بیانات امام خمینی در جمع کارکنان شرکت نفت
تاریخ: 1358/10/06
امتیازات انقلاب اسلامی در مقایسه با سایر انقلابات
بسم الله الرحمن الرحیم
مسائل بعد از انقلاب ها دو قسم هست: یک مسائلی است که مربوط به ادامه انقلاب است انقلاب مثل یک طفلی می ماند که باید تربیتش کرد و بزرگش کرد، پرستاری می خواهد یک مسائلی هم هست که مسائل فرعی است که انقلاب وقتی تحقق پیدا کرد باید آنها دنبالش رفت. بعد از هر انقلابی آشفتگی هائی هست و هیچ انقلابی نمی تواند نداشته باشد.
انقلاب های بزرگی که در عالم پیدا شده است مثل انقلاب فرانسه، انقلاب اکتبر اینها بعد از انقلاب بسیار گرفتاری ها داشتند. بعضی از این انقلاب ها، کشتاری که بعد از انقلاب واقع شده است بیشتر از یک میلیون، گاهی به دو میلیون رسیده است، برای اینکه انقلاب در آنجاها یک انقلاب اخلاقی نبوده است، یک انقلاب اسلامی نبوده است و علاوه بر این به اینطوری که از قشر ملت و از متن جامعه ما انقلاب برخاسته در جاهای دیگر اینطورها نبوده است، گاهی بوده اما نه اینطور. بعد از انقلاب فقط آن اشخاصی که در رژیم جنایتکار بودند آنها هم بعد از اینکه محاکمه شدند و محکوم شدند و معلوم شده است که وضع جنایتشان تا چه حدود بوده است، اینها تأدیب شدند یا اعدام شدند و اما آزادی مطلق بعد از آن اختناق مطلق بعد از انقلاب بلافاصله بود، همه قلم ها و همه زبان ها باز بود، قلم ها می نوشت، همه احزاب بودند و همه شان هم اظهار وجود کردند و کسی مزاحمشان نبود، تا پنج ماه تقریباً اینطور بود که ابداً هیچ خلاف آزادی نشده، بعد از پنج ماه دریافتیم، دریافتند به اینکه بعضی از این روزنامه ها، بعضی از این مجلات وابستگی به اسرائیل، وابستگی به آمریکا دارد و مشغول یک توطئه هائی هستند، برخلاف مسیر ملت توطئه می کنند، اینها را دادگاه چیز کرد که باید رسیدگی بشود، تعطیل کرد تا رسیدگی بشود. همچو نیست که در جائی از عالم وقتی انقلاب واقع شده است، اینطور رفتار کرده باشند، بعد از انقلاب مطلق مطبوعات، مطلق روزنامه ها، مطلق گفتارها تعطیل شد. امکان نداشت برای کسی که یک روزنامه بعد از انقلاب منتشر کند و بعضی انقلابات بلافاصله بعد از انقلاب قتل عام شروع می شد، قتل عام های زیاد، تصفیه های مهمی که همه اش کشتار بود به دریا ریخته بودند و این در انقلاب ایران هیچ چنین چیزی نبود که حتی یک روز اینطور نبود که از طرف دولت یا از طرف ملت بخواهد یک کاری بکنند و یک قتل هائی مثلاً بکنند، بعد
صحیفه نور جلد 11 صفحه 108
انقلاب اینطور بود.
توطئه گران می خواهند این انقلاب را با ایجاد نفاق و اختلاف مدفون کنند
حریف های ما که کار کشته و کار کرده و مطالعه کرده هستند، اینها مطالعه کردند که باید در این وقتی که یک چنین انقلابی با دست خود ملت پیش آمده است کودتا نبوده است که اختیارش را بشود یک کسی بگیرد و تحت نفوذ دیگری باشد، با دست همین ملت بوده است و یک ملت را نمی شود مهار کرد، باید چه بکنند، تا اینکه این انقلاب را نگذارند به ثمر برسد. باید خود انقلاب را از باطن داخل خودش فاسد کنند.
فعالیت الان در این جهت است که می خواهند که این انقلاب را در خودش ایجاد نفاق و اختلاف کنند و مدفونش کنند و پس از اینکه خود انقلاب مدفون شد، بیایند و یک نفری که خودشان تعیین می کنند، یک کودتائی، یک بساطی درست کنند و همان مسائل سابقش را پیش بیاورند. ملت ما باید این مطلب را لااقل که یک مطلب واضحی است فراموش نکند، که قدرت بزرگی که منافع داشته است در ایران، مطامع داشته است در ایران، منافع نفت داشته است در ایران و نافع سوق الجیشی داشته در ایران.
ایران یک مرکزی است که حساس است برای ابرقدرت ها، یک چنین کشوری که زن و مردش، بچه و بزرگش قیام کردند و با خواست خدا و وحدت کلمه پیش بردند، اینها حالا برای ضربه ای که خوردند، منافع از دستشان رفته است نمی توانند در این محل دیگر آنطور توطئه هائی که پیشتر می کردند، زمان رژیم سابق که اینجا را محل از برای آن چیزهائی که می خواستند خودشان، پایگاه هائی که می خواستند خودشان قرار بدهند حالا دیگر برایشان نمی شود، اینها در صدد برآمدند که از باطن خود این نهضت، انقلاب یک پوسیدگی ایجاد کنند، در همه قشرها عمال آنها نفوذ کردند همه جا، در نفت، در مراکز نفت هستند از اینها، در هر جائی که شما بروید، در ارتش، در ژاندارمری، در سپاه پاسداران، در کمیته ها، در ادارات از این قماش مردم هستند که اینها یک مقدارشان منفعت های زیادی که در آن زمان می بردند، از دستشان رفته است و برای اعاده او می خواهند یک رژیمی نظیر آن رژیم پیش بیاید. یک عده شان هم که قدرت های بزرگند، آنها هم منافعشان از دستشان رفته است و دست بردار به این زودی نیستند. در همه این قشرها به طورهای مختلف نفوذ کردند و دارند ایجاد خلاف می کنند. اینها دیدند که از این وحدت کلمه ملت و اتکال این ملت به خدا این پیروزی حاصل شده است و می دانند که اگر این دوتا قضیه، اتکال به خداوند و وحدت کلمه باشد پیروزی های بعد هم حاصل و دست آنها بکلی از ایران کوتاه می شود، از این جهت از قشر جوان که عمق مسائل را باز نمی تواند بفهمد، استفاده می کنند، در هر جا می روند سراغ جوان های پاکدلی که با تبلیغات آنها تحت تاثیر واقع می شوند با دست این جوان ها به اسم اسلام به اسم دلسوزی برای ملت به اسم دلسوزی کشور از اینها استفاده می کنند و مقصد این است که این مملکت را نگذارند ثبات پیدا بکند و بی نظمی را در همه جا
صحیفه نور جلد 11 صفحه 109
گسترش بدهند در همه قوای انتظامی، در پاسداری ها، در کمیته ها، در دادگاه ها، در ادارات، در بین کشاورزان، در بین کارکنان صنعت نفت، در همه اینها یک بساط ناآرامی تا در خارج منعکس بشود که این کشور، این ممکلت نمی تواند خودش را اداره کند محتاج به این است که یک مدیری برود این را اداره اش کند، ایجاد نارضایتی ها، این می شود که این ناراحتی ها با اینکه سنگین است، لکن ملت باید توجه داشته باشد که برای چه مقصدی ایجاد می شود.
در این صحراهائی که کشاورزها مشغول کشاورزی هستند می روند با عناوین مختلف جلوگیری می کنند، نمی گذارند کار بکنند. در کارخانه ها هر چه بتوانند جلوگیری می کنند که کار نشود، نتوانستند کم کاری ایجاد می کنند. در دانشگاه ها به یک صورت دیگری و در ارتش و در ژاندارمری و در سایر قشرهای انتظامی آنجا هم به یک جور دیگری. تمام اینها یک مقصد دارند و آن مقصد این است که نگذارند این انسجامی که باید بین این ملت حاصل بشود و آن انسجامی که بود و با آن انسجام پیش بردند، نگذارند این عمرش باقی باشد. می دانند که اگر این انسجامی که بین اقشار ملت بود، به عمرش ادامه بدهد، ملت پیروز می شود تا آخر هم دست آنها کوتاه می شود. پس باید چه بکنند؟ بیایند بین قشرها ایجاد اختلاف بکنند. من خانه ندارم، من حقوقم کم است، من درجه ام کم است، درجه داری اصلاً نمی خواهد، یکی از حرف هایی که بین ارتشی ها است، یک دسته جوان که گول خوردند، درجه داری نمی خواهد، همه یک جوری باید باشند از این حرف ها، از این نطق ها گاهی گول خورده اند به اسم اسلام یک چیزهائی را می گویند که اسلام در آن نیست و گاهی هم متعمدند و از روی عمد این کار را می کنند.
امروز این نحو اختلافاتی که ایجاد کردند و شما دیدید که در زمان نهضت آنوقتی که مشغول بودند همه رژیم، مردم به مبارزه با رژیم، اینجور اختلافات نبود اصلاً، اگر آن روز هم این اختلافات بود ابداً پیشبردی نمی شد، این اختلافات بکلی نادیده بود، هیچ کس فکر این نبود که زراعتم چه جوری است، صنعتم چه جوری است و منزلم چه حالی دارد، همه فکر این بودند که جمهوری اسلامی باید باشد، این وحدت کلمه و انسجامی که در ملت بود و در دنیا چشمگیر بود و چشمگیر هست آنها که می دانند باید از کجا شروع کنند و چه جور این انسجام را به هم بزنند کارگردان هاشان، کارشناس هاشان هست و الهام می گیرند از آن مبادی دیگر، از خارج و بین قشرها اختلاف ایجاد می کنند، هر طوری بتوانند. اتهام، هر جا برود اتهام هست، هر جا بروی یک ناراحتی ایجاد کردند، هر جا بروی یک شلوغی ایجاد کردند، هر جا بروی یک ناآرامی است که کانه یک کشوری است که به طور هرج و مرج دارد پیش می رود، اصلاً یک مدیریت صحیح در این کشور نمی گذارند آرام بشود تا اینکه صنعت نفت آنطوری که باید اداره بشود و همین طور همه جا. و این دلیل بر این است که جوان های ما غافلند از این توطئه بزرگی که برای ما دارد درست می شود و در دست درست کردن است و آن توطئه اینکه همان نقطه که به آن نقطه اینها شکست خوردند همان نقطه را دست بگذارند رویش، دست
صحیفه نور جلد 11 صفحه 110
می گذارند رویش آن را می خواهند بهم بزنند، این موضع قدرت شما را متزلزل دارد می کند.
دشمنان نهضت در صدد خلع سلاح ملت از وحدت کلمه و اسلام هستند
دیدید که دو جهت در این ملت بود که رمز پیروزی ملت ما بود، یکی اینکه از آن چیزهائی که خودشان خواستند ابداً آنوقت مطرح نبود. همه با هم می گفتند الله اکبر همه با هم جمهوری اسلامی، همه با هم رژیم سابق نه، هیچ کس در آن روز دنبال این نبود که من وضعم چه جوری است، اگر یک کسی پیش رفیقش هم فرض کنید شکایت می کرد رفیقش به او می خندید که حالا وقت این حرف ها نیست. اینطور شده بود وضع، یک جهت هم اینکه همه اینها که با هم مجتمع شدند، برای خدا بوده شاهد اینکه هی می آمدند و هر جا فریاد می کردند که ما می خواهیم شهید بشویم، یک مطلبی بود که برای خداست.
پس دو جهت در این پیروزی بود: یکی اینکه برای خدا فریاد الله اکبر و ما برای خدا کار را می خواهیم بکنیم، جمهوری اسلامی خواهیم، یکی هم اینکه با هم مجتمع بودند، یکصدا بودند، بچه کوچولو و پیرمرد هشتاد ساله، یک جور حرف می زدند و دشمن های ما این دو تا سنگر را هدف کردند. از اولی که این سد رژیم سابق شکست دشمن ها سر درآوردند و یک دسته شان راجع به جهت اسلامی شروع کردند کارشکنی، درست توجه کنید که دو تا مطلب هر دویش شهود ماست که مورد حمله واقع شده بود، جهت اسلامیتش مورد حمله واقع شد، گفتند، این حمله به جهت اسلامیتش بود که زیربار اسلامش می خواستند بروند، برای اینکه آن کارشناس ها فهمیده بودند که این پیروزی از اسلام است مردم برای جمهوری نمی آیند به شهادت برسند، مردم برای اسلام می گویند ما شهید می خواهیم بشویم الان هم می گویند، کفن می پوشند برای اسلام، نه کفن برای جمهوری، برای جمهوری دموکراتیک.
آنها یافته بودند که این جهت یک جهتی است که اصیل است، اصل مطلب است، این را باید شکستش. با قلم ها، با گفتارها شروع کردند به این سنگر حمله کردن، اسلام حالا دیگر به درد نمی خورد، اسلام مال نمی دانم هزار و چهار صد سال پیش از این بود، اسلام دیگر حالا بیخود است، گاهی می گفتند، گاهی نمی گفتند، لکن لازمه اش این بود جمهوری اسلامی ما می خواهیم، معنایش این است که جمهوری می خواهیم، معنایش این است که جمهوری اسلامی لازم نیست باشد، این هدف بود تا حالا هم هست.
از اولی که شما این سد را شکستید و برگشتید که جمهوری اسلامی را درستش بکنید، این دسته از مردمی که دنبال این بودند که شما آن رمزی که شما پیروز شدید، چی بود؟ اسلام را فهمیدند که رمز اسلام بوده است، حمله کردند به همان جهت اسلامیتش. نمی خواستند بگذارند که رأی بدهید برای جمهوری اسلامی در بسیاری از جاها جلو رأی را گرفتند، در بعضی جاها آن صندوق ها را شکستند، آتش زدند، با تفنگ مانع شدند از اینکه رأی بدهند، اینجا شکست خوردند. باز برای اینکه
صحیفه نور جلد 11 صفحه 111
مردم باز همان حال را داشتند، رأی را دادند دنبالش هر مرحله ای را که یک قدم شما جلو گذاشتید آنها آن مرحله را که جهت اسلامیتش بود، هدف قرار دادند.
- شما درست - من حالا به تفصیل بخواهم بگویم، نه شما وقت دارید نه من، اما درست مطالعه کنید که در هر مرحله مخالفت شد و مخالفت در همان جهتی بود که راجع به جهت اسلامیش بود که اینها یا آگاهانه این کار را می کردند که اجیر بودند - یا جوان هایی بودند که ناآگاه، این آگاه ها بازی می دادند به آنها صحبتش را می کردند. بعد در این مرحله، بعد هم تا حالا هی شکست خوردند، یعنی جمهوری اسلامی را رأی دادند تقریباً نودوهشت درصد رأی مثبت بود، یک قدری هم بیشتر، بعد هم خبرگان را که هی مخالفت، هی مخالفت، معذلک مردم تعیین کردند خبرگان خودشان را بعد هم به آراء گذاشتند، این قانون اساسی آنجا هم باز مخالفت، مخالفت، لکن معذلک ملت پیروز شد، اینها ننشستند باز، آن جهتش تا اینجا آمده است، حالا بعدش هم البته رئیس جمهوری یا مجلس شواری ملی اینها هم البته مواجه با خیلی مخالفت ها خواهد شد، این یک جهت بود.
جهت دوم این قضیه، اتحاد مردم که همه با هم بودند. یک کانه، یک نفس بود، یکصدا بود، شما اگر بندرعباس می رفتید همان را می شنیدید که در شمال می شنیدید، در مشرق ایران می رفتید همان را می شنیدید که در مغرب می شنیدید، بچه ها همان را می گفتند، پیرمردها هم همان را می گفتند، رعیت ها هم همان را می گفتند و متفکرین هم همان را می گفتند، آنهائی هم که برخلاف مسیر بودند، آنوقت صداشان در نمی آمد، نمی توانستند درآورند بعد که رسیدید به آنجائی که یک قدری به نظر توده ها این بود که خوب، الحمدلله پیروز شدیم، توجه نداشتند به اینکه نه ما یک قدم از آن راه که گفتیم و از راه دیگر، ایجاد اختلاف. شما الان در هر جا بروید یک دسته ای با دسته دیگر مخالفند یک دسته ای مخالفند که به روی هم اسلحه می کشند، می کشند، یک دسته هم که به آنطور نیست برای هم صحبت می کنند حرف می زنند، تهمت می زنند، کاری می کنند که در ادارات کار کم بشود که در مثلاً صنعت نفت کم کاری بشود یا بیکاری باشد، انفجار ایجاد می کنند. از این مسائل که روی هم وقتی که بگذاریم یک دست دارد کار می کند و آن دستی است که می خواهد نگذارد جمهوری اسلامی به معنائی که خدای تبارک و تعالی امر فرموده است تحقق پیدا بکند، برای اینکه با تحقق او همه آمال دشمن های ما از بین خواهد رفت. امروز ما گرفتار این مرحله هستیم که باید این بچه کوچولو را بزرگش کنیم، اینکه الان تقریباً یکساله است و باز راه نیفتاده مثل یک بچه یکساله می ماند که راه نیفتاده، باید ما دستش را بگیریم راهش ببریم، باید همه قشرهای ملت متوجه باشند که اینها می خواهند نگذارند این بچه بزرگ بشود از این بچه صدمه دیدند و اگر بزرگ شد صدمات زیادتر است، می خواهند نگذارند این بشود وارد می کنند، هر جا هر کس بتوانند هر قشری را بتوانند مقابل دیگری قرار می دهند، روزنامه ها، مجلات، رادیو، چه، چه، هر وقت آدم می بیند یک دسته ای، به دسته دیگر حمله کردند، اصحاب قلم به هم حمله کنند، اصحاب بیان به هم حمله می کنند، این در آنجاهائی که با قلم ها این مقصد را می خواهند پیش ببرند. هر اداره ای که بروی، در هر جایی که بروی، هر جا و حساستر بیشتر، هر منطقه ای که حساستر
صحیفه نور جلد 11 صفحه 112
است آن منطقه آنها پیش می روند، تا این منطقه یک صدائی در می آید از همه جا جمع می شوند آنجا، آذربایجان یک صدائی در می آید می بینید که از شمال حمله می کنند، می زنند با آذربایجان دنبال اینکه این صدا را بزرگش کنند، در شمال یک صدا دربیاید، از جنوب حمله می کنند به آن طرف تا اینکه اینجا دامن بزنند. در مرکز نفت یک صحبت می شود، اینها جمع می شوند آنجا نبود، اینکه برای کارکنان نفت در یک وقتی به ما گفتند نفری چقدر می دهند که کار نکنند، که اعتصاب کنند. این پول از کجا بود که می آوردند می دادند که کار نکنید، برای چه مقصدی اینها می خواستند که مملکت ما سروسامان نداشته باشد و به این شریان حیات کشور صدمه می زدند، پول هم خرج می کردند که کار نکنید.
هر جا بتوانند با ارعاب، با تطمیع، با خرج کردن پول در دستشان فراوان از غرب و شرق می آید. همه هم نقشه همین است که این دو حیثیتی که با آن دو حیثیت پیش برده است، این نهضت این را از دستش بگیرند، وحدت کلمه را از دستش بگیرند، اسلام را هم از دستش بگیرند، خلع سلاحش کنند والا شما سلاحی نداشتید همه سلاح ها پیش دشمن شما بود پیش شما چیزی نبود، سلاح شما ایمان بود به خدا، اسلام بود و وحدت کلمه، شما را می خواهند وحدت کلمه را هم از دست تان بگیرند، اسلام را دیرتر می توانند بگیرند برای اینکه خوب مردم مسلمانند، نمی آیند بگویند مسلمان نباشید، با جورهای دیگر جمهوری نگذارند اسلامی باشد، الان هم برای همین معنا فعالیت می شود، پیشتر شده است الان هم می شود، اختلافات هم که خودتان می بینید که هر جا بروید قشری هستند که وسوسه می کنند بین مردم، به این عقده های مردم نفخ می کنند، این عقده ها را دامن به آن می زنند.
با رعایت نظم و دوری از منفعت طلبی نهضت را حفظ کنید
خوب یک ملتی که پنجاه سال در اختناق بوده، در حبس بوده، این ملت حالا از آن حبس، یک عقده ها پیدا کرده، اینها این عقده ها را دامن به آن می زنند که برخلاف مسیر راهش بروند، آنهائی که صاحب عقده اند خیال می کنند اینها اهل خیرند، می خواهند برای اینها یک، یک کار خیری بکنند، آنهائی که اهل نقشه اند می فهمند دارند چه می کنند، می فهمند که اینها را برخلاف آن مسیری که ملت دارد می برد. تکلیف ما در این، امروز چیست؟ تکلیف ما اینست که این رمز را محکم نگه داریم، الان به فکر اینکه یک نابسامانی هست در اداره و در کذا و در کذا، این نابسامانی از آن ناحیه است آن ناحیه را تقویت بکنید، همه شکایات را امروز باید کنار گذاشت، همه چیزهائی که برای ما ناراحت کننده است و فرعی است کنار گذاشت و این امر اصلی که الان ما مبتلا به آن هستیم، یعنی خواهند اصل نهضت را از بین ببرند.
این مرحله اول که عبارت از اینست که این نهضتی که با او ما پیروز شدیم باید مثل یک بچه ای روز به روز جلویش ببریم و تربیتش کنیم و بزرگش کنیم، آن را می خواهند از دست ما بگیرند، اگر خدای نخواسته این معنا از دست ما گرفته شد، اساس را از دست دادیم، دیگر همه دیوارها فرو می ریزد، ما اگر چنانچه این انقلاب، در این انقلاب با همانطوری که جلو آمدیم پیش نرویم و پوسیدگی،
صحیفه نور جلد 11 صفحه 113
کرم خوردگی در این پیدا بشود، مثل یک خربزه ای که ظاهرش چه است، آب ... هم به آن می دهند همه چیزها ولی وقتی که می بینند، در باطن کرم زده است.
اینها می خواهند ما را کرم زده کنند و به دنیا ارائه کنند که اینها یک خربزه کرمو هستند اینها به درد نمی خورند. به دنیا ارائه کنند که اینها رشد سیاسی ندارند، ایران یک مملکتی هست که هرج و مرج است، طبقه پائین به بالا اصلاً اعتنا ندارد، سرباز به درجه دار اعتنا ندارد، یک چنین کشوری است که قوای انتظامیش انسجامش را از دست داده، یک چنین کشوری است که اداراتش کار نمی کنند، کم کاری می کند، یک چنین مملکتی است که همه به جان هم افتادند، وقتی که مملکتی همه به جان هم بیفتند، هر قشری بخواهد دیگری را بکوبد، هر طایفه ای برای خودش بکشد و دیگری را از بین ببرد، یک چنین مملکتی در خارج منعکس می شود که اینطوری قابل نیست، باید کاری کرد که با دلسوزی هم بیایند جلو، باید این نظم ایجاد بشود.
بیدار کنید مردم را، به مردم بفهمانید، مسأله بگوئید، خواهرها به خواهرها بگویند، به برادرها بگویند، برادرها به خواهرها بگویند، به برادرها بگویند، مسأله اینست، امروز مصیبت ما این است، امروز که خواهند این مملکت را معرفی کنند به اینکه اینها قابل اینکه آزاد باشند، قابلیت ندارند. من این را قبلاً هم گفته بودم، آقای کارتر در پاریس که ما بودیم و آن اواخری که در ایران دیگر خیلی پیشرفت کردند در خیلی از فرمایشاتشان فرمودند که اینها بهشان زیادی آزادی دادند. این یک موذیانه بود که می خواست بگوید که اینها قابل این نیستند که آزاد بشوند، اینها باید اختناق برایشان باشد، حق می داد به شاه که باید شاه اینها را مهار کند، اگر این مهار را به هم بریزد، این حرفی بود که آنوقت می زد، همین تعقیب می شود عملاً تعقیب می شود، همین معنا را می خواهند در دنیا منعکس کنند که یک کشوری هست که اساسی ندارد، قانون ندارد این کشور، هر کس به هر کس تعدی کند یک دادگاهی نیست جلویش را بگیرد، سرباز از بالاتر، از درجه دار، درجه دار از افسر، افسر از بالاتر اطاعت نمی کند، هرج و مرج است، مردم از دولتشان اطاعت نمی کنند، ادارات از رئیس اداره شان اطاعت کنند، یک مملکت اینطوری قیم می خواهد، خودشان نمی توانند اداره کنند خودشان را، این برنامه ای است که برای ما به حسب احتمال و شواهد ریخته شده است و ما از آن غافل هستیم. آنهائی که می آیند در هر جا ناراحتی ها را به گوش ما می خوانند اینها غافلند از اینکه الان ما این ناراحتی بزرگ را باید علاج کنیم و ... هم می خواهد، خوب جز این است که بفهماند به دنیا به اینکه اینها قابل نیستند که آزاد باشند؟ من یادم هست در آنوقتی که محمدرضا اینجا بود و این گیرودارها و جنگ و نزاع ها بود که کارتر در یکی از حرف هایش آنوقت ما در پاریس بودیم گفت به اینها آزادی زیاد دادند. اگر طبیب بالای سرش بیاید و برود سراغ اینکه دستش یک قدری زبر است این را علاج کنیم، این طبیب، این رابه کشتن می دهد، این باید سرطان را علاج کند. یک مملکتی که الان غده های سرطانی در آن هست ما باید فکر این باشیم که این غده سرطانی را بیرون بکشیم، اگر دنبال این برویم که حقوقمان چقدر است، در اداره درجه ما چیست، در - نمی دانم - ارتش در چه
صحیفه نور جلد 11 صفحه 114
درجه ای واقع هستیم و هکذا و مثل آن طبیبی است که سرطان را برنداشته واین زبری دست را دارد معالجه می کند، آن سرطان کار خودش را می کند، دیگر نه دستی می ماند و نه زبری دست.
این سرطانی که الان در ایران ما هست و آن غده ای است که ولده این غده بزرگ هاست و برای آن غده بزرگ اینها کار می کنند. اگر طبیب ها، یعنی همه مردم که می خواهند مملکت شان یعنی یک مملکتی باشد اگر دنبال این باشند این غده را از بین ببرند، دنبال این باشند که این زبری دست را، من خانه ندارم،من خانه ام کوچک است، من در اداره حقوقم کم است، من درجه ام کم است، اگر ما مشغول این مسائل بشویم، فلان آدم مثلاً چه شده است حالا باید شکستش داد، فلان آدم احتمال می رود چه بشود، نگذاریم بشود، از این مسائل که همه بر می گردد به منافع شخصی، اگر ما برویم دنبال آنها و از این غده سرطانی که ما مبتلا به آن هستیم و نشستند در خارج کشور ما و چشم دوختند به اینجا و عمالشان در داخل کار می کنند، خودشان در خارج کار می کنند، اگر چنانچه ما دنبال آن نرویم و برگردیم به این کارهای جزئی که مربوط به خودمان است خدای نخواسته مثل همان مریضی که به سرطان مبتلا شد و سرطان او را کشت و دیگر دستی باقی نماند تا زبری دست بماند، کشوری باقی نمی ماند تا ناراحتی هائی باقی بماند.
امروز روز اینست که همه با هم بدون اینکه فرصت بدهیم کوشش کنیم، این اختلافات را از بین ببریم، هر روز تحصن یک امری است هر که یک ناراحتی پیدا می کند تحصن می کند، یک عده را وا می دارد به تحصن، این به نفع کی تمام می شود، این تحصن، این تحصن های یکی دنبال دیگری به نفع کی تمام می شود، یک دسته بیکار می شوند یا اداره شان را زمین می گذارند و تحصن می کنند، یا زراعتشان را زمین می گذارند، و تحصن می کنند، این به نفع ملت هست یا به نفع آنهائی است که خواهند با این تحصن های بعد از تحصن و ایجاد اختلاف ها بگردد حال کشور ما، برگردد به یک حالی که اگر از سابق بدتر نشود لااقل مثل او بشود، همه چیز ما را ببرند. اینجا باید همه عقلاء، همه نویسنده ها مال این مملکتند در این مملکت تربیت شدند، این آب و خاک آنهاست، این مملکت حق دارد به نویسندگان، این مملکت حق دارد به روشنفکران، این مملکت حق دارد به گویندگان، این مملکت حق دارد به روحانیین، این مملکت حق دارد به دانشگاهی ها، این مملکت حق دارد، این مملکت شما است، این مملکت همه است، به شما حق دارد، به ایشان، به خواهرها حق دارد، برادرها حق دارد. این مملکتی که الان حق دارد به ما، آن اسلامی که حق بر همه دارد، حق به بالاترها دارد، اگر اینها در معرض این باشند که خدای نخواسته سقوط پیدا بکند این نهضت، این حق به عهده ماست که ما باید نگذاریم، باید نجات بدهیم اینها را.
دست بردارید از این اختلافات جزئی که همه اش برمی گردد به نفسانیت خود آدم. به هر اسمی
صحیفه نور جلد 11 صفحه 115
یک اعتصاب می شود، به هر اسمی یک اجتماع می شود، به هر اسمی یک راهپیمائی می شود، امروز همه اعتصاب ها، همه راهپمائی ها، همه اینها برخلاف مسیر ملت ما هست. مگر آنکه فریاد بزند کارتر کذا آنها جبهه را حفظ می کنند باید آن جبهه را حفظ کرد و این تنور را نگذاشت که خاموش بشود این نور الهی نگذاشت منطمس بشود.
این تکلیفی است برای همه ما، تکلیفی است برای شما، برای من، برای همه قشرها. جوان ها بازی نخورند از این بازیگران که می خواهند نگذارند این ملت سروسامانی پیدا بکنند. انشاءالله خداوند همه ما را بیدار کند و به همه شما سعادت بدهد و شما برادرها و خواهرها که تشریف آوردید اینجا از شما تشکر می کنم من خدمتگزار همه تان هستم و دعاگو.