0

روزي جنگي بود 5

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:روزي جنگي بود 5
جمعه 8 بهمن 1389  1:38 PM

ما مقصر نبوديم آقاي گاو

پنجاه و شش ساعت بعد از عمليات اسير شديم. ظرف اين مدت نه نان داشتيم نه غذا. از پا درمي‌آمديم كه در دشت به يك گاو برخورديم. مشغول نوشيدن آب بود كه يكي از برادران آن را با گلوله زد و هركس از يك طرف شروع كرد به پاره كردن شكمش.
از شدت گرسنگي نمي‌دانستيم چه كنيم. از هركجايش مي‌توانستيم بريده و به سر آتش گرفته بوديم كه ديديم گاو هنوز زنده است!
   

منبع: سالنامه يادياران  

 
 
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها