0

بهشت خانواده

 
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:بهشت خانواده

درس پنجاه و چهارم : زن از نظر اسلام و ديگران

كسانى كه تمام مآخذ اسلامى راجع به (( زن )) را مطالعه كرده اند و حتى شما خواننده محترم كه از اول كتاب تا اينجا با نويسنده همراه بوده ايد، پى برده و دانسته ايد كه :
اسلام مى خواهد، زن براى شوهر و فرزندانش باشد و شوهر و فرزندان براى او باشند، و ديگران مى خواهند زن براى همگان باشد و هيچكس براى او نباشد.
اسلام مى خواهد زن در پيرى ، شوهر و فرزندان و نوادگانى داشته باشد كه پروانه وار گردش بگردند و به ديده احترام به او بنگرند و او هم از ديدن ايشان لذت برد و نتيجه شيرين و پربار خانه داريها و بچه داريهايش را بچشد و با عزت و افتخار و اطمينان جان به جان آفرين تسليم كند.
خرم زنى كه هست به گيتى ... تنها به شوى خود خوش و خرسند
زيباترين نگار جهان چيست ... زن در كنار شوهر و فرزند
ولى مكاتب ديگر مى خواهند كه اگر زن از دام آنها بجهد، حداكثر دو فرزند بيشتر نداشته باشد و هميشه يا قرصهاى انسان كش آنان را بخورد، يا كورتاژ كند و هماره مبتلا به ضعف اعصاب و محتاج به داروها و جراحيهاى آنان باشد. و در پيرى هم يا در خيابانها پرسه زند و يا در خانه ها دلال هواها باشد و سرانجام در انزوا و پوچى و بى ثمرى بميرد.
دنياى استعمارى روز، اين همه بدبختى را براى زن از آنجا شروع مى كند كه حجاب را از سر او بر مى دارد و از لانه امن و استراحتش بيرون مى كشد و پشت ميز اداره و صندلى كارخانه اش مى نشاند، سپس آرايش دوست و مدپرستش مى كند؛ آن هم به سبك خودش كه با فرهنگ او بيگانه مى باشد.
زن معصوم ساده دل هم گول مى خورد و بازيچه دست آنها مى شود و مصرف كننده كالاها و مصرف شده هواهاى آنها مى گردد و خيال مى كند متمدن گشته و ترقى كرده است . (زنانى را مى گوييم كه چنين شدند نه خانمهاى مسلمان وظيفه شناس را.)
اين سالوسان شياد و بازيگران صياد، ميليونها زن پاكدل را با تبليغات پوچ و توطئه هاى مزورانه خود، به عنوان آزادى و تساوى حقوق و مقدم داشتن كلمه (( خانمها )) بر (( آقايان )) فريب داده و از هويت و شخصيت مادرى خود خالى كرده و در دام لعنتى خويش انداخته اند.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 15 مرداد 1391  10:15 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:بهشت خانواده

2


بانويى را كه اسلام به قدرى محترم شمرده كه مى خواهد در خانه بنشيند تا خواستگار خدمتش برسد، مجبورش كرده اند تا در خيابان و اداره خود را عرضه نمايد و براى خود شوهر پيدا كند، كسانى را كه اسلام به قدرى عزيز شمرده كه ايشان را (( امانت خدا، محبوب پيغمبر، ريحانه ، به فرموده على و... )) معرفى كرده است و مى خواهد چون مرواريدى در صدف باشند، دنياى مادى امروز آنان را از خزانه و گنجينه خود بيرون آورده و هدف تير انظار پليد هر كس و ناكسى قرار داده است .
دل هر انسان با وجدانى براى اين فرشتگان معصوم كباب مى شود كه چگونه انسانى را كه اسلام مى خواهد در پناه شوهر و فرزندانش با عزت و شرف زندگى كند، او را صيد كرده اند و مانند گوشت قربانى به اين و آنش ‍ مى بخشند. بلكه اين مزوران حيله گر به نحوى زن بيچاره را شست و شوى مغزى مى دهند كه تبليغات موذيانه آنها را درباره آزادى و تساوى و تمدن و ترقى باور مى كند: يا شوهر نمى كند و يا طلاق مى گيرد و يا كار ادارى را بر شوهر دارى و تربيت استوانه هاى جامعه ترجيح مى دهد و خود را به دست خود، در دام دلسوز نمايان شهوتران مى اندازد.
اين افسونگران سالوس ، كارى مى كنند كه سخن خدا و پيغمبر مهربان به گوش اين پاك طينتان نرسد. يا از اول تعليمات مقدس اسلام را بدنما و نازيبا جلوه مى دهند يا آنرا تحريف و تقطيع مى كنند يا رهبران اسلام را بدخواه و دشمن زن مى خوانند تا به هدف شوم و ناپاك خود برسند و مهدلان پاك نهاد را به دام لعنتى خود اندازند و (( تز )) جهانخوارى خود را بر پايه تسلط بر زن و ابزار قرار دادن او بنا نهند، زيرا مدير خانه و دكور و آشپزخانه و لباس ‍ و لوازم آرايش است و همه اينها در كارخانه هاى آنها ساخته مى شود.
نويسنده شك ندارد كه اگر اين خبيثان حريص بگذارند تعليمات مقدس ‍ الهى با صورت صاف و بى پيرايه اش به گوش اين پاكدلان حساس برسد، آنها استعداد شنوايى دارند و خواهند پذيرفت . كدام زن نمى پذيرد كه عمرى با يك همسر سپرى كردن و دائما زندگى گرم و با صفا داشتن و مادر بزرگ خانواده شدن بهتر است از راهى غير از اين رفتن !؟
ءارباب متفرقون خير اءم الله الواحد القهار (251)
خلاصه اينكه : اسلام چون دلسوز و مهربان است ، چون حقيقت گو و صريح اللهجه است ، چون مانند استعمارگران ، رياكارى و نفاق ندارد، به زنان توصيه مى كند: براى شوهر خود زينت كنند، نه براى ديگران . براى شوهر خود طنازى و عشوه گرى كنند، نه براى ديگران . دل شوهر خود را به دست آورند، نه دل ديگران . به خانه و زندگى خود دل ببندند، و به جاى ديگر چشم نداشته باشند. با شوهر خود، گرم و با صفا و با محبت باشند، تا دل شوهرشان متوجه زن ديگر و جاى ديگر نباشد. زن مى تواند با زبان خوش و حركات شيرين ، ريسمانى از محبت و عشق بر چشم و گوش و دست و پا و دل شوهر خود ببندد كه او را ياراى حركت ، جز به سوى همسر و خانه خود نباشد. مگر اندكى از مرد نمايان شهوت پرست و هرزه و هوسباز سست تنبان كه خداوند متعال يا به زودى مرگشان دهد و يا زن بيچاره را از خانه آنها نجات دهد.
اگر كسى تمام مطالب اسلامى راجع به زن را مطالعه كند به اين نتيجه مى رسد كه اسلام مى خواهد بگويد: (( زن در حالى كه جاذبه دارد يا بايد از خانه امن خود بيرون نيايد، يا اگر براى صله رحم و معالجه و گرفتن حق خويش و كارهاى ضرورى ديگر بيرون مى آيد، جذابيت خود را بپوشاند، به نحوى كه لباس و وضع حركاتش عادى باشد تا نگاه مردان به او، مانند نگاه مردان و كودكان و اشياء ديگر باشد و راه رفتن زن هيچ نظرى را جلب نكند. ))
همه اينها براى اين است كه زن منحصرا براى شوهر باشد و شوهر براى زن . وقتى شوهر تنها زن خود را آنهم با آرايش و زينت ببيند و زنان ديگر نظر او را جلب نكنند، زن خود را فرشته مى داند و هوس و شهوتش به سويى ديگر تحريك نمى شود. اين سياست اسلام است و آن هم سياست استعمارگران ديگر كه مى بينيد و مى خوانيد:
آنها تمام مرواريدها را از صدف بيرون مى ريزند تا تعدادى خوش آب و رنگش مشترى - يا مشتريها - پيدا كنند و بقيه بنجل و وازده و ته مانده محسوب شود.
زنان عاقل و هوشمند جهان ! كدام يك از اين دو سياست بهتر است ؟ فكر كنيد و پاسخ دهيد.
اگر نگوييم زنان در اين جا گول مردان را خوردند، بايد بگوييم : برخى از آنها كه از فرهنگ الهى ، به سوى فرهنگ استعمارى رفتند، سود شخصى را بر سود نوع ترجيح دادند و مصلحت نوع را فداى مصلحت شخص كردند، زيرا يك زن مثلا فكر مى كند: من كه زيبايى و دلربايى بيشترى دارم ، در خيابان و اداره ظاهر مى شوم تا شوهر متشخص تر و اعيان ترى پيدا كنم ؛ ولى او فكر نكرده است كه اين روش اگر براى خود او مفيد باشد براى نوع زن زيان آور و فلاكت بار است .
زيرا شوهرانى كه چنان زنى ندارند. هنگامى كه او را در خيابان و اداره ، بدون پرده ببينند، لااقل بعضى از آنها كه هوسباز و شهوتران هستند، نسبت به همسر خود، بى مهر و كم علاقه مى شوند و جوانانى هم كه هنوز همسر نگرفته اند، در انتظار مى نشينند تا مانند او را پيدا كنند. در اين ميان چه مفاسدى كه پيدا مى شود خدا مى داند.
اسلام مى خواهد وقتى مردى زنى را مى بيند، به قدرى حركات و رفتار آن زن عادى باشد كه بيننده را به فكر مقايسه و معادله با زن خود نيندازد، بلكه اصلا بيننده را متوجه خود نكند و فكر او را مشغول ندارد و حتى چند لحظه هم او را از مسير فكرى و زندگيش باز ندارد.
اگر بگويم : بزرگترين حيله و نيرنگى كه در جهان بشريت رخ داد، همين حيله بود كه مردان نسبت به زنان انجام دادند، مبالعه نگفته ام . اگر به استثناى معدودى از زنان مسلمان متعهد، صدها ميليون زن ديگر، اين كلاه را نمى پذيرفتند و فرهنگ استعمار را قبول نمى كردند، جا داشت كه در صحت انتساب ضعيف العقل بودن آنان شك و ترديد كنيم ، ولى اگر كسى بگويد: چرا لااقل زنان مسلمان از اين قبيل ، نتوانستند حيله شرعى به كار برند و به شوهران خود بگويند: اسلام بما اجازه نداده است كه پشت ميز بنشينم و پول در بياورم ، شما بايد مخارج خانواده را متكفل شويد، چه جوابى خواهند داد؟ (البته اداره رفتن مخالف شرع را مى گوييم ) يا چه مى شد اگر زنان غير مسلمان به شوهرانشان مى گفتند، از زمانى كه بچه در رحم ما جايگزين مى شود تا زمانى كه وضع حمل مى كنيم و سپس دو سالى كه شير مى دهيم و بعدا تا زمانى كه به مدرسه اش مى فرستيم و زبان تعليمش ‍ مى دهيم و از خطرات و حوادث نگهداريش مى كنيم ، به مقدار تمام زحماتى است كه شما مردان در تمام عمر در خارج خانه انجام مى دهيد، ما علاوه بر يك كودك ، كودكان متعددى مى زاييم و تربيت مى كنيم ، ديگر ما طاقت بيرون رفتن از خانه و درگيرى با مردان را نداريم . اين ظلم است و اجحاف كه شما مردان به ما روا مى داريد. علاوه بر چنين زحمت طاقت فرسايى كه همه مردان از انجام آن عاجزند و ما به خوبى انجام مى دهيم ، چرا زحمت ديگرى به گردن ما مى گذاريد؟!!
برخى از مردان اسير شهوت براى به دام انداختن زنان سفسطه و مغالطه ديگرى مى كنند. بلكه از سفسطه و مغالطه بالاتر، بايد بگويم ، چشم بندى علمى مى كنند. آنها مى گويند: زنان اگر پوشيده و با حجاب در برابر مردان ظاهر شوند، مردان حريصتر مى شوند و بيشتر به آنها متوجه مى گردند و حس كنجكاوى آنها بيشتر تحريك مى شود، ولى اگر بى پرده و باز چهره باشند، مردان از ديدنشان سير مى شوند و ديگر تحريك و شهوتى در ميان نيست .
اين بيگانه پرستان شياد، خود مى دانند كه دروغ مى گويند، غريزه جسنى در برابر صحنه هاى هيجان انگيز، تيز مى شود نه سير، اينجا داستان زنبور است و انگور. زنبور تا نيش خود را به انگور فرو نبرد، سير نمى شود. يا بايد انگور را نبيند يا اگر ديد، نحوه سير شدنش معلوم است .
جان من و همه شما رياكاران فداى پيغمبر صريح اللهجه اى باد كه مى گويد: چون چنين صحنه اى را ديديد، نزد همسر حلال خود برويد؛ سپس با دست پر و غسل كرده به كوچه و گذرگاه آييد و با خاطرى آسوده ، مشغول كسب و كار باشيد.
خداشناسان ديگرى مى گويند: انسان همواره در راه تكامل و ترقى مى رود. به راهى مى رود و از آن راه صدمه مى بيند، ديگر به آن راه نمى رود، بنابراين هر قدمى كه انسان برمى دارد، بهتر از قدم پيشين است و هميشه سال دوم زندگيش بهتر از سال اول و سال سومش بهتر از سال دوم است .
زنان پيش از انقلاب صنعتى ، محدود بودند و در خانه محصور، ولى از آن زمان دانستند كه بهتر اين است كه از حصار و محدوديت بيرون آيند و همدوش مردان باشند و اين عمل قدم گذاشتن در راه ترقى و تكامل است . ديگر نمى شود آنان را به عقب برگردانيم و در خانه محصور كنيم .
در پاسخ اين شبهه بايد بگويم اولا اين راه را خود زنان انتخاب نكردند، بلكه مردان جهانخوار شهوتران ، براى ارضاء غريزه جنسى خويش ، اين كلاه را بر سر آنان گذاشتند و ثانيا مقتضاى دليل آنها اين است كه انسان هر قدمش ‍ كاملتر و مترقى تر از قدم نخستين است ، در صورتى كه چنين نيست . بسيارى از اوقات انسان تصريح مى كند كه (اين كه بدتر شد، خودم كردم كه لعنت بر خودم باد) و همچنين توبه ها و پشيمانى ها و لب گزيدنها و عذرخواهى ها، همگى در همين مسير است . البته شايد تعجب كنيد كه انسان راه غلطى را 150 سال ادامه دهد، ولى بايد دانست كه مقتضاى دليلى كه از قول آنها گفتيم اين است كه انسان تا آخر عمرش همواره در وسط راه باشد، تكامل مطلق براى انسان ممكن نيست . فلسفه مى گويد كامل مطلق يكى است و آن خداست ولى ما در اينجا با كسانى سخن مى گوييم كه فرض كرديم مادى و ماترياليست باشند.
ما از اينگونه خوانندگان تقاضا داريم كه ادله عقلى و نقلى ما را در درسهاى گذشته بخوانند و با ادله خود بررسى كنند و سپس منصفانه قضاوت نمايند.
كسانى هم مى گويند (( دنياى امروز مساله زن و غريزه را حل كرده و با برداشتن قيود و حدود اسلامى از گردن زن ، هيچگونه مشكلى در اين راه باقى نگذاشته است . دختران و پسران در استخرها شنا مى كنند و هيچ پدر و مادرى نگران دخترش نيست و زنان با مردان در اطاقهاى خلوت كار مى كنند و هيچ شوهرى نگران زنش نيست . اين دغدغه ها و پريشانى هايى كه در ميان مسلمين مشاهده مى شود، در جوامع غير اسلامى ، اصلا مطرح نيست و زن و مرد، فارغ البال به فكر كار و زندگى خود مشغولند. ))
متاءسفانه اين سخن گاهى از متظاهرين به اسلام هم شنيده مى شود و در مقام تمجيد و ستايش ، نه طعنه و سرزنش هم مى گويند. آرى ، اگر مقصود آنها از حل شدن اين مشكل ، تنها نبودن دغدغه و اضطراب باشد، سخن درستى است .
ما تصديق داريم ، مردانى كه آن فرهنگ را پذيرفته اند، اگر همسرشان شبى به خانه نيايد، نگران نمى شوند. و اگر دخترشان يك هفته با پسرها به مسافرت برود باكى ندارند، قرصهاى جلوگيرى علاج اين دغدغه ها را كرده است . در عصر اتم باكره نبودن و با مردان رقصيدن و فرزند نامشروع زاييدن كه قبح و زشتى ندارد. پس چه جاى نگرانى و تشويق است ؟!!
با كسانى كه نمى توانند بدون اجازه ديگران تفكر كنند، سخنى ندارم آنها واقعا از شخصيت خود تهى گشته و مقلدى تمام عيار شده اند. آنان نمى توانند فكر كنند كه حل كردن مشكل غريزه مانند حل كردن مشكل اقتصاد است . چنانكه مى گويند - كه شايد درست هم نباشد - در كشورهاى كمونيستى ، دزدى و رباخوارى و فقر و تكدى وجود ندارد. اما مردم آن ديار، از حقيقت انسانيت كه آزاد انديشى و خلاقيت و عرفان و بلند پروازى از امتيازات اوست ، تهى گشته و مجبورند چنان فكر كنند كه روساء حزب آنها مى خواهند.
در موضوع غريزه جنسى هم بايد بگوييم : دنياى امروز اشكال دغدغه و اضطراب را حل نموده ؛ اما انسانيت را از اصالت و عفت و نجابت و غيرت خود خالى كرده است . انسان در مكتب آنها محتوايى جز شكم و زير شكم ندارد. براى عفت و غيرت و نجابت در مكتب آنها مفهوم و معنايى پيدا نمى شود و قاموسهاى ايشان از اين الفاظ مقدس به كلى تهى گشته است .
اگر به آنها بگويى : تاريخ بشريت ، پاكدامنى جناب مريم و حضرت يوسف را ستوده و كردار زليخا و مردان هرزه و آلوده دامن را نكوهش و تقبيح كرده است ، لبخندى مى زنند و سرى تكان مى دهند، به علامت اينكه امروز يك ميليارد زن به راه زليخا مى روند و همان اندازه مرد به دنبال آنان دوان هستند و شما از حسن و قبح كردار يوسف و زليخاى چهل قرن پيش سخن مى گوييد. اين است معنى از خود تهى گشتن و بدون اجازه ديگران فكر نكردن .
آرى يك گلوله نخ پر گره بدست - به اصطلاح - روشنفكران شرق و غرب افتاد و آنها همه گره ها را بريدند و هزاران تكه نخ بى گره تحويل دادند و گفتند ما تمام اشكالات را حل كرديم و يك گره باقى نگذاشتيم . آنها حوصله نداشتند، مانند رجال دلسوز الهى ، سر نخ را پيدا كنند و تك تك گرهها را از يكديگر بگشايند و گلوله نخ را با تمام هويتش تحويل دهند. باور كنيد كه انسانيت در نظر اينها به اندازه يك گلوله نخ هم ارزش ندارد و انسانهاى بسيارى در كارخانه هاى آنها اسير ساختن گلوله هاى نخ مى باشند و هيچ اثر ديگرى از خود بروز نمى دهند، بلكه نمى توانند و نبايد بروز بدهند.
اما كسانى كه مى خواهند بدانند اسلام مشكل غريزه را چگونه ، قدم به قدم و مو به مو با باريك بينى و ظرافت حل كرده است لااقل احاديث همين كتاب را با دقت مطالعه كنند.
 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 15 مرداد 1391  10:16 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:بهشت خانواده


ازدواج موقت و چند همسرى


سياست اسلام نسبت به تجويز متعه (صيغه ) و تعدد زوجات اين است كه هر گاه به خاطر پيش آمد جنگ يا علل و حوادث ديگرى ، عده زنان در شهر يا مملكتى بيش از مردان آن ناحيه باشد، زنان اضافى كه بى شوهر مانده اند، به سوى فحشاء و ناموس فروشى كشيده نشوند؛ بلكه مزاوجت آنان با مردان ، با اجراء عقد و ثبت در دفتر و با نگه داشتن عده و معلوم بودن پدر طفل باشد. فرزند آنها حلال زاده باشد و ازدواجشان رسمى و شرعى (252) . اگر غير از اين باشد، زن بايد يا راهبه شود و يا ناموس فروشى كند و هر ساعتى اسير شهوتى گردد و اگر فرزندى بياورد، حرامزاده و نامشروع و بدون شناسنامه باشد.
در اينجا به زنانى كه از هوو داشتن بدشان مى آيد بايد بگويم : اگر خود آنها به جاى آن هوو بودند چه مى كردند؟ هوو هم خواهر دينى او مى باشد و زنى است مانند او كه پيش آمد روزگار، او را زن دوم و تو را زن اول قرار داده است . در اينجا سوال من از زن اول اين است كه اگر خود او زن دوم بود چه مى كرد؟ و چه انتظارى از هوويش داشت ؟ چرا فكر نمى كند كه هوو هم از او همان انتظار را دارد!!
سوال ديگر من - نسبت به متعه - اين است كه : زن يا مى خواهد با مردى ازدواج كند و جفت مردى شود و يا نمى خواهد. اگر نمى خواهد كه از مورد بحث ما خارج است . او در خانه مى نشيند و يا در جايى به كارى مشغول مى شود ولى اگر مى خواهد، ازدواج كند، آيا زنى رسمى و قانونى باشد بهتر است يا زنى غير رسمى و غير قانونى ؟ در اينجا هم فكر كنيد و پاسخ دهيد. آيا زنانى كه مقررات اسلام را پذيرفته اند، عزيزتر و با شخصيت ترند يا آنان كه بردگى فكرى و اسارت عقيدتى ديگران را كور كورانه باور كرده اند؟ ان شاء الله در جلد دوم بحث مبسوطى درباره چند همسرى و ازدواج موقت از نظر همه گروههاى بانوان و دوشيزگان خواهيم داشت .

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 15 مرداد 1391  10:16 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:بهشت خانواده


دليل


233- قال على (عليه السلام ): لا تطيعوا الاءدعياء الذين شربتم بصفوكم كدرهم و خلطتم بصحتكم مرضهم واءدخلتم فى حقكم باطلهم . (253)
اميرالمؤ منين (عليه السلام ) فرمود: پيروى نكنيد از آلوده نسبهائى كه همراه آب صاف خودتان گل و لاى ايشان را نوشيديد و تندرستى خود را با بيمارى آنان آميخته كرديد و در راه حق خود، روش باطلشان را داخل نموديد. (254)
مسلمانان آنچه از دستورات دينى خود دارند، همگى صاف است و حق و صواب و آنچه از ديگران گرفته اند، همگى آلوده و بيمارى زا و باطل است ، بنابراين مسلمينى كه چنين وضعى را از بيگانگان ديده اند سزاوار نيست ، از آنها پيروى كنند.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 15 مرداد 1391  10:17 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:بهشت خانواده

 

درس پنجاه و پنجم : ضرب المثلهاي ملل مختلف

آوردن مثل در ميان هر قوم و ملت و نزد اهل هر لغت و زبانى مرسوم است و فايده آن اين است كه گوينده با آوردن مثل مى تواند مقصود خود را روشن تر و بهتر ادا كند و اگر آن مثل مطابق حقيقت باشد، مطلب را در ذهن شنونده بهتر و بيشتر جايگزين مى كند و بلكه او را براى شنيدن سخن آماده تر و شائقتر مى نمايد.
قرآن كريم براى هدايت انسانها مثلهاى بسيارى آورده و در پايان مى فرمايد: (( اين مثلها را براى مردم مى زنيم شايد تفكر كنند اندرز گيرند. ))
درباره (( زن )) و نشان دادن ماهيت و حقيقت او، در ميان هر قومى و ملتى مثلهائى وجود دارد كه نشان دهنده فرهنگ و طرز فكر آن ملت است و مجموع آنها نشان دهنده حقيقت و واقعيت زن .
ما در اين درس ، ابتدا ضرب المثلهاى اقوام و ملل را نسبت به زن مى آوريم و در پايان ، ضرب المثلهااى را كه از قرآن و اسلام نسبت به زن استفاده مى شود، بيان مى كنيم و در پايان با تذكر چند مطلب كوتاه ، قضاوت را به خوانندگان بصير و منصف وا مى گذاريم .

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 15 مرداد 1391  10:53 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:بهشت خانواده


ضرب المثلها
1- آرژانتينيها

زن بد و زن خوب هر دو به شلاق احتياج دارند.
2- افريقائيها
زن زيبا، خواهر مردان بسيارى است .
پوشش زن به قيمت آرامش دل شوهر است .
هر قدر با زن صميمى باشى قلبت را به او وامگذار.
زن حكم اسب را دارد، كسى كه او را مى راند صاحب اوست .
آنچه را شيطان در سال مى كند، پير زنى در يكروز انجام مى دهد.
اطاعت از زنان ، رفتن به دوزخ است .
زن حكم پتو را دارد اگر به خود بپيچى ناراحتت مى كند و اگر دورش ‍ بيندازى سرما مى خورى .
زن بى حجب و حيا آش بى نمك است .
3- آلبانيها
زن را به دروغ و سگ را با استخوان راضى كن .
زنى كه مى خواند، شوهر مى خواهد.
4- آلمانيها
آنجا كه زن حكومت دارد، شيطان سر پيشخدمت است .
زن شكل فرشته و قلب افعى و شعور خر دارد.
كسى كه زن ثروتمند بگيرد، آزادى خود را فروخته است .
وقتى زنى مى ميرد، يك فتنه از دنيا كم مى شود.
مرد پيرى كه زن جوان بگيرد، مرگ به قهقهه مى افتد.
كارى كه شيطان از عهده برنيايد، زن انجام مى دهد.
مراقبت از يك جوال مگس آسانتر است تا مراقبت از يك زن .
زن چون پياز، سفيد و زيباست ، اما وقتى آنرا بشكافى نه مغز دارد، نه قلب و آنگاه فقط بايد قطرات اشك فروريزى .
بين (( بله )) و (( نه )) زن يك سوزن هم جا نمى گيرد.
شيطان ده ساعت وقت لازم دارد تا يك مرد را گول بزند ولى زن يك ساعت ده مرد را اغفال مى كند.
زنى كه كسى همراه ندارد، همراه همه است .
گريه زن ، دزدانه خنديدن است .
زن بدون مرد، باغ بدون ديوار است .
زن ، زيبايى را بر فضيلت ترجيح مى دهد.
5- بوميهاى آمريكا
زن و زمين منشا جنگند.
زن زيبا، زحمت زيبا.
دهان زن تعطيل بردار نيست .
6- اسپانيوليها
خوشبختى يا بدبختى مرد زن اوست .
از زن شرور بر حذر باش و به زن خوب اعتماد مكن .
به زن بى صدا و سگ ساكت اعتماد مكن .
زن كسى را كه دوست دارد تحقير مى كند و كسى را كه از او بدش مى آيد مى ستايد.
7- استونيها (255)
گيسوى زن دراز است و عقلش گرد.
زن را جوان بگير و جگر را گرم بخور.
از خاندان متمول اسب بخر و از خاندان فقير زن بگير.
اگر مى خواهى همه دنيا از مطلبى با خبر شوند، به زن بگو.
زن را چون بطرى محكم نگهدار.
دختران كه همه خوبند پس زنان بد از كجا مى آيند؟
زن زيبا بهشت چشم و دوزخ روح و برزخ جيب است .
زن در پائيز عاقلتر از مرد در بهار است .
زن هيچگاه از زن تمجيد نمى كند.
آب در غربال بهتر مى ماند تا راز در دهان زن .
8- اعراب
بدنامى زن زايل شدنى نيست .
زن كچل به موهاى دختر خاله اش مى نازد.
زن بايد با مردى كه او را دوست دارد، ازدواج كند، نه با مردى كه طرف عشق اوست .
9- انگليسيها
زن شرى است مورد نياز.
مردى كه زن مى گيرد، مثل كسى است كه ميمون مى پروراند. او بايد مسئول خرابكاريش هم باشد.
زن اسلحه يى بجز زبان ندارد.
زن زشت درد دل است و زن زيبا دردسر.
زن در 10 سالگى فرشته ، در 15 سالگى طاهره ، در چهل سالگى ابليس و بعد از آن عفريته است .
كسى كه زن را دوست ندارد پستان خوك را مكيده است .
سگ هميشه قابل اعتماد است و زن تا اولين فرصت .
زن به رويت مى خندد و گلويت را مى برد.
به زن بگو زيبايى تا از خوشى ديوانه اش كنى .
زنى كه بزك مى كند تابلوى (( به اجاره داده مى شود )) را نصب مى كند.
زنى هر اندازه به سر و وضع خود دقيق باشد، نسبت به خانه و زندگى بى قيد است .
اگر زن به اندازه خوبيش كوچك مى بود، سراپايش با يك پوست نخود پوشيده مى شد.
نصيحت زن چيز مهمى نيست ، ولى كسى كه آنرا نپذيرد ديوانه است .
فكر زن و باد زمستانى اغلب متغيرند.
دختر عفيف اگر پايش شكسته باشد، بهتر است تا براى تفريح از خانه دور ماند.
زن و موسيقى تاريخ بردار نيست . (256)
زن چون بادنماى كشتى است ، به هر طرف كه باد آيد متمايل مى شود.
وجود زن در امور كشورى مثل وجود ميمون در دكان شيشه گرى است .
زن هر وقت بتواند مى خندد و هر وقت بخواهد مى گريد.
زن با اينكه دليل و منطق سرش نمى شود، هميشه حرف آخر با اوست .
وقتى زن خانه تنبل شد، كلفت هم با دهانش كار مى كند.
اگر از زن خود الاغ بسازيد، او هم از شما گاو مى سازد.
زن آنقدر كه به نظر مى آيد. پير است و مرد آنقدر كه احساس مى كند.
زن خوب محصول شوهر خوبست .
كسى كه با زن بيوه اى 3 فرزند دارد، ازدواج كند، با چهار دزد ازدواج كرده است .
زن بيوه مگير، جز آنكه شوهرش را به دار آويخته باشند.
10- ايتاليائيها
زن و گاو را از شهر خودت انتخاب كن .
خنده زن زيبا، گريه كيف پول آقاست .
زن در كنار پنجره ، مانند انگور در معبر آويزان است .
11- ايرانيان
زن بلاست ولى هيچ خانه اى بى بلا نباشد.
اسب و زن و شمشير وفادار كه ديد؟
زن و اژدها هر دو در خاك به
خداى زن مرد است .
زن يكى ، خدا يكى .
12- ايرلنديها
سه موجود قانون بردار نيست : زن و قاطر و خوك .
خوك مزاحمتر از بز است و زن مزاحمتر از هر دو.
سه طبقه از مردان از شناسائى زنان عاجزند: جوانان و پيران و ميان سالان .
13- برمه ئيها
زن در گهواره هم كه هست خودش را معرفى مى كند.
زن كور باشد بهتر است تا بسيار زيبا.
14- بلغاريها
خانه بدون زن ، مثل چاه بدون دلو است .
زن بى شوهر مثل اسب بدون دهنه است .
زن زيبا 3 شوهر لازم دارد: 1- مالدارى كه خرجش را بدهد. 2- زيبائى كه با او عشق ورزد. 3- اوباشى كه او را كتك زند.
زن فقط سنش و آنچه را كه نمى داند مخفى نگه مى دارد.
15- بوسنيها (257)
از زن ريشدار و مرد بى ريش بر حذر باش .
16- پرتغاليها
زن و گوسفند را بايد زود به خانه آورد (و گر نه نصيب گرگ مى شوند.)
17- پشتوها عقل زن زير پاى اوست .
زن خوب آنست كه يا در خانه باشد يا در گور.
مردان چون كوهند و زنان چون اهرم .
18- چكها
خانه بدون زن مثل چمن بدون شبنم است .
دود و چكه و زن قرقرو، مرد را از خانه فرار مى دهد.
محال است كه سگ را از عوعو كردن و خروس را از قوقولى قوقو كردن و زن را از قرقر كردن بازداشت .
19- چينيها
زن زشت و مال كم ، قلعه و حصار لازم ندارد.
اگر مردى به زنش خيانت كند، از خانه به خيابان تف انداخته است و اگر زنى به شوهرش خيانت كند، از كوچه به خانه تف انداخته است .
پسرت را در اتاق و زنت را در بستر نصيحت كن .
چنانكه حباب مى تركد، زن راز افشا مى كند.
مرد گمان مى كند كه مى داند ولى زن معتقد است كه بهتر مى داند.
وقتى مردى ديوانه زنى مى شود بايد صبر كرد، خود آن زن او را عاقل مى كند.
وقتى زن با لبانش مى گويد (( نه )) با چشمانش مى گويد: (( بله ))
زن از مصيبت ديگران خوشحال و از نعمتشان بدحال مى شود.
كاخ بزرگان را زن پر كرده و كلبه فقرا را بچه .
20- داهوميها (258)
زن شلخته داشتن بهتر از مجرد بودن است .
99 درصد آرزوهاى زن شايد بر شوهر معلوم باشد اما صددرصد آن را شيطان هم نمى داند.
21- دانماركيها
سه زن و يك غاز، يك راسته بازار.
22- روسها
نه جوجه را مرغ مى نامند و نه زن را انسان .
وقتى دخترى متولد مى شود، چهار ديوار مى گريد.
زن سايه است ، تعقيبش كنى ، فرار مى كند، فرار كنى تعقيبت مى نمايد.
كسى كه با زن بيوه جوان عروسى نكرده باشد نمى داند بدبختى يعنى چه .
آزادى حتى زن خوب را هم فاسد مى كند.
اگر زنت به تو تملق گفت حتما نقشه سوئى در سر دارد.
زن دو روز عزيز است : روزى كه به خانه ات مى آيد و روزى كه به خاك سپرده مى شود.
زنت را چون جانت دوست بدار ولى او را از ترس بلرزان .
زن كوزه نيست كه بشكند از زدنش دريغ مكن .
هر چه زنت را بيشتر بزنى غذاى بهتر مى خورى .
زن در آن واحد 77 فكر دارد.
شهادت زن عليه شوهر مسموع نيست .
زن بى جهت شكايت مى كند، عمدا دروغ مى گويد، آشكارا مى گريد و مخفيانه مى خندد.
به گريه زن و لنگى سگ گول مخور.
اگر مردى زن زيبايش را روزى 3 بار نزند از ديوار بالا مى رود.
مرد عاقل در گريه زن چيزى جز آب نمى بيند.
اگر مردى خيلى پير و شكسته است ، تقصير زنش مى باشد.
زن را با چكش بكوب و از آن طلا بساز
23- رومانيها
زنان راه گريه بلدند تا دروغ بگويند
بهترين زنان هم دنده اى از شيطان دارد
اگر پير زنى را گول زنى ، شيطانى را به دام آرى .
24- ژاپونيها
زبان زن خنجرى است كه هرگز زنگ نمى زند.
زن خوب آنست كه كدبانوى خوبى باشد.
به زنت تا آنجا اعتماد كن كه چشم مادرت او را مى پايد.
25- سوئديها
كسى كه زنش را بزند 3 روز گرسنگى مى كشد و 3 روز هم كارش تعطيل است
كسى كه زنش با او با وفا و زنبور با او مهربان باشد، ثروتمند مى شود.
شب و زن و عشق ، مرد را به اشتباه مى اندازد.
26- سياميها (259)
مرد خود ثابت و مستقل است ولى ثبات و استقلال زن به مرد است .
27- صربستانيها (260)
به محصولت تا به انبار نريزى و به زنت تا در گورش نسپارى اعتماد مكن .
وقتى خدا به مردى غضب مى كند، يگانه دختر يك خانواده را به زنى به او مى دهد.
زن زيبا و مال دنيا خائن ترين چيزهاست .
28- مردم غنا (261)
زن را هم مانند سگ مى شود به يك تكه استخوان اغوا كرد.
29- فرانسويها
از آشپز خوب و زن جوان بر حذر باش .
زن صابون مرد است
زن زشت درمان واقعى عشق است
انتخاب زن و هندوانه مشكل است
بدون زن ، مرد موجودى خشن و نخراشيده است
مردى از چوب به زنى از طلا مى ارزد.
به زنى كه دم از تقوى زند اعتماد مكن .
زن و كشتى هميشه در معرض واژگون شدن هستند.
30- فنلانديها
زن را از ده بگير نه از خيابان .
در خانه ، نه شاخ بز لازم است و نه ثروت زن .
مرد براى كار از خانه بيرون مى رود و زن براى اينكه او را تماشا كنند.
31- كردها
زن قلعه ايست كه مرد زندانى آنست .
تمام شعور زن در خانه است ، اگر از آن خارج شد فاقد ارزش ‍ مى گردد. (262)
32- كوبائيها
زن و سگ را بايد دنبال نژادشان رفت .
33- گرجيها (263)
اگر زن خوب بود، خدا هم يكى براى خودش درست مى كرد.
اسلحه زن اشك اوست .
34- لاتين ها (264)
شيطان هم نمى داند كه زن چاقويش را كجا تيز مى كند.
اگر يك عمر زنت را بر دوش گيرى و فقط يك لحظه او را زمين بگذارى ، خواهد گفت خسته ام :
زن يكصد مذهب عوض مى كند تا به خواهش دلش برسد.
35- اهالى ماداگاسكار
زن جوان آشپز بدى است .
36- مردم مالايا
زنى كه از خانه بيرون مى رود، حكم باغى را دارد كه در مسير گله قرار گرفته باشد.
37- مراكشيها
با زنت مشورت كن و عقيده خودت را اجرا نما.
زن لباس است و هوش ثروت
38- مسيحيان
خدايا مرا به هر طاعونى گرفتار كن ، جز طاعون قلب و به هر شرارتى دچار ساز، جز شرارت زن .
39- مصريها
زن اگر چانه اش كمتر مى شد محبوبتر مى شد.
حسادت زن كليد طلاق او است .
40- نروژيها
زن ابتدا كنيز، بعدا رفيق ، در آخر آقا بالاسر است .
زن قبل از عروسى مى گريد و مرد بعد از آن .
گوشت را به خواستگارى بفرست نه چشمت را.
زن مثل نعناع است هر چه او را بيشتر بكوبى ، بويش بهتر است .
شيطان زن را بلعيد، ولى از هضمش عاجز ماند.
نه ماهى بدون استخوان است و نه زن بدون جنون .
به سگى كه مى خوابد و به جهودى كه قسم مى خورد و به زنى كه گريه مى كند اعتماد مكن .
41- هلنديها
وقتى در خانه زن خوبى باشد، خوشى از در و ديوار مى بارد.
42- هنديها
سواد براى زن ، مانند خنجر در كف ميمون است .
قول زن نقش بر آب است .
بدون زن خانه جاى شيطان است .
ورود زن آغاز سعادت است .
زن در نبودن شوهر مى گريد و زمين در نبودن آب
هزار مرد با هم توافق مى كنند ولى توافق دو خواهر محال است .
مرد شهوت را دوست دارد و زن مرد را
زن و كيف پولت را محكم ببند و همراهت بردار.
زن زيبا مال همه است و زن زشت مال خودت
به ابليس پناه بده ولى به زن راه مده .
43- هنگريها - مجارستانيها
از زن و شر و خيار هر چه كمتر بهتر.
44- يونانيها
شرهاى سه گانه عبارتند از طوفان و آتش و زن .
يا زن نگير يا اگر گرفتى نگذار آقايى كند
زن گرفتن شرى است كه مردان برايش دست به دعا برمى دارند.
45- يهوديها
اگر ديدى الاغ از نردبان بالا رفت ، زن هم عقل پيدا مى كند.
براى خريد زمين خيزبردار و براى زن گرفتن ، دست به عصا راه برو.
وقتى مرد پير، زن جوان مى گيرد، مرد جوان مى شود و زن پير.
از نظر اسلام
زن امانت خداست نزد شوهر.
زن لباس شوهر است و شوهر لباس زن .
زن ريحان است نه قهرمان .
زن عقربى است شيرين گز.
زن شرى است كه گزيرى از آن نيست .
زن مانند استخوان كج است ، اگر بخواهى راستش كنى مى شكند.
زن بهتر است متكبر و بخيل و ترسو باشد.
جز با زنان عاقل و آزموده مشورت مكن .
غيرت ورزى بيجاى مرد، زن را به فساد مى كشاند. (265)

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 15 مرداد 1391  10:53 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:بهشت خانواده


اكنون به نكاتى چند اشاره مى كنيم :
1- برخى از اين ضرب المثلها حقايقى است روشن كه ملتى در اثر مطالعه و آزمايش چندين صد ساله به آن رسيده است ، آنها را نبايد تنها به عنوان چاشنى و نمك كتاب به حساب آورد بلكه بعضى از آنها به راستى سحر بيان است و معجزه قلم . مانند مثل استونيها براى زن زيبا و دومين مثل كردها.
اگر در ماخذ اسلامى عين اين مثل ها پيدا نشود، ولى همان معانى به صورت و لفظى ديگر بيان شده است ؛ مانند مثلهايى كه درباره پرهيز از ازدواج با بيوه زن و پيره زن گفته اند كه در اسلام به صورت تشويق به ازدواج با دوشيزه باكره بيان شده است .
2- اندكى از اين ضرب المثلها نه واقعيت دارد و نه حقيقت ، بلكه در اثر رفتار بد زنان معدودى آن جمله پيدا شده است . شايد هم مثل شايع نباشد.
3- شايد بعضى بگويند: مثلهايى كه زن را زشت و منفور جلوه مى دهد، اكنون در اروپاى متمدن بكار نمى رود. آن مثلها، در زمان پيش از انقلاب فرهنگى اروپا مرسوم بوده است . مى گويم شايد چنين باشد، ولى حقيقت اين است كه اين مثلها در اثر مطالعه هزاران سالى كه انسان بر روى موجود (( زن )) كرده است پيدا شده و يك حقيقت طبيعى و تاريخى است ولى اكنون اگر به كار نرود به خاطر عارضه سالوسى امپرياليسم جهانخوار است كه مى خواهد در برابر زن چاپلوسى كند تا او را به دام لعنتى خود اندازد، چنانكه در درس قبل توضيح داديم .
4- بيشتر اين ضرب المثلها، از نظر اسلام قابل تخصيص است ، بلكه مى توان گفت هيچيك از آنها كليت مطلق ندارد چنانكه از مثلهاى متناقض ‍ پيداست : روسها و نروژيها، زدن زن را توصيه مى كنند و سوئديها زدن زن را موجب تعطيل كار و گرسنگى كشيدن مرد مى دانند.
5- گويندگان اين مثلها، غالبا حقيقت را دريافته اند، ولى بعضى از آنها در مقام عبارت و بيان ، راه مبالغه و افراط پيموده اند، ولى اسلام در همه موارد - زن را چنانكه هست ، بدون كم و زياد معرفى نموده است . هيچگاه در اسلام زن بدتر از شيطان و همرديف آتش و طوفان معرفى نمى شود.
6- ظرافت و لطافت ادبى را در بيشتر اين مثلها نبايد فراموش كرد و از همه آنها نمى توان معناى مطابقى را انتظار داشت مثل جمله (( اگر زن خوب بود خدا يكى براى خودش انتخاب مى كرد. ))
7- هيچيك از اين ضرب المثلها كه نمايانگر فرهنگ و طرز فكر ملتهاست در احترام زن به پاى اسلام نمى رسد. كداميك از اين ضرب المثلها، شخصيت والاى زن را مانند مفهوم والا و عميق (( خدا و امانت )) را چنانكه مسلمان مى فهمد، بفهمد؟ اين آفريننده زن و مرد است كه مى گويد زن و شوهر لباس ‍ يكديگرند.
8- بدون استثنا از تمام ضرب المثلها، اصالت و تقدم مرد در زندگى زناشويى فهميده مى شود و طفيلى بودن و تاءخر و فرعى بودن زن . در تمام اين ضرب المثلها يكى مانند (( هن لباس لكم و انتم لباس لهن )) يافت نمى شود كه تساوى و برابرى اين دو جنس را بفهماند. اسلام اگر تقدم مرد را بر زن مطرح مى كند مانند (رجال قوامون على النساء) است كه دليل آنرا در درس بيست و چهارم بيان كرديم .

 

دليل
234- و تلك الاءمثال نضربها للناس لعلهم يتفكرون .
اين مثلها را براى مردم مى زنيم شايد فكر كنند. (266)

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 15 مرداد 1391  10:54 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:بهشت خانواده

درس پنجاه و ششم : ابعاد سه گانه
هر مكتبى كه مى خواهد آئين نامه و اساسنامه ئى براى روابط زن و شوهر تدوين كند، بايد سه بعد مختلف را مجموعا و در عرض هم مورد نظر قرار دهد و آن سه بعد (( ذوق ، تحقيق و تعهد )) است .
(( ذوق )) : قريحه و طبع و استعدادى است كه آدمى به وسيله آن محاسن خفيه و لطف سخنهاى لطيف و اعمال ظريف را درك مى كند. زيباييهاى نهفته در نقاشى و شعر و موسيقى و حجارى ها و مانند آن را تميز مى دهد،صاحبان قوه ذوق ، از مشاهده ديدار معشوق و استماع كلام محبوب چنان به شور و شعف مى آيند كه گاهى حالت بيخودى و محو مطلق به آنها دست مى دهد و در آنحال چيزهايى را درك مى كنند كه از وصف آن عاجزند.
ذوق يكى از ابعاد وسيع و گسترده وجود انسان است . به وسيله نيروى ذوق دختر و پسر، همسر زيبا و تميز را بهتر از نازيبا و ناتميز مى پسندند و همسر شاعر و عارف و خوش سليقه و خوش رختخواب را بر همسرى كه چنين نباشد ترجيح مى دهند.
مكتب جامع و سعادت بخش اسلام ، در مقررات زناشويى خود، ذوق زن و شوهر را مورد عنايت قرار داده ، بلكه آنرا پروانيده و گسترش داده است ، به عنوان نمونه به درسهاى 9 و 13 و 15 و 27 و 40 مراجعه كنيد.
و اما (( تحقيق )) به معنى حقيقت چيزى را بدست آوردن است ، چه زشت باشد و چه زيبا، چه پسنديده باشد و چه ناپسند. محقق كسى است كه زشت را از زيبا تميز دهد و بلكه هر چيز را چنانكه هست بشناسد و تمام ابعاد و جوانب مختلفش را در نظر گيرد و بيان كند. در اين قسمت هم مكتب اسلام را ديديم كه در دروس (( عفت و عشوه ، استخوان كج ، باردارى ، جلوگيرى ، مشورت با زن ، حكمين و... )) چگونه محققانه سخن مى گويد.


و اما مقصود از تعهد مرحله بعد از حقيقت است ، يعنى پاى بند بودن و عمل كردن به آنچه انسان در مرحله تحقيق بدست آورده است . تعهد در مرحله رهبرى و ساختن متعهد، به معناى حقايق علمى را از مرحله عقل ، به سر منزل دل رسانيدن و سراسر وجود شنونده را از حقيقت پر كردن و او را مطيع و منقاد ساختن است ، يعنى همان كارى كه تنها انبياء الهى از عهده آن به خوبى برآمده اند و ديگران از انجام كمترين درجه آن هم عاجز بوده اند
فلاسفه بشرى تنها بشر را به تفكر و تعقل وادار كرده اند، ولى انبياء الهى آنها را به جنبش و حركت در آورده اند. اگر برخى از فلاسفه بشرى ، به تحريك بشر موفق گشته اند، تازه آن تحريك در راه اصطبل و آخور بوده يا يكدرجه بالاتر در راه گرفتن حقوق خود از ستمگران پرخور؛ ولى انبياء الهى بشر را به حركت در آورده اند در راه تعالى اخلاقى ، كمال معنوى ، سعادت ابدى در راه مهار كردن هواى نفس ، كوبيدن اميال سركش و منقاد ساختن شيطان و بالاخره در راه ساختن انسانى الهى و بشرى آسمانى كه جز راه حقيقت نپويد و غير رضاى خدا نجويد. به مرحله :
رسد آدمى بجائى كه بجز خدا نبيند ... بنگر كه تا چه حد است مكان آدميت
حكما و فلاسفه بزرگ بشر، براى تفهيم مطالب خويش زحمتها كشيدند، قياسها و برهانها ساختند و علمى جداگانه به نام (( منطق )) بنا نهادند. اينان سخن انبيا را (( خطابه ))  خواندند و از قياس و برهان خويش نازلترش ‍ دانستند، ولى در آخر قبول كردند كه مانند بو على سينا هم نتوانست صميمى ترين شاگرد خويش (بهمنيار) را به آوردن جام آبى در هواى سرد وادار كند، در صورتى كه انبياء الهى طى قرون متمادى ، ميلياردها بشر نادان و درس نخوانده و هم فلاسفه و دانشمندان درس خوانده را به راه مستقيم واداشته و از كارهاى زشت منع نموده اند.
يك مسلمان متعهد الفبا نخوانده رامى بينى كه اگر كسى واقعا تمام دنيا را به او بدهد و بگويد: (( اين جام شراب حرام را بنوش )) نمى نوشد، ولى دانشمند بزرگ و استاد اساتيد پزشكى را مى بينى كه در اين مقام مى گويد: (( كيفيت زندگى بر كميتش ترجيح دارد )) و مى نوشد.
انبيا الهى نقطه حساس دل انسان را پيدا كرده و درست انگشت خود را روى همان نقطه مى گذارند و اين كار را هم به بركت وحى آسمانى و ارتباط با عالم غيب الهى انجام مى دهند و خود باور دارند و صريحا اعتراف مى كنند كه : (( ان اءتبع الا ما يوحى الى )) ولى فلاسفه و انديشمندان بشر، در اين وادى كميتشان لنگ است ، بلكه اصلا كميتى ندارند كه لنگ باشد يا چابك و زرنگ .
انبياء الهى هزاران سال است كه ميلياردها بشر غارنشين و گوسفند چران و خركچى را به ازدواج و همسرى تشويق كرده و با تعليمات ساده و همه كس ‍ فهم ، ميان زن و شوهر، محبت و الفت ايجاد نموده و راههاى انحرافى غريزه را به همان صورت زشتش به آنها نمايانده و در نتيجه خانواده هايى كه پدر بزرگ و مادربزرگش بيش از صد فرزند و نواده و نبيره خود را با كمال صحت جسم و سلامت نفس ، به چشم خود ديده اند، تربيت كرده اند.
ولى از زمانى كه دانشمندان روانشناس و جامعه شناس پيدا شدند و قلم به دست گرفتند و زن و شوهر را نصيحت و راهنمايى دلسوزانه يا مغرضانه كردند، نظام خانواده ها متزلزل و گسيخته گشت : طلاقها زياد شد، ازدواجها در سنين بالا و پس از خاموشى شعله شور و نشاط، انجام گرفت . اختلافها بر سر حجاب و بى حجابى زن ، ادارى يا خانه دار بودن او، درس خواندن يا نخواندن دختران و مدل شرقى يا غربى را پذيرفتن پيش آمد و لقمه هاى نان به خون گلو آلوده گشت و ضعف اعصاب ، بيمارى عمومى خانواده ها شد.
در اين ميان تنها خانواده ئى نجات پيدا كرد و با عزت و شرف زندگى نمود كه در پى دستورات بسيط و ساده انبيا بود و همانها را بازگو كرد و به كار بست و تنها دانشمند و نويسنده ئى موفق گشت كه اولا در تعليمات انبيا غور و تفحص نمود و سپس با بهره گيرى از علوم اصول و فلسفه و روانشناسى و جامعه شناسى و منطقى كه خوانده بود، دقايق و لطايف آن تعليمات آسمانى را دريافت و به ديگران تحويل داد.
در ميان افراد بشر، ابعاد سه گانه مزبور، احيانا در طول يكديگر قرار گرفته و هر بعدى به دسته و صنفى خاص ، مناسبت يافته است : ذوق را گروه شعرا و عرفا هم پسنديده اند و تحقيق را فلاسفه و حكما و تعهد را درس نخواندگان و صافى دلان . گاهى هم مردمى پيدا شده اند كه همت عالى ترى نموده و از رهبران دينى خود پيروى بيشترى كرده و تا حدى از دو بعد ديگر هم سهمى گرفته اند و يا در همه ابعاد، برجسته و نمونه گشته اند.
دليل
ادله اين درس ، در بيان توضيح درس گفته شد، بلكه تمام آيات و احاديثى كه در اين كتاب بيان نموديم ، از ادله اين درس محسوب مى شود. در اينجا يكى ديگر از احاديث مربوط به ذوق را از اميرالمؤ منين (عليه السلام ) ذكر مى كنيم :
235- تزوجوا سمراء عيناء عجزاء مربوعه فان كرهتها فعلى مهرها.
على (عليه السلام ) فرمود: زنى را به همسرى بگير كه گندم گون و چشم درشت و درشت كفل و ميان قد باشد. اگر او را نخواستى مهرش به گردن من . (267)

 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 15 مرداد 1391  11:14 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:بهشت خانواده

درس پنجاه و هفتم : زن بدكاره
هر گاه با ادله قطعى براى مردى ثابت شد كه زنش بد كاره و فاسد است ، يعنى با مردى يا مردانى ، روابط نامشروع دارد، روشن است كه چاره كار در درجه اول يكى از امور زير باشد:
1- زن احتياج به پول دارد و شوهرش به او نمى دهد.
2- شوهر كثيف و متعفن است و اين امر سبب فساد زن ميشود، چنانكه در درس دهم گفتيم .
3- شوهر پير و از كار افتاده گشته و نمى تواند غريزه جنسى زن را اشباع كند.
4- مردى بيگانه و شياد، زن را اغفال كرده و يا او را مجبور نموده است - به اصطلاح فقها اين زنا نسبت به زن چون مجبور بوده در حكم وطى به شبهه است و لوازم زنا را ندارد.
5- زن هوسران است و بدون هيچيك از چهار صورت بالا، تنها براى شهوترانى و نافرمانى خدا چنين كارى مى كند.
حكم اين پنج صورت از لحاظ كيفر شرعى ، مربوط به محاكم قضايى حكومت اسلامى است و از لحاظ عقوبت اخروى ، مربوط به عدالت يا رحمت الهى ؛ ليكن از نظر يك مساءله اجتماعى و اخلاقى كه مورد بحث ماست ، بايد بگويم كه هيچ عاقلى در همه موارد پنجگانه ، حكمى مساوى و يكسان صادر نمى كند. هر عاقلى مى گويد: شوهرى كه توانگر است و با وجود اين در خرجى دادن به همسرش ، به قدرى بخل و خست مى ورزد كه او به زنا دادن مى افتد، در گناه همسرش شريك است و چاره آن ، توسعه دادن و در رفاه گذاشتن زن است . همچنين زنى كه در اثر كثافت و تعفن و ژوليدگى شوهر يا پيرى و ناتوانى و خمودگى او، دست به چنين عمل ناشايستى مى زند، شوهر هم در گناه او بى دخالت نيست و چاره آن در صورت اول ، رعايت نظافت و پاكيزگى شوهر و در صورت دوم ، طلاق دادن و رها كردن اوست . چنانكه در درس دهم و چهلم از قول پيغمبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) نقل نموديم .
و اما در صورت گول زدن ؛ مثل آنكه مرد شيادى در تاريكى خود را به جاى شوهر جا بزند، يا زن بيچاره را دست بسته و مجبور كند، حكم عقل و شرع بر تبراءه و بى گناهى زن مى باشد.
تنها در صورت هوسرانى و لذت خواهى زن است ، كه اگر زنا ثابت شود، قاضيان شرع ، بعد از مسامحه و تعلل و شروط ديگرى كه مقرر مى دارند، حكم به رجم زن مى كنند و آيات و روايات هم او را ملعون و سزاوار عقوبت مى داند.
اما در اين صورت هم پيش از آنكه خبر به دادگاه برسد، بهترين وظيفه اسلامى شوهر، اين است كه : با نفس خود مجاهده كند و آن زن را براى رضاى خدا نگهدارد؛ ولى مراقبش باشد و نصيحتش كند، شايد متنبه شود و به درگاه خدا توبه نمايد و زنى عفيف و عاقبت به خير گردد؛ ليكن اگر نصيحت مؤ ثر نيفتاد و آثار پشيمانى در او ظاهر نگشت ، طلاقش دهد و رهايش كند.
در بعضى از احاديث ، كشتن زن هم مانند مرد تجويز شده است ، ليكن با شرطى كه نزديك به محال است . آن شرط آوردن 4 شاهد عادل است كه عين عمل را با چشم خود ديده باشد. (268) پيداست كه اگر چنين شرطى را نمى گذاشت ، هر مرد نالايقى كه از همسرش ناراضى بود، او را مى كشت و مى گفت : ديدم كه زنا مى داد.
موضوع مهمى كه در اينجا بايد مورد توجه قرار گيرد اين است كه : شارع اسلام از طرفى كيفر زنا دادن زن شوهردار را سنگسار شدن معين فرموده است تا مسلمين بدانند كه چون اين عمل ، موجب خلط انساب و تزلزل خانواده مى گردد، در نهايت قبح و زشتى است و چنين كيفر سختى دارد و از طرف ديگر، راه اثبات آنرا ديدن 4 شاهد عادل قرار داده است ، تا اشاعه فحشا نشود و انجام اين عمل به گوش كسى نرسد و مردم فكر كنند: اصلا ممكن نيست كسى خود را مسلمان بخواند و دست به چنين عمل ناشايستى زند.
اين است حكم قطعى و مسلم اسلام نسبت به عمل زنا ليكن برخى از مسلمين را مى بينيم كه به محض اينكه دو نفر از اشخاص موثق و يا غير موثق ، زن يا مرد را به زنا متهم مى كنند. درباره او بد گمان مى شوند و حكم سنگسار شدن در نظرشان مجسم مى گردد. در صورتى كه دستور اكيد اسلام اين است كه به چنان سخنى نبايد گوش داد، بلكه گوينده آن سخن ، مجرم است و بايد 80 ضربه شلاق بخورد، حتى اگر پنجاه نفر و بيشتر بيايند و بگويند ما ديديم كه اين مرد و زن نامحرم به اتاق خلوتى رفتند و درها را بستند و پرده ها را انداختند به اضافه دهها قرينه ديگر، پس (( حتما زنا كرده اند )) در صورتى كه در ميان آنها چهار نفر عادل نباشد كه اصل عمل را ديده باشند، همگى آنها بايد شلاق بخورند. و آن زن و مرد تعزيرى كمتر از حد را سزاوار مى شوند كه البته گاهى به بيشتر از 80 ضربه هم مى رسد.


دليل
236- والذين يرمون المحصنات ثم لم ياءتوا باءربعه شهداء فاجلدوهم ثمانين جلده و لا تقبلوا لهم شهاده اءبدا و اولئك هم الفاسقون .
كسانى كه به زنان پاكدامن نسبت زنا دهند و چهار شاهد نياورند، ايشان را هشتاد تازيانه بزنيد و ديگر هرگز شهادتى از آنها نپذيريد كه آنها فاسقند. (269)
237- عن جعفر بن محمد (عليه السلام ) قال : لاباءس اءن يمسك الرجل امراءته ان راها تزنى . اذا كانت تزنى و ان لم يقم عليها الحد فليس عليه من اثمها شى ء
امام صادق (عليه السلام ) فرمود: مردى كه مى بينيد زنش زنا مى دهد، مانعى ندارد كه او را در خانه خود نگهدارد. اگر زن زناكار است ، هر چند حد بر او جارى نشده باشد، گناه او به گردن شوهرش ‍ نمى افتد. (270)
238- ساءلت اءبا عبدالله (عليه السلام ) عن المراءه الفاجره يتزوجها الرجل المسلم قال : نعم و ما يمنعه و لكن اذا فعل فليحصن بابه مخافه الولد.
از امام صادق (عليه السلام ) پرسيدم : زنى كه زنا مى دهد، مرد مسلمان مى تواند با او ازدواج كند؟ فرمود: آرى چه مانعى دارد؟ ولى اگر با او ازدواج كرد، بايد در خانه خود را ببندد مبادا همسرش فرزند نامشروعى بياورد.
(در اينجا هم بعضى از مردان شهوت پرست ، جمله اول امام صادق (عليه السلام ) را مى شنوند، ولى جمله دوم را فراموش مى كنند. (271)

 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 15 مرداد 1391  11:16 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:بهشت خانواده

درس پنجاه و هشتم : رفت و آمد فاميلى

از پسر و دخترى كه سالهاى متمادى در خانواده ئى بزرگ شده اند و با پدر و مادرى انس گرفته اند، نمى توان انتظار داشت كه به خاطر ازدواج با يكديگر و تشكيل زندگى مشترك ، از پدر و مادر خود ببرند و يك مرتبه آن همه سوابق را فراموش كنند.
در مذهب اسلام قطع رحم از گناهان كبيره است و انسان مشتق از انس و الفت و مودت ميان مسلمانان از اركان دستورات اسلامى است .
بعضى از نادانان گمان مى كنند: به محض اينكه با زنى ازدواج كردند، بايد آن زن از پدر و مادر و فاميلش ببرد و تنها به او بپيوندد. به زن مى گويد: تو نبايد بدون اجازه من از خانه خارج شوى . و من اجازه نمى دهم به خانه پدر و برادر و عمو و دائيت ، بروى ، يا زن به شوهرش مى گويد: چون با من ازدواج كرده اى ، نبايد نزد مادرت بروى و با خواهرت رفت و آمد داشته باشى . اين تنگ نظريها خلاف اسلام است و حاكى از نفهميدن حقيقت و روح مقررات اسلام .
زن يا شوهر اگر عاقل باشد، طورى با همسر خود با محبت و خوشرويى رفتار مى كند و به قدرى در خانه دلسوزى و فداكارى مى نمايد كه همسرش ‍ نزد او بودن را بر همه چيز ترجيح دهد. خانه خود و كنار همسر را محل امن و آرامش و منزل اميد و بهشت برين بداند. چنين همسرى اگر گاهى براى صله رحم به منزل فاميلش برود، دلش مى خواهد هر چه زودتر برگردد و به مونس و محبوب عزيزش برسد. اين است راه نگهدارى همسر در خانه و گر نه نگهداشتن كسى در خانه با جبر و اكراه ، عواقبى وخيم دارد. با آن روش ، الفت و محبت از ميان مى رود و اختلاف و درگيرى پيدا مى شود.
حاصل سخن اينكه داماد و عروس تازه ، بايد فاميل يكديگر رفت و آمد داشته باشند و آن دو فاميل كه تجربه بيشترى دارند و از روزگار، سردى و گرمى بيشترى چشيده اند، عروس و داماد تازه را، راهنمايى كنند.
در اينجا گاهى اتفاق مى افتد كه فاميل يكى از زن و شوهر، خام و مغرور مى باشند. آنها به جاى اينكه راهنمايى كنند، دخالت ناروا مى كنند، تحقير مى كنند بزرگى مى فروشند و بالاخره مشكلى را كه نمى گشايند بماند، ايجاد مشكل هم مى كنند.
پند و اندرز بايد از روى دلسوزى و خير خواهانه و خداپسندانه باشد. آنها بايد اگر از عروس و داماد، كم مهرى و بى احترامى ديدند، بر جوانى و كمسالى آنان حمل كنند، نه بر بى تربيتى و نفهمى ايشان بايد به روى بزرگوارى خود نياورند و سخن توهين آميز آنها را نشنيده بگيرند و عمل تحقير آميزشان را نديده انگارند، چه مادر و خواهر شوهر نسبت به عروس ‍ و چه پدر زن نسبت به داماد. مادر داماد بايد عروسش را مانند دختر خود حساب كند و او را با زبان خوش و براى رضاى خدا راهنمايى نمايد چنان كه دخترش را راهنمايى مى كند عروس هم بايد نصايح مادر شوهر را مانند نصايح مادرش بپذيرد و در گوش گيرد. اگر عروس از نصيحت بدش مى آيد كه نبايد چنين باشد مادر شوهر بايد مدتى از او كناره گيرى كند، بزرگوارى خود را حفظ كند تا عروس خودش بيايد و بگويد: چرا مرا نصيحت و دلالت نمى فرماييد. مادر شوهر اگر سعادت پسر و عروسش را مى خواهد بايد چنين كند. اگر عمل به دستور اسلام را مى خواهد، بايد چنين كند. اگر احترام و عزت خودش را مى خواهد، بايد چنين كند. دعوا كردن با عروس ‍ دليل كسر شخصيت و عقده داشتن مادر شوهر است ، دليل حسادت داشتن و كم ظرفيتى اوست .


دليل
239- قال النبى (صلى الله عليه و آله و سلم ): صلوا اءرحامكم ولو بالسلام .
پيغمبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: با خويشاوندانتان پيوند داشته باشيد اگر چه تنها با سلام كردن باشد. (272)
340- قال اءبو جعفر (عليه السلام ): صله الارحام تزكى الاءعمال و تنمى الاءموال و تدفع البلوى و تيسر الحساب و تنسى فى الاءجل .
امام باقر (عليه السلام ) فرمود: صله رحم ، اعمال را پاك و اموال را بابركت و بلاها را دفع و حساب قيامت را آسان مى كند و اجل را به تاءخير مى اندازد. (273)
341- قال رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ) اوصى الشاهد من امتى والغائب منهم و من فى اءصلاب الرجل و اءرحام النساء الى يوم القيامه اءن يصل الرحم و ان كانت منه على مسيره سنه فان ذلك من الدين .
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: به امتم سفارش مى كنم ، چه آنهايى كه حاضرند و چه آنهايى كه غائبند، تا روز قيامت كه صله رحم كنند، اگر چه فاصله ميان آنها يكسال راه باشد. صله رحم جزء دين است . (274)
242- قال على (عليه السلام ): من اءشرف اءفعال الكريم غفلته عما يعلم ؛
على (عليه السلام ) فرمود: از جمله شريف ترين اعمال شخص كريم اين است كه از آنچه مى داند و مى فهمد (از بد رفتارى ديگران ) تغافل كند (و خود را به نادانى زند. (275) )

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 15 مرداد 1391  11:16 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:بهشت خانواده

درس پنجاه و نهم : روابط فاميلى
بعضى از امورى كه خداوند مهربان در اختيار انسان نهاده است ، تا براى ادامه حيات يا رفاه بيشتر او مفيد باشد، همان امر را انسان نادان ، در جهت معكوس مصرف مى كند و باعث خسارت و زيان خود مى سازد.
خداوند متعال مايعى لطيف و گوارا و نورانى به نام آب را در اختيار بشر مى گذارد تا به وسيله آن جگر تفتيده خود را تسكين دهد، گلهاى رنگارنگ و رياحين معطر و ميوه هاى لذيذ و حبوبات مقوى به عمل آورد، پليديها را از لباس و بدن خود بزدايد و هواى گرم و داغ بيابان را به بهشتى خرم و خنك تبديل كند؛ ليكن بعضى از مردم بى خرد، همين آب معصوم و زلال را در پاى ساختانها و زير ديوارها جارى مى كنند و موجب خرابى و ويرانى و انهدام و هلاكت مى شوند، هم چنين از تاك و درخت انگور زيبا و بى گناه ، خردمندان ، انگور و كشمش و مويز مى گيرند و بى خردان مشربات مستى آور و عربده ساز.
در موضوع زناشويى يكى از امور دو پهلو، شخصيت اجتماعى يا ثروت و مالدارى فاميل زن ، مخصوصا پدر زن يا فاميل شوهر و مخصوصا پدر شوهر است ، كه براى زن و شوهر عاقل موجب افتخار و شكرگذارى و براى زن و شوهر بى خرد موجب اختلاف و درگيرى مى شود. زن و شوهر عاقل مى گويند: ما بايد چشم توقع به مال پدر و مادر و فاميل خويش نداشته باشيم . ما بايد استقلال خود را حفظ كنيم و به آنها وابسته نباشيم . تنها خدا را شكر كنيم كه از نظر ارتباط خانوادگى ، فاميلى آبرومند داريم و در ميان اجتماع سرافراز و سربلنديم ؛ ولى اگر بيخرد و نادان باشند، زن و شوهر گوشه و كنايه مى زند كه پدر من از پدر تو مقامش بالاتر است ، ثروتش بيشتر است ، يا شوهر به زن مى گويد: خيال نكنى اگر پدر اعيان و پولدارى دارى ، در نظر من چنين و چنانى ، من ابدا به پدر و فاميل تو اعتنايى ندارم ، بلكه گاهى چون خود را كوچكتر از پدر زنش مى بيند، كارها و سخنان عادى همسر را بر بى اعتنايى نسبت به خود حمل مى كند، با وجود اينكه آنها چنين نظرى نداشته اند. در چنين محيطى صفا و صميميت نيست و هر روز جنگ و منازعه است و درگيرى و مرافعه .
در اينجا دستور عقل و شرع نسبت به زن اين است كه : هيچگاه سخن از شخصيت و ثروت پدر خويش نگويد و شوهرش را سركوفت ندهد كه خود را سركوفت داده است .
زن عاقل بايد بگويد: مال و شخصيت اجتماعى ، امتياز و ارزش واقعى ندارد. امتياز واقعى به علم و هنر و تقوى و مجاهدت است كه هر زن و شوهرى بايد خود دارا باشند. ثروت و مقام پدر من ، براى خودش امتياز نيست تا چه رسد براى ما. ثروت و مقام در يك روز و يك حادثه كوچك از ميان مى رود. و شوهر هم اگر عاقل باشد در پاسخ مى گويد: چه زن عاقلى دارم ، چه همسر دانا و فهميده اى خدا نصيب من كرده است . يا مى گويد: اين هم از نعمتهاى خداوند بر ما است كه فاميل همسرم فقير و بدبخت و سرافكنده نيستند. آبروى آنها هم آبروى ماست و نظير اين جملات .
هم چنين اگر فاميل شوهر، مقام و ثروتى بيش از فاميل زن داشته باشند، سخنان شوهر بايد حاكى از بى اعتبارى مال و مقام و سخنان زن بايد حاكى از شكرگزارى و احساس افتخار باشد.(به خواست خداوند در جلد دوم توضيحات و پندهاى متعدد و مفيدى در رابطه هر يك از اعضاى فاميل با عضو ديگر خواهيم داشت )


دليل
243- و قيل له صف لنا العاقل . فقال (عليه السلام ): هوالذى يضع الشى مواضعه .
به اميرالمؤ منين (عليه السلام )، گفتند: عاقل را براى ما تعريف كن ، فرمود: عاقل كسى است كه هر چيزى را در محلى كه جاى اوست مى گذارد. (276)
سخن على (عليه السلام ) به قدرى عموميت دارد كه عباراتى از قبيل : در هر جائى سخنى مناسب گفتن و از هر چيزى استفاده مناسب كردن و بلكه هر چيزى را چنانكه هست شناختن و در مغز خود، در جاى مناسبش گذاشتن را شامل مى شود.
224- كلما حسنت نغمه الجاهل ازداد قبحا فيها.
نعمتى كه جاهل دارد هر چند نيكو باشد، او به خاطر جهلش بر زشتى آن مى افزايد (مانند گربه اى كه گوشت را به خاك مى مالد و مى خورد. (277) )

 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 15 مرداد 1391  11:17 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:بهشت خانواده

درس شصتم : احترام داماد

از نظر اسلام ، داماد نسبت به پدر زن و مادر زن خود، جوركش و زحمت بردار است ، يعنى دخترى كه مى بايست در خانه پدر و مادر باشد و زحمت مخارج و نگهدارى او را بر عهده داشته باشند، مرد ديگرى به نام (( داماد )) اين زحمت را از گردن آنها برداشته و به عهده خود گرفته است .
زحمت نگهدارى ، پسر براى پدر و مادر تنها تحمل مخارج و نيز آموزش و پرورش است ؛ ولى دختر علاوه بر همه اينها، زحمت صيانت و حفظ عفت دارد كه بسى مشكلتر از زحمات ديگر است ؛ لذا امام صادق (عليه السلام ) مى فرمايد: از موجبات راحتى مومن اين است كه دخترش با مردن يا عروس ‍ شدن از خانه بيرون رود، بنابراين بعد از عروس كردن دختر، تمام زحمات و مخارج و غصه ها بر دوش شوهر او يعنى داماد افتاده است .
از نظر اسلام بايد صداقت و صراحت لهجه ميان داماد و پدر زن وجود داشته باشد.
حضرت سجاد (عليه السلام )، هر گاه دامادش : بر او وارد مى شد، عباى خود را زير پايش مى انداخت و با صداى بلند مى فرمود: (( مرحبا به مردى كه زحمت و خرج را از گردن ما برداشت و عورتى را كه ما بايد نگهدارى كنيم ، نگهدارى كرد. )) چه نادانند پدر زنانى كه داماد خود را شاخ گاو مى نامند و مى گويند: (( شاخ گاوى بدتر از داماد نيست ! (278)
مگر اينها نمى دانند كه خودشان هم داماد مرد ديگرى هستند يا نمى دانند كه رفتار امام آنها با دامادش چگونه بوده است ؟
البته داماد هم بايد، در برابر پدر زنى كه از او احترام مى كند، سعه صدر و بزرگوارى نشان دهد، تنگ حوصله و كم ظرفيت نباشد، از احترام پدر زن مغرور نشود. خود بزرگ بين و مستكبر نگردد. و بداند كه از نظر اسلام ، احترام به پدر زن و معلم ، مانند احترام به پدر خود انسان لازم است .
پدر زنى را ديدم كه روزى به دامادش سخن امام چهارم را گفت و روزى هم يك داماد، در برابر پدر زن مى گفت : زن من مثل زنهاى ديگر نيست ، او فرشته است اگر يك روز نباشد زندگى من معطل است و بايد پايم را به طرف قبله دراز كنم ، آرى رابطه پدر زن و داماد از نظر اسلام بايد چنين باشد.
دليل
245- قال اءبو عبد الله (عليه السلام ): كان على بن الحسين (عليه السلام ) اذا اءتاه ختنه على ابنته اءوعلى اخته ، بسط له رداءه ، ثم اجلسه ، ثم يقول : مرحبا بمن كفى المؤ نه و ستر العوره .
امام صادق (عليه السلام ) فرمود: على بن الحسين (عليه السلام ) چنين بود كه هر گاه شوهر دختر يا شوهر خواهرش نزد او مى آمد، عبايش را پهن مى كرد و او را بر آن مى نشانيد، سپس مى فرمود: (( مرحبا به كسى كه زحمت را برداشت و عورت را حفظ كرد. (279) ))
246- عن اءبيعبدالله (عليه السلام ) قال : ثلاثه للمومن فيها راحه ... وابنه يخرجها اما بموت اءو بتزويج.
امام صادق (عليه السلام ) فرمود: سه چيز موجب استراحت مومن است ... و دخترى را كه با مردن يا عروس كردنش از خانه خارج كند. (280)

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 15 مرداد 1391  11:18 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:بهشت خانواده

درس شصت و يكم : اختلاف مالى

زن و شوهر، هر گونه اختلافى با يكديگر داشته باشند منشا و ريشه آن اختلاف غالبا شش امر است كه يكى از آن امور، خارجى است يعنى از ناحيه دخالت ديگران حاصل مى شود و پنج امر ديگر داخلى است ، يعنى از سوى خود زن و شوهر است ، ما اين شش امر را در شش درس توضيح مى دهيم و دستور اسلام را درباره علاج آن بيان مى كنيم و از خداوند متعال براى مسلمين توفيق عمل مى طلبيم :
اول : اختلاف مالى است ، چنانكه مثلا مهريه زيادى براى زن معين شده باشد و شوهر پشيمان گشته و هر روز بهانه ئى بگيرد و جر و بحث درست كند تا زن را راضى نمايد كه مهريه خود را به نحوى كم كند يا نگيرد.
چنين شوهرى بايد بداند كه دستور اسلام اين است كه اگر مردى قصد ندادن مهريه زنش را داشته باشد، گناهش مانند زناكار و يا سارق است و اگر بالاخره نپردازد، مديون زن باقى مى ماند تا در قيامت به حسابش رسيدگى شود.
شوهر بايد بداند: صريح دستور قرآن كريم است كه اگر پوست گاوى پر از طلا هم مهريه زن قرار داده شود، بايد بدون اندكى كاهش و تا آخرين دينار آن مهريه را بپردازد.
شوهر بايد بداند كه زن حاضر شده است ، به خاطر قولى كه داده و يكبار كلمه بله را گفته است ، عمرى با شوهر خود بسازد از پدر و مادر مهربان خود ببرد. و در خانه ديگر و با مردى ديگر و مشكلاتى بيشتر و افزون تر بسازد. حاضر شده است كه با چادر بيايد و با كفن بيرون رود، پس چرا مرد نبايد سر قول خود بايستد و راجع به مهريه ئى كه قبول كرده و سندش را امضا نموده . پشيمان شود و بهانه بياورد؟ چرا بايد بدون جهت زندگى را بر خود و خانواده اش تلخ كند؟ مگر نه اين است كه هر عاقلى به او مى گويد: مى خواستى از اول فكر كنى و دفتر را امضا نكنى ؟ چرا حرفى مى زنى كه همه مردم تو را ملامت كنند؟ براى مرد ننگ و عيب است كه زير قول خود بزند و در برابر زنى كه به قول خود وفادار است خود را پست نشان دهد، اگر واقعا مرد را مجبور كرده اند يا گولش زده اند و مهريه زيادى به گردنش ‍ گذاشته اند. او مى تواند با زبان خوش و از راه قانونى وارد شود، كه اگر نتيجه ئى باشد در اين راه است . نه بهانه گيرى و كارهاى كودكانه انجام دادن .
مرد مسلمان بايد توكل بر خدا كند و به كار و كسب و فعاليت پردازد و خدا را رازق و توانا بداند كه خيلى بيشتر از مهريه همسرش به او برساند. باز اختلاف مالى ممكن است از طريق ثروتمند بودن پدر زن و ضعيف بودن داماد باشد، كه غالبا هر جوانى در ابتداى دامادى چنين است . همان پدر زن هم ابتدا ثروتمند نبوده است . در اين امور دستور عقل و شرع اين است كه : داماد مناعت طبع و عفت نفس به خرج دهد و چشم به مال پدر زن نداشته باشد. بر خدا توكل كند تا خدا هم او را به ثروت رساند و پدر زن هم وظيفه دارد كه به دختر و دامادش تا مى تواند كمك كند، علاوه بر اينكه حقوق واجبه مالى خود را اگر استحقاق شرعى دارند مى تواند به آنها بدهد، بايد بداند كه او بالاخره مى ميرد و ارثش به همين دختر مى رسد، پس چه بهتر كه تا زنده است ، با دست خود بدهد تا دختر او هم با شوهرش بخورند و او را دعا كنند و او هم هر روز ناظر نزاع و درگيرى دختر و دامادش ‍ نباشد.
بخش ديگر اختلاف مالى ، از راه خست مرد است در خرج كردن ، يعنى زن را سخنى دادن و در فشار مضيقه گذاشتن . اين عمل از نظر اسلام زشت و نارواست ، چنانكه از نظر عقل و خردمندان هم ، دستور اسلام اين است كه شوهر بايد به سياست خدايى بنگرد، و هر وقت خدا براى او روزى كمترى مى رساند، او هم خرج كند، و هر وقت خدا به او توسعه مى دهد و درآمد بيشترى بدست مى آورد. او هم به خانواده اش بيشتر برسد خلاصه شوهر بايد درآمدش را بدون ربا و تزوير در ميان گذارد و با همسر و خانواده اش ‍ خرج كند.
ديگر از موارد اختلاف مالى كه تقصير زن است ، چشم و همچشمى او با زن همسايه و فاميل خود او يا فاميل شوهر مى باشد. گاهى زن به خانه همسايه مى رود. به مجلس مهمانى و عروسى مى رود. لباسهاى زنان و زندگى آنها را، از لباس و زندگى خود بهتر و نفيس تر مى بيند، سپس به خانه مى آيد و براى شوهرش بهانه گيرى مى كند كه لباس من و فرش و پرده ما چرا بايد مانند آنها نباشد؟ قبل از هر پاسخى كه شوهر بدهد، بايد بگويم : چنين زنى خام است ، جوان است ، دنبال هوى و هوس است ، مسلمانى متعهد و تمام عيار نيست . به فكر زندگى نيست ، او مى گويد پيشواى من فاطمه زهرا سلام الله عليها است ، ولى سخنى مى گويد كه آن حضرت در تمام عمرش حتى يكبار هم به شوهرش نگفت . زن مسلمان بايد قانع باشد و بداند همه مردم يكسان زندگى نمى كنند، او بايد بداند كه فضيلت و شرافت زن به خانه دارى و شوهر دارى و تربيت فرزندان صالح و شايسته است ، نه مال و ثروت زياد و لباسهاى رنگارنگ .


دليل
247- عن اءبيعبد الله (عليه السلام ) قال : من اءمهر مهرا، ثم لاينوى قضاوه ، كان بمنزله السارق .
امام صادق (عليه السلام ) فرمود: هر كس براى همسرش مهرى قرار دهد و قصد پرداخت آنرا نداشته باشد، مانند دزد است . (281)
248- عن النبى (صلى الله عليه و آله و سلم ) قال : من ظلم امراءه مهرها فهو عندالله زان يقول الله عز و جل له يوم القيامه : عبدى زوجتك اءمتى على عهدى فلم توف بعهدى و ظلمت اءمتى فيؤ خد من حسناته فيدفع اليها...
پيغمبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: هر كس نسبت به مهر زنش ستم كند، نزد خداوند زناكار محسوب مى شود. خداوند در روز قيامت به او گويد: بنده من ! كنيز خود را طبق قرار و پيمانى كه با تو نمودم ، به همسريت در آوردم ، ولى تو به پيمان من وفا نكردى و به كنيزم ستم نمودى آنگاه از حسنات او برداشته مى شود و به مقدار حق زن به زن داده مى شود. اگر حسناتش كم باشد، او را به دوزخ برند، زيرا پيمان شكنى كرده است . (282)
249- و ان اءردتم استبدال زوج مكان زوج و آتيتم احديهن قنطارا (283) فلا تاءخذوا منه شيئا اءتاءخذونه بهتانا و اثما مبينا # و كيف تاءخذونه و قد اءفضى بعضكم الى بعض و اءخذن منكم ميثاقا غليظا.
اگر خواستيد زنى را رها كرده و به جاى او زنى ديگر بگيريد و مال بسيارى مهر او كرده ايد، چيزى از آن باز نگيريد. در صورتى كه شما به يكديگر رسيده ايد (و از همسر خود لذت و آسايش برده ايد) و زنان از شما پيمانى محكم گرفته اند. (284)
250- لينفق ذوسعه و من قدر عليه رزقه فلينفق مما آتاه الله ، لا يكلف الله نفسا الا ما آتاها سيجعل الله بعد عسر يسرا.
مردى كه در زندگى وسعت رزق دارد، بايد به مقدار وسعتش خرج كند و مردى كه روزيش تنگ باشد، به مقدارى كه خدا به او داده است خرج كند. خدا هيچكس را بيش از آنچه به او داده تكليف نمى كند و خدا پس از هر سختى آسايشى قرار مى دهد. (285)
251- عن اءبيعبدالله (عليه السلام ) قال : اذا جادالله تبارك و تعالى عليكم فجودوا و اذا امسك عنكم فامسكوا و لا تجاودوا (286) الله فهو اجود.
امام صادق (عليه السلام ) فرمود: زمانى كه خداى تبارك و تعالى به شما سخاوت نمود. شما هم سخاوت كنيد، و چون باز گرفت ، شما هم باز گيريد. با خدا سخاوت فروشى نكنيد (به خدا سخاوت ياد ندهيد. مثلا قرض ‍ نكنيد و براى خانواده خود خرج كنيد،) كه خدا از همگان سخاوتمندتر است . (287)

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 15 مرداد 1391  12:34 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:بهشت خانواده

درس شصت و دوم : اختلاف غريزى
در موضوع اختلاف جنسى و غريزى كه ميان زن و شوهر اتفاق مى افتد گاهى تقصير مرد است ، مثل اينكه او نزديكى از راه عقب را بخواهد و زن راضى نباشد يا آنكه مرد در زمان عذر زن ، مانند زمان حيض و نفاس و بيمارى ، تقاضاى همخوابگى كند يا براى اين عمل ، زن را از خواب شيرينش بيدار نمايد، يا عشقبازى لطيف را با ادرار كردن كثيف همانند سازد، يعنى قبل از نزديكى با همسرش بازى نكند. به او ور نرود، شوخى و خوش طبعى نكند و خلاصه همرقص خود را به رقص و نشاط نياورد و فقط مانند حيوانى بى شعور بخواهد شهوترانى كند.
همه اين امور در شرع اسلام ممنوع است و در لسان فقها با عبارت (( حرام است يا كراهت دارد )) بيان شده است ، بيچاره زنى كه گرفتار چنين شوهرى باشد و نتواند درد دلش را به كسى بگويد، بلكه بيچاره چنان مردى كه به خاطر عدم اطلاع از دستورات دينش ، زندگى را بر خود و خانواده اش ‍ جهنم سوزان كند.
دستور اسلام اين است كه مرد نبايد در خلوتخانه مانند مرغى برجهد و بچسبد، بريزد و برخيزد، بلكه بايد بازى كند، و ببوسد، شوخى كند و بمالد، بگويد و ببويد تا همسر و همدم خود را آماده كند، به نشاط آورد و هنگامى از كنارش برخيزد كه آن بنده خدا هم مانند او سير و لبريز شده باشد.
اگر گمان مى كنيد اسلام چنين مطالبى را نگفته است و مى خواهيد نويسنده را به عدم رعايت عفت قلم متهم نماييد، اندكى صبر كنيد تا همين درس به پايان رسد و نيز به دروس : 9 و 10 و 13 و 27 و 40 هم مراجعه كنيد.
گاهى هم در اختلافات جنسى ، تقصير از ناحيه زن است . مثل اينكه زن بدون عذر و علت از همخوابى با شوهرش امتناع ورزد و ناز و كرشمه مستحسن را به انكار و فرار مستهجن تبديل كند. يا در امر نظافت و آرايش و استعمال بوى خوش كوتاهى ورزد يا حتى در زمان همخوابى بدون عشوه و غمزه باشد و همچون مرده و تخته سنگى ، بى حس و حركت روى زمين افتد و چشمهايش به تيرهاى سقف و لامپهاى لوستر دوخته شده باشد.
دوستى مرحوم داشتم كه از قول رفيق ظريفش نقل مى كرد كه او بايد با هر غسل جنابتى ، يك غسل مس ميت و يك غسل توبه هم كند: توبه از اينكه ديگر با چنان ميتى همخواب نشود.
زن مسلمان بايد بداند كه شوهر او انسانى است با ذوق و احساس و داراى غريزه و نياز. چنانكه گرسنه به غذا نياز دارد، مرد هم بيش از پنجاه سال از عمرش را به تامين ذوق و احساس و اشباع غريزه جنسى نياز دارد، اگر همسرش نتواند به اين نياز پاسخ دهد، مرد مجبور مى شود، همسر ديگر بگيرد؛ زيرا غريزه جنسى و ظرافت دوستى ، حقيقت و واقيت محسوسى است كه خدا در نهاد بشر گذاشته است . در برابر واقعيتها نمى توان چشم بسته باقى بود و با فطرت خدادادى نمى شود مبارزه كرد. مردى كه خود را گرسنه محبت مى بيند و به فكر تجديد فراش مى افتد، در آن حال رعايت عدالت و شرايط ديگر دو همسر داشتن را فراموش مى كند. او در آن حال ممكن است شرط تمكن مالى را هم فراموش كند. همسر ديگرى بگيرد همسر ديگرى بگيرد و سپس پشيمان شود، و خودش و دو بانوى ديگر، را خشمگين و ناراحت كند و آن پشيمانى سودى هم نداشته باشد و همه اينها در اثر كوتاهى بانوئى بوده است كه يا دستور اسلام را ندانسته ، عروس شده و يا دانسته و فهميده اما كوتاهى كرده است .
اميرالمؤ منين (عليه السلام ) فرموده است (( جهاد زن ، نيكو شوهر دارى اوست )) پس زنى كه نتواند شوهرش را براى خود نگهدارد و او را مجبور كند، همسر ديگرى بگيرد، شوهردارى نيكو نكرده است . اسلام چنان كه به شوهر مى گويد: تا همسرت را اشباع نكرده ئى از كنار او بر مخيز، به زن هم مى گويد: در خلوتخانه حيا را به كلى كنار بگذار تا شوهرت مجبور نشود سه فرد بلكه سه فاميل را ناراحت كند.
خانم مسلمان بايد بداند كه زن نازيباى شيرين طبع و عشوه گر، در جلب و جذب شوهر، نقشى بهتر از زن زيباى مسامحه گر ايفا مى كند. اگر زنان نازيبا، زبان شيرين و حركات دلربا نمى داشتند كه همگى در خانه پدر خود مى ماندند و كسى به سراغ آنها نمى آمد. اسلام چنانكه به زن مراعات عفت و نجابت را دستور داده است ، مراعات شوهردارى نيكو را هم به تمام معنى كلمه دستور داده است .
آرى تقصير اسلام از (نظر برخى نادانان ) اين است كه صراحت لهجه دارد. حقايق را بدون پرده پوشى مى گويد. نياز طبيعى و غريزى انسان ها را تشريح مى كند و توضيح مى دهد تا بندگان خدا به چاه نيفتند، گرفتار نشوند. اسلام چاره مشكلات را پيش از وقوعش بيان مى كند و از اتهامات مشتى بى خرد باك ندارد. اسلام خردمندان را بيشتر طالب است و همه جا سخن از تعقل و تدبر و تفكر و تفقه دارد.
ديگر از موارد اختلاف غريزى ، اختلاف سنى فاحش زن و شوهر است . اختلافى كه موجب شود غريزه يكى بيدار و فعال و از ديگرى خواب و افسرده باشد. چنين ازدواجى از اول نبايد صورت بگيرد. از نظر اسلام اگر مرد پيرى زن جوانى بگيرد و زن جوان به خاطر عدم تامين غريزه ، گول شيطان را بخورد و زنا دهد، شوهر پير هم در گناه او شريك است . او بايد پيش از آنكه زن جوان آلوده شود، او را طلاق دهد. و اگر مرد جوان است و زن پير، آن مرد بداند كه با پاى خود به استقبال حضرت عزرائيل رفته است . در اين موارد، مال و جمال نبايد پرده بر عقل و ديده دل زن و مرد مسلمان كشد و آنانرا در دام شيطان اندازد.


دليل
252- قال اءبو عبدالله (عليه السلام ) المراءه تحيض يحرم على زوجها اءن ياءتيها فى فرجها لقول الله عز و جل (( و لا تقربوهن حتى يطهرن )) فيستقيم للرجل اءن ياءتى امراءته و هى حائض فيما دون الفرج .
امام صادق (عليه السلام ) فرمود: زنى كه حائض مى شود، براى شوهرش ‍ حرام است كه از راه شرمگاه بر او همبستر شود؛ زيرا خداوند عزوجل فرموده است (( با زنان حائض نزديكى نكنيد تا وقتى پاك شوند )) پس مرد مى تواند غير از راه شرمگاه . نزد زن حائض خود رود. (288)
253- عن اءبيعبد الله (عليه السلام ) قال : ساءلته عن اتيان النساء فى اءعجازهن قال هى لعبتك فلا تؤ ذها.
از امام صادق (عليه السلام ) درباره نزديكى با زن از راه عقب سوال شد. فرمود: همسرت عروسك و معشوق تو است . آزارش ‍ مده . (289)
254-... ساءلت اءبا عبدالله (عليه السلام ) عن الرجل ياءتى المراءه فى دبرها، قال لا باءس اذا رضيت.
ابن ابى يعفور گويد: از آنحضرت درباره نزديكى مرد با زنش از راه عقب پرسيد؛ فرمود: اگر زن راضى باشد مانعى ندارد. (290)
255- قال رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم )... كل لهو المومن باطل الا فى ثلات : فى تاءديبه الفرس و رميه عن القوس و ملاعبته امراءته فانهن حق .
پيغمبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: هر كار لهوى براى مومن نارواست . مگر سه عمل : تربيت اسب تيراندازى و بازى كردن با همسر كه اين سه عمل (با وجود لهو بودنش ) حق است (باطل و ناروا نيست . (291) )
256- و قال (صلى الله عليه و آله و سلم ): اذا جامع اءحدكم اءهله فلا ياءتيهن كما ياءتى الطير ليمكث و ليلبث .
و فرمود: زمانى كه مردى مى خواهد با همسرش همبستر شود، پرنده با او نزديكى نكند. آنجا بايد درنگ و توقفى داشته باشد. (292)
257- قال الصادق (عليه السلام ) ان اءحد كم لياتى اءهله فتخرج من تحته ، فلو اءصابت زنجيا لتشبثت به فاذا اءتى اءحدكم اهله فليكن بينهما ملاعبه فانه اءطيب للامر
امام صادق (عليه السلام ) فرمود: مردى از شما نزد همسرش مى رود ولى زن از زيرش مى گريزد: در صورتى كه همان زن اگر مردى از سياه پوستان زنگبار را بيابد به او مى چسبد (زيرا آنان زنان سفيد پوست را دوست دارند و هنگام نزديكى ، بازى و شوخى طبعى بسيار مى كنند) پس ميان تو و همسرت بايد بازى و شوخى باشد، تا امر نزديكى لذيذتر و گواراتر شود. (293)
258- عن اءبيعبدالله (عليه السلام ) فى الرجل ينظر الى امراءته و هى عريانه قال : لاباءس بذلك و هل اللذه الا ذلك ؟
از امام صادق (عليه السلام ) سوال شد كه آيا مرد مى تواند به همسر سراپا برهنه اش بنگرد؟ فرمود: مانعى ندارد... (294)

 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 15 مرداد 1391  2:04 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:بهشت خانواده

درس شصت و سوم : اختلاف خودخواهى

اختلاف زن و شوهر گاهى بر اثر خودخواهى و غرور و تفوق طلبى است ، به طورى كه هر يك مى خواهد بر ديگرى برترى داشته باشد. اين مرض ‍ شديدتر از دو مرض سابق است . در اين مورد، شيطان قدرت بيشترى دارد. به طورى كه ممكن است زن و شوهرى را كه در دو مرحله سابق نتوانسته است به دام اندازد، در اين مرحله به دام اندازد، حتى بعضى از دانشمندان متعهدى كه خود را تهذيب نموده و وسوسه شيطان را در دو مرحله سابق درك نموده و از آن جسته اند؛ در اين مرحله قافيه را باخته و به دام افتاده اند. تا آنجا كه روايت مى گويد: كسانى كه در راه خودسازى و تهذيب نفس وارد مى شوند، آخرين صفت زشتى كه از دل آنها بيرون مى رود، خود خواهى و جاه طلبى است .
در هر حال گاهى مرد مى خواهد بزرگى و تسلط خود را بر زن ثابت كند. هميشه توقع سلام كردن از همسرش را دارد. هميشه مى خواهد حرف خود را به كرسى بنشاند. تندى مى كند. تشر مى زند. اگر كمى درس خوانده باشد، آيه شريفه (( الرجال قوامون ... )) را بهانه مى كند. اگر اطلاعات ناقص دينى داشته باشد، بدون اجازه بيرون نرفتن زن را از خانه پيش مى كشد. مغالطه ها مى كند و سفسطه ها مى بافد و همسرش را افسرده و غمگين مى كند و خودش را ناراحت و خشمگين نشان مى دهد. در صورتى كه روانشناس ‍ دقيق مى فهمد، همه اينها بهانه است و علت عمده ، همان وسوسه شيطانى است كه ناشى از غرور و خودخواهى اوست .
ما در گذشته آيه شريفه (( الرجال قوامون ... )) را معنى كرديم (295) و بيرون نرفتن زن را از خانه توضيح داديم (296) پسران جوانى كه زود ازدواج مى كنند، در ابتداى زندگى اين بهانه گيرى ها را دارند، ولى به تدريج يا با نصيحت و اندرز بزرگان يا در اثر حوادث زندگى ، مانند مريض شدن زن به واسطه بداخلاقى مرد و مختل شدن امور خانه يا در اثر به تنگ آمدن زن و چند روزى زندگى را رها كردن ، اين گونه جوانهاى خام بر سر عقل مى آيند و مى فهمند كه بايد با همسر خويش مانند رفيق زندگى كنند. نفع و ضرر زن ، نفع و ضرر شوهر است و هر دو در يك خانه زندگى مى كنند. (297)
گاهى هم زن به واسطه جمال و هنرى كه دارد يا پدر و مادر ثروتمندى كه دارد يا به گمان موهوم خود به خاطر فاميل اعيان و اشرافى كه دارد، به خود مى بالد و بر شوهر خود فخر مى فروشد و ناز مى كند، آن زن بايد بداند كه پدر و مادر و ثروت و عزت در معرض نابودى و زوال است ، آنها مى ميرند و مى روند يا زنده هستند و با همسران خود خوش و خرمند و او هم بايد با شوهرش زندگى كند و خوش و خرم باشد. او بايد بداند كه پيش از اينكه (( بله )) بگويد و صيغه عقد جارى شود، مى توانست اين شوهر را نپذيرد و شوهرى ديگر بخواهد؛ ولى اكنون گذشته است . بيهوده نبايد خودش را عصبانى و شوهرش را ناراحت كند و زندگى را جهنم سوزان سازد. او بايد به فكر زندگى و شوهر و فرزند خود باشد و از خداى خويش كمك جويد تا زندگى آنها مرفه تر و سعادتمندتر از پدر و فاميلش گردد. اگر هم نشد راضى و صابر باشد.


دليل
259- و لا تصعر خدك للناس و لا تمش فى الارض مرحا ان الله لا يحب كل مختال فخور.
با تبختر از مردم روى مگردان و در روى زمين بر تكبر گام مزن كه خدا هيچ فخر فروش متكبرى را دوست نمى دارد. (298)
260- قال على (عليه السلام ) انك ان تكبرت وضعك الله .
اميرالمؤ منين (عليه السلام ) فرمود: اگر تكبر كنى خدا تو را به زمين مى زند. (299)
261- و قال (عليه السلام ): عجبت لمتكبر كان اءمس نطفه و هو فى غد جيفه .
و فرمود: در شگفتم از متكبرى كه ديروز نطفه ئى بود و فردا مردارى مى شود. (300)
262- و قال (عليه السلام ) من اءقبح الكبر تكبر الرجل على ذوى رحمه و اءبناء جنسه .
و فرمود: زشت ترين تكبر آن است كه شخص با خويشان و همجنسانش ‍ تكبر كند. (301)
263- و قال (عليه السلام ) ما اجتلب المقت بمثل الكبر.
و فرمود: هيچ چيز مانند تكبر، بغض و نفرت مردم را جلب نمى كند. (302)
264- و قال (عليه السلام ) لا يتكبر الا وضيغ خامل
و فرمود: تكبر نكند مگر شخص پست و گمنام (زيرا او مى خواهد با گردن فرازى و خودپسندى براى خود، بزرگى و شهرت كاذب كسب كند. (303))

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 15 مرداد 1391  2:05 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها