پاسخ به:بهشت خانواده
یک شنبه 15 مرداد 1391 10:15 AM
كسانى كه تمام مآخذ اسلامى راجع به (( زن )) را مطالعه كرده اند و حتى شما خواننده محترم كه از اول كتاب تا اينجا با نويسنده همراه بوده ايد، پى برده و دانسته ايد كه :
اسلام مى خواهد، زن براى شوهر و فرزندانش باشد و شوهر و فرزندان براى او باشند، و ديگران مى خواهند زن براى همگان باشد و هيچكس براى او نباشد.
اسلام مى خواهد زن در پيرى ، شوهر و فرزندان و نوادگانى داشته باشد كه پروانه وار گردش بگردند و به ديده احترام به او بنگرند و او هم از ديدن ايشان لذت برد و نتيجه شيرين و پربار خانه داريها و بچه داريهايش را بچشد و با عزت و افتخار و اطمينان جان به جان آفرين تسليم كند.
خرم زنى كه هست به گيتى ... تنها به شوى خود خوش و خرسند
زيباترين نگار جهان چيست ... زن در كنار شوهر و فرزند
ولى مكاتب ديگر مى خواهند كه اگر زن از دام آنها بجهد، حداكثر دو فرزند بيشتر نداشته باشد و هميشه يا قرصهاى انسان كش آنان را بخورد، يا كورتاژ كند و هماره مبتلا به ضعف اعصاب و محتاج به داروها و جراحيهاى آنان باشد. و در پيرى هم يا در خيابانها پرسه زند و يا در خانه ها دلال هواها باشد و سرانجام در انزوا و پوچى و بى ثمرى بميرد.
دنياى استعمارى روز، اين همه بدبختى را براى زن از آنجا شروع مى كند كه حجاب را از سر او بر مى دارد و از لانه امن و استراحتش بيرون مى كشد و پشت ميز اداره و صندلى كارخانه اش مى نشاند، سپس آرايش دوست و مدپرستش مى كند؛ آن هم به سبك خودش كه با فرهنگ او بيگانه مى باشد.
زن معصوم ساده دل هم گول مى خورد و بازيچه دست آنها مى شود و مصرف كننده كالاها و مصرف شده هواهاى آنها مى گردد و خيال مى كند متمدن گشته و ترقى كرده است . (زنانى را مى گوييم كه چنين شدند نه خانمهاى مسلمان وظيفه شناس را.)
اين سالوسان شياد و بازيگران صياد، ميليونها زن پاكدل را با تبليغات پوچ و توطئه هاى مزورانه خود، به عنوان آزادى و تساوى حقوق و مقدم داشتن كلمه (( خانمها )) بر (( آقايان )) فريب داده و از هويت و شخصيت مادرى خود خالى كرده و در دام لعنتى خويش انداخته اند.