0

صحیفه نور امام خمینی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع گروهی از اعضای جامعه زنان انقلاب اسلامی منطقه شمیران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

تاریخ: 1359/04/21

 

کودتا در یک کشوری واقع می شود که حکومت آن جدای از مردم باشد

بسم الله الر حمن الرحیم
از خانم ها و آقایان تشکر می کنم که در این موقع که نزدیک ماه مبارک رمضان است در اینجا اجتماع کردند و ما با چند کلمه ای از آنها هم قدردانی می کنیم و هم بعضی مسائل را در میان می گذاریم و هم راجع به ماه مبارک رمضان چند کلمه عرض می کنیم. این اشتباه است که مخالفین جمهوری اسلامی درصدد برآمده اند برای این کارهای بچه گانه و شرارت مآبانه. اینها مقایسه کرده اند جمهوری اسلامی ایران را به حکومت های دیگر که گاهی حکومتی می آید و یک حزبی یا یک فرد ارتشی ای با یک عده قیام می کند و آن حکومت را از بین می برد و یک حکومتی به جای او می نشاند یا یک رژیمی را از بین می برد یک رژیم دیگری می آورد. اینها مقایسه حکومت اسلام را و نهضت اسلامی را با سایر نظام ها و با سایر حکومت ها عوضی گرفتند و لهذا هم گروه هائی که توجه ندارند به عمق این انقلاب و هم بعضی از افراد سیاسی و ارتشی و اینهائی که به خیال خودشان می خواستند که در این سفره هم مثل سفره قبل یک حظ وافری داشته باشند و دستشان در دزدی و در کارهای خلاف باز باشد و حالا امیدشان کم کم دارد قطع می شود دست به یک همچو کارهائی می زنند بدون توجه به عمق مسائل. کودتا در یک کشوری که واقع می شود آن کشوری است که یک حکومتی دارد و جدای از مردم و مردم هیچ کاری به آن حکومت ندارند یا ناراضی هستند که غالباً هم ناراضی هستند. اینجا یک تضاد و تعارضی بین سران کشور و حزب ها مثلاً یا صاحب منصب های لشکری یا اشخاص سیاسی کشور واقع می شود و ملت حضور ندارند در آنجا، اینها حضور ملت را نمی فهمند یعنی چه، یا می فهمند و از بس که حب جاه دارند و حب مال دارند دست و پا می زنند که شاید، شاید در یکصد احتمال یکی بتوانیم. اینها نمی دانند که فرق است ما بین قیام های سیاسی، قیام های ملی، قیام هائی که برای آمال دنیایی است با این نهضت اسلامی. نهضت اسلامی ایران ابداً نه ملیت و ملیت گرائی خصوصاً به آن معنای فاسدش در آن دخالت داشت و دارد و نه احزاب سیاسی و طبقه روشنفکر و این مسائلی که در سایر جاها هست، این نهضت از نفس توده مردم، از نفس توده زن و مرد مردم بلند شد و به همانطور که مردها وارد میدان بودند بانوان محترم هم وارد بودند بلکه حظ اینها و زحمات اینها بیشتر از مردها باید گفت بود برای اینکه وقتی که بانوان می آیند در میدان، قوه مردها دو چندان می شود یا ده چندان می شود، مردها

صحیفه نور جلد 12 صفحه 236

نمی توانند ببینند که خانم ها در میدان آمده اند و آنها کنار بروند. یک توده مسلم، یک سی و پنج میلیون جمعیت - به استثنای چند صد تا آدم های منحرف - مؤمن به خدا، مؤمن به اسلام، مؤمن به قرآن کریم، یک سی و پنج میلیون همصدا، با ایمان به خدا و قرآن کریم برخاستند از جا. در هر خانه ای بروید می بینید که همان مسائل نهضت هست تمام حرف هائی که بیشتر بین خانم ها هم با هم در مجالس بوده است به طوری که من اطلاع پیدا کرده ام یا مردها در مجالسشان بوده تمام آن مسائل برگشت یکدفعه به مسائل سیاسی. تمام طبقات کشور، زن و مرد و بزرگ و کوچک یکوقت مسائلشان برگشت به مسائل سیاسی، حتی گاهی بعضی بچه های کوچکی که در منزل ما هم می آیند گاهی اینها هم وقتی که بازی می کنند بازی سیاسی می کنند یکی شان نقش رئیس جمهور را، یکی شان نقش مثلاً یکی دیگر را همین طوری. یک همچو واقعه ای که در ایران واقع شد این عمقش را باید این اشخاص که نظر دارند بفهمند قضیه چیست؟ در چه موقع بود در طول این پنجاه سالی که خوب، بسیاری یادشان هست یا ده، بیست سالی که همه تان یا اکثرتان یادتان هست چه وقت بود که همانطوری که مردها وارد در میدان نبرد بودند، زن ها هم وارد بودند، زن ها هم جلو می افتادند، زن هم بچه های کوچکشان را به آغوش می کشیدند و اگر دو تا بود یکی اش هم دستش را می گرفتند و وارد می شدند در تظاهرات و در مقابل این توپ و تانک و امثال اینها. چه وقت در ایران شماها و ما یادمان هست که اینطور انسجام باشد بین گروه های مختلف ملت و اینطور در امور کشوری و سیاسی همه حضور داشته باشند. اگر یک وقتی یک قصه ای هم در کشور واقع می شد حتی مردها هم، یک محله تهران اصلاً مطلع از این چیزها نمی شدند خانم ها هم بی تفاوت بودند، مردم هم بی تفاوت بودند، آنها هم که مطلع می شدند بی تفاوت بودند. این حضوری که الان تمام قشرهای ملت دارند این حضور هیچ وقت نبوده است. همه افراد ملت الان در مسائل سیاسی و مسائل اجتماعی حاضرند و خودشان را موظف می دانند، اگر یک مطلبی واقع بشود که برخلاف موازین باشد اینطور نیست که بی تفاوت باشند، مردم کار نداشته باشند، خانم ها هم مشغول کار دیگری باشند خیر، اینجور نیست. حالا شما خانم ها که خداوند تاییدتان کند و شما پاسدارها که خداوند همه تان را تایید کند با هم حاضرید در صحنه. این اشخاصی که خیال کردند که یک کودتائی بکنیم و یک چند نفر را بکشیم و یک مثلاً جاهائی را بکوبیم اینها خیال می کنند که یک جاست مرکز، یک محله است مرکز یا چند محله است مرکز یا چند محله است مرکز. اگر فرض کنید آن محل، آن محل کوبیده بشود همانطوری که در کودتاهای دیگر وقتی آن رأس را کوبیدند دیگر، دیگران کم کار داشتند یا کار نداشتند حالا هم اینطوری است، حالا همه خانه ها مرکز است، همه افراد ملت ما سپاه اسلام هستند. مساله، مسأله عقیدتی است نه مسأله مادی. خانم ها برای اینکه یک چیزی مثلاً دستشان بیاید یا یک فرض کنید که صاحب منصب بشوند نمی آیند بیرون خودشان و بچه هایشان را به کشتن بدهند، این اسلام و قرآن است که خانم ها را آورده است بیرون و همدوش مردها بل جلوتر از مردها وارد در صحنه سیاست کرده. همه خانه های این ملت خانه امید ماست. اینها گمان می کنند با کوبیدن یک خانه یک نفر را یا صد نفر را یا یک دویست، پانصد نفر را کشته کارها تمام است. مرد و زن این کشور همه پاسدار اسلام هستند، مساله،

صحیفه نور جلد 12 صفحه 237

مسأله عقیده است نه مساله، مسأله مادیت و به دست آوردن یک چیزی تا اینکه بیائید بگوئید که خوب، وقتی نمی شود دیگر برویم کنار، خیر مسأله عقیده است، دفاع از اسلام، تا آن آخر فردی که زنده است باید دفاع بکند یا سی و پنج میلیون جمعیت باید از بین بروند، کشوری دیگر نیست تا اینکه کودتائی باشد و هرگز نخواهد اینطور شد، اینها اشتباه دارند، نمی فهمند. هی روشنفکرهایشان دعوای فهم و سیاست می کنند و عرض می کنم که جبهه های این طرف، آن طرفشان هی ادعای این مسائل را می کنند و ارتشی ها هم که یک طبقه شان باز توجه به مسائل ندارند اینها و همه کور فهمی شان از این است که این عمق مسأله را نفهمیده اند، باز نفهمیده قدرت اسلام را، اینها باز توجه به این معنا ندارند. این پاسدارها را کی رفته دعوتشان کرده که بیائید پاسداری کنید؟ این کمیته های از سرتاسر کشور را کی رفته دعوتشان کند که بیائید کمیته درست کنید؟ این دانشجو و دانشمند و نمی دانم اجزاء دیگر این کشور را کی رفته بسیج شان کرده؟ این بانوان را کی بسیج کرده که در همه شوون کشور دخالت می کنند و دخالت بجائی هم می کنند؟ اینها را کسی، اینها را خدا دعوت کرده است، اینها لبیک برای خدا دارند می گویند. یک مملکت اینطوری را خیال نمی شود کرد که کسی بتواند یک همچو مملکتی را با کشتن یک عده ای، فرضاً هم شما بکشید فرضاً هم فانتوم هائی بیاید و این محل و آن محل، آن محل را بکوبد. مگر اینجا الان قیامش به مثلاً فلان آدم است؟ خیر، مسأله اینها نیست، همه اشتباه اینها این است که اسلام را نمی شناسند از باب اینکه نبودند توی اسلام تا بفهمند چه خبر است، شاید تاریخ اسلام هم اینها اصلش بنا دارند نخوانند، از بس با اسلام مخالفند شاید تاریخ اسلام را دلشان نخواهد بخوانند، اینها نفهمیده اند که در اسلام چه گذشته است. در تاریخ اسلام چه وقایعی اتفاق افتاده، اسلام چه جور پیش رفته است، همه چیز را به همین جهات مادی و به همین جهات به قول خودشان سیاسی دست چندم که دست اینها هست مقایسه می کنند از این جهت یک وقت یک همچو کارهائی می کنند یا دعوت یک همچو کارهائی. اسلام این کار را انجام داد. مگر غیر اسلام می توانست یک مملکتی را از اول تا آخر، از بچه تا بزرگ بسیج کند برای یک مطلب؟ اینها هر کدام یک مقاصد علیحده داشتند قبل از این نهضت، هر کس یک کار علیحده داشت کاری به این مسائل نداشتند، آن که همه اینها را به هم پیوند داد و بسیج عمومی کرد آن اسلام بود که کرد. اسلام را بروند بشناسند ببینند چی هست تا دیگر اینطور خطاکاری ها را نکنند. ما فرض می کنیم که آمدند و این چند نفر از سران موثر این کشور را از بین بردند مگر ملت ایران برای نخست وزیر و برای فلان آدم و فلان آدم قیام کرده است؟ مگر قیام در دست کسی هست؟ مگر کسی مهار قیام این کشور در دستش هست؟ همه، همه هستند، اشخاصی که خودشان در این مسائل وارد هستند، همه ملت وارد در این مسائل هستند. این اشتباه باید رفع بشود تا به این خطاها نیفتد و بعد هم به این محاکمه کشیده نشوند، این اشتباه را رفع بکنند همه گروه ها، همه گروه های سیاسی و همه گروه های روشنفکر و همه گروه های مختلفی که در این کشور هست این اشتباه را رفع بکنند، توجه به این معنا داشته باشند که مسأله کودتا در کجا می شود نتیجه پیدا کند، در کجا نمی شود، بفهمند که قضیه

صحیفه نور جلد 12 صفحه 238

بسیج عمومی یک ملت از مرکز گرفته تا سرحدات هر جا بروی یک کلمه هست، هر جا می رفتی صحبت بود از اینکه جمهوری اسلامی می خواهیم مگر بشر می تواند یک همچو بسیجی را بکند الا به تمسک به کتاب و سنت. آن مغزهای با ایمان است که قیام کردند، آن مغزهائی است که الان هم وقتی جوان هایشان، چه جوان های از بانوان و چه جوان های از مردها وقتی با من ملاقات می کنند کراراً، نه یک دفعه و نه ده دفعه، از نجف که بودم تا اینجا حالا هم همین طور است هی از من می خواهند که شما دعا کنید ما شهید بشویم من هم دعا می کنم که پیروز بشوید. یک همچو، یک همچو مغز با ایمانی و یک همچو قلب نورانی را مگر ممکن است با کودتا از بین برد؟ این اشتباه را اینها از خودشان رفع کنند و توجه کنند به ماهیت نهضت اسلامی و به ماهیت اسلام و به ماهیت کتاب کریم و به ایمان، اگر توجه به این مسائل بکنند دیگر نه آن کسی که بخواهد با شلوغ کردن، دانشگاه را به هم زدن، دست به این کارها می زند و نه آن کسی که فرض کنید که می خواهد یک تظاهری بکند و یک کاری بکند. اینها اگر ماهیت مسأله را بفهمند و بفهمند که پیشرو این قضیه اسلام است، امام این قضیه، امام زمان است، اگر این را بفهمند که این مغزهای سی و پنچ میلیون جمعیت ایران نورانی است و به نور اسلام زنده است در فکر این نمی افتند که ما برویم یک عده ای را بکشیم و بعد زمام را دستمان بگیریم مگر می شود یک همچو چیزی، بله، آنجائی که زمام همین بود که یک رده بالایی بود و حکومت می کرد به مردم، مردم هم هیچ کاری نداشتند آن رده بالا، یک رده دیگری می آمدند آنها را کنار می زدند، آنها می شدند آنها، همان اما قضیه این نیست که ما یک رده ای داشته باشیم و یک بالا و پائینی، همه، همدوشند، برادر و خواهرند همه و همه خودشان را سهیم می دانند در این مسائل، برای اینکه اسلام هست اسلام اختصاص به یک شخص - دانه شخصی - ندارد، ایمان است، ایمان مربوط به یک کسی - دانه کسی - ندارد، خانه به خانه باید این اشخاص که خیال کردند، خانه به خانه باید بروند و جنگ کنند آن هم در همه کشور نه در تهران، تهران را اگر چنانچه فرض بکنید، فرض محال که شما تهران را تسخیر کنید سایر مملکت قیام کردند برخلافتان، آنها می آیند تهران را از دست شما می گیرند. باید یک ابزاری بیاورد آمریکا و یک اشخاصی بیاورد آمریکا یا سایر کسانی که می خواهند، خیال می کنند در اینجا باید یک کاری انجام بدهند که سی و پنج میلیون جمعیت را از صحنه بیرون کند. آن چه ابزاری است که می تواند سی و پنج میلیون جمعیت زن و مرد که همه مجهز و همه حاضر در قضایا هستند این بخواهد از صحنه بیرون کند؟ این امر محالی است. کسی را که خدا به میدان آورده نمی تواند بختیار از میدان خارج کند یا کارتر از میدان خارج کند. کسی که اعتیاد دارد نمی تواند کودتا بکند حرف است، اینها حرف است که می زنند که بنا بود که بیاید، کی بیاید؟ آن اگر دو ساعت از وقتش بگذرد آنطور که می گویند خوب، کی باید؟ عمده همین است که اسلام را نمی شناسند، خیال می کنند اسلام یک رژیمی است مثل رژیم آمریکا، مثل رژیم شوروی. شوروی و آمریکا همان رده بالا هستند، مردم دیگر، مردم کشور خودش برخلافش هستند. آن رده بالا یک حکومتی می کنند و یک زوری می گویند و یک چرایی می کنند در مملکت. مردم دیگر حاضر قضایا نیستند اینطور نیست که مردم دیگر مثل ایران

صحیفه نور جلد 12 صفحه 239

حاضر باشند در مسائل سیاسی، بانوانشان همه حاضر باشند. اسلام را اگر بشناسند و بفهمند این اسلام چی هست و یک قدری تاریخ اسلام و قضایائی که در صدر اسلام واقع شد، شما ببینید در یک جنگی که واقع شده است وقتی که یک قلعه ای را بسته بودند و کفار در آن نشسته بودند و خوب، آن وقت هم که وسایلی نبود که بروند بالا و بمباران کنند باید این قلعه فتح بشود، خوب، دیوارهای بلند و کذا. یکی از سردارهای اسلام گفت که: نیزه ها را زیر سپر بگذارید من می نشینم روی سپر، من را بالا کنید تا بروم به دیوار برسم می روم آنجا با آنها در داخل جنگ می کنم، در را باز می کنم. یک نفر برای یک جمعیتی که یک قلعه را داشتند همین کار را کردند، این نیزه ها را زیر سپر گذاشتند او نشست روی سپر با این نیزه ها بلند کردند تا به برج رسید، به دیوار رسید آن شخص رفت در آنجا و جنگ کرد و در را باز کرد. این اسلام است که این کار را می کند، این ایمان است که این کار را می کند. این قشرهای مختلفی که انحراف دارند خوب است یک قدری مطالعه کنند در اسلام، خوب است یک قدری مطالعه کنند در تاریخ اسلام، خوب است یک قدری بفهمند که معنی ایمان چیست.
 

در ماه مبارک رمضان خودتان را تقویت کنید به قوای روحانی

ماه مبارک رمضان نزدیک شد و در این ماه مبارک خودتان را تقویت کنید به قوت های روحانی. در یک حدیث است که پیغمبر اکرم فرمودند که ماه رمضان آمد، اقبال کرد آمد، در ضمنش می فرمایند که (دعیتم الی ضیافه الله) ضیافت های خدا با ضیافت های مردم این است فرقش که وقتی شما را یک اشخاصی دعوت بکنند به یک مهمانی وقتی بروید در آن مهمانی به حسب فراخور حال یک چیزهائی برای خوردنی و یک چیزهائی برای تفریح و این چیزهاست. ضیافت خدا در ماه رمضان یک شعبه اش روزه است، آن ضیافت خداست، یک شعبه اش روزه است و یک کار مهمش که مائده غیبی و آسمانی است قرآن است. شما دعوت شده اید به مهمانی خدا و شما در ماه رمضان مهمان خدا هستید. مهماندار شما، شما را وادار کرده است به اینکه روزه بگیرید. این راه هائی که به دنیا باز است و شهوات هست و اینها را، اینها را سدش کنید تا مهیا بشوید برای (لیله القدر) ماه شعبان مقدمه است برای ماه مبارک رمضان که مردم مهیا بشوند برای ورود در ماه مبارک رمضان و ورود در (ضیافه الله) . شما وقتی که می خواهید به مهمانی بروید خوب، یک وضع دیگری غالباً البته، یک وضع دیگری خودتان را درست می کنید. لباس تغییر می دهید و یک طور دیگری وارد می شوید آنطوری که در خانه هستید یک تغییری می دهید، ماه شعبان برای این است که همان مهیا بودنی که می خواهید مهمانی بروید، خودتان را مهیا می کنید و سرو ظاهرتان را، سر و صورتتان را یک قدری فرق می گذارید با آنوقتی که در خانه هستید، در ضیافت خدا، ماه شعبان برای مهیا کردن این افراد است، مهیا کردن مسلمین است برای ضیافت خدا. عددش آن مناجات شعبانیه است. من ندیده ام در ادعیه، دعائی را که گفته شده باشد همه امام ها این را دعا می خواندند. در دعای شعبانیه این هست که من یادم نیست که در یک دعای دیگری دیده باشم که همه ائمه این را می خواندند. این مناجات شعبانیه برای این است که

صحیفه نور جلد 12 صفحه 240

شما را، همه را مهیا کند برای (ضیافة الله)
 

آن که سبکبار می کند انسان را و از این ظلمتکده بیرونش می کشد ادعیه است

یک کج فهمی هائی در انسان هست که این کج فهمی ها گاهی خیلی زیاد می شود. اینها دعا را نمی فهمند چی هست لهذا خیال می کنند که حالا ما خوب، قرآن را می گیریم دعا را رها می کنیم. اینها نمی فهمند که دعا اصلاً چی هست، مضامین ادعیه را نرفته اند ببینند که چی هست به مردم چی می گوید، چه می خواهد بکند، اگر نبود در ادعیه الا دعای مناجات شعبانیه، کافی بود برای اینکه امامان ما، امامان بحقند. آنهائی که این دعا را انشاء کردند و تعقیب کردند. تمام این مسائلی که عرفا در طول کتاب های طولانی خودشان - یا - یا خودشان گویند در چند کلمه مناجات شعبانیه هست، بلکه عرفای اسلام از همین ادعیه و از همین دعاهائی که در اسلام وارد شده است از اینها استفاده کرده اند و عرفان اسلام فرق دارد با عرفان هند و جاهای دیگر. این دعاهاست که به تعبیر بعضی از مشایخ ما قرآن، می فرمودند که قرآن، قرآن نازل است، آمده است به طرف پائین و دعا از پائین به بالا می رود این قرآن صاعد است. معنویات در این ادعیه، آنی که انسان را می خواهد آدم کند، آنی که این افرادی که اگر سرخود باشند از همه حیوانات درنده تر هستند این ادعیه با یک زبان خاصی که در دعاها هست اینها این انسان را دستش را می گیرد و می بردش به بالا، آن بالایی که من و شما نمی توانیم بفهمیم، اهلش هستند. یکدفعه آدم می بیند که کسروی آمد و کتابسوزی، مفاتیح الجنان هم جزو کتاب هائی بود که سوزاند، کتاب های عرفانی را هم سوزاند. البته کسروی نویسنده زبردستی بود ولی آخری دیوانه شده بود یا یک مغزی است که این مغز بسیاری از شرقی ها اینطوری هست که تا یک چیزی، چهار تا کلمه ای یاد می گیرند ادعاشان خیلی بالا می شود. کسروی آخری ادعای پیغمبری می کرد، نمی توانست به آن بالا برسد آنجا را می آورد پائین. این کتاب مفاتیح الجنان یک کتابی است که مال حاج شیخ عباس قمی نیست شیخ عباس قمی، او جمع کرده اینها را - در ادعیه را جمع کرده در آنجا. این آدمی که کتاب مفاتیح الجنان را سوزانده یا یک روزی برای سوزاندن امثال کتاب مفاتیح الجنان درست کرده بود این نمی دانست کتاب مفاتیح الجنان چی تویش است، شاید یک دفعه هم مناجات شعبانیه را هم نخوانده بود، فکرش اینطور فکر نبود. این دعاهائی که در ماه ها هست، در روزها هست خصوصاً در ماه رجب و شعبان و ماه مبارک رمضان اینها انسان را همچو تقویت روحی می کند اگر کسی اهلش باشد ماها که نیستیم، همچو تقویت روحی می کند و همچو راه را برای انسان باز می کند و نور افکن است برای اینکه این بشر را از این ظلمت ها بیرون بیاورد و وارد نور بکند که معجزه آساست. به این دعاها عنایت بکنید گول بعضی از نویسنده ها و مثل امثال کسروی را نخورید که ادعیه را تضعیف می کردند. این تضعیف، تضعیف اسلام است، نمی فهمند اینها، بیچاره اند، نمی دانند در این کتاب چه چیزها هست. همان مسائل قرآن است با لسان دیگری که لسان ائمه باشد. لسان قرآن یک جور زبان است، زبان دعا یک جور زبان است، زبان علما و عرفا و اینها هم یک زبان دیگر است آن که سبکبار

صحیفه نور جلد 12 صفحه 241

می کند انسان را و از این ظلمتکده می کشد او را بیرون و نفس را از آن گرفتاری ها و سرگشتگی هائی که دارد خارج می کند این ادعیه ای است که از ائمه ما وارد شده اند، ائمه ما علیهم صلوات الله که تقریباً همه شان گرفتار به یک ابرقدرت هائی بودند که نمی توانستند یک کاری را انجام بدهند شاخص، علاوه بر آن هدایت های زیرزمینی که می کردند این ادعیه برای تجهیز مردم بود، برخلاف آن دولت های قاهری که بودند همین ادعیه بودند که اشخاص وقتی که ادعیه را می خواندند قوت روحی پیدا می کردند و سبکبار می شدند. و شهادت برای آنها هین و آسان می شد. این ادعیه در ماه مبارک رجب و خصوصاً در ماه مبارک شعبان اینها مقدمه و آرایشی است که انسان به حسب قلب خودش می کند برای اینکه مهیا بشود برود مهمانی، مهمانی خدا، مهمانی ای که در آنجا سفره ای که پهن کرده است قرآن مجید است و محلی که در آنجا ضیافت می کند مهمش (لیله القدر) است و ضیافتی که می کند ضیافت تنزیهی و ضیافت اثباتی و تعلیمی. نفوس را از روز اول ماه مبارک رمضان به روزه، به مجاهده، به ادعیه مهیا می کند تا برسند به آن سفره ای که از آن باید استفاده کنند و آن (لیله القدر) است که قرآن در آن نازل شده است. این ضیافت الهی انسان را منقلب باید بکند از این جهت حیوانی به آن جهت واقعی، انسانی، از آن ظلمت هائی که اطلاع به آن داریم منقلب کند انسان را به آن نورهائی و آن نورها و نور مطلقی که همه عالم تبع اوست.
همه دعوت انبیا این بوده است که مردم را از این سرگردانی ای که دارند هر که یک طرف می رود و هر که یک مقصدی دارد این مردم را از اینجا دعوت کنند و راه را نشان شان بدهد که این راه است، دیگر آن راه ها که می روید رها کنید، راه همین است (هدنا الصراط المستقیم) ، (ان ربی علی صراط المستقیم) آن طرف، طرف ندارد، دنیاست و ماورای آن، آنچه که مربوط به نفسانیت انسان است، شهوات انسان است، آمال و آرزوهای انسان است این دنیاست آن دنیائی که تکذیب شده است. این عالم طبیعت، این عالم طبیعت نور است، دلبستگی های به این عالم انسان را بیچاره می کند، ظلمت ما از این دلبستگی هائی است که ما داریم به این دنیا، به این مقام، به این مسند، به این اوهام، به این خرافات. همه انبیا آمدند برای اینکه دست شما را بگیرند از این علائقی که همه اش بر ضد آنی است که طبیعت و فطرت شما اقتضا می کند، شما را دستتان را بگیرند و از این علائق نجاتتان بدهند و واردتان کنند به عالم نور. اسلام هم در راس همه ادیان است برای یک همچو مقصدی. این ادعیه مهیا می کنند این نفوس را برای اینکه این علائقی که انسان دارد و بیچاره کرده انسان را این علائق، این گرفتاری هائی که انسان در این عالم طبیعت دارد و انسان را سرگشته کرده است، متحیر کرده است نجاتش بدهند و آن راهی که راه انسان است ببرند، راه های دیگر راه انسان نیست، صراط مستقیم راه انسانیت است و این مناجات ها و این ادعیه ای که ائمه ما علیهم السلام بعد از اینکه دستشان کوتاه شده بود از اینکه دعوت ظاهری خیلی واضح بکنند مردم را با همین ادعیه به آن راهی که باید ببرند، راه می بردند. مقصد انبیا این نبود که بیایند یک جائی را بگیرند و یک مثلاً کاری برای خودشان درست بکنند، مقصد این نیست آقا. مقصد پیغمبرها این نبود که دنیا را بگیرند و آبادش کنند، مقصد این بود که

صحیفه نور جلد 12 صفحه 242

راه را به این اهل دنیا، به این انسان ظلوم و جهول، بسیار ظالم بسیار جاهل راه را نشان بدهند که از این راه بروید، آن راهی که شما را می رساند به خدای تبارک و تعالی این راه است (
ان ربی علی صراط المستقیم) دنیاست و آن طرفش همه عالم دنیاست و آن طرفش ماوراء و ماورای آن طرف نور مطلق، انبیاء آمدند ما را به آن نور برسانند (الله ولی الذین امنوا یخرجهم من الظلمات الی النور و الذین کفروا اولیائهم الطاغوت یخرجونهم من النور الی الظلمات) طاغوت در مقابل انبیا هست، در مقابل الله هست.
 

اگر راهمان بدهند به این ضیافت بزرگ الهی، ممکن است راهی پیدا کنیم به سوی انسان شدن

اگر چنانچه ما در این ضیافت خدا، در این سفره ای که خدای تبارک و تعالی افراشته است و برای همه، اگر ما در اینجا موفق بشویم به اینکه راهمان بدهند در این مهمانهخانه بزرگ الهی، جلویمان را نگیرند، شیاطین ایستاده اند که راه را نگذارند برویم، جلو گیرند، اگر راهمان بدهند به این ضیافت ممکن است که راهی پیدا بکنیم به آنکه راه انسان است، همه راه دیگر غلط است، راه های حیوانی است، انسان یک اعجوبه ای است که هم در او حیوانیت هست، حیوانی شهوی الی غیر متناهی و هم در او شیطنت هست الی غیرمتناهی. یک موجودی است همه ابعادش غیرمتناهی است، از هر راهی که برود آخر ندارد، هر راهی که برود هیچ آخر ندارد و راه ها همه غلط، همه اشتباه، همه منتهی به جهنم می شود الا صراط مستقیم آنی که راه انسان است. اگر راهمان بدهند در این ضیافت الله و مستعد شده باشیم که وارد بشویم در این ضیافت خدا و در این ماه مبارک، امید است که انشاءالله یک هدایتی شامل حالمان بشود. خودتان را تقویت کنید در این ماه مبارک، مهیا بشوید برای همه پیشامدها، در عین حالی که معنویات بود آنکه می خواستند لکن با قوت معنویات اعوجاج هائی که در بشر بود و در این قدرت های بزرگ بود این اعوجاج ها را می خواستند مرتفع کنند. یک چوپان با عصایش پا می شد می رفت فرعون و آن بساط فرعونی را می رفت دعوت می کرد که بیا مسلمان شو، بیا آدم شو. یک صغیر یتیم چوپان زاده یا چوپان از حجاز پا می شود همه دولت ها را دعوت می کند که بیائید آدم بشوید. برای این است که آدم کنند همه را، مقصد این است که ماها آدم بشویم و مع الاسف مشکل است. یک مثلی هست که می گفتند که ملا شدن چه آسان، آدم شدن چه مشکل، مرحوم شیخ ما رحمة الله مرحوم آشیخ عبدالکریم رحمة الله می فرمود که ملا شدن چه مشکل، آدم شدن محال است. مثل محال می ماند، انبیا آمده بودند که این محال را جامه عمل به آن بپوشند. اینقدر دست و پا نزنید اینطرف و آنطرف بروید، شما خدا را می خواهید بروید دنبال همان که می خواهید، فطرت شما توجه به خدا دارد خودتان متوجه نیستید، همه فطرت ها توجه به خدا دارد. این ماه رمضان و هر ماه رمضان دیگری مهیا کنید خودتان را، در این روز آخر فرضاً آخر شعبان است شاید، بیشتر مهیا کنید و مهیا کنیم خودمان را برای ورود در (ضیافه الله) ، در مهمانی خدا، که انشاءالله با سلامت نفس، با نور هدایت خدای تبارک و تعالی

صحیفه نور جلد 12 صفحه 243

وارد بشویم در این ماه عزیز معظم و فرق بکنیم، در این ماه فرق داشته باشیم با سایر ماه ها و دنبال این باشیم که انشاءالله (لیله القدر) را دریابیم، برکات (لیله القدر) را که قرآن در آن نازل شده است، همه سعادت عالم در آن شب نازل شده است و از این جهت از همه شب های عالم بالاتر است، این را بتوانیم ادراک بکنیم، درک بکنیم. خداوند انشاءالله شماها را توفیق بدهد که با سلامت و سعادت وارد در (ضیافه الله) بشوید و از آن مائده های آسمانی که قرآن و ادعیه است انشاءالله همه مان مستفیض بشویم و با یک روح سالمی وارد بشویم و (لیله القدر) هم دریابیم، (سلام هی حتی مطلع الفجر) 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:20 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

فرمان انتصاب حجت الاسلام محمد حسن قدیری به نمایندگی امام و امامت جمعه در کوهپایه

تاریخ: 1359/04/22

 

فرمان انتصاب حجت الاسلام محمد حسن قدیری به نمایندگی امام و امامت جمعه در کوهپایه

بسم الله الر حمن الرحیم
جناب حجت الاسلام آقای شیخ محمد حسن قدیری دامت افاضاته
طبق درخواستی که از طرف اهالی محترم محل شده بود و تقاضا داشتند جنابعالی آنجا بروید، مقتضی است دعوت آنان را بپذیرید و ضمن انجام این مسافرت به امور مذهبی و مسائل شرعی مرم منطقه نیز رسیدگی نموده و در رفع نابسامانی ها و کمبودها سعی کافی مبذول دارید و در رفع مشکلات نیز به هر نحو صلاح می دانید بکوشید. ضمناً جنابعالی را به امامت نماز جمعه در آن محل منصوب نموده تا انشاءالله تعالی جهت حفظ وحدت و همبستگی اهالی محترم این فریضه بزرگ الهی را اقامه نموده و مردم را به وظایف اسلامی و انقلابی که دارند آشنا سازید. موفقیت همگان را از خدای تعالی مسئلت دارم.
والسلام علیکم و رحمه الله
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:20 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع روحانیون و ائمه جماعات تهران و شهرستانها.

تاریخ: 1359/04/20

 

دشمنان اسلام مقصدشان این است که روحانیت را پیش ملت ضعیف کنند

بسم الله الر حمن الرحیم
آقایان اگر بفرمایند، من راحت تر می شوم، بفرمایند بنشینند، از اینکه آقایان در این هوای گرم و جای تنگ و گرم هستند معذرت می خواهم از آقایان. اینجا منزل خود شماست و من هم خدمتگزار خود آقایان. امیدوارم خدای تبارک و تعالی به همه آقایان و به همه ملت توفیق بدهد که این مشکلاتی که در پیش است با همت همه مرتفع شود.
من یک کلمه باید با علما و فضلا و ائمه جماعات و سنخ روحانیت در سطح کشور صحبت کنم، یک کلمه هم با ملت. آن چیزی را که با آقایان روحانیون در میان می گذارم این است که شما می دانید که توطئه ها از همه اطراف هست و رو به افزایش است لکن از این توطئه هائی که منتهی به سلاح و قوای مسلح و اینها، هیچ باکی نیست. آنها را خدای تبارک و تعالی همراهی می کند چنانچه کرد و می بینید. همین امروز هم یکی از علمای جماران آمد و قصه ای را نقل کرد که از آن قصه هم من فهمیدم که عنایت خدا با ماست. ایشان فرمودند که یک خانه ای را در ظاهراً شمیرانات این آقایانی که در کمیته بودند و پاسدارها و اینها، به عنوان اینکه شنیده بودند اینجا قمارخانه است، رفته بودند به عنوان اینکه در این قمارخانه را ببندند، وقتی هم رفتند دیدند که بله بساط قمار و مشروبات و اینها هم هست یکی از پاسدارها رفته است پشت آنجا که برود ببیند اینجا چه خبر است، یک سگی همچو حمله کرده به او که او را وادار کرده که برود در زیر زمین، وقتی رفته در زیر زمین دیده یک مقدار زیادی اسلحه و امثال ذلک زیاد هست که شاید بعد در رادیو و اینها اطلاع بدهند به ملت. گفتم به آن آقا با هدایت سگ این واقع شده. این سگ مامور است، همه عالم مامورند. آن روز باد و شن مامور بود امروز هم در این قصه سگ مامور بوده است که این پاسبان را ملزم کند که برود کشف بکند. از این امور خوفی نداشته باشید، ملت ما هم از این امر خوف نداشته باشند و حماقت مال اینهائی است که در عین حالی که دیدند که آن رأسشان با آنهمه قدرت که در دست داشت بالفعل و با آنهمه پشتوانه هائی که از همه گروه های خارج و داخل داشت. در مقابل ملت و در مقابل تایید خدای تبارک و تعالی از ملت ما، نتوانست کاری بکند. حالا که آنها رفتند و رو به جهنمند، این عده بیچاره ای که برای خاطر یک دنیای کمی، فانی، می خواهند توطئه بکنند و آن هم اینطور توطئه ای که معلوم است که اگر چنانچه موفق به کشفش هم

صحیفه نور جلد 12 صفحه 227

نشده بودیم و قیام هم کرده بودند، خفه می کردند آنها را، این خوفی ندارد. آن توطئه هائی که از اول نهضت یعنی پیروزی ما، پیروزی شما شروع شده است و باز هم در کار است، آن را باید آقایان توجه به آن داشته باشند. اینها از همه فرصت ها و از همه ابعاد می خواهند استفاده بکنند، مثلاً یکی از مسائلی که دست خارج در آن هست و شیاطین داخلی، این است که انتظامات را وارد کنند که محفوظ نباشد و به هم بخورد. در کمیته ها، در انجمن اسلامی که در همه سطح کشور هست و در دادگاه ها و پیش پاسدارها و پاسبان ها و قوای مسلح دیگر یک جور تزریقاتی می شود که نتیجه آن تزریقات و تبلیغات این است که انسجام ملت را از دستش بگیرد و ملت ما را معرفی کند به دنیا که اینها اصلاً تحت هیچ نظامی نیستند، اینها نظام ندارند، اینها حکومت جنگلی دارند تا اینکه مصحح پیدا بشود پیش ابر قدرت ها برای اینکه یک (ولی) ای برای ما بفرستند. داخل را به هم می زنند، انجمن های اسلامی یک کارهائی مثلاً گاهی بچه هایشان، جوان هایشان انجام می دهند که موجب به هم ریخته شدن اوضاع است یا کمیته ها، سر تا سر کشور بعضی از جاها که بعضی اشخاص درشان نفوذ کرده است وادار می کنند که آنها هم یک کارهائی بکنند که موجب یک اختلالی بشود در نظم. جهاد سازندگی هم اشخاصی در آن نفوذ کرده و می کنند که آنها هم کاری انجام بدهند که مردم را از خودشان متنفر کنند و در دادگاه ها هم گاهی بعض اشتباهاتی می شود که آن هم موجب نارضایتی است. اینها می خواهند شما را، مقصدشان این است که روحانیت را پیش ملت ضعیف کنند و انسجام بین این قوایی که باید باشد و انتظامی که باید در یک مملکتی برای اداره اش باشد، این انسجام را به هم بزنند و فرض کنید که هر چه قدرت هم داشته باشند قوای انتظامی و مسلح، اگر منسجم نباشند کاری ازشان نمی آید. تا سپاه پاسداران، ژاندارمری، ارتش، شهربانی و سایر قوای مسلح باهم منسجم نباشند و همه از یک راه نروند، نمی توانند یک توطئه هایی که هست و ممکن است یک وقت واقع بشود نمی توانند آن را خنثی کنند و خفه کنند. چنانچه اگر بین روحانیون، تمام طبقاتی که روحانیت شامل آنهاست از علما و فقها، از محصلین، از خطبا، ائمه جماعات، همه، اینها اگر چنانچه آن وظایفی که محول به خودشان است آن وظایف را فراموش کنند و یک راه دیگری که محول به آنها نیست بروند، این هم یک خلاف نظمی است و این خلاف نظم موجب این می شود که اولاً شما را در بین ملت یک جور دیگری غیر از آنکه واقعیت هست معرفی کنند و ملت را از شماها کم کم جدا کنند. همین مسأله ای که در اوایلی که رضا خان آمد و کودتا کرد و بعد مستقر شد، همان برنامه ها دارد حالا شروع می شود. این خطاب من به همه علما و تمام روحانیون به کلمه عام و به همه ملت است. اگر چنانچه با هشیاری و با توجه کامل و تفکر کامل توجه نکنند به این توطئه، این موجب این می شود که ملت و روحانیت از هم جدا بشوند و روحانیت نتواند آن کاری که به عهده اوست انجام بدهد و اگر چنانچه یک وقتی آنها فرصت کنند، از همین معنا، از جداشدن ملت از روحانیت استفاده کنند و کارهای سابق را اعاده کنند، همان نقشه ای که من خوب یادم هست که در زمان رضاخان بود و آن نمایش دادن روحانیت به یک صورت غیر صحیح و جدا کردن مردم از روحانیت. در اوایل زمان رضاخان که قدرتش مستقر شد یکی

صحیفه نور جلد 12 صفحه 228

از اموری که او انجام داد همین بود که روحانیت را در بین مردم هی کم کم می خواست از بین ببرد. از شوفرها شروع کرده بودند، در آن زمان شوفرها یک آلت دستی بودند که یکی از علما برای من نقل کرد (خدا رحمتش کند) که من در اراک بودم و می خواستم بیایم به تهران یا قم، اتومبیل به من اجاره نمی دادند و آن شوفر گفت که ما به دو طایفه بنا داریم که اتومبیل کرایه ندهیم و آنها را سوار نکنیم، یکی فواحش و یکی معمم. این از دست شوفرها در آن زمان. حالا هم من نمی دانم چه جوری است که باز شوفرها را کشیدند در کار با اینکه شوفرها حالا غیر آنوقت هستند، البته حالا هم متعهدند اکثراً انشاءالله لکن بعضی از آنها شروع کردند، تبلیغاتی در آنها شده است، یک دسته بندی هائی شده است که حالا هم اهل علم را بعضی از شوفرها سوار نمی کنند. این همان توطئه ای است که از اول انگلیس ها درست کرده بودند و حالا هم عمال همه قدرت هائی که با شما مخالفند. شما یک توجه باید داشته باشید و ملت هم یک توجه. توجه شما این است که از حدود وظایف شرعیه خودتان و روحانی تجاوز نکنید.
 

ضرورت حضور فعال روحانیون در صحنه سیاست همراه با حفظ حوزه فقاهت

روحانیون همه، ملت همه باید حاضر باشند در مسائل سیاسی، حضور داشته باشند. اینکه بعض از عناصر حالا هم گاهی می گویند که روحانیون بروند توی مجلس ها، توی مدرسه های خودشان و مشغول کارشان باشند و ماها باید وارد این کارها باشیم، این یا از بی توجهی به عمق مسائل است که من باید بگویم بعضی شان بی توجه هستند و یا اینکه عمال همان ها هستند که در زمان رضاخان یک همچو کارهائی را می کردند و در طول تاریخ تقریباً حدود سیصد سال اینقدر تزریق کردند بر این ملت و بر خود روحانیون که شما نباید در سیاست دخالت بکنید که خود آقایان هم باورشان آمده بود. اگر یک مطلبی مثلاً راجع به یک امر سیاسی که به نفع ملت بود اینها می خواستند دخالت بکنند، یک قشر از خود روحانیت می گفتند این یک امر سیاسی است به ما چه. خودشان را کنار کشیده بودند یعنی کنارشان زده بودند اینها را، باورشان آورده بودند که روحانیون باید فقط بروند مسأله بگویند آن هم بعضی مسائل، نه همه مسائل. مسائل اگر همه اش باشد که بیشتر کتب فقه، کتب سیاست است لکن باورشان آمده بود این، مردم هم این را باور کرده بودند و این تبلیغاتی بود که از آنوقتی که پای غربی ها باز شد در ایران، مطالعاتشان را کردند، به آنجا رسید که این جمعیت خطرناکند و باید اینها را کنار زد و مشغول به خودشان کرد و ملت را هم باید از اینها جدا کرد، اگر یکی از اینها بخواهد وارد بشود در یک امر سیاسی، ملت با اینها موافقت نکند برای اینکه امر سیاسی است به شما چه. در عین حالی که باید همه قشرهای ملت و خصوصاً روحانیت حاضر باشند در سیاست کشور و توجه داشته باشند به مسائلی که در کشور می گذرد، چه در مجلس و چه در دولت و دیگران، در عین حال باید آن شغلی را که دارند از آن دست بر ندارند، گمان نکنند به اینکه ما باید، (آنوقت این گمان بود) که ما هیچ نباید دخالت بکنیم حالا این باشد که ما شغلمان فقط دخالت است. خیر، در آنوقت هم این کار صحیح نبوده برای ما و شما، حالا هم این کار صحیح نیست. شما باید پست های خودتان را محکم نگه دارید، ائمه جماعت باید

صحیفه نور جلد 12 صفحه 229

این مساجد را محکم نگه دارند و خطبا باید منابر را محکم نگه دارند و فقه را در حوزه های علمیه مثل قم و مشهد و امثال اینها و همین طور نجف باید فقاهت را حفظ کنند. حوزه ها باید حوزه فقاهت باشد. این حوزه های فقاهت بوده است که هزار و چند سال این اسلام را نگه داشته است. این مشی ای بوده است که از زمان قدیم، از زمان ائمه هدی تا زمان ما، مشی ای بوده است که علماء ما داشته اند و آن حفظ فقاهت. نباید حالا شما فکر کنید که حالا که باید امور سیاست هم ما دخالت بکنیم پس به فقاهت کار نداشته باشیم، خیر، باید حوزه های فقاهت به فقه خودشان به همان ترتیبی که سابق بود هیچ تخطی نکنید، به همان ترتیبی که سابق تحصیل می کردید فقه و مقدمات فقه را، محکم فقاهت را حفظ کنند و ائمه جماعت محکم مساجد خودشان را و ارشاد ملت را حفظ کنند و خطبای ملت هم باید منابر خودشان را و موعظه های خودشان را و ارشاد خودشان را حفظ کنند و در عین حال مراقب اوضاع مملکت خودشان باشند، چنانچه اهل بازار باید بازار خودشان را حفظ کنند لکن مراقب باشند. اینطور نباشد که ما یک وقت خدای نخواسته از آن اصلی که اساس حفظ اسلام است رو بر گردان بشویم و حوزه ها به فقاهت کم توجه بشوند. این فقها هستند که حصون اسلام هستند و حفظ کردند اسلام را. باید حوزه عنایتشان به فقه و فقاهت از همه چیز بیشتر باشد. اگر حوزه فقاهت خدای نخواسته از بین برود یا سست بشود، رابطه ما بین فقها و ملت قطع می شود، این حوزه فقاهت است که رابطه را محفوظ نگه داشته است. اگر یک اشخاصی آمدند در حوزه ها و پیشنهاد کردند که فقه لازم نیست مثلاً به این طول و تفصیل باشد و فلان و بیائیم یک چیزهای دیگر را هم چه بکنیم، اینها اشتباه می کنند یا مامورند. فقه به همان قوت اولیه باید باقی باشد. حوزه های فقاهت، هم فقاهت را داشتند و هم یک جمعی هم معقول و سایر علوم را تحصیل می کردند. علماء اخلاق بودند در حوزه ها که مردم را و علما را و اهل علم را دعوت به مسائل اخلاقی می کردند، اهل معنویت و عرفان بودند که اشخاصی را دعوت می کردند به آنطور و کارهای خودشان را انجام می دادند، لکن فقاهت که اساس است سرجای خودش بود و باید باشد و مسجدها را باید محکم آقایان بگیرند و نگهش دارند. دلسرد نشوید از حرف هائی - را - که این عمال خارجی در بین مردم منتشر می کنند. باید در عین حالی که حضور دارید در صحنه سیاست و هر واقعه ای که واقع می شود شما توجه باید داشته باشید که این واقعه آیا به نفع ملت است یا نه، لکن حوزه های فقاهت را به همان قوت خودش حفظ کنید. این فقه هست که اسلام را حفظ کرده و تا آخر حفظ می کند انشاءالله. و از این شغلی که دارید و از این راهی که دارید منحرف نشوید و بروید یک کارهائی که شما نباید بکنید، مثلاً یک معممی چهار تا هم پاسدار داشته باشد و یا هر کاری دلش می خواهد بکند، یک کسی هم یک کمیته درست کند و چند تا پاسبان و هر کاری می خواهد بکند. اینها یک طرحی است که ریخته اند برای اینکه شما را از صحنه خارج کنند، وارد یک صحنه ای می کنند که شما را بکلی خارج کنند، همچو می کنند که هی بیایند فریاد بزنند که امان از این آخوندها که در کمیته ها هستند و در دادگاه ها هستند و اینها که حتی آنها اگر دو تا، سه تا قضیه برخلاف واقع شد آنها هم که قضایای زیاد است و صحیح واقع می شود، پایمال می کند. باید در عین حالی که هر کسی به شغل

صحیفه نور جلد 12 صفحه 230

خودش باید مشغول باشد و هر کسی باید همان کاری که دارد خوب انجام بدهد لکن حاضر باشد در مملکت و غایب نباشد از سیاستی که در مملکت می گذرد، توجه داشته باشد که اگر یک وقت مثلاً یک جمعیتی یا یک فردی، یا حکومتی پایش را کج گذاشت، همه اعتراض کنند و نگذارند که واقع بشود، یا یک افراد غیر صحیحی را اگر چنانچه در ماموریت هائی گذاشتند و آقایان و علماء بلاد می دانند که این فاسد است خودشان نروند سراغش، اطلاع بدهند به آنجاهائی که باید اینها را تغییر بدهند و از آنها بخواهند که تغییر بدهند. اگر خودشان بروند، ولو یک آدم فاسدی را خود آقایان بفرستند یا بروند و آن فاسد را از آنجا بیرون کنند، این موجب وهم می شود برای اهل علم، اینها باید ارشاد کنند دولت را، ارشاد کنند به اینکه این ماموری که اینجا فرستادی اشتباه بوده است و دولت را وادار کنند، مجلس را وادار کنند تا اینکه اصلاح بشود. خودشان اگر بخواهند مستقیماً دخالت بکنند، موجب این می شود که در بین مردم موهوم بشوند و شما حفظ حیثیت خودتان برایتان واجب است. هر مومنی حفظ عرض خودش برایش واجب است لکن علما بیشتر مامورند به این امور، حجت بر علما تمامتر است. این وظیفه ماهاست که باید هر کسی شغل خودش را محترم بشمارد، دلسرد نشود امام جماعت از جماعتش، اهل منبر از منبرش و عرض می کنم که مراجع از مرجعیتشان، علماء بلاد از مسائلی که خودشان دارند. اینها باید حفظ کنند آن چیزهائی که مال خودشان است و حاضر باشند برای امور سیاسی.
 

مسجد محلی است که از مسجد باید امور اداره بشود

و آنی که به ملت عرض می کنم این است که توجه داشته باشد ملت که دشمن های اسلام و دشمن های کشور شما از هر راهی استفاده می خواهند بکنند. این راه هائی که خوب، دیده اید که واضح است که توطئه بکنند و مثلاً شلوغی ها بکنند و فسادها بکنند، اینها را که می دانید، راه دیگری که الان در نظر آنهاست این است که این مراکزی که مربوط به ربط روحانیت و ملت است، این مراکز را سست بکنند و کم کم از بین ببرند، وسوسه کنند به اینکه این آخوندها که از آنها کاری نمی آید، روید توی مسجد چه کنید؟ بروید راهپیمائی کنید. خوب، راهپیمائی سرجای خودش اما مسجد محلی است که از مسجد باید امور اداره بشود. این مساجد بود که این پیروزی را برای ملت ما درست کرد. این مراکز حساسی است که ملت باید به آن توجه داشته باشند، اینطور نباشد که خیال کنند که حالا دیگر ما پیروز شدیم دیگر مسجد می خواهیم چه کنیم. پیروزی ما برای اداره مسجد است. ما اگر نماز نباشد و آداب اسلامی نباشد، چه داعی داریم که بیائیم خودمان را به مهلکه بیندازیم و وارد این امور بشویم؟ ما برای اسلام این کارها را می کنیم و شما، شما ملت برای اسلام قیام کردید و برای اسلام اینهمه زحمت کشیدید و دارید می کشید. مراکزی که مراکز بسط حقیقت اسلام است، بسط فقه اسلام است و آن مساجد است، اینها را خالی نگذارید. این یک توطئه است که می خواهند مسجدها را کم کم خالی کنند. یک چهار نفر آدمی که معلوم نیست اصلاً به مسجد و به اسلام و به اینها اعتقادی داشته باشد یا معلوم

صحیفه نور جلد 12 صفحه 231

است که ندارد، امام جماعت ایستاده آنجا نماز می خواهد بخواند اینها هم چند نفر بر می دارد می آید آن طرف یکی شان می ایستد جلو، باقی شان نماز می خوانند، این نماز نیست، با این نماز می خواهند اسلام را بشکنند. روحانیون باید حفظ حیثیت خودشان را بکنند و خدای نخواسته کاری نکنند و خدای نخواسته کاری نکنند که بین ملت یک طور دیگری وجهه روحانیت نمایش داده بشود و مردم موظفند که مساجد خودشان را، مراکزی که مربوط به روحانیت است حفظ کنند. همان نقشه زمان رضاخان الان شروع شده است. آنوقت هم یکی یکی آمدند، کم کم، کم کم آمدند وارد شدند، شعر، ایشان شروع کرد شعر گفتن: (تا آخوند و قجر هست در این مملکت، این کشور دارا به جائی نمی رسد) شاعرشان اینطور می گفت. حالا من شعرش را نمی خواهم بخوانم. مقالاتی که می نوشتند مقالاتی بود که به ضد روحانیت بود و آنوقت با کمال وقاحت می نوشتند و تبلیغات می کردند، همه گروه ها را وادار کرده بودند که به ضد این طایفه انجام وظایف خودشان را بدهند یعنی وظایف انگلیس ها را آنوقت. اصلاً رضاخان را آورده بودند برای اینکه این را تشخیص داده بودند که یک آدم قلدری است و اول هم یک نفر روزنامه نویس را، سید ضیاء را همراهش آوردند و بعد هم او را بیرونش کردند و خود این را گذاشتند که یک آدم قلدری است می تواند کارها را انجام بدهد. اولاً سواد ندارد، چیزهای سیاسی را نمی داند و ثانیاً آدم قلدری است هر کاری به او بگویند می کند. این در آنوقت این نقشه ای که آنها کشیده بودند و احتیاط این بود که مبادا آخوندها یک کاری بکنند، حالا که دیدند آخوندها با دعوت خودشان و با همراهی همه قشرهای ملت از دانشگاه گرفته تا بازار تا کارگر و تا کشاورز، همه اینها با هم بودند و یک همچو کار بزرگی را کردند، حالا بیشتر از آنوقت درصدد هستند. اگر آنوقت یک طرحی بود برای اینکه مبادا یک همچو چیزی بشود، حالا فهمیدند که یک همچو چیزهائی می شود. حالا فهمیدند که اگر چنانچه آخوند و دانشگاهی و دیگر قشرها با هم باشند یک همچو کار بزرگی، یک همچو کارهای بزرگی می کنند. حالا بیشتر درصدد هستند که ملت را از این طایفه جدا کنند و دانشگاه را از مدرسه جدا کنند و بلکه همه قشرها را با هم بدبین کنند و به جان هم بیندازند.
 

همه اقشار ملت برای حفظ اسلام آماده و مجهز باشند

امروز وظیفه هست برای همه ما، ملت ما باید این وظیفه را انجام بدهد. امروز روزی است که قدرت های بزرگ با توطئه های داخل و خارج می خواهند این نهضت را بکلی به هم بزنند و اسلام را که الان از آن ضربه دیدند زیر پا بگذارند و قطع کنند ریشه های او را. امروز همه اهالی مملکت ما و کشور ما باید به حال آماده باش باشند. نروید سراغ زمین و - نمی دانم - این چیزهائی که مال دنیاست، اینقدر دنبال این چیزها نروید شما باید اسلام را حفظ کنید، در پناه اسلام همه این چیزها را هم داشته باشید. اگر اسلام را از دست شما بگیرند، خیال نکنید که اسلام را که گرفتند یک ملتی می گذارند و یک ملیتی که این آقایان ملت گراها، هی دهن خودشان را پر می کنند، ملت، ملت! اگر اسلام را از دست شما گرفتند و آخوند و ملت را جدا کردند، شما چهار نفر ملی نمی توانید هیچ کاری بکنید، اگر بین شما

صحیفه نور جلد 12 صفحه 232

امثال بختیار نباشد و حال اینکه ممکن است باشد. اینقدر تفرقه ایجاد نکنید ای آقایان نویسندگان! اینقدر تضعیف نکنید روحانیت را ای آقایان روشنفکران! اینقدر مملکت را از این طرف به آن طرف نکشید تا اینکه خدای نخواسته بیایند همه تان را عذرتان را بخواهند. با هم باشید، آماده باشید، ملت باید آماده باشد برای این اموری که دارد پیش می آید که آن روزی که خدای نخواسته فرض کنید فانتوم آنها آمد و اینجا را خراب کرد و من هم رفتم سراغ کارم، ملت دستش باز و با مشت محکم حفظ بکند اسلام را. روحانی، بازاری کارگر، کشاورز، کارمند، قوای مسلح، همه باید حال آماده باش داشته باشند ما اگر حالا در بین راه که هستیم و اینهمه توطئه الان هست، اگر فراموش کنیم نهضت را، اگر فراموش کنیم انقلاب را و برویم سراغ کارمان، هر کدام برویم سراغ شغلی که داریم و حاضر نباشیم در صحنه سیاست و خودمان را مجهز نکنیم برای حفظ این مملکت اسلامی و حفظ اسلام، خدای نخواسته یک وقت به کارهای بد خواهد رسید و ممکن است که البته نمی توانند انشاءالله که کاری انجام بدهند، لکن تاخیر می توانند بیندازند. شما ببینید که الان هر کاری که می خواست در این مملکت انجام بگیرد، یک جبهه هائی در مقابلش ایستاد که نگذارد، شلوغکاری کردند لکن نتوانستند. من نمی گویم که می توانند، نمی توانند. اگر این فانتوم ها هم بلند شده بود که اینها می خواستند چه بکنند، پدر اینها را در می آوردند.
مگر ملت ما حالا دیگر نشسته آنجا که یک فانتوم و دو فانتوم کاری انجام بدهد. این احمق ها نفهمیدند این را که با چهار تا مثلاً سرباز (سربازها که با اینها موافق نیستند) با چهار نفر از این درجه داران مثلاً و امثال اینها نمی شود یک مملکت سی و پنج میلیونی که همه مجهز هستند، اینها بتوانند فتح کنند. اینها غلط فکر کردند، اینها نفهمیدند که شوروی با همه قدرتی که دارد و با همه ابزاری که دارد و با همه سلاح های مدرنی که دارد، در افغانستان پوزه اش به خاک مالیده شده است. در عین حالی که (حضار: توطئه چپ و راست کوبنده اش روح الله هست) (امام: صبر کنید، صبر کنید خواهش می کنم، شماها کوبنده هستید، روح الله کی هست) اینها یک حماقتی است منتها بعضی جوان ها، بیچاره ها، نفهم ها اینها را وادار می کنند یک همچو کاری بکنند، یک همچو کارهائی که همین دو، سه روز مثلاً بود. خوب، اینها نمی فهمند که اگر چنانچه فرضاً هم شما از پایگاه همدان پا شده بودید و آمده بودید و فرض کنید چند تا جا هم کوبیده بودید، شما بالاخره باید زمین هم بیائید یا همان آسمان می مانید؟ ما از این امور نمی ترسیم ما از قشرهای خودمان می ترسیم، از خودمان. اگر چنانچه شما آقایان و همپالگی های شما، صنف روحانیت همه (ایدهم الله تعالی) اگر چنانچه کارهائی خدای نخواسته انجام بدهید که از چشم ملت بیفتید، ولو در دراز مدت، آن روز است که فانتوم لازم نیست دیگر، خود ملت شما را کنار می زند و ملت هم بی هادی نمی تواند کاری انجام بدهد و آنها ولو حالا تهیه برای چندین سال دیگر هم باشد کار خودشان را آنوقت می توانند انجام بدهند. من خوفم این است که ما نتوانیم، روحانیت نتواند آن چیزی که به عهده اوست صحیح انجام بدهد. من خوف این را دارم که به واسطه بعضی تبلیغات، حوزه های علمی از آن کار اساسی که حفظ فقاهت است سستی بکنند و کم کم فقه منسی بشود و در دراز مدت اینها نتیجه بگیرند. شما این را خیال نکنید که آنها خیلی

صحیفه نور جلد 12 صفحه 233

دستپاچه اند که همین دو، سه روز این کارها را انجام بدهند، اگر توانستند، حالا، اگر نتوانستند نقشه می کشند که در پنجاه سال دیگری کار خودشان را انجام بدهند، دست بر نمی دارند. و از نقشه های مهم همین است که قشرهای ملت را از هم جدا کنند و مهم این است که روحانیت را از ملت جدا کنند. اینها ضربه ای که از روحانیت خوردند از هیچ کس نخوردند برای اینکه ضربه را می گویند که دیگران هم که زدند به ما، اینها وادارشان کردند، مسجدها مردم را وادار کرد، پس باید مسجدها را ما شروع کنیم بشکنیم. اینکه می آیند مسجدها را می خواهند خلوت کنند و بیچاره جوان ها و متدینین ما هم اشتباهاً به خطا می روند، این است که مسجدها کم کم امسال یک قدری ماه رمضانش کمتر باشد، سال دیگر یک خرده کمتر، بعد از ده سال، پانزده سال دیگر چه بشود. آنها عجله ندارند، به تدریج هر چه شد. شما باید هشیار باشید که مسجدهایتان و محراب هایتان و منبرهایتان را حفظ کنید و بیشتر از سابق، شمائی که این معجزه را از مسجد دیدید، حالا باید بروید دنبال این مرکز معجزه، نه رها کنید او را شمائی که از اسلام یک همچو معجزه ای دیدید که همه قدرت ها را به هم شکست، نه فقط ابرقدرت ها را، قدرت های دیگر را هم به هم شکست، شمائی که از، ملت ما که از اسلام این معجزه را دارد نباید در اسلام سستی کند. فرضاً چهار نفر پاسبان هم، پاسدار هم یک خلافی کردند لکن همین پاسدارها هستند که - این - کشف کردند این توطئه را، چرا قدر اینها را نمی دانید؟ چرا اگر یکی شان یک جائی خلاف کرد می گوئید پاسدارها اینجور؟ یک آقائی یک کاری، یک آخوندی یک کاری کرد، یک شخصی یک کاری کرد، می گویند آخوندها اینطور. این همان نقشه است که پاسدار را و ارتش و ژاندارمری را و قوای مسلح را و شما را از هم جدا کند و از چشم ملت بیندازد تا آنها وقتی کاری می خواهند بکنند نه قوه روحانی در کار باشد که مردم را هدایت کند و بسیج کند و نه قوای مسلح باشند که کاری انجام بدهند، همه را مقابل هم نگه دارند.
امروز، روزی است که باید تمام قدرت ها هماهنگ باشند و همه حفظ نظم بکنند که اگر نظام به هم بخورد، وضعیت به هم می خورد و همه خودشان را فدایی اسلام بدانند و در هر جا هستند آماده باشند برای وقتی که شب فرض کنید آمدند و بمباران کردند، آماده باشند که بیایند بیرون و اینهائی که بعد از اینکه بنزین هایشان تمام شد باید بیایند پائین، قتل عامشان کنند. اگر شما مهیا باشید نروید سراغ - هر کسی نرود سراغ - اختلافاتی که خودشان دارند با هم، شما بین راه هستید اختلاف ها را کنار بگذارید یک روزی برای اختلافات هم - اگر خدای نخواسته بخواهید اختلاف کنید - هست باز، امروز، روزش نیست، امروز، روزی نیست که انجمن های اسلامی انتظامات را خدای نخواسته به هم بزنند یا فرض کنید پاسدارها به هم بزنند یا ژاندارمری به هم بزند. همه هماهنگ باشید. اگر هم با هم یک حساب هائی دارید، بگذارید کنار این حساب ها را، شما اگر دو نفر باشید با هم یک نزاعی داشته باشید و خدای نخواسته زلزله بیاید، شما باز می نشینید آنجا به اختلاف؟! نه، رها می کنید و پا می شوید سراغ دفاع از خودتان. این ابرقدرت ها در ایران زلزله راه انداختند نروید سراغ کارهای خصوصی خودتان و اختلافاتی که خودتان با هم دارید، نروید سراغ این، مجهز باشید. - اگر مجهز باشید، همانطوری

صحیفه نور جلد 12 صفحه 234

که در اوایل انقلاب بودید، حالا هم باشید و مسجدها را محکم نگه دارد و پر جمعیت کنید.
من امروز باید بگویم که تکلیف است برای مسلمان ها، حفظ مساجد امروز جزء اموری است که اسلام به او بسته است. ماه مبارک رمضان و بعد از ماه مبارک رمضان هم، مسجدها را آباد کنید. من در مکه که مشرف بودم یک روز می خواستم یک کتابی بخرم که برای آن کتابفروش هم فایده داشت، ایستاده بودم، اذان گفتند یکدفعه رها کرد گفت که: (سنة الحنفیه) دیگر با من حرف نزد رفت سراغ نماز، در مدینه بازار را که من دیدم بسته بود، یعنی باز بود لکن هیچ کس نبود، می رفتند سراغ نماز، چرا شما نمی روید سراغ نماز؟ چرا ظهر که می شود بازار را رها نمی کنید که بروید سراغ نماز؟ اگر بروید سراغ نماز، احیاء کنید این سنت سیاسی اسلام را، همانطوری که در روز جمعه حالا بحمدالله می روید، روز غیر جمعه هم بروید مساجد را پر کنید. اگر این مسجد و مرکز ستاد اسلام قوی باشد ترس از فانتوم نداشته باشید، ترس از آمریکا و شوروی و اینها نداشته باشید. آن روز باید ترس داشته باشید که شما پشت بکنید به اسلام، پشت کنید به مساجد.
انشاءالله خداوند همه شما را موفق و موید کند و اسلام و مسلمین را حفظ کند و دست اجانب را کوتاه کند از این کشور.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:20 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع گروهی از نمایندگان سازمان پیشمرگان مسلمان کرد

تاریخ: 1359/04/21

 

بیانات امام خمینی در جمع گروهی از نمایندگان سازمان پیشمرگان مسلمان کرد

بسم الله الر حمن الرحیم
من از این جوان های پیشمرگ که به راستی اثبات کردند که فداکار اسلام هستند و لشکر پیغمبر اسلام هستند، تشکر می کنم. من به شما علاقه دارم، علاقه یک مسلم با مسلم و یک پدر با فرزند، و شما را دعا می کنم. از وقتی که شما قیام کرده اید در مقابل اشرار و در مقابل اشخاص که می خواستند نهضت اسلامی را سرکوب کنند، من از شما با تمام قوا پشتیبانی و هم دعا کردم. خداوند شما را انشاءالله برای اسلام حفظ کند و شما جوان ها را در پیشگاه خدای مقدس، خدای بزرگ آبرومند کند. شما می دانید که ما غرضی در این مسائل نداشتیم جز اینکه حکومت جبار برود تا به جای آن حکومت اسلام برگردد. اینهائی که در طول این مدت چه در کردستان و چه در جاهای دیگر با این نهضت مقابله کردند، اشخاصی بودند که از اسلام اطلاعات نداشتند و نمی خواستند حکومت اسلام برقرار باشد. شما از طرز و شیوه حرکات اینها بهتر می دانید که عمال غیر بودند. از کیفیت سلاح هائی که داشتند شما دیدید که این سلاح ها از کجا می آمد. شما محکم و مستحکم باشید که برای اسلام دارید کار می کنید مثل سربازهای صدر اسلام هستید، شما باکی از اینکه شکست بخورید نداشته باشید برای اینکه برای لشکر اسلام هیچ وقت شکست نیست، شهادت شکست نیست، پیروزی هم شکست نیست. شما یا پیروز می شوید و یا شهید، در هر دو جهت پیروزی با شماست. من امیدوارم که این ریشه های فساد که یک مقداری از آنها از رژیم سابق هستند و یک مقداری هم از این افرادی هستند که الهام از خارج می گیرند، نتوانند کاری انجام بدهند.
شما دیدید در این دو سه روزی که گذشت بنا بود یک کودتائی مثلاً همه طرفه بکنند، خدای تبارک و تعالی با ما همکاری کرد و کشف شد و بسیاری از این جنایتکاران گرفتار شدند و بسیاری از آنها در تعقیبشان هستند و باندهائی هم داشتند انشاءالله این حکومت اسلام مستقر بشود تا دنیا بداند که حکومت اسلامی یعنی چه. خداوند انشاءالله به شما توفیق عنایت کند و در همه جهان موفق باشید. و ما امیدواریم که کردستان را قبل از اینکه به جاهای دیگر عنایت شود، به آنجا عنایت شود و دولت اسلام هم بنا بر همین دارد که کردستان را انشاءالله آباد کند و مثل سابق نباشد که حرف بود و خرابی. امیدواریم که این دفعه دیگر حرف نباشد و همه جهات مملکت اصلاح بشود. انشاءالله خدا به شما جوان ها سلامتی عنایت کند و شما را برای اسلام ذخیره قرار بدهد و موفق و مؤید کند.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:20 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

فرمان امام خمینی به حجت الاسلام فضل الله محلاتی

تاریخ: 1359/03/28

 

فرمان امام خمینی به حجت الاسلام فضل الله محلاتی

بسم الله الر حمن الرحیم
جناب حجت الاسلام آقای حاج شیخ فضل الله محلاتی دامت افاضاته
جنابعالی به نمایندگی از طرف اینجانب در سپاه پاسداران منصوب می شوید تا با همکاری حضرات آقایان نمایندگان اینجانب در ارتش و ژاندارمری و شهربانی و هیاتی از اعضای مسلمان و متعهد و مسوول نیروهای انتظامی که مورد قبول اکثریت آقایان محترم باشند. سازمانی جهت بررسی امور نیروهای مسلح تشکیل دهید. این سازمان موظف است آنچه را که در ارتش و شهربانی و ژاندارمری و سپاه پاسداران می گذرد به بهترین وجه و با کمال دقت بررسی نموده و گزارشات هفتگی را برای اینجانب ارسال دارید. افراد قوای انتظامی موظفند با کوشش و جدیت با آقایان همکاری نمایند.
والسلام علیکم و رحمة الله
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:20 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

فرمان امام خمینی به برادر مرتضی رضائی

تاریخ: 1359/04/28

 

فرمان امام خمینی به برادر مرتضی رضائی

بسمه تعالی
فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شما مورد تایید است و لازم است با جدیت مواظبت کنید که احکام اسلام در سپاه پاسداران به مورد اجرا گذاشته شود. والسلام.
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:20 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در دیدار با فرمانده جدید سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

تاریخ: 1359/04/28

 

پیروزی قطعی در سایه سیطره اسلام بر همه دستگاه ها

بسم الله الر حمن الرحیم
اساساً این انقلاب و این نهضت، بر اساس اسلام است یعنی ما هیچ تز دیگری، هیچ امر دیگری را غیر از اسلام نمی پذیریم و این قوای انتظامی اعم از سپاه پاسداران و ژاندارمری و ارتش و دیگران، باید خودشان را با اسلام منطبق کنند. افرادی که آن دید اسلامی را ندارند یعنی نپذیرفتند اسلام را، این اشخاص را باید تصفیه کنند. اشخاصی که دید اسلامی دارند، پذیرفته اند اسلام را، لکن در عمل، عمل اسلامی ندارند، سر خود کارهایی که خودشان می خواهند می کنند، اینها هم باید هدایت بشوند و اگر چنانچه مأیوس شدند سران از اینکه هدایت تأثیر بکند، تصفیه بشوند. بالاخره آن که مردم را برانگیخت اسلام بود هیچ قدرت دیگری قادر به این نبود که یک ملت سی و پنج میلیونی را به یک راه ببرد، هیچ قدرتی قابل نبود نمی توانست و لهذا ما در طول تاریخ که دیده ایم، آنهائی هم که خودمان یادمان هست مثل قضیه نفت چون اسلامی نبود، ملی تنها بود به اسلام کاری نداشتند، از این جهت نتوانستند کاری انجام بدهند، کارهای نصفه کاره ای هم که انجام دادند، بعدش از دستشان گرفته شد و رفت کنار. اگر اسلام در کار باشد و مکتب اسلام در کار باشد در این قشر نظامی و غیرنظامی ما پیروز خواهیم شد. و اگر مکتب را ما فراموش بکنیم و هر کس بخواهد دنبال کار خودش باشد و فکر خودش باشد، این آسیب پذیر خواهد بود و لهذا بر همه ما، بر همه روسای ارتش، روسای پاسداران، روسای ژاندارمری، روسای شهربانی و همه روشنفکران و همه نویسندگان لازم است که ما همه را به یک وجه، به یک وجه سوق بدهیم، این ملت را ما به سوی اسلام و به سوی الله سوق بدهیم. اگر یک همچو کاری انجام بگیرد که اسلامی بشود همه دستگاه ها، پیروزی ما داریم، هیچ اشکال نیست که ما پیروز خواهیم شد. اما اگر متشتت بشود، در هر جایی علیحده یک سازی بزنند، مثلاً سپاه پاسداران خودش علیحده، هیچ کار ندارد به ژاندارمری، مثلاً مخالفت هم حتی می کند، یا به ارتش گاهی هم مثلاً مخالفت بکند، یا آن دستگاه دیگر یک مخالفتی و روبه رویی باشد، باید ما آماده این باشیم که ولو در دراز مدت شکست بخوریم.

صحیفه نور جلد 12 صفحه 248

 

لزوم هماهنگی میان قوای مسلح

از مسائل مهمی که اعتقاد دارم و می گویم باید حتماً بشود، هماهنگی است بین این قوایی که قوای مسلحند، از هم جدا نشوند، با هم باشند. دیگر راهش و ترتیبش که هماهنگ بشوند، باید خودشان فکر بکنند و آقایانی هم که از طرف من در آنجا هستند همفکری بکنند که اینها را هماهنگ بکنند. اینطور نباشد که اگر یک مسأله ای خدای نخواسته پیش آمد، این یک راهی برود، آن یک راه دیگری برود که موجب شکست بشود.
 

جدیت در پیاده کردن محتوای اسلام و تضفیه عناصر ناصالح

از مهمات مسأله این است که اولاً اسلامی بشود همه چیز و ظواهر اسلام باید در آنجا حکمفرما باشد. اینکه بعضی ها عقیده دارند که حالا ظواهر را کار نداشته باشیم و برویم سراغ مکتب، اینها بر خلاف اسلام است. آن چیزی که هست این است که باید ظواهر در این پادگان های ارتشی و در آن مراکزی که شما هستید و پاسدارها هستند ظواهر باید محفوظ باشد، یعنی امروز که ماه مبارک رمضان است همه اینها روزه دار باشند، آنهائی که واجب است برایشان روزه بگیرند، روزه دار باشند، نماز بخوانند در آنجا و کارهای منکر در آنجا به هیچ وجه نباشد ضوابط اسلام باید محفوظ باشد جمهوری اسلامی معنایش این است والا اگر یک جمهوری باشد، اسمش جمهوری اسلامی باشد لکن وقتی که برویم در ژاندارمری ببینیم از اسلام خبری نباشد، در سپاه پاسداران بیائیم مثلاً از آن خبری نباشد، ارتش برویم خبری، ادارات خبری نباشد، این جمهوری اسلامی نیست، این یک لفظ غلطی است که گذاشتند روی، روی جمعیتی که و روی مملکتی که دارد همان به طور طاغوت اداره می شود. ما باید این محتواها را با جدیت اصلاح بکنیم. افراد ناصالح را اگر چنانچه واقعاً برخلاف مکتب هستند، از اول باید کنارشان زد و اگر چنانچه یک وقت خدای نخواسته خیانتی هم کردند، باید به دادگاه سپردشان و افرادی که مکتبی هستند یعنی فکرشان فکر اسلام است لکن عملشان برخلاف است، اینها را باید هدایت کرد اگر هدایت شدند که شدند، اگر هدایت نشدند، بعد از چندی که دیدید فایده ندارد کنارشان بگذارید، تصفیه ان بکنید.
 

تأکید بر حفظ نظم و انسجام برای جلوگیری از تزلزل

و از مهمات این است که نظم در کار باشد یعنی اگر چنانچه نظام نباشد در کار و امور تحت یک نظامی انجام نگیرد این تزلزل ایجاد می کند. اگر بنا باشد که فرض کنید که سپاه پاسداران اطاعت نکنند از رئیسشان، همه اینها اطاعت نکنند از آن فرمانده کل، در ژاندارمری همین طور، در آنجا همین طور و خودشان بخواهند هر کدامی یک راهی بروند، این اسباب این می شود که یک قوای مسلح متزلزل بشود و با تزلزل قوای مسلح مملکت متزلزل است. بنابراین یکی از مهمات این است که نظم را حفظ بکنند یعنی بشناسند آن که رئیس فوج است، آن که رئیس لشکر است، آن که رئیس پاسداران

صحیفه نور جلد 12 صفحه 250

است. این را همه به نام اسلام بشناسندش به اینکه لازم است اطاعت از او بکنند. حالا مثل زمان طاغوت نیست که اگر خواستم اطاعت می کنم، اگر هم ظاهری نخواستم در باطن اطاعت نکنم. حالا مسأله، مسأله اسلام است. اسلام باطن و ظاهر همه را دارد می بیند، خدای تبارک و تعالی محیط باطن و ظاهرها هست، آنی هم که در باطن مخالفت بکند، آن هم مخالفت خدا را کرده است. این هم یکی از مسائل مهمی است که در ارتش و در سپاه پاسداران و در همه قوای انتظامیه و قوای مسلحه، در همه اینهمه باید مراعات بشود.
یکی از مسائل مهم هم این است که گاهی در بین همین پاسداران انقلاب که من اینها را بسیار دوست دارم و بسیار به آنها محبت دارم و من از آنها متشکرم و ملت ایران اصل هر چه دارد از این سنخ جمعیت دارد، گاهی اینها در بینشان اشخاصی نفوذ می کنند یک کارهایی انجام می دهند که موجب هتک حرمت سپاه پاسداران است مثلاً می روند خودشان یک چند نفری حالا تشخیص دادند که آنجا فلان آدم، بدآدمی است، می روند می گیرندش، می روند فرض کنید باغش را می گیرند، می روند زمینش را می گیرند اینطور کارها اسباب این می شود که مشوش کند امور را. این برخلاف نظام اسلام است، بر خلاف نظام عرض می کنم جمهوری اسلامی است. اینطور چیزها باید جداً جلویش گرفته بشود که پاسدار بدون امر دادستان کل، بدون امر عدلیه نتواند دخالت بکند در امور، نرود دخالت بکند در امور. اینطور نباشد که حالا ببیند یک قدرتی دارد هر کاری دلش می خواهد بکند. این معنی هرج و مرج و طاغوتی معنایش همین است که بی نظم و بی انضباط یک کاری را انجام بدهد. این هم یکی از مهماتی است که شما باید در سپاه پاسداران با جدیت و همراهی با ایشان که در آنجا هستند و سایر اشخاصی که در آنجا هستند و با شما همکاری می کنند، جداً از این مسأله در سرتاسر ایران جلوگیری بکنید یعنی اگر یک پاسداری یا پاسدارانی رفتند در یک جائی و بدون در دست داشتن حکم مثلاً دادگاه ها بروند خودشان خودسر، زمینی بگیرند، باغی بگیرند، مالی تصرف کنند، اشخاصی را - عرض بکنم - بازداشت بکنند، این باید ازشان بازخواست بشود و خواسته بشوند آنها و تأدیب بشوند آنها.
بنابراین اگر بخواهند مملکت ایران یک مملکتی باشد که بتواند روی پای خودش راه برود و بتواند انشاءالله آتیه خودش را به طور شایسته انجام بدهد و اصلاح بکند، اول باید این قوای مسلح تحت نظم بیایند و تحت انضباط بیایند، چه آنهایی که در سپاه پاسداران واردند و چه آنهایی که در سایر قوای چیز، اینها باید تحت نظام بیایند، تحت انتظام بیایند و شرعیت خودشان را حفظ بکنند و اسلامیت خودشان را حفظ بکنند تا انشاءالله کارها انجام بگیرد. و باز هم تکرار می کنم این را که همکاری قوای انتظامیه، از واجبات شرعیه است و متفرق شدنشان خلاف شرع است یعنی هر کسی علیحده بخواهد چه بکند ممکن است که البته نظر مختلف یک وقتی باشد اما باید بنشینند، رؤسایشان بنشینند با آن اشخاصی هم که من نماینده دارم در آنجا بنشینند، اگر یک اختلاف نظری دارند، حل بکنند. اینطور نباشد که یک وقت یک صدایی اگر درآید ببینیم پاسدارها یک کاری انجام دادند

صحیفه نور جلد 12 صفحه 251

علیحده و ژاندارمری یک کاری علیحده، ارتش یک کار علیحده، انسجام نداشته باشد. باید این قوا منسجم و هماهنگ باشند و این با جدیت شما و آقای محلاتی که در آنجا هستند و آقای خامنه ای که در آنجا هستند و آقایان دیگر که در جاهای دیگر هستند و مشورت بین خود شماها باید اینها انجام بگیرد. و اما این کلمه ای که گفتید که می خواهند که من دخالت بکنم، من که نمی توانم در همه امور دخالت بکنم، بالاخره من اشخاص دارم، باید اشخاص دخالت بکنند. من مثلاً حالا شما را تایید می کنم که در سپاه پاسداران باشید و در رأس باشید این معنی دخالت من است، معنی این است که شما اگر کاری آنجا انجام بدهید من انجام داده ام در آنجا، آنها اگر بخواهند شنوائی از من بکنند باید از شما شنوائی بکنند.
و همین طور سایرین از آن کسی که من قرار دادم وقتی که اطاعت بکنند، همان اطاعت از من است و همان دخالت من است. اینطور نیست که هر کدام، علیحده باشند. فرض کنید که آقای رئیس جمهور را من قرار دادم برای اینکه رئیس کل قوا باشد و آن چیزی را که من قرار دادم اگر چنانچه با آن موافقت بکنند موافقت با من است و من خودم مستقیماً نمی توانم همه امور را دخالت بکنم من باید بالاخره اشخاص را قرار بدهم و یک نظمی ایجاد بشود.
 

سفارش در حفظ امانت الهی به دور از اغراض نفسانی

در هر صورت یک مملکتی است مال همه شماها، همه ما مسؤول هستیم در این امری که برای حفاظت کشورمان هست و شما بینید که الان در معرض اینطور کارهایی است که شده است و بعدها هم خواهد شد. ما مکلفیم از طرف خدای تبارک و تعالی که این امانتی که به ما داده شده است و آن کشور اسلامی است و اسلام است و جمهوری اسلامی است حفظش بکنیم، در این امر هیچ سستی به خودمان راه ندهیم، هیچ مسائلی شخصی در کار نباشد، هیچ اغراض نفسانی در کار نباشد، همه ما با هم برادر و با هم برای حفظ یک امانتی که خدا به دست ما داده است و سپرده است و هم سفارش می کنم به همه اشخاصی که در هر جا صحبت می کنند یا فرض کنید که قلمفرسایی می کنند که تضعیف قوای انتظامی، سپاه پاسداران، تضعیف اسلام است، تضعیف لشکر اسلامی تضعیف اسلام است، تضعیف ژاندارمری تضعیف اسلام است، تضعیف - عرض می کنم - سایر قوای مسلح و انتظامی تضعیف اسلام است و این به آن معنا نیست که نباید آن اشخاص فاسد بیرون بروند، اشخاص فاسد باید حتماً به دادگاه سپرده بشوند، در هر جا باشند و هر مقامی، آنها باید به دادگاه سپرده بشوند و آنهایی که اسلامی هستند و روی خط اسلام دارند عمل می کنند، آنها باید تمام گویندگان و نویسندگان، چه از قشر روحانی و چه از قشر غیر روحانی، اینها را تقویت بکنند. یک کلمه تضعیف اینها، تضعیف اسلام است و حرام است و جایز نیست. بنابراین امیدوارم که شماها همه موفق باشید، موید باشید و این امانت را حفظ کنید. و ما یک عالم دیگری داریم که همه آنجا حاضر می شویم و از همه ما بازخواست می شود، یعنی یک خدشه ای اگر ما وارد کنیم به جمهوری اسلامی، فردا آنجا در محضر خدای تبارک و تعالی از ما بازخواست خواهد شد و بازخواست شدید خواهد شد.

صحیفه نور جلد 12 صفحه 251

 

کمترین جزای مفسد، به حکم قرآن قتل است

توجه به این مسائل لازم است همه آقایان بکنند و کسانی که خدای نخواسته یک انحرافاتی دارند اگر قابل اصلاحند با موعظه، با نصیحت، با هدایت اینها را اصلاح بکنند و اگر نیستند، پاکسازی بکنند و آنهایی که در این مسائل، در این مسأله آخر همراه بودند با این خیال فاسد کودتا، تمام اینها به حسب حکم قرآن حکمشان قتل است بلا استثناء یک استثناء درشان نیست، هیچ کس حق ندارد که یک کسی را عفوش بکند، یک کسی را مسامحه با او بکند. اینها به حکم اسلام و حکم قرآن فاسد و مفسد هستند و چهار حکم در قرآن هست که از همه کوچکتر کشتن است. و امیدوارم انشاءالله همه شما با سلامت و صحت و عافیت این راه را بروید و این راه مستقیم را انشاءالله طی بکنید. خداوند حفظتان کند انشاءالله.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:20 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع اعضای شورای عالی قضائی

تاریخ: 1359/04/29

 

ما در پیشگاه ملت جواب باید بدهیم

بسم الله الر حمن الرحیم
من هر روزی که از این انقلاب می گذرد توجه به این معنا بیشتر پیدا می کنم که ملت ما انقلابی عمل کردند و ما نکردیم. ما یا مقصریم یا قاصر، و در هر دو جهت آن، در پیشگاه ملت جواب باید بدهیم. مردم ریختند همانطور که می دانید این جرثومه فساد را بیرون کردند و به پیروزی نسبی رسیدند. وقتی که امر دست ماها افتاد، هیچ کدام انقلابی عمل نکردیم. و اگر چنانچه ما تجربه داشتیم یعنی یک انقلابی کرده بودیم و از بین رفته بودیم و یک انقلاب دیگر کرده بودیم، اینطور عمل نمی کردیم. ما با بی تجربگی این انقلاب را ایجاد کردیم یعنی ملت کرد و ما با بی تجربگی آن کارهای انقلابی که باید در اول انقلاب بشود، با مسامحه گذراندیم و همان مسامحه هم موجب شد که این گرفتاری ها را تا حالا پیدا کردیم و از این به بعد هم داریم، مگر اینکه انقلابی جبران کنیم. ما ملاحظه می فرمائید، الان که مدت هاست یا عزای عمومی اعلام می کنیم یا تشییع جنازه می رویم یا راهپیمائی می کنیم برای کشتارهائی که شده است، یا مجلس عزا منعقد می کنیم. کار ما این شده است که در این مملکت پاسدارهای ما اینطور قتل عام می شوند و اینطور کشته می شوند و این برای این است که ما انقلاب را آنطور که باید راه نبردیم اگر راه برده بودیم، اگر آن روزی که می خواستند در کردستان بروند برای مذاکره، من به آنها تذکر دادم که اگر بخواهید مذاکره، باید با موضع قدرت بروید، اول باید ارتش و پاسدارها و اینها احاطه کنند آنها را، محاط قرار بدهند، بعد شما بروید صحبت کنید. مسامحه شد، این اسباب این شد که آن گرفتاری طولانی برای ما پیش آمد و آنقدر ضایعه واقع شد و الان هم می بینید که ضایعه پشت سر ضایعه. همین چند روز چقدر جمعیت از پاسداران شهید شدند و این همه اش برای این است که ما دو دسته بودیم یک دسته مان از مدرسه آمده بودیم وارد شده بودیم و یک دسته مان از خارج آمده بودیم و وارد شده بودیم. نه ما آن تجربه انقلابی را داشتیم و نه آنها آن روح انقلابی را و لهذا از اول هم که ما به حسب الزامی که من تصور می کردم، دولت موقت را قرار دادیم خطا کردیم. از اول باید یک دولتی که قاطع باشد و جوان باشد، قاطع باشد بتواند مملکت را اداره کند، نه یک دولتی که نتواند، منتها آنوقت ما نداشتیم فردی را که بتوانیم، آشنا نبودیم بتوانیم انتخاب کنیم، انتخاب شد و خطا شد و حالا هم که دولت می خواهد در مجلس شورا دولت ایجاد بشود، حالا ما باید این مطلب را به مجلس

صحیفه نور جلد 12 صفحه 254

شورا اعلام کنیم که باید یک دولت متدین تمام، صد در صد اسلامی و قاطع، یک نفر وزیر اگر مثل بعضی از این وزرا که الان هستند باشد، اینها نپذیرند، تمام وزرا یکی یکی باید بررسی بشود، وزیر متدین صد در صد انقلابی، مکتبی و قاطع. اگر چنانچه ما دولتمان باز مثل سابق باشد و آنطور وضع و آنطور دید را داشته باشد، ما باید عزای این نهضت را بگیریم و پیروزی ما امکان ندارد و لهذا ما باید این اشتباهات سابق را جبران کنیم. اگر ما آن خطا را نکرده بودیم که هی آمدند به من گفتند، هی گفتند، هی گفتند این مصلحت اندیشان که (اینهائی که، سازمان هائی که نکشته اند آدم و چه نکرده اند، این عفو بشود) این عفو بر خطا واقع شد و اینها ریختند مشغول توطئه شدند. یک جمعیتی که در دست ما بودند رهایشان کردیم، یک دسته ای را که باید بگیریم دیگر نگرفتیم.
 

توصیه به مجلس در اجرای حدود الهی با کمال قاطیعت و اصلاح سازمان های دولتی

ما اگر مثل آن انقلاب هائی که در دنیا واقع می شود از اول عمل کرده بودیم که به مجرد اینکه پیروزی حاصل شد تمام درها را ببندیم و تمام رفت و آمدها را منقطع کنیم و تمام این گروه ها را خفه کنیم یا کنار بگذاریم و منحل کنیم تمام این گروه هائی که بودند و با شدت عمل کنیم با آنها، این گرفتاری ها برای ما پیدا نمی شد که ما هر روز عزا بگیریم، هر روز شهید داشته باشیم. و این از دست ما گذشت و در بارگاه خدا ما استغفار می کنیم. از این به بعد نباید این تکرار بشود. باید دولت قاطع باشد، باید مجلس قاطع باشد. اگر در مجلس اشخاصی هستند که اینها باز همان طبل را می زنند و همان حرف ها را می زنند، به اینها نباید گوش بدهند. باید مجلس، یک مجلسی باشد که با قاطعیت عمل کند و دولت اگر بخواهد یک قدم کنار بگذارد، با قاطعیت بخواهند آن را ردش کنند و از اول هم که می خواهند قرار بدهند یک دولتی را، تصویب کنند یک دولتی را، یک دولتی باید باشد تمام افرادش، وزرایش تمامشان اشخاصی باشند که بفهمند چه شده است، بفهمند که ما در چه حالی واقع هستیم، بفهمند که اسلام چه جور باید در ایران پیاده بشود. اینها بسیارشان اصلاً توجهی به این مسائل ندارند. وزارتخانه ها الان هیچ کدام یک وزارتخانه صحیح نیست. هر روز تقریباً از خارج به ما اطلاع می دهند که سفارتخانه کجا به چه جور است، سفارتخانه کجا، اموال ایران در سفارتخانه ها دارد از بین می رود، میلیاردها اموال ایران در آنجا هست، میلیاردها خانه هائی که ساخته شده اند، قیمت دارند، دارند از بین می روند و کسی نیست که به اینها رسیدگی کند، ما نداریم کسی که رسیدگی کند. الفاظ زیاد است هی می آیند همه جا درست شد، همه چیز شد، لکن واقعیت ندارد. باید یک هیاتی از طرف مجلس تعیین شود از اشخاص قاطع، راه بیفتد دور ممالکی که سفارتخانه داریم سفارتخانه ها را اصلاح کنند، این اشخاص سازمانی، این اشخاص فاسد را کنار بگذارند که سفارتخانه یک سفارتخانه انسانی بشود.
سفارتخانه حالا در هر جا که دست رویش می گذارند فاسد است، هر جا که دست می گذارند جز خوردن و خوراک و جز تفریح و فحشا چیزی در آن نیست. اینها باید اصلاح شود، این نمی شود که

صحیفه نور جلد 12 صفحه 255

تقریباً قریب دو سال است که می گوئیم جمهوری اسلامی، هیچ چیز اسلامی نباشد هر جای آن دست بگذاریم می بینیم خراب است، اینجا هم وزارتخانه اش همین طور. این نمی تواند دوام پیدا بکند ما نمی توانیم تحمل کنیم این مطلبی را که آقایان می خواهند با آن مغزهائی که در اروپا تربیت شده است درست بکنند. ما می خواهیم اسلام را چه بکنیم. یکی از اینها آمده بود گریه می کرد که چرا بعضی از اینها را می کشند، نه این آخری ها را، آنهائی که آقای خلخالی مثلاً می کشتند. اینها باز توجه ندارند که اسلام در عین حالی که تربیت است، یک مکتب تربیت است لکن آن روزی که فهمید قابل تربیت نیست، 700 نفرشان را در یک جا، یهود بنی قریضه را در حضور رسول الله می کشند گردن می زنند به امر رسول الله. اینها همین حرف غربی را می زنند که ما باید اصلاح کنیم، اول همه را اصلاح کنید بعد حد بزنید، این عجیب است که اول ما باید این مملکت را همه را هدایت کنیم که همه تربیت بشوند، بعد حد بزنیم. اگر یک کسی حالا شرب خمر کرد، حالا حدش نزنیم، اول چیزش بکنیم تا مغزش اصلاح بشود. اینها یک حرف های غلطی است، باید حدود جاری بشود، باید وزارتخانه ها اصلاح بشود.
مجلس امروز رسمیت پیدا کرد. با رسمیت مجلس، دیگر باید تمام امور را مجلس اصلاح بکند، یعنی با تمام قدرت، دولتی که تعیین می کند، دولت صد در صد اسلامی دارای قدرت باشد و کارهائی را که می کند دولت، همین طور کارهائی که در وزارتخانه ها می شود، کارهائی که در استان ها می شود، همه تحت نظر باشد و مجلس بازخواست کند از اینها، بخواهد اینها را و استیضاح کند اگر یک وقت خطا کردند، کار را درست انجام بدهند. اگر ارتش ما کارش را درست انجام داده بود که ما حالا باز گرفتار بلوچستان نبودیم، گرفتار کردستان نبودیم. اینها کارها را درست انجام نمی دهند زحمت کشیده اند البته من نمی خواهم تقدیر نکنم از زحمت هائی که کشیده شده است لکن مسامحه دارد می شود رها می کنند دنبالش را. باید استیضاح بشود که چرا این 14 نفر آدم در آنجا کشته شده اند، با چه وضع اینجا کشته شده اند، چرا باید اینطور بشود؟ اینهائی که در این کوهستان می رفتند و برای خودشان چیز کرده اند، چرا رهایشان کرده اند؟ چرا نمی روند پاکسازی کنند؟ همه این حرف ها برای این است که ما نه رؤسای ارتشمان یک اشخاصی هستند انقلابی و نه وزارتخانه هایمان اینطورند و نه یک دولت انقلابی ما داریم و نه هیچ کداممان، انقلابی نیستیم ما و صدمه خواهیم خورد و صدمه خوردیم. تا کی ما عزا بگیریم؟ تا کی ما مجلس عزا بگیریم؟ تا کی این جوان های بیچاره ما تلف بشوند و باز هم قدردانی از آنها نشود و توی سرشان زده بشود؟ هی کشته بدهند و هی تو سری بخورند، هی کشته بدهند و هی تکذیب بشوند. تا کی ما باید اینها را تحمل بکنیم؟ باید این کارها اصلاح بشود.
 

قضاوت در اسلام باید به دست اسلام شناس باشد

از جمله اصلاحات همین اصلاحات قضاوت است. قضاوت در اسلام نمی شود دست اینها باشد، دست این جمعیتی که حالا هست. کدام یکی اینها قاضی اسلامی هستند؟ کدام اینها، شما

صحیفه نور جلد 12 صفحه 256

تشخیص می دهید که اینها قضاوت به آن ترتیبی که اسلام گفته قضاوت، قضاوت بکنند؟ حالا ما می گذریم از اینکه خیر، مجتهد جامع الشرایط، ما به اندازه این، قضات نداریم، به اندازه احتیاج نداریم. اما اشخاصی باشند که توجه داشته باشند به قضاوت اسلامی، بتوانند بفهمند این مقدار ولو از روی - فرض کنید - تقلید بتوانند بفهمند که قضاوت چه است، وضع قضاوت اسلامی چیست. اگر ما بخواهیم مسامحه کنیم در قضاوتش، در عرض می کنم پاکسازی آنجا مسامحه بکنیم، تا آخر ما گرفتار هستیم قضاوتمان گرفتار است - عرض می کنم که - ارتشمان هست، همین طور همه سازمان ما هست. ما باید از حالا به بعد اینطور رفتار نکنیم که تا حالا کردیم، تا حالا خطا کردیم، این خطا را باید جبران بکنیم و باید با کمال قدرت تمام این کارها عمل بشود و ما با هیچ کس قوم و خویشی نداریم. ما با اسلام، مطیع اسلام هستیم و احکام اسلام را می خواهیم جاری بکنیم. اگر در وزارتخانه ای، اگر در جائی احکام اسلام بخواهد جاری نشود، ما در وزارتخانه را می بندیم. وزارتخانه ای که ضرر داشته باشد برای اسلام، برای حکومت اسلامی، به چه درد ما می خورد. بودجه را تصویب می کند شورا، آقای مثلاً وزیر بودجه نمی دهد، آنجا به هم می خورد، آن وضع به هم می خورد. وضع اینطوری است که اشخاصی هستند افکارشان افکار انقلابی نیست افکاری است که می گویند نه، ما باید حالا با مسامحه، با چه، با چه رفتار کنیم.
 

ما اسلام را می خواهیم و از ملی گرائی سیلی خورده ایم

این اشخاصی که انقلابی نیستند باید در راس وزارتخانه ها نباشند و آقای بنی صدر باید امثال اینها را معرفی به مجلس نکند و اگر کرد، مجلس رد بکند و هیچ اعتنا نکند الا اینکه وزیری باشد که کارآمد باشد، اسلامی باشد، مسامحه کار نباشد، انقلابی باشد تا یک مملکتی ما دستمان باشد. اگر بنا باشد اینطوری باشد باید ما عزای اصل جمهوری را بگیریم، عزای اصل همه مسائل را بگیریم. آقایان سر یک ملی شدن چیز، امروز دیدید که التماس می کنند که بگذارید یک قدری بگذرد، یک قدری بگذرد ببینیم ملی چطوری است. ما چقدر سیلی از این ملیت خوردیم. من نمی خواهم بگویم که در زمان ملیت، در زمان آن کسی که اینهمه از آن تعریف می کنند، چه سیلی به ما زد آن آدم، من نمی خواهم بگویم که طلبه های مدرسه فیضیه را به مسلسل بستند در آن زمان، همانطور که در زمان پهلوی بستند که من و آقای حائری بالای سر این جوان هائی که از مدرسه فیضیه به تیر بسته شده بودند، رفتیم و اطباء جرات نمی کردند بنویسند این زخمی شده است. بروند کنار اینها، بروند گم بشوند اینها، اینها منحل باید باشند. ما نمی توانیم تحمل کنیم به اینکه هر کس هر جوری دلش می خواهد (خیر، من دلم می خواهد که حالا دموکرات باشد، من دلم می خواهد که ملی باشد، من دلم می خواهد که ملی و اسلامی باشد) ما از اینها ضربه دیده ایم، ما اسلام را می خواهیم، غیر اسلام را نمی خواهیم، مجلس باید اسلامی باشد، مجلس باید افکارش افکار اسلامی باشد تا ما بتوانیم چه بکنیم. من نمی توانم تحمل بکنم که اینقدر ما جوان هایمان از بین بروند برای اینکه ما مسامحه داریم می کنیم مسامحه ها از کار باید بروند و باید

صحیفه نور جلد 12 صفحه 257

حالا که مجلس تأسیس شد و مجلس رسمیت پیدا کرد، همه امور باید بر نظارت مجلس به روال خودش بگذرد و با جدیت و با قاطعیت و بدون مسامحه، هر کس خلاف کرد بخواهند او را و اگر خلافی واقعاً کرده بدهند او را دست دادگاه ها و دادگاه ها محاکمه اش کنند.
از این جهت حالا عرض می کنم تمام کمیته ها در سرتاسر مملکت باید به قدرت خودش باقی باشد، تمام سپاه پاسداران در سرتاسر کشور باید به قدرت خودش باقی باشد، تمام دادگاه های انقلابی در سرتاسر مملکت باید به قدرت خودش باقی باشد. باید دادگاه ها با همان قدرت باشند منتها بر شماهاست، بر آقایان است که اگر چنانچه یک قاضی نمی تواند قضاوت بکند یا منحرف است، عوضش بکنید اما اینها باید، این نهادهای انقلابی تمامش باید بدون اینکه دستی به آنها زده شود تمام اینها باید سر جای خودش باشد و کارها به طور انقلابی بگذرد. ما نمی توانیم این کارها را به آنطوری که فرض کنید که حالا دادگستری سابق می خواسته بگذراند بگذرانیم. این انقلاب است انقلاب غیر آنطوری است و ما خطا کردیم، انصافاً خطا کردیم که اینطور عمل کردیم. از این به بعد باید این خطا نشود و عمل شود، به طور قدرت عمل بشود، به طور قاطعیت عمل بشود. این حرفی است که من عرض می کنم، آقایان هم البته موافقند با همین حرف، از اول هم موافق بودید و باید از این به بعد هم این عمل همین طور باشد.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:20 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

فرمان امام خمینی به حجت الاسلام توسلی محلاتی

تاریخ: 1359/04/27

 

فرمان امام خمینی به حجت الاسلام توسلی محلاتی

بسم الله الر حمن الرحیم
خدمت جناب حجت الاسلام آقای حاج شیخ محمدرضا توسلی محلاتی دامت افاضاته
برای هر چه بهتر برپائی فریضه عظیم حج و رسیدگی به کلیه امور مربوط به این فریضه الهی و برای هر چه بیشتر اسلامی کردن کاروان ها و آنچه مربوط به اداره آنهاست، جنابعالی را به سمت سرپرست حجاج بیت الله الحرام تعیین نمودم تا با همکاری جناب حجت الاسلام آقای حاج سید علی هاشمی گلپایگانی و با مشورت مقامات صالحه، هیأتی از افراد صالح و متعهد و با ایمان انتخاب و با همکاری آنان کلیه امور مربوط به حج را تحت نظارت قرار دهید، در ضمن در صورتی که کار امور حج با یکی از ادارات از قبیل هلال احمر و غیره بستگی پیدا کرد باید مسؤولین منتخب ادارات دولتی با تایید و تصویب شما بوده باشد و شما موظف هستید تا اشخاصی مسلمان و متعهد را برای این کار انتخاب نمائید. امیدوارم محتوای عظیم انسانی، روحانی، سیاسی، اجتماعی حج را به بهترین وجه در نظر داشته و حجاج عزیز را از بعد اجتماع انقلابی سالیانه اسلام مطلع گردانید. لازم به تذکر است که تمام آثار شرک و طاغوت از مقدمات این سفر بزرگ باید حذف گردد. انشاءالله موفق و موید باشید.
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:20 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع گروهی از نمایندگان مهاجرین نوسود و فرماندار و فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهرستان پاوه.

تاریخ: 1359/04/31

 

همه مسلمان های شیعه، سنی، حنفی، حنبلی و اخباری با هم برادر هستند

بسم الله الر حمن الرحیم
یک دسته از مسلمانان شیعه هستند و یک دسته ای از مسلمانان سنی، یک دسته حنفی و دسته ای حنبلی و دسته ای اخباری هستند. اصلاً طرح این معنا، از اول درست نبود. در یک جامعه ای که همه می خواهند به اسلام خدمت کنند و برای اسلام باشند، این مسائل نباید طرح شود. ما همه برادر هستیم و با هم هستیم منتها علمای شما یک دسته فتوا به یک چیز دادند و شما تقلید از علمای خود کردید و شدید حنفی، یک دسته فتوای شافعی را عمل کردند و یک دسته دیگر فتوای حضرت صادق را عمل کردند اینها شدند شیعه. اینها دلیل اختلاف نیست، ما نباید با هم اختلاف و یا یک تضادی داشته باشیم. ما همه با همه برادریم. برادران شیعه و سنی باید از هر اختلافی احتراز کنند. امروز اختلاف بین ما، تنها به نفع آنهائی است که نه به مذهب شیعه اعتقاد دارند و نه به مذهب حنفی و یا سایر فرق. آنها می خواهند نه این باشد نه آن، راه را اینطور می دانند که بین شما و ما اختلاف بیندازند. ما باید توجه به این معنا بکنیم که همه ما مسلمان هستیم و همه ما اهل قرآن و اهل توحید هستیم و باید برای قرآن و توحید زحمت بکشیم و خدمت بکنیم. امیدوارم که شما در این جمهوری که مال خودتان است به یک دسته خاص، چون جمهوری اسلامی است هیچ خدشه ای واقع نشود. موفق و مؤید باشید. و البته راجع به این مسائلی که در کردستان و یا در اطراف منطقه شما هست این مسائل حل می شود و می آیند اصلاح می کنند و تمام می شود. من دعاگوی تمام شما هستم و امیدوارم که همه ما در زیر سایه اسلام و بیرق توحید، با هم مقابل آنهائی که برادرهای ما را در آنجا بازی دادند و کشاندندشان به جاهای دیگر بایستیم و البته اعلام شده است که هر کدام به آغوش اسلام برگردند و اسلحه را زمین بگذارند، از خود ما هستند و همانطور که من اسلحه ندارم دعاگوی شما هستم آنها هم اسلحه نداشته باشند. هیچ ابداً اختلافی نیست و دیگر تعرضی بوجود نخواهد آمد. موفق باشید انشاءالله.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:28 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

نامه بنی صدر به محضر امام خمینی

تاریخ: 1359/05/01

 

نامه بنی صدر به محضر امام خمینی

بنی صدر طی ارسال نامه ای به محضر امام امت، حجت الاسلام حاج سید احمد خمینی را برای مقام نخست وزیری پیشنهاد می کند و از امام در این مورد نظرخواهی می نماید.
پاسخ امام:
بسمه تعالی
بنا ندارم اشخاص منسوب به من متصدی این امور شوند. احمد خدمتگزار ملت است و در این مرحله با آزادی بهتر می تواند خدمت کند.
والسلام علیکم
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:28 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع جانشین ستاد مشترک و فرماندهان نیروهای سه گانه ارتش جمهوری اسلامی

تاریخ: 1359/05/03

 

ما امروز در همه ارگان های دولتی احتیاج به تقویت داریم

بسم الله الر حمن الرحیم
من بسیار متأسفم از اینکه گاهی به واسطه خیانت یا ندانم کاری های بعضی از ارتشی ها، این بهانه به دست اشخاص فاسد می دهد که ارتش را تضعیف کنند. ما امروز در همه ارگان های دولتی و ملی احتیاج به تقویت داریم. این مسائلی که گاهی می شود، تضعیف ارتش و ژاندارمری و قوای مسلح است، این از جانب ملت نیست، این از جانب آن گروهی های است که می خواهند تضعیف کنند روحیه همه ارتش را و همه ملت را که دنبال این اگر خدای ناکرده مطلبی واقع شود، آنها تضعیف شوند و این موجب تأسف است. و امروز مملکت ما با این وضعی که دارد احتیاج به همفکری دارد و همکاری احتیاج به نظم دارد اگر در یک کشوری نظامش تحت قواعد و تحت مسائلی که در نظام مطرح است، از اینکه فرمانده وقتی فرمان داد باید اطاعت شود، فرمانده کل قوا وقتی امری کرد باید اطاعت شود، فرماندهان هنگ ها و یا سایر جاها وقتی امر کردند باید اطاعت شود، اگر این معنا نباشد در نظام، این نظام نیست دیگر. اگر یک نظامی خودش بین خودش یک بی نظمی ها باشد، اگر قوای مسلح در بین خودشان هماهنگی نباشد، ما نیز توقع نداشته باشیم که کشور ما به پیش برود. تمام این مسائل را برای ما پیش می آورند. صد نفر یا دویست نفر فرض کنید که در یک گروهی وقتی فاسد شدند و خیالی داشتند، در عین حالی که خود ارتش با قدرت جلو آنها را گرفته است و کشف اینطور توطئه ها را کرد و همین طور پاسدارها هم کمک کردند و همه با هم این توطئه را خنثی کردند، نباید در نظر اشخاص بیاید که ارتش ما چطور است. این ارتش ما همان است که خودش این کار را کرده و همان است که خودش کردستان را و جاهای دیگر را به قوه خودش و با هماهنگی با سپاه پاسداران کارها را انجام داده اند. من متأسفم از اینکه هر جا انسان نگاه می کند و دست می گذارد اشخاصی هست در آن و یک عده اقلیت هایی هستند در آن که می خواهند ضایع کنند آنها را، حتی در مجلس، دولت که می خواهند تعیین کنند، یک جور برخوردهایی من می بینم که این برخوردها، برخوردهایی نیست که موافق با صلاح کشور باشد و موافق با اسلام باشد. ما امروز اگر چنانچه همه این ارگان ها به هم جوش نخورند و همه با هم همدست نباشند، باید در انتظار مصیبت باشیم. باید ارتش با کمال قدرت کار بکند و تمام قوایی که در تحت نظم هستند و در تحت قوای بالا هستند و در تحت درجه دارها و افسرهای بالا هستند و

صحیفه نور جلد 12 صفحه 262

فرماندهان هستند، اینها باید اطاعت بکنند. امروز اطاعت از بالا دست ها یک امر شرعی است، یک مطلبی نیست که مثل سابق باشد بتوانند از زیر آن در بروند و مانعی نداشته باشد. امروز یک کسی است که بالای سر همه است و آن خدای تبارک و تعالی است که همه چیز را در ظاهر و باطن می بیند. اگر بخواهد این مملکت از این آشفتگی هایی که حالا مثلاً هست جلوگیری بکند، جز اینکه هم قوای مسلح با هم و هم مجلس با دولت، با رئیس جمهور، با امثال ذلک با هم، اگر چنانچه تشریک مساعی با هم نکنند نباید توقع داشته باشند که مملکت به پیروزی نهائی برسد. ما که الان پیروزی نهائی را به دست نیاورده ایم.
 

برای پاکسازی توطئه گران مفسد باید همه دست به دست هم بدهند

ما الان یک قدرتی را که مانع بود از اینکه ما هر کاری را بکنیم، از بین برده ایم. در آن هم، هم ارتش سهیم بوده است، هم سپاه پاسداران و هم ملت و هم سایر قوای انتظامیه سهیم بوده اند در این امر. ما نباید این چیزی که اینها سهیم بوده اند در آن، قدرشناسی نکنیم. ما باید قدرشناسی بکنیم. اگر یک وقتی در بین مثلاً روحانیون که دارای مثلاً چقدر جمعیت است، اگر بنا شد صد نفر از آنها ساواکی از کار در آمدند، نباید روحانیون را ما بشکنیم. اگر در بین مثلاً فرض کنید که ارگان های دیگر دولتی یک یا چند نفر ساواکی بمانند، نباید ما بگوئیم، همه آنجا را بگوئیم که برخلاف هستید. البته در یک رژیمی که تقریباً پنجاه، شصت سال حکومت کرده است و مغزها را به جوری تربیت کرده است که مطابق میل خودشان باشد، توقع این نیست که فوراً جمع کنند و همه چیز درست شده باشد، توقع این است که الان همه با هم دست به هم بدهند تا اینکه هم پاکسازی بشود و هم شناسائی بشوند اشخاصی که مثلاً در صدد توطئه هستند یا بوده اند و آنهایی که شناسایی شدند، خودشان تحویل بدهند این را. کراراً من گفته ام که اگر چنانچه مثلاً در ارتش اشخاصی هستند که برخلاف موازین هستند یا توطئه ای در کار دارند، یا از طاغوت هستند، یا اعتقادات آنها مضر است، یا عمل آنها عمل فاسد است، خود ارتش باید آنها را پاکسازی بکند و اگر دادگاه بخواهند از ارتش، باید ارتش اطاعت کند و خود دادگاه ها هم مستقیماً نروند، پاسدارها هم مستقیماً نروند. نباید یک هرج و مرجی پیش بیاید که ما برای هرج و مرج از بین برویم.
باید قوا همه با هم باشند و مراتب محفوظ باشد و سلسله مراتب محفوظ باشد و قدرت ها همه با هم باشند، از بالاها حرف شنوی کنند، از رئیس کل قوا حرف شنوی کنند، از رئیس هایی که هر کدام قوایی دارند حرف شنوی کنند تا یک مملکتی بشود با نظم. خارجی ها می خواهند که ما اینطور باشیم که هیچ نظمی نداشته باشیم و مثل جنگل با هم رفتار بکنیم تا اینکه بهانه به دست بیاورند که اینها احتیاج دارند که اینجا قیم برایشان معین کنند. ما باید الان با هوشیاری، تمام ملت دنبال سر دولت و رئیس جمهور و ارتش و ژاندارمری و پاسبان ها و پاسدارها باشد و همت ملت، و یک مملکتی که ملتش دنبال سر قوای انتظامی و قوای مسلحش باشد هیچ آسیبی نمی بیند.

صحیفه نور جلد 12 صفحه 263


اگر چهار نفر آدم در جائی فاسد شد این دلیل نیست که همه فاسدند. خوب در بین روحانیون هم فاسد هست، حالا باید بگوئیم که همه روحانیون فاسدند؟! در بین تجار هم فاسد هست، حالا باید بگوئیم همه تاجرها فاسدند؟! البته در هر جمعیتی یک اشخاص فاسد هست. البته ارتش موظف است که پاکسازی بکند و اهمال نکنند که این اشخاصی که با ما نظر دارند، نظر سوء دارند و می خواهند توطئه کنند (بگوئید ارتش اعتنائی ندارد به اینکه پاکسازی شود) برای اینکه تضعیف کنند ارتش را، ارتش باید پاکسازی بشود. خودتان باید شناسائی بکنید و همین طور ژاندارمری باید شناسائی بکند و همین طور پاسدارها و همه. این یک مسأله ای است عمومی و یک مملکتی است مال همه شماها. مملکت الان مال خود شماست اینطور نیست که مثل سابق باشد که شماها زحمتش را بکشید، منافعش را آمریکا و شوروی ببرند. حالا شما هر زحمتی بکشید، منافعش را ملت شما و خود شما می برید.
 

ما باید خودمان را فانی کنیم تا مکتبمان پیش برود

بنابراین باید همه این قوا با هم مجتمع بشوند و همه تقویت بکنند همدیگر را. مجلس باید تقویت بکند همه قوای مسلحه را، دولت را، رئیس جمهور را تقویت بکند، رئیس جمهور هم باید تقویت بکند اینها را. ارتش باید از رئیس جمهور اطاعت بکند چون رئیس کل قواست، رئیس جمهور هم باید با آنها پدرانه رفتار بکند. اسلام است، اسلام وضعش غیر از آن چیزهای دیگری است که می خواهند قدرت نمائی بکنند و خودنمایی بکنند و هر کس خودش را نمایش بدهد. ما همه باید خودمان را فانی کنیم و همه ما دنبال این باشیم که مکتبمان پیش برود، نه دنبال این باشیم که خودمان پیش ببریم. ما فردی نداریم، ما هر چه هستیم مکتبمان هست. وقتی مکتب مطرح است من و شما و آقا و دیگران، همه ارگان دولتی و همه اینها باید خود را کنار بگذارند دنبال مکتب باشند، خودشان را فانی کنند در مکتبشان همانطور که در صدر اسلام بوده است. صدر اسلام این مسائل نبوده است که هر کسی بخواهد خودش را پیش ببرد، هر کسی می خواسته مکتبش را پیش ببرد. از این جهت پیش هم بردند، در عین حال که ضعیف بودند قوای بزرگ را از بین بردند.
حالا الحمدلله شما قوی هستید، سی و پنج میلیون جمعیت پشت سر شماست، شما از چه می ترسید، از هیچ چیز نباید بترسید. سی و پنج میلیون جمعیت امروز پشت سر شماست که اگر خدای نخواسته اگر صدایی در یک جائی بلند بشود این سی و پنج میلیون جمعیت همه با هم همصدا پشتیبانی می کنند از شما. بنابراین نباید ما بترسیم از اینکه توطئه در کار است. باز هم توطئه در کار است، باز هم هست. نخیر هیچ توطئه ای، هیچ کاری نمی توانند بکنند. اینها همه قدرت خودشان را روی هم گذاشته اند و الحمدلله شکست خورند و رفتند سراغ کارشان و بعد هم به این زودی ها نمی توانند خودشان اجتماع کنند، دنبال این هستند که یک سوراخی پیدا بکنند و فرار کنند. نترسید از اینکه گفته می شود باز هم توطئه است یا فرض کنید بختیار در خارج است. اینها می خواهند روحیه ها را سست کنند و ما را تضعیف کنند و به واسطه تضعیف اگر یک وقتی بعد از پنج سال دیگر توانستند یک

صحیفه نور جلد 12 صفحه 264

کاری بکنند، ما ضعیف باشیم.
 

برای پیشرفت کشور باید در عین همراهی با هم، هر کس وظیفه قانونی اش را انجام دهد

لکن وقتی یک ملت همراه است با هم، امروز قضیه، قضیه ملت است، شما به عنوان ملت هستید، شما الان جدا از ملت نیستید، شما آن هستید که وقتی وارد می شوید پیش ملت، برای شما گل می بارند و ملت هم این است که شما به او نمی خواهید زور بگوئید، شما با ملت برادر هستید و همه با هم هستید. باید همه این قوا دستشان را به هم بدهند. این یک واجب شرعی است برای همه.
یک واجب شرعی است برای وکلای مجلس که با دولت و با رئیس جمهور همراهی کنند، این یک تکلیف شرعی است برای رئیس جمهور و دولت که باید با مجلس همزبان باشند و هماهنگ باشند. اگر هماهنگ باشیم ما برده ایم و اگر بنا باشد هر کس از یک طرف بدود، او بخواهد خودش را نمایش بدهد و او بخواهد خودش را نمایش بدهد، هر کس بخواهد یک طرف برود، پاسدارها بخواهند فرض کنید دخالت در ژاندارمری بکنند، ژاندارمری بخواهد دخالت در کار پاسدارها بکند، آنها بخواهند در ارتش دخالت بکنند، کمیته ها بخواهند در جاهای دیگر دخالت بکنند، فاسد می شود کار. هر کسی باید کار خودش را خوب انجام بدهد. اگر یک مملکتی همه گروه هایی که هستند، همه جاهائی که اشخاص هستند و گروه ها هستند، کار خودشان را خوب انجام دهند، یک مملکت منظم می شود، یک مملکتی می شود که پیشرفت می کند اما اگر بخواهد هر کس در کار دیگری دخالت بکند، من بیایم در کار شما دخالت بکنم شما بیائید در کار من دخالت کنید، نه من می توانم کارم را انجام بدهم نه شما می توانید کارتان را بکنید. این یک وظیفه شرعی الهی است که من به همه می گویم، نه مخصوص شما، برای همه است این، برای پاسدارهاست، برای پاسبان هاست، برای ارتش است، برای ژاندارمری است، برای مجلس است، برای دولت است، برای رئیس جمهور است. این یک مسأله شرعی است. همه مکلفند شرعاًبه اینکه این کار را انجام بدهند و این چیزی که من می گویم این است که لازم است این و باید بشود، هر کدام به وظایف قانونی خود باید عمل کنند. قانون برای همه وظیفه معین کرده. اگر یکی دست از قانون بردارد و بخواهد دخالت به کار دیگری بکند، برخلاف شرع عمل کرده و آنوقت ممکن است که برخلاف شرع وقتی عمل کرد از باب نهی از منکر نسبت به او کاری انجام دهند. آقای رئیس جمهور همان کاری که قانون برایش معین کرده، آن همان کارهای مهمی که قانون برای او آورده، آن کار را خوب انجام دهد. مجلس آن وظایفی را که قانون برایش معین کرده همان را درست بکند، دیگر مجلس دخالت نکند در اجراء قوه مجریه و قوه قضائیه. قوای قضایی سرجای خود کار قضایی را انجام دهند و این کار مهمی است. قوای مقننه باید کار تقنینیه شان را انجام بدهند و این کار مهمی است. دولت مجری است و باید کار خودش را انجام بدهد و این کار مهمی است. ارتش باید کار خودش را انجام بدهد به آن حدودی که موظف است و این کار مهم است. اگر بنا باشد هر کدام در کار

صحیفه نور جلد 12 صفحه 265

یکدیگر دخالت بکنیم که این مملکت نمی شود. یک بازاری بیاید در ارتش دخالت بکند، یک بازاری در فتوا دخالت بکند، نمی شود، نمی شود این. ارتش بیاید در فتوا دخالت بکند، اهل فتوا بیایند در ارتش دخالت بکنند، این معنایش این است که هیچ کدام کار خودشان را نمی توانند انجام دهند.
در عین حالی که از همه شما تشکر می کنم لکن به شما تذکر می دهم که نظم را حفظ کنید، سربازها نظم را حفظ کنند، پاسدارها نظم را حفظ کنند، پاسبان حفظ بکنند، اگر نظم حفظ نشود مملکت ما ممکن است خدای نخواسته آسیب ببیند و من امیدوارم که دیگر آسیبی برای این مملکت واقع نشود برای اینکه ما برای خدا می خواهیم انجام وظیفه کنیم و خدا را همه در نظر داشته باشید. خدا حاضر است، ناظر است، اعمالتان را می بیند. شما تنبه پیدا کنید از اینهائی که در این مملکت آن قدرت ها را به خرج دادند و آن فسادها را، حالا هم در بستر بیماری افتاده اند الان برایشان مرگ عروسی است. توجه داشته باشید به اینکه یک عالم دیگری در کار است. ما مسؤول هستیم پیش خدای تبارک و تعالی ما امانت داریم الان، اسلام و کشور اسلامی امانت است پیش ما، این امانت را هر یک از ما اگر بخواهیم یک خلافی در آن بکنیم خیانت است و جواب باید بدهیم. در پیش اسلام این نباشد که هر کدام دیگری را بکشیم، هر کدام مفسده دیگری را، فساد دیگری را بگوئیم. باید همه ما دست به دست هم بدهیم، هم پاکسازی با کمال قدرت و هم دوستی و مهربانی با کمال قدرت. انشاءالله خدا همه شما را حفظ کند موفق و موید باشید و اینکه مملکت تان را خودتان انشاءالله به پیش ببرید. پیش خدا همه ما روسفید باشیم انشاءالله.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:28 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع علما و روحانیون مناطق ترکمن صحرا، گنبد، کلاله، مراد تپه و گالیکش

تاریخ: 1359/05/05

 

جمهوری اسلامی باید بر وفق موازین شرعی باشد

بسم الله الر حمن الرحیم
یکی از برکات این نهضت این است که ما سابقاً با آقایان، علماء بزرگی که در اطراف کشور بودند، ملاقات نمی کردیم و نمی شناختیم ولی حالا از نزدیک می آیند ملاقات و زیارتشان می کنیم و به آنها دعا می کنیم و از آنها هم دعا خواهیم. آنچه که راجع به این گروه هائی که به عناوین مختلف در اطراف شما هستند، نوشتید، مع الاسف اینها در همه ایران هستند و اینطور که احساس می شود در بین اینها اشخاصی هستند که می خواهند کاری بکنند که این نهضت را در بین مردم ایران بد جلوه بدهند. ما همانطوری که تاکنون قلم ها و صحبت ها به صورتی واقع می شده است که می خواسته اند این نهضت را در خارج از کشور بد جلوه بدهند، حالا می فهمیم این گروه های مختلفی که در اطراف، به اسم های مختلف مشغول فعالیت هستند و به اصطلاح خودشان گروه های اسلامی هستند، افراد غیر اسلامی در آنان وجود دارد و بنای آنها بر این است که در خود کشور هم مردم را به نهضت بدبین کنند. باید وقتی که مجلس شروع به کار کرد، مسائل و کارهای شما، این گروه ها، در مجلس انعکاس پیدا کند و مجلس آنها را بخواهند، از آنها باز خواست نمایند. این منحصر به گنبد و اطراف گنبد نیست، هر جایی که الان آنها مشغول فعالیت هستند، گاهی فعالیت های برخلاف موازین شرع صورت می گیرد.
جمهوری اسلامی باید بر وفق موازین شرعی باشد. الان از طرف آیت الله آقای گلپایگانی، آقازاده شان آمده بود اینجا، ایشان هم راجع به این مسائل ناراحت هستند، سایر علماء اسلام هم ناراحت هستند. باید مجلس رسیدگی کند و افرادی که بنای آنها بر این است که به اسم اسلام کارهایی انجام دهند که برخلاف اسلام است و یا موافق با مارکسیسم و کمونیسم است، جلوی آنها را بگیرد. دولتی که حالا انتخاب خواهد شد باید افرادی باشند که به اسلام عقیده داشته باشند و گرایش به مکتب های انحرافی نداشته باشند. در هر صورت مسائلی است که باید درست طرح کند و مجلس رسیدگی نماید و اگر چنانچه چیزی برخلاف موازین شرع از مردم اخذ شده است، برگردانند و اگر اشخاصی بر خلاف اسلام عمل کرده اند، تربیت و بازخواست شوند. امیدوارم که انشاءالله در این مجلس که اکثراً افرادش مردم صالحی هستند و شورای نگهبان هم از علما هستند، به این امور رسیدگی کنند و طرح هایی که دولت می دهد و چه طرح هایی که دولت قبلاً داده است باید در مجلس رسیدگی بشود، هر

صحیفه نور جلد 12 صفحه 267

طرحی که مخالف با اسلام است باید رو بشود. امیدوارم مجلس به این امور رسیدگی کند. من هم پیشنهاد به آنها می کنم که رسیدگی صحیح کنند و هر یک از پیشنهاداتی که قبلاً شده و آن چیزهایی که گذشته است، اینها بخوانند و مطالعه کنند و شورای نگهبان هم مواظبت بکند که هیچ کلمه ای مخالف با اسلام نباشد. ما می خواهیم جمهوری اسلامی و اسلام باشد. امیدوارم که همه شما موفق باشید و در این ماه مبارک رمضان از برکات لیلةالقدر محروم نباشید. خداوند همه شما را انشاءالله حفظ بکند.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:28 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در دیدار با اسقف هیلارین کاپوچی

تاریخ: 1359/05/12

 

آقای پاپ باید طرفدار مظلومان باشد، نه ظالمان

بسم الله الر حمن الرحیم
این دفعه دومی است که آقای پاپ برای من کاغذ می دهند و اشخاص را می فرستند. دفعه اول برای آن لانه جاسوسی بود که جوان های عزیز ما اطلاع پیدا کردند که این مرکزی که در ایران به اسم سفارت آمریکا هست سفارتخانه نیست و اشخاصی که در آنجا هستند اشخاص دیپلمات نیستند بلکه جاسوسانی هستند که در یک مرکز جاسوسی متمرکز هستند و برای ضرر ملت ما، کشور ما در آنجا مجتمع هستند و آقای پاپ شاید ندانسته توصیه کردند برای آنها و من در آنوقت مفصل تنبهاتی به ایشان دادم. و این دفعه برای مدارس خودشان به اسم مدرسه اندیشه کاغذ نوشته اند و رسول فرستاده اند و از ما سفارش خواسته اند برای اینکه مدارسشان در اینجا باشد. ما با نصاری و با یهود و با سایر اقشار ملت ها هیچ دشمنی نداریم و از مدارس به هیچ وجه جلوگیری نمی کنیم، مادامی که مدرسه باشد و برای تعلیم و تعلم باشد، حالا چه تعلیم و تعلم دستورات مسیح علیه السلام یا دستورات دیگران، لکن اگر ما فهمیدیم که در ایران مدارس طور دیگری هست، آنجا هم نظیر همان لانه جاسوسی است، نمی توانیم تحمل کنیم که در مملکت ما به اسم تعلیم و تربیت و به اسم مدارس، یک امور دیگری انجام بگیرد و البته این با دولت است که در این موضوع تأمل کند و این موضوع را درست بررسی کند. اگر چنانچه مدارس، مدارس همانند، برای تعلیم و تربیت هستند، هیچ ممنوعیتی ایجاد نخواهد شد و اگر چنانچه خدای نخواسته این مدارس هم یک وضع دیگری دارند و به اسم مدارس هستند، آن هم ملت ما تحمل می کند و ما نمی توانیم تحمل کنیم.
و من باید این مطلب را برای آقای پاپ به وسیله شما پیام بدهم که شما آیا از اوضاع این آمریکا و این اشخاصی که خودشان را منتسب کرده اند به مسیحیت بی اطلاع هستید یا اینکه مطلع هستید و بدون اینکه توجهی به آن بکنید از آن می گذرید؟ آیا شما مطلع هستید که ما پنجاه سال در تحت سلطه انگلیس و آمریکا تمام هستی مان به باد رفت؟ شما توجه دارید به اینکه کشور ما در تحت سلطه ای که توسط رضاخان، انگلیس ها به ما تحمیل کردند و توسط محمدرضا که انگلیس ها و آمریکائی ها و شوروی ها به ما تحمیل کردند، اینها چه کردند با مملکت ما، با کشور ما؟ شما آیا داد مظلوم ها را هیچ وقت بنای تان هست که گوش کنید؟ یا همان فریاد ظالم ها را به آن ترتیب اثر می دهید؟ شما می دانید که با

صحیفه نور جلد 12 صفحه 269

این جوان های ما، با این دخترها و پسرهای دانشجوی ما الان آمریکا چه می کند و پلیس آمریکا با آنها چه کرده است؟ می دانید که خائن هائی که می خواستند در آمریکا بر ضد کشور مظلوم ما میتینگ بدهند و تظاهر کنند پلیس آمریکا حمایت از آنها کرد و آنها کارهای خودشان را کردند و وقتی دانشجویان مسلمان ما که می خواستند آنها هم یک تظاهری بکنند و مظلومیت ملت ما را برسانند پلیس آمریکا چه کرد با آنها؟ آیا آقای پاپ می دانند که الان جوان های ما در غل و زنجیرند با دنده های شکسته، بعضی در حال بیهوشی هستند و دخترهای جوان ما در حبس، در غل و زنجیر هستند و بعضی در حال بیهوشی؟ ایشان این مسائل را اصلا توجه به آن دارند؟ توجه به این دارند که حضرت مسیح علیه السلام با بشر چه جور بود و شما که مدعی نیابت از او هستید توجه به این مسائل هیچ نمی کنید؟ کاش یک پیکی هم برای کارتر ایشان می فرستادند. کاش شما را می فرستادند با یک نامه ای پیش کارتر که با این جوان هایی که می خواهند احقاق حق بکنند،خواهند مظلومیت ملت ما را اظهار کنند، آنها را گرفته اند و از حبسی به حبس دیگر می برند و دست و پای آنها را غل زده اند، زنجیر زده اند و دنده آنها را با چکمه شکسته اند و الان هم آنها در زیر زنجیر آنها و در زیر چکمه دژخیمان کارتر و آمریکا از بین دارند می روند. من چطور جواب ملت را بدهم که ملت ما اگر بگویند که این روحانیت مسیح در خدمت ابرقدرت هاست، ما چطور جواب آنها را بدهیم؟ من متأسفم که نمی توانم جواب اینها را بدهم برای اینکه اگر من بخواهم دفاع کنم از روحانیت مسیح، علائمی که در کار است، شواهدی که در کار است ملت ما برای ما آن شواهد را به رخ ما می کشند. چرا باید ایشان در این مدت طولانی که ما در زیر رنج بودیم و جوان های ما را در خیابان های ایران می کشتند و خون آنها را روی آسفالت ها جاری می کردند ایشان یک کلمه سفارش اینها را نکنند؟ این تبعیض را چرا ایشان قائل هستند؟ مگر حضرت مسیح تعلیماتش تعلیمات تبعیضی است؟ مگر حضرت مسیح با یک طایفه خوبند و آن ثروتمندان؟ و با طایفه دیگر بد هستند و آن مظلومان و اشخاصی که بیچاره و فقیر هستند؟ که شما دارید این کار را می کنید. من می دانم که مذهب مسیح این نیست و هر کس که دنبال مسیح باشد باید حامی مظلومان باشد و باید با ابرقدرت ها مقابله کند، همانطوری که کسی که تابع مذهب اسلام است باید با ابرقدرت مخالفت کند و مظلومان را از زیر چنگال اینها بیرون بیاورد. چرا باید آقای پاپ احوالی از این دخترها و پسرهایی که امروز، الان که من دارم با شما صحبت می کنم در حبس ها و زنجیرها و گرفتاری ها و شکنجه ها بسر می برند، ایشان یک کلمه راجع به این مسائل صحبت نکنند؟ چرا نباید به این اشخاصی که خودشان را مسیحی می دانند و خودشان را اهل کلیسا می دانند یک کلمه نگویند که که شما مسیحی هستید چرا این کارها را می کنید؟ من جواب این مظلوم ها را چه بدهم؟ اینها که به ما اشکال می کنند که شما طرفدار روحانیت هستید و این روحانیت هیچ کلمه ای در مقابل قدرت های بزرگ و ظلم هایی که بر مردم می شود، بر مظلومین می شود، حتی ظلم هائی که بر خود اشخاصی که در آمریکا هستند می شود، یک کلمه صحبت نمی شود و یک پیام فرستاده می شود و یک رسول فرستاده نمی شود لکن وقتی که یک لانه جاسوسی را ما می گیریم که جاسوسیتش مسلم است، ایشان رسول می فرستند و نامه می فرستند و

صحیفه نور جلد 12 صفحه 270

حالا هم که مدارس اینجا، مدارس علمی شان اینجا هست و اشخاص می گویند (من این را مطلع الان نیستم) اشخاص که رفته اند و دیده اند می گویند اینجا هم مرکز تعلیم و تعلم نیست بلکه مرکز دیگری است، الان ایشان حالا باز نامه فرستاده اند و سفارش کرده اند. مگر ما با علم مخالفیم؟ مگر ما با تعلیمات مخالفیم؟ مگر ما با مدارس مخالفیم؟ با مدارس نصاری، با مدارس زرتشتی، با مدارس یهود ما کی مخالف هستیم؟
اما اگر مدارس جور دیگری باشند، ما نمی توانیم تحمل بکنیم. ایشان اول باید ببینند این مدارس چه بوده است، بفرستند اشخاص را مشاهده کنند که این مدارس چه وضعی داشته است که دولت ما نتوانسته تحمل کند و البته این با دولت است لکن آنچه که من به شما می گویم که به آقای پاپ بگوئید این است که شما رویه خودتان را که روحانی هستید عوض کنید و با مظلومین و با اشخاصی که زیر چکمه آمریکا دارند از بین می روند و با این دختر و پسرهای جوان ما که الان در حبس های آمریکا بسر می برند و آنها را از یک حبسی به حبس دیگر و اخیراً در یک سلول های منفرد آنها را حبس کرده اند، بپرسند چرا این کار شده است. چرا گوشمان نمی شنود یک وقت از آقای پاپ که طرفداری مظلومینی که مال ایران هست یا افرادی که در خود مملکت آمریکا هست و تحت ظلم و شکنجه هستند یک بازخواستی نمی کند؟ شما از قول من به ایشان سلام برسانید و بگوئید که این رویه را طرد بکنید، شما طرفدار مظلوم باشید، شما طرفدار باشید از اشخاصی که چپاول شده اند، مظلومند، زیر چکمه هستند، شما از این جوان ها و دخترها و پسرهای ما که الان در زیر چکمه دژخیمان آمریکا هستند طرفداری کنید، به این اشخاصی که اظهار تبعیت از شما می کنند دستور بدهید که اینها را رها کنند. ما نمی توانیم دیگر زیر بار آمریکا برویم. آمریکا اگر تمام افراد ما را هم از بین ببرد، دیگر نمی تواند در اینجا بیاید منافع خودش را جبران کند و منافع خودش را تأمین کند و ملت ما را به ستم و زور در تحت شکنجه و اختناق قرار بدهد. آمریکا باید این را بداند که دیگر گذشته است از اینکه او خیال بکند که می تواند باز در ایران با این شیطنت ها برگردد و آقای پاپ هم سفارش کند به این آمریکا که نکنند اینطور با بشر، اینطور دژخیمی نکنند با بشر، اینطور ظلم نکنند به بشر. بشر اشخاصی هستند که عبادالله هستند، بندگان خدا هستند، با بندگان خدا اینطور نکنند، اینقدر ظلم نکنند، اینقدر ستم نکنند. من امیدوارم که آقای پاپ به وظیفه دینی خودشان، به وظیفه مسیحیت خودشان عمل کنند و این کارهایی که دژخیمان آمریکا می کنند و پلیس آمریکا می کنند جلوگیری کنند. و ما در مقابل آمریکا ایستاده ایم تا آخر و نخواهیم گذاشت آمریکا باز برگردد یا آن اشخاصی که تبع او هستند برگردند و ملت ما تا آخرین نفس برای دفاع از حق حاضر است و تحت بار ظلم نخواهد رفت.
والسلام علی من اتبع الهدی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:28 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی به مناسبت روز جهانی قدس

تاریخ: 1359/05/15

 

اگر مسلمین با هم اتفاق پیدا بکنند هیچ مصیبتی پیش نمی آید

بسم الله الر حمن الرحیم
روز قدس را باید مسلمان ها زنده نگه دارند. من کراراً راجع به طمع اسرائیل تنبه داده ام که اسرائیل اینطور که اکتفا کند به آن زمین هائی که غصب کرده است، حالا دیدید که پایتخت خودش را در قدس قرار داده است. و تمام این چیزهائی که از آمریکا و از طرفدارهای حقوق بشر و از این محافل و مجالسی که در خارج هست، اینها تمام یک شعرهای غیر موزون است و لهذا می بینید که انکار می کنند و اسرائیل هیچ اعتنا نمی کند، تنبه می دهند، اسرائیل آنها را محکوم می کند. این برای این است که مسأله، مسأله جدی نیست اینطور نیست که آمریکا جداً مخالف باشد با اینکه پایتخت اسرائیل در قدس باشد و معذلک اسرائیل بتواند یک همچو کاری بکند، اینها همه یک مانورهائی است که می دهند، یا مثلاً مجالس حقوق بشر و مجالس دیگری که از همین ابواب هست در آنجا، در آن ممالک هست، اینها همه دستشان توی هم است و برای چاییدن ما مسلمین و کسانی که در آسیا، در افریقا، در آنجا هستند، و مع الاسف مسلمین متنبه نمی شوند.
ملت ها باید خودشان راجع به این مسائل قیام کنند برای اینکه دولت ها هم غالباً الا کمی اگر باشد آنها هم دستشان با همان ابرقدرت ها توی هم هست و لهذا می بینید که اینطور جنایاتی که از آمریکا واقع می شود، مسلمان ها یعنی دولت های اسلامی هیچ از خودشان گرایشی نشان نمی دهند، گاهی هم اگر یکی شان یک چیزی بگوید، یک حرفی است، بیش از یک حرف نیست. الان شما دیدید که آمریکا با این جوان های عزیز ما، با این دخترها، با این پسرها، با این دانشجوهای عزیز چه رفتار وحشیانه کرد و آنها چه شجاعتی در مقابل پلیس آمریکا از خود نشان دادند و در مقابل همه قدرت هائی که آنجا بود و همه پلیس ها و همه دستگاه های انتظامی، اینها با مشت گره کرده ایستادند، تحمل کتک ها را کردند، تحمل جنایت های آمریکا را کردند لکن از آن مسأله ای که پیش آنها مسأله بود، اصلاً نگذشتند. مسلمین باید از این جوان ها، از این جوان هائی که از ایران در خارج هست، چه در انگلستان و چه در اروپا و چه در آمریکا هست، تنبه پیدا کنند که باید چه کرد. ما دولت ها را ازشان مأیوس هستیم لکن ملت ها میزانند، ملت ها در مقابل این جنایتی که آمریکا کرده است و اخیراً هم انگلستان نسبت به این جوان های غیور ما، چه نشان دادند؟ چه عکس العملی نشان دادند؟ اگر در بلادی باز عکس العملی

صحیفه نور جلد 12 صفحه 272

بود، از جوان های ایرانی و گاهی هم از آنها بود اما ملت ها خیلی عکس العملی نشان ندادند و این برای این است که ملت های اسلامی باز تنبه به این پیدا نکردند که تعلیمات اسلام چی است.
اسلام همه مسلمان ها را وادار می کند به اینکه با هم متفق باشید، اختلاف نداشته باشید، اگر اختلاف داشته باشید، فشل می شوید و رنگ و بویتان از بین می رود و مع الاسف - با اینکه - ما می بینیم که ما هر چه مصیبت پیدا کردیم از سال های طولانی تا حالا از این اختلافاتی بوده است که در داخل خودمان بوده. دولت هائی که، دولت های ممالک اسلامی، نه دولت های اسلامی، من می توانم بگویم دولت اسلامی، چطور من به دولت عراق بگویم دولت اسلامی؟ چطور من به دولت مصر بگویم دولت اسلامی؟ این دولت هائی که در ممالک اسلامی هستند، اینها را می بینم که بر ضد مسلمین، بر ضد این مسلمینی که الان در ایران مقابل آمریکا و مقابل شوروی ایستاده اند، آنها پایگاه درست می کنند برای آمریکا که بیا حمله کن به مسلمین. ما چطور می توانیم امثال سادات را که پایگاه درست می کند و دعوت می کند از آمریکا که هجوم کنند به ایران و به مملکت اسلامی، چطور ما می توانیم این را مسلم بدانیم؟ و چطور می توانیم عراق را، دولت عراق را مسلم بدانیم در صورتی که اسلحه می فرستند به ایران و دائماً ایران را دارد مورد هجوم قرار می دهد و برای آمریکا دارد کار می کند؟ و من گمانم این است که آمریکا، شوروی را هم بازی داده. شوروری الان به عراق کمک می کند در صورتی که عراق آمریکائی است، نه شوروی. کمک ها را از او می گیرد که به ایران صدمه وارد کند و راه را برای آمریکا باز کند نه اینکه می خواهد راه را برای شوروی باز کند. آمریکا بازی داده این شوروی را هم و آنها اسلحه می دهند که برای آمریکا کار می کنند. آنها به خیال اینکه این اسلحه را که می دهند به نفع شوروی هست و حال آنکه نیست به نفع شوروی. و در هر صورت مسلمین اگر چنانچه با هم اتفاق پیدا بکنند و وحدت کلمه پیدا بکنند، نه قضیه قدس پیش می آید و نه قضایای افغانستان پیش می آید و نه قضایائی که برای مسلمین در جاهای دیگر پیش می آمد و پیش می آید، پیش می آید.
 

تا یک دولت اسلامی به تمام معنا روی کار نیاید ما باید باز همین گرفتاری ها را داشته باشیم

باید تا کی ملت های مسلم هم در غفلت باشند؟ چرا این ملت ها در مقابل این ابرقدرت ها قیام نمی کنند؟ ایران قیام کرد، الان هم دو سال است که می گذرد بر امر و تمام قدرت ها هم مخالفت کردند معذلک ایران سر جای خودش هست و ایستاده است و ابداً اعتنا به این هیاهو نمی کند و همه کارهائی هم که اینها کردند فلج کرده. خوب همین کودتائی که تمام این دولت های اطراف و آن دولت های بزرگ دست در آن داشتند و لکن نتوانستند کاری بکنند، چرا؟ برای اینکه مساله، مسأله ملت است. اگر دولت شاه بود و آمریکا می خواست کودتا بکند فوراً می شد اما حالا مسأله، مسأله ملت است یعنی اینطور نیست که دولت و ملت دو تا باشند، اینطور نیست که مثل دولت عراق باشد که ملت با او دشمن است، مثل دولت مصر باشد که ملت با او دشمن است. اینجا ملت اسلامی است که حکومتش اسلامی است و

صحیفه نور جلد 12 صفحه 273

ملت با این حکومت موافقند، از این جهت توطئه ها را خود ملت به دست می آورد. خود این سربازها توطئه هائی که در داخل سربازخانه ها انجام می گیرد به دست می آوردند و گزارش می دهند. پاسدارها همه دنبال این مطلب هستند که این توطئه ها را خنثی کنند و خود ملت است که ناظر است، در همه جا ناظر است و الان هم در همه اطراف، این جنایتکارها را به تدریج پیدا می کنند و معرفی می کنند و خودشان می گیرند و تحویل می دهند. اگر دولت ها بفهمند این معنا را که اگر اینها با ملت خودشان درست رفتار کنند و ملت همراه آنها باشد چه خواهد شد، اگر این خوفی که این ابرقدرت ها ایجاد کردند در این دولت ها بفهمند که در دولت ایران هم این اخافه ها همیشه بوده است و حالا هم هست لکن دولت فعلی ایران دیگر گوش به این حرف ها می دهد، اگر بفهمند که طرفداری ملت از یک دولتی چه معنا دارد، بفهمند این معنا را که اگر ملت ها را دلشان را به دست بیاورند و حکومت بشود یک حکومتی که مال خود ملت باشد، از خود ملت جوشش کند و عقائد، عقائد اسلامی باشد، احکام، احکام اسلامی باشد و زیر سایه اسلام بخواهند زندگی بکنند و ملت هائی که به اسلام عقیده دارند همراه آنها بشوند، آنوقت می فهمند که هیچ یک از دولت های بزرگ نمی توانند کاری انجام بدهند چنانچه در اینجا نتوانستند. تا الان دو مرتبه، سه مرتبه به حسب تظاهر، هی قیام کردند یا چیز کردند که کودتائی بکنند یا بریزند در ایران لکن فشل شدند و دائماً هم در صدد هستند، نه این است که در صدد نیستند، لکن من مطمئنم و اطمینان می دهم به ملت خودمان که نمی توانند کاری انجام بدهند. ملت باید توجه داشته باشد که تا توجه به خدا دارد، تا توجه به اسلام دارد، تا خدمتگزار اسلام است کسی نمی تواند به او آسیبی برساند، مگر که این حیثیت از دستشان برود. باید این جهت اسلامیت را - خالص اسلامیت - حفظ کند. این ملی گراها و اینها که هی فریاد ملی ملی می زنند، همین هائی هستند که بعضی شان در این کودتا هم دخالت داشتند، بر ضد این مملکت خودشان برای دیگران، همین ها هستند که بعضی شان به طوری که شواهد هست دخالت در این امر داشتند. این جهات مختلفه، گروه مختلفه ای که در ایران هست و هی داد خلق را می زنند و داد اینکه ما چطور هستیم، اینها هم همین هائی هستند که در این مسائل دخالت داشتند، اینها هم همین هائی هستند که می روند در آمریکا این جوان های عزیز ما که گرفتار هستند، همین اشخاص که دعوی خلقیت و - نمی دانم - چه می زنند، همین ها آنجا می روند به آنها می گویند ای مرتجعین. اینها چه جمعیت هائی هستند؟ در داخل این کارها را می کنند، در خارج این کارها را می کنند. تا ملت ها بیدار نشوند و این ریشه ها را نکنند و تا یک دولتی که دولت اسلامی باشد به تمام معنا، دولتی باشد که متعهد باشد به احکام اسلام، دولتی باشد که غربزده نباشد، به اسلام گرایش داشته باشد، روی کار نیاید ما باید باز همین گرفتاری ها را داشته باشیم.
 

تمام مقصد ما مکتب ماست

مجلس باید به تمام قوه ای که دارد و قوه او از همه قوه ها بالاتر است و تمام مسلمین واجب است بر آنها که پشتیبانی کنند از دولت و از ملت و از مجلس بالخصوص، باید با تمام معنا کوشش کند که

صحیفه نور جلد 12 صفحه 274

افرادی که سرکار می آیند، نخست وزیر، سایر وزرا و سایر کسانی که کارهای مهم را دارند، از اشخاص مسلمان متعهد، متوجه به کارهائی که در دنیا می شود، مدبر، لکن متعهد به اسلام، متعهد به مکتب. مکتب بزرگترین چیزی است که از برای ما مطرح است، نباید راجع به مکتب یک کلمه ای کسی بگوید اشتباه می کنند اگر می گویند مکتب چطور. تمام مقصد ما مکتب ماست و مسلمان های ما برای مکتب ماست که اینطور قدرت دارند و اینطور در مقابل دیگران می ایستند. اگر چنانچه سایر ممالک اسلامی هم مکتب خودشان را حفظ کنند، این مکتب اسلام را، اگر مکتب اسلام را حفظ بکنند مطمئن باشند که هیچ قدرتی به آنها آسیب نمی رساند. و اگر ما مکتب خودمان را حفظ نکنیم، که یکی از تعلیمات مکتب ما این است که متفق با هم باشیم، هر یک از این گروه ها یا هر یک از این افراد که بر ضد آن رفیق خودش یک کلمه ای بگوید، از مکتب خارج شده است و به درد - اصلاً - ایران دیگر نمی خورد. هر کدام از اینها که دیگری را بخواهند تضعیف کنند، مجلس بخواهد یکی دیگر را تضعیف کند یکی دیگر بخواهد مجلس را تضعیف کند، دولت بخواهد مجلس را تضعیف کند، مجلس بخواهد دولتش را تضعیف بکند، رئیس جمهور بخواهد مجلس را تضعیف کند، مجلس بخواهد رئیس جمهور را تضعیف کند، تمام اینها بر خلاف مکتب اسلام است، مخالفت با اسلام است. باید این آقایان همانطوری که مدعی هستند اسلامی هستیم، واقع مطلب این است که باید در علمشان، در قولشان، در خطابه هایشان، در حرف هایشان، در نوشته هایشان، در روزنامه هایشان نشان بدهند که ما مسلمان هستیم. این چه مسلمانی است که هر روزنامه ای که مال یک طایفه است به طایفه دیگر فحاشی می کند؟ ما چی جواب این مردم را بدهیم که هی می آیند از من الان وقت خواسته اند از بازار تهران که بیایند بگویند این چه خبر است، که این آقایان چه شان است با هم. این آقای رئیس جمهور با مجلس، مجلس با رئیس جمهور چرا، چرا اینطور رفتار می کنند؟ چرا باید اینطور باشد که صدای مردم دربیاید؟ من نصیحت به آنها می کنم، من از لسان اسلام به آنها نصیحت می کنم که با هم اختلاف نکنید. شما اگر اختلاف بکنید راه را برای دیگران باز می کنید، شما اختلاف با هم نداشته باشید. سر چه اختلاف می کنید؟ چه میراثی هست که شما می خواهید قسمت کنید و سرش اختلاف می کنید؟ اینهمه مردم جوان هایشان را دادند، میراث برای شما گذاشتند که اختلاف با هم بکنید و اینطور توی سر هم بزنید و اینطور فساد ایجاد کنید؟! یک قدری با هم رفیق باشید، دوست باشید، برادر باشید. آقای رئیس جمهور افرادی که به درد جامعه اسلامی ما بخورد، به درد مکتب ما بخورد باید تهیه کند، معرفی کند یعنی نخست وزیر را او تهیه می کند باید یک شخصی باشد که همه آن صفاتی که من گفته ام درش باشد که در راس همه صفات، مکتبی بودن است. فکر بکند، فکر مکتب اسلام، در صدد باشد که اسلام را تقویت بکند، در صدد باشد که احکام اسلام را پیاده بکند، نه در صدد این باشد که ملیت را احیا بکند. آنهائی که می گویند ما ملیت را می خواهیم احیا بکنیم، آنها مقابل اسلام ایستاده اند، اسلام آمده است که این حرف های نا مربوط را از بین ببرد. افراد ملی به درد ما نمی خورند افراد مسلم به درد ما می خورند. اسلام با ملیت مخالف است. معنی ملیت این است که ما ملت را می خواهیم و ملیت را می خواهیم و اسلام را

صحیفه نور جلد 12 صفحه 275

نمی خواهیم. آن مردیکه در خارج گفت که اول من ایرانی هستم، ملی هستم دوم ایرانی هستم سوم اسلام. این اسلام نیست، تو سوم هم اسلامی نیستی.
 

روز قدس فرصتی برای قیام یکپارچه ملت های مسلمان علیه مفسدین

باید آقایان توجه کنند، تمام مسلمین توجه بکنند، روز قدس روزی است که باید تمام ملت های اسلام با هم توجه بکنند و این روز را زنده نگه دارند. اگر یک هیاهوئی از تمام ملت های مسلمین بلند بشود، روز جمعه آخر ماه مبارک که روز قدس است همه ملت ها قیام بکنند، همین که حالا همان تظاهرات، همان راهپیمائی ها را بکنند این مقدمه می شود از برای اینکه انشاءالله جلوی این مفسدین را ما بگیریم و کلک اینها از بلاد اسلام کنده بشود. ما، هی سست می گیریم، مسلمان ها هی سست می گیرند، ملت ها بیطرف می مانند کم قیام می کنند و نهضت می کنند، کم تظاهر می کنند راجع به این امور. اسرائیل وقتی که دید خوب ملت با هم مخالف هستند و دولت مصر هم که همراه اوست، برادر است و عراق هم که با اینها برادر هست، وقتی این چیزها را دید هی قدم به قدم پیش می رود و شما مطمئن باشید که اگر سست بگیرید، اینها تا فرات خواهند بروند، اینها همه اینجا را ملک خودشان می گویند هست. شما باید محکم بایستید در مقابل اینها و اگر چنانچه مسلمین، ملت های مسلم بایستند در مقابل اینها و اگر دولت هایشان بخواهند مخالفت کنند، مشت توی دهنشان بزنند چنانکه ایران مشت در دهن محمدرضا زد، محمدرضا از همه دولت های مسلمین، از همه آنها قویتر بود و از همه آنها پشتوانه اش بیشتر بود معذلک ملت ما قیام کرد و اسلام را وجه نظر خودش قرار داد و الله اکبر را فریاد کشید و این قدرت را از بین برد و قدرت های دیگر را هم و تا آخر هم همه قدرت ها اگر روی هم باشند نمی توانند آسیب به یک همچو ملتی برسانند.
یک همچو ملتی که ما داریم به این صفا، به این خوبی که در همه قضایا پشتیبان دولتشان هستند، پشتیبان رئیس جمهورشان هستند، پشتیبان مجلسشان هستند حیف است که این ملت را ما عواطفشان را جریحه دار کنیم و ما بنشینیم با هم مخالفت کنیم، نه خدا را خوش می آید از این و نه ملت را. ملت ناراحت است از این کار. این روزنامه هایتان را جلویش را بگیرید. آقایان روزنامه هائی که به آنها مربوط است جلویشان را بگیرند. این عذر نمی شود که ما روزنامه ها را نمی دانیم چه نوشته است. نخیر این عذر نیست، باید روزنامه ها را ببینند چه نوشته اند. خودش نمی رسد، خود آقایانی که مثلاً در مجلس هستند یا آقایانی که در خارج مجلس هستند نمی رسند بخوانند، روزنامه ها را یک کس دیگر را وادار کند که بخوانند، روزنامه ها ببینند چه است. در روزنامه مشغول فتنه انگیزی هستند و مشغول این هستند که دولت را با رئیس جمهور، مجلس را با رئیس جمهور، رئیس جمهور را با مجلس مخالف کنند و این یک توطئه ای است که در روزنامه ها ایجاد شده است و باید خود آقایان جلویشان را بگیرند قبل از اینکه ملت جلویش را بگیرد، قبل از اینکه خود ملت بیاید و بی ملاحظه از کسی تمام این روزنامه ها را خفه کند خودشان جلویش را بگیرند.

صحیفه نور جلد 12 صفحه 276


و در مجلس هم آقایان با هم باشند، رفیق باشند، همه مسلمان هستیم همه باید دوست با هم باشیم، مسلمین (ید واحده) باید باشند، اینقدر در مجلس با هم اختلاف نداشته باشند، جهات شرعی را حفظ بکنند، جهات اخلاقی را حفظ بکنند، هی این به او بدگوئی کند او به او بدگوئی کند، خوب، این اسباب ناراحتی مسلمان ها هست. آقایان می گویند، مسلمان ها می گویند خوب ما خون بچه هایمان را داده ایم یک قبرستان در اینجا پر است از جوان های ما، قبرستان های شهرستان ها پر از جوان های ما هست که در راه این مملکت و در راه این اسلام اینها کشته شده اند حالا که اینها کشته شده اند گویا آقایان آمده اند از خارج و از داخل حالا با هم نشسته اند دعوا می کنند. سر چه میراثی دعوا می کنید؟ میراث پدر کدامتان است؟ یک قدری آرام باشید، یک قدری توجه کنید به مسائل، هر وقت هر کدام صحبت کنید به ضد دیگری نباشد و این خلاف آداب اسلام است خلاف آداب مسلمین است، خلاف انسانیت است، خلاف مشی انبیا و مشی اولیا هست. نکنید این کار را، یک قدری آرام باشید، یک قدری هوای نفس را کنار بگذارید، اشتها را کنار بگذارید. تمام گرفتاری ما سر این هوای نفسی است که ما داریم، اعدی عدو انسان این نفس انسان است که در بین جنبین است، این اعدی عدو انسان است. یک قدری جلویش را بگیرید؟ یک قدر مهار کنید.
 

ترغیب مسلمانان جهان به اتحاد بر علیه اسرائیل

خداوند انشاءالله ما را موفق کند به اینکه یک روزی برویم و در قدس نماز بخوانیم و مسلمان ها امیدوارم که روز قدس را بزرگ بشمارند و در همه ممالک اسلامی در روز قدس در روز جمعه آخر ماه مبارک تظاهر کنند، مجالس داشته باشند، محافل داشته باشند، مسجد داشته باشند، در مساجد فریاد بزنند. وقتی یک میلیارد جمعیت فریاد کرد، اسرائیل نمی تواند، از همان فریادش می ترسد. اگر همه مسلمینی که در دنیا هستند الان هستند که قریب یک میلیارد هستند، اگر در روز قدس همه بیرون بیایند از خانه، فریاد کنند مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل و مرگ بر شوروی، همین قول مرگ بر شوروی برای آنها مرگ می آورد. جمعیتشان یک میلیارد، ذخائرشان اینهمه زیاد که همه دولت ها محتاج به ذخائر شما هستند معذلک شما را وادار می کنند با هم مختلف باشید اختلاف کنید و ذخائرتان را ما ببریم و هیچ کدام صحبت نکنید. خوب است یک مقدار ملت های غیر ایران از ایران سرمشق بگیرند و از این ملت نجیب عزیز ما، و خوب است یک قدری از این جوان هائی که در آمریکا و در انگلستان و در بلاد غرب هستند و تظاهر می کنند و در مقابل پلیس می ایستند و آنها را غل و زنجیر می کنند در حال غل هم فریاد می زنند و احقاق حق می خواهند بکنند یک قدری ما متنبه بشویم و ما تعلیم بگیریم از این جوان ها که آنها برای اسلام فریاد می کنند و ملت ها بیطرف هستند کانه آنها برای اسلام دارند فریاد می کنند و ما اینجا با هم اختلاف می کنیم و انصافاً انصاف نیست.

صحیفه نور جلد 12 صفحه 276

 

هی نگوئید من، بگوئید مکتب من

خداوند همه تان را توفیق بدهد و همه مسلمین را توفیق بدهد که با هم (یداً واحده) بشوند و خصوصاً ملت ایران را توفیق بدهد و این نهادهائی که هستند و در دولت و در مجلس و در سایر جاها به اینها توفیق بدهد که با هم تفاهم کنند و با هم باشند تا اینکه این ملت آسیب نبیند. اگر خدای نخواسته آسیبی دید، روی ماها سیاه است و روی دولت ها و روی اشخاصی که در رأس هستند، در دنیا سیاه است در آخرت هم سیاه است. به خود باشند، برای خدا قیام کنند، برای خدا آرام باشند، برای خدا به هم نپرند، برای خدا این نگوید که توطئه بر علیه من است آن یکی بگوید توطئه بر علیه من است. نه، توطئه خارجی علیه افراد نیست افراد قابل توطئه نیستند، علیه اسلام است، افراد قابل نیستند که آمریکا توطئه کند به ضد - این - این آدم یا توطئه کند به ضد آن آدم. آمریکا می فهمد چه هست، آمریکا به ضد اسلام است او از اسلام صدمه خورده است، نه از افراد، نه از فرد، او از اسلام سیلی خورده است، او از ملتی که می گوید اسلام، سیلی خورده است، نه از من سیلی خورده و نه از آقای رئیس جمهور سیلی خورده و نه از اشخاصی که در مجلس هستند و نه دولت ها، هیچ کدام، از ما سیلی نخورده است، از این زاغه نشین ها سیلی خورده است، از این ملت سیلی خورده و او در صدد است، اگر توطئه کند بر ضد ملت توطئه می کند نه اینکه بر ضد من یا برضد تو یا بر ضد آن. خیر، این حرف ها نیست در کار. اینقدر خودنمائی نکنید این اشتباه است. انسان باید توجه به خدا داشته باشد و خودش را در مکتبش فانی کند، هی نگوید من، بگوید مکتب من. هر وقت می گوئید، مکتب من بگوئید. از پیغمبرها بشنوید این مطلب را، از اولیاء خدا تعلیم بگیرید که همیشه دنبال مکتب بوده اند، نه دنبال خودشان، نه خودشان زرق و برق دنیائی داشته اند و نه اینقدر توجه به نفس داشتند که من چه کردم و من چه کردم، خیر، این حرف ها نبوده آنها - از آنها باید تعلیم بگیریم و آدم بشویم. آدم، وقتی می شود که خودش را هیچ نبیند و هر چه می بیند خدا ببیند و هر چه هم هست اوست (الله نور السموات والارض) تمام قدرت ها مال اوست و تمام نورها مال اوست و همه چیز از اوست و ما هیچ هستیم و این معنا را باید ادراک بکنیم.
اگر چنانچه مسلمین ادراک بکنند که ما از خدا هستیم و برای خدا باید باشیم، دیگر آسیب نمی بینند، دیگر اسرائیل قدمش را باز پیش نمی آورد و ما باید جدیت کنیم که اسرائیل را برانیم از این زمین های اعراب نه اینکه بگوئیم در بیت المقدس چیزت را قرار نده، خیر و نباید گول بخوریم از آمریکا و از این مجالسی که درست کرده اند و تعزیه گردانی می کنند برای خوردن ما، از آنها گول بخوریم. هر کس باید خودش قیام، مسلمین باید خودشان قیام کنند در مقابل اینها، دنبال این نباشند که دولت هایشان یک کاری بکنند، دولت ها کاری نمی کنند، خودشان باید بکنند، دنبال این نباشند که در آغوش آن یکی برویم برای نگهداری ما از آن یکی، خیر، همه گرگ هستند و همه شما را می خورند باید خودتان را حفظ کنید، توجه به خدا بکنید، توجه به اسلام بکنید و برای خدا و برای اسلام قیام بکنید و برای خدا و برای اسلام به پیش بروید و پیروز هستید انشاءالله.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:28 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها