سعادت شهادت
حدود ساعت 6 يك برادر ارتشي كه يك لندرور عراقي را به غنيمت گرفته بود، به جاي ما آمد و روي جاده كه بغلش ما سنگر ساخته بوديم، در فاصلهي 50 متري ما پارك كرد تا با برادران ارتشي تيپ 5 هوابرد صحبت كند. همين كه از ماشين پياده شد، از سينه به بالا قطع شد و حتي ذرات گوشت و مغز سرش روي لباسهاي ديگر برادران ارتشي و بسيجي ريخت. اين اولين بار بود كه فردي در مقابلم اينگونه به سعادت شهادت دست مييافت.
راوي: شهيداحمدالهامي نژاد
منبع: كتاب فاتح خرمشهر