نشانه
آخرين بار كه راهي شد، خواستم گلويش را ببوسم، يوسف نگذاشت. به پيشانياش اشاره كرد و گفت: «اينجا را ببوس كه اينجا تير ميخورد».
وقتي پيكرش را آوردند، تقريباً تمام بدن سوخته بود. شك داشتم كه يوسف باشد. براي همين درست همانجايي را كه گفته بود ببوسم نگاه كردم و دست كشيدم، جاي گلوله روي پيشاني يوسف بود و من يقين پيدا كردم اين پيكر يوسف رائيجي است.
راوي: خواهر شهيد
منبع: يادمان سالنامه ي لشگر 27 محمد رسول الله (ص) 1385