0

صحیفه نور امام خمینی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع راهپیمایان کفن پوش مراغه

تاریخ: 1358/09/30

 

با اتکال به خدا غلبه بر دشمن ممکن است

بسم الله الرحمن الرحیم
من نمی دانم از شما جوان ها که اینهمه راه از مراغه تا اینجا پیاده آمدید و اینهمه تحمل زحمت کردید تشکر کنم یا اظهار خجالت. من وقتی که اینطور احساسات را از جوان های وطن می بینم و اینطور مهیا بودن از برای شهادت، مهیا بودن از برای دفاع از اسلام، غرور می گیرد مرا که ما همچو جوان هائی داریم. آذربایجان همیشه در صف اول بوده. و شما جوان ها که از این راه دور و پرمشقت آمدید، آذربایجانی هستید، همان مردانی که هر وقت برای ایران یک حادثه ای پیش می آمد، آنها جلوتر از دیگران برای او قیام می کردند و شما بدانید حادثه ای که حالا ما در آن هستیم از بزرگترین حوادث کشور ماست چنانچه پیروزی ای که شما جوان ها با اتحاد با سایر قشرهای ملت به دست آوردید در طول تاریخ اینطور پیروزی با این کیفیت پیدا نشده بود. پیروزی یک ملت مسلم بدون اتکاء به غیر خدا، بدون تجهیزات نظامی، بدون تعلیمات نظامی، بر یک قدرت های مجهز، دارای تجهیزات نظامی، دارای تعلیمات نظامی، علاوه بر آن یک ملتی، یک قدرتی که همه قدرت ها هم دنبال او بودند. اینطور غلبه غلبه اسلام بود بر کفر، غلبه متن اسلام بر متن کفر. شماها همان سربازهای صدر اسلام هستید، همان ها که با مشرکین مقابل بودند و با آنهائی که می خواستند اسلام تحقق پیدا نکند، توطئه می کردند، امثال ابوسفیان و دوستان ابوسفیان، آنها هم می خواستند که پیغمبر اسلام موفق نشد به اینکه اسلام را در جزیره العرب تحقق بدهد. تمام همشان این بود که اسلام تحقق پیدا نکند برای اینکه اسلام را با همه منافع خودشان مخالف می دیدند. اینطور می دیدند که اگر پیغمبر اسلام غلبه کند، آنها دیگر آن ظلم ها را، آن غارتگری ها را نمی توانند بکنند، از این جهت مجهز شدند و همه قشرها را تجهیز کردند بر ضد رسول اکرم (ص) و بحمدالله موفق نشدند و امروز همان معنی است، همان معنائی که در صدر اسلام بود و مواجهه اسلام بود با کفر و پیغمبر اکرم تجهیزاتی نداشتند، اینها تعدادشان کم، تجهیزاتشان کم و آن طرف دارای ثروت های زیاد، تجهیزات زیاد معذلک چون خدا می خواست، چون اتکال شان به خدا بود، از این جهت غلبه کردند، افراد کم بر افراد زیاد غلبه کردند و افرادی که هیچ تجهیزات صحیحی نداشتند، بر افرادی که، قشرهای مختلفی که از اطراف جزیره العرب جمع شده بودند که نگذارند اسلام محقق بشود، افراد کم و تجهیزات کم و افراد زیاد و تجهیزات زیاد غلبه کردند برای اینکه اتکال شان

صحیفه نور جلد 11 صفحه 69

به خدا بود. یک نفر از اینهائی که با اراده تابع اراده خدا می رفت، عده ای از آنها را از بین می برد. شما الحمدلله الان جمعیت تان زیاد است و باید طوری کنید که هر روز زیاد بشود، قدرت ایمانی هر روز زیاد بشود. با توجه به خدای تبارک و تعالی خودتان را تربیت کنید که یک انسانی بشوید متقی و یک انسانی بشوید مجاهد برای خدای تبارک و تعالی، با تقوا. اگر چنانچه اتکال به خدای تبارک و تعالی بکنید، و به تربیت روی خودتان عمل بکنند شما پیروز هستید. و ما امید این را داریم که این اسلام امروز همانطور که ابتلائی در صدر اسلام داشت و سربازهای اسلام جانبازی کردند، فداکاری کردند و اسلام را پیش بردند، حالا در دست ماست این اسلام و در مقابل ما هم قدرت های بزرگ ایستاده است. ما الحمدلله جمعیت مان الان خوب است، لکن در مقابل قدرت های بزرگ، اگر منهای اسلام، قدرت اسلام باشد، چیزی نیستیم، لکن با اسلام همه چیز هستیم. با اتکال به خدا همان سربازهای صدر اسلام هستیم، که سی نفر، سی و یک نفر با شصت هزار نفر غلبه کردند، شصت نفر با شصت هزار نفر، اول می خواستند سی نفر بروند بعد شصت نفر شدند، شصت نفر مجاهد، مجاهد برای خدا زدند شبیخون، بر شصت هزار نفر غلبه کردند، اسلام غلبه داد آنها را.
 

توطئه گران در پی ضربه زدن به اسلام و نهضت برای عدم تحقق آن

الان وضعیت کشور ما و وضعیت اسلام در کشور ما همان وضعیت صدر اسلام است، یعنی همانطوری که ابوسفیان و دارودسته ابوسفیان و کسانی که با او متحد بودند و با او هم پیوند بودند بر ضد اسلام قیام کردند که نگذارند اسلام تحقق پیدا بکند، حالا هم همان قضایا هست. الان هم اینهائی که در مقابل اسلام ایستاده اند و ضربه از اسلام خورده اند و فهمیده اند که اگر اسلام تحقق پیدا بکند به آنطوری که باید تحقق پیدا بکند، دست اجانب و دست آنهائی که دنبال اجانب هستند و تأیید از آنها می کنند، از ذخائر ما کوتاه می شود، نمی توانند دیگر در مملکت ما حکومت کنند، اینها اینطور ادراک کردند و در این نهضت ضربه دیدند و دست بردار نیستند و می خواهند نگذارند اسلام تحقق پیدا کند همانطور که در صدر اسلام دارودسته ابوسفیان نمی گذاشتند به بهانه هائی مختلف، به اشکالات مختلف، با اشکال مختلف توطئه می کنند که نگذارند در ایران یک رژیم جمهوری اسلامی متکی بر قانون اساسی ای که از روی اسلام است، متکی بر اسلام، احکام اسلام، نگذارند این تحقق پیدا کند، هر روز به یک بهانه ای، یک بساط درست کنند. و من امیدوارم که شما جوان های عزیز مراغه و همه جوان های عزیز آذربایجان توجه بکنند به اینکه امروز وضع اسلام، وضع همان روزی است که پیغمبر قیام کرد و نهضت کرد و اسلام را خواست محقق کند. امروز هم شما جوان ها نهضت کردید برای خدا، برای اسلام و با تکبیر، با الله اکبر این نهضت را به پیش بردید و از این به بعد هم با همین تکبیر، با همین اراده مصمم و قوه، اسلام را به پیش خواهید برد. با هم اتحاد داشته باشید. دست های خائن از راه نفاق افکنی، خلل می خواهند وارد کنند بر نهضت ما، از راه اینکه یک دسته ای را در مقابل دسته دیگر قرار بدهند، اغفال کنند یک دسته ای از جوان ها، یک دسته از روستائی هائی که دل صاف دارند، قلوب

صحیفه نور جلد 11 صفحه 70

الهی صاف دارند، از آنها استفاده کنند و بر ضد شما جوان ها که پاسدار اسلام هستید و برای اسلام قیام کردید و برای اسلام این مشقت ها را متحمل شدید، آنها را می خواهند در مقابل شما قرار بدهند و نگذارند این مسائلی که الان ما مبتلا به آن هستیم به پیش برود. آذربایجان توجه بکند به این قضایا، توجه بکند به اینکه امروز هر کس برخلاف این مسیر بخواهد یک حرکتی بکند، مثلش مثل همان ابوسفیان و همان اشخاصی که در آنوقت با هم پیوند می کردند که نگذارند پیغمبر اسلام یک حکومتی تشکیل بدهد. آنها از اسلام می ترسیدند برای منافع خودشان، اینها هم که الان دارند مخالفت می کنند از اسلام می ترسند برای منافع خودشان و برای منافع اربابان خودشان. خدمتگزار اجانب هستند. آنها از اینها حال شان بهتر بود، برای اینکه آنها برای اجانب نبود، آنها برای خودشان می خواستند قیام کنند و برخلاف اسلام قیام کردند برای اجانب، اینها برای اجانب دارند قیام می کنند و برای اجانب فعالیت می کنند که قیام شما مردان خدا را فلج کنند.
باید همه ایران این توجه را داشته باشند و خصوص آنجاها که در معرض این است که خدای نخواسته یک آسیبی ببیند نهضت، مثل آذربایجان، مثل کردستان، مثل بلوچستان که در معرض آسیب است به واسطه اینکه اجانب در آنجاها بیشتر می توانند فعالیت بکنند، باید همه ایران خصوصاً این مناطق مرزی و این مناطقی که آن اشخاص بیشتر می توانند فعالیت بکنند، باید بیدار بشویم ما و همه بیدار بشوند و برای خدا و به اذن خدا این جهاد را که همان جهاد زمان رسول الله هست به پیش ببرند. خداوند همراه شماست و همراه شما باشد.
والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:28 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع گروهی از دانشجویان تبریز

تاریخ: 1358/10/01

 

اتکال به ذات مقدس حق و اجتماع اقشار در زیر یک پرچم از رموز پیروزی نهضت

بسم الله الرحمن الرحیم
از شما دانشجویان عزیز که از راه دور آمدید و از سایر گروه هائی که آمده اند و در این هوای سرد، در این منزل محقر با من ملاقات کردند متشکرم. شما می دانید که ما امروز در مقابل چه قدرتی واقع شده ایم، ما در قدم اول که مقابل این قدرت ها واقع بودیم، آن چیزی که رمز پیروزی ما بود چه بود و از این به بعد باید چه باشد.
شما می دانید که ما نه قدرت نظامی داشتیم و نه ملت ما تعلیمات نظامی، شما جوانان عزیز مشغول تحصیل دانش بودید و سایر قشرها هم مشغول کارهای مخصوص خودشان بود روحانیون هم مشغول تحصیل علوم خودشان بودند، ما نداشتیم یک جمعیتی که تعلیمات نظامی دیده باشد و نه یک تجهیزاتی داشتیم لکن یک چیز داشتیم و دنبال آن یک چیز دیگر، عقیده به اسلام، ایمان به خدا، قیام برای خدا که دنبال آن جمع شدن همه قشرها در زیر بیرق اسلام بود. این دو نیروی عظیم را ما داشتیم که یکی اصیل و یکی دنبال او نیروی اصیل، نیروی ایمان، توجه به خدا، اتکال به ذات مقدس حق. از همه زبان ها ذکر خدا بیرون می آمد، با الله اکبر جلو می رفتند و دنبال این مطلب اصیل همه قشرها با هم مجتمع شدند و همه اغراض کنار رفت یک صدا و آن اینکه ما جمهوری اسلامی می خواهیم، این یک صدا که از حلقوم شما فرزندان اسلام در آمد و این صدای اسلام بود. صدای ملکوت بود، صدای عالم غیب بود و این صدا همچو این ملت را منسجم کرد و همچو قدرتی به ملت داد که با دست خالی بر قدرت های بزرگ غلبه کردند. از این به بعد هم ما، احتیاج به این صدای ملکوتی الهی داریم و احتیاج به این انسجام.
 

این که همه یکصدا جمهوری اسلامی را می خواستند، ضربه ای بود به آمریکا و رفقای آمریکا

دشمن های ما می خواهند این دو چیز را از ما بگیرند ما را اول از هم جدا کنند، هر جائی یک صدائی درآورند. ملت اسلام که به تبع اسلام، به تبع قرآن کریم باید همه با هم باشند و متحد باشند و برادر باشند، مؤمنین سرتاسر دنیا برادرند به حسب حکم قرآن و برادرها برابرند و در شادی و غم هم

صحیفه نور جلد 11 صفحه 73

مشترکند. در اسلام همین برادری است که مبداء همه خیرات است و اینها که می خواهند این برادری را از ما بگیرند غائله بپا می کنند. برادرها را می خواهند از هم با لهجه مختلف کنند، یک وقت هم غائله آذربایجان را به کار می آورند که آنجا هم فریاد می زنند که جمهوری آذربایجان، یعنی جمهوری آذربایجان جمهوری غیر از جمهوری اسلام است، یعنی به حسب فهم آنها آذربایجان جدا از اسلام. این هم توطئه است برای اینکه برادرها را از هم جدا کنند. اسلام، قرآن، عقد اخوت بین ما انداخته است المومنون اخوه مؤمنون، همه، نه ترک و نه فارس و نه عرب و نه عجم نه از چه، همه مؤمنین برادرند. این قرآن است. اینها که می خواهند این برادرها را از هم جدا کنند در هر جا با یک نغمه ای وارد می شوند و اذهان صاف جوان ها را و اذهان صاف اشخاصی که در روستاها هستند اینها را تبلیغ می کنند و برضد برادرهای خودشان آنها را تجهیز می کنند، این دست آنهائی است که تمام حیثیات این مملکت را در طول تاریخ و خصوصاً در این پنجاه سال از بین بردند و تمام غارتگری ها را آنجا کردند و حالا چون از این جهت مأیوس شدند دنبال اینطور توطئه ها برآمدند آنها فهمیدند که ضربه را از اخوت اسلامی کشور ما خوردند، اخوت اسلامی عملی. همه یک کلام می گفتند، همه یک صدا درآوردند، همه الله اکبر می گفتند، همه اتکال به خدا داشتند، همه جمهوری اسلامی می خواستند. این جهت که همه با هم بودند و یکصدا جمهوری اسلامی می خواستند، ضربه ای بود که بر آمریکا و رفقای آمریکا خورد. آنهائی که تبع بودند. آنها الان یافته اند که ضربه را از کجا خوردند، همان نقطه ای را که از آن ضربه خوردند هدف قرار دادند، همان چیزی را که موجب شکست آنها شده است حالا هدف قرار دادند، به همان موضعی که شما پیروز شدید آنها حمله کردند. موضع پیروزی اتفاق کلمه بود وحدت بین آذربایجان و کردستان و بلوچستان و ایران، همه جا بود، همه جای ایران بود و اتکال به خدا آن جهت را که وحدت کلمه و طرح نبودن در انقلاب اینکه من از کدام طایفه ام، شما از کدام طایفه اید، من چه مسلکی دارم، شما چه مسلکی دارید. این در انقلاب، در ابتدای انقلاب که همه با هم متوجه بودید به اینکه آن سد شیطانی را بشکنید آنوقت این مسائل اصلاً طرح نبود، مسأله احتیاجات هم طرح نبود مسأله اینکه ما امشب وقتی برویم منزل آیا شاممان چیست؟ منزلمان کجا است؟
 

رمز پیروزی نهضت گسستن از خود و پیوستن به خدا بود

شما شاید در تلویزیون دیده باشید آن کنار شهر تهران که این زاغه نشینان هستند، خوب اینها معلوم است که منازلشان چی هست و زندگی شان چی در تلویزیون که نشان داد گفت شما چه می کنید روزها یا چه می کردید. گفت ما صبح که می شد زن و بچه مان را بر می داشتیم برای تظاهرات می رفتیم. اصلا به فکر اینکه من در این زاغه زندگی می کنم، به فکر اینکه من بچه هایم چه حالی دارند در این فکر نبودند. شما هم در فکر اینکه ما گرفتاری مان چیست مدرسه مان چه گرفتاری داریم معلممان چه آدمی است، شما هم این فکر را نمی کردید. این القاه افکار متعدد و پشت کردن بر خود و روکردن به خدا، حقیقت این است که ملت ما به خودش پشت کرد به خدا رو آورد، آن چیزهائی که نفسش خواهش

صحیفه نور جلد 11 صفحه 74

داشت توجه به آن نداشت، همه توجهش به این بود که جمهوری اسلامی را ایجاد کند، این توجه به خدا بود، از خود گذشته بود به خدا پیوسته بود. این رمز بود، این رمز، رمز پیروزی است. تا انسان به خود مشغول است نمی تواند کاری بکند برای اینکه خودها هستند، افراد هستند تا شما به خود مشغول هستید برادرتان هم همین طور و من هم همین طور، برادرم همین طور، هر کدام یک آمال خاصی دارید، تا توجه به خود است اقبال به خود است و پشت به خدا، همه نکبت ها هست. در پیروزی شما عکس بود مطلب، از آمال خودتان دست برداشته بودید، آنوقت اگر یک کسی به شما می گفت که شغل شما آیا خوبست، آیا دکانتان مثلاً چطور است شاید مسخره اش می کردید که حالا وقت این حرف نیست. پشت کردید به آمال خودتان و رو کردید به خدا. این توجه به خدا و هجرت از خود به خدا که بزرگترین هجرت هاست، هجرت از نفس به حق و از دنیا به عالم غیب شما را تقویت کرد، یعنی دیگر برای شما مطرح نبود که من چند روز زنده بمانم این هم مطرح نبود. جوان ها می دیدند که دارند تیراندازی می کنند، می دیدند که تانک ها دارند می آیند، می دیدند که مسلسل ها در کار است لکن حمله می کردند. این نیروی خدائی است، آن نیروی خدایی که از اول اسلام را تقویت کرد همین است که در شما پیدا شده بود: پشت به دنیا و رو به عالم غیب، پشت به انانیت خود و رو به رحمت الهی، قدرت الهی. این را حفظش کنید، این نعمتی که خدا به شما داد و شما را متحول کرد به یک ملت دیگری شمائی که از پاسبان می ترسیدید از رژیم شاهنشاهی نترسیدید، شمائی که از یک باتوم می ترسیدید از مسلسل ها نترسیدید، این نیروی خداست. این نیروی خدائی را حفظش کنید، حفظ به این است که باز توجه تان به آنجا باشد. اینقدر دنبال این نباشید که ما خانه مان چه جور است و زندگی مان چه جور است و چه، دنبال آن شرافت انسانی باشید، دنبال آن معنا باشید که شما را پیروز کرد. پیروزی بر دشمن آن هم یک همچو دشمنی که همه چیز ما را می خواهد از بین ببرد بالاترین چیزی است که برای یک ملتی حاصل می شود. ما اگر می توانستیم هدایت می کردیم آنها را، پیغمبرها آمده اند که همه هدایت کنند، کفار را هدایت کنند، ما اگر قدرت داشتیم همه اینها را هدایت می کردیم، لکن بعد از آنکه آنها به ما حمله بکنند ما با همان قدرت الهی که آن سد را شکستیم این سد هم می شکنیم. ما که در این مبارزه، در این مبارزه ای که همه با هم متحد بودند به واسطه پشت کردن بر آمال خودمان و رو کردند به خدای تبارک و تعالی پیروز شدیم حالا هم همین معنا را انشاءالله حفظ می کنیم و با همین اسلحه پیش می رویم. متوجه باشید که بر همین معنائی که نکته و رمز پیروزی شما بود اینها حمله کردند. اگر در نظرتان باشد بعد از اینکه شما شکستید این سد شیطانی را و طرح کردید جمهوری اسلامی را، دستجاتی پیدا شدند که (جمهوری، اسلامی اش را کنار بگذارید) ، این حمله به آن نقطه ای بود که با آن نقطه، در آن نقطه شما پیروز شدید.
 

ترس و رعب از اسلام موجب مخالفت آشوبگران با جمهوری اسلامی

آن موضعی که شما را پیروز کرد که اسلام بود و جمهوری اسلامی حمله به او شد گفتند (اسلامش نه) همین اشخاصی که این کارها را دارند انجام می دهند همین ها بعضی شان از همان ها بودند

صحیفه نور جلد 11 صفحه 75

که می گفتند (اسلامش نه، جمهوری بس است. جمهوریش را خوب پهلویش هم جمهوری دمکراتیک بگذارید از اسلام کنار بروید هر چه اسمش را می خواهید بگذارید) هر اسمی می گذاشتید با آن مخالفت نمی کردند برای اینکه از آن ضربه نخورده بودند از جمهوری ضربه نخورده بودند، از جمهوری دمکراتیک ضربه نخورده بودند، از جمهوری اسلامی ضربه خورده بودند از الله اکبر ضربه خورده بودند. اینها می گفتند (الله اکبرش را بگذار کنار، قرآنش هم بگذار کنار) در آنجا شما پیروز شدید گفتید جمهوری اسلامی هیچ این طرف و آن طرف نیست همین یک کلمه است مابقیش را نمی دانیم، جمهوری اسلامی، رأی دادید به جمهوری اسلامی، یک رأی بی سابقه در دنیا یک رأی تقریباً می شود گفت که اتفاق یکی درصد تا دو درصد کمتر، آنجا اینها شکست خوردند می گفتند (جمهوری اسلامی لازم نیست، جمهوری یا جمهوری دمکراتیک) آنجا هم شکست خوردند، بعدش صحبت از قانون اساسی شد خواستند نگذارند این قانون اساسی اصلش نوشته بشود. از اینجا شروع کردند که بگذارید تا مجلس مؤسسان پیدا بشود، مجلس مؤسسان یعنی چه؟ یعنی سیصد نفر در قشرهای مختلف برای اینکه می دیدند که اگر سیصد نفر در ایران بخواهند این کار را بکنند، ممکن است یک مقداری از این قاچاق ها هم تویش باشد. ما می گفتیم نه، ما یک خبرگانی درست می کنیم بعد می گذاریم به آراء ملت. خبرگانش با آراء ملت و بعد از اینکه آن هم قبول کردند باقیش هم با آراء ملت، قانون اساسی اش هم با آراء ملت. اینجا هی ایراد می گرفتند و همه ایراد برای همین معنا بود که از اسلام می ترسیدند و رمز پیروزی شما را اسلام دیده بودند و اینها می خواستند که نگذارند جمهوری اسلامی قانون اساسی اسلامی داشته باشد. از آن که گذشت و رأی دادید و در بینش هم یکی دو تا از آن قاچاق ها پیدا شد، آنها می خواستند در ششصد نفر عدد زیاد پیدا بکنند که کارشکنی بکنند لکن الحمدلله نشد. بعد که خواستید رأی بدهید باز کارشکنی می کردند، در رأی دادن هم کار شکنی می کردند، اینقدر تبلیغات کردند که یک دسته از برادرهای ما قهر کردند معذلک نود درصد رأی دادید، یک دموکراسی به اصطلاح آنها حالا ما به اصطلاح آنها می گوئیم یک دموکراسی دو آتشه یعنی دو دفعه به رأی عمومی گذاشتن. یک دفعه خبرگان را خود ملت تعیین کرد، یک دفعه بعد از اینکه خبرگان تعیین شدند و به رأی ملت تعیین شدند خود قانون را رأی ملت تصویب کرد. در عالم یک چنین دموکراسی ما نداریم، در عالم ما نداریم که تبلیغات نشده کار انجام بگیرد، تبلیغاتی نتوانستند بکنند، نکردند نگذاشتند.
 

پیشرفت شما در مقابل آن قدرت، اعجاز بود

از آن طرف البته تبلیغات بود، یک همچو مطلبی که در ایران اتفاق افتاد از آن معجزاتی است که در صدر اسلام اتفاق می افتاد مسائل اسلام و ایران در این مدت مسائل اعجازی است، پیشرفت شما در مقابل آن قدرت اعجاز بود، توجه همه ملت به یک نقطه، بچه کوچولو که تازه زبان درآورده با آن پیرمردی که در مریضخانه و بیمارستان افتاده یک چیز بود، یک حرف بود کانه یک حلقوم صدا می کرد، هر جا می رفتی همان صدا را می شنیدی. این هم یکی از اعجازها بود اینجور رأی به اشتیاق

صحیفه نور جلد 11 صفحه 76

دادن که در بعضی جاها به من گفتند که در یک جا آن بیمار را آوردند لب صندوق رأی داده و همان جا مرده است، اینقدر ناتوان بود. اما برای رأی دادن گفته است که مرا باید ببرید رأی بدهم. این معلولین، این بیماریها اینهمه رأی دادند، آنهائی که سن قانونی شان نرسیده بود اعتراض داشتند به ما یک روز همین جا جمع شده بودند اعتراض به اینک خوب چرا ما رأی ندهیم؟ ما هم در اینجا شرکت داشتیم خوب ما هم رأی بدهیم. وضع اینطوری بود، ایران سابقه نداشت اینطوردادن بلکه دنیا هم سابقه معلوم نیست که داشته باشد. اینجا هم شکست خوردند شد نود درصد. دو جور رجوع به آراء، دو دفعه رجوع به آراء عمومی و ملت دو دفعه رأی داده است بر این قانون اساسی. حالا هم باز اشکال دارند. من نمی دانم اشکالشان این است که چرا ملت رأی داده است؟ شما صد دفعه دیگر هم اگر این قانون اساسی را به این ملت مسلم عرضه بدارید همان است که هست، به همان رأی می دهند برای اینکه شما یا باید تبلیغ کنید که این ملت ما از اسلام رو برگرداند و بیاید طرف شما، آنوقت رأی نمی دهند. اما تا اسلام است، تا مبانی اسلام است، تا زیر سایه قرآن هستیم ما زیر بیرق اسلام هستیم همین است که هست، همین آش و همین کاسه صد دفعه هم از سر گرفته بشود همین است، یا همین آقایان که خبرگان هستند یا نظیر همین ها ملت هم رأی به همین قانون اساسی و همین که موافق اسلام است، مخالفتی با اسلام ندارد به همین رأی دادند، صد دفعه دیگر هم به رأی بگذارید همین است. حالا یک عده ای که ادعا می کنند که ما مثلاً می خواهیم دموکراسی باشد، یک عده ای در مقابل همه ملت ایستاده اند و می گویند که ما قبول نداریم. شما در دنیا به هر مکتبی رجوع کنید که آقا ملت یک چیزی را می خواهد یک پانصد نفر، یک هزار نفر، یک ده هزار نفر (فرضاً باشند) اینها هم یک چیزی را می خواهند، ملت رأی به این دادند، این چند نفر هم می گویند که ما قبولش نداریم این را، می گویند که اینها برخلاف آن چیزی که همه بشر بر آن متفق شدند برخلاف - او دارند می گویند، برخلاف دموکراسی است، برخلاف اسلام هم است. اسلام که می گوید، می فرماید که شورا باشد کارهاتان، خوب این یک کاری بوده است و به شورا گذاشته شده است. وقتی که شورا یک چیزی را به اکثریت قبول کردند معنایش این است که همان را عمل بکنید، هر که رد بکند معنایش این است که ما قبول نداریم این را. این برخلاف دموکراسی است،برخلاف اسلام است، برخلاف مصالح مملکت است و حمله به همان جائی است که شما از آنجا پیروز شدید. همانی که به آن پیروز شدید حمله دارد می شود. چشم ها را باز کنید من دارم تکلیف را از خودم برمی دارم به گفتن، شما مکلفید که با توجه به همه مصالحی که دارید و می کنید عمل بکنید، من می گویم این توطئه است برای اسلام و به ضد اسلام و دلیلش این است که همانی که اسلام می خواهد، به آن حمله کردند، جمهوری اسلامی را خواستند به آن حمله کردند، شما هم باید چشم و گوشتان را باز کنید.
 

جلوگیری از مشتبه شدن جمهوری اسلامی در اذهان مردم

نگذارید اشخاص اشتباه بکنند، اگر چنانچه اشتباه دارند می اندازند، مردم را تبلیغ کنید هر

صحیفه نور جلد 11 صفحه 77

کدامتان تبلیغ کنید. اگر در روستاها رفتند یک عده ای که شیطنت دارند، در روستاها رفتند و دارند تبلیغات می کنند شما هم بروید در روستاها مطالب را بگویید. مسأله این است اینها به همان چیزی که شما می خواهید دارند حمله می کنند. شما اسلام را می خواهید اینها می گفتند جمهوری اسلام ما نمی خواهیم. تا همه با هم نباشید و همه از این آمال دنیائی که به زودی از دست همه مان می رود پشت نکنید و توجه به مبداء قدرت که همیشگی است نداشته باشید پیروزی نیست و من امیدوارم که همانطور که تا حالا همه قشرها توجه به خدا داشتند و فکر این نبودند که زندگیم چطور است، تا آنوقتی که مستقر بشود جمهوری اسلامی و احکام اسلام مستقر بشود، همین حال باقی باشد و ما انشاءالله پیروز بشویم و پیروز می شویم. من به شما عرض کنم تا این چهره های نورانی و متوجه به خدا هست پیروزی همراه است و ما امیدواریم که هم از جهت اقتصادی، هم از جهت سیاسی، هم از جهت فرهنگی پیروز بشویم و اگر خدای نخواسته یک روز قضیه دخالت نظامی باشد ما همه با هم سرباز اسلام هستیم. خداوند همه تان را انشاءالله حفظ کند، موفق باشید.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:28 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

پیام امام خمینی به مسیحیان جهان به مناسبت عید میلاد حضرت مسیح

تاریخ: 1358/10/02

 

پیام امام خمینی به مسیحیان جهان به مناسبت عید میلاد حضرت مسیح

بسم الله الرحمن الرحیم
یا ایها الذین آمنوا کونوا قوامین لله شهداء بالقسط و لا یجرمنکم شنئان قوم علی الا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوی واتقواالله ان الله خبیر بما تعملون
خوشا به حال آنان که گرسنه و تشنه عدالتند، از آن رو که سیر نخواهند شد (انجیل متی)
خوشا به حال آنان که از بهر عدالت زحمت می کشند، به سبب آنکه مملکت آسمانی از آنهاست (انجیل متی)
عید سعید میلاد مسیح پیامبر عظیم الشأن که برای طرفداری مظلومان و برقراری عدل و رحمت مبعوث و با گفتار آسمانی و کردار ملکوتی خود ظالمان و ستمکاران را محکوم و مظلومان و مستضعفان را پشتیبانی فرمود بر ملت های مستضعف جهان و ملت مسیح و مسیحیان هم میهنان مبارک باد، هان ای پدران کلیسا و روحانیون تابع حضرت عیسی بپاخیزید و از مظلومان جهان و مستضعفان گرفتار در چنگال مستکبران پشتیبانی کنید و برای رضای خدا و پیروی دستور حضرت مسیح یک بار ناقوس ها را در معابدتان به نفع مظلومان ایران و محکوم نمودن ستمگران به صدا درآورید.
کارتر سردمدار ستمکاران عالم تقاضا کرد تا ناقوس را در سرتاسر آمریکا به نفع جاسوسان در مقابل ملت مظلوم ایران به صدا درآورید. چه خوب و بجاست که ناقوس ها را به فرمان خدای عالم و دستور عیسی مسیح به نفع ملت های مستضعف که در زیر چکمه دژخیمان کارترها از هستی ساقط می شوند به صدا درآورید.
خوشا به حال آنان که گرسنه و تشنه عدالتند و از بهر عدالت زحمت می کشند و وای به حال آنان که برخلاف دستور عیسی مسیح و برخلاف دستور همه پیامبران به نفع ظالمان و جاسوسان و پایمال کنندگان حقوق ملت ها زحمت می کشند. وای ملت مسیح و پیروان عیسی روح الله بپا خیزید و از شرافت عیسی مسیح و ملت عیسوی دفاع کنید و اجازه ندهید دشمنان تعلیمات آسمانی و مخالفان دستورات الهی، ملت مسیح و روحانیت عیسی را به خلق های مستضعفه جهان بد معرفی کنند. حضور ابرقدرت ها در معابد و دست آسمان کردن آنان برای دعا به جاسوسان و خائنان علیه مظلومان و مستضعفان شما را اغفال نکنند که اینان جز برای رسیدن به قدرت بیشتر و نیل به ریاست دنیا که خلاف دستور آسمانی است به چیز دیگری فکر نمی کنند.

صحیفه نور جلد 11 صفحه 79


ملت ما سال ها مبتلا به سالوس ستمگران بود و رنج ها از آن برد.
ای ملت مسیح چه شد که آقای کارتر در کشتارهای دستجمعی ایران، ویتنام، فلسطین و لبنان و دیگر مناطق به دعا برنخاست و تقاضای آهنگ ناقوس ها را نکرد ولی اکنون برای رسیدن به ریاست جمهوری و ادامه چند سال دیگر ستمگری بر ملت های ضعیف دست به دعا برداشته است و کلیسا را به آهنگ ناقوس فرا خوانده است.
هان ای پدران کلیسا بپا خیزید و عیسی مسیح را از چنگال این دژخیمان نجات دهید که آن پیامبر بزرگ از ستمگری که دین را وسیله ظلم و دعا را وسیله رسیدن به مسند ستمگری به بندگان خدا قرار می دهد بیزار است، که دستورهای آسمانی همه برای نجات مظلومان، از ملکوت نازل شده است. و ای مستضعفان جهان برخیزید و هم پیمان شوید و ستمگران را از صحنه برانید که زمین از خداست و وارث آن مستضعفانند.
و ای ملت آمریکا به تبلیغات رؤسای جمهوری که جز نیل به قدرت فکری ندارند گوش فرا ندهید و بدانید که جوانان ما با جاسوسان رفتاری خداپسندانه دارند، که دستور اسلام رحمت بر اسیران است گرچه ظالم و جاسوس باشند.
شما ای ملت آمریکا از کارتر بخواهید شاه مخلوع و جنایتکار را به ایران برگرداند که کلید رهائی جاسوسان به دست اوست و شما ای اصحاب ناقوس دست ها را به دعا بردارید و ناقوس ها را به آهنگ درآورید و از خدای بزرگ بخواهید که به رؤسای جمهور شما عدل و انصاف مرحمت کند.
خوشا به حال آنان که از بهر عدالت زحمت می کشند و دعا می کنند.
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:28 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع دانشجویان هنری شیراز

تاریخ: 1358/10/03

 

تعیین رئیس جمهور باید با توجه به صفاتش در قانون باشد

بسم الله الرحمن الرحیم
من در عین حال که حالم مقتضی صحبت نیست لکن برای تشکر از آقایان چند کلمه ای عرض می کنم. آقایان زحمت کشیدند که از راه های دور تشریف آوردند. خداوند همه را حفظ کند، موفق باشید. چیزی که لازم است عرض کنم این است که در این موقع که یک مرحله دیگری از مراحلی که در کشور ما می خواهد تحقق پیدا کند در دست اجراست و آن تعیین رئیس جمهور است، باید توجه داشته باشند آقایان که آن صفتی که در قانون اساسی برای رئیس جمهور تعیین کرده اند مراعات کنند، قانون اساسی را ملاحظه کنند و رئیس جمهور را در آنجا ملاحظه کنند و کسی که دارای این صفات بود او را به آن صفات می شناسند به او رای بدهید و اگر چنانچه فاقد آن صفات باشد، احتراز کنید از رأی دادن به او.
 

به کسی که لایق برای این مقام است رأی بدهید

روز سرنوشت سازی است. می خواهید زمام کشور را به یک کسی بدهید که مؤثر در مقدرات کشور شما باشد. سهل انگاری نکنید و به پای صندوق ها بروید و با هم اجتماع کنید و کسی که لایق برای این مقام است و دارای صفاتی است که سوء سابقه نداشتن، وابستگی به رژیم سابق نداشتن، اینها از اموری است که باید ملاحظه بشود و آقایان نباید سستی کنند در رفتن، به پای صندوق بروند لکن به کسی که این صفات را دارد رأی بدهند. خداوند انشاءالله شماها را حفظ بکند و من از اینکه معذورم از اینکه زیاد صحبت کنم عذرخواهی می کنم و شما را به خدای تبارک و تعالی می سپارم.
والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:28 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع گروهی از فرهنگیان و معلمان شهرستان محلات

تاریخ: 1358/10/03

 

اگر چنانچه انسان تحت تربیت انبیا متحول بشود، جامعه هم به تبع او به ترقی می رسد

بسم الله الرحمن الرحیم
محلات یک محلی است که من بعضی تابستان ها می رفتم، تابستان ها را آنجا بودم و در آنوقت که من آنجا بودم احساس می کردم که مردم محلات با مردم بسیاری از جاها فرق دارند، توجهشان به دیانت بیشتر بود از بعضی جاهای دیگر، از خیلی جهات و من اینکه فهمیدم این بود که محل به واسطه خوبی علما خوب بوده. علمائی بودند که در محلات بودند، علمائی بودند که افراد صحیح، وظائف ملائی شان را، وظائف دیانت شان را خوب عمل می کردند، مردم هم تبعیت آنها خوب شده بودند، اهل مسجد بودند، همه اهل دعا و اهل عبادت و اهل کار و همه چیز بودند. محلات، من حالا قریب بیشتر از شاید سی سال است، یک همچو چیزهائی است که دیگر آنجا را ندیدم، نمی دانم الان باز همان است، من امیدوارم که همان باشد. اگر چنانچه انسان خودش متحول بشود به یک انسانی که تحت تربیت انبیا انسان بشود، جامعه هم به تبع او به ترقی می رسد. گاهی یک فرد در یک جامعه موجب فساد می شود و گاهی هم یک فرد در یک جامعه موجب صلاح می شود. این فرد گاهی از قشر قدرتمندان است که مردم به او توجه دارند، گاهی از قشر روحانیین است که آن هم مردم به او توجه دارند. قشر قدرتمندها کمتر در شأن پیدا می شود که اشخاص ساخته شده باشد، من که حالا یاد ندارم، کمتر پیدا می شود، در قشر روحانیین پیدا می شود. و اگر روحانی، در یک محل یک روحانی متعهد باشد، آن محل را تصفیه می کند و اگر در هر یک از بلاد چند نفر روحانی باشند که آنها آنطور که باید، آنطور که دستور اسلام است باشند، از باب اینکه مردم تبعیت از آنها می کنند، مردم هم اصلاح می شوند و با اصلاح مردم یک جامعه صحیح پیش می آید.
 

مهمترین مأموریت رضاخان یکی این بود که روحانیون را بکوبد

شما دیدید که در این 50 سال، خوب اکثراً یادتان نیست، زمان رضاخان را اکثراً یادتان نیست لکن من یادم است، یعنی من از قبل از اینکه رضاخان کودتا کند یادم هست، رضاخان به واسطه مأموریتی که داشت ابتدا به یک صورت مقدس مابی آمد تو کار، مقدس مابی آن حدودی که یک نظامی باید باشد، در محرم روضه داشت، در یک جائی بود که روضه خوانی داشت و خودش هم حاضر

صحیفه نور جلد 11 صفحه 87

می شد، دستجات از ارتشی ها راه می انداخت که من او را خودم دیدم، دستجات مختلفی از ارتشی ها راه می انداخت و آنوقت هم معروف بود که خود او در ماه محرم تکیه هائی که در تهران بود می گفتند که می رفت. بعضی ها می گفتند پیاده می رفت، همه تکیه ها را در این شب های محرم، به تدریج تکیه ها را می رفت تا آنوقتی که قدرتش مستقر شد، با اسلحه دیانت آمد تا آنوقتی که قدرتش محکم شد، آنوقت که محکم شد مأموریتش را شروع کرد و مهمترین مأموریتش یکی این بود که روحانیون، را بکوبد روحانیون را آنطوری که کوبید که تبلیغات را راه انداختند، شعرا بر ضد روحانیون، دستگاه ها تجهیز شدند بر ضد روحانیین، به طوری که قشرهای ناآگاه هم برگشتند از روحانیون، شوفرها روحانی را یا سوار نمی کردند، یا اگر سوار می کردند، اهانت می کردند. من خودم سوار اتوبوس بودم که یک شیخ هم بود، بنزین تمام شده بود، تمام شدن بنزین را گردن شیخ می گذاشتند. یکی از رفقای ما گفت که من در اراک بودم و می خواستم بیایم قم مثلاً، رفتم، شوفر گفت که ما بنا گذاشتیم دو طایفه را سوار ماشین نکنیم، یکی فواحش، یکی آخوندها. از همه جهات شروع کردند فشار آوردن، ممنوعشان کردند از منبر رفتن، اصلاً مجالس را از بین بردند، شروع کردند به سربازی بردن، شروع کردند عمامه ها را برداشتن و به طوری که ما شاید مثلاً قبل از آفتاب، چه وقت، که خلوت باشد می رفتیم در یک جائی رفقا یک چند نفری که بودند، اینها یکی یکی می آمدند و در آنجا که نمی توانستیم بیرون برویم برای تعرض می کردند و من یک درسی که - من داشتم، یک روز دیدم که یک نفر آمد، جمعی بودند، یک نفر آمد، گفتم که رفقاتان؟ گفت اینها قبل از آفتاب می روند در باغات برای اینکه مأمورین می آیند در توی مدرسه ها می گردند معممین را می برند. این برای چه بود، این برای این بود که این قشر را مؤثر می دانستند اینها، ولو حالا به خیال خودشان این قشر را می گفتند که نماینده اسلامند، مردم به آنها توجه دارند، اگر اینها یک قدرتی داشته باشند، نمی گذارند کارها انجام بگیرد، کارهائی که می خواستند، نمی گذارند انجام بگیرد، از این جهت به اینها فشار می آوردند.
یک کار دیگر هم که آنها می کردند کارها زیاد بود، یعنی برنامه زیاد بود اینکه قشر جوان را، در مفاسد را به روی آنها باز کردند، در همه شهرها خصوصاً تهران که بیشتر از همه جا مورد نظر بود، آن جاهائی که جوان اگر برود در او فاسد می شود، درهای او باز بود به روی آنها، تبلیغات هم از همه طرف، سینماها به آن وضعی که شنیدند، مراکز فساد به آنطوری که گفته شده است، مراکز فروش مشروبات الکلی که از کتابخانه زیادتر بود، از کتابفروشی زیادتر بود، گفتند بین تهران تا شمیران آنجاها چقدر جاهائی بود که برای فحشا مهیا کرده بودند. این قشر جوان که باید از او کار برآید و از او امید هست و می تواند برای کشور خودش خدمت بکند، اینها را از آنجائی که مرکز خدمت است می کشاندند به مراکز فحشا تا اینها را یک موجود مهمل بار بیاورند، چنانچه این خوب دیگر اخیراً منتهی شد به اینکه زمان این مردک شد. و این از پدرش عمیق تر کار می کرد، این بیشتر از او نقشه داشت یعنی نقشه ای که برایش دستش داده بودند.
این هروئین به این فراوانی که الان هم ملت ما به شرش مبتلاست، این یک مسأله ای نبود که

صحیفه نور جلد 11 صفحه 88

همین من باب اتفاق چنین توسعه پیدا کند، این یک برنامه بوده است برای اینکه یک وقتی یک جوانی هروئینی بشود دیگر همه چیزش را از دست می دهد. یک قوه فعاله است، این قوه فعاله وقتی که مبتلای به هروئین بشود، مبتلای به مشروبات بشود، عادت کند که به سینما برود، به سینمای کذائی، عادت کند به این مرکزهای فحشا برود که همه اینها را برای اینکه این قشر جوانی که آمال یک کشور است این را نگذارند که بیدار بشود، همه چیزش را ببرند این بی تفاوت باشد، عادت هروئینی اینطوری است، آدم تریاکی اینطوری است، آدمی که مبتلای به مسکرات است اینطوری است، آدمی که مبتلای به فحشاء است اینطوری است که اگر هر بساطی سرش درآورد این دیگر نمی تواند که قیام کند و کار انجام بدهد. اینها خواستند مملکت ما اینطور بشود که قشر جوانش از بین برود، بی تفاوت باشد و هر چه اینجا دارند ببرند و آنها هم توجه به او نکنند. در هر جا به یک نقشه ای توسل پیدا کردند تا اینکه نگذارند این مملکت بیدار بشود.
 

خدا خواست که به داد این مملکت رسید و مردم را بیدار کرد

خدا خواست که به داد این مملکت رسید که مردم را بیدار کرد، خدا بیدار کرد مردم را، توجه مردم از آن مسائل کم کم برگشت، همان جوان هائی که یک وقت اصل به این مسائل اعتنائی نداشتند، خداوند تایید کرد و توجه پیدا کردند، به حیث جوان هائی که باید بروند سراغ مثلاً جوانی شان، در این نهضت آمدند ریختند به خیابان ها و فعالیت کردند و برای اسلام خدمت کردند و این پیروزی که نصیب ما شد، نصیب ملت ما شد در اثر تحولی بود که به اراده خدای تبارک و تعالی برای ملت حاصل شد. تحولی که ملتی که توجه به این مسائل نداشت، آنهائی که به مسائل سیاسی توجه داشتند کاری به دیانت نداشتند، مسائل سیاسی آنها به نرخ روز، آن روزی که بیرق آمریکا بالا شد برای او صحبت می کند، آن روزی که بیرق فرض کنید انگلستان بلند شد برای او صحبت می کند، آن روزی که بیرق اسلام باشد برای او صحبت می کند، اینها یک مبنائی ندارند، اینطوری هستند، یک مبنائی ندارد آن مبنا یک کاری بکند و این قشرشان که توجه به مسائل ممکن بود پیدا بکنند، اینها توجه اینجوری بود وضعشان، قشرهای دیگر هر کس مشغول کار خودش بود، کاسب کسب می کرد، زارع زراعت می کرد، همه چیزشان را که می بردند هی می گفتند خوب آقا، از اینکه توجه می کرد، می گفت ما چه بکنیم، نمی توانیم، اکثراً هم توجه نداشتند به این مسائل، این یک دست غیبی الهی بود که این ملت را از آن حال رخوت، از آن حال سستی، از آن حال بیخبری برگرداند به یک حال خبرداری، همه مجهز شدند. نمی شود که بدون تایید الهی یک چنین توسعه ای پیدا بکند یک مسأله، همه جا می رفتید می دیدید یک مطلب می گویند که ما جمهوری اسلامی می خواهیم، نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی، آزادی، استقلال، جمهوری اسلامی. این یک مسأله ای نبود که بشود یک نفر آدم، ده نفر آدم، صد نفر آدم، کار انجام بدهند، یک مسأله ای الهی انجام گرفت به طوری که تمام قشرهای ملت ما هم یکصدا شدند، با آن یک صدا هم پیش بردند، و ما مادامی که این نهضت را نگهش داریم، حفظش کنیم پیروز هستیم و ما

صحیفه نور جلد 11 صفحه 89

امیدواریم که حفظ بشود.
 

امروز روز این است که یک توجه داشته باشیم و آن توجه به اینکه دشمن را عقب بزنیم

توجه داشته باشید به اینکه امروز روزی نیست که ما و شما و ملت ما و همه توجه به گرفتاری خودشان، گرفتاری شخصی داشته باشند. یک روزی که یک گرفتاری برای اسلام دارد پیش می آید، یک گرفتاری برای کشور دارد پیش می آید، در معرض این است که مفسدها افساد بکنند و بخورند کشور را، برگردانند به حال دیگر که همه چیزمان از بین برود، روز این نیست که ما بنشینیم که حقوقم کم است، خانه ام چه جوری است، الان روز این نیست.، باید الان ما این کشتی که از همه اطراف موج های بسیار خطرناک به او متوجه است، ما باید بنشینیم حالا که، همان نظیر خود کشتی، حالا اگر یک عده ای در کشتی بودند و کشتی افتاد به خطر غرق، آنوقت اینها بنشینند بگویند که خانه مان چه جوری است!! هیچ کس نمی نشیند، همه در صدد اینند کشتی را نجات بدهند. یک وقت یک کشوری مبتلا شده است به یک چنین مسائل، مثل الان که کشور مبتلاست به، مواجه با یک قدرتی که تمام تبلیغات دنیا دستش هست، دولت ها هم الا نادر، همراه او هستند، یک چنین موقعی ملت ما نباید در فکر این باشد که حالا در اداره که من می روم جایم کجا باشد، در فرهنگ باید چه جور باشد. همه اینها یک موقع آرام باید طرح بشود.
امروز روز این است که ما تمام چیزهائی که مربوط به خودمان است، مربوط به اداره مان است همه را کنار بگذاریم یک نظر، یک توجه داشته باشیم و آن توجه به اینکه این دشمن را عقب بزنیم و می توانیم و می توانید. یک ملت اگر یک چیزی خواست، نمی شود خلافش کرد، خدا به همراهش یدالله مع الجماعه یک جمعیت که برای خدا قیام کرده و با الله اکبر مطلبش پیش برده است این را نمی شود تحمیلش کرد. تحمیلاتی که بر ملت ها می شود از باب این بود که قشرهای مختلف هر کدام مشغول کار خودشان بودند، آنها هم ایجاد اختلاف می کردند بینشان، حرف های مختلف درست می کردند که هر کدام دشمن همدیگر بودند، در قشرهای مختلف مملکت کارهای مختلف، این کی هست؟ ترک، آن کی؟ کرد، آن کی؟ سیستانی، آن کی؟ بلوچ، آن کی؟ فارس. حتی در یک شهر، این محله و آن محله با هم اختلاف داشتند، شاید شماها یادتان نباشد، محله کذا با محله کذا با هم اختلاف داشتند، که اگر از آن محله یک کسی می آمد به این محله، کتک می خورد و رفت. اینها یک چیزهائی بود حساب شده که نگذارند یک ملت با هم مجتمع بشوند، نگذارند که یک جمعیت هائی یک طرف بروند، متوجه بشوند به یک چیزی، متوجه به یک طرف. این وقتی اختلاف پیدا شد، نخواهد شد. خدا خواست که به همه نیرنگ هائی که آنها داشتند ملت ما یکصدا شد، صدا هم همچو نبود که برای دنیا باشد، اصلش توجه به اینکه گرفتاری من دارم نبود، این مردم ریختند در خیابان ها و در پشت بام، پائین و اینها و همه آن روزی که داد می زدند این بود که این شخص، این سلسله، بلکه اصل شاهنشاهی باید

صحیفه نور جلد 11 صفحه 90

برود و اسلام بیاید. ما با این مطلب پیروز شدیم و بعد از پیروزی، دشمن ها بیشتر به این معنا، به این نیرنگ توجه پیدا کردند برای اینکه دیدند ضربه خوردند، دیدند از وحدت ملت و اینکه برای اسلام داشتند فریاد می کردند ضربه خوردند، آنها از اسلام ضربه خوردند، دیدند از وحدت ملت و اینکه همه برای اسلام داشتند فریاد می کردند ضربه خوردند، آنها از اسلام ضربه خوردند، از اسلام که ضربه خوردند دنبالش هم برای اسلام یک حرف هائی پیش می آوردند که جمهوری اسلامی لازم نیست بشود، ما نمی خواهیم جمهوری باشد و هکذا تا حالا باز صداشان هست. ملت باید توجه به این بکند که آنی که ملت ما را پیش برد و آنها را عقب زد، آن را نگه دارد، آن توجه به خدا و وحدت کلمه. تا توجه تان به خداست و هی توجه به اینکه فرشم چه جوری و نمی دانم چه جوری و اینها، تا این هست اگر این پیدا بشود، اختلافات شروع می شود.
اگر انسان متوجه شد به اینکه من حالا باید کارم چه جور باشد، حالا باید وضعم چه جور باشد، این متوجه این می شود که یک اختلافاتی پیدا بشود. امروز روز این کار نیست، امروز روز این است که ما از اختلافاتمان دست برداریم و آن چیزهائی که مربوط به حفظ وحدتمان هست و مربوط به مصالح کشور، امروز می دانید که ما را دارند تهدید می کنند به حصر اقتصادی، ما باید فکر بکنیم برای این کار، فکر این است که کشور مشغول کشاورزی بشوند، مشغول کشت بشوند. آنهایی که شلوغکاری می کنند، در کشاورزی خرابکاری می کنند، آنها باید کنار بروند. به اسم های مختلف می روند نمی گذارند کشاورزها مشغول بشوند، آنها را باید خود مردم کنار بزنند و قوای انتظامی هم کنارشان بزنند. مردم با آسوده خاطر بودن مشغول زراعت بشوند. فردا اگر خدای نخواسته جلو گرفتند، ما محتاج نشویم به خارج، اگر محتاج شدیم به خارج، همه مسائل برمی گردد، شکم گرسنه می کند ایمان ندارد. اگر خدای نخواسته اینها چنین کردند، ما احتیاج پیدا کردیم که گندم بدهد، این احتیاج اسباب این می شود که ما وابستگی سیاسی هم پیدا کنیم، وابستگی فرهنگی هم پیدا کنیم، وابستگی نظام هم پیدا کنیم و همه چیزمان از دست برود و از یک چنین حالی نباید اختلافات را دامن زد، نباید آن بگوید من حزب کذا، آن بگوید من حزب کذا، نباید اینقدر حزب ها پیدا بشود، دویست تا حزب پیدا بشود، اینقدر جمعیت ها پیدا بشود، باید همه شان با هم مجتمع برای نجات یک کشوری که همه در آن می خواهند زندگی بکنند، نجات به این است که جهت اقتصادیش را، هر که مشغول هر کاری هست خوب انجام بدهد تا جهت اقتصادی درست بشود، کارخانه ها را راه بیندازند، کارخانه های خصوصی، بزرگ، کوچک. آنهائی که می آیند آشوب می کنند در کارخانه، بدانند که اینها مانع هستند، اینها نمی خواهند که این مملکت سروسامان پیدا بکند، جلوشان را بگیرند و کشاورزها هم همین طور، هر کس مشغول هر کاری هست خوب انجام بدهد آن کار را.
 

ما باید بنای بر این بگذاریم که احتیاجمان را از غیر سلب کنیم

فرهنگی ها یک بسیار بزرگی در گردنشان هست و او تربیت است، تربیت جوان ها، تربیت

صحیفه نور جلد 11 صفحه 91

بچه هاست. این تربیت بچه ها اگر تحقق درست پیدا بکند که این بچه های کوچک که تحت تربیت معلمین هستند خوب تربیت بشوند، مملکت ما بعدها نجات پیدا می کند. ما از اینکه فاقد یک مغزهای متفکر صحیح و سالم، مغز متفکر زیاد، اما متفکری که سالم نیست مغزش، ما باید کوشش کنیم که این مغزهای کوچولوی بچه ها را از حالا سالم بار بیاوریم تا بتوانند اینها بعدها دفاع کنند از کشورمان. آتیه کشور شما دست این بچه هاست که بعدها باید اینها دست بگیرند. اینها را اگر حالا تربیت بکنید.....
الان ما همه جهاتمان باید متوجه این باشد که این دشمن را از میدان بیرون کنیم، بعد بنشینیم همه چیز - باید - بسازیم، البته نمی گویم حالا نسازیم، حالا باید بسازیم. الان ما محتاج به کشاورزی هستیم، باید کشاورزی به یک حال توسعه ای چیز بشود انجام بگیرد. ما نباید هی بنشینیم اینجا محتاج به این باشیم که برویم پیش دشمن هامان از آنها یک چیزی را بخواهیم، دستمان را دراز کنیم پیش دشمن هامان از آنها یک چیزی بخواهیم، دستمان را دراز کنیم پیش دشمن مان که از آنها یک چیزی بگیریم برای زندگیمان. ما باید خودمان بنای بر این بگذاریم که خودکفا باشیم. بنای به این بگذاریم که از این زمین خدا که به ما داده است که کشور ما، کشور خیلی بزرگی داریم، اینجا می گویند که صد و پنجاه میلیون جمعیت می توانند زندگی کنند. ما حالا سی و پنج میلیون فرض کنید هستیم در یک کشور که صد و پنجاه میلیون جمعیت می توانند در آن زندگی بکنند. ما اگر روی یک اصول صحیح این مملکت را اداره بکنیم، بهترین زندگی برای ملت، ممکن حاصل بشود، لکن نمی خواهند اینطور بشود، نمی گذارند. این شط کارون تا برسد به آنجائی که به شط العرب می خواهد برسد، این شط همین طور آبش هرز می رفت، یک وقتی که من رفته بودم از آنجا عبور کنم، بیابان و هم زمین های سالم، همین طور افتاده بود. این آب اگر خرج این زمین می شد و این زمین آباد می شد، برای صد میلیون جمعیت می توانست ایران ارزاق بدهد، نه اینکه حالا که سی و پنج میلیون است نتواند خودش اداره کند. ما باید بنای بر این بگذاریم که احتیاجمان را از غیر سلب کنیم، احتیاجمان را از دشمن های خودمان سلب کنیم که ما محتاج به دشمن مان نباشیم که از دشمن مان بخواهیم یک چیزی بگیریم برای رزق خودمان و این به این است که همه همت کنند، ملتی باشند که بیدار شدند بحمدالله، همت کنند و این قشرهای فاسد که نمی گذارند کار انجام بگیرد، آنها را طردشان کنند این بین خودشان، پشت بکنند به آنها. و خداوند انشاءالله به همه شما سلامت بدهد. و آقا سال های طولانی خدمتشان بودم، در خدمتشان بودیم و بنابراین است که ایشان آنجا اقامه جمعه بکنند و امیدواریم که از ایشان استفاده بکنند، از خطبه های ایشان استفاده بکنند و خطبه های ایشان خطبه های آموزنده باشد و خداوند همه شما را حفظ کند انشاءالله.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:28 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع اعضای شورای نگهبان

تاریخ: 1359/04/30

 

شورای نگهبان باید ناظر بر قوانین مجلس باشد

بسم الله الر حمن الرحیم
شما ناظر بر قوانین مجلس باید باشید و باید بدانید که به هیچ وجه ملاحظه نکنید. باید قوانین را بررسی نمائید که صد در صد اسلامی باشد. به هیچ و جه گوش به حرف عده ای که می خواهند یک دسته کوچک مردم ما خوششان بیاید و به اصطلاح مترقی هستند، ندهید، قاطعانه با اینگونه افکار مبارزه کنید. خدا را در نظر بگیرید. اصولاً آنچه که باید در نظر گرفته شود خداست، نه مردم. اگر صد میلیون آدم، اگر تمام مردم دنیا یک طرف بودند و شما دیدید که همه آنان حرفی می زنند که بر خلاف اصول قرآن است بایستید و حرف خدا را بزنید و لو اینکه تمام بر شما بشورند. انبیا همین طور عمل می کردند، مثلاً موسی در مقابل فرعون مگر غیر از این کرد؟ مگر موافقی داشت؟ بحمدالله مجلس ما مجلسی است اسلامی و قوانین خلاف اسلام تصویب نخواهد شد ولی شما وظیفه دارید ناظر باشید. خلاصه گوش به حرف طبقه مرفه مترقی نده

بیانات امام خمینی در جمع رؤسای دانشگاه ها و مدارس عالی سراسر کشور و وزیر فرهنگ و آموزش عالی

تاریخ: 1358/10/04

 

شغل روحانی و دانشگاهی مثل انبیا انسان ساز است

بسم الله الرحمن الرحیم
من از آقان متشکرم که تشریف آوردند که از نزدیک با هم ملاقات کنیم و مطالبی که به نظرمان می رسد در میان بگذاریم و باز تشکر می کنم که در این امر انسانی آقایان اظهار تمایل کردند که خدمت بکنند و این خدمت البته ارزنده است.
لکن اساس در دانشگاه مطلب دیگری است. ما روحانیون با دانشگاهی ها یک مسیر داریم و مسوولیت این دو طایفه از طوائف دیگر بیشتر است، چنانچه شغل شریفتر است. شغل شریفتر است برای اینکه با شغل دانشگاهی و روحانیت اگر چنانچه به شرایط عمل بشود انسان درست می شود و این است که این شغل انبیا بوده است. تمام انبیا برای آدم درست کردن آمدند و قرآن کتاب آدم سازی است.
پس این شغل، شغل بسیار شریفی است و مسوولیت بسیار زیاد است برای اینکه در این دو دانشگاه یعنی دانشگاه روحانی و دانشگاهی که آقایان در آن هستند مقدرات کشور، چیزهایی که باید در کشور درست بشود از این دو دانشگاه ناشی می شود. اگر شما یا ما گمان کنیم که علم منشاء سعادت است ولو هر چه باشد، این اشتباه است برای اینکه علم گاهی منشاء بسیاری از تفاوت هاست.
(چو دزدی با چراغ آید گزیدتر برد کالا) گفته حکیم سنائی است ظاهرا.
اگر روحانی علم داشته باشد، لکن ایمان نداشته باشد و مسیرش مسیر انبیاء نباشد منشاء مفاسد بسیار می شود.
اکثر این دین سازی ها که بوده است، اینها از طبقه ملاها بوده است، ملاهائی که فقط علم به خیال خودشان کافی بوده است و دنبالش مسیر انبیا نبوده است. اگر دانشگاه فقط دنبال این باشد که فرزندان ایران را با معلومات بار بیاورد و معلومات را روی هم بریزد، این برای سعادت ملت ما زیاد فایده ندارد یا ضرر دارد. یک فرد دانشگاهی که انحراف پیدا کند که انحراف غیر از یک فرد بازاری و کارگر است. کارگر و بازاری و کشاورز و امثال اینها اگر چنانچه انحرافی داشته باشند، انحرافی شخصی و برای خودشان است لکن انحراف اساتید دانشگاه انحراف خودشان تنها نیست، انحراف یک گروه

صحیفه نور جلد 11 صفحه 97

است. چه گروهی؟ آن گروهی که می خواهند مملکت را اداره کنند که گاهی به انحراف یک کشور منجر می شود. انحراف یک روحانی انحراف خودش تنها نیست انحراف یک ملت است. بنابراین این دو طایفه هستند که می توانند خدمت بکنند و کشور را نجات بدهند و ممکن است که مسیرشان مسیر حق نباشد و کشور را به تباهی بکشند. گمان نشود کسانی که ایمان ندارند اینها هم خدمت به کشور می کنند و فرقی بین آنها و آن کسانی که ایمان دارند نیست.
الذین کفروا یاکلون کما تاکل الانعام و النار ... شما می توانید جوان ها را طوری تربیت کنید که تقوا در آن باشد و بداند که وظیفه او چیست و چه کاری را باید انجام دهد.
اگر چنانچه شما و طبقه روحانیون که هر دو یک شغل دارید، هر دو شغل واحد دارید و مع الاسف این دو قشر را که مربی جامعه هستند دست های ناپاک از هم جدا کرد. ما تا حالا با آقایان روبرو نمی شویم، یعنی شما از ما فرار می کردید و ما از شما، شما ما را قبول نداشتید و ما هم شما را قبول نداشتیم، یعنی شما از ما فرار می کردید و ما از شما، شما ما را قبول نداشتید و ما هم شما را قبول نداشتیم یعنی شما از ما فرار می کردید و ما از شما، شما ما را قبول نداشتید و ما هم شما را قبول نداشتیم، شما برای ما یک چیز می گفتید، ما هم برای شما یک چیز دیگر می گفتیم. من نه از (شما) مقصودم آن افراد است و نه از (ما) مقصودم خودم، لکن قشرها اینطور شده بود. می رفتند توی دانشگاه ها به دانشجو و استاد و به هم یک ظاهر زیبائی ارائه می دادند که این اخوندها مرتجعند، اینها می خواهند ما را برگردانند و به عصر حجر. محمد رضا خان در یکی از حرف هایش قبل از پانزده خرداد گفت که این آخودنها طیاره سوار نمی شوند. اتفاقا همان روزها بود که یکی از مراجع با طیاره رفته بود مشهد. او می گفت اینها با تمام اساس تجدد و تمدن مخالفند. و یا اینکه مطرح می کردند که آخوندها همه درباری هستند و اصلا وجود اینها را دربارها آورده اند و سلاطین این وجودها را در خارج محقق کرده اند و می آمدند پیش روحانیون می گفتند اینها دین ندارند، اینها یک مشت فلکی بی دین هستند. و طوری تزریق می کردند که مع الاسف بعضی از اشخاص بی عمق باورشان می آمد. این باور آمدن اسباب این شد که این دو قشر از هم جدا شد و هر دو به هم بدبین شدند و دو قشری که مربی جامعه بودند، دو قشری که باید جامعه را با مساعدی هم جامعه را اصلاح بکنند، اینها را از هم جدا کردند، دو قشری که اگر در مسیر صحیح باشد تمام ملت به راه صحیح می رود.
 

ایمان مبدأ خیرات و ترقیان یک کشور است

اینطور نیست که یک قشر فاسد باشد و فقط خودش اگر ناصالح شود خودش است و غیر نیست. با اصلاح این دو قشر جامعه اصلاح می شود. اذا فسد العالم فسد العالم است. این عالم من نیستم شما هم هستید. شما همه جزء علما هستید که اگر خدای نکرده فاسد باشید عالم را به فساد می کشید و اگر صالح باشید عالم را به صلاح می کشید. صلاح و فساد یک جامعه به دست مربیان آن جامعه است و این مربی ها شما هستید و قشر روحانی. آنها به نوعی و شما هم به نوعی دیگر. اگر بنا باشد فقط تربیت

صحیفه نور جلد 11 صفحه 98

علمی باشد شما یک طبیب درست می کنید ولی نظر این طبیب چه باشد، این طبیب فردا می شود یک کاسب که یک مریض را معطل می کند برای اینکه حق ویزیت را زیاد بکند. ممکن است از نظر طبابت خوب طبیبی باشد ولی چون مهذب نیست، چون متقی نیست بادوا فروش می شازد تا نسخه هر چه گرانتر بنویسد.
یک مهندس درست می کنید که در علم خودش خیلی خوب است، اما وقتی که می خواهد یک نقشه ای بدهد آن استادی هائی را که دارد طوری به کار می برد که مفید نباشد و به شکل منفعت طلبی باشد. در قشر ما هم اگر بنا باشد که همین ملائی باشد، این ملا بسیار ملای خوبی است، بسیار آدم فهمیده ای است، کتاب و سنت را بسیار خوب می فهمد اما اگر چنانچه تقوا در کار نباشد فهم کتاب و سنت او موجب اعوجاج مردم می شود.
ما احتیاج به آدم داریم. مملکت ما احتیاج دارد به اینکه در اجتماع انسان درست بشود. کسی که از زیر دست ما درمی آید مومن باشد دیگر زیر بار شلم اجانب نمی رود و نمی توانند او را تطمیع بکنند. تهدید و تطمیع در کسانی اثر می کند که ایمان ندارند.
اگر شما و ما سدت به هم بدهیم و برای ایجاد یک جامعه توحیدی به معنی اینکه همه معتقد به خدا و هم متقد باشند به اینکه کارها جزا دارد و اگر جوان ها را مومن و معتقد بار بیاوریم مملکت مان تا آخر احیا می شود و اگر چنانچه در این مسوولیت بزرگ ما کوتاهی بکنیم و در حق فرزندان این ممکلت کوتاهی بکنیم، فرض کنید چند روز چنین صورتی پیدا بکند فردا بدتر از این است و مملکت می افتد. اشخاصی که ایمان ندارند، اعتقاد به مصالح کشور ندارند و فقط برای مصلحت خودشان کار می کنند. همه اینهائی که این فضاحت ها را در ایران درست کردند و این گرفتاری ها را برای مملکت ما بوجود آوردند برای این بود که ایمانی در کار نبود. اگر ایمان در کار بود، ممکن نبود یک آدم قراردادهائی منعقد بکند که حالا دولت ما گرفتارش شده باشد، زیرا این قرار دادها طوری درست شده است که می گویند هر طرف قضیه را بگیریم ضرر دارد. اگر اینها ایمان داشتند همه چیز مملکت را به باد نمی دادند و چون ایمان نداشتند و فقط برای اینکه چند تا قصر در خارج داشته باشند و یا چند تا بانک را در خارج پر کنند این کارها را کرده اند. مبدا همه خیرات و مبدا همه ترقیاتی که برای یک مملکت است چه در جهت مادی چه در جهت معنوی این است که ایمان در کار باشد.
باید شما و ما دست به هم بدهیم و برای قشر آتیه که مقدرات مملکت را به دست می گیرند ایمان ایجاد کنیم. شما از دانشگاه مومن بیرون بدهید و ما از مدرسه ها مومن بدهیم. بنابر این وظیفه سنگینی به عهده ما و شما است و این وظیفه سنگین را اگر درست انجام دادیم و به شغلی که داریم درست عمل کردیم، در کنار علم ایمان را هم تقویت کردم. کوشش کنید برنامه هایی که برای عقب نگاه داشتن ملت بوده است تغییر کند، البته در موقعش ما هم کوشش می کنیم ولی الان شما باید کوشش کنید. نباید زیر بار برنامه هائی که دیگران بر ایمان درست کرده اند برویم، باید تغییرش بدهیم، تحول لازم است. بزرگترین تحولی که باید بشود بایستی در فرهنگ باشد، برای اینکه دانشگاه بزرگترین مراکزی هستند که ملت را یا به تباهی می کشند، یا به

صحیفه نور جلد 11 صفحه 99

اوج عظمت و قدرت می رسانند. برنامه های فرهنگی تحول لازم دارد. فرهنگ غیر از سایر ادارات است و بنابراین مشکلات زیاد است و از مشکلات نباید هراسی داشته باشیم.
در هر صورت من از خدای تبارک و تعالی سلامت همه شما را می خواهیم و دعا گوی همه هستم و خدمتگزار به همه و امیدوار که همه ما از درهای حقیقی ملت مطلع بشویم و در درمانش هر کس به اندازه ای که می توانند کوشش کند.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

ید. خدا انشاءالله با ماست. اگر ما عملمان برای خدا باشد، خدا ما را موفق می کند.
سپس یکی از فقهای شورای نگهبان راجع به تغییر نام مجلس شورا گفت، که امام در پاسخ فرمودند. این تغییر نیز چون ماده ای تصویب نشده است که نام مجلس، مجلس شورای ملی باشد، بلکه تازه مجلس می خواهد نامی برای مجلس شورا انتخاب کند و انتخاب می نماید. چقدر بگویم از این حرف ها نترسید. اینها حالا که دیدند نمی توانند به طور کلی منکر اسلام شوند می خواهند نام اسلامی به آن اضافه کنند، بعداً نام اسلامی را حذف کنند و بروند سراغ حرف های خودشان. محکم باشید و به چیزی به جز اسلام و قرآن اصولاً فکر نکنید.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:28 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع گروهی از کارکنان بخش خبر و جهاد سازندگی صدا و سیمای جمهوری اسلامی

تاریخ: 1358/10/02

 

سازندگی های روحی مقدم بر همه سازندگی هاست

بسم الله الرحمن الرحیم
کشور ما و ملت ما احتیاج به سازندگی دارد، سازندگی های روحی مقدم بر همه سازندگی هاست، جهاد سازندگی از خود افراد باید شروع بشود و خودشان را بسازند و با شیطان باطنی جهاد کنند که این جهاد منشأ همه جهادهائی است که بعد واقع می شود. انسان تا خودش را نسازد نمی تواند دیگران را بسازد و تا دیگران ساخته نشوند، نمی شود که کشور ساخته بشود. جهاد سازندگی از خود آدم باید شروع بشود، جهاد نفس، جهاد اکبر است، برای اینکه همه جهادها اگر بخواهد نتیجه داشته باشد و بخواهد انسان در جهادها پیروز بشود موکول به این است که در جهاد نفس پیروز باشد اگر انسان ها توجه به خودشان داشته باشند، جهاد نکرده باشند با شیطان خودشان، اینها واحد واحدهائی هستند که علاوه بر اینکه نمی توانند اصلاح جامعه را بکنند، فساد هم در جامعه می کنند، همه فسادهائی که در عالم واقع می شود، برای اینکه آن جهاد واقع نشده، آن جهاد اکبر واقع نشده. تمام این گرفتاری هائی که بشر دارد از دست خود بشر دارد، بشر است که به بشر جنایت وارد می کند، سایر موجودات، سایر حیوانات ولو سبع هم باشند، آنقدری که بشر جنایت می کند آنها نمی کنند. این بشر است که چون اصلاح نشده است و جهاد سازندگی نکرده است، این از همه حیوانات سبعتر است، هیچ سبعی مثل انسان نیست و هیچ حیوان دیگری هم به پای این حیوان نمی رسد.
آنقدر که این انسان، این حیوان دوپا در عالم فتنه و فساد می کند هیچ موجود دیگری نمی کند و آنقدری که این حیوان دو پا محتاج به تربیت است هیچ حیوانی محتاج نیست. تمام انبیا از اول تا حالا، تا خاتم، از آدم رسول اکرم برای یک مقصد آمدند و آن مقصد این است که این حیوانات را انسان کنند. مقصد این است. تمام کتاب هائی که از آسمان برای انبیا آمده است که بزرگترش قرآن کریم است. همین یک مقصد را دارد که این انسان هایی که در این ظلمات واقع شده اند غرق شده اند در دنیا، همه توجه شان به خودشان است، هر چه می خواهند برای خودشان می خواهند، اصلاً پیش شان مطرح نیست یک چیز دیگری غیر از خودشان، آنها می خواهند اینها را از این ظلمت ها نجات بدهند، به عالم نور برسانند، ظلمت های زیاد، ظلمات، آیه شریفه این طرفش را ظلمات می فرماید الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور آن طرف را نور می فرماید، این طرف را ظلمات.

صحیفه نور جلد 11 صفحه 81


ظلمت ها زیاد است، تاریکی هائی که بشر به آن مبتلاست، چه تاریکی هائی که در نفس خودش هست و در باطن خودش هست و چه تاریکی هائی که در جامعه هست، اینها زیاد هستند، از اینها وقتی انسان تخلص پیدا کرد نور یک امر واحد است، همه به یک مبدا واحد به یک مبدا نور باید برگردند. انبیا آمدند که اینهائی که در ظلمت ها واقعند، اینهائی که هیچ نمی بینند الا خودشان و هیچ نمی خواهند الا برای خودشان، برای هیچ کس دیگری ارزش قائل نیستند، هر چه هست برای خودشان می خواهند، اینها را از این خودخواهی که منشأ همه ظلمت هاست، نجات بدهند و برسانند به خداخواهی که نور است. آنهائی که رسیده اند به این مقام خداخواهی که این یک مرتبه از کمالات است آنها اینطور نیستند دیگر که مثل ماها فکر کنند، آنها فکر دیگران هستند قبل از اینکه فکر خودشان باشند. پیغمبر اکرم برای این کافرهایی که مسلمان نمی شدند و مؤمن نمی شدند غصه می خورد، در آیه شریفه هست که، مثل اینکه می خواهی خودت را هلاک کنی برای اینها. خواست که همه عالم به نور برسند، مبعوث شده بود برای اینکه همه این هیاهوهائی که در دنیا هست و این هیاهوها برای خود است، برای رسیدن به قدرت خود است این هیاهوها را از بین ببرد و یک خداخواهی در مردم ایجاد کند، توجه به نور ایجاد کند. اگر ایجاد بشود او، دیگر اینهمه نزاع هائی که در دنیا هست از بین می رود. اگر تمام انبیا جمع بشوند در یک محلی هیچ وقت با هم نزاع نمی کنند اگر اولیا و انبیا را شما فرض کنید که الان بیایند در دنیا، هیچ وقت با هم نزاع نمی کنند برای اینکه نزاع مال خودخواهی است، از نقطه نفس انسان پیدا می شود که آنها نفس را کشته اند، جهاد کرده اند و همه خدا را می خواهند، کسی که خدا را می خواهد نزاع ندارد، همه نزاع ها برای این است که این برای خودش یک چیزی می خواهد این هم برای خودش یک چیزی می خواهد، این دو خودها تزاحم می کنند، این قدرت را می خواهد مال خودش باشد، آن هم قدرت را می خواهد مال خودش باشد، تزاحم می کنند، این قدرت را می خواهد مال خودش باشد، آن هم قدرت را می خواهد مال خودش باشد، تزاحم می کنند، جنگ درمی آید. اگر مردم تربیت بشوند به تربیت انبیا که همه کتب آسمانی برای این تربیت آمده است، همه این نزاع ها از بین می رود، همه این گرفتاری هائی که برای بشر است از بین می رود، برادر می شوند همه، همانطوری که در قرآن کریم همه را برادر خوانده است، مؤمنها برادرند، از این آیه استفاده این معنا شود که اگر چنانچه دو نفر به اخوت ایمانی شان عمل نکنند، برادر نباشند، مؤمن نیستند، المومنون اخوه می گوید برادر هستند، این مؤمنها برادرند، همانطوری که یک برادر برای برادر خودش خیر می خواهد مؤمن این است. اگر یک وقت ما دیدیم که کسی برای برادرهای خودش خیر نخواست، نزاع راه انداخت، هیاهو راه انداخت، این به طرف خودش بکشد، او به طرف خودش بکشد، این از ایمان معلوم می شود که حظ صحیح نبرده است، آنی که باید ایمان در قلب این تأثیر بکند، نکرده است.
ایمان فقط این نیست که ما اعتقاد داشته باشیم که خدایی هست و پیغمبری هست و چه، نه، ایمان یک مسأله ای بالاتر از این است این معانی را که انسان ادراک کرده به عقلش، باید با مجاهدات به قلبش برساند که قلبش آگاه بشود، بیابد مطلب را. خیلی چیزهاست که انسان به برهان می داند که فلان قضیه فلان طور است یا فلان طور نیست، لکن چون ایمان نیامده است، تأثیر نمی کند مثلاً نوع مردم

صحیفه نور جلد 11 صفحه 82

اینطور هستند که در یک شب تاریکی، اگر یک مرده ای در محلی باشد پیش او می ترسند بخوابند و همه عقیده شان هم برای این است که مرده هیچ اثری ندارند، هیچ کاری از او نمی آید، عقلشان می گوید که مرده است، این مرده اصلاً حرکت ندارد تا بتواند به من ضرر بزند، عقل این را می گوید، لکن این مطلب به قلب نرسیده، مرده شورها به واسطه تکراری که کرده اند، عمل تکرار شده را به واسطه تکرار، آنها پیش مرده می خوابند، هیچ برایشان چیزی نیست، این فرق ما بین ادراک عقلی و ایمان است. ادراک عقلی آدم می کند تأثیر در آدم ندارد، تا ایمان نباشد، مسأله عقلی را قلبش نفهمیده باشد، باورش نیامده باشد، آن مسأله عقلی تأثیرش کم است.
ایمان عبارت از این است که آن مسائلی را که شما با عقلتان ادراک کرده اید آن مسائل را قلبتان هم به آن آگاه بشود، باورش بیاید، این محتاج به یک مجاهده ای است تا به قلب شما، بفهمید، بفهمید که همه عالم محضر خداست، محضر خداست، ما الان در محضر خدا نشسته ایم. اگر قلب ما این معنا را ادارک بکند ما الان در محضر خدا هستیم، همین مجلس محضر خداست، این را اگر ایمان انسان در آن راه پیدا نیست مؤمن بشود انسان به آن، قلب انسان بیابد این مطلب را، از معصیت کنار می رود. تمام معصیت ها برای این است که انسان نیافته این مسائل را، برهان هم بر آن دارد، برهان عقلی هم قائم است به اینکه خدای تبارک و تعالی همه جا حاضر است، هم برهان است و هم همه انبیا گفته اند و هو معکم اینما کنتم قرآن است، آن با شماست، هر جا هستید آن با شماست، ما آن را از قرآن شنیده ایم، به برهان هم ثابت هست لکن به قلب ما نرسیده است. ما مثل مرده شور شده ایم تا حالا در این باب، ما مثل مردم عادی هستیم که مطلب نرسیده به قلبمان، تا اگر بخواهیم یک غیبت بکنیم، یک تهمت بزنیم، یک کار زشت بکنیم ببینیم محضر خداست، در محضر خدا که، محضر احترام دارد، انسان در محضر یک بزرگی که در نظر خودش بزرگ است، احترام می کند از آن محضر. اگر یک نفر وقتی که در نظرتان بزرگ است پیش شما باشد، در محضر او کار خلاف نمی کنید چه رسد به اینکه در محضر او به او خلاف بکنید، کار خلاف مطلقاً آدم نمی کند در محضر یک کسی که ادراک کرده است که این بزرگ است، محترم است، چه رسد به این که در محضر آن محترم به خود آن محترم خلاف احترام بکند، محضر، محضر خدای تبارک و تعالی است عالم محضر است، تمام عالم محضر است، معصیت مخالفت با خود اوست، با آن کسی است که در محضرش هستیم.
بسازید، باید بسازیم خودمان را، جدیت کنید که این جهاد سازندگی را از خودتان شروع کنید، وقتی از خودتان شروع کردید هر کاری بکنید، این کاری است الهی وقتی خودتان را ساختید، تمام کارهایتان الهی می شود، برای اینکه از ظلمت ها بیرون رفته اید، در نور وارد شده اید، همه اعمالتان نورانی می شود حرف که می زنید نور است، با گوش هم که می شنوید نور است، با قلبتان هم ادراک می کنید و با نور ادراک می کنید، اصلاً شما شده اید نور.
انبیا آمدند که ما اشخاصی که از نور بهره ای نداریم و ظلمات به ما احاطه کرده است از هر طرف ما را، از این ظلمت های گوناگون نجات بدهند و برسانند به عالم نور که اگر رسیدید به عالم

صحیفه نور جلد 11 صفحه 83

نور، شما سر تاپایتان نورانی می شود، نور می شوید، اصلش حرفی که می زنید نورانی است، حرفی که می شنوید نورانی است، گوش و سمع و بصر، همه گوش خودت را رها کرده ای و گوش نورانی پیدا کرده ای. چشم ظلمانی را رها کرده ای یک چشم نورانی پیدا کرده ای. چشمی است که با او توجه به خدا دارید، گوشی است که با او توجه به خدا دارید، ما باید خودمان را بسازیم، خودتان را که بسازید همه کارهایتان جهاد سازندگی است. هر کاری بکنید دیگر در حیطه جهاد وارد شده اید شما، شما مجاهد هستید دیگر، کارهای مجاهد کارهای جهادی است، کوشش کنید که این جهاد سازندگی را در خودتان ایجاد کنید، یعنی مشغول بشوید به این کارها. نگذارید برای اینکه بعد آخر عمر، بسیاری از وسوسه های شیطان یکیش همین است شیطان باطنی انسان، همین است که حالا جوانیم، انشاءالله وقتی که پیر بشویم آن وقت توبه می کنیم، شما نمی دانید که برای پیر توبه کردن دیگر به این زودی ها امکان ندارد. یک درختی که تازه در آمده است می شود کند آن را و یک بچه هم می کند آن را، این درخت وقتی که یک مقداری بزرگ شد، یک مرد بزرگ می تواند بکند، یک قدری بزرگتر شد محتاج به آلات است که کنده بشود یک وقت درختی که تناور شد و بزرگ شد مثل چنار امام زاده صالح، نمی دانم حالا هست یا نه، این را دیگر به این چیزها نمی شود کند آن را. این ریشه های اخلاق فاسده، ریشه های اعمالی که در انسان هر عملی بکند یک ریشه ای در نفس پیدا می شود، اولش آسان است یک معصیتی کرد، می تواند زودی برگردد، یک قدری که اضافه شد مشکلتر می شود. هر چه برود طرف پیری این قویتر می شود و انسان ضعیفتر می شود. اراده انسان ضعیفتر می شود، لکن این معانی که انسان گرفتارش بوده زیادتر می شود، نگذارید برای زمان پیری توبه را، نگوئید که ما وقتی که حالا رسیدیم به بالاتر، آنوقت، آنوقت دیگر نمی شود، همین طور وسوسه می کند شیطان تا آخر که نگذارد ما با ایمان وارد بشویم به آن عالم، تمام وسوسه های مقابل دعوت های انبیا همین است که نمی خواهند ما برسیم به آن نور. شیطان ها نمی خواهند، این شیطان هائی که الان نمی خواهند که این جهاد سازندگی هائی که اینها، خواهرها، برادرهایمان با این زحمت می روند جهاد سازندگی می کنند، این شیطان هائی که می خواهند نگذارند این جهاد سازندگی پیدا بشود، اینها می خواهند نگذارند که اسلام تحقق پیدا بکند. اینها از همان ریشه های شیطانند، اینها اولاد شیطانند، اینها همان وسوسه های شیطانی را می کنند، اینهائی که وارد می شوند در مزارع، وارد می شوند در کارخانه ها و جوان ها را از کار باز می دارند، به اعتصاب وا می دارند، اینها همان از ریشه های شیطانند، آن در باطن ما هست ما را نمی گذارد که جهاد بکنیم، اینها هم در ظاهر اینها را نمی گذارند جهاد بکنند، باید شیطان ها را بشناسید تا نشناسید نمی توانید دفاع کنید از خودتان، شیطان خودتان را بشناسید، شیطان باطن خودتان را بشناسید، شیطان های خارجی را هم بشناسید تا بتوانید با آنها جهاد کنید، شیطان باطنی انسان خود آدم است، خود انسان، آن نفسیت انسان، آن هواهای انسان. اینها قشرهای شیطانی است در انسان، جنود شیطانند اینها، آن را تا نشناسد انسان نمی تواند با او مجاهده بکند، این انسان هائی هم که شیطان هائی هستند که مانع از این هستند که این اسلام تحقق پیدا بکند در اینجا و یک رژیم انسانی اسلامی پیدا بشود آن رژیمی که انبیا

صحیفه نور جلد 11 صفحه 84

می خواستند، آن رژیمی که اولیاء خدا می خواستند، همه زحمت هایشان برای این بود که انسان درست کنند، انسان که درست بشود رژیم حکومتش هم درست می شود. چیزهای دیگری هم درست می شود، همه چیز درست می شود همه زحمت انبیا برای این بود که یک عدالت اجتماعی درست بکنند برای بشر در اجتماع و یک عدالت باطنی درست کنند برای انسان در انفراد. زحمت های انبیا برای این بود، اینها زحمت های انبیا را می خواهند هدر بدهند. شما جوان ها که ایستادید و با مشت محکم جمهوری اسلامی را خواستید، شما خواستید که اسلام رژیم این کشور باشد، شما کوشش کردید که اسلام باشد، اینها کوشش کنند که نباشد، اینها جنود شیطانند، باید آنها را بشناسید تا بتوانید دفاع کنید، دفاعشان کنید و هستند اینها، تا انسان هست همین مسائل هست.
 

کوشش کنید که زیر پرچم اسلام بروید

انبیا هم دعوت کردند، زحمت کشیدند، اولیا هم دعوت کردند، رحمت کشیدند. جنگ ها کردند برای همین که این انسان های فاسد را کنار بزنند و یک جامعه انسانی درست بکنند، لکن مع الاسف توفیق حاصل نشد، برای ما هم نمی شود، برای شما هم نمی شود. اما حتی الامکان البته آن معنائی که اسلام می خواهد به این زودی ها حاصل نمی شود، اما حتی الامکان ما مکلفیم نباید بگوئیم که حالا که آن مطلب اعلی حاصل نمی شود این پائین ترش هم حاصل نشود.
ما مکلفیم که هر مقداری که می توانیم این رژیم را رژیم انسانی، رژیم اسلامیش کنیم، هر قدر می توانیم زیر پرچم قرآن برویم، هر مقداری که شما عمل کردید به قرآن، زیر پرچمش رفتید، پرچم قرآن این نیست که پرچم های دیگران هستند، پرچم قرآن عمل به قرآن است، زیر پوشش قرآن که انسان رفت، زیر پرچم اسلام است، زیر پرچم قرآن است. کوشش کنید که زیر پرچم اسلام بروید، هر مقداری که می شود خودتان و هر کس را با او آشنا هستید، هر مجلسی که پیدا شود ببینید که یک کسی از این پوشش اسلامی می خواهد یک قدری کنار برود دعوتش کنید. امر به معروف و نهی از منکر از اموری است که بر همه کس واجب است، یک چیزی نیست که بر یکی واجب باشد بر دیگری نه، همه ما مکلفیم که همانطور که مکلفیم که خودمان را حفظ کنیم و خارج کنیم از ظلمت به نور، مکلف هستیم دیگران را همین طور دعوت کنیم. هر مقداری که می توانیم، شما نباید بگوئید که خوب، من که خطیب نیستم، من که اهل منبر نیستم، من که اهل محراب نیستم، شما اهل این هستید که در خانواده تان با آن پسرتان و با دخترتان و با اولیائتان، با آن کسی که رفیق شما هست، می توانید حرف را بزنید، همین مقدار شما مکلفید. اگر انسان دید معصیت خدا می شود، باید جلویش را بگیرد، نگذارد معصیت خدا بشود. انشاءالله خداوند همه ما را هدایت کند و همه ما را از این ظلمت هائی که در اطرافمان، در قلوبمان، در همه اعضا و جوارحمان قرا گرفته، این ظلمت ها را به نور هدایت کند.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:28 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در دیدار با چند تن از کشیش های امریکائی و الجزایری

تاریخ: 1358/10/04

 

روحانیون مسؤولند در مقابل پیامبران و در مقابل خدای تبارک و تعالی

بسم الله الرحمن الرحیم
من متقابلاً ولادت عیسی مسیح را به همه ملت های مستضعف دنیا و به ملت مسیح و به مسیحیان هم میهن مان تبریک می گویم. عیسی مسیح همه چیزش معجزه بود، معجزه بود که از یک مادر باکره متولد شد، معجزه بود که در مهد سخن گفت، معجزه بود برای بشر صلح و صفا و روحانیت آورد. همه معجزه، همه انبیا معجزه هستند و همه برای ساختن بشر آمدند، همه می خواهند که بشر به راه مستقیم الهی سیر کنند و همه می خواهند که تمام افراد بشر در صلح و صفا و برادری زیست کنند. این وظیفه مأمورین الهی است که در دنیا آمده اند برای آنکه بشر را از این عالم به عالم بالا ببرند و یک وظیفه هم روحانیین ملت ها دارند، روحانیین مسیح، روحانیین مسلم، روحانیون یهود، همه روحانیون، و آن وظیفه تبعیت تام از پیغمبرها و از آنهائی که آمدند برای تربیت بشر و برای صلح و صفا بین تمام افراد بشر. روحانیون در مرتبه اول واقعند برای تحقق دادن به آرمان های انبیا که همان وحی الهی است. روحانیون یک وظیفه الهی دارند که این وظیفه الهی بالاتر از آن وظائفی است که سایر مردم دارند. یک مسؤولیت الهی دارند. روحانیون مسؤولند در مقابل پیامبران و در مقابل خدای تبارک و تعالی که تعلیمات انبیا را به مردم برسانند و دست مردم را بگیرند و از این گرفتاری ها که دارند نجات بدهند. مردم دنیا امروز مبتلا هستند به قدرت های بزرگ و به قدرت هائی که شیطانی هستند و در مقابل انبیا بزرگ ایستادند و نمی گذارند تعلیمات انبیا تحقق پیدا بکند. روحانیت مسیح یک خصوصیت زیادی دارد و آن اینکه قدرت های بزرگ مسیحی هستند، مدعی مسیحیت هستند و آن قدرت های بزرگند که در دنیا برخلاف تعلیمات خدای تبارک و تعالی که به همه انبیا تعلیم فرموده است و برخلاف تعلیمات عیسی مسیح عمل می کنند. روحانیت مسیح موظف است به حسب تعلیمات مسیح و به حسب تعلیم خدای بزرگ که با این قدرت هائی که برخلاف مسیر انبیا و برخلاف مسیر مسیح رفتار می کنند مبارزه معنوی بکنند، آنها را ارشاد بکنند به ملت مسیح، هدایت کنند ملت مسیح را که تبعیت از این قدرت هائی که بر ضد مسیح هست نکنند.

صحیفه نور جلد 11 صفحه 92

 

لزوم بازدید آثار و جنایات رژیم گذشته از جانب روحانیت مسیح

من وقتی با روحانیین مسیح مواجه می شوم باید مسائلی که مربوط به روحانیت است عرض کنم. مسائل مربوط به شما این است که مسائل دنیا را آنطور که هست بررسی کنید و ببینید به ملت ها از دست مدعیان مسیحیت چه می گذرد. شما آمدید ایران و معلوم نیست بتوانید ایران آنقدر بمانید که شهدای ما را ببینید، قبور شهدای ما را ببینید. شما در بهشت زهرا رفتید و قبور یک عده از شهدا را دیدید. هر جای ایران بروید از این قبور هست. شما معلولین ما را ندیدید، هر جای ایران بروید کسانی که دست و پای خودشان را از دست دادند و مجروح شدند، معلول شدند و از زندگی ساقط شدند خواهید دید. چه خوب بود که شما مسیحیین و شما روحانیین مسیح یک مدتی می ماندید در ایران و به شهرهای مختلف ایران و به دهات و روستاهای مختلف ایران می رفتید و مشاهده می کردید آثار جرم آن کسی را که طرفدار او رؤسای جمهور آمریکا بودند، آن کسانی که آمریکا به ما تحمیل کرد و رؤسای جمهور آمریکا تحمیل ما کردند. ای کاش می رفتید و می دیدید که جرم هایی که واقع شده است در ایران چه جرم هایی است، ای کاش در آن وقتی که شاه مخلوع ایران بود می آمدید و به شما اجازه می دادند که بروید و زندان های ما را ببینید، ببینید در این زندان ها به علمای اسلام، به روشنفکرهای ایران، به محصلین ایران، به دانشگاهی های ایران چه می گذرد. ببینید که در این بیغوله هایی که در زیرزمین ایجاد کرده بودند و جوان های متعهد ما را برای اینکه آزادی می خواستند، برای اینکه استقلال می خواستند، در این بیغوله ها با آنها چه رفتار کردند. من اگر بخواهم برای شما کلیات مسائل را هم بگویم وقت ضیق است لکن بدانید با این ملت همچو رفتار کردند که هیچ وحشی ای با هیچ وحشی عمل نمی کند. پاهای بعضی از جوان های ما را با اره بریدند، بعضی از جوان های ما را روی تابه گذاشتند و سرخ کردند، در حضور پدرها، پسرها را دست بریدند، پسرهای کوچک را برای اقرار گرفتن از پدر، کارهایی کردند که خجلت آور است گفتنش و کارهایی کردند که به استناد اینکه ما مأمور هستیم از طرف دولت های بزرگ و مأمور برای وطن مان هستیم و مستند می شد همه اینها به رؤسای جمهور آمریکا و امثال آنها، کارهایی شده است که ملت مسیح را اگر مطلع بشوند سرافکنده می کند. کارهایی کرده اند که روحانیت مسیح را در نظر مردم شاید به آن قداستی که هستند برخلاف او جلوه دهند. شما روحانیت مسیح باید مسیح را از این تنگنایی که ایجاد کرده اند رؤسای جمهور شما، نجات بدهید. مسیح چشمش به علمای مسیحیون و سایر قشرها، روشن است. مسیح چشمش این است، مطالعه می کند، تحت نظر قرار داده است شما را که شما با این ظالم هائی که با بشر اینطور کردند چه رفتار می کنید. آیا در کلیساهای شما هیچ وقت راجع به این جرائم صحبتی شده است؟ آیا از پاپ انکاری راجع به این مصائب شده است؟ آیا پاپ که ما را به حسب آن چیزی که در روزنامه بود محکوم کرده است که این گروگان ها را نگه داشتیم، پاپ مطلع هست از اینکه اینها چه بودند و چه هستند؟ آیا محکوم کردن یک ملت ضعیف در خورشان یک روحانی ای است که خود را روحانیت بزرگ مسیح می داند؟ آیا محکوم کردن آنهائی که پنجاه سال در زیر یوغ این قدرت های بزرگی که با طرفداری

صحیفه نور جلد 11 صفحه 94

حکومت هایی که خودشان را به مسیح نسبت می دهند و می گویند مسیحی هستیم، آیا هیچ وقت به اینها انکار شده است؟ آیا روحانیون مسیح انکار این اعمال ظالمانه ای که برخلاف دستورات عیسی مسیح سلام الله علیه است، هیچ وقت انکار این مسائل را کرده اند؟ ما در پاریس در عید مولود حضرت مسیح اعلام کردیم و راجع به مظالمی که شده است، آنجا چیزهایی نوشتیم و مع الاسف گفته شد که پاپ اجازه نشر آن را ندادند.
چرا باید یک روحانیت بزرگ مسیح با مظلوم ها اینطور عمل کنند؟ چرا باید روحانیت بزرگ مسیح مظلوم ها را محکوم کنند و طرفداری از ظالم کنند؟ آیا شماها اطلاع ندارید از این جریمه هایی که در اینجا واقع شده است؟ آیا شما اطلاع ندارید که یک ملتی را تمام ذخائرش را بردند و خودش گرسنه مانده است؟ آیا اطلاع ندارید که یک ملتی را چندین سال در طول پنجاه سال با زجر و زحمت تحت فشارها قرار دادند و همه دارایی او را به دولت های بزرگ دادند؟ آیا روحانیت مسیح اطلاع ندارد که برخلاف گفته همه انبیا و برخلاف گفته مسیح دارائی های ایران را آقای کارتر حبس کرده است در سد کرده است در همه بانک ها؟ آیا عیسی که برای عدالت آمده است و مردم را به عدالت می خواهد وادارد و شما موظفید که عمل کنید به آن چیزی که عیسی مسیح فرموده است و ظالم ها را وادار کنید به عمل کردن، آیا مطلع هستید که یک ملت ضعیف را چطور می خواهند در تحت فشار قرار بدهند آیا مطلع هستید که حصر اقتصادی که آقای کارتر می خواهد انجام بدهد، معنایش این است که می خواهد (در نظر او این است) که سی و پنج میلیون جمعیت از گرسنگی بمیرد؟ آیا آقای پاپ که مطلع از این مسائل هست و ما را محکوم می کند؟ با به او بد مسائل را می رسانند؟ اگر مطلع هست وای به حال ما و وای به حال مسیحیت و وای به حال علمای مسیح و اگر مطلع نیست وای به حال واتیکان. چرا باید شما آقایان که آمدید اینجا مسائل را آنطور که هست ادراک بکنید و به واتیکان چرا نباید برسانید؟ آیا واتیکان از شما قبول نمی کند؟ آیا واتیکان از اشخاصی که طرفدار ابرقدرت ها هستند و طرفدار ظالم ها هستند قبول می کند مسائل را، از مظلومین قبول نمی کند؟ آیا مظالم این ابرقدرت هائی که خودشان را به مسیحیت زدند و می چسبانند به حضرت مسیح، این مظالمی که اینها کردند، به کجا باید گفت؟ با کی باید در میان گذاشت؟ با شما روحانیون مسیح باید در میان گذاشت؟ با آقای پاپ باید در میان گذاشت؟ صدای ما به آقای پاپ می رسد؟ می گذارند برسد؟ اگر رسید ترتیب اثر به صدای مظلوم می دهد ایشان؟ بنای ایشان هست که با مظلوم ها، با آن اشخاصی که تحت ظلم هستند و برخلاف دستورات حضرت مسیح با آنها عمل می شود یک معارضه ای بکند؟ ایشان از این مظالمی که الان در دنیا واقع می شود و با دست رئیس جمهور آمریکا واقع می شود و قبل هم شد و به دست رؤسای جمهور واقع شد، ایشان بی اطلاع هستند؟ ایشان نمی دانند در فلسطین و لبنان و ویتنام و سایر جاها چه می گذرد و از کی این مظالم واقع می شود؟ به آقای پاپ این مسائل اصلاً نمی رسد؟ ایشان در محاصره هست و کسی با او نمی تواند صحبت بکند؟ یا می دانند، مطلعند، مسائل را می دانند و ساکت نشستند؟ ما این سؤال را داریم که چرا سکوت در مقابل ظلم؟ این دستور حضرت مسیح هست؟! چرا واگذار کردند

صحیفه نور جلد 11 صفحه 95

ابرقدرت ها را به حال خود تا هر چه جنایت می خواهند بکنند و هر چه مظلومان را می خواهند از بین ببرند؟ عیسی مسیح که پیامبر صلح هست و می خواهد صلح در دنیا باشد و الان عید صلح هست، شما می دانید که در عید صلح در این مواردی که الان اینها مشغول جنگ هستند چه می گذرد؟ شما از امثال این رؤسای جمهور باور می کنید که یک وقت می آیند و دعا می کنند، دعای آنها را باور کنید؟ شما این تبلیغاتی که الان در آمریکا برضد ما می شود، این روزنامه که بر ضد ما تبلیغ می کنند، این رادیوها و تلویزیون هائی که برضد ما تبلیغات می کنند، آیا از آنها مطلع هستید؟ آیا از وضع مظلومان مطلعید و می دانید که این تبلیغات برضد مظلوم ها و بر وفق مرام ظالم هاست؟ شماها وظیفه ندارید که از این تبلیغات جلوگیری کنید؟ آقای پاپ وظیفه ندارند که هدایت کنند اینهائی که برضد مظلومین قیام کردند؟ با قلم خودشان، با قدم خودشان، با همه وسائل تبلیغاتی برضد مظلومین قیام کردند، آقای پاپ وظیفه ندارند از اینها جلوگیری کنند؟ پس کی وظیفه دارد؟ مذهب مسیح را کی باید ترویج کند؟ کی باید تعلیمات مسیح را به مردم بگوید؟ فقط تعلیمات مال آن قشر پائین است؟ تعلیمات مال این زاغه نشین هاست؟ تعلیمات مال کشاورزان است؟ یا اولی به تعلیمات آن طبقه بالا هستند؟ آیا نباید آنها را به تعلیمات مسیح آشنا کرد؟
دردها زیاد است و نه وقت شما و نه وقت من مجال این را دارد که دردهای یک ملت ضعیف را به شما برسانند. من به شما که روحانیین مسیح هستید، به وسیله شما به ملت آمریکا، به روحانیین آمریکا، به روحانیت مسیح در تمام دنیا پیام می فرستم که هم مظلومین را دریابید و هم حضرت عیسی را هم مذهب مسیح را. مذهب مسیح و حضرت عیسی در معرض اتهام واقع شده است این مذهب را دریابید. آقای پاپ در معرض اتهام است. مردم حق ندارند بگویند این (چرا) را، حق ندارند که چرا آقای پاپ مظلومین را محکوم می کنند برای ارضاء ظالم ها؟! شماها برسانید این مسائل را به مردم. ملت آمریکا را می گویند برضد ما تجهیز کردند در این عیدی که باید عید صلح باشد و رئیس جمهور آمریکا در همه جا در بین مظلومین جنگ راه انداخته است، مظلومین را دارد می کوبد، معذلک روحانیین مسیح ساکتند. چرا باید ساکت باشند؟ چرا باید از حال مظلومین مطلع نباشید؟ چرا اگر از حال مظلومین مطلعید باید با ظالم ها مقابله نکنید و لااقل هدایت نکنید آنها را؟ هدایت محصور به کلیساست؟ هدایت محصور به یک جمعیت پائین است؟ با هدایت اول مال بالاهاست؟ انبیا که مبعوث شدند اول با طبقه بالا مقابله کردند. حضرت موسی با فرعون مقابله کرد. طبقه بالا اولی هستند به اینکه مقابل بشوند و هدایت بشوند. شما روحانیون هدایت کنید این طبقه بالا را، هدایت کنید این رؤسای جمهور را، دریابید عیسی مسیح را، دریابید ملت مسیح را، دریابید مسیحیت را، نگذارند مسیحیت در نظر مردم مشوه بشود، نگذارید روحانیت مسیح در نظر مردم یک روحانیتی باشد طرفدار ظالم ها. خداوند انشاءالله بشر را از شر این بشرهائی که بر ضد تعلیمات آسمان، بر ضد تعلیمات ملکوت رفتار می کنند هدایت کند و خداوند مظلومان را از چنگ ظالمان نجات دهد.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:29 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

فرمان امام خمینی به شورای انقلاب در مورد دعوت از کشیش های متعهد

تاریخ: 1358/09/30

 

فرمان امام خمینی به شورای انقلاب در مورد دعوت از کشیش های متعهد

بسم الله الرحمن الرحیم
شورای انقلاب اسلامی ایران
به مناسبت فرا رسیدن عید سعید میلاد مسیح پیامبر عظیم الشان علیهم السلام لازم است از چند کشیش متعهد و مسؤول دعوت به عمل آورید تا امریکائیانی که در اختیار دانشجویان مسلمان قرار دارند بتوانند مراسم مذهبی شان را با کمال آرامش انجام دهند. بدیهی است به مناسبت موضع خاص کشیشان سیاهپوست در مقابل جنایات آمریکا، آنان از اولویت خاصی برخوردارند.
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:29 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع گروه کارگزاران مسجد قبا و دانشجویان مریوان

تاریخ: 1358/10/04

 

تلاش برای خود کفا شدن به منظور شکستن حصر اقتصادی

بسم الله الرحمن الرحیم
ما امروز مواجهیم با چند مطلب که تذکرش لازم است: یکی همه می دانید مواجه با قدرت های بزرگ که در خارج و داخل مشغول تبلیغات هستند برضد اسلام و توطئه هائی دارند، یکی خرابی هائی که در داخل کشور است و اشخاصی دامن می زنند به این خرابی ها و اغفال می کنند جوان های ما را از هر طرف.
ما امروز اگر بخواهیم با این قدرت بزرگ مواجه باشیم و در این میدان شکست نخوریم احتیاج به چند امر داریم، یکی اینکه ما اقتصاد خودمان را طوری کنیم که خودکفا باشیم که اولش قضیه زراعت است. مزرعه ها، کشتزارها با فعالیت همه جانبه قشرهای مختلف کشت می شوند، مع الاسف دستجاتی هستند که یا ندانسته و به واسطه تحریک بعضی عناصر ضد انقلاب یا شاید بعضی شان هم دانسته از باب اینکه از همان جمعیت هستند نمی گذارند کشت آنطوری که باید صورت بگیرد، صورت بگیرد. با اسم های مختلف در اطراف ایران هر جا بروید این مسائل هست که در کشتزارها می روند و به اسم اینکه ما می خواهیم کمک کنیم به مستمندان کمک کنیم به مردم، مانع می شوند از اینکه یک کشت صحیحی بشود، و این خطری است برای کشور ما.
شما می دانید که اگر یک مملکتی در اقتصاد، خصوصاً این رشته اقتصاد که نان مردم است، در این احتیاج به خارج پیدا بکند و یک احتیاج مبرمی که نتواند خودش اداره کند خودش را و باید او را اداره کنند، این وابستگی اقتصادی آن هم در این رشته موجب این می شود که ملت ایران، مملکت ایران، تسلیم بشود و به دیگران. اگر آمریکا موفق بشود در این مطلبی که الان پیش آورده است که همه قدرت ها را دور خودش جمع کند و حصر اقتصادی بکند نسبت به ایران، انشاءالله موفق نمی شود، لکن ما باید طرف احتیاط را بگیریم، اگر خدای نخواسته موفق بشود و ایران را در حصر اقتصادی از جهات مختلف قرار بدهد که یک جهتش هم همین قضیه خواربارهائی است که ما احتیاج به او داریم، خوب، ما قاعدتاً نمی توانیم دیگر مقاومت کنیم و این یک ضربه ای است که به نهضت ما می خورد که ضربه به اسلام است. پس تکلیف همه ماهاست که هر کس به هر مقداری که قدرت دارد در این امر کوشش کند. در امر زراعت، در امر امدادی هم دولت باید کمک کند و هم مردم باید به هم کمک کنند و

صحیفه نور جلد 11 صفحه 101

هم کار بکنند، مردم، مردم باید مشغول کار بشوند، یک مملکتی است که احتیاج به نیروی کار دارد اگر این نیرو به خدمت دیگری کشیده بشود به کارهای دیگر کشیده بشود این موجب این می شود که نتوانند این حاجتی که ملت دارد برآورده کنند پس در رأس همه چیزها این است که یک کشوری راجع به ارزاقش محتاج نباشد به خارج، راجع به گوشتش و راجع به نانش و راجع به اینطور چیزهایش، محتاج نباشد. و این لازم است که دامداری ها که رواج پیدا کنند و همین طور کشاورزی به طور وسیع درست بشود. دیروز بود ظاهراً که برادرهای قمی ما که آمده بودند اینجا، آنها می گفتند که قم امسال خودکفاست برای اینکه فعالیت شده است، خود مردم، و جهات مختلفه شده است که زمین های زیادی زیر کشت رفته است و روی اینکه آن زمین هائی که زیر کشت رفته است و فعالیت های دیگری که سایر کشاورزها کردند، اگر بشود و انشاءالله درست عمل، قم احتیاج به خارج ندارد.
من خیلی از این جهت خوشحال شدم و اظهار تشکر کردم نسبت به آنها و خداوند انشاءالله حفظ کند آنها را. این مطلب همه جا باید بشود این مطلب در همه جای ایران باید بشود، یعنی هر منطقه باید کوشش کند که برای منطقه خودش خودکفا باشد، خوزستان آب فراوان، زمین فراوان دارد، هم آب فراوان دارد، هم زمین فراوان دارد، این اگر چنانچه کمک بشود، هم از طرف دولت کمک بشود، هم ملت، دست به دست هم بدهند و هم مردم دست به دست هم بدهند و آنجا را کمک کنند و کشت کنند و دیمی، آبی، ایران هم دیمش خوب می شود، هم آبش از دیمش بهتر هم باشد و بیشتر هم، دیم چیز می کند یعنی اگر آبی یک تخم هشت درصد متداول باشد شاید آن بیست آن بشود. در هر صورت این یک تکلیفی است الان برای ما، نه قضیه یک مسأله عادی است. الان مملکت ما در این امر یک وضع غیر عادی دارد زندگی می کند. وضع عادی نیست که انسان بگوید که خوب، نمی خواهم حالا این منفعت داشته باشیم. یک وضع غیر عادی است که نمی توانیم بگوئیم که خواهیم. معنی نمی خواهیم این است که وابسته به خارج باشیم، وابستگی به خارج این است که همه چیزمان را دوباره در اختیار آنها بگذاریم.
پس بنابراین، یک تکلیف شرعی است، نه یک امر عادی باشد که ما از زراعت امسال ما دلمان نمی خواهد زیاد نفع ببریم، نه این مسأله اینطور نیست، دلخواه نیست، در این وضع غیر عادی که ما به او ابتلاء داریم، این یک تکلیف هم ملی است و هم شرعی. یعنی اگر ما بتوانیم یک کاری بکنیم و نکنیم، پیش خدای تبارک و تعالی مسؤول هستیم. این یک باب است که باب کشاورزی و دامداری و چیزهائی که مربوط به ارزاق مملکت است، یک مملکتی که می تواند و می توانست در دامداری جوری باشد که حتی به خارج هم شاید می توانست بدهد، حالا باید گوشتش را از یک جائی بیاورند و گندمش را از یک جائی بیاورند و تخم مرغش را از یک جائی بیاورند و همه چیزش را از یک جائی، برای ما عیب است این مطلب که ما همه چیزمان به دست غیر باشد و چشم مان به این باشد که نان ما را، که گوشت ما را بدهد.
بنابراین باید همت کنند، همه قشرها همت کنند و این حاجت، ارزاقی را که ما احتیاج به او

صحیفه نور جلد 11 صفحه 102

داریم و ملت ما محتاج است، این را برآورند و انشاءالله خودکفا بشوند. یک جهت دیگر، این است که یک اشخاصی که می خواهند اوضاع ایران آرامش نباشد در آن، اینها در بین ارتشی ها، ژاندارمری ها و شهربانی ها رفتند و می گویند ما این مراتب سلسله را نباید قبول کنیم، یک کلمه غلطی را توی مغز اینها فرو کردند که جامعه توحیدی. نمی دانند هم جامعه توحیدی اصلاً معنایش چیست، اگر یک معنای صحیحی هم داشته باشد، اینهادانند. اینها خیال کردند که جامعه توحیدی معنایش این است که اصلاً ارتشی تو کار نباشد، همه شان یا سرباز باشند یا همه شان سپهبد باشند، این معنایش این است که ما ارتش نداشته باشیم، این چیزی که قدرت کشور ما باید باشد و بازوی توانای کشور باشد که ارتش است و همین طور ژاندارمری و سایر قوای انتظامی. این چپگراهائی که به اسلام خودشان را بستند، الان گرفتاری ما به این اشخاصی هست که با اسم دارند مقاصد دیگران را ترویج می کنند، یکیش هم همین است که روند در سربازخانه ها و در بین ارتش، و بعضی شان هم شاید از همان ریشه های سابق باشند که دانسته می خواهند نگذارند که ارتش قوت بگیرد، قدرت ارتش را می خواهند از دست بگیرند و فلج کنند ارتش را. می گویند که نه باید شماها افسر باشید و نه ما درجه دار و باید یک توحیدی پیش بیاید، مسأله توحیدی معلوم می شود همه مان سپهبد باشیم یا همه مان سرباز، هیچ کس از هیچ کس اطاعت نکند. این جز این است که اصل ارتش به هم بزند، یعنی ارتش ما نمی خواهیم، این معنایش این است که اصلاً ایران ارتش نمی خواهد، ایران ژاندارمری هم نمی خواهد، ایران شهربانی هم نمی خواهد، دولت هم نمی خواهد، اصلاً جامعه توحیدی، اینها اصلاً نمی فهمند اگر یک جامعه، توحیدی باشد، معنایش چیست؟ جامعه توحیدی معنایش این است که در عین حالی که فرض کنیدسرلشکر هست و دیگران باید از سرلشکر اطاعت بکنند و در عین حالی که سپهبد فرض کنید اگر باشد هست و در عین حالی که حکومت هست، همه اینها یک فکر داشته باشند، جامعه توحیدی معنایش این است که همه اینها به خدا فکر کنند، توجه به خدا داشته باشند نه هرج و مرج باشد. جامعه توحیدی اصل قابل وجود به آن معنا که می گویند نیست. جامعه توحیدی به آن معنا که می گوئید خوب، همه رعیت باشند، ما نساج نمی خواهیم، ما دیگر فرض کنید که آن کسی که آهنگر نمی خواهیم، اینکه توحید نمی شود، یکی زحمتش زیاد است، یکی زحمتش کم، جامعه توحیدی در حیوانات هم کم است، در بعضی حیوانات یا اکثر حیوانات جامعه توحیدی است، یعنی اینکه دیگر در حیوانات یک بالا و پائین نیست، در بعضی شان، در مثل موریانه، آنها هم تمدن دارند و می گویند تمدنشان اسبق است از انسان، یا در مثلاً زنبور، زنبور نحل (یعنی زنبور عسل) آنها هم بالا و پائین دارند، اگر بنا باشد که به آن معنا که شما می گوئید جامعه توحیدی معنایش این است که تفاوت مابین افراد نباشد. شما در غیر حیواناتی که آن هم حیواناتی که - آن تمدن ندارند، در غیر حیوانات در کجای عالم پیدا می کنید که تفاوت نباشد، یعنی همه ما یا مهندس باشیم یا هیچ درس نخوانیم، همه کشور ما یا همه شان باید مهندس باشند، خوب، همه مهندس، ما کشاورزی نمی خواهیم. همه کشاورز، ما کارگر نمی خواهیم. همه کارگر، ما کارفرما

صحیفه نور جلد 11 صفحه 103

نمی خواهیم. پس قابل ذکراست، این یک کلمه توحیدی به گوششان خورده است معنایش را نفهمیدند یا آنهائی که در کار هستند و در کمین هستند که می خواهند این کشور را به هم بزنند و می خواهند باز ما را تحت سیطره امریکا و امثال امریکا قرار بدهند آنها افتاده اند توی اینها، جامعه توحیدی!! جامعه توحیدی!! مقصودشان چیست؟ مقصود این است که ما درجه دار و افسر و سرباز نمی خواهیم، همه مان سرباز، اطاعت نمی خواهد، وقتی که کسی فرمان بدهد هیچ کس نباید از او اطاعت کند، یا همه فرمانده، فرمانبر نداشته باشیم، یا همه فرمانبر، فرمانده نداشته باشیم. این کشور می شود؟ این مملکت می شود؟ این خیانت به ارتش نیست؟ این خیانت به اسلام نیست؟ اینها را به گوششان خواندند و یک شوراهائی درست کردند غلطی و به گوش اینها خواندند. می آیند در آنجا، درجه های خودشان را می کنند می دهند به افسر، می گویند تو درجه بده، این جز این است که یک مملکتی را به فساد بکشد، ما در این مملکت یک کاسب نمی خواهیم؟ تاجر نمی خواهیم؟ فرش فروش نمی خواهیم؟ یک مملکت ما همه اش باید یکسان و به قول آنها جامعه توحیدی که آنها می فهمند، جامعه توحیدی باشد که همه یک جور باشند؟ محصل می خواهیم برای اینکه اگر تحصیل کرد، خوب فرق می کند با دیگران، جامعه توحیدی نیست این؟ یکی بالاتر، یکی پائین تر. آن کسی که با فکرش یک کار بزرگی انجام می دهد، این با آن رعیتی که با عملش یک جریب زمین را درست می کند، اینها در یک جامعه های عالم یک جور هستند اینها؟ اینها در جامعه های دنیا، کسی که طیاره را درست می کند با آن کسی که چاه می کند برای آب، اینها یک جورند در دنیا؟ اینکه جامعه توحیدی نیست اینکه. آن یک کار دیگر می کند، این یک کار دیگرکند. آن یک جور دیگر زندگی می کند، این یک جور دیگر. اینها چی می گویند؟ کجای دنیا جامعه توحیدی است که اینجا باشد؟ در شوروی دیگر رؤسا و مرئوسین نیستند؟ کرملین حکم نمی کند برای همه کشور، سردارها آنجا حکم نمی کنند، صاحب منصب ها آنجا همه اینها از زیر بارشان در می روند، درجه هاشان را می کنند که جامعه توحیدی نیست؟ چین که همین طور است؟ کجای دنیا هست که سرباز همه باشند، هیچ صاحب منصب نداشته باشند، همه صاحب منصب به یک درجه باشند؟ این چه غلطی است که در فکر اینها رفته، خیانت است این به اسلام، خیانت است این به کشور، خیانت است این به ارتش، ارتش باید باشد با همان قدرتی که باید باشد.
البته همه به یک فکر باید باشند، جامعه توحیدی این است، تمام ملت ایران باید یک فکر کنند و او این است که خودشان را از زیر بار اجنبی نجات بدهند و خودشان اداره کنند ملت خودشان را، مملکت خودشان را. جامعه توحیدی آن بود که در این نهضتی که پیروز شدید شما، آن بود که در این نهضت پیروز شدید، یعنی همه آمدند با هم به طور وحدت کلمه، وحدت فکر، نه معنای جامعه توحیدی هرج و مرج باشد و نه دولتی باشد و نه ملتی باشد، نه مدیری باشد و نه اداری باشد و نه مهندسی باشد، این یک مسأله ای است که اصلاً خطرناک است برای مملکت ما.

صحیفه نور جلد 11 صفحه 103

 

قبل از اینکه ما دخالت در امر تصفیه کنیم، خودتان را اصلاح کنید

این جوان هائی که در بین چیز هستند، در بین ارتش هستند، توجه داشته باشند، این، یک خطری دارد برای کشور شما پیش می آورد، این کار به دست دیگران دارد واقع می شود، و شماها گول می خورید. قبل از اینکه شروع بشود به یک تصفیه ای و من آنطور قاطع که می توانم عمل کنم، عمل کنم، خودتان را، اصلاح کنید خودتان را و الا ما اینها را تصفیه خواهیم کرد. آنهائی که رفتند و کندند چیز خودشان را، آنطوری که برای ما نقل کردند و به آنها هم گفتند شما هم بکنید، دیگر سربازی و نمی دانم چی چیز نیست، این بزرگترین خیانتی است که به مملکت ما دارید کنید، قبل از اینکه ما دخالت در امر کنیم خودتان اصلاح بکنید.
این هم یکی از گرفتاری هائی است که ما داریم مواجه با او هستیم، از آن طرف با امریکا ما مواجهیم، از این طرف با این جوان هائی که دارند کمک به امریکا می کنند، نمی فهمند اینها که ما اگر آمریکا یک روزی بنایش بر این شد که بیاید اینجا شلوغی بکند، ما ارتش لازم داریم، ژاندارمری لازم داریم، جوان های پاسدار لازم داریم، خودمان هم باید برویم، نمی فهمند این معنا را، گول خوردند از اشخاص، این اشخاصی که این توطئه را برای شما می کنند و می آیند به شما می گویند و شما را به خیال خودشان می خواهند که جامعه توحیدی برایتان درست کنند، اینها را معرفی کنند تا طرد بشوند. خودتان طردشان کنید، خود این جوان هائی که در آنجا هستند طردشان کنند. این مسیر برخلاف اسلام است، بر خلاف ملت ایران است، برخلاف کشور است، برخلاف مصالح مسلمین است. یک همچو کار غلط را نکنند. همه قوای لشکری و هم ارتش و هم ژاندارمری و هم پاسداران نباید هرج و مرج باشد. پاسدار، من پاسدارم، انقلاب است، هر کاری دلم بخواهد بکنم، این معنایش این است که یک انسجام نباشد در یک مملکت، وقتی هرج و مرج در یک مملکت باشد، زندگی تباه می شود، اگر فردا به شما هجوم کردند، نمی توانید جواب بدهید. اگر یکی، دشمنی به شما روآورد، می توانید جواب بدهید. خوب، می بینید الان هم در داخل، هم در خارج، ریختند به جان هم و یک قوه ای نیست که جلو اینها را بگیرد، برای چی؟ برای اینکه انسجام خودتان نیست بین قوای انتظامیه اصلاً، پاسدارها الان برای خودشان علیحده، یک زندگی دارند، هر کدام برای هرجا، برای خودش و همین طور دیگران. اینها باید فکر بکنند، خودتان اولا فکر بکنید، این پاسدارهائی که من از آنها خیلی تشکر می کنم، مملکت ما را پاسدارها حفظ کردند، لکن حالا بین آنها هم افتادند اشخاصی که نمی گذارند اینها منسجم بشوند. اینها انسجام می خواهند. این قوا باید هماهنگ بشود. اگر یک قوای مملکت هماهنگ بشوند، نمی توانند کاری انجام بدهند. همه جا باید هماهنگ بشوند. می بینی که پاسدار می رود توی پادگان ژاندارمری، تو پادگان ارتش، تهدیدش می کند، اهانت می کند، چه می کند، به ما نوشتند می آیند اهانت می کنند. چه وضعی است این معنا؟ آخر شما مسلمانید، شما ملی هستید، شما برای خدا کار می کنید، برای کشورتان کار می کنید، خوب، باید همه تان هماهنگ باشید تا کار بتوانید انجام بدهید. این هم یکی از گرفتاری هائی است که الان مملکت ما مبتلا به او هست و مبتلا به یک دست دوست، دوستی که

صحیفه نور جلد 11 صفحه 105

توجه ندارند، نادان، اشخاصی که متعهدند که می خواهند کار بکنند، لکن یک دسته خدانشناس اینها را تحریکشان می کنند. جوان ها هم با اذهان صاف خیال می کنند اینها که حرف می زنند درست می گویند. شما این مسائل را پیدا کنید که کی دارد می گوید، این هم هست، گرفتاری های دیگر هم هست، لکن معذلک ما از باب اینکه متکی به یک قدرت بزرگی هستیم، ما خودمان هیچ، هیچ ابدا، اگر یکی تان خیال بکنید که خودتان هم یک چیزی هستید خطا کردید، خودتان هیچ، این صداها هم که می کنند، خمینی کذا، اینها هم بیخود است، خمینی هیچ کاره است، کار دست یک قدرت بزرگی است که او انجام داد، آن است که کار دستش است. آن است که می تواند که یک جمعیت بی سلاح را بر یک قدرت بزرگ موفق کند و پیروز کند تا خودتان را هی می بینید که من کذا و شما کذا، یک بشری را کذا می بینید و چه می کنید، این فایده ندارد.
ما برادر هستیم، همه با هم باید توجه کنیم به خدای تبارک و تعالی و با اتکال به خدای تبارک و تعالی انشاءالله پیروز می شویم. و من امیدوارم که این جوان های ما در هر کجا که هستند، در ارتش هستند، در ژاندارمری هستند، در شهربانی هستند، در سپاه پاسداران هستند، در کمیته ها هستند، در دادگاه ها هستند، در بازارها هستند، در خیابان ها هستند، در کشاورزی هستند، در دامداری هستند، در کارخانه هستند، همه اینها به خودشان بیایند ببینند که ما مواجه با یک قدرتی هستیم که اگر با هم نباشیم و به خدا توجه نداشته باشیم، ما یک لقمه آنها هستیم، باید به خدا توجه کنیم و همبستگی با هم داشته باشیم، یک مملکتی با هم جوش بخورد تا نتواند آسیب به او برساند، اگر ما فرد فرد باشیم، گروه گروه باشیم، همه مان آسیب می بینیم برای اینکه همه ضعیفیم، اما اگر چنانچه انسجام پیدا بکنیم، همه گروه ها پشتیبان هم باشند، یک نظر باشند، جامعه توحیدی به این معنا پیدا بشود که همه پشتیبان هم و همه با وحدت کلمه و با وحدت نظر بدون اینکه یکی بگوید نه، یکی بگوید آری، اگر اینطور بشویم انشاءالله پیروز هستیم.
و من از خدای تبارک می خواهم که این مملکت ایران که مملکت اسلامی است، مملکتی است که خدای تبارک و تعالی به او نظر دارد و رسول اکرم نظر دارد، ائمه هدی نظر دارند، این مملکت را از شر اشرار، چه اشرار خارجی و چه اشرار داخل، نجات بدهد. خداوند شماها را، جوان های ما را که خدمت می کنند برای مملکت خودشان و مشغول هستند، در هر نقطه خدمت می کنند به کشور، چه در زراعتش، چه در صناعتش، چه در ارتشش، چه در سایر قوای انتظامی، چه پاسدارها، خداوند همه آنها را قدرت بدهد، آنها را سالم و موفق کند. انشاءالله موفق باشید و با قدرت پیش بروید که پیش می روید.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:32 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع کارکنان شرکت نفت

تاریخ: 1358/10/06

 

امتیازات انقلاب اسلامی در مقایسه با سایر انقلابات

بسم الله الرحمن الرحیم
مسائل بعد از انقلاب ها دو قسم هست: یک مسائلی است که مربوط به ادامه انقلاب است انقلاب مثل یک طفلی می ماند که باید تربیتش کرد و بزرگش کرد، پرستاری می خواهد یک مسائلی هم هست که مسائل فرعی است که انقلاب وقتی تحقق پیدا کرد باید آنها دنبالش رفت. بعد از هر انقلابی آشفتگی هائی هست و هیچ انقلابی نمی تواند نداشته باشد.
انقلاب های بزرگی که در عالم پیدا شده است مثل انقلاب فرانسه، انقلاب اکتبر اینها بعد از انقلاب بسیار گرفتاری ها داشتند. بعضی از این انقلاب ها، کشتاری که بعد از انقلاب واقع شده است بیشتر از یک میلیون، گاهی به دو میلیون رسیده است، برای اینکه انقلاب در آنجاها یک انقلاب اخلاقی نبوده است، یک انقلاب اسلامی نبوده است و علاوه بر این به اینطوری که از قشر ملت و از متن جامعه ما انقلاب برخاسته در جاهای دیگر اینطورها نبوده است، گاهی بوده اما نه اینطور. بعد از انقلاب فقط آن اشخاصی که در رژیم جنایتکار بودند آنها هم بعد از اینکه محاکمه شدند و محکوم شدند و معلوم شده است که وضع جنایتشان تا چه حدود بوده است، اینها تأدیب شدند یا اعدام شدند و اما آزادی مطلق بعد از آن اختناق مطلق بعد از انقلاب بلافاصله بود، همه قلم ها و همه زبان ها باز بود، قلم ها می نوشت، همه احزاب بودند و همه شان هم اظهار وجود کردند و کسی مزاحمشان نبود، تا پنج ماه تقریباً اینطور بود که ابداً هیچ خلاف آزادی نشده، بعد از پنج ماه دریافتیم، دریافتند به اینکه بعضی از این روزنامه ها، بعضی از این مجلات وابستگی به اسرائیل، وابستگی به آمریکا دارد و مشغول یک توطئه هائی هستند، برخلاف مسیر ملت توطئه می کنند، اینها را دادگاه چیز کرد که باید رسیدگی بشود، تعطیل کرد تا رسیدگی بشود. همچو نیست که در جائی از عالم وقتی انقلاب واقع شده است، اینطور رفتار کرده باشند، بعد از انقلاب مطلق مطبوعات، مطلق روزنامه ها، مطلق گفتارها تعطیل شد. امکان نداشت برای کسی که یک روزنامه بعد از انقلاب منتشر کند و بعضی انقلابات بلافاصله بعد از انقلاب قتل عام شروع می شد، قتل عام های زیاد، تصفیه های مهمی که همه اش کشتار بود به دریا ریخته بودند و این در انقلاب ایران هیچ چنین چیزی نبود که حتی یک روز اینطور نبود که از طرف دولت یا از طرف ملت بخواهد یک کاری بکنند و یک قتل هائی مثلاً بکنند، بعد

صحیفه نور جلد 11 صفحه 108

انقلاب اینطور بود.
 

توطئه گران می خواهند این انقلاب را با ایجاد نفاق و اختلاف مدفون کنند

حریف های ما که کار کشته و کار کرده و مطالعه کرده هستند، اینها مطالعه کردند که باید در این وقتی که یک چنین انقلابی با دست خود ملت پیش آمده است کودتا نبوده است که اختیارش را بشود یک کسی بگیرد و تحت نفوذ دیگری باشد، با دست همین ملت بوده است و یک ملت را نمی شود مهار کرد، باید چه بکنند، تا اینکه این انقلاب را نگذارند به ثمر برسد. باید خود انقلاب را از باطن داخل خودش فاسد کنند.
فعالیت الان در این جهت است که می خواهند که این انقلاب را در خودش ایجاد نفاق و اختلاف کنند و مدفونش کنند و پس از اینکه خود انقلاب مدفون شد، بیایند و یک نفری که خودشان تعیین می کنند، یک کودتائی، یک بساطی درست کنند و همان مسائل سابقش را پیش بیاورند. ملت ما باید این مطلب را لااقل که یک مطلب واضحی است فراموش نکند، که قدرت بزرگی که منافع داشته است در ایران، مطامع داشته است در ایران، منافع نفت داشته است در ایران و نافع سوق الجیشی داشته در ایران.
ایران یک مرکزی است که حساس است برای ابرقدرت ها، یک چنین کشوری که زن و مردش، بچه و بزرگش قیام کردند و با خواست خدا و وحدت کلمه پیش بردند، اینها حالا برای ضربه ای که خوردند، منافع از دستشان رفته است نمی توانند در این محل دیگر آنطور توطئه هائی که پیشتر می کردند، زمان رژیم سابق که اینجا را محل از برای آن چیزهائی که می خواستند خودشان، پایگاه هائی که می خواستند خودشان قرار بدهند حالا دیگر برایشان نمی شود، اینها در صدد برآمدند که از باطن خود این نهضت، انقلاب یک پوسیدگی ایجاد کنند، در همه قشرها عمال آنها نفوذ کردند همه جا، در نفت، در مراکز نفت هستند از اینها، در هر جائی که شما بروید، در ارتش، در ژاندارمری، در سپاه پاسداران، در کمیته ها، در ادارات از این قماش مردم هستند که اینها یک مقدارشان منفعت های زیادی که در آن زمان می بردند، از دستشان رفته است و برای اعاده او می خواهند یک رژیمی نظیر آن رژیم پیش بیاید. یک عده شان هم که قدرت های بزرگند، آنها هم منافعشان از دستشان رفته است و دست بردار به این زودی نیستند. در همه این قشرها به طورهای مختلف نفوذ کردند و دارند ایجاد خلاف می کنند. اینها دیدند که از این وحدت کلمه ملت و اتکال این ملت به خدا این پیروزی حاصل شده است و می دانند که اگر این دوتا قضیه، اتکال به خداوند و وحدت کلمه باشد پیروزی های بعد هم حاصل و دست آنها بکلی از ایران کوتاه می شود، از این جهت از قشر جوان که عمق مسائل را باز نمی تواند بفهمد، استفاده می کنند، در هر جا می روند سراغ جوان های پاکدلی که با تبلیغات آنها تحت تاثیر واقع می شوند با دست این جوان ها به اسم اسلام به اسم دلسوزی برای ملت به اسم دلسوزی کشور از اینها استفاده می کنند و مقصد این است که این مملکت را نگذارند ثبات پیدا بکند و بی نظمی را در همه جا

صحیفه نور جلد 11 صفحه 109

گسترش بدهند در همه قوای انتظامی، در پاسداری ها، در کمیته ها، در دادگاه ها، در ادارات، در بین کشاورزان، در بین کارکنان صنعت نفت، در همه اینها یک بساط ناآرامی تا در خارج منعکس بشود که این کشور، این ممکلت نمی تواند خودش را اداره کند محتاج به این است که یک مدیری برود این را اداره اش کند، ایجاد نارضایتی ها، این می شود که این ناراحتی ها با اینکه سنگین است، لکن ملت باید توجه داشته باشد که برای چه مقصدی ایجاد می شود.
در این صحراهائی که کشاورزها مشغول کشاورزی هستند می روند با عناوین مختلف جلوگیری می کنند، نمی گذارند کار بکنند. در کارخانه ها هر چه بتوانند جلوگیری می کنند که کار نشود، نتوانستند کم کاری ایجاد می کنند. در دانشگاه ها به یک صورت دیگری و در ارتش و در ژاندارمری و در سایر قشرهای انتظامی آنجا هم به یک جور دیگری. تمام اینها یک مقصد دارند و آن مقصد این است که نگذارند این انسجامی که باید بین این ملت حاصل بشود و آن انسجامی که بود و با آن انسجام پیش بردند، نگذارند این عمرش باقی باشد. می دانند که اگر این انسجامی که بین اقشار ملت بود، به عمرش ادامه بدهد، ملت پیروز می شود تا آخر هم دست آنها کوتاه می شود. پس باید چه بکنند؟ بیایند بین قشرها ایجاد اختلاف بکنند. من خانه ندارم، من حقوقم کم است، من درجه ام کم است، درجه داری اصلاً نمی خواهد، یکی از حرف هایی که بین ارتشی ها است، یک دسته جوان که گول خوردند، درجه داری نمی خواهد، همه یک جوری باید باشند از این حرف ها، از این نطق ها گاهی گول خورده اند به اسم اسلام یک چیزهائی را می گویند که اسلام در آن نیست و گاهی هم متعمدند و از روی عمد این کار را می کنند.
امروز این نحو اختلافاتی که ایجاد کردند و شما دیدید که در زمان نهضت آنوقتی که مشغول بودند همه رژیم، مردم به مبارزه با رژیم، اینجور اختلافات نبود اصلاً، اگر آن روز هم این اختلافات بود ابداً پیشبردی نمی شد، این اختلافات بکلی نادیده بود، هیچ کس فکر این نبود که زراعتم چه جوری است، صنعتم چه جوری است و منزلم چه حالی دارد، همه فکر این بودند که جمهوری اسلامی باید باشد، این وحدت کلمه و انسجامی که در ملت بود و در دنیا چشمگیر بود و چشمگیر هست آنها که می دانند باید از کجا شروع کنند و چه جور این انسجام را به هم بزنند کارگردان هاشان، کارشناس هاشان هست و الهام می گیرند از آن مبادی دیگر، از خارج و بین قشرها اختلاف ایجاد می کنند، هر طوری بتوانند. اتهام، هر جا برود اتهام هست، هر جا بروی یک ناراحتی ایجاد کردند، هر جا بروی یک شلوغی ایجاد کردند، هر جا بروی یک ناآرامی است که کانه یک کشوری است که به طور هرج و مرج دارد پیش می رود، اصلاً یک مدیریت صحیح در این کشور نمی گذارند آرام بشود تا اینکه صنعت نفت آنطوری که باید اداره بشود و همین طور همه جا. و این دلیل بر این است که جوان های ما غافلند از این توطئه بزرگی که برای ما دارد درست می شود و در دست درست کردن است و آن توطئه اینکه همان نقطه که به آن نقطه اینها شکست خوردند همان نقطه را دست بگذارند رویش، دست

صحیفه نور جلد 11 صفحه 110

می گذارند رویش آن را می خواهند بهم بزنند، این موضع قدرت شما را متزلزل دارد می کند.
 

دشمنان نهضت در صدد خلع سلاح ملت از وحدت کلمه و اسلام هستند

دیدید که دو جهت در این ملت بود که رمز پیروزی ملت ما بود، یکی اینکه از آن چیزهائی که خودشان خواستند ابداً آنوقت مطرح نبود. همه با هم می گفتند الله اکبر همه با هم جمهوری اسلامی، همه با هم رژیم سابق نه، هیچ کس در آن روز دنبال این نبود که من وضعم چه جوری است، اگر یک کسی پیش رفیقش هم فرض کنید شکایت می کرد رفیقش به او می خندید که حالا وقت این حرف ها نیست. اینطور شده بود وضع، یک جهت هم اینکه همه اینها که با هم مجتمع شدند، برای خدا بوده شاهد اینکه هی می آمدند و هر جا فریاد می کردند که ما می خواهیم شهید بشویم، یک مطلبی بود که برای خداست.
پس دو جهت در این پیروزی بود: یکی اینکه برای خدا فریاد الله اکبر و ما برای خدا کار را می خواهیم بکنیم، جمهوری اسلامی خواهیم، یکی هم اینکه با هم مجتمع بودند، یکصدا بودند، بچه کوچولو و پیرمرد هشتاد ساله، یک جور حرف می زدند و دشمن های ما این دو تا سنگر را هدف کردند. از اولی که این سد رژیم سابق شکست دشمن ها سر درآوردند و یک دسته شان راجع به جهت اسلامی شروع کردند کارشکنی، درست توجه کنید که دو تا مطلب هر دویش شهود ماست که مورد حمله واقع شده بود، جهت اسلامیتش مورد حمله واقع شد، گفتند، این حمله به جهت اسلامیتش بود که زیربار اسلامش می خواستند بروند، برای اینکه آن کارشناس ها فهمیده بودند که این پیروزی از اسلام است مردم برای جمهوری نمی آیند به شهادت برسند، مردم برای اسلام می گویند ما شهید می خواهیم بشویم الان هم می گویند، کفن می پوشند برای اسلام، نه کفن برای جمهوری، برای جمهوری دموکراتیک.
آنها یافته بودند که این جهت یک جهتی است که اصیل است، اصل مطلب است، این را باید شکستش. با قلم ها، با گفتارها شروع کردند به این سنگر حمله کردن، اسلام حالا دیگر به درد نمی خورد، اسلام مال نمی دانم هزار و چهار صد سال پیش از این بود، اسلام دیگر حالا بیخود است، گاهی می گفتند، گاهی نمی گفتند، لکن لازمه اش این بود جمهوری اسلامی ما می خواهیم، معنایش این است که جمهوری می خواهیم، معنایش این است که جمهوری اسلامی لازم نیست باشد، این هدف بود تا حالا هم هست.
از اولی که شما این سد را شکستید و برگشتید که جمهوری اسلامی را درستش بکنید، این دسته از مردمی که دنبال این بودند که شما آن رمزی که شما پیروز شدید، چی بود؟ اسلام را فهمیدند که رمز اسلام بوده است، حمله کردند به همان جهت اسلامیتش. نمی خواستند بگذارند که رأی بدهید برای جمهوری اسلامی در بسیاری از جاها جلو رأی را گرفتند، در بعضی جاها آن صندوق ها را شکستند، آتش زدند، با تفنگ مانع شدند از اینکه رأی بدهند، اینجا شکست خوردند. باز برای اینکه

صحیفه نور جلد 11 صفحه 111

مردم باز همان حال را داشتند، رأی را دادند دنبالش هر مرحله ای را که یک قدم شما جلو گذاشتید آنها آن مرحله را که جهت اسلامیتش بود، هدف قرار دادند.
- شما درست - من حالا به تفصیل بخواهم بگویم، نه شما وقت دارید نه من، اما درست مطالعه کنید که در هر مرحله مخالفت شد و مخالفت در همان جهتی بود که راجع به جهت اسلامیش بود که اینها یا آگاهانه این کار را می کردند که اجیر بودند - یا جوان هایی بودند که ناآگاه، این آگاه ها بازی می دادند به آنها صحبتش را می کردند. بعد در این مرحله، بعد هم تا حالا هی شکست خوردند، یعنی جمهوری اسلامی را رأی دادند تقریباً نودوهشت درصد رأی مثبت بود، یک قدری هم بیشتر، بعد هم خبرگان را که هی مخالفت، هی مخالفت، معذلک مردم تعیین کردند خبرگان خودشان را بعد هم به آراء گذاشتند، این قانون اساسی آنجا هم باز مخالفت، مخالفت، لکن معذلک ملت پیروز شد، اینها ننشستند باز، آن جهتش تا اینجا آمده است، حالا بعدش هم البته رئیس جمهوری یا مجلس شواری ملی اینها هم البته مواجه با خیلی مخالفت ها خواهد شد، این یک جهت بود.
جهت دوم این قضیه، اتحاد مردم که همه با هم بودند. یک کانه، یک نفس بود، یکصدا بود، شما اگر بندرعباس می رفتید همان را می شنیدید که در شمال می شنیدید، در مشرق ایران می رفتید همان را می شنیدید که در مغرب می شنیدید، بچه ها همان را می گفتند، پیرمردها هم همان را می گفتند، رعیت ها هم همان را می گفتند و متفکرین هم همان را می گفتند، آنهائی هم که برخلاف مسیر بودند، آنوقت صداشان در نمی آمد، نمی توانستند درآورند بعد که رسیدید به آنجائی که یک قدری به نظر توده ها این بود که خوب، الحمدلله پیروز شدیم، توجه نداشتند به اینکه نه ما یک قدم از آن راه که گفتیم و از راه دیگر، ایجاد اختلاف. شما الان در هر جا بروید یک دسته ای با دسته دیگر مخالفند یک دسته ای مخالفند که به روی هم اسلحه می کشند، می کشند، یک دسته هم که به آنطور نیست برای هم صحبت می کنند حرف می زنند، تهمت می زنند، کاری می کنند که در ادارات کار کم بشود که در مثلاً صنعت نفت کم کاری بشود یا بیکاری باشد، انفجار ایجاد می کنند. از این مسائل که روی هم وقتی که بگذاریم یک دست دارد کار می کند و آن دستی است که می خواهد نگذارد جمهوری اسلامی به معنائی که خدای تبارک و تعالی امر فرموده است تحقق پیدا بکند، برای اینکه با تحقق او همه آمال دشمن های ما از بین خواهد رفت. امروز ما گرفتار این مرحله هستیم که باید این بچه کوچولو را بزرگش کنیم، اینکه الان تقریباً یکساله است و باز راه نیفتاده مثل یک بچه یکساله می ماند که راه نیفتاده، باید ما دستش را بگیریم راهش ببریم، باید همه قشرهای ملت متوجه باشند که اینها می خواهند نگذارند این بچه بزرگ بشود از این بچه صدمه دیدند و اگر بزرگ شد صدمات زیادتر است، می خواهند نگذارند این بشود وارد می کنند، هر جا هر کس بتوانند هر قشری را بتوانند مقابل دیگری قرار می دهند، روزنامه ها، مجلات، رادیو، چه، چه، هر وقت آدم می بیند یک دسته ای، به دسته دیگر حمله کردند، اصحاب قلم به هم حمله کنند، اصحاب بیان به هم حمله می کنند، این در آنجاهائی که با قلم ها این مقصد را می خواهند پیش ببرند. هر اداره ای که بروی، در هر جایی که بروی، هر جا و حساستر بیشتر، هر منطقه ای که حساستر

صحیفه نور جلد 11 صفحه 112

است آن منطقه آنها پیش می روند، تا این منطقه یک صدائی در می آید از همه جا جمع می شوند آنجا، آذربایجان یک صدائی در می آید می بینید که از شمال حمله می کنند، می زنند با آذربایجان دنبال اینکه این صدا را بزرگش کنند، در شمال یک صدا دربیاید، از جنوب حمله می کنند به آن طرف تا اینکه اینجا دامن بزنند. در مرکز نفت یک صحبت می شود، اینها جمع می شوند آنجا نبود، اینکه برای کارکنان نفت در یک وقتی به ما گفتند نفری چقدر می دهند که کار نکنند، که اعتصاب کنند. این پول از کجا بود که می آوردند می دادند که کار نکنید، برای چه مقصدی اینها می خواستند که مملکت ما سروسامان نداشته باشد و به این شریان حیات کشور صدمه می زدند، پول هم خرج می کردند که کار نکنید.
هر جا بتوانند با ارعاب، با تطمیع، با خرج کردن پول در دستشان فراوان از غرب و شرق می آید. همه هم نقشه همین است که این دو حیثیتی که با آن دو حیثیت پیش برده است، این نهضت این را از دستش بگیرند، وحدت کلمه را از دستش بگیرند، اسلام را هم از دستش بگیرند، خلع سلاحش کنند والا شما سلاحی نداشتید همه سلاح ها پیش دشمن شما بود پیش شما چیزی نبود، سلاح شما ایمان بود به خدا، اسلام بود و وحدت کلمه، شما را می خواهند وحدت کلمه را هم از دست تان بگیرند، اسلام را دیرتر می توانند بگیرند برای اینکه خوب مردم مسلمانند، نمی آیند بگویند مسلمان نباشید، با جورهای دیگر جمهوری نگذارند اسلامی باشد، الان هم برای همین معنا فعالیت می شود، پیشتر شده است الان هم می شود، اختلافات هم که خودتان می بینید که هر جا بروید قشری هستند که وسوسه می کنند بین مردم، به این عقده های مردم نفخ می کنند، این عقده ها را دامن به آن می زنند.
 

با رعایت نظم و دوری از منفعت طلبی نهضت را حفظ کنید

خوب یک ملتی که پنجاه سال در اختناق بوده، در حبس بوده، این ملت حالا از آن حبس، یک عقده ها پیدا کرده، اینها این عقده ها را دامن به آن می زنند که برخلاف مسیر راهش بروند، آنهائی که صاحب عقده اند خیال می کنند اینها اهل خیرند، می خواهند برای اینها یک، یک کار خیری بکنند، آنهائی که اهل نقشه اند می فهمند دارند چه می کنند، می فهمند که اینها را برخلاف آن مسیری که ملت دارد می برد. تکلیف ما در این، امروز چیست؟ تکلیف ما اینست که این رمز را محکم نگه داریم، الان به فکر اینکه یک نابسامانی هست در اداره و در کذا و در کذا، این نابسامانی از آن ناحیه است آن ناحیه را تقویت بکنید، همه شکایات را امروز باید کنار گذاشت، همه چیزهائی که برای ما ناراحت کننده است و فرعی است کنار گذاشت و این امر اصلی که الان ما مبتلا به آن هستیم، یعنی خواهند اصل نهضت را از بین ببرند.
این مرحله اول که عبارت از اینست که این نهضتی که با او ما پیروز شدیم باید مثل یک بچه ای روز به روز جلویش ببریم و تربیتش کنیم و بزرگش کنیم، آن را می خواهند از دست ما بگیرند، اگر خدای نخواسته این معنا از دست ما گرفته شد، اساس را از دست دادیم، دیگر همه دیوارها فرو می ریزد، ما اگر چنانچه این انقلاب، در این انقلاب با همانطوری که جلو آمدیم پیش نرویم و پوسیدگی،

صحیفه نور جلد 11 صفحه 113

کرم خوردگی در این پیدا بشود، مثل یک خربزه ای که ظاهرش چه است، آب ... هم به آن می دهند همه چیزها ولی وقتی که می بینند، در باطن کرم زده است.
اینها می خواهند ما را کرم زده کنند و به دنیا ارائه کنند که اینها یک خربزه کرمو هستند اینها به درد نمی خورند. به دنیا ارائه کنند که اینها رشد سیاسی ندارند، ایران یک مملکتی هست که هرج و مرج است، طبقه پائین به بالا اصلاً اعتنا ندارد، سرباز به درجه دار اعتنا ندارد، یک چنین کشوری است که قوای انتظامیش انسجامش را از دست داده، یک چنین کشوری است که اداراتش کار نمی کنند، کم کاری می کند، یک چنین مملکتی است که همه به جان هم افتادند، وقتی که مملکتی همه به جان هم بیفتند، هر قشری بخواهد دیگری را بکوبد، هر طایفه ای برای خودش بکشد و دیگری را از بین ببرد، یک چنین مملکتی در خارج منعکس می شود که اینطوری قابل نیست، باید کاری کرد که با دلسوزی هم بیایند جلو، باید این نظم ایجاد بشود.
بیدار کنید مردم را، به مردم بفهمانید، مسأله بگوئید، خواهرها به خواهرها بگویند، به برادرها بگویند، برادرها به خواهرها بگویند، به برادرها بگویند، مسأله اینست، امروز مصیبت ما این است، امروز که خواهند این مملکت را معرفی کنند به اینکه اینها قابل اینکه آزاد باشند، قابلیت ندارند. من این را قبلاً هم گفته بودم، آقای کارتر در پاریس که ما بودیم و آن اواخری که در ایران دیگر خیلی پیشرفت کردند در خیلی از فرمایشاتشان فرمودند که اینها بهشان زیادی آزادی دادند. این یک موذیانه بود که می خواست بگوید که اینها قابل این نیستند که آزاد بشوند، اینها باید اختناق برایشان باشد، حق می داد به شاه که باید شاه اینها را مهار کند، اگر این مهار را به هم بریزد، این حرفی بود که آنوقت می زد، همین تعقیب می شود عملاً تعقیب می شود، همین معنا را می خواهند در دنیا منعکس کنند که یک کشوری هست که اساسی ندارد، قانون ندارد این کشور، هر کس به هر کس تعدی کند یک دادگاهی نیست جلویش را بگیرد، سرباز از بالاتر، از درجه دار، درجه دار از افسر، افسر از بالاتر اطاعت نمی کند، هرج و مرج است، مردم از دولتشان اطاعت نمی کنند، ادارات از رئیس اداره شان اطاعت کنند، یک مملکت اینطوری قیم می خواهد، خودشان نمی توانند اداره کنند خودشان را، این برنامه ای است که برای ما به حسب احتمال و شواهد ریخته شده است و ما از آن غافل هستیم. آنهائی که می آیند در هر جا ناراحتی ها را به گوش ما می خوانند اینها غافلند از اینکه الان ما این ناراحتی بزرگ را باید علاج کنیم و ... هم می خواهد، خوب جز این است که بفهماند به دنیا به اینکه اینها قابل نیستند که آزاد باشند؟ من یادم هست در آنوقتی که محمدرضا اینجا بود و این گیرودارها و جنگ و نزاع ها بود که کارتر در یکی از حرف هایش آنوقت ما در پاریس بودیم گفت به اینها آزادی زیاد دادند. اگر طبیب بالای سرش بیاید و برود سراغ اینکه دستش یک قدری زبر است این را علاج کنیم، این طبیب، این رابه کشتن می دهد، این باید سرطان را علاج کند. یک مملکتی که الان غده های سرطانی در آن هست ما باید فکر این باشیم که این غده سرطانی را بیرون بکشیم، اگر دنبال این برویم که حقوقمان چقدر است، در اداره درجه ما چیست، در - نمی دانم - ارتش در چه

صحیفه نور جلد 11 صفحه 114

درجه ای واقع هستیم و هکذا و مثل آن طبیبی است که سرطان را برنداشته واین زبری دست را دارد معالجه می کند، آن سرطان کار خودش را می کند، دیگر نه دستی می ماند و نه زبری دست.
این سرطانی که الان در ایران ما هست و آن غده ای است که ولده این غده بزرگ هاست و برای آن غده بزرگ اینها کار می کنند. اگر طبیب ها، یعنی همه مردم که می خواهند مملکت شان یعنی یک مملکتی باشد اگر دنبال این باشند این غده را از بین ببرند، دنبال این باشند که این زبری دست را، من خانه ندارم،من خانه ام کوچک است، من در اداره حقوقم کم است، من درجه ام کم است، اگر ما مشغول این مسائل بشویم، فلان آدم مثلاً چه شده است حالا باید شکستش داد، فلان آدم احتمال می رود چه بشود، نگذاریم بشود، از این مسائل که همه بر می گردد به منافع شخصی، اگر ما برویم دنبال آنها و از این غده سرطانی که ما مبتلا به آن هستیم و نشستند در خارج کشور ما و چشم دوختند به اینجا و عمالشان در داخل کار می کنند، خودشان در خارج کار می کنند، اگر چنانچه ما دنبال آن نرویم و برگردیم به این کارهای جزئی که مربوط به خودمان است خدای نخواسته مثل همان مریضی که به سرطان مبتلا شد و سرطان او را کشت و دیگر دستی باقی نماند تا زبری دست بماند، کشوری باقی نمی ماند تا ناراحتی هائی باقی بماند.
امروز روز اینست که همه با هم بدون اینکه فرصت بدهیم کوشش کنیم، این اختلافات را از بین ببریم، هر روز تحصن یک امری است هر که یک ناراحتی پیدا می کند تحصن می کند، یک عده را وا می دارد به تحصن، این به نفع کی تمام می شود، این تحصن، این تحصن های یکی دنبال دیگری به نفع کی تمام می شود، یک دسته بیکار می شوند یا اداره شان را زمین می گذارند و تحصن می کنند، یا زراعتشان را زمین می گذارند، و تحصن می کنند، این به نفع ملت هست یا به نفع آنهائی است که خواهند با این تحصن های بعد از تحصن و ایجاد اختلاف ها بگردد حال کشور ما، برگردد به یک حالی که اگر از سابق بدتر نشود لااقل مثل او بشود، همه چیز ما را ببرند. اینجا باید همه عقلاء، همه نویسنده ها مال این مملکتند در این مملکت تربیت شدند، این آب و خاک آنهاست، این مملکت حق دارد به نویسندگان، این مملکت حق دارد به روشنفکران، این مملکت حق دارد به گویندگان، این مملکت حق دارد به روحانیین، این مملکت حق دارد به دانشگاهی ها، این مملکت حق دارد، این مملکت شما است، این مملکت همه است، به شما حق دارد، به ایشان، به خواهرها حق دارد، برادرها حق دارد. این مملکتی که الان حق دارد به ما، آن اسلامی که حق بر همه دارد، حق به بالاترها دارد، اگر اینها در معرض این باشند که خدای نخواسته سقوط پیدا بکند این نهضت، این حق به عهده ماست که ما باید نگذاریم، باید نجات بدهیم اینها را.
دست بردارید از این اختلافات جزئی که همه اش برمی گردد به نفسانیت خود آدم. به هر اسمی

صحیفه نور جلد 11 صفحه 115

یک اعتصاب می شود، به هر اسمی یک اجتماع می شود، به هر اسمی یک راهپیمائی می شود، امروز همه اعتصاب ها، همه راهپمائی ها، همه اینها برخلاف مسیر ملت ما هست. مگر آنکه فریاد بزند کارتر کذا آنها جبهه را حفظ می کنند باید آن جبهه را حفظ کرد و این تنور را نگذاشت که خاموش بشود این نور الهی نگذاشت منطمس بشود.
این تکلیفی است برای همه ما، تکلیفی است برای شما، برای من، برای همه قشرها. جوان ها بازی نخورند از این بازیگران که می خواهند نگذارند این ملت سروسامانی پیدا بکنند. انشاءالله خداوند همه ما را بیدار کند و به همه شما سعادت بدهد و شما برادرها و خواهرها که تشریف آوردید اینجا از شما تشکر می کنم من خدمتگزار همه تان هستم و دعاگو.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:32 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع اعضای مؤسسه اسلامی مبارزه با اعتیاد

تاریخ: 1358/10/06

 

وظیفه شرعی و الهی است که کاری کنید، وابسته به غیر نباشید

بسم الله الرحمن الرحیم
کشوری که تمام جهات و حیثیت خود را از دست داده است، ملت آن کشور برای جبران آنچه که از دست داده باید همه با هم اقدام بکنند. دولت یا قشر واحدی نمی تواند کاری صورت بدهد، این مرحله ای است که همه باید متحد بشوند و مسائل هم زیاد است و بسیاری از آن اساسی است. مسأله فرهنگ یکی از آن مسائل مهمی است که ایران به آن مبتلا بوده است، چرا که فرهنگ ایران را یک فرهنگ استعماری کردند و مغزهای جوانان ما را به طرف غرب سوق داده بودند. دانشگاه ها و دانشجویان و صاحبان افکار صحیح، نویسنده ها و روشنفکران ایرانی نه غربی، نویسندگان اسلامی نه غربی باید در یک مدت طولانی تصفیه شوند. جوان ها را باید اصلاح کنیم. تعلیمات ما باید تعلیمات غیر استعماری، و استقلالی باشد. این در یک مرحله طولانی است. مسأله اقتصاد هم همین طور یک مسأله مهمی است. وابستگی اقتصادی مسأله ای است که وابستگی های بسیاری را به دنبال می آورد، باید کاری بکنیم که زائد بر خودکفا باشیم. کشور ما یک کشوری است که می تواند بیش از احتیاج خودش تولید داشته باشد و صادر کند، مع الوصف به اسم اصلاحات ارضی ما را به عقب راندند. شما اینطور که گزارش دادید کار ارجمندی کردید. امید است که شما منطقه خود را که منطقه قم است خود کفا کنید، بلکه انشاءالله بعدها صادرات هم داشته باشید. لکن مسأله، مسأله قم یا تهران و یا مسأله یک استان نیست، مسأله همه ایران است. تمام ایران باید همین وضعی را که شما پیدا کردید و اجتماع نمودید و برنامه ریختید و روی برنامه ها به نحو صحیح و سالم بدون اینکه تعدی به کسی بشود، بدون اینکه یک خلاف اسلامی در بین باشد کار کردید و انشاءالله بهره گیری هم می کنید، امید است در همه جا این مطلب محقق گردد. دو اصل را باید تمام قشرهای ملت مراعات کنند، یکی ادراک اینکه ما اگر اقتصاد خود را تابع خارج نمائیم ممکن است روزی خارجی ها نخواهند به ما چیزی بدهند، وقتی که درها را بستند ما باید تسلیم آنها بشویم تا هر چه می گویند عمل کنیم و این شایسته یک مملکت اسلامی و جمهوری اسلامی نیست که پیوسته در اقتصادش، در گندمش، در جو و در برنجش وابسته به غیر باشد. باید با همت کشاورزان و قشرهای مختلف و با هیات دولت به کشاورزان کمک بکنند و اینکه همه یک وظیفه را احساس بکنند تا مشکلات حل شود. گاهی انسان می خواهد برای منافعش یک

صحیفه نور جلد 11 صفحه 117

کاری بکند گندم زیاد شود که منفعت ببرد، این یک مسأله ای است که در اختیار خودش می باشد اگر نخواست هم نمی برد. الان کشور شما در یک حالی است که وظیفه شرعی و الهی است که کاری بکنید تا وابسته به غیر نباشید.
الان اینها ما را تهدید به حصر اقتصادی کرده اند و بسیاری از دولت ها هم موافقت نمودند ولی ملت ها موافق نیستند، در عین حالی که به نظر من این هیاهوها هیچ واقعیتی ندارد لکن ما اگر یک احتمال ضعیفی هم بدهیم باید مجهز شویم. شما در حال جنگید، در حال جنگ اقتصادی و این خود یک محاربه ای بین اسلام و کفر است. برای کشاورزان و برای کسانی که می توانند کمک به کشاورزها بکنند، تکلیف است که کشاورزی امسال جوری شود که انشاءالله خودکفا بشویم و در سال های بعد صادرات داشته باشیم. این تنها موعظه نیست، که مردم خوب است این کار را بکنند، نجات دادن یک کشور اسلامی از زیر، بار ظلم و از زیر بار استعمار است. نجات دادن مملکت اسلامی یک تکلیفی است که انسان موظف است انجام بدهد. اگر خدای نخواسته زمانی یک هجومی به مملکت اسلامی بشود باید همه مردم زن و مرد حرکت کنند. مسأله دفاع اینطور نیست که تکلیف منحصر به مرد باشد یا اختصاص به یک دسته ای داشته باشد، همه باید بروند و از مملکت خود دفاع بکنند. اگر ما در یک هجوم اقتصادی هم واقع شدیم که سبب گردید تا وابسته به کشور دیگری باشیم، این هم یک وظیفه شرعی را ایجاد می کند که ما باید خودمان را نجات بدهیم، یک طبقه ننشینند تا یک طبقه دیگر کار کنند، رعیت ها کم کاری نکنند، آنهائی که در کارخانه ها کار می کنند کم کاری و سستی نکنند امروز ملت شما در حال جنگ اقتصادی است. زمان، زمان آرامی نیست که بگوئید خوب، ما زیاد منفعت نمی خواهیم ببریم. در اینجا دیگر اختیار به مردم نیست اختیاری است که در دست خداست و او امر کرده است که ما نباید تحت نظارت یک کشور و یا تحت بیرق کفر باشیم. این یکی از مسائل مهم اسلام است و باید کوشش کنیم و اقتصاد خود را اداره نمائیم. باید قیام کنیم و غافل نباشیم. باید همه قشرهای ملت، هر کس هر جوری که می تواند، تولید بکند. مثلاً باغداران، دامداران و کشاورزان می توانند تولید کنند و باید این کار را به خوبی انجام دهند. اشخاصی هم که توانند به کشاورزان و کارخانه ها کمک کنند باید این کار را بکنند. کارخانه های خصوصی در ایران زیاد بود و مع الاسف از بین رفته و دارد می رود.
 

امروز باید کار کشاورزی که عبادت و اطاعت امر خداست، تقویت گردد

باید جلوی نابودی آن گرفته شود. همه قیام کنند برای اینکه مملکت را از این وضع اقتصادی نجات بدهند. اگر مملکت شما در اقتصاد نجات پیدا نکند و وابستگی اقتصادی داشته باشد، همه جور وابستگی دنبالش می آید و وابستگی سیاسی هم پیدا می کنیم، وابستگی نظامی هم پیدا می کنیم برای اینکه وقتی ما چیزی نداشتیم، دستمان به طرف آمریکا دراز می شود و امریکا همه چیز را به ما تحمیل می کند. ما وقتی می توانیم زیر بار او نرویم که قدرتمند باشیم.

صحیفه نور جلد 11 صفحه 117

 

کار کشاورزی عبادت و اطاعت امر خداست

خدا به ما زمین داده، آب هم داده، ولی زمین های موات زیاد و آب ها هم هرز می رود، رود کارون همین طوری هرز می رود و زمین های اطرافش هم همین طور موات مانده است. باید همه دست به دست هم بدهند و کار کنند. امروز باید کار کشاورزی که عبادت و اطاعت امر خداست تقویت گردد، هر کس هر جور می تواند باید تقویت بکند به طوری که انشاءالله ما از این گرفتاری خارج بشویم و امیدواریم از سایر گرفتاری ها هم خارج گردیم، هم گرفتاری فرهنگی و هم سیاسی خارج گردیم و من از آقایان که اینطور مشغول فعالیت شده اند تشکر می کنم.
 

نجات معتاد، نجات یک فرد نیست نجات اسلام است

باب دیگر، باب معتادین است. شما این را یک مسأله اتفاقی ندانید که من باب اتفاق یک دسته ای هروئین فروش شده اند و یک دسته ای هم مبتلا شده اند. این هم یک توطئه ای است که قدرت های بزرگ به این وسیله به ما ضربه می زنند. قشر جوان قشری است که می شود از آن همه جور استفاده ای را کرد. قشر جوان قشری است که می تواند اقتصاد ما را اداره کند. قشر جوان می تواند خود را در مقابل جهات فرهنگی، نظامی و سیاسی مجهز کند. پیرمردها مثل من کنار افتاده اند، آن که کار از او می آید همین قشر جوان است. این جوان در حالی که جوانی اش ارزشمند است افکارش آنقدر عمیق نیست که توطئه ها را تا آخر بتواند بخواند، خیال می کند که خوب، حالا دلمان خواهد که تریاک و یا هروئین بکشیم. این یک نقشه ای است که برای تو نیست، برای قم نیست، برای سرتاسر کشور است، برای فلج کردن جوان های ماست. یک آدم هروئینی نمی تواند در سیاست فکر کند، نمی تواند در اقتصاد عمل کند، اگر یک گرفتاری پیش بیایدتواند در جنگ شرکت کند. یک آدمی که به مواد مخدر مبتلا شده است یک موجود مهملی به بار آمده که اگر همه عالم به هم بخورد او در آنجا نشسته چرت می زند یا مشغول عیاشی می باشد. این از نقشه های مختلفی است که برای جوان های ما ریخته اند. نجات معتاد نجات یک فرد نیست نجات اسلام است. پخش هروئین در سرتاسر کشور توسط اشخاص که یا نمی دانند چه می کنند یا دانسته می کنند، بر اساس توطئه ای است که می خواهند این قشر جوان را مهمل بار بیاورند تا نفتش را ببرند و او مشغول هروئینش باشد، شرافت ملی اش را ببرند، و او مشغول تریاکش باشد. باید اینها را معالجه کرد و همچنین نصیحتشان بکنند که آقا چرا خودت را مهمل می کنی، باید در بین مردم و در جناح خلاقه واقع گردی. این جوان ها، جوان های ما بودند که فریاد زدند و مشتشان را گره کردند و الله اکبر گفتند. اگر فرض کنید که جوان های ما خدای نخواسته مبتلا به هروئین بودند، می توانند این کار را بکنند؟ آدم وافوری می تواند بلند شود و در خیابان مشتش را گره کرده و جنگ کند؟ این یک باب است که باز چون برگشتش به حیثیت اسلام است جلوگیری از آن بر همه واجب است و برای اشخاصی که در این باب نیستند حرام است بروند و هروئینی گردند، چه هروئین و چه تریاک و چه مشروبات و امثال اینها، انسان را از آنچه هست ساقط

صحیفه نور جلد 11 صفحه 119

می کند، یعنی از یک آدمی که همه کاری می تواند بکند یک بیکاره می سازد، بیکاره ای که باید در کنار منقل بنشیند و چرت بزند.
و یک باب هم، باب این فسادهائی است که پیش آورده اند. این هم یک مسأله ای نیست که خیال شود از باب اتفاق حاصل شده. تمام این مراکزی که برای فحشا و خوشگذرانی درست کردند همین طوری درست نشده است. در مجلاتشان، در رسانه های گروهی چه سمعی و چه بصری تبلیغات کردند و کلاً در خدمت اینها بودند، رادیو و تلویزیونشان مشغول بود که این جوان ها را از بازار، از بیابان که مشغول خدمت بودند، از ادارات به آن مراکز فساد بکشانند، از دانشگاهی یک موجود فاسد بسازند، از اداری یک موجود فاسد درست کنند. انسان وقتی چنددفعه در آن سینماها و در مراکز فحشاء رفت به این امور عادت می کند. وقتی یک جوان چند بار به یک مرکز فساد رفت دیگر نمی تواند نرود. جوان های ما را که باید میدان های رزم را اداره کنند، به مراکز بزم بردند و جوانان هم خیال کردند که اینها فقط می خواهند که آنان عیش و عشرت کنند. مسأله این نبود مسأله این بود که شما را از آن قوه فعاله که خدا در شما ایجاد کرده است و در مغز و بدن شما به ودیعت گذارده است تهی کنند و یک موجود عیاش که غیر از اینکه بنشیند بخندد و مشروب بخورد، بسازند تا مبادا یک وقت در فکر این بیفتند که نفت را بگیرند. اینها همه نقشه است که ذخایر ما را ببرند. تنها نفت نیست، ایران ذخائر فراوانی دارد و آنها اطلاع دارند. چه کسی می تواند جلوگیری از غارت اینها کند. نسل جوان است که می تواند جلوی این فسادها و حمله ها را بگیرد. اینان خواهند نسل جوان را به موادمخدر یا به آن عیش و نوش که آن هم مخدر است مبتلا کنند، اگر دنیا را آب ببرد این آدم را خواب می برد، این به دنبال آن مسائل است، چکار دارد که مملکتش را می برند، جهنم که می برند. مردم و جوانان را چنان بار می آوردند که منطقی اینچنین پیدا می کند که اگر هر کاری بشود می گوید به من چه مربوط است. جوانی که اگر در جایی صحبتی شد، به حیثیت کشور و ملتش، به حیثیت اسلامی او بر می خورد باید قیام کند و مبارزه کند، چنان او را می سازند که از پی این منقل نتواند و آن پیاله نتواند حرکت کند.
 

دشمنان ما بیدارند، شما هم بیدار شوید

آقا این نقشه است، قضیه عادی نیست که ما خیال کنیم که خوب جوانند و اقتضای جوانی این است. الان مادر جنگ هستیم، در جنگ سیاسی و اقتصادی هستیم، محتمل است جنگ نظامی هم پیش بیاید، جوان های ما باید برای خاطر اسلام و برای خاطر ملت و کشور و حیثیت خودشان، برای نوامیس خودشان دست از آن مراکز بکشند و در مراکز صحیح تربیتی قرار گیرند.
خداوند انشاءالله همه را توفیق بدهد. و من از این افرادی که عکس هایشان را نشان دادید وحشت کردم. من چند ورق را می بینم که تمامی آن پر از عکس هائی است که اینها یا گرفتار هستند یا از بهبود یافتگان هستند. چرا ما اینقدر باید صدمه دیده و معتاد داشته باشیم؟ چرا باید اینقدر اینها غفلت داشته باشند و مبتلا بشوند؟ امیدواریم که همه ایران متوجه این معنا باشند که مسأله نقشه و توطئه

صحیفه نور جلد 11 صفحه 120

است نه اینکه یک مسأله عادی باشد، توطئه است تا این جوان های ما را به بهانه اینکه خواهیم برای شما مثلاً مراکز عیش ونوش درست کنیم، از همه چیز ساقط کنند. قم بحمدالله در هر امری پیشقدم است هم کشاورزی را تقویت می کند و آنطور که شما گفتید انشاءالله در همه ایران اینچنین شود و در سایر جاها نیز مشغول گردند و جوان هایشان را نجات بدهند. خود جوان ها نیز توجه داشته باشند که قضیه استعمار است و آلت دست استعمار نشوید و آلت دست دشمنان ما نشوید. دشمنان ما بیدارند شما هم بیدار بشوید. خداوند انشاءالله همه شما را تقویت کند.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:32 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

فرمان امام خمینی به حجت الاسلام یکتائی

تاریخ: 1358/10/06

 

فرمان امام خمینی به حجت الاسلام یکتائی

بسمه تعالی
جناب مستطاب حجت الاسلام آقای حاج شیخ هبه الله یکتایی دامت برکاته
پیرو درخواستی که اهالی محترم شهر خلخال در مورد اقامه نماز جمعه در آن شهرستان نموده اند، جنابعالی به امامت نماز جمعه در شهر مزبور منصوب می شوید تا ضمن انجام این فریضه بزرگ الهی، مردم را به وظایف خطیری که دارند آشنا نموده و از توطئه های دشمنان داخلی و خارجی آگاه سازید. امید است اهالی محترم فرصت را مغتنم شمرده و در انجام هر چه با شکوه تر آن اهتمام ورزند. از خدای تعالی موفقیت همکاران را خواستارم.
والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:32 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع پرسنل شهربانی جمهوری اسلامی شهرستان یزد

تاریخ: 1358/10/08

 

تفاوت دولت اسلامی با غیر اسلامی: حفظ سلسله مراتب و ظلم نکردن به زیر دست

بسم الله الرحمن الرحیم
من توفیق همه گروه های ملت و خصوصاً قوای انتظامی و شما پرسنل شهربانی یزد را از خدا می خواهم و به همه شما دعا می کنم که موفق باشید و به وظایفی که امروز به همه محول است، شما همه عمل کنید. امروز تمام قوای انتظامی، اینها همه در خدمت اسلام هستند. یک وقت بود که شهربانی و همین طور سایر گروه های انتظامی در خدمت طاغوت بودند و تکلیف آن روز یک طور بود و تکلیف امروز سنگین است. امروز که شما شهربانی جمهوری اسلامی هستید، یعنی پرسنل شهربانی اسلام یعنی شهربانی امام زمان، آن کاری که لشکر امام زمان باید بکند، با آن کاری که لشکر طاغوت می کرد فرق دارد، همانطوری که خود امام زمان با طاغوت فرق داشت. آن حکومت جور بود و این حکومت عدل، آن حکومت طاغوت بود و این حکومت خدا.
در اسلام یک حکومت است و آن حکومت خدا، یک قانون است و آن قانون خدا و همه موظفند به آن قانون عمل کنند. تخلف از آن قانون هیچ کس نباید بکند. قانون عدل است، عدالت است، جامعه عدل و جامعه ای که در آن عدالت اجرا بشود. و یک اشتباه گاهی دیده می شود که بعضی از افراد منحرف، در بین پرسنل شهربانی یا در بین درجه دارهای ارتش یا ژاندارمری پخش می کنند و جوان ها را وادار می کنند به بعضی از کارهایی که ناشایسته است، آن این است که به آنها می گویند که حالا که انقلاب شده است و طاغوت از بین رفته و جمهوری اسلامی آمده است، دیگر درجه دار و افسر و سرباز ندارد (جامعه توحیدی) . این یک اشتباهی است که آنهایی که می خواهند نگذارند اسلام آنطوری که هست، در کارش تحقق پیدا بکند، آنها این حرف ها را در اذهان جوان ها انداخته اند، جوان ها هم غافل از مسائل، دنبال کرده اند. جامعه توحیدی به آنطوری که آنها می گویند یعنی جامعه هرج و مرج. حالا مثلاً در شهربانی اگر بنا باشد که زیردست - شهربانی - رئیس شهربانی از رئیس شان اطاعت نکند، خودش خودسر و به اسم اینکه جامعه توحیدی است، ریاست و مرئوسیت اصلش در کار نباشد، همه یا باید مثلاً فرض کنید سرلشکر باشند یا همه سرباز. اگر یک لشکری، یک شهربانی ای همه شان رئیس باشند، این شهربانی قابل دوام است؟ همه شان سرباز باشند، همه شان پاسبان باشند، هیچ دیگر آن کسی که باید فکر کند و روی افکارش فرمان بدهد و نباشد در کار، این

صحیفه نور جلد 11 صفحه 136

شهربانی دیگر شهربانی نیست. در ارتش هم همین طور. اگر همه سربازها باشند تا جامعه توحیدی به آن معنای غلطی که در اذهان انداخته باشد، یا همه آنها سرگرد باشند، یا همه آنها سرلشکر باشند مثلاً، آیا این ارتش می شود برای یک مملکتی یا هرج و مرج می شود؟ اساس ارتش، اساس ژاندارمری، اساس نظام در عالم، نه فقط در اینجا، در عالم از اولی که یک نظامی در عالم پیدا شده است، اساس بر این بوده است که مراتب محفوظ باشد. فرق ما بین دولت اسلامی و غیر اسلامی این است که ظلم نشود از بالا به پائین، نه فرمان داده نشود، اطاعت باید بشود، ظلم نباید بشود. در زمان رسول الله هم، همه مطیع رسول الله بودند و او فرمانفرما بود، اما از طرف ایشان ظلم به کسی شد، در زمان حضرت امیر هم، حضرت امیر امر می کرد و همه اطاعت کردند. مالک اشتر هم در آنجائی که حکمفرما بود امر می کرد و همه مکلف به اجرا بودند، لکن از طرف مالک اشتر ظلم به کسی نمی شد.
 

در جامعه توحیدی افراد مختلفند، با یک هدف مشترک

جامعه توحیدی عبارت از جامعه ای است (توحیدی به معنای حقیقی نه، به آن معنای غلطی که گفته شده است) عبارت از جامعه ای است که با حفظ همه مراتب یک نظر داشته باشند، کانه یک موجودند. شهربانی، شهرداری - عرض می کنم که - ارتش، ژاندارمری، سایر قشرهای دولت، ملت، رئیس جمهور، پائین تر، همه با حفظ مراتبشان یک مقصد داشته باشند و آن یک مقصد الهی، کانه همانطوری که یک جامعه توحیدی در خود بدن انسان است. انسان به منزله جامعه توحیدی است، چشم، گوش، دست، اینها، اما هم فرمانفرما دارد، هم فرمانبرما دارد. مغز فرمان دهد و دست فرمان می برد، اما همه یک راه دارند، همه برای این است که این کشور فردی را (انسانی را) اداره کنند. همه دنبال اینند که فرمان از بالا می آید و پائین هم اطاعت می کند، لکن جامعه توحیدی است. اعضای یک موجودند، اعضای یک هیکلند، یک هویتند، لکن در عین حالی که اعضای یک هویتند و همه هم برای همین هویت دارند زحمت کشند، لکن فرمانفرما و کارفرما و کاربر داریم. مغز فرمان می دهد، اعصاب دنبالش فرمان می برند دست ها، پاها، چشم، گوش، همه اینها فرمان برند. جامعه توحیدی است یعنی همه شان برای یک مقصدند. جامعه توحیدی را وقتی که از انسان آوردیم برای جامعه، این فرد که یک به منزله یک جامعه توحیدی بود، یعنی قوای مختلفه، اعضای مخلتفه در یک فرمان و در یک راه تخطی نمی کنند. قوا مختلف، قوای باطن، ظاهر، اجزا و اعضاء مختلف، دست، پا، سر، چه، لکن همه در فرمان مغز هستند، یا روح هستند و همه رو به یک مقصد هستند و او برای حفظ مثلاً خودش، حفظ هویت خودش، حفظ مصالح خودش، جامعه - توحید - توحیدی معنایش این است که در عین حالی که فرمانبرو فرمانفرما هست، در عین اینکه رئیس جمهور هست عرض می کنم مجلس شورا هست و مردم عادی هستند و سرلشکر هست و رئیس ستاد هست و اینها همه باید فرمان ببرند از آن کسانی که فرمانفرما هستند و روی قواعد، لکن همه شان مثل یک بدن می مانند، همه برای یک مقصد باشند، ارتش نکشد یک طرفی و ژاندارمری یک طرف. و در یک کشور اگر ارتش یک طرف بکشد،

صحیفه نور جلد 11 صفحه 137

ژاندارمری یک طرف بکشد، شهربانی یک طرف بکشد، این اختلاف پیدا می شود. همه باید با هم، هم مقصد باشند برای حفظ کشورشان، مقصد حفظ کشور باشد.
 

جامعه توحیدی مورد نظر منحرفین جامعه حیوانی است، نه توحیدی

معنی جامعه توحیدی به اینطوری که این اشخاص منحرف القا کرده اند در اینها معنایش یک جامعه حیوانی است، در غیر حیوان، جامعه توحیدی ما نداریم. حیوان ها هم، همه اینجور نیستند، حیوان ها هم یک دسته شان متمدنند مثل موریانه، مثل زنبور نر، مثل مورچه، اینها نحل تمدن دارند، اینها هم بالا و پائین دارند. در حیوانات پائین تری که ادراکاتشان به آن اندازه نیست، جامعه توحیدی است یعنی الاغ ها هم یک جورند، گاوها هم همه یک جورند، فرمانبر و فرمانبردارند. یک همچو جامعه ای را آقایان می خواهند؟ جامعه توحیدی که هیچ درجه داری نباشد، هیچ بالا و پائینی نباشد فرمانفر همه باید عطار باشند، اگر عطار نباشند، جامعه توحیدی نیست. اگر مقصود این معناست جامعه توحیدی، جامعه توحیدی در بشر تا حالا وجود پیدا نکرده الا آنوقتی که وحشی بوده اند. اگر یک وقتی بشر وحشی بوده، آنجا یک جامعه توحیدی (هر کسی برای خودش می رفته علفی می چیده و می خورده) اما آن روزی که تمدن در بشر آمده است، لازمه تمدن این است که درجات باشد. لازمه تمدن این است که یکی دکتر باشد، یکی فرض کنید که مهندس باشد، یکی دیگری باشد، یکی سرگرد باشد، یکی چه باشد. این چیزهائی که هست واقعاً در عالم، جامعه توحید به آن معنا درست بکنید برگشت به توحش است. آنهائی که این مطلب را در ذهن جوانان ما القا می کنند برای این است که منعکس بشود در خارج که اینها یک جامعه حیوانی هستند، اینها قابل این نیستند که برای خودشان حکومت کنند. کسی که حکومت را قبول ندارد، این هرج و مرج است یک جامعه حیوانی است، این محتاج به سرپرست است. اینها نقشه می کشند که جوان های ما را در ارتش وادار کنند به اینکه هرج و مرج ایجاد کنند، در ژاندارمری هم هرج و مرج ایجاد کنند، در پاسدارها هم هرج و مرج ایجاد کنند، در شهر بانی هم هرج و مرج ایجاد کنند. قوای انتظامی - هرج و مرج - که ستون فقرات یک جامعه است به هرج و مرج کشیده بشود. یک مملکت هرج و مرج - محتاج به یک قیمند. یک مملکتی که در آن نظام نیست، در آن فرمانبرداری از بزرگترها نیست همه برای خودشان بخواهند یک بساطی درست کنند، معنایش پوسیدن یک جامعه است از داخل.
 

حفظ مراتب در عین انسجام، از خصوصیات جامعه توحیدی

اسلام هم اینجور نبوده، هیچ، هیچ رژیمی در عالم اینطور نیست که هرج و مرج باشد. جامعه توحیدی، جامعه توحیدی با آنطور که من عرض کردم یک امر مطلوبی است که همانطوری که در بدون انسان یک جامعه توحیدی است، اگر یک ملتی اینطور شد، خودش را نگه می دارد. شما دیدید که یک حدودی ملت ما با هم منسجم شدند و غلبه کردند بر همه چیز، اگر همه قوای انتظامیه و همه قشرهای

صحیفه نور جلد 11 صفحه 138

ملت از روحانی تا دانشگاهی تا بازاری تا کارگر تا زارع، همه اینها اگر چنانچه منسجم بشوند به هم، - با عین در - عین حالی که مراتب محفوظ است بین خودشان، لکن منسجم باشند با هم، مجتمع باشند با هم، یک بدن، حال یک بدن پیدا کنند، همانطوری که بدن انسان جامعه توحیدی است، جامعه هم یک بدن بشود، اگر اینطور بشود، آسیب دیگر بردارد این، این معنای جامعه توحیدی، به این معنا صحیح است، این معنای صحیح جامعه توحیدی است. اگر در یک کلامی، برای آدمی که ملتفت بوده است مسائل را، یک کلمه جامعه توحیدی واقع شده است مقصود این است، و اما مطلب غلطش را انداخته اند توی اذهان جوان های ما، در عین حالی که حسن نیت دارند، در عین حالی که صفای باطن دارند، ولی بازی می خورند. می خواهند زمینه را این شیاطینی که افتاده اند، توی هم ارتش هست، هم ژاندارمری هست، هم شهربانی هست، هم بازار و هم کوچه هست، اینها شیاطینی هستند که می خواهند زمینه را فراهم کنند برای حکومت طاغوتی. من حالا به شما می گویم (سنم هم اینقدرها نیست، ممکن است که قبل از این حرف ها بروم از اینجا) لکن شما یادتان باشد این مطلب که این برنامه ای که الان دارند بعضی از مغرضین می ریزند و جوان های ما را گول می زنند این برنامه این است که آمریکا را به ما مسلط کنند. - آمریکا بفهماند - همه مطبوعات آمریکا شروع کنند و غرب، همه اینهایی که با شما دشمنند، شروع کنند به اینکه یک مملکت هرج و مرجی است، نظام ندارد این مملکت، بالا و پائین ندارد، مثل حیوانات همه به جان هم ریخته اند، همه مخالف هم هستند، همه از هم تخلف می کنند، هیچ یک از هیچ کس حرف نمی شنود. یک همچو جامعه ای محتاج به قیم است. دنیا حکم می کند که ایران محتاج به قیم است، قیم برایش پیدا بکنید، راه را باز می کنند برای اینکه یک قیمی مثل محمدرضا بالای سر ما بیاورند، یک قیمی مثل رضاخان بالا سر بالای سر ما بیاورند. حریف ما یک حریف عادی نیست، حریف ما یک حریفی است که کارشناس های آنها تمام اوضاع همه ممالک تحت بررسی قرار داده اند و همه آنجاها مضبوط است پیش شان که باید چه کرد. یک همچو انقلابی که ضربه به آنها زد، این انقلاب را چه جوری باید از بین برد، با دست خود ارتش، ارتش را از بین برد، با دست خود ملا، ملا را از بین برد، با دست خود متدین، دیانت را از بین برد، اینها نقشه است آقا، اینها همین طور نیست قضیه، نقشه اند اینها. اگر یک جامعه ای - سلسله - ارتشش سلسله مراتب نداشته باشد آن ارتش که منحرفین اینطور القا می کنند، می روند درجه شان را می کنند که نه، نباید باشد این، نمی فهمد اینکه درجه اش را می کند چی است، چی می خواهند، ژاندارمری هم مثل آن بشود، شهربانی هم مثل او بشود، پاسدارها هم آنطور بشوند، قوای انتظامی ما بپوسد، از بین بروند، اینکه باید حفاظت یک کشوری را بکند این از بین برود. به این هم قانع نیستند، می روند صحراها را به هم می زنند و نمی گذارند زراعت بشود، غارت می کنند، درخت ها را می برند نمی دانم از این بساط درست کنند، بازار می روند هزار جور بساط درست می کنند، دانشگاه می روند هزار جور حرف درست می کنند، ماها را دارند از باطن می پوسانند، مائی که باید حالائی که رسیدیم به اینجا که این قدرت ها را کنار گذاشته ایم

صحیفه نور جلد 11 صفحه 139

و الان دنیا دارد نظر می کند که این عده ای که این کار را کردند و اعجاب برای دنیا آورده، بعد از این انقلاب چه می کنند. اگر مردم دنیا دیدند که ما بعد از انقلاب هرج و مرج ایجاد کردیم به جای اینکه بفهمیم چه بکنیم، به جای اینکه یک جامعه توحیدی، آنطور جامعه توحیدی که همه منسجم با هم در یک راه با حفظ مراتب مثل بدن انسان، منسجم است بدن انسان، با هم است، حفظ مراتب هم می کنند ولیکن یک جامعه توحیدی است که همه یک جهت، همه یک راه می روند. اگر جامعه ما امروز اینطور نباشد، یعنی همه قوای انتظامی مان با هم هماهنگ نباشند، ملت مان با قوای انتظامی هماهنگ نباشد، این جامعه ای است که زود یا دیر می پوسد و انسجامش از بین می رود. اینها باید با هم باشند، به این معنا جامعه توحیدی می خواهیم اگر اینطور شد، آسیب بردار نیست، اگر یک مملکتی همه اجزایش با هم چیز شدند، اینها معتصم می شوند، اینها دیگر آسیب بر نمی دارند.
 

با ایجاد نظم در کشور به آمریکا بفهمانیم که جامعه توحیدی قیم نمی خواهد

این جوان های ما ملتفت باشند که از کجا دارند ضربه می خورند. اینها خیال می کنند که خدمت دارند می کنند، اینها خدمت نمی کنند، اینها در عین حالی که خیال می کنند خدمت می کنند، دارند ضربه می زنند به این جمهوری شما. متوجه باشند آنهائی که می آیند به گوش اینها این حرف ها را می زنند، ببینند از کجا تعلیم می گیرند اینها، کی است که اینها را وادار می کنند که (در ارتش نظم لازم نیست، در ارتش درجه لازم نیست) درجه لازم نیست، یعنی هیچ، یعنی ارتش نه. جامعه توحیدی در به آن معنائی که آنها می گویند جامعه توحیدی در ارتش، معنایش این است که ارتش نمی خواهیم، شهربانی هم معنایش این است که شهربانی نمی خواهیم، ژاندارمری هم معنایش این است که ژاندارمری نمی خواهیم. در هر جا که یک همچو مسأله ای آنها پیش آوردند معنایش این است که ما هرج و مرج باید باشد، باید ما یک نظمی در کارمان نباشد، مملکت مان بدون نظم، خوب، رئیس جمهور هم نمی خواهیم. جامعه توحیدی است به حسب آنطوری که آنها می گویند. درجه را بکنند که رئیس جمهور هم نمی خواهیم، دولت هم نمی خواهیم، وزرا هم نمی خواهیم، این جز این نیست که بفهمانند به دنیا به اینکه اینها قابل این نیستند که آزاد بشوند.
من یادم است که در آنوقتی که محمدرضا اینجا بود و این گیرودارها و جنگ و نزاع ها بود، کارتر در یکی از حرف هایش (ما پاریس بودیم) گفت که به اینها زیادی آزادی داده اند. او با آن نظر موذیانه اش می خواست بفهماند که این مملکت قابل آزادی نیست، نباید به آن آزادی داد. ما از این باید درس بگیریم که این زیادی به آنها آزادی دادند، او می خواست اینطور بگوید که باید با این ملت همان رفتار را کرد که محمدرضا در زمان قدرتش کرده، آزادی نباید داد به اینها، باید اینها در اختناق باشند تا بشود حفظشان کرد. به نظر او ماها یک حیوان سرکش هستیم که باید مهارمان کرد. به نظر باطل او، اگر ما مطلب آنی است که او می گوید که گفت او که اینها قابل این نیستند که به آنها آزادی داد، حالا دیده جلو برده اند اینها و پیش برده اند، حالا همان نقشه را می خواهد درست کند که این مملکت و این

صحیفه نور جلد 11 صفحه 140

افراد مملکت زود است برایشان آزادی، زود است برایشان که کارشان دست خودشان باشد. شاهدش این است که در ارتش می روی درجه ها را می کنند که ما نمی خواهیم، ما - چیز جامعه توحیدی می خواهیم. کدام اسلام گفته جامعه توحیدی به این معنا. اسلام می گوید نظم امور باید بشود. نظم امور با درجات است، نمی شود همین طوری. تو از برای خودت، من برای خودم که جامعه توحیدی نمی شود. این ضد جامعه توحیدی است. اینکه نظم توی کار نباشد ضد جامعه توحیدی است. اگر بدن انسان این نظم را نداشت و این اطاعت مادون از مافوق را نداشت تمامش به هم می خورد. اگر مغز - اگر - حکم می کرد دست اطاعت نمی کرد، به هم می خورد اوضاعش. آن برای این است که به دنیا بفهمانند امروزی که ما در مقابل قدرت ها ایستاده ایم، قدرتمندها به دنیا بفهمانند که این جامعه قابل نیست از برای اینکه خودش را اداره کند، این نظامش دارد به هم می خورد و خورده است، این بازارش هم دارد به هم می خورد، این کشتش هم دارد به هم می خورد، این محتاج به این است که یک قیمی بالای سرش باشد آن قیم کار را اداره کند. یک نفر آدم را بگذارند بالای سرما و پیش دنیا حجت داشته باشند به اینکه خوب، ما این وحشی ها را خواستیم مهارشان کنیم.
ای جوان های عزیز من! گوش به این اشخاص ندهید که با برنامه دارند کار می کنند. آنهایی که با توطئه و برنامه دارند بین شما کار می کنند گوش به اینها ندهید، به خود بیائید، برای خود کار بکنید. تا گفتند جامعه توحیدی، هرج و مرج در ذهنتان نیاید، آنها به شما اینطوری می فهمانند، آنها وسیله اند از برای اینکه ما را نابود کنند. لازم است که همه بیدار بشویم، توجه کنیم به عمق مسائل. جوان های ما به عمق مسائل به آنطوری که آنهایی که سال های طولانی برنامه ریخته اند، سال های طولانی مطالعه کرده اند در احوال همه ما، در احوال همه ملت ما مطالعه کرده اند آنها، می دانند در چه وقت باید چه بکنند برای اسارت ما، الان وقت این است که باطن این نظم را به هم بزنند. این جامعه ما از باطن بپوسانند آن را. می بینید وقت این است. آنی که به اینها ضربه زده این انسجام بوده که ضربه زده حالا این انسجام را از بین ببرند، جدا کنند از هم، به جان هم بریزند اینها را، هر کسی از آن دیگری تکذیب کند، هر کسی برای آن دیگری پرونده درست کند، هر کسی برای آن دیگری حرفی بزند. این معنایش این است که یک کشوری هست که یک نظام ندارد که اگر یک کسی یک کاری کرد، اگر یک فرض کنید که نظامی یک کاری کرد این را بشود مجازاتش کرد، ندارد یک همچو چیزی. هر که هر کاری دلش می خواهد می کند. چهار تا تفنگ دست شان افتاده، هر کاری بخواهند می کنند. اینطور ما را به دنیا معرفی کنند که اینها یک جامعه ای هستند که نمی توانند خودشان را اداره کنند. جامعه ای که نتوانست خودش را اداره کند این جامعه سفیه است جامعه سفیه محتاج به ولی است. یک ولی ای بیاورند، یک آدم بالای سر ما بگذارند. خداوند انشاءالله همه شما را موید و منصور نماید.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:32 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

پیام امام خمینی در مورد بسیج عمومی برای مبارزه با بیسوادی

تاریخ: 1358/10/07

 

پیام امام خمینی در مورد بسیج عمومی برای مبارزه با بیسوادی

بسم الله الرحمن الرحیم
والقلم و ما یسطرون
ملت شریف ایران! شما می دانید که در رژیم گذشته آنچه بر ملت مبارز ایران سایه افکنده بود، علاوه بر دیکتاتوری و ظلم، تبلیغات بی محتوا و هیچ را همه چیز جلوه دادن بود. ملتی که در همه ابعاد از حوائج اولیه محروم بود وانمود می شد که در اوج ترقی است. از جمله حوائج اولیه برای هر ملت که در ردیف بهداشت و مسکن بلکه مهمتر از آنهاست، آموزش برای همگان است. مع الاسف کشور ما وارث ملتی است که از این نعمت بزرگ در رژیم سابق محروم و اکثر افراد کشور ما از نوشتن و خواندن برخوردار نیستند چه رسد به آموزش عالی. مایه بس خجلت است در کشوری که مهد علم و ادب بوده و در سایه اسلام زندگی می کند که طلب علم را فریضه دانسته است، از نوشتن و خواندن محروم باشد. ما باید در برنامه دراز مدت، فرهنگ وابسته کشورمان را به فرهنگ مستقل و خودکفا تبدیل کنیم و اکنون بدون از دست دادن وقت و بدون تشریفات خسته کننده برای مبارزه با بیسوادی به طور ضربتی و بسیج عمومی قیام کنیم تا انشاءالله در آینده نزدیک هر کس نوشتن و خواندن ابتدائی را آموخته باشد. برای این امر، لازم است تمام بیسوادان برای یادگیری و تمام خواهران و برادران با سواد برای یاد دادن بپاخیزند و وزارت آموزش و پرورش با تمام امکانات بپا خیزد و از قرطاس بازی و تشریفات اداری بپرهیزد. برادران و خواهران ایمانی! برای رفع این نقیصه دردآور بسیج شوید و ریشه این نقص را از بن برکنید. تعلیم و تعلم عبادتی است که خداوند تبارک و تعالی ما را بر آن دعوت فرموده است. ائمه جماعات شهرستان ها و روستاها مردم را دعوت نمایند و در مساجد و تکایا، با سوادان نوشتن و خواندن را به خواهران و برادران خود یاد بدهند و منتظر اقدامات دولت نباشند و در منازل شخصی، اعضای بیسواد را تعلیم کنند و بیسوادان از این امر سرپیچی نکنند. من از ملت عزیز امید دارم که با همت والای خود، بدون فوت وقت ایران را به صورت مدرسه ای درآورند و در هر شب و روز و در اوقات بیکاری یکی دو ساعت را صرف این عمل شریف نمایند.
بپا خیزید که خداوند متعال با شماست، از خدای تعالی سعادت و سلامت و رفاه ملت شریف را خواستارم.
والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:32 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها