0

صحیفه نور امام خمینی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

پاسخ امام خمینی به تلگرام سرهنگ قذافی

تاریخ: 1358/11/27

 

پاسخ امام خمینی به تلگرام سرهنگ قذافی

بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت آقای سرهنگ معمر القذافی رهبر کشور اسلامی لیبی
پیام آن حضرت در مورد کسالت و احوالپرسی از اینجانب واصل گردید. از اظهار محبت جنابعالی متشکرم و پیرو آن پیام دیگری را به مناسبت تبریک سالگرد انقلاب شکوهمند اسلامی ملت شریف از طرف شما دریافت نمودم. ضمن ابراز تشکر از دریافت پیام مزبور، موفقیت روزافزون مسلمانان جهان را از خدای تعالی مسئلت نموده، امید است ملل اسلامی با اتحاد و همکاری بیشتر بتوانند بر دشمنان داخلی و خارجی پیروز گشته و از تحت سلطه استعمارگران شرق و غرب خصوصاً امریکا نجات یابند.
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:36 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

پاسخ امام خمینی به پیام اعضای شرکت کننده در کنگره انقلاب اسلامی

تاریخ: 1358/11/28

 

پاسخ امام خمینی به پیام اعضای شرکت کننده در کنگره انقلاب اسلامی

بسم الله الرحمن الرحیم
کنگره انقلاب اسلامی! پیام جامع الاطراف را ملاحظه نمودم. از تفقد آقایان و حسن نظر به این ناچیز متشکرم. امید آن دارم که شما نخبگان ملت و متعهدان اسلام عزیز موفق باشید که انقلاب بزرگ اسلامی را تا به مقصد که حکومت الله بر جمیع شؤون کشور است، ادامه دهید و امید آن دارم که با وحدت کلمه و کوشش در راه التیام بین قشرهای مختلف موفق شوید که نمایندگانی متعهد، متفکر، دلسوز به ملت و خصوص طبقه مستضعف و خدمتگزار به اسلام و مسلمین، در مجلس شورای اسلامی بفرستید و ملت بزرگ را برای این امر اسلامی ملی برانگیزید و پس از تشکیل مجلس نیز از مجلس و دولت پشتیبانی کنید و در راس برنامه ملت و دولت باید استقلال همه جانبه کشور، از قوای انتظامیه گرفته تا قوای تقنینیه و قضائیه و اجرائیه باشد و از پیوستگی های زمان طاغوت به قدرت های شیطانی احتراز و دست آنان را از این سفره یغمای عهد سلطنت شیطانی قطع نمائید و امید آن دارم که مجلس شورای اسلامی و دولت انقلابی اسلامی تصفیه کامل از عناصر ضد انقلاب و ضد اسلام را بطور قاطع و انقلابی شروع نمایند و آخرین عرض من آن است که از اختلاف که منشاء همه بدبختی هاست و مخالف رضای خدای متعال است احتراز و نمایندگان محترم مجلس از رفتار و گفتاری که در مجالس زمان طاغوت بر خلاف موازین شرعیه و اخلاقیه انجام می گرفت اجتناب نموده، در مخالفت های آرائی و سیاسی از حدود اخلاق انسانی تجاوز ننمایند.
از خداوند متعال توفیق همگان را در خدمت به اسلام و مسلمین و کشور مسئلت می نمایم.
والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:36 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

فرمان امام خمینی به بنی صدر (انتصاب بنی صدر به فرماندهی کل قوا)

تاریخ: 1358/11/30

 

فرمان امام خمینی به بنی صدر (انتصاب بنی صدر به فرماندهی کل قوا)

بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آقای بنی صدر رئیس جمهوری ایران
در این مرحله حساس که احتیاج به تمرکز قوا بیشتر از هر مرحله است، جنابعالی به نمایندگی اینجانب به سمت فرماندهی کل نیروهای مسلح به ترتیبی که قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران تعیین کرده است منصوب می شوید. امید است که با شایستگی که جنابعالی دارید، امور کشوری و لشگری و قوای مسلح به نحو شایسته با موازین اسلامی جریان پیدا کند. از خداوند تعالی توفیق همگان را در خدمت به ملت اسلامی خواستارم.
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:36 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

پیام امام خمینی در رابطه با هفته بسیج مستضعفین

تاریخ: 1358/12/01

 

پیام امام خمینی در رابطه با هفته بسیج مستضعفین

بسم الله الرحمن الرحیم
اینجانب از ملت شریف ایران و از جوانان برومند که از بسیج عمومی استقبال نمودند تشکر می کنم. دفاع از اسلام و کشور اسلامی امری است که در موقع خطر تکلیف شرعی، الهی و ملی است و بر تمام قشرها و گروه ها واجب است. در این موقع حساس که ملت با دشمنان سرسخت و ابرقدرت ها خصوصاً امریکا که با مداخله جنایتکارانه خودش در طول سلطنت غاصبانه محمدرضا پهلوی، ملت ما را از رشد سیاسی و فرهنگی و اقتصادی بازداشت و ذخائر این ملت فقیر را به یغما برد، مواجه است، اگر غفلت شود و با قدرت و پشتکار در مقابل دشمنان بشریت خود را مهیا نکند و با بسیج عمومی که به خواست خداوند متعال هیچ قدرتی نمی تواند با آن مقابله کند مهیای دفاع از کشور اسلام نشود، خود را و کشور خود را با دست خود به تباهی کشانده است. من از آنچه تاکنون به همت مردان و زنان باشرف و رزمنده شده است، امید آن دارم که در بسیج همه جانبه آموزش نظامی و عقیدتی و اخلاقی و فرهنگی با تایید خداوند متعال موفق شوند و دوره تعلیمات و تمرین های عملی نظامی و پارتیزانی و چریکی را شایسته و به طوری که سزاوار یک ملت اسلامی بپا خاسته است، به پایان رسانند. بکوشید تا هر چه بیشتر نیرومند شوید در علم و عمل و با اتکال به خدای قادر، مجهز شوید به سلاح و صلاح، که خدای بزرگ با شماست، که دست قدرتی که قدرت های شیطانی را در هم شکست پشتیبان جامعه الهی است.
من امیدوارم که این بسیج عمومی اسلامی، الگو برای تمام مستضعفین جهان و ملت های مسلمان عالم باشد و قرن پانزدهم قرن شکستن بت های بزرگ و جایگزینی اسلام و توحید به جای شرک و زندقه و عدل و داد به جای ستمگری و بیدادگری و قرن انسان های متعهد به جای آدمخواران بی فرهنگ باشد.
ای مستضعفان جهان! بپا خیزید و خود را از چنگال ستمگران جنایتکار نجات دهید. و ای مسلمانان غیرتمند اقطار عالم! از خواب غفلت برخیزید و اسلام و کشورهای اسلامی را از دست استعمارگران و وابستگان به آنان رهائی بخشید.
ای ملت شریف ایران! به نهضت اسلامی خود ادامه دهید و به اجانب (هر که باشد) اجازه ندهید که در سرنوشت شما دخالت کند و به غارتگری ها برای همیشه خاتمه دهید و با قاطعیت از امریکا و هر

صحیفه نور جلد 11 صفحه 276

دولت دیگر که به حمایت خیانتکار به اسلام و ملت (محمدرضا پهلوی) برخاسته است، بخواهید که این جانی و اموال مسروقه ملت را به ما برگردانند و تا پیروزی از پای ننشینیم.
بار الها! پشتیبان ملت و جوانان عزیز ما باش که اینان برای رضای تو بپا خاسته اند و با نهضت خود دشمنان دین را از صحنه رانده اند: انک علی کل شی ء قدیر .
سلام و درود بر ملت بزرگ و بر مبارزان راه حق و استقلال و آزادی.
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:36 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

انتصاب آیت الله اردبیلی به ریاست دادستانی کل کشور

تاریخ: 1358/12/04

 

انتصاب آیت الله اردبیلی به ریاست دادستانی کل کشور

بسم الله الرحمن الرحیم
جناب مستطاب حجت الاسلام آقای حاج سید عبدالکریم موسوی اردبیلی دامت افاضاته
نظر به اهمیت نقش قوه قضائیه در تأمین سعادت و سلامت جامعه و تمامیت نظام جمهوری اسلامی و ضرورت ایجاد تشکیلات نوین قضائی بر اساس تعالیم مقدس اسلام، به ریاست دادستانی کل کشور منصوب می شوید تا با همکاری رئیس دیوانعالی کشور، فقها، قضات، کارمندان شریف و صالح دادگستری و حقوقدانان دیگر به تهیه طرح و برنامه و ایجاد تشکیلات نوین به تدوین لوایح قضائی جدید جمهوری اسلامی ایران بپردازید. امیدوارم خداوند متعال شما را در انجام این امر خطیر یاری فرماید.
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:36 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

استفتاء از محضر امام خمینی درباره خروج ارز از کشور

تاریخ: 1358/12/04

 

استفتاء از محضر امام خمینی درباره خروج ارز از کشور

خدمت حضرت امام خمینی رهبر انقلاب اسلامی ایران
پس از اهداء سلام و تحیت، نظر مبارک را در مورد اخراج ارز از مملکت به طرق مختلف به خصوص طلای خالص و مشخص شدن رابطه خارج کنندگان از مرز با طلافروشان شهرستان ها و معاملاتی که کمک به اخراج ارز می کند، در شرایطی که خروج ارز به ضرر کشور است بیان فرمائید.
 

متن فتوای امام:

بسمه تعالی
در فرض مذکور، هم اخراج ارز و هم اعانت بر آن، از جمله فروش به اشخاصی که اخراج می کنند حرام است و لازم است مسلمانان پایبند به مصالح اسلام و مسلمین از اعمالی که مخالف مصلحت کشور است اجتناب کنند.
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:37 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

فرمان امام خمینی به آیت الله بهشتی در مورد انتخاب ایشان به عنوان رئیس دیوانعالی کشور

تاریخ: 1358/12/04

 

فرمان امام خمینی به آیت الله بهشتی در مورد انتخاب ایشان به عنوان رئیس دیوانعالی کشور

بسم الله الرحمن الرحیم
جناب مستطاب حجت الاسلام آقای حاج سید محمد حسینی بهشتی دامت افاضاته
نظر به اهمیت نقش قوه قضائیه در تأمین سعادت و سلامت جامعه و تمامیت نظام جمهوری اسلامی و ضرورت ایجاد تشکیلات نوین قضائی بر اساس تعالیم مقدس اسلام، به ریاست دیوانعالی کشور منصوب می شوید تا با همکاری دادستان کل کشور، فقها، قضات، کارمندان شریف و صالح دادگستری و حقوقدانان دیگر به تهیه طرح و برنامه و ایجاد تشکیلات نوین به تدوین لوایح قضائی جدید جمهوری اسلامی ایران بپردازید.
امیدوارم خداوند متعال شما را در انجام این امر خطیر یاری فرماید.
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:37 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

پیام امام خمینی در مورد گروگان ها و تصرف لانه جاسوسی آمریکا

تاریخ: 1358/12/04

 

پیام امام خمینی در مورد گروگان ها و تصرف لانه جاسوسی آمریکا

بسم الله الرحمن الرحیم
جنایات شاه مخلوع چیزی نیست که از یاد ملت رفته باشد و یا بشود از یاد برد. بر همه روشن است که محمدرضا پهلوی ما را از هر جهت وابسته به امریکا کرده بود، چه از نظر اقتصادی و سیاسی و چه از نظر فرهنگی و نظامی و چه از نظر معنوی و خصلت های انسانی و اگر مهلت می یافت، به اسلام ضربه جبران ناپذیر می زد. همه می دانند که دست او و پدرش به خون بزرگ و کوچک این مرز و بوم آغشته است.
کشتار دستجمعی و زندان و شکنجه و تبعید از امور رایج رژیم این پلید بود. شاه به حمایت و پشتیبانی دولت امریکا دست به این جنایات وحشیانه زد و ملت ما را از هستی ساقط کرد.
ملت ایران در مقابل این خاندان کثیف و امریکا و عمال آنان دست از مبارزات برحق خویش بر نمی دارد و نخواهد برداشت.
دولت ایران و جناب آقای رئیس جمهور تمام کوشش و سعی شان را در استرداد شاه خائن و اخذ اموال ملت ایران از او بنمایند که ملت دلیر دست از این خواست بر حقشان بر نمی دارند و قدمی به عقب نمی گذارند.
یکی از آثار این خواست، تصرف لانه جاسوسی بود که مورد تایید ملت قرار گرفت و چیزی جز عکس العمل جنایات دولت امریکا نمی تواند باشد. اکنون که کمیسیون بررسی و تحقیق در مداخلات گذشته امریکا در امور داخلی ایران از طریق رژیم شاه سفاک، توسط جناب آقای رئیس جمهوری و شورای انقلاب اسلامی ایران تحقق می پذیرد، جنایات آنان به اثبات خواهد رسید.
لازم است در آن روز، معلولین عزیز و قهرمانان انقلاب ما در این مجمع حضور یابند و خانواده شهدا، طومارهای جنایات شاه و امریکا را به محکمه بفرستند.
همانطور که بارها گفته ام ما خواستار استرداد شاه و اموال ملت از او می باشیم. دانشجویان مسلمان و مبارزی که لانه جاسوسی را اشغال کرده اند با عمل انقلابی خودشان ضربه ای بزرگ بر پیکر آمریکای جهانخوار وارد نمودند و ملت را سرافراز کردند ولی از آنجا که در آینده نزدیک نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی اجتماع می نمایند، با نمایندگان مردم است تا نسبت به آزادی گروگان ها و امتیازاتی که در قبال آن باید بگیرند و تصمیم گیرند زیرا این مردمند که باید در جریانات

صحیفه نور جلد 11 صفحه 281

سیاسی دخالت داشته باشند، البته تا تشکیل مجلس شورای اسلامی، شورای انقلاب و جناب رئیس جمهور کوشش خودشان را درباره برگرداندن شاه و اموال ملت و جریانات سیاسی که زمینه اینگونه خواست ها را فراهم می کند، مبذول دارند.
از خداوند متعال نصرت اسلام و شکست دشمنان اسلام را خواستارم.
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:37 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

پاسخ امام خمینی به تلگرام رئیس شورای دولتی جمهوری مردم لهستان

تاریخ: 1358/12/09

 

پاسخ امام خمینی به تلگرام رئیس شورای دولتی جمهوری مردم لهستان

بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت آقای هنریک ژابلونسکی رئیس شورای دولتی جمهوری مردم لهستان
بدین وسیله از پیام محبت آمیز جنابعالی به مناسبت نخستین سالگرد انقلاب اسلامی ایران تشکر می کنم. از خدای تعالی رفاه حال مستضعفین جهان را مسئلت می نمایم.
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:37 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع اعضای خانواده های شهدا و امدادگران شهرهای شیراز و تهران و کارکنان شرکت هپکو

تاریخ: 1358/10/11

 

تا قطع تمام ریشه های فاسد، ملت نباید آرام بگیرد

بسم الله الرحمن الرحیم
تقریباً هر روز مواجه هستیم با این مادرهائی که بچه هایشان را از دست دادند و این پدرهائی که عزیزانشان را از دست دادند و این معلولین و این مجروحین و این گرفتاری هائی که در رژیم سابق برای ملت مهیا شده بود. ما هر روز تأثرات زیادی در این مسائل داریم، لکن خودمان را تسلیت می دهیم به اینکه ملت ما به صورت مجاهدین صدر اسلام در آمدند، همین طور که در صدر اسلام در رکاب رسول الله و امیرالمؤمنین سلام الله علیه عده کثیری از فرزندان اسلام از دست رفتند، لکن اسلام را حفظ کردند. امروز هم که ما در یک موقعیتی واقع هستیم که اسلام روبروی کفر ایستاده است و احتیاج به فداکاری دارد، ملت ما بحمدالله مردانه ایستاده و فداکاری می کند، نه مردها، زن ها و نه زن ها و مردها، بچه ها همه ایستاده اند و اسلام عزیز را می خواهند که به پیش ببرند. امروز روزی است که ما مواجه با قدرت های شیطانی بزرگ هستیم و آنها هم از توطئه ها ننشسته اند، مشغول توطئه هستند، توطئه های زیادی در داخل دارند، مهم آن توطئه های داخلی است، آن حرف های خارجی که مثلاً انحصار اقتصادی، مداخله نظامی، اینها مهم نیست خیلی، چیزی نیست که قابل اعتنا باشد و امریکا هم در این اعلام کردند که شکست خورد. لکن توطئه های داخلی که عمال اجانب و بیشتر از همه عمال امریکا در داخل مشغول توطئه هستند، آنها هستند تا حالا آن شکست نهائی را نخوردند، آن مقداری را که ملت ما شکست داد آنها را، این است آن عمال ظاهریشان را که در رأسشان محمدرضا بود، آنها را دستشان را کوتاه کردند و از ایران راندند و دست های خیانتکار اجانب هم آنها که ظاهر بود قطع شد، لکن ریشه های زیرزمینی، توطئه های دامنه دار همه جانبه در همه قشرها مشغولند. ملت ما گمان نکند که پیروزی نهائی را پیدا کرده است. بین راه هستیم، در حال انقلابیم، تا تمام این قشرها، تمام این ریشه های فاسد از این مملکت قطع نشود ملت ما نباید آرام بگیرد. همان نهضت را که بحمدالله با قدرت تا اینجا رسانده است، باید با قدرت هم پیش ببرد و من امیدوارم که با این روشنی که پیدا شده است این، با نوری که در دل همه فرزندان اسلام روشن شده است و راه خودشان را پیدا کرده اند و فهمیده اند که دشمن ها کی هستند و دوست ها کی و توطئه گرها چه صنف مردمی هستند. امید هست که انشاءالله

صحیفه نور جلد 11 صفحه 166

پیروزی را شماها در آغوش بگیرید.
 

عوامل پیروزی انقلاب و انگیزه مردم برای جنبش

لکن مهم دو مطلب است، یکی که بسیار مهم است، این است که جوان های ما در هر رشته ای که هستند و خصوصاً آنهائی که در رشته خدمت به نهضت هستند، چه آنهائی که در کمیته ها هستند و چه آنهائی که پاسدار هستند و چه قوای انتظامیه و همه قشرها، توجه کنند که اسلام که ما را پیروز کرده است همان فریاد الله اکبر و تقاضای شهادت که در همه قشرها پیدا شده است. پدرش که فرزندش را از دست داده افتخار می کند که شهید شده است، مادری که چند تا فرزند داشته و بعضی اش را از دست داده و آرزو می کند، می گوید، دعا می کند، آنهای دیگر هم شهید بشوند. و این دنبال این است که نهضت اسلامی بوده است. اگر چنانچه یک نهضت غیراسلامی بود، برای دنیا بود، معنا نداشت که یک کسی بگوید. من بچه هایم را می دهم برای دنیا، چون برای خداست و نهضت برای خدا بوده است. در آنوقتی که همه شما توجه داشتید به اینکه پیش ببرید، هیچ راجع به خودتان دیگر توجه نداشتید و باید گفته بشود که از خود گذشته و به خدای تبارک و تعالی پیوسته بودید پیروزی را به دست آوردید، آن هم یک پیروزی که در تاریخ نظیر باید گفت ندارد.
 

در طول تاریخ بسیار کم است انقلابی که از متن مردم جوشیده باشد

تقریباً تمام انقلاباتی که پیدا شده است به توسط یک قشر نظامی، یک حزبی که پیوند با نظامی داشته است، یک اشخاصی که از غیر، از خارج تقویت می شدند واقع شده است. شما همین کودتائی که در افغانستان در این چند روز واقع شد یک شخص که اعلام کرده است من کمونیست هستم، از سران کمونیست بوده است، با نظامی کشور شوروی این کودتا را کرده است، آن هم الان معلوم نیست که بتوانند به آخر برسانند، ملت افغانستان هم یک ملتی است که بپا خاسته اند، لکن کودتاهایی که در آنجا هی پیدا شده است، هی یکی بعد از دیگری، حکومت های نظامی بوده است و به وسیله خارجی ها بوده است. سایر کودتاها هم اینطور بوده است، انقلاباتی هم که پیدا شده است، آن مقداریش که نظامی ها دخالت داشتند و احزاب دخالت داشتند، ملت آنقدر دخالت نداشت. شما شاید در طول تاریخ کم پیدا کنید یک انقلابی که از متن خود مردم جوشیده باشد و هیچ اتکائی به قوه نظامی، به قدرت خارجی نداشته باشد، اسلحه نداشته باشد، تعلیمات نظامی در کار نباشد، همین توده مردم، دانشگاهی که شغلش تحصیل بوده، طلبه که شغلش تحصیل بوده، بازاری که شغلش کسب بوده، کشاورز که شغلش معلوم بوده است و آنهائی که در کارخانه ها کار می کردند، همه یک شغل های خاصی داشتند و اصل نظامی در کار نبوده، نه تعلیمات نظامی دیده بودند، نه سازوبرگ نظامی داشتند، با یک قدرت معنوی یک تبدیل از انسان مادی به انسان معنوی پیشبرد شد.
آنها مجهز به همه قوا، به همه آلت تجهیز، دارای همه جور ساز و برگ جنگی و افراد نظامی که

صحیفه نور جلد 11 صفحه 167

تعلیمات نظامی دیده و پشت سرشان تمام قدرت ها، ابرقدرت ها بود، پائین تر از آنها و شما اتکا به خود و از باطن خود جمعیت جوشیده این نهضت، و اتکا به خدا، این شما را پیش برد. این را باید حفظش کنید.
 

پیروزی انقلاب به واسطه های رها کردن جهات مربوط به خودتان و توجه به خدا بود

اگر بخواهید که نهضت تان انشاءالله به آخر برسد و همه احکام اسلام انشاءالله پیاده بشود و یک مملکت اسلامی، یک مملکت الهی پیدا بشود، باید این رمزی که شما را به پیروزی رساند حفظش کنید و این توجه به خدا، همین ایمانی که شما را پیش برد و بی اعتنائی به آن چیزهائی که خود آدم می خواهد، بلا اشکال شما توجه به این داشتید. همه خواهرها، برادرها، که آن روزی که تو خیابان ها می آمدید و فریاد می زدید که این رژیم را ما نمی خواهیم و جمهوری اسلامی را می خواهیم، توجه داشتید که هیچ کدام فکر این نبودید که لباستان چی است، خانه تان چی است، زندگی تان چی است، مدرسه تان چه جوری است، هیچ ابداً این فکر در مغز شماها نبود. اگر این فکر بود پیروز نمی شدید. اگر هر کدام فکر این بودید که زندگیم باید چه جوری باشد، پیروز نمی شدید برای اینکه هر کس فکر خاصی دارد و دنبال اوست. همه جهات مربوط به خودتان را رها کردید و وجهه قلبتان خدا بود و اینکه اسلام را می خواهید زنده کنید، از ظلم و از بیدادگری ها به تنگ آمده بودید، توجه کرده بودید به عدالت الهی و آن روزی که پیش می رفتید هیچ در فکر خود نبودید، همه به فکر آن مقصد بودید. این معنا اگر چنانچه از دست شما گرفته بشود و حالا هی مربوط باشد به کارهای خودتان، اگر ما به آخر رسیده بودیم آنوقت وقت این بود که بنشینیم راجع به اینگه چه باید بکنیم، سازندگی. اما ما به آخر نرسیدیم ما الان نظیر همان وقت هاست که توی خیابان ها فریاد می زدید، حالا آن جهت خیابانش رفته است لکن مواجهه با یک قدرت بالاتر و آن قدرت امریکا و دیگران.
 

اگر خودمان را پیروز حساب بکنیم همین جا متوقف می شویم

اگر ما خودمان را پیروز حساب کنیم و برویم دنبال اینکه باید ما حالا که پیروز هستیم برویم ببینیم کی چی دارد، چی ندارد برگردیم به خودمان و به حال خودمان، این پیروزی همین جا توقف می کند، اگر توقف هم بکند خوب است، عقب می رود. آنها توطئه می کنند و با هم مجتمع می شوند، شماها وقتی که برگشتید به حال خودتان، با هم متفرق می شوید. آنوقت شما مجتمع بودید و آسیب ناپذیر و اینها نمی توانستند کاری بکنند، آنها، حالا شیاطین با هم اجتماع می کنند و با هم پیوند می کنند و شما اگر چنانچه از حالی که داشتید برگردید به حال خودتان، هر کدام آن چیزی را که مربوط به خودتان هست توجه به آن پیدا بکنید متفرق می شوید و آسیب پذیر، در صورتی که بین راه هستید. اگر به مقصد رسیده بودید، اشکال خیلی نداشت، لکن بین راه هستید الان، یک قافله ای که یک گردنه را گذرانده است و مجهز رفته است، گذرانده، اگر خیال کند که تمام شد قضیه و گردنه های دیگر را به فکرش

صحیفه نور جلد 11 صفحه 168

نباشد، با چند نفر دزد از بین می رود، اما اگر همانطوری که در گردنه اول مجهز و خودش را برای مقابله با سارق مهیا کرده، در گردنه های بعد هم به همانطور مجهز باشد نمی تواند آسیب ببیند، شما حالا یک گردنه را گذراندید، آن گردنه شاهنشاهی است این را گذراندید، اما گردنه های دیگر هست الان، باید هم بگذرانید و می توانید اگر آن معنائی که در میان حاصل بود که آن گردنه را از آن گذشتید آن را نگهش دارید، محکم نگهش دارید، همه گردنه ها را خواهید گذراند.
 

علت اساسی مخالفت ضدانقلاب با جمهوری اسلامی و عملکردهایشان در مخالفت

امروز چیز مهم این است که اختلافات بکلی از بین برود، آنهائی که می خواهند این جمهوری به آخر نرسد و ضربه دیدند از جمهوری اسلامی، ضربه دیدند از ملت ایران، و می دانند این ضربه را از اسلام دیدند، آنها قدم به قدم مخالفت با اسلام می کنند و می خواهند نگذارند، نمی خواهند که جمهوری اسلامی پیدا بشود. اول راجع به جمهوری اسلامی اش، اسلامی اش را می گفتند لازم نیست، بعداً نمی خواستند بگذارند بدهند، بعد هم در مجلس خبرگان بساط درست کردند تا رسید به اینجا که حالا می خواهید رئیس جمهور معین کنید، اینجا هم باز همین مسائل پیش می آید، بعد هم در مجلس شورا همین مسائل پیش می آید. اینها نمی خواهند که یک مملکتی با رژیم اسلامی تحقق پیدا بکند برای اینکه ضربه را از اسلام خورده اند. توطئه های یک قسم زیادش به وسیله آنهائی که وابسته به آن قدرت های بزرگ، وابستگی به قدرت های بزرگ دارند. یک مقدار زیادش صرف می شود فعالیت ها در اینکه، نگذارند جمهوری اسلامی پیدا بشود، نگذارند یک رئیس جمهور متعهد و مسلمان دلسوز برای ملت، غیر وابسته به شرق و غرب پیدا بشود، این یک قضیه هست که شما با قدرت اسلامی پیش رفتید و خودتان چیزهایی که احتیاجات شخصی بود کنار گذاشته بودید. حالا هم باید همین طور جلو بروید و تا آنجائی که انشاءالله مستقر بشوید انشاءالله.
یک قضیه هم که دنبال این مطلب است و آنها باز جدیت در آن دارند این است که بار راه های مختلف، گروه های مختلف درست کنند و این یک گروهی که شما داشتید، همه یک حزب کانه بودید همه حزب خدا بودید، آن را می خواهند از دستمان بگیرند. این وحدت را می خواهند از دستمان بگیرند، یک جمعیتی هر چه افرادش زیاد باشد، اگر جمعیت با هم منسجم نشوند یک نحو وحدت پیدا نکند، آسیب برمی دارد، اصلاً خودشان آسیب خودشان می شوند.
اگر یک جمعیتی در یک کشوری، در یک استانی، در یک شهری با هم یک وحدتی نداشته باشند، اینها به جان هم می ریزند، بعداً خود باطنشان آسیب می بیند و اگر چنانچه وحدت داشته باشند هر چه وحدت زیادتر باشد، آسیب کمتر می شود. در راه که ما بودیم این نهضتی که داشتیم در اول راه، این وحدت و این انسجام زیاد بود، محکم بود، یعنی اصل فکر اینکه (کی دشمن من است) نبود تو کار، همه یک نظر بود، اگر هم یک فکری بود خیلی در اقلیت بود، یک انسجامی بین ملت حاصل شد کانه از یک حلقوم صدا در می آید، شما اگر در تهران می آمدید همان معنا راشنیدید، در تظاهرات که، در

صحیفه نور جلد 11 صفحه 169

آخر ایران می شد، می شنیدید همان مطلبی که ایران، همان فریادی که از حلقوم تهرانی ها در می آمد از حلقوم آبادانی ها هم در می آمد، بندرعباسی ها هم در می آمد، مشهد هم همین طور، همه جای ایران یک صدا داشتند مثل اینکه یک حلقوم دارد صدا می کند. اینطور منسجم شده بودید، یک جامعه توحیدی ایجاد کرده بودید که همه یکی بودید. آنها هم این جهت را دیدند که سیلی که خوردند از این حیث خوردند، از دو حیث بود: یکی اسلامش بود، یکی هم این حیثیتی که، انسجامی که شما با هم داشتید، این دو تا هر دو مورد نظر بوده است. اینجا را کوشش می کنند با قلم ها و با قدم ها، با تبلیغات، اسلام را از دستمان بگیرند، نگذارند حکومت اسلامی پیدا بشود. از این طرف هم انسجام را می خواهند از دست شما بگیرند، این وحدت و جهت جامعه توحیدی که عبارت از این بود که همه با هم یک مقصد داشتید و کانه از یک حلقوم صدا در می آید، یک اراده کانه دارد عمل می کند. این را می خواهند از دستمان بگیرند، متفرق کنند همه را از هم. طرح های مختلف در این دارند، ایران را از دست شما بگیرند، این وحدت را از دست شما بگیرند، راه های مختلفی دارد در هر جا.
 

عمل نکردن به موازین اسلامی، خلاف بیعت با اسلام است

آن لشکرهای شیطان، جنود ابلیس، الان در همه جای ایران رفتند و هستند، هر جا هم که صدائی در می آید از همین هاست، از همین شیطان هائی است که تابع همان شیطان بزرگ ها هستند. از اینها هر جا یک صدائی در می آید و تفرقه افکنی می شود، از همین هاست. هر جا صحبت این است که ما می خواهیم چه بشود در مقابل نهضت، در مقابل این جمهوری اسلامی یک قدی علم می کنند، از این تبلیغات اینهاست، توی شهرها، بیشتر توی دهات، حالا توی روستاها. حالا بیشتر با اسم های مختلف، با فرم های مختلف می روند و این اشخاص خوب را، اشخاصی اسلامی را گولشان می زنند، اینها شیطانند و اینها یک مردم سالمی هستند، می آیند به اسم اسلام آنهائی که می خواهند اسلام را بشکنند، با اسم اسلام اینها را گول می زنند، اوراقی می نویسند متفرق می کنند در همه جا که چه و می خواهند تفرقه بیندازند بین قشرها، دانشگاه می روند یک چیز می گویند، بازار یک چیزی می گویند، در پیش کشاورزها می روند یک چیز می گویند، در کارخانه ها می روند به کارگرها یک چیزی می گویند، هر جا به یک فرم وارد می شوند، در شهرها هم الی ماشاءالله تفرقه می خواهند بیندازند و اینها بین همه قشرها می خواهند همانطوری که تا حالا زحمت کشیده شد و دانشگاهی را به اهل علم و به طلبه های مدرسه نزدیک کرد و با هم شان کرد و همفکرشان کرد، می خواهند این را از هم جدا کنند باز. بازاری و دانشکده ای هم رفیق شده بودند، دانشگاه و بازار کانه یک موجود بودند، با هم عمل می کردند اینها می خواهند حالا جدا کنند از هم. در همه قشرها یک همچو کاری توطئه هست و در صددند که بشود تا ببینیم که ملت ما تا چه اندازه ای بیدار هست، آیا دست های اینها را خوانده است؟ آیا توطئه های اینها را توجه به آن کرده است؟
باید بگوئید، همه ما مکلفیم که این مسائل را تبلیغ کنیم، اهل علم و اهل منبر بیشتر، روشنفکر و

صحیفه نور جلد 11 صفحه 170

اهل قلم بیشتر. دیگران هم باید بگویند به همه، به طور توصیه از هم، به هم، سفارش کنند به هم که گول این شیاطین که می خواهند جدا کنند شماها را از هم، گول اینها را نخورید. با اسلام اسلام هم می آیند، با اسلام می خواهند جدا کنند از هم. این، باید این دو تا مطلب در نظر گرفته بشود که یکی حفظ وحدت ما، یکی هم این جهت اسلامیت که توجه به مقصد اسلام بود، نه توجه به خود و یکی از مسائل دیگری هم که باز شیاطین دارند دنبال می کنند و ما باید توجه داشته باشیم این است که کارهائی که انجام می گیرد، چه از دولت و چه از ملت، چه از پاسدارها و چه از کمیته ها، چه از دادگاه ها و چه از نظامی ها، از هر طائفه ای که انجام می گیرد، توجه داشته باشید که روی موازین اسلام انجام بگیرد، ما انقلاب که کردیم، انقلاب از تقریباً رژیم طاغوت و کفر به رژیم اسلام و عدل است. نباید به اسم انقلاب ما خلاف کار انقلابی بکنیم. انقلاب اسلامی است، انقلابات دیگر دنیا اسلامی نبوده دنبالش هزار جور فسادها بوده است اما انقلاب ما انقلاب اسلامی است، همه شما به جمهوری اسلامی رأی دادید یک عده معدودی نه، رأی ندادند اما ملت رأی به جمهوری اسلامی، رأی داد به جمهوری اسلامی، یعنی پذیرفت که نظام، نظام اسلامی باشد، این را ملت پذیرفته است و رأی به آن داده است، باید وفادار باشد به این رأی، وفادار باشد به این تعهد
شما با اسلام یک تعهدی الان کردید، همه مان متعهدیم برای اسلام، اما تازه یک تعهد خاصی با اسلام بستیم و ما بیعت کردیم با اسلام، بیعت ما این است که جمهوری اسلامی و نظام اسلامی می خواهیم و رأی به این دادیم و بیعت کردیم با این. اگر ما بنا باشد بگوئیم که ما بیعت کردیم با اسلام، با جمهوری اسلامی، رأی دادیم به جمهوری اسلامی، لکن به احکام اسلام عمل نمی کنید، این خلاف بیعت است، این خلاف معاهده است، باید همه چیز، همه چیزها اسلامی باشد، اگر مصادره می شود باید روی موازین اسلامی باشد، اگر مال دیگری را، هر چه باشد، مال او باشد از او به اسم مصادره بگیرند این خلاف بیعتی است که شما با اسلام کردید، اگر یک دادگاهی مال یک شخصی را که احراز نکرده است که این مال از طریق حرام آمده پیش او، از چپاول آمده پیش او، بخواهد او را مصادره کند با آن بیعتی که کرده است که من اسلامی هستم، مخالفت کرده است، اگر یک وجب زمین مصادره بشود و از مردم گرفته شده باشد بدون میزان های شرعی، خلاف معاهده ای است که با اسلام ما کردیم، اگر یک نفر آدم ظلم به او بشود، برخلاف موازین به او یک تعدی بشود هر که این کار را بکند، این معاهده ای که کرده است، مخالفت کرده.
 

در اسلام، قانون خدا حکم می کند

ما همه چیزمان باید اسلامی باشد، نباشد آنطوری که اسم اسلام را رویش بگذاریم، در واقع طاغوت باشد. یک وقتی ما توجه به این نکنیم که ما از طاغوت سر در آوردیم با اسم اسلام. آنها طاغوت بودند و اسم اسلام هم تو کار نبود، ما می گوئیم اسلام، لکن یک وقت سر از طاغوت در می آورد، طغیان بکنید به مردم، پاسدار مردم را اذیت کند، پاسبان مردم را اذیت کند، دادگاه ها برخلاف حکم

صحیفه نور جلد 11 صفحه 171

بکنند، باید همه چیز اسلامی بشود. اگر همه چیز اسلامی بشود یک جامعه ای پیدا می شود غیر قابل فساد، آسیب دیگر نمی بیند آن جامعه، و اگر بنا باشد که اگر باز یک جامعه ای هرج و مرج باشد آسیب بردار هست، همه چیزش باید سرجای خودش محکم باشد و موازین باید موازین الهی باشد و مملکت یک مملکت اسلامی باشد، قانون اسلام باشد. در اسلام یک چیز حکم می کند و آن قانون است، زمان پیغمبر هم قانون حکم می کرد، پیغمبر مجری بوده، زمان امیرالمؤمنین هم قانون حکم می کرد، امیرالمؤمنین مجری بود. همه جا باید اینطور باشد که قانون حکم کند، یعنی خدا حکم بکند، حکم خدا. حاکم یکی است، خدا، قانون، قانون الهی، دیگران مجری او، اگر بخواهند از خودشان یک چیزی بگویند، پیغمبر اکرم که رأس همه عالم هست، خدا به او خطاب می کند که اگر چنانچه یک چیزی برخلاف آن چیزی که من گفته بودم بگوئی، قطع و تینت را می کنم، اخذت می کنم و رگ کمرت را پاره می کنم برای اینکه اجرا باید بکنی آنی که اسلام گفته، آنوقت تو مجری او هستی. البته معلوم بود که او مجری است و هیچ وقت تخلف نمی کند، لکن سرمشق است این، به آن فرد اول این اخطار را می کند تا من و شما بفهمیم مطلب را، تکلیف مان را بفهمیم، به فردی که معلوم است، خدا هم می داند این را که این تخلف کن نیست، این قدم آن طرف نخواهد گذاشت لکن به او به طور اینکه اگر این کار را بکنی به او می گوید تا همه مردم تکلیفشان را بفهمند که اگر پیغمبر هست، دیگران هم همین طور و اگر ما تخلف کنیم از قوانین الهی، تا یک حدودی خدای تبارک و تعالی مهلت می داد، لکن یک وقت هم اگر از مهلتش گذشت دیگر معلوم نیست چه خواهد شد. حالائی که ما همه فریاد می زنیم و بر ضد این اشخاص که همه چیز ما را بردند این صداها را می کنیم که امریکا کذا، اگر خودمان یک وقت تخلف بکنیم و توجه نداشته باشیم به اینکه نباید تخلف کنیم، اعتنا نکنیم به قوانین اسلام، یک وقت خدای نخواسته عنایت خدا از ما سلب می شود، خودمان را به خودمان واگذار می کند اگر اینطور شد، بکلی از بین خواهیم رفت. باید همه توجه داشته باشیم و همه دعا کنیم، از خدا بخواهیم که ما پیرو اسلام و پیرو قوانین اسلام باشیم.
خداوند انشاءالله همه تان را حفظ کند. موفق باشید و من متشکرم از اینکه در این هوای سرد از راه های دور تشریف آوردید اینجا و امیدوارم که همه تان با سعادت و سلامت، خواهرها همین طور، برادرها همین طور و مؤید و منصور باشید.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:38 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

پیام امام خمینی به مناسبت هفته مصدومین و معلومین

تاریخ: 1358/10/09

 

پیام امام خمینی به مناسبت هفته مصدومین و معلومین

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام بر عزیزان ما که در راه عزت اسلام و عظمت کشور اسلامی بپا خاستید و در راه دفاع از میهن، معلول و مجروح شدید و برای خودتان مایه افتخار و برای ملت بزرگتان، هم مایه تاسف و تاثر و هم سربلندی شدید. درود بر شما معلولان و مصدومان که اعضا و سلامت خود را در راه اعتلاء قرآن کریم از دست دادید. ملت شریف و اسلام بزرگ هیچ گاه شما عزیران را از یاد نمی برد. ننگ بر رژیم خائن پهلوی و جنایتکاران بین المللی که با دست جنایتکار خود، ملت ما را به سوگ عزیزان خود نشاندند و برای خود نفرین ابدی بجای گذاشتند. ایکاش! اعضاء سازمان ملل و شورای امنیت حاضر بودند و شما معلولین عزیز را دیدند و آثار جرم دولت آمریکا و دست نشاندگان آن را می دیدند سپس حکم صادر می کردند. کاش! کاخ نشینان، حال دردمندان ما را مشاهده می کردند تا به جنایات دولت جبار آمریکا دامن نزنند و برای سازمان های بین المللی و شورای امنیت ننگ و نفرین به بار نیاورند. درود بر خواهران و برادران مصدوم و معلول که شجاعانه در راه حق و پیروزی قیام و فداکاری کردند و ملت را در جهان سرافراز کردند. اینجانب تقدیر و تشکر و دعای خالصانه ام را به شما عزیزان اهدا می کنم و از خداوند متعال سلامت و سعادت و بهبودی شما فرزندان اسلام را خواهانم.
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:38 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در دیدار با پرسنل نیروی هوائی پایگاه حر و پرسنل هواپیمائی ژاندارمری جمهوری اسلامی

تاریخ: 1358/10/09

 

لزوم اجتناب از تفرقه و جدائی برای تداوم و پیروزی نهضت

بسم الله الرحمن الرحیم
من از خدای تبارک و تعالی سلامت و سعادت ملت شریف ایران و قوای انتظامی، نیروهائی که برای خدمت به اسلام آماده هستند، طلب می کنم و امیدوارم که ما همه، همه ما پاسدار اسلام باشیم. شما برادرها بدانید آن را که در پناه اسلام، در پناه قرآن کریم اگر چنانچه ما باشیم، در زیر پرچم توحید به همه قوای شیطانی پیروزی خواهیم پیدا کرد، لکن مهم این است که ما چطور در زیر پرچم اسلام باشیم، چکار بکنیم تا زیر پرچم اسلام باشیم یعنی اسلام ما را معلوم کند در یک همچو موقعی که اسلام گرفتاری دارد. آنهائی که از اینجا منافع را می بردند، ذخایر شما را می بردند، آنها طمع نبریدند از اینجا و باز در صددند که اعاده کنند جرائم خودشان را. ما چه بکنیم که اسلام ما را قبول بکند و ما خدمتگزار اسلام باشیم. آیا قوای انتظامیه ما، چه ژاندارمری، چه ارتش، چه سایر قوا، پاسدارهای اسلامی و چه شهربانی که به منزله ستون فقرات یک ملت است، در این موقع گرفتاری باید چه بکنند که در مقابل این قدرت های بزرگ شیطانی بتوانند مقاومت کنند. و ملت ما چه بکند که در مقابل این سیل توطئه های خارجی داخلی بتواند آسیب ناپذیر باشد. هر جمعیتی هر چه زیاد باشند، هر مقدار جمعیت شان زیاد باشد، اگر چنانچه واحد، واحد باشند، دسته، دسته باشند، اینها آسیب پذیر هستند، از باطن خودشان هم آسیب می بینند. اگر در یک مملکتی سی و پنج میلیونی که ما در آن زندگی می کنیم یک جمعیت هائی باشند متفرق، احزاب مختلفه، جمعیت های مختلفه باشند و انسجام با هم نداشته باشند که یک نیروی واحد بشوند، آسیب پذیرند. شما فرض کنید اگر یک نیروی نظامی باشد، چه ارتش، چه ژاندارمری، چه شهربانی، چه پاسدارها و فرض کنید که این نیرو قدرت نظامی اش زیاد است، عدد آن هم زیاد است، پنج میلیون فرض کنید نظامی داریم اگر پنج میلیون نظامی انسجام نداشته باشند یا گروه گروه بشوند و فرد، فرد، صد میلیون، یکی از او کاری نمی آید، مثل این قطرات منفصله از هم است که فرض کنید از باران باشد، صدها میلیون قطره از آن کاری آید، آنوقت از آن کار می آید که این قطرات با هم منسجم بشوند و یک رودخانه راه بیندازند. وقتی آنها با هم منسجم شدند و به یک وجهه هجوم بردند. این شهرها را خراب می تواتند بکنند، دیوارها را از بن بکنند، اما مادامی که یکی یکی هستند کار از آنها نمی آید. افراد انسان هم همانطور است مثل قطرات باران می ماند که اگر مادامی که یکی یکی

صحیفه نور جلد 11 صفحه 146

هستند، هر که برای خودش یک فکری می کند، هر کسی برای خودش یک راهی دارد، هر چه زیاد باشند، فساد آن زیادتر می شود عوض اینکه وقتی عدد زیاد باشد کار را انجام بدهد، وقتی اینطور شد، کارها معطل می ماند. حالا اگر بنا شد این قطره ها به هم اتصال پیدا بکند، اگر بنا شد که یک قطراتی با هم متصل شدند لکن یک قطرات دیگری هم علیحده متصل شدند، یک قطرات دیگر هم علیحده متصل شدند و اینها هر کدام یک راهی گرفتند، باز هم کاری از آنها نمی آید و اگر اینها مثلاً فرض کنید که قوای نظامی، انتظامی اگر چنانچه یک میلیون جمعیت باشد لکن دستجات مختلفی که هر کدام برای دیگری کارشکنی کند، این از باطن می پوسد به جای اینکه با روش های مختلف یک قوه ای باشد که در مقابل دشمن بایستند قوای مختلفه ای است که خودشان به هم ریزند. اگر در باطن یک ارتشی، پوسیدگی پیدا بشود خودش وا می رود دیگر محتاج به این نیست که یک قدرتی بیاید او را بخواهد از بین ببرد، این خودش از بین می رود، خودش از باطن مثل یک خربزه کرم زده، از باطن فاسد می شود، ملت هم همین طور است.
اگر چنانچه 35 میلیون جمعیت، 35 میلیون یک نفری باشد، یا 35 میلیون جمعیت 35 دسته باشند هر کدام فرض کنید یک میلیون، این 35 دسته ای که هر کدام یک میلیون می شوند وقتی در داخل یک مملکتی با آراء مختلف، با نظرهای مختلف، اینها آسیب می بینند، محتاج نیست که از خارج به ما حمله کنند خودمان در داخل خودمان را می خوریم، تمام می کنیم.
 

ایجاد بی نظمی توطئه ای است از جانب دشمنان برای از بین بردن وحدت و انسجام

الان آنهائی که دیدند که 35 میلیون با هم منسجم شده بودند این قدرت بزرگ را از بین بردند و قدرت های خارجی که قدرت عالم بود نتوانست آن آدم را نگه دارد، ملت پیش برد، آنها هم مطالعه دارند ببینند که این خیلی هم مطالعه نمی خواهد، مطلب واضحی است که 35 میلیون جمعیت با هم باشد وقتی 35 میلیون جمعیت یک ملت با هم شدند، این آسیب نمی بیند، وقتی هم هجوم کند اینها پیش می برند، دیدند که این انسجام ما را پیش برد، به ما کمک کرد، پیش برد و پیروز کرد این انسجام را می خواهند به هم بزنند. در همه جا اینها اشخاصی دارند که دنبال همین معنا هستند، همه جا، در دانشگاه دارند، بازار هم دارند، خیابان ها هم دارند، از آنجاها بیشتر در ارتش دارند، در ژاندارمری، در شهربانی، در پاسداران، اینها همه جا آدم دارند و همه هم مقصدشان این است که ما را از باطن بپوسانند. مقصد این است که بگذارند خودشان خودشان را بخورند، محتاج نیست به اینکه یک حمله ای از خارج بشود، زحمتی به خودشان بدهند که از خارج بشود که بگذارند خودشان خودشان را بخورند. هر جا یک بساطی درست کردند که انسجام را از دست بگیرند، جائی که باید نظم برقرار باشد تا منسجم بشود، تا نظم نباشد انسجام نیست، می روند نظمش را از بین ببرند، وسوسه بکنند، این جوان ها عقده هائی از سابق دارند، این عقده هایی که از سابق، اینها در آن عقده ها انگشت می گذارند و وسوسه می کنند، این عقده ها را دم به آن می دهند، این عقده ها را باد به آن می زنند و از آن راه نظم را به

صحیفه نور جلد 11 صفحه 147

هم می زنند. نظم به هم خورد، انسجام به هم می خورد، یک دسته می آیند ارتش، این کار را می کنند و امیدوارند که نظم را به هم بزنند. نظم به هم زدن چیست؟ این است که از پائین، از بالا اطاعت نکنند، اطاعت این طبقه پائین و سرباز از درجه دار، درجه دار از افسر، افسر از بالاتر اطاعت نکند، اطاعت که نکردند نظم از بین می رود، وقتی بنا باشد که از پایین از بالا اطاعت نکند، معنایش این است که نظمی در کار نیست. نظم که از بین رفت، انسجام وقتی که نشود، خودش پوسیده می شود. دیگر احتیاج نداریم که از خارج یکی بیاید، پوسیده، خودش پوسیده است. یک صدا یک جائی در بیاید، خود این می پوسد، تمام می شود. در ژاندارمری هم همین بساط را درست می کنند، در شهربانی هم همین بساط را درست می کنند، تو پاسدارها هم همین بساط را درست می کنند، یکوقت چشم باز می کنید می بینید که قوای انتظامی از حالی که باید همه هماهنگ باشند و منسجم باشند از آن حال بیرون رفته است، خود ارتش خودش دارد خودش را می خورد، ژاندارمری همین طور و سایر قوا هم همین طور. اینها یک نقشه است، اما اینها شما بینید که یک وقتی این حرف ها اصلاً نبود که یک فرض کنید یک درجه داری از یک افسر اطاعت نکند یا سرباز از بالا دست ها، آن وقت این حرف ها نبود، حالا پیدا شده، حالائی که شما زدید آن قوای چپاولگر را و از مملکت تان بیرون کردید و می خواهید یک مملکتی باشد که مال خودتان، نظمش را خودتان بدهید، منافع آنها هم مال خود ملت باشد، حالا افتادند توی همه این دستگاه ها و دارند خودشان را توی خودشان منحل می کنند. اگر یک قوای انتظامی که هر دسته ای یک مطلبی بخواهند بگویند، هر دسته ای یک مطلبی مقابل مطلب دیگر، مخالف دسته دیگر، این دیگر محتاج به این نیست که یک تفنگی طرف آنها بکشد، این خودش خودش را می خورد. آنها نشستند سیگارشان را می کشند و شما تو سر هم می زنید تا خودتان را از بین ببرید. وقتی بنا شد که پائین از بالا اطاعت نکند معنای آن این است که نظمی تو کار نیست. وقتی بنا شد که متفرقات باشید هر کسی رائی برای خود آنها داشته باشد - این - معنای آن این است که نظم تو کار نیست، انسجام تو کار نیست، انسجام تو کار نباشد تمام می شود، خودش تمام می شود، این سرایت می کند به خارج و در بین ملت هم همین مسائل هست. احزاب مختلفه بعد از این انقلاب از قراری که می گویند حدود دویست گروه پیدا شده، دویست گروه به این معنا - این - است که یک جمعیتی که باید منسجم باشند دویست گروه شدند که از هم جدا بکنند مردم را هم در تهران اگر بنا باشد دویست تا حزب و گروه و امثال اینها باشد و هی اظهار وجود، هر روز تو روزنامه فلان گروه هم اظهار وجود کرد، این به این معنا این است که سی و پنج میلیون جمعیت می خواهد از هم منفصل باشد، یعنی آن انسجامی که باعث پیروزی شما شد، آن کارشناس هایی که ملت ها را شناختند و راه ملت ها را مطالعه کردند، راه شکست آنها را مطالعه کردند و طرح دادند برای آن، بهتر از این چه بکنند، بدون اینکه محتاج باشد که یک قدرت و یک قوائی بیاید، خودشان را به جان هم می اندازند. احزاب را دست شان قلم بدهند - چیز بکند - تهمت به او بزند، این تهمت به او بزند او را تضعیف کند. من گمان می کنم که از اول که احزاب پیدا شده در امثال ایران، این یک طرحی بوده است از خارج، آنها احزاب

صحیفه نور جلد 11 صفحه 148

دارند، آن مملکت های دیگر است لکن احزابی که آنها دارند فرم آنها یک جور دیگر است اینطور نیست که یک کاری بکنند که برای کشورشان مضر باشد، لکن وقتی صادر شد به این مملکت ها برای اینکه توجه به عمق مسائل ندارند، احزابی درست می شود که به حال کشورشان مضر است. اینها یک چیزی درست می کنند که اینها خیال می کنند باید ما احزاب داشته باشیم. عمق این مطلب که احزاب آنجا، ضعف آنها چه جور است و احزاب اینجا باید چه جور باشد، این را درست ادراک نکردند، احزاب درست کردند لکن هر حزبی برای دیگری کارشکنی می کند، آن حزب هم برای او. یک مملکتی که محتاج به این بود که همه احزاب آن مجتمع باشند برای پیشرفت مملکت، همه احزاب درست شد و همه با هم مخالف هستند، مع الاسف از این ممالک ما که تعلیماتش تعلیمات الهی باشد، باید ببینند چه گفتند تا اطاعت بکنیم.
 

حفظ نظام از واجبات شرعیه و عقلیه است

خلاف تعلیمات اسلامی مجتمعات مختلف درست می کنند. قرآن می فرماید که: المومنون انما المومنون اخوه و غیر از برادری پیش مؤمنین پیش مؤمنین چیزی نیست، منحصر برادرند نه غیر برادر، هیچی نیستند الا برادری. این هیچ نیست الا برادری، برای این است که اگر ما هیچ جهتی را ملاحظه نکنیم الا برادری خودمان را، انسجام پیدا می کنیم. همه مؤمنین را، همم مؤمنین را قرآن می خواهد که با هم برادر باشند و غیر از این هم نباشند در بین، اگر همه مؤمنین در قطرهای اسلامی، در تمام کشورهای اسلامی همین یک دستور خدا را که خدا عقد اخوت بینشان انداخته است همین یک دستور را عمل بکنند، قابل آسیب دیگر نیست. اگر یک میلیارد جمعیت مسلمان، یک میلیارد جمعیت مسلمان که مع الاسف یک میلیارد جمعیتی هستند که تحت سلطه غیر هستند، یک میلیارد جمعیت تحت سلطه دویست و پنجاه میلیون، اگر این یک میلیارد جمعیت به این یک حکم خدا سر نهاده باشند، اطاعت کرده بودند همین یک حکم را که انما المومنون اخوه برادرند اینها، اگر این برادری در همه جا بود، اگر این برادری در تمام قشرهای ملت ها بود، این گرفتاری ها برای ما پیدا نمی شد، برادری این نیست که من یک کاری بکنم بر خلاف دستور، بر خلاف نظام، شما هم یک کاری، این خلاف برادری است.
حضرت امیر هم برادر بود با همه، مسلمان بود، مومن بود، برادر بود، راس مؤمنین بود و برادر بود. عقیل هم برادر حضرت امیر بود، عقیل حق داشت بگوید که من و تو برادریم، من از تو اطاعت نمی کنم، این خلاف برادری بود برای اینکه برادرند در اینکه آن معنایی که اسلام می خواهد با هم پیش ببرند، این برادری است، برادری را برای این درست کردند که منسجم بشوند به هم و با هم یک ندا پیش ببرند. اگر در یک نظامی فرض کنید در ژاندارمری یک دسته بایستند بگویند که ما به تو اطاعت نداریم، ما از تو اطاعت نمی کنیم، این اینطور نیست که بتواند یک همچو نظامی برای آن مقصدی که خدای تبارک و تعالی فرموده است شماها برادر هستید، بتوانید برادری کنید. برادری در این مقصد این است که پشت به پشت هم بدهند و همه پشتیبان هم باشند برای پیشبرد مقصد. پشتیبان هم بودن این

صحیفه نور جلد 11 صفحه 149

است که این نظم را ملاحظه بکنند، این درجاتی که ارتش دارد و روی آن نظم پیدا کرده، درجاتی که ژاندارمری دارد و روی آن نظامی است و هکذا سایرین و هکذا همه مردم، باید اینها برادر باشند، یعنی محبت برادری به هم داشته باشند و همه پشتیبان هم باشند برای آن مقصد، برای اینکه پیش ببرند، برای اینکه نجات بدهند ملت خودشان را. این برادری اقتضا می کند که چون روی این مقصد است که باید پیش ببرند، اقتضا می کند که این برادر کوچک از آن برادر اطاعت کند در این مقصد، آن برادر بزرگ هم به این برادر کوچک محبت کند برای این مقصد، آن رئیس باید برادر اینها باشد در پیشبرد مقصد و فرمان بدهد، فرمانی که برادر بزرگ به برادر کوچک می دهد که همه آن رحمت است.
این پائین دست، رده پائین به حسب نظام، اطاعت باید بکند از او و الا برادری نکرده است، همه مقصد راه خداست، همه مقصد واحد جامعه اگر بنا بشود اینطور باشد جامعه توحیدی می شود یعنی توحید در مقصد. اگر ما یک جامعه توحیدی پیدا بکنیم یعنی اینطور باشد که هر کدام در محل خود، کار خودشان را انجام بدهند برای آن مقصد، شمائی که در ژاندارمری هستید کار ژاندارمری را به همان نظم که در آن جا مقرر است انجام بدهید برای مقصد واحد و آن حفظ کشورتان، آنها هم در ارتش هستید، آنها هم نظم خودشان حفظ بکنند برای همان مقصد، ماها هم که طلبه هستیم نظم خودمان را حفظ کنیم برای آن مقصد، آنها هم که اداری هستند، آنها هم که در راس کار هستند، آنها هم در پائین هستند و بالا همه حفظ بکنند همه جهات را برای یک مقصد، همه مقصدشان این باشد، انسجام پیدا بکنند یعنی روی مقصد و الا. انسجام که معنای آن این نیست که ما دوتا به هم بچسبیم، معنای آن این است که ما همه با هم یک مقصد داریم و روی آن مقصد راه برویم. اگر اینطور شد، جامعه توحیدی است و اگر بنا شد که نظم را از دست بدهیم، جامعه از توحیدیت بیرون می رود. اگر شما از بالا اطاعت نکنید بالا به شما تعدی بکند، من از بالاترم اطاعت نکنم بالاتر به من تعدی بکند، این انسجام از بین می رود، این جامعه توحیدی از بین می رود و جامعه توحیدی این است که همه کار خودشان را انجام بدهند روی نظام و همه هم مقصدشان یکی باشد، این جامعه توحیدی است. اینهائی که می آیند در داخل ارتش، در داخل ژاندارمری، در داخل پاسبان ها، در داخل شهربانی، توی جمعیت ها، توی دانشگاه ها، همه جا این شیاطین هستند، همه جا اینهائی که می آیند با اسم اینکه جامعه توحیدی، می خواهند توحید را از بین ببرند. اینها هم نقشه دارند برای اینکه همه را بپوسانند، این جامعه را بپوسانند، مقصد دارند اینها. ما باید آگاه باشیم از این معنا، جوان های ما را باید آگاه بکنند، شماها باید آگاه باشید، جوان ها را آگاه بکنید که مقصد این است.
آقایانی که روابط دارند، با شما هستند، آنجا باید آشنا بکنند جوان ها را به اینکه جامعه توحیدی معنای آن این نیست که هرج و مرج باشد، جامعه توحیدی معنای آن این است که همچو با هم پیوست باشند که آسیب دیگر نبینند که یکی بشوند کانه یک موجود، نه این است که جامعه توحیدی معنای آن این است که بالا و پائین تو کار نباشد، مگر امکان دارد یک همچو چیزی، مگر انسجام حاصل بشود. که اگر چنانچه پائین و بالائی نباشد و همه خودسر باشند، پائین و بالا نبودن معنای خودسری است،

صحیفه نور جلد 11 صفحه 150

نظم نبون معنای خودسری است، خودسری منافی با جامعه توحیدی است، اطاعت نکردن مخالف با جامعه توحیدی است. آنهائی که به خورد جوان ها می دهند، جوان های ما می دهند که جامعه توحیدی می خواهیم پس نه افسری و نه درجه داری و نه چیزی، همه ما سرباز باشیم، کی از کی اطاعت کند. چه وقت می توانید وحدت پیدا کنید، هر کدام اینها مثل او، انسجام از کجا پیدا بشود. وقتی نظم نباشد، وقتی هر کسی برای خودش علیحده باشد و سرخود باشد، انسجام پیدا نمی شود. شما صد میلیون قاطر چموش را می توانید وادار کنید به یک کار، صد میلیون کاری یک کار انجام می توانند بدهند، همه تو سر هم می زنند صد میلیون جمعیت اگر چنانچه نظم در کارشان نباشد. حضرت امیر در دستوری که می دهد می گویند که امورتان را نظم بدهید. نظم همین، نظام همین است. همه جامعه باید نظم داشته باشند، انحصار به ژاندارمری و انحصار به ارتش و اینها نیست، همه جامعه نظم لازم دارد، اگر نظم از کار بداشته بشود جامعه از بین می رود. حفظ نظام، یکی از واجبات شرعیه و عقلیه است که نظام باید محفوظ باشد. آنهائی که می گویند نظام به این معنا نمی خواهیم و همه مان یک جور، همه مان بدون اینکه یک ضابطه ای در کار باشد عمل بکنیم، خلاف قرآن دارند عمل می کنند، خلاف اسلام دارند عمل می کنند، خلاف مصالح مملکت دارند عمل می کنند. آنها در خارج نشسته اند و می خندند به ما که اینها را ما بازی دادیم، خودشان را به جان هم انداختیم. آنها در خارج نشسته اند و به ما می خندند که ما احزاب را وادار کردیم که به جان هم بیفتند. هر کس برای دیگری حرف می زند. شما روزنامه ها را که می خوانید می بینید که در روزنامه زیاد این به چشمتان می خورد که این به او بدگوید، این به او بد می گوید. حالا که قلم آزاد شد باید اینطور باشد که هر کس به دیگری هر چه دلش بخواهد بگوید و هر کس به دیگری کاری بکند که این مملکت از نظم بیرون برود، از نظام بیرون برود، این معنای آزادی است؟ آن آزادی که در ممالک که ما را می خواهند بخورند هست، اینطوری است؟ اگر اینطور بود، انسجام را پیدا نمی کردند، این ترقیات را پیدا نمی کردند. آنها با اسم آزادی که در این مغز این جوان ها می اندازند، با اسم آزادی می خواهند شما را تحت حمایت خودشان قرار بدهند و آزادی را از شما سلب بکنند، آنها دارند می فهمند چه می کنند به اسم اینکه انقلاب کردید آزادید دیگر، آزادند دیگر، تو به او بد بگو، او به او بد بگوید، او قلم بردارد و به ضد تو بگوید، تو قلم بردار به ضد او بگو، آنها می دانند دارند چه می کنند، می خواهند آزادی شما را با آزادی سلب کنند، آزادی ناسالم در شما ایجاد کنند و آزادی حقیقی را از شما بگیرند و یک روزی همه ما باز گرفتار یک همچو مسائلی بشویم یا بدتر از آن. باید دانشمندها، روحانیین، خطبا، سران لشگر، سران ژاندارمری مردم را آگاه کنند، جوان ها را آگاه کنند که دارند گول می خورند، دارید به یک راهی می روید که راه دشمن تان است گولتان زدند و من امیدوارم که خداوند ماها را بیدار کند و به وظائف اسلامی خودمان آشنامان کند و انشاءالله من به شما مژده پیروزی می دهم برای اینکه ما برای خدا می خواهیم کار بکنیم انشاءالله و کسی که برای خدا کار می کند شکست در آن نیست ولو کشته بشویم شکست نداریم. حضرت سیدالشهدا هم کشته شد لکن شکست خورد؟ الان بیرق او بلند است و یزیدی تو کار نیست.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:38 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع روحانیون ارومیه

تاریخ: 1358/10/10

 

شکست نهضت، شکست مکتب است

بسم الله الرحمن الرحیم
ما تاریخ اسلام پیشمان است و می بینیم که پیغمبر اکرم در بعضی از جنگ ها شکست خورد، در مکه هم که بوده است دائماً در انزوا بود، بدون اینکه بتواند یک کاری انجام بدهد. گاهی حبس بوده است توی آن غار، خوب حبس بود آنجا، مدینه هم که تشریف آوردند، البته نهضت را پیش بردند، لکن در بعضی از جنگ ها شکست خورد.
حضرت امیر سلام الله علیه هم در جنگ با معاویه شکست خورد، یعنی شکستی از لشکر خودش، از آن اشخاص نادان مقدس مآب شکست خورد. حضرت سیدالشهدا هم شکست خورد اما پیروزی نهائی را داشتند، مکتبشان شکست نخورد با کشته دادن، دشمنشان را عقب زدند، بساط معاویه را که می خواست اسلام را به صورت یک امپراطوری درآورد، برگرداند به زمان جاهلیت و آن اوضاع جاهلیت، شکستش دادند. یزید و اتباع یزید دفن شدند تا ابد، و لعن مردم بر آنهاست تا ابد، لعن خدا هم بر آنهاست و آنها خودشان محفوظ بودند.
ما هم اگر چنانچه اینطور شکست بخوریم، افتخاری است بر ایمان و اشکالی هم برایمان نیست که همانطوری که مجاهدین صدر اسلام شکست می خوردند، ما هم شکست بخوریم، این نهضتمان پیش می رود و آبروی اسلام محفوظ می ماند، تا آخر هم محفوظ می ماند و اما اگر حالا که مدعی این هستیم که انقلاب اسلامی است و جمهوری اسلامی است و امثال ذلک و ما در این جمهوری اسلامی شکست بخوریم به عنوان، یعنی شکست مکتب، یعنی گفته شود که رژیم طاغوتی عوض شده یک رژیم طاغوتی دیگر آمده است که دشمن های ما هم همچو نیست که اکتفا کنند به اینکه مثلاً فلان کمیته خلاف کرده، فلان دادگاه خلاف کرده، این را می آورند. روی اینکه آخوندها اینجوریند، به این هم اکتفا نمی کنند که روحانیین اینجوریند، این ها با اسلام مخالفند، می گویند اسلام هم همان بود، اسلام هم همان مثل رژیم های دیگر است، اینطور نیست که اگر من شکست بخورم، شما شکست بخورید، بیایند بگویند زید شکست خورده، یا اگر من خلاف بکنم، بیایند، بگویند خلاف کرده، اینجور نیست. از فرد به نوع و از نوع به اصل مقصد می کشانند دشمن اصل اسلامند و قلم ها هم برای اصل اسلام به کار می رود.

صحیفه نور جلد 11 صفحه 153

 

بازی با اساس اسلام گناهی است نابخشودنی

و ما را می خواهند که در داخل خودمان پوک کنند و منهدم کنند از داخل خودمان. اگر هم همین قدر بود که ما از بین می رفتیم لکن مکتبمان محفوظ می ماند، اشکال نداشت، لکن آنها مقصدشان این است که مکتب را بهش صدمه بزنند. و این یک مسؤولیت بزرگی، جانفرسائی برای ما آمده است، یک مسوولیتی است که اگر خدای نخواسته تقصیر بکنیم در این قضایا، اگر چنانچه ما بخواهیم برای - مثلاً فرض کنید - فلان امام جماعت بخواهد برای رواج بازار خودش یک کاری انجام بدهد، در کمیته عمداً یک کسی کاری انجام بدهد، به طوری که دست دشمن های، قلم های مسمومشان که هست بهانه پیدا بکنند و حمله کنند به آن چیزی که اساس است و آن عبارت از اسلام است، ما یک گناهی مرتکب شدیم که بخشودنی نیست، گناهی بخشودنی است بخشودنی هست پیش خدا که صدمه اش به خود آدم برسد، خود آدم آلوده بشود یا افرادی فرض کنید اما آنی که با اساس اسلام برخورد بکند و بازی با اساس اسلام با اساس اسلام باشد، این مطلبی نیست که به ما ببخشند و این ننگی برای ما، برای جامعه روحانیت در تاریخ پیدا خواهد شد که تا آخر جبران نمی تواند شود.
 

در مقابله بین اسلام و کفر همه مسؤولند، بخصوص علما و روحانیون

تکلیف اهل علم در این زمان از همه زمان هائی که بر اهل علم گذشته بیشتر است، از صدر اسلام تا حالا برای اهل علم اینطور صحنه پیش نیامده. آن روزی که حضرت امیر سلام الله علیه در جنگ خیبر بود که پیغمبر اکرم می فرماید که اسلام تمامش با کفر تمام مقابله کرده، آن روز برای حضرت امیر صحنه ای پیش آمده بود و مسوولیتی پیش آمده بود که اگر چنانچه خدای نخواسته به فرض محال سستی می شد، تا آخر، ابد، بخشودنی نبود، لکن او که اهل سستی نبود، او پیش می برد. او یک ضربتش افضل از عبادت ثقلین شد در آن روز. امروز هم ما مواجهیم، آنطوری که در این برهه از زمان که هستیم، اسلام مقابل با تمام کفر است. نه من و شما مقابلیم، من و شما مطرح نیستیم، نه ملت ایران، این هم مطرح نیست، اسلام الان مطرح است، یعنی مقابله بین اسلام و کفر، و در این مقابله ما بین اسلام و کفر همه ملت مسوولند، همه مسوولند. لکن روحانیت بیشتر مسوول است، برای اینکه پاسداران درجه اول روحانیین اند، اینها بیشتر مسوول از دیگران می شود گفت که سنخ، صنف مثلاً کاسب، صنف کذا، اینها مثلاً اکثراً قاصرند، چطور، اما در اهل علم این کم است، قصور کم است، مسؤولیت هم زیاد. باید فکر بکنید.
این مسوولیتی که الان به عهده همه ما هست، چطور ما از زیر بار مسوولیت بیرون برویم. نه شما آقایان ارومیه و نه آقایان آذربایجان و آقایان تهران و قم، همه علماء ایران، این بار به دوش همه است، همه ملت است. سنگینی اش بیشتر به دوش علما است، باید علما فکر بکنند، باید محاسبه بکنند خودشان را. یکی از چیزهائی که در منازل سیر است، محاسبه است که انسان آنوقتی که محاسبه شده است بین خودش و خدا، خودش را به حساب بکشد، محاسبه کند خودش را که من در این راهی که دارم

صحیفه نور جلد 11 صفحه 155

می روم چه کردم امروز، من چه کردم؟ محاسبه کنید خودتان را، هم محاسبه کنیم همه خودمان را و همه ملت، همه مسلمان ها و در راس، علما، آنقدر مسوولیتی که به عهده آقایان اهل علم است، به عهده دیگران نیست، آنقدر آنها، اگر چنانچه خدای نخواسته یک راهی بروند که راه خدا نباشد، چهره اسلام به دست آنها جور دیگر می شود، کاری بکنید که به عهده ما یک همچو مسوولیتی که هست، بتوانیم به آخر برسانیم.
 

لغزش علما، اسلام را در خطر می اندازد

از خدا بخواهید که ماها از لغزش دور باشیم. خودتان برای خودتان، برای همه ملت، ملت بخواهد برای خودش و برای علما دعا کنند که این طبقه لغزش پیدا نکنند که به لغزش آنها اسلام در خطر است. همه ما مکلفیم، همه مسوولیم و کلکم راع و کلکم مسوول این برای همه است، لکن به عهده شما بیشتر است. شماها باید بیشتر رعایت بکنید. بیشتر در این پستی که هستید که مسند اسلام است، بیشتر مراعات بکنید. بیشتر مردم را مراعات کنید، جامعه را بیشتر تربیت کنید و همه مسوولیم و همه مسوولید و هر کس سعه نفوذش بیشتر است، مسوولیتش بیشتر است.
از خدا بخواهید که ما بتوانیم و خودتان بتوانید و ملت بتواند از این مسوولیت بزرگی که به عهده اش هست، لااقل پیش خدا آبرومند باشد. ما رفتنی هستیم، آقا این یک مسأله واضحی است، همه مان خواهیم رفت، همه مان در رحیل هستیم، توی راهیم همه. از من نزدیک است، شما جوانید یک قدری عقب تر، آن هم معلوم نیست، مرگ هم معلوم نیست که برای پیر و جوان فرقی بگذارد، یک امد معینی است، همه رفتنی هستیم، کوشش کنید که آن وقت که ملک موت می آید و مشاهده می کنید او را، آن با شما به یک صورت رحمانیت عمل کند، شما را که می برد به یک صورت خوب ببرد. کوشش کنید که آنجا که باب رحمت است بسته نشود و باب غضب باز بشود، از خدا بخواهید که بشود اینطور، و اگر چنانچه ما در این قدم که حساسترین قدم است در اسلام و برای همه و برای روحانیت و برای همه متفکرها و برای همه ملت، در این موقعی که حساسترین مواقع است بین تان، ایجاد اختلاف بین تان نکنید، دسته بندی نکنید، هر کسی برای خودش نکشد. خدا هست، غفلت نکنید از او، خدا حاضر است، همه ما تحت مراقبت هستیم والله من ورائکم محیط مراقب است. آن خطرات قلب شما در مراقبت حق تعالی است، آن لحظات چشم شما در مراقبت حق تعالی است، آن حرکات زبان شما در محضر حق و در مراقبت اوست، توجه داشته باشید که این دنیا رفتنی است و حساب شما با کسی است که همه چیزشان تحت مراقبت بوده است. قضیه، قضیه معصیت انسان و قضیه اینکه من بنده خدا هستم و بنده خدا معصیت کار می شود و این کذا، قضیه، قضیه محاسبه بین شما و خدا تنهائی، قضیه، قضیه این است که امروز غیر زمان طاغوت است، زمان طاغوت اگر یک شخصی، ملائی یک کار خلاف می کرد، می گفتند این طاغوتی هست و این مثلاً آخرش می گفتند ساواکی هست، نمی آمدند سراغ اینکه بگویند این حرفی که آخوندها از اول داد می کردند و مردم را هم وادار می کردند به داد کردن، این حرف دروغ

صحیفه نور جلد 11 صفحه 156

از کار در آمد، این نمی گفتند به آنها، آخوندها آن وقت مظلوم بودند. چهره مظلوم چهره محبوب است، شما در آن رژیم هر چه مظلومتر می شدید محبوبتر می شدید، هر که مظلومتر بود محبوبتر بود. چهره امروز، چهره مظلومیت نیست تا محبوب بشوید، چهره این است که وقتی که کار در اینها درآمد، اینها هم همانند. شما را به صورت دیگر در می آورند، آنها هم که فرض کنید که در این کاری که من می کنم یا شما می کنید، دخالت ندارند، آنها را هم پهلوی شما می گذارند با یک چوب می زنند.
پس ما مسوولیت اسلام را داریم، مسؤولیت مسلمان ها را هم داریم، مسوولیت روحانیت را هم داریم، همه چیز را داریم، همه چیز را داریم، همه مسوول و هر کس سعه نفوذش بیشتر، مسوولیتش بیشتر. کاری بکنید که آن اسلام عزیز که امروز دست شماست، با یک صورت خوبی تحویل بدهید به اعقابتان، یک صورت مشوه درست نکنید که بگویند همین بود. اسلام نورانی است، با دست ماها مشوه می شود.
 

کار بکنید که اسلام از ما گله مند نباشد

و امروز روزی است که اگر خدای نخواسته ما در این نهضت شکست بخوریم، شکست خوردیم تا آخر. یک وقت بود که ما هی می گفتیم که طاغوت هست، انشاءالله حکومت اسلامی بشود، انشاءالله آن درست می شود، همه حرفمان این بود، ملت هم فریاد کردند که ما اسلام را می خواهیم.
اگر خدای نخواسته حالا یکی اینطور شده، به واسطه کجروی ماها، کجروی طوائف مختلف، کجروی احزاب، بعضی از احزاب، اگر خدای نخواسته از باطن ما را تهی کنند و ما را به جان هم بریزند و مهم این نیست، مهم اینست که با به جان هم ریختن، صورت اسلام را یک جور دیگر جلوه بدهند به دنیا، بگویند سر و کار آنها با دنیاست. قلم آنها دستشان هست، همه چیزهای گروهی، رسانه های گروهی دست آنهاست، ماها یک ملت ضعیفی هستیم، و جز یک حربه که ایمان بود، نداشتیم. همه تبلیغات مال آنهاست، ما راه تبلیغی نداریم، کاری ما نکنیم در همه تبلیغاتشان و همه جای دنیا بگویند که اسلام اینطوری بود که در ایران بود.
شما ملاحظه می کنید در بعضی از این ممالک که اسم اسلامی رویش هست، الان هم در همه جا می گویند که اسلام این است که در اینجاست، خوب، این یک چیز، مائی که ادعا داریم و ادعا می کنیم همه مان - و صحیح هم هست ادعامان - که اسلام آن نیست که آنها می گویند، اسلام یک اسلامی است که حکومتش یک حکومت خاص است، رژیمش یک رژیمی است غیر همه رژیم های دنیا، عدل و انصاف هست در آن، حکومت خداست. مائی که این حرف را می زنیم و صحیح هم هست حرفمان اگر گفتارمان با اعمالمان مخالف باشد، مگر منافق چیست؟ یک دسته از منافقین در صدر اسلام بودند که گفتارشان با واقعشان مخالف بود، راجع به اصل اسلام می آمدند می گفتند ما مسلمانیم و نبودند.
ما ادعا می کنیم که ما روحانیون می گذاریم، ما اول باید از خودمان مایه بگذاریم. بیخود هی

صحیفه نور جلد 11 صفحه 157

نگوئیم ما خوبیم و دیگران بد، مائی که دعوی این را داریم که ما هستیم که اسلام را می خواهیم ترویج کنیم، اسلام را می خواهیم تقویت کنیم، علاقه به اسلام داریم، احکام اسلام پیش ماست ما، باید احکام اسلام را پخش بکنیم. مائی که این مسائل را داریم می گوئیم و خودمان هم به صورت یک نفر آدمی که به اسلام به همه معنا ایمان آورده است و قبول دارد همه چیزش را و یک آدم متقی صالح کذاست، اگر خدای نخواسته در باطن بر خلاف این باشیم، منافق نیستیم؟ همان ابوسفیان منافق است؟ من و شما هم منافقیم، آن ایمانش را عرضه می کرد و نداشت، شما هم کمال ایمانتان را عرضه می دارید. بله، مسلمان هستید، اما منافقید، این مسلمان منافق در جهات دیگر. اینها هیچ کدام مهم نیست، مهم این است که اسلام دست ما آمده است، امانت خداست دست ما آمده است، این امانت را باید به آنطوری که هست بدهیم به اعقابمان، عرضه کنیم این اسلام را به آنطوری که واقع اسلام است به دنیا، و خودمان جوری نکنیم که این اسلام را یک طور دیگر نمایشش بدهیم به غیر، آنطوری که هست نمایشش بدهیم. این دیگر فرق نمی کند بین آن بچه طلبه و طلبه نارسی که تازه تو مدرسه رفته است و شما آقایان که از علما هستید و در مساجد هستید با سایرین، هیچ فرقی مابین آنها نیست، منتها شما آقایان که بزرگتر و بالاتر هستید، مسؤولیت تان بیشتر است. امثال من طلبه است، اما همه مسوولند، مسؤولیت کم و زیاد دارد، به حسب اختلاف نفوس، اختلاف سعه کلمه، کاری بکنید که اسلام از ما گله مند نباشد، قرآن کریم از ما گله مند نباشد، که آقایان که شما خودتان را می گفتید که ما مروج قرآن هستیم، مبین احکام قرآن هستیم، چرا خودتان یک کاری دارید می کنید یا کردید که اسلام یک جور دیگر جلوه کند پیش مردم.
خیلی مواظب باشید، این مسند خطرناک است، این عمامه خطرناک است، این محاسن خطرناک است. خودتان را از این خطرها نجات بدهید، حفظ کنید خودتان را، این مال ما، همه همین طور، فرق ندارد، اسلام مال اهل علم نیست، اسلام مال همه است، این امانتی است که خدا به همه داده است. شما هم اگر چنانچه فرض کنید پاسدارید و در یک جائی به اسم پاسداری اسلام، پاسداری شدید، شما حالا پاسدار طاغوت نیستید، پاسدار اسلام هستید، اگر چنانچه پاسدار اسلام هم یک کاری بکند که بگویند اینها هم مثل سابق، در بین همین مردم ضعیف الایمان هست که می گویند که ایکاش نشده بود برای اینکه ما حالا از دست بعضی از مامورین بیشتر بر ایمان بد می گذرد از سابق، ولو درست نمی گویند لکن خوب، گفته می شود، آنها هم که شیطانند تزریق می کنند به آنها یک همچو مسائلی.
این یک مساله ای نیست که مربوط به من و آقا و آقا باشد، این یک مساله ای است مربوط به ملت است، یک ملتی که اسلام را رای به او داده، گفته است، رای داده ملت به جمهوری اسلامی، یعنی قبول کرده است که باید ما نظاممان نظام اسلام باشد، آنوقت اینکه قبول کرده است که نظامش باید نظام اسلامی باشد، پاسدار است، بر خلاف نظام اسلام عمل می کند، کاسب است بر خلاف نظام اسلام عمل می کند. نظام مال همه است، نظام یک چیزی است که همه ملت در تحت پوشش نظم باید باشد. بازاری یک کاری می کند که بر خلاف آن نظامی است که اسلام قرار داده است و هکذا، ادعا کردید که ما اسلام

صحیفه نور جلد 11 صفحه 158

را قبول کردیم رژیممان حالا رژیم اسلامی است، از طاغوت منتقل شدیم به الله، از حکومت شیطان بیرون آمدیم تحت حکومت رحمان رفتیم، ما که این ادعامان است همه ملت رای به این دادند، اگر کارهای زمان طاغوت را اعاده کنند، اینها در این ادعا منافق بودند.
 

باید از حالت شیطانی به حالت رحمانی متحول شویم

کارها را باید عوض کرد، باید تحول پیدا کرد، باید همه ملت متحول بشود. این نباشد که ما متحول، انقلاب چیز کردیم، از طاغوت بیرون، باید انقلاب باطنی بکنیم، باید نفوسمان هم منقلب بشود، اگر تا حالا در تحت سلطه شیطان و طاغوت بوده است، متحول بشویم و بیرون برویم از این پوشش شیطانی به پوشش رحمانی. آن به این است که ما مطابق نظام اسلام عمل کنیم. رباخواری مخالف با نظام اسلام است، جنگ با خداست به حسب قرآن فاذنوا بحرب من الله بیائید به جنگ خدا، اینها به جنگ خدا رفتند.
اگر بازار مسلمان ها همان بازار زمان طاغوت باشد، نمی تواند بگوید که من رژیم اسلامی را قبول کردم، نخیر، شما در تحت رژیم شیطان هستید و طاغوت هستید باز و هکذا همه قشرها یک مساله ای است مال همه قشرها و ما اول برای خودمان قبول می کنیم مساله را و بعد هم برای همه تان. مسوول اول خود ما هستیم و بعد هم همه شما. فکر اسلام باشید که این مساله را نگذارید صدمه بخورد، از دست ما صدمه بخورد. از دست دشمن ها می خورد، اگر دولت ها با هم باشند آسیب نمی توانند بزنند، آسیب نمی توانند بزنند، اما اگر چنانچه ماها از دست به جان هم بیفتیم، با هم مختلف باشیم، ماها بخواهیم هر کدامی یک کاری را انجام بدهیم، از نظم اسلامی بیرون برویم، از تحت فرمان حکومت اسلامی بیرون برویم، از فرمان خدا بیرون برویم آسیب می بینیم، از باطن ما را از هم منفصل می کنند و آسیب پذیر می کنند، و الان تمام افکار، افکار آنهائی که می خوردند مال این ملت را، متوجه این معنا است.
 

اگر ما را محاصره اقتصادی بکنند، ما فعالتر می شویم

هیچ وقت از نظامی نترسید، هیچ وقت از این حرف هائی که می زنند که ما مداخله نظامی می کنیم، از این هیچ وقت نترسید، بلکه آنوقت هم مداخله نظامی بکنند به نفع ماست. از حصر اقتصادی هم ابدا نترسید، نمی توانند، اگر برای اینکه خوب، روزیش از آسمان می رسد و هی می دهند به او کاری نمی کند، اگر ما را محاصره اقتصادی بکنند ما فعالتر می شویم، به نفع ماست، بکنند ما را محاصره، از این هم هیچ نترسید. از این دشمنی که آمده در داخل و ما را می خواهد از داخل فاسد کند، این ترس دارد که ما به جان هم بیفتیم، من شما را لعن کنم، خدای نخواسته شما من را لعن کنید، و ملت را با صورت های مختلف، حزب های مختلف، جمعیت های مختلف - در عرض چند ماه قریب دویست تا جمعیت می گویند هست، جمعیت مختلف - این جمعیت های مختلف اگر همه وجهشان یک طرف بود،

صحیفه نور جلد 11 صفحه 159

همه برای خدا بود، خوب، هر کسی می خواهد یک راهی، مثل یک کسی بقال است و توجه به خدا دارد، یک کسی ملاست و توجه به خدا دارد، اما احزابی که در ایران پیدا می شود، جمعیت هائی که در این طرف ها پیدا می شود، اینها کل یلعن صاحبه همه مخالفند با هم، آنها هم همین را می خواهند که از راه زیاد شدن احزاب، زیاد شدن اختلاف درست کنند. این راه، راه احزاب که از آن راه پیش می آید، در قضایای دیگر هم همین حرف ها را پیش می آورند، این زیانش چیست، آن زیانش چیست، این باید چه جور باشد، آن باید چه جور باشد. تمام اینها نقشه است، این غائله هائی که یکی بعد از دیگری پیش می آورند، این نقشه هائی است که طرح ریزی شده است و به دست خود ماها انجام می گیرد که بین خود ماها را از هم جدا کنند، آنها نتیجه اش را ببرند. و خدا همه ما را حفظ کند از اینطور اختلافات، از اینطور چیزها.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:38 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع گروه بانوان دوازده فروردین شماره 2 کن و حومه

تاریخ: 1358/10/10

 

تحقق جمهوری اسلامی یک ضربه ای است به شرق و غرب

بسم الله الرحمن الرحیم
من هر وقت بانوان محترم را می بینم که با عزم و اراده قاطع در راه هدف، حاضر به همه طور زحمت بلکه شهادت هستند مطمئن می شوم که این راه به پیروزی منتهی می شود.
ملتی که تمام قشرهایش، خانم های محترمش و مردان معصومش با هم هستند و یک راه می روند، این راه آسیب نخواهد دید، شما نگران آسیب های خارجی نباشید، از خارج نمی توانند شما را آسیب برسانند مادامی که خودتان منسجم هستید. نه دخالت نظامی از آن کاری ساخته است و نه حصر اقتصادی و این مسائل که آنها پیش می آورند آنها ازشان کاری ساخته نیست و شاید آنها هم که این حرف ها را می زنند و ظاهراً جدی هم نیست برای اینکه ما را از این حرف های دیگر اغفال کنند. آن مسائلی که ممکن است از آن مسائل، آسیب ببینیم، آن مسائل داخلی است. توطئه ها اینطور است، از خارج یک چیزهائی گفته می شود تا اذهان متوجه به خارج بشود مثل همین حصر اقتصادی و مداخله نظامی که دولت آمریکا تهدید می کند ملت را، به نظر می رسد که این یک توطئه باشد که اذهان را از داخل کشور متوجه به خارج بکند، غافل بشوند از توطئه، غافل بشوند از شیطانی داخل. بعید به نظر نمی رسد آن چیزی که پیش اجانب اهمیت دارد و به آن اصرار دارند آن توطئه ای است که در داخل حاصل می شود. اگر ما را از خارج اغفال نکنند و توجه ملت ما به داخل کشور و توطئه های داخلی باشد، ممکن است که ما بتوانیم و انشاءالله می توانیم که آن توطئه ها را خنثی کنیم. لکن آنها از خوف اینکه مبادا ملت همه قوایش را صرف داخل بکند و این توطئه هائی که اصیل است پیش آنها، این توطئه ها را خنثی بکند، یک طرح های خارجی می ریزد، یک مسائل خارجی پیش می آورد، مثلاً بعض از اقشار را متوجه می کنند که در انگلستان توطئه ای است در فلان محل، یک توطئه ای است، در فرانسه یک توطئه ای است و می خواهند از آنجا توطئه ای را بجا بیاورند که بیایند ایران چه بکنند. خود این هیچ اساس ندارد، محتمل هم هست که همین صحبت هائی که با تناقض گوئی های مختلف و تضادگوئی های مختلف از دولت امریکا صادر می شود راجع به اینکه گاهی دخالت نظامی ما می کنیم، آن یکی می گوید نه نمی شود دخالت، دوباره دخالت می کنند، دوباره می گویند نه، نمی شود دخالت، دوباره دخالت می کنند، دوباره می گویند نمی شود دخالت و از این حرف ها، حصر اقتصادی می کنیم، حالا چند

صحیفه نور جلد 11 صفحه 161

روز صبر کنید به سازمان ملل می بریم خوب حالا یک قدری صبر کنید، به شورای امنیت می بریم، یک قدری مهلت بدهید، این حرف هائی که به نظر می رسد برای مقصد دیگر است نه برای خودش، نه حصر اقتصادی می کنند و می توانند، نه دخالت نظامی می کنند و می توانند، اما می توانند با این حرف ها ما را، اذهانمان را متوجه به آن طرف کنند. و از خودمان غافل بشویم.
در عین حالی که ملت ما باید هوشیار باشد راجع به همان مسائلی که در خارج هم طرح می شود و غفلت از او هم نکند، بیشتر نظر باید به توطئه های داخل باشد، توطئه هائی که در داخل انجام می گیرد خیلی زیاد است و اینها در این توطئه ها فن های زیادی دارند، ذوفنون هستند! یک قسمش همین شلوغی هائی است که راه می اندازند. در آذربایجان این بساطی که درست می کنند و دامن به آن می زنند یک قسم اینهاست، در سیستان، در زاهدان، در کجا، یک قسم دیگرش این اختلافاتی که در شهرها و در دهات و در سایر جاها ایجاد می کنند گروه های مختلف، اختلافات زیاد ایجاد می شود، او جمهوری اسلامی می گوید، آن یکی چیز دیگر می گوید، آن یکی چیز دیگر می گوید، مقابل اسلام هی طرح های متعدد می دهند در عین حالی که می دانند پیش نمی رود، لکن می خواهند ناراحت کنند. همانطوری که خارجی ها طرح می دهند برای دخالت نظامی یا حصر اقتصادی و خودشان می دانند که یک چیز صحیحی این نیست، این طرح برای مقصد دیگری ممکن است باشد و آن اینکه ما را از این آشفتگی های داخلی متوجه به آن بکنند، به نظرمان بیاید که آن مشکل است، اینها دیگر مشکلات ندارد، احتمال این معنا هست.
ما در عین حالی که باید توجه به آن مشکل داشته باشیم و با تمام قوا متوجه به آنجا باشیم، اما از این مشکلات داخلی که شاید پیش آنها اصیل باشد، از این غفلت کنیم، این اختلافاتی که از اول تا حالا ایجاد کردند، از آن روزی که یک پیروزی نسبی برای این ملت حاصل شد و این سد را شکستند و دست اجانب قطع شد از این کشور، از آنوقت شروع کردند به ایجاد اختلافات و توطئه ها، یک راهش این بود که در هر قدمی که ملت بر می دارند یک اختلاف ایجاد کنند، راجع به اصل جمهوری اسلامی حرف ها بزنند و مقاله ها بنویسند و نطق ها بکنند، راجع به مجلس خبرگان صحبت ها بکنند که حالا هم دارند می کنند، راجع به قانون اساسی مسائل بگویند و حالا هم دارند می گویند که قضیه رئیس جمهور است. تاکنون از قراری که گفتند صد و بیست نفر خودشان را کاندید کردند. نه اینکه نمی دانند که کاندیدی است که اثری ندارد برای اینکه رئیس جمهور بشود فلان آدم، بیشتر اینها الا نادرشان می دانند که موفق نمی شوند، لکن یک مقصد دیگری در کار است غیر از ریاست جمهور و آن این است که همان ایجاد یک تشنج و اختلاف و این چیزها برای آنها مطلوب است که کشور ما مشغول باشد، همیشه مشغول باشد به چیزهای داخلی خودش و این شلوغی هائی که در داخل هست و متوجه توطئه نباشد و متوجه علاج نباشد و فلج بشود، بعد هم راجع به مجلس شورا مصیبت زیادتر است، آنجا دیگر از همه زیادتر است. در هر صورت تمام این مسائل دور می زند به اینکه این جمهوری اسلامی آنطوری که باید تحقق پیدا نکند، اگر تحقق پیدا بکند، برای آنها ضرر دارد و دست آنها تا آخر کوتاه می شود و

صحیفه نور جلد 11 صفحه 162

این یک ضربه ای است بر غرب، بر شرق و آنها می خواهند که نشود همچو مطلبی. و ملت ما باید آنقدری که باید توجه به این آشفتگی های داخلی داشته باشد توجه به چیزهای دیگر نداشته باشد، همه ما باید این را تحت نظر بگیریم، لکن آنکه صدمه بیشتر به ما می زند همین اختلافات داخلی است، او برای یک طرف می کشد، او برای طرف دیگر، همین هواهای نفسانی است که در انسان هست، همین خودخواهی و خودپسندی ها در انسان هست، همین گروه دیدن و خودگرائی به گروه و اینهاست که در انسان هائی که برای خدا می خواهند کار بکنند هست.
 

یک ملت وقتی همه با هم منسجم شدند دیگر قابل آسیب نیست

ملت ما اگر بخواهد از این اسارت در طول تاریخ بیرون بیاید و خودش، خودش را اداره کند و استقلال پیدا کند، آزاد باشد، اگر ملت ما بخواهد اینطور بشود، باید از یک راه پیش برود، آن راهی که ملت دارد پیش می رود. ملت این توده جمعیت است. این زن و مرد توده جمعیت که خودشان را علیحده نکردند و جدا نکردند از ملت، اگر بخواهند این مملکت سر و سامان پیدا بکند باز از این گروه گرائی و از این اختلافات که او برای خودش بکشد، او برای خودش بکشد دست بردارند، همه همان راهی که ملت دارند می روند، همه همان راه را بروند، دیگر آسیب نمی بینند. یک ملت وقتی همه با هم منسجم شدند دیگر قابل آسیب نیست، اما اگر چنانچه خدای نخواسته در بین خودشان اختلاف حاصل بشود، بین خودشان یک دشمنی ها پیدا شود، هواهای نفس نگذارند که یک راه بروند، آنوقت است که آسیب ممکن است.
لکن من امید این را دارم که با این تحولی که حاصل شده است، من در جامعه زن ها یک جور تحول عجیبی می بینم که بیشتر از تحولی است که در مردها پیدا شده و آنقدری که این جامعه محترم به اسلام خدمت کردند در این زمان، بیشتر از آن مقداری است که مردها خدمت کردند، خدمت مردها هم بسیارش مرهون خدمت زن هاست. در مردها یک حسی است که اگر ببینند زن ها بیرون آمده از خانه ها برای یک مقصدی، اگر قوه شان یکی باشد، ده تا می شود و در مملکت ما اینطور شد که بانوان همدوش بلکه جلوتر از مردها از خانه ها بیرون آمدند و در این راه اسلامی زحمت کشیدند و رنج دیدند، جوان دادند، شوهر دادند، برادر دادند معذلک رنج کشیدند، عمل کردند، پشتیبانی از اسلام کردند و مردها هم بسیاری به تبع زن ها این کار را کردند و من امیدوارم که این وحدت کلمه و این انسجامی که ملت ما دارند، محفوظ باشد و این اشخاصی که افکار متعدده دارند اینها، خداوند آنها را برگرداند به فکر واحد و ملت ما را منسجم کند با هم به طوری که از آسیب مصون باشند. خداوند انشاءالله به شما عمر و سلامتی بدهد.
والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:38 AM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع کفن پوشان شهرکرد و بابل

تاریخ: 1358/10/10

 

تحمل مصائب و مشکلات در راه رضای خدا آسان است

بسم الله الرحمن الرحیم
این عواطفی که من از اقشار ملت می بینم، عواطفی که آنها را وادار می کند از راه های دور، از بختیاری، از شمال اینجا آمدند، تحمل زحمات کردند در این هوای سرد، در این راه های دشوار، این عواطف، یک باری است بر دوش من. من نمی دانم چطور از زیر بار این عواطف بیرون بیایم. امروز یک عکسی پیش من از یک جوانی فرستادند که او نزدیک دانشگاه شهید شده بود و وصیت کرده بود که اگر من، فلانی را ندیدم، این عکس را برای او بفرستید و من از دیدن این عکس و باز عکس های دیگری که از جوان های ما در این راه شهید شدند باز احساس یک سنگینی می کنم. بر دوش من سنگین است این عواطف و آن چیزی که همه سنگینی ها را سبک می کند، این است که ما از خدا هستیم و به سوی او می رویم. راه، راه خداست، شما از بختیاری که حرکت کردید تا اینجا برای خدا بوده است، من مطرح نبودم، خدا مطرح بوده و آن آقایان که از شمال آمده اند، آنها هم راه را که طی کرده اند، راه خدا بوده است، برای خدا بوده است. آن چیزی که سهل می کند مشکلات را، این است که ما برای اسلام تحمل زحمت می کنیم. ما تبعیت از موالی خودمان، از آقایان خودمان، از اولیاء خودمان، از معصومین خودمان تبعیت می کنیم، ما از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم تبعیت می کنیم، آنها هم تحمل مشاق زیاد کردند، مشقت هائی که برای ما شاید ممکن نیست که تحمل کنیم. اینقدری که پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله وسلم تحمل مشقت برای خدا کرد، ماها نمی توانیم، لکن ما هم که قطره ای هستیم از این دریای بی پایان، به اندازه یک قطره، یک ذره می توانیم فداکاری کنیم، باید فداکاری کنیم.
 

برچسب های ارتجاعی به ملت استقلال طلب و فداکار ایران

این اسلام است و قرآن است و خدا، هر چه در راه اسلام بدهیم و هر چه در راه خدا بدهیم و هر چه در راه قرآن بدهیم فخر ماست، افتخار ماست، راه حق است. بگذار باطل ها هر چه می خواهند

صحیفه نور جلد 11 صفحه 164

بگویند، بگذار باطل ها شما را مرتجع بدانند، بگذار آنهایی که می خواهند برای دیگران زحمت بکشند، از ملت خودشان غافلند، از کشور خودشان غافلند، پشت کردند به ملت و کشور و برای شرق و غرب زحمت می کشند، بگذار آنها، کسانی را که در کشور خودشان و برای خودشان و برای استقلال خودشان زحمت می کشند، مرتجع بدانند. دنیا باید حکومت کند و در این امر توجه کند و نظر بدهد که آیا ملتی که دشمن ها را، دشمن های کشور را، جنایتکارها را از صحنه بیرون رانده است و می خواهد آزادی برای خودش به دست بیاورد، می خواهد استقلال برای خودش به دست بیاورد، این ملت مرتجع است، یا آنهائی که الان هم که جنایتکارها بیرون هستند و رفتند، برای آنها کار می کنند، برای آنها در مدارس می روند و تبلیغات سوء می کنند، برای خارجی ها آنها زحمت می کشند. آیا آنهائی که استقلال ملت ما را می خواهند سلب کنند، آزادی کشور ما را و ملت ما را می خواهند از دستش بگیرند، آنها مرتجع هستند، یا آنهائی که می خواهند از زیر بار ظلم خارج بشوند و مستقل باشند. آیا کسی که می خواهد پیوسته به شرق و غرب نباشد و با مشت محکم در مقابل شرق و غرب ایستاد و ملت خودش را نجات داد این مرتجع است، یا این که از اول تا حالا به اسم خلق می خواهد فدا بشود، برای دشمن خلق فداکاری می کند. به طرف چپ می کشد، به طرف راست می کشد.
بگذار دشمن ها هر چه می خواهند بگویند، شما راه خدا را پیش بگیرید، شما راهتان واضح است. راه شما، راه خداست، راهی است که انبیاء خدا رفتند. انبیا را اینها مرتجع می دانند، اینها قرآن را هم کتاب ارتجاعی می دانند، لکن مطلب اینها نیست. اینها برای دیگران دارند زحمت می کشند جوان های روشنفکر ما عواقب امور را ملاحظه کنند و از اینها سؤال کنند شما چه می گوئید؟ شمائی که برای خلق می خواهید فداکاری کنید چرا مانع می شوید از اینکه این خلق مشغول زراعت باشد؟ چرا مانع می شوید از اینکه کارخانه های مردم راه بیفتد؟ چرا خرمن های حاصل یک سال عمر یک خانواده را آتش می زنید؟ شمائی که برای خلق هستید و دیگران را مرتجع دانید، حساب کار خودتان را بکنید. اینها برای ملت دارند زحمت می کشند و شما برای دیگران.
من بار دیگر از شما، از شما جوان ها، از پیرمردهائی که تحمل این زحمت را آنطوری که آقا می گویند کشیدند، از کسانی که بچه هستند و تحمل زحمت کردند، از کسانی که معلول هستند و تحمل زحمت کردند و از کسانی که به وسیله شما برای ما پیغام فرستادند، از همه شما تشکر می کنم و به همه شما دعا می کنم. خدمتگزار همه شما هستم و امیدوارم که شماها سعادتمند باشید و سعادت دنیا و آخرت نصیب شما بشود.
والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:38 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها