0

روزي جنگي بود 5

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:روزي جنگي بود 5
جمعه 8 بهمن 1389  1:54 PM

نماز شهادت

وقتي در عمليات كربلاي 3 در خليج‌فارس دچار مدّ و امواج متلاطم آب شده بوديم، من نگران و متحير ستون در حال حركت را در داخل آب كنترل مي‌كردم كه ديدم يكي از بچه‌ها، سرش را بدون حركت داخل آب قرار داده است؛ بيشتر نگران شدم. شانه‌اش را گرفتم و تكان دادم.
سرش را بلند كردم، با نگراني و تعجب پرسيدم: چي شده؟ چرا تكان نمي‌خوري؟
خيلي خونسرد و بدون نگراني گفت: مشغول نماز شب بودم.
اطمينان و آرامش اين جوان بسيجي زبانم را بند آورده بود. گفتم: اشكالي نداره، ادامه بده! التماس دعا!
صبح روي اسكله‌ي الاميه اولين شهيدي بود كه به ديدار معشوق نايل آمد؛
او شهيد غلام‌رضا اكبري بود.
   

منبع: نشريه قافله نور   -  صفحه: 6

 
 
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها