بیانات امام خمینی در جمع اعضای شوراهای اسلامی کارگران
تاریخ: 1359/04/04
آشوبگری های عمال آمریکا در لباس گروهک ها به منظور جلوگیری از تحقق انقلاب اسلامی
بسم الله الر حمن الرحیم
از آقایانی که زحمت کشیده اند و آمده اند اینجا با من مواجه باشند چه آن آقایان کارگران و چه آن آقایان ارتشیان و چه اشخاص متفرقه تشکر می کنم، و اگر به من خدمتگزار بگویند بهتر از این است که رهبر. من امیدوارم که همه ما، چه شما آقایان کارگر و سایر رفقایتان و چه آن آقایان ارتشی و سایر رفقایشان و چه سایر قشرهای این ملت، توجه به یک مسئله قابل اهمیت داشته باشید و آن اینکه شما می دانید و خصوصاً شما کارگرها می دانید که از اول انقلاب تا حالا چه اشخاصی و چه قشرهایی بوده اند که مبارزه با انقلاب کرده اند با شکل های مختلف و مرام های مختلف که رویهمرفته همه شکل ها و مرام ها بر ضد این انقلاب و ضد اسلام بوده است. این گروه هائی که بعد از انقلاب هی جوشیدند و و بیرون آمدند و گاهی ادعای اسلامیت می کنند و از شما مسلمانتر می شوند و گاهی ادعای انقلابی بودن می کنند و از شما انقلابی تر می شوند و گاهی خودشان را مؤسس انقلاب می دانند و انقلاب را که این توده محروم ملت ما از کارگر و کشاورز و دانشجو و شما همه انقلاب را به پایان رساندید یعنی تا اینجا و آنها یا در خارج بودند و تماشاگر و یا در داخل بودند و تماشا می کردند که ببینند کی غالب می شود، اگر شاه مخلوع و آن تیپ غالب شدند، اینها بروند آنجا و از آنها طلبکاری کنند و اگر شما غالب شدید و ملت، اینها بیایند و با اسم های مختلف طلبکار بشوند و بخواهند خودشان همه چیزها را داشته باشند حتی با اسم شما، با اسم کارگر، کارگر را به حساب نیاورند، با اسم های مختلف مشغول بشوند به اینکه نگذارند این انقلاب به ثمر برسد، یعنی این ثمر آخری که اسلام می خواهد و پیغمبر اسلام می خواسته است. اینها چون از اسلام لطمه دیده اند و ارباب های اینها از اسلام سیلی خورده است با اسلام اگر سابق کم مخالف بودند حالا دیگر صد در صد مخالفند. این گروه های مختلفی که مثل قارچ از زمین جوشیدند و آمدند و از اطراف کشورهای دیگری که متفرق در آنجا بودند و منتظر فرصت بودند، حالا آمدند به ایران و می خواهند نگذارند این انقلاب تحقق پیدا بکند، این یک خطری است از برای انقلاب ما، نه به آن معنا که اینها عرضه این را داشته باشند که یک کار مثبتی بکنند و این انقلاب را برگردانند لکن به آن معنا که ایجاد زحمت بکنند. شما ملاحظه کردید که در کردستان ایجاد زحمت
صحیفه نور جلد 12 صفحه 193
کردند نه اینکه توانستند غلبه بکنند، لکن مدت ها ایجاد زحمت کردند، در تهران ایجاد زحمت کردند، نمی توانند کاری بکنند، لکن غائله می توانند درست بکنند. در هر موقعی که یک اساسی می خواهد روی کار بیاید، این جمعیت های مختلفی که الان در ایران هستند، در همان موقع یک غائله ای درست می کنند. از اولی که جمهوری اسلامی را بنا بود که شماها و ملت ما رأی به آن بدهند، آنوقت یک غائله هایی در اطراف درست کردند. این قدم که برداشته شد، در هر مرحله ای که شما یک قدم پیش رفتید، آنها هم در همان جا باز غائله درست کردند. در همان وقتی که مجلس شورای اسلامی تأسیس شد و مشغول به کار شدند، باز غائله درست کردند. غائله درست می کنند و خودشان غائله درست می کنند و فریاد می زنند، خودشان دیگران را کتک می زنند، باز خودشان فریاد می کنند، این یک جهتی است که در آنها هست، یعنی روی این ترتیب، اینها عمل می کنند که نگذارند شما کار بکنید، نگذارند خرمن کشاورزها درست جمع بشود و در عین حال فریاد بزنند که ما برای ملت داریم فداکاری می کنیم. اینهایی که در کنار جمهوری اسلامی هستند و می خواهند به اسم جمهوری اسلامی، به اسم اسلام، به اسم خلق، به اسم ملت کار بکنند، اینها را ببینید چه می کنند. ممکن است من هی بگویم اسلام و هی بگویم فدای اسلام و فدای خلق و هی بگویم مجاهد اسلام و مجاهد خلق، این حرف ها را بزنم، لکن وقتی به اعمال من شما ملاحظه کنید، ببینید که از اول، من مخالفت کردم، در هر جا تفنگ کشیدم و مخالفت کردم، هر جا بنا بود که یک اصلاحی بشود، شما دیدید که من آمدم و مقابلش ایستادم و مشتم را گره کردم و تفنگم را هم کشیدم، می خواستند که دانشگاهی هائی که در خدمت استعمار بود و جزء مهمات این مملکت است که باید دانشگاهش اصلاح بشود، همین که طرح اصلاح دانشگاه شد، سنگربندی شد در دانشگاه که نگذارند این کار بشود. حالا هم باز پشت همان سنگرها، نه آنجا در دانشگاه اما در خارج دنبال این هستند که نگذارند این اصلاح فرهنگی بشود، انقلاب فرهنگی بشود. اینها می خواهند که فرهنگ، همان فرهنگ باشد که از آن امثال این اشخاصی که وزیر و وکیل سابق بودند از آن اینها در می آیند و همین ها این کشور ما را به باد فنا بدهند، چنانکه دادند. همان وکلائی که در سابق بودند و همان وزرائی که در سابق بودند و همان سردمدارهای سابق، همان تحصیلکرده ها و روشنفکرهای دانشگاه داخل و خارج بودند و همان مصیبت هایی که به این ملت وارد شد، به دست همین اشخاصی که با اسم ملت و با اسم مجاهدت و با اسم فدائی و با اسم چه وارد شدند و نگذاشتند که این ملت به حال خودش باشد و هر چه شما داشتید به جیب دیگران کردند و یک قدریش هم خوردند دار و دسته شاه مخلوع، همین جمعیت ها بودند که الان بر خلاف این نهضت دارند فعالیت می کنند. هر روزی که بخواهد این نهضت، یک قدم بردارد، مجلس شورا می خواهد مفتوح بشود، می بینیم که یک بساطی در امجدیه پیش می آید، یک غائله درست می شود و مع الاسف جوان های ما معطل نیستند که اینها چه دارند می کنند، این اشخاص چه دارند می کنند و بعضی از اشخاصی که با من هم مربوط هستند اینها هم ملتفت نیستند که مسائل عمقش چی هست خیال می کنند که مسأله چماقدار است و تظاهر کننده، مسأله این است. نه، مسأله این نیست، این یک ظاهری است برای آشوب درست کردن، مسأله عمق دارد، مسأله
صحیفه نور جلد 12 صفحه 194
آمریکاست، مسأله این است که باید آمریکا بیاید اینجا و مقدرات کشور ما را به دست بگیرد، نه مسأله، مسأله این است که یکی می خواهد تظاهر کند، یکی می خواهد ضد تظاهر، اینها مسأله نیست، اینها غائله ایجاد کردن است برای اینکه نگذارند این مملکت به حال خودش باشد و روی میزانی که دارد حرکت می کند، حرکت بکند.
شما آقایان کارگر که عضو مؤثر این کشور هستید، برای اینکه دست دیگران را از آن کوتاه بکنید، دیدید که در این یک سال و چند ماه آمدند هی در بین شماها هی یا نطق کردند، یا وسوسه کردند، یا یک دسته ای را وادار کردند به اعتصاب و امثال ذلک به اسم اینکه ما طرفدار شما هستیم. اگر کارگر در یک کشوری کار نکند و اعتصاب کند، این کشور به هلاکت می رسد. اینها که با اسم اینکه ما با شما موافقیم و مثلاً شما چه جور و آنها چه جور، نمی خواهند برای شما دلسوزی به حسب واقع داشته باشند، با اسم دلسوزی می آیند و فلج می کنند کارخانه های مملکت را و با اسم دلسوزی می روند و فلج می کنند کشاورزی را، همین ها هستند که وقتی کشاورزها خرمن هایشان را جمع می کنند، آتش می زنند، الان هم باز دارند آتش می زنند و اگر محافظت نشود، محافظت صحیح نشود، همه اش را آتش می زنند. ما دشمن نهضت و انقلاب را از این می فهمیم که آنهائی که با این انقلاب راه دارند می روند، با این ملت راه دارند می روند، با این کشاورز و کارگر دارند راه می روند و می خواهند کشور را از قید و بند خارجی ها آزاد کنند آزاد کردن هم به کار کردن است و کشاورزی کردن است و کار در کارخانه ها کردن است و کار در سایر جاها کردن. کشور ما اگر بخواهد آزاد باشد، اگر بخواهد مستقل باشد، وابسته به خارج نباشد، باید خودش کار کند. آنهائی که می آیند در بین شماها و مانع از کارتان شوند، یا یک دسته ای درست می کنند مانع از کارتان می شود یا اینکه پول ها را از خارج به ایشان می دهند که بیایند بدهند به بعضی از این کارگرهای غافل تا اعتصاب بکنند، و آنها که در کشاورزی می روند ایجاد زحمت می کنند، یا آنهائی که می افتند در کشور، سرتاته کشور و شلوغ می کنند کشور را به اسم اینکه مثلاً این آدم خانه دارد، این آدم ملک دارد، بدون یک میزان شرعی الهی می ریزند و خانه اش را غارت می کنند و خانه اش را از او می گیرند، اینها ریشه همان رژیم سابق است و غافل هستیم از آن، آنها نمی توانند به این زودی دست از ما بردارند، آنها منافعشان، منافع عظیمشان، چه منافع مادی شان و چه منافع اینکه کشور ما در یک حالی است و در یک جائی هست که همه محتاج به آن هستند، کشور ما آن است که پل پیروزی شد برای اشرار، برای اجانب، اینها به این زودی دست از ما بر نمی دارند و ما نباید غافل بشویم که حالائی که آزاد شدیم خودمان هم کمک کنیم برای شلوغ کردن، برای اعتصاب کردن، برای مخالفت کردن ها ما باید متوجه باشیم به اینکه یک مملکتی که انقلاب در آن پیدا می شود، دنبال انقلاب خیلی آشفتگی ها هست. شما آقایان متوجه هستید که لااقل در این پنجاه سال و پنجاه و چند سال که همه اش را من یادم است و کمی از شما هست که تمامش را یادتان باشد و این کارهای اخیر شاه مخلوع را هم شماها یادتان است که با اسم تمدن بزرگ، با اسم اینکه من می خواهم این مملکت را در دو سال، سه سال دیگر، مثل ژاپن بلکه مثل آمریکا کنم، با این اسم، تمام حیثیت این
صحیفه نور جلد 12 صفحه 195
مملکت را از دست داد و تقدیم آنهائی که باید بخورند کرد. البته آن که می خواهد خرابکاری کند، نمی آید اعلام کند که من خرابکارم، او می آید اعلام کند که من دوست شما هستم، ما فدائی شما هستیم و این آخوندها ارتجاعی هستند و اینها حرف های بیخودی می زنند و اینها طرفدار مثلاً سرمایه داری هستند. اگر یک کسی واقع مطلب را بیاید به ایشان بگوید که کارش پیش نمی رود، اینها باید بگویند که آخوندها مرتجعند و آخوندها چه اند و مائیم که برای شما می خواهیم خدمت کنیم، همان حالی که دارند می گویند مائیم که می خواهیم که خدمت کنیم، کردستان را درست می کنند، یکوقت می بینید که از همه اطراف این گروه ها، همه این گروه هائی که این مفسده ها و این میتینگ را درست می کنند، جمع می شوند در کردستان و آنجا فساد می کنند. همچو که کردستان یک قدری رو به آرامش می شود و می بینند آنجا نمی توانند، از آنجا جمع می شوند و می روند به بلوچستان آنجا را خراب می کنند. اگر بلوچستان هم درست بشود، می آیند مرکز، مرکز، بهتر مرکز فعالیت است برای اینکه یک جای بزرگی است. در مرکز می آیند با اسم اسلام و با اسم قرآن و با اسم کذا و کذا غائله ایجاد می کنند که نگذارند این مملکت یک آرامشی پیدا کند.
هدف اصلی حملات اجانب، اسلام و احکام آن است
این یک سالی که، یک سال و چند ماهی که انقلاب اسلامی شما با دست توانای شما مللت اسلام به پیش رفت و تمام چیزهائی که مربوط به دستگاه دولتی و جریان امور مملکتی است درست کردید از جمهوری اسلامی اش تا مجلس شورایش، چندین دفعه رفتید به صندوق ها و رأی دادید و آزاد، آزاد رأی دادید، این یک تیری است در چشم این اشخاصی که اسلام را خواهند ببینند. اینها می دانند که اگر این نهضت اسلامی نبود، نمی شد به این زودی کارها انجام بگیرد، این کارها را قدرت اسلام است که پیش می برد. شما می بینید که بیشتر از بیست سال است که در عراق که نزدیک ما هست، به اصطلاح خودشان انقلاب کردند و حالا امسال برای تقلید از ایران برای اینکه بگویند ما هم بله، آدمی هستیم، امسال شروع کردند به انتخابات و آن هم بلا اشکال بدانید که آن انتخابات بدتر از انتخابات زمان شاه است، نه این است که مردم می روند آنجا رأی می دهند. همانطوری که زمان شاه مخلوع یک دسته ای را راه می انداختند یک جائی و فشار می آوردند یا با زور تطمیع می بردند پای صندوق ها برای خودشان رأی درست می کردند، آنها بدتر از اینها هستند. اینها می بینند که در ایران در ظرف یک سال و چند ماه تمام اصولی که باید در یک کشوری برای جریان امور باشد، تحقق پیدا کرد و خودشان بعد از بیست و چند سال نتوانستند یکی از این کارها را بکنند هی با سر نیزه و با زحمت و با کتک زدن، با حبس و با کشتار. اینها نمی توانند ببینند این انقلاب اسلامی شما را، و وقتی تحلیل می کنند که خوب، چه شد، آدم اینجا با آدم جاهای دیگر که هر دو آدمند، همه جا هم یکی دعوی رهبری می کند و می گوید من رهبر، همه جا یک حزبی پیدا می شود و می گوید که من حزب، لکن ایران چه بود که به این سرعت، به این سرعت معجزه آسا پیشبرد کرد؟ وقتی تحلیل می کنند همه چیزها را بینند که مکتب بود
صحیفه نور جلد 12 صفحه 196
که این کار را کرد، این مکتب اسلام است که این کار را کرد. مردم برای خدا این کار را کردند. وقتی خدا آمد در بین مردم، یعنی مردم شدند دست خدا، وقتی برای خدا کار کردند و مشت ها گره شد برای خدا و الان هم همین طور انشاء الله هست و تا آخر باشد. خوب، آنی که باید هدف قرار بدهند، باید اسلام باشد، و آنهائی که به اسلام نزدیکند، آنهائی که احکام اسلام را می خواهند برای مردم بگویند، آنها را باید هدف قرار بدهند تا کم کم این محتوائی که انقلاب دارد، از آن بگیرند، وقتی محتوا از آن گرفتند و یک ظاهری بی محتوا شد، ضربه آخر را بزنند. ضربه آخر اینکه برگردانند مطلب را به همان مسائل اول با یک صورت دیگری، البته با برگشت مثلاً شاه و اینها، نیست، این مطرح نیست پیش آنها، مطرح این است که اسلام نباشد هر چه می خواهد باشد، الان هم همین قشرهای بعضی از این روشنفکرها می گویند این مجلس ملی باشد، مجلس شورای ملی، چون اسمش توی قانون، ملی بوده، از اسلام می ترسند، مجلس اسلامی نباشد، شورای اسلامی نباشد، اینها نه اینکه ملی اش را می خواهند، اسلامی اش را می خواهند نباشد، در صورتی که در قانون همچو ماده ای ندارد که مجلس شورای ملی، همچو چیزی در قانون نیست. بله گفته اند از باب اینکه اسم باید ببرند یک چیزی را، مجلس شورای ملی گفته اند، اما نه اینکه قرار داده اند که اسم این مجلس شورای ملی، در ضمن مثل اینکه بگویند مثلاً در مجلس شورا، بگویند که در کاخ سنا چطور شده، این معنایش این نیست که الان قانون اسلامی ما کاخ سنا خواسته درست کند، این اسمی بوده آنوقت گفتند حالا باید مجلس شورای اسلامی باشد. اینها حتی از اسم اسلام هم می ترسند، هی نق می زنند که نه، ملی، ملی اینها نه این است که من باب اتفاق اینجور شده است که هر وقت شما خواستید یک مطلبی را درست کنید، یک اجتماعی درست کردند و به هم ریختند همه چیز را، اذهان را از یک جائی برده اند به یک جای دیگری، اینها می خواهند اذهان ملت را از این مسیری که خودش دارد برگردانند به یک مسیر دیگری، به یک راه دیگری، هر جا، هر راهی می خواهد باشد. یک غائله یک جائی درست می کنند که مردم متوجه بشوند ولو حالا یک ماه متوجه بشوند. یک غائله ای درست می کنند که ولو یک ماه مردم متوجه به آن غائله بشوند، لعل بشود در این یک ماه، کاری کرد.
شناسائی دشمنان اسلام از طریق عملکرد آنان
باید متوجه باشید، باید شما دشمنتان را بشناسید، اگر نشناسید، نمی توانید دفعش بکنید. دشمن شما، آنها هستند که از روز اولی که جمهوری اسلامی آمد توی کار، یا تحریم کردند رأی دادن را، یا رفتند صندوق ها را آتش زدند و بعضی از صندوق ها را که توانستند، آتش زدند یا شکستند. آنهائی که تحریم کردند جمهوری اسلامی را، حالا آمده اند جمهوری اسلامی شده اند، آنهائی که آتش می زدند صندوق های آراء مردم را، برای جمهوری اسلامی حالا آمده اند طرفدار شده اند. این طرفداری نیست، این یک حقه بازی است به صورت طرفداری. اگر بخواهند بگویند من به اسلام کار ندارم و من ضد اسلامم خوب، می دانند که مملکت ایران اسلام است و نمی گذارد که اینها کاری بکنند، چاره
صحیفه نور جلد 12 صفحه 197
ندارند جز اینکه بگویند که ما هم اسلامی هستیم، لکن ما اعمالشان را باید ببینیم چطوری است، غائله هائی که بپا می کنند، باید ببینیم چه جوری است، از اول تا حالا غائله بپا کردند، این گروه های مخالفی که هر کدام یک اسمی برای خودشان درست کرده اند هی غائله بپا کردند که نگذارند شما آن مسیری را که باید بروید، آن صراط مستقیمی را که باید بروید، آن چیزی را که خدای تبارک و تعالی پیش پای شما گذاشته است باید بروید نگذارند این کار بشود. آنهائی که وقتی محمدرضا در اینجا بود در دربارش خدمتگزار بودند، حالا ضد محمدرضا شده اند، این ضدیت نیست، این ضدیت برای این است که بازی بدهند من و شما را که ما خیال کنیم اینها اسلامی هستند، و یا بیطرف بشویم نسبت به آنها یا طرفدار بشویم. توانستند که جوان های پاک و صاف و صحیح ما را گول بزنند با تبلیغاتی که بلدند و خوب هم بلدند. باید توجه داشته باشد این ملت که گول نخورد از اینهائی که برای اسلام دارند سینه می زنند، ببینند اعمالشان چیست، ببینند اینهائی که می گویند اسلام، آیا در عمل هم اینطوری هستند یا یک سنگر بندهائی هستند که با اسم اسلامی می خواهند از بین ببرند اسلام را و لعل دزدهای سرگردنه هم اسم اسلام روی خودشان می گذارند لکن دزدی می کنند. باید ما با اسم گول نخوریم بلکه ببینیم چه می کنند، ببینیم سابقه اینها چی هست، ببینیم کتاب هایی که اینها می نویسند محتوایش چی هست، ببینیم تبلیغاتی که اینها می کنند چه تبلیغ می کنند، به مجرد اینکه بگویند من مسلم هستم که فایده ندارد با ادعا. الان همه می گویند ما مسلمیم، همه می گویند ما انقلابی هستیم، کسی نیست که بگوید من انقلابی نیستم، هر کس می گوید من انقلاب را درست کردم. این ملت بیچاره ما، این ملت بزرگ ما، این ملتی که با دست خالی رفت توی میدان ها و توی خیابان ها و مشتش را پر کرد و مخالفت کرد با رژیم سابق و با همه ابرقدرت ها و مطلب را به اینجا رساند، حالا من آمده ام می نشینم می گویم من رهبر شما. تو غلط می کنی که هستی، یا آن می گوید که نه، ما این کار را کردیم، آخر کجا این کار را کردید؟ اگر یک دزدی را یک جایی کشتند و از طایفه شما بود، آنوقت شما می شوید انقلابی؟! باید ببینیم چکاره اند این جمعیت هایی که افتاده اند توی این مملکت و دارند خرابکاری می کنند و مع الاسف بعضی از اشخاص هم که متوجه این مسائل نیستند، یکوقت آدم می بیند که طرفداری از اینها کردند یا یک چیزی گفتند که آنها از آن طرفداری استفاده کردند. اینها گول می زنند، همه را گول می زنند. اینها می خواستند من را گول بزنند، من نجف بودم، اینها آمده بودند که من را گول بزنند، بیست و چند روز بعضی ها می گفتند بیست و چهار روز من حالا عددش را نمی دانم بعضی از این آقایانی که ادعای اسلامی می کنند، آمدند در نجف، یکی شان بیست و چند روز آمد در یک جایی، من فرصت دادم به او حرف هایش را بزند، او به خیال خودش که حالا من را می خواهد اغفال کند، مع الاسف از ایران هم بعضی از آقایان که تحت تأثیر آنها واقع شده بودند خداوند رحمتشان کند آنها هم اغفال کرده بودند آنها را آنها هم به من کاغذ سفارش نوشته بودند. بعضی از آقایان محترم، بعضی از علماء، آنها هم به من کاغذ نوشته بودند که اینها (انهم فتیه) قضیه اصحاب کهف، من گوش کردم به حرف های اینها که
صحیفه نور جلد 12 صفحه 198
ببینم اینها چه می گویند، تمام حرف هاشان هم از قرآن بود و از نهج البلاغه، تمام حرف ها. من یاد یک قصه ای افتادم که در همدان اتفاق افتاده بود، ظاهراً زمان مرحوم آسید عبد المجید همدانی، یک یهودی آمده بود مسلمان شده بود خدمت ایشان، ایشان دیده بود که بعد از چند وقت این یهودی خیلی مسلمان است و اینقدر اظهار اسلام می کند که ایشان تردید واقع شده بود برایش که این شاید قضیه ای باشد، یک وقت خواسته بودش، گفته بود که تو مرا می شناسی؟ گفته بود که بلی، شما از علماء اسلام هستید و چطور. می دانید پدرهای من چه کسانی اند؟ بلی، پیغمبر از اجداد شماست فلان. خودت را می شناسی؟ بلی، من پدرانم یهودی بودند و حالا خودم مسلمان شدم. گفته بود سر این را به من بگو که چرا تو مسلمانتر از من شدی؟ مردک فهمیده بود که این آن چیزی را که می خواهد بازی کند فهمیده است، فرار کرده بود. این که آمد بیست و چند روز آنجا و تمامش از نهج البلاغه و تمامش از قرآن صحبت می کرد، من در ذهنم آمد که نه، این آقا هم همان است و الا خوب، تو اعتقاد به خدا و اعتقاد به چیز داری، چرا می آیی پیش من؟ من که نه خدا هستم، نه پیغمبر، نه امام، من یک طلبه ام در نجف. این آمده بود که من را بازی بدهد من همراهی کنم با ایشان. من هیچ راجع به اینها حرف نزدم، همه اش را گوش کردم، فقط یک کلمه را که گفت ما نمی خواهیم قیام مسلحانه بکنیم، گفتم نه، شما نمی توانید قیام مسلحانه بکنید، بیخود خودتان را به باد ندهید. اینها با خود قرآن، با خود نهج البلاغه می خواهند ما را از بین ببرند و قرآن نهج البلاغه را از بین ببرند، همان قضیه زمان حضرت امیر و قرآن را سرنیزه کردند که این قرآن حکم ما باشد. حضرت امیر مظلوم بود واقعاً، هر چه به این بدبخت ها گفت اینها حیله دارند می کنند، بگذارید، گذشت مطلب. الان آن مرکز را گیرند، جمع شدند دورش شمشیر کشیدند، گفتند می کشیمت اگر چنانچه نگویی برگردند - قرآن اینطور نوشته - مجبور شد حضرت امیر که امر کند که لشکری که الان فتح می کردند، یک ساعت دیگر اگر مانده بود فتح می کردند برگردند، برگشتند و شکست همان شد که خوردند و بعد از اینکه این مسائل واقع شد، باز همین عده ای که آنجا شمشیر کشیده بودند، باز شمشیر کشیدند بر ضد حضرت امیر. باید ما ببینیم که عمل اینها چی هست آنها در پیشانی شان هم آثار سجده بود، ابن ملجم در پیشانی اش آثار سجده بود ببینیم چه کرد، با این آثار سجده چه آمده بکند.
با اسم اسلام می خواهند اسلام را از بین ببرند
اسلام همیشه گرفتار یک همچو مردمی بوده است که با اسم اسلام، می خواستند اسلام را بکوبند، مگر محمدرضا قرآن طبع نمی کرد؟ مگر سالی یک دفعه نمی رفت به مشهد؟ مگر دائماً صحبت از عدالت اسلامی و عدالت چه نمی کرد؟ مگر نمی گفت حضرت عباس مرا در یک قضیه ای نجات داد؟ می گفت اینها را، اینها یکی از قدرت های، واقعاً قدرت است، قدرت بزرگی که دارند این است که همچو با جدی بدون اینکه هیچ پرده حیائی در کار باشد، جداً می گویند که این کار را خدا کرده است ما هم این کار را، دنبال خدا هستیم، ما هم دنبال چه هستیم که شاید شماها هم اگر یکوقتی ببینید،
صحیفه نور جلد 12 صفحه 199
باورتان بیاید. خیلی ها باورشان آمده بود. خوب، یک شاهی است که دارد می گوید قرآن و دارد می گوید اسلام و دارد می گوید چه، خوب، چکارش دارید؟ ما مدتی باید زحمت این را بکشیم که آن چهره دوم این را به مردم بفهمانیم، این یک چهره است، یک چهره با اسم قرآن و اسم خدا و اسم نهج البلاغه و اسم اینها می آید توی میدان، خطرناک است، ما اگر بتوانیم آن چهره دوم این جمعیت ها را، این چهره دوم امثال محمدرضا را به مردم معرفی کنیم، آنوقت ما پیروز می شویم و این در قضیه محمدرضا شد، چهره دومش را به قاعده نشان داد.
ما در هر قصه ای که واقع می شویم می بینیم که روحانیت، هدف است، محمدرضا هم در نطق هایی که کرده بود و می کرد، اینها را ارتجاع، (اینها عمال ارتجاعند) حتی اینها می گفتند اینها عمال انگلیس ها هستند این را من خودم با گوشم، در یک اتومبیلی که در تهران یکوقت نشسته بودم دیدم که آن یکی به آن می گوید ما سه نفر بودیم که معمم بودیم من مدت هاست این هیکل ها را ندیدم، اینها را انگلیس ها درست کردند در نجف و قم برای اینکه ملت ما را چه بکنند، ما در آن دوره عمال انگلیس بودیم و ارتجاع، الان هم ما ارتجاعی هستیم، الان هم روحانیون ما ارتجاعی اند، روشنفکرها آنها هستند، در تمام مدتی که رضاخان آمد و کودتا را بپا کرد، تا آخر که ایستاد مقابلشان و مشتش را گره کرد، همین، همین مرتجعین بودند، همین آخوندهای مرتجع ما، همین ها قیام کردند بر ضد او، همین ها روشنگری کردند به مردم و مردم را خواستند بفهمانند. اینها از این جمعیت لطمه خوردند و می خواهند مردم را از اینها جدا بکنند، دانشگاهی را بیشتر جدا کرده بود و حالا می خواهند همه مردم را از این جمعیت جدا بکنند که هر کاری که می خواهند بکنند، یک کسی نباشد که بگوید چرا، که یک جمعیتی دنبالش چرا بگوید.
هشدار به رسوخ مفسدین در جمع مصلحین و لزوم هوشیاری ملت
من یک مطلبی را باید بگویم به همه ملت ایران و به همه روحانیین ایران، من خوف این را دارم که بعضی از این معممینی که در بین روحانیون، خودشان را جا زده اند و خرابکاری دارند می کنند در بعضی از جاهایی که اینها یک چیزی دستشان آمده است، من خوف این را دارم که اینها چهره اسلام را برگردانند از آنی که هست. من به روحانیین ایران می گویم به اینکه این اشخاصی که خودشان را جا زدند یا رفتند در کمیته، یا رفتند در کجا، این اشخاص را شما به مردم معرفی کنید که اینها ربطی به ما ندارند، یکوقت ما می فهمیم که سرتاته ایران کمیته امام درست شده است، این امام کیست که کمیته درست شده است؟ چه اطلاعی از این دارد؟ ما بی اطلاع بودیم، هر کس خودش خواسته یک کاری بکند با اسم فلان. چند روز پیش از این در حضرت عبدالعظیم غیر آن کاری که آقای خلخالی کرد، آن مطلب صحیحی بود یک شیخ دیگری کیست من نمی شناسمش، به اسم نماینده فلان، نماینده امام به قول خودش رفته یک مقبره هایی را خراب کرده و مقبره هایی که مال اشخاص بوده، ملک شخصی شان بوده، مقبره ای که موقوفه بوده، خانه ای که مرقوفه بوده خراب کرده، اینها یک اشخاصی
صحیفه نور جلد 12 صفحه 200
هستند که یا نمی فهمند دارند چه می کنند و اگر خدای نخواسته بفهمند، اشخاصی هستند که می خواهند نهضت را به تباهی بکشند. من به سرتاسر کشور ایران، به سرتاسر روحانیون ایران، این خطر را که برای اسلام پیش آمده و برای روحانیت پیش آمده می گویم به شما و حجت را بر همه تمام می کنم. این آخوندهایی که خودشان را جا زدند و می روند و مردم را آزار می دهند و اذیت می کنند، بدون یک مجوز شرعی الهی، اینها را از خودشان برانند، اینها نماینده من نیستند، اینها با اسم نماینده فلان می خواهند که حالا شلوغ بکنند تا اینکه ملت بگویند خوب، این هم این، به اصطلاح این اشخاص و باز باید بگویم که این پاسدارهایی که انصافاً در این کشور خدمت کردند و دارند خدمت می کنند و وجودشان مغتنم است برای این ملت، زحماتشان پیش خدا مغتنم است، گاهی وقت ها در بینشان یک کسی جا می زند و آبروی اینها را از بین می برد. یک کسی می آید به اسم اینکه من پاسبان هستم، یا اینکه خیر، یک مقدس مابی هم می کند، او را به عنوان پاسبان می شناسند، می آید بعد می رود، یک دفعه ما دیدیم که خانه کی را غارت کردند، پاسبان ها کردند، بابا این پاسبان نیست، پاسبان اسلامی است، آدم مسلمان که نمی رود خانه مردم را غارت کند، آدم مسلمان که نمی رود ملک دیگری را مصادره کند، اینها یک دسته دیگری هستند که آمده اند این کارها را دارند می کنند باید ما بفهمیم که ما این کاری را که تا اینجا آوردیم چطور به آخر برسانیم، به هرج و مرج نکشد. البته که دولت اسلامی این زمینخوارهای بی انصاف را و این مفتخورهای بزرگ را، سرجایش خواهد نشاند و محاسبه از آنها باید بکنند، حسابشان را می کشد، اما این معنایش این نیست که پاسبان ها بریزند هر کاری دلشان می خواهد بکنند، یک جا بحق باشد، ده جا هم بیحق، صدای مردم را در آورند. اینها متوجه نیستند که یک اشخاصی توی اینها آمده اند و خودش را جا زده، مثل اینکه توی روحانیون آمده و خودش را جا زده، توی اینها هم آمده و خودش را جا زده و دارد خرابکاری می کند تا به اسم (اسلام) خرابکاری بکند و اسلام را بکوبد.
باید توجه داشته باشید، باید متوجه باشید که آنهایی که خرابکاری می کنند و آنهایی که به جان مردم می افتند و این کارهایی که می گویند دارند می کنند، خوب، یک دسته ای جهاد سازندگی است، بسیار خوب، بسیار خوب است و از اول هم همین معنا بود و خیلی هم زحمت می کشند و خیلی هم ارج می برند اما در بین همین جهاد سازندگی یک افرادی پیدا می شوند که برخلاف موازین قانون اسلامی، بر خلاف مقررات دولتی و اسلامی، یک کارهایی انجام می دهند که جهاد سازندگی را مردم صدایشان بلند شود که این جهاد سازندگی دارد پدر ما را در می آورد، همین امروز هم یکی از علمای مشهد به من این را می گفت. بشناسید صالح و فاسد را، بشناسید مفسد و مصلح را، بشناسید، توجه داشته باشید کی دارد خلاف می کند به اسم اسلام، کی دارد خرابکاری می کند به اسم اسلام، اگر عمامه سرش است بزنیدش کنار، خود معممین بزنندش کنار، اگر توی پاسدارهاست، پاسدارهای مسلم، اسلامی که همه زحمت را به عهده دارند بزنندشان کنار، کنار، ژاندارمری است اگر در ارتش است ارتشی ها بزنندشان آنها بزنند، توی بازار است بازاری ها بزنندشان کنار، توی کارخانه هاست آنها بزنندشان کنار.
صحیفه نور جلد 12 صفحه 201
اینها در هر جایی می خواهند یک نفوذی بکنند و یک فسادی بکنند به اسم اسلام و این خطر است برای نهضت شما، با اسم اسلام می خواهند این اسلام را در بین مردم خود مملکت مشوه نمایش بدهند، بد صورتش را نمایش بدهند و این یک جرم بزرگی است که آنها مرتکب می شوند و ما هم اگر ساکت باشیم جرم است برای ما، باید بگوئیم، باید شماها هم عمل کنید، کسانی که با اسم اسلام می آیند و می خواهند خرابکاری بکنند و مثلاً یک کارهای زشتی بکنند و خلاف اسلام بکنند، بدانید اینها اسلامی نیستند اینها ضد اسلام هستند، ضد انقلاب هستند، نفوذ کرده اند در بین جمعیت همه جا هست، ملت ما باید هوشیار باشد، الان هوشیاری بیشتر لازم است از اول، اول آن کسی که مخالف با اسلام بود می شناختندش مردم، سازمان امنیت را همه مردم می گفتند اینها برخلاف ملت و اسلام هستند، می شناختند این را، این سردمدارها هم مردم شناختندشان، چون می شناختندشان با آنها مبارزه می کردند. مبارزه با آنها آسان بود، منافق ها هستند که بدتر از کفارند. آنی که مسلمان می گوید هستم و به ضد اسلام عمل می کند و می خواهد به ضد اسلام عمل بکند، آن است که در قرآن بیشتر از آنها تکذیب شده تا دیگران. ما سوره منافقین داریم اما سوره کفار نداریم، سوره منافقین داریم که برای منافقین، از اول شروع می کند اوصافشان را می گوید. اسلام همیشه گرفتار یک همچو جمعیت هائی بوده است، در صدر اسلام زیاد. در زمان حکومت امیرالمومنین (ع) زیاد اینها بودند، در زمان خود پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) زیاد بودند و همین طور در طول تاریخ، اسلام گرفتار یک همچون مسائل بوده است و گرفتار اینکه اشخاص هم از خود مسلمان ها، مردم خوب، مردم اسلامی گول می خوردند از اینها، از این اشخاصی که با صورت اسلامی می آمدند و چی می کردند، گول می خوردند. یکی از این ثروتمندهایی که در یک زمانی آمد نجف پیش من، من که راجع به قضیه ایران صحبت می کردم، می گفت می ترسیم بدتر بشود. نه آقا، شما نمی ترسید بدتر بشود، شما از خوبش می ترسید. آنوقتی که رضاخان عمامه های معممین را برمی داشت بعد هم یک حوزه امتحانیه گذاشته بود به اصطلاح خودش، یکی از علمای قم خداوند رحمتش کند به من فرمود که خوب، می خواهند بدها را از خوب ها جدا کنند چه اشکال دارد، من به ایشان عرض کردم که اینها با خوب هایش بد هستند، نمی خواهند بدها را بشناسند، می خواهند خوب ها را بشناسند، کمر خوب ها را بشکند. حیله همیشه بوده است از اول اسلام تا حالا، از اولی که بشر بوده تا حالا، یک اشخاص حیله باز، چهره های مختلف بوده است در این ممالک اسلامی. چهره، چهره اسلامی بسیار خوب و نماز هم می آیند می خوانند و روزه می گیرند و در ظاهر، ولی چهره، چهره اسلامی است باطنش ضد اسلام، شناخت اینها مشکل است، شناختن اینها مشکل است و لهذا جوان های ما از اینها گول می خورند.
شما کارگرها که خداوند انشاءالله شما را حفظ کند برای مملکت ما و شما ارتشی ها که خداوند شما را هم حفظ کند برای ما، توجه داشته باشید که امروز اسلام یک امانتی است دست من و شما، در زمان محمدرضا ما معذور بودیم اکثرمان، می گفتند سرنیزه است ما چه بکنیم، با زور نمی توانیم، خوب، سر نیزه است ما چه بکنیم. خیلی ها همین عذرها را می آرودند و داشتند واقعاً بعضی شان و اما امروز
صحیفه نور جلد 12 صفحه 202
سرنیزه در کار نیست، امروز اسلام به دست ما سپرده شده است و از ما امانتداریش را می خواهند. اگر ما امروز به این گروه هایی که مخالف با اسلام هستند و با اسم اسلام پیش ما نفوذ دارند می کنند، اگر امروز گول بخوریم از اینها، یا خدای نخواسته دنبال اینها برویم، این امانتی که دست ما بوده است به آن خیانت کرده ایم. به این امانت ما نباید خیانت بکنیم، ما باید امانتدار باشیم و اسلام را حفظ بکنیم و خداوند شماها را حفظ کند و موفق. و شما اسلامی هستید و با همین خط اسلام پیش بروید و این نهضت را به پیش ببرید.