0

صحیفه نور امام خمینی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:19 AM

بیانات امام خمینی در جمع سرپرست و معاونین وزارت کشور و استانداران سراسر کشور

تاریخ: 1359/03/20

 

ناسازگاری بین ارگان ها باعث تزلزل و آسیب کشور می گردد

بسم الله الر حمن الرحیم
من در طول این مبارزه از قبل 15 خرداد 42 تا وقتی که بساط شاهنشاهی به هم خورد، هیچ وقت نگران نبودم برای اینکه می دیدم ما مقابل هستیم با یک دستگاه جبار و ظالم و اجنبی ها، و ما مکلف هستیم کوشش کنیم برای اینکه این مسائل تبدیل بشود و اگر هم پیش نبردیم، پیش من هیچ اهمیتی نداشت برای اینکه ما به تکلیف خودمان عمل کرده بودیم و پیش خدا مسؤولیت نداشتیم. بعضی از آقایانی که در پاریس پیش من می آمدند، اظهار می کردند که نمی شود این کار را انجام بگیرد. شما مثلاً بخواهید بعضی از اینها را اجازه بدهید بعضی از اینها بیایند و فلان. و بعد از رفتن شاه هم من به آنها می گفتم که ما یک تکلیفی داریم و داریم عمل می کنیم. کسانی که تکلیف عمل می کند، دنبال این نیستند که ببینند آیا غلبه می کنند یا مغلوب می شوند. ما غلبه کنیم، خوب بهتر، اگر مغلوب هم شدیم که حضرت امیر (ع) هم مغلوب شد در جنگ با معاویه، امام حسین هم کشته و مغلوب شد اما تکلیف را عمل کردند و ما هم تکلیف را انجام می دهیم. من در تمام طول این مدت از باب اینکه مقابله بین ما و دستگاه جبار و کفر و اینها بود نگرانی نداشتم، لکن حالا نگرانم. در وقتی که جمهوری اسلامی بنا داشتیم که تحقق پیدا بکند، بحمدالله خیلی چیزهایش هم تحقق پیدا کرد، لکن نگرانی من از داخل خودمان است از دو جهت که یک جهتش سبک است و جهت دیگر سنگین. این جهت سبک آن کارهائی که مخالفین، توطئه ها و دسته بندی هائی که مخالفین دارند، این چیز مهمی به نظر من نیست، آنچه مهم است این ناسازگاری هائی که در ارگان های اسلامی است، مملکتی اسلامی و تا به هنگامی که همکاری همه طبقات به هر کجا که بروی با هم توافق ندارند و مرتباً دعوت به توافق می کنند همه لکن خودشان هم توافق ندارند، این موجب نگرانی است برای اینکه این اسباب این می شود که کشور به حال تزلزل باقی بماند و اگر یک مدتی به حال تزلزل باقی بماند، آسیب از خودش پیدا می شود و از داخل آسیب می بیند و محتاج به این نیست که از خارج بیایند و به ما آسیب برسانند، ما خودمان به جان هم می افتیم و خودمان را از بین می بریم. آنچه که الان موجب نگرانی است این است که ما از یک طرف دستمان بسته است برای اینکه ما بخواهیم انگشت بگذاریم روی افراد، بگوئیم این خرابکار است یا آن خرابکار است، یک افرادی هستند که ما نمی توانیم بگوئیم اینها خرابکار هستند و اشتباه

صحیفه نور جلد 12 صفحه 164

کارند و نمی شود که ما اشخاصی که، از استاندارهائی که در اطراف هستند یا وزرائی که در فلان وزارتخانه هستند یا اشخاصی دیگر و اینها را بگوئیم که نه ما با اینها مبارزه کنیم. اینها از خودمان هستند. ما قبلاً مبارزه می کردیم، مبارزه یا شکست است یا پیشرفت که ما هر دویش را برده ایم، اما حالا دیگر مبارزه نداریم، ما با هم باید حالا سازش بکنیم تا اینکه این مملکتی که اینطور در هم و برهم است و از همه اطراف به آن هجوم است، خودمان این را پیش ببریم. لکن مع الاسف آدم می بیند که به هر جا دست می گذارد اختلاف است. اختلاف بین استاندار با کسان دیگر، ژاندارمری با کسان دیگری، ارتش، پاسدار، چه و چه، همه بنگاه هائی است که با هم اختلاف دارند و ممکن است که بسیارش از روی اشتباهات باشد، لکن اشتباه بزرگتر این است که این اشتباه را رفع نکنند که مطلب واضح این است که ما اگر چنانچه به این حال باقی بمانیم، نمی توانیم این مملکت را اداره بکنیم و هیچ کسی نمی تواند، تا یک نظامی در کار نباشد و یک هماهنگی بین حوزه و بین استان ها نباشد، این مطلب پیش برده نمی شود و مع الاسف این معنا تاکنون درست بین مردم، بین آقایان، بین عرض می کنم که بین سردمدارها و دولتمندها، اینها تا حالا، به طور دقیق شناخته حتی نشده است و اگر شده است عمل به آن نشده است.
 

باید هر کس که در هر جا هست آنجا را درست کند

این مسأله نیست که شما حالا بگوئید فرض کن فلان وزارتخانه ای یک اشکال دارد. هر وزارتخانه ای که بروید الان در داخل آن یک افرادی و اشخاصی هستند که با هم سازش ندارند. بین این وزارتخانه ها و وزارتخانه دیگر هم ممکن است همین طور باشد، همه دستگاه ها الان در هم و بر هم است و این را باید کی درست کند، به غیر از این است که باید هر کس که در هر جا هست آنجا را درست کند؟ مثلاً فرض بفرمائید شماها که در شهرستان ها هستید، در استان ها هستید باید کوشش کنید که این استانی که هستید آنجا را درستش کنید ذهنتان را متوجه نکنید که یک جای دیگر خراب است. اگر بنا باشد که ذهن آدم متشتت بشود، شمائی که استاندارید بروید و بگوئید که در فرض کن در فلان وزارتخانه ای کجا هم یک همچو اشکالاتی هم هست، شما کار خودتان را هم می توانید انجام بدهید. باید وزارتخانه ها را اشخاصی که در آن وزارتخانه هستند اداره کنند. فرض کنید بعد انشاءالله مجلس تحقق پیدا کند، به وسیله مجلس باید اینطور مسائل حل بشود. انشاءالله امید است که حل بشود انشاءالله لکن این مسأله است که باید هر کسی مثلاً یک کسی که خانه اش، یک اختلافاتی در داخل خانه خودش است اگر بنا باشد که این آدم آنجا را کار نداشته باشد برود سراغ همسایه ها که ببیند که همسایه ها چطور هستند، این نمی تواند اداره کند. این کسی که در خانه اش اختلاف است باید تمام همش را، این اختلاف خانه اش را بردارد و بعد اگر هم یک جای دیگر هم خرابکاری است کار صحیحی است که برود آنجا هم امر به معروف کند. شما آقایان استانداران اگر چنانچه که یک استانی که به منزله خانه خودتان است، تمام توجه تان

صحیفه نور جلد 12 صفحه 165

را متوجه خودتان بکنید که اولاً خود استانداری چه اشخاصی در آن است اشخاصی همه اشخاص صحیحند یا غیر صحیح، شما خودتان می توانید آن اشخاص را تغییر بدهید. شما به عنوان اینکه در وزارت نفت مثلاً یک کسی خراب است، نباید از کاری که خودتان الان در استانداری خودتان هست کوتاهی کنید و بروید سراغ آن. شما هم همه تان، هر فردی در هر مقامی که هست، ملاحظه کنید آن محلی که هست، آن همان مثل خانه خودتان، اول داخل همان استانداری چه جوری است، آنها را تصفیه کنید بعد جاهای دیگر که تحت نظارت شماست، مثل فرماندارها و اینها که هستند، اینها را شما باید وادار کنید به اینکه درست بکنند و مسائلی هم که در فرض کنید در وزارتخانه ها می گذرد، آقای کنی در وزارت کشور هستند. ایشان آن وزارتخانه را ببیند که چه جور می شود اصلاحش بکنند و یک کسی هم که در وزارتخانه دیگری است، باز او هم دنبال آن بگردد و اصلاح بکند. اگر هر کسی که در هر محلی است همان محل را اصلاح بکند، مملکت عبارت از همین جامعه است، اگر این جامعه هر کدام در هر محلی که هستند در صدد این باشند که اصلاح بکنند کار را و همان محلی که خودشان هستند اصلاح بکنند، جامعه اصلاح می شود.
 

با حفظ تفاهم و برادری از شکست نهضت جلوگیری کنید

در هر صورت آنچه موجب نگرانی است آن است که جمهوری اسلامی شکست بخورد. ما قبلاً با طاغوت مقابل بودیم طاغوت ما را شکست می داد، بسیار خوب خیلی از جاها طاغوت غلبه کرده است و حالا هم در عالم، طاغوت باز غالب است اما جمهوری اسلامی و جایی که ما ادعای این را داریم که این اسلام درش است، احکام اسلام در آن است، این بخواهد شکست بخورد به واسطه اشخاصی که خودی هستند، فرق نمی کند بین فرض کنید روحانیون همه سرتاسر مملکت، اگر روحانیون سرتاسر مملکت خدای نخواسته یک کاری بکنند که ضررش به جمهوری اسلامی برسد، دادگاه همه مملکت آنها یک کاری بکنند که ضررش به جمهوری اسلامی برسد و یا اینکه وزارتخانه و همه جا اگر اینطور باشد، آنوقت ما اسلام را به دست خودمان لطمه زدیم. آنچه موجب نگرانی است ما خودمان، فرض کنید که ما فعالیت خودمان و اسلام را به هم بزنیم، تا حالا داد می زدیم جمهوری اسلامی، حالا که جمهوری اسلامی ارکانش هم تحقق پیدا کرده است، محتوایش را ما نتوانیم اسلامی بکنیم، علاوه بر این هی به همش بزنیم، هر کسی یک طرف را بگیرد، آن از آن طرف بکشد، هر کس هر وقت صحبت می کند به ضد دیگری صحبت بکند، آن یکی اگر صحبت کند، بر ضد دیگری صحبت بکند، این یک مملکت آشفته می شود. همه گناه را به گردن دیگری می گذارند. نه، گناه گردن همه ما هست، همه ما مسؤول هستیم پیش خدا (کلکم راع و کلکم مسؤول) همه ما باید مراعات بکنیم و راع بکنیم و همه ما مسؤول هستیم از این کاری که می کنیم. نباید من بگویم که همه گناه ها گردن کس دیگر است و او هم بگوید که گردن یک کسی دیگر است. خیر باید همه ما اعتراف بکنیم که رشید نیستیم، رشد نداریم. این مردم، این توده مردم، مردمی بودند که ریختند و کارها را انجام دادند، حالا

صحیفه نور جلد 12 صفحه 166

به عهده شماهاست، به عهده همه ماست که اینکه اینها گرفتند ما نگهش داریم. توده که دیگر نمی تواند مملکت را اداره کند، توده راه افتاد همه کارها را توده مردم انجام داد و سپرد آن را دست شما آقایان که در راس امور هستید، اینها حالا باید نگاهش دارید، این یک امانت الهی است که باید ماها نگهش داریم. اگر بنا باشد که ما هر کدام در محلی که هستیم هر یکی طرفدار یکی دیگر و طرفدارش مخالف باشد، هر قدرتی باید از دیگری اطاعت نکند، از تهران گرفته تا سرحدات اینطور باشد، یک مملکت هرج و مرجی است که مستوجب یک قیمی است، بعد هم برای ما یک قیم معین بکنند. اگر ما خودمان رشید باشیم و حالائی که ما پیروز شدیم، نسبت به این مسائلی که تا حالا بوده است اگر بنا باشد که ما رشد نداشته باشیم که اداره کنیم مملکتمان را، بتوانیم اداره کنیم مملکتمان را، بتوانیم که آن چیزی که امانت دست ماست حفظ بکنیم، اگر همچو رشدی نداشته باشیم که مساوی با قیم هستیم و دنیا می گوید اینها قیم می خواهند و یک وقتی یک قیم می خواهند، فرقی نمی کند یا آمریکا باشد یا شوروی. ما باید از اول متوجه این معنا باشیم که خودمان هستیم، خودمان را گم نکنیم که اگر انسان نیست دیگر، یک کس دیگر باید ما را اداره کند. شماها باید اداره کنید، شماها که در استان ها هستید و آقایان دیگر هم هستند در استان ها، استان ها را باید شماها اداره کنید و شماها اداره کنید. استان ها را درستش بکنید و با قدرت درستش بکنید. این نقصی که پیدا می کند و عرضه می کند به مجلس، درست می کند اینها را. در هر صورت آنچه موجب نگرانی بزرگ است این است که یک وقت نهضت ما شکست بخورد. شکست شخص چیزی نیست، کشتن شخص چیزی نیست، اما نهضت را ما کاری بکنیم که با اعمال ما این نهضت ما به هم بخورد!! ما باید یک کاری بکنیم. هر کس به کشورش اعتقاد دارد، به دیانتش اعتقاد دارد، به خدا اعتقاد دارد، امروز باید این را حفظش بکند و اختلافات جزئی که بین افراد است، این را کنار بگذارد و اینطور نباشد که تمام هم ما صرف این شود که او را کنار بزنیم و خودمان جلو بیائیم، این نباشد. همه ما هممان این باشد که صرف این شود که اگر کسی هم خلاف کرد، برادرانه به او بگویید و حالی کنید که این کار شما غلط بوده است، اگر باورش نیامد و دیدید آدم صحیح نیست، باید آنوقت به مقامات گفته شود تا جلویش را بگیرند.
در هر صورت این مرا نگران می کند و من مدت هاست که برای این جهت نگرانم و به همه آقایان این نگرانی را گفته ام و ما نمی توانیم با اشخاصی که داخل خود جمعیت ما هستند مبارزه کنیم. مبارزه با خارج، مبارزه با طاغوت خواهیم کرد. منظور، مبارزه کنید، ما نباید مبارزه با خودمان بکنیم، باید با هم تفاهم کنیم و با هم برادر باشیم. همه اهل یک مملکت و یک ملت و همه ما ارادت به اسلام داریم، اینطور نباشد که هر کدام بگوید ما اسلامی هستیم و دیگران نیستند. نخیر، همه ما اگر کارهائی که محول به خودمان است آن را به طور صحیح انجام ندهیم، ما اسلامی نیستیم، ما طاغوت هستیم. عین همان بود که کارها را بر خلاف مملکت خودش انجام می داد. حالا هم اگر بنا باشد هر کدام در یک محلی بر خلاف مصلحت کشور خودمان آنچه در تهران، آنچه در شهرستان است اگر بنا باشد اینطور باشد باید ما کمر ببندیم به نابودی آن. نابودی که نهضت ما نابود نشود. خودمان نابود بشویم اشکال ندارد،

صحیفه نور جلد 12 صفحه 167

نهضت ما نابود نشود.
 

کوشش کنید یک کشور اسلامی با محتوای اسلامی داشته باشید تا پیروز باشید

در هر صورت من امیدوارم که مسائلی که دارید خودتان کوشش کنید برای رفعش و انشاءالله وقتی که مجلس به کار افتاد مسائل در مجلس برود و از مجلس سایر جاها الهام بگیرد و قوای انتظامی اجرا بکند تا انشاءالله همه مسائل حل بشود. امیدوارم که حل بشود مسائل. در هر صورت حالا من همه اش را روضه خوانی نکنم. این را به شما عرض بکنم که شما، این توده جمعیت سی و چند میلیونی، آنها قیام کردند و یک قدرت بزرگی را شکستند و قدرت های دیگر هم نتوانستند هیچ کاری بکنند با اینکه همه به فکر این هستند که اینجا را چه بکنند.
دنیا ما را پیروز دانست و الان هم این آمریکائی که دارد عربده می کشد دیگران الان دارند توی دهنش می زنند و از هیچ نترسید که شما پیروزید انشاءالله و امیدواریم که با همان پیروزی جلو بروید، هر کسی نتواند در این مملکت به شماها تعدی بکند. یک مملکت اسلامی باشد، محتوایش اسلامی باشد. کوشش کنید محتوای آن را اسلامی کنید. کار نداشته باشید که فرض کنید بندر کجا یک مسأله اسلامی نیست. شما همان ها را اسلامی کنید. اگر ما هر کدام هر جا که هستیم آنجا را تصحیح کنیم، همه جا درست می شود. انشاءالله امیدوارم که با قدرت، شماها پیش بروید و مملکت هم مال خودتان است بتوانید آن را اصلاحش بکنید و مصلحتش را در جهت، خودتان هستید، دیگر یک آقا بالا سر نیست که بیاید و به شما بگوید که این کار را بکنید و مملکت هم مال خودتان و مملکت خانه خودتان و خانه خودتان را باید اصلاح بکنید.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها