پاسخ به:بهشت خانواده
یک شنبه 15 مرداد 1391 2:05 PM
اختلاف زن و شوهر گاهى بر اثر خودخواهى و غرور و تفوق طلبى است ، به طورى كه هر يك مى خواهد بر ديگرى برترى داشته باشد. اين مرض شديدتر از دو مرض سابق است . در اين مورد، شيطان قدرت بيشترى دارد. به طورى كه ممكن است زن و شوهرى را كه در دو مرحله سابق نتوانسته است به دام اندازد، در اين مرحله به دام اندازد، حتى بعضى از دانشمندان متعهدى كه خود را تهذيب نموده و وسوسه شيطان را در دو مرحله سابق درك نموده و از آن جسته اند؛ در اين مرحله قافيه را باخته و به دام افتاده اند. تا آنجا كه روايت مى گويد: كسانى كه در راه خودسازى و تهذيب نفس وارد مى شوند، آخرين صفت زشتى كه از دل آنها بيرون مى رود، خود خواهى و جاه طلبى است .
در هر حال گاهى مرد مى خواهد بزرگى و تسلط خود را بر زن ثابت كند. هميشه توقع سلام كردن از همسرش را دارد. هميشه مى خواهد حرف خود را به كرسى بنشاند. تندى مى كند. تشر مى زند. اگر كمى درس خوانده باشد، آيه شريفه (( الرجال قوامون ... )) را بهانه مى كند. اگر اطلاعات ناقص دينى داشته باشد، بدون اجازه بيرون نرفتن زن را از خانه پيش مى كشد. مغالطه ها مى كند و سفسطه ها مى بافد و همسرش را افسرده و غمگين مى كند و خودش را ناراحت و خشمگين نشان مى دهد. در صورتى كه روانشناس دقيق مى فهمد، همه اينها بهانه است و علت عمده ، همان وسوسه شيطانى است كه ناشى از غرور و خودخواهى اوست .
ما در گذشته آيه شريفه (( الرجال قوامون ... )) را معنى كرديم (295) و بيرون نرفتن زن را از خانه توضيح داديم (296) پسران جوانى كه زود ازدواج مى كنند، در ابتداى زندگى اين بهانه گيرى ها را دارند، ولى به تدريج يا با نصيحت و اندرز بزرگان يا در اثر حوادث زندگى ، مانند مريض شدن زن به واسطه بداخلاقى مرد و مختل شدن امور خانه يا در اثر به تنگ آمدن زن و چند روزى زندگى را رها كردن ، اين گونه جوانهاى خام بر سر عقل مى آيند و مى فهمند كه بايد با همسر خويش مانند رفيق زندگى كنند. نفع و ضرر زن ، نفع و ضرر شوهر است و هر دو در يك خانه زندگى مى كنند. (297)
گاهى هم زن به واسطه جمال و هنرى كه دارد يا پدر و مادر ثروتمندى كه دارد يا به گمان موهوم خود به خاطر فاميل اعيان و اشرافى كه دارد، به خود مى بالد و بر شوهر خود فخر مى فروشد و ناز مى كند، آن زن بايد بداند كه پدر و مادر و ثروت و عزت در معرض نابودى و زوال است ، آنها مى ميرند و مى روند يا زنده هستند و با همسران خود خوش و خرمند و او هم بايد با شوهرش زندگى كند و خوش و خرم باشد. او بايد بداند كه پيش از اينكه (( بله )) بگويد و صيغه عقد جارى شود، مى توانست اين شوهر را نپذيرد و شوهرى ديگر بخواهد؛ ولى اكنون گذشته است . بيهوده نبايد خودش را عصبانى و شوهرش را ناراحت كند و زندگى را جهنم سوزان سازد. او بايد به فكر زندگى و شوهر و فرزند خود باشد و از خداى خويش كمك جويد تا زندگى آنها مرفه تر و سعادتمندتر از پدر و فاميلش گردد. اگر هم نشد راضى و صابر باشد.
دليل
259- و لا تصعر خدك للناس و لا تمش فى الارض مرحا ان الله لا يحب كل مختال فخور.
با تبختر از مردم روى مگردان و در روى زمين بر تكبر گام مزن كه خدا هيچ فخر فروش متكبرى را دوست نمى دارد. (298)
260- قال على (عليه السلام ) انك ان تكبرت وضعك الله .
اميرالمؤ منين (عليه السلام ) فرمود: اگر تكبر كنى خدا تو را به زمين مى زند. (299)
261- و قال (عليه السلام ): عجبت لمتكبر كان اءمس نطفه و هو فى غد جيفه .
و فرمود: در شگفتم از متكبرى كه ديروز نطفه ئى بود و فردا مردارى مى شود. (300)
262- و قال (عليه السلام ) من اءقبح الكبر تكبر الرجل على ذوى رحمه و اءبناء جنسه .
و فرمود: زشت ترين تكبر آن است كه شخص با خويشان و همجنسانش تكبر كند. (301)
263- و قال (عليه السلام ) ما اجتلب المقت بمثل الكبر.
و فرمود: هيچ چيز مانند تكبر، بغض و نفرت مردم را جلب نمى كند. (302)
264- و قال (عليه السلام ) لا يتكبر الا وضيغ خامل
و فرمود: تكبر نكند مگر شخص پست و گمنام (زيرا او مى خواهد با گردن فرازى و خودپسندى براى خود، بزرگى و شهرت كاذب كسب كند. (303))