0

صحیفه نور امام خمینی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

مصاحبه خبرنگار مجله تایم با امام خمینی

تاریخ: 1358/10/15

 

مصاحبه خبرنگار مجله تایم با امام خمینی

سؤال: احساسات ضد امریکائی در ایران وسیع است، امریکائیان هم به نوبت خود از ایران عصبانی هستند، دورنمای روابط دو جانبه را پس از قطعنامه شورای امنیت چگونه می بینید؟
جواب: احساسات ایرانیان علیه ملت امریکا نبوده، بلکه دولت آمریکاست. ما سال ها از بی عدالتی فریاد می زدیم و از اختناق شکایت داشتیم. اما امریکا شاه را بر تخت نشاند یعنی در 1941 متفقین او را به جای رضاخان که نوکر انگلیس بود نشاندند و دولت امریکا در برابر مخالفت مردم ایران پیوسته از او حمایت کرد. شاه همه منابع ما را غارت کرد، شرف ملی ما، سرمایه های ما، استعدادهای جوانان ما را بر باد داد، بدین ترتیب ایرانیان نمی توانند نظر خوبی به دولت امریکا داشته باشند و اخیراً ملت ما به این نتیجه رسید که دولت کارتر، به اصطلاح سفارتخانه خود را به صورت پایگاهی برای جاسوسی و توطئه علیه ایران درآورده است. جاسوسان تحت عنوان مأموران سفارت فعالیت می کردند و اکنون که ملت ما این حقیقت را دریافته، امریکا را دشمن شماره یک خود می شناسد. به عقیده ما، ملت امریکا به خاطر رفتار دولتشان در ایران، به هیچ وجه قابل سرزنش نیستند. اگر امریکا بخواهد از طریق دخالت نظامی یا محاصره اقتصادی و یا شیوه های ارعاب، ما را از عدالت محروم کند، هرگز بحران حل نشده و در اندیشه مردم باقی خواهد ماند. مردم امریکا نباید بگذارند کارتر چنین شیوه ای را ادامه دهد، در غیر اینصورت ملت ما متدرجاً تصور خواهد کرد که مردم امریکا هم در سوءنیت کارتر نسبت به ایران سهیمند. راه دیگری که در برابر دولت امریکا وجود دارد این است که به اقدامات ناصوابی که در ایران کرده اعتراف کند. از دیدگاه ما راه حل بحران، تحویل شاه مخلوع به ایران و اقداماتی برای جبران ضایعاتی است که دیکتاتوری او بر ملت وارد آورده است. البته ضایعاتی جبران ناپذیر هم وجود دارد منجمله شهادت صد هزار نفر در مبارزه علیه شاه، نیرو و استعدادهای انسانی که در راه سرنگونی او به کار گرفته شد قابل اعاده نیست، اما ما انتظار پس دادن ثروت هائی را داریم که از این ملت غارت کرده است. در صورتی که ملت ایران قانع شود که رئیس جمهور شایسته ای به جای کارتر مایل به انجام عمل ناروا علیه ما نیست، می تواند رفتاری عادی با امریکا داشته باشد،

صحیفه نور جلد 11 صفحه 200

آن نوع روابطی که ما با دیگر کشورها داریم.
سوال: اینکه بیشتر کشورهای عالم گروگان گیری را محکوم کرده اند، تردیدی در شما در مورد موضعتان پدید نمی آورد؟
جواب: بیشتر کشورهائی که این کار را کرده اند، زیر فشار امریکا بوده است. ما می خواهیم به همه دنیا نشان دهیم که قدرت های فائقه را هم می توان به نیروی ایمان شکست داد. ما در برابر دولت امریکا با همه قدرتش مقاومت می کنیم و از هیچ قدرتی نمی ترسیم.
سؤال: آیا می دانید که شما ایران را منزوی کرده اید؟ حتی ملت های اسلامی هم گروگان گیری را محکوم کرده اند. شما امریکا را از ایران بیرون کرده اید ولی چه کسی می تواند شما را از فشار شوروی رها سازد؟
جواب: ما امریکا را بیرون کردیم که دولتی اسلام به وجود آوریم، نه اینکه شوروی را جانشین آن کنیم. شعارهای ملت ما این حقیقت را جلوه گر می سازد. ما مرتباً گفته ایم نه غرب و نه شرق. اگر روزی شوروی به ما فشار آورد، با همان نیروئی با آن مقابله خواهیم کرد که به ما امکان بیرون راندن امریکا را داد یعنی نیروی ایمان.
سؤال: شما باید قبول کنید که امریکا هرگز شاه را تحویل ملت ایران نخواهد داد. اگر تردیدی دارید، معلوم است که امریکا را نشناخته اید. اگر سازمان ملل حاضر به تحقیق در شکایات شما شود، گروگان ها را آزاد خواهید کرد؟ در عین حال آیا همه دیکتاتوری های عالم باید مورد تحقیق سازمان ملل قرار گیرند؟
جواب: ما امریکا را خوب می شناسیم و می دانیم که می توانیم در برابرش مقاومت کرده و از شرفمان دفاع کنیم. مانشان داده ایم که در برابر بیعدالتی بزرگ او که پناه دادن شاه است می توانیم مقاومت کنیم. ما باید بر آمریکا غلبه کنیم و او را در همه منطقه شکست دهیم. خروج شاه از امریکا معما را حل نمی کند. یک سازمان بین المللی باید تلاش های جدی را صورت دهد تا امریکا را وادار به تحویل شاه خائن به ایران کند. این سازمان باید ثروتی را که شاه غارت کرده، به صاحبان اصلیش که ملت ایرانند، برگرداند. چنین سازمانی همچنین باید همه دیکتاتورها را محاکمه کند. ما تسلیم بی عدالتی نخواهیم شد و با ستمکاران کنار نخواهیم آمد.

صحیفه نور جلد 11 صفحه 201


سؤال: اگر بحران گروگان ها حل شود، آیا پیش بینی عادی شدن روابط نظیر از سر گرفتن خرید اسلحه و معاملات تجارتی را از آمریکا می کنید؟
جواب: ما با هر نوع معامله ای که مصالح مسلمین را آسیب رساند مخالفیم. پیوندهای تجارتی و دیگر مبادلات، مادام که به مصلحت ملت ما باشد برای ما مورد قبول است. در عین حال دولت مسؤول امضای چنان موافقت نامه هائی است نه من.
سؤال: اقتصاد ایران زنده نشده، فقیران جنوب تهران مثل گذشته اند، نیروهای مسلح احتمالاً نمی توانند از ایران در برابر حمله دفاع کنند، فعالیت سیاسی عادی به چشم نمی خورد، با توجه به این خصوصیات نباید بگویم که انقلاب موفق نشده است؟
جواب: ممکن است همه این مشاهدات درست باشد اما انقلاب موفق بوده است، حتی ارکان انقلاب محکم تر شده است. این حقیقتی است که ملت ما به انقلاب عادت کرده اند و امروز همه انقلابی و آماده شهادت هستند. من جداً اعلام می کنم که ماتوانیم به آسانی در برابر تجاوز آمریکا بایستیم. امریکا ممکن است ما را شکست دهد ولی نه انقلاب ما را و به همین دلیل است که من به پیروزی خودمان اطمینان دارم. دولت امریکا مفهوم شهادت را نمی فهمد. ما با چنین روحیه ای است که همه مشکلات ایران را حل می کنیم. به شعارهای مردم نگاه کنید که می گویند، (کارتر نمی داند منطق شهادت چیست) . باید به شما بگویم که ضایعاتی که با آن روبرو هستیم زائیده پنجاه سال خیانت خاندان پهلوی است و حداقل بیست سال ترمیم آن طول می کشد. آزادی و جمهوری اسلامی برقرار شده اما استقلال کامل نیازمند قطع وابستگی به شرق و غرب است و آن هم هدفی است که ما به آن خواهیم رسید.
سؤال: پاره ای اوقات شما با صدور اعلامیه هائی به مردم می گوئید چه کار بکنند و در عین حال وقتی که می خواهید از مسوولیت اجتناب کنید می گوئید من نمی توانم کاری بکنم، این در اختیار مردم یا دانشجویان است؟
جواب: این حقیقتی است که من هم مثل دیگران نظرم را ابراز کرده و در مورد آنچه که باید انجام شود اظهار نظر می کنم اما شما نباید تردیدی داشته باشید که گروگان ها در دست دانشجویانند.
سؤال: آیا هرگز در مورد چیزی اشتباه کرده اید؟
جواب: فقط محمد رسول الله و دیگر پیامبران و ائمه اشتباه نمی کردند، هر کس دیگری اشتباه می کند.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:33 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع اساتید دانشگاه تهران

تاریخ: 1358/10/14

 

دنباله هر انقلابی احتراز از مشکلات امکان ندارد

بسم الله الرحمن الرحیم
من از توجه شما آقایان دانشمندان به مسائل محل احتیاج تشکر می کنم و امیدوارم که با همت والای همه قشرها، خصوصاً دانشگاهی ها و دانشمندان، متفکرین، مشکلات کم کم رفع بشود، البته مشکلات زیاد است و دنباله هر انقلابی هم احتراز از مشکلات امکان ندارد، لکن من به شما آقایان مژده می دهم به اینکه این انقلاب اسلامی از تمام انقلاباتی که در دنیا اتفاق افتاده است بهتر است و ضایعاتش کمتر و آن چیزی که به دست آمده و امید است زودتر به دست بیاید، بیشتر. مهم این است که انقلابات دیگر نوعاً از یک قوه جباره ای منتقل می شد به یک قوه جباره دیگر، کودتا واقع می شد یا احزاب، مثلاً یک حزبی تقویت می شد و به طور کودتا یک رژیمی را از بین می بردند و یک رژیمی دیگر می آمد در کار که هر دو آنها شبیه به هم بودند، یک قدرت طلبی بود.
 

سرنیزه می تواند یک مردمی را سرکوب کند، لکن نمی تواند مستقر باشد

الان شما می بینید که در افغانستان که ما الان فعلاً مورد ابتلائمان است، کودتا می شود، لکن کودتاهایی است که یک قدرتمندی به وسیله قدرتمند دیگر می آید روی کار، بعد او می رود یک قدرتمند دیگر می آید روی کار و ملت هیچ، ابداً رضایت از این امور ندارد، ملت ها کار ندارند به آن. الان ملت افغانستان با این انقلابی که در اغتشاشی که در افغانستان اتفاق افتاده و آنی که از طرف شوروی تقویت می شود و اصل کودتا، کودتای شوروی است، نه کودتای آن شخص، قبل از سرکار آمدن آن شخص، آن قوای شوروی وارد شد به افغانستان و وارد شد و حکومت را از بین برد، نه اینکه حکومت او بیاید، به رغم حکومت، اینها آمدند و افغانستان را گرفتند و قبضه کردند و حکومتش یک حکومت فاسدی بود، آن حکومت فاسد را بردند، یک حکومت فاسدتری به جای او گذاشتند و الان هم افغانستان در قبضه آنهاست برخلاف ملت و همه اشخاصی که متفکرند و همه دولت هائی که وابسته به خود شوروی نیستند این امر را محکوم کردند و سفیر شوروی همان چند ساعت بعد از آن کاری که کرده بودند آمد اینجا و مانده بود اینجا تا وقتی که من همین وقت ها ملاقاتش کردم، این گفت: من یک پیامی آوردم و پیامش را ذکر کرد و همین مطالب بود که اشخاص خارجی آمده بودند و در افغانستان

صحیفه نور جلد 11 صفحه 190

مشغول به - مثلا - اخلال بودند و مخالف با ملت بودند و دولت افغانستان از شوروی خواست که بیاید این کار را بکند و آن هم بنا دارد بیاید، در صورتی که آمده بودند و از بین برده بودند او را، من از او پرسیدم که آن خارجی که شما می گویید کی هست؟ کدام خارجی ها آمدند؟ با تمجمج گفت: پاکستان، بعد من برایش قصه ای را گفتم که اساس مسائل ما هم همان قصه است، گفتم اگر شما خیال کنید که با سرنیزه بتوانید یک ملتی را خاضع کنید و استقرار هم پیدا بشود این اشتباه است، سرنیزه می تواند یک مردمی را سرکوب کند، بکشد، چه بکند، لکن نمی تواند مستقر باشد، ملت اگر یک چیزی خواستند، نمی شود به خلاف میل ملت همیشه یک کاری را انجام داد و اگر رژیمش با حکومت با ملت، دو رژیم باشد ملت مسلم باشد، حکومت کمونیست باشد، این نخواهد درست شد و شما همچو امیدی نداشته باشید، با بودن یک ملتی به حال نظام اسلامی و آمدن یک حکومتی برای این ملت به نظام دیگری مثل کمونیست است این می شود اول شماها بریزید و بکشید (و چنانچه دارند همین کار را می کنند) و مردم را سرکوب کنید، لکن این استقرار نمی تواند پیدا کند.
 

در دنیا ما نداریم یک همچو انقلابی که دنبالش آزادی باشد

و عمده این است که حکومت ها نمی توانند بفهمند تکالیف خودشان را راجع به ملت ها، حکومت ها هر چه روی کار آمدند، تقریباً آمدند برای سرکوبی ملت ها، در صورتی که حکومت یک ملت (خصوصاً در آنجاهائی که دعوی دموکراسی و امثال ذلک می کنند) برای خدمت مردم است نه برای سرکوبی مردم، لکن مابینیم حکومت ها اینطور نیستند. این حکومت هائی که ما با ایشان مواجه بودیم و دیدیم که همه می دانید وضعشان چه بوده و این حکومت های همجوار ما هم می دانید که همه اینطور هستند که یک دسته اقلیتی با قدرت و سرنیزه و پشتیبان داشتن از خارج می آیند و یک ملتی را سرکوب می کنند تا آن اندازه ای که بتوانند ملت ها بیدار بشوند. از آن جمله مسأله ایران بود، که ایران مبتلا بود به یک حکومتی که با سرنیزه انگلیسی ها اول و با سرنیزه این قوای ثلاثه، این متفقین و در ادامه اش با سرنیزه امریکا به این ملت مسلط شد و رساند کار را به آنجاهائی که همه دیدید. لکن اینطور نبود که این نهضت ایران یک قدرتمندی باشد ضد یک قدرتمند دیگر که آن قدرتمند با سرنیزه بیاید این قدرتمند را خارج کند و خودش با سرنیزه سرکوبی کند، این یک نهضتی بود که از متن ملت بپا شد، نهضت، نهضت ملی بود، یعنی ملت از زن و مرد، از بچه و بزرگ همه قیام کردند و این حکومت جائر را از بین بردند، این یک امتیازی است بین این نهضت اسلامی ایران با نهضت های دیگر که این صددرصد ملی بود، یک شخصی که سرنیزه دستش باشد، بیفتد جلو، همه مردم را بکشاند با توپ و تانک، یک توپ و تانک دیگری را بکوبد، این نبود، ملت در مقابل یک دولت ایستاد و هیچ هم توپ و تانکی نداشت، همه اش فریاد و تظاهر. اتکال به خدا بود، از این جهت این امتیاز هست که مال ملت هست این، این نهضت نه کودتاست و نه اینکه یک قدرتی قدرت دیگر را از بین برده باشد، یک ملتی یک قدرتی را از بین برده، یک ملتی در صورتی که نه نظامی بود، نه تعلیمات نظامی داشت و

صحیفه نور جلد 11 صفحه 191

نه چیزی، دانشگاهی بودند و یا دانشجو بودند و یا طلبه بودند و یا زن بودند و یا مرد، مثلاً بازاری بودند و اینها هیچ کدام تعلیمات نظامی نداشتند و ابزار نظامی نداشتند و ابراز نظامی هم دستشان نبود، لکن همه بودند، وقتی همه بودند، یک قدرت ملت، یک قدرت الهی بود و نکته دیگر، اینکه همه هم قیام کرده بودند، یک چیز می خواستند و آنکه حکومت عدل می خواستند، حکومت اسلام می خواستند، این آمال همه بود، آن بچه هائی که تازه زبان باز کرده بودند از مادرهاشان یاد گرفته بودند و می گفتند (جمهوری اسلامی) زن و مرد و آنهائی که مطلع بودند، همه می گفتند ما حکومت اسلامی می خواهیم. پس این نهضتی که در ایران شده است به واسطه این دو نکته که یکی نهضت از متن ملت و یکی هم عقائد اسلامی و برای اسلام، این اسباب این شده که این نهضت وقتی جلو رفت دیگر شروع نکرد به سرکوبی مثل الان شما وضع افغانستان را ببینید به مجرد اینکه حکومت حالا، حکومت امین را زده زمین، حالا افتاده به آدمکشی، طیاره های شوروی بالای سر ملت افغانستان و قوای چهل و پنجهزار که می گویند قوای شوروی مجهز توی شهر ریختند و دارند چه می کنند البته آنها مقاومت دارند می کنند و بالاخره پیروزی با ملت است انشاءالله، اینجا اینجور نبود. اینجا بعد از اینکه همه، دیگر این یک چیزی است که ما همه شاهد بودیم بعد از اینکه قوا شکسته شد و شاه اول رفت و شاه مخلوع اولی رفت و دنباله اش هم بعد رفت و اینها بعدش بنا نداشتند به اینکه بریزند تو خانه های مردم، سرکوب کنند مردم را، طیاره بیاید و چه، برای آنکه آن ملت بود همه با هم بودند دیگر یک قدرتی نیامده بود روی کار به ضد ملت، ملت بودند همه با هم رفیق و برادر.
بنابراین، این یک خاصیتی بود در این نهضت ما که برای این خاصیت دنبالش دیگر این آدمکشی ها شروع نشد، که چند هزار جمعیت، در یکی از اینها در افغانستان گفتند بیشتر از سه هزار در یک محل، بیشتر از سه هزار را کشتند، یک مسجد که دویست و پنجاه نفر مشغول نماز بودند و افراد دیگری هم در کار بودند، همه شان را با چیز کشتند اینجا این حرف ها نبود در کار، برای اینکه اینجا یک قدرتی با یک قدرتی مواجه نبود، یک ملتی با یک قدرت مواجه بود، ملت دیگر بعد از اینکه غلبه کرد، برای کی چیز بکند، تا پنج ماه هم تقریباً، یک آزادی در این مملکت بود که در هیچ انقلابی در دنیا نبود، فرانسه را می گویند که از همه ممالک مثلاً اقدم یا زودتر است به تمدن، فرانسه بعد از اینکه انقلاب در آن پیدا شد اینقدرها آدم کشته شد، الان هم باز معلوم نیست آنطور استقرا پیدا کرده باشد، اینطور آزادی باشد. اینجا بعد از اینکه این سد شکسته شد، پشت سر سد یک آزادی مطلق، تمام فرودگاه ها باز بود، بنابر این نبود که یک چیزی که بشود فرودگاه باز باشد، همه جاها را می بستند، تمام مخابرات را کنترل می کردند، قطع می کردند بین آنجا و همه جا و تمام فرودگاه ها بسته می شد، تمام مطبوعات قدغن می شد، توقیف می شد، در کودتاهائی که بوده است و در انقلاباتی که بوده، اینطور بوده که پشتش یک اختناقی بوده است که بالاتر از هر اختناقی، اختناق دنبال کودتا بوده، دنبال انقلاب بوده و همه دیدید که دنبال سر این انقلاب یک آزادی مطلق بوده، یک آزادی بود که شروع کردند اشخاص مفسد و فاسد استفاده از آن کردند. تا پنج ماه همه چیز آزاد بود، همه روزنامه ها و همه مقالات و همه

صحیفه نور جلد 11 صفحه 192

گویندگان و همه چیزها و همه راه ها هم باز بود، حالا هم که باز است. بعد از چند ماه معلوم شد که خوب، این مطبوعات همچو نیست، یک مطبوعاتی باشد که مثلاً یک دسته ای یک عقائدی دارند می خواهند آن عقائد را ذکر بکنند معلوم شد یک توطئه هائی دارند اینها و از اسرائیل که دشمن بشریت است اینها دارند ارتزاق می کنند و توطئه دارند. بعد از این هم یک دسته ای از چند تا روزنامه، برای اینکه محاکمه بشوند، ببینند که اینها چرا این کارها را می کنند چیز شد. اما کشتار دستجمعی، و آن مسائل هیچ نبود. چند نفر از اینهائی که پنجاه سال مشغول هرزگی بودند و مشغول کشتن و وادار کردن به کشتن بودند، یک عده معدودی از اینها را آوردند محاکمه کردند، بعد از اینکه معلوم شد که اینها اینطور بودند، چند نفر کشتند و چقدرها را چه کردند، اینها را به جزای خودشان رساندند. در دنیا ما نداریم یک همچو انقلابی که دنبال سرش اینجوری با انسانیت رفتار شده باشد، آزادی داده شده باشد، نداریم ما یک همچو چیزی و این برای این بود که از ملت بود و برای اسلام بوده، ملت خودش را موظف می دانست به اینکه کار خلاف نکند، خوب، البته در یک همچو جمعیت سی و چند میلیونی هستند، خوب، یک عده ای هم هستند کار خلاف می کنند همیشه بوده و حالا هم هست و از زمان سابق هم بوده تا حالا، اما اینطور نبوده است که یک کشتار دستجعی، آن اشخاصی که غلبه کردند یک کشتار دستجمعی بکنند، آن اشخاص که غلبه کردند یک اختناق فوق العاده پیش بیاورند، این حرف ها نبوده در کار و عمده اش همین بوده که مال ملت بوده و برای اسلام بود. این مسأله ای بود که فرق هست مابین این نهضت و نهضت های دیگر از این جهت که نهضت ملی است و اسلامی.
 

اگر ما به تمدن فاسد غرب پشت کنیم خودکفا خواهیم شد

می بینید شما که همه قشرها الا یک دسته های کوچکی که فاسد هستند و آنها از خارج الهام می گیرند همه مشغول اینها شدند، همه احساس این معنا را می کنند که ما باید برای کشورمان یک کاری بکنیم، دانشگاه هم مشغول همین کار است، دانشسراها هم مشغول همین کار هستند، رعیت ها هم مشغول همین زراعت هستند. در دو روز پیش از اینکه رعیت های اطراف قم آمده بودند با بیل هاشان (جالب هم بود) و فریاد هم می زدند که ما خودمان می خواهیم چیز خودمان را درست بکنیم و کشاورزی خودمان را، کشاورزها مشغولند، لکن می دانید که یک مملکتی که خوب لااقل حالا از سابق بوده، لااقل پنجاه سال کوشش شده در فساد، نه اینکه همین مشغول کار خودشان بودند و کاری نداشتند، به رعیت کاری نداشتند، به ملت، نخیر کار داشتند، کوشش کردند که از همه جهات این مملکت را به آسیب برسانند، در دانشگاه ها یک جور، به یک وسیله، یک دانشگاه استعماری درست کرده بودند برای ما که جوان های ما وقتی آنجا می رفتند، وقتی که بیرون می آمدند به نفع دیگران بیشتر صحبت می کردند تا به نفع خودشان، تربیت اینطور می خواستند بکنند و هر جا را دست گذاشتید می دیدید که خرابی کردند. هر جا به یک قسمی، در این توده های مردم ایجاد اختلافات، کم کاری، نگذارند مردم کار بکنند و می خواهند وابسته به غیر باشند، ما را وابسته به غیر ما. عقیده مان این شده است که

صحیفه نور جلد 11 صفحه 193

غیر از غرب دیگر کسی نیست، جائی نیست که بشود، ما باید وابسته باشیم یا به شرق و یا به غرب. آدم خوب های ما می گفتند به غرب وابسته باشیم، برای اینکه این مقدار ادراکشان نبود که نه، ماتوانیم خودمان بایستیم کار بکنیم، خودمان می توانیم سرپا بایستیم، ما ترجیح می دهیم به اینکه از این تمدنی که ما را فاسد دارد می کند دست برداریم و برسیم به یک زندگانی بسیط انسانی.
اگر ما یک همچو چیزی پیدا بکنیم واز این تمدن مفسد و فاسد پشت بکنیم به آن، خودمان کم کم خودکفا خواهیم شد. آن که ما را نمی گذارد به اینکه در هر قشری که داریم خودکفا باشیم، وابستگی است که ما به آنها داریم. وقتی بنا شد که قبله یک ملتی غرب باشد، روبه آنجا می ایستد و حرف می زند. آتاتورک عکسش، من در آنوقت که در ترکیه بودم، من مجسمه اش را دیدم که مجسمه اش این بود، دستش را اینطور دراز کرده بودند، گفتند آنهائی که آنجا بودند، که دستش را طرف غرب دراز کرده است و می گفت که همه چیز از آنجا باید باشد و یکی از دانشمندان به اصطلاح ما که در زمان سابق بود و بعد هم فوت شد، او در ایران گفته بود که ما تا همه چیزمان انگلیسی نشود نمی توانیم درست کنیم خودمان را. یک همچو مغزهائی که همه چیز را آنجا می دانند ودامن زده با تمام تبلیغاتی که بوده است در عرض این سال های طولانی به اینکه به ما باور بدهند و تحمیل کنند به ما که خودمان آدم نیستیم، تحمیل کردند به ما، تا یکی دلش درد می گیرد برود اروپا، یکی می خواهد چند تا کلمه چیزی یاد بگیرد برود اروپا، شما اگر اینهائی که رفتند اروپا و تحصیل به خیال خودشان کردند بیاورید به آن کسی که صحیح در اینجا تحصیل کرده باشد (والا اینجا هم تحصیل صحیحی برای ما درست نکردند) اگر مقایسه کنید می بینید که اینکه رفته اروپا، رفته تفریح بکند، رفته کاغذ بگیرد بیاید اینجا، تحمیل مردم بشود اجازه بگیرد، اجازه تحمیل به مردم، آن دیپلمی را که به جوان های ما می دهند خیلی آسانتر و زودتر است از آنکه به خودشان می دهند، برای اینکه خودشان می خواهند دانشمند بشوند، ما را می خواهند نگذارند، ما را همچو کردند که هر چه هست از آنجاست و خودتان هیچ چیز نیستید. این را باید به خودمان اثبات کنیم که ما هم آدمیم، که ما هم هستیم در دنیا، که شرق هم یک جائی است، همه اش غربی نیست، شرق هم یک جائی است که خزائنش بیشتر از همه جا و متفکرینش بیشتر از همه جا بوده است. تا آنوقتی که ما را اسیر کردند، طب از شرق رفته به غرب، تمدن از شرق رفته به غرب، لکن مع الاسف قضایا چه شده است و دسته بندی ها چه جور بوده و تبلیغات چه بوده است که ما را به عقب زدند به طوری که ما خودمان را هیچ می دانیم. این را کراراً من گفتم، فاستونی را در کارخانه اصفهان می بافتند پشتش می نوشتند انگلیسی، برای اینکه تا انگلیسی نباشد بازار هم نمی خرد آن را. من و شما هم نمی خریم، باید انگلیسی باشد تا بخریم، خیابان های ما اگر می خواهد چه بشود، خیابان روزولت، آن روزولتی که ما را به این مصیبت نشاند و آمدند این مرد را به قولی که خودش گفت: (من را صلاح دیدند که باشم اینجاً و خدا لعنتشان کند که همچو صلاحدیدی را کردند، باز خیابان باید خیابان روزولت، خیابان چرچیل، خیابان کذا. شما بروید بگردید در همه خیابان های غرب، من که نمی دانم اما من گمان ندارم که اسم یکی از سلاطین در آنجا باشد، مگر اینکه بخواهند بازی بدهند ما را، گاهی

صحیفه نور جلد 11 صفحه 194

اینطوری است که بخواهند بازی بدهند ما را، یکی آنجا بگذارند. شما بیائید صد تا اینجا درست کنید ما ر اینطوری کردند که بکلی در همه معلومات خودمان را بستیم و معلومات دیگران را نه، معلومات صادراتی، اگر یک معلوماتی، که معلومات واقعی بود که ما حالا به این روز نبودیم. معلومات صادراتی یعنی آنکه نتواند به درد ما بخورد آنی که نتواند ما را به مرتبه کذا برساند، لکن اسم زیاد بود، تبلیغات، دروازه تمدن کذا. شما می دانید مائی را که این آقا به دروازه تمدن رسانده! حالا که رفته می بینید چیست، وضع چیست، وضع ما چیست، هیچی نداریم، همه خزائنمان را بردند، هر چه نفت داشتیم بردند و ایشان هم وعده کرده بود تا بیست سال دیگر ما نفت داریم و از خورشید استفاده می کنیم، البته اگر ایشان بودند تا بیست سال دیگر شاید نفت نداشتیم دیگر، ولی بحمدالله داریم نفت، دزدی وقتی در آن نباشد هست.
 

مطالعات کارشناسان خارجی برای غارت منابع کشور

در هر صورت این خاصیتی که در این انقلاب هست که اسلامی است و ملی، این خاصیت اسباب این شده است که همه شما آقایان را وادار به کار کرده هر چه کار ازتان بیاید می کنید برای اینکه می بینید کار برای خودتان است، نه برای غیر منزل خودتان. شما الان ایران را منزل خودتان می دانید، قبل از این می گفتید برای چه من کار کنم، خوب من کار کنم که آمریکا ببرد. در صنعت نفت فرض کنید که ما کار کنیم که امریکا ببرد، برای چه بکنیم اما حالا می بینید مال خودتان است. بله در همه جا حالا یک ریشه هائی از آنها باقی مانده که می خواهند ما کار کنیم و امریکا ببرد. این اشخاصی که خودشان را معرفی می کنند که فرض کنید برای ملت و برای خلق و برای بساط، اینها دارند کوشش کنند به اینکه ما کار کنیم خارجی ها ببرند، اینها کوشش شان این است، لکن به اسم اینکه نه اینطور نیست، می خواهیم ملت چه باشد، ملت،خواهیم چه باشد، یک ملتی که همه ایستادند رأی به یک قانونی دادند، مخالفت می کنند، می گویند که این دموکراسی نیست، دموکراسی غیر از این است که مردم خودشان سرنوشت خودشان را دست بگیرند، کجای دنیا اینقدر دموکراسی هست که برای قانون اساسی، دو دفعه مردم رأی بدهند، کجای دنیا شما سراغ دارید که برای یک قانون دو دفعه رأی بدهند، یک دفعه رأی بدهند به اشخاص خبرگانی که بیایند این را ببینند و چه بکنند، یک دفعه دیگر هم، همه شان رأی بدهند به خود آن قانون، باز هم آقایان می گویند این محل اشکال است، ملت یک چیزی یک چیزی را که خواسته، شما اگر بگوئید محل اشکال است، شما می خواهید تحمیل کنید، شما دیکتاتور هستی که می خواهی تحمیل کنی، قضیه هم این نیست که حالا اینها دلشان می خواهد یک مجلس کذائی باشد و یک مثلاً رژیم کذایی، قضیه این است از این یک رژیم که به دست خود ملت و با اسلامیت پیش بیاید می ترسند. این خارجی ها همه چیز ما را مطالعه کردند، اینها یک جانورهای عجیبی هستند، همه چیز ما را مطالعه کردند، یعنی آمدند کارشناس هاشان تمام بیابان های ما را آنوقت که اتومبیل نبود با شتر می رفتند، با شتر و ساربان می رفتند، تمام این بیابان هائی

صحیفه نور جلد 11 صفحه 195

بود که درجاهائی که مثلاً کاروان ها می رفتند، اینها می رفتند از بیابان ها، از جاهای دیگر نقشه برمی داشتند و آن چیزهائی که زیرزمین بود، اینها با چیزهائی که داشتند می فهمند اینجا چیست. در همدان که بودم یکی از دوستان من یک صفحه بزرگی را آورد من دیدم که گفت نقشه همدان است. نقشه همدان و حومه همدان، بزرگ بود، در نقشه دیدم که یک نقطه های زیادی در آن هست، گفت این نقشه مال خارجی ها است، این نقطه هائی است که یک چیزی در آن هست، این نقطه هائی که گذاشتند جاهائی است که اینها کشف کردند یک چیزی در این محل، یک چیزی پیدا می شود، اینها علاوه بر اینکه زمین های ما را تفحص کردند و همه چیزش را تحت نظر قرار دادند و می دانند ما چه داریم، علاوه بر این قشرهای ملت ما را مطالعه کردند.
در بختیاری ها رفتند، آنجا یک نفر آدم رفته چند سال مانده آنجا در بختیاری ها مطالعه کرده که اینها را چطور می شود رام کرد، چطور می شود برانگیخت، روحیات اینها چه جور است، در بلوچستان هم رفتند، در کردستان هم رفتند، همه جا، ممکن است یک نفر هم باشد که کردها ندانند، غیر کرد، خیال کنند کرد است. گاهی وقت ها یکی از آنها پیدا شده، عمامه سرش بوده، آخوند شده، همه جا رفتند اینها و همه انگیزه هائی که در یک ملتی ممکن است منشا یک امری بشود، اینها مطالعه اش را کردند، قبلا اینها مطالعه داشتند لکن خارجی، و عینی چیزی به دست شان نیامده بود، آنطوری که باید بیاید، مطالعات بود و عملیات بود.
 

اسلام و وحدت کلمه اقشار مردم، دو نقطه اساسی و مورد حمله اجانب

شما ملت بزرگ، آن مطالعات آنها را عینیت دادید، یعنی آنها بعد از مطالعاتشان به اینجا رسیده بودند که آن چیزی که مضر است، اسلام است برایشان و وحدت کلمه ملت، اگر همه ملت یکی بشود و همه اسلامی باشند، این نمی گذارد آنها زندگی شان درست بشود، این دو نقطه را اینها به آن حمله کردند زمان رضاشاه به اسلام حمله کردند و به روحانیت حمله کردند، آن کردند، آن کردند که کسانی اگر یادشان باشد دیدند، کسانی که ندیدند در تاریخ بعدها ببینند، چون تاریخ هم نمی توانست بنویسد، بعدها شاید بیاید در تاریخ و در زمان ما هم با فرم دیگر، اساس این بود که اسلام را ببرند، تاریخ اسلام را به اسم اینکه ما خودمان یک کذائی هستیم، تاریخ اسلام را می خواست از بین ببرد، موفق نشد، همه چیز را اینها می خواستند از بین ببرند موفق نشدند. همه چیز را اینها می خواستند از بین ببرند، اسلام را ضعیفش کنند و مردم را از آنهائی که کار برای اسلام می کردند یا کارشناس اسلام بودند جدا کنند، به اسم اینکه اینها مرتجع هستند. از این طرف هم دانشگاهی ها یک دسته فکلی آنجا نشستند برای خودشان چه می کنند به ما می آمدند اینطور تزریق می کردند که اینها یک دسته بی دین و ریش تراش و فکلی، به شما می آمدند از آن طرف می گفتند اینها یک دسته انگلیسی اند. اینها، همان عمال انگلیسی می آمدند می گفتند اینها یک دسته انگلیسی اند. اینها، همان عمال انگلیسی می آمدند می گفتند آخوندها، این آخوندها انگلیسی اند، انگلیسی ها این حوزه ها را درست کردند، من خودم با

صحیفه نور جلد 11 صفحه 196

گوشم شنیدم گفت: انگلیسی ها نجف و قم را - انگلیسی ها - درست کردند، می خواستند وحدت کلمه ای که امکان داشت بین این دو قشر متفکر پیش بیاید، نگذارند.
خدا خواست که در یک برهه از زمان، این دو قشر با هم شدند، هر دو یک قصد داشتند، هر دو یک مطلب داشتند.
و حالا باز همان قضایا می خواهند پیش بیاورند، باز دانشگاهی ها را از مدارس قدیمه جدا کنند، حزب ها پیش بیاورند و گروه های فراوان که همه با هم مختلف باشند و مع الاسف ملتفت نیستیم، عمق مسائل را نمی توانیم درک کنیم که در ظرف یک سال کمتر دویست تا گروه در یک مملکت پیدا شد و دویست تا حزب اظهار وجود کردند، این یعنی چه! این چه بوده، چیست اینطور می شود، دویست تا گروه در اینجا پیدا بشود، هر چه گروه ها هم زیادتر بشود اختلافات زیادتر می شود.
اصل حزب بازی را به نظر من که در صدر مشروطیت حزب را در ایران درست کردند، حزب بازی را برای همین درست کردند که نگذارند این ملت با هم آشتی کند. برای اینکه حزب را می دیدند که اینجا بنای اینها این است که وقتی این حزب شد حزب عدالت و این حزب شد حزب دموکرات که درصدر مشروطه بوده، اینها با هم دشمنند. این برای آن می زند، این برای او می زند، احزاب در خارج اینجور نیستند، اگر نمایش بدهند که اینجور هستند برای اینکه کلاه سر ما بگذارند، اگر نمایش بدهند که اینها اختلاف دارند، اختلاف اساسی ندارند، اینها کلاه سر ما می خواهند بگذارند تا ما اختلاف پیدا بکنیم، مثل یک بچه ای ما را حساب می کنند که یک توپ می اندازند میدان که سرگرم کنند مردم را.
 

ما با تمدن مخالف نیستیم با تمدن صادراتی مخالفیم

اگر شما آقایان و همه ملت بخواهند استقلال خودشان را، (و می خواهند) بخواهند آزادی خودشان را، باید اول افکارشان را آزاد کنند، افکار ما الان در قید و بند است حالا هم هست انشاءالله بشود الان یک نهضت، یک نهضت فکری هم شد الان، لکن باید این را تتمیم کرد، نهضت شماهائی که در دانشگاه هستید و دانشمند هستید و متفکر هستید، این جوان های ما را یک جوری بار بیاورید که خودشان بفهمند که خودشان یک چیزی اند، نگویند که ما باید جور غرب باشیم، شرقی باشند، اگر از غرب هم صنعتی می آید، یاد بگیرند، اما غربی نشوند، یاد گرفتن مسأله، یک چیزی است و مغز را غربی کردن و از خودش غافل شدن، مسأله دیگر است.
ما با تمدن مخالف نیستیم با تمدن صادراتی مخالفیم تمدن صادراتی ما را به این روز نشانده است.
آزادی صادراتی! آزادی است که بچه های ما را به فحشاء کشاند و مراکز فساد هر چه خواست زیاد شد به اسم آزادی، همه مطبوعات ما در خدمت آنها بودند برای اینکه این بچه های ما را، این جوان های ما را از دانشگاه منصرف کنند و به فحشاء بکشند. در عین حالی که دانشگاه باز یک

صحیفه نور جلد 11 صفحه 197

دانشگاه مطبوع نبود، باز همین مقدارش هم دوست نداشتنداینها باشد. اینها جوان های ما را از آنجائی که مرکز کار است، برای فعالیت است، بیرون بردند، به مراکزی بردند که تنبل پرور است، تمام مراکز فحشاء تنبل پرور است، آدم را تنبل می کند.
یک کسی که عادت کرد که شب برود به سینما، آن سینماها، نه سینماهای آموزنده، آن سینماهائی که همه اش برای این بود که ما را تخدیر کند، این وقتی عادت کرد به آن مراکز یا به آن مراکز فحشائی که لابد شنیدید که در تهران چقدر بوده، بین تهران و شمیران چقدر بوده است وقتی بنا شد جوان های ما کشیده شدند به آنجا، یعنی عضو فعاله ای که باید یک مملکت را اداره بکند مهمل بشود، هروئین را اینطور ترویج کردند که همه قشر مملکت پر از هروئین شده است و شده بود، این همچو نبود که خود به خود شده باشد. این نقشه بود، وقتی بنا شد یک جوانی که قدرت فعاله یک مملکت هست مبتلای به هروئین بشود می شود هیچ، مهمل می شود، اینها ما را مهمل می خواستند بکنند که هر چه از ما ببرند و هر بازی سر ما درآورند ما هیچ نفهمیم، اصلاً فکر این نباشیم که چرا باید بشود، آدم هروئینی و آدم تریاکی و آدم مثلاً دنبال فحشاء رفتن، فکرش نمی آید به اینجا که نفت ما را چرا می برند. کی برد، کی می خورد، به فکر این آید. آن فقط فکرش این است که چه وقت، وقت این است من تریاک بکشم یا چه وقت، وقت این است بروم در آن مرکز، یا چه وقت، وقت هروئین است. اصلا فکر آن قضیه نمی آید و اینها همین نقشه را داشتند که جوان های ما را از این افکاری که باید با آن افکار ما برسیم به یک مطلبی، بازدارند و آن فعالیتی که باید جوان ما، طبقه جوان ما داشتند از دستش بگیرند مهمل بارش بیاورند. هر چه بخواهند بکنند و ما حرفش را نزنیم، لکن خدا نخواست به دادشان رسید، خدا نخواست اینطور بشود و در بین راه، خدا دریافت شما را و شما حفظ کنید این را.
 

همه مملکت باید مشغول بشوند برای اصلاح خودشان

جوان هاتان را تربیت کنید به یک تربیتی که فعال باشد، همه برای این نباشد که یک چیری را بگیرند. آقا این مصیبت است که همه دانشگاه ها زحمت بکشند برای اینکه هی میز اشغال کنند، چیست، کار نیست، بروند بنشینند آنجا حقوق بگیرند، خوب سابق این بود دیگر، ادارات ما الان هم خراب است. اینطور بود که فرض کنید اداره ای که این می شد با صد نفر اداره بشود با پانصد نفر، هزار نفر اداره می شد. صد نفرش کار او از می آمد، به طور اهمال هم بازو باقی شان حقوق می گرفتند و آنجانشستند تفریح می کردند. یکدفعه هم در تلویزیون نشان دادند، آن وضع اداره را نشان داد، یک دفعه، وضع همین بود، اینها می خواهند اینطور درست بکنند دانشگاه را، دانشگاه باید عالم درست بکند نه اداری، اداری یک مسأله کوچکی است حالا یک احتیاجی هست به او، البته باید بروند آنجا، اما دانشگاه باید عالم درست کند، دانشگاه باید اشخاصی را درست کند که مملکت خودش را اداره کند از حیث علمیت، اداره کند از حیث فرهنگ، نه اینکه غایت آمال این باشد، یک چیزی دستش بیاید برود در یک اداره ای بنشیند مهمل، کار هم بود، خوب، اما کار نیست توی ادارات، یک اداره که نمی تواند

صحیفه نور جلد 11 صفحه 198

اینهمه جمعیت را بپذیرد، جز این است که آنجا بودجه مملکت را بیخودی صرف بکنند، خودشان هم مهمل بار بیایند. یک قوه فعاله مهمل بار می آید و بودجه مملکت را از بین می برد. اینها باید اصلاح بشود. من، آخر عمر من است اما شما جوانید، اصلاح کنید اینها را، اصلاح کنید اینها را اگر بخواهید مستقل باشید، این چیزها را درصدد برآئید اصلاحش بکنید. همه مملکت باید مشغول بشوند برای اصلاح خودشان، اول اصلاح آدم ها بکنند که مقدم بر همه چیز است، دانشگاه ها را مرکز تربیت قرار دهید علاوه بر دانش، تربیت لازم است، اگر یک دانشمندی تربیت نداشته باشد مضر است. خیانت می کند و آن کسی که با علم خیانت بکند، با دانشمندی خیانت بکند خطرش بیشتر از سایر مردم هست. دانشگاهی ها را تربیت بکنید، دانشگاهی ها تربیت بکنند، این دانش آموزان را، اینها قابل تربیتند، اگر تربیتشان کردید درست و حسابی، می توانند اداره کنند، شما بعدها باید این مملکت را با این جوان ها اداره بکنید. بخواهید مستقل باشید و انشاءالله همه خواهید آزاد باشید و همه می خواهید. باید شماهائی که اهل دانشگاه و تربیت اهل تعلیم هستید، جوان ها را تربیت کنید و تعلیم، همراه تعلیم تربیت باشد. خداوند انشاءالله همه تان را حفظ کند، همه موفق باشید موید باشید. من تاآنقدر که هستم خدمت می کنم به شما، آنقدر که می توانم، البته من که نمی توانم خدمت صحیح بکنم آنقدر که می توانم می کنم.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:33 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

پیام امام خمینی در آستانه انتخابات ریاست جمهوری

تاریخ: 1358/10/14

 

پیام امام خمینی در آستانه انتخابات ریاست جمهوری

بسم الله الرحمن الرحیم
در این موقع که به خواست خداوند متعال یکی دیگر از مراحل استقرار نظام جمهوری اسلامی در دست تحقق است و ملت مبارز بیدار ایران درصدد تعیین انتخاب رئیس جمهور می باشد، لازم است تذکراتی داده شود:
1 - با اینکه در این دوره به حسب قانون اساسی مصوب از ناحیه ملت، تصدیق صلاحیت رئیس جمهوری و واجد بودن شرایط او به عهده اینجانب است، به واسطه بعضی مصالح و جهات لازم المراعات، از آن جمله وضع استثنائی که کشور دارد، لازم است در این امر مهم حیاتی تأخیر نشود، از طرفی شناسائی بیش از یکصد و بیست نفر محتاج به زمانی طولانی است و تاخیر در این حال استثنائی به صلاح ملت و کشور نیست، به این جهت و جهات دیگر انتخاب امر صلاحیت و اینجانب را به ملت واگذار نمودم که خود سرنوشت خویش را تعیین نمایند.
2 - در دوره های آینده که انشاءالله استقرار کامل حاصل شد، به حسب قانون اساسی باید این امر به وسیله شورای نگهبان عمل و آنان هستند که باید تشخیص صلاحیت رئیس جمهور را به حسب موازین قانونی بدهند.
3 - اینجا از ملت شریف ایران تقاضا می کنم که در این امر مهم حیاتی سستی و بی تفاوتی نشان ندهند و انتظار دارم همانطوری که با شور و شعف به پای صندوق های رأی برای تصویب جمهوری اسلامی رفتند، در این امر با جدیت و علاقه به اسلام شرکت کنند که خداوند متعال با آنان است و پیروزی نصیب ملت شریف مسلمان است.
4 - ملت شریف با کمال هوشیاری و توجه به توطئه ها و بند و بست ها که در دست اجرا است و می خواهند نگذارند ملت در این مرحله مهم پیروز شود و درصدد ایجاد انحراف می باشند و مراعات شرایطی را که در قانون اساسی ذکر شده است با کمال دقت بنمایند.
5 - از آقایان کاندیداها و دوستان آنان انتظار دارم که اخلاق اسلامی انسانی را در تبلیغ برای خود، کاندیداهای خویش مراعات و از هر گونه انتقاد از طرف مقابل که موجب اختلاف و هتک حرمت باشد خودداری نمایند که برای پیشبرد مقصود، ولو اسلامی باشد، ارتکاب خلاف اخلاق و فرهنگ، مطرود و از انگیزه های غیر اسلامی است.

صحیفه نور جلد 11 صفحه 188


6- اینجانب بنا ندارم از کسی تأیید نمایم، چنانکه بنا ندارم کسی را رد کنم و از تمام احزاب و گروه ها و افراد می خواهم از نسبت دادن کاندیدای خود به من که از آن استفاده تأیید و یا تعیین و یا رد شود، ندهند. من بسیار مایل هستم که گروه هائی که متعهد و معتقد به جمهوری اسلامی و خدمتگزار به اسلام هستند، در مبارزات انتخاباتی کمال آرامش را در تبلیغ کاندیداهاشان رعایت نمایند و نسبت به یکدیگر تفاهم و صمیمیت و اخوت اسلامی داشته باشند و از تفرقه و کدورت شدیداً احتراز کنند که تفرقه و تشتت دوستان را نگران و دشمنان را کامیاب می کند و موجب تبلیغات سوء می شود. از خداوند متعال عظمت اسلام و مسلمین را خواستارم.
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:33 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع نمایندگان دانشجویان دانشکده حقوق و دانشجویان اردبیل

تاریخ: 1358/10/12

 

وابستگی فرهنگی اساس و منشا گرفتاری های ملل محروم

بسم الله الرحمن الرحیم
در عین حال که هم وقت گذشته است و هم هوا سرد است و هم شما دوستان در یک منزل مرطوبی به هم فشرده نشستید و موجب تاثر است، معذلک چند کلمه عرض می کنم. هیچ ملتی نمی تواند استقلال پیدا بکند الا اینکه خودش، خودش را بفهمد، مادامی که خودشان را گم کردند و دیگران را به جای خودشان نشاندند، استقلال نمی توانند پیدا کنند.
کمال تأسف است که کشور ما که حقوق اسلامی و قضای اسلامی و فرهنگ اسلامی دارد، این فرهنگ را، این حقوق را نادیده گرفته است و دنبال غرب رفته است، غرب در نظر یک قشری از این ملت جلوه کرده است که گمان می کنند غیر از غرب هیچ خبری در هیچ جا نیست و این وابستگی فکری، وابستگی عقلی، وابستگی مغزی به خارج منشا اکثر بدبختی های ملت هاست و ملت ماست. در هر امری که پیش می آید، از باب اینکه مغزهای آنهائی که در راس بودند به طوری بار آمده بوده است که از خودشان بکلی منصرف و قبله شان غرب شده بود، یکی از روشنفکرهاشان، متفکرین شان به اصطلاح گفته بود که ما تا همه چیزمان را انگلیسی نکنیم نمی توانیم یک رشدی بکنیم. یک همچو مغزهائی در رأس کارها واقع شد و از آن طرف هم تبلیغات دامنه داری که غربی ها و غربزدگان شروع کردند و شاید حالا هم باز باشد، اسباب این شد که مغزهاغربی شد، قبله غربی شد و تا بیاید این غربزدگی و اجنبی زدگی از این قلب ها و از این مغزها زدوده بشود، وقت طولانی لازم است، در این پنجاه سال قبل هم بوده است، لکن در این پنجاه سال اخیر و خصوصاً در این زمانی که شخصی فاسد، این محمدرضای فاسد، زمامدار این کشور بود، این مسائل به رشد خود رسید، غربزدگی به کمال خودش رسید، در همه جهت وابستگی پیدا شد، در عین حالی که قضایمان، قضای حقوقی مان و مسائل حقوقی مان و مسائل فرهنگی مان یک مسائل پیشرفته و از سایر جاها جلوتر هست، لکن در هر امری دستشان را دراز کردند از جای دیگر گرفتند حتی آنوقتی که در صدر مشروطیت که باز این مسائل کمتر بود، باز دست یک غربزده گاهی آنوقت هم در کار بوده است که قانون اساسی آن زمان را از غرب گرفته بودند تا این ملت به خود نیاید و فرهنگ خودش را پیدا نکند و توجه به اینکه فرهنگی دارد، فرهنگ غنی دارد، نمی شود اصلاح بشود. الان در مدرسه هائی که

صحیفه نور جلد 11 صفحه 184

دانشگاه ها و دانشسراها اینها که ما داریم، فرم هایش فرم غرب است، دادگاه های دادگستری هم همین طور است، مراحل دادگاهی هم از غرب گرفته شده است و همه چیز را از غرب گرفته اند، فرهنگ به این غنی ای کنار زده شده است و چسبیده اند به فرهنگ غرب، آنهم نه فرهنگ اصیل غرب، فرهنگ استعماری غرب. غرب همه چیز استعماری دارد، طب استعماری دارد، فرهنگ استعماری دارد، صادر می کند برای کشورهائی که عقب افتاده اند به اصطلاح آنها آن چیزی که مناسب با آنجاست به طوری که وابستگی داشته باشد، آنها می خواهند ما وابسته باشیم و چیزهائی که به ما می دهند چیزهائی است که وابستگی آورد، استقلال نمی خواهند ما داشته باشیم، استقلال فرهنگی نمی خواهند داشته باشیم، استقلال فکری نمی خواهند داشته باشیم، عمالی که آنها تربیت کرده اند در پیش خودشان و صادر کردند برای ما، آنها هم کمک کردند به آنها و طرز فکر جامعه را طوری عوض کردند که اگر یک مطلبی غربی نباشد جامعه نمی پذیرد این را، حالا شاید در این نهضت کم شده باشد، لکن شما می دانید که قبلاً تا یک اسم غربی روی دوائی، روی یک فاستونی، روی چیز دیگری نبود، مردم هم نمی پذیرفتند. خیابان ها، خیابان های ما باید یک اسم غربی داشته باشند،از همان اشخاصی که ما را آنطور ناتوان کردند و آنطور چپاولی کردند و آنطور ستم ها را به ما کردند، بعض از خیابان های ما به اسم همان هاست، همان های غربی، همان های آمریکائی، خیابان های روزولت. مثلاً اگر جنسی رویش اسم غربی نمی بود، آن را درست نمی پذیرفتند، اگر یک دوائی نمی گفتند از غرب آمده است نمی پذیرفتند، چیزهائی که خود ملت درست می کرد باید با اسم غرب فروش برود.
این غربزدگی است، یعنی بازار ما هم غربزده هست، یعنی ملت ما الان باز هم غربزده هست، و تا از زیر بار این در نیائید و تا این وابستگی مغزی و فکری از بین نرود، رشد حقیقی پیدا نمی شود و شما نمی توانید مستقل بشوید، شما اگر بخواهید از همه وابستگی ها خارج بشوید، اول این وابستگی مغزی را، قلبی را کنار بگذارید، گمان نکنید که هر چه آنها دارند خوب هست، اگر یکی فرض کنید که یک پیشرفتی داشته باشد در صنعت، این دلیل این نیست که پیشرفت دارد در فرهنگ، گاهی اشتباهات مال همین جاهاست که آن که مثلاً فرض کنید فلان طیاره را درست می کند به خورد ما اینطور می دهند که همه چیزش اینطوری است و حال آنکه نیست اینطور، فرهنگشان مثل فرهنگ ما نیست، علم حقوقشان مثل ما نیست، علومشان مثل ما نیست، علم فلسفه شان مثل ما نیست، طب هم از شرق اخذ کرده اند. کتب شرقی در دانشگاه های آنجا تا آن اواخر، شاید حالا هم باشد تدریس می شده است، ما اگر بخواهیم از این بیچارگی بیرون برویم، باید این وابستگی مغزی را کنار بگذاریم، باید دانشگاه های ما یک دانشگاه هائی باشد که تا مدت ها زحمت بکشند این جوان ها را از آن حال سابق رژیم شاهنشاهی برگرداند به یک حال سالم رژیم اسلامی.
باید زحمت بکشند، جوان های ما هم باید جدیت کنند در این معنا که خودشان را گم کردند، پیدا بکنند، تا اسم غرب می آید، خودشان را نبازند. شما دیدید که در مقابل غرب ایستادید، آنهم در آن چیزی که غرب جلو افتاده است، در نظامی، در تجهیزات عرض می کنم که با سلاح و امثال ذلک، شما در مقابل

صحیفه نور جلد 11 صفحه 185

اینها که زورمند بودندایستادید و با دست خالی هم ایستادید و پیش بردید. اگر قبلاً به ما گفتند که ما می خواهیم یک حرفی بزنیم که آمریکا خوشش نیاید،ترسیدیم، سابق هم اینطور بود که اگر یک مسأله ای می شد تا سفیری که اینجا داشتند چه سفیر انگلستان بود یا شوروی بود یا امریکا بود، می آمد اخطاری می کرد همه عقب می نشستند، لکن شما دیدید که قیام کردید و در مقابل قدرت های بزرگ ایستادید و حریف خودتان را در عین حالی که همه جدیت داشتند که باشد، عقب زدید، معلوم شد، می شود مقابل غرب ایستاد، می شود حتی جلو قدرت های غرب ایستاد، در این قضیه خودتان را پیدا کردید، دیدید که ما خودمان هم می توانیم با مشت خالی جلو برویم، در فرهنگ هم باید خودتان را پیدا کنید.
آنها الان در صددند که با هر جهتی که شده است شما را باز به خودشان متوجه کنند، همه کوشش شان این است که شما را وابسته قرار بدهند، وابسته کنند، نگذارند این وابستگی از بین برود و شما دانشجوهای عزیز خودتان درصدد این باشید که از غربزدگی بیرون بیائید، این گمشده خودتان را پیدا کنید، گمشده شما خودتان هستید، شرق خودش را گم کرده و شرق باید خودش را پیدا بکند. آنها درصددند که با هر ترتیب شده است خودشان را به ما تحمیل کنند و شما باید مقاومت کنید. شمائی که خواهید مستقل باشید، می خواهید آزاد باشید، همچو خودتان سرپای خودتان ایستاده باشید، باید همه قشرها در این مملکت، همه قشرهای بنای بر این بگذارند که خودشان باشند. باید کشاورزها بنای بر این بگذارند که خودشان از زمین روزی خودشان رابیرون بیاورند و مملکت را خودکفا کنند و باید کارخانه های ما خودکفا بشود و باید صنایع را خود مردم، خود این توده های مردم صنایع را رشد بدهند و باید دانشگاه ها خودکفا بشوند که احتیاج به دانش غرب نداشته باشند.
 

جوانان ما از غرب نترسند و اراده کنند، در مقابل غرب قیام کنند

بنا از اول هر امری این است که انسان اراده کند یک مطلبی را همچو نترسانندش که نتواند اراده بکند. قبلاً ما را همچو از دستگاه سلطنت ترسانده بودند که اراده نمی کردیم مخالفت را، نمی توانستیم اراده کنیم که مخالفت کنیم، احتمال نمی دادیم که ما بتوانیم مخالفت بکنیم لکن خدای تبارک و تعالی خواست و شما اراده کردید، شد، حالا هم همین طور است، نترسید از غرب، اراده کنید، دانشمندهای ما نترسند از غرب، اساتید دانشگاه ما نترسند از غرب و جوانان ما نترسند و اراده کنند، در مقابل غرب قیام کنند و شرق اراده کند که در مقابل غرب قیام کند.
خداوند انشاءالله شما جوان ها را برای اسلام نگه دارد و اشخاصی که در بنیاد مستضعفین هستند و همه دانشجوهای عزیز و همه قشرهای ملت را خداوند حفظ کند. با قدرت انشاءالله به پیش بروید و پیروز هم خواهید بود.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:33 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع نمایندگان مردم آذربایجان

تاریخ: 1358/10/12

 

امروز تمام اسلام با تمام کفر مواجه است

بسم الله الرحمن الرحیم
درود بر شما جوانان عزیزی که از راه دور و از مرکز قدرت در این منزل کوچک که نتوانست این منزل که تمام رفقای شما را جا بدهد می فرستم. درود بر ملت ایران! درود بر اهالی غیور آذربایجان درود بر مردم غیرتمند تبریز و سلام بر همه مومنان و عبادالله الصالحین!
ما امروز محتاج به قدرت هستیم. امروز که اسلام مواجه با دشمن است و تمام اسلام با تمام کفر مواجه است، احتیاج به قدرت داریم، قدرت با توجه به خدای تبارک و تعالی و وحدت کلمه حاصل می شود. آذربایجان همیشه سد محکمی در مقابل دشمنان اسلام بوده است و آسیب پذیر نبوده است. آذربایجان آسیب پذیر نبوده است و نخواهد بود. آذربایجان طرفدار اسلام و پشتیبان اسلام است. آذربایجان با ملت ایران یکی است و ملت ایران ملت آذربایجان و ملت ایران، دو نیست، همه یک هستند. اسلام به همه ما حق دارد، ما باید حق اسلام را ادا کنیم. ادا کردن حق اسلام به این است که تفرقه در بین خودمان نباشد. آنهائی که می خواهند ایجاد تفرقه کنند، از خود برانید. توطئه هائی که از شرق و غرب در ایران دارد نضج گیرد، نگذارند که نضج بگیرد. اهالی آذربایجان نگذارند اختلاف در میان ملت حاصل بشود، اختلاف در بین خودشان حاصل بشود. اسلام بین همه افراد مسلمین عقد اخوت بسته است، مؤمنین را برادر خوانده است. شما برادرها پشتیبان هم باشید، نکند که اعداء اسلام بخواهند با طریق های مختلف تفرقه بیفکنند بین شماها و دیگران. نگذارید قشرهائی که الهام از خارج می گیرند و از دشمنان اسلام می گیرند بین جوانان شما نفوذ کنند و نگذارند وحدت حاصل بشود، تفرقه ایجاد کنند.
 

هر ندائی بر خلاف دولت اسلامی، به ضرر اسلام و به نفع اجانب است

امروز هر ندائی برخلاف انقلاب اسلامی، برخلاف جمهوری اسلامی بلند بشود به نفع اجانب است، به ضرر اسلام، جمهوری اسلام. جمهوری اسلامی، جمهوری است که بر آن احکام اسلام باید جاری بشود و مخالفت با جمهوری مخالفت با اسلام است. کسانی که نغمه مخالفت باجمهوری اسلام دارند، می خواهند اسلام را نگذارند در ایران پیاده بشود.

صحیفه نور جلد 11 صفحه 182


شما برادرها بیدار باشید و هوشیار، توجه داشته باشید که اجانب و توطئه گران ننشسته اند و از همه طرف مشغول توطئه هستند. جوانان عزیز آذربایجانی را نگذارید آنها اغفال کنند، نگذارید با شیوه های مختلف اغفال بشوند. عزیزان آذربایجانی شما همیشه طرفدار اسلام و همیشه سد بزرگ بودید و این سد بزرگ را حفظ کنید. شما مدیون اسلام هستید. امروز اسلام در موضع حساسی واقع است و کشور شما در موضع حساسی واقع است در مقابل قدرت های بزرگ و توطئه های داخلی و خارجی، اینها که موجب تفرقه می شوند آلت دست خارج هستند، آنها در بین اقشار ملت ایجاد نفاق می کنند. ملت ما هوشیار باشد و بیدار. آن روز که می خواستید رأی به جمهوری اسلامی بدهید،مخالفت کردند و آن روز که می خواستید خبرگان خودتان را تعیین کنید، مخالفت کردند و آن روز که قانون اساسی را رأی دادید، مخالفت کردند و امروز که می خواهید رئیس جمهور تعیین کنید، مخالفت خواهند کرد و فردا که می خواهید مجلس شورای ملی را تاسیس کنید، مخالفت خواهند کرد. اینها مخالفت با اسلام است، آنها از اسلام ضربه خوردند و با اسلام آشتی نمی کنند. شما پاسداران اسلام هستید و با مشت محکم باید در مقابل آنها بایستید.
همه در صف واحد، ما همه در یک صف، در مقابل اجانب، در مقابل توطئه ها ایستادگی کنیم و نخواهیم گذاشت که اجانب به وسیله عمالشان نفوذ کنند و به خواست خدای تبارک و تعالی استقلال را در کشورمان ایجاد می کنیم و برنامه های اسلامی را و احکام اسلام را در همه جا پیاده خواهیم کرد. خداوند همه ملت ایران را از شر اجانب حفظ کند. خداوند آذربایجانی های غیور را از شر اجانب حفظ کند. خداوند به شماها عزت و سعادت عنایت فرماید.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:33 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع گروه های مختلف مردم

تاریخ: 1358/10/13

 

لازمه استقلال، زدودن غربزدگی و یافتن فرهنگ اصیل شرق است

بسم الله الرحمن الرحیم
هیچ ملتی نمی تواند استقلال پیدا بکند الا اینکه خودش، خودش را بفهمد و تا زمانی که ملت ها خودشان را گم کرده اند و دیگران را به جای خودشان نشانده اند، نمی توانند استقلال پیدا کنند. کمال تاسف دارد که کشور ما حقوق اسلامی و قضای اسلامی و فرهنگ اسلامی دارد و این فرهنگ و حقوق را نادیده گرفته به دنبال غرب است. چنان غرب در نظر یک قشری از این ملت جلوه کرده است که گمان می کنیم غیر از غرب، دیگر هیچ چیز نیست. این وابستگی فکری، عقلی و مغزی غربی، منشاء اکثر بدبختی های ملت ها و ملت ما نیز هست و تا این غربزدگی از ملت ها و مغزهای ملت زدوده شود، وقت طولانی لازم است و اگر شما دیدید که غربی ها در صنعت پیشرفتی دارند، اشتباه نشود، خیال نکنید که در فرهنگ هم پیشرفت دارند. شما دانشجویان عزیز خودتان درصدد باشید که از غربزدگی بیرون بیائید و گمشده خود را پیدا کنید. شرق، فرهنگ اصیل خود را گم کرده است شما که می خواهید مستقل و آزاد باشید باید مقاومت کنید و باید همه قشرها بنای این را بگذارند که خودشان باشند. باید کشاورزان درصدد باشند که روزی خودشان را از زیرزمین بیرون بیاورند و کارخانه ها خودکفا باشند تا صنایع کشورمان رشد پیدا کند. همچنین دانشگاه ها خودکفا و مستقل باشند تا نیاز به غرب نداشته باشیم. جوانان ما، دانشمندان ما، اساتید دانشگاه های ما از غرب نترسند، اراده کنند در مقابل غرب قیام کنند و نترسند.
والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:33 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع کارگران کارخانه ذوب آهن

تاریخ: 1358/10/12

 

امروز ضدانقلاب کسی است که در کارها سستی و اخلال کند

بسم الله الرحمن الرحیم
قبلا تشکر می کنم از همه گروه هائی که زحمت کشیدند و آمده اند در هوای سرد اینجا و ما اعلام هم کردیم که زحمت نکشند عجالتاً تا هوا خوب بشود اگر عمری بود آنوقت تشریف بیاورند. از همه شما جوان ها تشکر می کنم و دعا می کنم به همه شما. شما می دانید که امروز آنهائی که می خواهند نگذارند این نهضت، نهضت اسلامی به ثمر برسد، با طرح های مختلف، با فرم های مختلف در بین قشرهای ملت ایجاد تشنج، ایجاد اختلاف بکنند. مسأله کم کاری و بیکاری در ادارات، در کارخانه ها خصوصاً کارخانه هائی که جهت حیاتی برای یک کشور دارد، مثل ذوب آهن که شما آقایان هستید، مثل نفت، این عناصر بیشتر آنجا می خواهند نفوذ کنند برای اینکه هر جا که خدمتش به ملت زیادتر باشد، اینها می خواهند آنجا را فلج کنند که استقرار پیدا نشود در این کشور و نتواند حکومت مستقر پابرجا تعیین کند. امروز ضدانقلاب کسی است که آن کاری که مشغول هست، در آن کار سستی کند، در آن کار بیکاری کند یا وادار کند اشخاصی را که آنها کم کاری کنند، از زیر بار شانه خالی کنند که این ضربه ای است به کشور خودشان و آنها همین معنا را می خواهند که جاهائی که محیط کار است نگذارند کار انجام بگیرد، بین کشاورزها بروند و نگذارند کشاورزی کنند، با اسم های مختلف بریزند و جلوگیری کنند از کشاورزی، در محیط کار بیایند و نگذارند شما آقایان کار کنید، یا وسوسه کنند که منتهی به کم کاری یا بیکاری یا تحصن یا راهپیمائی و اینطور مسائل بشود. باید توجه کنید که تمام اینها توطئه است، از اشخاصی که از اسلام ضربه خوردند و از وحدت شما آسیب دیدند.
اگر چنانچه یک ملتی نخواهد آسیب ببیند باید این ملت اولاً با هم متحد باشد و ثانیاً در هر کاری که اشتغال دارد او را خوب انجام بدهد. امروز کشور، محتاج به کار است. یک کشوری که فقیر است، یک کشوری که همه چیزش را غارت کردند و بردند و شما هم می خواهید که محتاج به اجانب نباشید، محتاج به دشمن های تان نباشید، باید کار بکنید. شمائی که در ذوب آهن هستید (و خداوند توفیقتان بدهد) کار بکنید و برای خدا هم این کار را بکنید، یک نحو عبادتی است برای شما. و آنهائی که در کشاورزی مشغول کشاورزی هستند، آنها هم کار بکنند که ما در کشاورزی در ارزاقمان خودکفا باشیم. برای ما ننگ است که در ارزاقمان دستمان را پیش آمریکا دراز بکنیم. ما باید جدیت کنیم. خداوند به

صحیفه نور جلد 11 صفحه 180

ما هم زمین داده، هم آب داده است و هم برکات آسمانی هست. باید کار کنیم تا خودکفا باشیم، بلکه انشاءالله صادرات هم داشته باشیم. شما برادرها الان عبادت تان این است که کار بکنید. این عبادت است. همانطوری که فرض کنید آمدن به زیارت حضرت معصومه سلام الله علیها عبادتی است، کار کردن هم یک عبادتی است و شاید از بسیاری از مستحبات بالاتر باشد.
 

همه مکلفند که در امور با جدیت و اتکال به خدا پیش بروند

توجه داشته باشید که با اینطور وسوسه ها، با ایجاد اختلاف، با ایجاد یاس، با ایجاد بیکاری می خواهند نتیجه بگیرند. اینها یک مسائلی است که حساب کردند روی آنها و در کشور ما می خواهند پیاده کنند. اینکه می بینید که در هرجا یک صدائی در می آید، این همین صداهائی است که از حلقوم اجانب بیرون می آید و اینهائی که در داخل هستند، عمال آنها هستند. شما اشخاصی که در بینتان می آیند و وسوسه می کنند راجع به این امور و می خواهند که شما را از کار بازدارند، از پیش خودتان آنها را بیرون برانید، راه ندهید پیش خودتان. اگر اشخاصی در آنجا هستند که می خواهند نگذارند که کارها انجام بگیرد معرفی کنید به آن اشخاصی که متصدی کارند آنها را کنار بگذارند و خودتان باید کمک بکنید. الان خود ملت باید در همه امور کمک بکند. در یک وقت انقلابی ملت خودش باید قیام کند تا اینکه کارها را انجام بدهد. اگر ملت بنشیند کنار و بخواهد دولت یک کاری را بکند، دولت همچو قدرتی ندارد. در مواقع انقلاب که همه دشمن ها، آنهائی که چپاولگر بودند و دستشان کوتاه شده است، در توطئه هستند، نمی تواند یک قشر کار را انجام بدهد، این به عهده خود ملت است. همه ما مکلف هستیم که در امورمان با جدیت و اتکال به خدا پیش برویم. خداوند شما را انشاءالله مؤید و منصور قرار بدهد و همه آقایانی که از اطراف آمدند و اینجا هستند، از همه تشکر می کنم و به همه دعا می کنم و خدمتگزار همه هستم.
والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:33 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع اعضای جهاد سازندگی تبریز

تاریخ: 1358/10/12

 

برگرداندن قدرت فعاله جوانان به رخوت و بی تقاوتی، از توطئه های اجانب

بسم الله الرحمن الرحیم
این تحولی که در جوان های ما، در انسان ها، آنهائی که متعهد هستند پیدا شده است، اهمیتش بیشتر از آن تحولی است که در مملکت پیدا شده است. این بود که با همت شما جوانان، همه قشرها، زن و مرد، بزرگ و کوچک این سد باطل را، سد شیطانی را شکستید و شیطان ها را از حریم اسلام بیرون کردید. این تحولی است که در کشور پیدا شد و رژیم طاغوتی به رژیم اسلام آن هم به همت همه برگشت. لکن آن چیزی که بسیار مهم است، آن چیزی که اجانب روی آن بیشتر کار می کردند و کردند، آن انسان هاست. در سال های طولانی که اخیراً هی قوه پیدا کرد، اینها درصدد بودند که این انسان ها را از آن حالی که به حسب طبع خودشان و فطرت اسلامی خودشان هست برگردانند به یک حال دیگر و نگذارند نیروی انسانی این کشور بلکه نیروی انسانی شرق نگذارند که - پیش برود. با شیوه های مختلف، در هر جا به یک شیوه خاصی و طرح خاصی انجام این کار را می خواستند بدهند که جوان های ما از آن قدرت فعاله که دارند برگردند به یک حال رخوت و بی تفاوتی. اینهمه مراکز فحشا که اینها درست کردند و دامن به آنها زدند، تبلیغات کردند، روزنامه ها و مجلاتشان، رادیو و تلویزیونشان دامن زد به این مراکز و به این فساد، اینها همچو نبود که بدون توطئه ای باشد. اینکه به نظررسد این بود که یک توطئه ای بود برای اینکه جوان ها را وارد کنند به این مراکز و از آن قدرت فعاله ای که دارند اینها را خلع سلاح کنند. شما می دانید که خوب، جوان ها در آن غرور جوانی که دارند به دام یک مراکز شهوانی و مراکز فساد کشیده می شوند و باز با تجربه معلوم است که اشخاصی که عادت کردند به اینکه در این مراکز بروند و مشغول باشند، اینها می توانند آن قوه فعاله ای که باید، داشته باشند. هروئین و تریاک و مواد مخدر و مشروبات یک باب است که کسانی که عادی بشوند به اینها، دیگر از آن کار نمی آید. شما اگر توجه داشته باشید در همین جهاد سازندگی که شما جوان ها (خداوند حفظتان کند) وارد شدید اگر شخصی باشد که عادت به هروئین داشته باشد نمی تواند اینجا کار کند. آنهائی که از این فعالیت بر کنار باشند، آنهائی که عادت کردند به اینکه در این مرکزهائی که برای به خیال خودشان تفریح، به حسب واقع برای فاسد کردن جوان ها درست کردند، آنهائی که عادت کردند به آن، نمی آیند دنبال این کارها. اینهائی که وارد شدند در جهاد سازندگی از همه قشرها، از

صحیفه نور جلد 11 صفحه 176

دکترها، از مهندسین، از محصلین، از بازرگانان، از همه قسم ها، کارگرها، همه آمدند، اینها غیر از آنهائی هستند که آن عادت را دارند. البته در این نهضت آن چیز مهمی که باز اسلام دریافت، این بود که جوان های بسیاری از آن مراکز کشیده شدند به میدان، رها کردند آنها را. همین دیروز پریروز بود یک کسی گفت که این خیابان کجا و کجا که یک مراکزی بود برای یک مسائلی، الان هیچ در آن نیست.
 

تبدیل خوف ملت به قدرت، از کارهای خدا بود

این نهضت برای اینکه اسلامی بود و برای خدا بود، خدای تبارک و تعالی کمک کرد در همه مراحلش، کمک کرد در مراحل ابتدائی راجع به شکست دشمنتان، این تأیید خدا بود والا ماها که اسلحه نداشتیم و اسلحه را بلد هم نبودیم چطور باید مثلاً چی کرد، لکن یک تفنگ هم داشتیم می توانستیم که تفنگ بیندازیم، ما تعلیمات نظامی نداشتیم، آنهائی که تعلیمات نظامی داشتند، خوب، ابتدائاً با آنها بودند. ملت ما تعلیمات نظامی و بی ساز و برگ، با قدرت ایمان به میدان رفت و در مرحله اول آنها را شکست داد و این نبود جز تأیید خدای تبارک و تعالی و قدرت اسلام.
یعنی آن تحولی که در ملت پیدا شد که از حال خوف برگشت به حال قدرت، از حال ضعف برگشت به حال قدرت، این تحول، تحول الهی بود، دست بشر امکان ندارد برایش که بتواند در یک ملتی اینطور تحول ایجاد کند، هیچ امکان ندارد. اگر کسی بخواهد پای خودش حساب کند، آدم جاهلی است یا آدم خودخواهی است. این قدرت، قدرت خدا بود که از بچه کوچک تا پیرمرد و جوان ها، همه، زن ها و مردها، همه با یک قدرتی، با یک قوه ای ریختند در خیابان ها و با دست خالی دشمن را به همه جهازی که داشت از صحنه بیرون کردند و باز این قدرت الهی بود که آنها را بک رعبی در دلشان افکند که نتوانستند حتی آن سلاح هائی که دارند به کار بیندازند و باز قدرت الهی بود که وقتی شماها به میدان رفتید، فوج فوج سربازها به شما متصل شدند. اینهائی که باید تحت فرمان آنها باشند نبردند فرمان آنها را، متصل شدند به شماها. این یک تحول روحی بوده برای ملت ما که فوق پیشبرد ما و فوق این پیروزی است که در او پیدا شده، یعنی غلبه کرد هر انسانی بر آن حالات نفسانیه ای که داشت که خوف داشت، احتمال اینکه بشود مثلاً ما یک همچو قدرتی را از بین ببریم، اول نمی داد، بعد یکدفعه خدا خواست و متحول شد به یک موجودی که مصمم و فریاد اینکه باید دیگر این جرثومه فساد نباشد، و یک تحول دیگری که امیدواری برای انسان می آورد، این حس تعاون که پیدا شده است در ملت.
 

بوجود آمدن حس تعاون در ملت از معجزات خداست

شما را یک قدرت غیبی وادار کرده است که بروید مشغول بشوید به این کارهائی که برای ملتتان فایده دارد. یک قدرت غیبی، ملائکه الله، آنها شما را وادار کردند که بروید این کارها را انجام بدهید. شماها و همه جوان های ما که در همه قشرهای ملت و کشور دارند زحمت می کشند و گاهی از

صحیفه نور جلد 11 صفحه 177

خارج می آیند در ایران و زحمت می کشند، اینها یک قدرت الهی است که اینها را وادار کرد به این کار. این یک امر بسیار مهمی است که برای جوان های ما حاصل شده، حس تعاون، احساس، همه احساس می کنند یک وظیفه الهی است داریم انجام می دهیم، همه با محبت و عشق عمل می کنند وقتی می رند در من گاهی وقت ها در تلویزیون دیدم که این زن ها، این مردها، این جوان ها، این بچه ها توی این بیابان مشغول هستند و معلوم است با یک اشتیاقی مشغولند، اینطور نیست که یک امری تحمیل به خودشان کرده باشند یک امری است که نفسشان کانه عاشق این مطلب هست.
و آن تحولی که پیدا شده است که جوان های ما فریاد می زنند که ما مستعدیم برای شهادت، کفن می پوشند، اینها یک تحولاتی است که بشر نمی تواند این کارها را بکند، اینها کار خداست. من دیروز یک عقدی اینجا کردم بین یک جوانی و یک دختری، این دختر بعد که می خواست برود یک کاغذی داد کاغذ را که من خواندم دیدم که خوب، بعد از اینکه، شما دعا کنید که این جوان های ما چه، چه، چه، آخرش نوشته (من عاشق شهادتم) و از این قبیل زیادند. اینها یک تحول انسانی است که خدا ایجاد کرده در شما، قدرش را بدانید که از ناحیه خدا اهداء شده به شما.
و این حس تعاونی که شما الان احساس می کنید که میل دارید بروید کار بکنید و می دانید که کشور ما الان محتاج به کار است یعنی کشور ما به تبلیغات به اینجا رسیده، هی تبلیغ کردند، هر چه صرف تبلیغ کردند، همه چیز ما را دادند به غیر و همه نیروهای جوانی ما را از بین بردند و همه جا را خراب کردند با تبلیغات، هی تبلیغ کردند به اینکه به تمدن بزرگ می خواهیم برسیم، بعد از مثلاً همین زودی ما در عرض ممالک پیشرفته، جلو رفته، چه شده، می رسیم باز این سال دیگر. مثلاً از این حرف هائی که اغفال می خواستند بکنند کشور ما و جوان های ما را و اینکه توجه نداشته باشند به اینکه دارد سرشان چه می آید. من و شما باز اطلاع نداریم که به سر ما چه آمده، مسائلی بوده است که بین خود این شخص با اجانب، شاید این را بروز هم ندادند به کسی. قراردادهائی که این رژیم کرده، این رژیم فاسد کرد و همه چیز ما را داده است، وابستگی که از همه جانبه پیدا کرده است، ایران را وابسته کردند و از آن طرف بوق و کرنا به اینکه مملکت چه و چه و چه، از آن طرف همه چیزش را تهی کردند و با تبلیغات انسان ها را هم تهی کردند از آن واقعیتی که باید داشته باشند.
 

خودتان را به خدا، آن مبداء قدرت متصل کنید

و خدا خواست که به داد این مملکت رسید، به داد این کشور رسید. اگر یک چند سال دیگر ادامه پیدا می کرد این خیانت ها و جنایت ها، دیگر معلوم نبود که بشود اصلاحش کرد. خدا خواست که این ملت را برگرداند از حالی که داشت به یک حال دیگری، بیدارشان کرد. یکدفعه ما دیدیم سرتاسر کشور بیدار شدند و همه هم آنهائی که تا آنوقت از پاسبان می ترسیدند حالا از تانک نترسیدند، آنهائی که از باتوم می ترسیدند از مسلسل دیگر نترسیدند. اینها یک مسائل غیبی است، الهی است. دل ها را به آن مبداء قدرت متصل کنید، گمان نکنید که خودمان یک چیزی هستیم، از این وابستگی های دنیائی

صحیفه نور جلد 11 صفحه 178

بیرون بروید و وابسته کنید خودتان را به آن مبداء قدرت. قطره ها خودتان را به دریا برسانید. ماها قطره ایم، از قطره هم کمتر، اما اگر متصل بشویم به آن دریا، کار ازمان خیلی می آید. خدا با جماعت است. ایران همه باید مشغول کار بشوند تا نجات پیدا بکنند. کشور خودتان را نجات بدهید.
 

نگذارید یک عده مفسد سابقه درخشانتان را آلوده کنند

من متأسف می شوم از اینکه می بینم در محیط آذربایجان که محیطی بوده است که همیشه طرفدار اسلام، همیشه طرفدار استقلال کشور، یک اشخاصی پیدا بشوند، یک ریشه های فاسدی پیدا بشوند که بخواهند بدنام کنند آذربایجان را. این اهمیت داشته باشد پیشتان، شما سرافراز در ایران و در دنیا بودید برای اینکه همه توطئه هائی که واقع می شد، می شکستید، شما در صف اول بودید در مشروطه و در بعد از مشروطه در صف اول مجاهده بودید، شما مجاهدین خیلی دارید، شما (خیابانی) دارید و ستارخان دارید و باقرخان دارید، علما دارید، مرحوم آقامیرزا صادق آقا از مجاهدین بود و مرحوم انگجی که اینها از تبریز در زمان ما بودند. شاید شماها خیلی ها یادتان نباشد، این دیگر در زمان ما بود که اینها را گرفتند آوردند، تبعید کردند در یکی از شهرستان ها و بعد هم مرحوم آقامیرزا صادق آقا آمد قم، دیگر نرفت به تبریز، همین جا فوت شد و قبرشان هم همین جاست. شما مردها داشتید، مردهای بزرگ داشتید از همه طبقه، نگذارید شما را آلوده کنند و این نشان الهی که در پیشانی های آذربایجانی است اینها بکنند و به جای او یک چیز دیگر بچسبانند. الان این مفسدین، این فاسدها درصدد اینند که هر جا یک بساطی درست کنند، در آذربایجان هم مشغولند به اسم اسلام، به اسم اینکه ما مسلمانیم، به اسم اینکه ما چطور هستیم، حمله می کنند به معبد مسلمان ها، جماعت مسلمان ها را به کتک می گیرند. این با اسلام می سازد؟ این جز این است که در خارج گمان بکنند که یک دسته ای از آذربایجانبین دارند این کار را می کنند؟ در صورتی که معلوم نیست اینطور باشد، یک دسته فاسد هستند، یک دسته را هم اغفال کردند، یک دسته اشخاص فاسد اغفال کردند یک دسته جوان های ما را اینها را از این غفلت بیرون بیاورید، بسازید این جوان های خودتان را که برای اسلام باشند، آبروی آذربایجان را حفظ بکنید شماها.
خداوند انشاءالله شماها را حفظ کند و این جهاد سازندگی شما انشاءالله ایران را حفظ کند ایران را خودکفا کند. با کار خودمان، دسترنج خودمان مملکت خودمان را از گیر اجانب، از چنگال آنها بیرون بیاوریم، خودمان اداره کنیم کشور خودمان را. خداوند همه تان را حفظ کند و مؤید باشید.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:33 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در دیدار با گروهی از بانوان آذربایجان

تاریخ: 1358/10/11

 

اینها (اخلالگران) با وسائل مختلف اغفال می کنند

بسم الله الرحمن الرحیم
اشکال این است که آنهائی که آشنا نیستند به وضع آذربایجان و به حالات مردم غیور تبریز، آنهائی که نمی دانند تبریز و آذربایجان همیشه طرفدار اسلام و کشور بودند که قشرهائی از خارج کشور و مردم بیرون هستند، اشکال این کارها این است که در خارج منعکس می شود که آذربایجان اینطور شد، تبریز اینطور اختلافات شد. شما خودتان که آگاهید و ماها آگاه هستیم، می دانیم که این جمعیتی که در اینجا اینطور شرارت ها را می کنند، اینها یک اشخاصی هستند که هر جا یک صدائی بلند می شود، از اطراف جمع می شوند آنجا و آنوقت یک دسته اشخاصی که آگاه نیستند، مردمی هستند، خوب هستند، لکن از روستاها، از اهل دهات که توجه ندارند به عمق مسائل که اینها چه نقشه ای دارند، اینها می روند اینها را با وسائل مختلف اغفال می کنند، آنوقت یک آشوب بپا می کنند، یک کارهائی که برخلاف اسلام است، برخلاف نهضت اسلامی است، آنها را وادار می کنند آن کارها را بکنند و در خارج منعکس کنند به اینکه آذربایجانی ها اینطورند یا آذربایجان اینطور است. اگر مرزهای خودشان را مشخص می کردند که ما چه اشخاصی هستیم و چه می خواهیم، این اشکال خیلی نداشت، چه می خواهیم شان.
 

دشمنان از اسلام ضربه دیدند و سیلی خوردند

ما از اول انقلاب تا حالا فهمیدیم که این اشخاص چه می خواهند، این اشخاص می خواهند که اسلام نباشد. یک دسته ای هستند که از اول انقلاب اینها در فکر این بودند که این جمهوری اسلامی در ایران تحقق پیدا نکند و لهذا دیدید که از آراء مردم جلوگیری می کردند. یک دسته ای بعضی صندوق ها را آتش زدند، با اسلحه جلوگیری کردند از رأی دادن بعض جاها و بعد هم قدم به قدم با جمهوری اسلامی مخالفت کردند و حالا هم مخالفند. مطلبشان معلوم است که این است و چرا اینطور است، آنها هم باز معلوم است، برای اینکه آن اشخاص از ریشه های آنها هستند و همدست با آنها هستند، آنها از اسلام ضربه دیدند، سیلی خوردند از اسلام، نمی خواهند که اسلام در خارج تحقق پیدا بکند، لکن مرز خودشان را معین نمی کنند که ما کی هستیم، ما چه جور اشخاص هستیم، از این جهت این خطر برای

صحیفه نور جلد 11 صفحه 173

آذربایجان هست که در خارج بگویند که آذربایجان اینطوری است و این را باید جوان های آذربایجانی، آقایان از آذربایجان کاری بکنند که این خطر مخالفت با اسلام برداشته شود. آذربایجانی که همیشه طرفدار اسلام بوده، برای هر قضیه ای پیشقدم بوده، برای رفع ظلم پیشقدم بوده است، آذربایجانی که در صدر مشروطیت ستارخان و باقرخانش آن زحمات را کشید، بعد خیابانی آن کارها را کرد، در زمان ما از آذربایجان قیام شد و بر ضد رضاخان. مرحوم آمیرزا صادق آقا مرحوم انگجی و بعضی دیگر از علماء آذربایجان قیام کردند، تبعید شدند، مدت ها تبعید بودند در خارج، شاید در سنقر بود یا سقز بود، یک همچو جائی. آذربایجان همیشه در صف اول واقع بوده است برای مخالفت با اشرار، برای پیشبرد اهداف اسلام. آنوقت یک دسته ای، خوب، اشرار هم، در هر طایفه ای چند نفر از اشرار هم هست، لکن از اطراف جمع می شوند، اعلام می کنند که ما هم ملحق شدیم، آنوقت گروه فرقان مثلاً، یک گروهی که تروریست هستند و مثل آقای مطهری را می کشند و اعلام می کنند، آقای قاضی را می کشند و آن چریک های کمونیست وقتی بنا شد که یک همچو جمعیتی باشند که رفقاشان اینها باشند، آنهائی که متصل به آنها می شد اینها باشند، یعنی اینهائی که اسلام به خودش راه نمی دهد، اسلام راه نداده به خودش، اسلام به این راه نداده، اینها آمدند در قبال جمهوری اسلام، یک جمعیتی که محل نماز جمعه را آتش می زنند. یک وقت مخالفت یک دسته با دسته دیگر است، از آثار هر کاری معلوم است اینکه چکاره اند اینها، آن که محل خطبه امام جمعه را، محل عبادت مسلمین را آتش بزند، به نمازگزارها حمله می کند و زخمی می کند و چه می کند، خوب، اینها معلوم است که وضع روحی شان چیست. کارهای آدم انعکاس روحش است. از اینطور کارها، اینطور شرارت که به عبادتگاه خدا حمله بکنند، آتش بزنند محلی را که نماز خدا در آنجا انجام می گیرد، حمله کنند به عبادتگاه مردم، به جائی که مردم نماز می خواهند بخوانند، خوب اینها، از اینها معلوم می شود که اینها سنخ روحشان چه است و عقائدشان چه است. باید آذربایجان خودش را از این لکه ای که می خواهند به او بچسبانند مبرا کند، تبرئه کند خودش را از مردمی که با این اسم ها، اسم هائی که اصلاً مربوط به انسانیت و اسلام نیست، دارند یک همچو کاری می کنند که خلق آذربایجان را آلوده کنند. این یک مسأله مهمی است برای آذربایجان، آذربایجانی که در طول تاریخ مخالفت کرده است با اینها. زمان سابق که ایران را گرفته بودند و پیشه وری آن بساط را درست کرد، آذربایجانی نجات داد ایران را، یک جمعیتی که همیشه خدمتگزار اسلام بوده اند.
 

جوان های آذربایجان باید نگذارند که این لکه به دامن آنها بچسبد

حالا برای خاطر اینکه یک دسته ای به هواهای نفسانی خودشان دارند آنها را لکه دار می کنند، آذربایجان باید خودش را از اینها نجات بدهد، باید خودش را از این عیبی که برایش درست می کنند، لکه ای که برایش می چسبانند، باید نجات بدهد خودش را. جوان های آذربایجانی باید نگذارند که این لکه به دامن آنها بچسبد و در خارج اشخاصی که نمی دانند، به اسم آذربایجان یک همچو مسائلی تمام

صحیفه نور جلد 11 صفحه 174

بشود و ما امیدواریم که اینهائی که برای رسیدن به مقاصدی که طرحش از خارج دارد ریخته می شود، خارج است که اینها را راه می برد، راهنمائی می کند، آذربایجان از خارج باید به این توجه داشته باشد و ما امیدواریم که خداوند تأیید کند مسلمان ها را و تأیید کند شماها را و من باید از شما بانوان محترم تشکر کنم که از راه دور در هوای سرد آمدید و در این منزل محقر در زحمت واقع شدید. خداوند شماها را انشاءالله در پناه خودش حفظ کند و به سعادت و رفاه و سلامت برساند و دشمن های اسلام را محو کند و آثار آنها را از بین ببرد.
والسلام علیکم و رحمة الله

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:33 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع گروهی از اهالی مشهد و شهرستانهای دیگر

تاریخ: 1358/10/20

 

وظیفه مردم است که توطئه اخلالگران را خنثی کنند

بسم الله الرحمن الرحیم
من از شما آقایان که از راه دور و از مرکز ولایت و از محل قدس ملکوتی آمدید تشکر می کنم. چه سعادتی دارید که چشم های شما به آن بارگاه عظیم ملکوتی باز می شوند و در آن حرم شریف مرکز علم و مرکز ملائکه الله می روید و ما حسرت آن را داریم. من حسرت یک چنین توفیقی را دارم که خدای تبارک و تعالی موفق کند ما را که به پایبوس آن بارگاه معظم بیائیم، لکن چه کنم، چه باید کرد که دست های اجیر و اقدامات ناشایسته اشخاصی که از خارج هدایت می شوند مانع از آن است که کشور ما یک آرامشی داشته باشد و من بتوانم از این محل خارج بشوم و به زیارت آن بارگاه، موفق. دعا کنید در آن مرکز سعادت، در آن معبد ملائکه الله که خداوند این مملکت را آرام کند و توفیق بدهد که اهالی این مملکت بتوانند به آن تکالیفی که خدای تبارک و تعالی برای آنها معین فرموده است عمل کنند.
برادران من! ما در یک موضع حساسی واقعیم. عزیزان من! چشم ها را باز کنید و توجه تان به اوضاع کشورتان باشد و این توطئه های اجنبی را در این کشور خنثی کنید. غفلت نکنید که مصالح کشور در کار است. اسلام امانتی است پیش شما، امروز به دست شما امانت گذاشته شده است و اگر غفلت کنید از وظیفه الهی انسانی خودتان، غفلت کنید از آن وظائفی که باید داشته باشید ممکن است خدای نخواسته پشیمانی هائی پیش بیاید که جبران نداشته باشد. این اشخاص فاسد در اطراف کشورتان مشغول به توطئه هستند و وظیفه خود مردم است که توطئه آنها را خنثی کنند. البته آن اراده صمیمانه ای که ملت ما دارد و با عزم جزمی که جوان های ما دارند، توطئه ها همه خنثی و همه توطئه گرها دفن خواهند شد، لکن ممکن است که توطئه ها اسباب تأخیر بشوند و باید هوشیارانه از آن جلوگیری کرد.
شما آقایان که از مشهد، از بروجرد و از شمال، سلماس، جاهای دیگر تشریف آورده اید، همه تان وقتی که به محل خودتان رفتید، رفقای خودتان را، دوستان خودتان را آشنا کنید به وظائف خودشان و آن وظیفه حتمیه شرعیه که از اختلافات احتراز کنند و همه در صف واحد برای اسلام و برای جمهوری اسلامی و برای تعیین رئیس جمهور و برای تعیین وکلای شورا، همه با هم اتحاد کنند و نگذارند اخلالگران در این امور اخلال کنند. خداوند همه شما را توفیق و سعادت عنایت فرماید.
والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:36 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

اخطار شدید امام خمینی به شوروی

تاریخ: 1358/10/23

 

اخطار شدید امام خمینی به شوروی

بسم الله الرحمن الرحیم
چند روز قبل ورقه ای در تبریز منتشر شده بود که در آن آمده بود خمینی تقاضای کمک نظامی از شوروی نموده. من تصور کردم این یک دروغ فاحشی است که یک نفر غرضمند نوشته و منتشر نموده و قابل توجه نیست لکن امشب در رادیو تلویزیون به وسیله خبرگزاری پارس از خبرگزاری فرانسه چنین آمده بود (کاردار شوروی در مکزیک اعلام کرد اتحاد شوروی آماده است به ایران کمک کند تا این کشور بتواند در برابر تحمیل آمریکا علیه خود مقاومت کند. وی گفت کمک نظامی نیز از کمک های شوروی به ایران خواهد بود. کاردار شوروی در مکزیک تصریح کرد این کمک ها در صورتی در اختیار ایران قرار خواهد گرفت که دولت ایران و خمینی خواستار آن شوند) و بعد بعضی مطالب نامربوط گفته بود. شورای انقلاب جمهوری اسلامی و وزارت خارجه موظف هستند که به سفارت شوروی ابلاغ کنند که کاردار شوروی در مکزیک را تقبیح نمایند و از تکرار این نوع مطالب توهین آمیز جلوگیری کنند. اینجانب و دولت ایران اجازه نمی دهیم که دولت شوروی و دولت های دیگر دست به این مطالب بی اساس که توهین به مقدسات ما و به ملت شریف ایران است بزنند. باید آمریکای جنایتکار و شوروی بدانند که ما با تمام قدرت در مقابل تجاوز هر دولتی به کشور ما ایستاده و از میهن عزیز و اسلام بزرگ تا سر حد جان دفاع می کنیم تکرار این مطالب موجب می شود که ملت غیور ما دست به کاری بزنند که موجب تأسف شود و ممکن است در روابط دولتین تجدید نظر شود.
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:36 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

فرمان امام خمینی به حجت الاسلام خامنه ای

تاریخ: 1358/10/24

 

فرمان امام خمینی به حجت الاسلام خامنه ای

بسم الله الرحمن الرحیم
خدمت جناب مستطاب سید الاعلام و حجت الاسلام آقای حاج سید علی خامنه ای دامت افاضاته
چون حضور جناب مستطاب حجت الاسلام و المسلمین آقای منتظری دامت افاضاته در حوزه مقدسه قم لازم بود و ایشان انصراف خودشان را از امامت جمعه تهران اعلام نمودند، جنابعالی که بحمدالله به حسن سابقه موصوف و در علم و عمل شایسته هستید به امامت جمعه تهران منصوب می باشید. از خداوند متعال توفیق جنابعالی را در ارشاد و هدایت مردم خواستارم.
والسلام علیکم و رحمةالله
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:36 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

پاسخ امام خمینی به سؤال درباره تبلیغات ریاست جمهوری

تاریخ: 1358/10/26

 

پاسخ امام خمینی به سؤال درباره تبلیغات ریاست جمهوری

بسم الله الرحمن الرحیم
به اطلاع هموطنان عزیز برسانید که عکس اینجانب دلیل بر تایید کسی نبوده چنانچه دلیل بر عدم تایید هم نمی باشد.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:36 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

نظر امام خمینی در مورد ترمیم اصل 12 قانون اساسی

تاریخ: 1358/11/01

 

نظر امام خمینی در مورد ترمیم اصل 12 قانون اساسی

بسمه تعالی
ترمیم این اصل و بعضی اصول دیگر که در متمم قانون اساسی نوشته می شود و تصویب آن در صلاحیت ملت است و به رفراندم گذاشته می شود، از نظر اینجانب بلامانع است.
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:36 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی به مناسبت انتخابات ریاست جمهوری در بیمارستان قلب تهران

تاریخ: 1358/11/06

 

خوشحالی من روزی است که به زاغه نشینان عنایت بشود

بسم الله الرحمن الرحیم
من دو کلمه می خواهم صحبت کنم: یکی راجع به حال خودم که الحمدلله بد نیست و شاید تشریفات زیاد برای من مهیا کردند آقایان اطبا و وزیر بهداری، تشریفاتی که ما عادت به آن نداریم و ما طلبه ها عادی نیستیم به آن، ولی وقتی خوشحال می شوم که بفهمم آقایان در صدد این هستند که به این زاغه نشینان شهرها، به این چادرنشین های شهرها که در زمان طاغوت به آنها هیچ عنایتی نشده بود، در این زمان عنایت بشود. بهداری که اول مرتبه احتیاجی است که مردم به آن دارند طوری باشد که برای همه باشد، برای یکی تشریفات و برای یکی هیچ، نباشد. و من امیدوارم که آقایان اطبا هر جا که هستند و دولت و وزیر بهداری و خود ملت عنایت به این مطلب داشته باشند که این زاغه نشین ها و این فقرا، اینهائی که عیال خدا هستند اینطور ابتلائات را نداشته باشند.
 

همه ملت استثناء به پای صندوق های رأی بروند

این یک کلمه، کلمه دیگر فردا روز جمعه است و روز مبارک در ماه مبارک تولد با سعادت رسول اکرم در آن اتفاق افتاد و باز مبارک است از باب اینکه ملت ما به یک آرزوی دیگری که داشتند رسیدند و آن تعیین رئیس جمهور. در این زمینه من چند مطلب دارم که اگر آن مطالب تحقق پیدا بکنند، من خوشحال می شوم و بیماری من هم اینقدر مهم نیست.
یکی اینکه فردا همه ملت بی استثناء به پای صندوق ها بروند، بی عنایتی نکنند به یک مطلبی که کشور آنها به آن احتیاج دارد، سرنوشت ملت و اسلام به آن بسته، همچو نباشد که اگر یک کسی مثلاً میل داشت رئیس جمهور شود و حالا احتمال می دهد که نشود، کنار برود یا اشخاصی که با او رفیق هستند کنار بروند و رأی ندهند بهتر این است که آنهائی که می دانند که نمی شوند، آنها متصل بشوند به بعضی آنهائی که می دانند می برند، تا اینکه انشاءالله یک رأی کافی تحقق پیدا کند و ما سرشکسته نشویم به اینکه ملت اعتنائی به این مسائل ندارد، اعتنائی به سرنوشت خودش و سرنوشت اسلام ندارد. همه با هم به پای صندوق بروید. مطلب دیگر اینکه پای صندوق ها که می روید اینطور نباشد که با هم اختلاف پیدا کنید. یک مسأله این است که برای کشور است، هر یک از اینها می برند، برای کشور

صحیفه نور جلد 11 صفحه 249

خدمت خواهند کرد و اگر خدمت نکنند ملت هست و آنها را بر کنار خواهد کرد. از این جهت به طور خصمانه با هم رفتار نکنید، برادر باشید با هم. اگر یکی رئیس جمهور شد، شما هم به او اعانت کنید، اینطور نباشد که قبل از اینکه رئیس جمهور بشود بریزید به جان هم، فردا پای این صندوق ها بریزید به جان هم، یا بعضی از قشرها شرکت نکنند. من از همه قشرهای ملت، چه فارس، چه ترک، و چه کرد و چه بلوچ و چه ترکمن و چه بختیاری و چه سایر قشرها و طوایفی که هستند در ایران، از اینها تقاضا می کنم، عاجزانه تقاضا می کنم که طوری نکنند که در خارج منعکس بشود که شما یک مردمی هستید که تربیت اسلامی ندارید، شما یک مردمی هستید که با هم سر دنیا نزاع می کنید ریاست جمهوری چیزی نیست که شما به آن اهمیت بدهید. اگر ریاست جمهور خوب باشد، آن است که خدمت به ملت می کند و اگر بد باشد، آن است که راه جهنم را باید بپیماید. خیلی درصدد این نباشید که برای خاطر اینکه یکی بیشتر می خواهد رأی ببرد و یکی کمتر می خواهد رأی ببرد به هم بریزید و جنگ و نزاع باشد و اسباب ناراحتی همه را فراهم کنید و من که در اینجا هستم، در بیمارستان هستم از این جهت ناراحت و ناراضی باشم. یکی دیگر اینکه بعد از اینکه رئیس جمهور به مبارکی انشاءالله تعیین شود (و هر کس که باشد) دیگران قهر نکنند و عقب بنشینند. کشور، کشور خود شماست. رئیس جمهور باشید، کشور است. پاسبان باشید، کشور است طلبه مثل من باشید، کشور خود شماست. بعد از اینکه رئیس جمهور تعیین شد همه اعانت کنید از او، همه وارد بشوید در کار و اعانت کنید از او و کنار ننشینید، قهر نکنید و رشد خودتان را به دنیا نشان بدهید که شما رشید هستید و شما می توانید که یک مملکتی را با هم اداره بکنید. وقتی که بنا باشد یکی رئیس جمهور شد، دیگری هم یک کار دیگر و دیگری هم یک کار دیگر و کارها را به سلامتی انجام دهید. و من مجاز نیستم که بیش از این با شما صحبت کنم. انشاءالله خداوند همه شما را حفظ کند و موفق باشید.
والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:36 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها