مأموريت زنبور
بعد از عمليات مسلم ابن عقيل كه در سال 61 در منطقه غرب كشور صورت گرفت و منطقه وسيعي از كشورمان از جمله نفتشهر و سومار از دست دشمنان بعثي آزاد گرديد بچههاي رزمنده كه اكثر آنها از بچههاي تهران از لشكر محمد رسول الله بودند در سنگرهاي به جا مانده از عراقيها مستقر شديم در حال استراحت بوديم كه يك خاور انگور آوردند و در گوشهاي خالي كردند. هنگام خوردن ناهار ديديم كه اطراف جعبههاي انگور پر از زنبور شده است با بچهها شروع به كشتن زنبورها كرديم يكي از زنبورها را من و فرمانده گردانمان به نام سليمانيفر دنبال كرديم. زنبور درست كنار سنگري رفت كه در آن استراحت ميكرديم يادآور ميشوم كه سنگرها را عراقيها خيلي قشنگ مانند اتاقهاي سه در چهار درست كرده بودند انگار ميخواستند تا آخر عمر در آن جا بمانند. زنبور كنار سنگر نشست فرمانده گردانمان پايش را روي زنبور كوبيد و شروع به له كردن آن كرد در حال له كردن بود كه ناگهان از كنار بدن له شده زنبور مين ضد نفري آشكار شد كه ما با ترس كمي عقب رفتيم وقتي بچهها را صدا كرديم يك نفر آمد جلو و كنار مين را خالي كرد و مين را از زمين درآورد و چاشني آن را درآورد. آن جا همه با هم گفتيم كه اين زنبور مأمور بود تا اين مين را به ما نشان دهد. لازم به يادآوري است كه اگر آن روز آن مين را آن گونه از زير خاك بيرون نميآورديم به احتمال زياد پاي يك نفر را قطع ميكرد.
راوي: زينب گنجي فرزند جانباز
منبع: كتاب پنجمين يادواره لاله هاي جاويدان