0

بهشت خانواده

 
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:بهشت خانواده
یک شنبه 15 مرداد 1391  12:34 PM

درس شصت و يكم : اختلاف مالى

زن و شوهر، هر گونه اختلافى با يكديگر داشته باشند منشا و ريشه آن اختلاف غالبا شش امر است كه يكى از آن امور، خارجى است يعنى از ناحيه دخالت ديگران حاصل مى شود و پنج امر ديگر داخلى است ، يعنى از سوى خود زن و شوهر است ، ما اين شش امر را در شش درس توضيح مى دهيم و دستور اسلام را درباره علاج آن بيان مى كنيم و از خداوند متعال براى مسلمين توفيق عمل مى طلبيم :
اول : اختلاف مالى است ، چنانكه مثلا مهريه زيادى براى زن معين شده باشد و شوهر پشيمان گشته و هر روز بهانه ئى بگيرد و جر و بحث درست كند تا زن را راضى نمايد كه مهريه خود را به نحوى كم كند يا نگيرد.
چنين شوهرى بايد بداند كه دستور اسلام اين است كه اگر مردى قصد ندادن مهريه زنش را داشته باشد، گناهش مانند زناكار و يا سارق است و اگر بالاخره نپردازد، مديون زن باقى مى ماند تا در قيامت به حسابش رسيدگى شود.
شوهر بايد بداند: صريح دستور قرآن كريم است كه اگر پوست گاوى پر از طلا هم مهريه زن قرار داده شود، بايد بدون اندكى كاهش و تا آخرين دينار آن مهريه را بپردازد.
شوهر بايد بداند كه زن حاضر شده است ، به خاطر قولى كه داده و يكبار كلمه بله را گفته است ، عمرى با شوهر خود بسازد از پدر و مادر مهربان خود ببرد. و در خانه ديگر و با مردى ديگر و مشكلاتى بيشتر و افزون تر بسازد. حاضر شده است كه با چادر بيايد و با كفن بيرون رود، پس چرا مرد نبايد سر قول خود بايستد و راجع به مهريه ئى كه قبول كرده و سندش را امضا نموده . پشيمان شود و بهانه بياورد؟ چرا بايد بدون جهت زندگى را بر خود و خانواده اش تلخ كند؟ مگر نه اين است كه هر عاقلى به او مى گويد: مى خواستى از اول فكر كنى و دفتر را امضا نكنى ؟ چرا حرفى مى زنى كه همه مردم تو را ملامت كنند؟ براى مرد ننگ و عيب است كه زير قول خود بزند و در برابر زنى كه به قول خود وفادار است خود را پست نشان دهد، اگر واقعا مرد را مجبور كرده اند يا گولش زده اند و مهريه زيادى به گردنش ‍ گذاشته اند. او مى تواند با زبان خوش و از راه قانونى وارد شود، كه اگر نتيجه ئى باشد در اين راه است . نه بهانه گيرى و كارهاى كودكانه انجام دادن .
مرد مسلمان بايد توكل بر خدا كند و به كار و كسب و فعاليت پردازد و خدا را رازق و توانا بداند كه خيلى بيشتر از مهريه همسرش به او برساند. باز اختلاف مالى ممكن است از طريق ثروتمند بودن پدر زن و ضعيف بودن داماد باشد، كه غالبا هر جوانى در ابتداى دامادى چنين است . همان پدر زن هم ابتدا ثروتمند نبوده است . در اين امور دستور عقل و شرع اين است كه : داماد مناعت طبع و عفت نفس به خرج دهد و چشم به مال پدر زن نداشته باشد. بر خدا توكل كند تا خدا هم او را به ثروت رساند و پدر زن هم وظيفه دارد كه به دختر و دامادش تا مى تواند كمك كند، علاوه بر اينكه حقوق واجبه مالى خود را اگر استحقاق شرعى دارند مى تواند به آنها بدهد، بايد بداند كه او بالاخره مى ميرد و ارثش به همين دختر مى رسد، پس چه بهتر كه تا زنده است ، با دست خود بدهد تا دختر او هم با شوهرش بخورند و او را دعا كنند و او هم هر روز ناظر نزاع و درگيرى دختر و دامادش ‍ نباشد.
بخش ديگر اختلاف مالى ، از راه خست مرد است در خرج كردن ، يعنى زن را سخنى دادن و در فشار مضيقه گذاشتن . اين عمل از نظر اسلام زشت و نارواست ، چنانكه از نظر عقل و خردمندان هم ، دستور اسلام اين است كه شوهر بايد به سياست خدايى بنگرد، و هر وقت خدا براى او روزى كمترى مى رساند، او هم خرج كند، و هر وقت خدا به او توسعه مى دهد و درآمد بيشترى بدست مى آورد. او هم به خانواده اش بيشتر برسد خلاصه شوهر بايد درآمدش را بدون ربا و تزوير در ميان گذارد و با همسر و خانواده اش ‍ خرج كند.
ديگر از موارد اختلاف مالى كه تقصير زن است ، چشم و همچشمى او با زن همسايه و فاميل خود او يا فاميل شوهر مى باشد. گاهى زن به خانه همسايه مى رود. به مجلس مهمانى و عروسى مى رود. لباسهاى زنان و زندگى آنها را، از لباس و زندگى خود بهتر و نفيس تر مى بيند، سپس به خانه مى آيد و براى شوهرش بهانه گيرى مى كند كه لباس من و فرش و پرده ما چرا بايد مانند آنها نباشد؟ قبل از هر پاسخى كه شوهر بدهد، بايد بگويم : چنين زنى خام است ، جوان است ، دنبال هوى و هوس است ، مسلمانى متعهد و تمام عيار نيست . به فكر زندگى نيست ، او مى گويد پيشواى من فاطمه زهرا سلام الله عليها است ، ولى سخنى مى گويد كه آن حضرت در تمام عمرش حتى يكبار هم به شوهرش نگفت . زن مسلمان بايد قانع باشد و بداند همه مردم يكسان زندگى نمى كنند، او بايد بداند كه فضيلت و شرافت زن به خانه دارى و شوهر دارى و تربيت فرزندان صالح و شايسته است ، نه مال و ثروت زياد و لباسهاى رنگارنگ .


دليل
247- عن اءبيعبد الله (عليه السلام ) قال : من اءمهر مهرا، ثم لاينوى قضاوه ، كان بمنزله السارق .
امام صادق (عليه السلام ) فرمود: هر كس براى همسرش مهرى قرار دهد و قصد پرداخت آنرا نداشته باشد، مانند دزد است . (281)
248- عن النبى (صلى الله عليه و آله و سلم ) قال : من ظلم امراءه مهرها فهو عندالله زان يقول الله عز و جل له يوم القيامه : عبدى زوجتك اءمتى على عهدى فلم توف بعهدى و ظلمت اءمتى فيؤ خد من حسناته فيدفع اليها...
پيغمبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: هر كس نسبت به مهر زنش ستم كند، نزد خداوند زناكار محسوب مى شود. خداوند در روز قيامت به او گويد: بنده من ! كنيز خود را طبق قرار و پيمانى كه با تو نمودم ، به همسريت در آوردم ، ولى تو به پيمان من وفا نكردى و به كنيزم ستم نمودى آنگاه از حسنات او برداشته مى شود و به مقدار حق زن به زن داده مى شود. اگر حسناتش كم باشد، او را به دوزخ برند، زيرا پيمان شكنى كرده است . (282)
249- و ان اءردتم استبدال زوج مكان زوج و آتيتم احديهن قنطارا (283) فلا تاءخذوا منه شيئا اءتاءخذونه بهتانا و اثما مبينا # و كيف تاءخذونه و قد اءفضى بعضكم الى بعض و اءخذن منكم ميثاقا غليظا.
اگر خواستيد زنى را رها كرده و به جاى او زنى ديگر بگيريد و مال بسيارى مهر او كرده ايد، چيزى از آن باز نگيريد. در صورتى كه شما به يكديگر رسيده ايد (و از همسر خود لذت و آسايش برده ايد) و زنان از شما پيمانى محكم گرفته اند. (284)
250- لينفق ذوسعه و من قدر عليه رزقه فلينفق مما آتاه الله ، لا يكلف الله نفسا الا ما آتاها سيجعل الله بعد عسر يسرا.
مردى كه در زندگى وسعت رزق دارد، بايد به مقدار وسعتش خرج كند و مردى كه روزيش تنگ باشد، به مقدارى كه خدا به او داده است خرج كند. خدا هيچكس را بيش از آنچه به او داده تكليف نمى كند و خدا پس از هر سختى آسايشى قرار مى دهد. (285)
251- عن اءبيعبدالله (عليه السلام ) قال : اذا جادالله تبارك و تعالى عليكم فجودوا و اذا امسك عنكم فامسكوا و لا تجاودوا (286) الله فهو اجود.
امام صادق (عليه السلام ) فرمود: زمانى كه خداى تبارك و تعالى به شما سخاوت نمود. شما هم سخاوت كنيد، و چون باز گرفت ، شما هم باز گيريد. با خدا سخاوت فروشى نكنيد (به خدا سخاوت ياد ندهيد. مثلا قرض ‍ نكنيد و براى خانواده خود خرج كنيد،) كه خدا از همگان سخاوتمندتر است . (287)

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها