0

صحیفه نور امام خمینی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع نمایندگان و سفرای کشورهای اسلامی به مناسبت عید فطر

تاریخ: 1359/05/20

 

مبارک آن روزی است که تمام دولت های اسلامی با ملت ها با هم باشند

بسم الله الر حمن الرحیم
این عید سعید مبارک فطر را به همه مسلمین جهان و به شما آقایان که در اینجا حاضر هستید، تبریک عرض می کنم، و مبارک آن روزی است که تمام دولت های اسلامی با ملت ها با هم باشند و همه با هم همصدا و همه با هم، هم مقصد و اسلام را در همه جا زنده کنند و همه ممالک اسلامی متحد شوند تا اینکه دست ابرقدرتها را از ممالک خودشان قطع کنند.
و من حالا می خواهم یک قدری از ویژگی های این انقلاب اسلامی که در ایران واقع شده است به شما عرض می کنم و ما می خواهیم که همه ممالک اسلامی این ویژگی ها را داشته باشد و این فضایی که در ایران تحقق پیدا کرده است در همه ممالک اسلامی باشد و این انقلاب صادر بشود به همه ممالک اسلامی و همه مستضعفان جهان در مقابل مستکبران بایستند و مسائل خودشان را اخذ کنند و حق خودشان را بگیرند و باید بدانند که حق گرفتنی است و الا نخواهند اعطاء کرد.
من بعضی از ویژگی های انقلاب را به شما آقایان و کسانی که می شنوند کلام من را، عرض می کنم تا ببینند که آیا این وضع بهتر است یا اوضاعی که در جاهای دیگر هست. شما به من بگوئید کهن در کجای ممالک اسلامی و غیر اسلامی اینطور است که رئیس جمهور از همین مردم و در دامن همین مردم باشد و هر روز و در ماه مبارک، هر شب برود توی جمعیت های متفرق و مردم را ارشاد کند بدون اینکه خوفی در دلش باشد.
ما می دیدیم که در زمان حکومت غاصب شاه مخلوع، اگر این آدم می خواست در یکی از خیابانهای تهران ظاهر بشود و قبل از اینکه او بخواهد بیرون برود، مأمورهای ساواک تمام خیابانها را و تمام خانه های اطراف خیابانها را خالی می کردند و مأمور می گذاشتند و محافظت می کردند برای اینکه او از ملت نبود، او در مقابل ملت بود. و الان رئیس جمهور که در رأس واقع شده است، در هر مجلسی که او را دعوت کنند می رود، در هر شهری که از او تقاضا کنند می رود و مردم را ارشاد می کند بدون اینکه یک ذره خوف در دل او باشد برای اینکه ملت را از خودش می داند و ملت هم او را از خودش می دانند، برادر هستند، رئیس جمهور با ادنی شخصی که در ایران زندگی می کند برادر است و مردم با هم برادرند و پشتیبانی می کنند. و همین طور در کدام مملکت شما سراغ دارید که رئیس مجلس

صحیفه نور جلد 12 صفحه 285

منبر برود و مردم را هدایت کنند، و در ماه مبارک شاید بیشتر از سی تا منبر - شاید - رفته باشد و مردم را هدایت کرده باشد؟ و در کجا شما سراغ دارید که رئیس دیوانعالی کشور، یک عالمی باشد که برود مردم را هدایت کند و مردم هم از او هدایت بشوند؟ و همین طور دادستان کل کشور و همین طور وزیر کشور و همین طور سایر ارگانی که هستند با کمال اطمینان بدون اینکه از کسی خوف داشته باشند برای اینکه مبادی خوف در کار نیست، همه پشتیبان هستند، همه برادر هستند. و در کجا سراغ دارید که مجلس شواری آنجا مثل مجلس شورای اسلامی ما باشد؟ در سابق، زمان شاه مخلوع سابق و رضاخان مطرود، مجلس پر بود از دوله ها، ممالک ها، سلطنه ها، متملکین، اشراف، طرفدارهای شرق و غرب، نوکرهای ممالک اجنبی. والان در مجلس شورای ما یک چهره پیدا نمی کنید که از این طبقه اشراف باشد، از این طبقه بالا باشد، همه از همین مردم هستند که در بین بازار راه می روند و از همین جمعیت هستند، عده ای شان از علما و فقها هستند و عده ای شان از چهره های متدین هستند و مجلس شواری اسلامی ما - نظیر - الان در هیچ جا نظیر ندارد. چنانچه سایر نهادهای دولتی ما اینطور است. و در کجا شما سراغ دارید که ارتشش اینطور ملی و در بین مردم باشد که وقتی در بین مردم ارتش برود یا ژاندارمری برود یا سپاه پاسداران برود گل برای او نثار کنند و تظاهر کنند برای او؟ و آنها هم از باب این است که از همین مردم هستند، از همین جعمیت هستند و تمام جاهائی را که شما ملاحظه کنید، همه چون از خود ملت هستند از این جهت با ملت اینطور روبرو می شوند. و در کجای دنیا شما سراغ دارید که از باطن ملت، بدون اینکه هیچ کسی دعوت کند، اینقدر کمیته، اینقدر دادگاه، اینقدر پاسدار که خون خودشان را در راه این کشور، و در راه اسلام فدا می کنند بدون اینکه کسی آنها را دعوت کرده باشد، در سرتا سر کشور، این سپاه پاسداران، این کمیته ها، این دادگاه ها همه برای همین اسلام و برای همین کشور خدمت می کنند. و در کجای دنیا سراغ دارید که ملت آنچنان در خدمت اسلام باشد، آنچنان در خدمت دولت اسلامی باشد که هر وقت غائله ای پیش بیاید خود ملت پیشقدم است و پشتیبانی می کند؟
ما که می گوئیم انقلابمان را می خواهیم صادر کنیم و به همه کشورهای اسلامی بلکه به همه کشورهائی که مستکبرین بر ضد مستضعفین هستند، می خواهیم یک همچو وضعیتی پیش بیاوریم که دولت یک دولت زورگوی جبار آدمکش امثال ذلک نباشد و ملت یک ملتی نباشد که دشمن با دولت است. ما می خواهیم بین ملت ها و دولت ها آشتی بدهیم، دولتها اگر توجه بکنند و یا مطالعه کنند وضع ایران را و ببینند ملت ایران با دولت چه وضعی دارد، گمان ندارم که آنها تحت تأثیر واقع نشوند. البته قلم های مسموم خارج، قلم ها و نوشته ها و مطبوعات خارجی، رسانه های گروه خارجی همه بر ضد ایران و بر ضد دولت و ملت ایران تبلیغات می کنند لکن شما که داخل این کشور هستید می دانید که تبلیغات آنها برای چه هست. برای این است که این ملت و دولت با هم شده اند. وقتی ملت و دولت با هم شد، قشرهای روحانی و قشرهای دانشگاه ها و سایر قشرها، ارتشی و اشخاصی دیگر همه با هم هستند و همه یک فکر می کنند، البته منافع ابرقدرت ها دیگر نمی شود تعیین بشود، یک حکومتی نمی آید

صحیفه نور جلد 12 صفحه 286

روی کار که برای یک ابرقدرتی یک کلمه بگوید، اگر یک وکیل، یک نخست وزیری یک کلمه راجع به منافع ممالک دیگر، منافع اجنبی ها حرف بزند، همین ملت است که در مقابلش می ایستد و نمی گذارد. ما میل داریم که همه ممالک اسلامی همه کشورهای اسلامی، همه کشورهای مستضعفین دنیا اینطور بشود که یک جمعیت باشند، در بین خود این جمعیت و در بین همین جمعیت، نخست وزیر، رئیس جمهور، مجلس، افراد دیگری که در بنگاه های دولتی هستند تعیین بشوند تا آسیب بردار نباشد.
 

روحانیت بعضی ممالک با تکفیر ما دانسته یا ندانسته در خدمت ابرقدرت ها هستند

ما علاوه بر اینکه گرفتار آمریکا هستیم و گرفتار شوروی هستیم گرفتار بعضی اشخاصی که دعوی اسلامی می کنند، بعضی ها که در راس روحانیت بعضی ممالک واقع هستند، گرفتار آنها هم هستیم، آنها هم ما را تکفیر می کنند، آنها هم کلمات ما را تعبیر می کنند و دنبالش تکفیر می کنند. اینها را اگر چنانچه واقعاً خطاکار هستند، خوب است که مطالعه کنند، بفهمند دارند چه می گویند و به نقع چه کسی کار می کنند و اگر متعمد هستند و در مقابل یک کشور اسلامی، در مقابل یک کشوری که کوشش می کند که بین همه برادرها را متصل کند و همه را باهم آشتی بدهد و ماقبل از بیست سال به این طرف، دنبال این معنی بودیم که ممالک اسلامی همه با هم برادر باشند، این او را تکفیر نکند، او، او را تکفیر نکند، اینهائی که اینطور سمپاشی می کنند و مع الاسف در لباس مفتی هستند و یا مفتی اعظم هستند، اینها نمی دانند که این کارها بر ضد اسلام و بروفاق میل ابرقدرت هاست؟ اینها نمی دانند که دانسته یا ندانسته برای ابرقدرت ها دارند خدمت می کنند؟ چطور اینها در مقابل سادات و آن همه جنایاتی که سادات کرده است اینقدرها نمی ایستند و تکفیری ما نشدیم از آنها؟ اما، ما که از امام مهدی که قوه اجرائی اسلام است صحبت می کنیم و میگوئیم که عدل در زمان او فراگیر خواهد شد و از طرف خود آنها هم همین معنا هست که: (یملا الارض قسطا و عدلا بعد ما ملات ظلما و جوراً) ما که راجع به آن می گوئیم و می گوئیم که انبیاء موفق نشده اند اجرا کنند مقاصد خودشان را و خداوند در آخر زمان کسی را می آورد که اجرا کند مسائل انبیاء را، این بیچاره ها برای خدمت به اجانب یا نفهمیده تأویل می کنند که فلان گفته است که حضرت مهدی تکمیل می کند شریعت را. این بسیار ناگوار است برای ما. ما حضرت مهدی را یکی از افرادی می دانیم که تابع اسلام است، تابع پیغمبر اسلام است لکن تابعی است که نور چشم پیغمبر اسلام است و اجرا می کند این مطالبی را که حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده است. چرا باید اینها را حجاز، در کویت، در بعضی جاهای دیگر تاویل کنند حرف ها را و بر ضد یک مملکت اسلامی که کوشش دارد همه برادرها با هم مجتمع کند و کوشش دارد دست ابرقدرت ها را از سر این ممالک اسلامی کوتاه کند، آنها در خدمت ابرقدرت ها دانسته یا ندانسته هستند و می خواهند تفرقه بین مسلمین بیندازند. اینها نمی دانند که نباید تفرقه بین مسلمین انداخت و برخلاف نص قرآن است؟ اینها مطلع نیستند یا اینکه در خدمت خدای نخواسته، ابرقدرت ها هستند؟ ما می خواهیم که هم همه ممالک اسلامی اولا در محیطی که خودشان هستند، به حسب حکم اسلام بین

صحیفه نور جلد 12 صفحه 287

حکومت و بین مردم مخالف نباشد و همه با هم باشند و همه متحد بشوند تا اینکه آسیبی برای اینها واقع نشود. شما دیدید که ما وقتی که در ایران ملتمان اتحاد پیدا کرد، چه قدرت بزرگی را شکست داد. ما می خواهیم که یک میلیارد جمعیت دنیا- اینطور- از مسلمین اینطور با هم متحد بشوند. اگر متحد بشوند، نه قضیه قدس دیگر باقی می ماند و نه قضیه افغانستان و نه قضایای دیگر و اگر چنانچه وعاظ السلاطین بگذارند و اتحاد ما را به هم نزنند، انشاء الله پیروز خواهیم شد و دول اسلامی و ممالک اسلامی پیروز خواهند شد. من از خداوند تبارک و تعالی عظمت اسلام و مسلمین و وحدت کلمه اسلام و مسلمین را خواهان هستم و این عید سعید را باز هم به همه مسلمین و همه کشورهای اسلامی تبریک عرض می کنم.
و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:28 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع اعضای شرکت کننده در کنگره، آزادی قدس

تاریخ: 1359/05/18

 

مشکل مسلمین حکومت های مسلمین است

بسم الله الر حمن الرحیم
این ماه مبارک رمضان بر همه مسلمین مبارک باد و مبارک آن روزی است که مسلمین با احساس وظیفه بتوانند بر مشکلات خودشان غلبه کنند.
مشکل مسلمین فقط قدس نیست، این یکی از مشکلاتی است که مسلمین دارند. افغانستان مگر از مشکلات مسلمین نیست؟ پاکستان مگر از مشکلات مسلمین نیست؟ ترکیه مگر از مشکلات مسلمین نیست؟ مصر مگر از مشکلات مسلمین نیست؟ عراق مگر از مشکلات مسلمین نیست؟ باید ما تحلیل کنیم که مشکلی که در همه اقطار مسلمین هست، از کجا پیدا شده است؟ و راه حلش چیست؟ چرا مسلمین در همه جای دنیا تحت فشار حکومت ها و ابرقدرت ها هستند و راه حل این مسأله چیست؟ تا اینکه هم رمز پیروزی بر همه مشکلات به دست بیاید و هم قدس و افغان و سایر بلاد مسلمین آزاد بشوند.
مشکل مسلمین، حکومت های مسلمین است. این حکومت ها هستند که مسلمین را به این روز رسانده اند، ملت ها مشکل مسلمین نیستند، ملت ها با آن فطرت ذاتی که دارند، می توانند مسائل را حل کنند لکن مشکل، دولت ها هستند. شما سرتاسر ممالک اسلامی را وقتی که ملاحظه کنید کم جائی را می توانید پیدا بکنید که مشکلاتشان به واسطه حکومت هایشان ایجاد نشده. این حکومت ها هستند که به واسطه روابطشان با ابرقدرت ها و سرسپردگی شان با ابرقدرت های چپ و راست، مشکلات را برای ما و همه مسلمین ایجاد کرده اند. اگر این مشکل از پیش پای مسلمین برداشته بشود، مسلمین به آمال خودشان خواهند رسید و راه حلش با دست ملت هاست.
 

علمای همه بلاد اسلامی باید مردم را بیدار کنند

شما دیدید که مشکل ما که از مشکلات دیگران بیشتر بود و قدرت شیطانی شاه مخلوع از همه قدرت ها بیشتر بود و طرفداران او، ابرقدرت ها و همه حکومت های اسلامی و غیر اسلامی بودند، ملاحظه کردید که حل این مشکل به پناه بردن به یک کشوری یا یک قدرتی یا یک ابر قدرتی نبود. حل مشکل را خود ملت کردند. ملت ما متحول شد از خوف به شجاعت و از یأس به اطمینان و از توجه خود

صحیفه نور جلد 12 صفحه 279

به توجه به خدا و از تفرقه به اجتماع. این تحول، تحول معجزه آسا اسباب این شد که این مشکل بسیار بزرگ را، مشکلی را که شاید همه جا و همه دنیا محال می دانستند حلش را، حل کند شما گمان نکنید که ایران دارای سلاح بود، ایران سلاحش سنگ بود، چوب، مشت، لکن سلاح معنوی داشت، سلاح معنویش ایمان به مکتب، ایمان به خدای تبارک و تعالی و توکل به مبداء قدرت و وحدت کلمه. حالا که می بینید دست ملت ما، یعنی غیرنظامی ها تفنگ است، این تفنگی است که به غنیمت از بستگان شاه به دستشان افتاده والا تفنگی در کار نبود، ایمان بود. ملت از مرکز گرفته تا سرحدات هر کجا بروید، یک کلمه می گفتند. آن روز این گروه های فاسد مفسد زیر خاک بودند، مثل حیواناتی که در سوراخ بودند و میدان مال ملت بود. از مرکز تا سرحدات هر جا می رفتی، حتی بچه های کوچک صدایشان بلند بود که ما اسلام را می خواهیم جمهوری اسلامی را می خواهیم، مریض هائی که در بستر در بیمارستان بودند هم همین منطق را داشتند، جوان ها هم همین منطق را، دانشگاه و مدرسه هم همین منطق، زن ها و مردها هم منطقشان همین بود. از آن خواب گرانی که ما را ابرقدرت ها خوابانده بودند و غفلت از همه مسائلی که باید به آن توجه داشت، کرده بودیم ناگاه بارقه ای از جانب خدای تبارک و تعالی پیدا شد و ما را بیدار کرد و این مشکل به نظر همه محال را، حل کرد. مشکل شاه مخلوع و دار و دسته او بود و حل مشکل به دست خود ملت بود. نه یک تفنگ از خارج برای ملت ما آمد و نه یک حکومت خارجی به ما کمک کرد. بلکه آنها مخالف ما بودند، عراق سرسخت مخالف با ما بود، کویت سرسخت مخالف با ما بود و مصر هم که حالش را می دانید و سایر ممالک را دولت هایشان را می دانید، در عین حالی که همه قدرت ها یک طرف صف آرائی کرده بودند و ملت ما با دست خالی یک طرف، ملت ما هجوم کرد و این سد که خیال می کردند ممتنع است شکستش، شکستند.
باید کاری کرد که ملت ها هر جا هستند، ملت ها بفهمند تکلیف خودشان را. اگر بخواهید و بخواهند و دانشمندها بخواهند، علمای همه بلاد اسلامی و دانشگاه های همه بلادهای اسلامی بخواهند حل مشکله اسلام و ممالک اسلامی بشود، باید مردم را بیدار کنند. این مردمی که با تبلیغات چند صد ساله، به آنها باور آورده بودند که نمی شود با آمریکا یا با شوروی مخالفت کرد و الان هم باور ملت های دیگری هست، باید اینها به ایشان فهماند که می شود. بهتر دلیل بر اینکه یک امری ممکن است، وقوع اوست و این امر واقع شد در ایران. دولت های دیگر، ملت دیگر گمان نکنند که ایران از آنها عده و عده بیشتر داشت، خیر. شاید در عشایر عراق بیشتر از ایران اسلحه باشد لکن مغزهای اینها را به واسطه تبلیغات دامنه داری که شده است، شستشو کرده اند و از اسلام مأیوس کردند و این مغزها را پر کردند از اینکه با این ابرقدرت ها نمی شود طرف شد. این از چیزهائی است که با تبلیغات خود آنها و عمال آنها در داخل ممالک تحقق پیدا کرده است. باید آنهائی که در همه ممالک هستند، آنهائی که دلشان برای ملت ها می تپد، آنهائی که به اسلام اعتقاد دارند و برای اسلام می خواهند خدمت کنند، هر کدام در محل خودشان، ملت خودشان را بیدار کنند تا ملت خودشان، خودشان را که گم کرده اند، پیدا کنند. ملت ها خودشان را گم کردند، مملکت خودشان را گم کردند، هر چه در ذهنشان وارد می شود،

صحیفه نور جلد 12 صفحه 280

اینکه نمی شود با این قدرت ها طرف شد، اینها چه ها و چه خواهند کرد. باید از مغز ملت ها این (نمی شودها) را بیرون کرد و به جای آن (می شودها) را گذاشت. نه می شود این کار را کرد. یک میلیارد جمعیت تقریباً، جمعیت مسلمین با دارا بودن آنهمه امکانات و آن سرزمین های وسیع و آن مخازن زیرزمینی وسیع و آن پشتوانه اسلامی الهی نباید در ذهنشان بیاید که نمی شود. این قدرت بزرگ شیطانی شوروی که با تمام قوا افغانستان را می خواهد خفه کند، نتوانسته است. ملت اگر یک چیزی را بخواهند، نمی شود تحمیل شان کرد. باید ملت را بیدار کرد تا بخواهند. ملت ما هم قبل از بیست سال خواب بود، توجه نداشت. از بیست سال به این طرف هی گفتند، گویندگان گفتند، علما گفتند، دانشگاهی ها گفتند، کم کم رسید به تظاهر، کم کم رسید به ریختن در خیابان ها، کم کم رسید به الله اکبر، و قدرت بزرگ شیطانی در مقابل الله اکبر نتوانست بماند و همه می خواستند بماند. من مطلع بودم همه قدرت ها می خواستند که این نوکری که برای همه شان خدمتگزار بی چون و چراست، در ایران بماند تا منافعشان را ببرند و هر چه ما ذخائر داریم آنها به رایگان ببرند، لکن ملت وقتی نخواهد، نمی شود. باید ملت را بیدار کرد که آن چیزی را که خیال می کرد نباید بخواهد، بخواهد و آن امری را که به خیالش نمی شود، بیدارش کرد که می شود و ملت از دولت های خودشان بخواهند که تسلیم بشوند والا همان کاری را که ملت ایران کرد، با آنها بکنند تا حل مشکل بشود. حل مشکل بدون اینکه این اشخاصی که سر راه ایستادند و مانع هستند از اینکه مشکلات حل بشود، اینها را باید از بین راه بردارند. هر جا شما بروید، در هر کشوری از کشورهای اسلامی نه، بلکه همه کشورهای دنیا این سران قوم هستند که مانع هستند از رشد فکری و معنوی و مادی ملت ها، این سران کشورها هستند که وابستگان خودشان را در دانشگاه ها معلم می کنند و معلم های دانشگاه جوان های ما را خراب می کنند. مانع، این حکومت هاست، حکومت ها با اختلاف مراتب، حکومت ها جلوی رشد جوان های ما را گرفتند و جلوی پیشرفت مسلمین را.
 

ملی گرائی اساس بدبختی مسلمین است

آنهائی که، آن قدرت های بزرگی که مطالعه کردند روی کار ما سال های طولانی، صدها سال فرستادند و مطالعه کردند روی گروه ها، روی افراد، روی اشخاص مطالعه کردند، حتی روی زمین جنگل ها و همه جا، در جامعه ما این را یافته اند که اسلام است که می تواند جلویشان بایستد. از این جهت آن چیزی که از همه چیز برای آنها مطرح است، اسلام است و آن چیزی که سر راه اسلام قرار دادند، این حکومت های فاسدند. با دست حکومت های فاسد و با تبلیغ حکومت های فاسد، این نژادپرستی ها و گروه پرستی ها در بین مسلمین رشد کرده است. عرب ها را در مقابل عجم ها و ترک ها قرار دادند و عجم ها را در مقابل عرب ها و ترک ها را در مقابل دیگران و همه نژادها را در مقابل هم. اینکه من مکرر عرض می کنم که این ملی گرائی اساس بدبختی مسلمین است، برای این است که این ملی گرائی، ملت ایران را در مقابل سایر ملت های مسلمین قرار می دهد و ملت عراق را در مقابل

صحیفه نور جلد 12 صفحه 281

دیگران و ملت کذا را در مقابل کذا. اینها نقشه هائی است که مستعمرین کشیده اند که مسلمین با هم مجتمع نباشند. در عراق، حکومت عراق، حکومت سابق تر از این حکومت، - که این بدتر از آن است - اینها طرح می کردند که ما می خواهیم مجد بنی امیه را احیا کنیم در مقابل اسلام. اسلام که آمده بود همه مجدها را فانی کند در مجدالله، اینها می گفتند ما مجد بنی امیه را باید احیا کنیم و این چیزی نبود که شعور اینها برسد، تلقینی بود که ابرقدرت ها می کردند که اسلام متفرق بشود، مسلمین با هم متفرق بشوند، دشمن هم بشوند. در ایران از سال های طولانی اشخاص بی اطلاع از اساس مسائل، ولو فرض کنید بعضی شان مغرض نبودند، اینها هم هی طبل ملیت را کوبیدند، همان ملیتی که می خواست اساس اسلام را در ایران برچیند.
اسلام آمده است که همه نژادها به هم اند، مثل دنده های شانه می مانند، هیچ کدام بر هیچ کدام تفوق ندارند، نه عرب بر عجم و نه عجم بر عرب و نه ترک بر هیچ یک از اینها و نه هیچ نژادی بر دیگری و نه سفید بر سیاه و نه سیاه بر سفید، هیچ کدام بر دیگری فضیلت ندارند. فضیلت با تقواست، فضیلت با تعهد است، با تعهد به اسلام است. اینها تبلیغاتی بوده است که، تلقیناتی بوده است که از ابرقدرت که می خواستند ما را بچاپند شده است و مع الاسف بعضی اشخاص مسلمان صحیح هم، باورشان آمده است. در چندین سال قبل محتمل است، گمان می کنم زمان رضاخان بود یک مجمعی درست کردند و یک فیلم هائی تهیه کردند و یک اشعاری گفتند و یک خطابه هائی خواندند برای تأسف از اینکه اسلام بر ایران غلبه کرده، عرب بر ایران غلبه کرده. شعر خواندند، فیلم به نمایش گذاشتند که عرب آمد و طاق کسری را، مدائن را گرفت و گریه ها کردند. همین ملی ها، همین خبیث ها گریه می کردند، دستمال ها را درآوردند و گریه کردند که اسلام آمده و سلاطین را، سلاطین فاسد را شکست داده و این معنا در هر جا به یک صورتی به ملت ها تحمیل شده است. (در ممالک عربی، عرب باید چه باشد) . این تلقین است، این مخالف با قرآن است. (در ممالک غیر عربی هر کدام خودشان را باید، ملت خودشان باید جلو باشد) این برخلاف تعلیمات اسلام است، این آنی است که این ابرقدرت ها آرزویش را می کنند و کردند و عمل کردند. وقتی اینها غلبه کردند، در جنگ دوم غلبه کردند بر عثمانی، عثمانی را تکه تکه کردند، شاید قریب پانزده تا کشور کردند و هر کدام یک نوکری از خودشان بالای سرش گذاشتند، مع الاسف آنهائی که اساس مطلب را مطلع نبودند، آنها هم این مسائل را اهمیتی به آن نمی دادند و الان هم نمی دهند.
 

ما تا به اسلام برنگردیم، مشکلاتمان سر جای خودش هست

مشکل ما الان دولت های ماست، مشکل اسلام دولت های اسلامی هستند، این مشکل باید حل بشود. اگر دولت های اسلامی به خود بیایند و گرایش کنند به اسلام و از عربیت برگردند به اسلامیت و از ترکیت برگردند به اسلامیت، حل می شود مسائل، و اگر چنانچه آنها نکنند، این مشکل هست تا وقتی سایر کشورها مثل ایران بشوند. ایران با مشت، این مشکل را حل کرد و باید همه کشورها با مشت

صحیفه نور جلد 12 صفحه 282

خودشان این مشکل را رفع کنند. ما نباید بنشینیم که حکومت های ما کاری برای ما انجام بدهند. حکومت های ما برای خودشان هستند، این حکومت هائی که در بلاد مسلمین هست، اینها به اسلام هیچ کاری ندارند، اگر یک دفعه اسلام بگویند، برای این است که شما را بازی بدهند. اسلام صدام هم مثل اسلام محمدرضا خان است، اسلام آن مصری هم، سادات هم، مثل اسلام صدام است. این یک اسلامی است که در لفظ گفته می شود، لکن پایگاه درست می کند و می گوید ما همراه هم می شویم، برویم ایران را از بین ببریم. ایران یعنی چه؟ یعنی یک مملکت اسلامی. با کافر هم عهده می شود برای کوبیدن مسلمین، این فرم اسلام آقای سادات، اسلامش این فرم است و آقای صدام هم اسلامش این فرم است که می گوید اسلام، می گوید مسلم، می گوید چه. می گوید ما با ملت ایران، در بعضی از نطق هایش گفته که با ملت ایران ما کاری نداریم، ما همراه هستیم، با حکومت ایران هم همراهیم، اما روزی نمی شود الا اینکه سرحدات این ملت را، سرحدات این مملکت را به آتش و توپ های کذا مورد تجاوز قرار می دهد. این یک فرم اسلامی است، اسلام وارداتی از آمریکا و وارداتی از شوروی. ما تا به اسلام برنگردیم، اسلام رسول الله، تا به اسلام رسول الله برنگردیم، مشکلاتمان سرجای خودش هست، نه می توانیم قضیه فلسطین را حلش کنیم و نه افغانستان را و نه سایر جاها را. ملت ها باید برگردند به صدر اسلام، اگر حکومت ها هم با ملت ها برگشتند که اشکالی نیست و اگر برنگشتند، ملت ها باید حساب خودشان را از حکومت ها جدا کنند و با حکومت ها آن کنند که ملت ایران با حکومت خودش کرد تا مشکلات حل بشود والا هی ما روز قدس بگیریم، فریاد بزنیم، هی آقایان اجتماع کنند و حرف بزنند، فریاد و حرف جلوی آنها را نمی گیرد، بلی گاهی می گیرد منتها ما حرف هم نمی زنیم.
اگر در روز قدس تمام ملت ها قیام می کردند و فریاد می زدند، نمی توانست آن حکومت احمق جلوی فریادشان را بگیرد، یک جمعیت کمی قیام می کنند. اگر در روز قدس تمام کشورهای اسلامی، ملت ها همه برخیزند و فریاد بزنند، نه برای قدس تنها، برای همه ممالک اسلامی، پیروز خواهند شد. ما با فریاد محمدرضاخان را بیرونش کردیم، شما خیال می کنید با تفنگ بیرون کردیم؟ با فریاد، با الله اکبر، اینقدر الله اکبر بر مغز اینها کوبیده شد که خودشان را باختند و فرار کردند از این مملکت رفتند. مسلمین باید فریاد بزنند، گمان نکنند که فریاد و شعار فایده ندارند، نخیر شعار فایده دارد اما اگر همه فریاد بزنند، فریاد من تنها هیچ چیز نیست، فریاد یک محله، یک شهر هیچ چیز نیست، شما ببینید فریادهائی که حالا از ایران بلند می شود منحصر به تهران، قم، اهواز نیست، یک وقت می بینید که سپاه پاسداران امر می کند به تمام ملت که فلان شب بروید بالای پشت بام الله اکبر بگوئید، همه اطاعت می کنند. در قبل از این انقلاب مگر می شد که یک دسته ای بگویند بروید بالای منبر، گوش کنند به او؟ مدرسین محترم قم می گویند که فلان روز باید راهپیمائی بشود، همه ملت راهپیمائی می کنند. و همین طور باید ملت ها اینطور بشوند که وقتی یک گروه شان گفت که فلان عمل را انجام بدهید، این را یک فرمانی بدانند که از بالا صادر شده و باید عمل کنند. ملت ما حالا اینطور شده، ما میل داریم ملت ها همه اینطور بشوند.

صحیفه نور جلد 12 صفحه 282

 

ما می خواهیم معنویت انقلاب اسلامی مان را به جهان صادر کنیم

ما که می گوئیم (انقلاب ما می خواهیم صادر کنیم) می خواهیم این را صادر کنیم، می خواهیم این مطلب را، همین معنائی که پیدا شده، همین معنویتی که پیدا شده است در ایران، همین مسائلی که در ایران پیدا شده، ما می خواهیم این را صادر کنیم. ما نمی خواهیم شمشیر بکشیم و تفنگ بکشیم و حمله کنیم. عراق با ما الان مدت هاست دارد حمله می کند و ما هیچ حمله ای به آنها نمی کنیم، آنها حمله می کنند ما دفاع می کنیم، دفاع لازم است. ما می خواهیم که این انقلابمان را، انقلاب فرهنگی مان را، انقلاب اسلامی مان را به همه ممالک اسلامی صادر کنیم و اگر این انقلاب صادر شد، هر جا صادر بشود این انقلاب، مشکل حل می شود.
شما کوشش کنید که اینطوری که ایران انقلاب کرد و اینطوری که ایران الان هم حاضر برای همه چیز است، ملت های خودتان را بیدار کنید. آنهائی که برای اسلام دلشان می سوزد، آنهائی که برای کشورشان دلشان می سوزد، ملت های خودشان را بیدار کنند تا این تحولی الهی که در ایران پیدا شد، در آنجاها بیدار بشود. هر جا پیدا بشود حل مسأله است، دیگر آنوقت نترسید که چهار تا فاسد بیاید مسجدالاقصی را بگیرد، آنوقت دیگر ترس نکنید، حل است مساله، اما وقتی یک ملتی، دو طایفه، ده طایفه صد طایفه می شوند و هر کدام به خلاف دیگری هستند و حکومت ها هم اینجور حکومت ها هستند، دیگر توقع نداشته باشید که با این طرز فکر و با این طرز حکومت بتوانید غلبه کنید. باید تعلیمات اسلام را گرفت و همانطوری که اسلام دستور داده است که مومنین، همه مومنین در همه جا برادر هستند و امر کرده است به اینکه اعتصام به حبل الله بکنید و متفرق از هم نشوید و دستور داده است به اینکه تنازع با هم نکنید والا فشل می شوید، مسلمین وقتی می توانند از گیر ابرقدرت ها و از گیر حکومت های فاسد خودشان خلاص بشوند که این امر خدا را اجابت کنند، این دعوت الهی است، از صدر اسلام، تا آخر این دعوت را اجابت کنند، اگر دعوت را اجابت نکنند و هی بخواهند بگویند که آقا بیائید بکنید این کار را، تا این دعوت اجابت نشود، کار از ما نمی آید. کار وقتی از ما ساخته است که اسلامی فکر کنیم و به قرآن و اسلام گرایش پیدا کنیم، به تعلیمات صدر اسلام عمل کنیم و من امیدوارم که شما عزیزانی که از اطراف آمدید برای روز قدس، موفق بشوید و همه مسلمین موفق بشوند و انشاءالله یک روزی همه مسلمین با هم برادر و همه ریشه های فاسد از همه بلاد مسلمین کنده بشود و این ریشه فاسد اسرائیل از مسجد الاقصی و از کشور اسلامی ما کنده بشود و انشاءالله تعالی با هم برویم و در قدس نماز وحدت بخوانیم انشاءالله.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:28 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مسجد ابوالفضل تهران و ستاد تبلیغات اسلامی شهرستان بابل

تاریخ: 1358/09/25

 

تمام حکومت های غیر توحیدی، نظم و عدالت را برای سلطه جوئی می خواهند

بسم الله الرحمن الرحیم
از خواهران و برادران محترم که از تهران و از بابل تشریف آوردند که از نزدیک با هم صحبت کنیم متشکرم و از اینکه همه شماها چه خواهرها و چه برادرها مجهز هستید برای خدمت به اسلام و جمهوری اسلام مباهات می کنم. اسلام مال همه است، مال شخصی ... نیست اسلام مال همه بشر است نه مال مسلمین، اسلام آمده است تا بشر را از ضلالت به راه مستقیم هدایت ببرد، و اسلام مثل مکتب های دیگر نیست که فقط برای یک حکومت مادی و دنیائی برنامه داشته باشد.
تمام حکومت های بشری، تمام سیستم های غیر توحیدی برنامه شان همین است که در اینجا، در این دنیا یک کارهائی بکنند، آنهائی که فرض کنید خوب هم هستند یک نظم دنیایی ایجاد کنند، و اکثراً که منحرف هستند برای این کار می کنند که سلطه جوئی کنند و دیگران را تحت سلطه خودشان بیاورند و استثمار کنند.
الان شما نمی توانید در تمام حکومت ها پیدا کنید. یک حکومتی که روی عدالت ولو در همین حیطه ای که خودش دارد روی عدالت رفتار کند، کم است، کم می توانید سراغ کنید یک حکومتی که حکومت عدل باشد ولو راجع به نظم دنیا، ادعا زیاد است، ادعای اینکه می خواهیم برای عدالت عمل بکنیم زیاد است.
 

به اسم تمدن بزرگ، تمام مظاهر تمدن را در کشور از بین بردند

شما هم گوشتان پر شده است از این حرف هائی که محمدرضا می گفت که، عدالت اجتماعی، عدالت اجتماعی.
دائماً از عدالت اجتماعی و از ترقیات این مملکت گوش ماها را و شماها را پر کرده بود، مملکت به دروازه تمدن بزرگ رسیده و یا همین چند وقت دیگر همه در تمدن بزرگ وارد می شویم و ایران می شود مثل یک ممالک پیشرفت کرده و ترقیاتش چه خواهد شد، چه خواهد شد، ادعا زیاد است، اما وقتی که همین صاحب ادعائی که مال اینجا بود معلوم شد حالش، فهمیدند و فهمیدیم که این

صحیفه نور جلد 11 صفحه 5

آدم نه اینکه می خواست این ملت را به تمدن برساند، بلکه می خواست این ملت به عقب برگردد و نگذارد جلو برود یک قدم، مأمور این کار بود و خدمتش هم تا بود خوب انجام داد، یعنی همه دستگاه ها را فلج کرد، شما ملاحظه کردید که چه هیاهوئی اینها درست کردند، اینها برای اصلاحات ارضی چه بساطی در آوردند، در تمام مملکت برای اصلاحات ارضی برنامه این بود، با این اسم اصلاحات ارضی، کشاورزی را زمین بزنند که ما الان برای گندممان هم محتاجیم به اینکه از کشورهای دیگر وارد کنند، چه هیاهوئی اینها درست کردند برای اینکه آزاد زنان و آزاد مردان، چه بساطی خودشان و آن انگل هائی که در مجالس شورأی سلطنتی نه ملی و سنا، مأمورهای سازمان امنیت و مأمورهای خود این شاه چه هیاهوئی درست کردند، برای اینکه دیگر مملکت ما آزاد شده، آزاد زنان و آزاد مردان و شما در طول سلطنت این پدر و پسر و خصوصاً پسر که یک یادگار خلفی بود برای آن پدر و از او هم جلو افتاد، شما دیدید در طول تصدی این دو تا جنایتکار، آزادی برای هیچ کس نبود، هیچ کس آزاد نبود که یک کلمه حقی بگوید، آزادی در آن جهت بود که آزاد کنند تا هر فحشائی بخواهند ایجاد کنند برای عقب راندن نیروی جوان های ما، اینها آنقدر که به نیروی انسانی این کشور ضرر زدند به آن ذخائر آنها ضرر نزدند. انسان ها را فلج کردند، جوان های ما را از بین بردند، جوان های ما که باید خدمت بکنند به این کشور، کشاندند به یک جاهائی که در آنجاها جز اینکه افکارشان فلج بشود و نتوانند خدمتی بکنند به این مملکت، چیز دیگری نبود.
تمام مراکز فحشا را اینها درش را باز کردند و با بوق و کرنا، ترویج کردند و کمک کردند که این جوان های ما بروند در این مراکز فحشا و فلج بشوند. همانجا باید دفن بشود جوانی شان، جوانی این جوان های ما را، از آنها گرفتند، فلجشان کردند، این خواهرهای محترمی که در دام اینها افتادند و در دام ترویج های آنها افتادند و در دام تبلیغات آنها افتادند و از آن وظیفه انسانی شان سلب شدند، ملعبه دست جنایتکاران شدند، این تأسفی برای اشخاصی که غیرتمندند، اشخاصی که خوی انسانی شان را از دست ندادند یک تأسفی همیشگی هست که این محترمات را اینها چه کردند به اسم آزادی.
 

با رفتن شاه و عمالش، ملت عزیز ما زنده شدند

و شما دیدید که همچو که این ورق برگشت و اینها به همت همه قشرهای ملت شکست خورده از اینجا رفتند، این ملت عزیز ما چطور زنده شدند، چطور متبدل شدند به یک موجود دیگر. چطور همه شان مشغول شدند به خدمت. الان شما در هر جای مملکت که بروید بینید که مشغولند به خدمت کردن. جهاد سازندگی کسی نرفته الزامشان کند، خودشان داوطلب از توی مدارس، از توی جاهای دیگر می روند و خدمت می کنند. همه جای ایران وقتی می رویم سپاه پاسداران هست، کسی ایجادشان نکرده، خودشان ایجاد شدند، هر جائی، هر محلی خود آن محل اقدام کردند، روحانی محل، معتمد محل، روشنفکر محل، اقدام کردند و سپاه درست کردند، کمیته درست کردند، مردم خودشان مشغول خدمت به کشورشان شدند. البته من باید راجع به این موضوع، قبلاً هم عرض کنم، حالا هم باید عرض کنم که

صحیفه نور جلد 11 صفحه 6

شما آقایان که سپاه پاسدار هستید، خداوند تأییدتان کند انشاءالله و تمام سپاه پاسداران و تمام دادگاه ها و تمام کمیته ها و تمام قشرهایی که می خواهند خدمت کنند به این کشور، توجه داشته باشند که همه اینها خدمتگزار به اسلامند الان جمهوری اسلامی است و شماها از جنود اسلامی هستید، لشگر اسلام هستید، شما کارمند اسلام و کارمند امام زمان هستید، توجه کنید که مبادا یک وقتی یک خطائی بکنید بر خلاف مسیر اسلام، بر خلاف مسیر جمهوری اسلامی یک قدمی بردارید، این یک وظیفه خطیری است برای همه، برای ما و برای شما.
 

خطای روحانی باعث بدبین شدن مردم به روحانیت و اسلام است

روحانیون که نماینده رسول خدا هستند در بین مردم، اگر خدای نخواسته روحانیونی که مدعی این هستند که نماینده امام زمان الان هستند در بین مردم، اگر خدای نخواسته از یکی شان یک چیزی صادر بشود که بر خلاف اسلام باشد، اینطور نیست که فقط خودش را از بین برده باشد، این حیثیت روحانیت را لکه دار کرده. این یک وظیفه بزرگی به عهده اش هست، روحانی همچو نیست که اگر یک خلافی بکند، بگویند که زید این را کرده، خلاف روحانی، به اندازه ای که سعه شعاع نفوذش هست، خطایش یک خطای بزرگی هست، خطائی است که عفوش در دادگاه خدا بسیار مشکل است، برای اینکه این نماینده، یعنی مدعای نمایندگی از طرف امام زمان سلام الله علیه و اسلام دارد، نماینده امام زمان اگر خدای نخواسته یک قدمی کج بردارد، این اسباب این می شود که مردم به روحانیت بدبین بشوند. بدبین شدن به روحانیت و شکست روحانیت، شکست اسلام است که حفظ کرده تا حالا اسلام را این طبقه بوده، و اگر در این طبقه شخصی اشخاصی پیدا بشود که بر خلاف مصالح اسلام خدای نخواسته عمل بکند، جرمی است که از آدمکشی بدتر است، جرمی است که از همه معاصی بدتر، برای اینکه جرم صادر می شود از کسی که آبروی یک روحانیت را از بین می برد، و آنهائی که غافل هستند از اسلام گاهی وقت ها بر می گرداند، این اینطور نیست که وارد شده است که اگر چنانچه عالم فاسد بشود عالم فاسد شود. برای اینکه عالم نماینده به حسب ظاهر نماینده امام است و اگر خدای نخواسته یک فسادی در او پیدا بشود، فاسد بشود، قشرهای ملت را فاسد می کند و از آن طرف اگر چنانچه صالح باشد، صالح کند قشرهای ملت را، صالح می کند عالم را.
من در جوانی در یکی از شهرهای اینجا وقتی که رفتم دیدم که، (محلات، محلات رفتم دیدم که) مردم اینجا صالحند، فرق دارند با جاهای دیگر، خوبند مردمشان کم در آنها پیدا می شود که منحرف باشد، بعد که توجه پیدا کردم دیدم که عالم آنجا آنوقتی که من بودم عالم آنجا عالم خوب، علما آنجا علمائی بودند که خیلی خوب بودند، مردم چشمشان و گوششان و همه هوششان توجه دارد به اینکه این آقا، این امام جماعت، این چه جور است، اگر این امام جماعت و آقا، آقای وارسته ای باشد، توجه به دنیا نداشته باشد، توجه به خدا داشته باشد، مردم تبعیت از او می کنند، از این جهت یک تکلیف زائد بر همه تکالیف به عهده طبقه روحانیون است، این از روحانی، شما هم که حالا وارد شدید در همان

صحیفه نور جلد 11 صفحه 7

کاری که روحانیون می خواهند بکنند و می کردند، آنها خدمت می کردند، شما هم دارید خدمت می کنید به اسلام، شما پاسداران اسلام هستید.
 

خلاف یک پاسدار باعث لکه دار شدن حیثیت پاسداران و رژیم اسلامی

اینها هم سپاه پاسداران اسلام، همه با هم یک کار را انجام می دهید، پست هاتان اختلاف دارد، شما هم همین طور هستید، خیال نکنید که اگر خدای نخواسته یک کار خلافی کردید، این فقط می گویند که این آدم این کار را کرده، می گویند سپاه پاسداران این جوری اند، سپاه پاسداران چه اند، سپاه پاسداران اسلام، جمهوری اسلام، آنهائی که غرضمندند، آنهائی که می خواهند یک نقطه ضعفی پیدا بکنند، آنها شروع می کنند به تبلیغات که رژیم سابق رفت، یک رژیمی آمد، این هم مثل او، این هم بدتر از او، این اسباب این شود که رژیم، بد معرفی بشود، معرفی اش کنند به اینکه رژیم فاسدی است.
اینهمه زحمت که کشیدید، شماها، خداوند همه تان را حفظ کند و اینهمه زن و مرد کشور و خصوصاً این خانم ها که در صف اول در این نهضت و آنقدر زحمت کشیدند برای اینکه اسلام تحقق پیدا بکند، همه نظرشان به این بود که یک جمهوری اسلامی، یک عدل الهی پیدا بشود، اگر خدای نخواسته از ما و از شما یک مطلبی درست بشود و ظاهر بشود که بر خلاف عدالت اسلامی بود و بر خلاف احکام اسلام بوده است، آنهائی که نشسته اند و دارند نگاه می کنند به شماها، خدشه ای پیدا بکنند و این را بردارند زیادش کنند و بگویند، اینها نمی گویند که این آقای حسن و آقای حسین بد کرده، می گویند سپاه پاسداران این جورند، آنهائی هم که صالح هستند برای خاطر یک عملی که انجام می گیرد، آنها هم در ردیف آنها می کنند، اسباب این می شود که بروند از اینجا بالاتر بگویند جمهوری اسلامی اینطوری است، اسباب این می شود یک قدم بالاتر بروند بگویند اسلام همین است، عرضه کنند.
 

تلاش کارتر به خاطر وحشت او از تحقق اسلام در سایر جاهاست

الان در خارج همین تبلیغات هست، در خارج که منافعشان از دستشان رفته است که نمی نشینند نگاه کنند، قدرت های بزرگ، این آقای کارتر نمی نشیند که همه منافع مادی اش از دست رفته، حالا شکست سیاسی هم دارد می خورد یا خورده است نمی نشیند، مشغول به توطئه است، مشغول به این است که دست را به دامن این رئیس جمهور، آن رئیس جمهور، این نمی دانم رئیس کذا، این مجلس کذا، آن مجلس کذا، دست را به دامن اینها بیندازد و وادار کند به اینکه اینها هم همفکر او بشوند در مخالفت با ایران، برای اینکه الان یک وحشتی اینها را برداشته و آنها را، آن تنها نه، همه را، یک وحشتی برداشته است که نبادا یک وقتی اسلام هم تحقق پیدا بکند، مبادا یک وقتی از ایران این صدا بلند شده و این نهضت بلند شده، الان هم شعاعش رفته در همه جا، همه جای دنیا الان حرف این،

صحیفه نور جلد 11 صفحه 8

روزنامه ها راجع به ایران، رادیوها، تلویزیون ها همه راجع به ایران و راجع به این نهضت دارند بحث می کنند، اینها وحشتشان از این است که نبادا این موج اسلام به خارج و یکی یکی ممالک را فتح بکند و اینها را فلج کند، در دنیا شکستشان بدهد از این جهت نمی نشینند همین طور نگاه کنند. دوره افتادند برای اینکه همصدا پیدا بکنند تا ببینیم دنیا و رؤسای جمهور دنیا اینها چه می کنند، ممالک دیگر آیا تا چه اندازه نوکر آقای کارتر هستند و حیثیت خودشان و ملتشان را برای خاطر آقای کارتر از دست می دهند.
 

کارتر به خاطر حفظ حیثیتش، شاه مجرم را پناه داده است

آقای کارتر برای خاطر اینکه به خیال خودش یک مفلوکی را، یک مریضی را ببرد و در آمریکا حفظش کند و عرض می کنم که معالجه اش کند تا اینکه به ملت آمریکا و سایر ملت ها وفاداری خودش را از آن خائن هائی که برای او خیانت کردند، نشان بدهد و در دوره آتیه هم رئیس جمهور بشود برای خاطر این خودش را رسوا کرد.
الان هر جا اشخاص دانشمند دنیا، اشخاص متفکر دنیا تقبیح می کنند، برای خاطر یک آدمی که اینقدر خیانت به یک ملتی کرده است و حالا ملت می گوید آقا این جانی که آمده پیش شما و او را پناه داده اید، پناهنده سیاسی نیست، تا اینکه ما پناهنده سیاسی را بگوئید تحویل نمی توانیم بدهیم، روی قواعد، این یک مجرم است، روی قواعد همه عالم یک کسی که به یک ملتی پنجاه سال و این آدم سی و چند سال به یک ملتی آنقدر جرم کرده و آنقدر اذیت کرده و آنقدر از این ملت کشته و آنقدر در تاوه ها اینها را بو دادند، بعضی از اشخاص پاهایشان را قطع کردند، جرائم آنها را ما نمی توانیم، الان تصورش هم نمی توانیم بکنیم، که در این حبس ها که در زیر زمین بوده و دالان هائی یک وقت نشان دادند، دالان هائی که از این سازمان خیانتکاران بوده است. در این دالان ها به این مردم اسلامی، به این مردم انسانی، به این متفکرین به این روشنفکرها چه گذشته ما نمی توانیم تصور کنیم، اینها هم که رفتند و آمدند، شاید برای ما همه مسائل را نتوانند بگویند که چه کردند به ما، ما یک ملتی هستیم که می گوئیم که، اعلام می کنیم به همه دنیا که ما اینقدر جریمه بر ما وارد شده، اموالمان اینقدر به غارت رفته و به جیب آقای کارتر و امثالش رفته است، به دست این آدم، آنقدر جنایات به این مملکت واقع شده است، آنقدر قتل و غارت وارد شده، ما این را می خواهیم بیاوریم اینجا و محاکمه اش کنیم ببینیم چرا این کارها را کرده.
اساس مطلب این است که کارتر از همین می ترسد که نبادا یک وقتی این بیاید و بروز بدهد، می گویند مشغول شدند که این را یک شستشوی مغزی بدهند و کاری کنند که فراموشی برایش بیاید که نتواند دیگر بروز بدهد، مشغول این کارها هستند. از اینها همه کاری بر می آید، ما نمی دانیم اما از اینها همه کاری بر می آید.

صحیفه نور جلد 11 صفحه 8

 

اعمال ضد انسانی کارتر در لوای انساندوستی!

هر چه می خواهند شستشو بدهند مغز او را، هر چه بخواهند او را بکشانند به اینکه همه چیز را نسیان کند، لکن ملت ما که نسیان نمی کند، این ملت ما هستند الان صداشان اینجا بلند است، این ملتی که الان دارند فریاد می زنند (مرگ بر آمریکا) مقصودشان کارتر است، ملت امریکا که به ما کاری نکرده، ملت امریکا اگر بفهمد مطلب را، اگر بفهمد، اگر بفهمد مطلب را ملت امریکا، به حسب وجدان انسانیش با ما موافق است.
اینهائی که مخالفت می کنند، اینها از وجدان انسانی بیرونند، اینکه این ابرقدرت ها فکر انسان نیستند، یک فکرهای جنون آمیزی در مغز آنها هست که با اسم انساندوستی که می گوید من مردم را برای انساندوستی محاصره اقتصادی و دخالت نظامی در یک مملکت سی و پنج میلیونی انسان که خوب آن هم یک نفر از اینهاست، دیگر آن که از یک جای دیگر نیامده، این هم یک نفر از افراد اینجاست، شما برای این یک نفر جانی، سی و پنج سال جنایت کن به اسم دوستی انسان و انساندوستی سی و پنج میلیون جمعیت از همین جمعیت، نمی توانم بگویم از این قماش، قماش اینها فرق دارد با او، قماش انسانی، سی و پنج میلیون را خواهی در فشار اقتصادی قرار بدهی که بمیرند، اگر زورتان برسد، می کنید، اما همچو قدرتی ندارید، شمائی که می گوئید ما انساندوستیم، سی و پنج میلیون انسان اینجا هست، این سی و پنج میلیون انسان بمیرند برای یک نفر که شما جنایاتتان معلوم نشود، آقای انساندوست پنجاه نفر ما، پنجاه هزار نفر انسان در امریکا داریم که این دانشجوهای عزیز است، پنجاه هزار نفر دانشجو را بیخودی می خواهی از امریکا خارجشان کنی، شما، انساندوستی؟ شما مطابق حقوق بین المللی دارید عمل می کنید، شما بشر می خواهید؟ شما بشر را مراعات می کنید؟ این سی و پنج میلیون جمعیت اینجا، سی و پنج میلیون جمعیت اینجا که بسیارشان چیز هستند، روحانی هستند، تحصیلکرده هستند، همه شان مؤمن و متقی هستند، این سی و پنج میلیون جمعیت می گوئید اصلاً حقی در دنیا ندارند، فقط حق مال محمدرضاست، حق مال این جانی است، غیر از این است که ما اینطور فکر کنیم که ایشان نه برای این امت، یک حس انساندوستی اش او را وادار کرده به این معنا برای اینکه این بر خلاف حس انساندوستی است.
 

کارتر بد تشخیص داده، ملت دیگر ظلم را نمی پذیرد

اینها نیست مسأله، مسأله این است که بدتشخیص داده اند. روی آن تشخیص بدش، مثل اینکه لج کرده، از اول بد تشخیص داده، می گویند هم تحمیلش کرده، تشخیصش از اول برای اینکه موفقیت پیدا کند برای ریاست جمهوری دوره بعد، راهش را بد رفته است، راه این نبود که ایشان شاه را بردارد برود آنجا و بخواهد یک توطئه بکند یا بگوئید بخواهد معالجه بکند، حالا من اطلاعی ندارم، یک عده ای می گویند برای توطئه رفته است، بردند او را آنجا و یک عده ای هم می گویند که نه این مفلوک است و این مریض است دیگر، سرطان دارد، این، راه را بد رفت، خیال کرده به اینکه حالا هم وضع

صحیفه نور جلد 11 صفحه 10

مثل وضع سابق است که یک کلمه ای القا می کرد به محمدرضا آن هم تحمیل می کرد به ملت، ملت هم حرف نمی زد، وضع آنوقت اینطور بود.
تا گفته می شد که تو باید این کار را بکنی، مأموری که این کار را بکنی، آن هم می آمد آنجا و به وسیله این عمالش آن کار را تحمیل می کرد و مردم هم یک وضعی پیدا کرده بودند که تسلیم بودند، او خیال می کرد حالا هم ملت ما مثل آنوقت است، نمی داند که ملت ما تحول پیدا کرده، یک موجود انسانی به تمام معنا شده، موجودی که دفاع می خواهد از خودش بکند، یک موجودی که زیر بار ظلم نمی رود، دستور اسلام این است که نه ظلم بکنید نه زیر بار ظلم بروید، انظلام یعنی زیر بار ظلم رفتن از ظلم کمتر نیست، انظلام به خودت ظلم کردن، به یک ملت ظلم کردن، ظلم هم از همین قماش، هر دویش در اسلام ممنوع است، نه شما حق دارید به کسی ظلم کنید نه حق دارید که از کسی ظلم بکشید، دیگر ملتمان این است که نمی خواهند از تو ظلم بکشند، نمی خواهند.
رؤسای جمهوری امریکا تا حالا به ما ظلم کردند و به وسیله عمالشان همه چیز ما را از بین بردند و بالاتر از همه نیروی انسانی ما را عقب راندند، ما از این به بعد نمی خواهیم این ظلم را بکشیم.
 

کارتر از محاکمه شاه می ترسد چون حیثیتش به باد می رود

ما می خواهیم این آدم بیاید اینجا و محاکمه اش بکنیم، خودش مطرح نیست، خودش یک آدم نیست، آنوقت هم که بود آدم نبود، خودش مطرح نیست، ما می خواهیم چه کنیم یک مفلوکی که بیاید اینجا و ما عاشق جمالش که مردم نیستند، ما می خواهیم این آدم بیاید اینجا محاکمه اش کنند و پرونده های قطوری که از او هست ارائه بدهند و اینهمه معلول و اینهمه ناقص العضو که به وسیله او شده است، ارائه بدهیم به عالم، آقا وضع ما این است، وضع ملت ما در این سی و چند سال حکومت، این است، وضعمان این است که جوان های ما، پیرزن ها را بیاوریم که جوان هاشان را از دست دادند، که جوان هاشان را نشان بدهند که اینها آنهایند که در سینما رکس مثلاً از بین رفتند.
امروز، الان یک پیر مردی - که - آمده بود که چهار تا یا پنج تا شش تا از اولادهای من در آنجا، خوب ما این را می خواهیم بگوئیم، این آقای انساندوست این را برده نگه داشته، نه اینکه انسان می خواهد نگه دارد، خوب انسان نیست که نگهش دارد، این نه این است که برای انساندوستی دارد این کارها را می کند، این خوف این را دارد که نبادا تحویل اینجا بدهند و مشت رئیس جمهور امریکا باز بشود که در آینده نتواند دیگر رئیس جمهور بشود، یعنی قلم نه، روی او امریکا بکشد که شما دیگر لایق رئیس جمهوری نیستید، ملتش بفهمند که رؤسای جمهوری اینها چه می کردند با مردم، با دنیا چه کردند، ملت ها که اینطور نیستند که افکارشان مسموم شده باشد مثل این رؤسا، ملت ها افکارشان محفوظ است، مگر آنهائی که دور و بر اینها جمعند، اینها خوف این معنا را دارند. اگر ملت ما از اول گفته بود که محمدرضا را آنجا نگه داشتید بکشیدش، می کشتندش همچو آنها باکی از کشته شدن ندارند.

صحیفه نور جلد 11 صفحه 10

 

برای کارتر رئیس جمهور شدن مطرح است نه جان انسان ها

شما خیال می کنید که برای این پنجاه نفر که در اینجا هستند، پنجاه و چند نفر جاسوسی که در اینجا هستند، اینها دلشان سوخته و انساندوستی شان و حب به اهل ملتشان اسباب این شده، شما مطمئن باشید که مسأله این نیست، اینها فوج فوج سربازهای خودشان برای اینکه خدمت به آنها بکنند می فرستند به جبهه ها که بریزند در جبهه ها بکشند و کشته بشوند. هزاران افراد را از خود ملتشان به کشتن می دهند، برای اینکه یک صدائی در خود آمریکا پیدا بشود که این رئیس جمهور ما چه آدم کذائی است، وضع این، روحیه اینها اینطوری است، اینها وضع روحشان، روح الان دیگر آن روح اولی که فطرت انسان و فطرت اولی است، اینها از دست دادند، همه انسان ها به فطرت صحیح موجود می شوند، اینها عوض شدند، از آن فطرت اولیشان عوض شدند، اینها برای خاطر پنجاه و چند نفر که در ایران حبس اند، یعنی حبس هم خوب در محلشان هست، همان جایی که زندگی می کردند حالا هم همان جا دارند زندگی می کنند، آنطور هم که تا حالا به من اطلاع دادند و من همیشه سفارششان کردم در کمال رفاه هم هستند، منتها آنها سروصدا بلند کردند که اینها چطور و کذا. بعضی از اینها هم که رفتند آنجا گفتند نه، مسائل این نیست، نه برای خاطر این پنجاه و چند نفرشان دست و پاکنند همه تشبث اش این است که رئیس جمهور بشود، اصلاً تمام نظرش آنجاست و من به او قول می دهم که نشود انشاءالله، رئیس جمهور شدن راه دارد حال ما فرض هم می کنیم دو سال دیگر هم، پنج سال دیگر هم بخواهی رئیس جمهور بشوی، آخر ارزش دارد که یک انسانی، یک ملتی را، ملت دویست و چند میلیون در نظر مردم اینطور جلوه بدهد ارزش دارد، برای پنج سال دیگر جنایت کردن، خوب، ریاست کردن اینها، همان جنایت کردن ارزش دارد. برای ریاست کردن که مساوی با جنایتکاری است پنج سال، اینکه اینقدر یک ملت امریکا را آنها که تقصیری در این باب ندارند اینقدر آنها را آلوده کند و مردم دنیا را هم به ملت امریکا بدبین کند، تو خدمتگزار به ملت خودت هستی، تو اگر خدمتگزار به ملت بودی، می گفتی خوب این خیانت کرده، ما این خیانتکار را می دهیم دست کسانی که به او خیانت کرده، این خدمتگزاری بود، این آبروئی بود، همه ملت ایران برای تو هورا کشیدند، اما حالا چه شده؟ حالا نزدیک جنایتکار، بدتر از جنایتکار می دانند، حالا مشتت باز شده و دیگر و تو را یک آدمی دانند که داری ملت خودت را هم به باد می دهی، ارزش دارد، اگر فرض کنید تو رئیس جمهور هم بشوی، این ارزش دارد که انسان به اینقدر جنایات خودش به پنج سال، حالا این شاه، شاه مخلوع از باب اینکه به قول خودش شاه بود می گفت، من تا آخر عمرم شاهم. جنایات که می کرد می گفت: ارزش دارد، می گفت من تا آخر عمرم هستم، نمی دانست که خداخواهد، اما شما رئیس جمهوری پنج ساله اید، شش ساله، یک همچو چیزی است، بعدش باید بروی، تا آخر هم که دیگر نوبت شما نمی رسد، رقبای شما هستند در این معلوم نیست، تو برای تو هم اینکه برسی به این مقام، الان برای تو هم، الان که تو نمی دانی تو می شوی یا آن نفر دیگری که کاندیدا هستند، تو سر هم دارید می زنید، شما برای خاطر توهم اینکه من در پنج سال دیگر، شش سال دیگر مشغول به این ریاست و نمی دانم این بساط

صحیفه نور جلد 11 صفحه 12

باشم، این را برای توهم، ملت خودت را از دست می دهی، داری ملت خودت را و همه شوون امریکا را در نظر شرق فاسد جلوه می دهید، این ارزش دارد که برای یک توهم، آدم این کار را بکند، این عقل اقتضاء می کند که انسان برای توهم اینکه شاید برسم به آنجا، اینقدر جنایت فعلی بکنند. اینها اینطورند وضعشان و مبتلای با یک همچو انسان ها یا آدم ها یا موجوداتی هستیم که باید همه ملت ما با آن مبارزه کنند.
 

ما از محاصره اقتصادی و نظامی نمی ترسیم

و ما نمی ترسیم از اینکه در اقتصاد ما را منزوی کند یا فرض کنید که چیز نظامی، دخالت نظامی، ما از این چیزها نمی ترسیم. ما قبل از این حرف ها، شاید شما هیچ کدامتان یادتان نباشد، همه این شلوغی ها که حالا بینید ما شاهدش بودیم، ما در همان محلی که بودیم، یعنی خمین که بودیم سنگربندی می کردیم، من هم تفنگ داشتم، منتها من بچه بودم به اندازه بچگی ام، بچه شانزده هفده ساله ما تفنگ دستمان بود و تعلیم و تعلم تفنگ هم می کردیم، من بلدم الان تفنگ بیندازم، این اخوی ما بزرگتر از ما بود، ایشان تفنگ انداز است، منتها حالا پیرمرد است، ما سنگر رفتیم و با این اشراری که بودند و حمله می کردند و می خواستند بگیرند و چه بکنند، هرج و مرج بود، دیگر دولت مرکزی قدرت نداشت و هرج و مرج بود، قبل از این خان بود، هرج و مرج و دولت مرکزی هم بدون قدرت و همه جا، کاشان و این حدود قم و .... است، چیز کاشی بود، نائب حسین و پسرش، آن حدود ما هم حمله می کردند زلقی ها و نمی دانم ... حمله می کردند و یک دفعه هم آمد یک محله ای از خمین را گرفتند و مردم با آنها معارضه کردند و تفنگ دست گرفتند، ما هم جزء آنها بودیم که به اندازه ای که می توانستیم حرکت بکنیم، امیدواریم که این ملت ما همه تفنگدار باشند و همه جنگجو، آنقدری که می توانیم می زنیم، حالا شما فانتوم آوردید ریختید سر ما، هر کاری می خواهید بکنید، ما را نترسانید از اینکه نظامی می آوریم، ما نظامی های شما را دفنشان می کنیم و ما را نترسانید از اینکه به شما برای خاطر انساندوستی گرسنگی می دهیم تا بمیرید نخیر، اینطور، روزی ما با خداست و ما قدرت این را داریم که از این زمین خدا روزیمان را بیرون بیاوریم، همه کشاورزهای ما انشاءالله بیدار شدند و کشاورزیشان را تقویت کنند.
 

توطئه ایادی امریکا برای نابودی اسلام

در هر صورت مسأله این است که ما الان مبتلای به یک همچو قدرتی هستیم و مع الاسف که در داخل ما هم که جناح هائی هستند دست و پا می کنند که همان مسائل را درست کنند، یعنی دست و پا می کنند که امریکا قدرت پیدا کند، این ننگ را ما کجا ببریم که اهالی یک کشوری، افرادی که از همین مملکت است اینجا زاده شده و اینجا پرورش پیدا کرده، حالائی که مملکت ما و ملت ما قدرت امریکا را در اینجا شکست داده است، باز روابط با امریکا دارند که برگردانند، این ننگ را کجا

صحیفه نور جلد 11 صفحه 13

باید برد، این شکایت را پیش کی بکنیم که باز هم در بین جمعیت اشخاصی هستند که اخلال می کنند که خواهند جمهوری اسلامی تحقق پیدا بکند.
جمهوری اسلامی اگر تحقق پیدا کند، دست ارباب ها کوتاه می شود، نبادا این کار بشود از آن روز اولی که ما آمدیم به اینجا و قبلش، اخلال می کردند، قدم به قدم اخلال می کردند، خواستیدبدهید،نمی گذاشتند بدهید. یک دسته ای آنجا جلو رفتید و شکست دادید آنها را، بعدش قدم بعدش راجع به قانون اساسی، چه حرف های مزخرف زدند و گفتند اخلال به اینکه نبادا یک چیزی بشود، بعد مردم رأی دادند و در این صد در نود از آن رأی سابق بود، صد نود مردم رأی دادند، حالا به دست و پا افتادند که ارباب ها دارند شکست می خورند، چه بکنند اینها، حالا باز هیاهو می کنند، می خواهندچند نفر را بر رأی تمام ملت به اسم مصلحت ملت، این همان منطق کارتر، منطق کارتر این است که ما برای خاطر این انسان داریم، سی و پنج میلیون جمعیت را زیر پا له می کنند، اینها هم برای خاطر چند نفر آدم، برای خاطر فرض کنید که یک عده معدودی یا برای خاطر عشق به آمریکا می خواهند نهضت اسلامی ما را شکست بدهند و اسلام را شکست بدهند، تاسف این، اسلام راخواهند شکست بدهند، دانسته یا ندانسته. و نمی توانند، امروز مردم مملکت ما، ملت ما همچو شده است، همچو بیدار شده است و چشم هایش را باز کرده که این توطئه ها دیگر فائده ندارد، همه این توطئه ها را این ملت دفع می کند.
خداوند انشاءالله به شما سلامت بدهد، به خواهران من، برادران من، به همه شما دعا می کنم و تا نفس می کشم خدمت به شما می کنم، خداوند همه تان را انشاءالله حفظ کند.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:28 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع اعضای انجمن اسلامی پزشکان اصفهان

تاریخ: 1358/09/25

 

نخوت قدرتمندی در مغزهای کوچک منجر به لگدمال کردن ملت می شود

بسم الله الرحمن الرحیم
من از آقایان تشکر می کنم که زحمت کشیده اند آمده اند، خواهرها، برادرها، تا از نزدیک یک مطالبی که باید گفته بشود، لااقل بعضی از آن گفته بشود. شما لابد امروز از رادیو شنیدید که شاه از امریکا رفت به جای دیگر. این اثر جرم و این مجرم که باید بیاید و در اینجا محاکمه بشود تا ما پرده از روی جنایات امریکا یعنی رؤسای جمهور امریکا که در طول این مدت که این جانی در اینجا جنایت کرده، ریشه اصلی اش امریکا بوده، این یک شاخه ای از آن ریشه بوده است، اینجا فاش کنیم، اینها گمان می کنند که شاه را از امریکا که خارج کردند تمام شد قضیه، مثل اینکه وزیر خارجه امریکا هم گفت که حالا ببینیم که عکس العمل ایران چه خواهد بود. اگر ایران تمام حرفش این بود که شاه چرا در امریکاست دیگر حالا تمام شده بود برای اینکه شاه در امریکا نیست اما قضیه این است که شاه، شاه مخلوع که الان یک موجود مفلوکی است و به نظر من آن وقت که در اریکه قدرت بود مفلوکتر بود، مفلوک از جهت ادراکات که نمی توانست بفهمد وظیفه او با ملت چیست و ملت چه مقامی دارد در هر کشوری، این معنا را ادراک نکرده بود، از این جهت مفلوک بود و حالا هم مفلوک است چنانچه آقای کارتر هم مفلوک است، آنهائی که خودشان در اریکه قدرت نشستند و این نخوت قدرتمندی در مغزهائی که کوچکند، این اسباب این می شود که هر کاری که می خواهند انجام بدهند، هر چه دستشان می رسد به او انجام بدهند، هر ظلمی که می توانند بکنند، هر ملتی را که می توانند زیر پای خودشان له کنند. اینها جزء مفلوک های عالم هستند برای اینکه قدرت روحی ندارند که هر چه وارد در مغزشان می شود بتوانند کنترلش کنند، همانطور که آدم مفلوک نمی تواند یک راه صحیحی را پیش بگیرد، آدم علیل نمی تواند یک راه صحیحی را پیش بگیرد، آدم علیل نمی تواند یک راه صحیحی برود، آنهائی که برای خاطر قدرتمندی، کوچک بودن مغز و قدرت زیاد، در آن وارد شدند نمی توانند کنترل کنند خودشان را و حفظ کنند مغزشان را، اینها جزء مفلوک ها هستند. انبیا و اولیا که هر چه وارد می شد، هر چه قدرت در عالم وارد می شد، در اینها هیچ، در آنها تأثیری نمی کرد. آن کسی که زمام یک مملکتی از حجاز گرفته تا مصر و اینجاها را، ایران و سایر جاها تحت سلطه او بود و قدرت جسمی و روحی خودش آنطور بود، می بینیم از یکی از افراد پائین و متوسط متواضعتر است و این قدرت ها ابداً در

صحیفه نور جلد 11 صفحه 15

روح او تأثیر نکرده برای اینکه روح اینقدر بزرگ است که همه عالم را می گیرد، یک روح مجردی که از آن آلایش ها تجرد پیدا کرده است اینقدر وسیع است که همه عالم مثل یک نقطه می ماند در او، آنها لایق زمامداریند، اسلام آنها را زمامدار کرده است، وقتی هم که دست به دامن آنها نمی رسد باید آن اشخاص که نزدیکتر به آنها هستند از سایر افراد، آن اشخاص که بهتر توانند هضم کنند قدرت ها را، کمتر قدرت مابی در کله آنها تأثیر بکند، باید زمامدار باشند، مع الاسف دستمان کوتاه است. امثال اینهائی که تا یک ریاست پیدا می کنند، تا یک قدرت ریاست پیداکنند، تا یک قدرت پیدا می کنند، مثل حیوان های چموش شروع می کنند به شرارت، اینها مفلوکند، همانطوری که اینها الان اسم محمدرضا را گویند یک مریض مفلوکی که، من می گویم در آن زمان که قدرتمند به نظر شما بود مفلوکتر بود از حالا، حالا هم شما مفلوکید و همه قدرتمندهائی که به واسطه یک قدرت نمی توانند خودشان را کنترل کنند و نمی توانند هضم کنند آن قدرتی که بر ایشان وارد می شود، اینها جزء همان مفلوک ها هستند و لهذا این مفلوک ها هستند که دور هم نشینند و به تبع این مفلوک اصلی یک ملتی را محکوم می کنند.
 

وجود لانه جاسوسی و افرادش برای ایجاد توطئه بود نه روابط سیاسی

لابد این را هم شنیدید که لاهه ایران را محکوم کرد، حالا دیگر خواب به چشم ایرانی ها نمی آید، لاهه محکوم کرد، این لاهه مدت هاست، این سازمان ها مدت هاست که اسرائیل را در این شرارت هایش محکوم کردند و هیچ اعتنا به آنها نکرد، هیچ غلطی هم آنها نکردند. ما که مسأله مان یک مسأله حق است که می گوئیم که بیائید ببینید که اینجا اصلاً سفارتخانه نیست، شما می گوئید که سفارتخانه باید جزء احکامی که کردند آقایان، سفارتخانه باید به تصرف آمریکا داده بشود، ما مدعی هستیم که اینجا سفارتخانه نیست، اصلش قضیه سفارت در کار نبوده و ما مدعی هستیم که این آدم هائی که در اینجا بودند، اینها اجزاء سفارتخانه نبودند، به اسم سفارتخانه شما یک چیزی درست کردید که لانه جاسوسی است و بیایند ببینند که آیا این چیزهائی که در این سفارتخانه هست، اینها اسباب دست جاسوس هاست یا وسائلی است که سفارتخانه لازم دارد؟ بیایند سفارتخانه های دیگر را ببینند، سفارتخانه ایران را در خارج ببینند که آیا این سفارتخانه ایران وضعش اینطور است که اینجا هست و همین طور سفرای ایران در خارج؟ یا فرض کنید اجزاء سفارتخانه ها را ببینید که آنها در آنجا یک همچو مسائلی ندارند و اگر یک وقتی مثلاً یا جای دیگر در امریکا یک جائی را به اسم سفارتخانه، مرکز توطئه و جاسوسی قرار بدهد، آقایان گویند که خوب، شما چون که یک اشخاصی بودید دیپلمات، بیائید، تشریف ببرید دیگر راه را باز کنند؟ و گر نه مسأله این نیست، شما با این حرف می خواهید کلاه سر عالم بگذارید و وقت دیر شده است و دیگر از شماها قبول نمی کنند، شما شاه را دک کردید برای اینکه مشت تان باز نشود، ما محاکمه تان می کنیم، در همین جا محاکمه رژیم این پهلوی را و محاکمه رژیم جمهوری امریکا را، در این مدتی که به ما، اینطور جرم را نسبت به ما روا داشتند و اینطور توطئه ها را کردند، آنها گفتند که، محکوم کردند ما را به اینکه سفارتخانه ها و سفارتخانه آمریکا

صحیفه نور جلد 11 صفحه 16

باید تحویل داده بشود و این دیپلمات ها را با سفرا و اجزاء سفارتخانه باید راه بیندازند، اینها بیایند به امریکا، ما می گوئیم که سفارتخانه نیست، اینجا شما سفارتخانه، ما گوئیم امریکا اصلاً سفارتخانه ندارد اینجا، ما می گوئیم که مأمور سیاسی ندارد اینجا، اینها مأمورهای امنیتی هستند نه مأمور سیاسی، اینها از اجزاء امن امریکا هستند که در اینجا بودند، اینها نیامدند برای اینکه بین ایران و امریکا را روابط سیاسی ایجاد کنند، اینها آمدند آنجا و این مرکز مهم هم برای همین است که در ایران توطئه کنند و حالا که شکست خوردند بیشتر توطئه کنند، حالا که آن شخص رفته و دست آنها هم از مملکت تا حدودی بریده شده است زیادتر می خواهند توطئه کنند، ما این معنا را می گوئیم. ما اشخاصی را که می خواهیم دعوت کنیم در اینجا، از دانشمندهای دنیا و از سیاسیون دنیا و از کارشناس های دنیا، برای این است که بیایند تشخیص بدهند که این وضعی که در اینجا بوده است و این اشخاصی که در اینجا مشغول کار بودند، این وضع سفارتخانه است؟ این وضعش وضع سفارتخانه است؟ این یک مکانی است که باید اسمش را سفارتخانه گذاشت یا نه؟ و بیایند و ببینند اشخاص را و بررسی کنند از پرونده هائی که اینها دارند و از پرونده هائی که اینها دارند و از کارهائی که آنجا انجام می دهند، می دادند، ببینند این کارهای سفارتخانه است یا کارهای سفارتخانه نیست؟ پس شما یک موضوع غلطی را در لاهه، یک موضوع غلطی را حکم کرده، یک موضوعی را حکم کرده که در اینجا نیست همچو موضوعی، او گفته است باید سفارتخانه را تحویل بدهند، ما سفارتخانه امریکا اینجا نداریم، کجاست این سفارتخانه؟ می گویند که باید دیپلمات ها را رها کنند، ما نمی شناسیم دیپلماتی در اینجا، آنها که نگفتند که باید مرکز جاسوسی را، باید یک مجلس دیگر بگویند، آنجا هم باز به اتفاق آراء بگویند که مرکز جاسوسی را باید به امریکا تحویل بدهند و جاسوس را باید رها بکنند، اگر این را گفتند یک حکمی بر ضد ما هست، اما اینهایی که گفتید، حکمی بر ضد ما نیست برای اینکه ما که مرکز جاسوسی را گرفتیم نه سفارتخانه را، اصلاً ما هیچ سفارتخانه ای را نگرفتیم، امریکا سفارتخانه ندارد اینجا، اصلاً آقایان می گویند که سفارتخانه را باید تحویل امریکا داد، نه، سفارتخانه ندارد تا ما تحویل بدهیم، آمریکا مأمورین سیاسی ندارد اینجا، اینکه می گویند باید مأمورین سیاسی را تحویل بدهید، مأمورین سیاسی کی هست، پیدا کنند تا ما تحویل بدهیم. ما مدعی هستیم که اینها هیچ کدام مأمورین سیاسی نیستند و می گوئیم بفرستید و ببینید، قضیه را بررسی کنید.
 

ما شاه و رؤسای جمهور امریکا را غیابی محاکمه می کنیم

و ما می آوریم بررسی می کنیم این مطلب را، محاکمه می کنیم اینها را و محاکمه کنیم رؤسای جمهور را منتها محاکمه غیابی، دستمان به آنها نمی رسد، محاکمه غیابی آن مقداری از پرونده هایشان که در اینجا هست و آن مقداری از جنایاتشان که بر ما در اینجا ثابت است که این مقدار، من مکرراً این را گفتم، اینها یک کارهای زیر پرده ای داشتند که غیر از رئیس جمهور و شاه شاید کسی نمی دانسته آنها را، ما نمی توانیم پیدا کنیم آن مقداری که منعکس است در خارج، آن مقداری که در وزارتخانه های

صحیفه نور جلد 11 صفحه 17

ما منعکس است، آن مقداری را ما می خواهیم حالا بررسی بکنیم و پرونده هایشان را مشغول جمع آوری هستند گروه هائی تا اینکه جمع بشود و ما دعوت کنیم از اشخاص بیایند بررسی بکنند. ما یک حرف غیر حقی نداریم، این حرف ساده ای که همه عالم این حرف را باید اگر بفهمند، بپذیرند، البته آقای کارتر نمی پذیرد برای اینکه آقای کارتر اصلاً از آن مفلوک هائی هست که حق را نمی تواند بپذیرد، مغز او دیگر حق را نمی تواند بپذیرد، آن دارد شاه را از این دست به آن دست می گرداند، در یک جزیره ای در آنجاها بردند و نگهداریش می کنند مبادا گرفتار بشود و به ایران بیاید و مقداری که بین خودش و او هست هم کشف بشود، اسراری که ما بین شاه و کارتر هست و سایر چیزهای امریکا هست، باید کشف بشود. محمدرضا گفته بود که اگر چنانچه بناست من را محاکمه کنند، باید رؤسای جمهوری امریکا هم، چند نفر که در زمان من بودند، محاکمه کنند. بله، باید محاکمه کنند آنها را منتها ما دستمان به آنها نمی رسد، ما همچو قدرتی نداریم که احضار کنیم رئیس جمهور امریکا را، لکن این قدرت را داریم که در محل خودمان پرونده هایشان را رسیدگی کنیم و اشخاصی را دعوت کنیم از خارج و بیایند و رسیدگی کنند و ببینند چیست قصه. ما آنها را هم می خواهیم محاکمه کنیم، بنابراین، این فایده ندارد که ایشان بر دارد این را ببرد از یک مملکتی به مملکت دیگر و خیال کند حل شد قضایا، از اول هم همه حرف ها این بود که اگر او را تحویل ما ندهید، ما اینهائی که اینجا هست محاکمه می کنیم و حالا هم می گوئیم که ما یک محاکمه ای از رژیم پهلوی می کنیم و یک محاکمه هم از جمهوری امریکا در زمانی که این آدم، از آن زمانی، که این آدم در رأس آن بود تا حالا و تا آن وقتی که اینها در اینجا هستند و بساطشان اینجا هست. بنابراین، مسائل حل نشده است، آنها خیال می کنند که اگر چنانچه این را فرستادند آنجا، دیگر مسائل حل است.
 

قصد ما روشن کردن ظلم مستکبرین به مستضعفین است

خوب، ما یک مطلب دیگری هم غیر از اینکه اساس مطلب است که می خواهیم جرم آنها را به دنیا ثابت بکنیم و مستضعفین وظیفه شان را با مستکبرین بفهمند، مستضعفین اکثراً نمی دانند، ما هم نمی دانیم، ما هم جزء مستضعفین هستیم، نمی دانیم که اینها به سر ما چه آوردند، بعضی از ورقه های کوچکش دست ماست و می داینم، بعضی مشاهدات ما هست و چیزهائی که به چشم دیدیم اما مسائل زیاد زیر پرده را ما نمی توانیم بفهمیم، ما می خواهیم آن مقداری که امکان دارد بفهمیم این را، درست عرضه کنند به مستضعفین دنیا، به ممالک دنیا، تا بفهمند مستضعفین که این مستکبرین با آنها چه می کنند، این ابرقدرت ها با اینها چه می کنند، ما می خواهیم بفهمانیم به خود ملت امریکا که نسبت به ملت امریکا اینها چه کردند تا حالا، اینها چه جنایاتی کردند که ملت امریکا را هم از نظر مردم دارند از بین می برند، اینها چقدر به خود امریکا لطمه وارد کردند، لطمه حیثیتی، لطمه انسانی و چقدر به سایر کشورها و ملت ها و اینها.
بنابراین مسائل به اینجا ختم نمی شود، ما یک ملت ضعیفی هستیم، ما یک ملتی هستیم که

صحیفه نور جلد 11 صفحه 18

اتکالمان به خداست و ما جمعیت مان کم است، شما جمعیت تان زیاد، جمعیت شان زیاد، یعنی اینکه ملت امریکا با آنها نیست تا جمعیت شان زیاد باشد، شمائید و سرنیزه ها و فانتوم ها و آن بساطی که دارید، و مائیم و مشت و صدا و فریاد مظلومیت تا ببینیم آیا چه خواهد شد، آیا غلبه باز با ظالم هاست، این راجع به مسائل امروزی که به ما متوجه است اما مسائل داخلی خودمان. شما ملاحظه کردید که ما در آنوقت که با، ملت ما در آنوقتی که با این رژیم در افتاد، یک مقابله یک آدم هیچ، آدمی که هیچ نداشت با یک آدمی که همه چیز داشت، شما یک وقت مقابله کردید با یک رژیمی که قدرتمند بود و مجهز بود به همه جهازات جنگی و دارای قدرت زیاد که دنبال او و پشتیبان او هم قدرت های عالم بود، یعنی شما یک طرف ایستاده بودید با دست خالی، او آن طرف ایستاده بود با تمام تجهیزات و پشت سر او پشتوانه او همه عالم، بود شما خیال نکنید که از این همه عالم که می گویم، ملت ها را گویم، همیشه مقصودم دولت هاست، این دولت ها الا کمی شان، پشتیبانی از او می کردند، این قدرت های بزرگ پشتیبانشان بودند و خصوصاً امریکا و انگلستان، در یک همچو موقعی آن که شما را پیروز کرد و اینها در عین حال که همه چسبیده بودند که این آدم را نگهش دارند در اینجا و بعد هم بختیار را نگه دارند در اینجا که در آن هم خیلی جدیت کردند، اینکه موفق نشدند آنها و شما موفق شدید چه بود؟ شما قدرت نظامی داشتید؟ شما اصلاً تعلیمات نظامی دیده بودید؟ ما یک دسته طلبه بودیم که نمی دانستیم نظام چه می کند، شما هم یک دسته پزشک هستید که باز هم از نظام اطلاع ندارید، تعلیمات نظامی ما ندیده بودیم، ملت ما تعلیمات نظامی ندیده بود، آنها تعلیمات نظامی داشتند اما ما نداشتیم، هیچ نداشتیم، حالا هم که می بینید چهار تا تفنگ دست جوان های ما هست، اینها غنیمتی است که از آنها گرفتند والا قبلاً که نداشتند، این را قبلاً با زحمت، نمی دانم یک چیزی درست می کردند پرت می کردند که در مقابل آنها چیزی نبود، اینها، آنی که این ملت را پیش برد، آن یک قدرت غیبی بود، یک قدرت الهی بود، پای هیچ کس حساب نکنید شما. در عین حالی که تشکر می کنم از شما که این مقاله ها را خواندید، لکن تذکر می دهم اینقدرها تعریف نکنید از یک شخص، برای اینکه چیزی نیست، هر چه هست، اوست ما چیزی نیستیم، ما جز یک بنده ضعیف چیزی نیستیم، آنها با یک فوت می توانستند - اینها - ما را بیرون کنند، آن که این قدرت را به این ملت داد و آنطور وارد شد به میدان و بیرون کرد حریف خودش را، آن یک قدرت روحی بود که خدا داد به اینها، یک قدرت الهی و غیبی بود که این ملت را متحول کرد به یک چیز دیگری، این مردمی که وقتی اسم سازمان امنیت می آمد به خودشان می لرزیدند، ریختند و گفتند ما اصلاً نه شاه می خواهیم و نه سازمان امنیت و نه اصلاً رژیم شاهنشاهی را می خواهیم و به واسطه این امری که خدای تبارک و تعالی انجام داد به اراده مبارک خودش، و یک نکته بزرگی که شاید اکثراً از آنها غافل باشند، آن ایجاد رعبی بود که در اینها کرد. در قرآن هست که نصر گاهی به رعب، گاهی جمعیت اینها را جوری می کنند که به نظرشان زیاد می آید، گاهی قدرت نمایی اینها، ولی چیزی نیست، در نظر آنها بزرگ است. اینها همه چیز داشتند و مطمئن باشید که اگر این رعبی که خدا در قلب اینها انداخته بود، نبود، اینها می توانستند یک شب تمام تهران را خراب کنند، همه چیز داشتند،

صحیفه نور جلد 11 صفحه 19

قبلاً هم که ایشان گفته بود که اگر من بروم ایران را خرابش می کنم، خراب هم کرده، آنوقتی که اینجا بود خراب کرده، حالا که رفته، ما بتوانیم آیا آباد کنیم این خرابی را یا نه، نمی دانم، این معنا که توی دل آنها را خدا خالی کرد و از آن طرف سربازها و درجه دارهای پائین از آنها دیگر اطاعت نکردند، اینها کارهائی بود که خدا کرد، من و شما نمی توانستیم بکنیم، اینها کارهائی بود که جزء آن رده اول که آنها دیگر منقلب شده بودند به یک آدم فاسد، به یک حیوان، رده های بعد از او، هم افسرهایشان، هم درجه دارهایشان، هم سربازهایشان، اینها از آنها برگشته بودند، اگر امر هم کردند، اطاعت نمی کردند، حتی من آنطور که شنیدم بختیار وقتی که می خواسته برود، در همین راهی که داشته می رفته که برود، امر کرده است که به عنوان اینکه خوب، نخست وزیر است، امر کرده است که آن را بمباران کنید، گوش به او ندادند، این تخلف این جمعیت از آنها یک چیزی بود که خدا درست کرد برای آنها، اگر این جمعیت، این سرباز مجهز و کذا... تبعیت کرده بودند از این درجه اولی ها، از شاه و از بختیار و از آن بالاترها و بالاها، اگر اطاعت کرده بودند، حالا نه من اینجا نشسته بودم و نه آقا و نه جمع شما، نبود، یا در بیغوله ها بودیم یا در حبس بودیم یا قتل عام، ماها را می کشتند، اما غفلت نباید بشود از این نصری که خدای تبارک و تعالی، نصرتی که خدای تبارک و تعالی نصیب ما کرد، از اینکه آنی که باید مقابل ما بایستد، به ما ملحق شد. آن شبی که خواستند اینها کودتا بکنند، ما تهران بودیم و یک شب بنا بود کودتا بکنند، به ما هم اطلاع دادند حتی آمدند اصرار هم بعضی کردند که شما از این خانه بیائید بیرون، گفتم نه، همین جا هستم. آن شبی که اینها خواستند کودتا بکنند و بنای آنها، بعدها ما فهمیدیم که بنای آنها بر این بوده است که هر کس احتمال بدهند که چه باشد بکشند، از بین ببرند و اعلام کردند حکومت نظامی روز را که روز هم نباید بیرون بیائید، خدا خواست که شکسته شد، من هیچ فکر نمی کردم که این روی چیست، بعد به من گفتند کودتاست، فکر نمی کردم که این حکومت نظامی را برای چه دارند تاسیس می کنند، ما برای اینکه یک مقابله ای با آنها کرده باشیم گفتیم به این اعتنا نکنید به اینها، بعد معلوم شد که این را خدا خود پیش آورده که این نقشه ای که اینها کشیدند که حکومت نظامی روز درست بکنند و تمام خیابان ها را بگیرند و تمام قدرت هایشان را در اینجاها مجهز کنند و با هر چیزی که دارند در خیابان ها نصب کنند، کودتا کنند و بساط را تمام کنند، مردم آمدند خنثی کردند، مردم ریختند بیرون و خنثی کردند، اینها یک چیزهائی بود که ایجاد کرده بودند یک کسی نسبت به شما یا نسبت به کس دیگر بدهد، همه از اوست، همه چیز از اوست، تا روحیه شما توجه به آن مبدا قدرت دارد پیروزید، از آن منفصل نشوید، از این مبدا قدرت منفصل نشوید، اتصالتان را زیاد بکنید به مبدا قدرت.
 

ناتوانی قدرت نظامی در مقابل ملت آماده شهادت

اینها الان دست بردار نیستند، اینها یک چیز کمی از جیب، هم از حیث مال کم از دستشان نرفته که نفت های ما را همین طوری می خوردند و مهمترش آن جهات سیاسی است که یک قدرتی که تحمیل کرده بود بر دنیا که دیگر مقابل آن کسی نمی تواند بایستد، یک جمعیت کمی در مقابل آنها ایستاد و

صحیفه نور جلد 11 صفحه 20

حرفش را زد و بیرون کرد آنی که آنها می خواستند باشد، این شکست در این معنا یک شکست کمی و آسانی برای آنها نبود که آن وضع که آنها پیش آورده بودند که به همه مغزها تحمیل کرده بودند که شماها هیچ کاری نمی توانید بکنید، تا ما حرکتی بکنیم چه خواهد شد، سابق اینطور بود اگر یک کاری بکنند، یک قراردادی، یک کاری و ایران یک اهمالی می کرد، یک کشتی از انگلستان می آمد طرف های خرمشهر و آنجاها خودش را نشان می داد تمام می شد، آن قرارداد بسته می شد به هر طوری که آنها می خواستند، اگر یک کشتی از آمریکا می آمد در نزدیکی های خلیج، مطلب تمام بود، دیگر همه دست ها را رو دست هم می گذاشتند، اما حالا می بینید اینطور شده است که یک جمعیتی در این طرف دنیا قیام کرده است و کشتی های اینها همه اش می آید اینجا و سرگردان دارد می گردد، اینها هیچ ترس هم نمی کنند تا ملزم بشود به اینکه شاه را از آنجا ببرد، خوب، این یک شکستی بود، ایشان می خواست نگه دارد، مهمان عزیزش را می خواست نگه دارد آنجا، دنبال این بود که او را نگه دارند، محاجه بکنند یک قدم را که عقب رفت که از آنجا سر این را از سر خودش کند، اگر عقل حسابی به سرش، عقل حسابی بیاید و آن نخوت قدرت را کنار بگذارد، با قدرتمندی نخواهد پیش برود، به طور سیاسی پیش برود - به طوری که - نه سیاست به اصطلاح آنها با سیاست سالم پیش برود ممکن است مسائل را بشود تا یک حدودی حل کرد و آنی است که به آنکه گفته است آن را ببر آنجا، به او بگوید که ببر بده به ایران، برایش هم خیلی ننگ نیست، برایش، برای اینکه آنوقت می گفتند ننگ و سر لج ایستاده بود که از آمریکا راست بیاید اینجا، این را به شما عرض بکنم که یک نفر آمد پیش من گفت که اینها حاضرند، الان یادم نیست که از کجا آمده است، یکی از خارج آمد اینجا به من گفت، شاید بیست روز پیش از این که اینها حاضرند که این شاه را بنشانند توی طیاره ای به اسم اینکه یک جائی ببرند و بعد چند نفر از اینهائی که طیاره ها را می ربایند، اینها بربایند و بیاورند اینجا، حاضرند این کار را بکنند برای حل مسأله. من خیلی زود باور نیستم، گفتم نه، ما این کار را نمی کنیم، ما می خواهیم تحویلش بدهند، اگر چنانچه اینها درست توجه بکنند به مصالح و مفاسد خودشان، نه اینکه فکر این باشد که من قدرتمندم، هر کاری دلم خواهد می کنم به فکر این معنا، در این زمان دیگر اینطور نیست که قدرتمند هر کاری دلش می خواهد بکند، قدرتمند خیلی زیاد است در دنیا که مقابلتان می ایستند نمی گذارند بکنید، همچو نیست که اگر تو از آن طرف صدایت در بیاید، رفیقت از آن طرف صدایش در بیاید، آن رفیقت از آن طرف صدایش در بیاید، آن هم صداشان در می آید. بنابراین مطرح نیست این معنا که تو بتوانی با قدرت نظامی پیش ببری. حالا اگر درست سر عقل بیاید و آن که آن وقت هی می ترساند ما را و خیال می کرد که مثل سابق است که تا کشتی بیاید ما بگوئیم آقا، بفرمائید هر کاری می خواهید بکنید و تا یک کلمه نظامی پیش بیاید ما از آن بترسیم، حالا آن وقت گذشته و ملت ما حاضر به شهادت است، کفن پوش شده است.

صحیفه نور جلد 11 صفحه 20

 

تمام اموال رژیم پهلوی از آن ملت است

سر عقل بیاید، مسائل را تواند حل بکند. اموال این را الان هر چه آنجا دارد بدهند، اموال خود ملت است. ما مدعی هستیم که، یعنی تا تاریخ هست، کتاب هست، رضاخان که آمد در این اراک بوده، رضاخان و یک سربازی، یک همچو چیزی بوده، آنجا شرح حال خودش را برای اینها نقل کرد، خودش نقل کرده است که من در اراک بودم و ماهی نمی دانم چقدر داشتیم و ما، هی دنبال این بودیم که اول ماه این را دست ما بدهند ما زندگی مان را بکنیم، ماهی هفت تومان، چقدر، چیز کمی بوده، این در آن گفتگویش که در آن وقت با وزراء خودش صحبت می کرده این را، قصه گفته این را، پس رضاخان خودش گفته که ما هیچ نداشتیم. همه ما می دانیم که یک آدم مجهولی بود و نه مالک بود و نه عرض می کنم کاسب بود و نه تاجر بود، هیچ اینها نبود، این در این حال آمد اینجا و بسیاری از شما شاید یادتان باشد و اکثرتان یادتان نیست که وقتی رضاشاه مازندران را، آنجائی که این طرف شمال را که این می خواست بگیرد، وقتی بردند آنجا نگاه کرد بعضی جاهایش یک خطی مثلاً چطوری، غیر از جاهای دیگر، گفت اینها چیست؟ گفتند اینهاست که حالا نشده، یعنی به تملک شما در نیامده، به تملک شما در نیامده، نه اینکه خریدیم، از آنها، مردم را به قباله کردن الزام کردند، انداخته دور، خوب ببرید تمامش کنید، وقتی که آمد اینجا هیچ نداشت، مازندران یا شمال را هر جائی که توانست این املاک را گرفت خوب البته بعدش دیگر نتوانستند نگه دارند، آن بعدش، بعدش، ایشان نتوانست نگه دارد ایشان هم وارث یک آدمی است که هیچ نداشته، حقوق سلطنتی هم که به زور، بیخود می برده است، برای اینکه سلطان قانونی نبوده است. من مکرراً این را ارشادش کردم، این قانونی نبوده است، آن حقوق سلطنتی هم ببینید چقدر بوده است، خرج ایشان چقدر بوده، حقوقش چقدر بوده حساب کنید ببینید که این اموالی که الان در خارج دارد، اینکه در بانک های همه جا، تقریباً در بانک ها دارد، در سوئیس دارد، در جاهای دیگر دارد، اگر طلب دارد واقعاً خوب، به او بدهند و اگر یک آدمی که هیچ ندارد حالا اینها را دارد، خوب، از او می پرسیم از کجا آورده، یک وقتی اینهاگفتند که قانون، قانون (از کجا آورده ای) ؟ حالا به خودشان می گویم، به شما، از کجا اینها را آورده اید؟ جز این است که مال ملت است، حرفمان یک حرفی نیست محتاج به تامل باشد، محتاج به بررسی باشد، یک حرف روشنی است، این آقا، آنوقتی که پدرش آمده است وضعش آن بوده به قرار خودشان، بعد هم که خودش آمده، نه تجارت و نه کسب و نه چیزی داشته و شده است اینها و این اموالی که از این ملت برده است، ما اینها را می خواهیم بگوئیم بررسی کنند ببینند اگر از ما طلب دارد به او بدهند، اگر از ما طلب دارند به فشار اقتصادی از بین ببرند.
 

توطئه بزرگ دشمنان، عدم استقرار جمهوری اسلامی است

برای یک مفلوکی حس انساندوستی این است که سی و پنج میلیون جمعیت بمیرند، یک مفلوک زنده بماند آن خیال کرده که ما را محاصره اقتصادی بکند و ما دیگر از گرسنگی چه بشویم، خوب

صحیفه نور جلد 11 صفحه 22

اینها نمی شود یک همچو چیزی، در هر صورت الان اینها به واسطه اینکه هم از جهت جنبه سیاسی شکست خوردند و هم از جهت مادی و مالی اش شکست خوردند، اینها دست بردار نیستند، اینها در خارج و داخل مشغول توطئه اند، یکی از توطئه های بزرگشان این است که نگذارند یک حکومت مستقری ما پیدا کنیم، برای اینکه اگر یک حکومت مستقر پا برجائی پیدا کنیم، دیگر گذشته است، حالائی که بین دعوا و این چیزها هست کارشکنی کنند، شما ملاحظه کردید که از آن اولی که صحبت جمهوری اسلامی شد اینها شروع کردند به کارشکنی، یک دسته ای را تراشیدند به اینکه ما هم بگوئیم جمهوری اسلامی اش چیست و عجب این بود که ملت ما جمهوری می خواهد جمهوری اسلامی یعنی چه، تا اینکه نگذارند اسلام پایش تو کار بیاید، اگر جمهوری اسلام باشد جمهوری، همه کاری می شود با آن کرد، اما اگر جمهوری اسلامی باشد اسلام نمی گذارد کسی کاری بکند، یک دسته دیگر تراشیدند بگویند که جمهوری دموکراتیک، باز از اسلامش فرار می کردند، یک دسته سومی هم که یک خرده می خواستند نزدیکتر بشوند و بازی بدهند ماها را می گفتند جمهوری اسلامی دموکراتیک، این هم غلط بود، ما همه اینها را گفتیم ما قبول نداریم، ما دموکراتیک سرمان نمی شود برای اینکه دموکراتیک در عالم معانی مختلفه دارد، یک معنی ندارد، در سابق یک معنا داشته، در حالا یک معنای دیگر دارد، ما یک مطلبی که پیشمان معلوم نیست قبولش نمی کنیم، ما آنکه پیشمان مطرح است اسلام را می شناسیم، یعنی می دانیم که احکامش چیست و چه وضعی دارد و جمهوری هم اسمش را می دانیم، می دانیم چیست، اینکه می دانیم ما به آن رأی می دهیم، آنکه نمی دانیم، توانیم رأی بدهیم. اینها نه اینکه می خواستند واقعاً یک جمهوری بیاید و یک جمهوری دموکراتیک، اینها می خواستند غائله ایجاد کنند، خواستند وضع را طوری کنند که یک تشنجاتی پیدا بشود، یک دسته آن ور بیفتد و یک دسته از آن ور و نگذارند رأی به جمهوری اسلامی داده بشود، خوب، اینجا که شکست خوردند، یعنی صد و نود و هشت یک قدری بیشتر مردم رأی دادند، یعنی، یک رفراندمی که نظیرش در دنیا نمی یابید یا کم می یابید، اینجا که باختند، بعد رفتند در درجه دوم برای اینکه مجلس خبرگان نگذارند وجود پیدا کند، هی مناقشه کردند، نگذاشتند هی چه، هی اشکال، بالاخره مجلس خبرگان هم مردم رأی دادند، تعیین کردند. از آنوقتی که مجلس خبرگان تهیه شد و آنها رفتند سراغ بررسی تا حالا همه اش اشکال می کنند. همین ها یک ریشه هایی هستند از آنها که می خواهند با اشکالتراشی نگذارند این جمهوری اسلامی پیدا بشود، هر کس یک جور اشکال می کند، یک مطلبی که یک اکثریتی که به نود و نه در صد راجع به قانون اساسی اش ملت رأی داد یک دسته فرض کنید پنجاه هزار نفری، فرض کنید، و الا کی هستند اینقدر یک دسته ای اینطوری به اسم اینکه ما می خواهیم که مملکت دموکراسی باشد، یک پنجاه هزار نفر بر یک سی و پنج میلیون نفر می گویند تحمیل کنید، بروند، بزنند و بکشند و ببرند، بگیرند، فلان جا شلوغ بکنند برای اینکه نگذارند جمهوری اسلامی تحقق پیدا بکند، نگذارند قانون اساسی، قانون اساسی گذشته را که دیگر بیجاست که کسی صحبتش را بکند، هر که صحبت بکند معلوم می شود به دموکراسی اعتقاد ندارد، معلوم می شود دیکتاتور است. شما همیشه می گوئید که

صحیفه نور جلد 11 صفحه 23

قانون اساسی، این قانون اساسی به دیکتاتوری می رسد، این یک قانون اساسی که به وفق احکام اسلام، نمایندگان خود مردم، یک سر نیزه ای که طرف مردم نبوده است که اینها را تعیین کنید، یک دولتی که تحمیل بخواهد بکند که نبوده است، تحمیلی در کار نبوده، خود مردم با آزادی رفتند یک دسته ای را تعیین کردند، این مخالف با دموکراسی است که شما می گوئید. بعد به این اکتفا نشد، بعضی از اینهائی که حالا اشکال می کنند آن وقت می گفتند لازم نیست دیگر چیز بشود، لازم نیست که دیگر رفراندم بشود، همین مجلس خبرگان کافی است، رأی به آن داد و رفراندم هم شد، حالا اشکال می کنند، این جز اینکه یک مرضی تو کار هست و آن مرض این است که مبادا یک وقت جمهوری اسلامی تحقق پیدا بکند و دست این ارباب ها کوتاه بشود، برای خاطر این الان هی شلوغ می کنند این ور، آن ور و من می دانم فردا هم که فرض کنید که می خواهند رئیس جمهور تعیین کنند، این بساط است و پس فردا هم که می خواهند وکیل تعیین کنند، مصیبت آن وقت زیادتر است.
 

بدون خوف از توطئه ها، با اتکال به خدا، نهضت الهی را پیش ببرید

ملت باید با تمام هوشیاری این مراحل را طی کنند، از اینکه حالا فلان جا شلوغ است، فلان جا غیر شلوغ است، از اینها هیچ نترسید، یک انقلاب بزرگی شما ایجاد کردید که این نحو انقلاب که خود ملت هیچ ندارد، انقلاب تحقق پیدا بکند، کودتا در کار نبوده، نظامی در کار نبوده، ملت بوده است، این انقلابی که شما ایجاد کردید و بعد از تمام انقلاب های دنیا این شلوغی ها هست، وقتی که یک حکومت مرکزی قوی نباشد این شلوغی ها هست، علاوه بر اینکه شلوغی ها بیشترش را همین ریشه های گندیده ای که از رژیم سابق در داخل و خارج هستند و آنهائی که برای امریکا دارند خوش رقصی می کنند، از اینهاست و از اینها هیچ خوفی نداشته باشید، یک ملت با یک قدرت الهی و اتکال به خدا تا اینجا آمده است و این اتکال به خدا و قدرت الهی را حفظش کنید و وحدت کلمه خودتان را حفظ کنید. یک عده اقلیت، خیلی اقلیتی که هر چه هم نصیحتش بکنید برایشان فایده ندارد، آنها را به چیزی حساب نکنید. و من امیدوارم که همه قشرهای ملت، همه جاهای مملکت توجه بکنند به اینکه رژیم جمهوری، جمهوری اسلامی یعنی احکام اسلام، احکام اسلام برای همه خوب است، احکام اسلام برای حتی اقلیت های مذهبی به قدری رفاه خواهد ایجاد کرد که اینها خوابش را نمی بینند، ظلم حتی به یک آدمی که منحرف است اسلام جایزداند، اصلاً ظلم پایه کن شده است در اسلام و شما مطمئن باشید که اگر چنانچه این اتکال به خدا را حفظ بکنید و توجه به خدا را و این وحدت تان را حفظ بکنید و این نهضت را همین طور گرم نگه دارید، انشاءالله امیدوارم که به زودی پیش ببرید.
 

وجود حس مسؤولیت در کارها ترمیم کننده سریعتر خرابی هاست

و اما راجع به شما، طولانی شد، ولی خوب حالا چند کلمه ای:
همه جای این مملکت را اینها خراب کردند و رفتند، یعنی هر جا دست بگذاری خراب است،

صحیفه نور جلد 11 صفحه 24

چه کسی باید این را درستش کند؟ شما خیال کردید که یک قدرتی می تواند این را درست کند الا ملت؟ ملت یک قدرت بزرگی است، اگر بخواهد یک کاری بکند، چون یک سی و پنج میلیون فرض کنید قیام به یک امری بکند، آسان عمل به آن بکند، اگر بخواهد هر قشری بگذارد گردن دیگری، شما بگوئید خوب، دولت این کار را بکند، دولت بگوید ملت، نمی شود، باید همه دست به هم بدهیم و هر کس در هر جا هست خوب کار بکند هر کس هر چیزی را که مشغولش هست همان پست خودش را خوب انجام بدهد، نگاه نکند که چه کسی می کند یا نه، این لازم نیست که شما بروید مناقشه کنید که در عدلیه چه خواهد شد، در نظام، در فرض کنید که در دادگستری چه خواهد شد اینها به ما ربط ندارد ما پزشکیم، کار پزشکی مان را خوب می کنیم، کسان دیگر نمی کنند، خلاف وظیفه می کنند، آنها در دادگستری باید کار خودش را خوب انجام بدهد، آن شبیه خوان های سابق را یادتان است که شبیه می خواندند حالا هم خیلی می پرسند و ما هم می گوئیم بهتر این است روضه بخوانند، شمر خوب آن بود که در شمری خوب باشد و شبیه سیدالشهداء خوب این بود که شبیه او را خوب در بیاورد، در این امور آن کسی که کار خودش، این تصرف در کار او نکند، او هم تصرف در کار او نکند، هر کسی کار خودش را خوب انجام بدهد، اگر هر کسی خودش را موظف داشت به اینکه آن کاری که محول به اوست خوب انجام بدهد، خواهد خوب انجام گرفت. شما پزشکید، خداوند حفظتان کند، شما مثل یک پدری نسبت به مریض باید باشید که علاقه مند به این باشید که این خوب بشود، همانطوری که اگر خدای نخواسته فرزندتان مریض بشود، چطور علاقه مند و از روی محبت این کار را می کنید، اینها برادر شما هستند، خواهر شما هستند، خداوند عقد اخوت بین همه مؤمنین انداخته المومنون اخوه برادر شما هست، مریض شده، اینجا خواهر شماست مریض شده این را باید با کمال رافت، محبت، انجام بدهید. پرستارها اینطوری، آنکه خواهد اداره کند، این فرض کنید که، محل را، این بیمارستان را، آن هم باید با علاقه که می خواهد یک خانه خودش را اداره کند، به علاقه این کار را بکنید، هر کس باید آن کار که به او محول می شود خوب انجام بدهد، دیگری انجام می دهد یا نمی دهد، به من چه، من کار خودم را خوب انجام می دهم، او مسؤول است، نباید اگر یکی دیگر این کار را بد انجام داده، به من سرایت بکند، من کار را بد انجام بدهم، باید کار خوب شما را دیگران سرمشق قرار بدهند، کار بد دیگران را شما سرمشق قرار ندهید، اگر یک همچو روحیه ای در ملت پیدا شد و بحمدالله شده است، یک همچو مسائلی الان پیدا شده، یک همچو تعاونی الان در ملت ما هست و باید تقویت کرد این حس را، خوب، ملاحظه می کنید که الان اشخاصی که اهل مثلاً این کار نبودند که بروند در بیابان ها درو بکنند یا بروند خانه بسازند یا برای چه الان اشخاصی که از مدارس روند آنجا، از فرض کنید که پزشک است، دکتر است، چه هست، پا می شود می رود آنجا مشغول به همان کارها، این حس تعاونی است که اگر تقویت بشود، این حس تعاون به زودی این خرابی ها، اینها مرتب انشاءالله خواهد شد، خداوند انشاءالله همه شما را حفظ کند و موفق باشید.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:28 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

پیام امام خمینی به مناسبت شهادت دکتر مفتح

تاریخ: 1358/09/27

 

پیام امام خمینی به مناسبت شهادت دکتر مفتح

بسم الله الرحمن الرحیم
انا لله و انا الیه راجعون
آنگاه که منطق قرآن آن است که ما از خدائیم و به سوی او می رویم و مسیر اسلام، بر شهادت در راه هدف است و اولیاء خدا، علیهم السلام شهادت را یکی از دیگری به ارث می بردند و جوانان متعهد ما برای نیل شهادت در راه خدا درخواست دعا می کرده و می کنند، بدخواهان ما که از همه جا وامانده دست به ترور وحشیانه می زنند، ما را از چه می ترسانند؟ آمریکا خود را دلخوش می کند که با ایجاد رعب در دل ملت که سربازان قرآنند، می تواند وقفه ای در مسیر حق و عقب گردی از جهاد مقدس در راه خدا ایجاد کند، غافل از اینکه ترس از مرگ برای کسانی است که دنیا را مقر خود قرار داده و از قرارگاه ابدی و جوار رحمت ایزدی بی خبرند اینان از کور دلی، صحنه های شورانگیز ملت عزیز و شجاع ما را در هر شهادتی، پس از شهادتی که در پیش چشمان خیره آنان منعکس است نمی بینند. صم بکم عمی فهم لا یعقلون اینان می بینند که هزار و سیصد سال بیشتر از صحنه حماسه آفرین کربلا می گذرد و هنوز خون شهیدان ما در جوش و ملت عزیز ما در حماسه و خروش است. جناب حجت الاسلام دانشمند محترم آقای مفتح و دو نفر پاسداران عزیز اسلام رحمةالله علیهم به فیض شهادت رسیدند و به بارگاه ابدیت بار یافتند و در دل ملت و جوانان آگاه ما حماسه آفریدند و آتش نهضت اسلامی را افروخته تر و جنبش قیام ملت را متحرک تر کردند. خدایشان در جوار رحمت واسعه خود بپذیرد و از نور عظمت خود بهره دهد. امید بود از دانش استاد محترم و از زبان و علم او بهره ها برای اسلام و پیشرفت نهضت برداشته شود و امید است از شهادت امثال ایشان بهره ها برداریم. من شهادت را بر این مردان برومند اسلام تبریک و به بازماندگان آنان و ملت اسلام تسلیت می دهم. سلام بر شهیدان راه حق.
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:28 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

مصاحبه امام خمینی با خبرنگاران مسلمان مقیم انگلستان و خبرنگاران آفریقائی و آسیائی

تاریخ: 1358/09/26

 

مصاحبه امام خمینی با خبرنگاران مسلمان مقیم انگلستان و خبرنگاران آفریقائی و آسیائی

سوال: وضع اقلیت ها در حکومت اسلامی چگونه است و آیا با داشتن اقلیت های متعدد در کشور، حکومت به شکل فدرال در یک دولت مرکزی با قدرت، ترجیح نخواهد داشت؟
جواب: بسم الله الرحمن الرحیم. اقلیت ها یک وقت گفته می شود به اقلیت های مذهبی که در ایران این اقلیت ها هست، آنها با سایر افراد ایران در همه چیز مشترک و حقوقشان به حسب قوانین داده می شود و در حکومت اسلامی آنها در رفاه و آسایش و آزادی هستند و یک وقت گفته می شود و مراد این است که طوایفی که در ایران هستند مثل کرد و لر و ترک و فارس و بلوچ و امثال اینها، این را البته من میل ندارم که اسمش را اقلیت ها بگذارند برای اینکه این کانه یک جدایی بین برادرها از آن فهمیده می شود و در اسلام همچو جدایی ابداً مطرح نیست، جدایی نیست ما بین دو تا مسلمی که با دو زبان صحبت می کنند، مسلمی که عرب است، مسلمی که عجم است. این مسائل بسیار محتمل است که از دست هایی که می خواهند ممالک اسلامی با هم وحدت پیدا نکنند پیش آمده است. قضیه عرب را پیش کشیده اند و عجم را، در داخل ممالک قضیه کرد را و عرب را، کرد را و فارس را، در مملکت ما قضیه کرد و عرب و لر و ترکمن و بلوچ و امثال اینها را پیش کشیده اند مخالفین ما که دارای مطالعات زیادی در این مملکت ها هستند، اینها به آنجا رسیدند که اگر چنانچه اسلام به آنطوری که هست پیاده بشود و آنطوری که اسلام دعوت کرده است تحقق پیدا بکند، تمام این قدرت هایی که در عالم هستند، اینها منعزل می شوند و قدرت بالاتر از همه قدرت ها به دست مسلمین که جمعیتشان اکثر هم هست، ذخائرشان بیشتر هم هست می افتد، از این جهت در یک سطح وسیعی اینها بین عرب این ناحیه، ترک آن ناحیه، فارس این ناحیه، اینها جدایی می خواهند بیندازند و لهذا بر خلاف منطق اسلام، این ملیت ها پان ایرانیسم، پان ترکیسم، از این ایسم درست می کنند و مقصد آنها این است که اینجا اسلام و منطق اسلام نباشد و ملیت ها را پیش بکشند و جدا کنند اسلام را، بعض طایفه اش را از طایفه دیگر، اقلیت های مثلاً کرد و ترک و کذا، اصل قاعده اش این است که در ایران مطرح نباشد اینکه این اقلیتی است، آن یک اقلیتی است، این یک اکثریتی است. مگر اینها از هم جدا هستند؟ اخوت اسلامی شان مگر یکی نیست؟ و

صحیفه نور جلد 11 صفحه 26

علاوه، من یک مطلب دیگری هم باید تذکر دهم و آن اینکه این حرف را که پیش آمده است، کردها گویند که حق کردستان را بدهید، فرض کنید که بلوچ هم می گویند حق بلوچ را بدهید و همین طور، این برای این است که فرم حکومت هایی که در ایران حکومت کردند یک حکومت ظالمانه بوده است و چون این حکومت ها اکثراً یا دائماً از یک قشر بودند، فارس مثلاً بودند، از این جهت به حوائجی که باید به کرد بدهند نمی دادند یا کم می دادند، حاجت های بلوچ را بر نمی آوردند یا کم بر می آوردند همین طور بختیاری و همین طور سایر قشرها. آنها رژیم های غیر اسلامی بودند، رژیم شاهنشاهی یک رژیم طاغوتی غیر اسلامی بود، از این جهت این اختلافات در بطن کشور پیدا شد و این تبعیض ها هم مع الاسف پیدا شد.
اگر چنانچه حکومت اسلامی به آنطور که خدای تبارک و تعالی مقرر فرموده است شرایط حاکم را، شرایط مامورین دولت را، کیفیت حکومت را آنطوری که در اسلام مقرر است، همانطوری که در صدر اسلام بود که حکومت نسبت به تمام افراد به یک نظر و قانون نسبت به تمام افراد یک طور جریان دارد، حکومتی که رئیس حکومت را به دادگاه می خواهد و می رود به دادگاه. در زمان علی ابن ابیطالب سلام الله علیه که اختلافی بین ایشان و یک نفر از افراد ذمی، یهودی پیدا شد، همان قاضی که خود ایشان تعیین کرده بودند، احضار کرد حضرت را، حاکم وقت را احضار کرد، ولی امر وقت را احضار کرد ایشان هم رفتند، وقتی هم رفتند آنجا قاضی می خواست یک احترامی بگذارد، حتی به اینکه کنیه - با کنیه - حضرت را ذکر کند، به حسب نقل این است که ایشان گفتند نه، قاضی باید نسبت به همه علی السوی باشد، نظرش یک جور باشد. از آداب قضای اسلامی یکی این است که وقتی نگاه هم خواهد بکند به طرفین، یکی را بیشتر نگاه نکند از دیگری، علی السوی باشد، در نشستن جوری نباشد که یکی بالاتر بنشیند، یکی پائین تر بنشیند. اگر یک همچو حکومت اسلامی که در آرزوی ماست، آمال ماست، آمال اسلام است، آمال ائمه اسلام و خلفای اسلام از اول بوده است، اگر یک همچو حکومتی پیدا بشود، من مطمئنم که این صحبت های حق من و حق تو از بین خواهد رفت برای اینکه همه یک روالند، همه یک جور حق دارند. حق ندارد حاکم و ولی امر در وقت، یک ناحیه را بیشتر به آن توجه بکند تا ناحیه دیگر، حق ندارد یک طرف از کشور را زیادتر از طرف دیگر کشور آباد کند، حق ندارد حتی یک جایی را کمتر از جای دیگر فرض کنید که خیابان کشی کند یا اسفالت کند. اگر یک همچو حکومتی که آرزوی ماست پیدا بشود، گمان نکنم که نه کرد و نه ترک و نه فارس و نه عرب و نه سایرین این مسائل را پیش بیاورند. این مسائل از اینجا پیش آمده است که دولت ها اسلامی نبودند، اجحاف می کردند. وقتی بین تهران و پاوه فرق نباشد، بین اصفهان با ترکمن، محل ترکمن فرقی نباشد در حکومت کردن، در قضاوت کردن، در اجرای قوانین، در اجرای برنامه ها،

صحیفه نور جلد 11 صفحه 27

آنوقت چه نظری دیگر هست به اینکه ما محل دست خودمان باشد یا دست آنها باشد. این حرف ها از آنجا پیدا شده است که ظلم شده است به آنها. حالا چون این حرف ها پیدا شده است، خوب ناچار ما هم تا یک حکومت اسلامی به همان معنایی که می خواهیم پیش نیاید، برای اینکه آقایان خیال نکنند که بنای بر این است که خیر، یک حکومت مرکزی هر کاری دلش می خواهد بکند، با هر قشری هر کاری می خواهد بکند، ما هم بنای بر این داریم که امور هر طرفی، هر جایی، خود اهالی آنجا، خود آن کسانی که در آنجا قرار داده می شوند، امور آنجا را خود آنها راجع به - این - امور تعمیر و راجع به امور زراعت و راجع به امور مثلاً شهرداری و راجع به تعیین مثلاً بعض از اجزاء اینها خودشان تعیین کنند و - این - من به همه دارم عرض می کنم این را، تا آنوقتی که حکومت اسلامی آنطور که دلمان می خواهد حاصل نشده است، شما میل دارید و ما هم تقدیم می کنیم ولی بدانید آن روزی که حکومت اسلامی پیدا شد، کردها هم می گویند هر که می خواهد بیاید، فارس ها هم می گویند هر که می خواهد حاکم بشود، عرب هم همین را می گوید، همه همین را می گویند. آیا در صدر اسلام اصلاً این مطرح بوده است که یک جایی خودشان برای خودشان تعیین کنند کسی را؟ نبوده، برای اینکه اجحاف نبوده. بنا نبوده است که یک حاکمی وقتی که حکومت کند، یک جایی را از جای دیگر فرق بگذارد، مگر آنوقت که انحراف پیدا شد، اگر یک همچو حکومتی ما فرض کنیم در یک کشوری پیدا شد که نظر حاکم به حسب تکلیف الهی، مکلف است به طور تکلیف الهی، موظف است به حسب قانون که همه اهل کشور را با یک نظر نگاه کند، تمام اهل کشور را برادر خودش بداند، در اجرای قانون ما بین حاکم و محکوم یک جور باشد، در پروژه هایی که درست می کنند برای تعمیرات، برای هر چیزی، همه جا مثل هم باشد، به عدالت باشد، آیا آن روز هم باز فرض کنید که کردستان می گوید که برای ما خودمان چه باشد؟ آنها برای اینکه ناراحتی دیدند این حرف را زنند. آن روزی که حکومت اسلامی به آنطوری که ما می خواهیم، خدا خواهد، تحقق پیدا کند، همه برادر با هم هستند و کرد بیاید تهران حاکم باشد مانعی ندارد، فارس برود کردستان حاکم باشد، پیش آنها مانعی ندارد و همه اینها برای این است که اینها ناراحتی دیدند از حکومت های سابق، حکومت اسلام را ندیدند چه جوری است، مسح اش نکردند حکومت اسلام را، حرفش شنیده شده است، بلکه حرفش هم این آخری شنیده شده لکن حرفش هم نبوده است. چون این را احساس نکردند که حکومت اسلامی چی هست، از این جهت این حرف ها پیش آمده است، ما هم حالا حرف های آنها را به آنطوری که مخالف با استقلال کشور نباشد، مخالف با مصالح مملکت نباشد، مضایقه نداریم ما که نمی خواهیم حکومت بکنیم، ما نظر به این نداریم که اجحاف بکنیم، حکومت بکنیم. اسلام حکومت طرح پیش اش نیست، اسلام اخوت است. آن صدر اسلام، آن شخص های اول هم با آخر آنها مثل هم بودند، یک طور زندگی می کردند. خلیفه

صحیفه نور جلد 11 صفحه 28

ثانی وقتی که در یک سفری رفت برای یکی از کشورهایی که تحت سلطه اش بود، نزدیک آنجا که رسیده بودند نوبت غلامش بود که سوار بشود و خلیفه پیاده افسار را بگیرد، اینطور نقل کنند، وقتی وارد شهر شدند، اینطوری وارد شهر شدند خلیفه افسار شتر را گرفته بود داشت می برد و آن غلام هم سوار شتر شده بود. اگر یک همچو حکومتی پیدا بشود که در صدر اسلام به واسطه قدرت اسلام و به واسطه قوه اسلام بوده است این مسائل، دیگر کسی آرزوی این را می کند که من از اهل خودم؟ اصلاً دیگر خودی باقی می ماند که خودم و اجنبی؟! بومی و اجنبی؟! اصلاً این مسأله طرح می شود در اسلام که یکی بومی است یکی غیر بومی؟! بومی و غیر بومی دیگر در کار نیست، همه اسلام است و همه مسلمین اند و همه برادرند و همه مثل هم هستند، آن بیاید در این شهر و این برود در آن شهر، هیچ فرقی در اسلام نیست. در اسلام نه اینطور نژاد و تعصب نژادی هست و نه اختلافاتی که در جاها و رژیم های دیگری هست، هست. و من امیدوارم که اگر چنانچه اسلام آنطور که خواست اسلام است تحقق پیدا بکند، تمام این حرف ها از بین برود - اساس - ببینند اساس نداشته است، آنوقت ما هم خجلت پیدا کنیم که چرا ما گفتیم فارس و آن هم خجلت بکشد چرا گفتیم ترک. مگر ما مسلمان نیستیم؟ مگر ما اهل یک کشور نیستیم؟ اهل یک ملت نیستیم؟ برادر نیستیم؟ برادر که دیگر نباید بگوید که من بومی هستم و تو غریبه. اینها برای این است که نشده تا حالا اسلام، نتوانستند تا حالا اسلام را متحقق اش کنند روی یک حکومت اسلامی، روی عدل اسلامی، روی برنامه اسلامی، تا نشده، خوب این مسائل هست و ما هم همین مسائل را آنطور که دلخواه همه ملت هست عمل می کنیم. اختصاصی هم ندارد به کرد و ترک و عرض می کنم که بختیاری، همه جا همین جور است برای اینکه همه برادرند. بنابراین دیگر - مسأله - این مسأله ای که ایشان طرح کردند که بهتر این است که - یک - مثل، مثلاً آلمان باشد و فدرال باشد، اصلاً این صحبت پیش نمی آید در اسلام. همه با همند، قضیه قدرت نیست که، قدرت نمائی نیست در اسلام که بخواهند قدرت به دست بیاورند. حکومت اسلامی حکومتی نیست که بخواهد قدرت به دست بیاورد و این قدرتش زیادتر باشد و آن قدرتش کمتر، یک حکومت خاصی است که اگر پیدا شد آنوقت می بینید چی هست.
سؤال: گفته می شود که انقلاب اسلامی ایران به خارج هم صادر می شود ولی بعضاً دولت های اسلامی موافق نیستند و حتی مخالف هم هستند ولی دنیای اسلام تأیید خودش را کرده، آیا به نظر حضرتعالی این علامتی نیست برای ایجاد یک امت قوی اسلامی در سراسر جهان؟
جواب: ما امید این را داریم، اسلام برای یک کشور، برای چند کشور، برای یک طایفه، حتی برای مسلمین نیست، اسلام برای بشر آمده است، خطاب های اسلام یا ایها الناس است، گاهی یا

صحیفه نور جلد 11 صفحه 29

ایها المؤمنین، والا یا ایها الناس است و همه بشر را اسلام می خواهد زیر پوشش عدل خودش قرار بدهد. حکومت ها مع الاسف توجه ندارند به اینکه در زیر سایه اسلام، زیر بیرق اسلام همه مسائل کشورهایشان حل می شود. بعضی از این حکومت ها هستند که ترجیح می دهند که زیر سلطه مثلاً کارتر باشند و به اسلام گرایش پیدا نکنند، برای این است که شناخت اسلام را ندارند، اینها از اولی که متولد شدند، در یک محیط که از اسلام خیلی خبر نبوده است زندگی کردند و بعد هم هر کدام توانستند رفتند به خارج، به اروپا به آمریکا و آنجا هم تحصیلاتشان را کردند و بیخبر از احکام اسلام و اسلام، حکومت اسلام به گوششان نخورده است تا بدانند چی هست، اگر هم یک وقت به گوششان خورده نتوانستند بفهمند که حکومت اسلام چی هست و آیا اسلام اگر چنانچه به آنطوری که هست تحقق پیدا بکند، این آیا برای آنها ضرر دارد؟ این مطلب اصلاً طرح نشده تا حالا پیششان که بتوانند بفهمند که اسلام برایشان مفید است یا ضرر دارد. اگر اینها بفهمند اسلام را و بدانند که اسلام برای همه شان مفید است. بلکه اگر بشر بفهمد که حکومت اسلام برای همه مفید است، ما امید این را داریم که همه گرایش پیدا بکنند به اسلام، حکومت ها هم گرایش پیدا بکنند.
الان حکومت ها از باب اینکه اجنبی هستند از ملت هایشان اکثراً، و توجه به ملت هایشان ندارند، بر خلاف موازین اسلام، ملت از حکومت جداست، حکومت از ملت جداست، حکومت ها بعضی ها از بعضی جدا هستند و دشمن با هم هستند، بر خلاف موازین اسلام اینها خیال این معنا را می کنند که ما باید قدرتمان در اینجا چه باشد که یک قدرت دیگری که یک جای دیگر است بکوبیم آن را. نمی دانند که اسلام آمده است این بت ها را بشکند، آمده است این قدرت ها را بشکند، یک طرز حکومت الهی پیدا بشود که برای همه مفید باشد. اگر این را حکومت ها هم ادراک بکنند، بفهمند که اسلام وضعش چطوری است، به نظر می رسد که گرایش پیدا بکنند، بله، ممکن است که یک کسی هم از بس هوای نفس دارد با عدالت هم مخالف باشد، نخواهد عدالت اصلش در دنیا پیدا بشود، چنانچه حریف ما الان در آمریکا اینطوری است که با عدالت اصلش مخالف است، با حقوق بشر مخالف است، می گوید حقوق بشر، ادعا زیاد است لکن وقتی که انسان بررسی می کند در حالاتشان، بررسی کند در برنامه هایشان می بیند که آن قضیه سازمان حقوق بشر و - نمی دانم - شورای امنیت و اینها یک چیزهایی است که قدرتمندان درست کردند که این ضعفا را هر کاری می خواهند بکنند - سرشان - و هر بلایی خواهند سرشان درآورند و بعد آنهایی که آنجا نشسته اند به اسم حقوق بشر و چه، وقتی که مطالبشان آنجا برود آنها را محکوم کنند و آنها را حاکم کنند. الان قضیه ایران مطرح هست و شما و همه، همه ملت ها بلکه دولت ها هم می دانند این را، می دانند این مطلب را که به سر این ملت از دست این آدم خائن چه آمده است، با این ملت این چه کرده است، همه چیز این ملت را از بین برده است، حالا رفته است در آنجا، برده اند او را

صحیفه نور جلد 11 صفحه 30

در آنجا، یا برای توطئه یا برای معالجه پناه داده اند و ما از آنها می خواهیم که خوب، این مجرم ماست، به حسب همه قوانین عالم، به حسب عقل، به حسب قوانین یک کسی که به یک ملتی ظلم کرده و مال یک ملتی را از بین برده و هدر داده و تمام حیثیت یک ملت را از بین برده است، این را بدهید اینجا ما محاکمه اش می خواهیم بکنیم. حالا ملاحظه خواهید کرد که هر جا که یک جمعیتی باشد، یک سازمانی باشد، سازمان بین المللی نمی دانم شورای امنیت، سازمان حقوق بشر، هر جایی یک همچو جمعیتی باشد، ما را محکوم می کند. الان شما ملاحظه می کنید و همه دیدند و شواهد و پرونده ها بیرون آمده است که این محلی که اسمش را گذاشته اند سفارت، این اصلاً سفارت نبوده از اول معلوم شود سفارت نداشته اند اینها، یک جایی محل جاسوسی بوده است اسم سفارت هم رویش گذاشته اند. یک محل جاسوسی و یک عده ای که شغل جاسوسی دارند در اینجا هستند، اشخاصی که متخصص هستند در جاسوسی و در امثال ذلک اینجا هستند. حالا شما خواهید دید که این جاسوس ها را، همان اشخاصی که در اینجا جمع شده اند و سازمان ملل را درست کرده اند و اجتماع در این معنا و شورای امنیت و اینها، راجع به اینها، اینها را به عنوان - یک - دیپلمات دارند جا می زنند، آنها هم تاییدشان می کنند و ما هم همه جا محکوم. ضعیف همیشه محکوم است. ضعیف محکوم سرنیزه است. محکوم قلم هایی هست که این قلم ها از سرنیزه بدتر است. محکوم این است که ابرقدرت ها هر چه دلشان می خواهد بگویند و هر کاری می خواهند سر این ضعفاً، این ممالک ضعیف بیاورند و آنها هم صحه بگذارند. شما خواهید در این قصه ما، در این مصیبت مملکت ما و ملت ما و ملت اسلام خواهید دید که همه سازمان ها با ما مخالفت می کنند. آن روزی که خواستند که وزیر خارجه اینجا برود به آنجا برای نمی دانم چه، ما دیدیم که رفتن ایشان صحه گذاشتن به یک چیزی است که بر خلاف مصلحت اسلام است، بر خلاف مصلحت مسلمین است، از این جهت نگذاشتیم برود. اگر رفته بود، ما را محکوم می کردند با دست خودمان، ما را محکوم می کردند با کسی که خود ما فرستادیم آنجا و ما نمی خواهیم. وقتی که بناست ما محکوم باشیم چرا خودمان، خودمان را محکوم کنیم؟ بگذارید دنیا بداند که یک دسته دیگر، یک دسته دیگر را دارند محکوم می کنند و یک سازمان هایی هم هست که مال آنهاست، آنها حق و تو دارند و هر جایی که بزرگ ها هر جایی که بر خلاف مصلحت آنها باشد و تو می کنند و ماها هیچ حقی نداریم جز اینکه مصیبت بکشیم و صدایمان در نیاید. بنابراین اینطور سازمان ها و اینطور بساط مسأله نیست که ما بتوانیم قبولشان بکنیم و بتوانیم به آنجا یک نماینده ای بفرستیم و ما از اول اعلام می کنیم که به حسب نظر شورای امنیت و سازمان بین المللی، ما محکوم هستیم. نظرهای آنها ما را محکوم می کند برای اینکه نظرهای آنها همان نظر سرنیزه است، یک جا سرنیزه است و یک جا قلم است، این قلم از سرنیزه بدتر است. بنابراین نمی دانم

صحیفه نور جلد 11 صفحه 31

حالا تتمه سؤال ایشان چه بود، لکن مصیبت های ما اینقدر است که ما از جواب سوال ها هم یک وقت غفلت می کنیم.
این بود که گویند آیا قدرت های اسلامی به هم پیوند دارند؟ ما امید این را داریم که این نهضت ایران روشن کند مسائل را به همه ملت ها و روشن کرده است نسبت به ملت ها. ملت ها الان با ما هستند، اگر سرنیزه را از این ملت ها بردارند، از عراق بردارند، از نمی دانم ترکیه بردارند، از جاهای دیگر بردارند، همه یکصدا با ما موافقند. سرنیزه جلو را گرفته است منتها ایران سرنیزه را شکست، ایران ایستاد، ملت ضعیف ایستاد در مقابل قدرت های قوی و این سرنیزه های اینها را شکست و خودشان را هم بیرون کرد. ملت های دیگر هم اگر بیدار بشوند، بتوانند که دولت ها را همراه کنند، دولت ها نصایح ما را بشنوند که با ملت ها یکی باشید، ملت ها و دولت ها سر جا هستند و اسلام، همه با هم می شوند و اگر نشنوند، همان سرنوشتی که برای محمدرضا بود برای دیگران هم همین هست. یکی چهار روز زودتر، یکی چهار روز دیرتر و ما امید این را داریم که یک قدرت اسلامی، قدرت عدل، قدرتی که در پناه عدل باشد، نه در پناه سرنیزه، نه در پناه نمی دانم توپ و تانک، یک همچو قدرتی پیدا بشود و تمام بشر با هم باشند. به ما این وعده را داده اند که در یک وقتی که امام زمان سلام الله علیه ظهور کند، این اختلافات از بین می رود و همه برادروار با هم هستند دیگر زورمند و عرض می کنم که زورکشی در کار نمی ماند. ما امیدواریم یک قدری از این مطلب را، یک ورقی از این مطلب را بتوانیم آنقدری که قدرت داریم اجرا کنیم و ما امیدواریم که ملت ها که با ما هستند، دولت ها هم با ما بشوند و صلاح خودشان هم این معناست که با ما بشوند و امیدوار این معنا هستیم انشاءالله.
سوال: شاه مخلوع گفته که اگر قرار باشد او را محاکمه کنند، هفت نفر از آخرین روسای جمهور هم باید محاکمه بشوند، از طرف دیگر مطبوعات غرب خواسته اند که جریان استرداد شاه را یک حس انتقامجوئی تلقی کنند. لطفاً بفرمایید هدف از استرداد و محاکمه شاه مخلوع چیست؟
جواب: شاه این یک کلمه اش درست است. ولو هیچ وقت بنا نداشت که یک حرف حسابی بزند ولی این یک کلمه اش درست است که اگر ایشان محاکمه بشود، رؤسای جمهوری هم باید محاکمه بشوند و ما قبل از محاکمه ایشان، محاکمه آنها را می کنیم. البته ما همچو قدرتی نداریم که بفرستیم و نیکسون را بیاوریم اینجا یا کارتر را بیاوریم اینجا، قدرت ما نداریم اما قدرت این را داریم که اینجا خودمان محاکمه اش کنیم، محاکمه غیابی، ما عده ای از اشخاصی که کارشناسند، عده ای از اشخاصی که قوانین بین المللی را می دانند، اشخاص منصف، یک دادگاه بین المللی اینجا ما درست کنیم اگر بتوانیم (اگر گوش به حرفمان ندادند، خوب چه بکنیم) و محاکمه کنیم اینها را و این متوقف به این نیست که شاه را محاکمه

صحیفه نور جلد 11 صفحه 32

کنیم، این حرفش هم این تکه اش درست نیست که اگر من را محاکمه کنند ، نه، دو تا مجرم هستید که یکی تان از دیگری مجرمتر یعنی آنی که امر به تو کرده و الزام کرده تو را به این کار، او پیش ما مجرمتر است، تو آلت فعل بودی، آنها فعل را به توسط تو، کارها را به توسط تو انجام دادند و ما آن مجرم بالاتر را عبارت از رؤسای جمهور می دانیم و آنها را باید محاکمه کنیم. اگر می توانستیم، می رفتیم همه شان را آوردیم اینجا و می نشاندیم و از آنها محاکمه شان می کردیم، محاکمه عدالت و اگر واقعاً اینها وجدان دارند، همانطوری که قصه را برای شما نقل کردم که یک قاضی که از طرف خود حضرت امیر تعیین شده بود، حضرت امیر را احضار می کند و آن هم می رود، برای اینکه عدل است خواهند بروند، خلاف دین نمی خواهند کاری بکنند، اگر اینها وجدانشان بیدار باشد و منقلب نشده باشند از آن وجدان انسانی به یک وجدان دیگری، ما اگر احضارشان کنیم که ما می خواهیم به طور عادلانه با شما رفتار کنیم، می گویید که از خودمان هم باشد، از خودتان هم باشد، بیائید اینجا ما محاکمه کنیم می خواهید هم، خود شما ما البته شاه را باید اینجا محاکمه کنیم لکن می خواهید هم خود شما آنجا ما بفرستیم شما را محاکمه کنند. اگر وجدانشان بیدار باشد قبول می کنند لکن ما همچو امیدی نداریم اما این را ما می توانیم که در اینجا غیاباً آنها را محاکمه کنیم و این موقوف به این هم نیست که شاه را محاکمه کنیم، شاه باید اینجا بیاید محاکمه بشود، برای اینکه جرم های او اینجا موجود است و ما آن جرم های موجود اینجا را نمی توانیم نقلش بدهیم به آنجا، جرم های آنها هم همین طور است که اینجاست و قابل نقل نیست لکن ما به آنها نمی توانیم یک همچو تحمیلی بکنیم، زورمان به آنها نمی رسد و اگر توانستیم آن یک مجمعی که می خواهیم، درست بکنیم برای محاکمه و برای اینکه بررسی کنند به اوضاع ما، به این جنایاتی که به ما شده بررسی بشود ببینند ما چه می گوییم و نمی گذارند که صدای ما به دنیا برسد. حالا من هم نمی دانم که شماها می توانید برسانید یا توانید، یا وقتی بروید آنجا نمی گذارند صدای ما را نمی گذارند به دنیا برسد. ملت امریکا اصلاً مطلع نیست که ما چه می گوییم، بعضی شاید اسم ایران را نشنیده باشند. وقتی که اینطور باشد و نگذارند حرف ما به جامعه امریکا برسد، خوب آنوقت امریکایی ها خیال می کنند که ما یک دسته دیپلمات را گرفتیم اینجا و داریم هر روز هم کتکشان زنیم و سرنیزه هم بالایشان نگه داشتیم که نمی گذاریم نفس بکشند و نمی گذاریم حمام بروند و نمی گذاریم غذا بخورند و از این حرف هایی که تبلیغات آنها، قلم دست دشمن است. می گویند که شیطان را یک وقت کسی خواب دید، دید چه صورت خوشگلی دارد گفت آخر این که تو هستی با آنی که به ما نشان می دهند دوتاست، آن یک جور دیگر است، تو یک جور دیگری، گفت قلم دست دشمن است. قلم الان قلم مطبوعات خارج، قلم دشمن هاست که از سرنیزه ها برای بشر بدتر است. وقتی قلم دست آنهاست هر چه می خواهند می گویند. خوب، در یکی از حرف هایشان هم

صحیفه نور جلد 11 صفحه 33

نوشته بودند که خمینی پستان زن ها را دارد می برد، شما الان نشستید اینجا می بینید خمینی یک طلبه ضعیفی است اینجا نشسته با شما صحبت می کند و مردم هم به او علاقه دارند چون نوکر خودشان هست، آدم به نوکرش، به خادمش علاقه دارد، نه پستانی بریده شده و نه کسی چیزی شده، اینها فقط دیدند که هویدا را اینجا گرفتند و اعدامش کردند، هویدا را خیال کردند که جامعه زن است و این را که اعدام کردند، پستان بریدن است!! نه، مسائل این نیست، دست خود آنهاست هرچه دلشان می خواهد بگویند. شما که شاهد مسائل هستید بروید شهادت خودتان را بدهید که وضع ما اینطوری است، نه ما می خواهیم یک حکومتی داشته باشیم، اگر می خواستیم حکومتی داشته باشیم که اینطوری تو این اتاق نبودیم، تو آن اتاق هایی بودیم که آقای کارتر بودند، تو آن عمارت هایی که آنها هستند، کاخ سفید بودیم. ما این مسائل پیشمان مطرح نیست، ما می خواهیم یک حکومت عدلی در دنیا پیدا بشود و این مجرم هایی که به ما جرم کردند و مال ما را، مال ملت ما را بردند و هدر دادند و نیروی انسانی ما را هدر دادند، اینها بیایند اینجا ما محاکمه شان کنیم و آقای کارتر که مایل نیست، با هر قمیتی هست نمی گذارد که شاه بیاید، حق دارد، اگر شاید من هم بودم همین کار را می کردم برای اینکه یک کسی که کلید جرمش را شاه می تواند باز کند، چطور بگذارد بیاید اینجا؟ کلید جرم این، جرم های این و خیانت ها و جنایت هایی که به ملت ما کردند دست اوست، اگر چنانچه او بیاید اینجا و از او بپرسند و عرض بکنم که در بازپرسی بخواهد جواب بدهد، او هم آن مجرم اصلی را خواهد گفت، قبلاً هم گفته است، قبلاً هم خود همین آقای محمدرضا گفته است که اینها می فرستادند و تعیین می کردند وکلا را، آن لیستش را به ما می دادند، وقتی لیست را به ما می دادند ما تعیین می کردیم همان ها را. خوب یک همچو جرم به این بزرگی را این قبلاً اقرار کرده، گفته این معنا را که این هم جرم خودش و هم جرم رؤسای جمهور است، اینها یکی از جرم های کوچکش است که ایشان گفته است و الا جرم ها اینقدر زیاد است، پرونده ها اینقدر زیاد است، مظلوم ها اینقدر در اینجا زیادند که به این زودی ها ما نمی توانیم نه جرم های آن را بشماریم و این مظلومین را نمی توانیم که تظلمشان را به دنیا برسانیم.
سوال: دانشجویانی که سفارت را اشغال کرده اند خودشان را پیرو خط امام می دانند، با وجود این به نظر خارجی ها این خود دانشجویان هستند که سیاست خارجی ایران را هدایت می کنند، در این باره حضرتعالی چه نظری دارید؟ آقای قطب زاده در این مورد چه کاری انجام می دهند؟
جواب: اگر مقصود این است که سیاست خارجی را دارند اینها هدایت می کنند، این یک افترایی است که می زنید به آنها، اینطور نیست و اگر مقصود این است که این کاری را که اینها مطلع شدند به اینکه اینجا محل جاسوسی بوده است و روی حس انسانیت خودشان برای حمایت

صحیفه نور جلد 11 صفحه 34

از مظلوم ها رفتند آنجا را گرفتند، اگر مقصود از سیاست خارجی این معناست که اینها را گرفتند و حالا می گویند که بیائید مجرم ما را بدهید تا اینکه ما آنها را رها کنیم یا محاکمه شان بکنیم، اگر سیاست این است، آنها کردند و همه ملت هم موافقند، وزیر خارجه و تمام ملت و دولت و همه با این موافقند. چنانچه اگر چنانچه باز رسیده باشد فریاد این ملت به آنها می بینید که اقشار ملت همیشه دنبال این قضیه هستند و اعلامیه هایشان و فریادهایشان و پیاده روی هایشان و راهپیمائی همه دنبال تایید این مطلب است و چرا تایید نکنند؟ برای اینکه یک جایی است که محل توطئه است. مردم جوان هایشان را دادند، مردم خانه هایشان را سوزاندند، خراب کردند، همه چیزشان را دادند برای اینکه یک حکومت اسلامی پیدا بشود، حالا احساس می کنند که یک جایی درست شده است برای توطئه، روابط ما بین ریشه ها با دولت امریکا بلکه محل جاسوسی برای منطقه در اینجا هست. اصلاً ما اینجا را سفارتخانه نمی دانیم، ما اینها را اجزای سفارتخانه نمی دانیم، اینجا جاسوسخانه است و آنها هم جاسوس هستند، اینهمه فریادی هم که قشرهای مختلفی که در خارج هستند دارند می زنند که همه رأی به این می دهند که اینها باید رها بشوند برای اینکه اینها اشخاصی هستند، اجزای سفارتخانه هستند، مامورین کذا هستند، ما همه اینها را منکر هستیم و می گوییم بیائید ببینید، دعوت می کنیم از این قشرهای مختلف که بیائید ببینید که وضع اینجا، وضع سفارتخانه است؟ سفارت ما را در امریکا ببینید، سفارت امریکا را در اینجا ببینید. سفارت سایر مملکت ها را ببینید، سفارت ایشان هم ببینید، ببینید این سفارتخانه اصل اسمش هست تا شماها می گویید سفارتخانه را گرفتید؟ و اینها دیپلمات هستند که شما می گویید که دیپلمات ها را گرفتید؟ یا نه اینجا محل جاسوسی است لیس الا، و اینها هم جاسوس هستند و اصلاً ربطی به سفارت و سفارتخانه ندارد. ادعای ما این است، اینها هم که رفتند و آنجا را گرفتند نمی خواهند که وزارت خارجه را اداره کنند، اینها در یک قضیه جزئیه و آنکه یک مجرم خودشان را یافتند و محل جرمش هم یافتند، رفتند گرفتند آنجا را، همه ما هم موافقیم با آنها.
سوال: اگر حکومت اسلامی بخواهد به این ترتیبی که هست پیش برود طبیعی است که اکثریتی از کشورهای جهان با او مخالف خواهند بود و جز با دشمنی رفتار نخواهند کرد، بنابراین اساس روابط خارجی شما و دوستانتان به چه شکل و است آیا شما به دوستانی نیازمند هستید در روابط خارجی یا خیر؟
جواب: اگر خارجی ها بتوانند بفهمند، ادراک کنند مسائل ما را، همانطور که ملت ها وقتی ادراک کردند و ادراک کنند با ما موافقند، دولت ها هم اگر ادراک کنند که ما چه می گوییم با ما موافقند. اگر مقصود از روابط آن روابطی است که تا حالا بین ایران و امریکا بوده است، در

صحیفه نور جلد 11 صفحه 35

زمان شاه سابق بین ایران و امریکا بوده است، این روابط نبوده است، این یک آقایی بوده با نوکرش هر کاری می خواسته، هر امری که می کرده عمل می کرده اگر می گویید ما اگر چنانچه بخواهیم اسلام را پیش ببریم دیگر نباید نوکر باشیم. اگر نوکر نباشیم رابطه اش را با ما قطع می کند، ما از خدا می خواهیم که رابطه قطع بشود. ما ذلت را نخواهیم پذیرفت برای خاطر اینکه یک رابطه با یک ابرقدرت داشته باشیم. شرافتی نیست رابطه داشتن با امثال امریکا، دولت امریکا یک شرافت انسانی مع الاسف الان ندارد که ما بخواهیم به واسطه آن شرافت انسانی اش با آن رابطه داشته باشیم. دولت امریکا این است که دارید می بینید که مظلوم را دارد در هر جا پیدا می کند پوست می کند، هر جا بتواند می رود و بمب سرشان می ریزد، هر چه بتواند ذخائر ملت ها را می برد، ما بخواهیم روابط با اینها داشته باشیم؟ بهتر این است که ما با اینها روابط نداشته باشیم، بهتر این است با آنهائی که می خواهند ما را بچاپند رابطه نداشته باشیم تا یک وقتی که به خود بیایند و بفهمند شرق هم هست در عالم. آن روزی که بفهمند که شرق هم یک جایی هست که تمدن از او پیش آنها رفته است و مع الاسف خود شرق هم خودش را گم کرده است، آن روز ما روابط ممکن است پیدا بکنیم، روابطی که متقابل باشد با هم، متعادل باشد با هم و الا رابطه ای که اینطور باشد که سابق بود و آنطور باشد که اینها دلشان خواهد، ما همچو رابطه ای را می خواهیم چه بکنیم؟ چه فایده ای برای ما دارد که رابطه داشته باشیم و آنوقت محلی که باید سفارت باشد این وضع را داشته باشد؟ روابط ما این است که اجازه بدهیم سفارتخانه به اسم سفارتخانه محل جاسوسی درست بکنند و این خون هایی که ما دادیم هدر برود و باز محمدرضا را بیاورند اینجا!! چون خودش حالا مفلوک است، پسرش را!! یک نقشه ای که می گویند دارند این است که در خواب دارد آقای کارتر برای خودش نقشه می کشد که با بختیار آنجاست و آن هم آنجا و بعضی از اشخاص هم اینجا و روابط هم اینجا دارند با آنها، مع الاسف تو مغزشان دارند یک همچو نقشه ای کشند، تخیلاتی می کنند برای خودشان لکن مطلب از اینها گذشته است، دیگر حنای اینها رنگی ندارد. نه حنای آقای کارتر رنگ دارد و نه حنای آنهایی که در اینجا دلشان می خواهد آنها بیایند و دوباره اینجا همان بساط پیدا بشود و همان قضایا تجدید بشود، اینها دیگر نمی شود. اگر رابطه ای می گویند که ما با دنیا رابطه داشته باشیم، رابطه متقابل و دوستی باشد، ما باید با همه دنیا روابط داشته باشیم اگر اینطور رابطه باشد، ما هرگز نمی خواهیم که رابطه با اینها داشته باشیم، نه با اینها، نه با هر کس که بخواهد تحمیل به ما بکند. دول اسلامی با ما روابط دارند آن هم تا حدی که روی مصالح اسلامی، روی مصالح مسلمین باشد ما با آنها روابط داریم. سایر دول غیر اسلامی هم هر کدامشان با ما بخواهند با عدالت رفتار بکنند، ما را به حساب بیاورند، ما را بدانند که یک ملت هستیم، یک دولت داریم، یک ملت هستیم، یک رژیم هست در اینجا، این را بفهمند و از آن سواری که هستند

صحیفه نور جلد 11 صفحه 36

پیاده بشوند یک قدری با هم راه برویم، اگر پیاده شد آقای کارتر از آن عرشی که دارد آمد روی زمین نشست با ما زمین نشین ها تفاهم کرد، ما هم با او تفاهم می کنیم و به استثنای اینکه باید آن ظلم هایی که به ما کرده است باید جبران بکند. با ملت امریکا که هیچ چیز نداریم، هیچ اختلافی نیست بین ملت ها با هم با دولت هایشان دولتی که بعد پیش می آید، تفاهم کند با ما، اینطور نباشد که من در کاخ سفید نشستم و شما در کوخ نشستید و کاخ نشین با کوخ نشین باید ارباب و رعیت باشد این اگر این کلمه را بردارند و ما را همانطور که هستیم، بفهمند، ادراک کنند ماها را، ما با آنها چرا رابطه ای نداشته باشیم؟ با دولت امریکا هم رابطه پیدا می کنیم، با همه جا و اما اگر وضع اینطور باشد، ما می خواهیم چه کنیم که پیشقدم بشویم برای اینکه نوکری کنیم؟! پیشقدم بشویم برای اینکه هم نوکری کنیم هم همه چیزمان را تقدیم کنیم؟! آنوقت نوکر که می گرفتند یک اجرتی به او دادند، اینها نوکر می گیرند و همه چیزش را هم می گیرند، ما خواهیم چه کنیم با اینها رابطه داشته باشیم؟ هیچ لازم نیست رابطه داشته باشیم.
سوال: بعد از تصویب قانون اساسی شکلی از حکومت که مطرح شده دو شکل است، یکی اینکه یک حکومتی با استبداد روحانیت بر سر کار می آید و یا اینکه یک حکومتی که روحانیت در آن نقش فرعی دارد روی کار می آید، این دو تا شکلی است که در جهان مطرح است، نظر حضرتعالی چیست در این مورد؟
جواب: جهان، اسلام را نمی دانند یعنی چه. آن جهانی که شما می گویید، یک جهان جاهل هست به اسلام، اینها نمی دانند که حکومت اسلامی می آید برای اینکه دیکتاتوری نباشد، نه در شهر خودش، در مملکت خودش نباشد، در امریکا هم نباشد. حکومت اسلام یک حکومتی است که برای از بین بردن دیکتاتوری می آید. آن کسی که اسلام قرار داده برای حکومت، آن کسی است که با دیکتاتوری به حسب مذهبش مخالف است، مذهبش حکم می کند به اینکه دیکتاتوری نباید باشد. اینها خیال می کنند که همچو که گفتند فقیه عادل عالم مطلع بر موازین غیر جائر ملتفت کذا، باید فلان مقام را، قضاوت را تعیین کند، باید اگر مردم تعیین کردند یک رئیسی را برای کشور، آن هم اجازه بدهد، این می شود دیکتاتوری!! اما اگر چنانچه یک نفر آدم ظالم جائر دیکتاتور همه چیز بیاید، نه این دیکتاتوری نیست!! فرق فقط این است که معلوم می شود با علم مخالفند، با عدالت مخالفند اینهایی که با حکومت فقیه مخالفند. با اینکه الان هم در قانون اساسی که درست کردند قضیه حکومتی نیست در کار، اصلاً اسلام حکومت ندارد، اسلام اینطور نیست یک حاکمی مثل آقای هیتلر داشته باشد آنجا، مثل آقای کارتر که نظیر هیتلر است داشته باشد آنجا و سرکوبی کند همه را و بزند و بکوبد. اصلاً این چیزها در

صحیفه نور جلد 11 صفحه 37

اسلام مطرح نیست. اسلام که فقیه عادل مطلع دلسوز برای ملت را قرار می دهد که این نظارت کند یا فرض کنید حکومت کند، برای این است که جلو بگیرد از غیر عادل، غیر عادل نیاید و مردم را بچاپد. از صدر اسلام تا حالا شما ملاحظه کنید که آن حکومت های صدر اسلام مثل علی ابن ابیطالب سلام الله علیه چه جور بود، یک حکومت اسلامی روی عدالت، بعدش افتاد دست بنی امیه و بنی عباس و حکومت های جائر دیگر و شاهنشاهی و امثال ذلک. مسلمین آنجاها را هم گرفتند و بعد شاهنشاهی شد و نتوانستند مسلمین اسلام را درست پیاده کنند و حکومت اسلامی را، نشد. اسلام غریب است الان، اسلام غریب است، همانطور که غربا را نمی شناسند، یک غریبی وارد یک شهری بشود مردمش نمی شناسند، اسلام الان غریب است توی ملت ها، نمی شناسند اسلام را. چون نمی شناسند اسلام را، احکام اسلام را هم نمی دانند، اسلام شناس های ما هم اسلام را نمی شناسند، نمی شناسند این چی هست، وقتی نشناختند خیال کنند که اگر چنانچه فقیه حکومت فقیه باشد، حکومت دیکتاتوری است و اگر چنانچه فقیه در کار نباشد، دیگر هر که خواهد باشد، اگر شمر هم باشد این آقایان اشکالی به آن ندارند فقط فقیه را بهش اشکال دارند. اشکال هم برای این است که از اسلام می ترسند، از اسلام ترس دارند. اسلام نمی گذارد این حیثیت فاسدها را باقی باشد. اینها ترسند از آن، بعضی ها هم گول خوردند بعضی ها متعمدند در این امر، بعضی ها هم گول خوردند والا حکومت اسلامی مثل حکومت علی ابن ابیطالب دیکتاتوری تویش نیست، حکومتی است که به عدل است، حکومتی است که زندگی خودش از زندگی سایر رعیت ها بدتر است، آنها نمی توانستند مثل او زندگی کنند، او نان جو هم سیر نمی خورد، یک لقمه، دو تا لقمه برمی داشت با یک خرده نمک می خورد. این حکومت اصلاً می تواند دیکتاتوری؟ دیکتاتوری برای چه بکند؟ عیش و عشرتی نیست تا اینکه بخواهد دیکتاتوری بکند برای او. حکمفرمایی اصلاً در اسلام نیست، حکمفرمایی اصلاً در کار نیست. پیغمبر اسلام که راس مسلمین و اسلام بود وقتی که در یک مجلسی نشسته بودند تو مسجد روی آن حصیرها (معلوم نیست حصیر حسابی هم داشته باشد) آنجا نشسته بودند، دور هم که نشسته بودند، عرب که خارج بودند و نمی شناختند پیغمبر را می آمدند می گفتند که کدام یکی محمد هستید، نمی شناختند برای اینکه حتی یک همچون چیزی هم زیر پیغمبر نبود. حالا ما اشراف هستیم. یک همچو حکومتی که بنا باشد اینطوری باشد، یک خانه گلی داشته باشد، یک گلیم هم حتی نداشته باشد، یک حکومتی که یک پوست می گویند داشته است که روزها علوفه شترش را حضرت امیر رویش می ریخته، شب ها زیر خودش و فاطمه می انداخته و می خوابیده رویش، اینکه دیکتاتوری نمی تواند باشد. اینهایی که می گویند دیکتاتوری، اسلام را نمی فهمند چی هست، فقیه اسلام را نمی دانند، خیال می کنند ما، هر فقیه، هر فقیه، هر چه هم فاسد باشد این حکومت، فقیه اگر پایش را اینطور بگذارد، اگر یک گناه صغیره هم بکند از ولایت ساقط

صحیفه نور جلد 11 صفحه 38

است. مگر ولایت یک چیز آسانی است که بدهند دست هر کس؟ اینها که می گویند که دیکتاتوری پیش می آید نمی دانم این مسائل پیش می آید، اینها نمی دانند که حکومت اسلامی حکومت دیکتاتوری نیست. مذهب مقابل اینها ایستاده، اسلام مقابل دیکتاتورها ایستاده و ما می خواهیم که فقیه باشد که جلوی دیکتاتورها را بگیرد، نگذارد رئیس جمهور دیکتاتوری کند، نگذارد نخست وزیر دیکتاتوری کند، نگذارد رئیس مثلاً لشکر دیکتاتوری بکند، نگذارد رئیس ژاندارمری دیکتاتوری بکند، نه اینکه بخواهیم دیکتاتوری درست کنیم، فقیه می خواهد چه کند دیکتاتوری را؟! کسی که زندگی، زندگی عادی دارد و نمی خواهد این مسائل را، دیکتاتوری برای چه می خواهد بکند؟ حکمفرمایی در کار نیست در اسلام، علاوه حالا در این قانون اساسی که اینقدر احتیاط کاری هم شده، آقایان هم اینقدر احتیاط کاری کرده اند که یک دفعه مردم بیایند خودشان تعیین کنند یک خبره هایی را، این دیکتاتوری است؟! این خبره ها را یکی بیاید بگوید که در یک شهری از این شهرها یک کسی فشار آورد روی مردم که بیایید به این شخص بدهید، حتی تبلیغات هم نشد، مردم اینها را می شناختند، مردم دانستند اینها را. اگر صد دفعه دیگر ما بخواهیم خبرگان تعیین کنیم، یا خود این آقایان تعیین می شوند یا یکی مثل اینها. مردم با آزاد، من گمان ندارم در هیچ جای دنیا اینطور واقع شده باشد، اینطور داده باشند، مردم اینطور عاشقانه رأی داده باشند به یک مطلبی، هم جمهوری اسلامی اش را آنطور عاشقانه رأی دادند و آنطور اکثریت. در زمان شاه سابق که یادتان هست شما، اینها یک رفراندمی می خواستند بکنند من از قم فرستادم ببینم که وضعش چه جوری است، اینها آمدند گفتند بیش از 2000 نفر نمی توانند تهیه کنند معذلک گفتند همه ملت برای اینکه 6 میلیون رأی داد گفتند 6 میلیون رای، دروغ می گفتند 6 میلیون دروغی را آنها می گفتند همه ملت. حالا ما یک جا 20 میلیون رأی داشتیم، یک جا هم که یک دسته ای نیامدند و قهر کردند از باب اینکه آنها هم نمی دانستند که ما چه می خواهیم بگوییم، قهر کردند رفتند کنار نشستند معذلک 16 میلیون جمعیت تقریباً رأی داد و 90 درصد مردم گفتند ما رأی می دهیم الان هم بعدها آنها هم گله خواهند کرد که چرا ما را نگذاشتند رأی بدهیم شاید آنها هم همین رأی را بدهند و باز بشود بیست و چند میلیون.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:28 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در میان جمعی از قهرمانان کشتی آزاد ایران در آسیا و اروپا و پهلوانان کشتی باستانی

تاریخ: 1358/09/28

 

وقتی که جهاد معنوی باشد تا آن فرد آخر هم برای جهاد حاضر است

بسم الله الرحمن الرحیم
من از آقایان ورزشکارها و سایر آقایان تشکر می کنم که گاهی تشریف می آورند و ما را از کارهای خودشان، از موفقیت های خودشان و از کارهائی که در سطح بین المللی انجام داده اند و موفقیت هائی که تحصیل کرده اند برای جمهوری اسلامی، تشکر می کنم و دعا می کنم که انشاءالله همیشه موفق باشند و به دشمن های ما بفهمانند که مردانی که در ایران هستند، مرد مبارزه هستند و مرد می دانند، مرد جهادند و امیدوارم که خداوند شما را تایید کند در اینوقتی که مملکت ایران مبتلاست به اینطور مصیبت ها که البته از یکطرف مصیبت است و از یکطرف هم سرفرازی برای یک ملت که در راه هدف تا پای جان ایستاده است و همه جوان های ما در این راه مشترک هستند و بسیاری از آنها برای شهادت از من دعا می خواهند و من دعای پیروزی می کنم برای آنها که خداوند همه آنها را حفظ کند و همه شما جوان ها را برای کشور ما حفظ کند.
امیدوارم که از اینجا به بعد هم که مشکلات برای کشورتان زیاد است و این ریشه های فاسد الان در ایران هستند و چون مایوس شده اند، دست به یک همچو جنایاتی مثل ترور شخصیت های محترم می زنند و البته آنها خیال این را دارند که ما را و شما را سست کنند در این جهاد اسلامی و اینها غافل از این هستند که وقتی که جهاد برای خدا شد، برای اسلام شد، جهاد معنوی، جهادی است که جهاد معنوی است، نه جهاد صوری و مادی، وقتی بنا شد که جهاد معنوی باشد تا آن فرد آخر هم برای جهاد حاضر است.
و من از حماقت اینها هم تعجب می کنم، اینها نمی خواهند که یک فردی مثل آقای مطهری و مثل آقای مفتح را از بین ببرند، اینها وسیله است برای اینکه نهضت را سست کنند حماقتشان این است که دیده اند اینها که هر فردی را که اینها ترور می کنند مردم ایران برای نهضت بیشتر وارد میدان می شوند. اگر اینطور بود که مثلاً آنوقتی که مرحوم آقای مطهری را ترور کرده بودند، یک نیمی از مردم عقب نشینی کرده بودند، آنوقت برای نیم دیگرش هم مرحوم آقای قاضی را مثلاً ترور می کردند و مرحوم آقای مفتح را و دیگران را. اما وقتی دیدند که هر شخصی را که اینها ترور کردند بازار نهضت گرمتر شد و مردم بیشتر به این نهضت اقبال کردند، این چه انگیزه ای دارد که اینها به این جنایت دست

صحیفه نور جلد 11 صفحه 44

می زنند؟ اینها همه برای این است که خدای تبارک و تعالی اینها را کر و کور کرده است، اینها را از آن ادراک راه صحیح محروم کرده است یعنی خودشان اسباب محرومیت را فراهم کردند. خودشان اسباب این شدند که عنایت خدا که باید همه قشرها را هدایت کند، اینها خودشان را محروم کردند و بعد از آنکه خودشان را محروم کردند کارهائی انجام می دهند که برخلاف مصلحت خودشان است.
 

امروز روزی نیست که کسی اتکاء به سر نیزه بکند

شما ملاحظه کنید این آقای کارتر برای رسیدن به مقام ریاست جمهور دست و پا کنند لکن خدا او را کر و کور کرده است که راه ها را اشتباهی دارد می رود. این اگر چنانچه همان وقتی که ما اشتغال داشتیم به مخالفت با این مرد، آنوقت که دید این دیگر در حال سقوط است، دید نمی تواند این را نگهش دارد، اگر کمک کرده بود به ایران و اقبال کرده بود به ایران و تصدیق کرده بود حرف های ایران را، برایش بهتر بود یا آن پافشاری که آنوقت کرد برای حفظ او و آن پافشاری هائی که کرد برای حفظ یادگار او بختیار و آن پافشاری هائی که بعد کرد؟ آن بهتر بود برای رسیدن به آن مقام، یا این؟ حالا رفت، آنها از بین رفتند، بعد بردن یک نفر آدم جانی را به امریکا و پناه دادن به اصطلاح خودش آنجا و پرستاری از یک مفلوک به اصطلاح آنها، این بهتر بود برای او یا اینکه او را نبرند؟ جای دیگر برود زندگی کند (خوب، بود جای دیگر) .
اینها از باب این است که کر و کور شده اند. یک کاری حالا، مثل این بچه ها که لج می کنند، سر آن لجبازی می کنند، حالا نتوانست او را نگه دارد، این قدم دومی بود که نتوانست نگه دارد این مرد را در آمریکا و فرستاده است او را به یک جای دیگر. خوب این بهتر بود برای او که باز سروصدا در دنیا راه بیندازد و در پاناما آنقدر تظاهر بر ضد این مرد بکنند که بر ضد آمریکاست، یا اینکه او را می فرستاد اینجا و به عالم ثابت می کرد که من هم طرفدار مظلوم ها هستم، طرفدار آنها هستم که غارت شده اند، نه طرفدار غارتگرها؟ خودش هم غارتگر است اما قاعده این بود که اگر عقلش سر جایش بود، قاعده و این بود که اگر کسی بخواهد راه خودش را، آنی که خیالش هست پیش ببرد، اینها را پیش نیاورد تا اینکه یک مملکت هائی برضد او تظاهرات در آنها واقع بشود.
امروز روزی نیست که کسی اتکاء به سرنیزه بکند دنیا عوض شده، ملت ها یکی بعد از دیگری دارند بیدار شوند، دارند از تحت سلطه استعمار بیرون می روند. در یک چنین موقعی دیگر جای صحبت اینکه ما مداخله نظامی می کنیم، یک وقت بگوید مداخله نظامی می کنیم، یک وقت بگوید نه ما مداخله نظامی نمی کنیم، همین طور مشوش هی صحبت کردن، برای همان است که چشمشان باز است و کورند، نمی بینند اینها همانی است که به چشم ها و گوش ها و عقل های آنها غل انداخته، نه از باب اینکه او ابتداء، خود آنها وسیله فراهم کرده اند تا غشاوت واقع شده است بر عقل هایشان و بر چشم هایشان و بر گوش هایشان این یک کمکی است برای مستضعفین، اینطور راه را گم کردن یک کمکی است به مستضعفین. اگر قبل از این قضایا یعنی قبل از اینکه این مرد را ببرد به امریکا و

صحیفه نور جلد 11 صفحه 45

به اصطلاح خودش بخواهد پرستاری از یک مفلوکی بکند، ما یک، بعضی از ممالک با ما متحد بودند، یعنی از ملت ها، حالا بسیاری از ملت ها با ما همراهند. نهضت ما دارد توسعه پیدا می کند و می رود توی ملت ها، ملت هائی که، ببینند که ملت ایران در مقابل یک قدرت بزرگ ایستاده و پیش برده، یک قدرت شیطانی را که همه قدرت ها دنبالش بودند یک ملتی ایستاده و ایستادگی کرده و پیش برده، سایر ملت ها هم گرفتارند دیگر، آنها هم همین گرفتاری هائی که ما داریم آنها دارند. مصر به دست سادات و جاهای دیگر هم به دست دیگران. همه ملت ها مبتلای به دولت هایشان هستند، آنها هم خواهند از زیر این بار بیرون بیایند. وقتی دیدند که ایران قیام کرد و پیش برد، ولو کشته داد اما پیش برد و دیگران هم همین فکر در مغزشان پیدا می شود، ملت های دیگر هم همین معنا را می خواهند، آنها هم همین کار را خواهند کرد.
 

نهضت ملت ایران عظمت قدرتهای بزرگ را شکست

شما بدانید که این نهضت ملت ایران، این عظمت قدرت های بزرگ که با تبلیغات تحمیل کره بودند بر دماغ ها که اصلاً نمی شود با انگلستان در افتاد، حالا هم دیگر اصلاً با امریکا نمی شود دیگر در افتاد، این عظمت را شکست. یعنی شما ملت عزیز ایران، زن و مردتان ریختند در خیابان ها و با فریاد الله اکبر، این عظمتی که در قلوب اشخاص پیدا شده بود و ملت ها را وادار می کرد که ساکت باشند مبادا یکوقتی بربخورد به آنها، این را شکست. ما در آن قضیه سابق هم کوشش می کردیم که این معنا که نمی شود با دولت در افتاد، این را بشکنیم، نمی شود در مقابل قدرت ها نفس کشید و باورانده بودند به ملت ما به طوری که به خودشان حق نمی دادند، اگر یک پاسبانی می آمد می خواست یک چیزی تحمیل کند، به خودشان حق نمی دادند که در مقابلش یک کلمه ای بگویند، سکوت پرده انداخته بود، سایه انداخته بود به سر ملت ما. این معنا کم کم شکسته شد، صداها در آمد، نهضت شما او را شکست و نهضت شما الان این معنا را هم شکست در دنیا که نمی شود در مقابل آمریکا، اول قدم این است که انسان می شود و نمی شود را ارزیابی کند. اول قدم هر مبارزه ای ارزیابی این است که در این مبارزه می شود یا نمی شود و شما ثابت کردید که نه می شود. می شود با آمریکا هم طرف شد، می شود که لانه جاسوسی آمریکا هم تصرف کرد، می شود جاسوس های آمریکائی را هم گرفت و نگه داشت و حفظ کرد شما این را ثابت کردید به دنیا. آن عظمتی که از آنها به واسطه تبلیغات زیادی که داشتند، در دنیا سایه افکنده بود که ابر قدرت است و کسی حق حرف زدن ندارد، آن شکست. معلوم شد نه، ملت ها می توانند فریاد بزنند، می توانند مرگ بر کارتر بگویند، فریاد هم الان دارند می زنند، نه اینجا جاهای دیگر هم، هندوستان هم همین است، ممالک خودشان هم، ممالک غربی هم همین است، امریکا هم همین است. امریکایی که هی می گفت ما با قدرت نظامی، هی ما را می ترساند، اینها دنبال همان بودند که سابق انجام می دادند. سابق اگر چنانچه یک کلمه ای فرض کنید که در یک روزنامه ای از ایران واقع می شد برضد انگلستان یا برضد آمریکا، با یک کلمه ای که آنها به محمدرضا می گفتند که فضولی موقوف، جلویش را اینجا می گرفت. اگر یک کاری می خواستند انجام بدهند، مثلاً - در - فرض کنید

صحیفه نور جلد 11 صفحه 46

مجلس شورای استعماری غلط، همچو که کشتی انگلستان می آمد طرف ایران مسأله ختم بود با همان حرکتش. همچو که اطلاع می رسید که کشتی انگلستان راه افتاده از آنجا به کجا، اینجا دیگر باید حتماً تسلیم شد. قراردادی اگر می خواستند ببندند و اینها یکوقتی، در آنوقتی که فرض کنید یک سرسختی می خواستند نشان بدهند، یک چیزی که در سرحدات واقع می شد، این کافی بود برای اینکه در مرکز اینها دیگر دست بردارند از مخالفت و موافقت کنند و تسلیم بشوند. اینها چیزهائی بود که اینها با بوق و کرنا، با رادیوها، با تبلیغات، تبلیغاتی که بسیاریش هم در خود کشورها بود یعنی عمال آنها در خود این کشورها تبلیغات می کردند برضد خود کشور، اینها به مردم همچو بزرگ نشان داده بودند مسائل را که مردم خیال می کردند که اگر الان یک حرفی بزنیم، یکدفعه چتربازی های آمریکا می آیند می ریزند و ایران را خراب می کنند. در همین قضیه این را کراراً برای ما آمدند گفتند که، می نوشتند، از خارج هم می نوشتند که چتربازها بناست که از بالا بیایند بالای سرسفارت، از آن بالا یک دوائی بریزند و بیهوش کنند همه را و بیایند پائین و همه را ببرند و در قم هم می خواهند بیایند و شما را بربایند، حتی بعضی آمده بودند به من می گفتند که شما نمانید اینجا شب. خوب آقا این شعر است که اینها می گویند. این حرف هائی است که در کتاب حسین کرد نویسند و می نوشتند. اینها، این حرف است که می زنند والا چتر بازها می آیند و همه را بیهوش می کنند این همان حرف هایی بود که هی دوا می زدند، همه چیزها بیهوش می شدند حرف هائی که در الف لیل می گویند. خواستند اینطوری ما را مثل سابق که از این حرف ها ترس داشتند، اینطوری ملت ما را بترسانند، غافل از اینکه مسائل این نیست، اصلاً مداخله نظامی دیگر حالا در دنیا اصلاً شکست خورده است، صحبتش هم شکست خورده. اینها به اعتبار اینکه ما را در افکار باز عقب مانده می دانستند این حرف را می زدند، بعد هم حالا می گویند که وقتی که در آمریکا چیز کردند رأی گیری کردند (حالا به آن اندازه ای که خودشان می دانند) امروز یا دیشب بود که پنجاه و پنج درصد از جمعیت آمریکا با مداخله نظامی مخالفند. یک غلطی از اول می کنند بعد می خواهند عذرش را بخواهند حالا می گویند ملت ما مخالف است. خوب ملت آنها موفق باشد بسم الله، مگر می شود حالا در دنیا یک چنین کارهائی را کرد، این حرف ها مال سابق بود، نه مال حالا، حالا دنیا یک چیز دیگر شده. حالا اگر صدای اینها در آید در اینجا. شرق منفجر می شود، نه شرق تنها، غرب هم منفجر می شود. مگر می شود حالا از این کارها کرد بعد حالا از آنجا دست بردارند. نه مداخله نظامی نه از باب اینکه مثلاً فرض کنید خوب ملت هم با آنها موافق نیست حتی گفته بودند که اینها می گویند که اگر اینها را هم بکشند، مداخله نظامی نباید بشود، اگر این جاسوس ها را بکشند هم، مداخله نظامی نباشد. خوب اگر یک چنین حرفی راست باشد معلوم می شود که آنها به عقل آمده اند که پنجاه نفر آدم جاسوس را فرضاً کشته (که بنا ندارند حالا اینها را بکشند) پنجاه نفر را بکشند اسهل است از اینکه یک مملکتی، چند تا مملکت، خود آمریکا به خاک و خون کشیده بشود. این معلوم می شود یک خرده ای به عقل آمده اند از اول هم معلوم نبود که این خیال ها باشد. حالا دیگر چسبیده اند به اینکه (ما خیر، محاصره اقتصادی می کنیم) بسیار خوب محاصره

صحیفه نور جلد 11 صفحه 47

اقتصادی بکنید ببینیم چه می کنید. اینها حرف است، محاصره مگر دنیا تابع آقای کارتر، مگر همه دنیا می خواهند زحمت بکشند که آقای کارتر بشود رئیس جمهور. سران که می شناسند هم را، سران ممالک هم را می شناسند که از چه قماشی هستند، می دانند که قضیه، قضیه ملت نیست. قضیه، قضیه این است که من می خواهم چه بشوم او می خواهد رئیس جمهور کجا بشود، او می خواهد رئیس جمهور کجا بشود. اینها که هم را می شناسند می دانند که مسأله، مسأله این نیست که برای پنجاه تا مثلاً جاسوس خیلی دلشان سوخته یا برای فرض کنید چه. این را من کراراً گفته ام، ما در فرانسه که بودیم یک نفر از اشخاص که می گفتند که این از طبقه بالاست (چه بود، من نمی دانم) از آنها می آمدند زیاد، راجع به همین مردیکه هم می آمدند، گاهی هم از آمریکا پیغام می آوردند، از رئیس جمهور آمریکا پیغام می آوردند که ما را سست کنند، این در یک قضیه ای که آمده بود و حرفش را نقل کردند، گفته بود که یک قضیه ای در چین واقع شد که سفارتخانه ما در خطر بود، ما راجع به افرادش هیچ ابداً نگرانی نداشتیم، افراد چیزی نیستند، راجع به مبلش ما نظر داشتیم، مبل هایش زیاد قیمت داشت. اینها یک چنین قماش مردمی هستند که مبل ها را اهمیت می دهند، نه آدم ها را. رئیس جمهور شدن پیش آقای کارتر ارزش دارد، نه پنجاه نفر. اینها یک چیزهائی درست می کنند برای اینکه آنجا برای خودشان یک راهی پیدا کنند و پیش ملت خودشان یک وجاهتی پیدا کنند و همانطور که گفتم خدا کر و کورشان کرده که هر راهی که اینها بروند، برخلاف مصلحتشان است، هر طریقی که بروند خلاف آن. بردند او را آنجا به خیال اینکه یک کاری بکنند، شکست خوردند، یعنی افکار مردم عوض شد، بعد لجاجت کردند در اینکه این را تحویل بدهند، باز هم به ضرر خودشان شد. نتوانستند نگه دارند، فرستادند او را به پاناما. این هم به ضرر خودشان. حالا اهالی پاناما دارند فریاد می زنند در خیابان ها، چه می کنند که این مردیکه را آورده اند اینجا چه کنند. خوب این یک بنجلی است که باید بیخ ریش ما باشد، اینها اشتباه دارند اینها باید بیاید در همین مملکت، بنجل از ماست، برای چه به پاناما برود؟ مردم پاناما را چرا اذیت می کنند؟ خوب بفرستند او را محل خودمان، ما خودمان می دانیم چه بکنیم.
 

محاکمه شاه مفلوک، محاکمه رؤسای جمهور آمریکاست

و عمده این است که خوف آنها نه برای این آدم است، نه برای آن پنجاه تاست. اینها نیست. اینکه اصرار دارند که این مردیکه نیاید، برای این است که اگر این بیاید و اینجا محاکمه بشود و محاکمه اش هم یک محاکمه همچو پنهانی و زیر جلی نیست، محاکمه ای است که با حضور اشخاص برجسته دنیا می شود برای اینکه محاکمه یک آدم مفلوک نیست، محاکمه رؤسای جمهور است. همانطوری که این مرد گفته بود که اگر من را محاکمه بخواهند بکنند، رئیس جمهور چند سال هم باید محاکمه بکنند، چند نفر از اینها هم، صحیح است، این محاکمه یک شخص نیست، یک آدم نیست، یک مفلوک نیست. ما هم او را نمی خواهیم برای اینکه یک آدم مفلوکی را چه بکنیم، ما می خواهیم این را

صحیفه نور جلد 11 صفحه 48

بیاوریم اینجا و در مقابل این مستکبرین، مستضعفین تکلیفشان را بدانند، مستضعفین دنیا یعنی مملکت آمریکا هم، ملت آمریکا هم تکلیفش را با رؤسای جمهورش بفمهد که اینها چه سنخ آدم هایی بودند که به ما حکومت می کردند. همانطوری که ما اینجا فهمیدیم که اینها چه سنخ آدم هائی بودند به ما حکومت می کردند. فهمیدیم و خدا خواست که قیام کرد ملت و خدا خواست که این را بیرونش کرد. مستضعفین دنیا بفهمند اینجا وقتی ما یک محاکمه ای راه انداختیم که دنیا را شریک کردیم در این محاکمه، از همه جا دعوت کردیم و در اینجا متفکرین دنیا، نویسندگان دنیا، سیاسیون دنیا، شخصیات معتبر دنیا را از همه جا، حتی از آمریکا، از هر جا ما دعوت می کنیم اینجا و این آدم را اینجا محاکمه می کنیم، یک محاکمه جار و جنجال دار تا معلوم بشود به همه دنیا، به همه مستضعفین که اینها خودشان را جا زدند آنجا و با یک حرف های نامربوطی می خواهند خودشان را تحمیل کنند به ملت ها. ما به ملت ها بفهمانیم که اینها لایق نیستند برای شما حکومت کنند، خودتان فکر کنید. خودتان فکر کنید بین خودتان، یک حکومتی که دست خودتان باشد، نه اینکه کسی ارباب شما باشد. ما مقصدمان یک چنین مطلبی است، مقصدمان این نیست که یک نفر آدم بیاید اینجا و مثلاً چه بکند، نه. و همه خوف آقای کارتر این است که مبادا یک چنین قصه ای پیش بیاید، پیش بینی یک چنین مسائلی می کند. دست و پا می کند، او را می رود نگه می دارد و بعد هم حالا جای دیگر و بعدش حالا چه خواهد شد نمی دانم و ملت ایران باید توجه داشته باشد که یک ملتی است که الان همه دنیا توجهشان به اینجاست. شما رادیوهای دنیا را، مطبوعات دنیا را ببینید و در راس حرف هایشان همین مسائل ایران است الان.
 

ایجاد حکومت اسلامی آرزوی رسول اکرم همه مسلمین است

وقتی یک ملتی تحت توجه همه دنیا شد، باید خودش را درست بفهمد، بفهمد که پا را غلط نگذارد. این خیانت هائی که الان در ایران می شود، در آذربایجان پیش آوردند، در بعضی جاهای دیگر پیش آوردند. این خیانت ها هم در نظر ملت ها منعکس بشود که چیست. ملتی که پا شده خودش خودش را اداره کند، از دست ابرقدرت ها می خواهد خارج کند خودش را، چپاولگری ها را می خواهد قطع کند از مملکتش، باز از اهل خود مملکت بیایند و مخالفت کنند!! همه ملت ها توجه دارند که چیست این، خودش را در دنیا رسوا می کند، همانطوری که کارتر خودش را در دنیا رسوا کرد. اینهائی هم که می گویند ما اهل ایران هستیم و به ایران علاقه داریم، به ملت علاقه داریم و اینها، در یک وقتی که ملت قیام کرده و قدرت ها را شکسته حالا می خواهند یک حکومت ملی با دست خبرگان خودشان در اینجا تصویب بشود و چه بکند، همین هائی که می گویند ما از ملت هستیم و ما علاقه به ملت داریم، همین ها مخالفت می کنند. دنیا می فهمد که این قشر مخالف چه هستند، آنطوری که شما فهمیدید و ما فهمیم، دنیا هم می فهمد. کاری نیست که فقط در آذربایجان ایجاد بشود و خدای نخواسته ملت آذربایجان را خدشه دار بکند، ملت آذربایجان خدشه دار نمی شوند همانطور که ملت ایران، همه ملت های ما (یعنی

صحیفه نور جلد 11 صفحه 49

ملت ها نیست که یک ملتند) همانطوری که آذربایجان خدشه دار نمی شود و تهران خدشه دار نمی شود و کردستان خدشه دار نمی شود و بلوچستان خدشه دار نمی شود همه اینها خدشه دار نمی شوند، همانطور هم که انظار دنیا متوجه است که این یک عده خائن اقلیت چه چیزی می گویند. این یک عده اقلیتی که ایستاده اند در مقابل سی و پنج میلیون جمعیت و در آراء آرائشان را دیدید که در رفراندم اول همه قوا را روی هم گذاشتند باز صدی هشتاد با ما بود. حالا با اینکه یک مقداری را بازی دادند و قهر کردند حالا هم صدی نود باز رأی مثبت دادند. دنیا نظر می کند که این آدم ها چه می گویند در مقابل یک ملت. این مردم چه می گویند در مقابل ملتی که همه ایستاده اند و هر روز فریاد دارند می زنند که (بعد از تصویبش هم دارند فریاد می زنند) که ما همین قانون اساسی را می خواهیم؟ این چند نفر آدم چه چیزی گویند در مقابل این ملت؟ چه حرف حسابی دارند؟ چرا باید اینها یک چنین فکر معوجی داشته باشند که یک عده یاغیگری کرده اند، یک چنین عده معدودی می خواهند بر همه ملت ما حکومت کنند. مگر حکومت محمدرضا غیر از این معنا بود که یک عده معدودی می خواست دیگران را تحت سلطه قرار بدهد؟ حالا هم همین ها نظیر او هستند. و از ریشه های او هستند چه می گویند اینها در مقابل یک ملت که زن و مردش خون دادند و بچه دادند و جوان دادند و یک حکومت اسلامی می خواهند درست کنند؟ آقایان چه می گویند در مقابل اسلام؟ چطور جواب اسلام را می دهند؟ ملت باید درست توجه کند، دشمن های خودش را در این مسائل بشناسد که چه قشرهائی با ملت دارند مخالفت می کنند و دشمن هستند با ملت ما. باید مردم بشناسند اینها را و من امیدوارم که این تحولی که پیدا شده و اینکه هر قصه ای که به نظر آنها این است که ما در این قصه یک شکستی بخوریم، بیشتر صدا در می آید بیشتر مردم با هم منسجم می شوند، من امیدوارم که انشاءالله این راه را تا آخر برویم آنی که آرزوی همه مسلمین است، آنی که آرزوی رسول اکرم است، آنکه آرزوی ائمه ما هست و آن ایجاد یک حکومت اسلامی، همه چیزی اسلامی باشد، من امیدوارم که با دعای همه شما و با توجه همه شما به خدا و با وحدت کلمه این راه را به آخر برسانیم.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:28 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

متن مصاحبه امام خمینی با حسنین هیکل

تاریخ: 1358/09/28

 

متن مصاحبه امام خمینی با حسنین هیکل

حسنین هیکل: تا 3 روز دیگر یک سال از آخرین دیدار با شما در پاریس می گذرد و در این سال چیزهای زیادی گذشت.
امام: بله، الحمدلله. انشاءالله ... امیدواریم از این به بعد هم چیزهای زیادی بگذرد.
سوال: در نظر شما مهمترین چیزی که در سال گذشته رخ داد چه بود و چه توقعی دارید در سال آینده بگذرد؟
جواب: بسم الله الرحمن الرحیم: مهمترین چیزی که در سال گذشته برای ملت ما حاصل شد، قطع ایادی ابرقدرت ها از کشور و قطع ظلمی که بر اینها در سال های طولانی شد، آن بزرگتر چیزی بود که بر ما گذشت و بزرگتر چیزی که ما آرزو داریم این است که در این سال انشاءالله ممالک اسلامی به ما متصل بشوند و ملت های مسلمین بیدار بشوند و متوجه به این بشوند که این تبلیغاتی که ابرقدرت ها کردند و خودشان را آسیب ناپذیر معرفی کردند، اینها حقیقت نداشته است. دیدند ملت ها که ملت ما بزرگتر آسیب را به بزرگتر رژیم وارد کرد و الان هم مشغول است که آسیب ها را پشت آسیب ها وارد کند و آن که بت بزرگی که برای دنیا درست کرده بودند، ملت ما شکست آن را و می شکند. آرزوی بزرگ ما این است که ملت های دیگر هم با ما متصل بشوند و همانطور که اسلام دستور داده است که مؤمنین اخوه هستند، همان مسائل در پیش روی ملت ها باشد. البته من از دولت ها باید بگویم مایوسم لکن ملت ها اینطور نیستند. ملت مصر یک حکم دارد و آقای سادات هم یک حکم و همین طور سایر ملت ها نسبت به دولت ها. کمی از دولت ها هست که امیدی به آنها هست والا اکثراً امید بر آنها نیست و ما آرزوی بزرگمان این است که ملت ها این معنایی که در ایران واقع شد و دیدند آن چیزهایی که به نظرشان امکان نداشت تحقق پیدا کرد، آنها هم توجه داشته باشند که غیرممکن ها با اراده ملت ها، اراده ای که تبع اراده خداست، اراده ای که برای خداست، غیر

صحیفه نور جلد 11 صفحه 51

ممکن ها ممکن می شود و محال ها واقع.
سوال: در سال گذشته چیزهای زیادی رخ داد و چیزهای زیادی هم شنیدیم و الان که من آمدم اینجا، می بینم مشکلات زیادی در عین پیروزی های زیاد در کشور ایران موجود است مثلاً اجانب، تبلیغات، حمله تبلیغاتی و حمله های دیگری می کنند و ممکن است که یک وقت منجر به حمله نظامی هم بشود کما اینکه حمله های اقتصادی هم دارند به ایران و در آینده چیزهای زیادی رخ خواهد داد. شما آیا برای آینده ممکن است من برای آینده سوالی بگیرم از شما که شما چه در نظر دارید درباره روابط با آمریکا، مثلاً، من باب مثال در روابط با آمریکا و مثلاً درباره مسائل و مشکلات دیگری که متوجه ملت ایران و انقلاب ایران خواهد شد، شما چه در نظر دارید و می خواهید چه عملی انجام بدهید؟ دیروز کارتر چیزی گفت که شبیه به تهدید جنگ بود که این تهدید اول ایشان نیست.
جواب: پشت سر هر انقلابی در عالم اینطور آشفتگی ها هست و من باید بگویم که انقلاب ما انقلاب بزرگی بوده است و در حد خودش بالاترین انقلاب بوده است، با وضعی که حاضر است و ما شاهد بودیم و پشت سر آن آشفتگی هایش ناچیز است. آنطوری که انقلاب های دیگر بودند که بعد از 50 سال، 60 سال، بعد از چند سال باز گرفتار هستند، ما آن گرفتاری ها را نداریم و مهم هم این است که انقلاب ما اسلامی است و ملی، ملت مسلم قیام کرده است برای اسلام و هر قیامی که اینطور باشد پشت سرش آنطور خونریزی ها، آنطور وحشیگری ها پیدا نمی شود. شما مطلع هستید که در این انقلابات یک میلیون و یک میلیون و نیم مقتول داشتند. پس از پیروزی، فلان کسی که پیروز شده است می گوید من تا این سیگار را کشیدم هر چه می توانید بکشید و آنطوری که الان برای من یعنی چند روز پیش از این، صورت آوردند از ممالکی که در آن یک انقلابی واقع شده و صورتی که از حبسی ها دادند، از مقتولین و اینها دادند عددها، عددهای زیادی مثل یک میلیون، یک میلیون و نیم، دو میلیون بود. و کشور ما بعد از اینکه انقلابش پیروز شد، یک نفر هم حتی بیگناه کشته نشد. آن اشخاصی که در محکمه بردند و ثابت شده است به اینکه مفسد بوده اند و فساد ایجاد کرده اند و قتل عام ها کرده اند، امر به قتل عام ها کرده اند، آنها یک عده معدودی بودند که بعد از اینکه محاکمه شدند به جزای خودشان رسیدند. بعد از انقلاب ما، یک آزادی داده شد، تمام مرزها باز و تمام فرودگاه باز و تمام احزاب و تمام نویسندگان آزاد، در صورتی که بعد از انقلاب، شما می دانید که تمام اینها به روی دنیا بسته می شود. انقلاب ما، غیر از انقلاب جاهای دیگر است. انقلاب وقتی متکی بر اسلام شد و ملت متعهد به اسلام بودند این انقلاب نمی تواند آنطور خسارات را داشته باشد. ما هر چه خسارت دیدیم در حالی بوده است که با شاه، شاه

صحیفه نور جلد 11 صفحه 52

مخلوع و دار و دسته او برخورد داشتیم و حالا هم هر چه مقتول هست آنهایی هستند که آنها دارند جنایت می کنند و باز هم ناچیز هست، چیزی نیست در نظر ما. اما قضیه تشرهای آقای کارتر، نمی دانم شما این مثل را می دانید، من حیفم آید که مثل بزنم به شیر، که می گویند وقتی که مقابل یک دشمن می ایستد هم فریاد می زند هم از آن طرفش چیزی بیرون می آید و هم دمش را حرکت می دهد، فریاد می زند برای اینکه طرف را بترساند، می ترسد، از این جهت از او چیزی هم صادر می شود، دمش را حرکت می دهد برای اینکه میانجی پیدا کند. آقای کارتر را من حیفم می آید که بگویم شیر، لکن یک موجودی است که همین کارها را دارد می کند این هیاهو و این فریادها و آن ترساندن ماها را از اقدام نظامی، دخالت نظامی، اینها کهنه شده است و لهذا یک دفعه یک چیزی می گوید فوراً بعدش یک چیز دیگر می گوید خلاف آن. اینها همان فریادهایی است که آن حیوان زد برای اینکه بترساند طرفش را الان ملت های اسلامی و ملت های غیر اسلامی هم توجه شان به اینجاست و دلهای شان با ماست. شما این را بدانید که اگر چنانچه سرنیزه سادات از روی مصر برداشته بشود، ملت مصر با ماست برای اینکه ما اسلام را می خواهیم، مصر هم اسلام را می خواهد. ما می خواهیم یک حکومت اسلامی باشد، ملت مصر هم همین را می خواهند. ما می خواهیم یک ملت اسلامی باشد، ملت عراق هم همین را می خواهند، ملت های دیگر هم، ترکیه هم همین را می خواهد. هر جا که مسلم است ملتش مایل است که یک رژیم اسلامی، یک رژیم عدل باشد بلکه اگر ما تبلیغاتمان برسد به دنیا و ما به مردم دنیا حالی کنیم که اسلام چه چیز است، اسلام اصلاً شناخته نشده است، تا حالا اصل اسلام شناخته نشده است، کسی نمی داند چیست تا حکومت می گویند، به نظرتان حکومت محمدرضا می آید و سادات و کارتر، تا رژیم گفته می شود، این رژیم ها به نظرشان می آید. ما هر چه هم بخواهیم به آنها بفمانیم، تا نتوانیم درست پیاده کنیم آن چیزی را که موافق رضای خدا و رسول خداست، نمی توانیم ادعا کنیم که ما یک رژیم اسلامی داریم. ما الان در آستانه این واقع شده ایم که یک رژیم اسلامی متحقق بشود و انشاءالله متحقق بشود لکن اگر دنیا بفهمد که این اسلام چیست، حکومت اسلام چه جوری است، چه وضعی دارد، حاکم اسلام و رئیس اسلام با محکومین و با اشخاصی که به آنها حکومت می کند چه وضعی داشته اند، سردارهای اسلام در صدر اسلام با مردم چه وضعی داشته اند، سرداری که یک نفر آدم بازاری، صوفی به او فحاشی می کند، نشناخته و بعد او راه می افتد می رود بعد به او می گویند که این مالک اشتر ظاهراً بود که این مالک اشتر بود، فهمیدی چه کردی؟ فهمیده و می دود دنبالش که می بیند رفته مسجد،می گوید که من آمدم مسجد دعا می کنم برای تو. این یک فرم حکومتی است که دنیا ندیده است یعنی تا حالا در دنیا نشده است پیاده بشود. زمان حضرت امیر و زمان پیغمبر اکرم و خلفا یک مقداری، آنطوری که می خواستند یک مقداری شد والا آنطوری که آنها می خواستند نشده است تا حالا. بعد از

صحیفه نور جلد 11 صفحه 53

آن هم که بنی امیه آمدند و بنی عباس آمدند و حکومت های ایرانی و نمی دانم بومی و اینها بودند که دیگر بدتر شد مصیبت ها. ما اگر بتوانیم و شما نویسنده هایی که مسؤول هستید همه شما مسؤول هستید، همه نویسندگان اسلام مسؤول هستند، همه گویندگان اسلام مسؤول هستند که معرفی کنند اسلام را به مردم، حکومت اسلام را معرفی کنند به ملت های خودشان که حکومت این است وضعش، نه آنی که محمدرضا داشت نه آنی که سادات دارد و نه آنی که سایر سران قوم دارند. آنها اصلش اجنبی است از اسلام، ربطی به اسلام ندارد. اگر ما معرفی کنیم اسلام را به دنیا، همه دنیا با ما موافق می شوند، همه قلوب دنیا می خواهند عدالت باشد، اینجور عدالتی که در اسلام هست لکن خوب، ما یک اشخاص ملت ضعیفی هستیم، تبلیغات نداریم در دنیا، دنیا برضد ما دارد تبلیغات می کند، همه قلم های خارج به ضد ماست، همه رادیوهای خارج تبلیغات برخلاف ما می کنند، معذلک یک معجزه است که در عین حالی که همه دارند برخلاف دارند عمل می کنند باز هم این قافله دارد جلو می رود و جلوتر خواهد رفت. پس این معنا که شما می گوئید که تشر زده آقای کارتر و ما را خواسته بترساند، این نظیر همان تشری است که آن حیوان می زند و ما هم بنا نداریم بترسیم، یک قومی می ترسند که بر ایشان مردن یک مسأله باشد. شما یک مقداری باشید توی این مردم، همین هائی که اینجا الان فریاد دارند می زنند، یک مقداری توی اینها باشید ببینید که اینها منطقشان چیست؟ اینها می گویند که ما می خواهیم که شهید بشویم. همین امروز که در روزنامه من دیدم این عیال مرحوم آقای مفتح می گوید که ما افتخار می کنیم که یک شهید دادیم. یک مردمی که بانوانش اینطور باشند که به شهادت سرپرستشان آن هم یک چنین سرپرستی افتخار بکند و بسیاری از این زن ها که جوانشان را از دست دادند می آیند پیش من می گویند که ما باز هم داریم، باز هم داریم که تقدیم کنیم، یک چنین ملتی را آقای کارتر از نظامی می ترساند؟ از نظامی باید خودش را بترساند که به آنطور اعتقاد ندارد و آنهائی که دعا را می خواهند وسیله ریاست قرار بدهند، ناقوس را می خواهند وسیله بلندگویشان باشد برای ریاست. ما از چه می ترسیم؟ مائی که معتقدیم که از اینجا که برویم به یک جای بهتر می رسیم چرا باید بترسیم؟ پس ما از نظامیشان نمی ترسیم، ما مهیا هستیم، تا آن اندازه که می توانیم مقابله کنیم، اگر نتوانستیم شهید می شویم کاری نیست این، اولیاء ما هم همین طور بودند. لکن من به شما می گویم که اصلاً این اسلحه پوسیده است، این اسلحه اینکه ما مداخله نظامی می کنیم یک اسلحه پوسیده ای است که سابقاً اگر چنانچه یک چنین چیزی می گفتند در ایران، خوفی بود اما ایران الان از این چیزها خوفی ندارد و این اسلحه پوسیده است، اصلاً اسلحه در دنیا پوسیده است، مسخره می کند دنیا این حرف را، این حرفی که ما مداخله نظامی می کنیم، این حرفی است که دنیا مسخره اش می کند لکن حالا اگر دیوانگی کردند و یک چنین کاری کردند ما هم حاضریم، ما ابائی از این نداریم، البته ما حتی الامکان می خواهیم که

صحیفه نور جلد 11 صفحه 54

بشر انسان باشد و مثل سباع به هم نریزند اما اگر سباعی به ما حمله کرد ما دفاع می کنیم تا آن حد که می توانیم. اما قضیه اقتصادی و اینها این هم از همانطور است، از همان قماش است که کهنه شده این اسلحه ها. آقای کارتر خیال می کند که ماها از دنیا اصلاً بی خبر هستیم، هیچ اطلاعی از دنیا نداریم، ایشان را هم به آنطور حالا می شناسیم که ابرقدرت هست و دارای کذا و چقدر نمی دانم لشکر و چقدر سلاح و امثال ذلک و همه دنیا هم. ما عقیده مان مثلاً این است که تا ایشان بگویند که محاصره اقتصادی در دنیا به روی ما بسته می شود، این هم از آن خیالاتی است که ایشان کردند پیش خودشان، در آن کاخ سفید قهوه خوردند و یا اگر می خوردند و پاهایشان را روی هم انداختند این فکر را کردند. ما پیشمان این حرف ها مطرح نیست، ما این را گفتیم که ما خودمان از این زمین خدا، روزی خودمان را در می آوریم و علاوه کی گوش می دهند مردم به این حرف ها؟ دولت خودشان هم در یکی دو دفعه تا حالا دو، سه دفعه تا حالا گفته اند که این حرف صحیح نیست، محاصره اقتصادی صحیح نیست، بکلی نمی شود. ممالک دیگر هم که تابع ایشان نیستند، بلی آقای سادات تبعیت دارد، تابع است، او چشم و گوش بسته مثل شاه ما تسلیم است و من چقدر باید تاسف بخورم که یکی که در یک مملکت اسلامی دارد می گوید من راس این مملکت هستم با دو نفر که هر دو دشمن اسلام هستند، دشمن اسلام هستند نه دشمن یک طایفه ای، رژیم اسرائیل دشمن اسلام است نه دشمن ما، دشمن شما، کارتر برادر اوست اینها سر یک میز بنشینند و با هم معاهده کنند بر ضد اسلام و ما بنشینیم گوش کنیم، ملت مصر هم بنشیند گوش کند، شما نویسنده ها هم بنشینید گوش کنید. این چقدر تاسف دارد و چقدر من باید متاسف باشم به این وضع اینکه اینها یک چنین پیوندهایی دارند با دشمن های اسلام، با کسانی که به روی مسلمین آتش کشیدند، اینها بنشینند با هم سر یک میز و با هم قرارداد کنند برضد مسلمین و از آن بدتر اینکه هم مسلمین بنشینند نگاه کنند، دولت های اسلامی هم بنشینند نگاه کنند، ملت ها هم بنشینند نگاه کنند.
سوال: من یک چیزهایی دارم احساس می کنم و می بینم که از داخل نهضت است، از داخل ایران است و از خارج نیست مثل قضایای آذربایجان و اکراد و کردستان که شکل مسلح گرفت و مثلاً قضیه دانشجویانی که این گروگان ها را گرفتند، این از داخل ملت شروع شد. مثلاً آیا دولت ایران با اینها موافق بود و آیا با آنها همکاری می کرد و دلش می خواست یک چنین چیزی بشود؟ من می خواهم رأی امام را ببینم درباره قضایائی که در داخل کشور و از اندرون آن بروز می کند و تراوش می کند نه آن چیزی که از خارج می آید اینها، چه نظری شما دارید و چه تفسیری بر این قضایا دارید؟ حکومت هائی آمدند و رفتند، وزیر خارجه ای آمد، وزیر خارجه ای رفت، چیزهای دیگری هست احتمال می دهم یک فشارهای اقتصادی داخلی هم

صحیفه نور جلد 11 صفحه 55

باشد که ما اطلاع نداریم این تغییراتی که دارد می شود. نظر امام، تفسیر امام برای قضایا چیست؟ اینها از کجا می شود اینجور چیزهائی؟
جواب: قضایائی که در ایران واقع شده است اینها ریشه اش از خارج و یک مقداری هم از ریشه هایی که رژیم سابق دارند و طرفدارانشان است. امت اصیل، نه کرد و نه آذربایجانی با ما مواجه نیستند، البته یک تبلیغاتی در کردستان همان اشخاص خارجی کردند که خیال کردند که یک تفرقه ای بین مثلاً اکراد و غیر اکراد، بین اقلیت های اینجا و غیر آن هست و این برای این است که اسلام را درست نمی گذارند ما معرفی کنیم. من امید این را دارم که اگر اسلام آنطوری که ما می خواهیم در اینجا تحقق پیدا کند، پیاده بشود، نه کرد و نه لر و نه ترک و نه سایر قشرها که هستند هیچ یک از اینها اصلاً نخواهند که خودشان علیحده باشند، علیحده بودن روی این زمینه است که یک دولت مرکزی بخواهد بر آنها یک تحمیلاتی بکند. مثل همین است که اول هم گفتم که تا گفته می شود رژیم، دولت و اینها مردم توی ذهنشان همان رژیم سابق و همان دولت های سابق می آید که در تهران نشسته بودند و تحمیل می کردند به همه قشرهای ایران، زور می گفتند و آنها را محروم می کردند و تمام ذخائرشان را به دیگران می دادند و در خوزستان مردم گرسنگی می خوردند و نفت زیر پایشان برای خارج صادر می شد. اینها اگر حکومت اسلامی را ببینند و بدانند که چه خواهیم کرد و چه میل داریم انجام بدهیم، آن روزی که حکومت اسلامی پیدا بشود تمام این قشرهایی که هستند این مسائل از پیش آنها دیگر طرح نمی شود طرح اینکه ما می خواهیم خودمان حکومتمان باشد، ما می خواهیم شهرداری، خودمان باشد، اینها روی این زمینه است که از دولت های سابق ضربه خوردند، آن ضربه ای که از دولت های سابق خوردند. تلخی که در ذائقه همه قشرها هست این اسباب این شده است که اینها خیال کنند که این حکومت اسلامی هم مثل حکومت شاهنشاهی است همانطوری که حکومت شاهنشاهی همه ذخائر را می برد و کردستان در حال فقر بود و عرض بکنم که بیمارستان نداشتند و دانشگاه نداشتند و هیچ چیز فرض کنید که بلوچستان هم همین طور بختیاری هم همین طور، اینطور بود، الان هم که می شنوند حکومت، اصلاً در ذهنشان بیش از آن حکومتی که در رژیم سابق بود، نمی آید. از این جهت این حرف ها را می زنند و ما هم گفتیم که ما الان حرف های شما را همه را می شنویم تا وقتی فهمیدید حکومت چیست، وقتی گفتید حکومت، دیگر خودتان حرفتان را پس می گیرید و ما در داخل از خود ملت، از خود داخل چیزی نداریم. ملت همه شان با ما هستند آنهائی که الان صدا در می آورند در این قشرها اینهایند که از خارج الهام می گیرند نه از داخل و آنها هم بسیارشان متوجه مسائل نیستند و بعضی شان هم البته کذا هستند و الا نه این است که ما، شما خیال کنید که در داخل ما یک مشکلاتی الان مواجه هستیم و مردم در داخل نمی گذارند چه

صحیفه نور جلد 11 صفحه 56

بشود نه، مسائل اینطور نیست، البته یک قضیه که واقع می شود قلم های دشمن های ما به راه می افتد و یک قضیه کوچکی را بزرگش می کنند الی ماشاءالله. یک قضیه در آذربایجان مثلاً پیش می آید، قضیه جزیی که قابل ذکر خیلی نبود، آذربایجان مخالفتی با اسلام نداشت، این را در خارج بزرگش می کنند و در رادیوها سروصدا در می آورند که حکومت آذربایجان چه می خواهد بشود و جمهوری آذربایجان چه و این حرف ها نیست در کار، این حرف ها این تبلیغات است همه اش، واقعیت ندارد. شما الان می بینید بازارهای ایران باز است و هیچ خبری نیست، همه جا صحیح و سالم و مثل آن نهضت ها و آن انقلابات نیست که الان انقلابی باشد. ما انقلابمان باز یک سالش نشده است و انقلابی که باز یک سال نشده است و پیروزی اش چند ماه است، شما متوقعید که تا این سد شکسته شد تمام امور همچو آسوده و راحت یکه ..... خوب، یک سی و پنج میلیون حبسی از حبس بیرون آمدند، ما یک محبس داشتیم ایران اسمش بود، سی و پنج میلیون جمعیت هم توی آن محبوس بودند، اختناق ها بود و فشارها بود، یک دفعه یک سدی شکسته شد سی و پنج میلیون ریختند بیرون، شما می خواهید سی و پنج میلیون که بیرون می ریزند، تویشان هم یک عده ای هستند که اینها جاهل هستند، یک عده ای هم هستند که آنها ملهم از خارج هستند، شما می خواهید که فوراً همه سروصداها بخوابد و اینها. شما خاطر جمع باشید که این سروصداها چیزی نیست و یک چیزی که پیش ما یک اهمیتی داشته باشد نیست، اینها مثل سروصداهای آقای کارتر است، که هیچ خبری نیست در اینجا، دشمن های ما برای ما خبر خیال می کنند می خواهند درست بکنند و اما قضیه اینجایی که شما اسمش را سفارت می گذارید و ما اسمش را جاسوسخانه می گذاریم، این قضیه را یک دسته از جوان های ما رفتند و آنجا را گرفتند و دیدند که محل جاسوسی است اینجا، اصلاً یک سفارتخانه نیست، با اسم سفارتخانه یک محلی را درست کردند برای جاسوسی و توطئه منطقه نه توطئه تنها برای ایران، اینها هم که دیدند در آنجا هستند، آنها هم جاسوس هستند، اصلاً مامور سیاسی ما در ایران برایمان ثابت نیست که یک مأمور سیاسی آمریکا داشته باشد. امریکا ما را یک دولت سیاسی نمی دانسته که یک مامور سیاسی بخواهند بفرستند. دولت اینجا هم آنوقتی که بود، رژیمی که بود نوکرش بود، هر کاری می خواست می کرد. می خواست چه کند؟ یک دیپلمات بیاورد اینجا، مگر مواجه بود با یک مملکتی که مثل خودش بود؟ یک مملکتی بود که در قبضه او بود و همه چیز آن دست او بود، این دیگر دیپلمات نمی خواست، این اینجا می خواست که یک مرکزی درست بکند و عمده نظرش خارج بود، دشمنان خارجی او بود، عمده نظر آقای کارتر در این محل که این چیزها را درست می کرد شوروی بود نه اینکه ایران برایش یک چیزی بوده خوب ایران در مشتش بود، کاری به او نبود، عمده نظر این بود که اینجا پایگاهی درست کنند، در مقابل یک قدرت بزرگی پایگاه نظامی درست کرده، پایگاه همه چیز و پایگاه

صحیفه نور جلد 11 صفحه 57

جاسوسی هم درست کرد، که این مرکز است جوان های ما رفتند، کشف کردند که مرکز، مرکز جاسوسی است، افراد، افراد جاسوسی و یک موجودی که، یک انسانی که، یک آدمی که دیپلمات باشد و عرض بکنم که از اجزای سفارتخانه به اینکه سفارت باشد معلوم نیست در اینجا باشد. بنابراین همه ملت ما هم دنبال اینها هستند دولت هم می توانست خلاف بکند، دولت اینجا هم، ملت هست، همه چیز دست ملت است، دولت هم مخالفت نمی کرد برای اینکه دولت هم وقتی ببیند که یک مرکزی جاسوسی است که نمی تواند بپذیرد که به عنوان یک مرکز دیپلماتیک وقتی اینطور شد راجع به آن را نگذارید پهلوی آن شلوغ هایی که کرده اند، آنها یک مسائلی است این مسأله دیگر است، این یک مسأله ملی است که ملت ما همه شان با هم موافقند در اینکه این لانه باید از بین برود و ما دیگر اجازه این را نمی دهیم که در مرکز ما، در محل ما یک مرکز جاسوسی برای جاهای دیگر بشود، این اجازه را نخواهیم داد و ملت هم نخواهد داد، دولت هم نخواهد داد. پس قضیه آن گرفتن جوان ها آنجا را، این را حساب نکنید که این هم جزء شلوغی هاست، این اساسی است که برای رهایی یک ملت است نه اینکه جزء شلوغی هاست که شما کردستان را یا چیز را یک چیز حساب می کنید، آذربایجان را اینجا همردیف او، ردیف او نیستند. یک مسأله است آن یک مسأله است، آنها هم چیزی نیست آنها هم نه اهالی کردستان با ما مخالفند و نه اهالی آذربایجان، همه شان اعلام همبستگی به جمهوری اسلامی. آخر چطور امکان دارد این معنا که یک طائفه ای از مسلمین با اسلام بد باشند، یک طائفه ای که می روند نماز می خوانند، یک طائفه ای که قبله شان مکه است، یک طائفه ای که کتابشان قرآن است همه اینها را بگویند لکن شمشیر بکشند بر روی اسلام؟ این معقول نیست که چنین چیزی، آنها که این کارها را می کنند یک اشخاصی هستند که اغفال می کنند یک دسته را، توجه به مسائل دیگر نمی گذارند پیدا بکنند، اینها هم مهم نیستند، اینها چیزی است که قابل حل است و شما از این جهت هم متاسف نباشید.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:28 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع معلولین انقلاب اسلامی

تاریخ: 1358/09/27

 

قدرتمندها می خواهند باقی بمانند ولو اینکه همه قشرهای مظلوم زیر پایشان له بشوند

بسم الله الرحمن الرحیم
ما اصرار داریم که این شخص جانی در ایران محاکمه بشود و محکمه ای برای جنایات امریکا در ایران بازرسی و تشکیل گردد. کراراً گفته ایم که ما یک مدارکی از جنایاتی که امریکا انجام داده، در اینجا داریم که نمی توانیم مدارک این جنایات را به آمریکا منتقل کنیم. علاوه بر اینکه مجالس و سازمان هائی که در آنجا هست، همه در خدمت ابرقدرت ها می باشد، علاوه بر این، چطور این همه معلول را، این همه مادران داغدیده را، اینهمه زنان جوان از دست داده را ما توانیم به امریکا ببریم و عرضه کنیم.
پرونده های آنان در اینجاست. ما نمی توانیم همه آن پرونده ها را به آنجا حمل کنیم. اصرار ما بر این است و من وقتی که این اشخاصی را که در این راه معلول شده اند، یا در این راه جوان هایشان از دست رفته است، می بینم، دو احساس برایم پیدا شود. یکی احساس تاثر و تالم که چرا باید یک رژیم اینقدر از خدا بی خبر و اینقدر حیوان منش و سبع طبع باشد که برای چند روز ریاست، اینقدر جنایت بکند. چرا انسان اینقدر جنایتکار است؟ چرا انسان از همه حیوانات بدتر است و اینکه این همه تعلیمات الهی و انبیا از اول تا حالا نتوانسته است که این انسان های فاسد را تربیت کند، امثال محمدرضا و کارتر را به راه بیاورد. کارتر دعا می کند برای کی؟ مجبور می کند تا ناقوس ها آهنگ بزنند برای کی؟ به خیال خودش برای به دست آوردن یک حیثیتی که چهار سال دیگر هم جنایت بکند. به اسم اینکه یک بیمار را من نگهداری می کنم، به اسم اینکه من برای پنجاه نفر آمریکائی دارم ادعا می کنم و وادار می کنم به دعا. و حالا هم افتاده دنبال قشرهای مختلف و در مدرسه ها می روند و عزا می گیرند و این مسائل. اینهاست مسأله. مسأله همین است که این قدرتمندها خواهند با قدرت خودشان آن اندازه که می توانند، باقی بمانند، ولو اینکه همه قشرهای مظلوم زیر پایشان له بشوند. اینها ادعا می کنند که ما این مفلوک را نگه داشتیم برای حفظ انساندوستی، و در عین حال فوج هائی از انسان ها را می کشند یا وادار می کنند به کشتن، در ویتنام این کارها را کنند، در ایران که ما خودمان شاهدش هستیم چه کرده اند. پشتیبانی از یک نفر که جنایاتش آنطور است و با دست آنها در اینجا جنایات را انجام داده است، یعنی پشتیبانش آنها بودند. پشتیبانی از یک کسی که اینقدر جنایت کرده و

صحیفه نور جلد 11 صفحه 41

برای ما اینقدر معلول گذاشته و آنقدر شهید و آنقدر مادر داغدیده به جای گذاشته، اینها صحبت است که انساندوستی به بشردوستی، تمام مقصد این جنایتکارها رسیدن به یک نقطه است، قدرت. قدرت برای کوبیدن هر کسی که در مقابل شان است و برای استفاده.
 

ما شاه مخلوع را باز از آمریکا می خواهیم که او را تحویل دهد

اینکه ما می گوئیم بیایند اینجا را ببینند، برای اینکه در اینجا معلولین را ما چطور از داخل مریضخانه به آمریکا منتقل کنیم. ما خواهیم در اینجا عرضه بکنیم. ببریم آنها را در مریضخانه ها و در جاهائی که معلولین آسایش می کنند، نشان بدهیم که اینها آثار جرم است، آثار جرم را به آنها نشان بدهیم و اینکه کارتر اصرار دارد که شاه به ایران نیاید، تا می توانست در آمریکا نگهش داشت و حالا او را به جای دیگر برده است و از او نگهداری می کند، او هم مربوط به خودش است. همه برای این است که مبادا در اینجا بیاید و مسائلی در اینجا کشف بشود که در زیر پرده بوده است. مسائلی برای ملت آمریکا کشف بشود و بفهمند مستضعفین در دنیا با چه اشخاصی و با چه جنایتکارهایی مواجه هستند که خودشان را به صورت یک آدم انساندوست خواهند در آورند و جا بزنند. به صورت یک کسی که به تعلیمات حضرت مسیح اعتقاد دارد و اهل این است که دعا بکند و برود به کلیسا دعا بکند و وادار بکند اهل کلیسا را برایش ناقوس بزنند در سرتاسر اروپا. برای این است که در آنجا خودش را جای دهد. ما نظائر این را خودمان دیدیم.
ما دیدیم که رضاخان (البته اکثر شما یادتان نیست شاید بین شما یکی دو نفر باشند که یادشان باشد) دیدیم که رضاخان راه می افتاد دنبال اینکه برود این روضه خوانی و آن تکیه و این تکیه و حتی می گفتند پیاده می رود آنجا. ما دیدیم که مجلس روضه بپا می کند و خودش وارد می شود و در مجلس روضه و همه اینها و بعد هم دیدیم آن روزی که قدرت پیدا کرد که تمام مجلس روضه خوانی ما را تعطیل کرد. ما دیدیم که محمدرضا قرآن طبع و منتشر کرد و به اسم اسلام این کارها را کرد و دیدیم که در سال یک دفعه به مشهد مشرف می شد، در آنجا با کمال بی حیایی در مقابل حضرت رضا می ایستاد و دلش آنجا نبود و برای اغفال ملت بود و دیدیم که هم این جانی و هم آن جانی در ایران چه کردند و آنچه که او اظهار اسلامیت می کرد و در جوار حضرت رضا علیه السلام چه کرد و چه قتل عامی که در مسجد گوهرشاد و معبد مسلمین و دیدیم که این آدم که اظهار می کند من یک مسلمان هستم و اظهار می کند که من قرآن طبع کنم و متعهدم و قرآن قسم خوردم (در نطق هایش بود که من قسم خوردم که برای شیعه خدمت کنم) ما دیدیم خدمت او به این مملکت چه بوده است. علاوه بر اینهمه کشتار و اینهمه معلولین که به جای گذاشته اند، تمام حیثیت مملکت ما را از بین بردند و تمام ذخائر ما را از بین بردند. تمام قدرت های انسانی و نیروهای جوان ما را عقب زد و نگذاشت ترقی کنند. ما که می گوئیم باید این جانی بیاید ایران و اینجا رسیدگی بشود، برای اینکه اموریست که باید اینجا معلوم بشود و ما شاه مخلوع را می خواهیم، حتی از آنجا هم که رفته است و این را باز از آمریکا خواهیم که او را تحویل دهد.

صحیفه نور جلد 11 صفحه 42

امریکا او را از یک محلی به یک محل دیگری که باز مربوط به خودش است برده است.
 

مباهات می کنیم به جوان هایی که عصر اول اسلام را زنده کردند

در هر صورت، من از یک جهت متالم هستم برای این برادرها و فرزندها و عزیزها، چه آنهائی که اینجا هستند و چه آنهائی که در مریضخانه هستند و در یک جهت هم من و همه مسلمان ها، مباهات می کنیم به یک چنین جوان هائی. مباهات می کنیم به جوان هایی که عصر اول اسلام را زنده کردند. مباهات می کنیم به افرادی که صحنه کربلا را در ایران ایجاد کردند. همانطور که آنها خدمت کرده اند و جان داده اند و از بین رفتند لکن اسلام را زنده کرده اند. جوان های ما هم معلول شده اند و جان داده اند و همه چیزشان را از دست داده اند و اسلام را زنده کردند. امروز غیر از آن است که پیشتر بوده. الان همه قشرهای دنیا توجه شان به ایران است، جمهوری ایران. قشرهای دنیا توجه شان به ایران است که ایران چه خواهد شد. یک دسته خوف این را دارند که مبادا این اسلام به دیگر جاها برود و دسته ای شوق این را دارند که اسلام به همه جا برود. اگر ملت های مستضعف غیر اسلامی هم به خواسته های ما توجه بکنند، همه آنها عاشق این هستند که رژیمی که در اینجا انشاءالله تحقق پیدا می کند آنجاها هم تحقق پیدا بکند. و آنهایی که خائن بودند و خواستند استفاده بکنند، از این عدم تحقق اسلام در غیاب اسلام می خواستند استفاده بکنند، خوف این را دارند که مبادا یک همچو امری تحقق پیدا کند. از آن جهت است. آقای کارتر هم از این اشخاصی است که ترسد اسلام در ایران تحقق پیدا بکند. اگر اسلام تحقق پیدا کرد، آنها تا آخر منافعشان مدفون است. و من امیدوارم آقایان، آقایانی که وحدت دارند و راهپیمائی کرده اند، برای اظهار وحدت حرکت کردند و پیاده آمدند اینجا و برای این معلولین عزیزی که من تاثر دارم برای آنها و برای خانم های محترمی که تشریف آوردند، من تشکر می کنم از همه و امیدوارم که همه آنها در سلامت و صحت و خداوند شفا بدهد تمام معلولین ما را که در سرتاسر ایران هستند. انشاءالله همه شما موفق و موید باشید.
والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:28 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

فرمان امام خمینی به حجت الاسلام خسروشاهی

تاریخ: 1358/09/25

 

فرمان امام خمینی به حجت الاسلام خسروشاهی

بسم الله الرحمن الرحیم
جناب حجت الاسلام آقای سید هادی خسروشاهی دامت افاضاته
با توجه به سوابقی که جنابعالی در امر تبلیغات و مطبوعات دارید به نمایندگی از طرف اینجانب در وزارت ارشاد ملی در قسمت مطبوعات و تبلیغات داخلی و خارجی و دایره روابط بین الملل اسلامی به وظیفه اسلامی و ملی خویش به بهترین وجه عمل نمائید. از کارمندان محترم وزارت ارشاد ملی می خواهیم تا با ایشان همکاری های لازم را بنمایند.
توفیق جنابعالی را از خداوند متعال خواستارم.
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:28 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع راهپیمایان کفن پوش کورانده و دانش آموزان دبیرستان الفتح نهاوند

تاریخ: 1358/09/29

 

قیام برای خدا شکست ندارد

بسم الله الرحمن الرحیم
از همه آقایان محترم، برادرهای عزیزم که از اطراف، پای پیاده آمدید تشکر می کنیم. ملتی که اینطور تحول پیدا کرده است که در سرمای این راه ها، با رنج، جوان هایش پیاده می آیند و غسل شهادت می کنند و پیشقدم برای شهادت هستند، پیروزند. شما جوانان پیروزید انشاءالله و آنها که گمان می کنند که با یک تروری، با یک راه انداختن ناراحتی هائی می توانند این ملت را از راه خودش منحرف کنند اشتباه می کنند.
ملت ما بیدار شده است و قیام کرده است و قیام برای خدا، کسی که قیام برای خدا کرده است این شکست ندارد و کشته شدن بعضی افراد هر چه هم شخصیتی باشد، در روحیه ملت ما تأثیر بد ندارد بلکه بیشتر تهییج می کند. ملت ما ملتی است که می خواهد کار بکند، دانشجوئی که برای خدا می خواهد این نهضت را برساند به آخر، کشاورزی که برای خدا این نهضت را به آخر برساند هر چه هم با او مقابله کنند، هر چند ناراحتی ایجاد کنند و هر چه هم جار و جنجال کنند دشمن هاشان، فایده برای آنها ندارند اینها بیشتر به میدان می آیند. عمده این است که راه، راه خداست و اسلام است و جوان های ما این راه اسلامی را رفته اند و مثل سابق دیگر نیستند که از یک تشر دولت، از یک پاسبان وحشت داشته باشند، اینها دیگر از هیچ چیز ترس ندارند، چنانچه در خیابان ها رفتند و در پشت بام ها رفتند و مقابله کردند با دشمن ها، مقابله کردند با توپ و تانک و پیش بردند و از این به بعد هم انشاءالله پیش می برند.
 

شما نهضت تان برای خدا بوده است

لکن دو شرط در پیشرفت هست. یک شرط این است که برای خدا باشد، اگر چنانچه یک قیامی برای خدا باشد خدای تبارک و تعالی کمک می کند. از کمی جمعیت نترسید، ولی بحمدالله جمعیت هاتان زیاد است. در صدر اسلام یک جمعیت سی هزاری به دو تا امپراطوری که به همه جهازهای سلاحی مجهز بودند و یکی شان هفتصد هزار نفر یا هشتصد هزار نفر نظامی مجهز به جنگ آورده بود، اینها با سی هزار نفر غلبه کردند. یکی از سردارهای اسلام آنوقت گفت که شصت هزار نفر

صحیفه نور جلد 11 صفحه 62

جلو آمدند پیشاهنگند از دشمن و دنبال آنها هم هشتصد یا هفتصد هزار نفر دشمن هست، ما اگر یک ضربه ای به اینها نزنیم اینها جری می شوند. این سردار گفت که سی نفر همراه من بیاید شب می رویم و به این شصت هزار نفر شبیخون می زنیم، سی عدد. تمام لشگرشان هزار نفر بود گفتند که آخر شصت هزار نفر هم آدم مقابل دو هزار نفر نمی شود. بالاخره راضی اش کردند این را که شصت نفر ببرد، هر آدم مقابل هزار نفر. شب، شبیخون زدند و تار و مارشان کردند، شکست شان دادند، شکستی که بعد منتهی شد به اینکه آن لشکر بعد را هم اینها شکست دادند.
چه بود که شصت نفر آدم، شصت هزار نفر آدم را، شصت نفر آدمی که مجهز به آن جهازها نبودند، شصت هزار آدم را که به آن جهازها مجهز بودند شکست دادند. برای این بود که اینها یافته بودند این مطلب را که ما اگر کشته بشویم به شهادت می رسیم. با این روحیه قوی، که ما بکشیم سعادتمندیم، کشته بشویم هم سعادتمندیم، با این روحیه قوی با همچو روحیه ای پیش رفتند و شکست دادند. در عین حالی که لشکر اسلام در آنوقت یک لشکر بسیار ضعیفی از حیث قوای مادی، و تجهیزات جنگی هم نداشتند، هر چند نفرشان گاهی یک شمشیر، یک شتر، اسب کم و گاهی وقت ها یک روز، یک شبانه روز را با یک خرما یک نفر آدم زندگی می کرد و در یک نقلی هست که در یک جنگی یک خرما را این می گذاشت دهن خودش یک قدری شیرین می شد، می داد به رفیق خودش، او می داد به رفیقش، او به رفیقش، او می داد، او می داد تا آخر، اما روحیه قوی بود. قدرت روحی، آن قدرت روحی است که انسان را پیروز می کند، هر چه تجهیزاتشان زیاد باشد و هر چه هی عیش و نوش داشته باشند، روحیه شان ضعیف است. ملت ما الان روحیه قوی است. بحمدالله در این کشاورزهای ما، این دانشجوهای ما، این طلاب علوم دینیه ما و امثال اینها آنطور نیست که مشغول عیش و نوش باشند. عیش و نوش پیش آنها - چیز نیست مطرح نیست، دلشان قوی است، زندگی شان در اینجا هر چه می خواهد باشد طرف های ما اینطور هستند که در عیش و نوش هستند. دشمن های ما می خواهند برای دنیا بزنند، شما برای خدا می خواهید جنگ بکنید یا نهضت تان برای خدا بوده است، آنها برای دنیا بوده. این دو تا فرق، فرق بین این دو تا خیلی زیاد است که یک دسته ای برای خدا قیام کنند، یک دسته ای برای دنیا. آن که برای دنیاست تا ببیند شاید دنیایش متزلزل می شود فرار کند. آن که برای خداست تا آخر هم فرار نمی کند. در این جنگ هائی که از صدر اسلام واقع شده یک امور آموزنده است، خیلی امور آموزنده برای ماهاست. در یکی از افرادی که به حسب تاریخ یک فرد با یک فرد دیگری مقابل شده بود، آن طرف که دشمن بود نیزه را زد به سینه یا شکم این مسلمان از آن طرف بیرون و او توی این نیزه دوید و او را کشت، یعنی نیزه تو شکمش بود فشار داد و همان تو نیزه آمد اینجا رسید و او را کشت. در یک جنگ قلعه ای که قلعه داشتند آنها، مسلمین بیرون قلعه بودند و آنها در داخل قلعه می خواستند این می خواستند اینها فتح کنند آن قلعه را، راه نبود درها بسته در و دیوارها بلند، یکی شان داوطلب شد که من روی سپر می نشینم و سپر و نیزه ها را بگذارید زیرش و بلند کنید تا من برسم به دیوار، من می روم تو این قلعه و راه را باز می کنم. همین کار را کردند،

صحیفه نور جلد 11 صفحه 63

رفت آن طرف و در عین حالی که اهل قلعه هم، خوب، افرادی بودند، قلعه را باز کرد. وقتی روحیه قوی باشد، اعتماد به خدا داشته باشد، وقتی یک جمعیتی به خدا اعتماد داشته باشد این جمعیت پشتوانه اش خداست و جمعیتی که پشتوانه اش خداست شکست ندارد. یکی این است که باید همین روحیه را تقویت کرد. هرچه نصرت می خواهید دست اوست. گمان نکنید که ایران، ملت ایران خودش یک همچو قدرت بزرگی را، یک همچو قدرتی که همه هم دنبالش بودند خودش بدون تاییدات غیبی که شد شکست داد. ایران چه از بچه هاشان تا پیرمردشان و تا جوان هاشان، همه، همه قشرها با سلاح الله اکبر پیش می رفتند و می گفتند ما جمهوری اسلام را می خواهیم.
خدای تبارک و تعالی وضعی پیش آورد که دشمن های ما همچو ترسیدند که نتوانستند بمانند، دست به سلاح به آنطوری که می خواستند ببرند، نبردند یعنی یک مانع غیبی مانع شد از اینکه اینها مثلاً با آن سلاح هائی که داشتند بیایند همه تهران را، همه قم را و سایر جاها را بمباران کنند و آنها را همچو ترساند که این سلاح را به کار نتوانستند ببرند. از آن طرف وقتی که هجوم آورد به آنها، تمام قشرهائی که مادون آن طبقه اول فاسد بود پیوستند به ملت. اینها کارهائی بود که خدای تبارک و تعالی کرد که دشمن را برگرداند، دوست کرد و آنها هم که در راس بودند همچو خوفی در دلشان انداخت که دیگر نتوانستند مقابله کنند.
 

حافظ الهیت نهضت و وحدت کلمه باشید

این روحیه اسلامی اگر بخواهید و می خواهید که انشاءالله پیروز بشوید و مملکت تان مال خودتان باشد، شما تا حالا مملکت خودتان نبود، شما زحمت می کشیدید دیگران نفعش را می بردند، زحمت ها مال خودتان باشد، دیانت تان محفوظ، همه حیثیت مملکت تان محفوظ باشد، این جهت الهیتش را حفظ کنید، این خدائی بودن را حفظ کنید و مرتبه اجتماعتان را حفظ کنید این اختلافاتی که گاهی وقت ها مثلاً توی دهات پیدا شود، توی شهرستان می شود، وقتی بررسی کنید اختلافات سر چیزهای جزئی است که ارزش این ندارد که با آنها برای چیزهای جزئی اختلاف کنید که حالا زیاد هست برای ایجاد اختلاف، حالائی که از هر جهت مأیوسند و دیدند که قدم به قدم این ملت دارد پیش می رود نمی خواستند که این ملت پیش برود و این مرد خائن از ایران برود، تا بیرونش کردید، بعدش نمی خواستند که آن جانشین های فاسدش بیرون بروند، آن هم اقدام کردید تا بیرونش کردید، بعد هم نمی خواستند که این جمهوری اسلامی را مردم به آن رأی بدهند، اقدام کردید پیروز شدید، بعد هم نمی خواستند مجلس خبرگان پیدا بشود، باز هم رأی دادید تا پیروز شدید، بعد هم نمی خواستند که قانون اساسی را مردم رأی بدهند، باز هم رأی دادید تا پیروز شدید.
اینها می بینند شما در هر قدم پیروزی با شماست، هر چه آنها جدیت می کنند و سمپاشی کنند در این ملت تأثیر ندارد حالائی که سمپاشی کردند و این بساط درست کردند، یک قشر بزرگی از ملت ما همه هم مسلمان هستند و میل دارند که این اسلام در این عالم پیدا بشود، در این محیط پیدا بشود، بعد بازیشان دادند که آنها قهر کنند و رأی ندادند، در عین حال شانزده میلیون رأی دادند به این قانون

صحیفه نور جلد 11 صفحه 64

اساسی شانزده میلیون معنایش آن است که آن مقداری که حق داشتند رأی دادند یک عده کمی هم رأی خلاف دادند، صد نود رأی، شاید یک قدری بیشتر. اینها می بینند که همچو سنگر به سنگر اینها پیش می برند و آنها خالی می کنند سنگر را. چه بکنند؟ حالا شخصیت ها را ترور کنند، خیال می کنند، در عین حالی که دیدند یک شخصیتی که ترور می کنند سرتاسر ایران تظاهر می کنند و قوی تر می شود معذلک از بی عقلی شان باز این کار را انجام می دهند. الان در ترور مرحوم آقای مفتح رحمةالله علیه می بینیم که باز مردم به هیجان آمدند. اینها از اموری است که خدا وسیله اش را فراهم می کند منتها اینها خیال می کنند که اگر این کار بشود دیگر این ملت عقب می نشیند. ملت از چی چی می ترسد، ملت ترس دیگر ندارد. لکن این دو جهت را حفظ کنید، برادر باشید، در دهات هوشیار باشید که این اشخاص فاسد خصوصاً در آن طرف های شما، این اشخاص فاسد نیایند بین شما و برادرهاتان فتنه کنند، که هر کس آمد یک کاری می خواهد بکند با برادرانتان که بینتان اختلاف بیندازد، این از همان هائی است که می خواهد این نهضت پیش نرود. با برادرانتان دوست باشید. شما همه اهل یک مذهب، یک دین، اهل یک کتاب، برای خاطر یک امر جزئی دنیا نباید انسان برادرش را، قوت ایمانش را از دست بدهد، خصوصاً در یک همچو چیزی که دشمن پشت سر ما ایستاده است. انشاءالله خداوند همه تان را حفظ کند و موفق باشید.
والسلام علیکم و رحمةالله

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:28 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع دانشجویان دانشگاه شیراز

تاریخ: 1358/09/29

 

در اسلام و پیش من رهبری مطرح نیست، برادری مطرح است

بسم الله الرحمن الرحیم
دانشجویان عزیزی که پیشروان انقلاب بودند و انشاءالله کسانی هستند که مقدرات کشور بعد از این در دست آنهاست، دانشجویان عزیزی که در این انقلاب همدوش تمام برادران، در راه اسلام قدم برداشتند، خوش آمدند.
عزیزان من! در اسلام و پیش من رهبری مطرح نیست، برادری مطرح است. خدای تبارک و تعالی در قرآن کریم ما را برادر خوانده است انما المومنون اخوه بزرگان اسلام ما هم در همین حالی که رهبرانی معذور بودند، در عین حالی این موضوع نزد آنان به این معنا مطرح نبوده است. امیدوارم این چند روزی که در میان شما هستم در خدمت شما باشم. ما همه در صف واحد، در صف برادران دینی، برادران اسلامی، برادران ایمانی برای آرمان های بزرگ اسلام باید کوشش کنیم و به پیش برویم. اگر ما برادری خودمان را حفظ کنیم و با حفظ برادری و اتکال به خدای تبارک و تعالی در صف واحد پیش برویم، پیروزی نصیب ما خواهد بود. خدای تبارک و تعالی به مستضعفان وعده پیروزی داده است و نمونه های پیروزی نصیب مستضعفان یکی بعد از دیگری پیدا می شود. من امیدوارم این نقطه عطفی از ایران به کلیه ممالک اسلامی و به همه مستضعفان جهان پرتو افکن شود و شما جوانان و عزیزان ببینید که دولت اسلامی مبنایش بر اساس برادری و محبت، اخوت و اینکه فردی بالا و پایین و یا طبقه ای فوق طبقه ای نباشد و نه بر اساس حاکم و محکوم را ادراک کنید. امید است با این تحول و وضع روحی که در جوان های عزیز ما ایجاد شده است و این وحدت و توجهی که قشرهای ما به اسلام و احکام اسلام پیدا کرده اند ما به زودی پیروزی را ببینیم.
 

با اتکال به خدا و قرآن کریم به پیش بروید که پیروزید

فرزندان محترم! خواهران و برادران من! کوشش کنید که وحدتتان را حفظ کنید. از اغراض جزئی که تمامش با اغراض دنیویه و به کارهای شیطانی بر می گردد احتراز کنید. امروز اسلام و قرآن در دست شماست و شما می توانید قرآن را ترویج کنید و در همه قشرهای دنیا پرچم اسلام را بالا ببرید و اگر خدای نخواسته در این حالی که در اثر قدرت ایمانی و وحدت کلمه یک نحو پیروزی پیدا شده

صحیفه نور جلد 11 صفحه 66

است، سستی پیدا بشود، اگر بخواهیم پیروز هم گردیم، راهمان طولانی خواهد شد. الان در همه جا توطئه ها در دست تحقق است و ریشه های گندیده با هم مجتمع می شوند و شما عزیزان و دانشجویان و همه قشرهای ملت باید به هم بپیوندید. دست های کثیفی پیدا شده که بین قشرهای ملت جدایی ایجاد کنند تا از جدایی و افتراق ما بهره برداری کنند. کوشش کنید که این وحدت کلمه از دست نرود و مهم اینکه اتکال به خدا از دست نرود. به اتکال به خدا و قرآن کریم به پیش بروید که پیروزید. و من امیدوارم که به زودی شما پیروزی را در آغوش بگیرید و اسلام این رژیم عدل که برنامه هایش تاکنون تحقق نیافته است با دست برومند جوانان ما، با دست برومند برادران و خواهران ما تحقق پیدا بکند. خداوند به همه شما نصرت عنایت کند و همه شما را در پناه اولیاء اسلام حفظ کند. به پیش بروید و شیاطین را برانید.
والسلام علیکم و رحمةالله

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:28 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع نمایندگان و سفرای کشورهای اسلامی به مناسبت عید فطر

تاریخ: 1359/05/20

 

مبارک آن روزی است که تمام دولت های اسلامی با ملت ها با هم باشند

بسم الله الر حمن الرحیم
این عید سعید مبارک فطر را به همه مسلمین جهان و به شما آقایان که در اینجا حاضر هستید، تبریک عرض می کنم، و مبارک آن روزی است که تمام دولت های اسلامی با ملت ها با هم باشند و همه با هم همصدا و همه با هم، هم مقصد و اسلام را در همه جا زنده کنند و همه ممالک اسلامی متحد شوند تا اینکه دست ابرقدرتها را از ممالک خودشان قطع کنند.
و من حالا می خواهم یک قدری از ویژگی های این انقلاب اسلامی که در ایران واقع شده است به شما عرض می کنم و ما می خواهیم که همه ممالک اسلامی این ویژگی ها را داشته باشد و این فضایی که در ایران تحقق پیدا کرده است در همه ممالک اسلامی باشد و این انقلاب صادر بشود به همه ممالک اسلامی و همه مستضعفان جهان در مقابل مستکبران بایستند و مسائل خودشان را اخذ کنند و حق خودشان را بگیرند و باید بدانند که حق گرفتنی است و الا نخواهند اعطاء کرد.
من بعضی از ویژگی های انقلاب را به شما آقایان و کسانی که می شنوند کلام من را، عرض می کنم تا ببینند که آیا این وضع بهتر است یا اوضاعی که در جاهای دیگر هست. شما به من بگوئید کهن در کجای ممالک اسلامی و غیر اسلامی اینطور است که رئیس جمهور از همین مردم و در دامن همین مردم باشد و هر روز و در ماه مبارک، هر شب برود توی جمعیت های متفرق و مردم را ارشاد کند بدون اینکه خوفی در دلش باشد.
ما می دیدیم که در زمان حکومت غاصب شاه مخلوع، اگر این آدم می خواست در یکی از خیابانهای تهران ظاهر بشود و قبل از اینکه او بخواهد بیرون برود، مأمورهای ساواک تمام خیابانها را و تمام خانه های اطراف خیابانها را خالی می کردند و مأمور می گذاشتند و محافظت می کردند برای اینکه او از ملت نبود، او در مقابل ملت بود. و الان رئیس جمهور که در رأس واقع شده است، در هر مجلسی که او را دعوت کنند می رود، در هر شهری که از او تقاضا کنند می رود و مردم را ارشاد می کند بدون اینکه یک ذره خوف در دل او باشد برای اینکه ملت را از خودش می داند و ملت هم او را از خودش می دانند، برادر هستند، رئیس جمهور با ادنی شخصی که در ایران زندگی می کند برادر است و مردم با هم برادرند و پشتیبانی می کنند. و همین طور در کدام مملکت شما سراغ دارید که رئیس مجلس

صحیفه نور جلد 12 صفحه 285

منبر برود و مردم را هدایت کنند، و در ماه مبارک شاید بیشتر از سی تا منبر - شاید - رفته باشد و مردم را هدایت کرده باشد؟ و در کجا شما سراغ دارید که رئیس دیوانعالی کشور، یک عالمی باشد که برود مردم را هدایت کند و مردم هم از او هدایت بشوند؟ و همین طور دادستان کل کشور و همین طور وزیر کشور و همین طور سایر ارگانی که هستند با کمال اطمینان بدون اینکه از کسی خوف داشته باشند برای اینکه مبادی خوف در کار نیست، همه پشتیبان هستند، همه برادر هستند. و در کجا سراغ دارید که مجلس شواری آنجا مثل مجلس شورای اسلامی ما باشد؟ در سابق، زمان شاه مخلوع سابق و رضاخان مطرود، مجلس پر بود از دوله ها، ممالک ها، سلطنه ها، متملکین، اشراف، طرفدارهای شرق و غرب، نوکرهای ممالک اجنبی. والان در مجلس شورای ما یک چهره پیدا نمی کنید که از این طبقه اشراف باشد، از این طبقه بالا باشد، همه از همین مردم هستند که در بین بازار راه می روند و از همین جمعیت هستند، عده ای شان از علما و فقها هستند و عده ای شان از چهره های متدین هستند و مجلس شواری اسلامی ما - نظیر - الان در هیچ جا نظیر ندارد. چنانچه سایر نهادهای دولتی ما اینطور است. و در کجا شما سراغ دارید که ارتشش اینطور ملی و در بین مردم باشد که وقتی در بین مردم ارتش برود یا ژاندارمری برود یا سپاه پاسداران برود گل برای او نثار کنند و تظاهر کنند برای او؟ و آنها هم از باب این است که از همین مردم هستند، از همین جعمیت هستند و تمام جاهائی را که شما ملاحظه کنید، همه چون از خود ملت هستند از این جهت با ملت اینطور روبرو می شوند. و در کجای دنیا شما سراغ دارید که از باطن ملت، بدون اینکه هیچ کسی دعوت کند، اینقدر کمیته، اینقدر دادگاه، اینقدر پاسدار که خون خودشان را در راه این کشور، و در راه اسلام فدا می کنند بدون اینکه کسی آنها را دعوت کرده باشد، در سرتا سر کشور، این سپاه پاسداران، این کمیته ها، این دادگاه ها همه برای همین اسلام و برای همین کشور خدمت می کنند. و در کجای دنیا سراغ دارید که ملت آنچنان در خدمت اسلام باشد، آنچنان در خدمت دولت اسلامی باشد که هر وقت غائله ای پیش بیاید خود ملت پیشقدم است و پشتیبانی می کند؟
ما که می گوئیم انقلابمان را می خواهیم صادر کنیم و به همه کشورهای اسلامی بلکه به همه کشورهائی که مستکبرین بر ضد مستضعفین هستند، می خواهیم یک همچو وضعیتی پیش بیاوریم که دولت یک دولت زورگوی جبار آدمکش امثال ذلک نباشد و ملت یک ملتی نباشد که دشمن با دولت است. ما می خواهیم بین ملت ها و دولت ها آشتی بدهیم، دولتها اگر توجه بکنند و یا مطالعه کنند وضع ایران را و ببینند ملت ایران با دولت چه وضعی دارد، گمان ندارم که آنها تحت تأثیر واقع نشوند. البته قلم های مسموم خارج، قلم ها و نوشته ها و مطبوعات خارجی، رسانه های گروه خارجی همه بر ضد ایران و بر ضد دولت و ملت ایران تبلیغات می کنند لکن شما که داخل این کشور هستید می دانید که تبلیغات آنها برای چه هست. برای این است که این ملت و دولت با هم شده اند. وقتی ملت و دولت با هم شد، قشرهای روحانی و قشرهای دانشگاه ها و سایر قشرها، ارتشی و اشخاصی دیگر همه با هم هستند و همه یک فکر می کنند، البته منافع ابرقدرت ها دیگر نمی شود تعیین بشود، یک حکومتی نمی آید

صحیفه نور جلد 12 صفحه 286

روی کار که برای یک ابرقدرتی یک کلمه بگوید، اگر یک وکیل، یک نخست وزیری یک کلمه راجع به منافع ممالک دیگر، منافع اجنبی ها حرف بزند، همین ملت است که در مقابلش می ایستد و نمی گذارد. ما میل داریم که همه ممالک اسلامی همه کشورهای اسلامی، همه کشورهای مستضعفین دنیا اینطور بشود که یک جمعیت باشند، در بین خود این جمعیت و در بین همین جمعیت، نخست وزیر، رئیس جمهور، مجلس، افراد دیگری که در بنگاه های دولتی هستند تعیین بشوند تا آسیب بردار نباشد.
 

روحانیت بعضی ممالک با تکفیر ما دانسته یا ندانسته در خدمت ابرقدرت ها هستند

ما علاوه بر اینکه گرفتار آمریکا هستیم و گرفتار شوروی هستیم گرفتار بعضی اشخاصی که دعوی اسلامی می کنند، بعضی ها که در راس روحانیت بعضی ممالک واقع هستند، گرفتار آنها هم هستیم، آنها هم ما را تکفیر می کنند، آنها هم کلمات ما را تعبیر می کنند و دنبالش تکفیر می کنند. اینها را اگر چنانچه واقعاً خطاکار هستند، خوب است که مطالعه کنند، بفهمند دارند چه می گویند و به نقع چه کسی کار می کنند و اگر متعمد هستند و در مقابل یک کشور اسلامی، در مقابل یک کشوری که کوشش می کند که بین همه برادرها را متصل کند و همه را باهم آشتی بدهد و ماقبل از بیست سال به این طرف، دنبال این معنی بودیم که ممالک اسلامی همه با هم برادر باشند، این او را تکفیر نکند، او، او را تکفیر نکند، اینهائی که اینطور سمپاشی می کنند و مع الاسف در لباس مفتی هستند و یا مفتی اعظم هستند، اینها نمی دانند که این کارها بر ضد اسلام و بروفاق میل ابرقدرت هاست؟ اینها نمی دانند که دانسته یا ندانسته برای ابرقدرت ها دارند خدمت می کنند؟ چطور اینها در مقابل سادات و آن همه جنایاتی که سادات کرده است اینقدرها نمی ایستند و تکفیری ما نشدیم از آنها؟ اما، ما که از امام مهدی که قوه اجرائی اسلام است صحبت می کنیم و میگوئیم که عدل در زمان او فراگیر خواهد شد و از طرف خود آنها هم همین معنا هست که: (یملا الارض قسطا و عدلا بعد ما ملات ظلما و جوراً) ما که راجع به آن می گوئیم و می گوئیم که انبیاء موفق نشده اند اجرا کنند مقاصد خودشان را و خداوند در آخر زمان کسی را می آورد که اجرا کند مسائل انبیاء را، این بیچاره ها برای خدمت به اجانب یا نفهمیده تأویل می کنند که فلان گفته است که حضرت مهدی تکمیل می کند شریعت را. این بسیار ناگوار است برای ما. ما حضرت مهدی را یکی از افرادی می دانیم که تابع اسلام است، تابع پیغمبر اسلام است لکن تابعی است که نور چشم پیغمبر اسلام است و اجرا می کند این مطالبی را که حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده است. چرا باید اینها را حجاز، در کویت، در بعضی جاهای دیگر تاویل کنند حرف ها را و بر ضد یک مملکت اسلامی که کوشش دارد همه برادرها با هم مجتمع کند و کوشش دارد دست ابرقدرت ها را از سر این ممالک اسلامی کوتاه کند، آنها در خدمت ابرقدرت ها دانسته یا ندانسته هستند و می خواهند تفرقه بین مسلمین بیندازند. اینها نمی دانند که نباید تفرقه بین مسلمین انداخت و برخلاف نص قرآن است؟ اینها مطلع نیستند یا اینکه در خدمت خدای نخواسته، ابرقدرت ها هستند؟ ما می خواهیم که هم همه ممالک اسلامی اولا در محیطی که خودشان هستند، به حسب حکم اسلام بین

صحیفه نور جلد 12 صفحه 287

حکومت و بین مردم مخالف نباشد و همه با هم باشند و همه متحد بشوند تا اینکه آسیبی برای اینها واقع نشود. شما دیدید که ما وقتی که در ایران ملتمان اتحاد پیدا کرد، چه قدرت بزرگی را شکست داد. ما می خواهیم که یک میلیارد جمعیت دنیا- اینطور- از مسلمین اینطور با هم متحد بشوند. اگر متحد بشوند، نه قضیه قدس دیگر باقی می ماند و نه قضیه افغانستان و نه قضایای دیگر و اگر چنانچه وعاظ السلاطین بگذارند و اتحاد ما را به هم نزنند، انشاء الله پیروز خواهیم شد و دول اسلامی و ممالک اسلامی پیروز خواهند شد. من از خداوند تبارک و تعالی عظمت اسلام و مسلمین و وحدت کلمه اسلام و مسلمین را خواهان هستم و این عید سعید را باز هم به همه مسلمین و همه کشورهای اسلامی تبریک عرض می کنم.
و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:28 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی قم

تاریخ: 1358/09/29

 

شماها امروز فرزندان رسول خدا هستید

بسم الله الرحمن الرحیم
چقدر من از این صورتهای نورانی، ایمانی، اسلامی، خوشم می آید، (گریه حضار) چقدر من این برادرها و فرزندانم را دوست دارم، (گریه حضار) شماها امروز فرزندان اسلام هستید، شماها امروز فرزندان رسول خدا هستید، خدمت به دیانت اسلام می کنید و در راه خدا قیام کردید، پاسداران قرآن کریم هستید، پاسداران اسلام مقدس هستید، چه مجلس خوبی است این مجلسی که من شما برادرها را همچو می یابم که صادقانه برای اسلام خدمت می کنید، چه چهره های خوبی شما دارید و چه جوانهای برومندی برای اسلام هستید، اسلام عزیز به ما خیلی حق دارد و به شما خیلی حق دارد، اسلام عزیز در طول تاریخ مخفی بوده است بر ما، نگذاشتند که اسلام را، آنطوری که هست در معرض نمایش عمومی بگذاریم.
 

ترس دشمنان از اسلام است

دشمنهای اسلام کوشش کردند که بین برادرهای اسلامی جدائی بیاندازند و کوشش کردند که تعلیمات اسلامی را نگذارند به گوش برادرهای مسلم برسد چون از اسلام می ترسیدند و از اجتماع مسلمین هراس داشتند. آنها امروز که ضربه خوردند، ضربه اسلامی خوردند، دیدند که ملتی به پاس اسلام قیام کرده است و یک جمعیت های زیادی، جوانان برومندی، برای خدا پاسداری دارند می کنند، آنها دیدند که این ملت، این پاسداران ملت آنها را به عقب راند و قدرت های آنها را شکست و دست های آنها را از مخازن ایران کوتاه کرد، امروز که آنها ضربه دیدند حیله های آنها بیشتر به کار افتاده است، نوکرهای آنها بیشتر مشغول حیله شدند، در اطراف ایران نوکرهای اینها آشوب می کنند، ملت ما باید هشیار باشد و اتکال به خدا بکند و این تتمه ای که از آن ریشه های فساد بوده است از سر راه اسلام و قرآن بردارد.
 

پاسداران امروز مثل لشکرهای صدر اسلام هستند

جوانان عزیز من، برومند باشید، قدرتمند باشید که پشتوانه شما خداست، شما امروز مثل

صحیفه نور جلد 11 صفحه 59

لشکرهای صدر اسلام هستید، مثل آن است که در رکاب رسول اکرم (ص) جنگ می کنید همان طور که آنها با عده هایی قلیل به اذن خدا بر عده های کثیر، بر لشکرهای کثیر غلبه کردند، شما هم غلبه خواهید کرد بر دشمن ها، هر چه بزرگ باشد، وقتی مقصد خدا باشد، مقصد این باشد که اسلام زنده بشود، مقصد این باشد که احکام اسلام در مملکت جاری بشود، مقصد که الهی شد دنبالش پیروزی است.
 

به فیض الهی اعمال دشمن به نفع ما تمام می شود

این دست و پاهایی که می زنند اینها و کارهای غیر عقلائی که می کنند، می بینید که به نفع ما تمام می شود، به نفع شما تمام می شود، ترور می کنند به خیال اینکه ما را بترسانند، ملت ما را بترسانند، می بینید که شجاعتشان افزون می شود و فریادشان بیشتر و اجتماعاتشان بیشتر، اینها خداوند عقلشان را گرفته است که کارهائی که می کنند بر ضرر خودشان تمام می شود، کارهائی که می کنند به نفع ما باشد، شاه خائن را، شاه مخلوع را که ملت ما عقب زده است با انهمه جرائمی که برای این ملت پیش آورده است و مرتکب شده است و با آنهمه جنایاتی که بر این ملت کرده است، آنها به خیال توطئه، یا به هوای دیگری او را می برند پناه می دهند، برای اینکه به ملت خودشان حالی کنند که ما انساندوست هستیم، بر ضرر خودشان تمام می شود. ملت ها بیدارند، می دانند که این ابرقدرت ها چکاره اند، آنقدر پافشاری می کنند و از اینطرف، ملت قدرتمند ما در مقابل ایستاده است که می بینند نمی شود او را نگه داشت در محل خودش، به اسم اینکه ما می خواهیم او را بیرون کنیم می برندش به یک جای دیگری که باز تحت حمایت خودشان است، غافل از اینکه عقب نشینی باز اثری ندارد و ملت ما آماده است برای اینکه تا آخر نهضت قیام خودش را حفظ کند، کارهائی که اینها می کنند کارهائی است که به خیال خودشان، برای خودشان است، لکن ضرر خودشان در اوست.
شما امروز وقتی که مطالعه کنید، بشنوید قشرهای مختلف ملت ها را، نه دولت ها، ملت های جهان الان به نفع شما هستند، دولت ها هر چه می خواهند باشند، از دولت ها هم کم کم دارند به نفع شما می شوند، در خود آمریکا هم ملت آمریکا کم کم بیدار می شوند، خواهند شناخت این ابرقدرت هائی که تحمیل می کنند خودشان را بر ملت ها، قبلاً اینطور نبود که ملت آمریکا با ما باشد، حالا بسیاری از آنها با ما شده اند، حالا وقتی که خودشان اقرار کردند که وقتی که آراء ملت را شمارش کردند، به یک ارزیابی فهمیدند که پنجاه و پنج درصد اجازه نمی دهند که آمریکا دخالت نظامی بکند و شاید اجازه ندهند که دخالت اقتصادی بکند، حصر اقتصادی را که او خیال می کرد بر ضرر ملت ماست، ملت های دیگر همه از این انتقاد کردند، بلکه بسیاری از دولت ها هم، ما مصممیم، ملت ما مصمم است که این راهی که رفته است تا آخر برود، من در چهره های نورانی و دوست داشتنی شما که نگاه می کنم تصمیم را می فهمم، شما مصممید، ما هم مصممیم، ما از نظامی آمریکا و از حصر اقتصادی اش هیچ باکی ندارم و گمان نکنید که موفق بشود و اجازه بدهد ملت آمریکا و مجلس آمریکا بر اینکه یک دخالت نظامی بکند، برای اینکه می داند ملت آمریکا که دخالت نظامی به ضرر ملت آمریکاست و به ضرر دولت

صحیفه نور جلد 11 صفحه 60

آمریکا است و از حصر اقتصادی هم ابداً خوفی نداشته باشید، برای اینکه ملت های دیگر و دولت های دیگر تابع آمریکا نیستند، در دنیا به روی ما بسته نخواهد شد، ما خدا را داریم، در دنیا به روی ما بسته بشود، در رحمت خدا به روی ما باز است. ما برای خدا می خواهیم اقدام کنیم، ما قیام کردیم برای خدای تبارک و تعالی، ما دیدیم که ظلم در این مملکت هست، ما دیدیم که چپاولگری در این مملکت هست، ما دیدیم که مستکبران، مستضعفان را دارند از بین می برند، قیام کردیم، ما برای خدا قیام کردیم، در همه اهالی ممالک هم به روی ما بسته بشود، در رحمت خدا به روی ما باز است و ما اتکال به رحمت خدا و اتکال به قدرت خدا می کنیم و شما قدرتمند باشید و به پیش بروید.
والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:28 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

فرمان امام خمینی به تیمسار شادمهر

تاریخ: 1358/10/01

 

فرمان امام خمینی به تیمسار شادمهر

بسم الله الرحمن الرحیم
تیمسارهادی شادمهر
بنابر اصل قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، تیمسار به خدمت اعاده و به درجه سرلشکری مفتخر و به ریاست ستاد مشترک منصوب می گردید. از پرسنل ارتش جمهوری اسلامی ایران انتظار دارم که برای اداره امور ارتش و پاسداری از انقلاب و استقلال ایران در کمال صمیمیت، اخلاص و ایثار همکاری نمایند.
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:28 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها