پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
یک شنبه 3 اردیبهشت 1396 9:28 AM
تاریخ: 1358/10/01
بسم الله الرحمن الرحیم
از شما دانشجویان عزیز که از راه دور آمدید و از سایر گروه هائی که آمده اند و در این هوای سرد، در این منزل محقر با من ملاقات کردند متشکرم. شما می دانید که ما امروز در مقابل چه قدرتی واقع شده ایم، ما در قدم اول که مقابل این قدرت ها واقع بودیم، آن چیزی که رمز پیروزی ما بود چه بود و از این به بعد باید چه باشد.
شما می دانید که ما نه قدرت نظامی داشتیم و نه ملت ما تعلیمات نظامی، شما جوانان عزیز مشغول تحصیل دانش بودید و سایر قشرها هم مشغول کارهای مخصوص خودشان بود روحانیون هم مشغول تحصیل علوم خودشان بودند، ما نداشتیم یک جمعیتی که تعلیمات نظامی دیده باشد و نه یک تجهیزاتی داشتیم لکن یک چیز داشتیم و دنبال آن یک چیز دیگر، عقیده به اسلام، ایمان به خدا، قیام برای خدا که دنبال آن جمع شدن همه قشرها در زیر بیرق اسلام بود. این دو نیروی عظیم را ما داشتیم که یکی اصیل و یکی دنبال او نیروی اصیل، نیروی ایمان، توجه به خدا، اتکال به ذات مقدس حق. از همه زبان ها ذکر خدا بیرون می آمد، با الله اکبر جلو می رفتند و دنبال این مطلب اصیل همه قشرها با هم مجتمع شدند و همه اغراض کنار رفت یک صدا و آن اینکه ما جمهوری اسلامی می خواهیم، این یک صدا که از حلقوم شما فرزندان اسلام در آمد و این صدای اسلام بود. صدای ملکوت بود، صدای عالم غیب بود و این صدا همچو این ملت را منسجم کرد و همچو قدرتی به ملت داد که با دست خالی بر قدرت های بزرگ غلبه کردند. از این به بعد هم ما، احتیاج به این صدای ملکوتی الهی داریم و احتیاج به این انسجام.
دشمن های ما می خواهند این دو چیز را از ما بگیرند ما را اول از هم جدا کنند، هر جائی یک صدائی درآورند. ملت اسلام که به تبع اسلام، به تبع قرآن کریم باید همه با هم باشند و متحد باشند و برادر باشند، مؤمنین سرتاسر دنیا برادرند به حسب حکم قرآن و برادرها برابرند و در شادی و غم هم
مشترکند. در اسلام همین برادری است که مبداء همه خیرات است و اینها که می خواهند این برادری را از ما بگیرند غائله بپا می کنند. برادرها را می خواهند از هم با لهجه مختلف کنند، یک وقت هم غائله آذربایجان را به کار می آورند که آنجا هم فریاد می زنند که جمهوری آذربایجان، یعنی جمهوری آذربایجان جمهوری غیر از جمهوری اسلام است، یعنی به حسب فهم آنها آذربایجان جدا از اسلام. این هم توطئه است برای اینکه برادرها را از هم جدا کنند. اسلام، قرآن، عقد اخوت بین ما انداخته است المومنون اخوه مؤمنون، همه، نه ترک و نه فارس و نه عرب و نه عجم نه از چه، همه مؤمنین برادرند. این قرآن است. اینها که می خواهند این برادرها را از هم جدا کنند در هر جا با یک نغمه ای وارد می شوند و اذهان صاف جوان ها را و اذهان صاف اشخاصی که در روستاها هستند اینها را تبلیغ می کنند و برضد برادرهای خودشان آنها را تجهیز می کنند، این دست آنهائی است که تمام حیثیات این مملکت را در طول تاریخ و خصوصاً در این پنجاه سال از بین بردند و تمام غارتگری ها را آنجا کردند و حالا چون از این جهت مأیوس شدند دنبال اینطور توطئه ها برآمدند آنها فهمیدند که ضربه را از اخوت اسلامی کشور ما خوردند، اخوت اسلامی عملی. همه یک کلام می گفتند، همه یک صدا درآوردند، همه الله اکبر می گفتند، همه اتکال به خدا داشتند، همه جمهوری اسلامی می خواستند. این جهت که همه با هم بودند و یکصدا جمهوری اسلامی می خواستند، ضربه ای بود که بر آمریکا و رفقای آمریکا خورد. آنهائی که تبع بودند. آنها الان یافته اند که ضربه را از کجا خوردند، همان نقطه ای را که از آن ضربه خوردند هدف قرار دادند، همان چیزی را که موجب شکست آنها شده است حالا هدف قرار دادند، به همان موضعی که شما پیروز شدید آنها حمله کردند. موضع پیروزی اتفاق کلمه بود وحدت بین آذربایجان و کردستان و بلوچستان و ایران، همه جا بود، همه جای ایران بود و اتکال به خدا آن جهت را که وحدت کلمه و طرح نبودن در انقلاب اینکه من از کدام طایفه ام، شما از کدام طایفه اید، من چه مسلکی دارم، شما چه مسلکی دارید. این در انقلاب، در ابتدای انقلاب که همه با هم متوجه بودید به اینکه آن سد شیطانی را بشکنید آنوقت این مسائل اصلاً طرح نبود، مسأله احتیاجات هم طرح نبود مسأله اینکه ما امشب وقتی برویم منزل آیا شاممان چیست؟ منزلمان کجا است؟
شما شاید در تلویزیون دیده باشید آن کنار شهر تهران که این زاغه نشینان هستند، خوب اینها معلوم است که منازلشان چی هست و زندگی شان چی در تلویزیون که نشان داد گفت شما چه می کنید روزها یا چه می کردید. گفت ما صبح که می شد زن و بچه مان را بر می داشتیم برای تظاهرات می رفتیم. اصلا به فکر اینکه من در این زاغه زندگی می کنم، به فکر اینکه من بچه هایم چه حالی دارند در این فکر نبودند. شما هم در فکر اینکه ما گرفتاری مان چیست مدرسه مان چه گرفتاری داریم معلممان چه آدمی است، شما هم این فکر را نمی کردید. این القاه افکار متعدد و پشت کردن بر خود و روکردن به خدا، حقیقت این است که ملت ما به خودش پشت کرد به خدا رو آورد، آن چیزهائی که نفسش خواهش
داشت توجه به آن نداشت، همه توجهش به این بود که جمهوری اسلامی را ایجاد کند، این توجه به خدا بود، از خود گذشته بود به خدا پیوسته بود. این رمز بود، این رمز، رمز پیروزی است. تا انسان به خود مشغول است نمی تواند کاری بکند برای اینکه خودها هستند، افراد هستند تا شما به خود مشغول هستید برادرتان هم همین طور و من هم همین طور، برادرم همین طور، هر کدام یک آمال خاصی دارید، تا توجه به خود است اقبال به خود است و پشت به خدا، همه نکبت ها هست. در پیروزی شما عکس بود مطلب، از آمال خودتان دست برداشته بودید، آنوقت اگر یک کسی به شما می گفت که شغل شما آیا خوبست، آیا دکانتان مثلاً چطور است شاید مسخره اش می کردید که حالا وقت این حرف نیست. پشت کردید به آمال خودتان و رو کردید به خدا. این توجه به خدا و هجرت از خود به خدا که بزرگترین هجرت هاست، هجرت از نفس به حق و از دنیا به عالم غیب شما را تقویت کرد، یعنی دیگر برای شما مطرح نبود که من چند روز زنده بمانم این هم مطرح نبود. جوان ها می دیدند که دارند تیراندازی می کنند، می دیدند که تانک ها دارند می آیند، می دیدند که مسلسل ها در کار است لکن حمله می کردند. این نیروی خدائی است، آن نیروی خدایی که از اول اسلام را تقویت کرد همین است که در شما پیدا شده بود: پشت به دنیا و رو به عالم غیب، پشت به انانیت خود و رو به رحمت الهی، قدرت الهی. این را حفظش کنید، این نعمتی که خدا به شما داد و شما را متحول کرد به یک ملت دیگری شمائی که از پاسبان می ترسیدید از رژیم شاهنشاهی نترسیدید، شمائی که از یک باتوم می ترسیدید از مسلسل ها نترسیدید، این نیروی خداست. این نیروی خدائی را حفظش کنید، حفظ به این است که باز توجه تان به آنجا باشد. اینقدر دنبال این نباشید که ما خانه مان چه جور است و زندگی مان چه جور است و چه، دنبال آن شرافت انسانی باشید، دنبال آن معنا باشید که شما را پیروز کرد. پیروزی بر دشمن آن هم یک همچو دشمنی که همه چیز ما را می خواهد از بین ببرد بالاترین چیزی است که برای یک ملتی حاصل می شود. ما اگر می توانستیم هدایت می کردیم آنها را، پیغمبرها آمده اند که همه هدایت کنند، کفار را هدایت کنند، ما اگر قدرت داشتیم همه اینها را هدایت می کردیم، لکن بعد از آنکه آنها به ما حمله بکنند ما با همان قدرت الهی که آن سد را شکستیم این سد هم می شکنیم. ما که در این مبارزه، در این مبارزه ای که همه با هم متحد بودند به واسطه پشت کردن بر آمال خودمان و رو کردند به خدای تبارک و تعالی پیروز شدیم حالا هم همین معنا را انشاءالله حفظ می کنیم و با همین اسلحه پیش می رویم. متوجه باشید که بر همین معنائی که نکته و رمز پیروزی شما بود اینها حمله کردند. اگر در نظرتان باشد بعد از اینکه شما شکستید این سد شیطانی را و طرح کردید جمهوری اسلامی را، دستجاتی پیدا شدند که (جمهوری، اسلامی اش را کنار بگذارید) ، این حمله به آن نقطه ای بود که با آن نقطه، در آن نقطه شما پیروز شدید.
آن موضعی که شما را پیروز کرد که اسلام بود و جمهوری اسلامی حمله به او شد گفتند (اسلامش نه) همین اشخاصی که این کارها را دارند انجام می دهند همین ها بعضی شان از همان ها بودند
که می گفتند (اسلامش نه، جمهوری بس است. جمهوریش را خوب پهلویش هم جمهوری دمکراتیک بگذارید از اسلام کنار بروید هر چه اسمش را می خواهید بگذارید) هر اسمی می گذاشتید با آن مخالفت نمی کردند برای اینکه از آن ضربه نخورده بودند از جمهوری ضربه نخورده بودند، از جمهوری دمکراتیک ضربه نخورده بودند، از جمهوری اسلامی ضربه خورده بودند از الله اکبر ضربه خورده بودند. اینها می گفتند (الله اکبرش را بگذار کنار، قرآنش هم بگذار کنار) در آنجا شما پیروز شدید گفتید جمهوری اسلامی هیچ این طرف و آن طرف نیست همین یک کلمه است مابقیش را نمی دانیم، جمهوری اسلامی، رأی دادید به جمهوری اسلامی، یک رأی بی سابقه در دنیا یک رأی تقریباً می شود گفت که اتفاق یکی درصد تا دو درصد کمتر، آنجا اینها شکست خوردند می گفتند (جمهوری اسلامی لازم نیست، جمهوری یا جمهوری دمکراتیک) آنجا هم شکست خوردند، بعدش صحبت از قانون اساسی شد خواستند نگذارند این قانون اساسی اصلش نوشته بشود. از اینجا شروع کردند که بگذارید تا مجلس مؤسسان پیدا بشود، مجلس مؤسسان یعنی چه؟ یعنی سیصد نفر در قشرهای مختلف برای اینکه می دیدند که اگر سیصد نفر در ایران بخواهند این کار را بکنند، ممکن است یک مقداری از این قاچاق ها هم تویش باشد. ما می گفتیم نه، ما یک خبرگانی درست می کنیم بعد می گذاریم به آراء ملت. خبرگانش با آراء ملت و بعد از اینکه آن هم قبول کردند باقیش هم با آراء ملت، قانون اساسی اش هم با آراء ملت. اینجا هی ایراد می گرفتند و همه ایراد برای همین معنا بود که از اسلام می ترسیدند و رمز پیروزی شما را اسلام دیده بودند و اینها می خواستند که نگذارند جمهوری اسلامی قانون اساسی اسلامی داشته باشد. از آن که گذشت و رأی دادید و در بینش هم یکی دو تا از آن قاچاق ها پیدا شد، آنها می خواستند در ششصد نفر عدد زیاد پیدا بکنند که کارشکنی بکنند لکن الحمدلله نشد. بعد که خواستید رأی بدهید باز کارشکنی می کردند، در رأی دادن هم کار شکنی می کردند، اینقدر تبلیغات کردند که یک دسته از برادرهای ما قهر کردند معذلک نود درصد رأی دادید، یک دموکراسی به اصطلاح آنها حالا ما به اصطلاح آنها می گوئیم یک دموکراسی دو آتشه یعنی دو دفعه به رأی عمومی گذاشتن. یک دفعه خبرگان را خود ملت تعیین کرد، یک دفعه بعد از اینکه خبرگان تعیین شدند و به رأی ملت تعیین شدند خود قانون را رأی ملت تصویب کرد. در عالم یک چنین دموکراسی ما نداریم، در عالم ما نداریم که تبلیغات نشده کار انجام بگیرد، تبلیغاتی نتوانستند بکنند، نکردند نگذاشتند.
از آن طرف البته تبلیغات بود، یک همچو مطلبی که در ایران اتفاق افتاد از آن معجزاتی است که در صدر اسلام اتفاق می افتاد مسائل اسلام و ایران در این مدت مسائل اعجازی است، پیشرفت شما در مقابل آن قدرت اعجاز بود، توجه همه ملت به یک نقطه، بچه کوچولو که تازه زبان درآورده با آن پیرمردی که در مریضخانه و بیمارستان افتاده یک چیز بود، یک حرف بود کانه یک حلقوم صدا می کرد، هر جا می رفتی همان صدا را می شنیدی. این هم یکی از اعجازها بود اینجور رأی به اشتیاق
دادن که در بعضی جاها به من گفتند که در یک جا آن بیمار را آوردند لب صندوق رأی داده و همان جا مرده است، اینقدر ناتوان بود. اما برای رأی دادن گفته است که مرا باید ببرید رأی بدهم. این معلولین، این بیماریها اینهمه رأی دادند، آنهائی که سن قانونی شان نرسیده بود اعتراض داشتند به ما یک روز همین جا جمع شده بودند اعتراض به اینک خوب چرا ما رأی ندهیم؟ ما هم در اینجا شرکت داشتیم خوب ما هم رأی بدهیم. وضع اینطوری بود، ایران سابقه نداشت اینطوردادن بلکه دنیا هم سابقه معلوم نیست که داشته باشد. اینجا هم شکست خوردند شد نود درصد. دو جور رجوع به آراء، دو دفعه رجوع به آراء عمومی و ملت دو دفعه رأی داده است بر این قانون اساسی. حالا هم باز اشکال دارند. من نمی دانم اشکالشان این است که چرا ملت رأی داده است؟ شما صد دفعه دیگر هم اگر این قانون اساسی را به این ملت مسلم عرضه بدارید همان است که هست، به همان رأی می دهند برای اینکه شما یا باید تبلیغ کنید که این ملت ما از اسلام رو برگرداند و بیاید طرف شما، آنوقت رأی نمی دهند. اما تا اسلام است، تا مبانی اسلام است، تا زیر سایه قرآن هستیم ما زیر بیرق اسلام هستیم همین است که هست، همین آش و همین کاسه صد دفعه هم از سر گرفته بشود همین است، یا همین آقایان که خبرگان هستند یا نظیر همین ها ملت هم رأی به همین قانون اساسی و همین که موافق اسلام است، مخالفتی با اسلام ندارد به همین رأی دادند، صد دفعه دیگر هم به رأی بگذارید همین است. حالا یک عده ای که ادعا می کنند که ما مثلاً می خواهیم دموکراسی باشد، یک عده ای در مقابل همه ملت ایستاده اند و می گویند که ما قبول نداریم. شما در دنیا به هر مکتبی رجوع کنید که آقا ملت یک چیزی را می خواهد یک پانصد نفر، یک هزار نفر، یک ده هزار نفر (فرضاً باشند) اینها هم یک چیزی را می خواهند، ملت رأی به این دادند، این چند نفر هم می گویند که ما قبولش نداریم این را، می گویند که اینها برخلاف آن چیزی که همه بشر بر آن متفق شدند برخلاف - او دارند می گویند، برخلاف دموکراسی است، برخلاف اسلام هم است. اسلام که می گوید، می فرماید که شورا باشد کارهاتان، خوب این یک کاری بوده است و به شورا گذاشته شده است. وقتی که شورا یک چیزی را به اکثریت قبول کردند معنایش این است که همان را عمل بکنید، هر که رد بکند معنایش این است که ما قبول نداریم این را. این برخلاف دموکراسی است،برخلاف اسلام است، برخلاف مصالح مملکت است و حمله به همان جائی است که شما از آنجا پیروز شدید. همانی که به آن پیروز شدید حمله دارد می شود. چشم ها را باز کنید من دارم تکلیف را از خودم برمی دارم به گفتن، شما مکلفید که با توجه به همه مصالحی که دارید و می کنید عمل بکنید، من می گویم این توطئه است برای اسلام و به ضد اسلام و دلیلش این است که همانی که اسلام می خواهد، به آن حمله کردند، جمهوری اسلامی را خواستند به آن حمله کردند، شما هم باید چشم و گوشتان را باز کنید.
نگذارید اشخاص اشتباه بکنند، اگر چنانچه اشتباه دارند می اندازند، مردم را تبلیغ کنید هر
کدامتان تبلیغ کنید. اگر در روستاها رفتند یک عده ای که شیطنت دارند، در روستاها رفتند و دارند تبلیغات می کنند شما هم بروید در روستاها مطالب را بگویید. مسأله این است اینها به همان چیزی که شما می خواهید دارند حمله می کنند. شما اسلام را می خواهید اینها می گفتند جمهوری اسلام ما نمی خواهیم. تا همه با هم نباشید و همه از این آمال دنیائی که به زودی از دست همه مان می رود پشت نکنید و توجه به مبداء قدرت که همیشگی است نداشته باشید پیروزی نیست و من امیدوارم که همانطور که تا حالا همه قشرها توجه به خدا داشتند و فکر این نبودند که زندگیم چطور است، تا آنوقتی که مستقر بشود جمهوری اسلامی و احکام اسلام مستقر بشود، همین حال باقی باشد و ما انشاءالله پیروز بشویم و پیروز می شویم. من به شما عرض کنم تا این چهره های نورانی و متوجه به خدا هست پیروزی همراه است و ما امیدواریم که هم از جهت اقتصادی، هم از جهت سیاسی، هم از جهت فرهنگی پیروز بشویم و اگر خدای نخواسته یک روز قضیه دخالت نظامی باشد ما همه با هم سرباز اسلام هستیم. خداوند همه تان را انشاءالله حفظ کند، موفق باشید.
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.