پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
یک شنبه 3 اردیبهشت 1396 9:20 AM
تاریخ: 1359/04/29
بسم الله الر حمن الرحیم
من هر روزی که از این انقلاب می گذرد توجه به این معنا بیشتر پیدا می کنم که ملت ما انقلابی عمل کردند و ما نکردیم. ما یا مقصریم یا قاصر، و در هر دو جهت آن، در پیشگاه ملت جواب باید بدهیم. مردم ریختند همانطور که می دانید این جرثومه فساد را بیرون کردند و به پیروزی نسبی رسیدند. وقتی که امر دست ماها افتاد، هیچ کدام انقلابی عمل نکردیم. و اگر چنانچه ما تجربه داشتیم یعنی یک انقلابی کرده بودیم و از بین رفته بودیم و یک انقلاب دیگر کرده بودیم، اینطور عمل نمی کردیم. ما با بی تجربگی این انقلاب را ایجاد کردیم یعنی ملت کرد و ما با بی تجربگی آن کارهای انقلابی که باید در اول انقلاب بشود، با مسامحه گذراندیم و همان مسامحه هم موجب شد که این گرفتاری ها را تا حالا پیدا کردیم و از این به بعد هم داریم، مگر اینکه انقلابی جبران کنیم. ما ملاحظه می فرمائید، الان که مدت هاست یا عزای عمومی اعلام می کنیم یا تشییع جنازه می رویم یا راهپیمائی می کنیم برای کشتارهائی که شده است، یا مجلس عزا منعقد می کنیم. کار ما این شده است که در این مملکت پاسدارهای ما اینطور قتل عام می شوند و اینطور کشته می شوند و این برای این است که ما انقلاب را آنطور که باید راه نبردیم اگر راه برده بودیم، اگر آن روزی که می خواستند در کردستان بروند برای مذاکره، من به آنها تذکر دادم که اگر بخواهید مذاکره، باید با موضع قدرت بروید، اول باید ارتش و پاسدارها و اینها احاطه کنند آنها را، محاط قرار بدهند، بعد شما بروید صحبت کنید. مسامحه شد، این اسباب این شد که آن گرفتاری طولانی برای ما پیش آمد و آنقدر ضایعه واقع شد و الان هم می بینید که ضایعه پشت سر ضایعه. همین چند روز چقدر جمعیت از پاسداران شهید شدند و این همه اش برای این است که ما دو دسته بودیم یک دسته مان از مدرسه آمده بودیم وارد شده بودیم و یک دسته مان از خارج آمده بودیم و وارد شده بودیم. نه ما آن تجربه انقلابی را داشتیم و نه آنها آن روح انقلابی را و لهذا از اول هم که ما به حسب الزامی که من تصور می کردم، دولت موقت را قرار دادیم خطا کردیم. از اول باید یک دولتی که قاطع باشد و جوان باشد، قاطع باشد بتواند مملکت را اداره کند، نه یک دولتی که نتواند، منتها آنوقت ما نداشتیم فردی را که بتوانیم، آشنا نبودیم بتوانیم انتخاب کنیم، انتخاب شد و خطا شد و حالا هم که دولت می خواهد در مجلس شورا دولت ایجاد بشود، حالا ما باید این مطلب را به مجلس
شورا اعلام کنیم که باید یک دولت متدین تمام، صد در صد اسلامی و قاطع، یک نفر وزیر اگر مثل بعضی از این وزرا که الان هستند باشد، اینها نپذیرند، تمام وزرا یکی یکی باید بررسی بشود، وزیر متدین صد در صد انقلابی، مکتبی و قاطع. اگر چنانچه ما دولتمان باز مثل سابق باشد و آنطور وضع و آنطور دید را داشته باشد، ما باید عزای این نهضت را بگیریم و پیروزی ما امکان ندارد و لهذا ما باید این اشتباهات سابق را جبران کنیم. اگر ما آن خطا را نکرده بودیم که هی آمدند به من گفتند، هی گفتند، هی گفتند این مصلحت اندیشان که (اینهائی که، سازمان هائی که نکشته اند آدم و چه نکرده اند، این عفو بشود) این عفو بر خطا واقع شد و اینها ریختند مشغول توطئه شدند. یک جمعیتی که در دست ما بودند رهایشان کردیم، یک دسته ای را که باید بگیریم دیگر نگرفتیم.
ما اگر مثل آن انقلاب هائی که در دنیا واقع می شود از اول عمل کرده بودیم که به مجرد اینکه پیروزی حاصل شد تمام درها را ببندیم و تمام رفت و آمدها را منقطع کنیم و تمام این گروه ها را خفه کنیم یا کنار بگذاریم و منحل کنیم تمام این گروه هائی که بودند و با شدت عمل کنیم با آنها، این گرفتاری ها برای ما پیدا نمی شد که ما هر روز عزا بگیریم، هر روز شهید داشته باشیم. و این از دست ما گذشت و در بارگاه خدا ما استغفار می کنیم. از این به بعد نباید این تکرار بشود. باید دولت قاطع باشد، باید مجلس قاطع باشد. اگر در مجلس اشخاصی هستند که اینها باز همان طبل را می زنند و همان حرف ها را می زنند، به اینها نباید گوش بدهند. باید مجلس، یک مجلسی باشد که با قاطعیت عمل کند و دولت اگر بخواهد یک قدم کنار بگذارد، با قاطعیت بخواهند آن را ردش کنند و از اول هم که می خواهند قرار بدهند یک دولتی را، تصویب کنند یک دولتی را، یک دولتی باید باشد تمام افرادش، وزرایش تمامشان اشخاصی باشند که بفهمند چه شده است، بفهمند که ما در چه حالی واقع هستیم، بفهمند که اسلام چه جور باید در ایران پیاده بشود. اینها بسیارشان اصلاً توجهی به این مسائل ندارند. وزارتخانه ها الان هیچ کدام یک وزارتخانه صحیح نیست. هر روز تقریباً از خارج به ما اطلاع می دهند که سفارتخانه کجا به چه جور است، سفارتخانه کجا، اموال ایران در سفارتخانه ها دارد از بین می رود، میلیاردها اموال ایران در آنجا هست، میلیاردها خانه هائی که ساخته شده اند، قیمت دارند، دارند از بین می روند و کسی نیست که به اینها رسیدگی کند، ما نداریم کسی که رسیدگی کند. الفاظ زیاد است هی می آیند همه جا درست شد، همه چیز شد، لکن واقعیت ندارد. باید یک هیاتی از طرف مجلس تعیین شود از اشخاص قاطع، راه بیفتد دور ممالکی که سفارتخانه داریم سفارتخانه ها را اصلاح کنند، این اشخاص سازمانی، این اشخاص فاسد را کنار بگذارند که سفارتخانه یک سفارتخانه انسانی بشود.
سفارتخانه حالا در هر جا که دست رویش می گذارند فاسد است، هر جا که دست می گذارند جز خوردن و خوراک و جز تفریح و فحشا چیزی در آن نیست. اینها باید اصلاح شود، این نمی شود که
تقریباً قریب دو سال است که می گوئیم جمهوری اسلامی، هیچ چیز اسلامی نباشد هر جای آن دست بگذاریم می بینیم خراب است، اینجا هم وزارتخانه اش همین طور. این نمی تواند دوام پیدا بکند ما نمی توانیم تحمل کنیم این مطلبی را که آقایان می خواهند با آن مغزهائی که در اروپا تربیت شده است درست بکنند. ما می خواهیم اسلام را چه بکنیم. یکی از اینها آمده بود گریه می کرد که چرا بعضی از اینها را می کشند، نه این آخری ها را، آنهائی که آقای خلخالی مثلاً می کشتند. اینها باز توجه ندارند که اسلام در عین حالی که تربیت است، یک مکتب تربیت است لکن آن روزی که فهمید قابل تربیت نیست، 700 نفرشان را در یک جا، یهود بنی قریضه را در حضور رسول الله می کشند گردن می زنند به امر رسول الله. اینها همین حرف غربی را می زنند که ما باید اصلاح کنیم، اول همه را اصلاح کنید بعد حد بزنید، این عجیب است که اول ما باید این مملکت را همه را هدایت کنیم که همه تربیت بشوند، بعد حد بزنیم. اگر یک کسی حالا شرب خمر کرد، حالا حدش نزنیم، اول چیزش بکنیم تا مغزش اصلاح بشود. اینها یک حرف های غلطی است، باید حدود جاری بشود، باید وزارتخانه ها اصلاح بشود.
مجلس امروز رسمیت پیدا کرد. با رسمیت مجلس، دیگر باید تمام امور را مجلس اصلاح بکند، یعنی با تمام قدرت، دولتی که تعیین می کند، دولت صد در صد اسلامی دارای قدرت باشد و کارهائی را که می کند دولت، همین طور کارهائی که در وزارتخانه ها می شود، کارهائی که در استان ها می شود، همه تحت نظر باشد و مجلس بازخواست کند از اینها، بخواهد اینها را و استیضاح کند اگر یک وقت خطا کردند، کار را درست انجام بدهند. اگر ارتش ما کارش را درست انجام داده بود که ما حالا باز گرفتار بلوچستان نبودیم، گرفتار کردستان نبودیم. اینها کارها را درست انجام نمی دهند زحمت کشیده اند البته من نمی خواهم تقدیر نکنم از زحمت هائی که کشیده شده است لکن مسامحه دارد می شود رها می کنند دنبالش را. باید استیضاح بشود که چرا این 14 نفر آدم در آنجا کشته شده اند، با چه وضع اینجا کشته شده اند، چرا باید اینطور بشود؟ اینهائی که در این کوهستان می رفتند و برای خودشان چیز کرده اند، چرا رهایشان کرده اند؟ چرا نمی روند پاکسازی کنند؟ همه این حرف ها برای این است که ما نه رؤسای ارتشمان یک اشخاصی هستند انقلابی و نه وزارتخانه هایمان اینطورند و نه یک دولت انقلابی ما داریم و نه هیچ کداممان، انقلابی نیستیم ما و صدمه خواهیم خورد و صدمه خوردیم. تا کی ما عزا بگیریم؟ تا کی ما مجلس عزا بگیریم؟ تا کی این جوان های بیچاره ما تلف بشوند و باز هم قدردانی از آنها نشود و توی سرشان زده بشود؟ هی کشته بدهند و هی تو سری بخورند، هی کشته بدهند و هی تکذیب بشوند. تا کی ما باید اینها را تحمل بکنیم؟ باید این کارها اصلاح بشود.
از جمله اصلاحات همین اصلاحات قضاوت است. قضاوت در اسلام نمی شود دست اینها باشد، دست این جمعیتی که حالا هست. کدام یکی اینها قاضی اسلامی هستند؟ کدام اینها، شما
تشخیص می دهید که اینها قضاوت به آن ترتیبی که اسلام گفته قضاوت، قضاوت بکنند؟ حالا ما می گذریم از اینکه خیر، مجتهد جامع الشرایط، ما به اندازه این، قضات نداریم، به اندازه احتیاج نداریم. اما اشخاصی باشند که توجه داشته باشند به قضاوت اسلامی، بتوانند بفهمند این مقدار ولو از روی - فرض کنید - تقلید بتوانند بفهمند که قضاوت چه است، وضع قضاوت اسلامی چیست. اگر ما بخواهیم مسامحه کنیم در قضاوتش، در عرض می کنم پاکسازی آنجا مسامحه بکنیم، تا آخر ما گرفتار هستیم قضاوتمان گرفتار است - عرض می کنم که - ارتشمان هست، همین طور همه سازمان ما هست. ما باید از حالا به بعد اینطور رفتار نکنیم که تا حالا کردیم، تا حالا خطا کردیم، این خطا را باید جبران بکنیم و باید با کمال قدرت تمام این کارها عمل بشود و ما با هیچ کس قوم و خویشی نداریم. ما با اسلام، مطیع اسلام هستیم و احکام اسلام را می خواهیم جاری بکنیم. اگر در وزارتخانه ای، اگر در جائی احکام اسلام بخواهد جاری نشود، ما در وزارتخانه را می بندیم. وزارتخانه ای که ضرر داشته باشد برای اسلام، برای حکومت اسلامی، به چه درد ما می خورد. بودجه را تصویب می کند شورا، آقای مثلاً وزیر بودجه نمی دهد، آنجا به هم می خورد، آن وضع به هم می خورد. وضع اینطوری است که اشخاصی هستند افکارشان افکار انقلابی نیست افکاری است که می گویند نه، ما باید حالا با مسامحه، با چه، با چه رفتار کنیم.
این اشخاصی که انقلابی نیستند باید در راس وزارتخانه ها نباشند و آقای بنی صدر باید امثال اینها را معرفی به مجلس نکند و اگر کرد، مجلس رد بکند و هیچ اعتنا نکند الا اینکه وزیری باشد که کارآمد باشد، اسلامی باشد، مسامحه کار نباشد، انقلابی باشد تا یک مملکتی ما دستمان باشد. اگر بنا باشد اینطوری باشد باید ما عزای اصل جمهوری را بگیریم، عزای اصل همه مسائل را بگیریم. آقایان سر یک ملی شدن چیز، امروز دیدید که التماس می کنند که بگذارید یک قدری بگذرد، یک قدری بگذرد ببینیم ملی چطوری است. ما چقدر سیلی از این ملیت خوردیم. من نمی خواهم بگویم که در زمان ملیت، در زمان آن کسی که اینهمه از آن تعریف می کنند، چه سیلی به ما زد آن آدم، من نمی خواهم بگویم که طلبه های مدرسه فیضیه را به مسلسل بستند در آن زمان، همانطور که در زمان پهلوی بستند که من و آقای حائری بالای سر این جوان هائی که از مدرسه فیضیه به تیر بسته شده بودند، رفتیم و اطباء جرات نمی کردند بنویسند این زخمی شده است. بروند کنار اینها، بروند گم بشوند اینها، اینها منحل باید باشند. ما نمی توانیم تحمل کنیم به اینکه هر کس هر جوری دلش می خواهد (خیر، من دلم می خواهد که حالا دموکرات باشد، من دلم می خواهد که ملی باشد، من دلم می خواهد که ملی و اسلامی باشد) ما از اینها ضربه دیده ایم، ما اسلام را می خواهیم، غیر اسلام را نمی خواهیم، مجلس باید اسلامی باشد، مجلس باید افکارش افکار اسلامی باشد تا ما بتوانیم چه بکنیم. من نمی توانم تحمل بکنم که اینقدر ما جوان هایمان از بین بروند برای اینکه ما مسامحه داریم می کنیم مسامحه ها از کار باید بروند و باید
حالا که مجلس تأسیس شد و مجلس رسمیت پیدا کرد، همه امور باید بر نظارت مجلس به روال خودش بگذرد و با جدیت و با قاطعیت و بدون مسامحه، هر کس خلاف کرد بخواهند او را و اگر خلافی واقعاً کرده بدهند او را دست دادگاه ها و دادگاه ها محاکمه اش کنند.
از این جهت حالا عرض می کنم تمام کمیته ها در سرتاسر مملکت باید به قدرت خودش باقی باشد، تمام سپاه پاسداران در سرتاسر کشور باید به قدرت خودش باقی باشد، تمام دادگاه های انقلابی در سرتاسر مملکت باید به قدرت خودش باقی باشد. باید دادگاه ها با همان قدرت باشند منتها بر شماهاست، بر آقایان است که اگر چنانچه یک قاضی نمی تواند قضاوت بکند یا منحرف است، عوضش بکنید اما اینها باید، این نهادهای انقلابی تمامش باید بدون اینکه دستی به آنها زده شود تمام اینها باید سر جای خودش باشد و کارها به طور انقلابی بگذرد. ما نمی توانیم این کارها را به آنطوری که فرض کنید که حالا دادگستری سابق می خواسته بگذراند بگذرانیم. این انقلاب است انقلاب غیر آنطوری است و ما خطا کردیم، انصافاً خطا کردیم که اینطور عمل کردیم. از این به بعد باید این خطا نشود و عمل شود، به طور قدرت عمل بشود، به طور قاطعیت عمل بشود. این حرفی است که من عرض می کنم، آقایان هم البته موافقند با همین حرف، از اول هم موافق بودید و باید از این به بعد هم این عمل همین طور باشد.
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.