بیانات امام خمینی در جمع روحانیون و ائمه جماعات تهران و شهرستانها.
تاریخ: 1359/04/20
دشمنان اسلام مقصدشان این است که روحانیت را پیش ملت ضعیف کنند
بسم الله الر حمن الرحیم
آقایان اگر بفرمایند، من راحت تر می شوم، بفرمایند بنشینند، از اینکه آقایان در این هوای گرم و جای تنگ و گرم هستند معذرت می خواهم از آقایان. اینجا منزل خود شماست و من هم خدمتگزار خود آقایان. امیدوارم خدای تبارک و تعالی به همه آقایان و به همه ملت توفیق بدهد که این مشکلاتی که در پیش است با همت همه مرتفع شود.
من یک کلمه باید با علما و فضلا و ائمه جماعات و سنخ روحانیت در سطح کشور صحبت کنم، یک کلمه هم با ملت. آن چیزی را که با آقایان روحانیون در میان می گذارم این است که شما می دانید که توطئه ها از همه اطراف هست و رو به افزایش است لکن از این توطئه هائی که منتهی به سلاح و قوای مسلح و اینها، هیچ باکی نیست. آنها را خدای تبارک و تعالی همراهی می کند چنانچه کرد و می بینید. همین امروز هم یکی از علمای جماران آمد و قصه ای را نقل کرد که از آن قصه هم من فهمیدم که عنایت خدا با ماست. ایشان فرمودند که یک خانه ای را در ظاهراً شمیرانات این آقایانی که در کمیته بودند و پاسدارها و اینها، به عنوان اینکه شنیده بودند اینجا قمارخانه است، رفته بودند به عنوان اینکه در این قمارخانه را ببندند، وقتی هم رفتند دیدند که بله بساط قمار و مشروبات و اینها هم هست یکی از پاسدارها رفته است پشت آنجا که برود ببیند اینجا چه خبر است، یک سگی همچو حمله کرده به او که او را وادار کرده که برود در زیر زمین، وقتی رفته در زیر زمین دیده یک مقدار زیادی اسلحه و امثال ذلک زیاد هست که شاید بعد در رادیو و اینها اطلاع بدهند به ملت. گفتم به آن آقا با هدایت سگ این واقع شده. این سگ مامور است، همه عالم مامورند. آن روز باد و شن مامور بود امروز هم در این قصه سگ مامور بوده است که این پاسبان را ملزم کند که برود کشف بکند. از این امور خوفی نداشته باشید، ملت ما هم از این امر خوف نداشته باشند و حماقت مال اینهائی است که در عین حالی که دیدند که آن رأسشان با آنهمه قدرت که در دست داشت بالفعل و با آنهمه پشتوانه هائی که از همه گروه های خارج و داخل داشت. در مقابل ملت و در مقابل تایید خدای تبارک و تعالی از ملت ما، نتوانست کاری بکند. حالا که آنها رفتند و رو به جهنمند، این عده بیچاره ای که برای خاطر یک دنیای کمی، فانی، می خواهند توطئه بکنند و آن هم اینطور توطئه ای که معلوم است که اگر چنانچه موفق به کشفش هم
صحیفه نور جلد 12 صفحه 227
نشده بودیم و قیام هم کرده بودند، خفه می کردند آنها را، این خوفی ندارد. آن توطئه هائی که از اول نهضت یعنی پیروزی ما، پیروزی شما شروع شده است و باز هم در کار است، آن را باید آقایان توجه به آن داشته باشند. اینها از همه فرصت ها و از همه ابعاد می خواهند استفاده بکنند، مثلاً یکی از مسائلی که دست خارج در آن هست و شیاطین داخلی، این است که انتظامات را وارد کنند که محفوظ نباشد و به هم بخورد. در کمیته ها، در انجمن اسلامی که در همه سطح کشور هست و در دادگاه ها و پیش پاسدارها و پاسبان ها و قوای مسلح دیگر یک جور تزریقاتی می شود که نتیجه آن تزریقات و تبلیغات این است که انسجام ملت را از دستش بگیرد و ملت ما را معرفی کند به دنیا که اینها اصلاً تحت هیچ نظامی نیستند، اینها نظام ندارند، اینها حکومت جنگلی دارند تا اینکه مصحح پیدا بشود پیش ابر قدرت ها برای اینکه یک (ولی) ای برای ما بفرستند. داخل را به هم می زنند، انجمن های اسلامی یک کارهائی مثلاً گاهی بچه هایشان، جوان هایشان انجام می دهند که موجب به هم ریخته شدن اوضاع است یا کمیته ها، سر تا سر کشور بعضی از جاها که بعضی اشخاص درشان نفوذ کرده است وادار می کنند که آنها هم یک کارهائی بکنند که موجب یک اختلالی بشود در نظم. جهاد سازندگی هم اشخاصی در آن نفوذ کرده و می کنند که آنها هم کاری انجام بدهند که مردم را از خودشان متنفر کنند و در دادگاه ها هم گاهی بعض اشتباهاتی می شود که آن هم موجب نارضایتی است. اینها می خواهند شما را، مقصدشان این است که روحانیت را پیش ملت ضعیف کنند و انسجام بین این قوایی که باید باشد و انتظامی که باید در یک مملکتی برای اداره اش باشد، این انسجام را به هم بزنند و فرض کنید که هر چه قدرت هم داشته باشند قوای انتظامی و مسلح، اگر منسجم نباشند کاری ازشان نمی آید. تا سپاه پاسداران، ژاندارمری، ارتش، شهربانی و سایر قوای مسلح باهم منسجم نباشند و همه از یک راه نروند، نمی توانند یک توطئه هایی که هست و ممکن است یک وقت واقع بشود نمی توانند آن را خنثی کنند و خفه کنند. چنانچه اگر بین روحانیون، تمام طبقاتی که روحانیت شامل آنهاست از علما و فقها، از محصلین، از خطبا، ائمه جماعات، همه، اینها اگر چنانچه آن وظایفی که محول به خودشان است آن وظایف را فراموش کنند و یک راه دیگری که محول به آنها نیست بروند، این هم یک خلاف نظمی است و این خلاف نظم موجب این می شود که اولاً شما را در بین ملت یک جور دیگری غیر از آنکه واقعیت هست معرفی کنند و ملت را از شماها کم کم جدا کنند. همین مسأله ای که در اوایلی که رضا خان آمد و کودتا کرد و بعد مستقر شد، همان برنامه ها دارد حالا شروع می شود. این خطاب من به همه علما و تمام روحانیون به کلمه عام و به همه ملت است. اگر چنانچه با هشیاری و با توجه کامل و تفکر کامل توجه نکنند به این توطئه، این موجب این می شود که ملت و روحانیت از هم جدا بشوند و روحانیت نتواند آن کاری که به عهده اوست انجام بدهد و اگر چنانچه یک وقتی آنها فرصت کنند، از همین معنا، از جداشدن ملت از روحانیت استفاده کنند و کارهای سابق را اعاده کنند، همان نقشه ای که من خوب یادم هست که در زمان رضاخان بود و آن نمایش دادن روحانیت به یک صورت غیر صحیح و جدا کردن مردم از روحانیت. در اوایل زمان رضاخان که قدرتش مستقر شد یکی
صحیفه نور جلد 12 صفحه 228
از اموری که او انجام داد همین بود که روحانیت را در بین مردم هی کم کم می خواست از بین ببرد. از شوفرها شروع کرده بودند، در آن زمان شوفرها یک آلت دستی بودند که یکی از علما برای من نقل کرد (خدا رحمتش کند) که من در اراک بودم و می خواستم بیایم به تهران یا قم، اتومبیل به من اجاره نمی دادند و آن شوفر گفت که ما به دو طایفه بنا داریم که اتومبیل کرایه ندهیم و آنها را سوار نکنیم، یکی فواحش و یکی معمم. این از دست شوفرها در آن زمان. حالا هم من نمی دانم چه جوری است که باز شوفرها را کشیدند در کار با اینکه شوفرها حالا غیر آنوقت هستند، البته حالا هم متعهدند اکثراً انشاءالله لکن بعضی از آنها شروع کردند، تبلیغاتی در آنها شده است، یک دسته بندی هائی شده است که حالا هم اهل علم را بعضی از شوفرها سوار نمی کنند. این همان توطئه ای است که از اول انگلیس ها درست کرده بودند و حالا هم عمال همه قدرت هائی که با شما مخالفند. شما یک توجه باید داشته باشید و ملت هم یک توجه. توجه شما این است که از حدود وظایف شرعیه خودتان و روحانی تجاوز نکنید.
ضرورت حضور فعال روحانیون در صحنه سیاست همراه با حفظ حوزه فقاهت
روحانیون همه، ملت همه باید حاضر باشند در مسائل سیاسی، حضور داشته باشند. اینکه بعض از عناصر حالا هم گاهی می گویند که روحانیون بروند توی مجلس ها، توی مدرسه های خودشان و مشغول کارشان باشند و ماها باید وارد این کارها باشیم، این یا از بی توجهی به عمق مسائل است که من باید بگویم بعضی شان بی توجه هستند و یا اینکه عمال همان ها هستند که در زمان رضاخان یک همچو کارهائی را می کردند و در طول تاریخ تقریباً حدود سیصد سال اینقدر تزریق کردند بر این ملت و بر خود روحانیون که شما نباید در سیاست دخالت بکنید که خود آقایان هم باورشان آمده بود. اگر یک مطلبی مثلاً راجع به یک امر سیاسی که به نفع ملت بود اینها می خواستند دخالت بکنند، یک قشر از خود روحانیت می گفتند این یک امر سیاسی است به ما چه. خودشان را کنار کشیده بودند یعنی کنارشان زده بودند اینها را، باورشان آورده بودند که روحانیون باید فقط بروند مسأله بگویند آن هم بعضی مسائل، نه همه مسائل. مسائل اگر همه اش باشد که بیشتر کتب فقه، کتب سیاست است لکن باورشان آمده بود این، مردم هم این را باور کرده بودند و این تبلیغاتی بود که از آنوقتی که پای غربی ها باز شد در ایران، مطالعاتشان را کردند، به آنجا رسید که این جمعیت خطرناکند و باید اینها را کنار زد و مشغول به خودشان کرد و ملت را هم باید از اینها جدا کرد، اگر یکی از اینها بخواهد وارد بشود در یک امر سیاسی، ملت با اینها موافقت نکند برای اینکه امر سیاسی است به شما چه. در عین حالی که باید همه قشرهای ملت و خصوصاً روحانیت حاضر باشند در سیاست کشور و توجه داشته باشند به مسائلی که در کشور می گذرد، چه در مجلس و چه در دولت و دیگران، در عین حال باید آن شغلی را که دارند از آن دست بر ندارند، گمان نکنند به اینکه ما باید، (آنوقت این گمان بود) که ما هیچ نباید دخالت بکنیم حالا این باشد که ما شغلمان فقط دخالت است. خیر، در آنوقت هم این کار صحیح نبوده برای ما و شما، حالا هم این کار صحیح نیست. شما باید پست های خودتان را محکم نگه دارید، ائمه جماعت باید
صحیفه نور جلد 12 صفحه 229
این مساجد را محکم نگه دارند و خطبا باید منابر را محکم نگه دارند و فقه را در حوزه های علمیه مثل قم و مشهد و امثال اینها و همین طور نجف باید فقاهت را حفظ کنند. حوزه ها باید حوزه فقاهت باشد. این حوزه های فقاهت بوده است که هزار و چند سال این اسلام را نگه داشته است. این مشی ای بوده است که از زمان قدیم، از زمان ائمه هدی تا زمان ما، مشی ای بوده است که علماء ما داشته اند و آن حفظ فقاهت. نباید حالا شما فکر کنید که حالا که باید امور سیاست هم ما دخالت بکنیم پس به فقاهت کار نداشته باشیم، خیر، باید حوزه های فقاهت به فقه خودشان به همان ترتیبی که سابق بود هیچ تخطی نکنید، به همان ترتیبی که سابق تحصیل می کردید فقه و مقدمات فقه را، محکم فقاهت را حفظ کنند و ائمه جماعت محکم مساجد خودشان را و ارشاد ملت را حفظ کنند و خطبای ملت هم باید منابر خودشان را و موعظه های خودشان را و ارشاد خودشان را حفظ کنند و در عین حال مراقب اوضاع مملکت خودشان باشند، چنانچه اهل بازار باید بازار خودشان را حفظ کنند لکن مراقب باشند. اینطور نباشد که ما یک وقت خدای نخواسته از آن اصلی که اساس حفظ اسلام است رو بر گردان بشویم و حوزه ها به فقاهت کم توجه بشوند. این فقها هستند که حصون اسلام هستند و حفظ کردند اسلام را. باید حوزه عنایتشان به فقه و فقاهت از همه چیز بیشتر باشد. اگر حوزه فقاهت خدای نخواسته از بین برود یا سست بشود، رابطه ما بین فقها و ملت قطع می شود، این حوزه فقاهت است که رابطه را محفوظ نگه داشته است. اگر یک اشخاصی آمدند در حوزه ها و پیشنهاد کردند که فقه لازم نیست مثلاً به این طول و تفصیل باشد و فلان و بیائیم یک چیزهای دیگر را هم چه بکنیم، اینها اشتباه می کنند یا مامورند. فقه به همان قوت اولیه باید باقی باشد. حوزه های فقاهت، هم فقاهت را داشتند و هم یک جمعی هم معقول و سایر علوم را تحصیل می کردند. علماء اخلاق بودند در حوزه ها که مردم را و علما را و اهل علم را دعوت به مسائل اخلاقی می کردند، اهل معنویت و عرفان بودند که اشخاصی را دعوت می کردند به آنطور و کارهای خودشان را انجام می دادند، لکن فقاهت که اساس است سرجای خودش بود و باید باشد و مسجدها را باید محکم آقایان بگیرند و نگهش دارند. دلسرد نشوید از حرف هائی - را - که این عمال خارجی در بین مردم منتشر می کنند. باید در عین حالی که حضور دارید در صحنه سیاست و هر واقعه ای که واقع می شود شما توجه باید داشته باشید که این واقعه آیا به نفع ملت است یا نه، لکن حوزه های فقاهت را به همان قوت خودش حفظ کنید. این فقه هست که اسلام را حفظ کرده و تا آخر حفظ می کند انشاءالله. و از این شغلی که دارید و از این راهی که دارید منحرف نشوید و بروید یک کارهائی که شما نباید بکنید، مثلاً یک معممی چهار تا هم پاسدار داشته باشد و یا هر کاری دلش می خواهد بکند، یک کسی هم یک کمیته درست کند و چند تا پاسبان و هر کاری می خواهد بکند. اینها یک طرحی است که ریخته اند برای اینکه شما را از صحنه خارج کنند، وارد یک صحنه ای می کنند که شما را بکلی خارج کنند، همچو می کنند که هی بیایند فریاد بزنند که امان از این آخوندها که در کمیته ها هستند و در دادگاه ها هستند و اینها که حتی آنها اگر دو تا، سه تا قضیه برخلاف واقع شد آنها هم که قضایای زیاد است و صحیح واقع می شود، پایمال می کند. باید در عین حالی که هر کسی به شغل
صحیفه نور جلد 12 صفحه 230
خودش باید مشغول باشد و هر کسی باید همان کاری که دارد خوب انجام بدهد لکن حاضر باشد در مملکت و غایب نباشد از سیاستی که در مملکت می گذرد، توجه داشته باشد که اگر یک وقت مثلاً یک جمعیتی یا یک فردی، یا حکومتی پایش را کج گذاشت، همه اعتراض کنند و نگذارند که واقع بشود، یا یک افراد غیر صحیحی را اگر چنانچه در ماموریت هائی گذاشتند و آقایان و علماء بلاد می دانند که این فاسد است خودشان نروند سراغش، اطلاع بدهند به آنجاهائی که باید اینها را تغییر بدهند و از آنها بخواهند که تغییر بدهند. اگر خودشان بروند، ولو یک آدم فاسدی را خود آقایان بفرستند یا بروند و آن فاسد را از آنجا بیرون کنند، این موجب وهم می شود برای اهل علم، اینها باید ارشاد کنند دولت را، ارشاد کنند به اینکه این ماموری که اینجا فرستادی اشتباه بوده است و دولت را وادار کنند، مجلس را وادار کنند تا اینکه اصلاح بشود. خودشان اگر بخواهند مستقیماً دخالت بکنند، موجب این می شود که در بین مردم موهوم بشوند و شما حفظ حیثیت خودتان برایتان واجب است. هر مومنی حفظ عرض خودش برایش واجب است لکن علما بیشتر مامورند به این امور، حجت بر علما تمامتر است. این وظیفه ماهاست که باید هر کسی شغل خودش را محترم بشمارد، دلسرد نشود امام جماعت از جماعتش، اهل منبر از منبرش و عرض می کنم که مراجع از مرجعیتشان، علماء بلاد از مسائلی که خودشان دارند. اینها باید حفظ کنند آن چیزهائی که مال خودشان است و حاضر باشند برای امور سیاسی.
مسجد محلی است که از مسجد باید امور اداره بشود
و آنی که به ملت عرض می کنم این است که توجه داشته باشد ملت که دشمن های اسلام و دشمن های کشور شما از هر راهی استفاده می خواهند بکنند. این راه هائی که خوب، دیده اید که واضح است که توطئه بکنند و مثلاً شلوغی ها بکنند و فسادها بکنند، اینها را که می دانید، راه دیگری که الان در نظر آنهاست این است که این مراکزی که مربوط به ربط روحانیت و ملت است، این مراکز را سست بکنند و کم کم از بین ببرند، وسوسه کنند به اینکه این آخوندها که از آنها کاری نمی آید، روید توی مسجد چه کنید؟ بروید راهپیمائی کنید. خوب، راهپیمائی سرجای خودش اما مسجد محلی است که از مسجد باید امور اداره بشود. این مساجد بود که این پیروزی را برای ملت ما درست کرد. این مراکز حساسی است که ملت باید به آن توجه داشته باشند، اینطور نباشد که خیال کنند که حالا دیگر ما پیروز شدیم دیگر مسجد می خواهیم چه کنیم. پیروزی ما برای اداره مسجد است. ما اگر نماز نباشد و آداب اسلامی نباشد، چه داعی داریم که بیائیم خودمان را به مهلکه بیندازیم و وارد این امور بشویم؟ ما برای اسلام این کارها را می کنیم و شما، شما ملت برای اسلام قیام کردید و برای اسلام اینهمه زحمت کشیدید و دارید می کشید. مراکزی که مراکز بسط حقیقت اسلام است، بسط فقه اسلام است و آن مساجد است، اینها را خالی نگذارید. این یک توطئه است که می خواهند مسجدها را کم کم خالی کنند. یک چهار نفر آدمی که معلوم نیست اصلاً به مسجد و به اسلام و به اینها اعتقادی داشته باشد یا معلوم
صحیفه نور جلد 12 صفحه 231
است که ندارد، امام جماعت ایستاده آنجا نماز می خواهد بخواند اینها هم چند نفر بر می دارد می آید آن طرف یکی شان می ایستد جلو، باقی شان نماز می خوانند، این نماز نیست، با این نماز می خواهند اسلام را بشکنند. روحانیون باید حفظ حیثیت خودشان را بکنند و خدای نخواسته کاری نکنند و خدای نخواسته کاری نکنند که بین ملت یک طور دیگری وجهه روحانیت نمایش داده بشود و مردم موظفند که مساجد خودشان را، مراکزی که مربوط به روحانیت است حفظ کنند. همان نقشه زمان رضاخان الان شروع شده است. آنوقت هم یکی یکی آمدند، کم کم، کم کم آمدند وارد شدند، شعر، ایشان شروع کرد شعر گفتن: (تا آخوند و قجر هست در این مملکت، این کشور دارا به جائی نمی رسد) شاعرشان اینطور می گفت. حالا من شعرش را نمی خواهم بخوانم. مقالاتی که می نوشتند مقالاتی بود که به ضد روحانیت بود و آنوقت با کمال وقاحت می نوشتند و تبلیغات می کردند، همه گروه ها را وادار کرده بودند که به ضد این طایفه انجام وظایف خودشان را بدهند یعنی وظایف انگلیس ها را آنوقت. اصلاً رضاخان را آورده بودند برای اینکه این را تشخیص داده بودند که یک آدم قلدری است و اول هم یک نفر روزنامه نویس را، سید ضیاء را همراهش آوردند و بعد هم او را بیرونش کردند و خود این را گذاشتند که یک آدم قلدری است می تواند کارها را انجام بدهد. اولاً سواد ندارد، چیزهای سیاسی را نمی داند و ثانیاً آدم قلدری است هر کاری به او بگویند می کند. این در آنوقت این نقشه ای که آنها کشیده بودند و احتیاط این بود که مبادا آخوندها یک کاری بکنند، حالا که دیدند آخوندها با دعوت خودشان و با همراهی همه قشرهای ملت از دانشگاه گرفته تا بازار تا کارگر و تا کشاورز، همه اینها با هم بودند و یک همچو کار بزرگی را کردند، حالا بیشتر از آنوقت درصدد هستند. اگر آنوقت یک طرحی بود برای اینکه مبادا یک همچو چیزی بشود، حالا فهمیدند که یک همچو چیزهائی می شود. حالا فهمیدند که اگر چنانچه آخوند و دانشگاهی و دیگر قشرها با هم باشند یک همچو کار بزرگی، یک همچو کارهای بزرگی می کنند. حالا بیشتر درصدد هستند که ملت را از این طایفه جدا کنند و دانشگاه را از مدرسه جدا کنند و بلکه همه قشرها را با هم بدبین کنند و به جان هم بیندازند.
همه اقشار ملت برای حفظ اسلام آماده و مجهز باشند
امروز وظیفه هست برای همه ما، ملت ما باید این وظیفه را انجام بدهد. امروز روزی است که قدرت های بزرگ با توطئه های داخل و خارج می خواهند این نهضت را بکلی به هم بزنند و اسلام را که الان از آن ضربه دیدند زیر پا بگذارند و قطع کنند ریشه های او را. امروز همه اهالی مملکت ما و کشور ما باید به حال آماده باش باشند. نروید سراغ زمین و - نمی دانم - این چیزهائی که مال دنیاست، اینقدر دنبال این چیزها نروید شما باید اسلام را حفظ کنید، در پناه اسلام همه این چیزها را هم داشته باشید. اگر اسلام را از دست شما بگیرند، خیال نکنید که اسلام را که گرفتند یک ملتی می گذارند و یک ملیتی که این آقایان ملت گراها، هی دهن خودشان را پر می کنند، ملت، ملت! اگر اسلام را از دست شما گرفتند و آخوند و ملت را جدا کردند، شما چهار نفر ملی نمی توانید هیچ کاری بکنید، اگر بین شما
صحیفه نور جلد 12 صفحه 232
امثال بختیار نباشد و حال اینکه ممکن است باشد. اینقدر تفرقه ایجاد نکنید ای آقایان نویسندگان! اینقدر تضعیف نکنید روحانیت را ای آقایان روشنفکران! اینقدر مملکت را از این طرف به آن طرف نکشید تا اینکه خدای نخواسته بیایند همه تان را عذرتان را بخواهند. با هم باشید، آماده باشید، ملت باید آماده باشد برای این اموری که دارد پیش می آید که آن روزی که خدای نخواسته فرض کنید فانتوم آنها آمد و اینجا را خراب کرد و من هم رفتم سراغ کارم، ملت دستش باز و با مشت محکم حفظ بکند اسلام را. روحانی، بازاری کارگر، کشاورز، کارمند، قوای مسلح، همه باید حال آماده باش داشته باشند ما اگر حالا در بین راه که هستیم و اینهمه توطئه الان هست، اگر فراموش کنیم نهضت را، اگر فراموش کنیم انقلاب را و برویم سراغ کارمان، هر کدام برویم سراغ شغلی که داریم و حاضر نباشیم در صحنه سیاست و خودمان را مجهز نکنیم برای حفظ این مملکت اسلامی و حفظ اسلام، خدای نخواسته یک وقت به کارهای بد خواهد رسید و ممکن است که البته نمی توانند انشاءالله که کاری انجام بدهند، لکن تاخیر می توانند بیندازند. شما ببینید که الان هر کاری که می خواست در این مملکت انجام بگیرد، یک جبهه هائی در مقابلش ایستاد که نگذارد، شلوغکاری کردند لکن نتوانستند. من نمی گویم که می توانند، نمی توانند. اگر این فانتوم ها هم بلند شده بود که اینها می خواستند چه بکنند، پدر اینها را در می آوردند.
مگر ملت ما حالا دیگر نشسته آنجا که یک فانتوم و دو فانتوم کاری انجام بدهد. این احمق ها نفهمیدند این را که با چهار تا مثلاً سرباز (سربازها که با اینها موافق نیستند) با چهار نفر از این درجه داران مثلاً و امثال اینها نمی شود یک مملکت سی و پنج میلیونی که همه مجهز هستند، اینها بتوانند فتح کنند. اینها غلط فکر کردند، اینها نفهمیدند که شوروی با همه قدرتی که دارد و با همه ابزاری که دارد و با همه سلاح های مدرنی که دارد، در افغانستان پوزه اش به خاک مالیده شده است. در عین حالی که (حضار: توطئه چپ و راست کوبنده اش روح الله هست) (امام: صبر کنید، صبر کنید خواهش می کنم، شماها کوبنده هستید، روح الله کی هست) اینها یک حماقتی است منتها بعضی جوان ها، بیچاره ها، نفهم ها اینها را وادار می کنند یک همچو کاری بکنند، یک همچو کارهائی که همین دو، سه روز مثلاً بود. خوب، اینها نمی فهمند که اگر چنانچه فرضاً هم شما از پایگاه همدان پا شده بودید و آمده بودید و فرض کنید چند تا جا هم کوبیده بودید، شما بالاخره باید زمین هم بیائید یا همان آسمان می مانید؟ ما از این امور نمی ترسیم ما از قشرهای خودمان می ترسیم، از خودمان. اگر چنانچه شما آقایان و همپالگی های شما، صنف روحانیت همه (ایدهم الله تعالی) اگر چنانچه کارهائی خدای نخواسته انجام بدهید که از چشم ملت بیفتید، ولو در دراز مدت، آن روز است که فانتوم لازم نیست دیگر، خود ملت شما را کنار می زند و ملت هم بی هادی نمی تواند کاری انجام بدهد و آنها ولو حالا تهیه برای چندین سال دیگر هم باشد کار خودشان را آنوقت می توانند انجام بدهند. من خوفم این است که ما نتوانیم، روحانیت نتواند آن چیزی که به عهده اوست صحیح انجام بدهد. من خوف این را دارم که به واسطه بعضی تبلیغات، حوزه های علمی از آن کار اساسی که حفظ فقاهت است سستی بکنند و کم کم فقه منسی بشود و در دراز مدت اینها نتیجه بگیرند. شما این را خیال نکنید که آنها خیلی
صحیفه نور جلد 12 صفحه 233
دستپاچه اند که همین دو، سه روز این کارها را انجام بدهند، اگر توانستند، حالا، اگر نتوانستند نقشه می کشند که در پنجاه سال دیگری کار خودشان را انجام بدهند، دست بر نمی دارند. و از نقشه های مهم همین است که قشرهای ملت را از هم جدا کنند و مهم این است که روحانیت را از ملت جدا کنند. اینها ضربه ای که از روحانیت خوردند از هیچ کس نخوردند برای اینکه ضربه را می گویند که دیگران هم که زدند به ما، اینها وادارشان کردند، مسجدها مردم را وادار کرد، پس باید مسجدها را ما شروع کنیم بشکنیم. اینکه می آیند مسجدها را می خواهند خلوت کنند و بیچاره جوان ها و متدینین ما هم اشتباهاً به خطا می روند، این است که مسجدها کم کم امسال یک قدری ماه رمضانش کمتر باشد، سال دیگر یک خرده کمتر، بعد از ده سال، پانزده سال دیگر چه بشود. آنها عجله ندارند، به تدریج هر چه شد. شما باید هشیار باشید که مسجدهایتان و محراب هایتان و منبرهایتان را حفظ کنید و بیشتر از سابق، شمائی که این معجزه را از مسجد دیدید، حالا باید بروید دنبال این مرکز معجزه، نه رها کنید او را شمائی که از اسلام یک همچو معجزه ای دیدید که همه قدرت ها را به هم شکست، نه فقط ابرقدرت ها را، قدرت های دیگر را هم به هم شکست، شمائی که از، ملت ما که از اسلام این معجزه را دارد نباید در اسلام سستی کند. فرضاً چهار نفر پاسبان هم، پاسدار هم یک خلافی کردند لکن همین پاسدارها هستند که - این - کشف کردند این توطئه را، چرا قدر اینها را نمی دانید؟ چرا اگر یکی شان یک جائی خلاف کرد می گوئید پاسدارها اینجور؟ یک آقائی یک کاری، یک آخوندی یک کاری کرد، یک شخصی یک کاری کرد، می گویند آخوندها اینطور. این همان نقشه است که پاسدار را و ارتش و ژاندارمری را و قوای مسلح را و شما را از هم جدا کند و از چشم ملت بیندازد تا آنها وقتی کاری می خواهند بکنند نه قوه روحانی در کار باشد که مردم را هدایت کند و بسیج کند و نه قوای مسلح باشند که کاری انجام بدهند، همه را مقابل هم نگه دارند.
امروز، روزی است که باید تمام قدرت ها هماهنگ باشند و همه حفظ نظم بکنند که اگر نظام به هم بخورد، وضعیت به هم می خورد و همه خودشان را فدایی اسلام بدانند و در هر جا هستند آماده باشند برای وقتی که شب فرض کنید آمدند و بمباران کردند، آماده باشند که بیایند بیرون و اینهائی که بعد از اینکه بنزین هایشان تمام شد باید بیایند پائین، قتل عامشان کنند. اگر شما مهیا باشید نروید سراغ - هر کسی نرود سراغ - اختلافاتی که خودشان دارند با هم، شما بین راه هستید اختلاف ها را کنار بگذارید یک روزی برای اختلافات هم - اگر خدای نخواسته بخواهید اختلاف کنید - هست باز، امروز، روزش نیست، امروز، روزی نیست که انجمن های اسلامی انتظامات را خدای نخواسته به هم بزنند یا فرض کنید پاسدارها به هم بزنند یا ژاندارمری به هم بزند. همه هماهنگ باشید. اگر هم با هم یک حساب هائی دارید، بگذارید کنار این حساب ها را، شما اگر دو نفر باشید با هم یک نزاعی داشته باشید و خدای نخواسته زلزله بیاید، شما باز می نشینید آنجا به اختلاف؟! نه، رها می کنید و پا می شوید سراغ دفاع از خودتان. این ابرقدرت ها در ایران زلزله راه انداختند نروید سراغ کارهای خصوصی خودتان و اختلافاتی که خودتان با هم دارید، نروید سراغ این، مجهز باشید. - اگر مجهز باشید، همانطوری
صحیفه نور جلد 12 صفحه 234
که در اوایل انقلاب بودید، حالا هم باشید و مسجدها را محکم نگه دارد و پر جمعیت کنید.
من امروز باید بگویم که تکلیف است برای مسلمان ها، حفظ مساجد امروز جزء اموری است که اسلام به او بسته است. ماه مبارک رمضان و بعد از ماه مبارک رمضان هم، مسجدها را آباد کنید. من در مکه که مشرف بودم یک روز می خواستم یک کتابی بخرم که برای آن کتابفروش هم فایده داشت، ایستاده بودم، اذان گفتند یکدفعه رها کرد گفت که: (سنة الحنفیه) دیگر با من حرف نزد رفت سراغ نماز، در مدینه بازار را که من دیدم بسته بود، یعنی باز بود لکن هیچ کس نبود، می رفتند سراغ نماز، چرا شما نمی روید سراغ نماز؟ چرا ظهر که می شود بازار را رها نمی کنید که بروید سراغ نماز؟ اگر بروید سراغ نماز، احیاء کنید این سنت سیاسی اسلام را، همانطوری که در روز جمعه حالا بحمدالله می روید، روز غیر جمعه هم بروید مساجد را پر کنید. اگر این مسجد و مرکز ستاد اسلام قوی باشد ترس از فانتوم نداشته باشید، ترس از آمریکا و شوروی و اینها نداشته باشید. آن روز باید ترس داشته باشید که شما پشت بکنید به اسلام، پشت کنید به مساجد.
انشاءالله خداوند همه شما را موفق و موید کند و اسلام و مسلمین را حفظ کند و دست اجانب را کوتاه کند از این کشور.