بیانات امام خمینی در جمع اعضای خانواده های شهدا و امدادگران شهرهای شیراز و تهران و کارکنان شرکت هپکو
تاریخ: 1358/10/11
تا قطع تمام ریشه های فاسد، ملت نباید آرام بگیرد
بسم الله الرحمن الرحیم
تقریباً هر روز مواجه هستیم با این مادرهائی که بچه هایشان را از دست دادند و این پدرهائی که عزیزانشان را از دست دادند و این معلولین و این مجروحین و این گرفتاری هائی که در رژیم سابق برای ملت مهیا شده بود. ما هر روز تأثرات زیادی در این مسائل داریم، لکن خودمان را تسلیت می دهیم به اینکه ملت ما به صورت مجاهدین صدر اسلام در آمدند، همین طور که در صدر اسلام در رکاب رسول الله و امیرالمؤمنین سلام الله علیه عده کثیری از فرزندان اسلام از دست رفتند، لکن اسلام را حفظ کردند. امروز هم که ما در یک موقعیتی واقع هستیم که اسلام روبروی کفر ایستاده است و احتیاج به فداکاری دارد، ملت ما بحمدالله مردانه ایستاده و فداکاری می کند، نه مردها، زن ها و نه زن ها و مردها، بچه ها همه ایستاده اند و اسلام عزیز را می خواهند که به پیش ببرند. امروز روزی است که ما مواجه با قدرت های شیطانی بزرگ هستیم و آنها هم از توطئه ها ننشسته اند، مشغول توطئه هستند، توطئه های زیادی در داخل دارند، مهم آن توطئه های داخلی است، آن حرف های خارجی که مثلاً انحصار اقتصادی، مداخله نظامی، اینها مهم نیست خیلی، چیزی نیست که قابل اعتنا باشد و امریکا هم در این اعلام کردند که شکست خورد. لکن توطئه های داخلی که عمال اجانب و بیشتر از همه عمال امریکا در داخل مشغول توطئه هستند، آنها هستند تا حالا آن شکست نهائی را نخوردند، آن مقداری را که ملت ما شکست داد آنها را، این است آن عمال ظاهریشان را که در رأسشان محمدرضا بود، آنها را دستشان را کوتاه کردند و از ایران راندند و دست های خیانتکار اجانب هم آنها که ظاهر بود قطع شد، لکن ریشه های زیرزمینی، توطئه های دامنه دار همه جانبه در همه قشرها مشغولند. ملت ما گمان نکند که پیروزی نهائی را پیدا کرده است. بین راه هستیم، در حال انقلابیم، تا تمام این قشرها، تمام این ریشه های فاسد از این مملکت قطع نشود ملت ما نباید آرام بگیرد. همان نهضت را که بحمدالله با قدرت تا اینجا رسانده است، باید با قدرت هم پیش ببرد و من امیدوارم که با این روشنی که پیدا شده است این، با نوری که در دل همه فرزندان اسلام روشن شده است و راه خودشان را پیدا کرده اند و فهمیده اند که دشمن ها کی هستند و دوست ها کی و توطئه گرها چه صنف مردمی هستند. امید هست که انشاءالله
صحیفه نور جلد 11 صفحه 166
پیروزی را شماها در آغوش بگیرید.
عوامل پیروزی انقلاب و انگیزه مردم برای جنبش
لکن مهم دو مطلب است، یکی که بسیار مهم است، این است که جوان های ما در هر رشته ای که هستند و خصوصاً آنهائی که در رشته خدمت به نهضت هستند، چه آنهائی که در کمیته ها هستند و چه آنهائی که پاسدار هستند و چه قوای انتظامیه و همه قشرها، توجه کنند که اسلام که ما را پیروز کرده است همان فریاد الله اکبر و تقاضای شهادت که در همه قشرها پیدا شده است. پدرش که فرزندش را از دست داده افتخار می کند که شهید شده است، مادری که چند تا فرزند داشته و بعضی اش را از دست داده و آرزو می کند، می گوید، دعا می کند، آنهای دیگر هم شهید بشوند. و این دنبال این است که نهضت اسلامی بوده است. اگر چنانچه یک نهضت غیراسلامی بود، برای دنیا بود، معنا نداشت که یک کسی بگوید. من بچه هایم را می دهم برای دنیا، چون برای خداست و نهضت برای خدا بوده است. در آنوقتی که همه شما توجه داشتید به اینکه پیش ببرید، هیچ راجع به خودتان دیگر توجه نداشتید و باید گفته بشود که از خود گذشته و به خدای تبارک و تعالی پیوسته بودید پیروزی را به دست آوردید، آن هم یک پیروزی که در تاریخ نظیر باید گفت ندارد.
در طول تاریخ بسیار کم است انقلابی که از متن مردم جوشیده باشد
تقریباً تمام انقلاباتی که پیدا شده است به توسط یک قشر نظامی، یک حزبی که پیوند با نظامی داشته است، یک اشخاصی که از غیر، از خارج تقویت می شدند واقع شده است. شما همین کودتائی که در افغانستان در این چند روز واقع شد یک شخص که اعلام کرده است من کمونیست هستم، از سران کمونیست بوده است، با نظامی کشور شوروی این کودتا را کرده است، آن هم الان معلوم نیست که بتوانند به آخر برسانند، ملت افغانستان هم یک ملتی است که بپا خاسته اند، لکن کودتاهایی که در آنجا هی پیدا شده است، هی یکی بعد از دیگری، حکومت های نظامی بوده است و به وسیله خارجی ها بوده است. سایر کودتاها هم اینطور بوده است، انقلاباتی هم که پیدا شده است، آن مقداریش که نظامی ها دخالت داشتند و احزاب دخالت داشتند، ملت آنقدر دخالت نداشت. شما شاید در طول تاریخ کم پیدا کنید یک انقلابی که از متن خود مردم جوشیده باشد و هیچ اتکائی به قوه نظامی، به قدرت خارجی نداشته باشد، اسلحه نداشته باشد، تعلیمات نظامی در کار نباشد، همین توده مردم، دانشگاهی که شغلش تحصیل بوده، طلبه که شغلش تحصیل بوده، بازاری که شغلش کسب بوده، کشاورز که شغلش معلوم بوده است و آنهائی که در کارخانه ها کار می کردند، همه یک شغل های خاصی داشتند و اصل نظامی در کار نبوده، نه تعلیمات نظامی دیده بودند، نه سازوبرگ نظامی داشتند، با یک قدرت معنوی یک تبدیل از انسان مادی به انسان معنوی پیشبرد شد.
آنها مجهز به همه قوا، به همه آلت تجهیز، دارای همه جور ساز و برگ جنگی و افراد نظامی که
صحیفه نور جلد 11 صفحه 167
تعلیمات نظامی دیده و پشت سرشان تمام قدرت ها، ابرقدرت ها بود، پائین تر از آنها و شما اتکا به خود و از باطن خود جمعیت جوشیده این نهضت، و اتکا به خدا، این شما را پیش برد. این را باید حفظش کنید.
پیروزی انقلاب به واسطه های رها کردن جهات مربوط به خودتان و توجه به خدا بود
اگر بخواهید که نهضت تان انشاءالله به آخر برسد و همه احکام اسلام انشاءالله پیاده بشود و یک مملکت اسلامی، یک مملکت الهی پیدا بشود، باید این رمزی که شما را به پیروزی رساند حفظش کنید و این توجه به خدا، همین ایمانی که شما را پیش برد و بی اعتنائی به آن چیزهائی که خود آدم می خواهد، بلا اشکال شما توجه به این داشتید. همه خواهرها، برادرها، که آن روزی که تو خیابان ها می آمدید و فریاد می زدید که این رژیم را ما نمی خواهیم و جمهوری اسلامی را می خواهیم، توجه داشتید که هیچ کدام فکر این نبودید که لباستان چی است، خانه تان چی است، زندگی تان چی است، مدرسه تان چه جوری است، هیچ ابداً این فکر در مغز شماها نبود. اگر این فکر بود پیروز نمی شدید. اگر هر کدام فکر این بودید که زندگیم باید چه جوری باشد، پیروز نمی شدید برای اینکه هر کس فکر خاصی دارد و دنبال اوست. همه جهات مربوط به خودتان را رها کردید و وجهه قلبتان خدا بود و اینکه اسلام را می خواهید زنده کنید، از ظلم و از بیدادگری ها به تنگ آمده بودید، توجه کرده بودید به عدالت الهی و آن روزی که پیش می رفتید هیچ در فکر خود نبودید، همه به فکر آن مقصد بودید. این معنا اگر چنانچه از دست شما گرفته بشود و حالا هی مربوط باشد به کارهای خودتان، اگر ما به آخر رسیده بودیم آنوقت وقت این بود که بنشینیم راجع به اینگه چه باید بکنیم، سازندگی. اما ما به آخر نرسیدیم ما الان نظیر همان وقت هاست که توی خیابان ها فریاد می زدید، حالا آن جهت خیابانش رفته است لکن مواجهه با یک قدرت بالاتر و آن قدرت امریکا و دیگران.
اگر خودمان را پیروز حساب بکنیم همین جا متوقف می شویم
اگر ما خودمان را پیروز حساب کنیم و برویم دنبال اینکه باید ما حالا که پیروز هستیم برویم ببینیم کی چی دارد، چی ندارد برگردیم به خودمان و به حال خودمان، این پیروزی همین جا توقف می کند، اگر توقف هم بکند خوب است، عقب می رود. آنها توطئه می کنند و با هم مجتمع می شوند، شماها وقتی که برگشتید به حال خودتان، با هم متفرق می شوید. آنوقت شما مجتمع بودید و آسیب ناپذیر و اینها نمی توانستند کاری بکنند، آنها، حالا شیاطین با هم اجتماع می کنند و با هم پیوند می کنند و شما اگر چنانچه از حالی که داشتید برگردید به حال خودتان، هر کدام آن چیزی را که مربوط به خودتان هست توجه به آن پیدا بکنید متفرق می شوید و آسیب پذیر، در صورتی که بین راه هستید. اگر به مقصد رسیده بودید، اشکال خیلی نداشت، لکن بین راه هستید الان، یک قافله ای که یک گردنه را گذرانده است و مجهز رفته است، گذرانده، اگر خیال کند که تمام شد قضیه و گردنه های دیگر را به فکرش
صحیفه نور جلد 11 صفحه 168
نباشد، با چند نفر دزد از بین می رود، اما اگر همانطوری که در گردنه اول مجهز و خودش را برای مقابله با سارق مهیا کرده، در گردنه های بعد هم به همانطور مجهز باشد نمی تواند آسیب ببیند، شما حالا یک گردنه را گذراندید، آن گردنه شاهنشاهی است این را گذراندید، اما گردنه های دیگر هست الان، باید هم بگذرانید و می توانید اگر آن معنائی که در میان حاصل بود که آن گردنه را از آن گذشتید آن را نگهش دارید، محکم نگهش دارید، همه گردنه ها را خواهید گذراند.
علت اساسی مخالفت ضدانقلاب با جمهوری اسلامی و عملکردهایشان در مخالفت
امروز چیز مهم این است که اختلافات بکلی از بین برود، آنهائی که می خواهند این جمهوری به آخر نرسد و ضربه دیدند از جمهوری اسلامی، ضربه دیدند از ملت ایران، و می دانند این ضربه را از اسلام دیدند، آنها قدم به قدم مخالفت با اسلام می کنند و می خواهند نگذارند، نمی خواهند که جمهوری اسلامی پیدا بشود. اول راجع به جمهوری اسلامی اش، اسلامی اش را می گفتند لازم نیست، بعداً نمی خواستند بگذارند بدهند، بعد هم در مجلس خبرگان بساط درست کردند تا رسید به اینجا که حالا می خواهید رئیس جمهور معین کنید، اینجا هم باز همین مسائل پیش می آید، بعد هم در مجلس شورا همین مسائل پیش می آید. اینها نمی خواهند که یک مملکتی با رژیم اسلامی تحقق پیدا بکند برای اینکه ضربه را از اسلام خورده اند. توطئه های یک قسم زیادش به وسیله آنهائی که وابسته به آن قدرت های بزرگ، وابستگی به قدرت های بزرگ دارند. یک مقدار زیادش صرف می شود فعالیت ها در اینکه، نگذارند جمهوری اسلامی پیدا بشود، نگذارند یک رئیس جمهور متعهد و مسلمان دلسوز برای ملت، غیر وابسته به شرق و غرب پیدا بشود، این یک قضیه هست که شما با قدرت اسلامی پیش رفتید و خودتان چیزهایی که احتیاجات شخصی بود کنار گذاشته بودید. حالا هم باید همین طور جلو بروید و تا آنجائی که انشاءالله مستقر بشوید انشاءالله.
یک قضیه هم که دنبال این مطلب است و آنها باز جدیت در آن دارند این است که بار راه های مختلف، گروه های مختلف درست کنند و این یک گروهی که شما داشتید، همه یک حزب کانه بودید همه حزب خدا بودید، آن را می خواهند از دستمان بگیرند. این وحدت را می خواهند از دستمان بگیرند، یک جمعیتی هر چه افرادش زیاد باشد، اگر جمعیت با هم منسجم نشوند یک نحو وحدت پیدا نکند، آسیب برمی دارد، اصلاً خودشان آسیب خودشان می شوند.
اگر یک جمعیتی در یک کشوری، در یک استانی، در یک شهری با هم یک وحدتی نداشته باشند، اینها به جان هم می ریزند، بعداً خود باطنشان آسیب می بیند و اگر چنانچه وحدت داشته باشند هر چه وحدت زیادتر باشد، آسیب کمتر می شود. در راه که ما بودیم این نهضتی که داشتیم در اول راه، این وحدت و این انسجام زیاد بود، محکم بود، یعنی اصل فکر اینکه (کی دشمن من است) نبود تو کار، همه یک نظر بود، اگر هم یک فکری بود خیلی در اقلیت بود، یک انسجامی بین ملت حاصل شد کانه از یک حلقوم صدا در می آید، شما اگر در تهران می آمدید همان معنا راشنیدید، در تظاهرات که، در
صحیفه نور جلد 11 صفحه 169
آخر ایران می شد، می شنیدید همان مطلبی که ایران، همان فریادی که از حلقوم تهرانی ها در می آمد از حلقوم آبادانی ها هم در می آمد، بندرعباسی ها هم در می آمد، مشهد هم همین طور، همه جای ایران یک صدا داشتند مثل اینکه یک حلقوم دارد صدا می کند. اینطور منسجم شده بودید، یک جامعه توحیدی ایجاد کرده بودید که همه یکی بودید. آنها هم این جهت را دیدند که سیلی که خوردند از این حیث خوردند، از دو حیث بود: یکی اسلامش بود، یکی هم این حیثیتی که، انسجامی که شما با هم داشتید، این دو تا هر دو مورد نظر بوده است. اینجا را کوشش می کنند با قلم ها و با قدم ها، با تبلیغات، اسلام را از دستمان بگیرند، نگذارند حکومت اسلامی پیدا بشود. از این طرف هم انسجام را می خواهند از دست شما بگیرند، این وحدت و جهت جامعه توحیدی که عبارت از این بود که همه با هم یک مقصد داشتید و کانه از یک حلقوم صدا در می آید، یک اراده کانه دارد عمل می کند. این را می خواهند از دستمان بگیرند، متفرق کنند همه را از هم. طرح های مختلف در این دارند، ایران را از دست شما بگیرند، این وحدت را از دست شما بگیرند، راه های مختلفی دارد در هر جا.
عمل نکردن به موازین اسلامی، خلاف بیعت با اسلام است
آن لشکرهای شیطان، جنود ابلیس، الان در همه جای ایران رفتند و هستند، هر جا هم که صدائی در می آید از همین هاست، از همین شیطان هائی است که تابع همان شیطان بزرگ ها هستند. از اینها هر جا یک صدائی در می آید و تفرقه افکنی می شود، از همین هاست. هر جا صحبت این است که ما می خواهیم چه بشود در مقابل نهضت، در مقابل این جمهوری اسلامی یک قدی علم می کنند، از این تبلیغات اینهاست، توی شهرها، بیشتر توی دهات، حالا توی روستاها. حالا بیشتر با اسم های مختلف، با فرم های مختلف می روند و این اشخاص خوب را، اشخاصی اسلامی را گولشان می زنند، اینها شیطانند و اینها یک مردم سالمی هستند، می آیند به اسم اسلام آنهائی که می خواهند اسلام را بشکنند، با اسم اسلام اینها را گول می زنند، اوراقی می نویسند متفرق می کنند در همه جا که چه و می خواهند تفرقه بیندازند بین قشرها، دانشگاه می روند یک چیز می گویند، بازار یک چیزی می گویند، در پیش کشاورزها می روند یک چیز می گویند، در کارخانه ها می روند به کارگرها یک چیزی می گویند، هر جا به یک فرم وارد می شوند، در شهرها هم الی ماشاءالله تفرقه می خواهند بیندازند و اینها بین همه قشرها می خواهند همانطوری که تا حالا زحمت کشیده شد و دانشگاهی را به اهل علم و به طلبه های مدرسه نزدیک کرد و با هم شان کرد و همفکرشان کرد، می خواهند این را از هم جدا کنند باز. بازاری و دانشکده ای هم رفیق شده بودند، دانشگاه و بازار کانه یک موجود بودند، با هم عمل می کردند اینها می خواهند حالا جدا کنند از هم. در همه قشرها یک همچو کاری توطئه هست و در صددند که بشود تا ببینیم که ملت ما تا چه اندازه ای بیدار هست، آیا دست های اینها را خوانده است؟ آیا توطئه های اینها را توجه به آن کرده است؟
باید بگوئید، همه ما مکلفیم که این مسائل را تبلیغ کنیم، اهل علم و اهل منبر بیشتر، روشنفکر و
صحیفه نور جلد 11 صفحه 170
اهل قلم بیشتر. دیگران هم باید بگویند به همه، به طور توصیه از هم، به هم، سفارش کنند به هم که گول این شیاطین که می خواهند جدا کنند شماها را از هم، گول اینها را نخورید. با اسلام اسلام هم می آیند، با اسلام می خواهند جدا کنند از هم. این، باید این دو تا مطلب در نظر گرفته بشود که یکی حفظ وحدت ما، یکی هم این جهت اسلامیت که توجه به مقصد اسلام بود، نه توجه به خود و یکی از مسائل دیگری هم که باز شیاطین دارند دنبال می کنند و ما باید توجه داشته باشیم این است که کارهائی که انجام می گیرد، چه از دولت و چه از ملت، چه از پاسدارها و چه از کمیته ها، چه از دادگاه ها و چه از نظامی ها، از هر طائفه ای که انجام می گیرد، توجه داشته باشید که روی موازین اسلام انجام بگیرد، ما انقلاب که کردیم، انقلاب از تقریباً رژیم طاغوت و کفر به رژیم اسلام و عدل است. نباید به اسم انقلاب ما خلاف کار انقلابی بکنیم. انقلاب اسلامی است، انقلابات دیگر دنیا اسلامی نبوده دنبالش هزار جور فسادها بوده است اما انقلاب ما انقلاب اسلامی است، همه شما به جمهوری اسلامی رأی دادید یک عده معدودی نه، رأی ندادند اما ملت رأی به جمهوری اسلامی، رأی داد به جمهوری اسلامی، یعنی پذیرفت که نظام، نظام اسلامی باشد، این را ملت پذیرفته است و رأی به آن داده است، باید وفادار باشد به این رأی، وفادار باشد به این تعهد
شما با اسلام یک تعهدی الان کردید، همه مان متعهدیم برای اسلام، اما تازه یک تعهد خاصی با اسلام بستیم و ما بیعت کردیم با اسلام، بیعت ما این است که جمهوری اسلامی و نظام اسلامی می خواهیم و رأی به این دادیم و بیعت کردیم با این. اگر ما بنا باشد بگوئیم که ما بیعت کردیم با اسلام، با جمهوری اسلامی، رأی دادیم به جمهوری اسلامی، لکن به احکام اسلام عمل نمی کنید، این خلاف بیعت است، این خلاف معاهده است، باید همه چیز، همه چیزها اسلامی باشد، اگر مصادره می شود باید روی موازین اسلامی باشد، اگر مال دیگری را، هر چه باشد، مال او باشد از او به اسم مصادره بگیرند این خلاف بیعتی است که شما با اسلام کردید، اگر یک دادگاهی مال یک شخصی را که احراز نکرده است که این مال از طریق حرام آمده پیش او، از چپاول آمده پیش او، بخواهد او را مصادره کند با آن بیعتی که کرده است که من اسلامی هستم، مخالفت کرده است، اگر یک وجب زمین مصادره بشود و از مردم گرفته شده باشد بدون میزان های شرعی، خلاف معاهده ای است که با اسلام ما کردیم، اگر یک نفر آدم ظلم به او بشود، برخلاف موازین به او یک تعدی بشود هر که این کار را بکند، این معاهده ای که کرده است، مخالفت کرده.
در اسلام، قانون خدا حکم می کند
ما همه چیزمان باید اسلامی باشد، نباشد آنطوری که اسم اسلام را رویش بگذاریم، در واقع طاغوت باشد. یک وقتی ما توجه به این نکنیم که ما از طاغوت سر در آوردیم با اسم اسلام. آنها طاغوت بودند و اسم اسلام هم تو کار نبود، ما می گوئیم اسلام، لکن یک وقت سر از طاغوت در می آورد، طغیان بکنید به مردم، پاسدار مردم را اذیت کند، پاسبان مردم را اذیت کند، دادگاه ها برخلاف حکم
صحیفه نور جلد 11 صفحه 171
بکنند، باید همه چیز اسلامی بشود. اگر همه چیز اسلامی بشود یک جامعه ای پیدا می شود غیر قابل فساد، آسیب دیگر نمی بیند آن جامعه، و اگر بنا باشد که اگر باز یک جامعه ای هرج و مرج باشد آسیب بردار هست، همه چیزش باید سرجای خودش محکم باشد و موازین باید موازین الهی باشد و مملکت یک مملکت اسلامی باشد، قانون اسلام باشد. در اسلام یک چیز حکم می کند و آن قانون است، زمان پیغمبر هم قانون حکم می کرد، پیغمبر مجری بوده، زمان امیرالمؤمنین هم قانون حکم می کرد، امیرالمؤمنین مجری بود. همه جا باید اینطور باشد که قانون حکم کند، یعنی خدا حکم بکند، حکم خدا. حاکم یکی است، خدا، قانون، قانون الهی، دیگران مجری او، اگر بخواهند از خودشان یک چیزی بگویند، پیغمبر اکرم که رأس همه عالم هست، خدا به او خطاب می کند که اگر چنانچه یک چیزی برخلاف آن چیزی که من گفته بودم بگوئی، قطع و تینت را می کنم، اخذت می کنم و رگ کمرت را پاره می کنم برای اینکه اجرا باید بکنی آنی که اسلام گفته، آنوقت تو مجری او هستی. البته معلوم بود که او مجری است و هیچ وقت تخلف نمی کند، لکن سرمشق است این، به آن فرد اول این اخطار را می کند تا من و شما بفهمیم مطلب را، تکلیف مان را بفهمیم، به فردی که معلوم است، خدا هم می داند این را که این تخلف کن نیست، این قدم آن طرف نخواهد گذاشت لکن به او به طور اینکه اگر این کار را بکنی به او می گوید تا همه مردم تکلیفشان را بفهمند که اگر پیغمبر هست، دیگران هم همین طور و اگر ما تخلف کنیم از قوانین الهی، تا یک حدودی خدای تبارک و تعالی مهلت می داد، لکن یک وقت هم اگر از مهلتش گذشت دیگر معلوم نیست چه خواهد شد. حالائی که ما همه فریاد می زنیم و بر ضد این اشخاص که همه چیز ما را بردند این صداها را می کنیم که امریکا کذا، اگر خودمان یک وقت تخلف بکنیم و توجه نداشته باشیم به اینکه نباید تخلف کنیم، اعتنا نکنیم به قوانین اسلام، یک وقت خدای نخواسته عنایت خدا از ما سلب می شود، خودمان را به خودمان واگذار می کند اگر اینطور شد، بکلی از بین خواهیم رفت. باید همه توجه داشته باشیم و همه دعا کنیم، از خدا بخواهیم که ما پیرو اسلام و پیرو قوانین اسلام باشیم.
خداوند انشاءالله همه تان را حفظ کند. موفق باشید و من متشکرم از اینکه در این هوای سرد از راه های دور تشریف آوردید اینجا و امیدوارم که همه تان با سعادت و سلامت، خواهرها همین طور، برادرها همین طور و مؤید و منصور باشید.