دهنده قبل از فرايند آلودگي زدايي در بانك چشم ايران
 
زارع جوشقاني محمد*,ميربابايي قفقازي فيروز,رضايي كنوي مژگان,جوادي محمدعلي
 
* تهران، پاسداران، بوستان نهم، بيمارستان لبافي نژاد، مركز تحقيقات چشم
 
 

هدف: ارزيابي ميزان آلودگي باكتريايي و قارچي قرنيه دهنده قبل از فرايند آلودگي زدايي در بانك چشم ايران بر اساس كشت.
روش پژوهش: تحقيق به روش توصيفي بر روي 131 چشم دهنده قرنيه شامل 60 مورد گلوب 71 مورد قرنيه جدا شده در داخل محلول اوپتيزول (Optisol-GS) انجام شد كه طي مدت 6 ماه جهت انجام پيوند قرنيه در مركز لبافي نژاد مورد استفاده قرار گرفتند. كشت ميكروب شناختي، در سه مرحله، در محيط هاي كشت استاندارد به عمل آمد؛ يك بار قبل از تخليه چشم در پزشكي قانوني، يك بار بعد از آلودگي زدايي در بانك چشم و يك بار هم در اتاق عمل از باقي مانده حلقه قرنيه اي- صلبيه اي دهنده، شيوع آلودگي در هر يك از مراحل با حدود اطمينان 95 درصد (CI%95) ارايه شده است.
يافته ها: ميزان آلودگي چشم در پزشكي قانوني، قبل از تخليه و شستشو،93.3 درصد (89.8-98 درصد: CI%95) بود كه پس از آلودگي زدايي در بانك چشم، به 7.6 درصد (12.1-3.1 درصد: CI%95) كاهش يافت و در مرحله اتاق عمل فقط 4 مورد (3.1 درصد) داراي كشت مثبت بودند (0.1-6 درصد: CI%95) كه همگي، موارد آلودگي جديد بوده اند. استافيلوكوك اپيدرميديس، شايع ترين عامل آلودگي قرنيه دهنده قبل از آلودگي زدايي در بانك چشم بود ( به ترتيب، 32.1 درصد و 3.05 درصد). ارتباط آماري معني داري بين علت مرگ دهنده، مدت نگه داري گلوب و فاصله زماني از مرگ دهنده تا تخليه چشم وجود نداشت. هيچ موردي از اندوفتالميت پس از عمل مشاهده نشد. آلودگي قارچي قرنيه دهنده تنها در يك مورد آن هم در مرحله اتاق عمل ديده شد.
نتيجه گيري: روش آلودگي زدايي بانك چشم در كاهش آلودگي قرنيه دهنده، روش موثري است و در مقايسه با سال هاي گذشته بهبود چشم گيري داشته است. بروز اندوفتالميت بعد از عمل پيوند قرنيه در شرايط فعلي، نادر مي باشد.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 5 تیر 1391  11:21 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات بینایی

 
مقايسه اثر بخشي قطره ميتومايسين- سي 0.01 درصد با قطره دگزامتازون فسفات 0.1 درصد در درمان كراتوكونژنكتيويت بهاره مقاوم به درمان
 
سماواتي مرتضي*,بزازي نوشين
 
* همدان، بيمارستان امام خميني (ره)، بخش چشم پزشكي
 
 

هدف: تعيين و مقايسه اثرات مفيد و عوارض مصرف موضعي ميتومايسين- سي 0.01 درصد و قطره دگزامتازون فسفات 0.1 درصد در بيماران مبتلا به كراتوكونژنكتيويت بهاره (VKC) مقاوم به درمان مي باشد.
روش پژوهش: مطالعه به صورت كارآزمايي باليني تصادفي شده دوسوكور بر روي 54 بيمار مبتلا به VKC مقاوم به درمان انجام شد كه به طور تصادفي به دو گروه ميتومايسين- سي (27 نفر) و گروه دگزامتازون فسفات (27 نفر) تقسيم شدند.
قطره ميتومايسين 0.01 درصد و قطره دگزامتازون فسفات 0.1 درصد، 4 بار در روز به مدت 20 روز تجويز شدند. شكايات بيماران شامل احساس جسم خارجي، اشك ريزش، نور گريزي (فوتوفوبي)، خارش، ترشحات مخاطي و نشانه ها شامل پرخوني ملتحمه، پاپي هاي بزرگ ملتحمه اي، ادم ليمبوسي و نقاط ترانتاس (Trantas dots)، در ابتدا و انتهاي دوره درماني ثبت و مقايسه شدند.
يافته ها: در انتهاي دوره درماني، شكايات و نشانه هاي بيماري به طور واضحي در گروه ميتومايسين كم تر بود؛ به طوري كه دو بيمار (7.4 درصد) در گروه ميتومايسين و 26 بيمار (96.3 درصد) در گروه دگزامتازون، در پايان دوره درمان، نياز به درمان دارويي ديگري داشتند (P=0.000).
نتيجه گيري: استفاده كوتاه مدت از ميتومايسين- سي موضعي مي تواند در موارد VKC مقاوم به درمان موثر باشد.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 5 تیر 1391  11:22 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات بینایی

 14 : بينا پاییز 1385; 12(1 (پی در پی 46)):89-97.
 
آسيب هاي چشمي خانگي: گزارش مجموعه موارد
 
منصوري محمدرضا,ميرشاهي سيداحمد,حسيني مونا*
 
* تهران، ميدان قزوين، بيمارستان فارابي، مرکز تحقيقات چشم دانشگاه علوم پزشکي تهران
 
 

هدف: تعيين ماهيت و فراواني انواع آسيب هاي چشمي خانگي در بين مراجعه کنند گان به بخش اورژانس بيمارستان فارابي در مهرماه 1382.
روش پژوهش: در اين مطالعه آينده نگر، اطلاعات 100 بيمار (104 چشم) مبتلا به آسيب چشمي خانگي بر اساس مراجعه متوالي به درمانگاه اورژانس بيمارستان فارابي در مد ت مذ کور بررسي گرديد.براي دسته بندي آسيب هاي چشمي، از طبقه بندي بين المللي استاندارد چشمي (Birmingham Eye Trauma Terminology) استفاده شد.
يافته ها: آسيب هاي چشمي خانگي، علت 4.85 درصد از کل مراجعات اورژانس چشمي را در مدت مذکور تشکيل مي دادند. ميانگين سني بيماران 18± 26 سال (73- 1 سال) و ميانه سني آنها 23 سال بود. افراد زير 30 سال، 66 درصد موارد را تشکيل مي دادند. افراد مذکر 1.13 برابر افراد مونث بودند. اشياي غير نوک تيز (33 درصد) و اشياي نوک تيز (30 درصد) شايع ترين علل آسيب چشمي بودند. آسيب هاي کره چشم (گلوب)، 93.2 درصد کل آسيب هاي چشمي خانگي را تشکيل مي دادند که شامل 76.9 درصد آسيب هاي مکانيکي (72.2 درصد از نوع بسته و 4.8 درصد از نوع باز)، 14.4 درصد آسيب هاي شيميايي و 1.9 درصد آسيب هاي حرارتي بودند.
نتيجه گيري: آسيب هاي بسته مکانيکي کره چشم، شايع ترين آسيب در مصدوميت هاي چشمي خانگي بودند و افراد زير 30 سال، اکثريت موارد آسيب هاي چشمي خانگي را تشکيل مي دادند. با نظر به قابل توجه بودن آسيب چشمي خانگي نسبت به کل موارد اورژانس چشم (4.85 درصد)، خانه بايد به عنوان هدف مهمي براي اقدامات پيش گيرانه تلقي گردد.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 5 تیر 1391  11:22 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات بینایی

 6 : بينا تابستان 1385; 11(4 (پی در پی 45)):464-469.
 
تاثير بلوك ساب تنون قبل از جراحي ترميم جدا شدگي شبكيه بر كاهش عوارض حين و بعد از عمل
 
هنرمند عظيم,آقاداوودي اميد,صفوي محمدرضا*,دهقاني عليرضا,لقمانيان ليلا
 
* اصفهان، مركز چشم پزشكي فيض
 
 

هدف: تعيين اثرات بلوك ساب تنون بعد از القاي بي هوشي عمومي و قبل از شروع جراحي ترميمي جداشدگي شبكيه (RD) به وسيله باكل اسكلرا و كرايوپكسي بر كاهش عوارض حين و بعد از عمل.
روش پژوهش: در اين كارآزمايي باليني، 68 بيمار كانديد جراحي ترميمي RD به وسيله باكل اسكلرا و كرايوپكسي كه در كلاس I و ? ASA بي هوشي (American society of Anesthesiologists) قرار داشتند؛ به طور تصادفي به دو گروه مساوي 34 نفره تقسيم شدند. در هر گروه، جراحي تحت بي هوشي عمومي انجام شد ولي در گروه درمان، قبل از شروع جراحي و پس از القاي بي هوشي، بلوك ساب تنون انجام شد. بروز رفلكس چشمي- قلبي (OCR) و ميانگين فشار خون و ضربان قلب، حين و بعد از عمل و تغييرات ايسكمي در نوار قلب، تهوع و استفراغ، دليريوم، ميزان مصرف كلي مسكن و شدت درد چشمي تا 24 ساعت بعد از عمل جراحي و مدت زمان بستري در بيمارستان، در دو گروه مقايسه شدند.
يافته ها: بيماران دو گروه، از نظر سن، جنس و فشار خون و ضربان قلب از عمل، تفاوت معني داري نداشتند. ميانگين فشار خون قبل از عمل در گروه درمان و شاهد، به ترتيب 126/6.74/8و 126/4.76/4 ميلي متر جيوه (P>0.2) و بعد از عمل (در بخش)، به ترتيب 126/4.76/4و 134/6.74/4 ميلي متر جيوه (P=0.01) بود. فراواني درجات مختلف درد در گروه درمان، در كليه مراحل بعد از عمل، كم تر از گروه شاهد بود؛ به طوري كه در گروه درمان در هيچ مرحله اي بعد از عمل، درد شديد وجود نداشت ولي در گروه شاهد، در 38 درصد موارد در ريكاوري و در 25 درصد موارد در 6 ساعت بعد از عمل، درد شديد وجود داشت (P=0.001). ميزان بروز تهوع و استفراغ تا 24 ساعت بعد از عمل در گروه درمان، 41.2 درصد و در گروه شاهد 73.5 درصد بود (P<0.0001). ميزان بروز دليريوم در ريكاوري، در گروه درمان 3.7 درصد و در گروه شاهد 24.1 درصد بود (P=0.001). مدت زمان بستري در گروه درمان 26±1.5 ساعت و در گروه شاهد 34±1.5 ساعت بود (P<0.01).
نتيجه گيري: بلوك ساب تنون بعد از القاي بي هوشي عمومي در جراحي ترميم RD، به طور موثري باعث كاهش عوارض چشمي، حين و بعد از جراحي مي گردد و قابل توصيه است.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 5 تیر 1391  11:23 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات بینایی

 7 : بينا تابستان 1385; 11(4 (پی در پی 45)):470-478.
 
علل و نتايج ويتركتومي در خون ريزي خود به خودي غير ديابتي زجاجيه
 
مراديان سيامك*,ولايي منصور,احمديه حميد,سهيليان مسعود,آذرمينا محسن,دهقان محمدحسين,مشايخي آرمان,ثناگو معصومه
 
* تهران، پاسداران، بوستان نهم، بيمارستان لبافي نژاد، مركز تحقيقات چشم
 
 

هدف: تعيين علل، نتايج بينايي و آناتوميك و عوارض ويتركتومي در خون ريزي غيرترومايي و غير ديابتي زجاجيه (NDVH) در بيماران مراجعه كننده به بيمارستان شهيد دكتر لبافي نژاد طي سال هاي 1372-82.
روش پژوهش: پرونده همه بيماراني كه طي مدت مزبور به علت NDVH غير ترومايي، ويتركتومي شده و حداقل 6 ماه پي گيري شده بودند؛ از نظر ويژگي هاي فردي و نتايج معاينات قبل و بعد از جراحي مورد بررسي قرار گرفتند.
يافته ها: مطالعه بر روي 50 چشم (54.2 درصد چشم راست) از 49 بيمار (51 درصد مرد) با ميانگين سني 62.7±10.3 سال (35-87 سال) انجام شد. متوسط حدت بينايي قبل از عمل، 2.36±0.52 لوگمار بود. بر اساس مشاهدات حين عمل، شايع ترين علل NDVH غير ترومايي عبارت بودند از انسداد شاخه اي سياهرگ شبكيه (56 درصد)، انسداد سياهرگ مركزي شبكيه (16 درصد)، نورگ زايي مشميه (12 درصد) و جدا شدگي خلفي زجاجيه همراه با پارگي شبكيه، بيماري ايلز (Eales)، ويتريورتينوپاتي مادرزادي خانوادگي و سندرم ترسون (هر كدام 4 درصد). در معاينه 6 ماه بعد از عمل، متوسط حدت بينايي 1.38±0.72 لوگمار بود كه نسبت به ديد قبل از عمل، افزايش معني داري داشت (P<0.0001). شايع ترين علل كاهش بينايي قابل تشخيص در معاينه 6 ماه بعد از عمل، عبارت بودند از تغييرات پيگمانته ماكولا (26 درصد)، آتروفي عصب بينايي (16 درصد)، كدورت شديد عدسي (12 درصد) و غشاي روي شبكيه اي (8 درصد).
نتيجه گيري: به رغم افزايش معني دار آماري در حدت بينايي بعد از ويتركتومي، در اغلب موارد خون ريزي غيرترومايي و غير ديابتي زجاجيه، به علت پاتولوژي ماكولا ناشي از عامل زمينه اي خون ريزي، بهبود باليني قابل توجهي در حدث بينايي مركزي رخ نخواهد داد.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 5 تیر 1391  11:24 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات بینایی

 9 : بينا تابستان 1385; 11(4 (پی در پی 45)):484-488.
 
يافته هاي باليني و نتايج درمان جراحي در جابه جايي مادرزادي عدسي
 
دهقان محمدحسين*,سليماني زاد رضا,احمديه حميد,آذرمينا محسن,سهيليان مسعود,مراديان سيامك,ثناگو معصومه
 
* پاسدران- بوستان نهم- بيمارستان لبافي نژاد- مركز تحقيقات چشم
 
 

هدف: تعيين جنبه هاي باليني و نتايج درماني لنز كتومي در بيماران مبتلا به جابه جايي مادرزادي عدسي در بيمارستان شهيد لبافي نژاد طي سال هاي 1375-1382.
روش پژوهش: مطالعه به صورت مجموعه موارد مداخله اي با استفاده از داده هاي موجود در پرونده بيماراني كه طي مدت فوق تحت عمل جراحي قرار گرفته و حداقل
6 ماه پي گيري شده بودند؛ صورت گرفت. اطلاعات مورد بررسي شامل نوع بيماري زمينه اي، بهترين ديد اصلاح شده (BCVA) قبل و بعد از عمل، فشار داخل چشمي (IOP) قبل و بعد از عمل، رفركشن بعد از عمل و عوارض جراحي بودند.
يافته ها: در مدت مزبور،
87 چشم از 49 بيمار با ميانگين سني 13.8 سال (3-38 سال) شامل 27 فرد مذكر و 22 فرد مونث به اين علت لنزكتومي شدند. ميانگين دوره پي گيري بيماران 20±18 ماه بود. بيماري هاي زمينه اي شامل سندرم مارفان (79.5 درصد)، اكتوپي ساده عدسي (8.2 درصد)، سندرم ويل- مارچزاني (8.2 درصد) و هموسيستينوري (4.1 درصد) بودند. شايع ترين علت جراحي، عيب انكساري غير قابل اصلاح (92.1 درصد) بود. ميانگين BCVA قبل از عمل 1.13±0.32 لوگمار بود كه بعد از عمل به 0.26±0.35 لوگمار بهبود يافت (P=0.00). BCVA بعد از عمل در 82.8 درصد بيماران بهتر از 20.40 بود. در 85.1 درصد چشم ها لنز داخل چشمي اتاق قدامي (ACIOL) از نوع متكي به زاويه (angle-supprted) كار گذاشته شده بود كه در طول مدت پي گيري، فقط در يك مورد نياز به تعويض لنز ديده شد. به منظور پيش گيري از جدا شدگي شبكيه، در 63 چشم (72.4 درصد) از باند استفاده شده بود. تنها در 4 چشم، جداشدگي شبكيه اتفاق افتاد كه با موفقيت درمان شد.
نتيجه گيري: عمل جراحي لنزكتومي همراه با كار گذاشتن
ACIOL از نوع متكي به زاويه در بيماران مبتلا به دررفتگي مادرزادي عدسي، بدون عوارض قابل توجه باعث بهبود قابل ملاحظه بينايي مي گردد.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 5 تیر 1391  11:25 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات بینایی

 10 : بينا تابستان 1385; 11(4 (پی در پی 45)):489-496.
 
نتايج و عوارض بازسازي بلب با استفاده از ملتحمه بعد از عمل ترابكولكتومي
 
كريميان فريد*,برادران رفيعي عليرضا,يزداني شاهين,پاكروان محمد,اسلامي پور جميل,محبي محمدرضا,رباني خواه زهرا,رباني خواه زهرا
 
* تهران- پاسداران- بوستان نهم- بيمارستان لبافي نژاد- مركز تحقيقات چشم
 
 

هدف: ارزيابي و مقايسه نتايج روش هاي مختلف جراحي بازسازي بلب با استفاده از ملتحمه، پس از عمل ترابكولكتومي و ميزان موفقيت آن ها در مراجعه كنندگان به بيمارستان شهيد لبافي نژاد طي سال هاي 1378 تا 1382.
روش پژوهش: اين مطالعه به صورت بررسي داده هاي موجود در پرونده بيماران انجام شد. همه بيماراني كه به دنبال عمل ترابكولكتومي، دچار هايپوتوني يعني فشار داخل چشمي (
IOP) كم تر از 6 ميلي متر جيوه و يا نشت از بلب شده تحت عمل جراحي بازسازي بلب با استفاده از ملتحمه قرار گرفته بودند؛ وارد مطالعه شدند.موارد نشت از بلب، در صورت وجود سوراخ بزرگ تر از 1mm در بلب يا عدم بند آمدن آن به رغم دو هفته درمان نگه دارنده، تحت بازسازي بلب قرار گرفتند. در موارد هايپوتوني نيز در صورت ايجاد يا پيش رفت آب مرواريد، وجود ماكولوپاتي ناشي از هايپوتوني يا ايجاد چسبندگي بين عنبيه و قرنيه، بازسازي بلب انجام شد. روش هاي جراحي بازسازي بلب عبارت بودند از جلو كشيدن ملتحمه (conjunctval advancement)، فلپ چرخشي ملتحمه (rotational conjunctival flap) و گرافت آزاد ملتحمه (free conjunctival graft). توقف نشت از بلب و عدم نياز به جراحي مجدد، در حضور IOP بين 6-21 ميلي متر جيوه با استفاده از حداكثر 2 داروي موضعي ضد گلوكوم (تيمولول و دورزولاميد)، موفقيت در نظر گرفته شد.
يافته ها: طي مدت مزبور،
27 چشم از 27 بيمار (17 مرد و 10 زن) در محدوده سني 9 تا 73 سال (37.8±15.2 سال) تحت عمل جراحي بازسازي بلب قرار گرفتند. علت جراحي در 22 مورد، نشت از بلب و در 5 مورد، پيدايش عوارض ناشي از هايپوتوني بود. متوسط IOP قبل و بعد از عمل، به ترتيب 4.4±1.04 و 13.0±1.29 ميلي متر جيوه بود (P<0.001). متوسط حدت بينايي قبل و بعد از عمل، به ترتيب 0.9 لوگمار (20.160) و 0.6 لوگمار (20.80) بود (P<0.002).
متوسط نسبت كاپ به ديسك (
cup/disc) قبل از عمل 0.7 بود كه تا پايان پي گيري 6 ماهه ثابت مانده بود. ميزان موفقيت در روش جلو كشيدن ملتحمه 72.2 درصد، در روش فلپ چرخشي ملتحمه 66.7 درصد و با گرافت آزاد ملتحمه 66.7 درصد بود (P=0.73). در 2 مورد به علت تداوم نشت، بازسازي مجدد بلب لازم شد. در 62 درصد بيماران، ميتومايسين C- و در 7.6 درصد موارد، فلورواوراسيل به هنگام ترابكولكتومي اوليه مورد استفاده قرار گرفته بود و در 19.4 درصد موارد از آنتي متابوليت استفاده نشده بود. در 11 درصد موارد نيز استفاده از آنتي متابوليت نامشخص بود. متوسط زمان بين ترابكولكتومي اوليه تا تشخيص نشت يا هايپوتوني، در موارد مصرف ميتومايسين C-، كوتاه تر از همه (17 ماه) و در موارد عدم مصرف آنتي متابوليت، طولاني تر از همه (52 ماه) بود (P=0.05).
نتيجه گيري: بازسازي بلب با استفاده از ملتحمه بعد از ترابكولكتومي، روش موفقيت آميزي در توقف نشت، رفع هايپوتوني و در نتيجه افزايش ديد بيماران مي باشد.

 
كليد واژه: 
 
 
 
 
دوشنبه 5 تیر 1391  11:25 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات بینایی

 11 : بينا تابستان 1385; 11(4 (پی در پی 45)):497-504.
 
مقايسه ترابكولكتومي + ميتومايسين C و كار گذاري دريچه احمد در درمان گلوكوم آفاكي كودكان
 
پاكروان محمد*,نيك خواه همايون,برادران رفيعي عليرضا,يزداني شاهين
 
* تهران، پاسداران، بوستان نهم، بيمارستان لبافي نژاد، مركز تحقيقات چشم
 
 

هدف: مقايسه نتايج و عوارض جراحي ترابكولكتومي + ميتومايسين C (MMC) و كارگذاري دريچه احمد (Ahmed) در درمان گلوكوم آفاكي در بيماران 16 ساله يا كوچك تر به دنبال جراحي آب مرواريد مادرزادي.
روش پژوهش: در اين كارآزمايي باليني تصادفي،
30 چشم دچار گلوكوم آفاكي از 28 بيمار كه در آن ها فشار داخل چشمي (IOP) با درمان دارويي (حداقل دو داراي ضد گلوكوم موضعي) تحت كنترل نبودند؛ به طور تصادفي در يكي از دو گروه جراحي ترابكولكتومي + MMC و يا كارگذاري دريچه احمد (AGI) قرار گرفتند. بيماران در صورت وجود سابقه هر گونه جراحي داخل چشمي به جز جراحي آب مرواريد، آب مرواريد در زمينه زجاجيه اوليه هايپرپلاستيك مداوم (PHPV) و يا عفونت هاي داخلي رحمي و پي گيري كوتاه تر از 6 ماه، از مطالعه خارج شدند. نتيجه عمل به صورت موفقيت كامل (5<IOP?21mmHg بدون درمان دارويي) ، موفقيت نسبي (IOP?21mmHg با حداكثر دو داروي موضعي ضد گلوكوم) و موفقيت كلي (مجموع موفقيت كامل و نسبي) تعريف گرديد؛ مشروط بر اين كه بعد از جراحي، عوارض تهديد كننده بينايي، نياز به جراحي اضافي، پيش رفت نسبت كاپ به ديسك (cup/disc) و كاهش حدت بينايي بيش تر از دو خط تابلوي اسنلن رخ ندهد. در غير اين صورت، جراحي با شكست مواجه شده بود. اطلاعات به كمك نرم افزار آماري SPSS، نسخه 13 و با استفاده از آزمون هاي آماري مربع كاي، t و t زوج تحت تجزيه و تحليل آماري قرار گرفتند.
يافته ها: پانزده چشم از
13 كودك با سن متوسط 9.1±4.1 سال (1.5-16 سال)، تحت جراحي ترابكولكتومي +MMC و 15 چشم از15 كودك با سن متوسط 10.9±5.1 سال تحت جراحي AGI قرار گرفتند. ميانگين طول مدت پي گيري در گروه ترابكولكتومي +MMC برابر 14.8±11 ماه و در گروه AGI برابر 13.1±9.7 ماه بود. ميزان موفقيت كامل، نسبي و كلي در گروه ترابكولكتومي +MMC به ترتيب 33.3 درصد، 40.0 درصد و 73.3 درصد و در گروه AGI به ترتيب 20 درصد، 66.7 درصد و 86.7 درصد بود (P=0.361). ميزان عوارض در گروه ترابكولكتومي +MMC برابر 40.0 درصد و در گروه AGI برابر 26.7 درصد بود (P=0.439). شايع ترين عارضه در هر گروه، افيوژن مشيميه و شايع ترين علت شكست، غير فعال شدن بلب در گروه ترابكولكتومي +MMC، و خون ريزي فوق مشيميه اي در گروه AGI بود.
نتيجه گيري: به نظر مي رسد كه ميزان موفقيت و عوارض روش هاي جراحي ترابكولكتومي +
MMC و AGI به عنوان اولين اقدام جراحي در درمان گلوكوم آفاكي كودكان، تفاوت قابل توجهي ندارند و جراح، با توجه به وضعيت ملتحمه و تجربه خود مي تواند يكي از اين دو روش را انتخاب نمايد.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 5 تیر 1391  11:25 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات بینایی

 12 : بينا تابستان 1385; 11(4 (پی در پی 45)):505-513.
 
پان يووييت ناشي از وگت-کوياناگي-هاراداي کودکي: سير باليني و درمان
 
آل طه مريم,سهيليان مسعود*
 
* تهران، پاسداران، بوستان نهم، بيمارستان لبافي نژاد، مرکز تحقيقات چشم
 
 

هدف: ارزيابي سير باليني بيماري و اثر بخشي و بي زياني متوترکسات در مهار التهاب داخل چشمي و ارايه نتايج لنزکتومي-ويترکتومي و گونيوسينکيولايزيس در پان يوووييت ناشي از وگت-کوياناگي-هاراداي کودکي (pediatric VKH).
روش بررسي: مطالعه بر روي 20 چشم از 10 بيمار مبتلا به پان يووييت ناشي از
VKH کودکي (يعني با شروع در 14 سالگي يا پيش از آن) انجام شد. در همه بيماران، از درمان گام به گام طبي شامل پردنيزولون خوراکي (0.5-1 mg/kg) و متوترکسات تکميلي به صورت خوراکي (mg 7.5-5، يک بار درهفته) در موارد مقاوم استفاده شد. جراحي براي درمان عوارض بيماري از قبيل آب مرواريد داراي اهميت از نظر بينايي و گلوکوم ثانويه به کار گرفته شد که شامل لنزکتومي ويترکتومي پارس يا بدون سينکيولايزيس محيطي قدامي به صورت يک مرحله اي بود. پيامدهاي اصلي مورد سنجش شامل مهار التهاب، ميزان کورتيکواستروييد مورد نياز، حدت بينايي و فشار داخل چشمي (IOP) بودند. حداقل مدت پي گيري 6 ماه بود.
يافته ها: همه بيماران در ابتدا با کورتيکواستروييد موضعي و خوراکي درمان شده بودند. در 6 بيمار، متوترکسات نيز اضافه شده بود. در همه چشمه ها، التهاب کاهش يافت. عوارض جانبي متوترکسات در حد خفيف و گذرا بودند. در 9 چشم از 5 بيمار، لنزکتومي-ويترکتومي انجام شد که در همه موارد موفق بود و موجب هيچ گونه تشديدي در التهاب نگرديد. در 8 چشم
IOP بالا بود که در 6 مورد، سينکيولايزيس محيطي قدامي همراه با لنزکتومي-ويترکتومي انجام شد. بعد از عمل، IOP در همه موارد همراه با مصرف تيمولول، کنترل شده بود. حدت بينايي در همه موارد حفظ شد يا بهبود يافت. ديد نهايي در 30 درصد بيماران 20.40³ و تنها در 20 درصد بيماران کم تر از 20.200 بود.
نتيجه گيري: به نظر مي رسد که سير پان يووييت ناشي از
VKH کودکي، وخيم تر و ميزان وقوع آب مرواريد و گلوکوم ثانويه در آن بالاتر باشد. متوترکسات خوراکي به عنوان يک داروي تکميلي، درمان موثر و بي زياني است و داراي اثرات کاهنده کورتيکواستروييد مورد نياز براي کنترل نيز مي باشد. مداخلات جراحي شامل سينکيولايزيس در همراهي با لنزکتومي-ويترکتومي پارس پلانا ممکن است در کنترل IOP در چشم هاي دچار آب مرواريد و گلوکوم ثانويه، موثر باشند.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 5 تیر 1391  11:25 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات بینایی

 8 : بينا تابستان 1385; 11(4 (پی در پی 45)):479-483.
 
ارتباط بين نمايه توده بدني (BMI) و ماكولوپاتي اگزوداتيو وابسته به سن
 
فقهي مصطفي*,فرهي فريدون,لطيفي محمد,رضايي محمدرضا
 
* اهواز، بيمارستان امام خميني
 
 

هدف: تعيين ارتباط بين BMI (body mass index) و ابتلا به استحاله سني ماكولا (ARMD) از نوع اگزوداتيو.
روش پژوهش: اين مطالعه مورد- شاهدي بر روي
60 بيمار مبتلا به ARMD اگزوداتيو و 60 شاهد بدون اين عارضه انجام شد كه همگي بالاي 50 ساله بودند. بيماران دو گروه از نظر سن، جنس، سابقه سيگار كشيدن، ابتلا به فشار خون بالا و BMI مورد بررسي و مقايسه قرار گرفتند. مقايسه فراواني ها با استفاده از آزمون مربع كاي و مقايسه ميانگين ها با استفاده از آزمون t در سطح معني داري P<0.05 انجام شد. براي عوامل اضافه وزن (BMI>25kg.m2) و كشيدن سيگار، نسبت شانس (OR) و فاصله اطمينان 95 درصد (CI%95) محاسبه شد.
يافته ها: در گروه مورد
66.7 درصد و در گروه شاهد 43.3 درصد افراد مرد بودند (P<0.01). متوسط سن گروه مورد 71.0 سال و گروه شاهد 71.4 سال بود. متوسط BMI در گروه مورد 26.77 و در گروه شاهد 25.32 كيلوگرم بر متر مربع بود (P>0.05). در گروه مورد، 5 درصد لاغر (BMI<20kg.m2) ، 35 درصد داراي وزن متناسب (20?BMI?25kg.m2) و 60 درصد داراي اضافه وزن بودند، اين فراواني ها در گروه شاهد، به ترتيب 15 درصد، 38.3 درصد و 46.7 درصد بودند (P>0.05). اضافه وزن، قبل (0.81-3.57 :OR=0.71) و بعد از حذف سيگار (0.73-2.6: CI%95و OR=1.65) تاثيري بر بروز ARMD اگزوداتيو نداشت ولي نقش سيگار در بروز ARMD اگزوداتيو (2.33-49.74: CI%95 و OR=10.54) معني داري بود.
نتيجه گيري: اين مطالعه نشان داد كه ارتباط آماري معني داري بين
BMI و ARMD اگزوداتيو وجود ندارد.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 5 تیر 1391  11:26 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات بینایی

 

 20 : بينا تابستان 1385; 11(4 (پی در پی 45)):571-573.
 
مقاله تصويري (Photo Essay)، كارسينوماي سباسه پلك
 
سهيليان مسعود*
 
* دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي
 
 

خانم 72 ساله اي با تاريخچه 6 ماهه کراتوکونژنکتيويت چشم چپ به درمانگاه چشم پزشکي مراجعه نمود. در معاينه بيوميکروسکوپي، ندول هاي متعدد و سفت بدون دردي در پلک بال و پايين قابل لمس بودند. ملتحمه، واکنش پاپيلري منتشر را نشان مي داد و قرنيه يک پانوس 360? داشت. چشم راست بيمار طبيعي بود.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 5 تیر 1391  11:26 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات بینایی

 21 : بينا تابستان 1385; 11(4 (پی در پی 45)):574-579.
 
باز آموزي مداوم چشم پزشکي؛ سردرد و دو بيني متناوب در يك مرد 72 ساله
 
سهيليان مسعود,آل طه مريم
 
 
 

مرد 72 ساله اي با شکايت سردرد و دوبيني  متناوب از 4 ماه قبل به درمانگاه چشم مراجعه نمود. سردرد در طول روز به صورت يکنوخت و منتشر در تمام جمجمه احساس مي شد. علايم بيمار به تدريج ايجاد شدند. سابقه بيماري سيستميک يا مصرف دارو، سيگار يا جراحي را نمي داد.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 5 تیر 1391  11:26 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات بینایی

 13 : بينا تابستان 1385; 11(4 (پی در پی 45)):514-518.
 
توزيع نسبي و تظاهرات انواع فلج اعصاب چشمي ناشي از ديابت
 
رستگار ابوالقاسم*,اسلامي محمدحسن
 
* يزد، دانشگاه علوم پزشکي يزد، بيمارستان شهيد صدوقي
 
 

هدف: تعيين شيوع انواع اعصاب 3، 4 و 6 مغزي و تظاهرات باليني آن در بيماران ديابتي مبتلا به فلج چشمي.
روش بررسي: اين مطالعه توصيفي در درمانگاه هاي چشم پزشکي و نورولوژي دانشگاه علوم پزشکي يزد از فروردين 1383 لغايت مهر 1384 انجام شد. شکايات و نشانه هاي بيماران بررسي گرديد.
نتايج: مطالعه بر روي 41 بيمار ديابتي با فلج اعصاب چشمي شامل 53.7 درصد زن و 46.3 درصد مرد انجام شد. سن متوسط بيماران 62.5 سال بود و بيش ترين فراواني را بيماران بين 65 تا 75 سال سن داشتند. شکايات بيماران شامل دوبيني (85.4 درصد)، اختلال در وضعيت نگه داري سر (63.4 درصد)، تاري و اختلال ديد (9.8 درصد) و علايم ديگر مثل سردرد، سرگيجه و درد چشم هنگام حرکت (12.2 درصد) بود. شايع ترين عوارض شامل اگزوتروپي (36.6 درصد)، هيپروتروپي (24.4 درصد)، ايزوتروپي (19.5 درصد) و انحراف چشمي مختلط (19.5 درصد) بودند. شيوع انواع فلج اعصاب چشمي عبارت بودند از فلج زوج سوم در 51 درصد، فلج زوج چهارم 24.4 درصد، فلج زوج ششم 19.5 درصد.
نتيجه گيري: مطالعه نشان داد که بيش از يک دوم موارد فلج اعصاب چشمي ناشي از ديابت، مربوط به فلج زوج سوم مي باشد و شکايت عمده بيماران، دوبيني است.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 5 تیر 1391  11:26 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات بینایی

 14 : بينا تابستان 1385; 11(4 (پی در پی 45)):519-523.
 
مشکلات چشمي ناشي از دسفرال در بيماران مبتلا به تالاسمي
 
شهرياري حسين علي*,قاسم زاده فرزانه,عشقي پيمان,معصوميان بابك
 
* زاهدان- بيمارستان چشم پزشکي الزهرا(س)
 
 

هدف: تعيين شيوع يافته هاي چشمي حاصل از مصرف دسفرال در بيماران مبتلا به بتاتالاسمي ماژور.
روش بررسي: اين مطالعه مقطعي بر روي 100 بيمار مبتلا به بتاتالاسمي ماژور انجام شد که حداقل به مدت 3 سال از پمپ دسفرال استفاده مي کردند. بيماران، تحت معاينات کامل چشم پزشکي شامل تعيين ديد رنگ و سنجش ميدان بينايي قرار گرفتند و در 50 بيمار
ERG (الکترورنينوگرافي) نيز به عمل آمد.
يافته ها: سن متوسط بيماران 14.4 سال بود. گرچه فقط 9 بيمار از مشکلات چشمي شکايت داشتند (8 نفر از شب کوري و يک نفر از کاهش دايم ديد) ولي 74 درصد بيماران براساس معاينات کامل چشم پزشکي و 100 درصد بيماران
ERG شده، دچار درگيري چشمي شده، دچاردرگيري چشمي بودند. آب مرواريد در 43 بيمار ديده شد که شايع ترين شکل آن، نوع قشري بود (69 درصد). ناهنجاري فوندوس در 9 بيمار ديده شد. ديد رنگ در 35 بيمار، غيرطبيعي بود که شايع ترين شکل آن به صورت تريتانوپي (triranopia) بود (80 درصد). نقايص ميدان بينايي در 71 بيمار ثبت شدند که اسکوتوم پاراسنترال، شايع ترين شکل آن بود (94 درصد). ERG در موارد انجام شده، در همه بيماران غيرطبيعي بود که دامنه امواج a و b در مرحله تاريکي (scotopic) به طور قابل توجهي (P<0.001) اختلال را نشان مي داد. ارتباط قابل توجهي بين سن بيماران و مدت مصرف دسفرال با شيوع عوارض چشمي نداشت. همه بيماراني که روزانه به ميزان 40mg/kg يا بيش تر دسفرال دريافت مي کردند؛ علاوه بر نقايص ثبت شده در ERG، اختلال در ميدان بينايي و ديد رنگ نيز داشتند.
نتيجه گيري: دسفرال موجب عوارض چشمي قابل توجهي مي گردد و عامل خطر ساز اصلي، مقدار مصرفي دارو مي باشد. بيماران بايد در فواصل مناسب تحت معاينات چشمي قرار گيرند.
ERG در اثبات موارد زودرس سميت چشمي دسفرال بسيار کمک کننده است. در نبود ERG، سنجش ميدان بينايي مي تواند در تشخيص زودرس علايم سميت دارو مفيد باشد.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 5 تیر 1391  11:26 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها