0

صحیفه نور امام خمینی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع اعضای انجمن اسلامی و مدیران واحدهای مختلف صدای جمهوری اسلامی

تاریخ: 1359/03/25

 

رادیو و تلویزیون باید تحت نظارت سه قوه اداره بشود

بسم الله الر حمن الرحیم
شما توقع این را نداشته باشید که یک مرکزی که پنجاه و چند سال است تحت سیطره یک حکومت جائر و به وسیله سازمان امنیت و امثال اینها اداره می شد و افراد هم منتخب خود اینها بوده است حالا به زودی بشود که یکدفعه برگردد به صورت اسلامی. البته من هم می دانم که خوب شده است لکن نه به آن خوبی که اسلام می خواهد و باید به طور جدی پاکسازی بشود یعنی در مرکزی که مرکز تبلیغات اسلامی است و مهمترین مرکز تبلیغات است نباید اشخاصی باشند که بر خلاف مسیر اسلام و از ریشه های سابق آن رژیم باشند. و رادیو و تلویزیون به طوری که در قانون اساسی مان هست این باید تحت نظارت مجلس و دولت و قوای اجرائیه، با نظارت همه اینها اداره بشود. مجلس باز راه نیفتاده است به طوری که حالا بتواند مستقیماً در امور دخالت کند. از این جهت یک قدری باید شما تأمل کنید تا انشاءالله مجلس استقرار پیدا کند و به کار مشغول بشود و این مرکز را مجلس و سایر قوائی که باید اداره کنند یعنی باید نظارت کنند، آنها نظارت کنند. و الان هم باید اشخاصی که متکفل هستند و خصوصاً آن که سرپرست است باید به خط اسلام باشد و اگر چنانچه انحرافی برای یکی از اینها یا خود سرپرست خدای نخواسته یا آنهائی که در مراکز حساس این مرکز هستند پیدا بشود، هیچ اشکال ندارد که باید کنار برود و من او را کنارش می کنم. لکن باید یک قدری باز تحمل کرد و شما هم مشغول مطالعه باشید برای افرادی که لایق نیستند به جای اینها مطالعه کنید افرادی که لایق هستند پیدا بکنید تا وقتی که بناست شروع بشود به کار و بعداً شروع بشود به پاکسازی این مرکز - که از امور لازم است - دیگر اینطور نباشد که گفته بشود افراد متخصصی هستند که ما نداریم به جای او کسی بگذاریم. افرادی باشند که به جای اشخاصی که اگر خدای نخواسته انحرافی دارند گذاشته بشود و انشاءالله اصلاح می شود این امور. البته انقلابی به این بزرگی نمی شود که یکدفعه متحول شود به یک جو سالم، این باید به تدریج این جو سالم پیش بیاید و من امیدوارم که با کوشش کسانی که در اینجا هستند و اسلامی هستند و متعهد، با کوشش آنها این اداره بشود و خوب اداره بشود و با پیدا شدن این و تحقق مجلس شورا حتماً با نظارت مجلس و نظارت دیگران که در قانون تعیین شده اینهمه اشکالات رفع بشود. و هیچ اشکالی نیست که باید این رفع بشود و من از اولی که این نهضت رو به چیز شد و

صحیفه نور جلد 12 صفحه 180

استقراری پیدا کرد، از اول راجع به رادیو و تلویزیون همیشه این مطلب را می گفتم که اینجا باید اصلاح بشود و با اصلاح این، خیلی از امور اصلاح می شود چنانکه با فساد این، خیلی از امور فاسد می شود. حالا هم شما کوشش کنید که در هر مرکزی که هستید خدمت خودتان را به طور اسلامی انجام بدهید و اشخاصی که اسلامی نیستند یادداشت کنید که وقتی که بنا شد انشاءالله به طور جدی عمل بشود و اشخاص نالایق کنار بروند، داشته باشید افرادی که به جای آنها بگذارید. من امیدوارم که انشاءالله زودتر اصلاح بشود این امور و البته یک قدری هم صبر لازم است در امور و همچو نیست که فقط در رادیو و تلویزیون اینطور باشد، همه نهادها یک همچو آشفتگی هائی الان در آن هست که باید با تدریج درست بشود و من امیدوارم که انشاءالله به تدریج این امور همه درست بشود و مطابق دلخواه اسلام و احکام اسلامی باشد. انشاءالله موفق و موید باشید شما و این خدمتی است که یک خدمت ارجمندی است که باید همه بکنید و انشاءالله آنجا را تصفیه کنید به طوری که یک بنگاه اسلامی بشود به همین معنا.
 (آنگاه یکی از مسؤولین در مورد پخش سرودهائی که از صدا و سیمای جمهوری اسلامی پخش می شود نظر حضرت امام خمینی را جویا شد. امام در پاسخ فرمودند:)
این جور سرودهائی که مهیج است و سرودهائی که مفید است، اشکال ندارد. از جمله سرودی که درباره آقای مطهری ساخته شده است اشکالی ندارد.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:19 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع اعضای جهاد سازندگی

تاریخ: 1359/03/24

 

بیانات امام خمینی در جمع اعضای جهاد سازندگی

بسم الله الر حمن الرحیم
من از زحمت های طاقت فرسای شما آقایان و خواهران مطلع شدم. آنچه که از دست من بر می آید این است که به شما خواهران و برادران دعا کنم امید آن دارم که همه در درگاه خدای تبارک و تعالی روسفید باشید و خدمت های شایان شما که با رنج و با فعالیت های زیاد انجام گرفته، مورد نظر خدای تبارک و تعالی و امام عصر علیه السلام باشد. آنچه که این زحمت ها و رنج ها را آسان می کند و تسلیت به انسان می دهد این است که اینها برای خداست. آنهائی که سال های طولانی برای خدمت به طاغوت با ملت ما آن کردند که همه می دانید آنها زندگی هایشان بر فرض اینکه خیلی مرفه و طاغوتی بود لکن هم در دنیا مارک طاغوت و خیانت به جبین هایشان زده شد و هم در پیشگاه خدا که می روند به جزای خودشان می رسند. جزای بعضی از اشخاص در اینجا اصلاً امکان ندارد، مثل نصیری و امثال او که هزاران خانه را بی صاحب کرده اند و هزاران پدر و مادر را بدون جوان.
من امیدوارم که این زحمت که جوانان می کشند، نظیر همان جوان هائی که در صدر اسلام زحمت می کشیدند که دنبال این نبودند از مردم اجرتی بگیرند. گاهی همین لشکرهائی که در صدر اسلام بودند، آنقدر فقیر بودند که شبانه روز با یک خرما در حال جنگ زندگی می کردند و گاهی هم از این بدتر می شد، ولی خدمت می کردند برای اسلام و اسلام را عظمت و گسترش دادند و حالا نوبت ماهاست، پاسدارهای ما و شما آقایان هم از اینکه در اینجا جبرانی نمی شود ابداً افسرده نباشید، اعمالی که برای خداست جبران ندارد جز آنچه خدا می دهد. یک عمل صالحی که برای خدا باشد همه این دنیا هم جبران آن نیست.
الان کشور مال خود شماهاست و آقا بالاسر ندارید. در ظرف این پنجاه سال همه ما در اسارت بودیم و همه دیدیم از اولی که رژیم منحوس آمد روی کار، من یاد دارم که چه تلخی هائی از این رژیم به ملت شریف ما رسیده است. مأمورهای آنوقت اصلاً از انسانیت به دور بودند، از یک حیوان جنگلی هم بدتر. در آنوقت مملکت از ما نبود فقط نوکری در اینجا گذاشته بودند، - مثل اینکه هم اکنون یک نوکری در عراق و یک نوکری هم در مصر دارند - که هر کار می خواستند انجام می داد و ملت ما را به فقر و فلاکت می کشید و تمام ثروت این ملت را به جیب آمریکائی ها و انگلیسی ها و دیگران می ریخت.
(امام در پایان سخنانشان از زحمات این گروه تشکر کرده و موفقیت آنان را خواستار شدند) .

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:20 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

پیام امام خمینی به مناسبت روز پاسدار (سوم شعبان)

تاریخ: 1359/03/26

 

پیام امام خمینی به مناسبت روز پاسدار (سوم شعبان)

بسم الله الر حمن الرحیم
روز مبارک سوم شعبان المعظم، روز پاسدار است و روز تحقق پاسداری از اسلام، از حقیقت، از مکتب الهی، روز تولد بزرگ پاسداری که با خون خود و فرزندان و اصحابش مکتب را زنده کرد، مکتبی که می رفت با کجروی های تفاله جاهلیت و برنامه های حساب شده احیای ملی گرایی و عروبت با شعار (لا خبر جاء و لا وحی نزل) محو و نابود شود و از حکومت عدل اسلامی یک رژیم شاهنشاهی بسازد و اسلام و وحی را به انزوا کشاند که ناگهان شخصیت عظیمی که از عصاره وحی الهی تغذیه و در خاندان سید رسل محمد مصطفی و سید اولیاء علی مرتضی تربیت و در دامن صدیقه طاهره بزرگ شده بود قیام کرد و با فداکاری بی نظیر و نهضت الهی خود، واقعه بزرگی را بوجود آورد که کاخ ستمکاران را فرو ریخت و مکتب اسلام را نجات بخشید. سلام و صلوات خداوند بر روان پاک آن حضرت و خاندان و اصحابش که ما را ظلمت جاهلیت به نور اسلام هدایت فرمود. حال ای ملت اسلام و امت محمد! بر ماست که از امام بزرگمان پیروی کنیم و با فداکاری از انقلاب اسلامی پاسداری کنیم و برای ادامه این مکتب عزیز که رهائی مستضعفان جهان و سرکوبی مستکبران است، از هواهای نفسانیه که میراث شیطان است بر حذر باشیم و توطئه دشمنان کشور اسلام را که ایجاد یأس و سستی است، در نطفه خفه کنیم. و ای پاسداران عزیز! که از متن ملت مسلمان متعهد بپا خاسته اید و از انقلاب اسلامی و نهضت مقدس پاسداری کردید و با فداکاری و خون پاک برادران جانباز مجاهد خود، انقلاب را به ثمر رساندید و با همت بزرگ خود و ملت غیور و قوای نظامی و انتظامی متعهد، ایران عزیز را از لوث رژیم منحط شاهنشاهی پاک و دست جنایتکار اجانب را از کشور اسلامی قطع کردید، بهوش باشید که دشمن در کمین است و طرفداران شیطان بزرگ و رژیم غاصب، دست اندر کار توطئه.
اینجانب در روز ولادت سید شهیدان و پاسدار عظیم الشان اسلام و حضور شهدای انقلاب تذکراتی می دهم، باشد که گوشه ای از تکلیف اسلامی خود را ادا نموده و به شما خیانت نکرده باشم:
1- ممکن است در بین شما پاسداران عزیز در سرتاسر کشور، افرادی خیانتکار نفوذ کرده باشند و با کشیدن بعضی از جوانان پاکدل متعهد، به انحراف از قبیل سرپیچی از احکام دادگاه های انقلاب و عدم رعایت انضباط و مقررات و اقدام به مصادره اموال و بازداشت اشخاص بدون مجوز

صحیفه نور جلد 12 صفحه 182

قانونی، شما را در بین ملت به غیر از آنچه هستید جلوه دهند و زحمات طاقت فرسای شما عزیزان را در پیشگاه ملت هدر دهند و باید بداند اشخاصی که دعوت به هرج و مرج می کنند، دشمنان شما و انقلاب اسلامی هستند و در صورتی که به چنین اشخاصی برخوردید، به دادگاه ها معرفی نمائید تا با موازین اسلامی و قانونی آنان را مجازات کنند.
2- لازم است از فرماندهان خود اطاعت کنید که عدم مراعات انضباط سربازی و پاسداری موجب تضعیف قوای مسلح است و کسانی که شما را به این نحو اعمال دعوت می کنند در صدد تضعیف شما هستند و اگر آگاهانه عمل کنند، از دشمنان انقلاب و اسلام هستند و لازم است آنان را معرفی نمائید تا قاطعانه با آنان برخورد شود.
3- مراعات هماهنگی با سایر قوای نظامی و انتظامی و ارگان دولتی، از وظایف حتمی شما پاسداران محترم و سایر قوای مسلح است و اطاعت از فرمانده کل قوا که نماینده اینجانب است، از وظایف شرعی و اسلامی شما و همه قوای مسلح است.
4- من می دانم که شما عزیزانم از طبقه محروم و حقوق شما ناچیز است، ناچار شما دلاوران که خود را به آب و آتش زدید و انقلاب را پیروز کردید و ادامه دادید، برای دریافت حقوق و رسیدن به زرق و برق دنیا نبود و اکنون نیز نیست و برای خداوند و در خدمت اسلام بوده و هست، توجه به وضع سربازان صدر اسلام که گاهی با یک دانه خرما روز خود را به سر می بردند و با دشمن به جنگ بر می خاستند و اجر خود را از خدای تعالی می خواستند، همه سختی ها را جبران می کند.
5 - آقای رئیس جمهور و دولت، لازم است در تقویت قوای مسلح خصوصاً پاسداران انقلاب، کوشش کنند و نقیصه و کمبود آنان را جبران نمایند و شورای انقلاب و پس از آن مجلس شورای اسلام بودجه نیروهای مسلح خصوصاً پاسداران را به طور شایسته تصویب، که تقویت اینان حافظ استقلال کشور و ادامه نهضت است. 6- کمیته ها تا موقعی که محل احتیاج هستند و ضرورت اقتضا می کند باید باشند ولی تصفیه آنها لازم است و کسانی که بر خلاف مقررات اسلامی عمل می کنند باید اخراج شوند.
7- اینجانب همانطور که در ارتش بعضی از آقایان را منصوب نموده ام تا گزارشاتی از ارتش در سراسر کشور تهیه و هر هفته اینجانب را از آنچه در آنجا می گذرد مطلع سازند، در سپاه پاسداران و ژاندارمری و شهربانی هم اشخاصی را تعیین خواهم کرد تا با اعضای مسلمان و متعهد و مسؤول ارتش و این ارگان ها، دست به تشکیل سازمان بررسی نیروهای نظامی و انتظامی زده و بر تمام این نهادها نظارت نموده و گزارشات جامعی تهیه و اینجانب را نیز آگاه گردانند. و من امیدوارم که تمام قوای مسلح که امروز در خدمت اسلام هستند هماهنگ و همصدا در حراست از کشور عزیز و اسلام بزرگ کوشش کنند و با پشتوانه ملت از هیچ آسیبی نهراسند.
8- من از همه ارگان های دولتی و ملی و همه گروه ها می خواهم که از گروه گرائی و دسته بندی و فرصت طلبی و هواهای نفسانی احتراز کنند و خود را در راه خدمت به ملت و خلق مستضعف قرار

صحیفه نور جلد 12 صفحه 183

دهند و از راهی که ملت می رود منحرف نشوند و خداوند عالم را حاضر و ناظر ببینند و از اختلاف و نفاق دست بردارند و مصالح کشور را بر مصلحت خویش مقدم دارند و در صدد تضعیف یکدیگر بر نیایند و با ملت رزمنده به پیش روند که خدا با آنان است و پیروزی نهائی نصیب آنان است. خداوند قادر، حافظ همگان باد. درود خدا و بندگان صالحش بر روان شهدای انقلاب. و اخیراً لازم است تذکری که همگان بدان آگاهی دارند بدهم و آن لزوم تقدیر از شهدای انقلاب و خانواده آنان و معلولین و مصدومین می باشد و لازم است عموم دستگاه اجرائی اموری را که مربوط به شهدا و خانواده آنان و معلولین و مصدومین است با کمال سرعت عمل نموده و تسهیلات لازم را در مورد آنان معمول دارند که اینان بر ما و ملت شریف حق بسیار بزرگی دارند و اگر معلوم شود که کسانی در بعضی از ادارات و وزارتخانه ها برای اجرای امور شهدای انقلاب و خانواده آنها اشکالتراشی می کنند، به عنوان ضد انقلاب باید مورد تعقیب واقع شوند. از خداوند متعال عظمت اسلام و مسلمین و کشور عزیز را خواستارم.
و السلام علی عبادالله الصالحین
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:20 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

فرمان امام خمینی در مورد تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی

تاریخ: 1359/03/23

 

فرمان امام خمینی در مورد تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی

بسم الله الر حمن الرحیم
مدتی است ضرورت انقلاب فرهنگی که امری اسلامی است و خواست ملت مسلمان می باشد، اعلام شده است و تاکنون اقدام مؤثر اساسی انجام نشده است و ملت اسلامی و خصوص دانشجویان با ایمان متعهد نگران آن هستند و نیز نگران اخلال توطئه گران که هم اکنون گاه گاه آثارش نمایان می شود و ملت مسلمان و پایبند به اسلام خوف آن دارند که خدای نخواسته فرصت از دست برود و کار مثبتی انجام نگیرد و فرهنگ همان باشد که در طول مدت سلطه رژیم فاسد کار فرمایان بی فرهنگ، این مرکز مهم اساسی را در خدمت استعمارگران قرار داده بودند که از دستاوردهای دانشگاه ها به خوبی ظاهر می شود که جز معدودی متعهد و مؤمن که علیرغم خواست دانشگاه ها در خدمت کشور و اسلام بودند، دیگران جز ضرر و زیان چیزی برای کشور ما بار نیاوردند و ادامه این فاجعه که مع الاسف خواسته بعضی گروه وابسته به اجانب است، ضربه ای مهلک به انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی وارد خواهد کرد و تسامح در این امر حیاتی، خیانت عظیم بر اسلام و کشور اسلامی است. بر این اساس به حضرات آقایان محترم محمد جواد باهنر، مهدی ربانی املشی، حسن حبیبی، عبد الکریم سروش، شمس آل احمد، جلال الدین فارسی و علی شریعتمداری مسؤولیت داده می شود تا ستادی تشکیل دهند و از افراد صاحب نظر متعهد، از بین اساتید مسلمان و کارکنان متعهد و دانشجویان متعهد با ایمان و دیگر قشرهای تحصیلکرده، متعهد و مؤمن به جمهوری اسلامی دعوت نمایند تا شورائی تشکیل دهند و برای برنامه ریزی رشته های مختلف و خط مشی فرهنگی آینده دانشگاه ها، بر اساس فرهنگ اسلامی و انتخاب و آماده سازی اساتید شایسته متعهد و آگاه و دیگر امور مربوط به انقلاب آموزشی اسلامی اقدام نمایند. بدیهی است بر اساس مطالب فوق دبیرستان ها و دیگر مراکز آموزشی که در رژیم سابق با آموزش و پرورشی انحرافی و استعماری اداره می شد، تحت رسیدگی دقیق قرار گیرد تا فرزندان عزیزم از آسیب و انحراف مصون گردند. از خداوند متعال توفیق آقایان را در این امر مهم مسئلت می نمایم و عظمت اسلام و کشورهای اسلام را خواهانم.
والسلام علیکم
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:20 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

فرمان امام خمینی به حجت الاسلام و المسلمین امام کاشانی

تاریخ: 1359/03/27

 

فرمان امام خمینی به حجت الاسلام و المسلمین امام کاشانی

بسم الله االرحمن الرحیم
جناب حجت الاسلام آقای حاج شیخ محمد امامی کاشانی دامت افاضاته
جنابعالی به نمایندگی از طرف اینجانب در شهربانی منصوب می شوید تا با همکاری حضرات آقایان نمایندگان اینجانب در ارتش و ژاندارمری و سپاه پاسداران و هیاتی از اعضای مسلمان متعهد و مسؤول نیروهای انتظامی که مورد قبول اکثریت آقایان محترم باشند، سازمانی جهت بررسی امور نیروهای مسلح تشکیل دهید. این سازمان موظف است آنچه را که در ارتش و شهربانی و ژاندارمری و و سپاه پاسداران می گذرد، به بهترین وجه و با کمال دقت بررسی نموده و گزارشات هفتگی را برای اینجانب ارسال دارد. افراد قوای انتظامی موظفند با کوشش و جدیت با آقایان همکاری نمایند.
والسلام علیکم
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:20 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

فرمان امام خمینی به حجت الاسلام شیرازی

تاریخ: 1359/03/27

 

فرمان امام خمینی به حجت الاسلام شیرازی

بسم الله الر حمن الرحیم
جناب مستطاب حجت الاسلام آقای حاج شیخ ابوالحسن شیرازی دامت افاضاته
بدینوسیله جنابعالی به سمت امام جمعه در شهر مقدس مشهد منصوب می شوید که انشاءالله تعالی ضمن انجام این فریضه بزرگ الهی اهالی محترم را به وظایف مهم اسلامی و انقلاب که در این برهه از زمان دارند آشنا ساخته و در حفظ اتحاد و همبستگی آنان بکوشید. بدیهی است اهالی محترم ایدهم الله تعالی نیز فرصت را مغتنم شمرده در انجام هر چه باشکوهتر نماز جمعه همکاری لازمه را خواهند نمود.
از خدای تعالی توفیق همگان را مسئلت دارم.
والسلام علیکم و رحمه الله
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:20 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع اعضای جهاد سازندگی

تاریخ: 1359/03/27

 

مکتبی و مردمی بودن از امتیازات بی نظیر انقلاب اسلامی ایران

بسم الله الر حمن الرحیم
با اینکه جا تنگ است و شما آقایان در مضیقه هستید و هوا هم گرم است معذالک چند کلمه به آقایان عرض می کنم. انقلابهایی که در دنیا واقع شده یا پس از این واقع می شود، یا از طریق ملت ها بوده است و یا از طریق حکومت ها که به یک نحو کودتا یک انقلابی انجام می دادند. اکثراً انقلابات کودتائی بوده، آن انقلاب هم که از قبیل ملت بوده است شاید کم انقلابی پیدا بشود که به هدایت احزاب و دستجات معین واقع نشده باشد. شما اگر بگردید در تمام انقلاباتی که واقع شده است، نخواهید پیدا کرد انقلابی که این دو خاصیت را داشته باشد، یکی اینکه از ملت واقع شده باشد بدون دخالت احزاب و گروه ها و دستجات سیاسی و امثال اینها و یکی دیگر اینکه مکتبی باشد و آن هم یک مکتب الهی. در همه انقلاباتی که در دنیا واقع شده است، مثل انقلاب ایران پیدا نخواهید کرد. انقلاب ایران یک جهت اسلامی داشت و حالا هم دارد و آن اینکه سرتاسر ایران که مسلمان هستند (مگر نادری) اینها به همان ایده اسلامی قیام کردند. همه دیدند که در سرتاسر ایران آنوقت که هجوم از طرف رژیم فاسد به مردم بود مردم همه از پیر و جوان و زن و مرد با الله اکبر پیش رفتند و همه هم از رژیم طاغوتی منحرف بودند و رژیم اسلامی می خواستند. اینطور نبود که یک حکومت طاغوتی را بردارند و طرفدار یک حکومت طاغوتی باشند یا طرفدار یک حزب سیاسی، هیچ، ابداً این مسائل نبود و این انقلاب تبع ایده اسلامی بود. اسلام همه چیز دارد لکن اینطور نبود که ملت ما بریزند بیرون و بگویند که ما مثلاً فلان رژیم کذایی را می خواهیم. همه می گفتند ما اسلام را می خواهیم. همه اجتماع داشتید در کلمه اسلام و جمهوری اسلامی و هیچ یک از گروه های دیگر چه سیاسی و چه غیر سیاسی هیچ دخالتی در این نهضت نداشت و اینکه به طور معجزه آسا پیشرفت کرد همین قضیه اسلامی بودن بود. وقتی یک ملت همه شان قیام کردند و همه هم نظرشان خدا بود این ملت پیش می برد برای اینکه خوف از مرگ ندارد، الهی است. کسانی که الهی هستند خوف ندارند از هیچ چیز، از خداترسند و دنبال اینکه احکام خدا را در کشورشان ایجاد کنند و متحقق کنند بپا خاستند. هیچ حزبی، هیچ گروهی، هیچ شخصی حق ندارد که بگوید این را من ایجاد کردم، ما ایجاد کردیم. این را ملت درست کرد و این را خدا درست کرد. معجزه ای بود که به اراده خدای تبارک و تعالی تحقق پیدا کرد و تا این جهت الهی و خدایی است این

صحیفه نور جلد 12 صفحه 187

ملت دیگر آسیب پذیر نیست.
 

نهادهای انقلاب کوشش کنند خدمت برای مستضعف باشد

و خاصیت یک نهضت اسلامی که از خود توده ها و خود ملت برخاسته همین هائی است که در ایران واقع شد. یکدفعه سرتاسر ایران بعد از اینکه انقلاب به پیروزی تا حدودی رسید سرتاسر کشور بدون اینکه یک نظمی در کار باشد و یک اشخاصی بخواهند مردم را آگاه کنند، خودشان برداشتند و سازمان هائی درست کردند و گروه هایی درست کردند. سرتاسر ایران خود ملت دادگاه درست کرد و در هر شهری، در هر ناحیه ای یک ملائی قاضی شد و چند نفری هم دادستان و امثال ذلک بدون اینکه از مرکز یک تعیین شده باشد و سرتاسر کشور نهادهای مختلف پیدا شد، جوشید. یکی از نهادهایی که از خود ملت جوشید و متکفل آن خود ملت بود، همین جهاد سازندگی بود. کمیته و پاسداران و همه این نهادهای تازه و جدید بدون اینکه یک سازمانی در کار باشد خود همان مردم درست کردند و مادامی که این معنا باشد که مردم خودشان موظف می دانند خودشان را برای ساختن، آسیب نخواهند دید.
آن روز آسیب خدای نخواسته به کشور ما و به ملت ما می رسد که این معنائی که در اول نهضت پیدا شد و سبب پیروزی شد، این معنا از بین مردم برود یعنی به واسطه اختلافات و تشتتات و هواهای نفسانی طوری بشود که از آن معنای الهی که در بین ملت بود و موجب پیروزی شد تهی بشود و در آنوقت دست رحمت الهی از سر این کشور خدای نخواسته برداشته بشود. کاری بکنید که این کلمه (ید الله مع الجماعه) از دستتان نرود. اگر جماعت ها همه با هم باشند و ایده اسلامی باشد دست خدا همراه شماست.
نهادهائی که در ایران از خود ملت پیدا شد اولش با یک قصد خالصی، الهی پیدا شد و ظاهر شد. اگر این قصد خالص از پیش شما کوچ بکند دست خدا هم برداشته می شود. کوشش کنید که این نهادی که شما در آن خدمت می کنید و خدمت ارزنده ای است، بسیار کوشش کنید که این خدمت در راه خدا باشد. خدمت به بندگان خدا، خدمت به بندگان مستضعف خدا که مورد عنایت حق تعالی هستند. کوشش کنید خدمت برای مستضعف باشد، نه برای هواهای نفسانی و کوشش کنید که این خدمت آلوده نشود به بعضی از کارهائی که ناپسند است. شیاطین در صددند که هر یک از این نهادهای اسلامی را لکه دار کنند. دست های خائنین در کار است، توطئه ها در کار است که این نهادهای اسلامی را به دنیا بر خلاف آنچه که هست معرفی کنند. اگر خدای نخواسته در این نهادها یک کارهای بر خلاف موازین انجام بگیرد فرصت دست بدخواهان می افتد و در بوق و کرنا این مطلب را بزرگ می کنند و شما که برای خدا مشغول کار هستید شما را بدنام می کنند. دادگاه های سرتاسر کشور توجه داشته باشند که در دادگاهی، خدای تبارک و تعالی را در نظر بگیرند و از اشتباهات و خطاها و انحرافات پرهیز کنند و در اموال و نفوس مردم با احتیاط رفتار کنند که اگر خدای نخواسته یک بیگناهی به دست اشخاص، مجرم حساب بشود یا برای او جزائی تعیین بشود، این در دستگاه الهی بسیار بزرگ است جواب ندارند بدهند.

صحیفه نور جلد 12 صفحه 188


شما آقایان هم که در جهاد سازندگی هستید توجه کنید که جهاد سازندگی، سازندگی باشد، در آن تخریب نباشد، در آن انحراف نباشد. اگر جهاد سازندگی در آن انحراف نباشد و برای خدا باشد این همان جهادی است که توام با جهاد اکبر هم هست.
من ضمن تقدیری که از تمام شما جوانان و جوانان سرتاسر کشور که در جهاد سازندگی هستید و زحمت می کشید، لکن از شما می خواهم که در ضمن جهاد سازندگی جهاد نفس هم داشته باشید. اگر این کاری را که انجام می دهید برای خدا خالص بشود جهاد نفس هم تحقق پیدا کرده است و من برای خاطر اینکه این ازدحام موجب زحمت جمعی از آقایان است مطلب را تمام می کنم و از خدای تبارک و تعالی می خواهم که همه شما پیش خدای تبارک و تعالی آبرومند باشید.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:20 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

فرمان امام خمینی به حجت الاسلام انواری

تاریخ: 1359/03/28

 

فرمان امام خمینی به حجت الاسلام انواری

بسم الله الر حمن الرحیم
جناب حجت الاسلام آقای حاج شیخ محی الدین انواری دامت افاضاته
جنابعالی به نمایندگی از طرف اینجانب در ژاندارمری منصوب می شوید تا با همکاری حضرات آقایان نمایندگان اینجانب در ارتش و سپاه پاسداران و شهربانی و هیاتی از اعضای مسلمان و متعهد و مسؤول نیروهای انتظامی که مورد قبول اکثریت آقایان محترم باشند، سازمانی جهت بررسی امور نیروهای مسلح تشکیل دهید. این سازمان موظف است آنچه را که در ارتش و شهربانی و ژاندارمری و سپاه پاسداران می گذرد، به بهترین وجه و با کمال دقت بررسی نموده و گزارشات هفتگی را برای اینجانب ارسال دارد. افراد قوای انتظامی موظفند با کوشش و جدیت با آقایان همکاری نمایند.
والسلام علیکم
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:20 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع اعضای شوراهای اسلامی کارگران

تاریخ: 1359/04/04

 

آشوبگری های عمال آمریکا در لباس گروهک ها به منظور جلوگیری از تحقق انقلاب اسلامی

بسم الله الر حمن الرحیم
از آقایانی که زحمت کشیده اند و آمده اند اینجا با من مواجه باشند چه آن آقایان کارگران و چه آن آقایان ارتشیان و چه اشخاص متفرقه تشکر می کنم، و اگر به من خدمتگزار بگویند بهتر از این است که رهبر. من امیدوارم که همه ما، چه شما آقایان کارگر و سایر رفقایتان و چه آن آقایان ارتشی و سایر رفقایشان و چه سایر قشرهای این ملت، توجه به یک مسئله قابل اهمیت داشته باشید و آن اینکه شما می دانید و خصوصاً شما کارگرها می دانید که از اول انقلاب تا حالا چه اشخاصی و چه قشرهایی بوده اند که مبارزه با انقلاب کرده اند با شکل های مختلف و مرام های مختلف که رویهمرفته همه شکل ها و مرام ها بر ضد این انقلاب و ضد اسلام بوده است. این گروه هائی که بعد از انقلاب هی جوشیدند و و بیرون آمدند و گاهی ادعای اسلامیت می کنند و از شما مسلمانتر می شوند و گاهی ادعای انقلابی بودن می کنند و از شما انقلابی تر می شوند و گاهی خودشان را مؤسس انقلاب می دانند و انقلاب را که این توده محروم ملت ما از کارگر و کشاورز و دانشجو و شما همه انقلاب را به پایان رساندید یعنی تا اینجا و آنها یا در خارج بودند و تماشاگر و یا در داخل بودند و تماشا می کردند که ببینند کی غالب می شود، اگر شاه مخلوع و آن تیپ غالب شدند، اینها بروند آنجا و از آنها طلبکاری کنند و اگر شما غالب شدید و ملت، اینها بیایند و با اسم های مختلف طلبکار بشوند و بخواهند خودشان همه چیزها را داشته باشند حتی با اسم شما، با اسم کارگر، کارگر را به حساب نیاورند، با اسم های مختلف مشغول بشوند به اینکه نگذارند این انقلاب به ثمر برسد، یعنی این ثمر آخری که اسلام می خواهد و پیغمبر اسلام می خواسته است. اینها چون از اسلام لطمه دیده اند و ارباب های اینها از اسلام سیلی خورده است با اسلام اگر سابق کم مخالف بودند حالا دیگر صد در صد مخالفند. این گروه های مختلفی که مثل قارچ از زمین جوشیدند و آمدند و از اطراف کشورهای دیگری که متفرق در آنجا بودند و منتظر فرصت بودند، حالا آمدند به ایران و می خواهند نگذارند این انقلاب تحقق پیدا بکند، این یک خطری است از برای انقلاب ما، نه به آن معنا که اینها عرضه این را داشته باشند که یک کار مثبتی بکنند و این انقلاب را برگردانند لکن به آن معنا که ایجاد زحمت بکنند. شما ملاحظه کردید که در کردستان ایجاد زحمت

صحیفه نور جلد 12 صفحه 193

کردند نه اینکه توانستند غلبه بکنند، لکن مدت ها ایجاد زحمت کردند، در تهران ایجاد زحمت کردند، نمی توانند کاری بکنند، لکن غائله می توانند درست بکنند. در هر موقعی که یک اساسی می خواهد روی کار بیاید، این جمعیت های مختلفی که الان در ایران هستند، در همان موقع یک غائله ای درست می کنند. از اولی که جمهوری اسلامی را بنا بود که شماها و ملت ما رأی به آن بدهند، آنوقت یک غائله هایی در اطراف درست کردند. این قدم که برداشته شد، در هر مرحله ای که شما یک قدم پیش رفتید، آنها هم در همان جا باز غائله درست کردند. در همان وقتی که مجلس شورای اسلامی تأسیس شد و مشغول به کار شدند، باز غائله درست کردند. غائله درست می کنند و خودشان غائله درست می کنند و فریاد می زنند، خودشان دیگران را کتک می زنند، باز خودشان فریاد می کنند، این یک جهتی است که در آنها هست، یعنی روی این ترتیب، اینها عمل می کنند که نگذارند شما کار بکنید، نگذارند خرمن کشاورزها درست جمع بشود و در عین حال فریاد بزنند که ما برای ملت داریم فداکاری می کنیم. اینهایی که در کنار جمهوری اسلامی هستند و می خواهند به اسم جمهوری اسلامی، به اسم اسلام، به اسم خلق، به اسم ملت کار بکنند، اینها را ببینید چه می کنند. ممکن است من هی بگویم اسلام و هی بگویم فدای اسلام و فدای خلق و هی بگویم مجاهد اسلام و مجاهد خلق، این حرف ها را بزنم، لکن وقتی به اعمال من شما ملاحظه کنید، ببینید که از اول، من مخالفت کردم، در هر جا تفنگ کشیدم و مخالفت کردم، هر جا بنا بود که یک اصلاحی بشود، شما دیدید که من آمدم و مقابلش ایستادم و مشتم را گره کردم و تفنگم را هم کشیدم، می خواستند که دانشگاهی هائی که در خدمت استعمار بود و جزء مهمات این مملکت است که باید دانشگاهش اصلاح بشود، همین که طرح اصلاح دانشگاه شد، سنگربندی شد در دانشگاه که نگذارند این کار بشود. حالا هم باز پشت همان سنگرها، نه آنجا در دانشگاه اما در خارج دنبال این هستند که نگذارند این اصلاح فرهنگی بشود، انقلاب فرهنگی بشود. اینها می خواهند که فرهنگ، همان فرهنگ باشد که از آن امثال این اشخاصی که وزیر و وکیل سابق بودند از آن اینها در می آیند و همین ها این کشور ما را به باد فنا بدهند، چنانکه دادند. همان وکلائی که در سابق بودند و همان وزرائی که در سابق بودند و همان سردمدارهای سابق، همان تحصیلکرده ها و روشنفکرهای دانشگاه داخل و خارج بودند و همان مصیبت هایی که به این ملت وارد شد، به دست همین اشخاصی که با اسم ملت و با اسم مجاهدت و با اسم فدائی و با اسم چه وارد شدند و نگذاشتند که این ملت به حال خودش باشد و هر چه شما داشتید به جیب دیگران کردند و یک قدریش هم خوردند دار و دسته شاه مخلوع، همین جمعیت ها بودند که الان بر خلاف این نهضت دارند فعالیت می کنند. هر روزی که بخواهد این نهضت، یک قدم بردارد، مجلس شورا می خواهد مفتوح بشود، می بینیم که یک بساطی در امجدیه پیش می آید، یک غائله درست می شود و مع الاسف جوان های ما معطل نیستند که اینها چه دارند می کنند، این اشخاص چه دارند می کنند و بعضی از اشخاصی که با من هم مربوط هستند اینها هم ملتفت نیستند که مسائل عمقش چی هست خیال می کنند که مسأله چماقدار است و تظاهر کننده، مسأله این است. نه، مسأله این نیست، این یک ظاهری است برای آشوب درست کردن، مسأله عمق دارد، مسأله

صحیفه نور جلد 12 صفحه 194

آمریکاست، مسأله این است که باید آمریکا بیاید اینجا و مقدرات کشور ما را به دست بگیرد، نه مسأله، مسأله این است که یکی می خواهد تظاهر کند، یکی می خواهد ضد تظاهر، اینها مسأله نیست، اینها غائله ایجاد کردن است برای اینکه نگذارند این مملکت به حال خودش باشد و روی میزانی که دارد حرکت می کند، حرکت بکند.
شما آقایان کارگر که عضو مؤثر این کشور هستید، برای اینکه دست دیگران را از آن کوتاه بکنید، دیدید که در این یک سال و چند ماه آمدند هی در بین شماها هی یا نطق کردند، یا وسوسه کردند، یا یک دسته ای را وادار کردند به اعتصاب و امثال ذلک به اسم اینکه ما طرفدار شما هستیم. اگر کارگر در یک کشوری کار نکند و اعتصاب کند، این کشور به هلاکت می رسد. اینها که با اسم اینکه ما با شما موافقیم و مثلاً شما چه جور و آنها چه جور، نمی خواهند برای شما دلسوزی به حسب واقع داشته باشند، با اسم دلسوزی می آیند و فلج می کنند کارخانه های مملکت را و با اسم دلسوزی می روند و فلج می کنند کشاورزی را، همین ها هستند که وقتی کشاورزها خرمن هایشان را جمع می کنند، آتش می زنند، الان هم باز دارند آتش می زنند و اگر محافظت نشود، محافظت صحیح نشود، همه اش را آتش می زنند. ما دشمن نهضت و انقلاب را از این می فهمیم که آنهائی که با این انقلاب راه دارند می روند، با این ملت راه دارند می روند، با این کشاورز و کارگر دارند راه می روند و می خواهند کشور را از قید و بند خارجی ها آزاد کنند آزاد کردن هم به کار کردن است و کشاورزی کردن است و کار در کارخانه ها کردن است و کار در سایر جاها کردن. کشور ما اگر بخواهد آزاد باشد، اگر بخواهد مستقل باشد، وابسته به خارج نباشد، باید خودش کار کند. آنهائی که می آیند در بین شماها و مانع از کارتان شوند، یا یک دسته ای درست می کنند مانع از کارتان می شود یا اینکه پول ها را از خارج به ایشان می دهند که بیایند بدهند به بعضی از این کارگرهای غافل تا اعتصاب بکنند، و آنها که در کشاورزی می روند ایجاد زحمت می کنند، یا آنهائی که می افتند در کشور، سرتاته کشور و شلوغ می کنند کشور را به اسم اینکه مثلاً این آدم خانه دارد، این آدم ملک دارد، بدون یک میزان شرعی الهی می ریزند و خانه اش را غارت می کنند و خانه اش را از او می گیرند، اینها ریشه همان رژیم سابق است و غافل هستیم از آن، آنها نمی توانند به این زودی دست از ما بردارند، آنها منافعشان، منافع عظیمشان، چه منافع مادی شان و چه منافع اینکه کشور ما در یک حالی است و در یک جائی هست که همه محتاج به آن هستند، کشور ما آن است که پل پیروزی شد برای اشرار، برای اجانب، اینها به این زودی دست از ما بر نمی دارند و ما نباید غافل بشویم که حالائی که آزاد شدیم خودمان هم کمک کنیم برای شلوغ کردن، برای اعتصاب کردن، برای مخالفت کردن ها ما باید متوجه باشیم به اینکه یک مملکتی که انقلاب در آن پیدا می شود، دنبال انقلاب خیلی آشفتگی ها هست. شما آقایان متوجه هستید که لااقل در این پنجاه سال و پنجاه و چند سال که همه اش را من یادم است و کمی از شما هست که تمامش را یادتان باشد و این کارهای اخیر شاه مخلوع را هم شماها یادتان است که با اسم تمدن بزرگ، با اسم اینکه من می خواهم این مملکت را در دو سال، سه سال دیگر، مثل ژاپن بلکه مثل آمریکا کنم، با این اسم، تمام حیثیت این

صحیفه نور جلد 12 صفحه 195

مملکت را از دست داد و تقدیم آنهائی که باید بخورند کرد. البته آن که می خواهد خرابکاری کند، نمی آید اعلام کند که من خرابکارم، او می آید اعلام کند که من دوست شما هستم، ما فدائی شما هستیم و این آخوندها ارتجاعی هستند و اینها حرف های بیخودی می زنند و اینها طرفدار مثلاً سرمایه داری هستند. اگر یک کسی واقع مطلب را بیاید به ایشان بگوید که کارش پیش نمی رود، اینها باید بگویند که آخوندها مرتجعند و آخوندها چه اند و مائیم که برای شما می خواهیم خدمت کنیم، همان حالی که دارند می گویند مائیم که می خواهیم که خدمت کنیم، کردستان را درست می کنند، یکوقت می بینید که از همه اطراف این گروه ها، همه این گروه هائی که این مفسده ها و این میتینگ را درست می کنند، جمع می شوند در کردستان و آنجا فساد می کنند. همچو که کردستان یک قدری رو به آرامش می شود و می بینند آنجا نمی توانند، از آنجا جمع می شوند و می روند به بلوچستان آنجا را خراب می کنند. اگر بلوچستان هم درست بشود، می آیند مرکز، مرکز، بهتر مرکز فعالیت است برای اینکه یک جای بزرگی است. در مرکز می آیند با اسم اسلام و با اسم قرآن و با اسم کذا و کذا غائله ایجاد می کنند که نگذارند این مملکت یک آرامشی پیدا کند.
 

هدف اصلی حملات اجانب، اسلام و احکام آن است

این یک سالی که، یک سال و چند ماهی که انقلاب اسلامی شما با دست توانای شما مللت اسلام به پیش رفت و تمام چیزهائی که مربوط به دستگاه دولتی و جریان امور مملکتی است درست کردید از جمهوری اسلامی اش تا مجلس شورایش، چندین دفعه رفتید به صندوق ها و رأی دادید و آزاد، آزاد رأی دادید، این یک تیری است در چشم این اشخاصی که اسلام را خواهند ببینند. اینها می دانند که اگر این نهضت اسلامی نبود، نمی شد به این زودی کارها انجام بگیرد، این کارها را قدرت اسلام است که پیش می برد. شما می بینید که بیشتر از بیست سال است که در عراق که نزدیک ما هست، به اصطلاح خودشان انقلاب کردند و حالا امسال برای تقلید از ایران برای اینکه بگویند ما هم بله، آدمی هستیم، امسال شروع کردند به انتخابات و آن هم بلا اشکال بدانید که آن انتخابات بدتر از انتخابات زمان شاه است، نه این است که مردم می روند آنجا رأی می دهند. همانطوری که زمان شاه مخلوع یک دسته ای را راه می انداختند یک جائی و فشار می آوردند یا با زور تطمیع می بردند پای صندوق ها برای خودشان رأی درست می کردند، آنها بدتر از اینها هستند. اینها می بینند که در ایران در ظرف یک سال و چند ماه تمام اصولی که باید در یک کشوری برای جریان امور باشد، تحقق پیدا کرد و خودشان بعد از بیست و چند سال نتوانستند یکی از این کارها را بکنند هی با سر نیزه و با زحمت و با کتک زدن، با حبس و با کشتار. اینها نمی توانند ببینند این انقلاب اسلامی شما را، و وقتی تحلیل می کنند که خوب، چه شد، آدم اینجا با آدم جاهای دیگر که هر دو آدمند، همه جا هم یکی دعوی رهبری می کند و می گوید من رهبر، همه جا یک حزبی پیدا می شود و می گوید که من حزب، لکن ایران چه بود که به این سرعت، به این سرعت معجزه آسا پیشبرد کرد؟ وقتی تحلیل می کنند همه چیزها را بینند که مکتب بود

صحیفه نور جلد 12 صفحه 196

که این کار را کرد، این مکتب اسلام است که این کار را کرد. مردم برای خدا این کار را کردند. وقتی خدا آمد در بین مردم، یعنی مردم شدند دست خدا، وقتی برای خدا کار کردند و مشت ها گره شد برای خدا و الان هم همین طور انشاء الله هست و تا آخر باشد. خوب، آنی که باید هدف قرار بدهند، باید اسلام باشد، و آنهائی که به اسلام نزدیکند، آنهائی که احکام اسلام را می خواهند برای مردم بگویند، آنها را باید هدف قرار بدهند تا کم کم این محتوائی که انقلاب دارد، از آن بگیرند، وقتی محتوا از آن گرفتند و یک ظاهری بی محتوا شد، ضربه آخر را بزنند. ضربه آخر اینکه برگردانند مطلب را به همان مسائل اول با یک صورت دیگری، البته با برگشت مثلاً شاه و اینها، نیست، این مطرح نیست پیش آنها، مطرح این است که اسلام نباشد هر چه می خواهد باشد، الان هم همین قشرهای بعضی از این روشنفکرها می گویند این مجلس ملی باشد، مجلس شورای ملی، چون اسمش توی قانون، ملی بوده، از اسلام می ترسند، مجلس اسلامی نباشد، شورای اسلامی نباشد، اینها نه اینکه ملی اش را می خواهند، اسلامی اش را می خواهند نباشد، در صورتی که در قانون همچو ماده ای ندارد که مجلس شورای ملی، همچو چیزی در قانون نیست. بله گفته اند از باب اینکه اسم باید ببرند یک چیزی را، مجلس شورای ملی گفته اند، اما نه اینکه قرار داده اند که اسم این مجلس شورای ملی، در ضمن مثل اینکه بگویند مثلاً در مجلس شورا، بگویند که در کاخ سنا چطور شده، این معنایش این نیست که الان قانون اسلامی ما کاخ سنا خواسته درست کند، این اسمی بوده آنوقت گفتند حالا باید مجلس شورای اسلامی باشد. اینها حتی از اسم اسلام هم می ترسند، هی نق می زنند که نه، ملی، ملی اینها نه این است که من باب اتفاق اینجور شده است که هر وقت شما خواستید یک مطلبی را درست کنید، یک اجتماعی درست کردند و به هم ریختند همه چیز را، اذهان را از یک جائی برده اند به یک جای دیگری، اینها می خواهند اذهان ملت را از این مسیری که خودش دارد برگردانند به یک مسیر دیگری، به یک راه دیگری، هر جا، هر راهی می خواهد باشد. یک غائله یک جائی درست می کنند که مردم متوجه بشوند ولو حالا یک ماه متوجه بشوند. یک غائله ای درست می کنند که ولو یک ماه مردم متوجه به آن غائله بشوند، لعل بشود در این یک ماه، کاری کرد.
 

شناسائی دشمنان اسلام از طریق عملکرد آنان

باید متوجه باشید، باید شما دشمنتان را بشناسید، اگر نشناسید، نمی توانید دفعش بکنید. دشمن شما، آنها هستند که از روز اولی که جمهوری اسلامی آمد توی کار، یا تحریم کردند رأی دادن را، یا رفتند صندوق ها را آتش زدند و بعضی از صندوق ها را که توانستند، آتش زدند یا شکستند. آنهائی که تحریم کردند جمهوری اسلامی را، حالا آمده اند جمهوری اسلامی شده اند، آنهائی که آتش می زدند صندوق های آراء مردم را، برای جمهوری اسلامی حالا آمده اند طرفدار شده اند. این طرفداری نیست، این یک حقه بازی است به صورت طرفداری. اگر بخواهند بگویند من به اسلام کار ندارم و من ضد اسلامم خوب، می دانند که مملکت ایران اسلام است و نمی گذارد که اینها کاری بکنند، چاره

صحیفه نور جلد 12 صفحه 197

ندارند جز اینکه بگویند که ما هم اسلامی هستیم، لکن ما اعمالشان را باید ببینیم چطوری است، غائله هائی که بپا می کنند، باید ببینیم چه جوری است، از اول تا حالا غائله بپا کردند، این گروه های مخالفی که هر کدام یک اسمی برای خودشان درست کرده اند هی غائله بپا کردند که نگذارند شما آن مسیری را که باید بروید، آن صراط مستقیمی را که باید بروید، آن چیزی را که خدای تبارک و تعالی پیش پای شما گذاشته است باید بروید نگذارند این کار بشود. آنهائی که وقتی محمدرضا در اینجا بود در دربارش خدمتگزار بودند، حالا ضد محمدرضا شده اند، این ضدیت نیست، این ضدیت برای این است که بازی بدهند من و شما را که ما خیال کنیم اینها اسلامی هستند، و یا بیطرف بشویم نسبت به آنها یا طرفدار بشویم. توانستند که جوان های پاک و صاف و صحیح ما را گول بزنند با تبلیغاتی که بلدند و خوب هم بلدند. باید توجه داشته باشد این ملت که گول نخورد از اینهائی که برای اسلام دارند سینه می زنند، ببینند اعمالشان چیست، ببینند اینهائی که می گویند اسلام، آیا در عمل هم اینطوری هستند یا یک سنگر بندهائی هستند که با اسم اسلامی می خواهند از بین ببرند اسلام را و لعل دزدهای سرگردنه هم اسم اسلام روی خودشان می گذارند لکن دزدی می کنند. باید ما با اسم گول نخوریم بلکه ببینیم چه می کنند، ببینیم سابقه اینها چی هست، ببینیم کتاب هایی که اینها می نویسند محتوایش چی هست، ببینیم تبلیغاتی که اینها می کنند چه تبلیغ می کنند، به مجرد اینکه بگویند من مسلم هستم که فایده ندارد با ادعا. الان همه می گویند ما مسلمیم، همه می گویند ما انقلابی هستیم، کسی نیست که بگوید من انقلابی نیستم، هر کس می گوید من انقلاب را درست کردم. این ملت بیچاره ما، این ملت بزرگ ما، این ملتی که با دست خالی رفت توی میدان ها و توی خیابان ها و مشتش را پر کرد و مخالفت کرد با رژیم سابق و با همه ابرقدرت ها و مطلب را به اینجا رساند، حالا من آمده ام می نشینم می گویم من رهبر شما. تو غلط می کنی که هستی، یا آن می گوید که نه، ما این کار را کردیم، آخر کجا این کار را کردید؟ اگر یک دزدی را یک جایی کشتند و از طایفه شما بود، آنوقت شما می شوید انقلابی؟! باید ببینیم چکاره اند این جمعیت هایی که افتاده اند توی این مملکت و دارند خرابکاری می کنند و مع الاسف بعضی از اشخاص هم که متوجه این مسائل نیستند، یکوقت آدم می بیند که طرفداری از اینها کردند یا یک چیزی گفتند که آنها از آن طرفداری استفاده کردند. اینها گول می زنند، همه را گول می زنند. اینها می خواستند من را گول بزنند، من نجف بودم، اینها آمده بودند که من را گول بزنند، بیست و چند روز بعضی ها می گفتند بیست و چهار روز من حالا عددش را نمی دانم بعضی از این آقایانی که ادعای اسلامی می کنند، آمدند در نجف، یکی شان بیست و چند روز آمد در یک جایی، من فرصت دادم به او حرف هایش را بزند، او به خیال خودش که حالا من را می خواهد اغفال کند، مع الاسف از ایران هم بعضی از آقایان که تحت تأثیر آنها واقع شده بودند خداوند رحمتشان کند آنها هم اغفال کرده بودند آنها را آنها هم به من کاغذ سفارش نوشته بودند. بعضی از آقایان محترم، بعضی از علماء، آنها هم به من کاغذ نوشته بودند که اینها (انهم فتیه) قضیه اصحاب کهف، من گوش کردم به حرف های اینها که

صحیفه نور جلد 12 صفحه 198

ببینم اینها چه می گویند، تمام حرف هاشان هم از قرآن بود و از نهج البلاغه، تمام حرف ها. من یاد یک قصه ای افتادم که در همدان اتفاق افتاده بود، ظاهراً زمان مرحوم آسید عبد المجید همدانی، یک یهودی آمده بود مسلمان شده بود خدمت ایشان، ایشان دیده بود که بعد از چند وقت این یهودی خیلی مسلمان است و اینقدر اظهار اسلام می کند که ایشان تردید واقع شده بود برایش که این شاید قضیه ای باشد، یک وقت خواسته بودش، گفته بود که تو مرا می شناسی؟ گفته بود که بلی، شما از علماء اسلام هستید و چطور. می دانید پدرهای من چه کسانی اند؟ بلی، پیغمبر از اجداد شماست فلان. خودت را می شناسی؟ بلی، من پدرانم یهودی بودند و حالا خودم مسلمان شدم. گفته بود سر این را به من بگو که چرا تو مسلمانتر از من شدی؟ مردک فهمیده بود که این آن چیزی را که می خواهد بازی کند فهمیده است، فرار کرده بود. این که آمد بیست و چند روز آنجا و تمامش از نهج البلاغه و تمامش از قرآن صحبت می کرد، من در ذهنم آمد که نه، این آقا هم همان است و الا خوب، تو اعتقاد به خدا و اعتقاد به چیز داری، چرا می آیی پیش من؟ من که نه خدا هستم، نه پیغمبر، نه امام، من یک طلبه ام در نجف. این آمده بود که من را بازی بدهد من همراهی کنم با ایشان. من هیچ راجع به اینها حرف نزدم، همه اش را گوش کردم، فقط یک کلمه را که گفت ما نمی خواهیم قیام مسلحانه بکنیم، گفتم نه، شما نمی توانید قیام مسلحانه بکنید، بیخود خودتان را به باد ندهید. اینها با خود قرآن، با خود نهج البلاغه می خواهند ما را از بین ببرند و قرآن نهج البلاغه را از بین ببرند، همان قضیه زمان حضرت امیر و قرآن را سرنیزه کردند که این قرآن حکم ما باشد. حضرت امیر مظلوم بود واقعاً، هر چه به این بدبخت ها گفت اینها حیله دارند می کنند، بگذارید، گذشت مطلب. الان آن مرکز را گیرند، جمع شدند دورش شمشیر کشیدند، گفتند می کشیمت اگر چنانچه نگویی برگردند - قرآن اینطور نوشته - مجبور شد حضرت امیر که امر کند که لشکری که الان فتح می کردند، یک ساعت دیگر اگر مانده بود فتح می کردند برگردند، برگشتند و شکست همان شد که خوردند و بعد از اینکه این مسائل واقع شد، باز همین عده ای که آنجا شمشیر کشیده بودند، باز شمشیر کشیدند بر ضد حضرت امیر. باید ما ببینیم که عمل اینها چی هست آنها در پیشانی شان هم آثار سجده بود، ابن ملجم در پیشانی اش آثار سجده بود ببینیم چه کرد، با این آثار سجده چه آمده بکند.
 

با اسم اسلام می خواهند اسلام را از بین ببرند

اسلام همیشه گرفتار یک همچو مردمی بوده است که با اسم اسلام، می خواستند اسلام را بکوبند، مگر محمدرضا قرآن طبع نمی کرد؟ مگر سالی یک دفعه نمی رفت به مشهد؟ مگر دائماً صحبت از عدالت اسلامی و عدالت چه نمی کرد؟ مگر نمی گفت حضرت عباس مرا در یک قضیه ای نجات داد؟ می گفت اینها را، اینها یکی از قدرت های، واقعاً قدرت است، قدرت بزرگی که دارند این است که همچو با جدی بدون اینکه هیچ پرده حیائی در کار باشد، جداً می گویند که این کار را خدا کرده است ما هم این کار را، دنبال خدا هستیم، ما هم دنبال چه هستیم که شاید شماها هم اگر یکوقتی ببینید،

صحیفه نور جلد 12 صفحه 199

باورتان بیاید. خیلی ها باورشان آمده بود. خوب، یک شاهی است که دارد می گوید قرآن و دارد می گوید اسلام و دارد می گوید چه، خوب، چکارش دارید؟ ما مدتی باید زحمت این را بکشیم که آن چهره دوم این را به مردم بفهمانیم، این یک چهره است، یک چهره با اسم قرآن و اسم خدا و اسم نهج البلاغه و اسم اینها می آید توی میدان، خطرناک است، ما اگر بتوانیم آن چهره دوم این جمعیت ها را، این چهره دوم امثال محمدرضا را به مردم معرفی کنیم، آنوقت ما پیروز می شویم و این در قضیه محمدرضا شد، چهره دومش را به قاعده نشان داد.
ما در هر قصه ای که واقع می شویم می بینیم که روحانیت، هدف است، محمدرضا هم در نطق هایی که کرده بود و می کرد، اینها را ارتجاع، (اینها عمال ارتجاعند) حتی اینها می گفتند اینها عمال انگلیس ها هستند این را من خودم با گوشم، در یک اتومبیلی که در تهران یکوقت نشسته بودم دیدم که آن یکی به آن می گوید ما سه نفر بودیم که معمم بودیم من مدت هاست این هیکل ها را ندیدم، اینها را انگلیس ها درست کردند در نجف و قم برای اینکه ملت ما را چه بکنند، ما در آن دوره عمال انگلیس بودیم و ارتجاع، الان هم ما ارتجاعی هستیم، الان هم روحانیون ما ارتجاعی اند، روشنفکرها آنها هستند، در تمام مدتی که رضاخان آمد و کودتا را بپا کرد، تا آخر که ایستاد مقابلشان و مشتش را گره کرد، همین، همین مرتجعین بودند، همین آخوندهای مرتجع ما، همین ها قیام کردند بر ضد او، همین ها روشنگری کردند به مردم و مردم را خواستند بفهمانند. اینها از این جمعیت لطمه خوردند و می خواهند مردم را از اینها جدا بکنند، دانشگاهی را بیشتر جدا کرده بود و حالا می خواهند همه مردم را از این جمعیت جدا بکنند که هر کاری که می خواهند بکنند، یک کسی نباشد که بگوید چرا، که یک جمعیتی دنبالش چرا بگوید.
 

هشدار به رسوخ مفسدین در جمع مصلحین و لزوم هوشیاری ملت

من یک مطلبی را باید بگویم به همه ملت ایران و به همه روحانیین ایران، من خوف این را دارم که بعضی از این معممینی که در بین روحانیون، خودشان را جا زده اند و خرابکاری دارند می کنند در بعضی از جاهایی که اینها یک چیزی دستشان آمده است، من خوف این را دارم که اینها چهره اسلام را برگردانند از آنی که هست. من به روحانیین ایران می گویم به اینکه این اشخاصی که خودشان را جا زدند یا رفتند در کمیته، یا رفتند در کجا، این اشخاص را شما به مردم معرفی کنید که اینها ربطی به ما ندارند، یکوقت ما می فهمیم که سرتاته ایران کمیته امام درست شده است، این امام کیست که کمیته درست شده است؟ چه اطلاعی از این دارد؟ ما بی اطلاع بودیم، هر کس خودش خواسته یک کاری بکند با اسم فلان. چند روز پیش از این در حضرت عبدالعظیم غیر آن کاری که آقای خلخالی کرد، آن مطلب صحیحی بود یک شیخ دیگری کیست من نمی شناسمش، به اسم نماینده فلان، نماینده امام به قول خودش رفته یک مقبره هایی را خراب کرده و مقبره هایی که مال اشخاص بوده، ملک شخصی شان بوده، مقبره ای که موقوفه بوده، خانه ای که مرقوفه بوده خراب کرده، اینها یک اشخاصی

صحیفه نور جلد 12 صفحه 200

هستند که یا نمی فهمند دارند چه می کنند و اگر خدای نخواسته بفهمند، اشخاصی هستند که می خواهند نهضت را به تباهی بکشند. من به سرتاسر کشور ایران، به سرتاسر روحانیون ایران، این خطر را که برای اسلام پیش آمده و برای روحانیت پیش آمده می گویم به شما و حجت را بر همه تمام می کنم. این آخوندهایی که خودشان را جا زدند و می روند و مردم را آزار می دهند و اذیت می کنند، بدون یک مجوز شرعی الهی، اینها را از خودشان برانند، اینها نماینده من نیستند، اینها با اسم نماینده فلان می خواهند که حالا شلوغ بکنند تا اینکه ملت بگویند خوب، این هم این، به اصطلاح این اشخاص و باز باید بگویم که این پاسدارهایی که انصافاً در این کشور خدمت کردند و دارند خدمت می کنند و وجودشان مغتنم است برای این ملت، زحماتشان پیش خدا مغتنم است، گاهی وقت ها در بینشان یک کسی جا می زند و آبروی اینها را از بین می برد. یک کسی می آید به اسم اینکه من پاسبان هستم، یا اینکه خیر، یک مقدس مابی هم می کند، او را به عنوان پاسبان می شناسند، می آید بعد می رود، یک دفعه ما دیدیم که خانه کی را غارت کردند، پاسبان ها کردند، بابا این پاسبان نیست، پاسبان اسلامی است، آدم مسلمان که نمی رود خانه مردم را غارت کند، آدم مسلمان که نمی رود ملک دیگری را مصادره کند، اینها یک دسته دیگری هستند که آمده اند این کارها را دارند می کنند باید ما بفهمیم که ما این کاری را که تا اینجا آوردیم چطور به آخر برسانیم، به هرج و مرج نکشد. البته که دولت اسلامی این زمینخوارهای بی انصاف را و این مفتخورهای بزرگ را، سرجایش خواهد نشاند و محاسبه از آنها باید بکنند، حسابشان را می کشد، اما این معنایش این نیست که پاسبان ها بریزند هر کاری دلشان می خواهد بکنند، یک جا بحق باشد، ده جا هم بیحق، صدای مردم را در آورند. اینها متوجه نیستند که یک اشخاصی توی اینها آمده اند و خودش را جا زده، مثل اینکه توی روحانیون آمده و خودش را جا زده، توی اینها هم آمده و خودش را جا زده و دارد خرابکاری می کند تا به اسم (اسلام) خرابکاری بکند و اسلام را بکوبد.
باید توجه داشته باشید، باید متوجه باشید که آنهایی که خرابکاری می کنند و آنهایی که به جان مردم می افتند و این کارهایی که می گویند دارند می کنند، خوب، یک دسته ای جهاد سازندگی است، بسیار خوب، بسیار خوب است و از اول هم همین معنا بود و خیلی هم زحمت می کشند و خیلی هم ارج می برند اما در بین همین جهاد سازندگی یک افرادی پیدا می شوند که برخلاف موازین قانون اسلامی، بر خلاف مقررات دولتی و اسلامی، یک کارهایی انجام می دهند که جهاد سازندگی را مردم صدایشان بلند شود که این جهاد سازندگی دارد پدر ما را در می آورد، همین امروز هم یکی از علمای مشهد به من این را می گفت. بشناسید صالح و فاسد را، بشناسید مفسد و مصلح را، بشناسید، توجه داشته باشید کی دارد خلاف می کند به اسم اسلام، کی دارد خرابکاری می کند به اسم اسلام، اگر عمامه سرش است بزنیدش کنار، خود معممین بزنندش کنار، اگر توی پاسدارهاست، پاسدارهای مسلم، اسلامی که همه زحمت را به عهده دارند بزنندشان کنار، کنار، ژاندارمری است اگر در ارتش است ارتشی ها بزنندشان آنها بزنند، توی بازار است بازاری ها بزنندشان کنار، توی کارخانه هاست آنها بزنندشان کنار.

صحیفه نور جلد 12 صفحه 201


اینها در هر جایی می خواهند یک نفوذی بکنند و یک فسادی بکنند به اسم اسلام و این خطر است برای نهضت شما، با اسم اسلام می خواهند این اسلام را در بین مردم خود مملکت مشوه نمایش بدهند، بد صورتش را نمایش بدهند و این یک جرم بزرگی است که آنها مرتکب می شوند و ما هم اگر ساکت باشیم جرم است برای ما، باید بگوئیم، باید شماها هم عمل کنید، کسانی که با اسم اسلام می آیند و می خواهند خرابکاری بکنند و مثلاً یک کارهای زشتی بکنند و خلاف اسلام بکنند، بدانید اینها اسلامی نیستند اینها ضد اسلام هستند، ضد انقلاب هستند، نفوذ کرده اند در بین جمعیت همه جا هست، ملت ما باید هوشیار باشد، الان هوشیاری بیشتر لازم است از اول، اول آن کسی که مخالف با اسلام بود می شناختندش مردم، سازمان امنیت را همه مردم می گفتند اینها برخلاف ملت و اسلام هستند، می شناختند این را، این سردمدارها هم مردم شناختندشان، چون می شناختندشان با آنها مبارزه می کردند. مبارزه با آنها آسان بود، منافق ها هستند که بدتر از کفارند. آنی که مسلمان می گوید هستم و به ضد اسلام عمل می کند و می خواهد به ضد اسلام عمل بکند، آن است که در قرآن بیشتر از آنها تکذیب شده تا دیگران. ما سوره منافقین داریم اما سوره کفار نداریم، سوره منافقین داریم که برای منافقین، از اول شروع می کند اوصافشان را می گوید. اسلام همیشه گرفتار یک همچو جمعیت هائی بوده است، در صدر اسلام زیاد. در زمان حکومت امیرالمومنین (ع) زیاد اینها بودند، در زمان خود پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) زیاد بودند و همین طور در طول تاریخ، اسلام گرفتار یک همچون مسائل بوده است و گرفتار اینکه اشخاص هم از خود مسلمان ها، مردم خوب، مردم اسلامی گول می خوردند از اینها، از این اشخاصی که با صورت اسلامی می آمدند و چی می کردند، گول می خوردند. یکی از این ثروتمندهایی که در یک زمانی آمد نجف پیش من، من که راجع به قضیه ایران صحبت می کردم، می گفت می ترسیم بدتر بشود. نه آقا، شما نمی ترسید بدتر بشود، شما از خوبش می ترسید. آنوقتی که رضاخان عمامه های معممین را برمی داشت بعد هم یک حوزه امتحانیه گذاشته بود به اصطلاح خودش، یکی از علمای قم خداوند رحمتش کند به من فرمود که خوب، می خواهند بدها را از خوب ها جدا کنند چه اشکال دارد، من به ایشان عرض کردم که اینها با خوب هایش بد هستند، نمی خواهند بدها را بشناسند، می خواهند خوب ها را بشناسند، کمر خوب ها را بشکند. حیله همیشه بوده است از اول اسلام تا حالا، از اولی که بشر بوده تا حالا، یک اشخاص حیله باز، چهره های مختلف بوده است در این ممالک اسلامی. چهره، چهره اسلامی بسیار خوب و نماز هم می آیند می خوانند و روزه می گیرند و در ظاهر، ولی چهره، چهره اسلامی است باطنش ضد اسلام، شناخت اینها مشکل است، شناختن اینها مشکل است و لهذا جوان های ما از اینها گول می خورند.
شما کارگرها که خداوند انشاءالله شما را حفظ کند برای مملکت ما و شما ارتشی ها که خداوند شما را هم حفظ کند برای ما، توجه داشته باشید که امروز اسلام یک امانتی است دست من و شما، در زمان محمدرضا ما معذور بودیم اکثرمان، می گفتند سرنیزه است ما چه بکنیم، با زور نمی توانیم، خوب، سر نیزه است ما چه بکنیم. خیلی ها همین عذرها را می آرودند و داشتند واقعاً بعضی شان و اما امروز

صحیفه نور جلد 12 صفحه 202

سرنیزه در کار نیست، امروز اسلام به دست ما سپرده شده است و از ما امانتداریش را می خواهند. اگر ما امروز به این گروه هایی که مخالف با اسلام هستند و با اسم اسلام پیش ما نفوذ دارند می کنند، اگر امروز گول بخوریم از اینها، یا خدای نخواسته دنبال اینها برویم، این امانتی که دست ما بوده است به آن خیانت کرده ایم. به این امانت ما نباید خیانت بکنیم، ما باید امانتدار باشیم و اسلام را حفظ بکنیم و خداوند شماها را حفظ کند و موفق. و شما اسلامی هستید و با همین خط اسلام پیش بروید و این نهضت را به پیش ببرید.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:20 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع اعضای خانواده های شهدا و معلولین و گروهی از پاسداران واحد آموزش و عملیات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی.

تاریخ: 1359/04/06

 

شهدا بودند که شما را به این مسندها نشاندند

بسم الله الر حمن الرحیم
در آستان سالروز ولادت پر برکت حضرت مهدی ارواحناله الفداه این عید سعید بزرگ را بر همه مسلمین و بر همه مستضعفان جهان و ملت شریف ایران و شما برادرهای عزیز و خواهرهای محترم تبریک عرض می کنم و سلامت و سعادت تمام مسلمین را و تمام مستضعفین را در مقابل مستکبرین از خداوند تعالی مسئلت می کنم. من بعد از پانزده خرداد که از حبس بیرون آمدم و مطلع شدم بر وقایعی که در ایران اتفاق افتاده بود و بعد هم که به قم آمدم و مواجه شدم با بعضی کسانی که عزیزان خودشان را از دست داده بودند، گمان نمی کردم که دنباله این معنا برای من، این صحنه هایی که حالا می بینم باشد. من آنوقت مجروحین و شهدای پانزده خرداد را به اسم اینکه یک واقعه تاریخی بزرگ واقع شده است، گرچه یک بار سنگینی به عهده من بود و وقتی مواجه می شدم با بعضی از کسانی که عزیزان خودشان را از دست داده بودند، یک حال انفعال باید بگویم برای من دست می داد، من نمی دانستم که بعد از پانزده خرداد هم ما مواجه خواهیم شد با یک همچو صحنه هایی و با یک برادران عزیزی، خواهران محترمی که عزیزان خودشان را از دست داده اند و ما مواجه باشیم با خانواده های شهدا، خانواده های مصدومین و مضروبین و خود آنها. و گر چه این یک مشتی از خروار است و در سراسر ایران این مسائل هست و من باید از همه شما عذر بخواهم به اینکه ما نتوانستیم و نمی توانیم این مصیبت هائی که شماها تحمل کردید و مصیبت برای همه ملت هم بوده است، نمی توانیم ما جبران بکنیم. ما عاجزیم از اینکه به شماها تسلیت بدهیم، لکن در آستان تولد حضرت مهدی ارواحناله الفداه به ایشان تسلیت عرض می کنم و از خدای تبارک و تعالی می خواهم که ظهور مسعود ایشان را نزدیک کند و تشریف بیاورند و ما هم جمال او را ببینیم و ایشان هم در میان ما، شماها را از نزدیک ببینند، گرچه ایشان مطلع هستند بر مسائل و مصائب، ما مرهون زحمت های شماها و عزیزان شماها هستیم.
و همه ملت ایران مرهون این جوان هائی که با مشت گره کرده نهضت را به اینجا رساندند و باز هم حاضرند لکن من نمی دانم که آیا از این قشرهایی که امروز هم مخالفت با نهضت می کنند چه باید بپرسیم. اینها شما را دیده اند، اینها بی اطلاعند از اینکه به شماها چه مصیبت هائی وارد شده است.

صحیفه نور جلد 12 صفحه 204


اینهائی که طرفداری از رژیم سابق می کنند، این قلم های مسمومی که با نوشته های خودشان می خواهند این انقلاب را عقب بزنند و شکست بدهند، اینها هیچ وقت به فکر این افتاده اند که این شهدا، این خانواده های شهدا، در سرتاسر کشور ما که عزیزهای خودشان را از دست داده اند، به آنها چه می گذرد؟ اینها چه می گویند؟ اینها چه می کنند؟ اینها چه می کنند؟ اینها برای کی با شماها مقابله می کنند و معارضه و آیا این ادارات دولتی و وزارتخانه ها و همه گروه هایی که در اداره این مملکت مشغول هستند، جواب شماها را چه می دهند که باز هم در عین حالی که سفارش شده است که این کاغذبازی های مزخرف را و این کارهای ضد انقلابی را نکنید، باز می شنویم که حتی برای شما کار شکنی می کنند؟ اینها چه می گویند؟ اینها چه هستند؟ اینهائی که در راس هستند، چطور توجه به این مسائل ندارند؟ چطور آقای رئیس جمهور دخالت در این امور نمی کند؟ چطور شورای انقلاب در این امور رسیدگی نمی کند؟ چه شده است اینها را؟ به کارهای دیگر مشغولند اینها، ما مرهون اینها هستیم، اینها بودند که شما را به این مسندها نشاندند. اگر اینها نبودند، نه من اینجا بودم نه شما آنجا بودید، نه آنها آنجا و نه دستجاتی که مخالفت با این نهضت می کنند در اینجا. آنها که مخالف نهضت هستند حسابشان علیحده است اما شمائی که با نهضت هستید و در امور این کشور دارید دخالت می کنید، اداره این مملکت دست شماها هست، چطور است که شما رسیدگی به این ادارات نمی کنید؟ و این وزارتخانه ها، این وزرائی که اشخاصی تحت اداره آنها هست و باز هم از این اشخاصی که از رژیم سابق مانده اند هست، اینها چه می گویند؟ به اسلام عقیده ندارند؟ یا عرضه ندارند؟ نمی توانند این اشخاصی که کارشکنی برای این افراد می کنند، برای این معلولین حتی کارشکنی می کنند و برای این شهدا کار شکنی می کنند نمی توانند اینها، نمی فهمند اینها که باید اینها نشود؟ نمی دانند که ایران مرهون اینهاست؟ نمی دانند که رژیم منحوس شاهنشاهی را اینها از بین بردند و شما را به اینجا رساندند؟
 

اگر شاهنشاهی هستید بگوئید تا ما تکلیفمان را با شما تعیین کنیم

این چه وضعی است در این مملکت؟ همه که نمی شود، همیشه نمی شود که با حرف مردم را قانع کرد. باز هم آرم های شاهنشاهی در کاغذهایشان هست، من نمی فهمم که اینها چه اشخاصی هستند، باز هم مریضخانه ها، مریضخانه بنیاد فلان هست در ایران، باز هم تذکره ها، تذکره های شاهنشاهی هست، باز هم کاغذهای اداره، کاغذهای شاهنشاهی هست. اگر شاهنشاهی هستید، خوب بگوئید تا ما تکلیفمان را با شما تعیین کنیم. تا من بگویم ملت با شما چه کند و اگر نیست، چرا این آرم ها را بر نمی دارید؟ چرا این اشخاصی که در این ادارات مشغول فساد هستند، چرا اینهائی که مشغول هستند که جوان های ما را تباه کنند، در این ادارات تصفیه نمی کنید؟ من نمی دانم این مملکت وضعش چه هست؟ بیست سال است که این ملت، ملت محروم دارد زحمت می کشد، کشته می دهد. پانزده خرداد آنقدر کشته داد و بعد هم هی پانزده های خرداد برای ما پیش آمد، اینهمه اینها به شهادت رسیدند، ما تا کی باید مواجه با این چهره های افسرده باشیم؟ ملت ایران تا کی باید منتظر باشند که شماها از آن

صحیفه نور جلد 12 صفحه 205

گرفتاری هایی که می گوئید داریم در ادارات، بیرون بیائید؟ تا کی صبر کند ملت ایران و تا کی شما می خواهید اصلاح کنید امور را؟ یک سال و نیم بیشتر گذشته است از این انقلاب و باز آرم های شاهنشاهی هست اگر شاهنشاهی هستید بگوئید. اگر تا ده روز دیگر، تا ده روز دیگر، در یکی از این چیزهائی که از ادارات صادر می شود، عکس همان آرم های شاهنشاهی باشد و اسم آنها باشد، من با ملت می گویم که با شماها آن رفتار کند که با شاهنشاه کرد. ما هی سکوت می کنیم هی می خواهیم مطالب را خودشان حل بکنند، معذلک به فکر این حرف ها کم هستند. چرا به فکر نیستید؟ چرا شورای انقلاب به فکر این مطلب نیست؟ چرا رئیس جمهور به فکر این افراد نیست؟ این امور نیست؟ به آن حرف هائی که می زنید، یکقدری هم عمل کنید. شما همه مخالفید با شاهنشاهی، راس شما، آنهائی که در راس هستند که من می شناسمشان، اینها همه مخالفند با این وضع، مخالفند با اوضاع سابق، اسلامی هستند، لکن مسامحه می کنند. من نمی فهمم این مسامحه چیست؟ در همین دو سه روز برای من یک چیزی آوردند که تذکره ای بوده است که همان آرم شاهنشاهی و همان کثافتکاری ها. در وزارت خارجه و در همه وزارتخانه ها همه مراکز، فساد، باید اصلاح بشود این امور، نمی شود اینطور، اگر عاجزند، کنار بروند تا ما افرادی پیدا بکنیم که عاجز نباشند و اگر عاجز نیستند، چرا عمل نمی کنند.
من از شماها عذر می خواهم، من از ملت ایران عذر می خواهم، من از ملت ایران عذر می خواهم، من از این مادرهائی که بچه های خودشان را از دست دادند، معذرت می خواهم، من از این برادرهائی که عزیزان خودشان را دادند، از دست داده اند، معذرت می خواهم، من از این ارتشی هایی که جوانان خودشان را از دست داده اند، از این پاسدارها که جوان های خودشان را از دست داده اند و برادران خودشان را، معذرت می خواهم که عرضه این را ندارم که کار را درست کنم. من از حضرت مهدی سلام الله علیه، من از پیشگاه پیغمبر اکرم معذرت می خواهم، من از پیشگاه ولی عصر امام مهدی سلام الله علیه معذرت می خواهم، من از پیشگاه ملت ایران معذرت می خواهم، من از شما برادران، برادران ارتشی، برادران پاسدار، برادران ژاندارمری و سایر قوای انتظامی که در راه اسلام جوان های خودشان را دادند، معذرت می خواهم. ما نتوانستیم برای شما کاری انجام بدهیم، ما ضعیف هستیم، ما باز گرفتار کاغذ بازی هستیم، ما باز گرفتار آرم شاهنشاهی هستیم. مملکت ما باز مملکت شاهنشاهی است، وزارتخانه های ما، وزارتخانه های ما باز وزارتخانه های طاغوتی است و ما نتوانستیم اینها را اصلاح کنیم. باید به اسرع وقت اصلاح شود و اگر اصلاح نشود به اسرع وقت اصلاح می کنیم.
خداوندا! ملت ما را، ملت مظلوم ما را از همه گرفتاری ها نجات بده. خداوندا! کسانی که دست اندر کار هستند، قوای تقنینی، قوای اجرائی، قوای قضائی و کسان دیگری که در راس این امور هستند، توفیق بده که بتوانند عمل کنند. خدایا! به این اشخاصی که با قلم خودشان، با قدم خودشان و با نطق های خودشان، کارشکنی برای این نهضت اسلامی می کنند، هدایت کن، آنها را به آغوش ملت برگردان، عطوفت به آنها عنایت کن که بفهمند در مقابل اینهمه مصائب چه دارند می کنند. خداوند شما

صحیفه نور جلد 12 صفحه 206

را و همه ملت ایران را در محضر مبارک امام زمان ارواحنا فداه آبرومند کند. شما غم نداشته باشید که پشتیبان شما خداست و امام عصر سلام الله علیه. در محضر او واقع شد همه این امور. خداوند انشاءالله به همه ملت اسلام در سراسر دنیا و به ملت شریف ما قدرت عنایت فرماید که ما و ملت ها بتوانند مقاصد اسلامی را پیاده کنند. خداوند به همه ما قدرت بدهد که در مقابل شیاطین و در مقابل کسانی که مخالف اسلام و مقاصد اسلام هستند، با قدرت ایستادگی کنیم.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:20 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

پیام امام خمینی به مناسبت نیمه شعبان خطاب به ملت ایران

تاریخ: 1359/04/07

 

حضرت مهدی (عج) ذخیره خداوند برای هدایت بشریت

بسم الله الر حمن الرحیم
این عید سعید پانزده شعبان را به همه مسلمین و به همه ملت ایران تبریک عرض می کنم. ماه شعبان ماه بزرگی است که در آن، در سوم آن، بزرگ مجاهد عالم بشریت متولد شد و در پانزده آن، حضرت مهدی موعود ارواحناله الفدا پا به عرصه وجود گذاشت. و قضیه غیبت حضرت صاحب، قضیه مهمی است که به ما مسائلی می فهماند منجمله اینکه برای یک همچو کار بزرگی که در تمام دنیا عدالت به معنای واقعی اجرا بشود در تمام بشر نبوده کسی الا مهدی موعود سلام الله علیه که خدای تبارک و تعالی او را ذخیره کرده است برای بشر، هر یک از انبیا که آمدند، برای اجرای عدالت آمدند و مقصدشان هم این بود که اجرای عدالت را در همه عالم بکنند لکن موفق نشدند حتی رسول ختمی صلی الله علیه و آله و سلم که برای اصلاح بشر آمده بود و برای اجرای عدالت آمده بود و برای تربیت بشر آمده بود، باز در زمان خودشان موفق نشدند به این معنا و آن کسی که به این معنا موفق خواهد شد و عدالت را در تمام دنیا اجر خواهد کرد، نه آن هم این عدالتی که مردم عادی می فهمند که فقط قضیه عدالت در زمین برای رفاه مردم باشد بلکه عدالت در تمام مراتب انسانیت، انسان اگر هر انحرافی پیدا کند، انحراف عملی، انحراف روحی، انحراف عقلی، برگرداندن این انحرافات را به معنای خودش این ایجاد عدالت است در انسان، اگر اخلاقش اخلاق منحرفی باشد، از این انحراف وقتی به اعتدال برگردد این عدالت در او تحقق پیدا کرده است. اگر در عقائد یک انحرافاتی و کجی هایی باشد، برگرداندن آن عقاید کج به یک عقیده صحیح و صراط مستقیم، این ایجاد عدالت است در عقل انسان. در زمان ظهور مهدی موعود سلام الله علیه که خداوند ذخیره کرده است او را از باب اینکه هیچ کس در اولین و آخرین، این قدرت برایش نبوده است و فقط برای حضرت مهدی موعود بوده است که تمام عالم را، عدالت را در تمام عالم گسترش بدهد و آن چیزی که انبیا موفق نشدند به آن با اینکه برای آن خدمت آمده بودند، خدای تبارک و تعالی ایشان را ذخیره کرده است که همان معنایی که همه انبیا آرزو داشتند، لکن موانع اسباب این شد که نتوانستند اجرا بکنند و همه اولیا آرزو داشتند و موفق نشدند که اجرا بکنند، به دست این بزرگوار اجرا بشود. اینکه این بزرگوار را طول عمر داده خدای تبارک و تعالی برای یک همچو معنایی، ما از آن می فهمیم که در بشر کسی نبوده است دیگر، قابل یک همچو

صحیفه نور جلد 12 صفحه 208

معنایی نبوده است و بعد از انبیا که آنها هم بودند لکن موفق نشدند، کسی بعد از انبیا و اولیای بزرگ، پدران حضرت موعود، کسی نبوده است که بعد از این، اگر مهدی موعود هم مثل سایر اولیا به جوار رحمت حق می رفتند، دیگر در بشر کسی نبوده است که این اجراء عدالت را بکند، نمی توانسته و این یک موجودی است که ذخیره شده است برای یک همچو مطلبی و لهذا به این معنا عید مولود حضرت صاحب ارواحنا له الفدا بزرگترین عید برای مسلمین است و بزرگترین عید برای بشر است نه برای مسلمین.
اگر عید ولادت حضرت رسول صلی الله علیه و آله وسلم بزرگترین عید است برای مسلمین، از باب اینکه موفق به توسعه آن چیزهایی که می خواست توسعه بدهد نشد، چون حضرت صاحب سلام الله علیه این معنا را اجرا خواهد کرد و در تمام عالم زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد به همه مراتب عدالت، به همه مراتب دادخواهی، باید ما بگوئیم که عید شعبان، عید تولد حضرت مهدی سلام الله علیه بزرگترین عید است برای تمام بشر - تمام بشر را - وقتی که ایشان ظهور کنند انشاءالله (خداوند تعجیل کند در ظهور او) تمام بشر را از انحطاط بیرون می آورد، تمام کجی ها را راست می کند (یملا الارض عدلاً بعد ما ملئت جوراً) همچو نیست که این عدالت همان که ماها از آن می فهمیم که نه یک حکومت عادلی باشد که دیگر جور نکند آن، این هست اما خیر، بالاتر از این معناست. معنی (یملا الارض عدلا بعد ما ملئت جوراً) الان زمین و بعد از این، از این هم بدتر شاید بشود، پر از جور است، تمام نفوسی که هستند انحرافات در آنها هست حتی نفوس اشخاص کامل هم در آن انحرافاتی هست ولو خودش نداند در اخلاق ها انحراف هست، در عقائد انحراف هست، در اعمال انحراف هست و در کارهایی هم که بشر می کند انحرافش معلوم است و ایشان مامورند برای اینکه تمام این کجی ها را مستقیم کنند و تمام این انحرافات را برگردانند به اعتدال که واقعا صدق بکند (یملا الارض عدلا بعد ما ملئت جوراً) از این جهت این عید، عید تمام بشر است بعد از اینکه آن اعیاد، اعیاد مسلمین است این عید، عید تمام بشر است، تمام بشر را ایشان هدایت خواهند کرد انشاءالله و ظلم و جور را از تمام روی زمین بردارند به همان معنای مطلقش، از این جهت این عید، عید بسیار بزرگی است که به یک معنا از عید ولادت حضرت رسول صلی الله علیه و آله که بزرگترین اعیاد است، این عید به یک معنا بزرگتر است.
و ما باید در اینطور روزها و در اینطور ایام الله توجه کنیم که خودمان را مهیا کنیم از برای آمدن آن حضرت. من نمی توانم اسم رهبر روی ایشان بگذارم، بزرگتر از این است، نمی توانم بگویم که شخص اول است برای اینکه دومی در کار نیست، ایشان را نمی توانیم ما با هیچ تعبیری تعبیر کنیم الا همین که مهدی موعود است، آنی است که خدا ذخیره کرده است برای بشر و ما باید خودمان را مهیا کنیم از برای اینکه اگر چنانچه موفق شدیم انشاءالله به زیارت ایشان، طوری باشد که رو سفید باشیم پیش ایشان. تمام دستگاه هایی که الان به کار گرفته شده اند در کشور ما و امیدوارم که در سایر کشورها هم توسعه پیدا بکند، باید توجه به این معنا داشته باشند که خودشان را مهیا کنند برای ملاقات حضرت

صحیفه نور جلد 12 صفحه 209

مهدی سلام الله علیه.
 

رسالت خطیر رسانه های گروهی در حفظ آرامش کشور

رادیو تلویزیون را که من مکرر ذکر کرده ام از آن و گفته ام این باید یک مرکز آموزشی باشد و حالا هم می گویند که یک تحت دیگری هم در آن پیدا شده است، یک دستگاه دیگری، دوره دومی هم برایش هست، این باید به طور آموزشی، تربیتی مردم را تربیت بکند، باید ما متوجه این معنا باشیم که در یک زمانی داریم زندگی می کنیم، در یک وقتی داریم زندگی می کنیم که ملت ایران به بعضی از آرزوهای خودش که عبارت از عدالت باشد، عدالت اجتماعی فی الجمله باشد رسیده اند و دست اشرار را کوتاه کرده اند، حالا باید این دستگاه هایی که سابق در خدمت ظالم ها بودند و در خدمت حکومت جور بودند و برای آنها کار می کردند، اگر اشخاصی هم در این زمان هستند که آنوقت هم کار می کردند، برای جبران آن معصیت هایی که در آنوقت کرده اند در اینجا جبران کنند و این دستگاه را، دستگاه دومی که گفته می شود که باید باز اجرا بشود، یک دستگاه عدالتی، یک دستگاه آموزشی به حسب معنای واقعی، متوجه باشند که این جوان های ما در همه جایی که هستند، در پنجاه سال آموزش خراب داشتند نه فقط در دانشگاه ها که آنقدر خراب بوده، در همه جا، برای اینکه وقتی یک تلویزیونی، یک - عرض می کنم که - رادیویی، یک روزنامه ای، یک مجله ای، مجله ای باشد که، یا دستگاه هایی باشد که فاسد کننده است، این در تمام قشر ملت فساد ایجاد کرده است، جوان هایی هم که در صحراها بودند که به این چیزها گاهی گوش می کردند و این روزنامه ها را گاهی می خواندند، آنها هم به فساد کشیده شده اند، حالا باید جبران بشود این معانی، باید معصیت هایی که کرده اند جبران بکنند، باید دستگاه تلویزیون یا مطبوعات ما جبران بکنند آن کارهایی را که سابق شده است و کرده اند و باید دستگاه آموزشی باشند واقعاً به تمام معنا و جدا دنبال این باشند که فیلم هایشان فیلم های فاسد نباشد، فیلم هایی باشد که برای مملکت ما الان به درد بخورد، آموزش باشد در آن، تربیت باشد در آن و همین طور مقالاتی که در آنجا گفته می شود، در روزنامه ها نوشته می شود و نطق هائی که در رادیو پخش می شود، همه اینها باید یک چیزهای آموزنده باشد. و یکی از مسائلی که الان لازم است من عرض کنم، ما الان در ایران احتیاج به آرامش داریم، اگر ما بخواهیم که این نهضت پیروز بشود، باید ما آرامش این مملکت را حفظ بکنیم، باید همه قشرها متوجه باشند که آرامش را حفظ کنند، نباید به جان هم بریزند و هم را چیز بکنند، ارشاد باید بکنند، تلویزیون باید ارشاد بکند، رادیو باید ارشاد بکند، روزنامه باید ارشاد بکنند، روزنامه ها نباید یک چیزهائی را که موجب تهییج مردم است و موجب انحراف مردم است در آنجا بنویسند، رادیو نباید این کار را بکند، باید ارشاد بکنند و در عین حال مردم را متوجه به این بکنند که ما دشمن داریم و دشمن دنبال این است که تشنج پیدا بشود، باید از تشنج ها جلوگیری کرد و باید آن اشخاص منحرف را ارشاد کرد و اگر ارشاد نشدند، آنها را منزوی کرد، بی اعتنایی کرد به آنها. هر دفعه ای که شما یک طوری بکنید که با شدت رفتار کنید، آنها مظلومیت به خودشان می دهند و

صحیفه نور جلد 12 صفحه 210

برای ما ضرر دارد. باید هم مسائل را گفت و هم آرامش را حفظ کرد، هم مطالب را مردم بدانند (گویندگان باید بگویند) و هم آرامش را باید حفظ بکنند. و من امیدوارم که کسانی که منحرف بودند، حالا از انحراف بیرون بروند، کسانی که در آغوش ملت نبودند، در آغوش ملت بیایند و من امیدوارم که در این عید سعید مردم به تمام معنا جشن بگیرند و خودشان را مهیا کنند از برای زیارت امام زمان سلام الله علیه و انشاءالله همه موفق باشند و همه قشرها این معنا را بدانند که مهمترش رادیو تلویزیون است و مطبوعات، بدانند که ما امروز احتیاج به این داریم که اختلافات کم بشود، باید ما اختلافات را کم بکنیم، باید چیزهایی که موجب اختلاف می شود اینها را کم بکنیم لکن معذلک دشمن ها را بشناسیم، هم دشمن را بشناسیم و هم در صدد این باشیم که دشمن را کارهایش را فلج بکنیم و هم آرامش را حفظ بکنیم، طوری نباشد که ما فرصت به دست دشمن ها برای تبلیغات یا برای کارهای دیگر.
و من امیدوارم که ملت ایران در این روز مبارک پانزده شعبان که روز مبارکی است، در سعادت و سلامت و آرامش تمام بسر ببرند و خداوند این مولود سعید را بر همه مبارک کند و خداوند این مولود مبارک را، ما را موفق کند به دیدار ایشان که چشم های ما روشن بشود به زیارت این وجود مبارک که واقعاً شخصی است که نمی توانم بگویم شخص اول دنیا و نمی توانم بگویم رهبر، بالاتر از این مسائل هست. خدا همه ما را موفق کند به خدمت ایشان و به خدمت به اسلام و به خدمت به کشور خودمان.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:20 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع مسؤولین اطلاعات و تحقیقات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تهران و شهرستان ها

تاریخ: 1359/04/01

 

بیانات امام خمینی در جمع مسؤولین اطلاعات و تحقیقات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تهران و شهرستان ها

بسم الله الر حمن الرحیم
متوجه باشید که امروز آن چیزی که اهمیتش بیشتر از چیزهای دیگر است این است که ما حفظ اسلامیت این نهضت را بکنیم. این نهضت از اولش اسلامی بود و تا اینجا هم اسلامی هست و انشاءالله تا آخر هم اسلامی باشد و همه ما و همه شما و همه ملت و همه کسانی که در سپاه و ارتش و در ژاندارمری و در شهربانی و ادارات هستند و دولت و همه باید همشان این باشد که نهضت را اسلامی پیش ببرند. اگر اسلامی بودن نهضت محفوظ باشد، دیگر آسیب نمی بینید. اگر چنانچه نهضت از اسلامیتش بیرون رفت، هر کس یک راهی دارد، راه ها مختلف خواهد شد. وقتی راه ها مختلف شد، آسیب می بیند. اما اگر ما همه زیر یک پرچم باشیم همانطوری که در صدر اسلام جمعیت ها کم بودند لکن زیر یک پرچم بودند و با یک ایده حرکت می کردند، اینها پیش می برند. الان ما در یک همچو محلی واقع شدیم که اسلام به دست ما سپرده شده است. خواهی نخواهی شما پاسدار اسلام هستید، حالا همه قوا، ارتش و شما، پاسدار اسلام هستند. پاسدار اسلام باید همه خودش اسلامی باشد و هم دیگران را اسلامی کند و هم مشی آن اسلامی باشد و اگر انحرافاتی که گاهی در بعضی از جوان ها، آنهائی که درست مسائل را ادراک نمی کنند واقع بشود و نیز شمائی که می خواهید با فعالیت خودتان جلوی این مسائل را بگیرید دیده شد، سعی کنید جلو انحرافات خودتان را هم بگیرید. مثلاً به پاسدارها نسبت می دهند که بیخود به مردم تعرض کردند، بیخود به خانه های مردم رفته اند و من هم نمی دانم که صحیح باشد اما کلی اش این است که ما باید بر اساس اسلام حرکت کنیم و بر اساس اسلام این نهضت را پیش ببریم و از اختلافات و این چیزهائی که اخیراً می بینید که به جان هم افتاده اند و روزنامه ها چه می کنند، باید از این اختلافات بری باشیم و باید همه تان با هم مجتمع و برادر و تحت لوای توحید پیش بروید و پیروزی هم نصیب شماست و اگر اینطور باشد، در همین حرکت پاسداری تان عبادت دارید می کنید، همانطور که در نماز وقتی می ایستید، باید همه جهات نماز را حفظ کنید تا نماز درست باشد، باید در اینطور مسائل عادی هم که شما الان پاسدار اسلام هستید، از همه جهات پاسداری کنید تا اینکه همه چیزتان در خدمت اسلام باشد. وقتی اینطور شد، شما یک لشکری هستید مثل لشکر اسلام، در این موقع، نه تنها نمازتان، بلکه همه کارهایتان عبادت است. این اموری که گفتید، به تدریج درست می شود و اموری که وقت می خواهد. من از خدای تبارک و تعالی توفیق و سعادت و سلامت شما را می خواهم.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:20 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع اعضای انجمن اسلامی کارکنان وزارت کشور و استانداری ها و رؤسای ادارات آموزش و پرورش سراسر کشور

تاریخ: 1359/04/10

 

دستاوردهای حاصل از آموزش و پرورش، در طول پنجاه سال سلطه طاغوت

بعد از تشکر از آقایان که تشریف آورده اند در جای تنگی و با زحمت تشریف دارند، چند کلمه عرض می کنم. بسیاری از اوقات الفاظ خیلی الفاظ جالبی است ولکن سرپوش از برای چیزهایی است که جالب نیستند،آموزش و پرورش، هر دو لفظ از الفاظ جالب هست و زمان طاغوت هم وزارت آموزش و پرورش داشتیم. انجمن اسلامی که الان در تمام ایران هست این هم لفظ جالبی است که همه می دانید که این لفظ نمایش این است که اسلام را ما می خواهیم پیش ببریم. لکن ما، هم در آموزش و پرورش گرفتار الفاظ بودیم و هم در انجمن اسلامی گرفتار الفاظ. در زمان طاغوت آموزش می گفتند و پرورش، لکن شما ملاحظه کنید آموزش ها چه بود و پرورش ها چه. انسان خیال می کرد که آموزش صحیح هست، آموزش چیزهائی است که ملت ما به آن احتیاج دارند، آموزش علومی است که ملت ما را بعد از چندی خودکفا کند. و پرورش هم به نظر می آمد برای آدم غافل که یک پرورش صحیحی است که انسان هائی که در آنجا آموزش می بینند پرورش هم می بینند و وقتی که از این مدارس، دانشگاه ها و غیر دانشگاه ها بیرون آمدند یک اشخاصی هستند که در جهت آموزش برای وطن خودشان مفید و در جهت پرورش صاحب اخلاق کریمه، آداب صحیح، عقاید صحیح و اینطور چیزها، لکن شما دیدید و ما دیدیم که آن دستاوردهای فرهنگ ما، دانشگاه های ما چه بودند و چه اشخاصی بودند، تحصیلات چه جور تحصیلی بود و آموزش چه آموزشی بود و برای چه مقصودی بود. اگر آموزش یک آموزش مایحتاج ایران بود و برای ایران بود، ما بعد از پنجاه سال یا کمتر یا بیشتر که دارای مدارس عالیه بودیم به اصطلاحشان، نباید حالا که یک مریضی یک قدری مرضش پیچیده است، اطبای اینجا بگویند که این نمی شود اینجا، بروند خارج. بعد از پنجاه سال، خرج های فوق العاده، اینهمه گرفتاری های فوق العاده و اینهمه دانشگاه ها و مدارس ما، حالا یک مریضی که یک قدری مرضش چه باشد باز باید کوچ کنیم از اینجا و برویم انگلستان یا آمریکا. دانشگاه چه کرده در این پنجاه سال. اینهائی که می گویند ما دانشگاه را حفظ کردیم و ما دانشگاه را چه کردیم، خوب بیایند بگویند ببینیم که این دانشگاه در این پنجاه سالی که طاغوت بود و شما هم خدمتگزار طاغوت، چه کردید. عرضه کنید کارهائی را که کردید، عرضه کنید آن تعلیماتی را که کردید و آن اشخاصی را که در

صحیفه نور جلد 12 صفحه 212

آنجا تربیت علمی کردید. می گوئید پرورش هم در کنار آموزش است. این پرورده های شما، این فرآورده های شما که در این مملکت، سرتاسر این مملکت مشغول عمل بودند، اینها وضع روحی شان وضع عقیده ای شان، وضع اخلاقی شان چه بوده است، این چه بوده است که ما الان بعد از یک سال و نیم یا یک قدری بیشتر که هی جدیت شده است از اطراف که یک قدری اصلاح کنید امور را، حالا هم این آقای جوان بر می خیزند و می گویند که در آنجا زن هائی هستند که موجب کذا و کذا می شوند و من می دانم که نه منحصر به آنجاست، در وزارتخانه ها هم هست و بعضی از وزارتخانه ها بسیار بد است و من حالا اسم نمی خواهم ببرم لکن وزیر اگر این حرف ها را شنید، اصلاح کند. مرکز فحشا نیست وزارتخانه، مرکز فحشا نیست دانشگاه ها، مرکز آموزش و پرورش باید باشد.
 

تزکیه مقدم بر تعلیم و تعلم است

خدای تبارک و تعالی در یک سطح آموزش و پرورش را ذکر می فرماید و در هیچ چیز از امور دنیائی خدا نفرموده است که من منت بر مردم گذاشتم، لکن در قضیه آموزش و پرورش می فرماید که (لقد من الله علی المومنین اذ بعث فیهم رسولا من انفسهم یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه) .
خدای تبارک و تعالی در مورد تزکیه، در مورد تعلیم، تربیت، آموزش و پرورش با تعبیر منت گذاشتن بر مردم می فرماید منت گذاشته و پیغمبر را برای آموزش و پرورش فرستاده و پرورش را قبل از آموزش ذکر می فرماید (یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه) اول تزکیه است. البته آیه شریفه آیه ای است که اگر بخواهد در اطرافش بحث بشود، طولانی باید باشد لکن من یک کلمه را عرض می کنم که وضع آموزش و پرورش را این آیه شریفه به ما می فرماید و محتاج به شرح تفصیل است. با آن تعبیر (من الله علی المومنین) فرستادن پیغمبر، از این آیه شریفه استفاده می شود که اصل آمدن پیغمبر برای آموزش و پرورش بوده است. آیات را تلاوت کند، آیات را، علومی که از آن علوم همه به طور آیه نظر بشود، آیات را تلاوت کند برایشان و تزکیه کند آنها را، آنها را تطهیر کند، نفوس را تطهیر کند بعد از اینکه تطهیر کرد (یعلمهم الکتاب و الحکمه) . پرورش قبل از آموزش است، اگر هم قبل نباشد، همراه باید باشند و رتبه او مقدم است. اگر چنانچه نفوس تزکیه نشوند، تطهیر نشوند، از آن اوصاف فاسد بیرون نروند، علم اثر سوء در آنها می کند. تمام ادیان باطله را علما اختراع کردند، دانشمندها اختراع کردند برای اینکه علم وارد شده بود در یک جائی که پرورش نداشته، تزکیه نشده. وقتی که علم آمد در جائی که تزکیه نشده، این عالم که حامل این علم است و مزکی هم نیست، خطرناک می شود. برای جامعه فرقی نیست ما بین علمای دانشگاهی و غیره. اگر در حوزه های علمیه و همین طور در دانشگاه ها تزکیه نباشد، این علم هائی که در آنجا انباشته می شود یک انباری است که خدای تعالی این تعبیر را در آن فرموده (مثل الذین حملوا التوریه ثم لم یحملواها کمثل الحمار یحمل اسفاراً) این کسی که حتی علم توحید را، علم ادیان را، علم اخلاق را، همه این علوم را دارد لکن تزکیه نکرده

صحیفه نور جلد 12 صفحه 213

نفسش را، این یک موجود خطرناک می شود برای جامعه و یک دانشگاهی که، جوان هائی که در آنجا می روند که آموزش ببینند، نه آموزش آن آموزش است و نه پرورشش پرورش و اگر آموزشش هم آموزش صحیح باشد، اگر تزکیه نشده باشد این آدم، بعد از تزکیه تعلیم و تربیت هست، اگر تزکیه نشده باشد و علم وارد بشود در یک قلبی که مزکی نیست، این فساد ایجاد می کند و خدا نکند که فسادی از جانب عالم غیر مزکی واقع بشود. در احادیث ما هست که در جهنم از بوی تعفن عالم سوء، جهنمی ها در ایذاء هستند. شما دیدید که در این مدتی که دانشگاه های ما دست نا اهل ها بود، تعلیمات، تعلیماتی بود که جوان وقتی از آنجا با این تعلیمات بیرون می آمد غربزده بود، حتماً باید پیوسته به غرب باشد، پیوسته به خارج باشد. آموزش اینطور بود، نه آن هم یک آموزش صحیح، یک حدودی داشت. دانشگاه های استعماری یک حدودی دارد در تعلیمات، نمی گذارند که جوان های ما تعلیم صحیح ببینند، درست تحصیل بکنند، تا یک حدودی اینها را آموزش می دهند، جوان های ما که خارج هم می روند اینطور نیست که وقتی خارج رفتند همدوش جوان های انگلستان و آمریکا تحصیل بکنند و همانطور که آنها تحصیل کردند به اینها هم همانطور آموزش بدهند،؟ آنجا هم آموزش برای ممالک استعماری، پرورش هم پرورش برای مملکت استعماری و لهذا از پرورش شان و از آموزش شان امثال شریف امامی ها بیرون می آید و امثال نصیری ها. اینها همه در فرنگ کار کردند و تحصیل کردند و دکتر شدند و مهندس شدند و امثال ذلک، لکن وقتی که یک شوره زاری بوده است، علم وقتی که در یک نفس غیر سالم واقع شد مثل بارانی می ماند که ببارد در جائی که عفونت بار است، عفونتش را زیاد می کند. همین باران رحمت که در یک جا بوی عطر را بلند می کند، در یک جا بوی کثافت را بلند می کند. آن عالمی که تزکیه نشده است، خطرش از جاهل بسیار زیادتر است، جاهل اگر فاسد هم باشد، خودش فاسد است اما عالم اگر فاسد باشد، عالم را فاسد می کند، کشور را به فساد می کشد. تزکیه قبل از تعلیم و تعلم است (یزکیهم) پیغمبر آمده است اینها را تزکیه بکند، پرورش بدهد، نفوس را مهیا کند و بعد (یعلمهم الکتاب و الحکمه) بعد تعلیم کتاب و حکمت بکند که اگر کتاب و حکمت با پرورش توأم نباشد و با تزکیه توأم نباشد، موجودی که او بیرون می آید همین موجوداتی بود که در مجلس سنا و در مجلس شورای قبل از انقلاب بود. مجلس خیلی طاغوتی و خیلی با عظمت، دانشگاه هم بسیار بناها با عظمت. خارجی ها به این کار ندارند، بنا هر چه می خواهد، باشد، هرچه این دستاوردهای ملت را صرف این اباطیل بخواهند بکنند، هر چه وزارتخانه ها طول و عرض و عمق می خواهد داشته باشد، بودجه های هنگفت در آنجا خرج بشود، اینش را کار نداشتند اما محتوا را کار داشتند، معلم ها (مگر بعضی شان) اینها از استعمار بودند و برای آنها کار می کردند و جوان های ما را برای آنها بار می آوردند.
 

آموزش وقتی مفید خواهد شد که تربیت روحی و اخلاقی باشد

شما حالا اشخاصی هستید که در آموزش و پرورش هستید، تا چه آموزشی باشد و چه پرورشی باشد. با الفاظ نباید گول بخورید. خودتان را گول نزنید که ما در آموزش و پرورش هستیم. آقایان هم با

صحیفه نور جلد 12 صفحه 214

اینکه ما انجمن اسلامی هستیم، با لفظ اسلامی خودشان را گول نزنند. خودشان ببینند که چه کارهائی دارند می کنند و چه کارهائی بنا دارند بکنند که آن کارها به نفع کشور است و به نفع اسلام. اگر آموزش و پرورش به نفع کشور و به نفع اسلام، به نفع اسلام باشد و انجمن اسلامی که در همه ادارات الان هست و صحبتش هست، به نفع کشور و به نفع اسلام باشد، آثارش بعد از چند سال بعد بر همه معلوم می شود. اینهائی که مخالفند با اینکه دانشگاه درست بشود، دانشگاه و فرهنگ، فرهنگ صحیح بشود، اسلامی بشود، اینها همان ها هستند که در دامن آن خارجی ها بزرگ شده اند و خوف این را دارند که مبادا یک وقتی یک دانشگاهی اسلامی بشود و ما نتوانیم دیگر دزدی بکنیم و ما نتوانیم دیگر عیش و عشرت بکنیم. دانشگاه شاید یک وقت اسلامی بشود و آنجا مرکز فساد نباشد و اینها خوف این را دارند. تا حالا مراکزی بوده است که شرم دارد انسان از این مراکزی که در همه کشور بوده، در همه وزارتخانه ها بوده، در همه ادارات بوده، شرم دارد انسان که اسم ببرد چه بوده قصه. آنهائی که در خود وزارتخانه ها بودند و هستند، آنهائی که من فرستادم و داخل زارتخانه ها را دیدند و برای من نقل کردند، چیزها نقل می کنند از آنجا. به مجرد اینکه وزارت فلان و وزارت فلان دیگر انجمن اسلامی دارد، اگر انجمن اسلامی دارد این انجمن اسلامی چطور گذاشته است تا حالا اینطور خرابی ها باشد و اگر آموزش و پرورش صحیح باشد، مملکت ما از حیث فرهنگ باید خودکفا باشد نه اینکه بعد از اینهمه سال ها خرج و اینهمه سال ها رنج و اینهمه سال ها برای این ملت رنجدیده اموالشان را به باد بدهیم و هزینه های هنگفت بسیار خرج این مسائل بشود و باقی این امت گرسنگی بخورد. آنی که از اینها بیرون می آید یک ماشینی است که از این طرف مسلمان را می اندازند توی آن، از آن طرف کمونیست ها بیرون می آیند، از این طرف افراد مؤمن را می اندازند توی آن، از آن طرف غیر مؤمن از کار در می آید، از آن طرف هم آن اشخاصی که به حسب فطرتشان سالم بودند می ریزند توی این کارخانه، از آن طرف وقتی در می آید یک آدم فاسد در می آید اگر اینطور باشد، معلوم می شود که این دستگاه چه دستگاهی بوده. ما از نتیجه دستگاه ها می فهمیم که این دستگاه چه است. ما این اشخاصی که در این پنجاه سال در حکومت اینجا بودند، در مجلس شورایش بودند به اصطلاح خودشان، در مجلس سنا بودند، این اشخاص را ما باید ببینیم چه اشخاصی بودند که از همین دانشگاه ها بیرون آمدند و از همین جاهائی که آموزش و پرورش هست و اینها بیرون آمدند. اگر اینها آموزش داشتند، اگر اینها پرورش داشتند که این مملکت ما را دو دستی تعارف نمی کردند به خارج.
گرفتاری زیاد است و باید رفع بشوند این گرفتاری ها، خودتان باید رفع بکنید، منتظر نباشید که یکی بیاید از خارج رفع بکند. اگر کسی از خارج بیاید برای شما، نمی خواهد شما را تعلیم و تربیت کند، می خواهد همان جا، همان ها باشد که در زمان رژیم سابق بود، همان آموزش و همان پرورش. باید محتوا را درست بکنید. باید کوشش کنید به اینکه آموزش، آموزش صحیح باشد، آموزش صحیح باید باشد. آموزش وقتی مفید خواهد شد که تزکیه باشد، که نربیت روحی و اخلاقی در آن باشد. در دانشگاه ها و در سایر مراکز علم، چه در آنجاهائی که علمای روحانی هستند و چه در آنجاهائی که

صحیفه نور جلد 12 صفحه 215

دانشمندهای غیر روحانی هستند، اینها باید اشخاصی باشند در آنها که این طلاب را در آنجا و این دانشجوها را در آنجا تربیت اخلاقی بکنند، تزکیه بکنند نفوس اینها را. همانطوری که دارند تحصیل می کنند تزکیه نفس هم داشته باشند. اگر یک عالم مزکای به همه معنا، در یک جامعه باشد، ممکن است یک وقتی جامعه را این ور آن ور کند؟! من در جوانی در بعضی وقت ها که در بعضی از این شهرها می رفتم می دیدم بعضی از این شهرها خیلی مردمش مودب به دیانت هستند، دنبال این شدم که چطور شده است که اینجا اینطوری است و آن شهر دیگر اینطور نیست، می دیدم که اینجا آن عالمی که در اینجا هست یک عالمی است که خودش را تزکیه کرده، یک عالمی است که خودش اصلاح شده است، مردم را او اصلاح کرده. باید عالم وقتی که در یک جامعه ای می رود، در یک محلی می رود، در یک دهی می رود، در یک شهری می رود، دنبال این باشد که تزکیه کند آنها را، قبل از اینکه تعلیم کند آنها را. باید معلمینی که در دانشگاه می آیند و می خواهند تربیت کنند و تعلیم بدهند به دانشجوها، همراه آنها یک عالمی باشد که تزکیه کند این جوان ها را. از آن افرادی که کوشش دارند که این جوان های ما را به انحراف بکشند، باید تزکیه بشود این دانشگاه ما از اینطور افراد، باید ادارات ما از این چیزهائی که جوان های ما را به فساد می کشند، جوان های ما را به تباهی می کشند، باید اینها تزکیه بشود تا اینکه افراد بشود تزکیه بشود. اگر یک معلمی می رود در آنجا و به این بچه های کوچک حرف هائی را می زند که اینها را منحرف کند، اینها را باید شماها ببینید، توجه کنید آن را، معرفی کنید و کسانی که تصفیه می خواهند بکنند تصفیه کنند.این شیاطین هستند باز، این قشرهای فاسد هستند باز در همه جاها، چه در دانشگاه ها، چه در جاهای دیگر. اینهائی که اصرار دارند که در این محل هائی که هستند یک اشخاصی باشند که آنها جوان ها را به انحراف می کشانند، اینها دشمن ما هستند، دشمن اسلام هستند، چه وزیر اسمش باشد و چه معلم اسمش باشد. آن وزیری که بعد از یک سال و نیم یا بعد از چندین ماه وزارت نتوانسته ... یا خودش را از آنجائی که، از آن اشخاصی که بچه ها را به فساد می کشانند (نمی آیند کار بکنند، می آیند آدامس می جوند و بچه ها را به فساد می کشانند، من فرستادم دیدند) اگر اینها تصفیه نکنند، من لازم نمی دانم که معرفی شان بکنم با اسم. من در بعد از حبس، در آن حصری که بودم و منصور شده بود نخست وزیر، وزیر کشور را فرستاد پیش من، مثل اینکه صدر وزیر کشور بود، صدر پسر صدر الاشرف، فرستاد آنجا پیش من که بلی حکومت سابق چه بوده و چه بود و ما می خواهیم چه باشیم و چه باشیم و از این حرف ها. گفتم به ایشان که ما نه با حکومت سابق دشمنی داشتیم و نه با شما برادری، ما باید ببینیم شما چه می کنید و بیخود من هم از اینجا که الان محصورم (آمده بودند که من دیگر بروم) حالا که محصورم بیخود من را رها نکنید برای اینکه من وقتی رها بشوم باز هم همان حرف هاست، من با شما هیچ قوم و خویشی ندارم و من اگر یک چیزی را دیدم، می گویم. حالا هم من اعلام می کنم به همه کسانی که دست اندر کارند من با هیچ کدامتان عقد اخوت نبستم و اگر عقد اخوت هم بسته بودم، خلاف می کردید، می گفتم. اصلاح بکنید خودتان را، وزارتخانه را، هر یک از وزرا که در یک وزارتخانه ای هستند آنجا را تصفیه کنند، هم از اشخاصی که منحرف هستند به حسب

صحیفه نور جلد 12 صفحه 216

عقاید و هم از اشخاصی که منحرف هستند به حسب عمل و هم از اشخاصی که به انحراف می کشند جوان های ما را در عمل و در عقاید.
 

اگر شما خودتان را اسلامی نکنید نمی توانید دیگران را به اسلام دعوت کنید

انجمن های اسلامی سرتاسر کشور که الان در همه جا هست و من امیدوارم که با تأیید خدا اینها اسلامی باشند، این انجمن های اسلامی هم باید درست توجه به این داشته باشند که در آن وزارتخانه ای که هستند، در آن اداره ای که هستند، در آن کارخانه ای که هستند، هر جا که هستند اول متوجه باشند که خودشان اسلامی هستند یا نه. انسان اگر خودش منحرف باشد نمی تواند دیگران را مستقیم کند. این شکی نیست که آدمی که خودش فرض کنید خدای نخواسته شرابخوار باشد نمی تواند دیگران را از شرابخواری باز دارد، او دعوت می کند دیگران را به آن. اگر شما خودتان، خودتان را اصلاح نکنید و خودتان همانطوری که اسم انجمن اسلامی روی خودتان گذاشتید اسلامی نباشید و خودتان را اسلامی نکنید، نمی توانید دیگران را به اسلام دعوت کنید. خدای تبارک و تعالی که برای مردم هادی می فرستد و پیغمبران را انتخاب می کند، کسی که خودش از اول عمر تا آخر عمرش یک لغزش نداشته معصوم بوده، یک همچو موجودی را انتخاب می کند برای اینکه تربیت کنند مردم را، تزکیه کنند و تعلیم کنند. اگر آن کسی که می خواهد مربی یک جامعه ای باشد، مربی یک دستگاهی باشد، آنها را به اسلام دعوت کند، اولش باید خودش را اسلامی کند و خودش را، باطن خودش را دعوت به اسلام بکند، اسلامی بکند تا دیگران را بتواند اسلامی کند. اگر خودش را اسلامی نکند نمی تواند دیگران را اسلامی کند. معلمین آموزش و پرورش اگر خودشان یک پرورش صحیح نداشته باشند ویک تعلیم صحیح، نمی توانند جوان ها را تعلیم کنند و آموزش بدهند و پرورش بدهند. مبدأ هر امری از خود آدم شروع می شود. پیغمبر هم وقتی که تشریف آوردند، از خودشان، خودشان کامل بودند، از منزل خودشان شروع کردند، حضرت خدیجه را دعوت کردند او هم قبول کرد، امیرالمومنین سلام الله علیه بچه بود آنوقت، دعوت را قبول کرد. قوم و خویش های خودشان را جمع کردند و فرمودند که یک همچو مسأله ای است، یک دسته ای قبول کردند، یک دسته ای قبول نکردند. از خودش انسان باید شروع کند. منی که می خواهم بگویم شما فلان کار را نکنید، اگر خودم فاسد باشم، این حرفم هیچ تأثیری هم ندارد. شمائی که انجمن اسلامی دارید و هر کس که انجمن های اسلامی را تأسیس کرده است انشاءالله خداوند همه را حفظ کند لکن توجه داشته باشید که از خودتان شروع کنید و این انجمن یک انجمنی باشد به همه معنا اسلامی، اخلاق اسلامی، عقاید اسلامی، اعمال اسلامی یعنی تزکیه شده باشد و کتاب و حکمت را هم تعلیم دیده باشد نه به آن معنای مرتبه عالیش، به همان مقداری که کتاب دعوت می کند که آنچه صلاح شماست و منع می کند از آنچه بر خلاف مصلحت شماست. شما آقایان اول باید خودتان را اصلاح کنید و امید است که اصلاح بکنید و همه مان در این صدد باشیم تا بتوانید جامعه را اصلاح بکنید.

صحیفه نور جلد 12 صفحه 216

 

دانشگاه ها و مدارس باید مرکز تربیت صحیح باشند

دانشگاه که می خواهد از آن دانشمندها بیرون بیاید باید اول داخل دانشگاه اصلاح بشود نه اینکه سنگربندی بشود توی دانشگاه و زد و خورد و آن بساط. اصلاح بشود دانشگاه. باید آن اشخاصی که متعهد هستند کوشش کنند به اینکه یک دانشگاه محل تربیت و تزکیه و محل علم به آن معنائی که برای کشور ما لازم است نه آن چیزی که لازم نیست و نه آن چیزی که کشور ما را به فساد و جوان های ما را به فساد می کشد. بسیاری از این چیزهائی که در دانشگاه ها برای جوان ها به عنوان تعلیم هست اینها فاسد می کنند جوان های ما را. باید اشخاصی باشند و انشاءالله هستند و برنامه بریزند، برنامه ای که تعلیمات به مقدار احتیاج و به آن اندازه ای که ما محتاج به آن هستیم و آن چیزهائی که برای اصلاح کشور ما هست آنها را در برنامه ها بگذارند و آن چیزی که برخلاف صلاح ما بوده است در آن زمان، آن را حذف بکنند تا انشاءالله یک دانشگاهی بشود از حیث علم، دانشگاه خوب و همین طور باید دانشگاه را اشخاصی بیاورند که تهذیب کنند این افراد را، این جوان ها از ابتدا خوبند، مربی ها ضایع کنند انسان را، والا اول بچه ای که متولد می شود (کل مولود یولد علی الفطره) به فطرت انسانیت و به فطرت خوب تولد پیدا می کند بعدش مربی ها هستند که این را می کشانند به فساد، محیط است که اگر فاسد باشد اینها را می کشد به فساد، باید محیط دانشگاه یک محیطی باشد که اگر انسان رفت توی آن ببیند محیطی است که همه اینها متعهدند و همه اینها خدمتگزار کشور هستند و همه برای اسلام و کشور دارند خدمت می کنند. این آدمی هم که از خارج رفت توی آن طبعاً اینطوری بار می آید. وقتی در یک جامعه ای سلامت حکفرما باشد افراد خود به خود سالم بار می آیند. یک خانواده ای که همه شان اشخاص خوب هستند بچه هاشان سالم بار می آیند مگر باز وارد بشوند در یک جامعه فاسد که آنها فاسدشان بکنند و الا طبعاً اینطوری است، بچه های کوچک نفس شان مستعد از برای این است که نقش بگیرد یا از طرف فساد یا از طرف صلاح. اگر در یک جامعه صالح بود، بچه هایش هم صالح بار می آیند، اگر فاسد بود، بچه ها هم فاسد بار می آیند. شما آقایان و همه اشخاصی که می خواهید آموزش و پرورش بدهید یا در بنگاه های آموزش و پرورش هستید همه دانشگاه ها، همه مراکز تربیت، همه مدارس قدیمی باید در آن اشخاصی باشند که آن اشخاصی که در آنجا هستند تربیت بکنند، تربیت اخلاقی بکنند. علماء اخلاق لازم است در، هم دانشگاه و هم در مدارس و هم در همه جا. این مساجد باید مرکز تربیت صحیح باشد و مساجد بحمد الله اکثراً اینطوری است. اشخاصی که در مسجد می روند باید تربیت بشوند به تربیت های اسلامی. مساجد را خالی نگذارید. آنهائی که می خواهند نقشه بکشند و شما را دور کنند از مساجد، دور کنند از مراکز تعلیم و تربیت، آنها دشمن های شما هستند. ماه مبارک نزدیک است در ماه مبارک باید به قدر چندین ماه تربیت بشود
(لیله القدر خیر من الف شهر) .
 

مساجد را خالی نگذارید

باید در ماه مبارک تربیت و تعلیم به تمام معنا در همه بعدهایش در مساجد باشد، در محافل دیگر

صحیفه نور جلد 12 صفحه 218

باشد. مساجد را خالی نگذارید. اینهائی که هی صحبت این را می کنند که حالا ما انقلاب کردیم برویم سراغ کارهای دیگر، خیر انقلاب از مساجد پیدا می شود، از مساجد اینطور امور تحقق پیدا می کند، هم دانشگاه ها را حفظ کنید، هم مساجد را حفظ کنید، منافات با هم ندارد. دانشگاهی باشید مسجد هم بروید، مساجد را هم تعمیر کنید، مساجد را هم آباد کنید از رفتن خودتان. انجمن های اسلامی و شما که در آموزش و پرورش هستید البته خیلی شغل گرانبهائی دارید و مسؤولیت زیاد هم دارید و من امیدوارم که همه شما و همه ملت ما راه سعادت را به پیش بگیرند و همه سعادتمند بشوند و جوان های ما از گرفتاری هائی که برایشان دارند منحرفین پیش می آورند نجات بدهد خدای تبارک و تعالی. خداوند همه شما را حفظ کند.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:20 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع فرماندهان، افسران و درجه داران و پرسنل نیروی دریائی ارتش جمهوری اسلامی

تاریخ: 1359/04/15

 

مقصد عالی اسلام و همه مکتب های توحیدی این است که انسان درست بشود

بسم الله الر حمن الرحیم
اولاً از آقایانی که زحمت کشیدند و تشریف آوردند در این محل تنگ و زحمت زا، تشکر می کنم و توفیق و سعادت همه را از خدای تبارک و تعالی مسئلت دارم. وضع اسلام در همه ابعادی که دارد با وضع حکومت های دیگر بلکه با وضع ادیان دیگر آنچه که الان در دست است مغایرت دارد. در تمام دوران بشریت آنقدر که تاریخ به ما اطلاع می دهد هیچ حکومتی و هیچ دیانتی مثل دیانت اسلام و حکومت اسلام نبوده است و بعدها هم نخواهد بود. اسلام یک حقیقتی است که انسان را در تمام ابعادی که دارد، چه از بعدهای مادی و چه بعدهای معنوی تا برسد به آنجائی که آنچه در وهم تو ناید آن شود، در همه این ابعاد نظر دارد و طرح تربیتی. شما به حکومت های دنیا، غیر ادیان وقتی که نظر بکنید چه حکومت های شرق و غرب و چه حکومت هائی که در بین شرق و غرب هستند هیچ حکومتی را نمی بینید که با کیفیت بارداری زن ها کار داشته باشند، بابچه های شیرخوار کار داشته باشند، با کیفیت ازدواج که چه وقت باشد، چه وقت نباشد کار داشته باشد، با بچه های کوچکی که در دامن مادرشان هست و تکلیف پدر و مادر، با آنها کار داشته باشد، بلکه هیچ حکومتی با اخلاق افراد هم کار ندارد الا آن چیزی که به حکومت ضرر بزند. نظر حکومت هائی دنیائی این است که یک کسی مخالفت با نظم نکند، مخالف با حکومت آنها نکند، بیرون نیاید و عربده بکشد و بخواهد نظم را به هم بزند تا این حدود کار دارند آنها، اما در باطن منزل ها چه می گذرد و غیر از توطئه که این هم مربوط به نظام است این آدم در خانه خودش چه می کند ابداً کاری به این ندارد، هر کاری می خواهد بکند. آزادی که حکومت مادی به مردم می دهند غیر از آن آزادی است که حکومت های معنوی و خصوصاً اسلام به جامعه می دهد. طرز حکومت اسلام با سایر حکومت ها در تشکیلات، طرز نیروهای مسلح اسلامی با سایر نیروهائی که غیر اسلامی هستند همه اینها فرق دارند. اسلام از قبل از اینکه شما ازدواج بکنید، با ازدواج شما سروکار دارد، می خواهد نتیجه این ازدواج یک انسان سالم باشد، مثل حیوانات نباشد که به طور هرج و مرج هر کاری می خواهند می کنند. از قبل از ازدواج قوانین اسلام هست که چه شخصی را زن قبول کند به ازدواج و چه زنی را مرد قبول کند برای ازدواج، اوصاف مرد، اوصاف زن، اینها در اسلام مطرح است، در هیچ حکومتی این مطرح نیست که مرد اوصافش چه باشد، زن اوصافش چه

صحیفه نور جلد 12 صفحه 221

باشد. در اسلام این مطرح است، وقت ازدواج چه وقت باشد، بعد از ازدواج چه روابطی بین زن و مرد باشد، وضع زندگی زن و مرد با هم چه جور باشد. وقتی زن و مرد با هم خلوت می کنند وقت این خلوت چه وقت باشد.
همه اینها برای این است که می خواهد، مقصد عالی اسلام و همه مکتب های توحیدی این است که انسان درست بشود، این انسان اگر چنانچه سر خود باشد و مهار نداشته باشد، از همه حیوانات درنده تر و موذی تر است. شما می بینید که این جنایاتی که الان بر بشر واقع می شود از طرف قدرت های بزرگ که به خیال خودشان اینها تربیت شده هم هستند، این جنایاتی که از طرف این دولت ها بر بشر و بر همجنس خودشان وارد می شود و در طول تاریخ از هیچ حیوان درنده ای واقع نشده است. حیوان درنده هم طعمه می خواهد آن طعمه که دستش آمد و شکمش سیر شد دیگر نمی خواهد یک عده از حیوانات را استثمار کند و تحت سلطه در می آورد. این انسان است که سیر نمی شود، این انسان است که هواهای نفسانیه اش آخر ندارد. اگر چنانچه یک مملکت را به او بدهند، دنبال یک مملکت دیگر است آن مملکت را هم که گرفت دنبال یکی دیگر است اینطور نیست که حدود داشته باشد آمال انسان، هر چه که یافت دنبال این است که آنچه را که نیافته او را هم بیابد، انسان اگر به حال خودش باشد در شهوت غیر متناهی است آمالش، و در غضب هم غیرمتناهی است و در حس سلطه جوئی هم غیرمتناهی است. شما گمان نکنید که اگر منظومه شمسی را تمامش را یک انسانی به دست بیاورد باز بنشیند که خوب، بس است و می گوید یک منظومه دیگری برویم ببینیم چه خبر است. شما می بینید که الان دنبال این هستند که به مناطق دیگری که غیر زمین است، به سیارات دیگر هم دست یابند اینطور نیست که اگر دست یافتند به یک سیاره ای، دنبال سیاره دیگر نباشند اینطوری انسان خلق شده است، غیرمتناهی در غضب، غیر متناهی در شهوت، غیر متناهی در خودخواهی. هیچ چیز انسان را سیر نمی کند مگر اینکه تربیت بشود که با این تربیت به منتهای سیری که در این سیر آن منتها تمام چیزهائی است که انسان می خواهد و آن رسیدن به کمال مطلق، به کمال مطلق اگر رسید این طمانینه برایش حاصل می شود، اطمینان قلوب به رسیدن به خداست، به غیر او هیچ آرام نیست قلوب، خودشان هم ملتفت نیستند که این نفس توجه به کمال مطلق دارد، منتها کمال را گم می کنند، نفس انسان متوجه به این است که برسد به کمال مطلق، تشخیص اینکه این کمال است، آن کمال است اشتباه در اینجاهاست. یک کسی علم را کمال می داند، دنبال علم می رود، یک کسی قدرت را کمال می داند، دنبال قدرت می رود، همه اینهائی که دست و پا می زنند در دنیا، دنبال این هستند که کمال مطلق را پیدا کنند، همه دنبال این هستند خدا را پیدا کنند، متوجه نیستند خودشان.
 

اسلام هادی انسان های سرگردان به سوی کمال مطلق و نور

اسلام آمده است راه را نشان بدهد، سرگردانی ها را از بین می برد و راه را نشان می دهد که از این راه باید رفت، اسلام نیامده است که سلطه پیدا کند بر این مملکت و آن مملکت و آن مملکت، اصلاً مطرح نیست پیش اسلام سلطه جوئی، مطرح نیست پیش اسلام غلبه به یک قومی و زیر بار قرار دادن و به استعمار کشیدن آنها، هیچ مطرح نیست پیش اسلام. اسلام اگر چنانچه ارتش دارد برای این دارد که این ارتش مردم را بیاورد برای هدایت نه ارتش برود یک جائی را بگیرد. ارتش می خواهد قلوب را جلب کند. ارتش اسلام، اسلام آمده است که قلوب یک انسان را، قلب های انسان را که سرگردان هستند و کمال مطلق دنبالش هستند و نمی دانند کجاست، این سرگردان را می خواهد هدایت کند و راهنمائی کند به آن راهی که به آنجا می رسند. در قرآن و در نماز می خوانید (اهدنا الصراط المستقیم) یک راه مستقیمی هست که این راهی است که انسان را به کمال مطلق می رساند و آن سرگردانی که از برای انسان از بین می رود و بشر این راه مستقیم را اگر خودش می خواهد طی کند نمی تواند، اطلاع در آن ندارد. خداست که اطلاع دارد بر این راه مستقیم، یعنی آن راهی که انسان را از این آشفتگی ها و از این حیرت ها بیرون می آورد، می فرستد او را طرف یک راهی که منتهی الیه اش خداست. ما از خدا در نمازهایمان می خواهیم که خدا هدایت کند ما را به راه مستقیم، نه راه کج و نه راه از این طرف کج، راست و چپ. (غیرالمغضوب علیهم ولاالضالین) اینها راه هایشان علیحده است و هر چه جلو بروند دور می شوند از آن مقصد. ارتش اسلام، ارتش هدایت است، سردارهای صدر اسلام اساتید اخلاق بودند، کسانی بودند که مردم را در همان حالی هم که جنگ می کردند، هدایت می کردند با اسم خدا شروع می کردند. دستور بود که تا آنها، تا آن مقابل های ما شروع نکنند، شما بایستید. شروع هم اینطور نبود که همانطور که آنها می خواستند اینها را مغلوب کنند و یک غنیمتی به دست بیاورند و یک کشوری را بگیرند اینها هم آنطور باشند، خیر، اینها می خواستند قلوب را به دست بیاورند، ارتش اسلام هر جا رفته است و سردارهای اسلام هر جا پا گذاشتند همانجائی که پا گذاشتند اول مسجد درست کردند، وقتی به قاهره رسیدند اول خط کشیدند برای مسجد. و هر جا اینطور بود، مسجد مطرح بود، معبد مطرح بود و ارتش اسلام برای آباد کردن مساجد و محراب ها کوشش می کردند و پیغمبرها برای همین آمده بودند که مردم را هدایت کنند به آن راهی که می رسند به آن کمال مطلق و از این حیرت ها و از این سرگشتگی ها نجات پیدا می کنند، برای نجات انسان است از این ظلمت طبیعت به نور، بلکه از حجاب های نور و ظلمت برای ماورای اینها. در دعای شعبانیه می خوانید: (الهی هب لی کمال الا نقطاع الیک و انرابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک حتی تخرق ابصار القلوب حجب النور) ما را هدایت کن به آنجائی که دیدگان قلوب ما، چشم های قلب ما، حجاب های نورانی هم از بین بردارد، به تو برسد. اسلام آمده است که انسان را از این ضلالتی که دارد، از این حجاب هائی که دارد، حجاب هائی که بالاتر از همه حجاب خودبینی است، خود گنده بینی، تا انسان یک چیزی دستش می آید یک غروری در او پیدا می شود و خودش را بزرگ می بیند، اسلام آمده است که سرکوب کند این غرور را، مادامی که انسان خودش را می بیند نمی تواند به آن راهی که راه هدایت است دست پیدا بکند. باید پا بگذارد روی این، اول امر این است که پا بگذارد روی این شهواتی که دارد، هواهای نفسانیه ای که دارد.

صحیفه نور جلد 12 صفحه 221

 

در اسلام هر چه هست برای صلاح حال ملت هاست

و ارتش اسلام برای این آمده است که مردم را صید کند و قلوب آنها را به دست بگیرد، نه مردم را بخواهد جهات مادی به دست بیاورد. هیچ جنگی در دنیا که بین انبیا بوده و غیرشان، نبوده است الا اینکه می خواستند این سرکش ها را آرام کنند و این انانیت ها را بکوبند. خدای تبارک و تعالی وقتی به حضرت موسی و هارون امر می فرماید، می فرماید بروید این فرعون را نصیحت کنید شاید، شاید، به راه بیاید. مطرح این است که فرعون آنهائی که همه شان نفس فرعونی دارند، خیال نکنید که یک شخصی یا یک اشخاصی بودند، فرعون بودند، انسان تا تربیت اسلامی یا ترتیب مکاتب توحید پیدا نکند، این فرعونیت در باطنش است شیطنت هم در باطنش هست، خودخواه است و اسلام برای این آمده بود که این خودخواهی هائی که مانع از رسیدن به آن هدایت مطلقند، از پیش پای مردم بردارند. در نقل است که پیغمبر اسلام دید یک عده ای را گرفتند، اسیر کردند دارند می آورند فرمود که ما باید با زنجیر اینها را به بهشت ببریم. آنقدر پیغمبر غصه می خورد به اینکه این مردم هدایت نمی شوند که خدا به او تسلیت می فرماید: (فلعلک باخع نفسک علی آثار هم ان لم یومنوا هذا الحدیث اسفاً) . قضیه، قضیه ایمان است نه قضیه گرفتن یک جائی و سلطه پیدا کردن به یک کشور است، قضیه این است که ایمان بیاورند. جمهوری اسلامی باید مشی اش این باشد که هدایت کند مردم را، خدا انشاءالله این منحرفینی که الان در کشور ما و در سایر کشورهای اسلامی هستند هدایت کند که اینها به راه بیایند. اسلام می خواهد که مردم بیایند در تحت لوای او و آنها را از این گرفتاری هائی که دارند و سرگشته اند و حیرانند و این ور و آن ور می زند برای پیدا کردن کمال، خودشان هم ملتفت نیستند که کمال مطلق چی هست، آمده است اینها را از این سرگردانی ها بیرون بیاورد، همه را به یک راه مستقیم هدایت کند و تا آخر برساند، چرا از این اسلام فرار می کنند؟ در اسلام هر چه هست برای صلاح حال ملت هاست، برای صلاح حال بشر است. اسلام می خواهد اینهایی که منحرف هستند اینها را برگردانند به یک راه راستی، به یک راه سلامتی، همه با هم برادر باشند، همه با هم دوست باشند، محبت داشته باشند، مثل اهل بهشت باشند که (اخوانا علی سرر متقابلین) برادرند همه، هیچ حقد و حسدی آنجا دیگر نیست، شستشو شده اند، اگر خدای نخواسته هم جهنمی باشیم در جهنم شستشو می شود، جهنم راه بهشت است. اسلام آمده است که همه این گرفتاریهائی که در بشر هست زائل کند و همه را به راه راست و با برادری، با برابری، با خوشی اینها را ببرد، راه ببرد همانطوری که چوپان گوسفندهای خودش را راه می برد، همانطور که چوپان علاقه دارد که این گوسفند در یک جای خوبی چرا بکند، پیغمبرها می گویند غالباً یا همه چوپانی هم کردند. چرا این گروه های منحرف از آغوش اسلام کنار می روند؟ بیایند ببینند که اسلام چه می گوید و از اولی که بشر می خواهد ازدواج کند همراهش هست که این بچه ای که می خواهد از این بشر تولید بشود یک بچه خوبی باشد. بعد هم در دامن مادرش اینطور، بعد در دبستانش اینطور بالا و پایین تا آخر. اسلام می خواهد شما را هدایت کند به یک راه راستی، اسلام اینطور نیست که بخواهد به شما یک سلطه ای پیدا کند و یک آقایی بفروشد، خیر، پیغمبر اکرم که

صحیفه نور جلد 12 صفحه 224

شخص اول بود و بنیانگذار اسلام و بنیانگذار هدایت مردم، سیره اش را بروید ببینید چه جور بوده، آیا هیچ وقت سلطه جو بوده است؟ وقتی با همین اشخاصی که رفقایش بودند، دوستانش بودند دیگر سیاه و سفید و اینها مطرح نبود، نشسته بودند همه با هم دور هم می نشستند یکی آنجا بنشیند یکی پهلویش، یکی بالا و پایین باشد این هم نبوده. از اول بنا بوده است که یک اخلاق صحیح انسانی آنکه برای انسان صالح است، آن را تربیت کنند به آن اخلاق و تربیت کنند به آن عقاید و تمام اعمالی که دستور داده اند همه اش برای این است که این را تربیت کنند، که به آن مقصدی که بر حسب فطرت دارد (فطره الله فطرالناس علیهاً) این فطرت توحید است فطرت خداجوئی است در همه هست کافر هم که دارد می رود دنبال اینکه یک چیزی پیدا بکند خودش ملتفت نیست این دنبال کمال مطلق است این را کمال خیال کرده است. هر کس هر عملی انجام می دهد برای اینکه آن را یک چیز خوبی می داند یک کمالی داند. این دزدهای سر گردنه هم این را یک کمالی می دانند که بروند دزدی بکنند به هم فخر می کنند، همه دنبال کمالند، همه دنبال خدا هستند ملتفت نیست. بشر خداخواه هست، لکن اعوجاجات نمی گذارد، فطرت را خاموش می کند.
 

کسی که به خدا متمسک است از هیچ چیز نمی ترسد

شما برادران ارتشی، نیروهای دریائی که امروز اینجا تشریف آوردید بعضی هایتان توجه داشته باشید که شما امروز لشکر پیغمبر اسلام هستید، لشکر امام زمان ارواحنا فداه هستید، الان نظر دارد به شماها. نامه اعمال شما به او عرضه می شود بر حسب روایات، طوری باشد که نامه ها وقتی عرضه می شود ایشان را متأثر نکند. نیروهای ما نیروهائی باشند که مردم را بخواهند هدایت کنند به انسانیت، فرق ما بین نیروی توحیدی و طاغوتی همین است. نیروی طاغوتی می خواست تو سر مردم بزند از مردم فاصله می گرفت. توجه داشته باشید که هر چه قدرت پیدا کنید شما به اندازه محمدرضا پیدا نمی کنید و حالا او در یک بستری خوابیده است که مرگ برای او عروسی است، دنیا این است! و آنهائی که اهل معرفت خدا هستند هر چه نزدیک تر به آن عالم بشوند ابتهاجشان زیادتر می شود، کمالشان زیادتر می شود، کوشش کنید که ارتش اسلامی باشید، نیروی اسلامی باشید، نیروئی باشید که بخواهید با این نیروی خودتان اشخاصی هم که خلاف می کنند اینها را تربیت کنید. ضربه، ضربه تربیتی باشد (ضربه علی یوم الخندق افضل من عباده الثقلین) این روایتی است از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) . ضربه، یک ضربه یک دست بالا بردن و فرود آوردن و یک نفر آدم را سر آن خندق کشتن. البته از جهت سیاسی چون که این ضربه، ضربه ای بود که اسلام را از شر کفار نجات داد. ولی از آن جهت، جهت معنویش است، این دست بالارود و پایین می آید یک وقت آدم خیال می کند منم که این کار را می کنم، من بودم که این کردم، من بودم که اینجور کردم، این شیطان است. یک وقت این را قدرت خدا می داند خودش را هیچ می داند برای خودش چیزی قائل نیست این دست را از خدا می داند شمشیر را هم از خدا می داند. هیچی ما نداشتیم، ما قبل از چند سال پیش از این هیچ بودیم آنی که ما را هست کرد

صحیفه نور جلد 12 صفحه 225

و همه چیز به ما داد و همه قدرت ها داد و زمین را به این وسعت در اختیار ما گذاشت و آسمان و زمین را در اختیار ما و برای منافع ما گذاشت خدا بود، ما خودمان که چیزی نبودیم، چیزی نداشتیم حالا هم هیچ هستیم. بفهمیم این را که ما چیزی نیستیم هر چه هست اوست. هی نگویید که فلان این کار را کرد، خیر، اینها حرف است مبدأ مطلب را پیدا بکنید، آن که انجام داده کارها را، آنکه شما ملت ضعیف را غلبه داد بر یک همچو قدرتهای بزرگی، آن او بود. تا تمسک به او دارید از هیچ چیز، از هیچ آسیبی نترسید، کسی که به خدا متمسک است از هیچ چیز نمی ترسد برای اینکه آخرش این است که انسان را بکشند، آخرش شهادت است از این ترسی ندارد. جوان های ما از باب اینکه از شهادت دیگر ترسی نداشتند بلکه استقبال می کردند از شهادت، این قدرت را پیدا کردند که همه به هم دست دادند و این مملکت را نجات دادند، می خواهیم مملکت نجات پیدا بکند از شرک، نجات پیدا بکند از این الحادها، همه بیایند، همه با هم وارد بشوند در این مکتبی که برای خداست و شما را هدایت به روی خدا، به طرف خدا می کند، نروید این طرف و آن طرف. هیچ جا بهتر از قرآن نیست، هیچ مکتبی بالاتر از قرآن نیست. این قرآن است که هدایت می کند ما را به مقاصد عالیه ای که در باطن ذاتمان توجه به او هست و خودمان نمی دانیم. شما ارتش عزیز ایران، شما نیروهای انتظامی ایران از هر طبقه ای که هستید شما امروز، تمام نیروهای شما امروز نیروی امام زمان سلام الله علیه است. کوشش کنید که رضای او را به دست بیاورید، توجه کنید به اینکه شما الان مستخدم او هستید و همه هستیم کوشش کنیم همه که رضای او به دست بیاید که رضای او رضای خداست و اگر آن بدست آمد ما دیگر آسیب نمی بینیم و خوفی از چیزی نداریم. انشاءالله خداوند به همه شما سلامت، عزت، قدرت عنایت کند و شماها را غلبه بدهد بر شیاطینی که در باطن خودتان و خودمان هست، غلبه بدهد بر همه اشخاصی که بر ضد اسلام، بر ضد این هدایت که هدایت خودشان هم هست بر همه غلبه بدهد.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:20 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

پیام امام خمینی در رابطه با عدم تعرض افراد به بانوان بی حجاب

تاریخ: 1359/04/13

 

پیام امام خمینی در رابطه با عدم تعرض افراد به بانوان بی حجاب

بسم الله الر حمن الرحیم
امام خمینی رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در پاسخ استعلام در مورد تعرض عده ای از افراد ناآگاه و احیاناً ضد انقلاب، به بانوان بی حجاب دستوری به این شرح صادر فرمودند: ممکن است تعرض به زن ها در خیابان و کوچه و بازار، از ناحیه منحرفین و مخالفین انقلاب باشد. از این جهت کسی حق تعرض ندارد و اینگونه دخالت ها برای مسلمان ها حرام است و باید پلیس و کمیته ها از اینگونه جریانات جلوگیری کنند.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:20 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها