0

صحیفه نور امام خمینی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در دیدار با مدیر واحد اطلاعات و اخبار صدا و سیمای جمهوری اسلامی

تاریخ: 1359/02/31

 

تلویزیون باید بنگاه تعلیمات اسلامی باشد

بسم الله الر حمن الرحیم
من همیشه از این رادیو و تلویزیون نگرانی داشته ام برای اینکه این رادیو و تلویزیون یک بنگاهی است که از تمام رسانه های گروهی مهمتر است و برای اینکه الان در تمام دهات و شهرستانها تقریباً رادیو تلویزیون عمومی شده است و آناً هر مطلبی واقع می شود، همه جای ایران و خارج متوجه می شوند. و این رادیو و تلویزیون باید اصلاح بشود، یعنی باید متحول بشود به یک بنگاه تعلیمی آن هم تعلیمات اسلامی.
اخباری که در آنجا گفته می شود باید بر خلاف موازین اسلام نباشد که هر گروهی بخواهند توطئه کنند، بیایند در رادیو و تلویزیون حرف هائی بزنند که توطئه آمیز باشد. البته نه اینکه ما می گوئیم باید سانسور باشد، ما می گوئیم باید بر طریق اسلام و ملت باشد.
ملت، اسلام را می خواهد و همه نهادهائی که در ایران هست باید اسلامی باشد. معنی آزادی این نیست که کسی بخواهد توطئه کند. در توطئه هم آزاد است؟! نه، در توطئه آزاد نیست. یا حرف هائی را بزند که شکست ملت است، شکست نهضت است، این آزادی نیست. در چهار چوب این نهضت، انقلاب اسلامی، همه مردم آزاد هستند، کسانی که حرف دارند، حرف هایشان را می زنند حتی هر فرقه ای هم که باشند، اما اگر بخواهند توطئه کنند و بخواهند اسلام را بشکنند، بخواهند نهادهائی را که الان مشغول فعالیت اسلامی هستند اینها را بشکنند، یک همچو چیزی نمی شود باشد.
شما هم از این تیپ روشنفکری که همیشه با سر قلمشان مشغول یک فساد کاری هستند، از اینها هیچ وقت نترسید، اینها می خواهند بهانه ای دستشان بیاید، هر چه دلشان می خواهد بگویند. از اولی هم که این نهضت شروع شد که رو به رشد و ترقی گذاشت، این طایفه (البته نه همه شان اما آنهائی که سوء قصد دارند و غربزده هستند) ، آنها مشغول فعالیت بر ضد انقلاب بودند، هر مطلبی پیش می آید اینها یک سنگی جلوی پا می انداختند. باید از اینها شما هیچ ملاحظه ای نکنید و از اینکه یک دسته ای مثلاً مخالفت با شما بکنند ابداً باکی نداشته باشید. البته هر کار مهمی یک دسته مخالف دارد. شما با قاطعیت در آنجا اشخاصی که می بینید در آنجا فاسد هستند، اشخاصی که در آنجا توطئه گر هستند، باید با شرکت همه این نهادهای اسلامی، آنها را کنار بگذارید و نگذارید فعالیت بکنند.

صحیفه نور جلد 12 صفحه 103

 

باید رادیو و تلویزیون مربی مردم کشور باشد

و بالاخره یک رادیو تلویزیون اسلامی و مربی جامعه در طول مدتی که محمد رضا شاه مخلوع، این تلویزیون را در تحت سیطره خودشان داشتند کوشش می کردند که جوان های ما را منحرف کنند یعنی نگذارند این قوه ای که باید برای کشور خدمت بکند، اینها راهشان را کج می کردند که در خدمت دیگران باشند این باید درست بشود، باید متحول بشود، باید رادیو و تلویزیون مربی جوان های ما، مربی مردم کشور باشد، نه اینکه مطالبی در آن گفته شود که مخالف وضعیت کشور است، مخالف با مصلحت کشور است و جوان های ما را جوری بار می آورند که برای خودشان نباشند، برای دیگران باشند. جوان ها را یک قسمشان را اینطوری بار می آوردند که به مراکز فساد می کشاند، همه جای ایران را به صورت مراکز فساد درست کرده بودند و فاسدشان می کردند. از راه شهوات یک دسته شان را می کشیدند دنبال مواد مخدره، از این راه فاسدشان می کردند و تمام نقشه این بود که این قوه فعاله ای که همه کار از آن باید بر آید و مملکت خودش را اداره کند، این، یا لاقید بشود و یا اینکه مخالف بشود با کشور خودش (من حیث لایشعر) و بعضی هم با توجه. و یکی از موارد و بنگاه هائی که در این مطلب خیلی کوشش می کرد رادیو و تلویزیون بود که اول از پخش کردن چیزهائی که مخدرات خودش بود، این موسیقی ها همه مخدر هستند، یعنی جوان های ما را، جوانی که عادت به موسیقی کرد دیگر نمی تواند کار انجام بدهد، دیگر نمی تواند قاطع باشد. رادیو و تلویزیون تقریباً اکثر اوقات جوان های ما را به گوش کردن اینطور چیزها وا می داشت. از طریق چشم جوان های ما را فاسد می کردند، زن های کذا و کذا را پشت تلویزیون نمایش دادند و جوان ها از این راه فاسد می شدند و همه مقصد این بود که در ایران یک قوه فعاله ای که بتواند که در مقابل دشمنان اسلام و ایران که هستند بایستد، نباشد تا هر کاری که دلشان می خواهد بکنند. این رادیو و تلویزیون باید متحول و همچو باشد که جوان ها را طوری بار بیاورد که مستقل، دارای اراده و تصمیم باشد، نه پایبند آن مسائل شهوانی یا این مسائل دیگری مثل هروئین و امثال ذلک. اینها باید در رادیو و تلویزیون جوری عمل بشود که اینها را محترز کنند از آنها، بترسانند آنها را از آنطور مسائل. و همین طور باید فیلم هائی که در رادیو و تلویزیون نمایش داده می شود آموزنده باشد، فیلم هائی باشد ولو از خود ایران درست کنند، آموزنده باشد یا فیلم هائی که از خارج می آید درست تفتیش بشود که چنین نباشد. آنها ممکن است با شیطنت فیلم هائی را به ایران بفرستند که بخواهند جامعه ما را فاسد کنند. باید وضع آنجا درست و اسلامی بشود، روی مصالح و مقصد کشور باشد، در خدمت خود کشور باشد، نه در خدمت دیگران.
امیدوارم که شما موفق باشید و با قدرت و با تصمیم و اراده به آنجا بروید، اصلاح کنید آن قسمت را و بخش اخبار را در اختیار بگیرید و نگذارید یک اموری که برخلاف مصالح کشور است پخش بشود. من دعا می کنم که انشاءالله موفق و موید باشید و سایر نهادهای اسلامی هم با شما انشاءالله همفکر هستند و انشاءالله همه با هم این مرکز را یک مراکز اسلامی، یک مرکزی که برای تربیت جوان های ما باشد و مربی باشد بسازند. اما راجع به افراد، از قراری که من شنیده ام بعضی از افرادی

صحیفه نور جلد 12 صفحه 105

که متعهد بودند و مسلمان بودند و برای کشور خودشان دلسوز بودند را از آنجا کنار گذاشتند و بعضی افرادی که باید تصفیه بشوند، اینها باز سر کارها هستند. شما باید با سایر آقایان که در آنجا هستند و متعهد، با هم این افرادی را که الان برای مملکت ما مضر هستند، این چپی ها، اینهائی که به این طرف و آن طرف رابطه دارند، اینها را باید تصفیه کنید و بدون اینکه بترسید تصفیه کنید اینها را و به جای آنها جوان های متعهد و اسلامی را بیاورید و آنهائی که متعهد بودند و بیرون کردند باز ببینید اگر کسانی هستند که به درد می خورند اینها را وارد کنید. کسانی که مضر هستند برای این مرکز ولو فرض کنید متخصص هم باشند، متخصص مضر، ضررش بیشتر از غیر متخصص است، اینها باید کنار بروند و انشاءالله رادیو و تلویزیون تصفیه بشود. انشاءالله تعالی موفق و مؤید باشید.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:17 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع نمایندگان مجلس شورای اسلامی

تاریخ: 1359/03/04

 

مجلس محل طرح مسائل دلخواه اسلام و مردم است

بسم الله الر حمن الرحیم
من خوف این را دارم که مطالبی که آقای حجازی فرمودند درباره من، باورم بیاید. من خوف این را دارم که با این فرمایشات ایشان و امثال ایشان برای من یک غرور و انحطاطی پیش بیاید. من به خدای تبارک و تعالی پناه می برم از غرور. من اگر خودم را برای خودم نسبت به سایر انسان ها یک مرتبتی قائل باشم، این انحطاط فکری است و انحطاط روحی. من در عین حال که از آقای حجازی تقدیر می کنم که ناطق برومندی است و متعهد، لکن گله می کنم که در حضور من مسائلی که ممکن است من باورم بیاید بیان کردند.
من چند کلمه ای که می خواهم در حضور آقایان عرض کنم از باب اینکه امر شده است به تذکر، ( (فان ذکری تنفع المومنین) . تصادف خوبی است که امروز که آقایان در اینجا تشریف دارند و با هم مواجه هستیم - که - مواجه با ملت هستیم، تمام ملت خلاصه در وجود شما آقایان است، تصادف خوبی است که با روز عید مبارکی مصادف شده است و از آن بهتر این است که روز گشایش مجلس اسلامی در روزی است که عدالت در عالم متولد شده است، روزی است که امیرالمومنین سلام الله علیه به دنیا آمدند، این مظهر همه عدالت ها و اعجوبه عالم هستند و از صدر عالم تا ابد به جز رسول اکرم کسی به فضیلت او نیست. این را ما به فال نیک می گیریم و این فکر را می کنیم که آقایان که در یک روزی که مظهر عدالت خدا، پرتو عدالت انسانی در آن روز متولد شده است و شما مجلس را در آن روز افتتاح می کنید بدانید که باید همان رشته را، همان رشته علی علیه السلام را پیروی کنید. من در بعضی مجالس زمان رضاخان رفته ام در مجلس، به عنوان تماشاگری و مجالس دیگری هم که از آن زمان تا اخیر بوده است شنیده ام. آنجائی که من دیده ام، مجلس، مجلس شورا نبوده است، مجلس مبارزه بین افراد در آمال خودشان بود، جنگ و نزاع بود، حتی بعضی اشخاص که اشخاص صحیحی بودند و در خارج از مجلس حدود را حفظ می کردند در مجلس که وارد می شدند مثل اینکه ملزم می شدند به اینکه نظیر آنهای دیگری که به طور غیر اسلامی رفتار می کردند، گاهی هم بعضی از آنها منحرف بشوند. مجلس شورای اسلامی مجلس مشورت است، مجلسی است که باید متفکرین، آقایان مسائلی که مایحتاج ملت است و کشور است در میان بگذارند و با هم مشورت کنند، مباحثه کنند فقط

صحیفه نور جلد 12 صفحه 116

آن چیزهائی که مربوط به ملت است و به اسلام. مجلس شورای اسلامی که شما آقایان وکیل هستید از طرف ملت برای خدمت در آن بنگاه باید آنکه دلخواه ملت است در آنجا طرح بشود و آنچه دلخواه اسلام است بحث و مشورت بشود و به ترتیبی که مقرر است تصویب بشود و همه چیزش اسلامی باشد. اغراض شخیصه را باید همه ما کنار بگذاریم. فرضا که من با شما خدای نخواسته یک حساب و خرده دارم این در مجلس نباید، در مجلسی که مجلس اسلامی است نباید این خرده حساب ها را آنجا به آن رسید. مجلس شورای اسلامی در یک محفظه سربسته نیست که اگر خدای نخواسته انحرافی در آن پیدا شد همان اجزاه خود مجلس بفهمند، این سرباز است و رادیو و تلویزیون این را منتشر می کند همه ایران می بینند و می شنوند و خارج از ایران هم تا آنجائی که موج اینها می رود آنها هم می شنوند و می فهمند که چه شده است. اگر بنا باشد که خدای نخواسته از اول صف آرائی بشود برای جنگ اعصاب و آن مجالسی که در زمان طاغوت بود، آن مجالس، باز محتوایش تکرار بشود، این مجلس اسلامی نیست و آقایان به وظیفه شرعی و الهی خودشان عمل نکرده اند. من امیدوارم که آقایان بدون اینکه جهات نفسیت را در نظر داشته باشند و بدون اینکه اغراض خودشان را و مخالفت های شخصی که با اشخاص دارند در نظر داشته باشند، به آن چیزی که وکیل او، به آن چیزی که در آن چیز وکیل هستند، اندیشه کنند و مباحثه کنند و شور کنند. شوری که در محیطی واقع شد که اسلامی است و اخلاق اسلامی است منتهی به جنگ نمی شود، منتهی به آن مسائلی که در آن مجلس ها و بعضی از آن مجلس ها واقع می شد که انصافا شرم آور است نمی شود باید همانطوری که تا حالا تحولات زیادی پیدا شده است در این ملت شما که وکیل از جانب ملت هستید و عصاره فضائل ملت هستید، باید در آنجا همان معنائی که مامور آن شدید از طرف ملت، همان معانی باشد. ملت یک ملت اسلامی است و اسلام را می خواهد و احکام اسلام را می خواهد شما وکیل نیستید که بروید آنجا بنشینید و حساب هائی که خودتان با هم دارید صاف کنید اگر یک همچو کاری بشود، این انحراف است و غصب است آن محل برای شما. شما باید (انشاءالله همین طور هم هست) شما باید در آنجا معلم اخلاق باشید و از برای همه کشور، برای اینکه مطالب شما به همه کشور بسط پیدا می کند. وقتی که همه مردم در تمام کشور دیدند که این وکلایشان با راستی و صداقت در خدمت کشور هستند و در خدمت اسلام هستند و مناظره هائی که می کنند مناظره های اسلامی است و بحث و تفتیش اسلامی است، این یک تعلیمی می شود به همه افرادی که در این کشور هستند و به آنجائی که این موج ها می رسد در خارج کشور. ما باید همه قشرها را تربیت کنیم. شماها باید در مجلس که می روید علاوه بر اینکه مسائلی که طرح می شود که مورد احتیاج ملت است باید آنها را در آن طرح کنید، با سلاح اخلاق اسلامی وارد بشوید و با آن سلاح مردم را تربیت کنید که وقتی چند سال از مجلس گذشت، در مردم آثار گفتگوهای شما و مناظرات شما پیدا باشد. از مجلس منعکس می شود کارهای شما، علاوه بر اینکه خدای تبارک و تعالی حاضر است در همه جا و ناظر است در همه جا و پرونده های همه شما پیش اوست و همه عالم، علاوه بر اینکه باید ملاحظه کنید که در حضور خدای تبارک و تعالی هستید و هر نفسی که می کشید در

صحیفه نور جلد 12 صفحه 117

حضور او هست و هر کلمه ای که ادا می کنید در محضر مبارک خدای تبارک و تعالی هست و در محضر خدای تبارک و تعالی و برخلاف دستور او جرم عظیمی است و باید ناظر بدانید خدا را بر اعمال خودتان، باید شما دیگران را هم تربیت کنید همه اشخاصی که در هر مرکزی هستند باید آن مرکز را به صورت یک تعلیم گاه در آورند همانطوری که در صدر اسلام آن که رئیس دولت بود و آن که سردار بود، سردار لشگر بود با اعمال خودشان مردم را تربیت می کردند، با حرف های خودشان، با کردار خودشان مردم را تربیت می کردند. باید ما که دعوی این را داریم که مسلمان هستیم و تابع اولیای اسلام هستیم، باید ما هم با کردار و رفتار خودمان تربیت کنیم مردم را. اگر خدای نخواسته انحرافی در مجلس پیدا بشود، چون منعکس می شود به همه جا ممکن است که انحراف در سطح گسترده ای پیدا بشود و مسوولیت بزرگ باشد. چنانکه اگر انحرافاتی را شما به واسطه اعمال و افعالتان از ملت سلب کنید، اجر بسیار بزرگی را دارید، اجر انبیا را دارید. از الان بنای بر این نگذارید که ما یک جبهه کذا و یک جبهه کذا، از اول بنای مبارزه باشد، مبارزه نیست، مباحثه است، مباحثه، مباحثه نرم اسلامی. می خواهید هر کدام مسائلی که دارید به دیگری بگوئید با برهان، با بیان، البته باید بگوئید اما مبارزه ندارید با هم. همه برای اسلام هستید و خدمتگزار اسلام هستید و می خواهید برای اسلام خدمت بکنید. از حالا بنا نگذارید به اینکه یک جبهه بندی کنید، یک دسته این طرف، یک دسته آن طرف و همان کارهائی که در مجالس سابق می کردند و همان دعواها و نزاع هائی که به انحطاط می کشید خودشان و ملت را و من نمی دانم آیا در مجالس خارج از این کشور یک همچو نزاع ها و داد و قال ها و بدگوئی هائی بوده است که تقلید کردند اینها از آنها یا نه ابتکار بوده، این را من اطلاع ندارم، لکن علی ایحال، چه تقلید از دیگران بوده است و چه ابتکار خودشان بوده است، یک امر بسیار مشوه بدی بود که تلخی او در ذائقه باید بماند تا آخر و من امیدوارم که کارهای شما آن تلخی ها را از ذائقه ها بزداید.
 

کفران نعمت، کار شکنی و تضعیف یکدیگر موجب انحطاط و سقوط می شود

و یک مطلبی که باز می خواهم عرض بکنم که دنباله همین است، این است که الان کشور ما اول عملش و اول کارش است. بحمدالله تا حالا تمام آن چیزهائی که یک حکومت لازم دارد، محقق شده است، لکن باز اول کار است در این کار یک ویژگی ای هست که بعدها آن ویژگی دیگر ممکن است نباشد. حالائی که از خارج و داخل به کشور ما هجوم می شود، در داخل با طرح مختلف، قلم های مختلف، مجله های مختلف و گویندگان مختلف و اشخاصی که شلوغ می کنند در این مملکت، ابتلاء هست و از خارج هم که با قدرت های بزرگ، محل ابتلای ما هست، ما اگر بخواهیم برای کشورمان، برای اسلام پیروزی حاصل بشود، باید کارشکنی نکنیم از هم، باید همه یکصدا باشیم. قضیه هدایت مساله ای است، قضیه کارشکنی مسأله دیگر، هدایت باید کرد. مرکز همه قانون ها و قدرت مجلس است. مجلس هدایت می کند همه را و باید بکند، اما بنای بر این نباشد که مجلس دولت را ضعیف کند و بنای بر این هم نباشد که دولت مجلس را ضعیف کند، تضعیف هم یک، تضعیف خودش

صحیفه نور جلد 12 صفحه 118

هم هست. اگر رئیس دولت، رئیس جمهور تضعیف کند مجلس را، خودش قبل از مجلس سقوط می کند و اگر مجلس تضعیف کند دولت و رئیس جمهور و آنهائی که اجرا می خواهند بکنند، این خودشان هم تضعیف می شوند و امروز صلاح نیست. اگر چنانچه در یک وقتی هم یک همچو مطلبی واقع بشود، آن هم یک جرم است، امروز این مسأله جرم بسیار بزرگ است برای اینکه در آن مواقعی که مملکت ما ابتلاء به این مصائب ندارد، خوب یک کار خلاف است اما کار خلافی نیست که مملکت ما را تهدید به نابودی و شکست بکند اما امروز که مملکت ما وضعش اینطوری است و نمی توانند آنهائی که عمال خارجی هستند و خود خارجی نمی توانند ببینند که در ظرف یک سال و دو سه ماه، چند ماه، تمام کارهائی که در چندین سال انجام نگرفته اینجا انجام گرفت، این را نمی توانند ببینند، اینها از اول هی خیال می کردند که خوب، به خودشان وعده می دادند که اصلا جمهوری اسلامی، این پا نمی گیرد اصلش با او مخالفت می کردند ( (جمهوری، نه، لازم نیست اسلامی باشد، جمهوری ملی باشد) ما از این ملی ها هیچی ندیدیم جز خرابکاری، اگر یک نفرشان آدمی بود که صحیحی بود، اسلامی بود که صحیح بود، ما ندیدیم چیزی از اینها. همه ما اسلامی پیش برویم، با برنامه اسلامی پیش برویم. پیروزی ما مرهون اسلام است، نه مرهون من است نه مرهون شما و نه مرهون هیچ قوه ای، مرهون اسلام است. اسلام به ما این پیروزی را داده است این یک نعمتی است که خدای تبارک و تعالی به ما اعطا کرده است و این نعمت را اگر چنانچه شکرگزاری نکنیم ممکن است که یک وقتی خدای نخواسته از ما بگیرند. شکرگزاریش به این است که همانطوری که در اول همه دست ها بلند شد که ما اسلام را می خواهیم، جمهوری اسلامی را می خواهیم، خدای تبارک و تعالی عنایت فرمود و اعطا کرد، اگر ما از حالا این دست ها را کنار بزنیم، یکی از این طرف برود و یکی از آن طرف برود و یکی یک چیزی بگوید و یکی یک چیز دیگری بگوید و جبهه بندی بشود و دولت با مجلس، مجلس با دولت و همه با هم به هم بریزند ممکن است که عنایت خدا به واسطه کفران نعمت برداشته بشود و ما انحطاط همه چیز پیدا بکنیم و کشورمان باز برگردد به حال سابق، به همان ظلم ها و همان ستم هایی که همه دیدید و همه دیدیم. شکرگزاری به این است که شماهائی که وکیل ملت هستید کارشکنی برای دولت نکنید، هدایت کنید، هر جائی که پا را کنار می گذارند هدایتش بکنید، دولت هم هر کس شود و هر کس هست و نخست وزیر هم هر کس هست، دولت هم هر کس هست، آنها هم کارشکنی برای مجلس نکنند، آنها قوه مجریه هستند همه روی قانون عمل بکنند. این قانونی که ملت برایش رای داده است، همین رای نداده است که روی طاقچه بگذارید و کاری به آن نداشته باشید، بروید مشغول کار خودتان بشوید. این قانون باید دست همه باشد و همه حدود را قانون معین بکند. قانون برای مجلس حدود معین کرده است، تخلف از این حدود نشود. برای رئیس جمهور تحدید کرده، حدود قرار داده، او هم تخلف نکند. برای نخست وزیر و امثال اینها و دولت ها حدود معین کرده، آنها هم نباید خارج بشوند. هر که خارج بشود از حدود، باید این را تنبه بدهند، هدایت کنند او را.

صحیفه نور جلد 12 صفحه 118

 

تکلیف بر حرکت در مسیر خدا بدون خوف از چپ و راست

و شماها هم من امید این را دارم که چهره های نورانی که در مقابل من واقع شده اند بدانند که در پیشگاه خدای تبارک و تعالی هم هستید و باید برای اسلام و برای احکام و برای احکام اسلام (که به ما منت گذاشته است و همه پیروزی های ما به واسطه اوست) خدمت بکنیم و با کمال قدرت خدمت بکنیم. خوف این معنا را نداشته باشید که اگر در مجلس شما یک مطلبی را بگوئید، پیش روشنفکرها این خوب نیست. شما نماز هم اگر بخوانید بعضی از این روشنفکرها پیششان خوب نیست، شما اگر دعا هم بخوانید بعضی از اینها پیششان خوب نیست. من نمی گویم همه روشنفکرها، روشنفکر خوب در همه طبقات هست اما آنهائی که از اولی که این جمهوری اسلامی خواست پایش را بگذارد در این مملکت مخالفت کردند و آنهائی که به اسم خدمت به خلق می خواهند نگذارند این جمهوری اسلامی تحقق پیدا بکند. شما خوف هیچ کس را نداشته باشید، نه خوف چپی ها را داشته باشید، نه خوف راستی ها را داشته باشید. شما در مسائل قانون اساسی است و اسلام و قانون اساسی هم تابع اسلام است باید به اسلام فکر بکنید، نباید فکر کنید که حالا که در فلان کشور کذا چه جور واقع شده ما هم خوب است که التقاطی باشیم، یک قدری بگوئیم خدا، یک قدری هم بگوئیم چیز دیگر. مستقیم باشید و با استقامت کارتان را پیش ببرید پشتیبان شما خداست. از هیچ چیز، از هیچ قوه نترسید من نمی گویم که شما بر همه قوه ها غلبه می توانید بکنید. ما که چیزی نداریم، همه چیز ما دست دشمن ماست. من عرض می کنم که وقتی بنا شد که ما به تکلیفمان عمل بکنیم و ما آن راهی را که خدای تبارک و تعالی پیش پای ما گذاشته است آن راه را برویم برای ما شکست هیچ نیست برای اینکه از دو حال خارج نیست یا این است که ما پیش می بریم که شکست هیچ نیست و یا این است که نه، می آیند و ما را عقب می زنند، ما تکلیفمان را عمل کرده ایم، چه شکستی است؟ سیدالشهدا هم شکست خورد در کربلا، اما شکست نبود این، کشته شد و زنده کرد یک عالمی را. امیر المومنین هم در جنگ ها، در جنگ صفین شکست خورد لکن شکست نبود این، او به خدمت اسلام بود و برای خدا کار می کرد، کسی که برای خدا کار بکند، هیچ وقت شکست در آن نیست، برد با آنهاست. شما خوف این را نداشته باشید که اگر چنانچه یک چیزی برخلاف مثلاً مسلک مارکسیسم بگوئید، بگویند که اینها چه عقب مانده هستند، خود آنها عقب مانده اند. همان هائی که ادعای نمی دانم کمونیستی و کذا می کنند خود آنها از همه قلدرتر و از همه دیکتاتورترند و ملت هایشان را همه به بند کشیده اند، آزادی در آن ممالک نیست برای کسی، همانطوری که در ممالک غربی هم آزادی نیست در کار، صحبت آزادی، حرف آزادی است. اگر آزادی باشد، این سیاه های بیچاره چه کرده اند که اینطور تحت فشارند؟ در هیچ جای دنیا شما خیال نکنید که این طرح هائی که می دهند و این بساطی که درست می کنند یک واقعیتی باشد و بخواهند روی آن رفتار بکنند. این مجلس های کذا که در دنیا درست شده است و به دست قدرتمندها درست شده است و لهذا حق و تو دارند، همه از آن قدرتمندها، اینها همه بازی است برای بلعیدن ماها، این یک مانور سیاسی است که با آن ماها را اغفال کنند و ماها با ببلعند. شما نباید گول از اینها بخورید و تحت

صحیفه نور جلد 12 صفحه 120

تاثیر نه شرقی ها واقع بشوید و نه غربی ها وارد بشوید، شما آنطوری که اسلام مقرر فرموده است عمل بکنید، اگر هر کس هم هر چه به شما بگوید اعتنا به او نکنید. اسلام مدنظر شما باشد و این را بدانید که آنهائی که با این مجلس مخالفند و آنهائی که با این انقلاب مخالفند و آنهائی که با اسلام مخالفند هر کاری بکنید آنها به مخالفت خودشان ادامه می دهند منتها یک وقتی با یک بهانه است بعد یک بهانه دیگر پیدا می کنند. شما توجه داشته باشید که اسلام به اسلام خدمت کنید و به کشور خودتان خدمت کنید. شما وکیل مردمی هستید که همه اسلام را می خواهند و همه کشور خودشان را می خواهند و شما باید برای این ملت خدمت بکنید، به آن چیزی که شما را وکیل کرده است خدمت بکنید، اگر انحراف پیدا کنید برخلاف ملت، خیانت کرده اید به وکالتی که دارید. و من امیدوارم که انشاءالله شما با کمال قدرت، با کمال عزت و عظمت این نهضت را به پیش ببرید و مجلس، یک مجلس اسلامی اخلاقی همه چیز تمام باشد و شما معلم اخلاق جامعه باشید و همه جامعه هم پشتیبان شما باشد و همه تان یک هویت بین دولت و ملت و ارتش و مردم همه یک هویت باشید، همه اعضای یک انسان باشید، همه در خدمت انسان کامل که رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است باشید و همه به منزله اعضای او باشید برای خدمت و اگر اینطور شد، پیروزی نصیبمان هست و اگر خدای نخواسته انحرافات پیدا شد و اغراض شخصیه پیش بیاید و نمی دانم مسندها بحث بشود و مقام ها طرح بشود و امثال اینها، این اولاً انحطاط اخلاقی زیاد است و انحطاط در پیشگاه خداست و ثانیاً خوف این است که نتوانید این بار را به منزل برسانید.
خداوند انشاءالله همه شما را تایید کند و همه ما را و همه مسلمین را تایید کند و همه را از شر شیطان بزرگ و آنهائی که دنباله او هستند حفظ کند و ما را از شر نفس اماره بالسوء حفظ کند.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:17 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع اعضای انجمن های دانشجویان دانشگاه های سراسر کشور و اساتید دانشگاه و حوزه و طلاب حوزه عملیه قم

تاریخ: 1359/03/03

 

در رأس برنامه های رضاخان تضعیف روحانیت بود

بسم الله الر حمن الرحیم
من باید یک تاریخچه ای برای شما آقایان که درک زمان رضاشاه را نکردید عرض کنم تا بفهمید که این دست هائی که در کار است چه دست هائی است. رضا خان بعد از اینکه کودتا کرد و آمد تهران را گرفت، به صورت یک آدم مقدس اسلامی خدمتگزار به ملت در آمد. حتی در جلسه هائی که در محرم انجام می گرفت در تکیه های زیادی که در تهران بود آن وقت، می گفتند او می رود و شرکت می کند و دستجاتی که از نظامی ها در تهران بیرون می آمد من خودم دیده ام و مجلس روضه ای که از طرف خود رضاخان با شرکت خودش تأسیس می شد من یکی اش را خودم دیده ام، این بود تا وقتی که حکومتش مستقر شد. اغفال کرد ملت را، اغفال کرد همه قشرها را تا اینکه جای پایش محکم شد، وقتی که جای پایش محکم شد هدف اول و آن چیزی که در رأس برنامه ای بود که برای او تنظیم کرده بودند تضعیف روحانیت بود. شروع شد برنامه به تضعیف این قشر. برنامه این بود که این قشر در بین ملت حیثیت خودش را از دست بدهد تا اینکه بتوانند آن کارهائی که می خواهند انجام بدهند. روزنامه نویس های آن وقت و رسانه های گروهی آن وقت و قلمداران آن وقت مجهز شدند و همه به ضد روحانیت مشغول کار شدند. طوری کردند که روحانیت را منزوی کردند و حتی در ماشین ها و تاکسی سوار نمی کردند اینها را. تبلیغات به طوری دامنه دار بود که جوان های ما را حتی جوان های متدین را منحرف کردند. اول، هدف روحانیت بود. این مدرسه فیضیه را که ملاحظه می کنید که آن وقت شاید ششصد، هفتصد نفر طلبه در خود مدرسه فیضیه ساکن بود، روز نمی توانستند در مدرسه باشند، فرار می کردند به باغات شهر و آخرهای شب می آمدند برای اینکه مأمورها دنبال این بودند که اینها را بگیرند و ببرند و عمامه هاشان را بردارند. علمای تهران را تعقیب می کردند و بعضی از اشخاص موجه از علما را در کلانتری می بردند و همانجا لباسشان را می بریدند که بلند نباشد، لباس روحانی نباشد، همانجا قیچی می کردند. آن چه دستی بود که روحانیون را در آن روز سرنگون کرد و کوبید؟ و در عین حال که آنهمه کوبیدند روحانیون را، معذلک گروهی که فقط قیام کرد در مقابل رضاخان، همان روحانیون بودند. یک دفعه از تبریز علمای تبریز، یک دفعه از خراسان علمای خراسان، یک دفعه از اصفهان که این از

صحیفه نور جلد 12 صفحه 107

همه دامنه اش زیادتر بود. علمای اصفهان آمدند به قم و علمای بلاد هم به اینها متصل شدند و مع الاسف 0همه قیام ها را شکستند. قم هم که قیامش اساسی تر بود بسیار از ینها را آمدند بازی دادند، اغفال کردند و از قرار که می گفتند در راس آنها که مرحوم حاج آقا نورالله اصفهانی بود از قراری که می گفتند او را هم مسموم کردند و همان قم فوت شد. آن چه دستی بود که روحانیون را اینطور کوبید و روی چه مقصدی بود؟ آن چه دستی بود که روحانیون را با قشر دانشگاهی آنطور از هم جدا کرد که در دانشگاه اسم روحانی را نمی شد ببری و در مدرسه فیضیه هم دانشگاهی را؟ این چه دستی بود که اینها را از هم جدا کرد و با هم دشمن کرد؟ و این چه دستی بود که دانشگاه ما را به آن صورت در آورد که اشخاصی که از آن بیرون آمدند، مگر یک دسته متعهد، انحرافی بودند و گرایش به مکتب های دیگر داشتند؟ و آن چه دستی بود که در همان زمانی که انقلاب پیروز شد دانشگاه را به صورت یک دژ جنگی درآورد؟ و آن چه دستی است که الان مشغول کار است و می خواهد باز روحانیت را بکوبد؟ اینها چه دیده بودند از روحانیت و اخیراً چه دیدند که اینطور در فکر اینند که در بلاد شروع کردند که باز همان مطالبی که زمان رضاخان بود اعاده کنند و به روحانیون و معممین جسارت کنند و اهانت کنند؟ روحانیون مگر چکاره اند و آنها چه دیده بودند؟ این چه دستی است که این دو قشر را از هم اینطور جدا کرده بود و حالا هم جدا کرده است؟ مگر انشاءالله به فضل الهی اینها با هم پیوند کنند.
 

اگر بخواهند ملت را تحت سلطه بیاورند باید مردم را از روحانیین جدا کنند

اینها با مطالعه های طولانی که از مردم شرق و مسلمانان و بلاد اسلامی دارند و داشته اند و کارشناس های آنها در این بلاد اسلامی با شکل های مختلف آمده اند و مطالعه کرده اند و بررسی کرده اند، این را یافتند که توده های مسلمین با روحانیین نزدیکند و روحانیین در آنها نفوذ دارند. در هر شهری ملای آن شهر، امام جماعت آن شهر با مردم روابط دارد و مردم از او حرف شنوی دارند، پس اگر بخواهند این ملت را بشکافند و تحت سلطه بیاورند باید مردم را از این روحانیین جدا و آنها را از آنها جدا کنند. خوب، بین دانشگاه و روحانی چرا اینطور اختلاف ایجاد کردند که در دانشگاه نشود اسم روحانی را برد و دانشگاهی که بخواهد نماز بخواند به طور قاچاق نماز بخواند و در مدرسه های ما هم اگر اسمی از دانشگاه بیاید، او را به خوبی دریافت نکنند؟ این هم روی همان مطالعاتی که آنها دارند و این دیگر واضح تر است که این دو قشر مغز متفکر جامعه هستند، این دو قشر را اگر از هم جدا کنند می توانند کارهائی را که می خواهند انجام بدهند و این دو قشر اگر با هم اتصال پیدا بکنند، اینها نمی توانند مقاصد خودشان را انجام بدهند و لهذا قلم ها و نطق ها و رسانه ها و اینها که در خدمت اجانب بود، به کار افتادند، اینها را از هم جدا کردند و دشمن کردند و در هر قشری هم ایجاد اختلافات کردند. حالا که اینها دیدند، آن قدرت اسلام را دیدند و قدرت روحانیون را دیدند و قدرت دانشگاه را دیدند که یک همچو قدرت شیطانی را اینها با هم وقتی که شدند سرنگون کردند که در دنیا کسی احتمال این را نمی داد که بتواند ایران این مرد خائن را بیرون کند زیرا همه قدرت ها پشت سر او بودند، همه قدرت ها،

صحیفه نور جلد 12 صفحه 108

چه قدرت های غیر اسلامی که مهم آمریکا بود، برای شوروی هم و چه حکومت های انحرافی بلاد مسلمین، تمام اینها طرفدار او بودند. شاهدید که ما وقتی در عراق خواستیم که شروع کنیم به طور بارزی به مقابله با شاه، عراق نگذاشت ما آنجا بمانیم و وقتی خواستیم به کویت برویم کویت هم نگذاشت که ما وارد بشویم و من دیدم که ما در هر یک از بلاد مسلمین برویم، همین حرف است. و خدا خواست که بهتر بشود و ما رفتیم به یک محلی که تحت سیطره ایران نبود گرچه آنجا هم ابتدائاً با ما مخالفت هائی شد، لکن کم کم آن مخالفت ها تخفیف پیدا کرد. اینها امروز از زمان رضاشاه بیشتر در فکر هستند. زمان رضاخان مطالعات بود و ذهنیات که اگر چنانچه روحانی با دانشگاهی پیوند کند و اگر روحانی قدرت روحانیت خودش را دارا باشد نمی گذارد که ما آنطور که می خواهیم استفاده کنیم از ایران، این یک ذهنیتی بود مطابق با واقع هم بود اما ذهنیت بود. امروز آن ذهنیت دیگر برای آنها عینی شد، دیدند که از روحانیت شروع شد و دانشگاه هم آنقدری که متعهد بودند پیوند کردند و آنها هم که نبودند، الزام پیدا کردند به اینکه همصدا باشند و سایر قشرها هم، همه ملت. اینها دیدند که این روحانیین در عین حالی که آنها خیال می کردند که نفوذ دارد لکن نمی دانستند اینقدر نفوذ دارد. آن وقتی که شاه به عذر خواهی افتاد، شاه مخلوع به عذر خواهی افتاد و شریف امامی را آورد روی کار، اینها هی گفتند که خوب، ما اشتباه کردیم، ما نمی دانستیم که مردم اینطور روحانیت را می خواهند و ما این اشتباه را بر می گردانیم، ما خدمت می کنیم به روحانیون. از این چرندها شروع کردند گفتن برای اغفال، لیکن خوب، دیگر گوش ها نمی شنید.
 

هیچ ارگانی نباید در کار ارگان دیگر دخالت کند

اینها امروز دیده اند قدرت اسلام را، دیده اند که یک جمعیت سی و پنج میلیونی که این جوان هائی که بتوانند کار بکنند شاید پانزده میلیون، هیجده میلیون، بیست میلیون باشد بدون اینکه دارای یک تجهیزاتی باشند و بدون اینکه تربیت نظامی دیده باشند اینها با مشت غلبه کردند بر همه قدرت ها و آن کسی را که آنها همه می خواستند نگه دارند نتوانستند، اینها عینی شد بر ایشان که اسلام چقدر قدرت دارد، حالا بدتر و بیشتر درصدد این هستند که اسلام را نگذارند تحقق پیدا کند. این سنگر بندی ها که در دانشگاه ها شد برای چی بود و کی بودند؟ آنهائی که میل داشتند که دانشگاه که تبدیل شده بود به یک غرب ساختگی، غربزده ساختگی، برگردد به یک دانشگاه اسلامی که وقتی ولیده او می آید، نتیجه او بیرون می آید، افراد مسلم و متعهد باشد، اینها بودند که سنگر گرفتند؟ یا همان ها بودند که همان قلم و همان قدم و همان چیزهائی که زمان رضاخان می خواستند بشکنند این اسلام را و این قدرت را؟ اینها هستند که سنگرگیری کردند. ما که می گوئیم انقلاب فرهنگی و البته در همه چیز باید باشد، لکن باید مخلوط نکنیم امور را به هم. اینهائی که در انقلاب فرهنگی هی صحبت می کنند و صحبت کردند و من شنیدم اینها مخلوط می کنند امور را به هم و این راه را دور می کند. دانشگاه و فیضیه، باید فقط راجع به دانشگاه شروع کنند. کار به این نداشته باشند اقتصاد ملت

صحیفه نور جلد 12 صفحه 109

چیست. اگر دانشگاه بیاید راجع به اقتصاد بخواهد فرهنگ را جاری کند و فرهنگ اسلامی درست کند، از فرهنگ اسلامی دانشگاه هم باز می ماند، و اگر قشری دیگری که می تواند انقلاب فرهنگی در مثلاً ارتش بکند بیاید بخواهد مخلوط کند و انقلاب فرهنگی را در دانشگاه بخواهد بیاید عمل کند، این کار خودش هم از دستش می رود. باید هر قشری در همان محل خودشان و در همان بنگاهی که آنها جزئیت دارند در آنها و عضویت دارند در آنجا، همان را مشغول بشوند، نه شما انقلاب اقتصادی را دنبالش بروید، نه آنهائی که می خواهند انقلاب اقتصادی درست کنند بیایند دنبال دانشگاه ها. و من به شما حالا دارم عرض می کنم که این اختلاطها البته افرادی هم که این اختلاط را می گویند من سراغ ندارم که افرادی باشند که خدای نخواسته خیانتکار باشند، اغفال می شوند. اینهائی که می خواهند، می گویند همه را باید با هم درست کرد و جدا نمی کنند، قسمت قسمت نمی کنند، همه چیز را یعنی این دستگاه را با آن دستگاه، آن دستگاه را با این دستگاه و روی هر یک علیحده متخصصان خودشان، متخصصان آن بنگاه مشغول کار نمی گذارند بشوند، اینها متحمل است که اغفال شده باشند. نباید ما وقتی می خواهیم دانشگاه را درست بکنیم و یک انقلاب فرهنگی در دانشگاه درست بکنیم بیائیم همه چیز را با هم مخلوط بکنیم، همه جا باید چه بشود اما هر کدام در محل خودش. بازار باید درست بشود، لکن دانشگاهی به بازاری کاری نباید داشته باشد. بازار یک دسته ای باید بروند و آنجا انقلاب اسلامی و فرهنگی را در آنجا پیاده کنند، اینها یک دسته بازاری متعهد باید باشند. ارتش هم باید انقلاب در آن پیدا بشود و امید است که بسیار وقتش شده باشد لکن ارتش نباید کار داشته باشد که دانشگاه چه می گذرد در آن، به او چه ربطی دارد. در عین حالی که همه با هم پیوند هستند، لکن هر کدام کار خودشان را باید انجام بدهند. پیشتر می گفتند که در آن تعزیه هایی که در می آوردند سابقاً، می گفتند که شمر خوب این است که شمر باشد، اگر بنا باشد که شمر هم وقتی صحبت می کند یا شعر می خواند مثل امام حسین بخواند این شمر نیست، در عین حالی که همه بنگاه واحد بودند و همه با هم می خواستند یک صحنه ای را درست کنند، لکن هر کس کار خودش را باید خوب انجام بدهد، نباید او دخالت کند در کار دیگری. اگر هر کدام دخالت کنند در کار دیگری، این صحنه، صحنه خوب نمی شود. ما هر کدام باید کار خودمان را خوب انجام بدهیم اگر هر کسی در هر کاری دخالت بکند هیچ کدامش را نمی تواند انجام بدهد.
 

با هم اجتماع کنید و مواظب باشید قلم های مسموم شما را بازی ندهند

و من حالا به شما عرض می کنم که قلم ها، قدم ها، نطق ها، شیطنت ها دنبال این است که نگذارند شما ادامه بدهید به این چیزی که مشغول شده اید، اینها می خواهند نگذارند که قشر روحانی با قشر دانشگاهی یکی بشود. شما الان اول کارتان است، تازه شروع کرده اید. ممکن است به حسب حدسی که من می زنم که بیایند بیخ گوش اشخاصی که در فیضیه و در جاهای دیگر، در مراکز علمی هستند، بیخ گوش اینها چیزهائی بخوانند که نتیجه اش این باشد که شما با این دسته کنار بروید، و بیایند بیخ گوش

صحیفه نور جلد 12 صفحه 110

دانشگاهی ها مطالبی بگویند که شما را از آنها جدا کنند. اینها صدمه دیده اند از اتحاد این ملت، اینها از اسلام الان ترسیدند به طوری که دیدند خارجاً چه جور واقع شد. اینها می بینند این تظاهرات شما را، اینها می بینند این اجتماعات شما را و این فریاد اسلامی شما و ناراحت می شوند.
چند روز پیش از این در یک نوشته ای دیدم که می گوید که چرا از ملی می ترسید شماها؟ چرا نمی گوئید مجلس شورای ملی؟ من به آن آقا می گویم شما چرا از اسلامی می ترسید؟! ما این ملی که مجلس شورای ملی باشد، حالا بیش از پنجاه سال هم از آن می گذرد و ما یک اثر صحیحی از این ندیدیم. هر وقت یک آدم صحیح پیدا می شد، یک پنجاه نفر هم از نوکرهای استعمار پیدا می شدند و او را می کوبیدند. من می گویم به اینها که ما تابع این ملت هستیم، این جمعیت. ما که خودمان برای خودمان یک کاره نیستیم، ما می خواهیم ببینیم خواست این سی و پنج میلیون جمعیت چی است. ما دیدیم که خواست این سی و پنج میلیون جمعیت این بود که ما اسلام را می خواهیم، در تمام صحبت ها از اول تا آخر این نبود که ما ملی گرا هستیم، ملی گرایی بر خلاف اسلام است. اسلام آمده است که همه را یک نحو به آن نظر بکند، همه جوامع را. ملی گرایی این است که الان در آمریکا بین سیاه و سفید دارد واقع می شود و این کارتری که دعوی این را می کند که من طرفدار بشر هستم این سیاهان را اینطور می کشد و این طور آزار می دهد. ملی گرایی اینست که بعضی از این دولت های عربی می گویند عربیت و نه غیر. ملی گرایی این پان ایرانیسم است، این پان عربیسم است. این بر خلاف دستور خداست و بر خلاف قرآن مجید است ما که می گوئیم جمهوری اسلامی، مجلس شورای اسلامی، برای اینکه از آن امامزاده ما معجزه ای ندیدیم! پنجاه سال است، بیشتر، ما را عقب، عقب راندند، پنجاه سال بیشتر که اینها کارشکنی کردند. در طول مدتی که مجلس شورای ملی آنها بود حتی یک دفعه نشد که مردم، مردم سراسر کشور آزاد رای بدهند. آن وقتی که رضا خان نبود و محمدرضا خان نبود و زمان قاجار، من یادم هست، آن وقت خان ها بودند، شاهزاده ها بودند، خان ها دسته دسته این مردم را به زور می آوردند و به صندوق ها رای برای خودشان می گرفتند، مردم هیچکاره بودند، نمی دانستند که چیست، یک ورقه ای را به آنها می دادند، اینها هم می آوردند در صندوق می انداختند. زمانی که رضاخان سلطه پیدا کرد و محمدرضا سلطه پیدا کرد که همه می دانید که یعنی زمان محمدرضا را اکثرا دیدید که به مردم ارتباطی نداشت. خود محمدرضا گفت، در یک گفتگوئی گفته است به اینکه لیست این وکلا را از سفارتخانه ها می فرستند پیش ما می فرستادند می خواهد بگوید حال اینجور نیست، می فرستادند پیش ما و ما همان ها را ملزم بودیم که تعیین کنیم. این یک اقراری است از یک کسی که به غصب سلطنت برای این مملکت می کرد و مطلع بود بر مسائل. و این ما را شناساند که به ما می فهماند که افرادی که آن وقت در این مجالس بود چه اشخاصی بودند. افرادی بودند که با لیست سفارت آمریکا یا با لیست سفارت شوروی تحمیل می شدند، این حرفی است که محمدرضا گفت که لیست ها را می فرستادند. این را برای این تعریف کرد که می خواست بگوید من دیگر اینطور نیستم. حتی پدرش را تضعیف کرد که خودش رو بیاید و مردم به خودش توجه پیدا کنند. این اقراری بود که ایشان کرد که

صحیفه نور جلد 12 صفحه 111

لیست را می فرستادند و ما مجبور بودیم که همان لیست را، افراد را تعیین کنیم. این نمایانگر این است که اینهایی که در مجلس شورای ملی بودند نه شورای اسلامی، اینها چه اشخاصی بودند، اینها نوکرهائی بودند که نوکرهای خارجی بودند و با زور این نوکر بزرگ اینها می رفتند در مجلس. در طول تاریخ مشروطیت نمی توانید پیدا کنید که همه ایران خودشان رای داده اند، حتی در آن دوره های اول، بله، تهران در آن دوره های اول خودشان رای می دادند لکن در تهران خان ها نمی توانستند کاری بکنند اما در شهرهای دیگر و در دهات و در اینطور چیزها این خان خانی بود و همان اشراف و همان خان ها مردم را می بردند به آن کسی که نظرشان بود رای می دادند. شما امروز... یا یک انحرافی حاصل شده، آن هم آن مقداری است که دیده اند چیز ناچیزی بوده، اینطور آزاد مردم بروند و آنطور زن و مرد، بچه و بزرگ، آنهائی که می توانستند رای بدهند، آزاد بروند آنجا رای خودشان را بریزند. خوب، شما تهران را دیدید، قم را دیدید، بعضی جاها را هم دیده اید و از بعضی جاها هم شنیده اید، اینها نمی خواهند که یک همچو مجلسی که مال ملت است و مال اسلام است و افرادش به حسب غالب، اسلامی هستند الا آنجاهایی که قالب زده اند، نمی توانند ببینند این را. اینها نمی توانند ببینند که دانشگاهی و روحانی زیر یک سقفی جمع شدند با هم مخلوطند. اینها، من تنبه به شما می دهم که اینها مشغولند که شما را از هم جدا کنند. شما الان یک نهال کوچکی هستید که تازه، این ارتباطتان تازه رس است، باز شروع شده است الان، نرسیده است به جایی و شما همه در هدف آنها واقع هستید که نگذارند، نگذارند در دانشگاه یک کار مثبتی انجام بگیرد، اگر شد با تفنگ و با سنگرگیری و اگر این نشد، با شیطنت. آن چه دستی است که در دیوارهای دانشگاه آن شعارها را می نویسند؟ او چه می خواهد بکند؟ آنی که جمع می کند جمعیت را، یک بر خلاف اسلام چیزی می گوید، چه نظری اینها دارند؟ اینها واقعا اشخاصی هستند که می بینند دانشگاه و روحانیون مضر به ملت هستند و چون اینها ضرر برای ملت دارند، می خواهند ما را از بین ببرند.؟ خوب، همین طایفه ای هستند که روبروی این ملت تفنگ می کشند و اسلحه دارند و الان هم اسلحه هایشان در محل هایی هست برای وقتی که فرصت پیدا کنند. همین هایی هستند که می خواهند کردستان به همان انقلاب و اینطور چیزها باشد و بحمدالله آنجا تصفیه شد و تصفیه می شود. همین هایی هستند که تفنگ هایی که دارند و چیزهای که دارند، مارک هایی که دارد معلوم است از اسرائیل هست، از شوروی هم هست، از طرفین قضیه. اینها اسلام را می بینند که مقابلشان می ایستد، آن بزرگترها، اینها که بچه اند، آن بزرگترهایی که اینها را هدایت می کنند و اینها را وادار می کنند به امور، اینها دیدند که اسلام اگر چنانچه باشد، روحانی و دانشگاهی اگر با هم باشند، این دو مغز متفکر با هم جوش بخورند قهرا سایر مردم هم با اینها جوش می خورند، نمی توانند دوباره برگردند به اینجا و کارهایی را که می خواهند بدهند، انجام بدهند. اینها می دانند حالا که هیچ کودتایی در ایران نمی تواند درست باشد، کسی هم فکرش نمی تواند باشد، از خارج هم هیچ کسی نمی تواند در اینجا بیاید و دوام هم بیاورد. اینها از افغانستان هم یک درسی گرفته اند که همه سلاح های مدرن را آوردند و همه هلیکوپترها و طیاره ها و حتی نظامی های تدریب شده

صحیفه نور جلد 12 صفحه 112

را آوردند افغانستان، لکن نتوانستند ملت افغانستان را خاضع کنند و هر روز رو به شکستند. افغانستانی که دولتش با آنها موافق است و آن اشخاصی که تبع دولتش هستند با آنها موافق هستند، ایرانی که دولت و ملت دیگر نیست و همه باهمند، همه دستشان توی دست هم است، اینها نمی توانند در اینجا بیایند و یک مثلاً کاری انجام بدهند. علاوه خدای تبارک و تعالی با ماست. ما برای خدا می خواهیم این اجانب را از کشورمان بیرون کنیم و اینهائی که خلاف اسلامند عذرشان را بخواهیم یا هدایتشان کنیم. وقتی ما برای خدا می خواهیم این انجام بگیرد، خدای تبارک و تعالی با ما همراهی می کند، لکن به این شرط که ما همانطوری که اول انقلاب و در جوشش انقلاب همه مقصدها را کنار گذاشته بودیم و یک مقصد داشتیم و آن جمهوری اسلامی و اسلام، و هیچ یک از ما دنبال این نبودیم که شب شاممان چیست یا در اداره منصبمان چیست، همانطور پیش برویم. شما خیال نکنید که ما، دیگر حالا گذشت و تمام شد و حالا برویم سراغ زندگیمان، نخیر. اگر بخواهید یک زندگی با شرافت داشته باشید، با عزت داشته باشید، باید از این چیزهایی که القا می کنند به شماها، یعنی به ملت، القا می کنند به اینها که جمهوری اسلامی هم آمد و کاری انجام نداد، این برای این است که دلسرد کند شما را از جمهوری اسلامی، نقشه است که شما کنار بروید جمهوری اسلامی را بکوبند و تمام کنند. در صورتی که در این یک سالی که جمهوری اسلامی بوده است با همه کارشکنی هایی که از همه جا شده است، به قدر طول سلطنت این دو مرد خائن خدمت شده است به این مردم. دهاتی که هیچ نداشتند در طول سلطنت غاصب این دو خیانتکار، همه را از همه چیز محروم کرده بودند، الان در بسیاری از جاها خدمت مشغول شده است و مردم، خود ملت و دستگاه های دولتی و ملی با هم دست به هم گذاشته اند و آباد کرده اند آنجاها را. ملت ما نباید گوشش به حرف این اشخاصی باشد که بر خلاف اسلام شعار می نویسند، نباید حرف های آنها را گوش کند که کاری انجام نگرفته. اگر هیچ کاری انجام نگرفته بود الا اینکه من و شما حالا آزاد می توانیم اینجا بنشینیم صحبت کنیم، از آزادی بهتر یک چیزی ما داریم در دنیا؟ اگر هیچ کاری انجام نگرفته بود الا اینکه دست اجانب از مملکت ما قطع شد، ولو حالا ریشه هایش یک قدری هست اگر هیچ نشده بود، اینها را نباید ما چیز حساب کنیم؟ ما نباید رفتن محمدرضا را که با آنهمه قدرت بود یک چیزی حساب کنیم؟ جمهوری اسلامی آمد و هیچ کاری نکرد؟ پس این چیست؟ حالا باز محمدرضا توی مملکت ماست و سلطنت می کند و ساواک هم مشغول به نانجیبی های خودش است؟ اینها جوان ها را می خواهند گول بزنند و جوان ما الحمدالله بیدار شده اند و گول نمی خورند به این زودی. اینهایی که شما را می خواهند سرد کنند و اینکه کاری انجام نشده است، و چیزی نشده است، شما می خواهید چه کاری انجام بشود؟ در ظرف یک سال و چند ماه تمام نهادهائی که برای یک کشور اسلامی است تمام تحقق پیدا کرد. در هیچ جای دنیا همچو چیزی نبوده، جاهای دیگر بیست سال، سی سال، پنجاه سال وقتی انقلاب کردند باز نتوانستند قانون اساسی داشته باشند. عراق الان هم قانون اساسی ندارد، الان هم چند نفر دور هم نشسته اند با زور به مردم حکومت می کنند. اما ایران از باب از خود مردم بود این جوشش، از متن جامعه بود این انقلاب، و

صحیفه نور جلد 12 صفحه 113

همه هم اسلامی بودند، همه آن چیزهایی که باید برای یک مملکتی اساس مملکت باشد انجام گرفته. ما دیگر چیزی، معطلی در این باب نداریم، بعد باید سازندگی ها بشود که انشاءالله مشغولند و خواهد شد. شما را بازی ندهند این قلم های مسموم، این مجله ها و بعضی روزنامه هایی که در خدمت دیگران هستند و مع الاسف به آنها اجازه نشر می دهند هر روز، اینها شما را اغفال نکنند. آن چیزهایی که بیخ گوش شما در دانشگاه می خوانند، یا در مدرسه مثلاً فیضیه می خوانند به گوشتان نرود. این اجتماعی که شما با هم کردید الان هدف واقع شدید از برای آنهائی که با اسلام مخالفند و با دانشگاه مخالفند و با فیضیه مخالفند. الان شما هدف آنها هستید. ادامه دادن کار بالاتر از ایجادش است، ایجاد را می شود، سه روز رفتید در قم و بحمدالله با هم صحبت کردید و تفاهم کردید و الحمدلله با هم نزدیک شدید، لکن ادامه این مهم است. باید شما قرار بدهید هر چند روز، هر چند وقت یک دفعه با هم اجتماع کنید و با هم یکصدا باشید.
 

اگر دانشگاه از اول در خدمت مردم بود حالا ما محتاج نبودیم

و من امیدوارم که این ائتلاف شما با هم یک امر بسیار مبارکی باشد و با این ائتلاف بتوانید دانشگاه ها را، مراکز علمی را به صورت اسلامی در آورید که اشخاصی که از، ما هر بنگاهی را که، هر کارخانه ای را، از آن چیزی ک بیرون می دهد می فهمیم چیست. آن کارخانه ای که شکر بیرون می دهد می بینیم شکرش چطور است بعد می فهمیم کارخانه اش چطور است. آن که فرض کنید که فاستونی بیرون می دهد ما می فهمیم چطور است. ما از این محصول کارخانه دانشگاهمان باید بفهمیم چی بوده، این محصولش چه بوده. این آقایانی که می گویند که ما خودمان در این یک سال دانشگاه را چه کردیم، در این یک سال ما ببینیم این آقایان چه کرده اند؟ محصولش چه بوده؟ در این پنجاه سال محصولش چه بوده؟ در این پنجاه سال مثلاً یک میلیون دانشگاهی ملت برای ملت خدمت بکند نه برای دیگران، درست شده است؟ دانشگاه بیرون داده است افرادی که نظرشان این باشد که برای ملتشان کار بکنند و به دیگران مربوط نباشند؟ این کمونیست ها از کجا آمده اند؟ این مارکسیست ها از کجا آمده اند؟ از توی دانشگاه ها. ما معلم ها را از اینها می فهمیم، که دانشگاه داخلش چه بوده برای اینکه محصولش این است. یک عده ای البته متعهد هستند، در هر جا هستند اما دانشگاهی که چند میلیون جمعیت در آن باید باشد و در عرض این پنجاه سال باید بیشتر از صد میلیون جمعیت از آن بیرون آمده باشد و آمده و رفته باشد، اگر بنا بود که این دانشگاه یک محصول دلخواهی داده بود بیرون، حالا گلستان بود مملکت ما، محتاج به جنگ نبودیم، محتاج به نهضت نبودیم، محتاج به انقلاب نبودیم. محصول آنجا یک محصول نامطلوبی بود که در هر پستی وارد شدند برای اجانب کار کردند. اینهایی که در این پستها وارد شدند، برای کی کار کردند؟ برای ملت کار کردند؟ اینها محصول همین دانشگاه بودند و از دانشگاه آمدند در وزارتخانه ها در راس امور وارد شدند و همه اش برای اجانب کار کردند. اگر اینها برای ایران کار کرده بودند، اگر دانشگاه در خدمت ایران بود حالا ما دیگر محتاج بودیم که

صحیفه نور جلد 12 صفحه 114

جنگ و نزاع کنیم؟ دانشگاه دیگر مرکز این سنگربندی ها می شد؟ ادارات ما به این صورت در می آمد که نکنند کار را، کم کاری بکنند؟ دانشگاه نتوانسته آن خدمت خودش را بکند به این ملت، دانشگاه در خدمت دیگران بوده است، جوان های ما را دانشگاه ها اینطور کردند. الان هم دنبال این هستند که نگذارند این دانشگاه یک دانشگاه در خدمت خود مردم باشد. ما که می گوئیم دانشگاه اسلامی، ما می خواهیم که یک دانشگاهی داشته باشیم که روی احتیاجاتی که این ملت داشته باشد، کرسی داشته باشد و برای ملت باشد. تربیت نبوده است در این دانشگاه، تربیت بر ضد بوده است.
آموزش و پرورش لفظی بوده است که وزارت آموزش و پرورش! نه آموزش، آموزش بوده است، نه پرورش، پرورش. آموزش این بوده است که جوان های ما را گرایش غربی و شرقی می دادند و پرورش هم این بوده است که لاابالی بار می آورده اند و همین چیزهایی که می بینید. حفظ کنید این وحدت خودتان را. اینها الان هجوم می آورند که از دستشان بگیرند این را. بخواهید کشورتان کشور مستقل و خودتان اشخاص آزاد باشید، این را تعقیب کنید و شما دو قشر با هم ارتباط دائم داشته باشید و برنامه ها را خود دانشگاهی ها و خود علمای حوزه برنامه ها را تنظیم کنند که یک آموزش موافق با احتیاج مملکت، نه این چیزهایی را بخوانند که اصلا به درد ما نمی خورد، خیلی از چیزهاست که اصلا به مملکت مربوط نیست و یک پرورش صحیح، که از دانشگاه وقتی بیرون می آیند مستقل در فکر باشند، مستقل در عمل باشند، تحت تاثیر گرایش های شرقی و غربی نباشند، خدمتگذار به کشور خودشان باشند نه خدمت به دیگران بکنند. این معنی انقلاب دانشگاه است. ما انقلاب دانشگاه را از محصولش باید بفهمیم، اگر انشاءالله بعد از چند سال دیگر محصول، محصولی شد انسانی، محصولی شد اسلامی، محصولی شد که برای کشور خودشان زحمت می کشند و کار می کنند، می فهمیم تحول پیدا شده و اگر چنانچه همان باشد و از آن کمونیست بیرون بریزد و مسلمان ها را از آن طرف بریزند، کمونیست از آنجا در بیاورند، اگر اینطور باشد ما تا ابد لنگ هستیم و منتظر بدترش باید باشیم. لکن ما امیدواریم که خدای تبارک و تعالی با ما همراهی و کمک کند و به زحمت های شما علما و شما دانشمندان، انشاءالله ما به واسطه زحمات شما مملکتمان اصلاح بشود.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:17 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع گروهی از مسؤولان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

تاریخ: 1359/03/08

 

میزان حاکمیت الله در نفوس، محکی برای سنجش ایمان

بسم الله الر حمن الرحیم
از آقایان متشکرم که در اینجا مجتمع شدند و با من مواجه شدند تا چند کلمه ای عرض کنیم. خدای تبارک و تعالی یک میزانی در قرآن کریم قرار داده است که با آن میزان ما باید خودمان را و دیگران را بشناسیم. می فرماید که: (الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور و الذین کفروا اولیاء هم الطاغوت یخرجونم من النور الی الظلمات) . میزان در مؤمن و غیر مومن، مؤمن واقعی و غیر مؤمن این است که کتاب خدا می فرماید که اگر چنانچه مؤمن است، خدای تبارک و تعالی ولی اوست و مومنین را خدای تبارک و تعالی از همه ظلمت ها، از همه تاریکی ها، از همه چیزهائی که انسان ها را محجوب می کند از حق تعالی، از همه اینها اخراج می کند و در نور وارد می کند. این انسانی که در اینجا غرق حجاب هاست، غرق ظلمات است، اگر چنانچه ایمان واقعی بیاورد، از همه انواع ظلمات، خداوند او را خارج می کند و به نور وارد می کند. یک قلب ظلمانی که در این عالم تمام چیزهایش حجاب است برای او، این حجاب ها را خدای تبارک و تعالی یکی پس از دیگری بر می دارد و نور را به جای آنها می گذارد که نور مطلق همان جمال خودش هست. ما اگر بخواهیم خودمان را بسنجیم و کسانی که مدعی هستند بسنجیم، باید ببینیم که این میزان، این دو تا میزانی که خدای تبارک و تعالی برای معرفی مومن ها و غیر مومن ها فرموده است، در خودمان هست یا نیست. به مجرد اینکه من یا شما ادعا کنیم که ما مؤمن بالله هستیم، تا آن محکی که خدای تبارک و تعالی قرار داده است در ما نباشد یک ادعای پوچی است. ببینیم که ما از اولیای خدا هستیم و خدا ولی ماست، یا از اولیای طاغوت هستیم و طاغوت ولی ماست. اگر چنانچه از این گرفتاری های عالم طبیعت، از این ظلمت های عالم طبیعت شما شما دیدید که خارج شدید، علاقه هایی که انسان به این عالم طبیعت دارد، این علاقه ها برداشته شده است یا کم شده، اگر شما خودتان را یافتید که هر کاری می خواهید بکنید برای خدا می خواهید بکنید، حکومت الله در شما و در قوای شما سلطه دارد، شما همه چیزتان، تمام اعضا و قوایتان فرمانبردار حکم خداست. چشم شما احتراز کند از آن چیزهائی که موجب ظلمت قلب می شود، الله ولی است. محک بزرگی است که هرکس خودش را می تواند بشناسد، می تواند بفهمد که این ایمانی که ادعا می کند، همان ادعاست یا خیر نور ایمان در قلب او وارد شده است و ظلمت ها همه بر کنار شده

صحیفه نور جلد 12 صفحه 125

است. ما، هر کس، در هر جا که هستیم و شما در هر محلی که هستید، چه در بازار باشید و چه در مدرسه و چه سپاه پاسداران باشید و چه قوای انتظامیه دیگر و چه رئیس جمهور باشید یا وزیر باشید یا وکیل باشید یا سایر قشرهای دیگر، این حکم عمومی، این میزان عمومی، این محکی که برای عموم است در این معنا، این محک را باید ما خودمان پیش خودمان وقتی که آن در شب خلوت هست و شما فارغ هستید، فکر کنید که آیا قلب شما یک قلب نورانی متوجه به نور است یا یک قلب ظلمانی متوجه به آمال شیطانی یا الله است یا طاغوت، این از این دو حال خارج نیست، یا حکومت در ما، حاکم در ما الله است یا حاکم در ما طاغوت است. اگر چنانچه ما توجه مان به این دنیا و به این مسائلی که بر ما عرضه می شود در دنیا، توجه مان به عالم طبیعت است، هر چه می خواهیم برای خودمان می خواهیم، هر کاری می کنیم خدا در کار نیست، ما از طاغوتیم و اولیاء ما هم طاغوت است و اگر چنانچه خودمان را تهذیب کنیم، خودمان را تربیت کنیم و از این غلاف هائی که هست خارج کنیم و به مبداء نور برسیم و قلب ما متوجه به حق تعالی باشد، به نور مطلق باشد، خدمتگذار حق باشیم هر چه نعمت خدا به ما داده است در خدمت او صرف کنیم، این علامت این است که ما از ظلمت ها یا از بعضی ظلمت ها خارج شدیم و به نور و بعض مراتب نور وارد شدیم. شما آقایان که در راس سپاه پاسداران هستید، خودتان را، توجه کنید به خودتان، توجه کنید ببینید که در این خدمت، اخلاص دارید برای خدا، برای خدا خدمت می کنید، برای احکام خدا خدمت می کنید، برای جمهوری اسلام خدمت می کنید یا اینکه نه، مقصدتان چیزهای دیگری است و این بهانه است. این محک را در خودتان آزمایش کنید، اگر دیدید اغراض خیلی دنبال هم اغراض است که پیش می آید، غرض های نفسانی است، این (من باید چه باشم، او باید چه باشد) غرض های حیوانی است، اگر دیدید اینطور است، باید خودتان را از این ورطه ای که مهلک است نجات بدهید. مبادا یک وقت تمام عمر انسان در خدمت طاغوت بوده و خودش نمی فهمیده. این از اموری است که اینقدر دقیق است که خود انسان هم خودش را نمی تواند بفهمد. گاهی انسان از اول عمرش تا آخر عمرش دارد رو به جهنم می رود و نمی فهمد. از اول عمر تا آخر عمر دارد روی اغراض نفسانیه عمل می کند، پاسداری هم اگر می کند، روی اغراض نفسانیه است و به خدا ارتباط ندارد، در ارتش هم که هست، خدمت نظامی هم که می کند روی اغراض نفسانیه است و ارتباط به خدا ندارد، طلبه هم هست و درس هم که می خواند روی اغراض نفسانیه است به خدا ارتباط ندارد، ملا هم هست و فتوا می دهد روی اغراض نفسانیه است به خدا ارتباط ندارد. این معیاری که خدا تعیین فرموده است اینهاست که (والذین کفروا و اولیاءهم الطاغوت) میزان ایمان و غیر ایمان، ممکن است که ما بالفظ و با شهادت به آن چیزهائی که میزان است در اسلام، شهادت بدهیم، شهادتمان هم جدی باشد لکن باز در آن محکی که خدا قرار داده است ببینیم که ما در آن، در آن جمعیتی که دو دسته کرده خدا، (الذین امنوا و الذین کفرواً) بخواهیم بفهمیم که ما از سنخ کفار هستیم ولو در مسلمین، مسلمین و احکام اسلام به ما....، ما مسلمانیم، مسلمان هم این است که شهادتین را بگوید و آدابش هم بجا بیاورد لکن ایمان یک مسأله فوق این است، یک مطلبی بالاتر از این است. ما باید خودمان را امتحان کنیم به همین میزانی که

صحیفه نور جلد 12 صفحه 126

خدا قرار داده، بفهمیم ولی ما خداست یا ولی ما طاغوت است، ما داریم خدمت به شیطان می کنیم یا خدمت به خدا می کنیم. ما که داریم درس خوانیم، برای خدا درس می خوانیم یا برای هواهای نفسانیه که همان شیطان است. ما که داریم فتوا می دهیم، برای خدا فتوا می دهیم یا برای هواهای نفسانی که همان شیطان است. ما که در ادارات کار می کنیم، برای خدا کار می کنیم یا برای هواهای نفسانیه که همان طاغوت است و شیطان است. این محکی است که خدا قرار داده. برادرها! اینجا یک منزلی است که شما هستید، از این منزل باید بروید، این خرقه را باید تهی کنید، زود و دیر دارد اما اینطور نیست که نباشد، هست، ممکن است یکی صدسال هم زنده باشد لکن خواهد رفت. آیا وقتی می رود در نور وارد می شود، یا در ظلمت؟ میزان همین جاست. شما که پاسدارهای اسلام هستید و رفقایتان پاسدار اسلام هستند، ببینید که اغراض هست که شما را وادار کرده به اینها و هر روز یک بهانه ای می گیرند و یک کار مثلاً خدای نخواسته می کنید یا نه شما یک راه مستقیم را، یک صراط مستقیم را دارید می روید، انحراف از این طرف و آن طرف نیست؟ صراط مستقیم آن صراطی است که یک طرفش اینجاست و یک طرفش خداست، مستقیم که راه صاف است، هر انحرافی از هر طرف، انحرافی است که انسان را از راهش باز می دارد و می کشدش به طرف ظلمت ها.
 

ولایت خدا و روحیه الهی زاییده از نهضت را حفظ کنید

شما کوشش کنید که اغراضتان را کم کنید حتی الامکان تا انشاءالله موفق بشوید که اغراض در شما بمیرد، شما خدمت برای اسلام می خواهید بکنید، از اول هم همین طور، وقتی که این نهضت و این انقلاب اسلامی بپا شد همه گروه هائی که در ایران بودند (الا آن منحرف هائی که همیشه منحرفند) اینها همین طور به طور خودکار، هیچ کس نیامد به شما بیخ گوشتان بگوید بیا برویم چه، خودتان اصل فهمیدید که باید این راه را رفت، این راه، راه خداست، شما یک مرتبه اش را طی کردید و او اینکه موانع را که برای پیشرفت اسلام بود و برای پیشرفت احکام اسلام بود، از بین برداشتید، البته بعضی موانع هست اما مهمش را از پیش برداشتید و همه تان با هم، همه اهالی این مملکت با هم یکصدا شدند و در آن حالی که همه با هم یکصدا مشغول به فداکاری بودند، هیچ طاغوت در کار نبود، الله بود، یک تحول عجیب معجزه آسایی در شما و در سایر قشرهای ملت پیدا شده بود که اصلا فکر اینکه ما یک مقامی داشته باشیم یا این کار را می کنیم برای مقامی، این کار نبوده است. آن کسی که با مشت گره کرده جلوی تانک می رود و زیر تانک می رود این برای مقام دیگر نیست، این برای خداست. آن کسی که بدون اسلحه حمله می کند به اسلحه دارهائی که آنها بدون ملاحظه می زنند، این دیگر برای این نیست که برسد به یک نوای دنیائی، دارد جانش را می دهد، کسی که از دنیا می خواهد بگذرد، دیگر نمی شود برای دنیا باشد. در آن تحول همه تان، تقریباً همه آنهائی که در میدان وارد بودند زن ها، مردها، بچه ها، بزرگ ها، زن ها با بچه های کوچکی که در آغوش شان بود، در آن حال هیچ ابداً شبهه شیطانی نبود، هیچ آمال شیطانی توی آن نبود، آن حالتان را یاد بیاورید. آن حالی که بالای پشت بام ها می رفتید و الله اکبر

صحیفه نور جلد 12 صفحه 127

می گفتید و شیاطین در اطراف بودند که شما را نشانه بگیرند. در خیابان ها می ریختند و مقابله می کردید با آنهائی که از خدا نمی ترسیدند و شما را زیر تانک می خواستند بگیرند. آن حالتان را یاد بیاورید. آن حال - حال - حالی است که ولی شما خدا بود یعنی همه چیزتان الهی بود، همه حرکت، حرکت الهی بود، شماها یدالله بودید در آنوقت و این جماعت، این جماعت هائی که با هم یکصدا فعالیت کردند اینها یدالله بودند (یدالله مع الجماعه) آن حال را یادتان باشد، همان حال را حفظش کنید، نگوئید حالا تمام شد قضیه و حالا بیائیم سر تقسیم، تقسیمی توی کار نیست، تقسیمی که نیست، تقسیم مال آنهائی است که برای آمال دنیایی کار کردند، شما رفتید جانتان را در طبق اخلاص گذاشتید و هدیه کردید، برای شکم رفتید این کارها را کردید که حالا می خواهید تقسیم کنید؟! تقسیمی توی کار نیست، از خدا بخواهید، از خدا اجر بخواهید. آن چیزهائی که در دنیاست اجر این نیست که شما جانتان را فدا کردید و در طبق اخلاص گذاشتید حالا عوض اینکه جانتان را فدا کردید یک خانه می خواهید، یک دکان خواهید، یک پست می خواهید، اصلاً می شود این عوض او باشد؟! کسی که همه چیزش را، خودش را، جوانش را، همه چیزش را فدا کرده است این حالا بیاید بگوید که یک خانه ای بدهید عوض این، این عوض دارد اصلش؟! این فداکاری جز خدا کسی نمی تواند عوض بدهد، اگر همه این دنیا را به شما بدهند، عوض او نیست. آن حال را حفظ کنید، برگردید به آن حال، دوباره شما تحت رهبری شیطان نباشید، ولی شما طاغوت نباشد. آن حال اگر حفظ بشود، الان هم شما، همان ولایت خدا در شما حکومت می کند و هیچ چیز هم عوض این نمی شود. شمائی که می روید در کردستان و فداکاری می کنید، این فداکاری در دنیا عوض ندارد که شما عوض بگیرید. اگر توی ذهن تان آمد برویم یک عوضی بگیریم، معلوم می شود برای خدا نبوده، برای دنیا بوده اگر قضیه تقسیم اموال است این معلوم شد مال دنیا بوده که حالا می خواهند تقسیم اموال بکنند. در جنگ حنین که مسلمین پیش بردند و غنائمی به دست آوردند، پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) تمام این غنائم را داد به همین اهالی مکه و ابوسفیان و امثال اینها، همه غنائم را به آن کسانی که مخالفش بودند داد بعضی ها گله کردند که آخر مثلاً چه، ما هم بودیم فرمود که شما حاضر نیستید که آنها شترها را ببرند و شما پیغمبر همراهتان باشد آنها شتر بردند، قسمت شما پیغمبر است. حیف است انسان فداکاری بکند آنوقت شتر بخواهد. شمائی که الان بعضی تان در، شاید خودتان هم بودید در کردستان و آن وقایع کردستان و آن فداکاری ها، حالا که برگردید شتر می خواهید؟! برای خودتان یک چیزی می خواهید؟! چیزی می تواند مقابل این فداکاری باشد؟! بگذرید از این علائق، اینها، این علائق همه اش ظلمت است، همان ظلماتی است که خدا می فرماید و (الذین کفروا اولیاء هم الطاغوت یخرجونهم من النور الی الظلمات) . فطرت همه بر نورانیت است. فطرت شما فطرت نورانی است، فطرت توحید است، به دست خود ما این فطرت به جهالت ها، به ظلمات کشیده می شود و ما باید خودمان را مواظبت کنیم، باید مجاهده بکنیم خودمان را، باید حساب خودمان را بکشیم قبل از اینکه آنجا حساب از ما بکشند. خودتان حسابتان را بکشید قبل از اینکه حسابگرها حساب شما را بکشند. همه لحظات چشم های شما، همه خاطرات ذهن

صحیفه نور جلد 12 صفحه 128

شما، تمام تفکرات باطن شما در حضور خداست و در نامه ها هم در پرونده ها ثبت است. هر لحظه ای که در لحظات چشم شما بر خلاف آن چیزی که دستور است واقع بود، در حضور خداست و ثبت است و در روایات هم هست که اینها هفته ای دو مرتبه اعمال عرضه می شود بر ولی امر، بر امام زمان سلام الله علیه. توجه داشته باشید که در کارهایتان جوری نباشد که وقتی عرضه شد بر امام زمان سلام الله علیه خدای نخواسته آزرده بشود و پیش ملائکه الله یک قدری سرافکنده بشود که اینها شیعه های من هستند، اینها دوستان من هستند و بر خلاف مقاصد خدا عمل کردند. رئیس یک قوم اگر قومش خلاف بکند، آن رئیس منفعل می شود. ای پاسدارهای عزیز و ای سربازهای اسلام! در هر جا هستید از خودتان هم پاسداری کنید تا به پیروزی بر نفس خودتان و پیروزی بر همه شیاطین نائل شوید. من امیدوارم که شماهائی که در این نهضت با آن جوش و با آن خروش و با آن فداکاری شرکت کردید، در این بین راه، یک کسی نباشید که نارفاقتی بکنید و بین راه رها کنید. این قافله راه افتاده است و دارد طرف خدا می رود، همه با هم باشید در این راه، وقتی همه با هم شدید در این راه، خداوند با شماست، تفرقه نکنید، با هم برادرند همه (انما المومنون اخوه) برادرید. باید باز این یک محکی است که ما ببینیم که به دیگران به چشم برادری نگاه می کنیم و برادروار با هم هستیم یا نه خدای نخواسته یک خصومتی توی کار هست و یک گرفتاری هائی هست. مؤمن آن است که با مؤمن دیگر برادر باشد، این عقد برادری را خدا در اصل برای شما ایجاد کرده. برادرها! ما بین راه هستیم و دشمن در کمین. یک راهی است که شخصی ما داریم می رویم که این صراط الهی است دشمن ابلیس است و می خواهد نگذارد شما این راه را طی کنید، مراقبت از خودتان بکنید که این راه را با سلامت طی کنید و در آنجا که می روید با سلامت وارد بشوید. یک راهی هم، راهی است که اجتماعی باید برویم و بروید و او پیشبرد اهداف اسلامی است که بحمدالله تا اینجا که آمدید، خوب آمدید و از اینجا به بعد هم با سلامت و خوبی پیش بروید. اگر چنانچه همان حالی که در زمان انقلاب و آنوقتی که همه تان در خیابان ها و در میدان ها وارد می شدید آن حال را به نظر بیاورید، حالا هم همان حال را در خودتان احیاء کنید، ایجاد کنید آن حال را اگر چنانچه در خودتان ایجاد کنید، همه با هم برادر خواهید بود و این آمالی که در همه ممکن است خدای نخواسته باشد اینها از بین می رود و به جای او صفا، برادری می نشیند.
 

جمهوری اسلامی امانتی در دست ملت

شما الان یک امانتی دست تان هست باید حفظش کنید، آن امانت جمهوری اسلامی است این را خدا داد به ما، ما نباید خیال کنیم که ماها چه کردیم. اگر ما بگوئیم ماها چه کردیم، این همان حرف های شیطان است، این را خدا به ما داده. یک جمعیت کمی که هیچ چیز نداشت، خدا به او عنایت کرد که آن قدرت های بزرگ را شکست و جمهوری اسلامی را هم با همه نهادهائی که دارد بحمدالله تعالی تحقق پیدا کرد. الان جمهوری اسلامی امانتی است دست ما، اگر ما در اینجا یک وقتی خدای

صحیفه نور جلد 12 صفحه 129

نخواسته با هم خلاف بکنیم، سپاه پاسداران بین خودشان اختلافی باشد، بین خودشان با سایر قوای انتظامیه خلافی و اختلافی باشد، آنها با شما خلاف و اختلافی بکنند، قشرهای دیگر ملت با هم سر دنیا هی خلاف کنند، اگر اینطور بشود، این امانت را ما نمی توانیم به صاحبش رد کنیم. باید امانت را به اهلش رد بکنیم، جمهوری اسلامی را به آخر برسانیم و احکام اسلام را در کشور خودمان اول و انشاء الله در همه کشورها بسط بدهیم. این امانتی است که باید حفظش بکنیم. نروید دنبال آمال و آرزوها و مسائل دیگری که پست هست و شیطانی. باید علو همت داشته باشید. همانطوری که جان را که می خواستید فدا کنید بالاترین علو همت بود، حالا هم علو همت پیدا بکنید و از اینکه یکی جلو و یکی عقب، هیچ ابدا اعتنایی به این مسائل نکنید، همه در محضر خدا با هم هستند و همه انشاء الله از جنود خدا و ولی همه انشاءالله خدای تبارک و تعالی است و شما را از همه انواع ظلمات انشاءالله خارج می کند و به نور مطلق می رساند. خداوند همه تان را تایید کند، موفق باشید.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:17 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع گروهی از اهالی جماران و سایر مناطق شمیرانات

تاریخ: 1359/02/29

 

باید با اتکا به خدا و صرف نظر از امیال شخصی بیرق اسلام را در سراسر جهان به اهتزاز در آوریم

بسم الله الر حمن الرحیم
من این چهره های نورانی مصمم را هر وقت می بینم، این چهره های نورانی مسلمانان متعهد را هر وقت مشاهده می کنم غرق سرور و مباهات می شوم. شما برادران جوان و خواهران، امید ملت هستید. نهضت را شما جوانان، خواهران و برادران با نثار خون خودتان به پیش بردید. انقلابی کردید که در دنیا بی نظیر یا کم نظیر بود، انقلاب اسلامی، انقلاب گروهی که متعهد به اسلام بودند. من هر جا باشد خدمتگزار همه هستم و آنقدر خدمتی که از من می آید و آن دعاست در حق شما جوانان، برادران، خواهران می کنم. من امیدوارم که شما جوانان، خواهران و برادران همانطور که از اول نهضت با کوشش، انقلاب بزرگ را تحقق بخشیدید از این به بعد هم با وحدت کلمه و با اتکال به خدای تبارک و تعالی این نهضت را ادامه دهید. ما در بین راه هستیم و باید راه طولانی را طی کنیم و آن راه طولانی این است که بیرق اسلام را در همه قطب های زمین به اهتزاز در آوریم. من امیدوارم که موفق شویم و با همت و اتکال به خدای تبارک و تعالی این راه طولانی را به آسانی طی کنیم و مهم این است که از آمال شخصی، گرفتاری شخصی، خواست های شخصی دست برداریم و به خواست های اسلام و به خواست های بلند پایه قرآن کریم، دنبال خواست بزرگ خدای تبارک و تعالی باشیم و اطاعت اوامر خدای تبارک و تعالی را بکنیم که ما را دعوت به اتحاد، دعوت به اجتماع فرموده است و دعوت به اخلاص و دعوت به فعالیت برای پیشبرد اسلام فرموده است. ما باید اسلام را به پیش ببریم و در همه جای دنیا انشاءالله اسلام را صادر کنیم و قدرت اسلام را به تمام ابرقدرت ها بفهمانیم و شما برادران و خواهران که در اینجا مجتمع هستید، من از همه تان تشکر می کنم و من در هر جا هستم، برای شما زحمت هستم لکن دعاگو هم هستم. من در اینجا که آمده ام در این چند روز هم زحمت به آقای امام (حجت الاسلام سید مهدی امام جمارانی) دادم که از دوستان عزیز است و هم به آقای موسوی که از دوستان عزیز است و هم به سایر اهالی این مرز من امید آن را دارم که بتوانیم انشاءالله این خدمتی را که شروع کردیم به آخر برسانیم و بتوانیم با وحدت کلمه، با اتکال به خدای تبارک و تعالی بیرق اسلام را در همه جا به اهتزاز درآوریم.

صحیفه نور جلد 12 صفحه 101

 

امر بر مقابله دادگاه ها و مردم با مفسده جوئی های سرسپردگان اجانب

و شما دوستان باید متوجه باشید که در داخل کشور ما گروه های مختلفی هستند که فساد می کنند و تشتت بین برادرها ایجاد می کنند. گروه هائی هستند وابسته به رژیم سابق، گروه هائی هستند وابسته به آمریکا یا احیاناً به شوروی و شما باید با هوشیاری و با تسلیم الهی توطئه های اینها را خنثی کنید و نگذارید این عده قلیل زحمت برای نهضت ما و انقلاب ما ایجاد کنند. الان وقت خرمن است، وقت برداشت محصول این خلق مستمند است و همین ها که ادعای این را دارند که ما فدایی خلق هستیم، همین هایی که ادعای این را دارند که ما برای مستمندان خدمت می کنیم، مشغول آتش زدن خرمن ها شده اند و در یک روزنامه ای خواندم که صد خرمن در یک ناحیه ای آتش زده اند. اینها اگر چنانچه قدرت پیدا بکنند، همه چیز را آتش می زنند. مقصد آنها و اساس تفکر آنها تفکری است که با تفکر اسلامی نمی سازد و چون می بینند که اسلام دارد شکوفا می شود و احکام اسلام دارد در ایران و انشاءالله سایر مناطق پیاده می شود، اینها به دست و پا افتاده اند، در بین مردم ایجاد تفرقه می کنند، زراعت های مردم را می سوزانند، کارخانه ها را نمی گذارند که به کار خودشان مشغول باشند. باید همه شما متوجه باشید که این اشخاصی که مفسده می کنند، انفجار ایجاد می کنند در بازار مسلمین، انفجار ایجاد می کنند در لوله های نفت که مال مستمندان است، انفجار ایجاد می کنند در جاهائی که گروه های زیادی از مسلمانان هستند، اینها در اصل مفسد فی الارض هستند و باید با تمام قدرت اینها را سرکوب کرد و دادگاه ها در هر جا باشند اینطور اشخاص را باید محکوم به مرگ کنند. اینها حیاتشان جز رحمت برای جامعه و جز تفرقه اندازی و جز خوردن مال مردم و ایران را به اغتشاش کشیدن برای اینکه باز ابرقدرت ها تسلط به ما پیدا کنند، هیچ کار دیگر ندارند. شما جوان ها همه مراقبت کنید، جوان های مملکت همه مراقبت کنند و جلوگیری کنند از این فسادهائی که اینها می کنند. مراقبت خرمن هایی را که با خون دل مردم جمع کرده اند، مراقبت باغاتی را که مردم ایجاد کردند، مراقبت همه چیز به عهده خود شماست. اتکال به دولت تنها نکنید، اتکال به قوای انتظامی تنها نکنید. آنها هم مشغول خدمت هستند، شما هم باید مشغول خدمت باشید و همه با هم دست به هم بدهیم و برای اسلام و مسلمین خدمت کنیم. خداوند همه شما را اجر عنایت کند و سلامت، و کشور شما را از اشخاصی که فاسد هستند و ریشه های فساد هستند پاک همه شما را به سعادت دنیوی و اخروی برساند.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:17 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

پیام امام خمینی به مناسبت افتتاح مجلس شورای اسلامی

تاریخ: 1359/03/07

 

پیام امام خمینی به مناسبت افتتاح مجلس شورای اسلامی

بسم الله الر حمن الرحیم
با خواست خداوند متعال و به مبارکی و میمنت در روزی بسیار بزرگ مجلس شورای اسلامی افتتاح می شود. سیزدهم رجب که روز ولادت با برکت و سعادت بزرگمرد تاریخ و معجزه دهر امیرالمومنین علی بن ابیطالب صلوات الله و سلامه علیه، مجلس مقدس شورای اسلامی که اولین مجلس جمهوری اسلامی است و اولین مجلس است که با انتخابات آزاد انجام گرفت، گشایش می یابد و من امیدوارم که این مجلس به برکت این روز مبارک، مجلس عدالت و پیرو اسلام و به نفع مسلمین و کشور اسلامی باشد. سپاس خداوند بزرگ را که در مدتی کوتاه ملت ایران موفق شد که اساس جمهوری اسلامی را با آزادی و آرامش بنیان گذارد و این از برکت اسلام و وحدت کلمه قشرهای متعهد اسلامی است. اینجانب طلیعه این مجلس مبارک را به ملت بزرگ ایران و شما نمایندگان محترم تبریک عرض می کنم و تذکراتی را که دوستان من خود نیز توجه دارند تکرار می نمایم:
1- شما دوستان محترم نماینده ملتی هستید که جز به اسلام بزرگ و عدالت الهی اسلامی فکر نمی کنند و انتخاب شما برای پیاده نمودن عدالت اسلامی که در طول سلطنت ظالمانه و غاصبانه رژیم شاهنشاهی از آن محروم بودند، رژیمی که ثروت سرشار کشور را به خود و هم پیمانان نامیمون خود اختصاص داد و برای ادامه سلطه جبارانه خود به جیب ابر قدرت ها ریخت و ملت مظلوم را در سطح بسیار وسیعی از اولین احتیاجات محروم و به خاک سیاه نشاند و کشور را در تمام زمینه های فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و نظامی وابسته به اجانب و خصوصا آمریکا کرد. ببینیم شما و دولت منتخب شما با ملت مستضعف که به حرکت انقلابش همه ما را از انزوا خارج نمود چه خواهید کرد.
2- امید آن است که رسیدگی به حال مستضعفین و مستمندان کشور که قسمت اعظم ملت مظلوم را در بر می گیرد در راس برنامه ها قرار گیرد و در نخستین مجلس شورای اسلامی طرح هائی جدی در رفاه حال این طبقه محروم داده شود و از طرف دولت منتخب شما بدون مسامحه به مورد اجرا گذاشته شود تا در پیشگاه خداوند متعال، بعضی از دیون خودتان را به این طبقه عزیز که جان خود را برای اسلام و آزادی و استقلال کشور در طبق اخلاص گذاشته و پیروزی را برای انقلاب اسلامی به ارمغان آورده اند، ادا کرده باشید.
3- شما منتخبین مجلس که از پشتیبانی جدی ملت عزیز برخوردارید، باید با کمال قدرت در

صحیفه نور جلد 12 صفحه 122

مقابل قدرت های شیطانی که در رژیم دست نشانده سابق، حاکم بر سرنوشت ما بودند بایستید و از هیچ قدرتی غیر از قدرت خداوند قادر نهراسید و جز به مصالح کشور به چیز دیگری فکر نکنید. متوجه باشید که در خارج از مجلس با صحنه سازی ها و اغفال، چه بسا چپگرایان و یا راستگرایان و یا ریشه فاسد رژیم سابق طمع کنند که با نفوذ در مجلس مقاصد شوم اجانب را تحمیل نمایند. باید همه با هوشیاری در طرح ها و مسائل روز دقت فرمائید و از کید دشمنان به خدای تعالی پناه ببرید. خداوند متعال همه ما را از لغزش ها نگه دارد.
4- بحمدالله در مجلس، دانشمندان و علمای آشنا به احکام شرع مطهر حضور دارند و فقهای نگهبان حاضرند، لیکن لازم است طرح هائی که در مجلس می گذرد مخالف با احکام مقدسه اسلام نباشد و با کمال قدرت، با پیشنهادهای مخالف با شرع مقدس که ممکن است از روی ناآگاهی و غفلت طرح شود شدیداً مخالفت نمائید و از قلم های مسموم و گفتار منحرفین هراسی نداشته باشید و سخط خالق را برای رضای مخلوق تحصیل نکنید و خداوند قاهر و قادر را حاضر و ناظر بدانید.
5 - این مجلس که اولین دوره در جمهوری اسلامی است، الگوئی است برای مجالس آینده و هر سنت حسنه و یا سیئه ای ممکن است هر مجالس دیگر اثر گذارد و برای شما اجر جزیل و یا خدای نخواسته وزر و وبال به بار آورد. لازم است در مذاکرات و برخورد آرا به طور آرام و با احترام متقابل عمل شود، نه مثل دوره های رضا خان و بعد از آن و لازم است از دسته بندی ها و جهت گیری های غیر اصولی برای کوبیدن طرف مقابل جداً احتراز شود که تنها حل مسائل در محیط آرام امکان پذیر است.
6 - ویژگی این مجلس و محیط کشور در این دوره ایجاب می کند که مجلس و دولت هماهنگ شود تا بر مشکلات کشور فائق آیند و هیچ یک از نهادهای جمهوری اسلامی خصوصاً مجلس و رئیس جمهوری و دولت برای یکدیگر و دیگران کارشکنی نکنند و خود را به طور جدی در خدمت اسلام و کشور در آورند تا خدای متعال آنها را پشتیبانی فرماید و ندای آسمانی انسان ساز ( (واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقواً) را در نظر داشته و اطاعت نمایند و از منازعه و تفرقه اجتناب نمایند و به امر آموزنده الهی گوش فرا دهند و ( (و لاتنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم) که دنباله آن تنازع، فشل و شکست و رفتن رنگ و بو و آبروست.
7 - سیاست نه شرقی و نه غربی را در تمام زمینه های داخلی و روابط خارجی حفظ کنید و کسی را که خدای نخواسته به شرق و یا به غرب گرایش دارد هدایت کنید و اگر نپذیرفت، او را منزوی نمائید و اگر در وزارتخانه ها و نهادهای دیگر کشور چنین گرایشی باشد که مخالف مسیر اسلام و ملت است اول هدایت و در صورت تخلف، استیضاح نمائید که وجود چنین عناصر توطئه گر در راس امور یا در قطب های حساس موجب تباهی کشور خواهد شد.
8 - طرح ها و پیشنهادهائی که مربوط به عمران و رفاه حال ملت خصوصاً مستضعفین است انقلابی و با سرعت تصویب کنید و از نکته سنجی ها و تغییر عبارات غیر لازم که موجب تعویق امر است اجتناب کنید و از وزارتخانه ها و ماموران اجرا بخواهید که از کاغذ بازی ها و غلط کاری های

صحیفه نور جلد 12 صفحه 123

زمان طاغوت اجتناب کنند و رفاه ملت مظلوم و عقب افتادگی های آنها را به طور ضربتی تحصیل و ترمیم کنند.
9 - در ادارات دولتی قوانین دست و پاگیری که در مجالس غیر قانونی رژیم سابق به تصویب رسیده و موجب تعویق و یا تعطیل امور شده و می شود و جامعه را به تنگ آورده است به طور انقلابی لغو کنید (گر چه خود لغو است) و به جای آنها قوانین مترقی را که رفاه ملت در آنها به بهترین وجه ملاحظه شده باشد جایگزین گردانید.
10- مجلس جمهوری اسلامی همان سان که در خدمت مسلمین است و برای رفاه آنان فعالیت می نماید، برای رفاه و آسایش اقلیت های که در اسلام احترام خاصی دارند و از قشرهای محترم کشور هستند اقدام و فعالیت می نماید و اساسا آنان با مسلمانان در صف واحد و برای کشور خدمت می کنند و در صف واحد از تمام ارزش ها و ماثر آن برخوردار باشند.
11- از حضرات فقهای نگهبان تقاضا می شود که در ماموریت مهم خود به هیچ وجه ملاحظه اشخاص و یا گروه های انحرافی را ننموده و به وظیفه بسیار خطیر خود قیام و اقدام نموده و نگهبانی از اسلام و احکام مترقی آن نمایند و خدمت خود را با قدرت تمام در پیشگاه خداوند متعال و ولی مطلق او حضرت ولی الله اعظم امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف عرضه دارند. از خداوند متعال عظمت اسلام و مسلمین و کشور عزیز را خواستارم.
والسلام علی المسلمین و علی عبادالله الصالحین
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:17 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

پیام امام خمینی در رابطه با کنفرانس رسیدگی به جنایات آمریکا

تاریخ: 1359/03/11

 

پیام امام خمینی در رابطه با کنفرانس رسیدگی به جنایات آمریکا

بسم الله الر حمن الرحیم
اکنون که نمایندگان بعضی از ملت ها و احزاب سیاسی برای رسیدگی به جرائم دولت آمریکا و وابستگان آن از آن جمله محمدرضا شاه مخلوع به ایران، این کشور غارت زده و مظلوم آمده اند با تشکر از زحمات آنان باید تذکر دهم که ملت و دولت ایران قادر نیستند که جمیع اسناد جرائم پنجاه ساله رژیم سابق و جرائم بیش از سی سال دولت آمریکا را به شما نمایندگان محترم عرضه دارند.
چطور ممکن است اسناد قتل ها و شکنجه های وحشیانه و زندان های رژیم سفاک گذشته را در طول پنجاه سال از سراسر کشور جمع آوری کنند و چگونه می توانند اسناد و اسامی شهدای مسجد گوهرشاد و قتل عام های مکرر در طول سلطنت غاصبانه محمدرضا و از 15 خرداد 42 تا زمان سقوط رژیم را خصوصاً در دو سه سال اخیر را جمع آوری کرده و عرضه نماید و چطور می توانند تمام قراردادهای تحمیلی از طرف دولتمردان آمریکا توسط شاه خائن علیه ملت مظلوم ایران را مفصلاً ارائه دهند. و چطور ممکن است قبرستان های شهدای ما را که در سراسر ایران بر اثر کشتارهای دسته جمعی بوجود آمده است ارائه دهند.
و چگونه ممکن است معلولین از 15 خرداد 42 تا سال های اخیر را که در شهرهای سراسر کشور متفرقند به شما ارائه دهند.
آنچه دولت می تواند ارائه دهد اسناد ناچیزی است که عمال دولت آمریکا نرسیده اند تا آنها را محو کنند و اسنادی است که حتی بعد از سقوط شاه در اصطلاح سفارت آمریکا موجود است. با آنکه اکثر اسناد مهم به دست کارمندان این به اصطلاح سفارتخانه پودر شده است که امکان استفاده از آنها دیگر نیست ولی آنچه به دست آمده است دخالت آمریکا را در کشور ما ثابت می کند.
مستشاران آمریکا در مقدرات کشور مظلوم ما دخالت های مستقیم داشتند. تحمیل کاپیتولاسیون بر ملت مظلوم ما به وسیله شاه مخلوع سابق از بزرگترین جنایات آمریکا بود که با مخالفت روحانیون و ملت متدین مواجه گشت و از آن پس چه ستم ها و چه جنایات که بر ملت ما وارد نشد.
شما آقایان نمایندگان بدانید سفارت آمریکا که به دروغ نام آن را سفارتخانه گذاشته اند دارای دستگاه هائی است که مخصوص جاسوسی در ایران و منطقه است و این محل برای جاسوسی و دخالت در مقدرات کشور ما تأسیس شده بود.

صحیفه نور جلد 12 صفحه 134


پیاده کردن قوای نظامی در کشوری مستقل جرمی است نابخشودنی و بار دیگر کارتر گفته است دوباره در ایران دخالت نظامی می کنیم. باید بگویم ملت ما آنچه تاکنون از اکثر دولت ها دیده است طرفداری از ظالم و محکوم کردن مظلوم می باشد. ملت ما اکنون چشم به شما نمایندگان دوخته اند که برای رسیدگی به جرائم و شاه مخلوع به ایران آمده اید و از شما امید عدل و انصاف دارد. ما امیدواریم که نتیجه این بررسی محکوم نمودن ظالم باشد.
از خداوند متعال نجات مستضعفان جهان را خواستارم.
والسلام علی من اتبع الهدی
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:17 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و سایر قوای انتظامی

تاریخ: 1359/03/10

 

شما باید همچون علی (ع) در مقابل دشمن کوبنده و در بین خودتان رحیم باشید

بسم الله الر حمن الرحیم
من این عید سعید را به همه ملت ایران و بخصوص سپاه پاسداران و سایر قوای انتظامی تبریک عرض می کنم. این روزی است که به واسطه تولد مولا علیه السلام که تولد عدالت مطلق و تولد رحمت الهی است، به همه شماها تبریک عرض می کنم. من امیدوارم که این عدالت که به چهره تابناک علی بن ابیطالب سلام الله علیه ظاهر شده است، در ملت ما و بخصوص قوای انتظامیه جلوه گیر شود. شماها که پاسدار جمهوری اسلامی هستید و پاسدار اسلام و قرآن هستید باید به همان نحو که مولا علیه السلام مظهر عدالت بود و مظهر رحمت، شما هم اقتدای به آن حضرت کنید و با عدالت با مردم و بین خودتان رفتار کنید و با عطوفت. از خاصه هائی که خدای تبارک و تعالی برای مؤمنین ذکر می فرماید، این است که (اشداء علی الکفار رحماء بینهم) بر کفار شدید هستند و کوبنده، و در بین خودشان رحیم و با رحمت رفتار کنند. ما اگر بخواهیم بفهمیم که مؤمن هستیم و تابع دستورات اسلام هستیم، باید این میزان را در خودمان ببینیم هست و برای مشرکین توفنده و کوبنده و برای مسلمین رحمان و رحیم و با رحمت. من امیدوارم که این عدالتی که به یمن وجود اسلام و اولیاء اسلام در بین بشر آمد، ما بتوانیم بعد از دو هزار و پانصد سال ظلم و رژیم ظالم و بعد از پنجاه سال خیانت و ظلم، ستم و چپاولگری بتوانیم انشاءالله تعالی در ایران اولاً و در سایر جهان بعدها پیاده کنیم.
 

این تحول روحی معجزه آسا را حفظ کنید

برادران باید متوجه باشند که هر صفت کمالی که در دنیا بخواهد باشد، هر شخصی باید از خودش شروع کند. شما اگر بخواهید انقلاب اسلامی و انقلاب فرهنگی در ایران پیاده کنید باید این انقلاب اول از باطن خودتان باشد، روح شما منقلب بشود و بحمدالله تعالی در این نهضت و در این انقلابی که واقع شد، روح ملت ما و خصوصاً جوان پاسداران، سربازان، انقلاب پیدا کرد. انقلاب معجزه آسا آنکه، آن روحی که با سالها مجاهدت نمی شد متحولش کرد به یک روح انسانی، فداکار برای انسان و اسلام، کان در یک شب واقع شد. جوانان ما را که در طول تاریخ و خصوصاً در این اواخر کشانده بودند به مراکز فساد و نقشه این بود که جوانها به مراکز فساد کشیده بشوند تا میدان

صحیفه نور جلد 12 صفحه 131

خالی بشود برای چپاولگران، در این انقلاب به طور معجزه آسا از مراکز فساد کشیده شدند به میدان مبارزه. آنهائی که فکر نمی کردند جز برای عیاشی و امثال ذلک، یکدفعه متحول شدند به یک انسان هائی که پشت کردند به آن رژیم و به آن پیوندهائی که رژیم در این عالم در ایران درست کرده بود، به آنها پشت کرده و روی به قرآن کریم و به اسلام آوردند. مبارک باد بر شما این روز و مبارک باد بر شما این تحول. لکن از حالا به بعد هم ما احتیاج داریم که این تحول روحی محفوظ بماند، احتیاج داریم همه ما به اسلام و تعالیم عالیه اسلام، به اینکه این تحول روحی که در اول حاصل شد و معجزه آسا بود، این را حفظ کنید، در فکر پیشرفت باشید، در فکر این باشید که به جلو بروید، بر نگردید به عقب. اگر انحطاط اخلاقی یا فکری حاصل بشود، این برگشت به عقب است و ارتجاع و اگر پیش بروید و با همان خلقی که در مبارزه برای شما پیدا شد و همان تحولی که در اول انقلاب برای شما پیدا شد و با همان تحول، بساط ظلم را به هم پیچیدید، انشاءالله رو به قرآن می روید و رو به اسلام و رو به خدا، صراط مستقیم، همان راه اسلام و خدا را طی کنید که صراط انسانیت است. راه همین است، راه مستقیم همین است. آن راهی که شما در سوره حمد در نماز می خوانید که (اهدنا الصراط المستقیم، صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم و لاالضالین) صراط مستقیم همین صراط اسلام است که صراط انسانیت است، که صراط کمال است که راه به خداست. سه راه هست، یک راه مستقیم و یک راه شرقی مغضوب علیهم و یک راه غربی ضالین. شما به همین راه مستقیم که راه انسانیت، راه عدالت، راه جانبازی برای اسلام و عدالت اسلامی است بروید. این راه مستقیم را اگر چنانچه بدون انحراف به این طرف و آن طرف، بدون انحراف به شرق و غرب، بدون انحراف به آن مکتب های فاسد طی کردید، این راه مستقیم، منتهی به خدا می شود. آن صراطی که تا جهنم کشیده شده است، اگر مستقیم در این عالم حرکت کنید، از آن صراط مستقیماً رد می شوید. جهنم باطن این دنیاست. اگر مستقیم از این راه رفتید و طرف چپ یا راست منحرف نشدید، از صراط در این عالم هم مستقیم عبور می کنید و به چپ یا راست متمایل نمی شوید، که اگر به چپ متمایل بشوید به جهنم است و اگر به راست متمایل شوید جهنم است. راه خدا مستقیم است. (صراط الذین انعمت علیهم) صراط، راه آنهائی که خداوند به آنها منت گذاشته است و نعمت عطا فرموده است، نعمت اسلام، بزرگترین نعمت، نعمت انسانیت، بزرگترین نعمت شما به همین راه مستقیم، در همین راهی که آمدید و برای اسلام آمدید و برای پاسداری از اسلام آمدید و همه ما و همه ملت باید پاسدار باشد و پاسدار از اسلام و قرآن کریم باشد، این راه مستقیم است. راه پاسداری از اسلام، راه مجاهده در راه اسلام، در راه خدا، این راه مستقیم است. این همان صراط مستقیمی است که شما در نماز از خدا می خواهید. انحراف پیدا نکنید که انحراف یک طرفش مغضوب علیهم است و یک طرفش والضالین است. گمراهان، آنهائی که خدای تبارک و تعالی به آنها غضب کرده و آنهائی که گناهکار هستند، هر دوی آنها راهشان به جهنم است، برادران! تا اینجا آمدید خوب آمدید و خدا به شما توفیق بدهد. از اینجا به بعد هم خوب بروید و خداوند شما را تأیید کند. شما با خودتان، با خدای خودتان قرار بدهید

صحیفه نور جلد 12 صفحه 132

که این راه را به آخر برسانید و قرار بدهید که سربازان اسلام باشید تا آخر و انشاءالله دست تمام مغضوب علیهم و الضالین را از این مملکت کوتاه کنید. خداوند همه شما را موفق و مؤید کند و من خدمتگذار همه شما و دعاگوی همه شما هستم.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:17 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع اعضای شرکت کننده در کنفرانس بین المللی بررسی مداخلات آمریکا در ایران

تاریخ: 1359/03/14

 

وحشت کارتر از بررسی مداخلات آمریکا در ایران دلیل مجرم بودن اوست

بسم الله الر حمن الرحیم
من باید تشکر کنم از آقایانی که زحمت کشیدند و به کشور خراب مظلوم ما آمدند. انشاءالله خداوند توفیق بدهد به همه که به راه حق بروند و از مظلوم ها طرفداری کنند در تمام کشورها. من یک سؤالی دارم و آن اینکه چرا آقای کارتر از آمدن این هیأت ها به ایران اینقدر وحشت دارد و چرا برای کسانی که از مملکت خودشان هستند و از شخصیت های بارز هستند، برای آمدن ایران جریمه قرار داده است و چرا از آمدن شاه به ایران اینقدر وحشت دارد و چرا از محاکمه این اشخاصی که در سفارت اینجا که به اصطلاح ما لانه جاسوسی است وحشت دارد؟ اگر ایشان دخالتی در مقدرات مملکت ما نکرده است و اگر دولت آمریکا با سرنوشت مملکت ما کار نداشته است و سفارتخانه او مثل سفارتخانه های صحیح هست، این باید پیشقدم بشود به اینکه هیأت هائی بیایند رسیدگی کنند. چرا اینقدر وحشت دارد از اینکه رسیدگی بشود؟ مگر چه کرده است؟ مگر دولت آمریکا با مملکت ما چه کرده است که ایشان وحشتناک است؟ اگر آنطوری که ایشان مدعی هستند و طرفدارهای ایشان مدعی هستند، با کمال خوبی رفتار کرده است و به قوانین بین المللی احترام گذاشته است و با ایران به طور ظلم و جور رفتار نکرده است، باید ما که ادعا می کنیم، او بفرستد یک عده ای خودش، تجهیز کند یک جمعیت هائی از همه اطراف دنیا که بیایند اینجا و ببینند که او چقدر رفتار خوب کرده است، چقدر با مردم ایران به انسانیت رفتار کرده است و این ایرانیانند که نمک نشناسند! ما اگر دلیل دیگری نداشتیم برای مجرم بودن آمریکا جز این جلوگیری کردن از افرادی که از ملت خودش است و از شخصیت های بزرگ ملت خودش هستند و او برای آنها جریمه قرار داده است پنجاه هزار دلار و ده سال حبس. مگر چه شده است؟ مگر چه کرده است در اینجا که برای افرادی که می خواهند بیایند رسیدگی کنند جریمه قرار می دهد؟ ما اگر هیچ دلیلی نداشتیم الا این، کسانی که اطلاع نداشتند می فهمیدند که یک مسأله ای در کار هست که این وحشت را دارد، کارهائی انجام شده است که این وحشت را دارد.
 

کشورهای ضعیف میدان همیشگی تاخت و تاز ابرقدرت ها

مع الاسف ملت های ضعیف، کشورهای ضعیف در حال جنگ و در حال صلح، اینها پایمال

صحیفه نور جلد 12 صفحه 136

می شوند. گفته می شود که خروس، هم در عزا و هم در عروسی ذبح می شود، ملت های ضعیف هم اینطورند. من هر دو جنگ بین المللی را یادم هست و گمان ندارم هیچ کدام از شما جنگ بین المللی اول را یادش باشد. ما در جنگ بین المللی هم مشاهده می کردیم، من کوچک بودم لکن مدرسه می رفتم و سربازهای شوروی را در همان مرکزی که ما داشتیم در خمین، من آنجا آنها را می دیدم و مورد تاخت و تاز ما واقع شدیم در جنگ بین المللی اول. جنگ بین المللی دوم را بسیاری از شماها یادتان هست که ما مورد تاخت و تاز این سه قوه واقع شدیم، آمریکا، انگلستان، شوروی. سربازهای آنها در همه کشور ما تقریباً پخش بودند. شوروی تقریباً از بیرون تهران تا خراسان، انگلستان در قم و آنجاها و کسان دیگر هم جاهای دیگر. ما مورد تاخت و تاز بودیم به عنوان پل پیروزی. ما باید مورد تاخت و تاز بشویم تا آقایان پیروز بشوند بعد هم که پیروز شدند و حال صلح پیش آمد باز ما ذبح شدیم. کشورهای ضعیف اینطورند، در حال صلح مورد تاخت و تازند و ذبح و در حال جنگ هم همین طور. ما حال صلح مان بدتر از حال جنگ مان بود و در حالی که دنیا در صلح به خیال خودشان آرامش و صلح بود، این قوای بزرگ جنگ نداشتند، فرصت داشتند که همه چیز ما را از دست بدهند، ببرند، بگیرند از ما، ما در طول مدتی که انگلستان و آمریکا در اینجا دخالت مستقیم داشتند، هیچ چیز نداشتیم، نه فرهنگ ما یک فرهنگ سالم بود و فرهنگ خودمان بود، نه تربیت می شد در دانشگاه های ما اشخاصی که برای خود ملت باشند و به درد خود ملت بخورند و نه قوای نظامی ما از ما بود و برای ما بود و نه جهات اقتصادی ما مربوط به خودمان بود، تمام طرح هائی که ریخته می شد از آنجا بود. شاه مخلوع در یکی از کتاب هایش که بعد جمع کردند، این کلمه بود که بعد از اینکه این قوای ثلاثه آمدند و اجتماع کردند سرانشان در تهران، او نوشته است که اینها صلاح دیدند که من باشم، ما باشیم در ایران. بعد آنهائی که اطرافش بودند، لابد به او فهماندند که بد غلطی کردی. آن کتاب را با آن جمله را دیگر محو کردند و جمع کردند از قراری که گفتند. این یک سندی است از زبان یک نفری که در اینجا به طور ظلم سلطه داشت، این یک اقراری است (که) از او به اینکه آنها من را در اینجا قرار دادند. قبل از او برای پدرش هم همین مسأله بود منتها آن را خود انگلیس ها در رادیوی دهلی اقرار کردند، گفتند ما رضاخان را آوردیم در ایران و سلطنت به او دادیم لکن به ما خیانت کرد و او را بیرون کردیم. این هم اقراری بود که انگلستان کرد آن هم اقراری بود که همان کسی که دست نشانده خود آنها بود کرد. در یکی از صحبت هایش محمدرضا گفت که لیست وکلا را از سفارتخانه می نوشتند و پیش ما فرستادند و ما ملزم بودیم که آنها را وکیل کنیم. ما، هم وکلا را با این کلمه می شناسیم و هم محمد رضا را و دستگاه های دولتی را با این کلمه می توانیم بشناسیم و هم آمریکا و شوروی و انگلستان را. اینها شواهدی است که هست.
 

ما نمی توانیم صدای مظلومیت این ملت را به دنیا برسانیم

ما می خواهیم ببینیم که این ملت چه می گفتند. از اول که رضاخان سرکار آمد و مشغول به

صحیفه نور جلد 12 صفحه 137

فسادکاری شد و قیام کردند علمای اسلام، از آذربایجان یک دفعه، از خراسان یک مرتبه، بعدش هم باز یک دفعه دیگر و از اصفهان یک دفعه که علمای ایران هم تقریباً از بسیاری جاها به اینها ملحق شدند، اینها می خواستند جنگ بکنند؟ چه می گفتند اینها؟ مردم در پانزده خرداد چه می گفتند؟ این پانزده خردادی که فردا سالروزش هست، مردم چه می گفتند که مستحق این بودند که آنطور که گفتند پانزده هزار مظلوم را اینها به خاک و خون کشیدند و از قراری که می گفتند هدایتش هم خود شخص شاه مخلوع می کرده، اینها چه می گفتند که مستحق این مسائل شدند؟ ملت ایران در طول این قریب بیست سال که از اول پانزده خرداد تا حالا هست، اینها چه می گفتند؟ چه می گویند؟ مع الاسف تمام رسانه های گروهی خارج و بعضی از داخلی ها همه در خدمت ابرقدرت ها هستند ما می توانیم صدای مظلومیت این ملت را به دنیا برسانیم، ما وسیله نداریم. همه روزنامه های خارج به ضد ما چیز می نویسند، همه رادیوها و تلویزیون های خارج به ضد ما پخش می کنند اکاذیب را. در دنیا ایران را مثل یک جنگلی که تویش یک دسته وحشی جمع شده اند و ریخته اند به جان مردم و دارند قتل عام می کنند همه را و پستان های زن ها را می برند و چه می کنند و چه می کنند. ما چطور ندای مظلومیت این ملت را به دنیا برسانیم؟ کی می رساند این ندا را به دنیا؟ همه در خدمت آنها هستند. حالا ببینیم که شما آقایان و خانم ها که آمدید و رسیدگی کردید اینجا، می توانید، همچو قدرتی دارید که این مسائل ایران را برسانید. ما می خواهیم که آنی که حقیقت است، هیچ نمی خواهیم طرفداری از ما بشود، ما می خواهیم طرفداری از حقیقت بشود، آنچه که حقیقت است شما به ممالک خودتان برسانید، آنجا بگوئید قضیه پانزده خرداد را که چه بوده است و فردا مشاهده می کنید که این ملت که پانزده خرداد را همیشه عزادار خواهد بود می بینید که این ملت چه می گوید، پانزده خرداد با آنها چه کرده است، هفده دی با آنها چه کرده است. ما هر روز در طول این قریب دو سال که نهضت بالا گرفته بود، ما هر روز یک مسأله ای داشتیم، یک مسأله قتل عامی. آیا هیچ شما اطلاع از این حبسی های زمان رضاخان و محمدرضا، خصوصاً زمان محمدرضا هیچ اطلاعی از اینها پیدا کردید؟ هیچ می توانید تصور کنید که در این زیرزمین هائی که در محبس های اینها موجود است با این جوان های ما چه کردند اینها؟ شما به تلویزیون در دیشب، پریشب که دادگاه را نمایش می داد نگاه کرده اید ببینید که آنهائی که خودشان را نشان می دهند یکی دو تا مورد است این فعل که چه بوده است قصه؟ شما می دانید که پای بعضی از روحانیین ما را در حبس اره کردند؟ شما می دانید که در تاوه گذاشتند این جوان های ما را و بو دادند؟ ما چطور مطالبمان را به دنیا برسانیم؟ من گمان می کنم که شما هم نتوانید. فردا وقتی که رفتید در محل های خودتان، شروع کنند آن قلم های اجیر و آن خیانتکارهای به همه بشریت شروع کنند بر ضد شما یک چیزهائی را نوشتن که حرف های شما را خنثی کنند، لکن به اندازه قدرت تان حق را بگوئید.
 

ملتی که شهادت آرزوی اوست از دخالت نظامی و حصر اقتصادی باکی ندارد

ملت ما الان قیام کرده است و نهضت کرده است و من امیدوارم که پیش ببرد و هیچ قدرتی

صحیفه نور جلد 12 صفحه 138

نتواند در ایران دیگر آن کارهائی را که می کرد بکند. آقای کارتر و امثال او الان تمام همشان این است که دوباره آن مسائل را برگردانند که در زمان شاه مخلوع بود لکن این یک آرزوئی است که این ابرقدرت ها باید به گور ببرند. ایران دیگر اجازه نمی دهد که اینها دخالت در آن بکنند. اگر چنانچه آنها خیال کرده اند که نظامی زیاد دارند و وسائل جنگ و آدمکشی زیاد دارند، ما هم مظلوم زیاد داریم و مشت گره کرده، و یوم مظلوم از یوم ظالم شکننده تر است. ما را اینها می خواهند در تنگنای اقتصادی قرار بدهند و قرار داده اند و مع الاسف این دولت هائی که ادعا می کنند که ما متمدن هستیم و ادعا کنند که ما مستقل هستیم، از همین مسأله فهمیده می شود که اینها چکاره اند. کارتر آنجا نشسته و حکفرمائی می کند و این ملت ها، دولت ها یعنی، این دولت هائی که تحمیل شده اند بر ملت ها اینها هم فرمانبرداری می کنند، اینها هم استقلال ندارند. نه اینکه همین دولت های ضعیف استقلال نداشته باشند، معلوم شد دولت های قوی هم استقلال ندارند. اینها نمی توانند، می ترسند از آمریکا که مخالفت با ما را نکنند، نه اینکه بخواهند مخالفت کنند، برای اینکه مخالفتشان برای خوشان هم ضرر دارد، شاید بیشتر هم ضرر داشته باشد. بسیاری از دولت ها به ما گفته که ما همان چیزهائی که از دیگران می گیرید ما به شما می دهیم. ما کسی هم به ما ندهد ما یک مردمی هستیم مظلوم و استقلال خودمان را حفظ می کنیم. ما اگر امر دایر بشود به اینکه برگردیم به حال سابق بشریت و با الاغ از این طرف به آن طرف برویم و آزادیمان را حفظ بکنیم یا خیر، بنده آقای کارتر و امثال او از ابرقدرت ها باشیم و زندگانی های فلان و کذا داشته باشیم، ما آن را ترجیح می دهیم، ملت ما آن را ترجیح دارد می دهد. ملت ما شهادت را دارد ترجیح می دهد و می گوید که ما می خواهیم شهید بشویم. از اول نهضت تقریباً (من در نجف بودم آنوقت) تا حالا زن، مرد، جوان ها می آیند و از من استدعا می کنند که شما دعا کنید ما شهید بشویم، من دعا می کنم ثواب شهید پیدا کنند. یک مجلس عقدی که ما چند وقت پیش از این در همین تهران داشتیم آن زن و مردی که با هم ازدواج کردند بعد آن زن یک کاغذی به من داد خواندم دیدم می گوید که شما دعا کنید من شهید بشوم. زنی که تازه عروسی کرده، شوهر کرده می گوید شما دعا کنید من شهید بشوم. یک ملتی که شهادت را می طلبند و دعا می خواهند برای شهادت، اینها از دخالت نظامی می ترسند؟ اینها از حصر اقتصادی می ترسند؟ همه عالم درهای ممالک شان را به ما ببندند همه و ما باشیم، این عده ای که، سی و چند میلیونی که در این ایران زندگی می کنیم یک دیواری دور ایران بکشند و ما را در همین ایران حبس بکنند، ما این را ترجیح می دهیم به اینکه درها باز باشد و چپاولگرها بریزند به مملکت ما. می خواهیم چه بکنیم که به این تمدنی که از توحش بدتر است، این تمدنی که حیوانات بیابان در رفتارشان از آنها بهتر است ما می خواهیم چه بکنیم به این تمدن برسیم؟ این دروازه تمدنی که شاه مخلوع می خواست به روی ما باز بکند یعنی قدرت ها را بر ما مسلط کند و همه دارائی ما را ببرد و چند تا عروسک برای ما بفرستد، نفت ما را ببرند و برای ما پایگاه برای خودشان درست بکنند، ما این تمدن بزرگ را می خواهیم چه بکنیم؟ این تمدن است؟ این پدر و پسر و خصوصاً این پسر کشور ما را به عقب راند و همه چیز ما را به باد داد به طوری که اگر الان همه ملت

صحیفه نور جلد 12 صفحه 139

دستشان را به هم بدهند و دستشان را به همه داده اند بحمدالله و بخواهند تعمیر کنند آن چیزی که در این قریب پنجاه سال بر ما گذشته است و آن چیزی که از بیست و چند سال پیش از این به وسیله آمریکا بر مملکت ما گذشته است، سال های طولانی لازم است تا ما ترمیم کنیم اینها را. ما می خواهیم چه بکنیم روابط داشته باشیم با آنهائی که می خواهند ما را بچاپند؟ رابطه ما با آنها غیر از این است که رابطه چپاولگر و چپاول بشو است؟ برای چه ما می خواهیم این را؟ درها را همه را ببندند و ما را محاصره اقتصادی بکنند، ما خودمان در اینجا مملکت وسیعی داریم، آب هم داریم، خدا باران هم به ما می دهد، خودمان می کاریم و می خوریم و هیچ احتیاجی به این مسائل نداریم. آنها نترسانند یک ملتی را که می خواهد خودش را به کشتن بدهد تا استقلالش را حفظ بکند. این استقلالی که ما پیدا کردیم و این آزادی که ما پیدا کردیم یک هدیه آسمانی است، یک هدیه الهی است به ما رسیده و ما مکلفیم این را حفظش کنیم. اگر ما این را حفظش نکنیم قدردانی از نعمت خدا نکرده ایم کفران کرده ایم نعمت خدا را. ما باید این را حفظش بکنیم. ما از این تهدیدهائی که می کنند و کشتی هایشان را می آورند در مثلاً خلیج و امثال اینجا و از آن طرف و از آن طرف و اینها، حالا دیگر این حرف کهنه شده. پیشتر بله، زمان سابق اینطور بود که تا یک قراردادی را می خواستند تحمیل کنند یا یکی یک مثلاً ناله ای می زد یک کشتی از انگلستان می آمد در آب های خلیج، تمام می شد مساله.
 

امدادهای غیبی خداوند عامل شکست ظالمین و پیروزی مسلمین

حالا همه کشتی هایتان را هم بیاورید اینجا، همه طیاره هایتان را هم بفرستید اینجا، مسأله حالا غیر سابق است، ما اتکال به خدا داریم، ما برای این جهان یک مدبر را می دانیم هست. آنهائی که تاکنون توجه نداشتند خوب توجه پیدا بکنند که یک ملتی که هیچ نداشت جز الله اکبر و او همه چیز است چطور همه قوا را کنار زد و این قوای شیطانی که همه پشتیبانش بودند، نه فقط ابرقدرت ها، قدرت های پائین دست هم دنبال او بودند و ما را نمی گذاشتند در یک مملکتی زندگی کنیم و فعالیت کنیم، همه موافق با او بودند. این چه بود که این ملت ضعیف بدون تجهیز بدون تدریب بار آوردن، آموختن، بارآوری و آموزش نظامی را بر اینهمه قدرت ها غلبه داد؟ این جز این بود که رعبی را که خدا در دل های این سران انداخت، ما را به رعب، به رعبی که خدا در قلب اینها انداخت پیروز کرد؟ این جز همان است که در صدر اسلام هم یک عده قلیل را بر عده های کثیر پیروز کرد و همچو رعبی در قلب انداخت که نتوانستند مقاومت کنند در مقابل سی هزار جمعیت عرب که هر چندتایشان یک شمشیر داشت و هر چندتایشان یک شتر داشت و آنها هفتصد هزار جمعیت بودند که شصت هزارشان طلیعه بود و غلبه کردند اینها بر آنها، چه بود؟ این جز این بود که یک دست غیبی در کار است؟! نباید بیدار بشوند آنهائی که توجه به معنویات ندارند و به این غیب ایمان نیاورده اند؟ نباید بیدار بشوند؟ کی این هلیکوپترهای آقای کارتر را که

صحیفه نور جلد 12 صفحه 140

می خواستند به ایران بیایند ساقط کرد؟ ما ساقط کردیم؟ شن ها ساقط کردند، شن ها مأمور خدا بودند، باد مأمور خداست، قوم عاد را باد از بین برد. این باد مأمور خداست، این شن ها همه مأمورند. تجربه بکنند باز.
 

مشت های گره کرده را که مشت های الهی است حفظ کنید

لکن ما نباید مغرور بشویم. من به ملت ایران عرض می کنم که مغرور نشوید. تمام قدرت، قدرت خداست و باید اتکال به او بکنید و خودتان را فانی بکنید در آن قدرت بزرگ. مادامی که ملت ایران همان قدرت اول را که قدرت معنوی بود و با الله اکبر پیش برد، مادامی که این حفظ بشود شما بیمه هستید، بیمه الهی هستید. خدا نکند که دست هائی که الان در کار هست و می خواهند شما را مأیوس بکنند، اینها در این شیطنت شان پیروز بشوند و شما را از آن حالی که در اول انقلاب داشتید منحرف کنند که آن روز، روزی است که خدای تبارک و تعالی عنایتش را خدای نخواسته از شما برمی دارد و شما به همان حال ها می افتید. حفظ کنید، حفظ کنید آن حالی که در اول نهضت داشتید، شما نهضت برای شکم نکردید، شما نهضت برای اطاق و حیاط نکردید، شما نهضت نکردید برای اینکه یک مقامی پیدا بکنید، شما آرزوی شهادت نمی کنید به اینکه برسید به یک مثلاً فرشی و یک نوائی. این حال را که حالی است الهی حفظ کنید و مادامی که این حفظ بشود شما پیروز هستید و من وعده پیروزی به شما می دهم و خدای تبارک و تعالی وعده پیروزی داده است به شما (ان تنصروالله ینصرکم) اقدامتان را ثابت نگه دارید و مشت های گره کرده را که مشت های الهی است حفظ کنید و از هیچ ابرقدرتی نترسید و از هیچ تبلیغاتی، هیچ خوفی نداشته باشید ما راه خودمان را می رویم و آن راه خداست.
 

بیداری مستضعفین اولین گام در مقابله با مستکبرین

و من امیدوارم که این هیأت هائی که آمدند و رسیدگی کردند گرچه نمی توانند رسیدگی کنند، آنها نمی توانند به همه دردهای ما برسند اسناد را به شما داده اند و اگر رفتید آن محل را هم دیدید و آن چیزهائی که در آنجا هست که هیچ شباهتی به سفارتخانه ندارد آنوقت تصدیق می کنید که مسأله، مسأله گروگان گرفتن یک عده دیپلمات نیست این چیزی است که قلم خارج و مطبوعات خارج به شما تحمیل کرده است که بگوئید دیپلمات ها، والا اگر اینها را ببینند می فهمید که این محل، محل دیپلمات نیست و این اشخاص، اشخاص دیپلمات نبودند. من امیدوارم که خدای تبارک و تعالی به همه ما و به همه مظلومین عالم و به همه مستضعفان جهان پیروزی عنایت کند تا همه از زیر بار این ابرقدرت ها خارج بشوند و مسأله ای است که باید بشود. مسأله اینطور شده است که دیگر مستضعفین در مقابل مستکبرین قیام کرده اند، بیداری اول قدم است، او قدم یقظه است. در سیر عرفانی

صحیفه نور جلد 12 صفحه 141

هم یقظه اول قدم است. در این سیر، این هم سیر الهی و عرفانی است. بیداری اول قدم است و کشورهای اسلامی، ملت های مسلم، ملت های مستضعف در سرتاسر جهان، اینها بیدار شده اند و سیاه های آمریکائی کتک این بیداری را می خورند و انشاءالله پیروز خواهند شد.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:17 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع دانشجویان و اساتید دانشکده الهیات و معارف اسلامی

تاریخ: 1359/03/14

 

جمهوری اسلامی امانتی است الهی به دست همه ملت

بسم الله الر حمن الرحیم
اول من دعا می کنم که خدای تبارک و تعالی به شما جوان های محترم، بانوان و جوانان عزیز سلامت و سعادت و دید اسلامی عنایت کند. هر قدر که این انقلاب اسلامی جلو می رود، هر قدمی که برمی دارد بر جلو، دشمن ها که هر قدمی یک شکست می خورند بیشتر مجهز می شوند. در قدم های اول شاید امید داشتند به اینکه این نهضت و این انقلاب به طور نارس در همان اول از بین برود، با این امید مخالفان ما و انگل های جامعه ما بودند تا اینکه شما قدم اول را برداشتید و رأی خودتان را به صندوق انداختید و جمهوری اسلامی را به آن رأی دادید با همه مخالفتهائی که از این گروه هائی که وابسته به رژیم سابق یا به چپ و یا به راست می شد. حالا که همه قدم ها برداشته شد و دیگر از حیث اساس حکومت جمهوری و جمهوری اسلامی ما دیگر کسری نداریم، اساس درست شده است، یأس آنها بیشتر شده است و ممکن است فعالیتشان هم، برای اینکه نگذارند یک کارهایی که حالا دیگر در جمهوری اسلامی که تمام اساسش ریخته شده است، نگذارند در مقام اجرا پیشروی کند. حالا شما و ما و همه ملت ایران بیشتر تکلیف داریم، حالا این جمهوری اسلامی با همه محتوائی که اساسش دارد و تحقق پیدا کرده است، یک امانتی است الهی به دست ملت ایران و همه ماها، همه شماها بی استثناء ملت ایران نگهبان آن باید باشند.
و شما دانشجوهای محترم و سایر دانشجوها که برای اسلام دلتان می تپد و می خواهید فرهنگتان فرهنگ اسلامی باشد تا افرادی که از او بیرون می آیند امثال آن افرادی که در رژیم سابق بودند، نباشند. حالا بیشتر دنبال این هستند که نگذارند اینطور امور واقع بشود، نگذارند دانشکده ها، دانشگاه ها، حتی دبستان ها و دبیرستان ها، نگذارند که اینها که یک همچو خیالی دارند و تصمیم بر این گرفتند که اساس فرهنگ را اسلامی کنند تا نتیجه اسلامی از آن بگیرند، اساس فرهنگ را طوری کنند که وقتی که افراد از آن بیرون می آیند افرادی باشند که به درد جامعه بخورند و به درد اسلام و کشور اسلامی، اینها تمام کوشش شان این است که جلوگیری کنند از یک همچو مقصدی که ملت ما و شما دانشجوهای محترم دارید. الان بسیار لازم است که با هوشیاری تمام توجه به دسیسه های آنها بکنید چه بسا که بیایند و عمال خارجی ها و ساواکی ها که آنها هم همان عمال خارجی هستند و گروه های منحرف که همه در یک

صحیفه نور جلد 12 صفحه 143

صف هستند بیایند در بین شما دانشجوها در دانشگاه ها، در دانشکده های بیایند و آن وسوسه شیطانی را بکنند که شما را از آن مقصدی که دارید دلسرد کنند.
 

نصرت و عنایت الهی از موجبات پیروزمندی ملت ایران

این را کراراً من عرض کردم که آن چیزی را که دستگاه های جبار قدرت های بزرگ از آن می ترسند آن عبارت از اسلام است، از اسلام اینها می ترسند و خصوصاً حالا که آسیب دیدند از اسلام. پیشتر تصورات بود و اعتقاداتی که اعتقاد داشتند که اگر اسلام در این مملکت و در ممالک اسلامی تحقق پیدا کند آنطوری که باید باشد، ممکن است که به آنها صدمه بزند و آن غارتگری هائی که می خواستند بکنند نتوانند بکنند. اما حالا آسیب را به عیان دیده اند، اینها دیدند که یک قدرت بزرگ شیطانی، یک قدرتی که همه قدرت ها هم همراه او بودند نتوانستند اینها را نگه دارند، این قدرت داخلی را نتوانستند با همه قدرت های خارجی که پشت سرش بود نتوانستند نگه دارند. ملت ما این سد بزرگ را شکست. خوب، آنها توجه به این دارند، از ما بهتر هم توجه دارند که ملت ما یک ملتی بود که دستش از اسلحه های مدرن و اینها خالی بود، حالا چند تا تفنگی که به دست پاسدارهای ماست اینها غنائم حربی است که به دست اینها افتاده است. کی همچو چیزهائی بود؟ پیشتر سنگ بود و آجر و بیل و کلنگ مثلاً، بعد هم یک چیزهای مختصری، کم کم پیش رفتند و یک چیزهائی درست کردند. این در مقابل آن چیزهائی که دست دشمن ما بود چیزی نبود.
آنها می توانستند با یک یورش بیایند و تهران را بمباران کنند و این نهضت را جلویش را مثلاً بگیرند، آن که نگذاشت این امور بشود، آن که منحرف کرد همه را، همه قدرتمندان را از اینکه دخالت حاد بکنند، آن کی بود؟ آن کی بود که مشت را بر مسلسل و تانک پیروز کرد؟ غیر از خدا همچو قدرتی بود؟ من و شما همچو قدرتی داشتیم؟ آن کی بود که از مرکز تا سرحدات و همه اطراف تمام افراد کشور سی و چند میلیونی را به یک طرف بکشد و همه را یکصدا بکند، از بچه های کوچک 7 ساله و 6 ساله ای که تازه یک صحبتی می توانند بکنند تا آن پیرمردهای 80 ساله ای که افتاده اند و دیگر نمی توانند کاری انجام بدهند همه اینها را یکصدا کرد. آن که این قلوب را با هم نزدیک کرد و این مشت ها را به یک طرف بسیج کرد، آن کی بود؟ کدام قدرت می توانست یک چنین معجزه ای را بکند؟ در آن دهات دور افتاده از قراری که برای من در پاریس که بودم نقل کردند کسی آمده بود و گفت من دهات دورافتاده ای مثل چاپلق و بوربور (طرف های ماست این هم) و کمره و اینها رفتند، صبح که می شود مردم دنبال آخوندشان می افتند و راهپیمائی می کنند. آن کی بود که یک همچو قدرتی داشت که سرتا ته کشور را افراد با همه گرفتاری هائی که داشتند از گرفتاری های خودشان منصرف کند و بیاورد در میدان مقابل توپ و تانک به مبارزه؟ این کی بود که جوان های ما، چه در مراکز فحشا در عصر تاریک پهلوی کشیده شده بودند در این شمیران و تمام بقعه هائی که در اینجاهاست مرکز اینطور گرفتاری ها برای جوانهای ما بود، این کی بود که این جوان ها را از مراکز فساد به میدان مبارزه

صحیفه نور جلد 12 صفحه 144

کشاند؟ آن کی بود که این تحول را در کشور و در افراد ما این تحول را ایجاد کرد که اشخاصی که از یک پاسبان، یک بازار از یک پاسبان می ترسید، یک بازار! شماها دیده بودید اگر یک پاسبان می آمد در بازار تهران، بزرگترین بازار ایران و می گفت که باید بیرق بزنید کسی به خودش اصلاً چنین اجازه ای نمی داد که نخیر نباید. ابداً چنین چیزی در کار نبود. آن کی بود که آن جمعیتی که اینطور بودند متحول کرد به یک جمعیتی که آمدند در میدان ها و فریاد زدند مرگ بر رژیم پهلوی؟ آنهائی که نمی توانستند یک کلمه ای راجع به این رژیم صحبت بکنند، نه راجع به رژیم، راجع به یک نخست وزیری، راجع به یک پاسبانی، آن کی بود که این تحول را یکدفعه ایجاد کرد؟ مدارسی ما داشتیم که در مدارس بیایند تزریقاتی بکنند و از آن حال به حال دیگر؟ با مدارس با یک قرن هم نمی شود این کار را کرد. تبلیغات اینطور بود؟ تبلیغات، یک قرن تبلیغات هم این کار از آن نمی آید که به این معجزه آسائی، با وقت کم یک همچو کار بزرگی بکند. این، آن بود که مقلب القلوب است. آن دعائی که در تحویل وارد شده است تحقق پیدا کرد در ملت ما: (یا محول الحول و الاحوال یا مدبر الیل و النهار یا مقلب القلوب و الابصار، حول حالنا الی احسن الحال) 
این تحقق پیدا کرد یعنی متحول شد حال ما از آن خوف به یک قدرت، از آن ضعف به یک قدرت بزرگ، از آن خوف ها به یک شجاعت، تمام گرفتاریها را همه از یادشان رفت، تمام خودبینی ها، همه از بین رفت یکدفعه یک ملت سی و چند میلیونی از یک حالی که در طول مدت شاهنشاهی اینها داشتند و در این آخر تقویت شده بود، روح یأس و روح بدبینی، روح ترس و اینها که جرأت نمی کرد یک آدم که در داخل منزل خودش راجع به ساواک فرضاً راجع به اعلیحضرت همایونی باشد، در داخل منزلش پیش اولادش جرات نمی کرد یک کلمه بگوید، پسر از پدر می ترسید پدر از پسر، برادر از برادر، این چی بود، این کی بود که ما را اینطور شجاع کرد؟ ما بعد از آنهمه ترس و خوفی که همه مان داشتیم چه شد که یکدفعه متحول شدیم به یک روح شجاع؟ آن کی بود که بازار و بازاری که دنبال کسب است و دنبال منافع خودش است همچو کرد که ایثار کرد و یک ماه بازار را گاهی در بعضی شهرستان ها می بستند و هیچ فکر این نبودند که به ما ضرر خورده است؟ آن کی بود که این معجزه ها را کرد؟ غیر از خدا کسی دیگری قدرت دارد؟ آن کیست که ما را، تا انقلاب ما گاهی وقت ها وقتی انقلاب به یک مقدار از پیروزی رسید دیگر رها می کنند آن کیست که ما را باز نگه داشته است به یک حالی که باز همه فریاد می زنند و جمهوری اسلامی را می خواهند؟
 

بیداری و توجه به خدا مایه نجات و فلاح

از خدا غافل نباشید، از یک قدرت مافوق الطبیعه، قدرت بزرگ غافل نباشید اتکاء کنید به آن قدرت، پشتیبان شما یک همچو قدرتی است، پشتیبان شما یک همچو قدرتی است که الان با تمام قدرتی که آمریکا دارد و با تمام تجهیزاتی که آمریکا دارد و شاید هیچ قدرت دیگر هم مقابل او نباشد حتی قدرت شوروی، با تمام قدرت حالا دارد مخالفت با شما می کند با شمائی که اینجا نشستید و هیچ

صحیفه نور جلد 12 صفحه 145

هم ندارید، وقتی هم دست به تفنگ بشوید یک تفنگ معمولی سابقی را دارید، با تمام قدرتش دارد همه را تجهیز می کند بر ضد شماها و باز زورش نمی رسد، این چیست؟ ما همچو قدرت بزرگی داریم که آمریکا که دنیا را می تواند بخورد از ما وحشت بکند؟ ما هستیم که این کار را کردیم؟
همین آقای کارتر که همیشه از اول نهضت تا حالا هی فریاد می زند و هی مخالفت می کند، هی ارعاب می کند هی ماها را می ترساند، در آمریکا اعلام کرد که کسی نباید از آمریکا بیرون برود به ایران و در این هیاتی که آمدند، هیأت هائی که آمدند دخالت کند از خود آمریکا وزیر دادگستری سابق شان و اشخاص سرشناس شان اعتنا نکردند به اینکه 10 سال حبس و پنجاه هزار دلار هم جریمه، لکن اعتنا به آن نکردند و بلند شدند آمدند و حالا هم در اینجا می گویند که این بیخود دارد می گوید، یاوه می گوید اینها حالا فهمیدند که یاوه می گوید، ما از اول می دانستیم که ایشان یاوه گوست. ما در پاریس که بودیم، در یکی از نطق هایی که ایشان فرمودند این بود که شاه به ایرانی ها زیاد آزادی داده! در وقتی بود که البته آن اختناق را مردم شکسته بودند، این خیال می کرد که اعلیحضرت اعطا کرده آزادی را به مردم، نمی داند که مردم گرفتند از او، به غنیمت از او گرفتند نه اینکه او به ما چیزی اعطا کرد او با همه تشبث ها هر جور تشبثی که می توانست بکند کرد، قتل عام ها را کرد دید فایده نکرد بعد تغییر وزیری به وزیر دیگر که او بیاید یک قدری یاوه بگوید و مردم را خیال کند غفلت می تواند بکند، اغفال بکند این کار را هم کردید نخیر مردم باز همان هستند، آمد توبه هم کرد همان آدمی که در یک سال، دو، سه سال قبل، چند سال قبل در یکی از نطق هایش گفت این روحانیون مثل حیوان نجس می مانند و به آنها نباید چیز کرد، و آمد در محضر همه گفت ای علماء اسلام! ای مراجع عظام من جداً متأسفم.
این هم یک حقه ای بود که زد و نشد برای اینکه ملت 50 سال یاوه سرایی از اینها دیده است، 50 سال فشار دیده، 50 سال حبس و تبعید، قتل و غارت دید بعد از 50 سال که همه چیز را این مردم دیدند، از بچه ای که چشم هایش را باز کرده و فحاشی اینها را و یاوه گوئی اینها را دیده اند دیگر اینها باور نمی شود بکنند. ملت ما متحول شد به یک ملتی بیدار، آشنای به همه امور و شما مطمئن باشید که این بیداری انشاءالله با شرط اینکه توجه تان را به خدا مستحکم کنید این بیداری هست و شما را نجات می دهد انشاءالله.
 

هراس دشمنان از قدرت عظیم روحانیت و ائتلاف آنان با قشر دانشجو

پیشترها مجلس شورای ملی آقایان اگر یک کلمه از طرف دولت انگلستان می شد که باید فلان کار را انجام بدهید احتمال اینکه بتوانند مخالفت بکنند نداشتند، همچو عرضه ای نداشتند. بله گاهی در بین آنها یک اشخاصی پیدا می شد آن داشت که مثل مرحوم مدرس، مرحوم مدرس یک کسی بود که در مقابل همه می ایستاد و مع الاسف اینها می گویند روحانیون نقشی نداشتند. یک روحانی در یک مجلسی رضاخان می خواست که جمهوری درست کند و مدرس مخالفت می کرد، می دانست که این می خواهد حقه بزند و مردم را بچاپد، فقط مدرس ایستاد و جلوی او را گرفت معذلک می گویند روحانیون هیچ

صحیفه نور جلد 12 صفحه 146

نقشی نداشتند. در طول مدتی که از اولی که رضاخان آمد و اول سالوسی خودش را کرد و پایش را محکم کرد و شروع کرد با اسلام مخالفت کردن، این کسی که در مقابل اینها ایستاد و مشتش را گره کرد همین روحانیون بودند، همین علما بودند که از مشهد و از تبریز و از اصفهان و از سایر بلاد مخالفت کردند و این احزاب و این نهضت ها و اینها هیچ کدام با آنها مخالفت نکردند. آنها نشسته بودند و منتظر بودند که کار را دیگران انجام بدهند و اینها میوه اش را بکشند حالا هم الان شما این را بدانید که هدفی که برای اینها هدف صحیح است روحانیت است و قشر دانشگاه و دانشجو. اینها الان وحشت دارند از اینکه دانشجو با روحانی گیرم با هم می خواهند مربوط بشوند و با هم ائتلاف کنند. این یک وحشتی است الان برای اینها، ائتلاف این دو قشر یعنی ائتلاف همه ملت.
اینها سال های طولانی زحمت کشیدند که این دو قشر را از هم جدا کردند، نقشه بود نه اینکه همین طور من باب اتفاق در دانشگاه به روحانیین فحش می دادند و در محیط روحانی به دانشگاهی. مسأله اتفاقی نبود مسأله ای بود که در گوش ها خواندند هی تمام رسانه ها که به خدمت آنها بود در مقابل روحانیون هی ایستاد و هی فحاشی کرد. شعر، ایشان این شعرها را گفتند تا آخوند در این مملکت هست این مملکت درست نمی شود، یکی از شعرهای این مرد نانجیب را اینها در گوش همه خواندند، همه رسانه ها همه مطبوعاتشان همه چیزها و مقصد این بود که این دو تا طایفه از هم جدا بشوند دانشجو پهلوی آخوند ننشیند. آنها را مقابل هم قرار دادند برای اینکه می دیدند که اگر اینها با هم باشند کارشان زار است حالا هم از آن خیال اینها منصرف نشدند شما خیال نکنید که حالا عمال اینها منصرف هستند. الان هم مثل همان اوایل زمان رضاخان شروع شده است به حمله کردن به روحانی در هر جا که هست. در شمال که این چپی ها زیادتر هستند زیادتر و در جاهای دیگر هم ملایمتر، لکن مشغول هستند. اینها با عمامه دعوا ندارند اینها اساس را می بینند که اینها درست می کنند. اینها دیده اند که این ملت با روحانی و دانشگاهی، بازاری و کارگر و اینها با هم شدند و در ظرف یک سال و نیم تمام چیزهائی که یک حکومتی لازم دارد اینها درست کردند و این یک چیز بی سابقه ای در دنیاست، یک چیزی که دیگران در 50 سال هم نمی توانند درست بکنند و در 50 سال هم قانون اساسی نداشته و ندارند، اینها در یک سال و نیم تقریباً همه اینها را درست کردند. اینها از یک همچو اجتماعی می ترسند، اینها خودشان را شکست خورده می بینند و چون می بینند که این شکست از ناحیه روحانی و دانشگاهی که اینها مردم دیگر را بسیج کردند، هر آخوندی در محلش، در مسجدش بسیج کرد مامورین خودش را، اینها از این می ترسند. از اول هم هدف روحانی بود، قضیه برداشتن عمامه روحانی که نمی توانست یک آخوند از توی خیابان بیاید برای اینکه می ریختند و عمامه اش را می خواستند بردارند و یا برمی داشتند، این یک چیزی نبود که من باب اتفاق شده باشد، یک نقشه ای بود که می دیدند که این عمامه خیلی کار از آن می آید. مردم عقیده دارند به اینها، اینها وقتی یک چیزی را بگویند از آنها گوش می کنند. از اول دنبال این افتادند که اینها را به زمین بزنند تا وقتی که بخواهند همه نفت ما را ببرند و همه چیزهای زیرزمینی

صحیفه نور جلد 12 صفحه 147

ما را ببرند و جوان های ما را هم به نابودی بکشند، یک کسی نباشد بگوید چرا.
اینها دیدند که (چرا) از دهان روحانی هی در می آمد، توی مجلس هم که بود یک روحانی پا می شد و می گفت چرا، زمان رضاخان هم که همه نفس ها قطع شده بود باز روحانی بود که قیام می کرد و چرا می گفت، منتها چون این بسیج عمومی نشده بود و اوایل امر بود هی با شکست مواجه می شد، سرکوبی می کردند اینها را اما حالائی که دیدند یک بسیج عمومی شده است و مردم یک تحولی پیدا کرده اند دانشگاهی دیگر از آخوند رم نمی کند و آخوند هم از دانشگاهی، هر دو نشسته در یک محیط مدرسه فیضیه و با هم دارند نقشه می کشند که دانشگاه را درست بکنند و عرض می کنم که جهات دیگر را درست بکنند، اینها الان وحشت برشان داشته است، اینها می گویند که اگر این دو تا قشر را از هم جدا بکنیم بعد آخوند را از مردم جدا بکنیم کار دیگر تمام است، دیگر یک همچو اجتماعی نمی شود پیدا بشود. از این جهت الان در هر جا که شما بروید همان حرف های زمان رضاخان دارد زمزمه می شود، از حلقوم اینهائی که ساواکی هستند و یا مثلاً فدای خلق هستند همه زمزمه ها شروع شده است و هی هر که از هر جا می شود به آخوند می گوید، به آخوند می زند. اینها دیدند که راه این است، راه برای اینکه این ملت را زیر بار بکشند و همه ذخایر اینها را ببرند جز این نیست که این قشر را از نظر مردم بیندازند. همانطوری که زمان رضاخان این کار را کردند و این کار ماسید در آنوقت، الان مشغول شدند.
من تکلیفم این است که به ملت ایران اعلام کنم این را، الان مسجدها را همین هرزه ها، مسجدها را خالی کرده اند، اینطور که به من اطلاع می دهند. همین مسجدها که ستاد اسلام است و اسلام از توی این مسجدها، در صدر اسلام از مسجدها لشکرها بیرون می رفت، یعنی نماز جمعه وقتی که بپا می شد، در نماز جمعه بسیج می کردند طوایف را برای مقابله با دشمنان اسلام، مسجدها ستاد بود اینها از مسجد صدمه دیدند و لهذا می بینید خوب آقائی در مسجد می خواهد نماز بخواند یک عده هم نماز خواندند یک دسته ای که اصل نماز را نمی خواهند و می خواهند بازی درست کنند یک دسته ای جلو می آیند و می آیند آن طرف می ایستند، یک مردکه ای که معلوم نیست وضو اصلش دارد می ایستد آنجا در مقابل این آقا که مردم به او اقتدا کردند و می ایستند و ده، بیست تا از این رفقایش اینجا می ایستند و نماز می خوانند، این نماز است؟ اینها می خواهند نماز بخوانند؟ اگر می خواهند نماز بخوانند خوب این هم نماز است؟ می خواهند نماز را بشکنند، عین همان که قرآن را سرنیزه کردند و امیرالمؤمنین را شکستند. هر چه حضرت فرمود که من قرآن هستم من قرآن ناطق هستم به من گوش کنید، این حیله است. آن احمق شمشیرها را کشیدند و گفتند که اگر نگوئی برگردند می کشیم. برگرداندند لشکر اسلام را و نگذاشتند که پیروز بشوند. الان همان قضیه است نماز می خوانند و این نماز برای شکستن مسجد است مسجد را می خواهند بشکنند مسجدها را من شنیدم خلوت شده است و این تأسف دارد.

صحیفه نور جلد 12 صفحه 147

 

نماز، بالاترین فریضه و کارخانه انسان سازی است

شما انقلاب اسلامی کردید که اسلام را ترویج کنید که اسلام و احکام اسلام را پیاده کنید. در اسلام از نماز هیچ فریضه ای بالاتر نیست. چطور نماز را اینقدر سستی می کنید در آن؟ از نماز همه این مسائل پیدا می شود. شما پرونده هایی که در دادگستری ها در جاهای دیگر، دادگاه ها هست بروید ببینید، از نمازخوان ها ببینید پرونده هست آنجا؟ از بی نمازها پرونده هست، هر چه پرونده پیدا کنید، پرونده بی نمازها هست. نماز پشتوانه ملت است. سیدالشهدا در همان ظهر عاشورا که جنگ بود و آن جنگ بزرگ بود و همه در معرض خطر بودند وقتی یکی از اصحاب گفت که ظهر شده است فرمود که یاد من آوردید نماز را و خدا تو را از نمازگزاران حساب کند و ایستاد در همان جا نماز خواند. نگفت که ما می خواهیم جنگ بکنیم، خیر، جنگ را برای نماز کردند. امیرالمؤمنین وقتی که یک مسأله ای یک چیزی از او پرسیدند در همان بحبوحه جنگ ایستاد و جواب داد گفت که حالا ... من شمشیر برای این می زنم. جنگ در اسلام یک چیزی نیست که خودش یک مطلبی باشد، یک چیزی باشد که طرحی باشد. جنگ برای این است که آن زباله هایی که هستند، آنهایی که مانع از پیاده شدن اسلام هستند، آنهایی که مانع از ترقی مسلمین هستند، آنها را از بین راه بردارند، مقصد این است که اسلام را پیاده کنند و با اسلام انسان درست کنند. نماز یک کارخانه انسان سازی است.
فحشا و منکر را نماز، نماز خوب فحشا و منکر را از یک امتی بیرون می کند. اینهایی که در این مراکز فساد کشانده شده اند اینها این بی نمازها هستند. نماز خوان ها در مساجد هستند و مهیا هستند برای خدمت. مسجدها را خالی نکنید، تکلیف است امروز. امروز، یک روزی است استثنایی ما در یک مقطعی از عصر واقع شده ایم که استثنایی است.
 

مساجد را پر کنید و نماز را به جماعت بخوانید

ما با ذکر خدا، با اسم خدا پیش بردیم و نماز بالاترین ذکر خداست. اگر در نماز کوتاهی بشود و هر کس بگوید خوب من خودم تنهایی می روم در خانه ام می خوانم، خیر نماز را در جماعت بخوانید اجتماع باید باشد. مساجد را پر کنید، اینها از مساجد می ترسند. اینها بیخ گوش شما می گویند که این آخوند که از او کاری نمی آید، مسجد می روید چه کنید خودمان می رویم و فلان جا نماز می خوانیم. نماز نمی خواهند بخوانند، می خواهند نماز را بشکنند نماز می خوانند، با این نمازهایی که در مسجدها می روند و نمی گذارند که مسلمان ها نماز درست خودشان را بخوانند، با این نمازها می خواهند نماز را بشکنند.
اینها از مسجد می ترسند. من تکلیفم را باید ادا کنم به شما بگویم، شما دانشگاهی ها! شما دانشجوها! همه تان مساجد را بروید پر کنید، سنگر هست اینجا، سنگرها را باید پر کرد. محراب به آن می گویند یعنی آنجائی که حرب از آنجا شروع می شود، محل حرب. امروز از همه روزها برای ما یعنی امروز مقصود اینوقت است این عصر است، از همه وقت برای ما حساستر هست برای اینکه همه چیز

صحیفه نور جلد 12 صفحه 149

درست شده است و شیطان ها از اطراف جمع شده اند و می خواهند حالا که همه چیز درست شده و مأیوس شدند نگذارند اجرا بشود کارها باز تهیه ببینند ولو 10 سال دیگر ولو برای 10 سال دیگر تهیه ببینند برای اینکه مسجدها را کم کم خالی کنند و آخوند مسجد را کنار بگذارند و یک کسی که وضو ندارد و به هیچ چیز معلوم نیست اعتقاد داشته باشد، بیاورند آنجا پهلوی آخوند و نگذارند نمازش را بخواند و خالی کنند این سنگرها را و بعد از خالی کرده این سنگرها حمله کنند. این دژهای محکم را محکم نگاه دارید نگویید که ما انقلاب کردیم حالا باید هی فریاد بزنیم، خیر نماز بخوانید از همه فریادها بالاتر است.
اجتماع کنید، نمازهای جمعه را با شکوه بجا بیاورید و نمازهای غیر جمعه را هم که شیطان ها از نماز می ترسند از مسجد می ترسند، و این دانشجوها و دانشگاهی ها و معممین و علما و روحانیون و همه این قشرهائی که مغز متفکر هستند، با هم ائتلافشان را زیاد کنند و متوجه باشند به اینکه می خواهند این ائتلاف را بشکنند. اگر آمدند تو دانشگاه و گفتند ما با دانشگاهی ها کار نداریم اما آخوند بازی درست نکنید و رفتند توی مدرسه ها و گفتند ما به علما که کار نداریم لکن این دانشگاهی ها را راه ندهید به خودتان، بدانید که این حیله ای است برای اینکه شما را از هم جدا کنند و راه را برای خودشان باز کنند. بیدار باشید، متوجه باشید، امروز همه چشم ها به شما دوخته شده است. اینهائی که، هیأت هایی که از خارج آمدند بعضی شان گفتند ملت ها اطلاع ندارند از اوضاع ایران برای اینکه همه رسانه های گروهی دست دشمن ماست و مع الأسف در داخل ما هم اینقدر مجله است، اینقدر روزنامه است و نه اینکه یک روزنامه ای برای خودش یک تیراژی دارد، نخیر هیچ تیراژی هم ندارد اما درست کنند و به مردم می دهند، چنانچه کتاب هائی که با کامیون از شوروی حمل می شود و دم دانشگاه ها می ریزند. بیدار باشید که شما را اغفال نکنند اینها، از شما صدمه دیدند اینها و آسیب دیده اند از شما، می خواهند تلافی کنند. نگذارید دست اینها باز بشود، نگذارید اینها رشد بکنند.
 

اگر دانشگاه اسلامی داشتیم خون جوان های ما ریخته نمی شد

اجتماعاتتان را حفظ کنید، مساجدتان را محکم نگاه دارید و دانشگاه را باید تغییر و تبدیل بدهید متحول بشود به یک دانشگاهی که برای خودمان باشد. اگر ما دانشگاهمان برای خودمان بود، از اول این دانشگاه یک دانشگاه برای خودمان بود، اسمش را دانشگاه ملی گذاشتند اما ابداً از ملت اسلام هیچ حرفی در آن نیست، اگر ما یک دانشگاه اسلامی داشتیم، اگر یک دانشگاهی که به درد بخورد داشتیم، ما دیگر اینقدر خونریزی نمی کردیم، در ایران اینقدر خون جوان های ما ریخته نمی شد. این برای این بود که ما دانشگاه نداشتیم. از دانشگاه هر که بیرون آمده بود یک پستی می گرفت و به مردم زور می گفت. هر که بیرون می آمد برای دیگران خدمتگزار بود. وقتی که آن راس باطل شد و غلط شد، تا آخر غلط می شود. وقتی آن نوکر اول حسابش را با بالائی ها درست کرد دیگر همه را می چاپند، کدخدا را می بینند و ده را می چاپند. بیخود بود که آن سلطنت عثمانی را با آنکه آنها هم

صحیفه نور جلد 12 صفحه 150

خراب بودند لکن معذلک یک قدرت بزرگی بود، بعد از جنگ عمومی آن را تکه تکه کردند، هر جایش را دادند به یکی از نوکرهای خودشان. الان هم عراق دست یک نوکر است و مصر هم دست یک نوکر هست و نمی دانم کجا هم مال این نوکرهای خودشان گذاشتند و یک دیکتاتور گذاشتند بالای سر ملت و ملت را خفه کردند.
بترسید از آن روزی که باز یک دیکتاتور را بیاورند و بالای سر شما بگذارند و من امیدوارم که نشود یک همچو روزی. باید ما غفلت نکنیم، هیچ اینطور نباشد که ما هی غرور پیدا کنیم که نه دیگر کسی به ما کاری نمی تواند بکند. البته محاصره اقتصادی را خیلی ازش نترسید و دخالت نظامی هم نترسید، کارتر یک غلطی کرد و حالا شاید پشیمان هم باشد. اما از این وسوسه ها بترسید، از این شیاطینی که توی جمعیت ها می آیند و بیخ گوش ها وسوسه می کنند، از اینها بترسید. از اینها که می آیند بیخ گوش شما و می گویند که جمهوری اسلامی هم مثل زمان رژیم سابق، از اینها بترسید. رژیم سابق شما می توانستید اینجا بنشینید؟ می توانستید این اجتماع را بکنید؟ از اینها که می گویند هیچ نشده، بترسید. از اینهائی که خرمن ها را آتش می زنند و می گویند ما برای خلق خدمتگزاریم، بترسید، از اینها بترسید. اینها افتادند توی جمعیت و می خواهند وسوسه کنند و شما را منحرف کنند از راه راست. خداوند شما را به همین صراط مستقیم راهبر باشد و هدایت کند و ما همه را هدایت کند به راه مستقیم و از چپ و راست منحرف کند.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:19 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع دانشجویان دانشکده افسری

تاریخ: 1359/03/15

 

نیروهای مسلح آن روزها اشداء بودند بر خود مردم

بسم الله الر حمن الرحیم
از این مسرورم که در روز پانزده خرداد که دیدید و دیدیم بر ملت ما چه گذشت و برای چه این ملت پایمال شدند و امروز هم پانزده خرداد است و می بینم که شما امید آتیه ملت، در اینجا با هم مجتمع هستیم که چند دقیقه ای صحبت کنیم و مطالبی که گذشته است و انشاءالله می گذرد در میان بگذاریم. این کلماتی که این آقا گفتند مضمون یک آیه نیم سطری است که راجع به مؤمنین، خدای تبارک و تعالی می فرماید که اگر کسی بخواهد خودش را بفهمد که مؤمن و مسلم است (اشد اعلی الکفار رحماء بینهم) وقتی با اجنبی ها مواجه می شوند با شدت و کوبندگی مواجه می شوند، وقتی بین خودشان هستند با رحمت و عطوفت مواجهند.
من از اول آمدن رضاخان به تهران و کودتا کردن تا حالا مشاهد مسائلی که بر این ملت گذشته است تا حدودی بودم در زمان رضاخان سرکوبی هر چه بود سرکوبی ملت بود، زمان پسرش هم همین طور نسبت به ملت خودشان با شدت و با قدرت شیطانی عمل می کردند و سرکوب می کردند ملت را، سرکوب می کردند دانشگاه را، آن وقت دانشگاه نبود لکن محصلین را سرکوب می کردند، علمای، اسلام را. بین خودشان بعکس آنکه خدای تبارک و تعالی می فرماید، بین خودشان شدت بود، خداوند می فرماید، بین خودشان عطوفت است لکن در زمان این دو نفر بین خودشان یعنی در وطنشان و بین ملتشان شدت و کوبندگی بود و وقتی که این قوای ثلاث، انگلستان و شوروی و آمریکا از سرحدات ما، آمدند به سرحدات و هجوم کردند به ایران، از قراری که گفتند یکی از صاحب منصب ها آن وقت گفته بود که، یعنی رضاخان از او پرسیده بود که مقاومت چقدر بود، گفته بود سه ساعت، آنهم دروغ گفته بود. بعد، چرا گفته بود، چرا اینجور شد؟ گفته بود این هم مهم بود، اینها که آمدند ما، من خودم شاهد این بودم در سرحدات وقتی که این اجنبی ها وارد شدند در تهران، صاحب منصب ها گذاشتند و فرار کردند یعنی تمام پادگان ها را رها کردند، سربازها را من می دیدم که توی کوچه ها، توی خیابان، سرخود دارند می گردند و حتی چیزی هم که بخورند نداشتند، یک شتری عبور می کرد، غافله شترهائی عبور می کردند، مثل اینکه خربزه بود، اینها که می افتاد از رویشان، اینها حمله می کردند که بخورند و صاحب منصب هایشان بارهایشان را بستند و فرار کردند، این وضع ما، نه، این خوب نمی توانیم ما بیان کنیم

صحیفه نور جلد 12 صفحه 157

مسائل را، اما این اجمالی بود از ارتش آن روزی ما و همین طور شهربانیمان و همین طور ژاندارمریمان، اینها بعکس آنکه در قرآن است اشداء بودند بر خود مردم، خدا می فرماید که مؤمنین اشداءاند بر کفار، اینها اشداء بودند بر خودی ها و آن اشخاصی که در مملکت خودشان بود، بر مسلمین.
 

ارتش در برابر مردم باید رئوف و در مقابل اجانب کوبنده باشد

من باز این ناراحتی که برایم پیدا شد در ملاقاتی که محمدرضا با یکی از رئیس جمهورهای آمریکا بود، گمان می کنم نیکسون بود، من آن تلخی در ذائقه ام باز مثل اینکه هست که می دیدم که این آدمی که وقتی که در ایران است با مردم رفتار می کند، آنطور سرکوب می کنند مردم را، آنجا جلوی میز آن رئیس جمهور ایستاده بود و او عینکش را برداشته بود و به او نگاه نمی کرد، از این طرف نگاه می کرد و این مثل یک بچه مکتبی، آنوقت من تشبیهش کردم به یک بچه مکتبی های زمان سابق که مقابل معلمشان که خیلی از او می ترسیدند و وحشت داشتند، یک همچو صحنه ای بود و من اینقدر ناراحت شدم که تلخی اش الان هم وقتی فکر می کنم در ذائقه ام هست که ما مبتلای به چه وضعی بودیم، چه اشخاصی به ما حکومت کردند و چه اشخاصی به این ملت حکومت کردند. اشخاصی که در مقابل اجنبی ها و کفار آنطور بودند و در مقابل ملت خودشان آنطور سرکوبی می کردند. شما که برای آتیه این مملکت انشاءالله امید هستید، باید همین دستوری که از جانب خدای تبارک و تعالی برای شناخت مؤمن وارد شده است مد نظرتان داشته باشید، با ملت خودتان، با ملت مسلم رحیم باشید، لطیف باشید، رئوف باشید، در مقابل اجانب توفنده و کوبنده باشید عکس زمان رژیم سابق و مثل زمان صدر اسلام. صدر اسلام وقتی که مسلمین مواجه می شدند با کفار، طوری رفتار کرده بودند با آنها که از قراری که گفته می شود بین آنها معروف شده بود که این عرب ها آدم را می خورند، بین خودشان آنطور رئوف و مهربان بودند که سردار بزرگ، مالک اشتر از بازار عبور می کرد، یک کسی نشناخته به او فحاشی کرد ایشان هم سرش را زیر انداخت و رفت. کسی به او گفت که تو شناختی این را؟ گفت نه. گفت این مالک اشتر است، دوید، دنبالش دوید، دید که رفته توی مسجدی ایستاده نماز می خواند آمد پیشش عذرخواهی، گفت نه، عذر خواهی نکن من آمدم اینجا نماز بخوانم و برای تو طلب مغفرت بکنم از خدا، این تربیت اسلامی است.
 

تحقق ادب و فرهنگ اسلامی عامل جلوگیری از آسیب پذیری

اگر چنانچه ارتش ما که یک ملت است به ادب اسلامی درآید، امکان ندارد که یک هجومی بر آنها بشود، متزلزل بشود. برای اینکه تزلزل مال آن کسی است که ایمان ندارد، اینکه ایمان دارد متزلزل نیست. اگر چنانچه ادب اسلامی در بین ملت ما متحقق بشود، همه قشرها یک قشرهای اسلامی بشوند، آسیب دیگر در این ملت نخواهد تحقق پیدا کرد، آسیب پذیر نخواهد شد. کوشش کنید که در این دانشکده ها و دانشگاه ها که هستید ایمان را در خودتان تقویت کنید ایمانی که هم در اینجا شما را

صحیفه نور جلد 12 صفحه 158

شرافتمند می کند و هم در پیشگاه حق آبرو دارید و با آبرومندی وارد می شوید به حق تعالی کوشش کنید که عادت بدهید خودتان را بر اینکه با اهالی کشور خودتان حکمفرمائی بر خلاف حق نکنید، رحیم باشید، اگر چنانچه یک کسی هم خلاف کرد شما به طور خشونت با او عمل نکنید. به قانون باید عمل بشود همانطوری که سربازهای صدر اسلام بودند و با عدد کمی فتح های بزرگی کردند سر اینکه این عدد کم به امپراطوری ایران غلبه کرد، این بود که آنها ایمان داشتند از روی ایمان و با این روحیه که ما اگر هم کشته بشویم شهید هستیم و پیش خدا می رویم و آبرومندیم اقدام می کردند و آنها به این مبانی اعتقاد نداشتند و با زور آورده بودند آنها را برای جنگ و با فشار آنها آمده بودند برای جنگ و وقتی که وضع اسلام را می دیدند، ایرانی ها وقتی دیدند که لشگر اسلام وقتی آمد اینجا یک وضع دیگری دارد، غیر امپراطوری ایران است، مردم اقبال کردند با آنها، این سر پیروزی مسلمین شد بر آن لشگر مجهز ایران و همین طور در روم، همین طور اگر چنانچه ما ارتشمان یک ارتش صحیح اسلامی ملی بود نمی توانست کسی از خارج به ما تحمیل شود، اینکه مستشاران آمریکائی بر ما تحمیل شد برای اینکه سردمداران آن وقت همه شان از آنهایی بودند که ایمان نداشتند و هر چه می خواستند، می خواستند یک روزگاری را با خشونت به مردم بگذرانند و یک نوائی هم در اینجا با دله و دزدی و امثال ذالک پیدا بکنند.
 

ارتش ما مردمی است، نه طاغوتی، که سرکوب کند

اگر امروز بخواهد آمریکا یا شوروی یا هر کس برای شما یک مستشاری بفرستد، خود شما جلویش را می گیرید و خود شما مانع می شوید. اگر یک صاحب منصبی هم فرض کنید یک سرلشگر یا ارتشبدی هم بخواهد یک همچو کاری بکند خود سربازها و خود درجه دارها و خود افسرهای زیردست زیر این بار نمی روند و جلوگیری می کنند برای اینکه متحول شده اند این جوان های ما، ارتش های ما متحول شده اند به یک چیز دیگری، غیر زمان سابق است، اینها حالا یک موجود دیگری شده اند. برادرهای من، اگر بخواهید آبرومند بشوید در دنیا و آخرت و شرافتمند زندگی کنید، باید با قدرت و شدت در مقابل دیگران بایستید و در بین خودتان رحیم و رئوف و دوست باشید و اگر یک ارتشی پشتوانه ملی نداشته باشد، مثل همان ارتش سابق می ماند که اینها می دیدند که اگر چنانچه صاحب منصب ها می دیدند که اگر چنانچه در تهران هم بخواهند بمانند و وضع اینطور باشد خود مردم آنها را چه خواهند کرد لهذا چمدان ها را بستند و فرار کردند اما شما انشاءالله پشتوانه ملت را دارید و شما عددتان فرض کنید چند هزار باشد لکن پشتوانه تان سی و چند میلیون است، همه مردم است. ارتش، ارتش مردمی است نه ارتش طاغوتی که سرکوب کند، ارتشی است که با مردم زیر یک سقف جمع می شوند و مردم برای آنها تظاهر می کنند و اینها هم برای مردم تظاهر می کنند، این یک چیز تازه ای است که خدای تبارک و تعالی به ما عنایت کرده و این را حفظش کنید. این پشتوانه را حفظ کنید، که این پشتوانه آنچنان قدرتی به شما خواهد داد که یکی تان در مقابل صد تا، در مقابل چند صد تا

صحیفه نور جلد 12 صفحه 159

خواهید بود. وقتی شما خودتان را در آن طرف مواجه با دشمن دیدید، در این طرف مواجه با ناراضی دیدید، نمی توانید خودتان را حفظ کنید. ارتشی که ملت از آن ناراضی است، ارتشی که می بیند ملت پشت به او کرده، اگر یک دشمنی از آن طرف بیاید پناهگاه دیگر ندارد این، این نمی تواند دیگر مقاومت کند به خلاف ارتشی که می بیند آن طرف دشمن است و این طرف بیست و چند میلیون، سی و چند میلیون دوست است و پشتیبان اوست همانطوری که او در میدان جنگ، جنگ دارد می کند اینها هم بزرگ و کوچکشان، زن و مردشان دنبال او جنگ می کنند، یک همچو ارتشی پیروز است، سعی کنید اینطوری باشید. آیا آن پانزده خرداد بهتر بود که از ارتش ما به جان مردم ریخت و همین ملت بیچاره را آنطور قتل عام کرد یا این روز پانزده خرداد و سالروز پانزده خرداد که شما با ملت در آغوش هم هستید و آمده اید با هم صحبت می کنید؟ حفظ کنید این موهبت الهی را، این یک موهبت الهی است که خدا به ما داد که ارتش و ملت و ژاندارمری و ملت و پاسدار و ارتش و همه با هم دوست باشند و با هم در مکروهات و در خوشی ها شریک باشند. ارتش هماهنگی داشته باشد با ژاندارمری و پاسدار، پاسدار هماهنگی داشته باشد با ارتش و ژاندارمری، ژاندارمری هم همین طور، همه قوای انتظامی اینطور باشند که هماهنگ باشند، با هم کار را انجام بخواهند بدهند. اگر بنا باشد که پاسدارها از یک طرف بکشند و ارتش از یک طرف و ژاندارمری از یک طرف و شهربانی از یک طرف، این یک مملکتی می شود که لازم هم نیست از خارج به این یک آسیبی برسد، خودش آسیب دیده است و خودش مثل خربزه کرمو می ماند که از باطن خراب است. شما که رمز پیروزی تان را دیدید و دیدید که به همه قدرت هائی که پشتوانه این قدرت شیطانی بود پیروز شدید و دیدید که رمزش این بود که ایمان داشتید و الله اکبر همراه شما بود و وحدت داشتید و همه یک وجهه داشتید، اینطور نبود که یکی از این راه برود و یکی از آن راه برود، همه از یک راه می رفتید. ملت و آن ارتشی که آن پایین هایشان که مؤمن بودند و ژاندارمری و اینها همه ملحق شدند به هم و همه یک راه رفتند و همه هم ایمان داشتند، هیچ در آن وقت مطرح نبود که من می خواهم یک منصبی پیدا کنم همه روی ایمان به خدای تبارک و تعالی و فریاد الله اکبر و اینکه ما جمهوری اسلامی می خواهیم، این رمز پیروزی شماست. این سند پیروزی ملت ایران است، پیروزیی که باز ملت ایران نمی داند در خارج کشور چه نظری به ایران دارند. باز، ملت ما بازداند که آنجا بیشتر از خود ایران احترام به ما می گذارند، احترام به ملت می گذارند، آنها که در خارج هستند و زیر بارهای ستمگران هستند می فهمند که ما چه کرده ایم و ملت ما چه کرده است و چه شده است.
 

پیروزی ما آن روزی است که مستضعفین از بند رها شوند

باید همه همانطوری که از اول آن رمز را خدای تبارک و تعالی تعلیم شان کرد و با الهام خدای تبارک و تعالی همه با هم مجتمع شدند و با یک ایده و با یک حرکت، حرکت کردند و همه بساط را به هم زدند، این رمز را باید نگه داشت. اگر بنا باشد که شما خیال کنید ما حالا پیروز شدیم و دیگر باید

صحیفه نور جلد 12 صفحه 160

برویم سراغ کارهای خودمان، نه، ما پیروز نشده ایم، باز ما مورد تهدید اقتصادی و نظامی بزرگترین امپراطوری های دنیا هستیم و آن آمریکاست که قضیه رئیس جمهور نیست، قضیه امپراطوری است، قضیه استبداد است. ما الان در مواجهه با یک همچو قدرتی هستیم و سایر قدرت ها، ما در این طرفمان یک قدرت واقع شده، آن طرف یک قدرت، آن طرف یک قدرت و همه هم می خواهند وضع ایران را از اینکه هست به هم بزنند. ما پیروز نیستیم الان، پیروزی ما آن روزی است که ایران و انشاءالله سایر ممالکی که مستضعفین دربند هستند همه رها بشوند و این ریشه های فاسدی که بین مردم افتاده اند و می خواهند آنها را از جمهوری اسلامی و از اسلام دلسرد کنند اینها هم با قدرت شماها از بین بروند، آنوقت پیروز هستیم و آنوقت هم باید با هم باشیم.
 

مسلمین باید در مقابل آسیب ها ید واحده باشند

مسلمین به حسب دستور خدای تبارک و تعالی (یده واحده) نه دو تا دست، (ید واحده علی من سواهم) همه مثل اینکه یک دستیم، باز دو دست هم نفرموده است برای اینکه دو دست هم ممکن است این از این طرف برود، این از آن طرف، دست واحد همه شان مثل دست واحد می مانند، مسلم اینطوری است و اگر چنانچه مسلمین اینطور باشند که آنطور وحدت با هم داشته باشند که مثل یک دست باشند، ید واحده باشند، این دیگر آسیب بردار نیست آسیب از داخل خود آدم، داخل خود ملت و کشور بر ما وارد می شود و بر شما، از خارج هیچ ترسی نداشته باشید، از داخل خودمان بترسید، از اینکه با توطئه ها شماها را از هم جدا کنند و شماها را از پاسدارها و پاسدارها را از شما و ژاندارمری را از دیگران و شهربانی را از دیگران و ملت را از آنها. این آسیب یک آسیب بزرگی است که خود به خود، ما تحلیل می رویم ولو اینکه از خارج هم به ما حمله ای نشود و نمی شود، این آسیب، آسیب مهم است.
 

از وسوسه هائی که در داخل می شود غفلت نکنید

و شیاطین شروع کردند از اینجا شروع کردند. آن هیاهوی خارجی احتمال بدهید که برای اغفال ما از داخل باشد، آن هیاهو که در خارج می کنند و آن تهدیداتی که از خارج می کنند احتمال بدهید که برای این باشد که ما جهت را گم کنیم و متوجه به خارج بشویم، از داخل غفلت بکنیم. از داخل غفلت نکنید و از وسوسه هایی که در داخل واقع می شود، در داخل مثلاً پادگان ها، در داخل ارتش و ژاندارمری، که مانع می شود از اینکه یک نظم صحیحی در کار باشد از این بترسید، از اینکه بین خود ارتش اختلاف باشد و آن بگوید صاحب منصب اوست، آن بگوید او و آن بگوید او، که هرج و مرج درست بشود، از این بترسید که یک ارتش را متزلزل می کند، نظام از دست گرفته می شود.

صحیفه نور جلد 12 صفحه 160

 

لزوم حفظ نظم در نیروهای مسلح و رعایت سلسله مراتب

ارتش اگر نظم نداشته باشد ارتش نیست و شیاطین که ممکن است نفوذ کرده باشد هم در ارتش، هم در ژاندارمری و هم در سایر قوای انتظامی و غیر انتظامیه، آنها در هر جا به یک صورتی دامن می زنند به اینکه نظم را از ارتش و ژاندارمری و سایر قوای انتظامیه بگیرند و در باطن خود ارتش، هرج و مرج ایجاد کنند. اگر یک ارتشی با هرج و مرج بخواهد مواجه باشد و بپذیرد این هرج و مرج را، معنایش این است که ارتش نیست، هیچ امکان ندارد که او بتواند با یک قدرتی هر چه هم باشد مقابله کند. اگر نتواند ارتش خودش را اصلاح کند و قدرت خودش را و پیوند خودش را و نظمی که در باطن باید باشد این را ایجاد بکند، این نمی تواند در مقابل غیر، هر غیری باشد، مقاومت کند. اینهایی که می آیند به جوان ها از راه دلسوزی می گویند که چرا باید شما مثلاً، این مثل زمان طاغوت می ماند که شما اطاعت کنید، خیر، این مثل زمان امیرالمؤمنین می ماند، اطاعت از طاغوت بد است نه اطاعت از ارتشی که مال اسلام است، اطاعت از یک فرماندهی که فرمانده اسلام است واجب است به حسب حکم اسلام، تخلف حرام است، طاغوت برای طاغوتیش بد بود نه برای نظمش. اگر شما بخواهید که به هم بزنید اوضاع را و یک دسته جوان نپخته و بی تفکر بیایند در اینجا و بخواهند به هم بزنند اوضاع را، تمامتان آسیب پذیر خواهید شد، نه فقط صاحب منصب ها، خیر، همه آسیب پذیر خواهید شد اگر بنا باشد درجه های بالا، البته آنهائی که انشاءالله اسلامی حالا هستند و می شوند، اینها را از آنها اطاعت نکرد و از فرمانده کل قوا اطاعت نکرد اگر بنا شد یک همچو چیزی باشد هیچ وقت نمی تواند ارتش، ارتش باشد. زمان حضرت امیر هم اطاعت واجب بود بر ارتش نسبت به فرماندار، حکم اسلام است، البته فرماندار هم باید با نظر طاغوتی نگاه نکند به آنها، با نظر عطوفت، مهربانی باشد. باید همه شما قوه واحده باشید، ید واحد، (ید واحد، واحد علی من سواهم) باید همه شما نظم را حفظ کنید، همه قوای انتظامیه نظم را در باطن خودشان حفظ کنند تا یک ارتش صحیح باشد، یک ژاندارمری صحیح باشد، یک سپاه پاسداران صحیح باشد اگر بنا باشد که سپاه پاسداران به طور هرج و مرج کار بکنند، هر که، هر جا چهار نفر باشد برود به مردم تعرض بکند و مال مردم را خدای نخواسته بگیرد، این پاسدار اسلام نمی شود، این طاغوت است به صورت دیگر درآمده مگر طاغوت چی بود؟ طاغوت همین بود که جان و مال مردم در امان نبود در زمان او. اگر بنا باشد که جان و مال مردم در این زمان هم از قوای انتظامیه در امان نباشد این هم طاغوت است، منتها با صورت دیگر آمده بیرون و طاغوتی که به صورت مسلم بیرون بیاید خطرش از آن طاغوت بدتر است، این منافق است. عذاب منافق ها بیشتر از عذاب کفار است. سعی کنید همه تان، همه قوای انتظامیه سعی کنند که هماهنگ بشوند، سعی کنند که به آن موازینی که در ارتش هست، موازینی که در سپاه پاسداران هست، موازینی که در سایر قوای انتظامیه هست عمل بکنند، خیال نکنند که اطاعت از مافوق، خیر، این طاغوتی است، خیر اطاعت از مافوق در جمهوری اسلامی و در لشکر اسلام حکم اسلام است، حکم خداست، اطاعت از فرماندارها که به یک تعبیر اولی الامر هستند این در قرآن واجب شمرده می شود و واجب است این. این

صحیفه نور جلد 12 صفحه 162

جوان های دلپاک و صاف ما گول نخورند از شیاطینی که می آیند با آنها صحبت می کنند، هر که با شما صحبت کرد راجع به بی نظمی و بی اطاعتی، دنبالش بروید ببینید این کی است و از کجا آمده و الهام از کجا می گیرد. بدانید که این الهام از غیر مسلمین می گیرد، این الهام از اشخاصی می گیرد که می خواهند و نمی توانند ببینند که یک کشوری روی پای خودش ایستاده و می ایستند. شما الان مورد حسادت همه اجنبی هایی که می خواستند ایران را و می خواهند ایران را ببلعند، شما مورد حسادت آنها هستید، آنها توطئه می کنند که شما را از هم جدا کنند پاسبان ها را از ژاندارمری، ژاندارمری و پاسبان را از ارتش و هم ارتش، هم بین خودشان از هم گسیختگی پیدا بکند، اگر اینطور باشد، خطر برای همه تان هست. و من دعا می کنم که همه شما انشاءالله و همه ملت ایران و همه قوای انتظامی سلامت و سعید باشند و همه با هم هماهنگ باشند و حفظ مراتب را بکنند و انشاءالله شماها که در تحصیل هستید خودتان را مجهز کنید برای خدمت مردن به کشور خودتان، خدمت کردن به اسلام که آن هم خدمت به کشور است و انشاءالله با قدرت ملت ما پیش برود و از این حرف هایی که در خارج و داخل گفته می شود هراس نداشته باشد.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:19 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع سرپرست و معاونین وزارت کشور و استانداران سراسر کشور

تاریخ: 1359/03/20

 

ناسازگاری بین ارگان ها باعث تزلزل و آسیب کشور می گردد

بسم الله الر حمن الرحیم
من در طول این مبارزه از قبل 15 خرداد 42 تا وقتی که بساط شاهنشاهی به هم خورد، هیچ وقت نگران نبودم برای اینکه می دیدم ما مقابل هستیم با یک دستگاه جبار و ظالم و اجنبی ها، و ما مکلف هستیم کوشش کنیم برای اینکه این مسائل تبدیل بشود و اگر هم پیش نبردیم، پیش من هیچ اهمیتی نداشت برای اینکه ما به تکلیف خودمان عمل کرده بودیم و پیش خدا مسؤولیت نداشتیم. بعضی از آقایانی که در پاریس پیش من می آمدند، اظهار می کردند که نمی شود این کار را انجام بگیرد. شما مثلاً بخواهید بعضی از اینها را اجازه بدهید بعضی از اینها بیایند و فلان. و بعد از رفتن شاه هم من به آنها می گفتم که ما یک تکلیفی داریم و داریم عمل می کنیم. کسانی که تکلیف عمل می کند، دنبال این نیستند که ببینند آیا غلبه می کنند یا مغلوب می شوند. ما غلبه کنیم، خوب بهتر، اگر مغلوب هم شدیم که حضرت امیر (ع) هم مغلوب شد در جنگ با معاویه، امام حسین هم کشته و مغلوب شد اما تکلیف را عمل کردند و ما هم تکلیف را انجام می دهیم. من در تمام طول این مدت از باب اینکه مقابله بین ما و دستگاه جبار و کفر و اینها بود نگرانی نداشتم، لکن حالا نگرانم. در وقتی که جمهوری اسلامی بنا داشتیم که تحقق پیدا بکند، بحمدالله خیلی چیزهایش هم تحقق پیدا کرد، لکن نگرانی من از داخل خودمان است از دو جهت که یک جهتش سبک است و جهت دیگر سنگین. این جهت سبک آن کارهائی که مخالفین، توطئه ها و دسته بندی هائی که مخالفین دارند، این چیز مهمی به نظر من نیست، آنچه مهم است این ناسازگاری هائی که در ارگان های اسلامی است، مملکتی اسلامی و تا به هنگامی که همکاری همه طبقات به هر کجا که بروی با هم توافق ندارند و مرتباً دعوت به توافق می کنند همه لکن خودشان هم توافق ندارند، این موجب نگرانی است برای اینکه این اسباب این می شود که کشور به حال تزلزل باقی بماند و اگر یک مدتی به حال تزلزل باقی بماند، آسیب از خودش پیدا می شود و از داخل آسیب می بیند و محتاج به این نیست که از خارج بیایند و به ما آسیب برسانند، ما خودمان به جان هم می افتیم و خودمان را از بین می بریم. آنچه که الان موجب نگرانی است این است که ما از یک طرف دستمان بسته است برای اینکه ما بخواهیم انگشت بگذاریم روی افراد، بگوئیم این خرابکار است یا آن خرابکار است، یک افرادی هستند که ما نمی توانیم بگوئیم اینها خرابکار هستند و اشتباه

صحیفه نور جلد 12 صفحه 164

کارند و نمی شود که ما اشخاصی که، از استاندارهائی که در اطراف هستند یا وزرائی که در فلان وزارتخانه هستند یا اشخاصی دیگر و اینها را بگوئیم که نه ما با اینها مبارزه کنیم. اینها از خودمان هستند. ما قبلاً مبارزه می کردیم، مبارزه یا شکست است یا پیشرفت که ما هر دویش را برده ایم، اما حالا دیگر مبارزه نداریم، ما با هم باید حالا سازش بکنیم تا اینکه این مملکتی که اینطور در هم و برهم است و از همه اطراف به آن هجوم است، خودمان این را پیش ببریم. لکن مع الاسف آدم می بیند که به هر جا دست می گذارد اختلاف است. اختلاف بین استاندار با کسان دیگر، ژاندارمری با کسان دیگری، ارتش، پاسدار، چه و چه، همه بنگاه هائی است که با هم اختلاف دارند و ممکن است که بسیارش از روی اشتباهات باشد، لکن اشتباه بزرگتر این است که این اشتباه را رفع نکنند که مطلب واضح این است که ما اگر چنانچه به این حال باقی بمانیم، نمی توانیم این مملکت را اداره بکنیم و هیچ کسی نمی تواند، تا یک نظامی در کار نباشد و یک هماهنگی بین حوزه و بین استان ها نباشد، این مطلب پیش برده نمی شود و مع الاسف این معنا تاکنون درست بین مردم، بین آقایان، بین عرض می کنم که بین سردمدارها و دولتمندها، اینها تا حالا، به طور دقیق شناخته حتی نشده است و اگر شده است عمل به آن نشده است.
 

باید هر کس که در هر جا هست آنجا را درست کند

این مسأله نیست که شما حالا بگوئید فرض کن فلان وزارتخانه ای یک اشکال دارد. هر وزارتخانه ای که بروید الان در داخل آن یک افرادی و اشخاصی هستند که با هم سازش ندارند. بین این وزارتخانه ها و وزارتخانه دیگر هم ممکن است همین طور باشد، همه دستگاه ها الان در هم و بر هم است و این را باید کی درست کند، به غیر از این است که باید هر کس که در هر جا هست آنجا را درست کند؟ مثلاً فرض بفرمائید شماها که در شهرستان ها هستید، در استان ها هستید باید کوشش کنید که این استانی که هستید آنجا را درستش کنید ذهنتان را متوجه نکنید که یک جای دیگر خراب است. اگر بنا باشد که ذهن آدم متشتت بشود، شمائی که استاندارید بروید و بگوئید که در فرض کن در فلان وزارتخانه ای کجا هم یک همچو اشکالاتی هم هست، شما کار خودتان را هم می توانید انجام بدهید. باید وزارتخانه ها را اشخاصی که در آن وزارتخانه هستند اداره کنند. فرض کنید بعد انشاءالله مجلس تحقق پیدا کند، به وسیله مجلس باید اینطور مسائل حل بشود. انشاءالله امید است که حل بشود انشاءالله لکن این مسأله است که باید هر کسی مثلاً یک کسی که خانه اش، یک اختلافاتی در داخل خانه خودش است اگر بنا باشد که این آدم آنجا را کار نداشته باشد برود سراغ همسایه ها که ببیند که همسایه ها چطور هستند، این نمی تواند اداره کند. این کسی که در خانه اش اختلاف است باید تمام همش را، این اختلاف خانه اش را بردارد و بعد اگر هم یک جای دیگر هم خرابکاری است کار صحیحی است که برود آنجا هم امر به معروف کند. شما آقایان استانداران اگر چنانچه که یک استانی که به منزله خانه خودتان است، تمام توجه تان

صحیفه نور جلد 12 صفحه 165

را متوجه خودتان بکنید که اولاً خود استانداری چه اشخاصی در آن است اشخاصی همه اشخاص صحیحند یا غیر صحیح، شما خودتان می توانید آن اشخاص را تغییر بدهید. شما به عنوان اینکه در وزارت نفت مثلاً یک کسی خراب است، نباید از کاری که خودتان الان در استانداری خودتان هست کوتاهی کنید و بروید سراغ آن. شما هم همه تان، هر فردی در هر مقامی که هست، ملاحظه کنید آن محلی که هست، آن همان مثل خانه خودتان، اول داخل همان استانداری چه جوری است، آنها را تصفیه کنید بعد جاهای دیگر که تحت نظارت شماست، مثل فرماندارها و اینها که هستند، اینها را شما باید وادار کنید به اینکه درست بکنند و مسائلی هم که در فرض کنید در وزارتخانه ها می گذرد، آقای کنی در وزارت کشور هستند. ایشان آن وزارتخانه را ببیند که چه جور می شود اصلاحش بکنند و یک کسی هم که در وزارتخانه دیگری است، باز او هم دنبال آن بگردد و اصلاح بکند. اگر هر کسی که در هر محلی است همان محل را اصلاح بکند، مملکت عبارت از همین جامعه است، اگر این جامعه هر کدام در هر محلی که هستند در صدد این باشند که اصلاح بکنند کار را و همان محلی که خودشان هستند اصلاح بکنند، جامعه اصلاح می شود.
 

با حفظ تفاهم و برادری از شکست نهضت جلوگیری کنید

در هر صورت آنچه موجب نگرانی است آن است که جمهوری اسلامی شکست بخورد. ما قبلاً با طاغوت مقابل بودیم طاغوت ما را شکست می داد، بسیار خوب خیلی از جاها طاغوت غلبه کرده است و حالا هم در عالم، طاغوت باز غالب است اما جمهوری اسلامی و جایی که ما ادعای این را داریم که این اسلام درش است، احکام اسلام در آن است، این بخواهد شکست بخورد به واسطه اشخاصی که خودی هستند، فرق نمی کند بین فرض کنید روحانیون همه سرتاسر مملکت، اگر روحانیون سرتاسر مملکت خدای نخواسته یک کاری بکنند که ضررش به جمهوری اسلامی برسد، دادگاه همه مملکت آنها یک کاری بکنند که ضررش به جمهوری اسلامی برسد و یا اینکه وزارتخانه و همه جا اگر اینطور باشد، آنوقت ما اسلام را به دست خودمان لطمه زدیم. آنچه موجب نگرانی است ما خودمان، فرض کنید که ما فعالیت خودمان و اسلام را به هم بزنیم، تا حالا داد می زدیم جمهوری اسلامی، حالا که جمهوری اسلامی ارکانش هم تحقق پیدا کرده است، محتوایش را ما نتوانیم اسلامی بکنیم، علاوه بر این هی به همش بزنیم، هر کسی یک طرف را بگیرد، آن از آن طرف بکشد، هر کس هر وقت صحبت می کند به ضد دیگری صحبت بکند، آن یکی اگر صحبت کند، بر ضد دیگری صحبت بکند، این یک مملکت آشفته می شود. همه گناه را به گردن دیگری می گذارند. نه، گناه گردن همه ما هست، همه ما مسؤول هستیم پیش خدا (کلکم راع و کلکم مسؤول) همه ما باید مراعات بکنیم و راع بکنیم و همه ما مسؤول هستیم از این کاری که می کنیم. نباید من بگویم که همه گناه ها گردن کس دیگر است و او هم بگوید که گردن یک کسی دیگر است. خیر باید همه ما اعتراف بکنیم که رشید نیستیم، رشد نداریم. این مردم، این توده مردم، مردمی بودند که ریختند و کارها را انجام دادند، حالا

صحیفه نور جلد 12 صفحه 166

به عهده شماهاست، به عهده همه ماست که اینکه اینها گرفتند ما نگهش داریم. توده که دیگر نمی تواند مملکت را اداره کند، توده راه افتاد همه کارها را توده مردم انجام داد و سپرد آن را دست شما آقایان که در راس امور هستید، اینها حالا باید نگاهش دارید، این یک امانت الهی است که باید ماها نگهش داریم. اگر بنا باشد که ما هر کدام در محلی که هستیم هر یکی طرفدار یکی دیگر و طرفدارش مخالف باشد، هر قدرتی باید از دیگری اطاعت نکند، از تهران گرفته تا سرحدات اینطور باشد، یک مملکت هرج و مرجی است که مستوجب یک قیمی است، بعد هم برای ما یک قیم معین بکنند. اگر ما خودمان رشید باشیم و حالائی که ما پیروز شدیم، نسبت به این مسائلی که تا حالا بوده است اگر بنا باشد که ما رشد نداشته باشیم که اداره کنیم مملکتمان را، بتوانیم اداره کنیم مملکتمان را، بتوانیم که آن چیزی که امانت دست ماست حفظ بکنیم، اگر همچو رشدی نداشته باشیم که مساوی با قیم هستیم و دنیا می گوید اینها قیم می خواهند و یک وقتی یک قیم می خواهند، فرقی نمی کند یا آمریکا باشد یا شوروی. ما باید از اول متوجه این معنا باشیم که خودمان هستیم، خودمان را گم نکنیم که اگر انسان نیست دیگر، یک کس دیگر باید ما را اداره کند. شماها باید اداره کنید، شماها که در استان ها هستید و آقایان دیگر هم هستند در استان ها، استان ها را باید شماها اداره کنید و شماها اداره کنید. استان ها را درستش بکنید و با قدرت درستش بکنید. این نقصی که پیدا می کند و عرضه می کند به مجلس، درست می کند اینها را. در هر صورت آنچه موجب نگرانی بزرگ است این است که یک وقت نهضت ما شکست بخورد. شکست شخص چیزی نیست، کشتن شخص چیزی نیست، اما نهضت را ما کاری بکنیم که با اعمال ما این نهضت ما به هم بخورد!! ما باید یک کاری بکنیم. هر کس به کشورش اعتقاد دارد، به دیانتش اعتقاد دارد، به خدا اعتقاد دارد، امروز باید این را حفظش بکند و اختلافات جزئی که بین افراد است، این را کنار بگذارد و اینطور نباشد که تمام هم ما صرف این شود که او را کنار بزنیم و خودمان جلو بیائیم، این نباشد. همه ما هممان این باشد که صرف این شود که اگر کسی هم خلاف کرد، برادرانه به او بگویید و حالی کنید که این کار شما غلط بوده است، اگر باورش نیامد و دیدید آدم صحیح نیست، باید آنوقت به مقامات گفته شود تا جلویش را بگیرند.
در هر صورت این مرا نگران می کند و من مدت هاست که برای این جهت نگرانم و به همه آقایان این نگرانی را گفته ام و ما نمی توانیم با اشخاصی که داخل خود جمعیت ما هستند مبارزه کنیم. مبارزه با خارج، مبارزه با طاغوت خواهیم کرد. منظور، مبارزه کنید، ما نباید مبارزه با خودمان بکنیم، باید با هم تفاهم کنیم و با هم برادر باشیم. همه اهل یک مملکت و یک ملت و همه ما ارادت به اسلام داریم، اینطور نباشد که هر کدام بگوید ما اسلامی هستیم و دیگران نیستند. نخیر، همه ما اگر کارهائی که محول به خودمان است آن را به طور صحیح انجام ندهیم، ما اسلامی نیستیم، ما طاغوت هستیم. عین همان بود که کارها را بر خلاف مملکت خودش انجام می داد. حالا هم اگر بنا باشد هر کدام در یک محلی بر خلاف مصلحت کشور خودمان آنچه در تهران، آنچه در شهرستان است اگر بنا باشد اینطور باشد باید ما کمر ببندیم به نابودی آن. نابودی که نهضت ما نابود نشود. خودمان نابود بشویم اشکال ندارد،

صحیفه نور جلد 12 صفحه 167

نهضت ما نابود نشود.
 

کوشش کنید یک کشور اسلامی با محتوای اسلامی داشته باشید تا پیروز باشید

در هر صورت من امیدوارم که مسائلی که دارید خودتان کوشش کنید برای رفعش و انشاءالله وقتی که مجلس به کار افتاد مسائل در مجلس برود و از مجلس سایر جاها الهام بگیرد و قوای انتظامی اجرا بکند تا انشاءالله همه مسائل حل بشود. امیدوارم که حل بشود مسائل. در هر صورت حالا من همه اش را روضه خوانی نکنم. این را به شما عرض بکنم که شما، این توده جمعیت سی و چند میلیونی، آنها قیام کردند و یک قدرت بزرگی را شکستند و قدرت های دیگر هم نتوانستند هیچ کاری بکنند با اینکه همه به فکر این هستند که اینجا را چه بکنند.
دنیا ما را پیروز دانست و الان هم این آمریکائی که دارد عربده می کشد دیگران الان دارند توی دهنش می زنند و از هیچ نترسید که شما پیروزید انشاءالله و امیدواریم که با همان پیروزی جلو بروید، هر کسی نتواند در این مملکت به شماها تعدی بکند. یک مملکت اسلامی باشد، محتوایش اسلامی باشد. کوشش کنید محتوای آن را اسلامی کنید. کار نداشته باشید که فرض کنید بندر کجا یک مسأله اسلامی نیست. شما همان ها را اسلامی کنید. اگر ما هر کدام هر جا که هستیم آنجا را تصحیح کنیم، همه جا درست می شود. انشاءالله امیدوارم که با قدرت، شماها پیش بروید و مملکت هم مال خودتان است بتوانید آن را اصلاحش بکنید و مصلحتش را در جهت، خودتان هستید، دیگر یک آقا بالا سر نیست که بیاید و به شما بگوید که این کار را بکنید و مملکت هم مال خودتان و مملکت خانه خودتان و خانه خودتان را باید اصلاح بکنید.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:19 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع مدیران صندوق های قرض الحسنه سراسر کشور

تاریخ: 1359/03/20

 

شریف ترین روز، از ازل تا ابد، بعثت پیامبر گرامی اسلام است

بسم الله الر حمن الرحیم
این عید سعید بزرگ را به همه ملت ایران و تمام مسلمین و شما آقایان حاضر تبریک عرض می کنم.
زمان ها خودشان هیچ مزیتی ندارند بعضی بر بعضی، زمان یک موجود ساری متحرک است، متعین و هیچ فرق ما بین قطعه ای با قطعه ای دیگر نیست. شرافت زمان ها یا نحوست زمان ها به واسطه قضایائی است که در آنها واقع می شود. اگر چنانچه شرافت زمان به واسطه حادثه ای است که در آن زمان واقع می شود، باید عرض کنم که روز بعثت رسول اکرم در سرتاسر دهر (من الازل الی الابد) روزی شریفتر از آن نیست برای اینکه حادثه ای بزرگتر از این حادثه اتفاق نیفتاده. حوادث بسیار بزرگ در دنیا اتفاق افتاده است، بعثت انبیاء بزرگ، انبیاء اولوالعزم و بسیاری از حوادث بسیار بزرگ، لکن حادثه ای بزرگتر از بعثت رسول اکرم نشده است و تصور هم ندارد که بشود زیرا که بزرگتر از رسول اکرم در عالم وجود نیست غیر از ذات مقدس حق تعالی و حادثه ای بزرگتر از بعثت او هم نیست. بعثتی که بعثت رسول ختمی است و بزرگترین شخصیت های عالم امکان و بزرگترین قوانین الهی، و این حادثه در یک همچو روزی اتفاق افتاده است و این روز را بزرگ کرده است و شریف، و همچو روزی ما دیگر در ازل و ابد نداریم و نخواهیم داشت، لهذا تبریک این روز را بر همه مسلمین و بر همه مستضعفین جهان عرض می کنم.
 

فقط انسان نامتناهی در کمال و بینش و صفات، قادر به برداشت صحیح از اسلام است

از اسلام و بعثت رسول اکرم برداشت های مختلفی است به حسب آن چیزهائی که در برداشت کننده موجود است. انسان ها مختلفند در دید خودشان و به واسطه اختلاف در دید، اختلاف در برداشت ها هم می شود. برداشت از رسول اکرم به حسب دیده های مختلفی که در جهان بوده و هست و خواهد بود مختلف است و برداشت از انسان هم به حسب اختلاف نظرها و اختلاف دیدها مختلف است و برداشت از قرآن هم به حسب همین اختلاف مختلف است و برداشت از احکام اسلام هم و اسلام هم مختلف. هر دیدی محدود به حدود آن کسی است که آن دید را دارد. انسان یک موجودی است محدود

صحیفه نور جلد 12 صفحه 169

لکن قابل حرکت الی غیر متناهی و دید انسان موجود محدود است مگر آنکه دید انسان غیر متناهی باشد. انسان غیر متناهی در کمال، غیر متناهی در جلال و جمال، دید غیر متناهی دارد و او می تواند از اسلام و از انسان و از بعثت و از رسول اکرم و از عالم، برداشت صحیح بکند. از انسان بزرگ که گذشت، از انسان کامل که گذشت، تمام دیدهایی که در بشر هست، در انسان ها هست، همه محدود است و برداشت صحیح نه از اسلام و نه از قرآن و نه از بعثت و نه از رسول اکرم و نه از انسان به طوری که هست می توانند برداشت کنند. محدود نمی تواند غیر محدود را در حیطه بیاورد مگر خودش هم غیر محدود بشود. انسان کامل غیر محدود، انسان کاملی که در همه صفات غیر محدود است و ظل ذات اقدس الهی است، این می تواند از اسلام آنطور که هست برداشت کند و از انسان آنطور که هست و از بعثت آنطور که هست و از قرآن آنطور که هست و از عالم آنطور که هست. دیگران به حسب مراتب وجودشان، به حسب مراتب کمالشان برداشت هایی دارند لکن محدود است، باید خودشان سیر بکنند و مراتب کمال را یکی پس از دیگری به آن برسند و به اندازه کمالی که پیدا می کنند از این حقایق و منجمله از بعثت برداشت به حسب آن مقدار از کمال که دارند بکنند. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم انسان کاملی است که در راس مخروطه این عالم واقع است. ذات مقدس حق تعالی که غیب است و در عین حال ظاهر است، مستجمع همه کمال به طور غیر متناهی است، در رسول اکرم متجلی است به تمام اسماء و صفات و در قرآن متجلی است به تمام اسماء و صفات. و روز بعثت روزی است که خدای تبارک و تعالی موجود کاملی که از او کاملتر نیست و نمی شود باشد مأمور کرد که تکمیل کند موجودات را، انسان ها را که ابتدائاً یک موجود ضعیف ناقص هست لکن قابل اینست که ترقی کند، انسان را مترقی کند. ابعاد انسان ابعاد همه عالم است و اسلام برای تربیت انسان در همه ابعاد است برداشت های مختلفی که از اسلام شده است به حسب نظرهای مختلفی که صاحب نظرها داشتند و بینشی که داشتند بسیار اختلاف هست و هیچ کدامش نرسیده است به حدی که اسلام را بشناسد یا انسان را بشناسد یا رسول اکرم را بشناسد یا عالم را بشناسد همه شان در یک سطح محدود هستند، چه بسا اشخاصی که خیال می کنند که پیغمبر اکرم که آمده است یا سایر انبیائی که خدای تبارک و تعالی فرستاده است، برای این است که مردم را از این ظلم ها و بی عدالتی ها و امثال این نجات بدهد و مأموریت همین است که عدالت ایجاد کند در اجتماع و در افراد و مأموریت به همین قدر بیشتر نیست. چه بسا اشخاصی که اقتصاد را در یک مطلب با اهمیتی تلقی می کنند و ماموریت انبیا را محدود به این بکنند که اینها آمده اند مردم را به یک شکم سیر و یک زندگی رفاه برسانند و همین است ماموریت انبیا. و چه بسا اشخاصی که به حسب دید عرفانی که دارند بعثت انبیا را محدود می کنند به اینکه برای بسط معارف الهی است و غیر از این بعثت چیزی نیست. و همین طور فلاسفه یک طور فکر می کنند، فقهای اسلام، ملت ها یک طور فکر می کنند، روشنفکرها یک طور فکر می کنند و مومنین هم هر کدام به یک نحو فکری دارند و همه قاصرند از رسیدن به آنچه که هست. این روایتی که وارد شده است (من عرف نفسه فقد عرف ربه) این به ما می فهماند که انسان آنطور موجودی است که اگر چنانچه شناخته بشود،

صحیفه نور جلد 12 صفحه 170

شناسائی خدا با اوست. به هیچ موجودی این مطلب صادق نیست. رب انسان را کسی نمی تواند بشناسد الا اینکه خودش را بشناسد و خودشناسی که دنبالش خداشناسی است حاصل نمی شود مگر برای اولیاء خدا. و گمان نباید بشود که اسلام آمده است برای اینکه این دنیا را اداره بکند یا آمده است فقط برای اینکه مردم را متوجه به آخرت بکند یا آمده است که مردم را آشنای به معارف الهیه بکند. محدود کردن هر چه باشد خلاف واقعیت است. انسان غیر محدود است و مربی انسان غیر محدود است و نسخه تربیت انسان که قرآن است غیر محدود است، نه محدود به عالم طبیعت و ماده است، نه محدود به عالم غیب است، نه محدود به عالم تجرد است، همه چیز است.
 

نوع انسان در خسارت است مگر آنان که در حصار ایمان و تربیت انبیا وارد می شوند

می گویند اول سوره ای هم که به پیغمبر وارد شده است (اقرا باسم ربک) است نگفته است اقرا باسم الله، نگفته است اقرا باسم الناس، فرموده است اقرا باسم ربک، یعنی رب رسول، یعنی آن که تربیت کرده است رسول اکرم را، یعنی خدای تبارک و تعالی به تمام اسماء و صفات، با تمام اسماء و صفات. اینکه رب رسول اکرم است، انسان کامل است، ذات مقدس حق تعالی با تمام اسماء و صفات است و اسماء و صفات حق تعالی احاطه بر تمام موجودات دارد و با یک تعبیر دیگر همه موجودات ظهور اسماء و صفات الهی هستند. و خدای تبارک و تعالی که امر می فرمایند که (اقرا باسم ربک) یعنی به این اسمی که تمام اسماء و صفات در آن است و مربی به تمام معنای تربیت در عالم طبیعت، تربیت در عالم ماورای طبیعت، تربیت های مناسب با عالم مجردات، با عالم جبروت، با تمام عوالم، این رب رسول است و پیغمبر هم مأمور است که قرائت بکند و اول چیزی که به او حسب این روایت امر شده است، امر به قرائت است و تعلیم و تربیت. کانه می خواهد بفرماید که آن ربی که رب تو است و احاطه به همه موجودات دارد، تو باید قرائت کنی و تربیت کنی مردم را به آن راه، همان راه رب رسول، آن هم رب رسول خاتم. پیغمبر مأمورند که مردم را دعوت کنند به رب رسول، به رب رسول اکرم و رب رسول خاتم. و قرآن برای همین آمده است و اسلام برای همین آمده است که تربیت کند انسان ها را که اگر تربیت برایشان نباشد، از همه حیوانات درنده تر و موذی تر است. انسان یک چنین موجودی است که اگر در تحت تربیت واقع نشود، هیچ حیوانی در عالم، هیچ موجودی در عالم به خطرناکی این موجود نیست و به موذیگری این موجود نیست. همه انبیا که آمدند، برای تربیت این موجودند که اگر سر خود باشد عالم را به هم می زند و مع الاسف انبیا هم موفق نشدند به اینکه مأموریت خودشان را تحقق بدهند.
 (والعصر ان الانسان لفی خسر) عصر هم محتمل است که در این زمان حضرت مهدی سلام الله علیه باشد یا انسان کامل باشد که مصداق بزرگش رسول اکرم و ائمه هدی و در عصر ما حضرت مهدی سلام الله علیه است. قسم به عصاره موجودات عصر، فشرده موجودات، اینکه فشرده همه عوالم است، یک نسخه ای است، نسخه تمام عالم. همه عالم در این موجود، در این انسان کامل عصاره است و خدا

صحیفه نور جلد 12 صفحه 171

به این عصاره قسم می خورد و می فرماید که (ان الانسان لفی خسر) انسان در خسارت است، انسان شقی است (الا الذین امنوا) یعنی الا آن اشخاصی که تحت تربیت واقع شده اند. نه اسلموا، آمنوا. غیر مومن ها، غیر اشخاصی که در تحت تربیت انبیا عظام واقع شدند و در این زمان در تحت تربیت رسول اکرم واقع شده اند، همه شان خسارت دارند، در زیان و خسر هستند، مستثنی فقط مومنینند که مومنین البته دارای این صفات هم هستند (و عملوا و تواصوا بالحق وتواصوا بالصبر) این استثناست، ما بقی همه ما دیگر در خسران هستیم و اسلام آمده است که این همه خسارتمندها را، همه این ناقص ها را بیاورد در این جمعیت مومنین. اسلام نیامده است که جنگ بکند، اسلام نیامده است که کشورگیری بکند، نیامده است که فتح بکند، اسلام و سایر ادیان حقه آمده اند که مردم را از این خسران بیرون کنند و وارد کنند در این حصار ایمان و مع الاسف موفق نشدند، کوشش خودشان را کردند و موفق نشدند الا مقداری. این مقدار از کمال هم که در انسان ها در عالم هست به تبع انبیاست، اگر انبیا نیامده بودند، شاید همه مردم، الا نادری، همه شان مثل حیوانات جنگل و بدتر از او به جان هم می افتادند. حالا هم می بینید که آنهایی که به این حصار ایمان نزدیکترند از این جنایات دورترند. حالا هم که شما در دادگستری های عالم و در محکمه های قضائی همه جا مراجعه کنید، مومن ها پرونده ای اینجا ندارند پرونده مال آنهائی است که ایمان ندارند، پرونده های قتل و پرونده های در می زدی و فحشا و امثال ذالک مال آنهائی است که ایمان به اسلام یا ایمان به خدا ندارند. این مقدار هم توفیق زیادی است که گروه های زیادی از انسان را تربیت کردند ولو همین مقدار از تربیت و اگر این تربیت نبود، همه کارتر بودند و همه هیتلر بودند. تربیت های انبیاست که نجات داده این مردم را از حد حیوانیت و آن جنونی که انسان دارد در قدرت طلبی و شهوترانی باز یک مقدار زیادی توفیق حاصل شده لکن باز توفیقی که آنها می خواستند نشده است، این که انبیا می خواستند باز نشده، پیغمبر غصه می خورد برای اینکه دعوت می کند و اجابت کم می شود.
 (فلعلک باخع نفسک) و یکی از غصه های انبیا هم همین است که تعلیماتشان را نتوانستند به ثمر برسانند به آن طوری که تعلیم اقتضا می کند. پیغمبر می خواست همه مردم را علی ابن ابیطالب کند ولی نمی شد و اگر بعثت هیچ ثمره ای نداشت الا وجود علی ابن ابیطالب و وجود امام زمان سلام الله علیه این هم توفیق بسیار بزرگی بود. اگر خدای تبارک و تعالی پیغمبر را بعث می کرد برای ساختن یک چنین انسان های کامل، سزاوار بود لکن آنها می خواستند که همه آنطوری بشوند آن توفیق حاصل نشد. اسلام یک قوانینی است که انسان می خواهد درست کند، قرآن هم کتاب انسان سازی است می خواهد انسان درست کند، پیغمبر هم از اول که مبعوث شد تا آخر وقتی که از دنیا تشریف بردند در صدد این بود که آدم درست کند، در فکر این بود. تمام جنگ هائی که در اسلام واقع شده برای این بوده است که این جنگلی ها و وحشی ها را وارد کنند در حصار ایمان، قدرت طلبی توی کار نبود و لهذا در سیره نبی اکرم و سایر انبیا و اولیاء بزرگ، حضرت امیر سلام الله علیه، اولیای بزرگ در سیره آنها می بینیم که اصل قضیه قدرت طلبی در کار نبوده و اگر برای ادای وظیفه نبود و برای ساختن این

صحیفه نور جلد 12 صفحه 172

انسان ها نبود، حتی این خلافت ظاهری را هم قبول نمی کردند، می رفتند، اما تکلیف بود، تکلیف خداست باید قبول کند تا بتواند آن مقداری که می تواند انسان درست کند، مع الاسف نتوانست معاویه را آدم کند چنانکه پیغمبر نتوانست ابوجهل و ابولهب و این صنف جمعیت را آدم کند، امیرالمومنین هم نتوانست معاویه و اتباع معاویه را آدم کند اما آمدند برای این کار، گمان نشود که اسلام شمشیر کشیده است برای این که قدرت پیدا کند مثل سایر حکومت ها، حکومت اسلامی اینطوری نیست، اگر کسی برای قدرت اقدام بکند و برای تحصیل قدرت شمشیر بکشد، این از اسلام دور است، این وارد در اسلام نشده است باز، ظاهراً مسلم است اما آن ایمانی که باید داشته باشد ندارد. انبیا آمده اند برای اینکه این قدرت ها را بشکنند، این قدرت های شیطانی را سرکوب کنند و نبی اکرم هم آمده بودند، آمدند برای اینکه این قدرت ها را بشکنند. این یکی از کارهائی است که انبیا دارند نه اینکه فقط این است. کار مهم انبیا این است که مردم را برسانند به آن نقطه کمال و سایر کارها وسیله است غایب، کمال مطلق است. انبیا می خواهند که همه مردم بشوند مثل امیرالمؤمنین سلام الله علیه، لکن نمی شود، توفیق پیدا نمی کنند. اینطور نیست که انبیا برای دنیا آمده باشند، دنیا یک وسیله ای است برای کمال، چنانکه اهل دنیا هم این وسیله را به ضد کمال استعمال می کنند. جنگ علی ابن ابیطالب با جنگ معاویه ماهیتاً فرق دارد، ذاتاً فرق دارد، یکی شمشیر می کشد و ظل الله است، ظل خداست، یکی شمشیر می کشد و ظل شیطان است، ماهیتاً این دو تا با هم فرق دارند. آن که برای قدرت طلبی و شیطنت فعالیت می کند با آن که برای خدا فعالیت می کند، ذاتاً این دو تا با هم فرق دارند و کارهایشان ذاتاً فرق دارد. انبیا برای ثروت و قدرت و دنیا و رسیدن به حکومت ابداً یک قدم برنداشتند و اگر کسی گمان کند که انبیاء یا اولیاء بزرگ قدمی برای مسند برداشتند، این نمی شناسد آنها را، این انبیا را نشناخته است. مسندها همه در نظر انبیا پوچ است و قدرت همه پوچ.
 

روش پسندیده قرض الحسنه باعث از میان رفتن ربا و حرکت آفرین است

در اعمالی که ما انجام می دهیم و شما آقایان هم یک مصداق خوبش را دارید انجام می دهید و آن تکفل صندوق های قرض الحسنه است، گاهی عمل، خوب عملی است، نماز دیگر از اعمال بسیار بزرگ است لکن نمازگزار بد است، نماز خوب است، نمازگزار این را به ریا انجام می دهد، جهنم می رود، با نمازش جهنم می رود. صندوق قرض الحسنه خوب است، صندوقدار خیلی کارش مشکل است، جدیت کنید که صندوقدار امینی باشید که برای ملت خودتان، برای مستمندان خودتان با فایده باشید و قصد اینکه به آنها یک مثلاً چیزی هم بفروشید نداشته باشید، برای خدا کار کنید و امانت را حفظ. این پول هایی که مردم به صندوق قرض الحسنه می دهند اینها یک امانت هائی است دست صندوقدارها. من هیچ یک از آقایان را هم می شناسم بله بعضی آقایان را می شناسم نمی دانم که این بعضی آقایان واردند یا من باب اتفاق آمدند اینجا، لکن به عنوان صندوقدار کسی را نمی شناسم - شما همه خودتان می شناسید خودتان را، هر آدمی خودش را خوب می شناسد

صحیفه نور جلد 12 صفحه 173

یعنی نه به آن خوبی که مراتب کمال را بشناسد، راجع به اعمال خودش می داند دارد چه می کند، شماها هم می دانید که در این امانت آیا چه می کنید؟ آیا به این طوری که رضای خداست عمل می کنید؟ و انشاءالله امیدوارم عمل بکنید و اگر خدای نخواسته قصوری در این امر دارید، جبران کنید، کار بسیار خوبی است، مسؤولیتش هم بسیار زیاد است. کار هر چه بزرگتر باشد مسوولیت هم به حجم آن بزرگ است.
قرض الحسنه از اعمال بسیار خوبی است و بهتر از همین طور پول دادن است و نکته اش هم، شاید یکی از نکته هایش هم این باشد که در قرض الحسنه، فعالیت دنبالش هست، در مجانی، شاید گدا درست کردن باشد، از این جهت این یک فعالیتی ایجاد می کند، آن کسی که قرض می کند و موظف است که بدهد این به فعالیت می افتد که در وقت خودش بتواند قرضش را ادا کند و بعد هم مازادی که پیدا کرده است ادامه بدهد به کار خودش لکن آن کسی که نشسته کنار کوچه و از مردم چیزی می خواهد، آن هیچ وقت در فکر این نیست که یک کاری بکند برای اینکه مطالبی ندارد، کسی نمی آید از او مطالبه کند که این که گرفتی بده. قرض بسیار اهمیت دارد و قرض الحسنه بسیار اهمیت دارد و در کمتر جاهائی است که به اندازه ربا در قرآن و سنت به او اهمیت داده شده باشد و او را مطرود کرده باشد و نکته اش هم این است که اگر ربا رواج بگیرد، فعالیت کم می شود، یکی از نکاتش در مقابل کار نیست این سودی که می برد، این توی خانه اش نشسته و عیاشی می کند و پولش دارد می زاید، یک همچو چیزی را که بخواهد ربا بگیرد آدم و تحمیل بکند به مسلمین، این از یک طرف یک ظلمی است به حسب آیه شریفه که تعبیر ظلم کرده است و از یک طرف دیگر بیکاری درست می کند، این پول باید راه بیفتد و کار انجام بگیرد از آن و رزق پیدا بکند. اینها پول را همین طور می گذارند آنجا دست یک کسی و می خواهند این پول بزاید برایشان بدون کار و این در جامعه فساد بزرگی است و این را ظلم گفته است قرآن شریف (لا تظلموا و لا تظلموا) و آنطور تشبیه کرده است (فاذنوا بحرب من الله) این اهمیت زیاد دارد و به همان اندازه ای که قرض به ربا محکوم است به همان اندازه قرض به حسنه و بدون ربا و همین طور قرض دادن مطلوب است. و شما تکفل به یک امر بسیار بزرگی کردید و انشاءالله با اعمال شما و امثال شما ربا از مملکت اسلامی کوچ می کند لکن توجه به خودتان باید داشته باشید. هر شخصی باید خودش را محاسبه کند. یکی از مناطق سیر، محاسبه آدم است، نوع انسان مراقبت از خودش بکند در روز که مشغول عمل است که خلاف نکند، شب هم که، آخر شب هم که می رود از منزل خودش محاسبه کند، مثل یک کسی که از او استنطاق می خواهد بکند، بازرسی می کند، خودش را بازرسی کند ببیند که امروز چه کرده است. شما از خودتان هر شب بازرسی کنید و ببینید با این صندوق چه عمل کردید، آیا این بیچاره ای که آمده است قرض بگیرد با تلخی با او روبرو شدید؟ خیلی این اهمیت دارد ممکن است که یک نفر آدم هم قرض بدهد، جان هم بدهد، قرض الحسنه بدهد لکن ترشروئی کند یعنی قلب این قرض گیرنده را آزرده کند یعنی قلب محل تجلی خداست، قرض که می دهید با خوشروئی، زود عملش را انجام بدهید هی مثل ادارات دولتی نباشد، زود کار را

صحیفه نور جلد 12 صفحه 174

انجام بدهید با خوشروئی، با بشاشت، با احترام. آن که آمده است قرض می کند خوب یک نقیصه ای در خودش می بیند، به واسطه این نقیصه شاید یک خجالتی برای خودش خیال بکند و حالا آنکه نه فقر خجالت دارد و نه قرض خجالت دارد لکن خوب یک احساس حقارتی ممکن است بکند، شما با اعمالتان رفع کنید این را، شمائی که متکفل قرض الحسنه دادن هستید، با خوشروئی و عمل خوب این نقیصه ای که آن آدم در خودش مثلاً می بیند و حقارتی که شاید در خودش می بیند، شما آن را رفع کنید، این از قرض الحسنه دادن بهتر است حسنه او قرض الحسنه دادن بالاتر است. دلجوئی از مستمندان و از ضعفا و از مستضعفان از اعمال دیگر محتمل است بسیار بزرگتر باشد و شما در حالی که آن عبادت را انجام می دهید که متکفل شدید برای یک عبادتی که قرض الحسنه بدهید و صندوق را باز کنید به روی اشخاص احتیاج دار، این مطلب، این عبادت بزرگ را هم انجام بدهید، این عبادت بزرگ که دلجوئی از یک نفر انسان، از یک نفری که ممکن است از خود شما شریفتر باشد و شما نمی دانید، ممکن است از خود شما ایمانش به خدا بالاتر باشد و شما مطلع نیستید، دلجوئی از او از آن کار دیگرتان، بالاتر است و اگر کسی صدقه بدهد و منت بگذارد، مطرود است، پیش خدا مطرود است این صدقه است اصلاً مطرود است. باید انسان در فکر این باشد که خودش را مهذب کند، تهذیب کند خودش را. و من از خدای تبارک و تعالی می خواهم که همه ما، همه ملت ما متوجه به اسلام باشند و همه منزه باشند باشند از صفات بد.
 

با مشت گره کرده، نهضت را تا رسیدن به مطلوب حفظ نمائید

و اخیراً عرض می کنم که سستی در این نهضت نکنید، شما بین راه هستید و این راه با قدرت، با تصمیم و با ارادت، با مشت محکم به پیش ببرید این نهضت را و مادامی که مشت شما گره کرده است آسیبی به شما نخواهد رسید. مشت خودتان را باز نکنید. رفتن دنبال اینکه فلان کار را کی انجام خوب می دهد، کی انجام بد می دهد و من چه می خواستم به من نرسید، من خانه می خواستم به من نرسیده، این مشت گره کرده را باز کردن است. مشت خودتان را پیش خدای تبارک و تعالی باز نکنید. به همانطوری که در اول نهضت گره کرده بودید مشت را و هیچ اعتنا نداشتید به اینکه به یک منصبی برسید و جوان ها را زن ها دادند و هیچ نظری نداشتند که برایشان یک چیزی بشود، برای خدا بود و شما هم همه برای خدا عمل می کردید، این را حفظش کنید، این مشت گره کرده را همین طور گره کرده نگه دارید و در مقابل قدرت هائی که هست، از آن قدرت ها نترسید، اینها قدرت هائی هستند که پیش آن قدرتی که شما اتکال به آن دارید هیچ نیست، هیچ نیست، اینهمه کوشش هم که دارند می کنند و از همه اطراف دارند کوشش ها می کنند برای اینکه این جمهوری اسلامی را نگذارند به محتوای حقیقی خودش برسد موفق نمی شوند، ملت ما تصمیم خودش را گرفته است. اگر چهار نفر هم پیدا بشوند که بر خلاف مسیر ملت هستند اینها چیزی نیستند، اینها قابل ذکر اصلاً نیستند و با این همتی که ملت ما کرده است و الان هم بحمد الله محفوظ است آن اراده و عزمشان، ما پیروزی را انشاءالله با تمام

صحیفه نور جلد 12 صفحه 175

حدودش، با تمام وجودش ادراک می کنیم. شما بنای بر این داشته باشید که این نهضت را پیش ببرید، پیش بردن نهضت برای آن اشخاصی که در کارخانه ها کار می کنند این است که کار کنند، از کارشان ندزدند، آنهائی هم که در صحراها و در محل زراعت کار می کنند کار کنند و ملت ما هم به این کشاورزها که زحمت کشیدند از قراری که می گویند بسیار زیاد امسال کار کردند لکن ممکن است نتوانند خودشان جمع بکنند یا شیاطین نگذارند که اینها جمع بکنند باید کمک بکنند، این نهضت باید اینطور پیش برود. اگر شما توانستید که زراعت خودتان را و صنعت خودتان را و فرهنگ خودتان را و اینها را درست بکنید، این نهضت را تا یک حدودی پیش بردید. و من امیدوارم که این نهضت، یک نهضت نفسانی هم باشد، روحانی هم باشد و همانطوری که کارهای زراعی و دیگر کارها انجام می گیرد مجاهده با نفس هم انجام بگیرد و همانطوری که در اول نهضت تحول بزرگی برای ملت ما حاصل شد، این تحول محفوظ باشد و رو به کمال برود. از هیچ بوقی نترسید. اینها همه این حرف هائی را که آقای کارتر می فرمایند، اینها یک بوقی است، یک طبل میان تهی است، دنیا اینها را محکوم کرده است، دنیا الان، دنیای آزاد و بیدار دنبال شماست، نهضت شما پیش دنیا معجزه است این نهضت را با همین بعد اعجازیش حفظ کنید و با اتکال به خداوند و وحدت کلمه پیش بروید و من امیدوارم که ما به مطلوب حقیقی برسیم و متصل بشود این نهضت به نهضت بزرگ اسلامی و آن نهضت ولی عصر سلام الله علیه هست. خداوند همه شما را موفق و مؤید کند و ملت ما را به پیش ببرد و کسانی که با ما مخالف هستند تأدیب کند.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:19 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

پیام امام خمینی به آیت الله العظمی منتظری در مورد معرفی اعضای شورایعالی قضایی

تاریخ: 1359/03/20

 

پیام امام خمینی به آیت الله العظمی منتظری در مورد معرفی اعضای شورایعالی قضایی

بسمه تعالی
جناب مستطاب حجت الاسلام و المسلمین آقای حاج شیخ حسینعلی منتظری دامت برکاته، جنابعالی برای احراز مقام اجتهاد قضاتی که خود داوطلب شده و یا دیگران آنها را برای عضویت در شورایعالی قضایی معرفی کرده اند، به هر نحو صلاح می دانید اقدام نمائید. از خدای تعالی ادامه توفیقات آن جناب را خواستارم.
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:19 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی به مناسبت فرا رسیدن 15 خرداد

تاریخ: 1359/03/14

 

پانزده خرداد مبارک بود چون منتهی شد به استقلال و آزادی کشور

بسم الله الر حمن الرحیم
پانزده خرداد نزدیک است و این روزی است که ملت ما نباید از یاد ببرد و نمی برد. پانزده خرداد یک نقطه عطفی است در تاریخ کشور ما که از همان وقت شروع به فعالیت سیاسی شد و روحانیون از همان وقت خودشان را مجهز کردند. روز پانزده خرداد آنطوری که من بعد از اینکه از حبس بیرون آمدم برای من نقل کردند، عمال شاه در بسیاری از شهرستان ها که قیام کرده بودند دست به کشتار زدند و آنطوری که به من می گفتند حدود پانزده هزار شهید داشتیم در پانزده خرداد و ما این قلم را آنوقت خیلی بزرگ می شمردیم و بزرگ هم بود لکن بعدها جنایاتی که از طرف شاه، شاه مخلوع به کشور ما وارد شد بیشتر از این معانی بود. ما نمی توانیم تصور کنیم این جنایاتی که از پانزده خرداد تا رفتن بختیار از این مملکت به دست عمال شاه و به دست عمال آمریکا در این کشور واقع شد، قدرت اینکه احصاء کنیم آنها را نداریم. ما اجمالی از این جنایات را می توانیم بگوئیم یا تصور کنیم، تفسیر این جنایات اصلاً قابل احصاء نیست. ما چطور می توانیم پانزده خرداد - معلولینش - را بفهمیم چقدر بود، معدومینش و شهدا می گویند پانزده هزار بوده است، لکن مصدومین و معلولین، کسانی که اعضای خودشان را در آن گیرودار از دست دادند ما چطور می توانیم بیان کنیم یا تصور کنیم. لکن در عین حالی که پانزده خرداد یک مصیبتی بود برای ملت ما، لکن مبداء جنبش بود. از همان وقت و جلوتر از آنوقت روحانیون قیام کردند و به دست روحانیون نهضت شروع شد، از قم شروع شد و پانزده خرداد یک انعکاسی بود از همان قیام، روحانیت را گرفتند و قریب تمام - تقریباً - علماء تهران را گرفتند و حبس کردند و شاید مدتی هم علماء تهران، وعاظ تهران در حبس بودند و بعد به تدریج رها شدند و از آنجا شروع شد به نهضت و مخالفت. در عین حالی که پانزده خرداد مصیبت برای ما بود لکن این موهبت را هم خدای تبارک و تعالی به ما عطا کرد که مردم بیدار شدند و لبیک گفتند به صدای روحانیون و در همه جا، در همه مملکت این نهضت شروع کرد و مبداش از همان پانزده خرداد بود و بعد کم کم تدریجاً ریشه گرفت و بعد که در این آخری دیگر زیادتر شد و بیشتر شد نهضت مردم، پیشتر رفت نهضت مردم و قیام همگانی شد و بحمدالله ریشه اجانب از این مملکت کنده شد و شاه سابق از ایران رفت، گرچه آمریکا او را پناه داد و الان هم در پناه آمریکاست منتها در مصر یا در حوالی مصر

صحیفه نور جلد 12 صفحه 154

بسر می برد که آنها هم در قبضه آمریکاست. بنابراین پانزده خرداد در عین حالی که مصیبت بود لکن مبارک بود برای ملت که منتهی شد به یک امر بزرگی و آن استقلال کشور و آزادی برای همه مملکت.
 

بدانید که دخالت نظامی آمریکا و شوروی در اراده ملت ما اثری ندارد

آزادی را ما و ملت ما با قیمت گران به دست آورد و لیکن ارزشش بیشتر از این معانی بود. الان هم اشخاصی که طرفدار آمریکا یا رژیم سابق هستند، الان هم دنبال این هستند که باز این مسائل سابق را به کشور ما برگردانند لکن این دیگر یک خیال باطلی است آمریکا اخیراً هم گفته است که کارتر گفته است که اگر چنانچه هیچ کس هم از دولت ها با من همراهی نکنند من خودم دخالت می کنم و برای اشخاصی که در ایران هستند و محبوسند من دخالت می کنم و این یک امری است که برای رئیس جمهور یک کشوری که ادعای این را دارند که ما حقوق بشر را می شناسیم، این یک جرمی است، یک نفر قلدر بگوید من دخالت می کنم در یک کشور دیگری و دخالت هم کرده است، این یک جرمی است که باید محاکمه بشود، کارتر باید در دادگاه های عمومی دنیا محاکمه بشود و اینهائی که ادعای این می کنند که ما استقلال همه ممالک را، همه کشورها را به رسمیت می شناسیم اینها کجا هستند که جلوی کارتر بایستند و بگویند که تو می گویی من خودم تنها دخالت در این کشور ایران می کنم، دخالت در یک مملکت مستقلی می کنم. نظامی پیاده کرده است و می خواهد باز پیاده بکند. اینها کجا هستند که یک همچو مجرمی را طرفداری از او می کنند. ما به کجا باید شکایت کنیم از این کشورهائی که دنبال آمریکا و دست نشانده آمریکا هستند و دنبال او هستند در جرایمی که آمریکا دارد مرتکب می شود. ما به چه دستگاهی، به چه دادگاهی شکایت ببریم از این قلدرها و از اینها که زمام امور کشورهای بیچاره مظلوم را به دست گرفتند و مع الاسف آن کشورهائی هم که ادعای استقلال می کنند دنبال او هستند، دنبال یک همچو جریمه ای. باید از این دولت ها پرسید که محاصره اقتصادی که شما می کنید و یک ملت مظلوم را می خواهید در تنگنای محاصره قرار بدهید این با چه اصلی از اصول دنیا، از قوانین دنیا منطبق است، مجرد اینکه آمریکا قدرت دارد و به شما امر می کند، همین عذر است برای شما که محاصره اقتصادی بکنید؟! و شما گمان می کنید که با محاصره اقتصادی ملت ما شکست می خورد و ملت ما قانع خواهد شد و خاضع خواهد شد؟!
شما باید بدانید که دخالت نظامی آمریکا و همه شماها، دخالت نظام شوروی و همه وابستگان به او، دخالت شماها همه در کشور ما و حصر اقتصادی شماها، در آن اراده ملت ما، آن تصمیم و اراده ملت ما اثری نخواهد کرد و ما مهیای مرگ هستیم. شما ما را از چه می ترسانید؟ ما که مهیای شهادت هستیم، شما ما را از اقتصاد می ترسانید، از دخالت نظامی می ترسانید؟! شما کسانی را که از مرگ می ترسند باید بترسانید، نه مملکتی که حاضر شده برای شهادت و شهادت را یک فوز برای خودش می داند. بنابراین هیچ ما از این مسائل خوفی نداریم و آمریکا چه با همه کشورها دست به هم بدهند و بخواهند دخالت کنند یا خودش به تنهائی به قول کارتر دخالت بکند، دخالت بکند تا بفهمد قضیه

صحیفه نور جلد 12 صفحه 155

چیست، دخالت نظامی بکند تا بفهمد که مطلب چیست. خوب است که از افغانستان آقای کارتر عبرت بگیرد، افغانستان که دولتش با او، با شوروی موافق است، حزب های کمونیستی و چپگرا با او موافق است، یک عده ملت که نداشتند و ندارند اسلحه مدرن، آنها اسلحه های خود شوروی را گرفتند و سربازها و صاحب منصب خود شوروی را با اسلحه های خودشان کشتند و الان هم آنها مشغول هستند و شوروی هر روز می فرستد و سلاح های مدرن را می فرستد، سرباز می فرستد لکن نتوانسته تا حالا ملت افغانستان را، ملت شجاع افغانستان را خاضع کند. آن افغانستان است که احزابش، احزاب کمونیستی و چپگرا با شوروی دست به هم دادند، با دولت دست به هم دادند لکن ملت را نتوانستند خاضع کنند.
ایران بحمدالله دولتش موافق است و چپگرایان اینجا که تابع آمریکا هم هستند عددی نیستند که قابل ذکر باشند آنها را ما با آنها مسامحه می کنیم والا یک روز تمام آنها از بین خواهند رفت. آمریکا خیال نکند که با دخالت نظامی می تواند کاری بکند یا با حصر اقتصادی می تواند کاری بکند. ملتی که روزه می گیرد، ملتی که شهادت را قبول کرده، از این چیزها دیگر نمی ترسد. بنابراین، این روز مبارک پانزده خرداد که در عین حال که شهیدهای زیاد ما داشتیم لکن مبارک برای ملت ما بود، من به همه ملت تبریک می گویم و امیدوارم که همانطوری که تاکنون از پانزده خرداد تاکنون ملت ما ادامه داده است به نهضت خودش، از این به بعد هم ادامه بدهد و همه قدرتمندان را مأیوس کند از دخالت در کشور ما. خداوند انشاءالله همه را توفیق بدهد و همه را سلامت و اسلام را قوت بدهد و امیدواریم که این نهضت به سایر بلاد اسلامی هم صدور پیدا بکند و این مکتب، مکتب همه مسلمین است بلکه همه مستضعفین. خداوند مستضعفین را از چنگال مستکبرین بیرون ببرد و بحمدالله طلیعه اینکه مستکبرین به جای خودشان بنشینند، طلیعه این در دنیا پیدا شده است، فقط ایران نیست، همه دنیا تقریباً مستضعفین بیدار شده اند و جمعیت، اکثریت قاطع با آنهاست و من امیدوارم که به زودی بساط ظلم برچیده شود. خداوند همه را توفیق عنایت کند.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:19 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها