0

صحیفه نور امام خمینی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

مصاحبه پروفسور الگار امریکائی با امام خمینی

تاریخ: 1358/10/07

 

مصاحبه پروفسور الگار امریکائی با امام خمینی

پروفسور الگار: عرض شود بنده درست یک سال پیش در پاریس به حضور حضرتعالی مشرف شدم و در آن موقع بنده را به زیارت ایران تشویق فرمودید، در آن موقع فرموده بودید که ایرانی که در اثر این انقلاب شکوهمند اسلامی بوجود آمده بود، با آن ایرانی که سالها قبل با آن آشنائی داشتم، بکلی فرق دارد و حالا بالاخره بنابر تشویق حضرتعالی به ایران آمدم و خود دیدم که ایران کاملاً جدید و نوینی بوجود آمده در اثر این انقلاب مبارک اسلامی. چون همانطوری که می دانید واقعیت انقلاب اسلامی ایران از طرف خبرگزاری های مغرض مورد تحریف می شود، در حال حاضر مشغول تألیف کتابی هستم که هدف آن معرفی صحیح انقلاب اسلامی ایران باشد و نتیجتاً معرفی خود اسلام واقعی و در این خصوص چند تا سؤال داشتم که خواستم از حضرتعالی بکنم. اول اینکه برای همه روشن است که روحانیت مبارز به رهبری حضرتعالی نقش مهمی در این انقلاب داشته است و این نقش روحانیت مبارز به رهبری حضرتعالی نقش مهمی در این انقلاب داشته است و این نقش روحانیت در رهبری ملت مسلمان ایران شاید بنابر استقلال روحانیت باشد در مقابل دولت، می بینم که در دوره های مختلف، روحانیت استقلال تا می داشته و جدا بود بکلی از دولت، حالا می بینیم در اثر انقلاب، دولتی اسلامی بوجود آمده در ایران، آیا روحانیت کماکان نهاد مستقلی خواهد بود؟ یا اینکه نوعی ادغام بین روحانیت و دولت انجام خواهد گرفت، نظر به اینکه بعضی از شخصیت های روحانی از همین حالا وظائف اجرائی به عهده گرفته اند؟
امام: بسم الله الرحمن الرحیم
شما می دانید که در رژیم سابق و رژیم هائی که در طول تاریخ رژیم سلطنتی بوده یا در اقلیم های دیگر رژیم غیر الهی، غیر توحیدی بوده، اصل رژیم و قوانینی که در آن رژیم ها بوده است و مقاصدی که در آن رژیم ها، چه رژیم سلطنتی و چه رژیم های به طرزهای دیگر، قوانین، قوانین بشری و با دماغ بشر تاسیس شده است و رژیم ها هم رژیم های همان فرم قوانین شان بوده است و مقاصد هم اکثراً سلطه بر مردم بوده و گاهی هم پیدا می شده است که روی قوانین عمل می کردند، مقاصدشان اجرای قوانینی که حدودش عبارت از نظم جامعه و آزادی دادن به مردم و امثال اینها.
اما آن رژیمی که توحیدی بوده است و رژیم تابع قوانین الهی بوده است که آن که ما می توانیم

صحیفه نور جلد 11 صفحه 123

ارائه بدهیم، اسلام است. شاید در قبل از اسلام یک چنین رژیمی که رژیم دولتی باشد و قوانین الهی باشد، یا کم بوده است یا نبوده است. کم بوده است رژیم هائی که رژیم توحیدی باشد، غیر از قانون الهی که از مغز بشر نیست، از اراده خداست، غیر از او اصل حکمفرما نبوده است، در اسلام که خوب، ما نزدیک به صدر اسلام هستیم نسبت به انبیاء سلف، حکومت بوده است یک حکومت گاهی محدود و ضعیف و گاهی خیلی توسعه دار، لکن تا آنجا که اسلامی بوده است حکومت ها و باز به اغراض دیگری مخلوط نشده است، آن که حکومت می کرده است، قانون بوده است یعنی الله، غیر خدا کسی حکومت نداشت اصلاً، اینها انبیا و همین طور آنهائی که خلفاء انبیا بوده اند، هیچ ابداً از خودشان یک مطلبی، یک جریاناتی نبوده است، آنها دنبال این بودند که قانون را اجرا کنند، البته در بعضی از اموری که، امور جزئیه بوده است، خوب، حاکم دخالت داشته است اما در اصول و در آن چیزهائی که باید در کشوری اجرا بشود، تابع قانون الهی بودند.اصلاً رسول خدا صلی الله علیه و آله که در راس همه است، هیچ وقت یک مطلبی، یک حکمی، یک قانونی نداشته است در مقابل قانون خدا، مجری قانون خدا بوده است.
و تفاوت بزرگی که بین همه رژیم های دنیا به هر قسمی که می خواهد باشد، تمام رژیم های بشری با هر فرمی که می خواهد باشد و آن رژیمی که الهی است و تابع قوانین الهی است، تفاوت بزرگ این است که تمام رژیم های آنی که دیگر عدل و داد و خوبست فقط در حدود طبیعت است. شما شاید در هیچ رژیمی پیدا نکنید که حکومت دنبال این باشد که تهذیب نفس مردم را بکند، کاری به آن نداشتند، حکومت دنبال این بوده است که بی نظمی نشود، یک کسی در خانه خودش هر کاری بکند تعرضی به آن ندارد، بیرون نیاید توی خیابان عربده بکشد و نظم را بهم نزند، تو خانه خودش هر کاری می خواهد بکند آزاد هست، فقط حکومت های الهی است که برای اصل مقصد، این بوده است که انسان را آنطور که باید باشد درست کند. انسان اولش یک حیوانست، بدتر از حیوانات، اگر سر خود باشد انسان، همین طور بار بیاید، هیچ حیوانی مثل انسان نیست در اینکه در شهوت، در درندگی، در شیطنت، حیوانات دیگر محدود از حدود شیطنت شان محدود است، حدود شهواتشان محدود است، حدود آن سبعیت شان. انسان چون یک موجودیست که به حسب خلقت از همه موجودات بالاتر هست در طرف آن طرف، شهوت و غضب و طرف شیطنت و اینها می تواند تا تقریباً لامتناهی برود، حد ندارد. شما می بینید که اگر چنانچه ضض ض 7غانسان یک فرض کنید که خانه ای پیدا بکند، دنبال این است که یکی دیگر هم پیدا کند، اگر یک کشوری هم پیدا بکند دنبال این است که یکی دیگر هم پیدا بکند، اگر همه دنیا هم تحت سیطره اش باشد به فکر این است که در کره قمر هم شاید باشد، برود آنجا، در مریخ هم باشد، برود آنجا. محدود نیست، نه شهواتش محدود است که با یک حد خاصی بسازد، یکی، دو تا، ده تا، صدتا، و نه

صحیفه نور جلد 11 صفحه 124

طمعش محدود است که به یک کشور، دو کشور، ده کشور اکتفا کند، انبیاء آمدند محدودش کنند یعنی مهارش کنند، این حیوان افسار گسیخته که به هیچ حدی از حدود محدود نیست، اگر آزاد بگذارند و این را تربیتش نکنند افسار گسیخته است، به طوری که همه چیز را برای خودش می خواهد و همه کس را فدای خودش می خواهد، انبیاء آمدند که این افسار گسیخته رامهارش کنند و بیاورند تحت ضوابط و بعد ار اینکه آن مهار شد، راه نشانش بدهند برای اینکه تربیت بشود، یک تربیتی که برسد به آن کمالاتی که تا آخر برای او سعادت است.
نه اینکه مطرح دنیاست فقط این طبیعت است! پیش انبیاء این دنیا وسیله است، یک راهی هست، راه هست برای رسیدن به یک مقصد عالی دیگر که خود انسان نمی تواند و آنها می دانند، آنها مطلعند به اینکه منتهی به چه می شود اگر افسار گسیخته باشد و منتهی به چه می شود اگر مهار باشد، از یک راهی که راه هست برای رسیدن به آن درجات عالیه انسانیت، آنها همه اموری که در نظر این حکومت ها مقصد است، در نظر انبیاء راه است، تمام دنیا در نظر انبیاء خودش یک مقصود نیست، خودش یک محراب و مقصد نیست، خودش یک راه است که از این راه باید برسند به مرتبه ای که آن مرتبه، مرتبه عالی انسانی است که اگر یک موجودی، یک انسانی این مرتبه عالی انسانی را به آن رسید، این سعادت دارد و سعادتش محصور به این عالم نیست، در همین عالم هم سعادت دارد اما محصور نیست، مقصود یک عالم ماوراء این عالم هست، آنها ماوراء را دیدند، یک عالم غیبی که بر ما الان مجهول است، آنها دیدند و آمدند که این اشخاص که اگر رهاشان کنند افسار گسیخته اند و هر کاری که می خواهند می کنند آنها را، هم قوه غضبیه شان را، هم قوای شهوانی شان را و هم قوای شیطنت شان را که همه را دارد، اینها را اول مهار کند و بعد از مهار، یک راهی که باید بروند و این قوا مخالف با او هستند آن را بروند، راه می برند برای رسیدن به آن مقصد اعلاء آن کار انبیاء است، مع الاسف این کاری که انبیاء خواستند می کنند و همیشه هم دنبالش بودند، کم موفق می شدند، موانع زیاد بود برای اینکه انسان به حسب طبع خودش مایل به شهوات و شهوت، غضب و شیطنت و این مسائل است و آنهائی که می خواهند مخالفت با این بکنند، این را مهارش کنند، مبتلای به یک مخالفت هائی، مبتلای به یک موانعی می شوند که موفق نمی شوند به آن. کم موفق شدند، لکن معذلک هر چه که سلامت در دنیا هست و برکت هست، باز از همین کوشش انبیاء است که کوشش کردند تا آن حدودی توانستند، تا آن حدودی که شعاع تعلیماتشان رسیده است، تا آن حدودی توانستند تا یک حدودی محدود کنند، مطلقاً مشکل بوده است و کم رسیدند، لکن باز هر چه خوبی هست از آنهاست که اگر انبیا را از روی بشر منها کنند، اسقاط کنند، آنوقت خواهید دید چه خبر است، دنبا چه خواهد شد. این انبیاء بودند که مردم را محدود کردند و تا یک حدودی موفق شدند و تا یک حدود این برکت و خیری که در عالم هست از برکت آنهاست.

صحیفه نور جلد 11 صفحه 125


اسلام که همه جهات، همه بعدهای انسان را در نظر گرفته است و برای همه بعدها طرح دارد، قانون دارد، منحصر به غیب تنها نیست، منحصر به شهادت تنها نیست، همانطوری که خود انسان منحصر به یک بعد خاصی نیست، اسلام هم آمده است این انسان را درستش کند و بسازد و همه بعدهایش را، نه یک بعد فقط، نه همان بعد روحانی تنها، که غفلت کند از این جهات طبیعت و نه فقط بعد طبیعت که اکتفاء به این کند از او، این وسیله است این مقصد، لکن این وسیله را مأمور بودند که اصلاح کنند تا وسیله بتواند باشد، اسلام مع الاسف بعد از صدر اول یک مدت کمی، دیدید در تاریخ که بنی امیه با اسلام چه کردند و بنی العباس و بعد هم که اسلام توسعه پیدا کرد و افتاد به دست ایرانی ها و سلاطین با اسلام چه کردند؟ اصلاً مسخ کردند، یک چیز دیگرش کردند، بنی امیه اسلام را می رفت تا اینکه بکلی متبدل کنند مقصد اسلام را، که مقصد، که یک مقصد الهی معنوی داشت متبدلش کنند به یک حکومت، آنهم حکومت عربی که اصلاً مقصدش عربیت باشد و در مقابل سایر ملل، درست مقابل مقصد اسلام که ملیت ها را می خواست کنار بگذارد و همه بشر ملت واحده باشند و برای یک رژیم، برای یک طایفه ای، دون طایفه ای برای یک رنگی با رنگ دیگر فرقی نباشد، بنی امیه آمدند، همان عروبت را گرفتند که اگر آنها موفق شده بودند اسلام را متبدل کردند، به یک معنائی که همه اش دنبال این باشد که آن عروبت جاهلیت زنده بشود. آنها می خواستند که این عروبت جاهلیت زنده بشود، حالا هم گاهی وقت ها در بعضی از این نقاطی که هستند عرب ها، بعضی از سرانشان همین معنا را ادعا می کنند که ما می خواهیم آن عروبت اموی یعنی آن عروبت جاهلیت، عروبت اموی می خواهند زنده بشود. و نگذاشتند اسلام آنطوری که هست ادراک بشود و بشر بفهمد که این در حکومت چه وضعی دارد و در عین حالی که حکومت و اینها در نظر او یک مرتبه پائین است و مرتبه بالا غیر از این مسائل است، حتی این رژیم طبیعی اش را نگذاشتند که معلوم بشود و در طول تاریخ تقریباً اسلام به دست های مختلف، به تبلیغات مختلف، اسلام باید گفت مجهول بود برای مردم.
ما دراین طول پنجاه سال که تمامش را من شاهد بودم، شاید شما سنتان اقتضاء نکند، اما من تمام این پنجاه سال را از زمانی که رضاخان آمد اینجا و کودتای آن زمان را کرد - 99 ظاهراً - تا حالا ما شاهد این حکومت و طرز این حکومت و وضع اینها بودیم، رضاخان که آمد، این با دست انگلیس ها آمد که بعد انگلیس ها هم خودشان اقرار کردند این را که ما این را آوردیم، در رادیو دهلی، در جنگ عمومی و چون از ما تخلف کرد حالا داریم می بریمش، بردندش آنجا که باید ببرند، ابتدا هم که آمد با حربه اسلام آمد، حربه اسلام را بر ضد اسلام، شروع کرد به کارهائی که مسلمان ها از آنها خوششان آمد، خوب در ایران از باب اینکه قضیه سید الشهدا سلام الله علیه خیلی اهمیت دارد، این روی آن نقطه خیلی پافشاری می کرد، خودش روضه می گرفت و در تکایائی که روضه ها بودند پای برهنه می گفتند می رود آنجاها،

صحیفه نور جلد 11 صفحه 126

تکایا می رود و مردم را گول زد به همین حربه که مردم به آن توجه داشتند که این را می خواستند، لکن او برضد مردم می خواست درست کند، تا مدتی اینطور بود، تا اینکه حکومتش مستقر شد. حکومتش که مستقر شد، شروع کرد به آن چیزهائی که به او، حالا یا تعلیم شده بود یا خودش مثلاً می خواست، تعلیم شده بود، یک مقداریش هم از آتاتورک گرفت، با حربه الحاد خودش پیش آمد و اول چیزی را که در نظر گرفت این بود که آثار اسلام را در ایران از بین ببرد، آثار اسلام را چطور باید از بین ببرد یکی اینکه اینی که همه ملت به آن توجه دارند این را ببرد از دست، از دستشان بگیرد، این مجالسی که مجالس روضه سیدالشهداء بود که پیش ملت آنقدر اهمیت دارد و آنقدر مربی هست و آنقدر تربیت کرده است مردم را، این را دستشان بگیرد تمام روضه های ایران را قدغن کرد، در هیچ جای ایران یک کسی نمی توانست یک روضه ای که چند نفر محدود حتی باشند نمی توانستند که یک چنین مجلسی درست کنند، در همین قم که خوب مرکز روحانیت بود آن وقت و حالا، در همین قم مجلس روضه نبود، اگر بود بین طلوعین تمام باید بشود قبل از اذان صبح یک عده کمی، چهارتا، پنج تا، ده تا، می رفتند و یک صحبتی می کردند و یک ذکر مصیبتی می کردند و اول اذان یا یک قدری بعد از اذان باید متفرق بشوند، آنها هم حتی مفتشینی که آنها داشتند و اشخاصی که دنبال اینها بودند جاسوس هاشان اطلاع می دادند این را هم تمام می کرد.
و از آن بالاتر که اساس را تقریباً بهم می زد، این بود که روحانیت را از بین ببرد شروع کرد راجع به مخالفت با روحانیت و این که عمامه های روحانیون را بردارند و کسی حق ندارد عمامه داشته باشد، حتی بعضی شان گفتند که در تمام ایران بیش از شش نفر نباید عمامه داشته باشند و این را هم دروغ می گفتند اصلاً نمی خواستند باشد و عمده نظر این بود که روحانیت را دیده بودند آنهائی که احتمالاً این را وادار به این امور کردند، دیده بودند که در لااقل این صد سال را درست دیده بودند که هر وقت که بنا بود یک شکستی به ملت بیاید، روحانیت جلویش راگرفت یک شکستی به کشور بیاید روحانیت جلویش را می گرفت، دیده بودند که در مثلاً عراق که انگلیسی ها عراق را آن وقت تقریباً گرفته بودند، آن روحانی بزرگ مرحوم آقا میرزا محمد تقی جلویش را گرفت و از ایشان گرفت عراق را، استقلال عراق را او می گرفت از آنها، و باز دیده بودند که قبل از او میرزای شیرازی با یک کلمه ایران را نجات داد از دست انگلیسی ها و مزاحم را می دیدند که همین روحانیین هستند و اگر چنانچه بخواهند آن چیزهائی که آنها می خواهند که عبارت از مخازن شرق بود، عبارت از معادن شرق بود، اینها را آنها می خواستند و علاوه بر این شرق را بازار کنند برای خودشان، از آن طرف مخازنشان را ببرند و از آن طرف با صورت دیگر بازار درست کنند و هر چه دارند به این بازار صرف کنند، ما را به صورت یک مصرف در آورند. می دیدند که روحانیت اگر زنده باشد و چشمش را باز کند و بگذارند به حیات خودش ادامه

صحیفه نور جلد 11 صفحه 127

بدهد این مزاحم است، از این جهت روحانیت را با تمام قوا کوبیدند، به طوری که این حوزه علمیه ای که آن وقت البته هزار و چند صدتا محصل داشت، رسید به یک چهار صد نفر، آنهم چهارصد نفری که تو سری خورده، چهار صد نفری که هیچ نتواند یک کلمه صحبت کند یک کلمه، تمام منابر را در سرتاسر ایران، تمام خطباء سرتاسر ایران زبانشان را بستند و تمام علماء را در سرتاسر ایران زبانشان را بستند، معذلک خوب، در زمان رضاشاه هم یکی دو سه دفعه قیام کردند علماء معذلک چون قیامی بود که ملت از بس ترسیده بود از او همراهی توانست بکند شکسته می شد، از آذربایجان قیام کردند، از خراسان قیام می کردند، از همه ایران، یک وقت در قم جمع شدند و نهضت کردند لکن شکسته می شد این برای این بود که آنها می دیدند اگر بخواهند همه چیز ما را ببرند و صدا در نیاید باید اینها را از بین ببرند، تا اینکه ملت نتواند دیگر یک جائی باشد که به آن، او را رهبری کنند و متمرکز بشود قوا در آنجا، این مقصد اینها بود. روحانیت در همه این موارد و قبل از او مدافع اسلام و مدافع قوانین اسلام بوده است لکن به حسب موارد البته، گاهی پیش می بردند، مثل قضیه میرزای شیرازی که همه ایران هم تبعیت کردند و گاهی هم شکست می خوردند، غالباً شکست می خوردند.
این آخر که محمدرضا شروع کرد، شیطنت هائی کردند اینهم با حربه اسلام، اینهم شروع کرد، ابتدابه همان حرف های کارهای پدرش کردن، قرآن مثلاً طبع کرد، سالی هم یک دفعه، دو دفعه به مشهد می رفت و نمازی می خواند و از این مسائل می خواست مردم را گول بزند و گاهی هم یک دسته ای را گول می زد، کم کم دیگر خودش را محتاج به گول زدن نمی دید شروع کرد به اعمال قدرت کردن، از آن طرف مردم را از همه مواهب محروم کرد و شما می دانید که در ایران نفس نمی شد بکشی و تمام روزنامه ها و مجلات و قلم ها و رادیو و تلویزیون در خدمت او بودند به ضد ملت، همه اینها در خدمت او بود، مردم در اختناق و در حبس بودند و همه مخازن هم از دست مردم گرفته شد و هیاهو، به اینکه من مأمور خدمت به وطنم هستم و کتاب ماموریت برای وطنم را نوشت و آن همه هیاهو راجع به ترقیات ملت و ترقیات اینها، خوب مردم هم می دیدند که همه آن غلط است، همه جای ایران فقر است، همه جای ایران بیچارگی است، مردم خانه ندارد مردم هیچی ندارند، آنجائی که معدن نفت است، روی این معادن همان مردم آنجا نشسته اند و گرسنگی می خورند، سروپای برهنه راه می روند، گاهی من از آنجا که یکدفعه که عبور کردم از همان طرف اهواز اینها، از این دهات اطراف، از این راهی که ما می رفتیم و خط قطار عبور می کرد، از این اطراف، این بچه ها این سربرهنه ها، این پابرهنه ها هجوم می آوردند که یک چیز بگیرند از ما، آنجائی بود که مخزن نفتشان زیر پایشان بود و داشت می رفت جای دیگر، مخازن را دادند به غیر و عوضش برای آمریکا، می گویند این آخر دیگر آمریکا بود همه چیز، انگلستان در اینجا دیگر خیلی

صحیفه نور جلد 11 صفحه 128

نداشت چیز، آمریکا جلو بود، مخازن را دادند به خارج و آمریکا بود همه چیز، انگلستان در اینجا دیگر خیلی نداشت چیز، آمریکا جلو بود، مخازن را دادند به خارج و آمریکا چیزی که به ملت ما داد پایگاه هائی بود که برای خودش درست کرد، یعنی هم پول، هم نفت را گرفت، هم پولش را به صورت پایگاه درست کردن برای خودش داد، یک چنین ابتلائی برای ملت ما پیدا شد، از آن طرف قراردادهای سنگین که هیچ به نفع ملت نبود و ملت را تحت سیطره آنها قرار دادند، همین چیزها بود، این ملت به تنگ آمده است، مردم به تنگ آمدند، یک چنین حیاتی که یا باید تو حبس صرف بشود یا باید در تبعیدات از دستشان، حیاتشان ببرد، یا اگر بیرون هم هستند بیرونی نبود، همه آن حبس بود، مأمورین همیشه مراقب بودند که یکی یک کلمه صحبت نکند، اگر مثل شمائی می آمد در ایران امکان نداشت یک مصاحبه ای ولو چند کلمه ای راجع به این امور صحبتی بکنیم نه برای شما، نه برای هیچ کس.
مردم به تنگ آمدند، منتظر این بودند که یک صدائی بلند بشود، دنبالش بروند، در پانزده خرداد، جلوی پانزده خرداد، یک چنین صدائی در آمد، از قم شروع شد، از قم علمای قم شروع کردند به اینکه یک مخالفتی بکنند، مخالفت کردند و صحبت ها، چی ها شد تا اینکه منتهی شد به پانزده خرداد، پانزده خرداد یک قیام بسیار بزرگی شد، آنها هم یک کشتار بسیار بزرگی کردند من که در حبس بودم ولی وقتی که بیرون آمدم، بیرون را اطلاعی خیلی از آن نداشتم، هیچ اطلاعی نداشتم وقتی بیرون آمدم و بعدش هم یک مدتی در حصر بودم و در یک منزلی حبس بودم، منتها خوب فرق داشت به آن حبس آنجا، به من رساندند که پانزده هزار آدم را کشتند، حالا چقدر هم گرفتند، خدا می داند، نمی دانم. مردم به یک حالی درآمدند که دیگر برایشان زندگی یک چیزی نبود که خیلی دنبالش بودند، زندگی این بود که با اشرار باید زندگی کنند، زندگی با اشرار یک زندگی صحیحی نیست، زندگی که پدر فرزندش را می بیند گرفتار است، فرزند پدرش را می بیند گرفتار است، زن شوهرش را می بیند گرفتار هست و هکذا یک زندگی سختی برای مردم شده بود، دنبال این بودند که یک جرقه ای بلند بشود و تحریک کنند، پانزده خرداد آن جرقه ای که قبلش پیدا شد و پانزده خرداد را بوجود آورد و آنها پانزده خرداد را هم شکستند لکن ملت آنطور نشد که یک شکست تا آخر بخورد ملت در صدد نبودند، اینطور کم و زیاد هی بود، تا حوادثی پیدا شد، که این حوادث از دو سال پیش از این تقریباً تا حالا یک حوادثی دنبال هم هی پیدا شد، مردم هم مستعد بودند، از حکومت ناراضی، از زندگی به تنگ آمده بودند، و یک تحول روحی هم که خدا به آنها داد و آن این بود که در این آخر یک جور تحولی پیدا شده بود که حالا هم باز یک مقداریش هست و آن اینکه مثل همان کسانی که در صدر اسلام بودند، اینها آرزوی شهادت می کردند، الان هم شما وقتی که می بینید توی این جمعیت ها کفن پوشیدند که ما برای شهادت حاضریم، مادرهائی که بچه شان را از دست دادند یکی، دوتا را، می آیند پیش من می گویند که

صحیفه نور جلد 11 صفحه 129

شما دعا کنید، این یکی دوتا هم که داریم هم شهید بشوند. مکرر این جوان ها زن و مرد جوان از من می خواهند که من دعا کنم آنها هم شهید بشوند، این یک تحول روحی بود که به دست خدا و به اراده خدا حاصل شد برای ملت. و اجتماعی که در یک امر کردند، برای اینکه ناراضی همه بودند، این نکرده بود، یک قشری را راضی نگهدارد، فقط آن رده های بالای ارتش و قوای انتظامی، باقی را دیگر به هیچ نمی گرفتند، نه ادارات و نه ارتش، آن رده های پایین، نه مردم و نه بازار و نه مسجد و نه روحانیت و نه دانشگاه، هیچ یک را به حساب نمی آوردند اینها، چیزی نمی دانستند اینها را و بزرگتر خطای اینها همین بود که ملت را چیزی نمی دانستند، ملت همه با هم شدند برای اینکه همه ناراضی بودند، وقتی صدا درآمد که ما جمهوری اسلامی می خواهیم، مخالفت کسی با آنها نکرد - سرتاسر ایران یک ابتدا را می گویم - سرتاسر ایران، یک صدا بیرون می آمد که ما جمهوری اسلامی می خواهیم، این رژیم شاهنشاهی را نمی خواهیم، بعد از اینکه موفق شدند و با این قدرت الهی پیش رفتند و همه دولت ها هم، ابرقدرت ها هم با او موافق بودند و پشتیبانش بودند، آمریکا و انگلستان زیادتر اظهار می کردند، دیگران هم بودند، مع الاسف ممالک اسلامی هم دولت هایشان بودند الا کم. بعد از اینکه مردم شکستند این سد را، عقب زدند او را، آنوقت صحبت ها درآمد، اغراض پیدا شد، اختلافات شروع شد و این اختلافات خیلی هایش امکان دارد که یک دست های پشت پرده ای در کار باشد و آنها وادار می کنند که یک چنین مسائلی در ایران ایجاد بشود، آثارش هست در جاهائی که آنها یک چنین نقشه هائی دارند که همان نقطه ای که نقطه قدرت ملت است، همان را هدف قرار بدهند و از دستش بگیرند. دو چیز نقطه قدرت بود یکی وحدت کلمه اینها و یکی هم جمهوری اسلامی می خواهیم، اسلام این قدرت معنوی تا توانستند راجع به جمهوری اسلامی مخالفت کردند، جمهوری باشد، اسلامیش دیگر می خواهید چه کنیم!! جمهوری دموکراتیک باشد، اسلامش نباشد، آخرش که آن خوب خوب هاشان صحبت می کرد، جمهوری اسلامی دموکراتیک، ملت ما این را قبول نکرد، گفتند ما همان، آنکه مافهمیم اسلام را می فهمیم، از جمهوری هم می فهمیم چیست!! اما دموکراتیکی که در طول تاریخ، پیراهنش عوض کرده، هر وقت یکی را، الان این دموکراتیک در غرب یک معنا دارد و در شرق یک معنا دارد و افلاطون یک چیزی می گفت و ارسطو یک چیزی می گفت، این را ما نمی فهمیم، ما یک چیزی که نمی فهمیم چه ادعایی داریم که ذکرش بکنیم وبتوانیم به آن بدهیم، آنی که می فهمیم، ما اسلام را می دانیم چی هست یعنی می دانیم که رژیم عدل است، البته نه اینکه می دانیم، خوب ما که اسلام را نمی دانیم واقعاً، رژیم عدل است می دانیم، این عدالت است در آن از احکامی که درصدر اسلام بودند، مثل علی ابن ابی طالب فهمیدیم چه کاره است، چه می کند، و جمهوری هم معنایش را می فهمیم که باید ملت رأی بدهند، اینها را قبول داریم، اما آن دموکراتیکش را حتی پهلوی اسلامش

صحیفه نور جلد 11 صفحه 130

بگذارید، ما قبول نداریم، علاوه من این را در یکی از حرف هایم گفتم که اینکه ما قبول نداریم برای اینکه این اهانت به اسلام است، شما این را پهلویش می گذارید، اسلام دموکراتیک نیست و حال آنکه از همه دموکراسی ها بالاتر است اسلام. ما از این جهت ما این را قبول نمی کنیم، اصلاً شما پهلوی این را بگذارید، مثل این است که بگوید که جمهوری اسلامی عدالتی، این توهین به اسلام است برای اینکه عدالت متن اسلام است، از این جهت این را هم ملت ما قبول نکردند و اصحاب قلم و روشنفکرها بعضی از آنها را، اینها جدیت داشتند به اینکه این کلمه اسلام نباشد و ما اینطور فهمیدیم که چون از اسلام ضربه دیدند می خواهند این نباشد، خوب همه قدرت ها دیدند که این نفت اینجا، حالا از دستشان گرفته شده عجالتاً و این را چه کسی گرفته است؟ این را این ملتی که داد می زند اسلام، پس این اسلامش را حذف بکنید هر چه که باشد این دعوا هم دیگر ندارد، دیگر پشتوانه ملت ندارد، می خواستند پشتوانه را از این جمهوری بگیرند. پشتوانه یک حکومتی ملت است، اگر یک ملتی پشتوانه حکومتی نباشد این حکومتی نمی تواند درست بشود، این تواند برقرار باشد، آنها می خواهند این مطلب را بگیرند از دست، از این جهت اصرار به این داشتند، حالا هم اصرار دارند چنین از اول هی اصرار، اصرار دارند حالا هم اصرار! منتها به صورت دیگر، قانون اساسی یک قانون ملی نیست، این قانون اساسی اشکالات دارد، که مطلبی که خود ملت، وکلا تعیین کرده و گذراندند و بعد هم خود ملت به آن رأی دادند، یک اقلیتی که ما سرانشان را می شناسیم و سروته شان را اطلاع برایشان داریم، اینها مخالفت می کنند با چیزی که همه ملت می کند، این جز این معنا نیست که می خواهند همان مسائل سابق عود کند و همان منافع سابق را ببرند. از اسلام ضربه دیدند می خواهند نگذارند تحقق پیدا کند.
در تمام مراحل روحانیت هی نقش اول داشت، یعنی دانشگاه ها بودند، روشنفکرها همه شان نه البته، دانشگاهی ها، دانشجوها تقریباً اکثراً همیشه همه، بازاری چه و چه، همه اینها نقشی داشتند، لکن آنکه ملت را بسیج کرد، آن روحانیون بودند، یعنی هر محله ای یک مسجد یا چهار تا مسجدی که دارد، چهار تا روحانی دارد مردم به آن اعتقاد دارند، آنکه من همیشه به ملت ایران سفارش کردم که این دژ محکم را از دست ندهید و به این روشنفکرهائی که می خواهند، شاید میل داشته باشند که مملکتشان استقلالی داشته باشد، مملکتشان آزاد باشد، سفارش کردم که اینها سد بزرگی است که اگر از دست بدهید نمی توانید کاری انجام بدهید، اگر این روحانیت را از این نهضت از اول برمی داشتیم، اصلاً نهضتی نمی شد، مردم به کس دیگر گوش نمی دادند مردم به این روشنفکرها گوش نمی دهند.
اینها یک ده نفر، صد نفر، هزار نفر، آنکه خیلی از اینها، من الان نمی دانم یک حزبی باشد، هزار نفر داشته باشد، غیر از حزب اسلامی اگر باشد مردم به آنها گوش نمی دهند هی فریاد بزنید، هر چه فریاد بزنند، مگر نه بیخود می گویند، اینکه می تواند یک ملت را تجهیز کند

صحیفه نور جلد 11 صفحه 131

و تا پای مرگ ببرد، آن این جمعیت است، اینکه می گوئید نقش بزرگی داشتند، واقعاً اینطور است که مائی که مطلعیم بر میزان علاقه مردم به روحانیین شان منتها سعه شعاع نفوذ روحانیین مختلف است، با هم، اما هر کدام در هر شعاعی هستند، آن عده ای که آنجا هستند به حرف او گوش می دهند، یعنی می بینند که اگر چنانچه دنبال حرف این بروند، این برایشان سعادت است، خیر خواهشان هست، اگر هم کشته بشوند، سعادت است، اینها بودند که تجهیز کردند سرتاسر ایران، مردم را این خطباء این روحانیین، این مسجدی ها خودشان آمدند و دنبالشان هم اینها آمدند، همه ملت آمدند و همه قشرها هم آمدند، لکن آنی که ملت را همچو به طور عمومی تجهیز کرد این طایفه بودند.
و من همیشه از همه قشرها می خواهم که شما ملی هم هستید، اینها را حفظشان کنید، الهی که حفظشان می کند، ملی هم هستید اینها را حفظ کنید، اینها را از دست ندهید، الان که ملاحظه کنید دنبال این هستند که هی مناقشه کنند شکست بدهند اینها را، و این نه صلاح دینشان هست نه صلاح دنیاشان هست، من نمی خواهم تطهیر کنم این طائفه را که بگویم هر که عمامه سرش هست این یک آدم مهذب، صحیح، سالم است نه چنین ادعائی ندارم، هیچ کس چنین ادعائی ندارد، لکن من می گویم که آنهائی که مخالف هستند با این جمعیت، اینطور نیست، آنهایی که نقشه دارند آنطور نیست که با بدها مخالف باشند، با خوب ها مخالفند، با آنهایی که نفوذ دارند مخالفند، اگر چنانچه یک مقصد صحیحی بود که اینها صحبت می کردند خوب مطلبی بود، یک مقصد صحیح است و باید تصفیه بشود، ما هم این را قبول داریم وقتش هم اگر برسد تصفیه خواهد شد، اما در یک وقتی که ملت ما دچار یک همچو آشوبی هست بعد از انقلاب است، انقلاب بعد از اینکه یک قدری جلو رفت و برگشت به حال خودش، همین گرفتاری ها در همه دنیا بوده بیشتر از ما، الانی که ملت ما مواجه است با یک قدرت بزرگ و بلکه با قدرت های بزرگ مواجه هست، امروز روزی نیست که آن پشتوانه ملت را آن چیزی که می تواند تجهیز کند ملت را ما بشکنیم، ولو اینکه ما فرض کنید گله داریم از یک کسی ولو اشکال داریم به یک کسی و کسانی، لکن وقت این نیست که بشکنیم و آنهایی که نقشه دارند همه را می خواهند بشکنند منتها به تدریج. نمی دانم این مثل پیش شما هست یا نیست که یکی رفت توی باغش دید که یک سیدی و یک آخوندی و یک مرد عامی دارند دزدی می کنند و رفت آنجا و گفت که خوب این آقا سید است و اولاد پیغمبر بسیار خوب این آقا از علماست و پائین روی چشم ما، اما تو مردیکه چه می گویی آن دو تا را با هم با خودش رفیق کرد آن را دست و پایش را بست، بعد آمد نشست و گفت واقع مطلب این است، خوب سید اولاد پیغمبر است با اولاد پیغمبر نمی شود چیز کرد، خوب آشیخ تو چه می گویی، با این ریش و عمامه آمدی دزدی، سید را با خودش موافق کرد، آخوند را دستش، این دو تا را که دستش را بست پاشد گفت سید جدت گفته دزدی کنی قلدر بود گرفت سید را

صحیفه نور جلد 11 صفحه 132

هم بست، اینها وضعشان اینطور است، روی این نقشه است که می خواهند این سید اولاد پیغمبر است، آن کذا و کذا است، خوب این آخوندها حالا چی می گویند اینها، آخوندیسم یعنی چه، مملکت ما نباید دست آخوندها باشد، اینها خیال می کنند که آخوندها می خواهند مملکت را بگیرند و به کس دیگر بدهند و خودشان هر کاری می خواهند بکنند مسأله این نیست، اینها همین نقشه است که ملت را از این آخوندها جدا کنند با دست خود ملت آن چیزی که برای ملت سرمایه است و می تواند کار بکنند، آن را بگیرند و جدا کنند که نقشه در زمان رضاشاه هم به این معنا بود و بعد هم یکی یکی از اول از آن پائین ترها بگیرند و بیایند بالا، بیایند بالا یکی یکی برسند تا آخر این جمعیت را از بین ببرند.
این است که آنکه اسلام راتواند نقش بدهد در دنیا، آنکه می تواند اسلام را در دنیا ابراز کند و ترویج کند از دست مردم گرفته بشود، اسلام کم کم گرفته بشود، اساس اسلام است، اساس این طرف هم اسلام، اساس دشمنی هم با اسلام است، هر دویشان اینطوری است.
اینکه شما گفتید که علما نقش داشتند، آیا بعداً نقش دارند؟ علما نقش شان این است که هدایت کنند و مردم را راه ببرند و کوشش شده بود به اینکه علماء را منعزل کنند از ملت، یعنی دین را از سیاست جدا کنند، دین را بگذارند کنار، سیاست را بگذارند کنار. اسلام دین سیاست است اصلش، اسلام را شما مطالعه دارید در آن، اسلام یک دینی است که احکام عبادیش هم سیاسی است این جمعه، این خطبه های جمعه، آن عید، آن خطبه های عید، این جماعت، اجتماع، این مکه، این مشعر، این منی، این عرفات، همه اش یک مسائل سیاسی است، با اینکه عبادتند، در عبادتش هم سیاست است، سیاستش هم عبادت است، اینها جدا می کردند اسلام را و دین را از سیاست می گفتند که امپراطور سرجای امپراطوری است، آخوند هم برود در مسجد، آخوند چکار دارد به اینکه رضاخان مردم را چه می کند و چه می کند، آخوند برود نمازش را بخواند و برود آخوند چکار دارد که نفت را دارند می برند، آخوند چکار دارد که قراردادهای کمرشکن برای یک مملکتی حاصل می شود، آخوند برود عبایش را سرش بکشد، توی مسجد نمازش را بخواند هر چه هم دلش می خواهد دعا بخواند، کی با او مخالف است، هر که هر چی دلش می خواهد دعا بخواند هیچ کس با او مخالف نیست، من احتمال نمی دهم که حضرت مسیح به این جور باشد که حالا درستش کردند، مگر امکان دارد که حضرت مسیح تعلیمش این داده که ظلم قبول کنی، صورتت را اینطور بگیری وقتی زنند، آن طرف می گیری، این تعلیم خدا نیست، این تعلیم مسیح نیست، حضرت مسیح مبرای از این است، حضرت مسیح با زور مخالف است، حضرت مسیح مبعوث شدند، اینها برای اینکه رفع کنند این ظلم ها را برای اینکه چه بکنند منتها به مبتلا شده است، به یک دستگاه هائی که بد معرفی می کند از او، اسلام هم همین ابتلاء را پیدا کرده بود، لکن در

صحیفه نور جلد 11 صفحه 133

هر عصری یک علمائی بودند که نمی گذاشتند اینطور بشود حالا یک قدری توسعه پیدا کرده است زمان فرق کرده و افکار مردم فرق کرده و این چیزها هم فرق کرده.
اگر مقصود از اینکه نقش داشته باشد روحانیت بله روحانیت نقش دارد، در حکومت هم نقش دارد. روحانی نمی خواهد حاکم باشد، لکن می خواهد نقش داشته باشد، شما در همین قضیه رئیس جمهوری به ما پیشنهاد می کردند که، پیشنهاد کردند از اشخاص، حتی از دانشگاه به اینکه ما حالا بعد از مدت ها فهمیدیم که اطمینان به دیگران نیست. روحانی باشد من می گفتم نه، روحانی نقش باید داشته باشد، خودش رئیس جمهور نشود، لکن در ریاست جمهور نقش باید داشته باشد، کنترل باید بکند، آن به منزله کنترل یک ملتی است، یک مملکتی است، نمی خواهد روحانی رئیس مثلاً فرض کنید که رئیس دولت باشد، لکن نقش دارد در آن، اگر رئیس دولت بخواهد باشد کذا، پا را کج بگذارد این جلویش را می خواهد بگیرد. اینکه در این قانون اساسی یک مطلبی ولو به نظر من یک قدری ناقص است و روحانیت بیشتر از این در اسلام اختیارات دارد و آقایان برای اینکه خوب دیگر خیلی با این روشنفکرها مخالفت نکنند یک مقداری کوتاه آمدند اینکه در قانون اساسی هست، این بعض شؤون ولایت فقیه هست نه همه شؤون ولایت فقیه، و از ولایت فقیه آنطوری که اسلام قرار داده است به آن شرایطی که اسلام قرار داده است، هیچ کس ضرر نمی بیند یعنی آن اوصافی که در ولی است در فقیه است که به آن و اوصاف خدا او را ولی امر قرار داده است و اسلام او را ولی امر قرار داده است با آن اوصاف نمی شود که یک پایش را کنار یک قدر غلط بگذارد، اگر یک کلمه دروغ بگوید، یک کلمه، یک قدم بر خلاف بگذارد آن ولایت را دیگر ندارد، استبداد را ما می خواهیم جلویش را بگیریم، با همین ماده ای که در قانون اساسی است که ولایت فقیه را درست کرده این استبداد را جلویش را می گیرند، آنهائی که مخالف با اساس بودند می گفتند که این استبداد می آورد، استبداد چی می آورد، استبداد با آن چیزی که قانون تعیین کرده نمی آورد، بلی ممکن است که بعدها یک مستبدی بیاید شما هر کاریش بکنید مستبدی که سرکش است بیاید هر کاری می کند، اما فقیه مستبد نمی شود. فقیهی که این اوصاف را دارد عادل است، عدالتی که غیر از اینطوری عدالت اجتماعی، عدالتی که یک کلمه دروغ او را از عدالت می اندازد، یک نگاه به نامحرم او را از عدالت می اندازد، یک همچو آدمی نمی تواند خلاف بکند، نمی کند خلاف، این جلوی این خلاف ها را می خواهد بگیرد، این رئیس جمهور که ممکن است یک آدمی باشد ولی شرط نکردند دیگر عدالت و شرط نکردند، این مسائلی که در فقیه است، ممکن است یک وقت بخواهد تخلف کند، بگیرد جلویش را، کنترل کند. آن رئیس ارتش اگر یک وقت بخواهد یک خطائی بکند آن حق قانونی دارد که او را رهایش کند، بگذاردش کنار، بهترین اصل در اصول قانون اساسی این اصل ولایت فقیه است و غفلت دارند بعضی از آن و بعضی ها هم غرض، روحانی می گوئید

صحیفه نور جلد 11 صفحه 134

که بعد می خواهد در دولت نمی خواهد نخست وزیر بشود و نمی خواهد - عرض بکنم که - رئیس جمهور بشود و صلاحشان هم نیست که اینها بشوند، لکن مراقبت دارد، نقش دارد، روحانیت در دولت نقش دارد، نه روحانیت دولت است. این نقش از اول هم بوده است منتها این را کنارش زده بودند، حالا خدا یک مهلتی داده است. یک جمعیتی، این مردم جمع شدند هیاهو کردند، این هیاهوهاست که این کارها را کرده است، جمع شدند هیاهو کردند، حالا یک نقشی پیدا کرده روحانیت، همان نقشی که برای روحانیت است که باید کنترل کند این چیزها را، و الا سر رشته ندارد مگر می تواند که یک روحانی برود رئیس فوج بشود. سر رشته ای از این کار ندارد یک روحانی که اطلاعاتش در باب یک اموری کم است، برود بخواهد آنها را بگیرد. این معنا ندارد، اما روحانی چون موارد خطا و اشتباهی که از قانون اسلام که یک قانونی است که اگر اجرا بشود، همه مقاصد برای ما حاصل می شود این مطلع است، این سر رشته دار این قانون است، این را قرارش دادند با آن همه قیودی که همه اش قیود یک چیزی بوده است که قرار دادند و ما هم تابعیم، لکن مسأله این نیست مسأله بالاتر از این است، اما خوب البته ملت یک چیزی را که خواستند ما همه تابع او هستیم و یک همچو روحانی اگر نقش داشته باشد در دولت، نمی گذارد دیگر نخست وزیرش، رئیس جمهورش هر جا که ظلم ببیند، روحانی نقش دارد بر اینکه جلویش را بگیرد و هر وقتی بخواهد یک قلدری پیش بیاید جلویش را می گیرد، یک دیکتاتوری باشد جلویش را می گیرد، خواهد خلاف آزادی باشد، جلویش را می گیرد، بخواهد یک دولتی یک قراردادی با یک دولتی ببندد، که اسباب این بشود که این تابع او بشود، پیوند او بشود، پیوسته او بشود روحانی جلویش را می گیرد. یک اصلی است که اصل یک مملکت را اصلاح می کند، این یک اصل شریفی است که اگر چنانچه انشاءالله تحقق پیدا بکند، همه امور ملت اصلاح می شود، بنابراین اینکه شما سؤال کردید که آیا روحانی می خواهد به دولت منضم بشود یا چی؟ نه نمی خواهد دولت باشد اما خارج از دولت نیست، نه دولت است، نه خارج از دولت. دولت نیست یعنی نمی خواهد برود در کاخ نخست وزیری بنشیند و کارهای نخست وزیری را بکند، غیر دولت نیست برای اینکه نخست وزیر اگر پایش را کنار بگذارد این جلویش را می گیرد، می تواند بگیرد، بنابراین نقش دارد و نقش ندارد وقت من هم گذشت دیگر، مسائل دیگری، شما هم دیگر انشاءالله سلامت باشید.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:32 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در دیدار با پاسداران ساوه و کفن پوشان هنرجوی آمل

تاریخ: 1358/10/08

 

توطئه هایی در کار است که نگذارند شما جوان ها به رشد انسانی خودتان برسید

بسم الله الرحمن الرحیم
من در عین حال که نه وقتم مقتضی است نه حالم، لکن چون برادرها هم از ساوه و هم از آمل تشریف آوردند یکی دو جمله عرض می کنم. اول تشکر از اینکه اینطور احساسات در شما زنده است و باقی است. من از خدا می خواهم که این احساسات محفوظ بماند که با محفوظ ماندن این احساسات، احساسات اسلامی ایمانی، امیدواریم که این نهضت به آخر برسد و بتوانیم یک حکومت عدل اسلامی آنقدری که میسور ماست، در ایران موجود کنیم و این بستگی به این دارد که جوان های عزیز ما در هر جا هستند، در ساوه هستند، در آمل هستند، در هر جا که هستند بدانند که توطئه ها در کار است که نگذارند شما جوان ها به رشد انسانی خودتان برسید و این کشور، کشور آزاد مستقل باشد. آنهائی که از این مملکت، از این کشور استفاده می بردند و همه منافع شما را می بردند و می خوردند و خرج عیاشی ها می کردند، باز مشغول توطئه هستند که نگذارند این کشور حال آرامش پیدا کند و وقتی که آرامش پیدا نکند، نمی شود که اصلاحش کرد و اگر اصلاح نشود ممکن است که باز به حال های سابق برگردد. از این جهت باید با بیداری، همه جوان های محترم و عزیز با بیداری توجه داشته باشند که اینهائی که در بین جمعیت ها می آیند و می خواهند با اظهار اسلامیت، با اظهار اینکه ما برای کشور دلسوز هستیم، مانع بشوند از اینکه مردم کار بکنند، کشاورزها کار بکنند، کارخانه ها کار بکنند، اینها دوستان شما نیستند، اینها همان هائی هستند که می خواهند نگذارند مملکت شما، کشور شما مستقل بشود.
خصوصاً در شمال که شما هستید این ریشه های فاسد زیاد است. باید با کمال توجه و با کمال دلسوزی برای کشور خودتان از اینطور ریشه هائی که می آیند و نفاق افکنی می کنند یا مانع از کار می شوند یا سر و صدا درست می کنند جلوگیری کنید. خود جوان های آنجا جلوگیری کنند، نگذارند. البته من نمی گویم درگیری و چه، اعراض کنید از ایشان. آنهائی که می آیند حرف هائی می زنند که از این حرف ها تفرقه پیدا می شود، از آنها پشت کنید و اعراض کنید تا بروند سراغ کارشان. الان آنهائی که منافعشان از بین رفته یا به خطر افتاده است، آنها به این زودی دست بردار نیستند از این کشور. آنها در صدد نقشه ها هستند که نگذارند یک حکومت مستقلی پیدا بشود، از اول هم در فکر این معنا بودند

صحیفه نور جلد 11 صفحه 142

منتها هی قدم به قدم شکست خوردند الحمدلله و از این به بعد هم من امیدوارم که با حفظ وحدت خودتان و حفظ ایمان خودتان و توجه به خدا این راه را تا آخر برسانید.
 

امروز کشور محتاج تلاش همه اقشار مردم است

و انشاءالله این جهت هم که باید کار بکنند، همه اقشار ملت امروز باید یک کاری انجام بدهند. بیکاری، کم کاری، به خلاف مسیر ملت است. امروز این کشور ما احتیاج به کار دارد، احتیاج دارد که همه قشرها در هر جا که هستند، مثلاً عمده کشاورزی را تقویت کنند که ما محتاج به دشمن هامان نباشیم در خوراکمان.
آقا خیلی برای مملکت اسلامی عیب است که در ارزاقش محتاج بشود به خارج که تهدیدشان کنند که ما نمی دهیم به شما دیگر. در صورتی که ایران زمین دارد الی ماشاءالله و آب هم دارد، برکات آسمانی هم هست، چرا باید محتاج به خارج باشیم؟ باید همت کنند، باید بنای بر این بگذارند که مستقل باشند در اقتصاد. وقتی یک ملتی بنای بر یک چیز گذاشت که همه آنها عازم شدند که ما دیگر بعد از این از دیگران چیزی نخریم، خودشان ایجاد می کنند، خودشان ارزاق خودشان را ایجاد می کنند. همه تان موفق و موید باشید و این قدرت ایمانی و قوه اجتماعی باقی باشد و همه با سلامت و سعادت باشید.
والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:32 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع کارکنان بیمارستان سهامیه و کشتی گیران ارتش جمهوری اسلامی ایران

تاریخ: 1358/10/20

 

مردم با روح اسلامی در این مملکت پیش رفتند

بسم الله الرحمن الرحیم
من از خواهران و برادرانی که در این اطاق کوچک جمع شدند و با روح های بزرگ بحمدالله مجتمعند تشکر می کنم و من امیدوارم که کشور ایران مایه افتخار اسلام باشد و امیدوارم که خواهرها و برادرهای ما امروز که زیر پرچم اسلام هستند، به وظایف اسلامی آنطور عمل کنند که مایه افتخار همه ما باشند. شما خواهرها امیدوارم که در محلی که هستید با حسن نیت برای اسلام، برای سربلندی عمل کنید و همانطوری که مشغول کار ارجمندی هستید، مشغول تهذیب نفس خودتان هم باشید که از شما به کسانی که آنجا مراجعه به شما می کنند سرایت کند، خلق خوب، نفسانیت خوب، اعمال خوب. ما امروز احتیاج داریم به اینکه همه مان یک راه انسانی را پیش بگیریم که کشورمان این ادعائی را که دارد جمهوری اسلامی است، شاهد هم بر این ادعا داشته باشد. البته حالا جمهوری اسلامی است رژیم ایران به حسب رأی ملت، لکن محتوای آن هم از هر جهت اسلامی باشد، به طوری که هر جا قدم بگذارید مثل اینکه قدم در یک عبادتگاه گذاشتید. بیمارستان ها همچو باشد که در خدمت خدا باشد و ارتش همچو باشد که در خدمت خدا باشد. من امیدوارم که همانطور که گفتید پرچم جمهوری اسلامی را در مملکت های دیگر هم به اهتزاز درآورید، امیدوارم که همه مستضعفین زیر پرچم اسلام به مستکبرین غلبه کنند و زمین را که خداوند ارث آنها قرار داده است از دست چپاولگرها بگیرند و آنطوری که شایسته است و دستور اسلام هست به آن عمل کنند. و امیدوارم که پهلوان های عزیز ما همه جا سربلند باشند و همه جا با یک روح انسانی، یک روح اسلامی، یک نفس مهذب عمل کنند که هر جا بروند علاوه بر اینکه در پهلوانی مقدم بر دیگران باشند در اخلاق و در آداب و در انسانیت مقدم بر همه باشند. و من امیدوارم که با دست همه خواهرها و برادرها اسلام در ایران تحقق پیدا بکند، احکام اسلام در همه جا پیاده بشود، اخلاق اسلامی در همه محقق بشود، یک کشور نمونه ای به دنیا عرضه بشود که کشور وقتی رژیم اسلامی شد اینطور است وضعش. و الان می دانید که قشرهای مختلفی درصدد هستند که نگذارند این جمهوری اسلامی به ثمر برسد.
الان که ملت می خواهند رئیس جمهور برای خودشان تعیین کنند، الان می بینید که چه بساطی در همه جا درست کردند. در آذربایجان، در قم، در تهران، در مراکزی که مراکز حساس است و مراکز

صحیفه نور جلد 11 صفحه 242

اسلامی هست که باید اسلام از اینجاها به جاهای دیگر برسد، این قشرهای نادان که بسیاری از آنها از روی نادانی است، در تحت تأثیر یک اشخاصی که الهام از خارج می گیرند، الهام از دشمن های کشور می گیرند، اینها به کارهائی دست می زنند تا ایران را در خارج بدنام کنند و اسباب این بشوند که گفته بشود که یک مملکتی است که نمی تواند خودش را اداره کند. در صورتی که همه می دانید و همه می دانند که هیچ انقلابی از این انقلابی که در ایران واقع شد بهتر نبود و از همه انقلاب های دنیا آرامتر و پرمحتواتر است و این است که اسلامی است و مردم با روح اسلامی در این مملکت پیش رفتند و قشر آن اشخاصی که برخلاف مسیر ملت بودند و اشخاصی که چپاولگر بودند، اشخاصی که خائن بودند آنها را کنار گذاشتند و بیرون کردند و مجازات کردند و بحمدالله مملکت دست خود ملت است، دست دیگران از آن کوتاه است و من امیدوارم که با وحدتی که حفظ بشود در همه قشرها، باز هم قدم های دیگری را به پیش ببرید و انشاءالله مملکت مال خودتان باشد و خودتان اداره کنید.
بهترین وظیفه از برای همه مردم این است که هر کس مشغول هر کاری هست آن را با صفای نیت، با حسن نیت برای برای خدا خوب انجام بدهد. اگر همه ملت یک همچو روحیه ای پیدا بکنند زود کشور ما نجات پیدا می کند. و خداوند انشاءالله همه شما را حفظ کند و موفق باشید و از همه شما هم تشکر می کنم دعاگوی همه هستم، خدمتگزار همه هستم.
والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:32 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع نمایندگان سازمان های آزادیبخش جهان

تاریخ: 1358/10/20

 

غیر قابل شمارش بودن خیانت ها و جنایات رژیم پهلوی

بسم الله الرحمن الرحیم
من تشکر می کنم از آقایان که آمدند از نزدیک اوضاع این ملت ما را ببینند گر چه نمی توانند ببینند. ملت ما اخیراً پنجاه و چند سال گرفتار دو حاکم غیر قانونی و جائر که یکی از طرف انگلیس ها بر ما تحمیل شد و آن رضاخان بود و یکی هم از اجانب دولت های سه گانه که یکی از آنها انگلیس و یکی آمریکا و یکی شوروی بود و در طول این پنجاه سال جنایاتی کردند بر این و خیانت هائی کردند بر این ملت که در چند روز و چند سال نمی تواند کسی احصاء کند. بعضی از جنایات و خیانت های اینها در دست نیست، کسی اطلاع ندارد، فقط خودشان اطلاع دارند و بعضی نزدیکانشان که آنها هم در دست نیستند. بنابراین شما که آمدید نمی توانید آثار جرم را در این مدت آنطور که بوده است و آثار خیانت را آنطور که بوده است ببینید همین قدر است که بشنوید یا بعض معلولین ما هم که حاضر در آن قضایا بودند شاید دیده باشید.
 

تا شرق مکتب اسلام را پیدا نکند نمی تواند با غرب مقابله کند

باید عرض کنم که تا ملت شرق خودش نفهمد این معنا را که خودش هم یک موجودی است، خودش ملتی است، شرق هم یک جائی است، نمی تواند استقلال خودش را به دست بیاورد. اینها در طول زمان های بسیار طولانی با تبلیغات بسیار زیاد حتی به دست خود قشرهای ملت ها، خود حکومت طوری کردند که ملت شرق خودش را بکلی در مقابل غرب و در مقابل ابرقدرت ها باخته است و گم کرده خودش را، مکتبش را گم کرده. مکتب بزرگ اسلام که راس همه مکاتب است و در شرق است شرق او را گم کرده است، تا این مکتب را پیدا نکند شرق و نفهمد مکتبش چه است و خودش چه است و خودش هم یک موجودی است و کشورش هم یک کشوری است، نمی تواند مقابله کند با غرب برای اینکه هر جور مقابله ای که بکند، آنها روی آن تبلیغاتی که دارند این مقابله را خنثی می کنند. شماها فکر این را بکنید که مملکت خودتان را هر کدام در هر جا که هستید بیدار کنید، ملت خودتان را بفهمانید که شما هم یک موجودی هستید، شما هم مکتب دارید، شما هم ذخائر دارید، شما هم همه چیز دارید و آنها از دست شما همه چیز را گرفته اند و از همه بالاتر اینکه انحراف در ملت ها

صحیفه نور جلد 11 صفحه 239

پیش آوردند، جوان ها را منحرف کردند. یک انحراف مکتبی است که مکتب های خود شرق را، مکتب بزرگ اسلام را منحرفاً به مردم تحویل دادند، عرضه کردند، آنکه اسلام است نبود و چیز دیگری مبتذل در دست مردم دادند و آن مکتب های مبتذلی که در خود آنجاها هم که این مکتب ها بوده است شکست خورده اند، در اینجاها او را ترویج کردند، به طوری که جوان های ما شیفته آن مکتب ها شدند.
 

ایجاد مراکز متعدد فساد به منظور سلب هویت و قدرت تفکر جوانان

یک مطلب دیگر اینکه ابواب فساد را به روی جوان های ما باز کردند و دامن زدند. ما که شاهد مملکت خودمان هستیم و می دانم ممالک شما هم همین است، ما که شاهد هستیم می بینیم مراکز فسادی که در مملکت ما هست و جوان های ما به آن مراکز فساد کشیده شدند و هویت خودشان را از دست داده اند، زیاد است که گفته می شود و مسلم اینطور است که مرکز فساد در تهران بیشتر از کتابخانه است. ما را تهی کردند از همه چیز، جوان های ما را تهی کردند از آن خاصیتی که باید نیروی جوانی داشته باشد، خواستند نیروی جوانی ما را از دست ما بگیرند و بعد از اینکه این نیروها گرفته شد خزائن ما، ذخائر ما را ببرند و جوان های ما بی تفاوت باشند. در زمان رژیم سابق همین حال را پیش آورده بودند، جوان های ما را به مراکز فساد کشیدند، تبلیغات راجع به فسادهای اخلاقی عملی به قدری زیاد بود که تمام روزنامه ها، تمام مجلات در این باب کار می کردند و همین طور رادیو، تلویزیون، همه اینها مجهز بودند برای اینکه جوان های ما را از بین ببرند و نیروی جوانی را از آنها سلب کنند.
و یک باب واسع دیگر قضیه مخدرات مثل هروئین و خمر و تریاک و سایر اینها که باز اینهم یک باب واسعی بود که کشانده بودند جوان های ما را به مراکزی که مورد این معانی بود، برای اینکه این جوان ها هر چه به سرشان بیاید سؤال نکنند که برای چه. (چرا) را از جوان های ما بگیرند، جوان در فکر این نباشد که نفت او را کی می برد و چرا می برد، ذخائر او را می برد و چرا می برد، اختناق هست در مملکت و چرا اختناق هست، آزادی مسلوب است و چرا مسلوب است. اینها نقشه هائی بوده است که برای ما کشیده بودند و برای شماها هم، برای همه مملکت های شما هم، این نقشه ها یکنواخت در همه جا بوده است.
 

این تحول و وحدت کلمه ای که در ایران پیدا شد باید الگوئی باشد برای همه ملت ها

بنابراین کوشش کنید و کوشش کنند کسانی که علاقه به کشورشان، کسانی که علاقه دارند به ملتشان، کسانی که علاقه دارند به اسلام، کوشش کنند که این مسائلی که به صورت مصائب در این مملکت های ما پیاده شده است بزدایند، مغزهای منحرف را برگردانند به حال سابق، تربیت کنند جوان ها را. دانشگاه ها اگر علاقه دارند به اسلام، اگر علاقه دارند به کشورشان، اگر علاقه دارند به ملتشان، جوان ها را تربیت صحیح بکنند، از این غربزدگی نجاتشان بدهند و همه جاها و همه کس باید دنبال این مطلب باشند و حکومت ها که مع الاسف کمترشان هست که در فکر این مسائل باشند باید اگر

صحیفه نور جلد 11 صفحه 240

چنانچه علاقه به اسلام دارند، علاقه به کشور دارند، علاقه به ملت دارند کیفیت اعمالشان را تجدیدنظر بکنند، اینطور که تاکنون عمل شده است، دست بردارند.
کشورهای شرقی، کشورهای اسلامی، یک کشورهای وسیع غنی ای هست، دیگران محتاج به شما هستند، ابرقدرت ها محتاج به شما هستند، سلاحی که در دست شما هست اگر یک روز از آنها قطع کنید، آنها مطیع شما می شوند. مع الاسف بعضی حکومت های ما، هم ذخائر ما را دادند و هم اطاعت از آنها کردند. باید یک تحولی پیش بیاید، یک تحولی که مردم مثل مردم صدر اسلام بشوند. ما یک نیم تحولی در مملکتمان پیش آمد که مردم شبیه شدند تا یک حدودی به آن مردم صدر اسلام و همه پیروزی ما دنبال این معنا و این تحول پیش آمد که مردم همانطوری که در صدر اسلام جوان های مسلمین آرزوی شهادت می کردند، در ایران هم این آرزو پیدا شد و شاید هر روز جوان هائی به ما مراجعه می کنند و می گویند دعا بکنید که ما شهید بشویم. این تحولی که پیدا شد در ایران و این وحدت کلمه ای که در ایران پیدا شد و این توجه به اسلام که در ایران پیدا شد باید یک الگوئی باشد از برای همه ملت ها.
اگر چنانچه این تحول پیدا بشود و همه رو به اسلام بیاورند و همه رو به یک نقطه باشند و آن نقطه (اسلام) با این جمعیت زیادی که دارند، با این تجهیزاتی که دارند، با این سلاح هائی که دارند مثل نفت و غیر نفت اینها آقائی باید بکنند در دنیا و مع الاسف نمی گذارند اینها را اینطور بشوند. تحول لازم است، باید همه کوشش کنند، همه کوشش کنید که این تحول را به دست بیاورید و ملت خودتان را برگردانید به یک ملتی که هوشیار باشد. توجه داشته باشد که دیگر وقت اینکه همه باز دنبال یک ممالک دیگری باشند و پیرو یک قدرت های بزرگ باشند، آنوقت گذشته است. حالا ملت ها دیگر کم کم بیدار می شوند، ملت ما بیدار شده است منتها الان اشخاصی که باز بسته به همان ها هستند در سر راه ایستاده اند و می خواهند نگذارند که ما به نهضت خودمان ادامه بدهیم و این خیال خامی است که آنها می کنند و نهضت ما پیروز است و نهضت ما جلو خواهد رفت و امیدوارم که خداوند همه مسلمین را بیدار کند و همه مسلمین با هم متحد بشوند، برادر باشند، اختلافات را دست بردارند، حکومت ها اختلافات را دست بردارند، ملت ها با هم باشندو خداوند انشاءالله این مشکلات را رفع کند تا مسلمین ید واحده باشند و خداوند با جماعت است.
والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:32 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع دانشجویان مسلمان پیرو خط امام مستقر در لانه جاسوسی آمریکا

تاریخ: 1358/10/20

 

بی نظم جلوه دادن جمهوری اسلامی، از توطئه های اجانب برای شکست نهضت

بسم الله الرحمن الرحیم
خداوند شما جوان ها را که متعهد به اسلام هستید، حفظ کند و توفیق شما را هر چه بیشتر به هدف های اسلامی. آنچه که من می فهمم و احتمال زیاد می دهم این است که امریکا نه دخالت نظامی در ایران می خواهد بکند و نه حصر اقتصادی، اگر هم حصر اقتصادی بکند، ناجح نمی شود، خودش هم می داند، لکن از راه اساسی تر پیش آمدند و آن راه این است که ما را از باطن خودمان آسیب پذیر کند و ما را بگنداند از باطن خودمان، از اول هم بناشان بر همین معناست. شاید در انقلاب هائی که واقع می شود آنهائی که می خواهند نفع ببرند یا ضرری کشیدند که می خواهند جبران کنند، نفعشان این باشد که خود انقلاب را در باطن خودش آسیب برسانند.
الان همه دست ها در کار این معنا هستند، شاید این صحبت هایی که در خارج می کنند به اینکه ما دخالت نظامی می کنیم یا حصر اقتصادی می کنیم، شاید برای این معنا باشد که اذهان ما را منصرف کنند به آن طرف و از آن چیزی که در کشور خودمان دارد می گذرد غافل کنند. شما غافل از این شیاطین نباشید که اینها مطالعه کرده هستند، ماها تازه وارد این میدان ها شدیم، شماها تازه وارد این میدان ها شدید و بر حسب آن حس انسانی هم که دارید آن شیطنت ها که در آن هستند کمتر وارد هستید، اینها مطالعه کردند، نه ده سال و نه سال، در طول تاریخی که راه پیدا کردند مطالعه کردند، نه مطالعه فقط کشورها را، یعنی مخازن اینجاها را، این هم یک مطالعه طولانی در آن شده، قبل از اینکه اتومبیل و طیاره و اینطور مسائل پیدا بشود، اینها کارشناس هاشان را می فرستادند در شرق و وجب به وجب این مملکت ها را گردش می کردند، با شتر می رفتند این بیابان ها را، با قافله ها می رفتند این بیابان ها را گردش می کردند و هر جائی که یک چیزی پیدا می شد یادداشت می کردند، نقشه بر می داشتند، این یک سری کارشان که بفهمند در کشور شما چه دارد، مخازن شما چی هست، این مال حالا نیست، این مال، از سابق که راه باز کردند دنبال این قضیه هستند. و یک مطلب دیگری که شاید به آن بسیار اهمیت می دادند این بود که مطالعه در حال مردم ایران بکنند یا مردم شرق بکنند، حالا ما ایران مورد بحثمان هست، این عشایر ایران، عشایر بختیاری، عشایر خوزستان، (خیلی عشایر دارد در ایران) توی این عشایر، اشخاصی می فرستادند برای مطالعه که اینها چه جور وضعی دارند، چطور می شود اینها را

صحیفه نور جلد 11 صفحه 232

تحریک کرد، از تحرک بازداشت، این، مطالعات طولانی کردند در این باب و در افراد دیگر، غیر عشایر، مطالعات دارند، احزاب را چه جوری باید درستش کرد و چه جوری به جان هم انداخت، مطالعات اینها زیاد است و ما باید الان تمام توجه مان را به این مطلب که اینها الان نقشه این معنا را دارند طرح می کنند و مشغول این معنا هستند که در خود ایران افراد را، جمعیت ها را به جان هم بریزند و بعد منعکس کنند به اینکه این ایران، یک جمعیتی هستند که نظمی در آنها نیست، حکومتی ندارند. الان اگر ملاحظه کرده باشید این روزنامه های خارج را (که ماحصلش پیش من می آید) هم خود آنها، روزنامه نویس هاشان، هم اینهائی که مربوط به آن دستگاه سابق بودند، این مسائل راهی می گویند، الان معلوم نیست که مرکز قدرت کجا هست، الان معلوم نیست که کی ایران را دارد تنظیم می کند امورش را، کی دارد این قافله را به جلو می برد؟ هی اول به طور تردید، معلوم نیست قضیه چیست، بعد هم اینکه یک مملکتی هست که همین چند روز، همین چند وقت نفس های آخرش را دارد می کشد. بختیار در یکی از نوشته هائی که شاید دیشب من دیدم یا صبح دیدم که (خمینی دارد آن نفس های آخر را می کشد و این کشور چه می شود) . اینها بنای این دارند که در باطن خود ما، با دست خود مردم، اینجا یک صورتی پیش بیاورند، یک حالی را پیش بیاورند و آن حال اینکه منعکس کنند در خارج که هیچ نظامی در ایران حکمفرما نیست. هیچی نیست در هیچ جای ایران، در ارتش ایران نظام نیست، در پاسبان های ایران نظام نیست، در ژاندارمری نظام نیست، در هیچ جا یک نظمی در کار نیست، که روی این زمینه اگر یک وقتی بخواهند که دخالت نظامی بکنند، موجه باشد. یعنی به این معنا که بگویند که یک مملکتی است که آزادی برایشان زود است، حالا اینها رشد اینکه آزادی را احساس کنند، استقلال هم برایشان زود است - برای مردم - خارج با قلم های مسموم هم که دارند هی اضافه اش می کنند که ببینند، آزادی داده شده است به این مملکت و هرج و مرج در مملکت هست، الان همه چیزش به هم ریخته است و بعد موجه بشود این، برای اینکه اگر یک وقتی یک دخالتی بخواهند بکنند، در خارج بگویند که خوب، یک ملتی بوده است که باید حفظش کرد و این ملت که باید حفظش کرد، نظم ندارد و با بی نظمی دارد، تباه می شود، ما سرپرستی می خواهیم بکنیم از این ملت که رشد ندارد، محتاج به قیم است.
 

دشمنان چون از اسلام سیلی خوردند قدم به قدم با ما مخالفت می کنند

ملت ما باید فکر این مطلب باشند، قویاً فکر این باشند، از خارج نترسید، تا داخل یک آسیبی نبیند، از خارج نباید ترسید، از داخل بترسید.
شما ببینید در هر قدمی که برداشتیم و ملت برداشت برای تحکیم حکومت، در آن قدم شروع شد به مخالفت، می خواستند مردم رأی بدهند برای جمهوری اسلامی، برای مردم بود، مردم می خواستند بدهند، یک دسته که می خواستند نشود این مطلب، افتادند به این طرف و آن طرف برای اینکه جلوگیری کنند از جمهوری اسلامی، حتی بعضی از صندوق ها را شکستند، بعض جاها را آتش زدند با قوای خودشان، با اسلحه جلوگیری کردند از رأی دادن، آن قدم را ملت پیش برد و آنها هم مفتضح

صحیفه نور جلد 11 صفحه 233

شدند ولی دست برنداشتند. بعد که بنا بود که قانون اساسی تدوین بشود، آنهائی که ارباب قلم بودند با قلم شروع کردند اشکالتراشی که نه حالا، چی هست، بعضی ها می گفتند همان قانون سابق باشد، بعضی می گفتند خوب، آن قانون باشد بعضی از موادش را تغییر بدهید. و برای تعیین خبرگان کارشکنی شد، بعد که مجلس درست شد، باز این قدم هم ملت رفت و خبرگان خودش را تعیین کرد. در طول مدتی که آنها مشغول بودند به بررسی قانون اساسی، اینها هم مشغول بودند به اینکه اشکال کنند این ملی نیست. یک چیزی که خود ملت تعیین کرده، این می گفتند ملی نیست باید حتما موافق اقلیتی باشد تا ملی بشود، همین طور تا آنوقتی که بنا بود رأی بدهند مردم به خود قانون اساسی، شروع کردند باز کارشکنی، کارشکنی ها از اطراف، حالا که ملت می خواهد رأی بدهد به رئیس جمهور، حالا می بینند این قدم اگر پیش برود، یک قدم دیگر هم پیش برود، استقرار حکومت زیادتر می شود، شروع کردند به کارشکنی. غائله ای در تبریز، یک غائله در قم، در تهران، در همه جا، می خواهند نگذارند که این جمهوری اسلامی تحقق پیدا بکند، منتها از اول شروع کردند و اینها همین طور قدم، قدم. هر قدمی ملت پیش برود آنها قدم بعد را شروع کردند، مایوس نشدند، الان هم مایوس نیستند، اینها در صددند که نگذارند این رئیس، مردم خودشان باید تعیین کنند، نگذارند تعیین بشود، صد و بیست و چهار نفر بیایند و داوطلب بشوند برای رئیس جمهور، معلوم است معنایش چیست، صد و بیست و چهار نفری که مردم اکثرشان را نمی شناسند، شاید ده تاشان را بیشتر مردم نشناسند بین اینها، اشخاصی که بی عقل هم هست، می گویند هست، من نمی دانم، اما می گویند اشخاص منحرف هم هست، این برای چیست؟ صد و بیست و چند نفر کاندید، واقعاً اینها اعتقادشان این است؟ احتمال این را می دهند که پیش ببرند؟ احتمال می دهند که یک جمعیت زیادی به آنها رأی بدهند؟ نمی خواهند اخلال کنند؟ اخلال است، این خود اخلال است، یک مملکتی، صد و چند نفری رئیس جمهور می خواهند بشوند، صد و چند نفری آدمی که بعضی هاشان مثل اینکه مثلاً بارفروشند، یک همچو مسائلی در آن هست، من نمی دانم درست، نمی شناسم من، این خودش یک نحوه اخلالی است که در یک کشوری، صد و بیست و چند نفر، اینها داوطلب بشوند برای اینکه می خواهند رئیس جمهور بشوند و بعد هم خواهید دید به این مثلاً تبلیغاتی که باید بکنند، خواهید دید چه گروه هائی تبلیغات می کنند، نه از باب اینکه برسند به رئیس جمهور، از باب اینکه نگذارند رئیس جمهوری پیدا بشود و لااقل اخلال کنند به اندازه ای که منعکس کنند در خارج که اینها یک همچو جمعیتی، ایران یک همچو کشوری هست، صد و بیست و چند نفر می خواهند رئیس جمهور بشوند و همه هم به جان به هم ریختند و بعد خواهید دید که اینها چه بساطی سر هم در می آورند. اینها همه اخلالگری هست و ما از این مسائل، اکثر جوان های ما از این مسائل غافل بشوند، بعد خدا می داند که در قضیه مجلس شورا چه خواهد شد و می دانیم که بدتر از همه است برای اینکه حدود مثلاً فرض کنید دویست نفر می خواهند وکیل بشوند، شاید چندین هزار نفر خودشان را منتخب کنند و - رئیس - می خواهند نگذارند یک مطلبی بشود، یک وقت این بود که یک اشخاصی، ما مواجه یک اشخاصی بودیم، اینها واقعاً راه را، راه ما را صحیح نمی دانستند، خودشان یک راه

صحیفه نور جلد 11 صفحه 234

صحیحی داشتند، خوب، یک چیزی بود، می نشستند صحبت می کردند این راه درست است یا آن راه، یک وقت این است که قضیه این نیست، قضیه این است که اینها از یک نقطه می ترسند و آن اسلام است و از یک جمعیت می ترسند، آنهائی که به اسلام اطاعت دارند، آنهائی که در راه اسلام فعالیت می کنند. این سیلی که ابرقدرت ها از ایران خوردند، از اول عمرشان تا حالا نخورده بودند این سیلی را.
 

این نصرت الهی را خدا نصیب ملت کرد

جنگ جهانی، جنگ بود بین دو تا قدرت بزرگ، یک قدرت این طرف بود، یک عده ای از دولت ها این طرف بودند، یک قدرت آن طرف بود و یک عده ای از قدرتمندها آنجا با توپ و تفنگ و چیزهائی که آن وقت بود به جان هم ریختند. هم در جنگ اول، من هر دو آنها را یادم هست و شماها نبودید، آن وقت ها هم در جنگ اینطور بود که دو تا قدرت بودند که مقابل هم ایستاده بودند، زدند تو سر هم تا یکی غلبه کرد، هم در جنگ دوم که باز دو تا قدرت با هم، یعنی دو گروه از قدرت با هم اختلاف کردند، زدند، همه چیز کردند و از بین بردند. ایران را قضیه این نبود که دو گروه قدرتمند مقابل هم ایستاده باشند، یک گروه بودند، یک جمعیتی بودند، یک دولت هائی بودند، همه قدرت ها دست آن بود، شاه مخلوع بود با تمام قدرت، امریکا دنبالش، شوروی دنبالش و سایر کشورها و مع الاسف کشورهای اسلامی.
من در پاریس که بودم مواجه بودم با این مسائل، از همه بیشتر امریکا دنبال این بود که آن وقتی که آن مردک بود، آن مخلوع بود، آن وقت اصرار داشتند، بعدش که جانشین بدتر از خودش تقریباً بود، آنوقت دنبال می کردند که اخیراً می گفتند نروید شما ایران، ایران الان زود است - الان - بروید، دشمن های ما برای ما صلاحدید می کردند که شما صلاحتان نیست حالا بروید ایران. اینها از این قدرت ملت، ملتی که ابزار جنگی نداشت و تعلیمات نظامی هم نداشت، با تعلیمات نظامی این دست، این طرف تعلیمات نظامی نداشتند، یک دسته بازاری بودند، یک گروه زیاد بانوان بودند، یک گروه زیاد جوان ها بودند، دانشگاهی بود، بازاری بود، چه بود که اینها هیچ کدامشان تعلیمات نظامی ندیده بودند، طرف ما تعلیمات نظامی داشتند، ماها این طرف ابزار جنگی نداشتیم، حالا چهار تا تفنگ، جزء غنائمی است که شما از آنها گرفتید و الا دست شما نبود، یک چیزی که با آتش زدن مثلاً لاستیک و این در مقابل مسلسل و توپ چیزی می شود، اینها البته مسأله نیست که خدا خواست، این نصرت های الهی را ما از آن غافلیم. در همین قضایا، چون یک ملتی بود مظلوم و یک ملتی بود که قیام کرده بود برای خدا، فریاد می زد ما جمهوری اسلامی می خواهیم، فریاد می زد که ما ظلم نمی خواهیم خدا تایید کرد ملت را، یعنی یک نصرت هائی به این ملت عنایت کرد که در تاریخ مگر در صدر اسلام دیگر نبود یک ملتی همه قدرت ها دست او، دست طرف مقابل، لکن یا بترسد استعمال کند، یا وقتی فرمان بدهد، از او فرمان نبرند، خدا یک ترسی در دل اینها انداخت که همان ترس اسباب این شد که برای ما

صحیفه نور جلد 11 صفحه 235

یک نصرتی حاصل شد، یک نصرتی بود خودش.
گاهی لشکر اسلام را با همین رعب، رعب می انداختند در دل آنها، منتشر می شد توی لشکر که این عرب ها آدم می خورند، این رعبی در دل اینها می افتاد که نتوانند مقابله کنند، این در این قضیه ای که برای ما اتفاق افتاد، این مسأله بود که خدا تایید کرد این ملت را و هیچ کس غیر خدا نبود که کاری انجام بتواند بدهد، این بود که یک اجتماع در یک مطلب، سی و چند میلیون جمعیت همه یک مطلب بگویند، همه یک راه بروند، مگر این می شود، کسی می تواند همچو کاری بکند، مگر با تبلیغات می شود این کار را کرد، انسان بیست سال تبلیغ می کند، یک بازار تهران را نمی تواند قبضه کند، در چند وقت تقریباً یکدفعه ما دیدیم که سرتاسر ایران حرف هاشان یک چیز است.
من که پاریس بودم یک کسی آمد از ایران پیش من (حالا هم یادم نیست کی بود) گفت که من رفتم به اطراف، در ایران که بودم، دهات آن جاپلق و کمره و آنجاها که من اطلاع ازشان دارم، حتی یک جائی را گفت که من آنجا را خودم رفته ام، یک ده، نه، یک قلعه ای بود، یک قلعه توی کوهی است، گفت که همه جای آنجاها که ما رفتیم صبح که می شد، آخوندش توی ده جلو می افتاد و مردم ده هم دنبالش تظاهر می کردند و به من گفت من رفتم در آن قلعه حسن فلک که یک قلعه کوچکی است رفتم آنجا دیدم آنها همان را می گویند که تهران می گویند، من در پاریس امیدوار شدم به اینکه ما انشاءالله پیروز هستیم. وقتی بنا شد یک ملت اینطوری قیام بکند، این یک دست غیبی در کار است، این نمی شود که با تبلیغ و با صحبت، آخوند منبر برود یک چیزی بگوید، نمی شود، این قضیه ای بود که خدا می خواست و ما پیروز شدیم و بحمدالله و امیدوارم که پیروز بشویم تا آخر.
 

برای برقراری نظم، تا استقرار رژیم اسلامی همه اسلامی کار کنید

لکن این توجه باید برای ملت ما باشد که اینها مهم شان این است که در همین داخل ما را آسیب بزنند، آسیب بردار کنند، این یک نقشه بود که قم و تبریز با هم شروع کردند، نقشه است اینکه به همان وضعی که قم شروع کرد، به همان وضع شروع کرد و در همان ساعت قبل از ظهر روز جمعه به یک وضع خاصی شروع شد به اخلالگری و در تبریز همان وقت با همین وضع خاص یعنی مثل اینکه همین گروه دو تا شدند، یک دسته اینجا به همین وضع اینجا شروع شد، که معلوم است یک توطئه ای بوده است که در نظر دارند اینها و الان هم در تبریز همین هست. الان هم به من اطلاع دادند که دارند باز مجهز می شوند اینها، می خواهند که نگذارند یک استقراری در این مملکت پیدا بشود تا منعکس بشود به خارج که اینها، قابل این نیستند که آزادی داده بشود و ما باید با تمام کوشش مان، کوشش کنیم که این نقشه را خنثی کنیم، یعنی هر که در هر جا هست خوب کار کند، اسلامی کار کند، اتکائش به اسلام باشد، شما در همان محلی که هستید، اسلامی کار کنید، این خواهرها در هر جا که هستند، اسلامی کار کنند، کشاورزها در محل خودشان اسلامی کار کنند، وقتی بنا شد همه جا اسلامی کار کنند نظم پیدا می شود، انتظام پیدا می شود، اگر در ارتش به طور اسلامی عمل بشود، در ژاندارمری، در شهربانی، در

صحیفه نور جلد 11 صفحه 236

پاسدارها، در همه جا به یک نظم کار بشود، به یک جور کار بشود، کار پیش می رود. الان مملکت شما - الان - فعلاً احتیاج دارد که همان نهضتی که اول داشتید و هیچ کدام فکر این چیزهائی که خودتان می خواستید نبودید، آن وقتی که در خیابان می رفتید و فریاد می زدید الله اکبر و باید برود این رژیم، ابداً به فکر این نبودید که نهارمان امروز چی هست - یا امروز چی هست - یا امروز چه جوری است، هیچ به فکر این نبودید، معلوم است اگر بودید نمی شد، اینطور بود که دنبال هر انقلابی این هست، بعد که رسید به یک قدم، پیروزی به نظرتان آمد. ما حالا پیروزیم الحمدلله، حال که پیروز برگشتید به وضع خودتان، ببینید که وضع تان چه جوری است، به وضع خودتان برگشتید دیدید که خوب، نابسامانی هست، اینها شروع کردند به ایجاد ناراحتی، در این موقع ایجاد ناراحتی کردند، هی رفتند پیش کارخانه دارها که ببینید به شما حقوق می رسد، به آنها زیادتر می رسد، خانه شما چطور است، خانه آنها چطور است، رفتند بین کشاورزها همین طور، رفتند در دبیرستان، در جاهای دیگر همین طور، هر جا توانستند رفتند، حالائی که دنبال انقلاب است و ناراحتی شروع می شود ناراحتی را دامن زدند، زیادش کردند و حالا هم مشغولند به همین امر.
الان وظیفه ملت ما هر کدام در هر جا هست این است که همان نهضتی که از اول بود که متوجه به این نبود که من حالا چی دارم یا چی ندارم، همان را ادامه بدهد تا وقتی مستقر بشود حکومت، الان بین یک راه هستیم و متزلزل، ما که نرسیدیم به نقطه اعلی، ما الان رسیدیم به جایی که بعضی از ابزار حکومت درست شده، قانون اساسی اش رأی داده شده است، اصل جمهوری اسلامی رأی داده شده است، حالا، نه رئیس جمهوری داریم، نه مجلسی داریم، مجلس باید همه کارها را انجام بدهد. استقرار ندارد الان مملکتمان، باید ما کاری بکنیم که با همان نهضتی که تا حالا آمدیم. این را نگهش داریم تا بتوانیم ما این مراحل بعد را به سلامت طی بکنیم، اگر بنا باشد که از حالا شروع کنیم به اختلاف سر رئیس جمهور و سر - عرض بکنم - آنهائی که باید در مجلس بروند، منتخب بشوند وکلا، اگر ما شروع کنیم به اختلاف و یک اختلاف دامنه داری که در یک حکومت های مثلاً ..... بوده است، هم بوده این اختلافات و حالا که یک حکومت مستقری نیست، چند صد سال آنوقت شد و زمینه از صد و بیست و چند نفر رئیس جمهور - عرض می کنم - زمینه معلوم است که می خواهند چه بکنند. اگر ما غفلت کنیم از مطلب و ندانیم، نفهمیم این معنا را که این توطئه هست، صد و بیست و چند نفر خودشان نرفتند سراغ این کار، صد و بیست و چند نفر را وادار کردند به اینکه بروند و خودشان را منتخب کنند برای اینکه شلوغی ایجاد کنند و بعد هم از وکلا خدا می داند چه خواهد شد. اگر ما چشممان را باز نکنیم و هر کس در هر جا هست عملش را اسلامی نکند و نهضتش را باز نیمه رس نداند، نرسیدن به آخر، بداند که ما بین راهیم و بین راه باز هم راهزن ها هستند، الان هم مشغولند.
 

بقیه نهضت را با حفظ ایمان و وحدت کلمه به پیش ببرید

باید همه جوان ها، همه جا در تبلیغاتشان، در گفتارشان، در صحبت هاشان تنبه بدهند مردم را، که

صحیفه نور جلد 11 صفحه 237

آقا با هم بشوید، الحمدلله هستند، با هم خوب هم هستند، لکن باید زیادترش کرد، باید کاری کرد که آنها طمعشان را ببرند از اینکه مملکت را می توانند ببلعند. آنها هم باز الان طمع دارند و از رو نمی روند، لکن ما باید کاری بکنیم و همه مان موظفیم که کاری بکنیم که این اجتماعی که بود و این وحدت کلمه ای که بود و مهمتر، این ایمانی بود که با آن ایمان پیش بردیم، به پیش بردید شما، آن محفوظ باشد تا انشاءالله با همین گرمی و تنور گرم ما این دو تا نان را هم بپزیم، نان رئیس جمهور و نان قضیه انتخابات، وقتی این دو تا هم از این تنور درآمد آنوقت باقی اش دیگر آسان هست انشاءالله.
خداوند همه شما را تایید کند، موفق باشید و سلامت باشید و دعا به همه تان می کنم و امیدوارم که شما هم غافل نباشید از اینکه توجه به خدا داشته باشید، همه چیز از آنجاست، هیچ چیز از ماها نیست، هر چه هست به او متوسل بشوید و پیش می روید انشاءالله.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:32 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع گروهی از مردم ارومیه

تاریخ: 1358/10/18

 

امروز اسلام گرفتار نقشه های شوم ابرقدرت هاست

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام بر شما برادران خواهران آذربایجان. درود بر شما مردم غیرتمند آذربایجان غربی و سلام بر اهالی ارومیه. شما زحمت کشیدید و از راه دور در این هوای سرد آمدید به قم و در این منزل محقر با من روبرو بشوید و مطالب خودتان را بفرمائید و من هم بعض کلمات را عرض کنم.
برادرهای من! امروز روزی است که اسلام گرفتار ابرقدرت هاست و برای اسلام عزیز و میهن شما نقشه های شوم کشیده اند. امروز روزی است که اسلام محتاج به همه قشرهای ملت و شما مردم غیرتمند است. اسلام عزیز برای ما و همه اقشار حق دارد و منت دارد و ما باید از عهده حق اسلام و کشور اسلامی مان بیرون بیائیم. ما قدم های کوچکی برداشته ایم و قدم های بزرگی مانده است که باید برداریم. در این قدم های کوچک مواجه با مخالفت هائی از طرف بازماندگان رژیم سابق و الهام گیرندگان از اجانب شدیم و در این قدم های بعد هم خواهیم شد و الان مبتلا هستیم و باید با همت ملت بزرگ ایران و با همت شما آذربایجانی های عزیز، این گرفتاری ها رفع بشود. الان مملکت ما احتیاج به آرامش دارد، احتیاج به این دارد که یک آرامش سرتاسری پیدا بشود تا رئیس جمهور و مجلس شورا با هم تعیین بشود و بعد برویم سراغ فروع قضیه و ساختن یک ایران نوین. اسکلت اسلام، الان باز در این رژیم مستقر نشده است، باید این اسکلت مستقر بشود تا بعد دنبال آشفتگی ها برویم. این آشوب ها که ملاحظه می کنید در اطراف ایران هست، اینها توطئه هائی است برای اینکه نگذارند مملکت ما یک استقرار پیدا بکند.
 

اسلام امانتی است که الان به دست ما رسیده

برادران من! در فکر اسلام باشید. اسلام امانتی است که الان به دست ما رسیده، اسلام خون ها دیده است و جنایت ها بر اسلام و بر پیکر اسلام واقع شده است تا به دست ما رسیده است و ما باید آن را حفظ کنیم. باید نگذاریم که اسلام عزیز در خارج به دست اشخاصی که غرضمند هستند و می خواهند اسلام را طور دیگر عرضه کنند و وانمود کنند، باید همه ما به هم طوری عمل کنیم که نقشه های آنها خنثی شود. باید از این اختلافاتی که هست و ایجاد می کنند و در هر جا، هر گوشه ای از

صحیفه نور جلد 11 صفحه 226

این مملکت مشغول ایجاد اختلاف هستند، باید خود ملت جلوگیری کند و نگذارد این توطئه ها ثمر پیدا کند. لازم است همه شما برادرهای عزیز در هر جا که هستید و با هر شغلی که هستید، همان انقلاب اولی و شور انقلابی اولی را که داشتند حفظ کنید. امروز احتیاج به آن شور انقلابی از دیروز بیشتر است. ما به منزل نرسیده ایم و در بین منزل و در گردنه های این منزل طولانی، دزدهائی هستند که می خواهند ما را نگذارند به منزل برسیم. باید به دست شما جوان های غیور و همه قشرهای ملت توطئه ها شکسته شود. باید بعد از اینکه این گردنه ها را طی کردیم و انشاءالله رئیس جمهور را تعیین کردیم و انشاءالله مجلس شورا را تاسیس کردیم، همه با هم این کشور را بسازیم کارگر، کاسب، تاجر، اداری، فرهنگی، وزارتخانه ها، تمام قشرهائی که در این کشور به هر صورت زندگی می کنند، باید همت کنند و مملکت خودشان را خودشان بسازند، منتظر نباشید که از دولت، فقط از دولت شروع بشود، همه شروع کنید، مملکت مال خود شماست، مثل سابق نیست که شما همه منافعتان به دست دیگران به خارج می رفت و همه مخازنتان با دست خائنان به خارج از مملکت تان صادر می شد. امروز کشور مال شماست و شما باید سرنوشت خودتان را به دست بگیرید و الان از اختلافات احتراز و بعد هم با هم، همه با همت والا برای خدا و برای رضای ولی امر سلام الله علیه همه با هم دست برادری داده و این کشوری که خرابه شده و به دست ما دادند و خودمان تعمیر کنیم. من باز از شما برادرها و خواهرهای آذربایجانی تشکر می کنم و امیدوارم که همه تان با سلامت و سعادت به مقصد عالی انسانی و اسلامی برسید.
والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:32 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع طبقات مختلف مردم غیور ارومیه و مناطق دیگر

تاریخ: 1358/10/19

 

ما مکلفیم تا جمهوری اسلامی را متحقق سازیم

بسم الله الرحمن الرحیم
سؤال کردید که تکلیف ما الان چه هست و این سؤال همه قشرها هست که ما الان که در این مرحله رسیدیم تکلیف چیست؟ شما می دانید که الان از خیلی جهات کشور ما حساسترین مرحله حیات خودش را دارد می گذراند، از یک طرف با قدرت های بزرگ مواجه هست، با آمریکا، با شوروی هم که الان در افغانستان هست و قدرت های بزرگ تقریباً با کشور ماست، از یک طرف موقعی است که می خواهید شما رئیس جمهور را تعیین کنید و بعد هم انشاءالله وکلایتان را و در این موقع تمام دستجاتی که نمی خواهند اسلام تحقق پیدا بکند، نمی خواهند جمهوری اسلامی تحقق پیدا کند، نمی خواهند این کشور به حال عادی برگردد و سرنوشت خودش را خود اهالی کشور به دست بگیرند، اینها راه می افتند و توطئه می کنند. و در یک چنین موقع حساسی اینکه تکلیف است این است که باید ما بعض از آشفتگی هائی که در محل خودمان هست عجالتاً، موقتاً صرف نظر کنیم و این دو مرحله را بگذرانیم، مرحله تعیین رئیس جمهور که الان دست هائی در کار است که نگذارند و مرحله تعیین وکلا که مجلس شورایی بخواهند محقق بشود و این هم بدتر از این خواهد شد و شلوغی ها را زیادتر خواهند دامن زد، اینها می خواهند یک استقراری در این مملکت نباشد و ما مکلفیم که کوشش کنیم که یک استقراری باشد که این مراحل را ما بگذرانیم. در کشور ما، این کشور ما، یک کشوری بشود که جهات، اسکلتش محقق شده باشد.
الحمدلله قانون اساسش خوب به تصویب رسید، ملت هم رأی دادند و دیدند که چقدر کوشش شد که نگذارند و بحمدالله اصل جمهوری اسلامی هم ملت رأی دادند و آنوقت یک اشخاصی می خواستند نگذارند، حالا هم هر چه ما نزدیک تر می شویم به پیروزی، اینها مصمم تر می شوند در اینکه بشکنند، اینها قدم به قدم دارند زندگی خودشان را از دست می دهند و دست و پا می زنند که حیات خودشان را، حیات جنایتکاری خودشان را ادامه بدهند و ما مکلفیم که نگذاریم این توطئه ها رشد پیدا بکند و نگذاریم که اینها مسلط بشوند به اینکه بروند مثلاً در دهات، در جاهای، جاهائی که زیاد می توانند تبلیغ بکنند، تبلیغ بکنند که آشوب بپا کنند، نگذارند این جمهوری اسلامی تحقق پیدا بکند. چنین نیست که من باب اتفاق، اتفاق افتاده باشد که همان ساعتی که تقریباً در قم آن آشوب بلند

صحیفه نور جلد 11 صفحه 228

می شود، در تبریز هم این نمی شود بی رابطه باشد، این یک توطئه ای است که با یک حسابی انجام می گیرد و الا به همان لحظه، با همان وضعی که در قم، در آن روز جمعه در قم، قبل از ظهر با همان ترتیبی که اینجا شروع کردند، در تبریز شروع کردند، یعنی کانه یک جمعیت بودند با چماق و با چیز دیگر، یک جمعیت بودند که آنجا و اینجا با هم شروع کردند به شلوغکاری و این برای این بود که الان می بینند که اگر چنانچه رئیس جمهور هم تعیین بشود، خوب یک مرتبه پیروزی است برای ملت، نگذاریم اینها پیدا بشود، بعد هم می گویند اگر چنانچه مجلس شورا تحقق پیدا بکند، پیروزی ملت است، این هم می خواهند نگذارند.
 

توطئه این است که ما را سرگرم به بعض مسائل بکنند

الان اگر ما سرگرم بشویم به مسائل دیگر، از این مسأله باز می مانیم، اینکه من به شما آقایان تذکر می دهم و از آقایان می خواهم که بلادشان که رفتند، در محلشان که رفتند به مردم تذکر بدهند، آن این است که، توطئه این است که ما را سرگرم به بعض مسائل بکنند، آن مسائل را ما غفلت از آن بکنیم. اگر ما از آن مسائل اصلی غفلت بکنیم، مثلاً فرض کنید اگر برای رئیس جمهوری ما موفق نشویم که یک رئیس جمهوری با یک آراء زیادی، مثلاً ملت موفق نشود که چه بشود، خوب، این منعکس می شود در خارج که مملکت ایران جوری است که نمی تواند رئیس جمهورش را تعیین کند، چنانچه اگر موفق نشده بودیم به اینکه قانون اساسی را رأی به آن بدهیم و ملت رأی به آن بدهند، باز این یک چیزی می شد که مملکت ایران باز نرسیده به آن حدی که برای خودش یک نظمی تهیه کند. توجه داشته باشید که مبادا ما را در خارج از کشورمان متهم کنند به اینکه اینها رشد ندارند، این یک مطلبی بسیار مهم است، آنها دارند کوشش می کنند به اینکه، یعنی آن تفاله های رژیم سابق، آن اشخاصی که وابسته به خارج هستند کوشش می کنند که اینجا هم بزنند اوضاع را، آنهائی که در خارج نشسته اند و می خواهند مسائل را آنطوری که دلشان می خواست منعکس کنند، آنها در خارج منعکس می کنند به اینکه ایران آشوب است، ایران به هم ریخته است، یکی اینجا واقع می شود، ده تا آنجا گفته می شود، کم کم یک چنین مطلبی در دنیا منعکس می شود که ایران ثبات ندارد، استقرار ندارد، رشد سیاسی تا حالا پیدا نکردند، اینها برای آزادی لایق نیستند، این را می خواهند، می خواهند موجه کنند این مطلب را که اگر دخالت نظامی کردند، دنیا مقابلشان نایستد، چرا؟ بگوید، برای اینکه ملتی بود که نظامی نداشت، به هم ریخته بود و متزلزل بود و در معرض این بود که بکلی از بین برود، ما دیدیم که اینها رشد ندارند، یک رژیمی را پیش آوردیم، به اینها رشد بدهد، سرپرستشان باشد، این از مسائل بسیار مهم حالای ما هست، این مسائل دیگری که می گوید حکومتمان چه هست و نمی دانم رئیس جمهورمان چه هست، اینها مسأله دوم است.
اینها مسأله دوم است، اینها که شما مملکتتان را مستقرش کردید. آنوقت باید برویم سراغ اینکه زراعتمان چه هست، خانه مان چه جوری است - عرض می کنم - کشتمان چه جور هست، رئیس مثلاً

صحیفه نور جلد 11 صفحه 229

کذامان چه جور هست - اینها - آنوقت باید تمام قواتان را اینجا بیاورید، آنها هم البته در درجه دوم، آنها هم باید گفته بشود، آنها هم باید اصلاح بشود اما غفلت از این نکنید که یک وقت شما را بدون اینکه توجه داشته باشید، از آن مسلک اصلی و مقصد اصلی باز دارند و متوجه کنند به یک مقصد دیگری، از آن راهی که می خواستید بروید، شما را برگردانند به یک راه دیگری، این یک مسأله بسیار مهمی است که اگر ما این غفلت را بکنیم و از آن راه برگردیم به یک راه معوجی، اساس مسلک از دست ما می رود، یک وقت اساس مطلب در معرض خطر است، یعنی اساس کشور در معرض خطر است، یک وقت اساس نه، اما خوب حکومت کجا غلط است، فلان مثلاً کجا چه می شود، اینها بعد از استقرار اساس مطلب و مستحکم شدن اساس کشور، آنها آسان است.
تغییر یک رئیس فوجی، تغییر یک حکومتی - عرض می کنم - رفتن یک روحانی یک جائی، اینها یک مسائلی است که جزئی است و آسان، غفلت نکنید از اینکه در اطراف این مملکت، الان هر جا شما بروید در اطراف این مملکت، دستجات مختلف همه دنبال این مطلبند که مردم را نگذارند آن راهی را که باید، بروند، هر جا به یک جور، هر جا یک جور غائله بلند می کنند که نگذارند مردم راه مستقیمی که باید بروند که برسند به اساس مطلب، یعنی منتهی بشوند به اینکه مملکتشان جوری شده است که دیگر همه چیزش تمام است، یعنی اساسش، همانطوری که اگر ما رأی نداده بودیم به اصل جمهوری اسلامی یا می رفتیم سراغ اینکه خوب حالا حکومت اینجا چه جوری است و فرض کنید شهربانی آنجا چه جوری است، غلط بود، الان که شما می خواهید اساس را درست کنید که رئیس جمهور می خواهید تعیین کنید، الان همه قوا باید متوجه این بشود که توطئه هائی که می شود که نگذارند رئیس جمهور تعیین بشود و غوغا خواهد شد، این را بدانید که مهیا باشید، همه جا خواهند یک غوغائی کرد، متوجه باشید که شما را دیگر برنگردانند از راه مستقیم به یک راه دیگری، خودشان غوغا کنند و فائده ببرند، همه متوجه این مسأله باشید، همه جا. الان وقت اینکه من کسالت دارم نیست، وقت اینکه من در محلم مثلاً فرض کنید که فلان قضیه واقع می شد، الان وقتش نیست، این وقت دارد، این را کراراً من عرض کردم، اگر یک وقت خدای نخواسته یک زلزله ای در یک شهری بیاید، شما هیچ فکر این هستید که من حالا خانه ام وضعش چه جوری است یا زندگی؟ همه می روید برای اینکه این زلزله زده ها را بیرون بیاورید، هیچ در فکر این نیستید که حالا من وضعم چیست. شما آنوقتی که در حال نهضت بود که می خواستید این مرد فاسد را که همه چیز را فاسد کرده، از کشورتان فاسد کرده بیرون کنید، تو خیابان ها می رفتید، پشت بام می رفتید، پائین، بالا فریاد می زدید، هیچ فکر این بودید که رئیس شهربانی چه جور است؟ هیچ فکر نبودید، اگر آنوقت فکر این بودید، این پیروزی ها را پیدا نمی کردید، اینکه پشت کردید به همه مقاصد خودتان و رو کردید به دشمن، دشمن را بیرون کردید. حالا هم همه مقصدهای جزئی را که دارید رها کنید بروید سراغ این دو مرحله، این مرحله را تمام بکنید و بعد از اینکه این دو مرحله تمام شد، آنوقت اساساً باید این مملکت همه چیزش درست بشود.
خیال نکنید که فقط ارومیه شما اینطوری است، همه جا اینطوری است، همه جا یک مقداری از

صحیفه نور جلد 11 صفحه 230

آن تفاله های سابق باقی مانده، پاکسازی یک مملکتی که در طول تاریخ خراب بوده و این پنجاه سال خرابتر بوده و این سی سال اخیر دیگر بدتر از همه وقت شده، خرابی این محتاج به طول زمانی است.
اینها جوان های ما را ضایع کردند که این یک عمر لازم دارد که یک جوانی که ضایع شد در این رژیم، تریاکی شد در این رژیم، شارب الخمر شد در این رژیم، عادت به سینماهای فاسد کرد، عادت به این مراکز فحشا که همه را درست کرده بودند با نقشه برای اینکه نگذارند جوان های ما یک جوان های محکمی از کار درآیند که بتوانند مقابل آنها بایستند، این محتاج به این است که یک، مدت ها طول بکشد تا یک تحول حاصل بشود.
این تحولی که الان حاصل شده، یک تحول معجزه آسائی است آقا، یک مملکتی که جوانش مشغول بود به فرض کنید که تعیش، سایرین هم مشغول، هر کسی به کار خودش مشغول بود و در ذهنشان نمی آمد که می شود یک همچو کاری انجام بگیرد، خدا خواست که، یکدفعه ملت را متبدل کرد به یک چیز دیگری، همه ایستادند در مقابل این دشمن و همه این را پیش بردند، جوان ها از آن مراکز کشیده شدند به خیابان ها، مردم از بازار و کسبشان دست برداشتند کشیده شدند به خیابان ها، حتی آن پیرمردهای زاغه نشین با اولادشان آمدند به خیابان ها و فریاد کردند، با فریاد و مشت و با سنگ و یا اینها، بر آنها، تانک ها و آن بساطی که آنها داشتند، موفق شدند و این یک چیز خدائی بود، یک چیزی نبود که بشر بتواند این مسائل را درست کند، خدا این کار را کرد. حالا باز شما باید همه با هم متوجه باشید به اینکه مملکت اسلامی الان دست شما امانت است، تا حالا موظف نبودید، از باب اینکه طاغوت بود بر شما مسلط، (ما چه کنیم) الان دیگر (چه کنیم) ندارد.
الان یک مملکتی است، دست ملت هست، این ملت موظف است این مملکت اسلامی را سروسامان به آن بدهد، سروسامان به آن دادن این است که هر اختلافی هر جا می خواهد پیدا بشود، خفه کنند آن اختلاف را، نگذارند اختلاف پیدا بشود. هر جا می خواهند این اشخاصی فساد بکنند، بشناسانند آنها را، بگیرندشان، تسلیمشان کنند به دادگاه، یک مسأله ای است عمومی باید انجام بگیرد. ننشینند شما برای اینکه دولت برای شما چکار بکند، رئیس شهربانی چکار بکند، خودتان هستید، مال خودتان هست مملکت، خودتان باید حفظش کنید، بگذارید این مرحله هم انشاءالله پیش برود، بعد که پیش برود، یک آرامشی قهری حاصل می شود، یعنی آنها دیگر طمعشان تقریباً بریده می شود (قهراً یک آرامش ممکن است که انشاءالله بشود) و آنوقت هم با همت همه باید درست بشود، یک مملکتی نیست که بتواند یک کسی، شما بنشینید که دولت انجام بدهد، دولت هم یک افرادی هستند مثل شما، آنها هم قدرت یک همچو زیادی ندارند، آنها هم افرادند، همه باید با هم دست به هم بدهیم، نه مرد تنها، خانم ها هم همین طور، طبقه واحدند، همه طبقات باید دست به هم بدهند تا یک خرابه ای که برایشان گذاشتند آباد کنند و زندگی شان را در آنجا اداره کنند. خداوند انشاءالله همه شما را حفظ کند و موفق باشید.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:33 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع اعضای جهاد سازندگی اردستان و قم

تاریخ: 1358/10/17

 

ملت با یاری کردن دولت، در امر سازندگی کشور تلاش می کند

بسم الله الرحمن الرحیم
من بعد از این نهضت و انقلابی که نسبتاً الحمدلله به پیروزی رسید و قدم اول را ملت بزرگ ما برداشت، در این کارهائی که به دست ملت انجام گرفت، از جهاد سازندگی خیلی خوشم می آید. هر وقت که تلویزیون نشان می داد که خواهرها و برادرها از همه طبقات مشغولند به یک عملی برای کشور خودشان، من خوشحال می شدم. باید شماها توجه داشته باشید که نگاه نکنید هی به اینکه اداره چه می کند، دولت چه می کند. آنها مشغولند منتها نمی توانند آنقدری که ایران احتیاج دارد آنها عمل کنند. ایران مال خود شماست و خود شما باید او را بسازید و اگر همه ملت در این امر سازندگی همت نکند، کارها زمین می ماند. انتظار اینکه یک دسته ای انجام بدهند تا ما انجام بدهیم، یا کارشکنی کسی نکند البته حالا در هر گوشه و کناری برای کارشکنی مهیا هستند، این ملت است که باید این کارها را انجام بدهد. مثلاً ملاحظه کنید که سابق، در رژیم سابق که همه اش حرف بود، یکی هم راجع به بیسوادی و اینها وقتی رفتند معلوم شد که مبارزه ای نکردند، بله آن کاری که کردند این است که با سوادی را نگذاشتند ترقی بکند، نه بیسوادها را سواددار کردند. این هم اگر منتظر بشوند آقایان، منتظر این بشوند که دولت این کار را انجام بدهد، نمی تواند انجام بدهد. الان تقریباً در صد شاید هشتاد (من اطلاع درست ندارم) بیسواد ما داریم، یا شاید مثلاً شصت، شصت و پنج، همچو چیزهائی می گویند. من اطلاعی ندارم، اما می دانم که بیسواد زیاد هست. افغانستان و ایران باید به حسب اینطور امور جلو باشد. بیسواد در آن کم هست، سوادی که می گویم یعنی همین خواندن و نوشتن و این چیز، آن هم که ما می خواهیم که همه ایران انشاءالله سواد پیدا بکنند، نمی خواهیم همه دکتر بشوند، خوب چیز غیر معقولی است، یا همه مهندس بشوند، می خواهیم یک مملکتی همه بتوانند آن مقصود خودشان را بنویسند، امضاء کنند، چه بکنند. من گاهی در نجف که بودم گاهی حرم مشرف می شدم، که افغانی ها آمده بودند برای زیارت خواندن، می دیدم همه از رو می خواندند، کتاب دعا را باز می کردند از رو می خواندند، شاید مثلاً از سی چهل نفر که آنجا بودند یک نفرشان شاید از رو نمی خواند، شاید هم او خواندنش را تمام کرده بود، اما همه شان از رو می خواندند، اینجور نبود که، آن هم طبقه پایین بودند به اصطلاح اینها، و ما هنوز داریم که این هم به همت همه واقع بشود. اگر منتظر باشید به اینکه دولت با سواد بکند،

صحیفه نور جلد 11 صفحه 217

نمی تواند باز همان حرف های سابق. دولت هم حالا اقدام کرده اند، وزارت آموزش اقدام کردند و خوب هم اقدام کرده اند. اما مسأله، مسأله نیست که بتوانند اینها چه بکنند.
 

تبلیغات سوء اجانب علیه استقرار جمهوری اسلامی

همین طور در جهاد سازندگی، سازندگی یک مملکتی که از دست رفت و خراب است، این نمی شود با دست دولت انجام بگیرد یا دست یک قشری انجام بگیرد. این را، همه مردم باید مملکت را امروز از خودشان بدانند و همه با هم همت کنند، یک مملکتی انشاءالله درست بکنند به دست خودشان. لکن چیزی که الان مهم است این است (این را من از باب اینکه نگران هستم برایش کراراً هم گفتم این را به اشخاصی که اینجا آمدند، باز هم عرض می کنم) که الان دست هائی در کار هست، اکثراً از طرف امریکا و دیگران هم همین طور، از شوروی و از سایر جاها هم همین طور، یعنی اینهائی که به این مملکت ما طمع استفاده دوخته اند، دارند و چشم این دارند که ما کاری بکنیم، اینها ببرند و مخازن ما را ببرند و حالا هم دستشان کوتاه شده است و انشاءالله تا آخر هم کوتاه هست. اینها الان در فکر اینند که نگذارند این ایران یک استقراری پیدا بکند، یک نظام صحیحی پیدا بکند، در هر جا مثلاً دقت کنید، در جهاد سازندگی هم از این قشرها پیدا می شوند که خودشان را جا می زنند و در دانشگاه هم هستند، در همه جا هستند، در کارخانه ها هم زیاد هستند. این به نظر من می آید که یک نقشه و توطئه ای است که برای اینکه استقرار در ایران و نظم در ایران پیدا نشود. در ارتش می روند نمی گذارند که انتظامات صحیح پیدا بشود، در ژاندارمری می روند، آنجا را هم مانع می شوند، در شهربانی هم همین طور، در سپاه پاسداران هم پیدا می شود، در دانشگاه زیادند و همه جا اینها هستند، حاضرند و اینها برای این جهت نقشه دارند. به نظر من اینطور می رسد که این است که در داخل ما را، این ضربه را به ما بزنند که ما اغتشاش در خودمان پیدا کنیم، یک انتظامی...... اختلافات باشد و یک هرج و مرجی باشد، بریزند خانه هر کس را غارت کنند، بریزند زمین هر کس را غارت کنند، اموال هر کسی را ببرند، نگذارند یک استقراری پیدا بکند، از آن طرف دشمن های این ملت، دشمن ها با قلم های خودشان و با افکاری که دارند و طرح هائی که دارند در مطبوعات خارجی و رسانه های گروهی خارجی، اغتشاشات ایران را، اختلافات ایران را، اینها را یکی اش را چند مقابل کنند و در خارج منعکس کنند که ایران مثل یک بچه صغیری می ماند که محتاج به قیم هست، باز نرسیده به بلوغ که خودش، خودش را نگه دارد. نقشه محتمل است این معنا باشد که در خارج منعکس بکنند که ایران هرج و مرج است و همه به جان هم ریختند و همه گروه ها در هر جا بروی یک اختلافات هست این را اسباب دست قرار بدهند که ایران قابل این نیست که خودش را اداره کند، باید یکی دیگر اداره اش کند. اگر خدای نخواسته یک دخالت نظامی بخواهند بکنند، یک کودتا بخواهند بکنند، موجه نشان بدهند به خارجی ها، به دنیا موجه نشان بدهند که ما برای خاطر حفظ ملت، ملت نمی توانست خودش را نگه دارد، ما باید حفظش کنیم، این صغیر را ما باید قیم برایش تعیین کنیم.

صحیفه نور جلد 11 صفحه 217

 

آزادی مطبوعات و احزاب، دستآورد ماهیت اسلامی انقلاب است

در عین حالی که تمام انقلاباتی که در دنیا پیدا شده هیچ کدام بهتر از ایران نبوده، دنبال سر انقلابات، میلیون، میلیون و نیم کشته می شوند (برای من صورتش را آورده اند) این انقلاباتی که واقع شده است، دنبال سرش یک میلیون، یک میلیون و نیم کشتار، دو میلیو حبس، در کشور را می بستند به همه جا. الان هم هر جا که شما نگاه کنید که یک انقلابی واقع شده است و یک کودتائی واقع شده، یک چیزی واقع شده، در کشورشان را به خارج بستند، همه فرودگاه ها را ممنوع کردند، تمام مطبوعات را قدغن کردند که نباید منتشر بشود. برای مردم اختناق پیش آوردند، اختناق فوق آن اختناق هائی که سابق بوده و گاهی هم به مجردی که این پیروز شده، قتل عام ایجاد کردند، شروع کردند به کشتن مردم، هر که احتمال می دادند که یک چیزی باشد می کشتند، نه اینکه یک کسی را، یک شهری را قتل عام می کردند. و انقلاب ما از باب اینکه اسلامی بود، از باب اینکه از ملت بود، انقلابی نبود که یک قدرتی به یک قدرت غلبه کند، یعنی یک قدرت نظامی، یک کودتائی شده باشد، این حرف ها نبود، متن نهضت از خود مردم جوشید، از خود مردم، بین زن و مرد و انقلاب هم اسلامی بود، اسلام اینها را وادار کرد که یک همچو انقلابی بکنند، همچو انقلاب اسلامی که از متن ملت بجوشد، دنبالش دیگر این مسائل کم است، هست، اما کم است و لهذا دیدید که دنبال این انقلاب، تمام راه ها و همه جاها هم باز بود، هیچ - یک - جائی را جلویش نگرفتند، تمام روزنامه ها و احزاب آزاد شد، آزاد آزاد و کشتار نسبت به مردم هیچ نبود در کار، آنطوری که آنجا بساط درست می کردند نبود، بله آنهائی که کشتار کرده بودند گرفتند بعضی شان را محاکمه کردند و بعد از محاکمه به جزای خودشان رساندند، اما اینطور نبود که همین طور درو کنند مردم را، یک میلیون جمعیت را بکشند، این حرف ها نبود در کار و اینطور مسائل در عین حالی که در ایران نبوده است و باید گفت ایران آرامترین انقلاباتی که در دنیا واقع شده. انقلابات دیگر با یک سال و دو سال و سه سال اینها درست نمی شود، جنگ باید بشود، اینقدر خونریزی، چه، چه، یک سال، دو سال جنگ بشود تا بعد یک قدرتی بر قدرت دیگر پیروز بشود. اینجا آنجائی بود که انقلاب بود، واقعاً انقلاب بود. مرحوم قرنی به من گفت که سه ساعت و نیم، سه ساعت و نیم غلبه کرد ملت بر رژیم. یعنی آنوقتی که آنها کودتا می خواستند بکنند در تهران ما بودیم و آنها بنا داشتند کودتا بکنند و جلویش گفتند روز هم باید بیرون نیائید، حکومت نظامی را روز قرار دادند. آن حکومت نظامی روز را خدا خواست که شکسته شد. آنها به من بعد گفتند که اینها بنا داشتند که کودتا بکنند و خیابان ها را وقتی که مردم نیستند، خیابان ها را همه را بگیرند و شبش کودتا بکنند، مردم که ریختند در خیابان ها اینها این طرحی که داشتند خنثی شد و ایشان می گفت که آنکه جنگ بین ملت و دولت واقع شد و رژیم واقع شد سه ساعت ونیم بود، در صورتی که جاهای دیگر الان شما می بینید که افغانستان چند سال است که همه مسائل هست و حالا هم معلوم نیست کی ختم بشود برای اینکه آنجا یک کودتائی است. کودتا یک نفر آدم بخواهد انجام بدهد، یک قدرتی می خواهد یک ملتی را از بین ببرد، اما یک ملت خودش آمده است و خودش آمده و حریفش را بیرون کرده، دیگر خود ملت

صحیفه نور جلد 11 صفحه 219

ما با خود ملت که کاری ندارد.
 

ملت متوجه توطئه ها و کارشکنی های دشمنان باشد

حالا هم اشخاصی در بین این ملت هست که الهام از خارج می گیرند البته اقلیت هم هستند، لکن اشخاصی هستند که با هر زبانی با مردم می توانند صحبت بکنند و شیطنت بکنند. باید ملت ما توجه به این توطئه داشته باشد که توطئه ای که محتمل این است که ما را به هم بریزند، حتی در جهاد سازندگی بروند یک کارهائی بکنند که آنجا هم یک اختلافی بشود، نگذارند کار عمل بشود، در دبیرستان بروند در چیز بروند دانشگاه بروند، هر جا بروند و ما را به هم بریزند، دائماً شلوغی و دائماً اعتصاب و دائماً راهپیمائی و دائماً کارشکنی برای دولت و ملت، تا منعکس بکنند در خارج که اینها نمی توانند خودشان را اداره بکنند، باید یک کسی برود اداره کند اینها را. ملت باید توجه داشته باشد به این توطئه و از اختلافات دست بردارند. آخر برای چی ما با هم اختلاف داشته باشیم، سر چی اختلاف داشته باشیم، برای چی به جان هم بریزیم، چرا ما خودمان، خودمان را از بین ببریم. باید ملت متوجه باشد که چیزهائی که اسباب اختلاف هست اصلاً ایجاد نکنیم، اشخاصی که می خواهند ایجاد اختلاف بکنند موعظه شان کنند، نصیحت شان کنند، اگر گوش نکردند آنها را طردشان بکنند، نگذارند اختلاف حاصل بشود، نگذارند جوری وانمود بشود که این ملت ملتی نیست که قابل این باشد که آزاد باشد، حالا که آزاد شده ببینید به جان هم ریختند، قابل آزادی نیست - چیزی که - ملتی که قابل آزادی نیست، باید یکی بیاید، یک رضاخانی را پیدا کنند (و اینها دارند، از این چیزها دارند) یک رضاخانی را پیدا بکنند. امروز به اسم اینکه این آدم ملی هست، به اسم اینکه یک آدم از این چیزها، از این عنصرها، اینها دارند که بیست سال، سی سال این را با یک صورت ملیت و با یک صورت دلسوزی نگه دارند، آن روزی که می خواهند کار را انجام بدهند، به صورت ملیت، به صورت چه انجام بدهند و توجه به این معنا را باید داشته باشند ملت ما. امروز که روز حساسی است برای اینکه ما می خواهیم رئیس جمهور تعیین بشود، امروز می بینید که با این حساسیت باز مشغول شدند به توطئه ها و مشغول شدند به خرابکاری ها، در قم دیدید، در آذربایجان هم هست، در جاهای دیگر هم هست. فردا که شما می خواهید انشاءالله وکلای خودتان را تعیین بکنید، بدانید که اغتشاشات بیشتر ایجاد می کنند، بساط بیشتر در می آوردند. باید توجه داشته باشد ملت به اینکه مبادا منعکس بشود، کاری بکنیم که منعکس بشود اینها با هم نمی توانند بسازند، اینها به جان هم ریختند و باید یکی برود.... کارها بگیرد، تربیتشان بکند. این به این است که از کارهائی که، از حرف هائی، از نوشته هائی ....، از نطق هائی، از شعارهائی که اسباب اختلاف می شود، از اینها پرهیز بکنند. نباید امروز شعار بدهند بر ضد این، بر ضد او، بر اینطور چیزها، این شعارها صحیح نیست، نباید بکنند، باید کاری بکنند که مستقر بشود. این حکومت، بر قرار بشود و ما این دو قدم هم که اسکلت یک حکومتی است، این دو قدم هم برداریم، قدم تعیین رئیس جمهور انشاءالله و قدم دوم وکلا. و باید ملت متوجه باشد که من چون بنای دخالت ندارم،

صحیفه نور جلد 11 صفحه 220

متوجه باشند خودشان که اشخاصی که صحیح اند، اشخاصی که متدینند، اشخاصی که ملی هستند، اشخاصی که چپ و راستی نیستند، از افراد، اینها را تعیین بکنند در رئیس جمهور همانطوری و در وکلاشان هم همین طور و مهم الان این است که از این اختلافات و از این شعارها و از این - عرض می کنم که - چیزهائی که موجب اختلاف می شود دست بردارند، مشغول بشوند به اینکه همین طور بسازند ایران را و ایران امروز محتاج به کار است، کارخانه ها احتیاج به کار دارند، محتاج به سازندگی است.
 

هر قدمی که برای کشور اسلامی برمی دارید پیش خدا محفوظ است

خداوند انشاءالله شماها را حفظ کند، شما جوان ها را حفظ کند که همچو همت والائی دارید که می روید در جهاد سازندگی و زحمت می دهید به خودتان، لکن برای خداست این. شما هر قدمی که الان بردارید برای کشور اسلامی پیش خدا محفوظ است، خیال نکنید که این قوه های شما هدر می رود. قوای انسانی وقتی هدر می رود که برای خدا نباشد وقتی که قوا برای خدا کار بکند هدر نمی رود، پیش خداست و این سازندگی شما انشاءالله خودتان ساخته می شوید به آنطوری که خدای تبارک و تعالی امر فرموده است و انبیا را برای او فرستاده که هم این جهاد، جهاد نفسی باشد و هم سازندگی برای ملت. خداوند همه شما را موفق و موید بدارد و من دعاگوی همه تان، خدمتگزار همه هستم. سلامت باشید انشاءالله.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:33 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع راهپیمایان کفن پوش الیگودرز

تاریخ: 1358/10/17

 

آمریکا از اسلام سیلی خورده است

بسم الله الرحمن الرحیم
من امروز شنیدم که آقایان از الیگودرز پیاده تشریف آوردند و اظهار کردند که ما حاضریم که - اینها - برای حفاظت تو پاسداری کنیم. من متشکرم از عواطف آقایان، و از زحمات شما تقدیر می کنم لکن راضی نیستم که آقایان اینجا تشریف داشته باشند. تشریف ببرند و انشاءالله مشغول کارشان بشوند. آمریکا نه دخالت نظامی می کند در ایران و نه حصر اقتصادی می تواند بکند، توطئه امریکا این است که در داخل کشور ما کاری بکند که ما نتوانیم این راهی را که گرفته ایم برویم، توطئه داخلی و به دست اشخاصی که در داخل کشور هستند و از کارکنان آنها هستند. نقشه این است که ایران را جوری نمایش به خارجی ها بدهند که نه دولت می تواند اداره کند آنجا را و نه ملت قابل این است که آزاد باشد. در هر جا غائله بپا می کنند این شیاطین و در همه کشور چه در دانشگاه و چه در شهرستان ها و چه در دادسراها، چه در مراکز قدرت، مراکز انتظامی، همه جا با یک توطئه می خواهند آشوب بپا کنند و نگذارند استقرار پیدا کند حکومت. الان که وقت این است ملت با هم مجتمع باشد و این دو مرحله دیگری که اساس حکومت اسلامی است به طور شایسته انجام بدهد، یکی قضیه تعیین رئیس جمهور و یکی هم قضیه مجلس شورای ملی، باز توطئه ها اوج گرفته است، توطئه ها برای اینکه نگذارند رئیس جمهور تعیین بشود و بعد هم توطئه برای اینکه نگذارند مجلس شورای ملی بر قرار بشود، برای اینکه با بر قرار شدن این دو مرحله هم اسکلت حکومت اسلامی تحقق پیدا می کند و اینها از حکومت اسلامی می ترسند. امریکا ضربه از اسلام خورده است و از اسلام می ترسد، ضربه از این جوان هائی که برای اسلام قیام کردند و جان دادند و فداکاری کردند و از اسلام این ضربه می ترسد از این جهت، تفرقه افکنی دارد می کند که نگذارد اجتماعی که با وحدت کلمه، مقاصد خودشان را تا اینجا پیش بردند، بین راه آنها را فلج کند. نقشه این است. صحبت از دخالت نظامی و حصر اقتصادی صحبت است و بعید نیست برای این باشد که اذهان را منصرف کند از آنی که اساس است. شماها باید توجه داشته باشید و این توطئه شیطانی که از همه توطئه ها بالاتر است و او این است که می خواهند ما را به جان هم بریزند و در داخل نگذارند یک استقراری پیدا بکند این نظام اسلامی.
شما جوان ها که زحمت کشیدید و از راه های دور، در این سرما و در آن سرماهائی که در محل

صحیفه نور جلد 11 صفحه 222

خودتان هست آمدید و از اطراف آمدید، از همه جا اینجا آمدید، من تشکر می کنم و شما را هشیار می کنم به اینکه از تفرقه به هر صورتی که هست پرهیز کنید، هر چیزی که موجب تفرقه می شود از او پرهیز کنید، هر شعاری که موجب تفرقه می شود از او پرهیز کنید، هر تحصنی که موجب تفرقه می شود از او پرهیز کنید، هر راهپیمائی که موجب تفرقه می شود از او پرهیز کنید. شما امروز احتیاج دارید به وحدت کلمه، امروز بیشتر از دیروز احتیاج دارید به فردا بیشتر از امروز. این وحدت کلمه خودتان را حفظ کنید، از خدای تبارک و تعالی تبعیت کنید که فرموده است: واعتصموا بحبل الله جمیعاً ولا تفرقواً همه به ریسمان بزرگ الله که اسلام است بپیوندید و تفرقه نکنید. تفرقه موجب این می شود که نتوانید مملکت خودتان را به رشدی که باید برسد برسانید، نتوانید حکومت اسلامی را به طوری که شایسته است در دنیا، در کشور خودتان متحقق کنید و آنها در صدد همین معنا هستند. آنهائی که نمی خواهند اسلام تحقق پیدا بکند، آنهائی که می خواهند جمهوری اسلامی در ایران تحقق پیدا کند. کشورهائی که از اسلام می ترسند، از جمهوری اسلامی می ترسند، از صدور این جمهوری اسلامی از این کشور به کشورهای دیگر می ترسند، آنها در صددند که شما را در بین راه متوقف کنند و نگذارند پیش بروید. شما به هوشیاری، بیداری از تفرقه بکلی پرهیز کنید.
 

برای نیل به خودکفائی تلاش کنید

و امر دیگر اینکه مملکت شما احتیاج به کار دارد، مملکت خرابی است که محتاج به این است که ساخته بشود و ساختن مملکت به دست شماهاست. هر کس در هر جا هست اشتغال به کار پیدا کند و کار را خوب انجام بدهد. نباید ما در ارزاقمان محتاج به خارج باشیم. مملکت وسیعی که برای صد و پنجاه میلیون جمعیت کافی است (به حسب آنطوری که گفته می شود) الان سی و پنج میلیون نفر زندگی می کند و مملکت بیشتر از این گنجایش دارد، زمین های وسیع دارید، آب دارید، برکات آسمانی دارید، قدرت دارید، قوه دارید، جوان هستید، جوان دارید، عیب است از یک مملکت اسلامی که محتاج باشد در ارزاقش، آن هم به دشمن های خودش. امریکا که دشمن ماست ما اگر محتاج به او باشیم برای ما سرشکستگی است. کاری بکنید که خودکفا بشوید و خودتان را از این زمین خدا و از این آب خدا ارزاق خودتان را بیرون بیاورید و امید است انشاءالله که صادرات داشته باشید شما.
خداوند انشاءالله شما را حفظ کند و من باز از زحمات شما تشکر می کنم و دعا می کنیم برای شما و خدمتگزار شما هستم.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:33 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع خواهران فرهنگی استان گیلان

تاریخ: 1358/10/15

 

عقب ماندگی فرهنگی و اقتصادی میراث شوم رژیم پهلوی

بسم الله الرحمن الرحیم
من این مسائل و مشکلاتی که شما گفتید، می دانم و اینطور نیست که اختصاص به طرف شما داشته. همه جا مشکلات دارد و بعد از هر انقلابی این مشکلات هست. یک کشوری که لااقل در این پنجاه و چند سال که ما شاهد بودیم آنطور به هم ریخته و خراب و آشفته و همه چیزش عقب مانده و اقتصادش ورشکسته تقریباً و همه چیزش را عقب رانده و فرهنگش یک فرهنگ فاسد استعماری، یک همچو کشوری الان به دست شما افتاده است و به دست ملت. کشوری که پنجاه و چند سال لااقل در طول تاریخ از همه اطراف کوشش کردند که عقب مانده باشد و آشفته، شما امید این را هم نداشته باشید که به مجرد اینکه آن سد بزرگ شیطانی شکسته شد ما به بهشت موعود برسیم. ما به یک خرابه رسیده ایم، یک خرابه ای که فرهنگش سال های طولانی لازم دارد تا عوض بشود. مغزها که در آن رژیم تربیت شده است به تربیت خاصی، طول یک نسل می خواهد تا اینکه تغییر بکند. همه چیز باید تغییر بکند. فرهنگ هم از امور مهمی است که در راس امور تقریباً واقع شده است. اینطور نیست که مطالب معلوم نباشد واینطور نیست که در استان گیلان تنها مشکلات باشد. هر جا شما بروید همین مسائل هست منتها کم و زیاد دارد و از مشکلات خودتان که مشاهده می کنید، اطلاع بیشتر دارید، از مشکلات دیگر کمتر و هر گروهی که می آیند همان مشکلات منطقه خودشان که مشاهدشان هست ذکر می کنند و گمان می کنند که جاهای دیگر اینطور نیست. این تبلیغاتی که در طول مدت سلطنت اینها و خصوصاً دومی انجام گرفته است باور برای مردم آورده است که یک مملکتی که در آستانه تمدن بزرگ است دست ماست، منتها هر جمعیتی در منطقه خودشان دیدند اینطور نیست لابد خیال کردند منطقه های دیگر اینطور شده و بعد نوبت می رسد. علیهذا هر جا می آیند مشکلاتشان را می گویند، آن چیزهائی که در زندگی ابتدائی لازم دارند. حالا شما در گیلان دیگر مبتلای اینکه آب باید بروید از یک فرسخ بیاورید و مبتلای به همین که در اطراف خود تهران، در حاشیه تهران هست که این زن ها (آنطوری که من در نجف که بودم این را برای من نوشته بودند که شاید بیشتر از سی تا محل است در این حاشیه تهران یعنی از تهران است، از حاشیه هست، بعضی شان هم در خود متن است که اینها مبتلای به این هستند که اینهائی که حاشیه هستند نه آب دارند، نه اسفالت دارند، نه فرهنگ دارند، هیچ چیز ندارند) این

صحیفه نور جلد 11 صفحه 209

زن های بیچاره باید بروند از پله های زیاد، بیشتر از پنجاه تا بروند بالا کوزه هایشان را آب کنند از این پله ها باز گردند بیایند برای این بچه هائی که توی آن زاغه نشسته اند. این ابتلائات همه جا هست. در بعضی از نقاط ایران طوری است که آب انبار باید داشته باشند که این آب باران جمع بشود در آن و برای تابستان شان آب باران داشته باشند، حتی یک همچو آب انباری ندارند. نجف که بودم، بعضی اهل خیر می آمدند و اظهار می کردند که اینها لازم دارند و ما هم کمکی، با اجازه کمک می کردیم و این کارها را می کردند. شما گمان نکنید که شما فقط مبتلای به این نقیصه ها هستید. یک نقیصه عمومی است برای همه کشور و این نقیصه باید رفع بشود و این نقیصه با همت همه ملت باید رفع بشود، یعنی اگر یک نقیصه در یک جا بود، خوب، دولت قدرت داشت که آن یک جا را زود درست بکند اما در سرتاسر کشور حتی در مرکز، وقتی این نقیصه در سرتاسر کشورهست یک مملکت وسیع سی و چند میلیونی و فاقد تقریباً همه چیز، باید این رفع بشود و این باید به دست ملت رفع شود. همانطوری که پیروزی ملت تحصیل شد، شما همه، مردها، بچه ها، بزرگ ها، کوچک ها، شهری ها، دهاتی ها، همه با هم مجتمع بشوند و پیروزی را تحصیل کردند، لکن بعد از اینکه پیروزی را تحصیل کردند دیدند همه تبلیغات سابق حرف بوده است، هیچ ما نداریم، تمدن بزرگ تمامش صحبت بوده است برای اینکه دلگرم کنند مردم را و اغفال کنند مردم را و همه چیزش را ببرند و این کار را هم کردند و بردند و خوردند و حالا هم که این پیروزی اولی که این قدم اول برداشته شده و اینهمه آشفتگی ها هست باز مجال نمی دهند.
 

کارشکنی قدم به قدم توطئه گران در ممانعت از تحقق جمهوری اسلامی

این ریشه های فاسدی که در مملکت هست و این توطئه هائی که در همه هست مجال نمی دهد که یک فکر اساسی بشود و آن فکرهای اساسی که دارد می شود پیاده بشود. خوب شما دیروز که آمدید قم مشاهد قم بودید که قم مرکز علم است و مرکز اسلام است، یک وقت می بینید که یک همچو توطئه ای هست که این توطئه مربوط به قم تنها نبوده است، در همان حالی که قم یک همچو مسائلی بوده، تبریز هم در همان حال بوده است و از یک دست بوده، یعنی توطئه بوده و توطئه هم اختصاص به اینجا ندارد، با خارج هم روابط هست. الان ما گرفتار این هستیم که این کشور را از دست دیگران که بیرون کردیم، بتوانیم حفظش کنیم. همه قوه ها باید دنبال این معنا باشد، همه افکار دنبال این معنا باشد که این توطئه هائی که هست اینها خنثی بشود و یک استقراری برای کشور حاصل بشود. شما دیدید که در هر قدمی که این کشور می خواست برای یک پیشرفت (پیشرفت راجع به اصل تاسیس حکومت که در درجه اول است) هر قدمی که می خواست بردارد، مخالفت ها شروع شد و توطئه ها و کارشکنی ها در همه جا. الان هم این آشفتگی تازه ای که در قم و در تبریز تحقق پیدا کرد برای این است که آن قدمی که می خواهند باز ملت بردارند که تعیین رئیس جمهور است، این را نگذارند. یک نقشه حساب شده است که قدم به قدم هر چه می خواهند یک کاری را انجام بدهند، در آن قدم کارشکنی می کنند و الحمدلله

صحیفه نور جلد 11 صفحه 210

شکست می خورند، لکن در قدم بعد هم دست بردار نیستند باز همان مسائل پیش می آید. حالا که رئیس جمهور می خواهد تعیین بشود و مردم می خواهند با فکر آزاد، با رأی آزاد یک کسی را تعیین کنند، باز این توطئه ها پیش آمده است، چنانچه قبلاً که قانون اساسی را می خواستند طرح ریزی کنند، آن مسائل پیش آمد. آنوقت که مجلس خبرگان تأسیس شد باز کارشکنی کردند، دیدند که تصویب شد قانون اساسی، باز کارشکنی می کنند و باز تعقیب می کنند و همین ها هستند که روابط با خارج، با دیگران دارند و قدم به قدم با جمهوری اسلامی مخالفت می کنند و حالا این مخالفتی که، آشفتگی که تازه دیدید، این روی زمزمه ریاست جمهور است و در این هم شکست می خورند، لکن اینها دست بر نمی دارند. بعد از مجلس شورا که می خواهند مردم وکیلشان را معین کنند منتظر مصیبت های زیادتر باشید، آنجا دیگر آشفتگی بیشتر خواهد شد، لکن باید با قدرت، هیچ مایوس نباشید، هیچ این آشفتگی ها شما را مأیوس نکند. آن روزی که ما باید، به آن مسائل اساسی می رسیم و بعد انشاءالله این مسائل دوم را شروع می کنیم.
 

با اراده مصمم و با تمام قوا در استقرار اصول حکومت اسلامی جدیت کنید

اگر ما بخواهیم حالا قوا را صرف بکنیم، همه قوا را صرف بکنیم برای این سازندگی ها، برای فرهنگ که در رأس است و برای همه چیز، این مسائل اساسی آسیب ممکن است به آنها برسد. الان وقتی است که همه افکار، همه فعالیت ها، همه اراده ها مصمم باشد و فعالیت ها شروع بشود برای اینکه این سنگر هم ما پیش ببریم و یک رئیس جمهور به آنطوری که قانون اساسی تعیین کرده است و شرائطش را ذکر کرده است، خوب آنطور تعیین کنیم و بعدش هم آنوقتی که مقتضی بشود، مجلس شورای ملی تاسیس بشود که ارکان حکومت مستقر باشد. حالا یک حکومت لغزان داریم، یک حکومت که باز استقرار ندارد، برای اینکه قانون اساسی مان مورد تأیید ملت شد، لکن باز رئیس جمهور و مجلس شورا لازم داریم. الان اگر بخواهید افکار را متوجه بکنید به این مسائلی که دست دوم است و از آن مسائل غفلت بکنید، خوب، احتمال این است که یک رئیس جمهور، یک وقتی آنها که در صددند و اشخاصی منحرف که درصددند که یک منحرفی را مثلاً فرض کنید تعیین کنند و جا بزنند، یک منحرفی که شاید در طول مدت حیاتش هم خودش را ملی جازده، چنانچه دیدید مثل بختیار که در جبهه ملی و نمی دانم از طرفدارهای دکتر مصدق و اینها ده بیست سال اینجا حفظش کردند و ملی، بعد هم دیدید چه جنایتکاری از کار درآمد و الان هم مشغول هست. یک آدمی که به آمریکا چیز می کند که دخالت نظامی مثلاً بکن (شاید گفته است) و قضیه اقتصادی را روی قاعده گفته است که نه، باید ایران را در چیز اقتصادی قرار بدهی آدمی که می گوید ملی، خودش را ملی حساب می کند آنوقت تایید می کند که امریکا این کار را بکند. اینها دارند، یک همچو اشخاصی ذخیره دارند، یک اشخاصی خودشان را اگر ما غفلت بکنیم جا بزنند و یک مقامی را بگیرند، یا در مجلس شورا اشخاصی وارد بشوند که آن اهمیتش خیلی بیشتر است و اصل اساسی رااز بین ببرند. حالا باید همه شماها، همه خواهرها،

صحیفه نور جلد 11 صفحه 211

همه برادرها، همه قوا باید مجتمع بشوندبرای اینکه این دو مرحله را بگذرانیم مرحله تعیین رئیس جمهور و بعد هم انشاءالله مجلس شورای ملی که یک حکومت مستقری، اسکلت حکومت تحقق پیدا بکند و بعد برویم سراغ اینکه محتوای این چه باید باشد. محتوا الان یک محتوای غربی تقریباً باید گفت هست، نه غربی غربزدگی، یک غربی وارداتی که این اجناس که خودشان نمی خواهند صادر می کنند، فرهنگی که خودشان نمی خواهند و نمی پذیرند برای ما صادر می کنند، یک همچو چیزهائی است الان در کار. لکن ما باید حکومت مان را اساسش را درست کنیم بعد برویم سراغ محتوا در درجه دوم، نه اینکه حالا نباید اصلاً در این کارها دخالت بکنیم، لکن نباید از آن اصل و آن اساس غافل باشیم. گاهی وقت ها است که برای خاطر توجه به فروع، آدم از اصل عقب می ماند. باید کاری بکنیم که از آن اصل عقب نمانیم، اصل قضیه که عبارت از استقرار یک حکومت مستقر تامی است اسلامی و صحیح این تحقق پیدا بکند، آنوقت بعد از اینکه اصل تحقق پیدا کرد برویم سراغ فروعش. همانطوری که در اسلام هم از اول که اسلام را آوردند و یا انبیاء دیگر، ادیان خودشان را آوردند، اول دنبال این بودند که مشرک ها را متوجه بکنند به اصول، اصول را اول پیشنهاد می کردند بعد که اصول را پا بر جا می کردند می رفتند سراغ فروعش، آن چیزهائی که شاخه های او هست. الان هم ما مبتلای به این مسأله هستیم که راجع به اصل دارند کارشکنی می کنند. همین توطئه دیروز قم (که دنباله هم دارد) همین توطئه به نظر می رسد که برای این است که این قضیه اصلاً پیش نرود و بعد هم منتظر این هستیم که توطئه های زیادتر در قضیه شورای ملی، مجلس شورای ملی باشد. اینکه عرض می کنم، نه اینکه می گویم نباید حالا فرهنگ هیچ دست به آن زد، الان هم باید جدیت کرد و مشغول هم هستند، مشغول طرح ریزی و مشغول این مسائل هستند، نه اینکه خیال کنید نیستند، لکن خوب این مجال می خواهد، لکن اینکه من عرض می کنم این است که تمام فکرتان را متوجه.....

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:33 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع اعضای انجمن اسلامی کارکنان وزرات صنایع و معادن

تاریخ: 1358/10/15

 

وابستگی اقتصادی موجب وابستگی سیاسی و نظامی است

بسم الله الرحمن الرحیم
ایران امروز محتاج به کار است حتی من این اجتماعاتی که در اینجا و در بیرون منزل می شود خیلی صحیح نمی دانم برای اینکه نباید اینها از کار دست بردارند و همه اش باب تظاهر باشد، تظاهر البته در پیشرفت امور مملکت یک تقویت روحی می کند لکن دائمی نباید باشد، باید کار بکنند مردم، کشاورز مشغول کشاورزی باشد، آنهائی که کارخانه دارند مشغول تولید باشند، صنایع کوچک و بزرگ مشغول کار باشند، افراد خودشان را موظف بدانند که امروز مملکت احتیاج دارد، یک مملکتی که الان اقتصادش شکست خورده است محتاج است، نگذارند که این احتیاج باقی باشد که ما در هر چیزمان که آن رژیم ما را مبتلا کرد به وابستگی این ادامه پیدا بکند. البته یک وابستگی است که رژیم سابق ایجاد کرد در ایران، به اسم اصلاحات ارضی، زراعت را اوضاعش را به هم زد و با وابستگی در زراعت و در این چیزها که ارزاق عمومی است، دامداری را در اینجا ضایع کردند، از بین بردند، ما محتاج به این هستیم که گوشت از خارج بیاوریم و هکذا.
اگر ما یک وابستگی اقتصادی داشته باشیم این موجب این می شود که وابستگی سیاسی هم پیدا بکنیم و وابستگی نظامی هم حتی پیدا بکنیم مملکت مان باز برگردد به آن حالی که سابق بود، ما حالا می خواهیم مملکت مال خودمان باشد و حالا مملکت مال خود مردم است، در حالی که مملکت مال خودمان هست، یک عده ای افتاده اند توی مردم تحریک می کنند تحریکات زیاد می کنند، کشاورزی را به حال اینکه نگذارند تحقق پیدا بکند، در آوردند، به حال تعطیل دارند در می آورند، کارخانه ها را همین طور، نمی گذارند که آرام باشد این مملکت، تا اینکه صنایعش راه بیفتد، کارخانه هایش راه بیفتد، زراعتش راه بیفتد و صنعتش ترقی بکند.
 

تحریکات عناصر خرابکار و مزدور به منظور ایجاد اعتصاب و هرج و مرج در مملکت عمده این است که عده ای که نمی خواهند این مملکت

استقرار پیدا بکند و نمی خواهند که جمهوری اسلامی انسانی در ایران پیدا بکند و نمی خواهند که جمهوری اسلامی انسانی در ایران پیدا بشود، اینها درصددند که در هر جا بروند یک خرابکاری

صحیفه نور جلد 11 صفحه 205

بکنند. هر جا انسان نظر می کند یک دسته دیگر را، جوان ها هم زود باور، به مجرد اینکه یک نفر آدم می آید یک چیزی می گوید قبول می کنند از او و نتیجه اش اینکه اعتصاب می کند، از کار کنار می رود، این اعتصاب پشت سر هم ضربه می زند به این مملکت، به این اقتصاد ضربه می زند، به اقتصاد ما - ضربه می زند به اقتصاد ما ضربه می زند به حیثیت مملکت ما، اینها نمی فهمند این را که اعتصاب در هر جا، هر کس در هر جا، ارتش روی اعتصاب هست، در کارخانه ها می روی اعتصاب هست، مدرسه اعتصاب می کنند، دانشجوها اعتصاب می کنند، همه، هر قشری، حالا دیگر این معنی رسم شده است که هر قشری اعتصاب کند، اینها نمی فهمند این معنا را؟ این اعتصاب ها حیثیت یک مملکتی را از بین می برد و به خارج می فهماند این معنا را و آنها که باید دامن به آن بزنند دامن می زنند، ابر قدرت ها دامن می زنند به این معنا که بگویند که یک مملکت متزلزلی است، محتاج به این است که اداره بشود، یک نفر بیاورند اداره اش کند، نمی فهمند اینها؟ توجه به این ندارند که اینهائی که می آیند براشان نطق می کنند و وادارشان می کنند به اعتصاب و یک دسته هم دنبالش می افتند داد و فریاد، این مملکت را نمایش می دهند که یک مملکتی است که آرامش ندارد، متزلزل است، حکومتی مرکزی نیست در کار.
 

این چه دستی است که جوان ها را وادار می کنند تا به علماء اسلام بدگوئی کنند؟

این چه دستی است در کار؟ این چه دستی است که در بین مردم است که دارد از هر طرف می کوبد اسلام را؟ این چه دستی است که در بین مردم است که جوان ها را وادار می کند که به علماء اسلام بدگوئی می کنند، هر جا می رویم می بینیم یک دسته جوان بازیخورده، یک دسته ملا را عقب زده و عرض می کنم که چه می کند، ارتجاع، آنها را می داند، از این الفاظ نامعلوم که پیش آمده، اینها نفهمیدند که چه دستی در کار است که دارند بین خود شماها در هر شهری، بین خود افراد شهر دارند به هم می زنند، نمی فهمند که این انعکاسش در خارج از ایران چیست، نمی دانند که بعد از اینکه منعکس شد که ایران نمی تواند خودش را اداره کند، یک قلدری را می آورند کودتا می کند، پدر همه تان را در می آورد، نمی فهمند این را، چرا باید اینطور؟ چرا جوان های ما اینقدر خوابند؟ چرا ضعیف الادراکند اینها؟ چرا عمق مسائل را درک نمی کنند؟
یک نفر آدم با اسم اسلام و با اسم قرآن و با اسم چه، بدون اینکه اطلاعی از اسلام داشته باشد، بدون اینکه اطلاعی از قرآن داشته باشد می رود مردم را وادار می کند به اعتصابات و فحاشی به علماء، فحاشی به مراجع، فحاشی به همه. آخر نمی دانند اینها که این اسباب این است که در خارج گفته بشود مملکتی است ثبات ندارد باید ثبات به مملکت داد، نمی دانند، دشمن ها احاطه کردند الان به این مملکت و چون آن منافعی که می خواهند از مملکت ببرند نمی برند احاطه کردند که نگذارند این مملکت آرامش پیدا کند، دنبالش یک کودتا بکنند، یک بساط درست کنند، چرا جوان های ما اینقدر خوابند؟ چرا گوش به حرف افرادی می دهند که اطلاعات از اسلام ندارند به اسم اسلام دارند اسلام را می کوبند.

صحیفه نور جلد 11 صفحه 206


باید یک قدری بیدار بشوند، یک قدری توجه بکنند به مسائل، حالا وقت اعتصاب است؟ یک مملکتی که از آن طرف گرفتار، از آن طرف گرفتار، تمام مجاورین با ما مخالف، حالا وقت این است که هر جوانی، هر دسته برسند یک جا اعتصاب کنند؟
امروز اعتصاب حرام است شرعاً. اینهائی که اعتصاب می کنند خائن به اسلامند، دست بردارند از این الواطی ها، دست بردارند از این بساط، بازی نخورند اینقدر از این مردمی که می خواهند استفاده از شما ببرند - یک نفر آدم - از شما استفاده می خواهند، از این اشخاص جوان که پاکدل هستند، اشخاص صیادی هستند که می خواهند استفاده از شما ببرند با اینکه اعتصاب کنید، با اینکه هیاهو کنید، با اینکه جلو چه بکنید، اینها می خواهند استفاده ببرند از شما، اینها می خواهند از شما استفاده کنند، شما هم غافل از مسائل هستید، اعتصاب می کنید، دعوی می کنید، جاروجنجال کنید، نطق می کنید، فحش می دهید، یک مملکت بی ثبات معرفی می کنید، مملکت بی ثبات قیم لازم دارد، قیمش یا باید آن طرفی ها باشد، یا باید آن طرفی ها باشد و شما را ببرند بیرون کنند از اینجا، نمی فهمند اینها را. این چه مصیبتی است که در این مملکت پیش آمده، این چه برنامه است که برای شما ریختند از طرفین، از همه طرف برنامه ریختند، مدام شلوغ می کنند، هر جا یک اعتصاب، هر جا یک جنبش، هر جا یک فساد، هر روز یک اجتماع، یک نطق و چه و چه و چه، فحاشی به این و آن، بدگوئی به علماء بدگوئی به کسان دیگر، این چه معنائی است که ما گرفتارش هستیم در این مملکت، چرا باید اوضاع یک مملکت اینطور باشد؟ چرا باید خود اهل مملکت به جان هم افتاده باشند؟
 

به خلاف موازین اسلام مال مردم را مصادره می کنید

امروزی که همه باید با هم باشید، همه باید دست به دست هم بدهید، همه باید با اجتماع، همه باید با تعهد به احکام اسلام باشید، برخلاف موازین اسلام فحاشی می کنید، برخلاف موازین اسلام مال مردم را مصادره می کنید، برخلاف موازین اسلام می ریزید توی صحراها کشت مردم را چه می کنید، باغات را عرض می کنم که می برید. همه اش خلاف موازین اسلام هست، شما را وادار می کنند، جوان ها را وادار می کنند به این امر، یک دستی پشت پرده است که شماها را حرکت می دهد به اینطور حرکت ها و اثبات کند که ایران قابل نیست که خودش مستقل باشد. هرج و مرج باشد، هرج و مرج ایجادباشد، الان یک هرج و مرجی است در سرتاسر ایران، انسان می بیند هرج و مرج است، خوب چرا باید اینطور باشد، چرا باید بیدار نشوید، چرا جوان های ما سر عقل نیایند؟ امروزی که ما با یک مملکت، مملکتی با یک قدرت بزرگی مواجه هستیم، باید در هر شهر بریزید شماها به جان هم به اسم ارتجاع علماتان را بکوبید؟! به اسم نمی دانم چه باغات مردم را تصرف کنید؟! خانه های مردم را بروید بگیرید؟! زن و بچه مردم را از خانه هاشان بیرون کنید؟! آخر این چه وضعی است که شماها دارید؟ چرا باید شماها به احکام اسلام متعهد نباشید، این اسلام بود که شماها را تا اینجا رساند، این اسلام بود که محمدرضا را از خانه های شما بیرون کرد، از مملکت شما بیرون کرد، حالا برخلاف

صحیفه نور جلد 11 صفحه 207

موازین اسلام پشت به اسلام دارید می کنید و خدا می داند که اگر پشت به اسلام کنید، همچو سیلی به شما می زند که تا ابد بیدار نشوید. یک قدری به خود بیائید، برگردید به احکام اسلام. ما انقلاب کردیم هر چه دلمان بخواهد بکنیم؟! ما انقلاب کردیم گوش نمی دهیم، نه به دولت گوش می دهیم، نه به ملا گوش دهیم و نه به هیچ کس؟! چون انقلاب کردیم، انقلاب از - غیر اسلام به - اسلام به غیر اسلام؟! مگر شما از - اسلام به غیر اسلام انقلاب کردید که الان هر کاری می خواهید بکنید؟ شما از غیر اسلام به اسلام انقلاب کردید، رژیم اسلام پیش بیاورید، گردن بنهید به رژیم اسلامی.
 

در نظام توحیدی با توجه به خدا سلسله مراتب رعایت می شود

در ارتش بروید می بینید که شوراها درست کردند و یک ارتش توحیدی، ارتش توحیدی، آن هم توحیدی اصلاً نمی داند مرد که یعنی چه. یک کسی، یک کمونیست آمده بیخ گوشش این را گفته ترویج کرده، ارتش توحیدی یعنی دیگر یک ارتشی که هیچ نظام نداشته باشد، هیچ نظمی نداشته باشد، هیچ بالا و پائینی نداشته باشد، این معنایش این است که ارتش نمی خواهیم، مسأله نظام توحیدی معنایش این است که همه شان دنبال حکم خدا باشند، همه توجه به خدا داشته باشند، هر کس هر کاری بکند برای خدا بکند، این نظام توحیدی است، یعنی همه یکی است، جوش خوردند به هم. آن نظامی که این برای خودش می کشد، آن برای خودش می کشد و این به آن فحش می دهد، آن به آن بد می گوید، نظام توحیدی نیست، آن نظامی که پائین از بالا اطاعت نمی کند، بالا به پائین ظلم می کند این توحیدی نیست، این نظام شیطانی است، نه نظام الهی نظام الهی باید همه جهاتش محفوظ باشد، لکن همه متوجه به خدا، ارتشش پائین از بالا خدمت بکند، اطاعت بکند، بالا به پائین محبت بکند و ظلم نکند و همه برای خدا باشد، کشاورزش برای خدا باشد، دانشگاهش برای خدا مشغول کار باشد. این نظام توحیدی است. نه این نظام توحیدی این نیست که چنان هرج و مرج است، درجه دار اطاعت از افسر نکند و سرباز هم اطاعت از درجه دار و از افسر نکند و شهربانی هم هرج ومرج باشد، از رئیس شهربانی هم هیچ کس اطاعت نکند و ژاندارمری هم همین طور و از دولت هم هیچ اطاعت نکند. یک مملکت وحشی ای، الان اسم یک مملکت وحشی دارند می گذارند، آخر به داد این مملکت برسید ای جوان ها! ای متوجهین! ای اشخاصی که برای دیانت می خواهید کار بکنید و شما را منحرف می کنند به راه دیگر!
معذلک به شما توصیه می کنم که حفظ کنید وحدت خودتان را، و به شما مژده می دهم که معذلک پیروز هستید، این خرابکارها به جهنم می روند و شما جوان های عزیز راه تان راه خداست، برای خداست و پیروز خواهید شد انشاءالله، موفق باشید.
من از خواهرها، از برادرها تشکر می کنم و توصیه می کنم به اینکه هر کاری می کنید، خدا را در نظر بگیرید، هر کاری می کنید برای خدا باشد و توجه به مبدا خیر باشد و خدای تبارک پشتیبان شما خواهد بود انشاءالله.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:33 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع فرماندهان ارشد ارتش جمهودی اسلامی

تاریخ: 1358/10/16

 

لزوم عمل نمودن مسوولین به وظائف خود، جهت حفظ نهضت از آسیب

بسم الله الرحمن الرحیم
شما امروز از قوای انتظامی جمهوری اسلامی هستید، با دیروزتان فرق دارد، دیروز خواه ناخواه از رژیم طاغوت بودید و حالا از رژیم اسلام هستید و بین این دو تا همانطوری که به حسب واقع فرق دارد یکی رژیم شیطان است، یکی رژیم الله. آنهایی هم که منتسب به این دستگاه هستند با آنهائی که پیشتر بود فرق می کند، فرق این است که امروز باید همه گروه هائی که مربوطند به جمهوری اسلامی، چه دولت و دستگاه های اداری و چه ارتش و ژاندارمری و شهربانی و پاسدارها و اینها که قوای انتظامی هستند که اشخاصی هستند، گروه هائی هستند که بالاصاله مربوط به جمهوری اسلامی هستند، اینها باید اعمالشان هم، افعالشان هم، عقائدشان هم و اخلاقشان هم مناسب باشد با جمهوری اسلامی، آن اخلاقی که سابقاً مثلاً بعضی ها داشتند که مناسب بود با طاغوت، اگر خدای نخواسته از او در نفوس آثاری هست این آثار را باید مجاهده کنند تا زدوده بشود، یعنی الان شما آقایان مسؤولیت زیاد دارید و عملتان هم یک عمل شریف است، عمل شریفی است که اسکلت جمهوری اسلامی بسته بوجود شماهاست و مسوولیتتان زیاد است، برای اینکه اگر سابق یک کاری از شما خدای نخواسته انجام می گرفت می گفتند در رژیم طاغوتی باید اینجوری باشد، اما اگر حالا خدای نخواسته یک مسأله ای که بر خلاف رویه اسلام است انجام بگیرد گفته می شود که ارتش اسلامی هم همین است و شما می دانید که قلم ها و زبان های خائنی هستند و با آن چشم های خیانتکار مراقب هستند که یک چیز پیدا بکنند از یک گروهی، از گروه های اسلامی و این را زیادش کنند و کم کم برسند به اینکه خوب، این رژیم هم رژیم طاغوتی است مثل آن رژیم. همین امروز صبح من در یک مجله ای که مربوط به بختیار بود اینجا آورده بودند من دیدم که ایشان می گوید این رژیم هم رژیم طاغوتی است و مشغول چپاولگری و مشغول کذا هست و در یکی از نوشته ها بود که الان در ایران بعضی جاها حکومت نظامی است برای اینکه از این رژیم برگشتند و حالا دارند با فشار و زور و با چیز مردم را دارند رام می کنند. خوب، اینها چیزهایی است که در خارج ایران اینها منعکس می کنند. حالا که چیزی دستشان نیست اینطور می گویند، اگر یک وقت یک بهانه ای به دستشان بیاید، ما آنطوری که باید عمل کنیم عمل نکنیم، این بهانه اسباب این می شود که آن قلم هائی که می خواهند بشکنند این نهضت را و نمی توانند

صحیفه نور جلد 11 صفحه 215

ببینند که یک رژیم اسلامی در کار هست، آنها مشغول فعالیت می شوند و آلوده می کنند این نهضت را. ما باید این مکتب خودمان را حفظشان بکنیم، یعنی الان این مکتب اسلام دست ماها و شماست و این مکتب باید محفوظ باشد. ماها کاری نکنیم که به مکتبمان ایراد بگیرند، آنهائی که می خواهند ایراد بگیرند به مکتب ایراد می گیرند برای اینکه با مکتب بد هستند. یک مکتبی که می بینند این قابل دوام است، وقتی هرج و مرج بود و مکتبی تو کار نبود، این چیزی نبود، اما اینها که یک مسأله مکتبی دارند می بینند هست و قابل دوام، به مکتب ایراد می گیرند و ما موظفیم که این مکتب را حفظش کنیم که اگر حفظ نکنیم آسیب بر می دارد. باید کاری بکنیم که آسیب برندارد و آن کار این است که اگر چنانچه در هر جا هستیم به وظائفی که آنجا هست عمل بکنیم. اگر یک کشوری همه اشخاصی که در آنجا هستند وظیفه شناس بودند و به آن وظیفه و کاری که به او محول است، خوب انجام بدهد، آن کشور زود اصلاح می شود. اگر ارتش افرادش وظیفه شناس باشند، یعنی بدانند که این وظیفه این است، خصوصاً حالا که برای اسلام است، وظیفه اسلامی این است و اگر ژاندارمری هم همین طور و پاسدارها هم همین طور، پاسبان ها هم همین طور، این زود اصلاح می شود و اگر چنانچه خدای نخواسته از زیر باز وظیفه بخواهند در بروند، خیال کنند که حالا که آزاد شد هر کاری آدم دلش بخواهد بکند، هر کاری از دستش آمد و بخواهد بکند، روی وظایف عمل نکند، این منتهی به هرج و مرج می شود و آسیب می بیند.
 

تبلیغات اجانب جهت بد جلوه دادن انقلاب ایران در افکار عمومی دنیا

آنها الان در صددند که اثبات کنند به خارج که ایران استقرار ندارند، ایران هرج و مرج است، و می خواهند که یک وقت بخواهند یک دخالتی بکنند، افکار عمومی دنیا را مهیا کرده باشند برای آن کار، الان مشغول همین هم هستند و همه تبلیغاتشان برای همین معناست که منعکس بکنند که ایران الان به وضع هرج و مرجی دارد می گذرد، در هیچ جا یک نظمی نیست، در هیچ جا وظیفه شناسی نیست، هر که هر کاری دلش بخواهد بکند. این برای ما بسیار وظیفه آور است، برای ما بسیار سنگین تمام می شود که ما را جوری معرفی بکنند در دنیا که به آنها حق بدهند که با قوای انتظامی بیانید برای تربیت ما، کانه ما یک جمعیتی هستیم که تربیت نداریم، یک جمعیتی هستیم که هرج و مرج طلبیم، یک جمعیتی هستیم که نظمی تو کارمان نیست و لا علاج باید یک قیمی بیاید برای اینکه ما را تربیت کند، این دردناک است برای یک کشوری که نهضت اسلامی کرده، از این جهت وظیفه اسلامی است و سنگین ولی باید عمل کرد. انشاءالله خداوند شما را تایید کند، موفق باشید و من امیدوارم که سالم و سعادتمند و با قدرت جلو بروید، انشاءالله پیروز هستید.
والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:33 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع معلولین انقلاب اسلامی و پرستاران آنان

تاریخ: 1358/10/16

 

چیزی که برای خدا از دست دادید، پیش خدا محفوظ است

بسم الله الرحمن الرحیم
خداوندا! تو می دانی که من در چه حالی هستم که این منظره را می بینم. من چطور این منظره هائی که برادرهای ما، خواهرهای ما، بچه های ما، برای اسلام اعضای خودشان را از دست داده اند، سلامت خودشان را از دست داده اند، چطور این منظره ها را من تحمل کنم؟ من چطور این بچه را که اینجا ایستاده و معلول است، در اول بچگی معلول شده است، ما چطور تحمل کنیم؟ خدایا! آنها که برای ما این مصیبت ها را بار آوردند به جزای خودشان برسان، خدایا! این ابرقدرت ها که برای رسیدن به قدرت، ولو چند سالی دیگر، این جنایت ها را در دنیا ببار آوردند تادیبشان کن. با دست قدرت خود آنها را به جای خود بنشان. برادرهای من! خواهرهای من! بچه های عزیز من! من می دانم که شما در رنج هستید و من هم شریک شما در رنج هستم. من هم مثل یک برادری که برادرش و خواهرش در رنج است، مثل یک پدری که اولادش در رنج است، من هم شریکم، با شما در رنج، لکن آنچه که رنج ها را آسان می کند، دردها را تخفیف می دهد، آنچه که بر همه ما آسان می کند این مسائل را، این است که این امور برای خدا انجام گرفت. شما برای خدا قیام کردید و برای خدا مجروح شدید و بسیاری از برادرها و خواهرهای شما هم برای خدا مقتول شدند. آن چیزی که برای خدا از دست دادید جائی نمی رود، پیش خدا محفوظ است دنیا وسیله است برای عالم های دیگر و خداوند برای شما مهیا می کند مقام هائی که اگر دیگران ببینند آنها هم آرزو می کنند که مثل شما بودند.
 

ملت مهیا باشد در مقابل شیاطینی که مانع رشد نهضت ما هستند

ملت ما الان در حال حرکت است باز به منزل نرسیده است. انقلاب ما در حال رشد انقلابی است لکن به مقصد نرسیده است. ملت ما با مشکلاتی روبروست که باید با قدرت و با هم پیوستگی و با حفظ ایمان و تصمیم و اراده، این مشکلات را برکنار بزند. مشکلات سابق زیاد بود و با قدرت شما ملت عزیز عقب رفت و حل شد، مشکلات دیگری هم که هست انشاءالله حل خواهد شد. این اموری که واقع می شود و از اول تا حالا واقع شده است، از اشخاصی واقع می شود که نمی خواهند ببینند نهضت ما به ثمر رسیده است و نمی خواهند بگذارند که به ثمر برسد. اینها اشخاصی هستند که قدم به قدم با این

صحیفه نور جلد 11 صفحه 213

نهضت مخالفت کردند و کارشکنی کردند و حالا هم که قضیه تعیین رئیس جمهور در دست اجر است، باز مشغول همان توطئه ها هستند و نمی خواهند رئیس جمهور تعیین بشود و بعد هم که شکست در اینجا خوردند و رئیس جمهور تعیین شد، راجع به تعیین وکلا باز هم همین بساط هست، شما مهیا بشوید ملت ما مهیا باشند که در هر قدمی که برای اصلاح و برای پیشبرد اسلام و نهضت اسلامی بر می دارند، شیاطینی که نمی خواهند اسلام به ثمر برسد و نمی خواهند جمهوری اسلامی برقرار بشود به مخالفت خودشان ادامه می دهند. عازم باشید، مجهز باشید برای اینکه مقابله کنید با این قشرهائی که مانع از رشد نهضت ما هستند، مهیا باشید که تحمل بکنید. با صبر و بردباری انقلابی تحمل بکنید این مصیبت ها را، تحمل بکنید این توطئه ها را و به پیش بروید که خدای تبارک و تعالی با شماست و پیروزی نصیب ملت ایران است انشاءالله.
 

ما می خواهیم یک حکومت عدل اسلامی شبیه صدر اسلام پیدا بشود

ما چیزی نمی خواهیم، ما حرفی نداریم الا اینکه یک ملتی که در طول تاریخ در شکنجه و اختناق بوده است و در این سنوات اخیر، آخر مرتبه شکنجه و اختناق و جنایتکاری و چپاولگری خارجی ها و داخلی ها بر این ملت سایه افکنده است، ما می خواهیم اینها نباشند، ما می خواهیم مردم ما آزاد باشند، تحت فشار و تحت سلطه دیگران و داخل و خارج نباشند، ما می خواهیم مملکتمان از خودمان باشد، مستقل باشد و تحت رهبری دیگران نباشد، ما می خواهیم مخازن مملکت ما از خودش باشد، ما می خواهیم در این مملکت خودمان کار بکنیم و خودمان نتیجه کار را ببریم، ما می خواهیم یک حکومت عدل اسلامی، یک حکومت شبیه حکومت های صدر اسلام پیدا بشود و ما می خواهیم که ملت ما در رفاه و آسایش باشند. اینهائی که در قدم به قدم مخالفت می کنند، آنها چه می گویند؟ به اسم اینکه ما طرفدار ملت هستیم، با این مسائل مخالفت می کنند، در عین حالی که اینها مصالح ملت ماست، شما بیدار بشوید ای ملت عزیز که دشمن در کمین است و ما بین راه هستیم. ما این گردنه ها را هم باید طی کنیم و انشاءالله دشمن را تا آخر به عقب برانیم و کشور شما مال خود شما، خداوند انشاءالله به این مجروحین، به این معلولین شفا عنایت کند و خداوند اجر و صبر عنایت کند.
والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:33 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در دیدار با راهپیمایان کفن پوش لاهیجان و همدان

تاریخ: 1358/10/18

 

توطئه ها و کارشکنی قدم به قدم عوامل فساد

بسم الله الرحمن الرحیم
درود بر شما جوانان که در این هوای سرد و راه های سرد پیاده آمدید تا از نزدیک با هم ملاقات کنیم. من از زحمات شما برادران متشکرم و به شما دعا می کنم. خداوند شماها را برای اسلام حفظ کند و اسلام با قدرت شما به پیش برود.
برادرها! امروز روز حساسی است برای کشور ما، مشکلاتی برای کشور ما پیش آمده و در دست پیش آمدن است. در این موقع که برای ملت ایران طرح تعیین رئیس جمهور شده است، باز عوامل فساد توطئه می کنند که این قدم را نگذارند پیش برویم چنانچه قبلاً در قدم هائی که می خواستیم برداریم توطئه می کردند و کارشکنی می کردند.
امروز هم همان عناصری هستند، کارشکنی می کنند و بعد هم که می خواهید وکلای خودتان را به مجلس شورا بفرستید تا استقرار تام جمهوری اسلامی محقق بشود، باز هم می خواهند این تفاله های رژیم سابق و الهام بگیرهای از امریکا و غیر امریکا باز فعالیت کنند و نگذارند. شما برادرها بیدار باشید و همانطور که از اول با قدرت کامل و با توجه به خدا و با مشت محکم سد را شکستید و تا اینجا با پیروزی آمدید، از اینجا به بعد هم با همان مشت محکم، با همان اراده مصمم این راه با باید بروید و انشاءالله جمهوری اسلامی را با محتوای جمهوری، با احکام اسلام در ایران، و امید است که در سایر جاها برپا کنید و بیرق توحید را بر فراز مملکت خودتان و سایر ممالک افراشته کنیم.
 

شما خودتان باید پاسدار اسلام باشید

توجه به توطئه ها داشته باشید، توجه به نفاق افکنی ها، توجه به اموری که اسباب تفرقه می شود، خصوصاً در این دهه آخر صفر باید بسیار متوجه باشید که مبادا اینها از این اجتماعات سوءاستفاده کنند و مبادا خدای نخواسته تفرقه بین شما، درگیری بین شما ایجاد کنند که هر تفرقه ای امروز و هر ندائی که بر خلاف مصلحت شماها باشد، بر خلاف مصلحت اسلام است. شما خودتان باید پاسدار اسلام باشید، همانطوری که تحمل این زحمت را کردید و از راه های دور و هوای سرد پیاده آمدید، باید تحمل زحمت کنید و تا رسیدن به پیروزی نهائی همه با هم باشید و با هم فکر کنید و با هم راجع به این

صحیفه نور جلد 11 صفحه 224

مسائل مشورت کنید.
 

در خودکفائی کشور بکوشیم

خداوند همه شما را انشاءالله نصرت بدهد و با پیروزی انشاءالله پیش ببرید و مملکت را خودتان در دست بگیرید و برای خودتان خدمت کنید و من امیدوارم که همانطور که این آقا گفتند سطح کشاورزی را بالا ببرید تا محتاج به دشمن ها نباشیم. احتیاج به دشمن دردناک است، ما محتاج باشیم که در گندم مان، در برنج مان در سایر غذاهامان به دشمن های خودمان مثل امریکا، این امر دردناکی است که باید ملت ما این امر را طوری کنند که انشاءالله خودکفا شویم و انشاءالله صادرات هم داشته باشیم.
والسلام علیکم و رحمةالله

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:33 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در دیدار با نمایندگان ارامنه ایران

تاریخ: 1358/10/15

 

کارشکنی مستکبرین و سلاطین جور در تحقق مکاتب الهی - توحیدی

بسم الله الرحمن الرحیم
مکتب های الهی - توحیدی از اولی که در بین بشر بوده است مع الاسف به واسطه کارشکنی های مستکبرین، آنطور که باید پیاده نشده است. بخصوص مذهب حضرت عیسی سلام الله علیه که به دست یک طایفه هائی افتاده است، یک تحریف هائی شده است و یک چیزهائی که سزاوار حضرت مسیح نیست ذکر شده است و بدتر از او سلاطینی که خودشان را به مذهب مسیح بسته اند و مسیحی نبوده اند، مانع شدند از اینکه تعلیمات حضرت مسیح تحقق پیدا بکند. اگر تعلیمات انبیاء حضرت مسیح در مسیحیین، حضرت موسی در کلیمیین، حضرت رسول اکرم (ص) در مسلمین، آنطوری که آنها می خواستند تحقق پیدا می کرد، این گرفتاری هائی که الان برای همه بشر در همه جا هست پیش نمی آمد. الان شما می بینید که دولت های بزرگ با اسم مسیحیت، با اسم انتساب به مکتب حضرت مسیح سلام الله علیه چه جنایت ها در عالم می کنند، چنانچه سران ممالک اسلامی هم با اینکه مسلمان هستند و با اسم اسلام بلکه چه جنایاتی که نمی کنند. شما دیدید که محمدرضا در اینجا اظهار اسلامیت می کرد و قرآن طبع می کرد و اظهار تعهد به اسلام می کرد، معذلک با اسلام آنطور که همه دیدید. و امثال کارتر هم، نظیر او در مسیحیت می رود دعا می خواند، در کلیسا می رود وادار می کند که دعا بخوانند، لکن برخلاف تعلیمات حضرت مسیح، آنهمه ظلم، آنهمه جنایت در دنیا می کند. مذهب ها از اول گرفتار این طاغوت ها بودند.
 

رسالت انبیا در به تسلیم کشانیدن انسان و رهانیدن از سرکشی

از اولی که مذهب ها در عالم پیدا شده است جفتش یک طاغوتی یا طاغوت هائی هم بوده اند و صاحبان مذاهب کوشش کردند برای اینکه مردم را آدم کنند. این انسانی که اگر سرخود باشد از همه سرکش تر و بدتر است، انبیا از اول خدا فرستاده که اینها را از آن سرکشی بیرون بیاورند، مهار کنند، لکن انبیا هم آنطوری که می خواستند موفق نشدند، معذلک همان مقداری هم که موفق شدند الان سلامت دنیا هر چه باشد به تابع مذاهب است که هست. الان هم توده های مردم آنجاهائی که کلیمی هستند توده هاشان، نه آن سران، آنجائی که مسیحی هستند توده های مردم، نه سران شان، آنجائی که

صحیفه نور جلد 11 صفحه 203

مسلمین هستند همین طور توده های مردم از باب اینکه یک مقدار از تعلیمات انبیا را به آن تعهد دارند، باز این سلامتی که در دنیا هست که اگر نبود این کوشش انبیا، بدتر از همه حیوانات به هم می ریختند، این سلامتی که الان در دنیا هست، این مقداری که هست که اگر سران ... مهار کرد، سایر مردم سلامتند، این باز هم همین مقدار از سلامت که هست در اثر کوشش انبیاست. کوشش انبیا اسباب این شده است که در هر مذهبی و ملتی افراد بسیار زیادی هستند که ...کردن مذهب انبیا را، از بسیاری از جنایاتی که بشر اگر همین طور بود مرتکب می شد، آنها مرتکب نمی شوند، این کوشش انبیاء است. اگر این کوشش از انبیا نبود آنوقت معلوم می شد چه خبر است این دنیا. مع الاسف در هیچ عصری ندیدیم که مردم با اسلام آنطوری که هست آشنا باشند.
 

نابودی ظلم در سایه تحقق جمهوری اسلامی

شما گمان نکنید که الان ما باز یک مملکت داریم به معنای حقیقی اش. اسلام اگر چنانچه تحقق پیدا بکند انشاءالله، آنوقت شما خواهید دید که با سایر اقوام چه خواهند کرد و با آنها با چه سلمی، با چه مسالمتی، با چه محبتی رفتار خواهند کرد. خوب، این رئیس، حضرت امیر سلام الله علیه است که وقتی می شنود که یک زن ذمی را که یهودی شاید بوده است، این را خلخال از پایش لشکر کذا درآوردند، آنقدر ناراحت می شود که می گوید اگر انسان بمیرد در یکی همچو امری، سزاوار است. یک همچو حکومتی است و اگر چنانچه یک حکومت اسلامی به آنطور که اسلام می خواهد، آنطوری که خدای تبارک و تعالی می خواهد در ایران و در سایر جاها تحقق پیدا بکند، دیگر ظلم درش بسته می شود، تعدیات درش بسته می شود، حکومت ها دیگر نمی توانند ظلم کنند و نمی کنند و ارتشی ها و سایر قوای انتظامی همه در خدمت هستند. دعا کنید که اینطوری که ما می خواهیم بتوانیم موفق بشویم و بتوانیم که اسلام را عرضه کنیم و ... که اینهائی که الان در اطراف مملکت ما به آشوبگری مشغول هستند و اعتقاد به هیچ مذهبی ندارند، اینها اصلاح بشوند یا از بین بروند تا یک حکومت اسلامی صحیح محقق بشود که برای همه شما، برای همه بشر اسلام خوب است. خداوند همه شما را توفیق بدهد و موید باشید.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:33 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها