0

صحیفه نور امام خمینی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع گروهی از مردم استان باختران (کرمانشاهان)

تاریخ: 1359/05/28

 

اگر قیام لله شد پشتوانه اش الله است

بسم الله الرحمن الرحیم
قل انما اعظکم بواحده ان تقوموالله مثنی و فرادی ثم تتفکروا در عالم، نهضت های زیادی واقع شده است و انقلاب های بسیار، لکن اکثر نهضتی بوده است از یک ظالمی بر ضد ظالم دیگر از یک ستمکاری برای ستمکار دیگر. نهضت ها همچو نبوده است که همه آنها نهضت های صحیح باشد بلکه غالبا نهضت هائی بوده است که یک رژیم ظالمی می آمده است و رژیم ظالم دیگر را از بین می برده است و خودش جایگزین آن می شده است و به ظلم ادامه می داده است. آن دستوری که قرآن مجید در چند کلمه فرموده اند برای نهضت که کیفیت نهضت باید چه باشد، آن این آیه شریفه است که می فرماید انما اعظکم بواحده خطاب می فرماید به رسول خدا که بگو به امت که من یک موعظه فقط دارم و آن این است که قیام بکنید برای خدا، اگر یک نفر هستید برای خدا قیام کنید، اگر جمع هستید برای خدا قیام کنید. قیام برای خدا در مقابل تمام قیام هائی که طاغوتی است و اگر برای خدا نشد شیطانی است. طاغوت است و الله. قیام هم یا برای خداست، یا برای غیر خدا. آن قیام، قیام طاغوتی است، غلبه ظالمی بر ظالم دیگر، غلبه چپاولگری بر چپاولگر دیگر و قیامی که خدای تبارک و تعالی دستور می فرماید، قیام لله است. باید ما توجه داشته باشیم که اگر قیام لله شد پشتوانه اش هم الله است. اگر شما برای خدا نهضت کردید برای خدا قیام کردید، برای رفع ظلم قیام کردید و برای اجرای احکام خدای تبارک و تعالی نهضت کردید، خدای تبارک و تعالی هم با شماست. شما ملاحظه کرده اید که از اول نهضت تاکنون چه علائم غیبی پیدا شده است و چه تاییدات الهی در این نهضت پیدا شده است و این دلیل بر این است که نهضت شما لله بوده است. از اول که شما نهضت کردید، هیچ کس شاید احتمال این معنا را نمی داد که یک ملتی که نه نظامی هستند و نه تدریب نظامی دارند و نه اسلحه دارند و نه ساز و برگ جنگی دارند، اینها بر یک قدرتی که دارای همه چیز بود غلبه کنند، هیچ همچو احتمالی در دنیا داده نمی شد. اشخاص زیادی می گفتند، از خود ما هم، از خود ملت ایران هم اشخاص سیاسی، متفکر می گفتند که این یک امر نشدنی است و نمی شود که با دست خالی در مقابل یک همچو قدرتی قیام کرد، جز اینکه یک کشته ای بدهیم و اثری نداشته باشد، نتیجه حاصل نمی شود.
آنها هم نظر مصلحت داشتند لکن بعضی شان که با من صحبت کردند به آنها گفتم که ما یک

صحیفه نور جلد 13 صفحه 33

تکلیفی داریم ادا می کنیم. ما به شرط غلبه قیام نمی کنیم، ما می خواهیم یک تکلیفی ادا بکنیم اگر غالب شدیم که نتیجه هم به دست آمده و اگر چنانچه غالب نشدیم و کشته شدیم، انبیا هم خیلی شان، اولیا هم خیلی شان قیام می کردند و نمی توانستند به مقصد خودشان برسند. ما مکلفیم که در مقابل یک همچو ظلمی که در آستانه این است که اسلام را وارونه کند و کج فهمی ها، اسلام را صدمه بزنند، ما می خواهیم که در مقابل یک همچو بدعت هائی اظهار نظر بکنیم، چه غالب بشویم و چه نشویم.
در دنیا هم متفکرین دنیا، آنهائی که همه جهات قیام ها را در نظر داشتند آنها هم اعتقادشان همین ها بوده است که نمی شود یک همچو کاری انجام بگیرد، لکن آنها از یک مطلب غافل بودند و آن اینکه فرق است ما بین قیام هائی که برای خدا نباشد قیام هائی که برای منفعت دنیائی باشد، برای غلبه یک کسی بر کس دیگر باشد، برای پیروزی یک قدرت بر قدرت دیگر باشد، این قیام ها فرق دارد با قیامی که لله باشد. آنها این نکته را نمی دانستند که قیام لله کیفیتش، ماهیتش با قیام هائی که غیر خدائی باشد، هر چه باشد، این با هم فرق دارد. قیام لله پشتوانه قدرت خداست، پشتوانه اش تفنگ نیست، پشتوانه اش مسلسل نیست، پشتوانه اش قدرت خداست. وقتی قدرت خدا در بین آمد دیگر قدرتی در مقابل او نمی تواند عرض اندام کند و لهذا این ملت که سرتاسر کشور فریاد می کردند که ما اسلام را می خواهیم و همه قیام کرده بودند برای اینکه کفر و نفاق و ظلم و امثال اینها را از بین ببرند و به جای آن عدل اسلامی باشد، جمهوری اسلامی باشد، این قیام لله بود. شواهد بر اینکه این قیام لله بود اینکه مردم جان خودشان را در طبق اخلاص گذاشتند، جان جوان هایشان را با گشاده روئی در طبق اخلاص گذاشتند و به میدان آمدند و شاهد دیگر اینکه ما با چی غلبه کردیم بر اینها، ما چه داشتیم. آنها همه چیز داشتند، آنها آمریکا داشتند، آنها شوروی داشتند، آنها همه ممالک اسلامی الا کمی را داشتند و قدرت نظامی شان قدرت مدرنی بود که می گویند در این طرف شرق همچو قدرتی نبوده است و ما هیچ نداشتیم ما خدا را داشتیم و شما بدانید که آنها اگر چنانچه یک تاییدات غیبی نبود، در یک شب می توانستند ایران را خراب کنند. شاه مخلوع هم گفته بود که اگر من بنا شد بروم، یک خرابه ای می گذارم و می روم. لکن خدای تبارک و تعالی آنچنان رعبی، آنچنان ترسی در دل اینها انداخت که دیگر مجال اینکه یک خرابکاری بزرگی بکنند پیدا نکردند. اذهان آنها را خدا منصرف کرد از اینکه آنطور جنایت بزرگ را بکنند، اذهان اینها را منصرف کرد از اینکه بمباران کنند ایران را، بمباران کنند تهران را، می توانستند لکن خدای تبارک و تعالی دل های آنها را بر گرداند به یک معانی دیگری و رعب در قلب آنها انداخت که فرار کردند. این برای این بود که یک نهضت اسلامی بود. در صدر اسلام هم این قضیه رعب و فتح به رعب، نصر به رعب، این مطلبی بوده است که وقتی که یک جمعیت کمی در مقابل آن جمعیت های زیاد و با سلاح هائی که در آن روز سلاح مدرن زیاد بوده است، معذلک یک خوفی گاهی در قلب آنها می افتاد که با همان خوف، نصرت برای اسلام حاصل می شد. بعد هم دیدید که در ظرف یک سال و چند ماه تمام چیزهائی که یک حکومت لازم دارد، ملت ما بر آن رای دادند و متحقق کردند. شما بدانید که در بعضی از ممالک که انقلاب کرده اند، انقلاب شیطانی بعد از بیست سال، بعد

صحیفه نور جلد 13 صفحه 34

از سی سال باز قانون اساسی ندارند. این عراق نزدیک ما که حکومت جابر دارد و یک حکومت جابر، یک حکومت جابر دیگر را از بین برده است، با اینکه با تمام قدرت دارد سرکوبی می کند ملت خودش را، نتوانسته تا حالا یک قانون اساسی برای خودش درست کند، حالا هم باز یک عده ای از خدا بی خبر نشینند و حکومت می کنند، حکومت استبدادی بدتر از هر استبداد. هیچ سابقه ندارد هیچ که یک کشوری ملتش که قیام کردند و آن رژیم فاسد را از بین بردند، بعد از یک سال و نیم مثلاً همه چیزهائی که باید حکومت داشته باشد اینها متحقق کردند و قانون اساسی شان را نوشتند، جمهوری اسلامی شان را رای دادند، رئیس جمهورشان را رای دادند، مجلس خبرگانشان را رای دادند، مجلس شورای اسلامی شان را رای دادند، و همین چند روز نخست وزیر، وزرای خودش را معرفی می کند و تمام و کمال آنچه که حکومت لازم دارد متحقق می شود. و این سابقه ندارد در دنیا که همچو چیزی بشود.
 

با اخلاق و رفتار اسلامی این نهضت را حفظ کنید

ممالک دیگری که نهضت هم نکرده اند لکن در بین خودشان از باب اینکه ملت با دولت موافق نیست، حکومت نظامی دارند. همین ترکیه نزدیک به ما، شهرهای بسیاری از ترکیه حکومت نظامی است و چندین ماه است باز هم تجدید کردند حکومت نظامیش را برای اینکه ملت با دولت نیست. چرا نیست؟ برای اینکه ملت مسلمان است و دولت روی ترتیب اسلامی عمل نمی کند. همین عراق، ملت با این دولت غاصبش موافق نیست و لهذا نمی تواند که مملکت خودش را آرام کند، باید دائما سرکوب کند مردم را و نمی توانند یک دولتی که همه ارکانش یک ارکان صحیحی باشد، متحقق کنند و این دولتی که ما داریم از باب اینکه دولتی است از خود مردم، یک چیزی نیست که از خارج تحمیل شده باشد. رضاخان را انگلیس ها تحمیل بر ما کردند و محمد رضا راهم انگلیسی ها و آمریکائی ها و شوروی تحمیل ما کردند، از آن اول تحمیل بود. وقتی که رضاخان فرار کرد شاید کمتر شما یادتان باشد که مردم در عین حالی که گرفتار متفقین بودند و اجانب بودند لکن شادی می کردند که لااقل آمدن اینها اسباب این شد که این رفت، محمد رضا هم که رفت خودتان دیدید که همه جا شادی و همه جا چه، وقتی هم که مرد، همه شادی کردند. اما مملکتی که حکومتش با خودش باشد، حکومتش از خودش باشد، یک مملکتی است که وقتی رئیس جمهورش یک سانحه ای برایش حاصل می شود و آن سانحه هم حقیقتا جزء اعجازها بود، برای اینکه اگر دیده باشید در تلویزیون آن تکه هائی که از آن هلیکوپتر پخش شده بود در زمین، اینها این عده ای که بودند که همه شان جزء رجال بزرگ ما بودند، رئیس جمهور بود، رئیس نیروی زمینی بود، رئیس های دیگری بودند، یکی از آنها آسیب ندید و بعد هم از سرتاسر ایران یا مجلس دعا درست کردند یا تلگراف کردند یا تظاهر کردند یا راهپیمائی کردند. کجا همچو چیزی هست؟ برای این است که آقای بنی صدر از خارج نیامده تحمیل به شما بشود، یک قدرتی نداشته است که آن قدرت را به شما تحمیل بکند. یک نفر آدم مثل همه شما بوده بدون اینکه قدرتی

صحیفه نور جلد 13 صفحه 35

داشته باشد لکن بیان کرده، صحبت کرده، مردم را متوجه کرده، مردم به او رای دادند. این از ملت است وقتی یک چیزی از ملت شد همه ملت همراهش هستند. حالا اگر چنانچه در عراق یک سانحه ای برای صدام حسین پیدا بشود یا در مصر یک سانحه ای برای سادات پیدا بشود و این سانحه مثلاً به آنها ضرر وارد نکند مردم عزا می گیرند و اگر آنها را از بین ببرد مردم شادی می کنند. این برای این است که مملکت ما جدا نیستند از هم نخست وزیرش از مردم جدا نیست، همین هائی است که در آن دولت، دولت جائر حبس رفته و زجر دیده و همه مصیبت ها را کشیده، حالا هم از خود شما هست، نه یک قدرتی آمده تحمیل کند. مجلس خودتان و رئیس جمهور خودتان را تعیین کردید و کسی تحمیل شما نکرده.
شما این حکومت اسلامی و این نهضت اسلامی را قدر بدانید و همه چیز را از خدا بدانید و خیال نکنید که من و شما و نمی دانم غلبه کرده ایم. ما چیزی نداشتیم که، یک وقت در ذهنتان وارد نشود که خیر ما ایرانی ها خودمان چه کردیم. خیر آن که پشتیبان شما بود چون قیام لله بود، نهضت لله بود آن قدرت مطلق الهی بود که طرفدار شما و موید شما بود. این را همیشه در نظر داشته باشید و همیشه شکر کنید خدای تبارک و تعالی را بر اینکه یک ملتی را متحول کرد از یک معانی ای که در سابق بود به یک حقایق اسلامی، به یک اخلاق اسلامی، به یک رفتار اسلامی. و برادرها! رفتار اسلامی تان را حفظ کنید. شما با رفتار اسلامی و با حفظ نهضت و با پیشبرد نهضت و توجه به اینکه خدای تبارک و تعالی ما را تایید می کند، با رفتار و اخلاق اسلامی این قدرتی که شما را به پیروزی رسانده است حفظ کنید. این قدرت خدایی را، این قدرت لایزال الهی را که با شما تا حالا با عنایت بزرگ خودش رفتار کرده است، با قصدهای خالصتان، با تصمیم بر اینکه برای خدا نهضت را پیش ببرید حفظ کنید و مادامی که این معنا را حفظ کردید خدا با شماست.
من از خدای تبارک و تعالی سلامت و سعادت همه شما را که در مرزها و نزدیک مرزها هستید می خواهم و از آقایان علمای کرمانشاه، حضرت آقای بزرگ، آقای اصفهانی و سایر آقایان علمائی که از آنجا آمده اند و زحمت کشیده اند تشکر می کنم و از همه شما هم که با هم برادر هستید و هستیم و همه ما با هم با برادری می خواهیم این نهضت را پیش ببریم تشکر می کنم و سلامت همه را از خدای تبارک و تعالی خواستارم.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:30 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

پاسخ امام خمینی به تلگرام لئونید برژنف

تاریخ: 1359/06/02

 

پاسخ امام خمینی به تلگرام لئونید برژنف

بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت لئونید برژنف صدر هیات رئیسه اتحاد جماهیر شوروی مسکو تلگرام همدردی شما در مورد حادثه جانگداز منطقه گچساران واصل گردید. از این ابزار همدردی، بدین وسیله تشکر می کنم و توفیق مستضعفان جهان را در احقاق حقوق حقه خود از خدای تعالی مسئلت دارم.
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:30 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع گروهی از اعضای بسیج ملی (مستضعفین)

تاریخ: 1359/06/04

 

همه ملت امیدشان به خدا باشد و از هیچ توطئه ای نترسند

بسم الله الرحمن الرحیم
از قراری که گفته اند آقایان از مناطق مختلفه تشریف آورده اند و من از همه آقایان و همه مناطقی که آقایان از آنجا آمده اند، تشکر می کنم و سلامت همه را از خدای تبارک و تعالی خواهانم. من شخصا یک گرفتاری خاصی دارم و آن این است که اگر من هر روز صحبت بکنم یا روزی دو مرتبه صحبت بکنم، اطبا می آیند و به من اشکال می کنند و جمع می شوند که شما صحبت زیاد نکنید و اگر دو سه روز صحبت نکنم، رادیوهای خارجی می گویند که فلان چه شده و چه شده و حاصل، می رود همین دو سه روزه و همین چند وقت و اینها، و من یک مثلی یادم آمد و آن این است که یک بچه ای دعا می کرد که معلمش بمیرد، معلم مرد، پدر او را برد به یک مکتب خانه دیگر (به اصطلاح سابق) باز دعا کرد معلم بمیرد، مرد، باز پدر او را برد به یک جای دیگر، مکتب دیگر، به این پسر گفتند که دعا کن پدرت بمیرد و الا این معلم بمیرد یک معلم دیگر هم هست. حالا این خارجی ها و آنهائی که تبع خارجی ها هستند باید دعا کنند که این سلاح الله اکبر از ملت ما گرفته بشود و این دعا هم مستجاب نیست و الا من نباشم باز خود ملت هست. ملت ما امروز متوقف نیست نهضتشان و پیشبردشان به اینکه من باشم یا زید باشد یا عمرو باشد، ملت ما امروز راه را پیدا کرده اند و می دانند چه بکنند و با همین راهی که پیدا کرده اند و همین ترتیبی که تاکنون پیش آمده اند به پیش می روند و اینطور نیست که اگر من نباشم چه خواهد شد. بیخود اینها در رادیوهایشان نگویند این مسائل را، برای اینکه این مسائل در ملت ما تاثیری ندارد و اینها خودشان راه را پیدا کرده اند و همان راه را خواهند رفت و به پیروزی نهائی انشاء الله خواهند رسید و همه ارگان دولتی ما تحقق پیدا کرد و به زودی تمام پیدا خواهد کرد و انشاء الله تعالی ملت ما گرفتار اینطور مسائلی که مثلاً اقتصادشان چه باشد، چه شان چه باشد نیستند. آنها دنبال اسلام هستند و همانطوری که الان شعار دادید شما آقایان (و چه شعار خوبی بود) که ما الله اکبر سلاحمان است، کسی که الله اکبر سلاحش است، کسی که خدای تبارک و تعالی پشتبیان او هست، این دیگر احتیاج به این ندارد که یک نفر آدم باشد یا نباشد. بود و نبود یک نفر آدم هیچ تاثیری در این نهضت اسلامی ملت ما ندارد و من دعا می کنم که خداوند تبارک و تعالی قدرت و قوه به شما عنایت کند و به شما می گویم که از هیچ کس نترسید الا خدا و به هیچ کس امید نبندید الا خدای تبارک و تعالی و اگر چنانچه امید

صحیفه نور جلد 13 صفحه 39

خودتان را به خدای تبارک و تعالی تمام کنید، به این معنا که تام بشود این امید شما، اطمینان برای شما بیاورد این امید شما، من به شما اطمینان می دهم که آسیبی، این مملکت نبیند. توجه به همین معنا داشته باشید، همه ملت ما، چه دولتی هایشان و چه غیر دولتی ها، چه نظامی ها و چه غیر نظامی ها، همه ملت ما امیدشان را به خدای تبارک و تعالی که منبع قدرت است و منبع نور است، امید خودشان را به او ببندند و هیچ توطئه ای را از آن نترسند.
کسی که پشتبان او خداست از این توطئه هائی که هی شایعه اندازی می کنند که توطئه است و نمی دانم کجا توطئه است، کجا چه است، از اینها نباید بترسند. البته قوای انتظامی ما ارتش ما، ژاندارمری ما، سپاه پاسداران ما، اینها و همین طور بسیج ملی ما، بسیج اسلامی ما اینها باید همیشه مراقب باشند، رفت و آمدهای مشکوک را در نظر داشته باشند و اگر دیدند، اطلاع بدهند به مراکزی که باید اطلاع بدهند، در عین حالی که باید تمام مراقبت ها را بکنند و تمام رفت و آمدهای مشکوک را تحت نظر بگیرند، در عین حال قلب شان مطمئن باشد به اینکه این قلب تا متوجه به خداست آسیبی نخواهد دید.
 

قوای مسلح باید مراتب را حفظ بکنند

من برای بار چندم است که به این قوای مسلح سفارش می کنم نظم در بین هر ارگانی که هست باید برقرار باشد و وظیفه دارند که با نظم باشند. اگر نظام با نظم نباشد، این نظام نیست، این آشفتگی است و این می تواند هیچ کاری انجام بدهد. پاسدارها باید با نظم باشند، پائین ترها از بالاترها اطاعت کنند، ارتش باید با نظام باشد، مراتب را حفظ بکند و باید همه با هم هماهنگ باشند، برادر باشند، هر دسته ای برای خودش علیحده نکشد به طرف خودش، همه با هم روابط داشته باشند، سرانشان با هم روابط داشته باشند، بنشینند اگر مسائلی دارند با هم حل کنند و اینطور نباشد که در هر یک از اینها یک آشفتگی باشد و بین خودشان ناهماهنگی، باید همگام باشند و همه با هم باشند برای اینکه یک مملکتی است مال همه است امروز و این مملکت که مال همه است، همه شما باید حفظش بکنید و خصوصا قوای مسلحه باید حفظ بکنند این مملکت را و اگر چنانچه در یک جایی از مملکت یک آشفتگی پیدا شد، باید بروند و آن آشفتگی را رفعش بکنند و ننشینند تا اینکه خودش یا مردم رفعش بکنند باید موظفند قوای مسلحه به اینکه اگر در یک جائی از کشور یک اشتباه، کارهای خلاف واقع می شود یا فرض کنید چند تا دزد یک کاری انجام می دهند یا دور هم می نشینند و می خواهند توطئه بکنند، بروند و آنها را زا بین ببرند و حل کنند قضایا را. و من امیدوارم که خداوند تبارک و تعالی به این ملتی که سال طولانی در تحت فشار و اختناق بود از این به بعد انشاء الله تعالی همه سالم و صحیح و استقلال مملکت ما، بکلی استقلال داشته باشد مملکت ما و هیچ ملتی، هیچ کسانی که قبلاً به این ملت جور کرده بودند و ظلم کرده بودند آنها هم مایوس بشوند از این ملت و خداوند همه شما را قدرت و قوه عنایت کند.
والسلام علیکم و رحمه الله

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:30 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع کارگران، نویسندگان و کارمندان مؤسسه اطلاعات و شرکت ایران چاپ

تاریخ: 1359/06/04

 

رسانه های گروهی باید حامل پیام ملت و اسلام باشد

بسم الله الرحمن الرحیم
ما یکی از گرفتاری های بزرگمان در زمان طاغوت گرفتاری به دست مطبوعات بود. طاغوت مهره هائی که در خدمت او بودند و در خدمت اجانب، انتخاب می کرد و زبده های آنها را انتخاب می کرد برای اداره مطبوعات و برای تبلیغات به ضد اسلام و به ضد کشور، لکن با آب و رنگ اسلامی و ملی. من نمی دانم که صدمه ای که کشور ما و اسلام از مطبوعات در زمان طاغوت دید بیشتر بود یا صدماتی که از سایر ارگان های طاغوتی.
مطبوعات که حامل پیام ملت و حامل پیام اسلام باید باشد و مبلغ احکام اسلام و مجری احکام اسلام و مهذب جامعه باید باشد و اخلاق را در جامعه باید پخش بدهد، اخلاق الهی را، در زمان طاغوت درست بر عکس همه این معانی ماموریت داشتند که کشور ما را با آن تبلیغات دامنه دار این رسانه های طاغوتی، تمام مسائل اسلامی و تمام مسائل کشوری را به طرف منافع طاغوتی سوق دهند و صدمه ای که اسلام از مطبوعات و رسانه های طاغوتی خورد از کمتر دستگاه هائی خورد و آنقدر که جوان های ما را این مطبوعات فاسد و آن مجله های فاسدتر و آن رادیو و تلویزیون های فاسدتر به فساد کشیدند معلوم نیست که مراکز فساد آنقدر به فساد کشیده باشند. این مجلات بود و این مطبوعات و این رادیو و تلویزیون و تمام این رسانه های گروهی بود که جوان های ما را به جای اینکه به طرف دانشگاه بکشد، به طرف علم و ادب بکشد، به طرف فساد کشاند. جوان ها زود متاثر از امور می شوند: جوان ها یک نهال نورس هستند که این نهال نورس زود آسیب می بیند و زود هم تربیت می شود و همین جوان ها در زمان طاغوت که به هر جا می رفتند فساد را می دیدند، مجله می خریدند، پر از فساد و پر از فحشا بود، روزنامه می خریدند، پر از تبلیغات ضد انسانی و اسلامی بود، هر جای مملکت می رفتند، مراکز فساد پخش بود، نمی شد که در یک همچو مرکز فساد و در یک همچو کشوری که همه چیزش رو به فساد رفته بود، اینها یک انسان صحیح بار بیایند، آنهائی که برای چاپیدن این کشورها نقشه کشیدند، آنها استادها و متفکرینی بودند که می دانستند چطور یک کشور را می توانند به واسطه آن برنامه هائی که دارند خواب کنند و جوان ما را تهی کنند از آن انسانیت و اسلامیتی که باید داشته باشند تا راه را باز کنند برای چاپیدن و برای بردن همه ذخائر کشور ما و کردند و آن کردند که در ظرف (خصوصا در ظرف) پنجاه و

صحیفه نور جلد 13 صفحه 41

چند سال آخر نگذاشتند که تربیت، تربیت صحیح در این ملت تحقق پیدا بکند.
از دانشگاه که مرکز علم و ادب باید باشد تا مطبوعات که باید مربی جامعه باشد تا رادیو و تلویزیون که باید جامعه را تربیت بکند و تا ادارات که باید خودشان یک اشخاصی باشند و یک مراکزی باشند برای تربیت، همه جا را اینها با آن نقشه های فاسدی که داشتند به فساد کشیدند و جوان های تازه رس ما را که در یک همچو جامعه وارد می شدند، قهرا باید به عقب برانند و منحرف کنند. خداوند تبارک و تعالی به ما منت گذاشت و به این ملت عزیز منت گذاشت و ما را از آن لجنزاری که سر تا ته مملکت را گرفته بود، نجات داد و روزنامه های ما که یکی از مراکز همان فحشا و همان چیزهائی که شماها بهتر می دانید بود متبدل کرد به یک مراکزی که امید است که به واسطه این تربیت هائی که در آنجا و تبلیغاتی که در آنجا می شود، مملکت ما از آن چیزهائی که در سابق بود نجات پیدا بکند.
 

اگر رسانه های گروهی اصلاح بشود، جامعه اصلاح می شود

خواهرها و برادرهای ما باید بدانند که عهده دار چه خدمتی هستند و اگر چنانچه مطبوعات اصلاح بشود، رسانه گروهی اصلاح بشود، یک جامعه اصلاح می شود. اگر مطبوعات جوان ها را نکشاند به طرف فحشا و ببرد طرف صراط مستقیم، مراکز فحشا هم بر چیده می شود آنهمه مراکز فحشائی که (در خصوص تهران که) باید مرکز همه خوبی ها و همه فعالیت های انسانی باشد، ایجاد شده بود که شماها می دانید که چه خبر بود و چقدر مراکز فحشا بود و چقدر مراکزی بود که جوان های ما را از هستی ساقط می کرد و مغزهای جوان های ما را به طرف فساد می کشاند. اگر مطبوعات متحول بشود (و انشاء الله می شود و شده است) متحول بشود به یک مراکزی که بخواهند تقوا را در جامعه منتشر کنند، وقتی جوان ها و بچه های تازه رس ما وارد می شوند در میدان فعالیت اجتماعی، بروند دنبال روزنامه، روزنامه مربی باشد، گوش کنند به رادیو رادیو مربی باشد، نگاه کنند به تلویزیون، تلویزیون مربی باشد، نگاه کنند به مجلات، مجلات، مجلاتی باشد که تربیت بکند، این جوان وقتی که به هر جا توجه کرد، دید که گوش و چشمش پر شده از تربیت، اینطور بار می آید. اگر رها بشود، هرزه بار می آید، اگر بکشندش در طرف فساد می رود به آن طرف و اگر بکشندش در طرف سلاح، می آید این طرف. و ما در سال های طولانی همه جهاتی که در ایران بود و اسباب را فراهم کرده بودند، همه جهات برای این بود که جوان های ما را بکشند طرف فساد و نظر اصلی آنها این بود که یک جمعیتی در اینجا وجود داشته باشد که هر چه سرش می آورند توجه نداشته باشد. مملکتش به باد می رود، او عیش و عشرتش باشد اشکالی ندارد، مذهبش عقب رود چون عیش و عشرتش به کار است مانعی ندارد، اختناق در مملکت هست، اختناق در فحشا نیست، این اشکال ندارد، هر بساطی سرش در آورند بی تفاوت باشد. یک همچو مملکتی که آنها می خواستند، این بود که یک طایفه زیادی از این جوان های ما را به هروئین بکشند، یک طایفه دیگر را به مسکرات بکشند، یک طایفه دیگری را به فحشا و مراکز فساد بکشند،

صحیفه نور جلد 13 صفحه 42

گوش را به هر چه بدهد، یا تعلیم فاسد است یا غنا و امثال اینها که مغز را فاسد می کند، هر اجتماعی که باشد، اجتماعی است که گوینده گوینده ای است که جوان ها را می کشد طرف فساد و مغزهای اینها را فاسد می کند. این یک مطلب اتفاقی نبود که به طور اتفاق حاصل شده باشد یک مطلبی بود که با تمام توجه و نقشه این امور شده بود و دیدید چطور بود. چه شد که یکدفعه خدای تبارک و تعالی به این ملت تفضل فرمود و یکدفعه متحول شد؟ این جوانی که بنایش بر این بود که برود در مراکز فحشا، آمد در خیابان و مشغول جنگ شد. آن جوان هائی که به حسب نقشه آنها، باید آن مفسده ها را داشته باشند و آن مغزها را داشته باشند، یکدفعه متحول شد به یک مغزهای نورانی انسانی اسلامی. اگر نشده بود نمی توانست این ملت این قدرت بزرگ را، این قدرت شیطانی را در هم بشکند. این اول تحول در خود جمعیت پیدا شد و به تدریج این تحول که در جمعیت پیدا شد، رشد پیدا کرد، آن هم نه رشدی که به حسب موازین عادی باشد، به حسب موازین عادی اگر یک جوانی آنطور تربیت شده است که از دانشگاه گرفته تا همه جا این را به فساد کشیده بودند، باید اقلا بیست سال طول بکشد تا بشود (آن را) از آن مغز غیر انسانی، غیر اسلامی متحول بشود به یک مغز انسانی. این چه بود که یک شب کانه آن تحول را پیش آورد و کمتر از یک سال، یک سال و نیم این مملکت را یکدفعه کرد یک موجودهای دیگری؟ از این موجوداتی که همه توجه شان به عیش و عشرت بود و همه توجه شان به مفاسد بود و همه نظرشان به تبلیغات بزرگی که کرده بودند به ضد اسلام و به ضد روحانی بود، یکدفعه برگشت و یک طور دیگری شد این با موازین عادی درست در نمی آید آن یک دست الهی بود پشت سر این ملت و این تحول باعث این شد که باید همه بروند به شمیرانات و بین تهران و شمیران و آن بساط و آن عشرتکده ها، همه ترک کردند و آمدند در میدان ها دنبال جانفشانی.
 

همه به فکر تصفیه و تهذیب باشند

برادران عزیز، خواهران محترم که در این دستگاه مشغول خدمت هستید و بحمدالله آن گردانندگان کذائی که متبدل شدند به امثال آقای دعائی و دیگر اشخاص سالم و خدمتگزار! توجه کنید که راه را درست بروید و مستقیم و متعهد باشید و مصمم باشید که برای کشور خودتان خدمت کنید و نگذارید دیگر دست آنهائی که می خواهند فساد ایجاد کنند و باز کشور شما را برگردانند به حال سابق، نگذارید که آن نقشه ها، نقشه های خائنانه دوباره رشد پیدا بکند. هر ریشه ای را که دیدید، با گفتار خودتان، با قلم خودتان و با قدم خودتان. با اقدام خودتان این ریشه را قطع کنید تا انشاء الله مملکت شما تصفیه بشود، یک تصفیه عمومی، نه تصفیه فقط اداری، خیر تصفیه عمومی، تصفیه در همه جهات مملکت، بازار تصفیه بشود، تصفیه های روحی، بازار از آن بازار طاغوتی در می آید به یک بازاری که موافق احکام اسلام است اداره بشود و ادارات و کارخانه ها و کشاورزها و همه اینها متبدل بشود به یک مراکزی که در هر جا وقتی که بروید، آنجا خداست و تعلیمات خدا. اگر یک چنین مملکتی ایجاد کردید و شما که مسوولید در مثل روزنامه اطلاعات و دیگران که در سایر روزنامه های مملکت و

صحیفه نور جلد 13 صفحه 43

مطبوعات مملکت هستند توجه بکنند به این معنا که باید همه شان در این راه باشند که بخواهند کشور خودشان را همه چیزهائی که غیر انسانی است تصفیه بکنند. همه به فکر تصفیه باشند، همه به فکر تهذیب باشند. اگر اینطور بشود و امید است که باشد، مطمئن باشید که کشور شما دیگر آسیب نخواهد دید انشاء الله.
یک کشوری وقتی آسیب می بیند که ملتش بی تفاوت باشد راجع به آسیب ها. آنوقت که مملکت شما را، آنها می آمدند و همه آن کارهای خلاف مصالح شما را می کردند، برای اینکه ملت یک ملتی بود که خوابش کرده بودند، مخمورش کرده بودند، تهی کرده بودند ملت را از خودش، خودش را اصلا نمی شناخت، هر چه می دید غرب می دید مراکزی که مراکز قدرت بود می دید، قدرت خودش را فراموش کرده بود. حالا که شما خودتان را یافتید و قدرت خودتان را فهمیدید چی است، قدرتی است که در مقابل قدرت های بزرگ جهان، یکسره قدرت های عالم، این قدرت غلبه کرد بر تمام قدرت های عالم و شما فهمیدید که خودتان قدرتمند هستید و شما متکل به خدا هستید و هر کس متکل به مرکز قدرت باشد قدرتمند است.
حفظ کنید این معنا را، این الوهیت را حفظ کنید، در عمل حفظ کنید و موافق با احکام خدا عمل کنید و در اخلاق حفظ کنید و مطابق اخلاق الهی حفظ کنید و در عقاید هم حفظ کنید و عقاید انسانی را یاد بگیرید و توجه کنید. اگر اینطور شد و همه جا اینطور شد انشاء الله، شما مطمئن باشید که هیچ کس نمی تواند یک همچو کشوری را آسیب به آن برساند. نه این گروه هائی که در خود ملت گاهی پیدا می شود و با اسم های مختلف به شما می خواهند صدمه بزنند، نه اینها دیگر قابلند، نه آنهائی که برای ما می خواهند نقشه بکشند و توطئه ایجاد کنند و اینها، هیچ کدام از اینها دیگر نمی توانند کاری انجام بدهند. شما خودتان را درست کنید، کشورتان درست می شود و آسیبی هم نخواهید دید. من از خدای تبارک و تعالی سلامت همه افرادی که برای اسلام مشغول خدمت هستند و سعادت همه را خواهان هستم و از شما آقایانی که آمده اید اینجا و در این وضع گرما و فشار هستید معذرت می خواهم از شماها و امیدوارم که خدای تبارک و تعالی همه شما را سعادتمند کند و همه شما در خدمت خدا باشید.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:30 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع گروهی از دانشجویان ایرانی مقیم هندوستان

تاریخ: 1359/06/06

 

ملت های اسلامی باید کوشش کنند که حق را در جامعه خودشان پیاده کنند

بسم الله الرحمن الرحیم
من با اینکه بنا نداشتم صحبت کنم و مخالفت با اطبا، معذلک چون آقایان از هند آمده اند و مسائلی که مربوط به خارج کشور است توجه دادند، یک چند کلمه ای عرض می کنم. شما متوقع نباشید که قدرت های بزرگ جهانی که منافع خودشان را در ایران از دست داده و در سایر کشورها هم خوف این را دارند که از دست بدهند، آنها آرام بنشینند و تماشاگر باشند. آنها در کمین هستند و با همه قوا که دارند کوشش می کنند که این نهضت اسلامی ایران را در خارج از کشور وارونه جلوه بدهند و این یک مسأله ای است که برای آنها حیاتی است. کشورهائی که همه جهان را می خواهند ببلعند و قدرت خودشان را گسترش در همه کشورهای جهان بدهند نباید ما متوقع باشیم که حالا که آنها در معرض خطر می بینند منافع خودشان را در ایران از دستشان رفت و در کشورهای دیگر هم ملت ها به تدریج دارند بیدار می شوند و به تدریج می خواهند متصل بشوند به این نهضت اسلامی ایران، آنها البته باید دست و پا بزنند. همانطوری که آیه شریفه را شما خواندید که جاء الحق و ذهق الباطل ان الباطل کان ذهوقا باطل الان خودش را در مقابل حق زبون می بیند و برای او باطل خیلی ارزشمند است. باطل آنها بود که همه کشورهای اسلامی جهان را عقب نگه داشته است. باطل های آنها بود که از مرکز دانشگاه ها تا همه جای کشور نفوذ کرده بودند و باطل خودشان را به پیش می بردند و حالا می بینند که در معرض ذهوق است. نباید ما گمان کنیم که اینها دیگر دست برداشته اند از ایران دست برداشته اند و از سایر کشورهائی هم که احتمال این را می دهند در معرض این است که باطل در آنجا ذاهق بشود، اینها مقابله با حق نکنند
ما باید کوشش کنیم که مفاد این آیه شریفه را متحقق کنیم و همه ملت های اسلامی باید کوشش کنند که حق را در جامعه خودشان پیاده کنند که مصداق جاء الحق متحقق بشود و اگر چنانچه حق آمد، باطل خود به خود ذاهق خواهد شد. ما باید کوشش کنیم که از خودمان گرفته تا برادرهای اسلامی و برادرهای دینی خودمان در همه کشورهای اسلامی، به حق توجه کنیم و حق را پیاده کنیم. مجرد حرف نباشد که ما فقط یک شعاری بدهیم که حق آمد و باطل رفت. آمدن حق شعار نیست، آمدن حق عمل است. آمدن حق نشان دادن به حسب اعتقادات و اخلاق و اعمال است، پیاده کردن همه احکام

صحیفه نور جلد 13 صفحه 48

الهی است و اگر چنانکه احکام الهی در یک ملت پیاده بشود باطل از آن ملت کوچ می کند و اگر در همه ملت های اسلامی، احکام الهی، اخلاقی که سفارش شده است، اخلاق انسانی، عقاید ایمانی پیاده بشود خود به خود باطل ذاهق می شود. شما برادرانی که در هند هستید و حالا تشریف آورده اید اینجا و سایر برادرهائی که در ممالک دیگر هستند، چه ایرانی و چه غیر ایرانی که همه برادر هستند، باید توجه داشته باشند که مفاد این آیه شریفه جاء الحق را متحقق کنند تا باطل خود به خود از بین برود.
 

در مقابل کسانی که نهضت را بعکس جلوه می دهند بایستید

البته یک دستجاتی که عامل آنهاست، همانطوری که شما تذکر دادید، در سایر بلاد اسلامی یا غیر اسلامی در صدد این هستند که این نهضت اسلامی ایران را در خارج بد جلوه بدهند که اگر آنطوری که هست جلوه کند، قدم های مومنین در دنیا محکم می شود و عزمشان راسخ می شود و تمام منافعی که این قدرت های باطل دارند و با آن قدرت های باطل همه حق ها را زیر پا گذاشته اند، اگر ما بیدار بشویم و نگذاریم اینهائی که در خارج هستند آن برنامه هائی که دیکته شده است و به آنها داده است پیاده بشود و اگر چند نفر آدم منحرف در فرض کنید هند، در پاکستان، در سایر بلاد اسلامی بخواهند یک کاری بکنند که این نهضت اسلامی ایران را مشوه نشان بدهند به اهالی آن مملکت، شما برادرهای اسلامی که در آن ممالک هستید، در مقابل آنها ایستادگی کنید، حق پیروز می شود، آنها باطلند و ذهوق پیدا می کنند. شما حق خودتان را بگوئید، منتشر کنید و در مقابل آنهائی که بعکس جلوه می دهند این نهضت اسلامی ایران را، شما در مقابل آنها بایستید و حق خودتان را به آنطوری که هست ترویج کنید تا انشاء الله حق در همه بلاد اسلام پیاده بشود و باطل خود به خود از همه ممالک اسلام، بلکه انشاء الله از همه ممالک دنیا از بین برود و ذاهق بشود.
لکن شرط عمده، پایداری درباره حق است. باید پایدار باشیم در حق خودمان، اینطور نباشد که باطل در باطل خودش مجتمع باشد و ما در حق خودمان متفرق. ما که مدعی این هستیم که اهل حق هستیم، مسلمان ها که اهل حق هستند، قرآن کتاب آنهاست، کعبه قبله آنهاست، کسانی که به اسلام ایمان آورده اند و به حق ایمان آورده اند، باید در این حق خودشان مجتمع باشند و نگذارند این باطل ها که در باطل خودشان می خواهند مجتمع بشوند، آنها پیروز بشوند. ما تکلیف همه مان این است که در حق خودمان با هم تفاهم داشته باشیم، چه اهالی یک کشور و چه اهالی همه کشورهای اسلامی. و من امید آن را دارم که ملت ها به سرعت رو به حق بروند و به سرعت رو به اجتماع و اتحاد بروند تا باطل ها را با سرعت عقب بنشانند. خداوند شما و ما را در راه حق مصمم کند و همه مسلمین و همه مستضعفین جهان پیروز باشند.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:30 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع اعضای خانواده امام موسی صدر رهبر شیعیان لبنان

تاریخ: 1359/06/06

 

خدمت کردن و زجر کشیدن در راه هدف، شیوه اولیاء خداست

بسم الله الرحمن الرحیم
آن چیزی که همه مطالب را آسان می کند این است که ما و ملت ما و آقای صدر سلمه الله تعالی به دنبال مکتب، یک گرفتاری پیدا کردیم بوده است وقتی که مسأله، مسأله وظیفه است، وظیفه ما این است که برای اسلام خدمت بکنیم و در این وظیفه اگر هر مقداری که موفق به اجرای آن اموری که در نظر داریم بشویم، این یک خیری است فوق اصل خیر و اگر موفق نشویم، اصل خیرش که عبارت از این است که ما در راه خدمت به اسلام و مکتب هستیم، آن جائی نمی رود. آقای صدر را که من سال های طولانی دیده ام بلکه باید بگویم من بزرگ کرده ام ایشان را، من فضائلشان را می دانم و خدمت های هم که بعد از آنکه به لبنان رفته اند کرده اند، آن را هم می دانم و آنچه که لبنان احتیاج به ایشان دارد، باز آن را هم می دانم و من امیدوارم که انشاء الله ایشان برگردند به محل خودشان و مسلمین آنجا از ایشان استفاده کنند. همین حالا هم که ایشان می گوئید که شواهد داریم که در لیبی هستند، همین امر، در راه خدمت به مکتب و خدمت به اسلام است، این هم برای ایشان عبادت نوشته می شود و برای ماها هم این اموری که واقع می شود، باید سهل باشد از باب اینکه در راه اسلام است و ما مطلعیم که اولیاء اسلام که در رأس آنها رسول خداست، آنقدر زحمت کشیدند، تمام مدت عمرش را پیغمبر در زحمت و تعب بوده است و بعد از او هم ائمه ما همین طور بوده اند که یک روز خوش به اصطلاح مادیین نداشتند، گرچه همه خوش بودند به یک راه به اصطلاح عرفا و اسلام شناس ها. در هر صورت، این یک شیوه ای بوده است که از اول اولیاء اسلام داشتند و در راه هدف خودشان حبس رفته اند و کشته شدند و زجر کشیدند و آقای صدر حالا دو سال است که در حبس هستند، لکن جد ایشان هفت سال می گویند، مسلم بوده، احتمال چهارده سال هم هست. این یک راهی بوده است که همه اولیاء خدا نه فقط آنهائی که در زمان اسلام بودند، قبل از اسلام هم انبیا و اولیائی که بودند راهشان همین بوده اینطور نبوده است که آنها در رفاه مادی باشند و در - عرض کنم - کارهای چه. وقتی که تاریخ انبیا را ملاحظه کنید می بینید که سرتاسر تاریخ انبیا مجاهده و زحمت و تعب بوده است لکن آنها خوش بودند به اینکه در خدمت آن هدفی که دارند بودند و این مایه هم افتخار شما هست و خانواده آقای صدر که یک فرد لایقی که خدمت می کرد، در راه خدمت گرفتاریی پیدا کرده است و من امیدوارم که این گرفتاری عملش زود

صحیفه نور جلد 13 صفحه 50

سر بیاید و من دعای به ایشان می کنم و خواهم کرد و امیدوارم که زودتر انشاء الله ایشان خلاص بشوند. و برگردند.
و قضیه لبنان و ایران و اینها شما می دانید که اینها قضایای مختلفی نیستند، مسلمان ها هر جا هستند، باید با هم باشند و آن چیزی که رنج است برای یک طایفه ای، برای طایفه دیگر هم همان مسأله رنج باشد، مسائلشان جدا نباید باشد. اینکه ما ایرانی هستیم و آنها لبنانی هستند یا جای دیگری هستند. در اسلام مطرح نیست. اسلام همه افرادی که ایمان به خدا آورده اند همه آنها را برادر می داند و حساب جداگانه ندارد که حسابی برای عرب باز کرده باشد، یک حسابی برای عجم باز کرده باشد، یک حسابی برای ایران باز کرده باشد و یک حسابی برای کجا. این حساب هائی که پیش مردم مادی که مطرح است که ما ایرانی هستیم و برای ایران باید چه بکنیم یا اینکه بگوید ما عراقی هستیم و برای چه. این حساب ها در اسلام نیست. اسلام می خواهد که همه دنیا یک عائله باشد و یک حکومت در همه دنیا آن هم حکومت عدل برقرار باشد و همه افراد، افراد همان عائله باشند و لهذا ما مکرر این معنا را گفته ایم که این قضیه ای که شاید صحبتش در همه جا هست که ملت ایران مثلاً جدا، ملت عراق جدا، هر کدام یک عصبیتی برای او داشته باشند و حتی به اسلام کار نداشته باشند و به ملت و ملیت کار داشته باشند، این یک امر بی اساس است در اسلام بلکه مضاد با اسلام است.
اسلام در عین حالی که وطن را، آنجایی که زادگاه است احترام می گذارد، لکن مقابل اسلام قرار نمی دهد. اساس، اسلام است، اینها دیگر بقیه اش فرع هستند و اساس آنهائی که مکتبی هستند خدمت به اسلام است؛ این خدمت اگر در لبنان باشد خدمت است، اگر در ایران باشد خدمت است، اگر در هر جا، اگر در حبس هم باشد خدمت است، اگر بیرون هم باشد خدمت است. ایشان الان هم در خدمت است، برای اینکه وقتی در راه اسلام یک کسی این مصائب رادید (که نباید اسمش را مصائب گذاشت) وقتی در راه اسلام باشد همه چیز آسان می شود، هین می شود. شما می بینید که حتی این جوان هایی که الان در اینجا و در لبنان و اینها مشغول خدمت هستند چه روحیه هایی دارند. همین دیروز یک جوانی آمده بود اینجا می خواست یک زنی را عقد کند. بعد از اینکه صحبت از مهر شد، آن زن گفت که مهر من را این قرار بدهد که به مکه من را ببرد. این جوان می گفت که من زنده نیستم تا تو را به مکه ببرم من شهید می شوم. بالاخره با مدتی صحبت ما راضیش کردیم به اینکه نه، انشاء الله شما هستید و خدمت می کنید. این یک روحیه خیلی خوبی است که در جوان ها پیدا شده است و امیدوارم که در همه ما این روحیه ها پیدا بشود و آن روحیه مکتبی توجه به مکتب، نه توجه به امور دیگر. من از خدای تبارک و تعالی مسئلت می کنم که ما را و شما را دلخوش کند به اینکه ایشان برگردند پیش ما و به خدمت خودشان ادامه بدهند. انشاء الله خداوند به همه عائله ایشان در این فراق صبر بدهد و چشم همه را به وجود ایشان انشاء الله روشن کند تا ایشان برگردند و به خدمت به مکتب موفق بشوند و شیعه های لبنان هم از وجود ایشان استفاده بکنند بلکه همه مسلمان ها، انشاء الله.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:30 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

نامه بنی صدر به محضر امام خمینی

تاریخ: 1359/06/10

 

نامه بنی صدر به محضر امام خمینی

بنی صدر طی ارسال نامه ای به محضر امام امت، گزارشی از دیدار خود با شهید رجائی را در مورد تعیین وزراء کابینه ارائه می دهد در این گزارش بنی صدر در باره (لایتغیر) بودن شهید رجائی و هیات وزیران در برابر سیاست های خود حرف می زند و در پایان از امام نظر خواهی می کند تا طبق نظر ایشان رفتار نماید.
تاریخ: 590611
(پاسخ امام خمینی) 
بسمه تعالی
اینجانب دخالتی در امور نمی کنم، موازین همان بود که کرارا گفته ام و سفارش من آن است که آقایان تفاهم کنند و اشخاص مؤمن به انقلاب و مدیر و مدبر و فعال انتخاب نمایند.
والسلام علیکم
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:30 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع پرسنل ژاندارمری جمهوری اسلامی

تاریخ: 1359/06/11

 

رضاخان، مهره دست نشانده اجانب و برای سرکوبی عشایر و روحانیت

بسم الله الرحمن الرحیم
رضاخان هجوم کرد به تهران و با دستیاری انگلستان حکومت ایران را به دست گرفت و بعد از چندی احمد شاه را از صحنه بیرون کرد و خودش به جای احمد شاه نشست و به تدریج ماموریت خودش را شروع کرد به انجام دادن. ماموریت های زیادی داشت. قدرت های بزرگ هر چه را که بر خلاف میل خودشان و برخلاف منافع خودشان می دیدند باید به دست این آدم نابود بشوند یا سرکوب. اول شروع کرد به سالوسی کردن و ریا کاری و در همین تهران آنطوری که آنوقت می گفتند در همه تکیه هائی که در ماه محرم برای عزا بر پا بود می گفتند با پای برهنه شمع هم دستش می گیرد و می رود. این یک چهره بود که از رضاخان در ایران نمایش پیدا کرد و بعد به اسم اینکه امنیت را می خواهد به ایران برگرداند شروع کرد به مبارزه با عشایر ایران و عشایر که یکی از پایگاه های مهم ایران بودند، گر چه نواقصی داشتند، ولی خدمت هائی هم می کردند، عشایر را یکی پس از دیگری سرکوب کرد و از محال خودشان بعضی از آنها را کوچ داد به جاهای دیگر و آنها را تقریبا از بین برد و بعد ماموریت هائی (در خلال همه اینها همه را گاهی با هم می شد) شروع کرد مخالفت با روحانیون به اسم اینکه می خواهم تصفیه بکنم و این سنگر بزرگ اسلامی را که یک خدمتگزارانی به ایران بودند و به اسلام بودند، بدون اینکه بر بودجه دولت یک شاهی تحمیل بشوند لکن خدمت هاشان، یکی از بزرگترین خدمت های آنها این بود که تربیت می کردند مردم را و شما اگر چنانچه در پرونده هائی که در دادگستری و غیر دادگستری هست و بوده، می بینید که از آنهائی که تحت تربیت روحانیون بودند پرونده جنایتی نمی بینید. برای آرامش کشور اینها یک عامل موثر بودند و برای هدایت مردم به راه صحیح و اخلاق و اعمال صحیح یک راهنماهای مهمی بودند، من آنچه که در بسیاری از صحبت هایم از روحانیون بحث می کنم نه این است که من هر که معمم است از او پشتیبانی می کنم (ای بسا خرقه که مستوجب آتش باشد) لکن وقتی که ما در سابق دیدیم که جزء برنامه انگلیس ها که رضاخان را آورده بودند (شاید در رأس برنامه هم بود) این بود که باید این طایفه از بین بروند. با تمام قوا، از تبلیغات مجلات و روز نامه ها و گویندگان و اینها گرفته تا هر جا که روشنفکری و روشن، - عرض بکنم که - روشن نما فکری بودند، بر ضد روحانیت بسیج شدند. کم کم آن صورت

صحیفه نور جلد 13 صفحه 57

دومش را نشان داد، آن وجهه دومش را کم کم نشان داد. در زمان این شخص نالایق که مملکت ما را به تباهی کشاند به پیغمبر اکرم در روزنامه سب کردند، در روزنامه به پیغمبر سب کردند و به مرئی و منظر این دولت بود و آن دولتمردان. مجلس درست کردند و در آنجا از پیروزی اسلام به کفر انتقاد کردند و این روشنفکرها دستمال ها را در آوردند و گریه کردند که اسلام بر شاه ایران، شاه آنوقت ایران غلبه کرده است. شعر، ایشان شعر گفتند، نویسندگانشان نوشتند، گویندگانشان گفتند. ما از اینکه انگلستان اینقدر اصرار داشت بر اینکه این طایفه را از بین ببرد می فهمیم که از این طایفه اینها رنج می بردند و باید اینها سرکوب بشوند.
 

ادارات که به فرم ادارات زمان طاغوت است باید متحول بشود

و مع الاسف در آنوقت یک ارتشی درست کردند و یک ژاندارمری درست کردند و یک شهربانی درست کردند که تلخی اعمال آنها در ذائقه ملت ما بود و برای شما که الان خدمتگزار هستید زحمت ایجاد کرده شما برادرهای عزیز که الان خدمت می کنید به این کشور مواجه هستید با یک اسمی که در زمان رضاخان و در زمان بعد از او خصوصا در زمان رضاخان مردم ذائقه تلخی از همه این قوای مسلحه داشتند و دارند و این اشکالی است که برای شما پیش آورده اند که تا آمدید شماها این ذائقه تلخ را شیرین کنید خیلی زحمت دارد، خیلی باید جانفشانی کنید، خیلی باید با مردم رفتار خوب بکنید. پادگان های شما باید پایگاه اسلامی باشد و مستضعفین را همراهی کند و مستکبران را اعتنا نکند. مدتی شما زحمت بکشید تا آن ذائقه تلخی که در ملت از این جمعیت شما که آنوقت نبودید، گمان ندارم یکی از شما هم آنوقت بودید لکن این اسم به طوری شد در آنوقت که وقتی گفته می شد، تلخ بود در ذائقه مردم. آنوقت خود همین مرد، خود همین رضاخان در یک روزی که وارد شده بود در یک پادگان ژاندارمری دست هایش را در جیبش گذاشته بود و معرفی کرده بود اینها را به اینکه اینها دزدند. در عین حال که سرکرده همه دزدها خودش بود منتها دزدها یواشکی یک کتی، یک شلواری، یک کاسه مسی از مردم می بردند و این علنی مازندران را با آن طول و عرض از همه اشخاصی که دارای یک ملکی بودند گرفت و به اسم خودش ثبت کرد.
اینطور معرفی می کرد از یک جمعیتی، که اینها اینطور هستند، یا می خواست تعلیمشان بدهد که تکلیف این هست. در هر صورت شما آقایان که از پرسنل ژاندارمری هستید و اینجا آمده اید مدت ها باید زحمت بکشید تا اینکه اثبات بکنید که ژاندارمری اینجور نبود. ژاندارمری وقتی که در خدمت طاغوت بود و می دید خود آن آدمی که در رأس واقع شده سر کرده دزدهاست، قهرا این اشخاص هم تبعیت می کردند و به خیال خودشان الناس علی دین ملوکهم بودند. نه شما تنها، این شهربانی و پاسبان ها که با مردم تمامی شان در شهرها زیاد بود؛ اینها طوری معرفی شده بودند پیش مردم که اگر اسم اینها را می بردند یا شخص آنها را می دیدند چندش به آنها رخ می داد. اینطور با آنها مخالف بودند. شهربانی هم باید مدت ها زحمت بکشد تا اینکه این مطلبی که در ذهن مردم منعکس بود بیرون کند و

صحیفه نور جلد 13 صفحه 58

سایر قوای انتظامی هم اینطور. اینها هم شرارت هائی کردند در این مملکت و سرکوبی هائی از خدمتگزاران این مملکت کردند که اسم آنها هم وقتی که می آمد مردم از آنها متنفر بودند. بنابراین شما آقایان که حالا در خدمت اسلام هستید، چه شما و چه قوای مسلح دیگر مثل ارتش و مثل شهربانی، مدت زحمت بکشید و خوشرفتاری بکنید و خدمت صادقانه بکنید تا اینکه از دل مردم این مطلب بیرون برود. با اینکه ما می دانیم که شما هیچ کدام آنجا نبودید آنوقت، هیچ یک از شما نبودید. من یادم است، از اولی که رضاخان آمد به ایران، آمد به تهران تا حالا من شاهد همه قضایا بودم. این بنا داشت به اینکه این مملکت را با هر طوری که می تواند طوری بار بیاورد و بعد هم پسر خلفش آن هم طوری بار بیاورد این مملکت را که همه چیزهائی که اینها از ما می برند، هر چه که از ذخائر ما آنوقت انگلستان و حالا هم، بعدا هم آمریکا ببرند هیچ کس نباشد که کلمه ای در مقابل آنها بگوید و اگر می گفت سرکوبی می کردند و اگر مخالفت می شد می کوبیدند اینها را. مخالفت از طرف روحانیون چند مرتبه شد لکن هم با حیله و هم با قدرت آنها را کوبیدند. بعد هم که شما ملاحظه کردید که دانشگاه ما را به چه صورت در آوردند، دبیرستان های ما را به چه صورت در آوردند و از همان دبستان شروع کردند آدم غربی درست کردند، آدم معتقد به غرب و مخالف با اسلام درست کردند. از همان بچه کوچولو شروع شد و همین طور تا اینکه یک قشر زیادی مخالف با همه چیز، با همه ماثر اسلام، با همه ماثر کشور، اینها تربیت می کردند. یک همچو مملکتی را اینها درست کردند با امر انگلستان در زمان رضاخان و با فرمان آمریکا در زمان محمد رضا که حالا که اینها رفتند شما می بینید که همه چیز باید متحول بشود. البته متحول هم خیلی شد. حالا در هر جا که شما بروید محتاج به این است که از سر درست بشود. ادارات یک اداراتی است که به فرم همان ادارات زمان طاغوت است و باید تصفیه بشوند و متحول بشوند به یک اداره ای که به درد مردم بخورد.
 

قوای مسلحه باید خدمتگزار مردم و سرکوب کننده توطئه گران باشد

قوای انتظامیه، قوای مسلحه باید خودشان را در خدمت مردم قرار قوای انتظامیه، قوای مسلحه باید خودشان را در خدمت مردم قرار بدهند، آنطوری که عناوین خودشان اقتضا می کند. ژاندارمری، پاسبان و امثال ذلک، ارتش، اینها باید این مملکت را حفظ بکنند، اینها برای حفاظت ملت و مملکت آمده اند و برای پاسبانی از مملکت خودشان متشکل شده اند. باید اینها توجه به این معنی داشته باشند که همه این قوای مسلحه باید در خدمت مردم باشند. اینها از بودجه ای که اینها را اداره می کند از جیب مردم است نباید از جیب مردم بدهند بودجه اش اداره بشود و به سر مردم هم تحمیل بکنند و - عرض کنم که - اذیت و آزار بکنند، چنانچه در عصر این دو غیر انسان بود. شما باید توجه به این معنا داشته باشید که باید خدمت به این کشور بکنید و خدمت به این ملت بکنید و اگر چنانچه خدای نخواسته در یک پادگانی یک نفر آدمی پیدا شد که خلاف رویه اسلامی و انسانی کرد، باید رؤسا توجه کنند، جلویشان را بگیرند. مبادا یک وقتی باز همان مسائل سابق در

صحیفه نور جلد 13 صفحه 59

پادگان های ژاندارمری یا در مراکزی که سایر قوای مسلحه هستند، یک همچو مسائلی که در سابق بود باز تکرار بشود. باید با کمال دقت کسانی که در رأس هستند اشخاص ناظر بفرستند همه جا را تحت نظر بگیرند، برای اینکه اگر خدای نخواسته از چهار نفر یک امر خلاف قاعده ای، یک امری که در زمان سابق اتفاق می افتاد، بست و بند با خان ها و کوبیدن مردم اتفاق می افتاد، اگر حالا در چهار جا اتفاق بیفتد همه تان بدنام می شوید. برای اینکه مردم ذائقه شان تلخ است و اگر ببینند که در چهار جا یک فسادی ایجاد شده است و یکی از کارهای سابق انجام گرفته است، همه شما را مردم محکوم می کنند. بنابراین همه شما موظفید که از آن چیزهائی که برخلاف واقع است هم خودتان را حفظ کنید و هم دیگران را، اگر کاری کردند به سران ژاندارمری اطلاع بدهید که آنها جلوگیری بکنند، تا این ذائقه تغییر بکند. البته بسیار تغییر کرده است، یعنی بسیار جلو رفته است این تغییر و لهذا شما الان وقتی که در جمعیت ها می روید مردم برای شما شعار می دهند. کی یک همچو مسائلی در سابق بود؟ مردم پشت به آنها می کردند. اگر بازور هم می آوردندشان یک جائی که یک فرض کنید که اشخاصی بودند، آنها بازور بودند، جمع همراه نبودند. در هر صورت الان ما و شما و همه ملت خدمتگزار به اسلام و خدمتگزار به کشور هستیم و باید همه مجتمعا با دست واحد، همه یکدست خدمت به این کشور بکنیم تا اینکه انشاء الله این کشور به قدرت کامله الهی به پیش برود و شما سرافراز باشید و کشور ما سرافراز باشد.
 

با نبودن نظم و انسجام در قوای مسلحه، مملکت حفظ نمی شود

و نکته ای که می خواهم عرض بکنم و این اختصاص به شما ندارد این یک امر عامی است نسبت به همه قوای مسلحه اینکه اینطور تو هم نشود که حالا ما آزاد هستیم و ما آزاد شدیم و آن زد و خوردهائی که پیشتر بود نیست و آن کتک ها و حبس ها نیست و آن اعدام ها نیست، حالا باید انضباط هم نداشته باشیم. اگر چنانچه یک قوای مسلحه ای بی انضباط باشد یعنی اگر چنانچه فرمانده حکم کرد، اجرا نکند، اگر چنانچه آن طبقه بالائی که صاحب منصبند یک امری را گفتند، اینها اجرا نکنند، اگر اینطور باشد انسجام از بین می رود. آنوقت خدای نخواسته اگر یک امری پیش بیاید نمی توانید شما مقابله کنید. شما قوای مسلحه، از ژاندارمری گرفته تا ارتش تا شهربانی تا پاسدارها، همه اگر چنانچه منظم نباشید و سلسله مراتب ملاحظه نشود این اسباب این می شود که افرادی باشند یک یک. ژاندارمری وقتی می تواند خدمت بکند، ارتش وقتی می تواند خدمت بکند که اجتماع توی کار باشد یک یک افراد که کار ازشان نمی آید، این یک یک ها وقتی متصل به هم شدند و یک نظمی داشت می توانند کار انجام بدهند، اما اگر یک یک، یکی هائی باشند که با هم منسجم نیستند یا نظم ندارند، اینها علاوه بر اینکه کاری ازشان نمی آید اخلال هم می کنند.
باید توجه داشته باشید که امروز شما خدمتگزار اسلام هستید و باید برای خدا کار بکنید و امر خداست که باید این مسائل را با دقت ملاحظه کنید و نظم را حفظ کنید و سلسله مراتب را حفظ بکنید

صحیفه نور جلد 13 صفحه 60

و این یک مطلبی است که مربوط به شما تنها نیست و مربوط به همه قوای مسلحه است، چنانچه توجه به اینکه مبادا یکی خلاف بکند آن هم اختصاص به شما ندارد همه قوای مسلحه باید در این معنا باشند. امر به معروف و نهی از منکر بر همه ملت واجب است. اگر یک خلاف یکی کرد باید او را نهی بکنید، باید باز دارید او را از این کار و اگر چنانچه یک آدمی در یک پادگانی یک عملی کرد که بر خلاف وظیفه بود باید اطلاع بدهید تا اینکه این را جلویش را بگیرند. و باز این مطلب را باید به ملت عرض بکنم که سرباز بودن برای ملت امروز جزء وظایف است، نگذارد ملت که این پادگان ها در ارتش تهی بشود. سرباز حالا سرباز وظیفه است، در زمان سابق سرباز اجباری بود. به اجبار بردند، اسمش را وظیفه می گذاشتند و اما الان این اجبار در کار نیست، الان یک امر الهی است. دفاع از مملکت اسلامی، دفاع از نوامیس مسلمین از واجبات شرعیه الهیه ای است که بر همه ما واجب است و این موقوف بر این است که نظامی ها، هم منظم و منسجم باشند و هم مراتب را حفظ بکنند و هم اشخاصی که می توانند در نظام وارد بشوند خودشان را معرفی کنند و این پادگان ها را پر کنند از جمعیت ها، و از قراری که بعضی از رؤسای ارتش گفته اند، گفتند که الان پادگان های ما پر نیست برای اینکه نظام وظیفه را خیلی به آن عمل نمی کنند. لازم نیست که نظام وظیفه را با الزام بیایند شما را ببرند. شما می خواهید یک مملکتی را حفظ بکنید، ملت می خواهد که در مقابل این قدرت هائی که همه با هم منسجم شدند و اطراف کشور ما هستند، ملت می خواهد که جلوی اینها را بگیرد این تا اینکه نظام، نظام صحیح نباشد و منسجم نباشد و پادگان ها پر از جمعیت نباشد و مملکت یک نظام بزرگ نداشته باشد و انشاء الله یک نظام بیست میلیونی شما داشته باشید تا بتوانید از این توطئه ها که الان برای مملکت ما در کار است جلوگیری بکنید. خداوند انشاء الله تعالی حامی شما باشد و حامی این مملکت و انشاء الله شما پیروز باشید و با پیروزی اسلام را به پیروزی برسانید.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:30 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع گروهی از اقشار مختلف مردم شهر قم

تاریخ: 1359/06/06

 

قم مرکز علم، تقوا، شهادت و شهامت است

بسم الله الرحمن الرحیم
قم حرم اهل بیت است، قم مرکز علم است، قم مرکز تقواست، قم مرکز شهادت و شهامت است. از قم علم به همه جهان صادر شده است و می شود و از قم شهادت به همه جا صادر می شود. قم شهری است که آن ایمان و علم و تقوا پرورش یافته. از آنوقتی که قم بوده است، قم از زمان ائمه اطهار مورد توجه اسلام بوده است و از قم تقوا، شجاعت، شهامت و همه فضائل به همه جا صادر می شود و صادر خواهد شد. علمائی که در قم من ادراک کرده ام کسانی بودند که در دنیا نمونه بودند، در علم و تقوا و من امیدوارم که ادامه پیدا کند این علم و تقوا در شهر شما تا زمان ظهور امام زمان سلام الله علیه. من هر جا باشم قمی هستم و به قم افتخار می کنم. دل من پیش قم است و قمی و دل من پیش همه اهل تقواست و همه کسانی که به اسلام خدمت می کنند. من گر چه از قم مع الاسف تا یک مقداری دور هستم لکن به حسب قلب نزدیکم. از شما جوان های عزیز تشکر می کنم که آمده اید و در این جای تنگ و تاریک و پر زحمت نشسته اید و من هم بیش از این نمی توانم تصدیع بدهم و از شما ملتمس دعا هستم چنانچه خودم دعا گوی همه هستم و سلامت و سعادت همه مسلمین جهان را و شما برادران عزیز را از خدای تبارک و تعالی خواستارم. سلام من را به اهل قم برسانید و از همه شما امیدوارم که این نهضت را به آخر برسانید و انشاء الله اسلام را به همه معنا در همه جا پیاده کنید.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:30 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

پیام امام خمینی به مناسبت دومین سالگرد 17 شهریور

تاریخ: 1359/06/17

 

پیام امام خمینی به مناسبت دومین سالگرد 17 شهریور

بسم الله الرحمن الرحیم
17 شهریور 57 از ایام الله است که ملت شریف ایران یاد آن را زنده نگه می دارد. ملت بزرگ ایران، روزهایی چون هفده شهریور در نهضت خود داشت و بحمدالله با تمام مشکلات و تقدیم شهدای ارجمند به اسلام عزیز و کشور و با فداکاری های طاقت فرسا از میدان جهاد سرافراز و پیروزمند بیرون آمد و آن کار، جهانیان را به خود جلب نمود. دشمنان ما گمان می کردند با توطئه های فرسایشی می توانند نهضت اسلامی و انقلاب شکوهمند این ملت شهید پرور را به سردی و سستی سوق دهند، غافل از آنکه قیامی که برای خداست و نهضتی که بر اساس معنویت و عقیده است، عقب نشینی نخواهد کرد. ملت ما اکنون به شهادت و فداکاری خوگرفته است و از هیچ دشمنی و هیچ قدرتی و هیچ توطئه ای هراس ندارد. هراس آن دارد که شهادت، مکتب او نیست.
ملتی که تازه عروس و تازه دامادش برای شهادت داوطلبند و خود را برای هر پیشامدی در راه خدا مهیا کرده اند از چه می ترسند؟ ملتی که شهادت برای او سعادت است پیروز است. ملتی که خود و همه چیز خود را برای اسلام می خواهد، پیروزمند است. ما در کشته شدن و کشتن پیروزیم. دشمنان ملت های مستضعف و پیروان قدرتمندان ستمگر که برای ایجاد تفرقه مسلمین، شیاطین خود را فرا خوانده اند، وقتی به خطای خود واقف می شوند که توده های میلیونی مسلمین بر اساس تعالیم عالیه اسلام آنان را مفتضحانه سرکوب کنند و دست آنان را از توطئه های خائنانه قطع نمایند. بگذار این تفاله های تاریخ به اسم اسلام بر ضد اسلام قیام کنند و به اسم قرآن کریم به قرآن خیانت نمایند و این تازگی ندارد.
اسلام عزیز از این قماش خیانتکاران بسیار دیده و همگان را به مستقر شیاطین فرستاده است. ملت عزیز ما آن روز که جز مشت خالی و خون پاک هیچ نداشت، بر قدرت های عظیم شیطانی با فریاد الله اکبر غلبه کرد و امروز بحمدالله تعالی جوانانی رزمنده خواهران و برادران دارد که با تعلیمات نظامی در سرتاسر کشور قدرت تفکر را از دشمنان ایران و اسلام سلب و با اعتماد به قدرت الهی و فداکاری در راه اسلام بر همه مشکلات و همه قدرت های شیطانی غلبه خواهد کرد. ملتی که 15 خرداد روز خون و 17 شهریور روز نوید پیروزی خون، جمعه سیاه روزی رژیم را با افتخار و پیروزی پشت سر گذاشته است، از این محاصرات اقتصادی و نظامی باک ندارد. آنان باک دارند که اقتصاد را

صحیفه نور جلد 13 صفحه 66

زیر بنا و شکم را قبله گاه و دنیا را مقصد و مقصود می دانند.
هان ای ملت سلحشور! برای مقابله با قدرت های نظامی ابر قدرتان آماده باشید! و ای قوای مسلح که سربازان اسلام و پیشمرگان هدف و نگهبانان کشورید مجهز باشید هم به صلاح و هم به سلاح، و هراس و خوف به خود راه ندهید که خداوند تعالی پشتیبان و ملت بزرگ، هوادار شماست. شما نصرت کنید از دین خدا و کشور توحید تا خداوند قادر نصرت دهد شما را. از خداوند متعال عظمت برای اسلام و ملت مجاهد و رحمت برای شهدای انقلاب و خصوص شهدای 17 شهریور و صبر و برکت برای بازماندگان شهدای انقلاب و خصوص شهدای 17 شهریور و خذلان و تباهی برای دشمنان اسلام و خصوص تفرقه اندازان بین صفوف مسلمین را خواستارم.
والسلام علی عبادالله الصالحین و رحمه الله
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:30 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع گروهی از دانشجویان پاکستانی و معلمین شرکت کننده در سمینار تزکیه و بازآموزی انقلاب فرهنگی

تاریخ: 1359/06/08

 

تمام انبیا معلم هستند و تمام بشر دانشجو

بسم الله الرحمن الرحیم
با اینکه بنا نبود که آقایان دیگر تشریف بیاورند و زحمت بکشند و آنطوری که اطبا هم احتیاط می کنند خیلی اجازه نداده اند که من صحبت کنم، لکن امروز از پاکستان دانشجویان محترم و بعضی آقایان دیگر و از ایران معلم ها تشریف آورده اند. پس این محفل، محفل معلم و دانشجوست. دو گروهی که اگر اصلاح بشوند یک مملکت را اصلاح می کنند و اگر خدای نخواسته در غیر این معنا باشند، کشورها به تباهی کشیده می شوند. مقام معلم و مقام دانشجو که باید مغز متفکر یک ملت را تشکیل بدهد، از اموری است که باید به آن توجه زیاد بشود و وظیفه معلم و دانشجو مشخص باشد تا انشاء الله بر آن طریقی که اسلام می خواهد و مقام انسانیت اقتضا می کند، از همان طریق راه بروند و طی مقامات را بکنند و به آنجائی برسند که انسان شوند.
تمام زحمتی که انبیا کشیده و تمام رنج هائی که اولیاء خدا از بد و خلقت تاکنون کشیده اند و بعدها هم تا آخر خواهند کشید مقدمه این بوده است که این موجودی که در خارج می گویند انسان، انسان بشود. تمام کتب آسمانی که بر انبیا نازل شده است برای این بوده است که این موجودی که اگر سر خود باشد، خطرناکترین موجودات عالم است، تحت تربیت و تعلیم الهی واقع بشود و بهترین موجودات و افضل تمام خلائق بشود. نهضت های اسلامی، نهضت های توحیدی، تمام برای همین معنی بوده است. در اسلام همه امور مقدمه انسان سازی است. اگر رها کنند این موجود دو پا را، تمام عالم را به تباهی می کشد. برای جلوگیری از این فسادهای بزرگ و این جنگ های ویران کن و این کارهای بسیار ناروا که در کشور هست انبیا آمده اند تا بشر را هدایت کنند به راهی که همه در آن راه سیر کنند و همه انسان صحیح و کامل بشوند. اگر این موجود دو پا تربیت شد تمام حوائج دنیا و آخرت بشر تحقق پیدا می کند و اگر این موجود دو پا سر خود شد یا به خلاف مسیر طبیعی خودش حرکت کرد تمام عالم به تباهی کشیده می شود
از این جهت تمام انبیا معلم ها هستند و تمام بشر دانشجو انبیا مکتبی دارند که در آن مکتب می خواهند این موجود دوپائی که بدترین موجودات است و اگر رها بشود خطرناکترین موجودات عالم است، این را به راه مستقیم، به صراط مستقیم هدایت کنند و اجرای این امر را هم خودشان متکفلند.

صحیفه نور جلد 13 صفحه 53


از این جهت معلم و دانشجو محصور به معلم های دانشگاه ها یا دبیرستان ها یا سایر جاها نیست و دانشجو هم محصور نیست به همان هائی که دانشگاه می روند. عالم یک دانشگاهی است و انبیا و اولیا و تربیت شده های آنها معلم هستند و سایر بشر دانشجو و باید دانشجو باشند. عالم باید، تمام دنیا باید دو طبقه داشته باشد: یک طبقه معلم و استاد و یک طبقه دانشجو و متعلم وظیفه معلم هدایت جامعه است به سوی الله و وظیفه دانشجو تعلم.
 

راه خدا تمام ابعاد انسانی را الهی می کند، و راه کفر به فساد رهنمون می شود

همین معناست که یک جامعه ای پیدا بشود که همه متوجه به خدای تبارک و تعالی باشند و همه در راه او. اگر همه در راه او شد اقتصاد هم الهی می شود، فرهنگ هم الهی می شود، ارتش هم الهی می شود، ژاندارمری هم الهی می شود، دانشجو و معلم هم الهی می شوند. خداست و طاغوت، همین دو، غیر از این نیست. یا راه خداست و یا راه طاغوت. راه خدا راهی است که انسان را در تمام ابعادی که دارد، در بعد عقلائی، در بعد متوسط که بعد خیالی است و در بعد تنزل که بعد عمل است، این ابعاد را هدایت بکنند به آن راهی که باید باشد. اگر اینها از همان راه مستقیم رفتند، اینها الهی هستند. راه، راه خداست و هر کس از این راه برود الهی است، تا آنوقتی که همه چیز انسان، همه اعمال انسان، همه حرکات انسان، همه تخیلات انسان، همه تعقلات انسان، الهی بشود. یا این راه است یا راه چپ و راست که برخلاف راه مستقیم است که هریک از اینها انحراف است و به سوی طاغوت است. الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور ظلمات تمام عالم که توجه به خدا ندارد و نور، نور مطلق حق تعالی که باید همه عالم متوجه به او باشد. والذین کفروا اولیاء هم الطاغوت همین دو راه است یا ایمان است و اسلام است و توجه به مکتب الهی این امر خداست و خدا مومنین را اگر در این راه افتاده هدایت می کند و تمام ابعاد انسانی را الهی می کند و یا کفر است و برخلاف توحید است، چه در طرف راست و چه در طرف چپ، طاغوت است و منتهی الیه آن جهنم. و در دنیا هم همه فسادها و همه جنگ هائی که در عالم تحقق پیدا می کند به دست ابر قدرت ها، همه جنگ شیطانی و طاغوتی است. در جنگ ها هم جنگ طاغوتی هست و جنگ توحیدی. جنگ هائی که پیغمبرها می کردند، اولیا می کردند، مومنین می کردند برای این بود که اشخاص سرکش را از آن سرکشی ها برگردانند و تعدیل کنند. این جنگ، جنگ الهی است و آن جنگ هائی که برای احراز مقام است، برای به دست آوردن قدرت است، برای تحمیل بر جامعه هاست، برای جنایتکاری این ابر قدرت هاست یا هر قدرتی، این جنگ ها جنگ های ابلیسی است و جنگ های طاغوت است. عالم از این دو حال خارج نیست و هر حرکتی که از انسان صادر بشود، چه حرکت های قلبی و چه حرکت های روحی و چه حرکت های جوارحی از این دو حد خارج نیست، یا به طرف صراط مستقیم و الله است و یا طاغوتی است، منحرف یا به طرف چپ یا به طرف راست. هدانا الصراط المستقیم صراط مستقیم یک سرش اینجاست و یک سرش به آن طرف عالم، به مبدا نور. صراط الذین انعمت علیهم به آمدن تعلیمات انبیا، انعام کرده

صحیفه نور جلد 13 صفحه 54

خدا بر ما که ما را هدایت کند به این راهی که راه الله است و موجب این می شود که تمام عالم به سعادت برسند و با آرامش و با تربیت صحیح در این عالم زندگی کنند و تمام جهاتی که در این عالم هست بر گردانند به همان جهت توحیدی الهی و سایر حرکت ها چه حرکت های قلبی باشد و چه حرکت های خیالی باشد و چه حرکت های جوارحی باشد، بر خلاف این مسیر که باشد همه طاغوتی است. همین دو راه بیشتر نیست، یا طاغوت و یا الله و شما معلمین و شما دانشجویان از همین راهی که انبیا تعیین کرده اند راه را طی کنید. همین راه خداست، همین راهی که انبیا و اولیاء خدا پیش پای بشر گذاشته است این راه خداست و ما همه باید از همین راه حرکت کنیم. کسانی که دعوت بر غیر این راه بکنند، طاغوتند و کسانی که مردم را بر خلاف مسیر طبیعی خودشان و مسیری که فطرت آنها متوجه به اوست راهنمائی کنند، ضلالت است و من امیدوارم که معلمین هم در هر جا هستند، خواهران و برادران معلم، خواهران و برادران دانشجو، خواهران و برادران عالم، خودشان را دانشجو بدانند و معلم. معلم آنها را به راه راست هدایت انبیا دعوت کند و آنها هم به راه راست هدایت انبیا سفر کنند.
والسلام علکیم و رحمه الله و برکاته

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:30 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع شرکت کنندگان ایرانی در کنفرانس نیمه دهه زن در کپنهاک

تاریخ: 1359/06/19

 

سازمان ملل در خدمت ابر قدرت ها و برای بازی دادن سایر کشورهاست

بسم الله الرحمن الرحیم
اساسا هر تشکیلاتی که این ابر قدرت های بزرگ در آن دست دارند، این تشکیلات، تشکیلاتی است که باید به نفع آنها تمام شود. همین سازمان ملل، همین جلساتی که در خارج هست، شورای امنیت، همه اینها در خدمت ابر قدرت ها هستند و برای بازی دادن سایر کشورهاست و لهذا برای خودشان و تو قرار می دهند و هر مطلبی مخالف با رای خودشان است کنار می گذارند و اصلا خود آنها هم اساساً در خدمت ابر قدرت ها هستند. سازمان هائی هم که به هر اسمی اینها درست می کنند، می خواهند بکشند همه را به طرف منافع خودشان. و ما به ابر قدرت ها آنقدر سوء ظن داریم که اگر یک مطلب راستی هم بگویند، ما اعتقادمان طوری می شود که برای این مصلحتی گفتند که مردم را اغفال کنند.
 

خانم ها باید روی آن عفت عمومی کارهای اجتماعی و سیاسی را انجام دهند

این کاری که شما کردید بسیار ارزنده است و انشاء الله که بسیار شما موفق باشید. و می دانید که همه، انقلاب ما را در خارج بر خلاف آنچه که هست منعکس کرده اند. به تدریج باید ما انقلاب خودمان را به خارج به نحوی که هست صادر کنیم، به آن نحوی که هست منعکس کنیم. قضیه تنها زن ها نیستند که در ایران الان وضعشان به طور آزادی بوده است و شدند زن، یک موجود متعهد، شاید بهتر از مردان تعهد داشته باشند، لکن در خارج اینها را منعکس کرده اند که یک دسته مردم، چطور گفته اند یک دسته، از زمان رضا شاه این مسائل مطرح شد، قضیه کشف حجاب یک مطلبی نبود که اینها می خواستند زنها را، مثلاً ده میلیون زن را بیاورند در جامعه وارد کنند. اینها یک دستوراتی بود که اینها می گرفتند از خارج و برای اسارت ما اجرا می کردند.
قضیه ها شاید شما هیچ کدامتان یادتان نباشد اگر آن وقت چی کردید، کوچک بودید، اما من تلخی این کشف حجابی که اینها کردند و اسمشان را بعداً آزاد زنان و آزاد مردان، پسر رضاخان گذاشت من تلخی اش باز در ذائقه ام هست. شما نمی دانید چه کردند با این زن های محترمه و چه کردند با همه قشرها. الزام می کردند هم تجار را، هم کسبه جزء را، هم روحانیت را، هر جا زورشان می رسید به اینکه

صحیفه نور جلد 13 صفحه 69

مجلس بگیرید و زن هاتان را بیاورید در مجلس، بیاورید در مجلس عمومی، آنوقت اگر اینها تخلف می کردند، کتک دنبالش بود، حرف دنبالش بود، همه چیزها و حرف ها بود و اینها می خواستند زن را وسیله قرار بدهند از برای اینکه سرگرمی حاصل شود برای جوان ها و در کارهای اساسی اصلاً وارد نشود. طریق مختلفی اینها داشتند برای اینکه این جوان های ما را، این دانشگاهی های ما را، همه این قشرها را نگذارند به فکر خودشان بیفتند و به فکر مملکتشان بیفتند. از آن طرف همین مسأله کشف حجاب با آن فضاحتی که اینها کردند و با آن رفتاری که با زن های محترمه کردند و با آن رفتاری که با روحانیون کردند در این مسائل که حتی به مرحوم آقای کاشانی آمدند تکلیف کردند که شما باید وارد بشوید در این مجلس، فرمودند که شما باید مجلس بگیرید، ایشان گفته بودند... را که فرمودند: گفته بودند آن مامورها، که از بالاها گفته اند. گفته بودند من هم همان را می گویم حتی به اینها هم آمده بودند پیشنهاد کرده بودند. دیگر در شهرستان در دهات و همه جا حتی در قم، یک فضاحتی در قم در آوردند که قابل ذکر نیست و این هم برای این بود که این جوان ها را، جوان غافل، زن و مرد را وارد کنند در میدان و سرگرمشان کنند به هم و از اساس مسائل اینها غافل باشند. همچو مراکز فحشائی که اینها درست کردند که از تهران تا آخر تجریش صدها مراکزی بود که مال عشرتکده و امثال ذلک بود، همه اینها دیدید که زنانه بود لهذا، جوان های ما، ملت ما اصلاً دیگر توجه به مسائل اساسی که باید بکنند نداشت. نه مردش، نه زنش، نه مردها آزاد بودند و نه زن ها آزاد بودند، اسمش را گذاشته بودند آزاد مردان و آزاد زنان. این اساسی بود که از اول رضاخان که انگلیس ها خدا لعنتشان کند، اول انگلیس ها او را آوردند به ایران و او را وادار کردند به این مسائل و بعدش هم دنبالش شعراشان و نمی دانم نویسندگانشان و رسانه های گروهی شان را، همه اینها در خدمت این بود که این ملت را نهی کنند از آن چیزی که خودش دارد، آن را توجهش را به همین عشرت ها و به همین بساط لهو و لعب بکنند. اینها را آزاد قرار دادند، این مراکز لهو و لعب را، اما در تمام تهران شاید یک مرکزی که بتواند تعلیمات دینی... نه از نظر مردان و نه از نظر زنان که آزاد باشند در تعلیماتشان، معلوم نبود که باشد. در هر صورت اینها مسائلی است که ابر قدرت ها با نقشه های بسیار دقیق که کارشناسانشان کردند، هم مجالس درست می کنند از این چیزها و ما باید بیدار باشیم همه مان، همه ملت ایران بیدار باشند که به دام اینها نیفتند و هر جا فرض کنید در این مجالس رفتند، همان حیثیت خودشان را حفظ کنند، تحت تاثیر آنهائی که در آنجا هستند و زن هائی که در آنجا هستند یا مردهائی که در آنجا هستند و تحت تاثیر اینها واقع نشوند. همانطوری که شما گفتید که انجام دادید، همین طور باشد که اگر رفتند و شرکت کردند آنطور نباشد که شرکتشان یک وقت به نفع آنها تمام بشود، غالباً غافلند، اینطور می شود. بنابراین این کارهائی که شما گفتید کردید، کارهای ارزشمندی بوده است و باز اگر چنانچه مجالسی باشد، مردها هم بروند اما با تعهد، نه آنهائی که می روند و بر خلاف مصالح خود مملکت مان عمل می کنند. انشاء الله امیدوارم که همه تان موفق و موید باشید و امروز غیر روزهای سابق، امروز غیر زمان های سابق است. امروز باید خانم وظائف اجتماعی خودشان را و وظائف دینی خودشان را باید

صحیفه نور جلد 13 صفحه 70

عمل بکنند و عفت عمومی را حفظ بکنند و روی آن عفت عمومی کارهای اجتماعی و سیاسی را انجام بدهند، نه مثل سابق که فرض کنید اینها یک زنی را هم وارد می کردند در مجلس اما چه زنی بود و چکار می خواست بکند. حالا هم وارد شدند بعضی خانم ها در مجلس این ورود غیر آن ورود است. آن یک ورودی بود، این هم یک ورود آنها مجالس داشتند. روز زن داشتند، روزی که برای کشف حجاب بود، می خواستند، همین در سال های آخر من در قم بودم شاید همان سال آخری بود که 15 خرداد بعدش پیش آمد من شنیدم که زن ها می خواهند بروند سر قبر رضا شاه و راجع به همین قضیه کشف حجاب نظاهرات بکنند. من رؤسای، رؤسای اداراتی که در قم بود، پیش من آمدند، گفتم که شما هر کدام به وزارتخانه خودتان اطلاع بدهید که اگر این کار را بکنید من به ملت می گویم که عزا بگیرند برای روزی که قتل عام کردید در مسجد گوهرشاد. اینها اطلاع دادند و از این منصرف شدند. در هر صورت آن وضعی که آنها درست کرده بودند درست بر خلاف موازینی بود که ملت ما باید انجام بدهد و زن های ما باید انجام بدهند و حالا بحمدالله آن مسائل گذشته است و باید همه زن ها و هم مردها در مسائل اجتماعی مسائل سیاسی وارد باشند و ناظر باشند، هم به مجلس ناظر باشند، هم به کارهای دولت ناظر باشند، اظهار نظر بکنند.
ملت باید الان همه ناظر امور باشند، اظهار نظر بکنند در مسائل سیاسی، در مسائل اجتماعی، در مسائلی که عمل می کند دولت، استفاده بکنند، اگر یک کار خلاف دیدند. و من امیدوارم که انشاء الله این نهضت به پیروزی منتهی باشد و شما انشاءالله همه تان موفق باشید و موید و مجالس خود را باز هر چه شکوهمندتر در همه جا توسعه بدهید که زن ها بیدار بشوند و آن مسائل سابق را، آن ملعب هائی که بود و آن آرایش هائی که بود آن مسائلی که شما می دانید چقدر به اقتصاد ما صدمه وارد می کرد و چقدر به عفت عمومی ضرر می رساند. زن ها امروز باید همانطوری که مردها وارد، یعنی مردهای درست، نه مردهائی که... دیدند، در مسائل واردند، آنها در مسائل وارد باشند و تعلیم و تعلم صحیح داشته باشند و دخالت صحیح در امور بکنند و انشاءالله موفق و موید باشند.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:30 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

پیام امام خمینی به مناسبت سالگرد رحلت آیت الله طالقانی

تاریخ: 1359/06/18

 

پیام امام خمینی به مناسبت سالگرد رحلت آیت الله طالقانی

بسم الله الرحمن الرحیم
یک سال از رحلت شخصیتی ارجمند و عزیزی ارزشمند گذشت. یک سال از فقدان مردی گذشت که می توانست به انقلاب اسلامی و پیشرفت اهداف مقدس اسلام خدمت های ارزنده ای کند. او توانست با رفتار و گفتارش به اعصاب ناآرام که موجب نگرانی ها و تفرق ها می شود آرامش بخشد. مجاهد بزرگوار و عالم هشیاری که از عنفوان جوانی تا آخرین لحظات زندگانی در خدمت به اسلام و کشورهای اسلامی متحمل رنج ها و حبس ها و فشارها بود و هیچ از این زحمت ارجمند و خدمت سودمند کناره گیری نکرد و به کوشش خود در راه هدف و انقلاب ادامه داد. مرحوم مجاهد متعهد و مبارز عظیم الشان طالقانی به جوار اجداد عالیقدرش شتافت و ما نیز انشاء الله تعالی همان راه را خواهیم رفت. ملت عزیز باید در این وقتی که قدرت های جهانی در پیکار با اسلام و کشور ما بسیج شده اند و مفتیان درباری به کمک صهیونیسم جهانی و قدرت های شیطانی در تفرقه افکنی بین مسلمانان بپا خاسته اند، با اتکال به قدرت بی پایان حق تعالی و هوشیاری، و حدت خود را حفظ کنند و با شور انقلابی به پیش روند و ملت مستضعف و پیروان مکتب اسلام از این شیاطین به صورت انسان، گول نخورند و خود و اسلام عزیز را با وحدت کلمه و قدرت الله اکبر، از دست قدرت های شیطانی نجات دهند و از این جنود ابلیس نهراسند که خداوند تعالی با ماست ما دامی که ما برای رضای او نهضت را به پیش بریم. از خداوند تعالی رحمت برای مجاهد محترم و صبر برای خاندان محترم ایشان خواستار است و امید است ملت عظیم ایران قدردانی از خدمتگزاران به اسلام و ملت، و سالروز معظم له را احترام نماید.
والسلام علی عبادالله الصالحین
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:30 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

بیانات امام خمینی در جمع اعضای هیأت دولت برادر محمد علی رجائی

تاریخ: 1359/06/20

 

حب نفس و غفلت از خدا بزرگترین خطر برای هر انسانی است

بسم الله الرحمن الرحیم
من اول دعا می کنم که خدای تبارک و تعالی شما آقایان را از عنایت خودش محروم نکند و شما را به راهی که رضای اوست هدایت بفرماید و شما به مقصدی که مقصد اسلام است و آرزوی ملت است برسید. آنچه که خطر برای هر انسانی و هر متصدی امری هست حب نفس است. رأس همه خطاهائی که انسان می کند، حب نفس است. هر بلائی سر انسان خودش می آید یا جامعه از دست قدرتمندان می بیند این در اثر هوای نفس و خود خواهی است. در روایات ائمه ما فرموده اند: رأس کل خطیئه، حب النفس یعنی همه خطاهائی که از انسان صادر می شود در اثر همین خود خواهی و غفلت از خداست. انسان باید کوشش کند که این حب نفس را اگر نمی تواند تمام کند کم کند، البته مسأله بسیار مشکلی است و محتاج به ریاضت است، لکن مسأله نشدنی نیست، مشکل است، لکن نشدنی نیست. اگر انسان در هر امری که وارد می شود در آن امر خودخواهی را کنار بگذارد و مصلحت را ملاحظه بکند و خدا را ملاحظه بکند، هم موفق می شود و هم از خطراتی که بر این خودخواهی است در امان می ماند. شما که الان از وزرای محترم هستید و مملکت اسلامی به شما سپرده می شود و پست های شما پست هائی است که باید در آن اعمال بسیار شایسته انجام بگیرد، کوشش کنید که اولاً گمان نکنید که ریاست، از ریاست درجه اول تا آخر، یک چیزی باشد، یک امر اعتباری است، یک دسته ای جمع می شوند یکی را می گویند تو کارها را انجام بده. در نظر داشته باشید که حضرت امیر سلام الله علیه در حالی که به حسب فهم جامعه، ریاست یک کشور بسیار بزرگی را داشت از حجاز تا مصر، عراق، ایران، همه را داشت، آنوقت چه جور بود وضعش، چه جور بود سلوکش با مردم و چه بود سفارش هایی که به عمالش یا به حکومت هائی که از طرف او بودند، چه سفارش های ارزشمندی فرموده است. البته ما نمی توانیم خود او باشیم، لکن می توانیم که شیعه او باشیم، پیر و او باشیم، تا آن حدودی که بتوانیم باید پیروی از او بکنیم. او تمام مقصدش خدا بود، اصلش این دنیا و این ریاست دنیا و اینها در نظر او چیزی نبود مگر اینکه بتواند یک عدلی را در یک دنیا برقرار کند، والا پیش آنها مطرح نبود که یک ریاستی داشته باشند یا خلافتی داشته باشند، مگر اینکه بتوانند یک عدلی را اقامه کنند و یک حدی را جاری کنند. ما باید از آنها درس بگیریم و پند بگیریم و به شیوه آنها تا آن اندازه ای که می توانیم عمل

صحیفه نور جلد 13 صفحه 72

کنیم و از آن چیزهائی که دام شیطان است که بزرگترین دام همان خودخواهی انسان است، از این دام رهائی پیدا بکنیم و به صراط مستقیم الهی راه برویم تا بتوانیم هم خودمان را اصلاح کنیم و هم جامعه مان را.
 

ما هر چه داریم از این ملت اسلامی است که با فریاد الله اکبر پیروز شد

شما ببینید که چه حکومتی در دست شما آمده و از چه راهی آمده است و کی به شما این حکومت را محول کرده. اگر چنانچه پنج سال پیش از این، ده سال پیش از این را شما در نظر بیاورید، وضع آنوقت را در نظر بیاورید، حکومت آنوقت را در نظر بیاورید، ملت را نسبت به حکومت و حکومت را نسبت به ملت در نظر بیاورید و حبس ها و زجرها و تبعیدها و قتل ها را که در آن حکومت واقع می شد به نظر بیاورید و از خودتان سؤال کنید که چه شد که این شد؟ چه شد که یک روز آنطور جنایتکاری ها واقع می شد و اختناق ها و آن مسائل و مصائب برای کشور ما بود و حالا چه شده است که ما آزادانه اینجا باهم نشستیم و شما آزادانه مسائلتان را با مردم مطرح می کنید و مردم هم آزادانه یا انتقاد می کنند یا تعریف می کنند از شما، این آزادی را کی به ما داد؟ و این استقلالی که الان ما داریم و کسی نمی تواند دخالت کند در کشور ما، این را کی به ما داد؟ و این استقلالی که الان ما داریم و کسی نمی تواند دخالت کند در کشور ما، این را کی به ما داد؟ جز این بود که این پا برهنه ها و این زاغه نشین ها و این دانشگاهی های محروم و این مردم کوچه و بازار با هم جمع شدند و برای خدا قیام کردند و نهضت کردند و ما را به این آزادی رساندند و آن سدهای بزرگی که در تصور کسی نمی آمد که شکسته بشود، شکستند و ما را به آنجا رساندند که وزیر بشویم و رئیس جمهور بشویم و وکیل بشویم و همه اینها را داشته باشیم و همه از این ملت است. ما هر چه داریم از این ملت است، البته ملت اسلامی که با فریاد الله اکبر این کار را انجام دادند.
 

ما باید ببینیم این ملتی که ما را به این مقام ها رسانده اند از ما چه می خواهند

ما باید ببینیم که این ملتی که ماها را به این مقام ها رسانده اند، از ما چه می خواهند و ما باید برای آنها چه بکنیم. از ما می خواهند که تمام این ارگان هائی که هستند، تمام این رؤسایی که هستند از رئیس جمهور گرفته و نخست وزیر و وزرا را تا وکلا و - عرض می کنم - که وزارتخانه ها و هرچه در آنها هست، اینها می خواهند که اینها همه در راه اسلام که خواست ملت بود و همه کوشش شان برای اسلام بود و اسلام آنها را موفق کرد، اینها هم در همان طریق اسلامی راه بروند. طریق اسلامی این است که مستضعفین را حمایت کنند، بیشتر توجه شان به آنها باشد. در طول تاریخ، حمایت حکومت ها از قلدرها بوده است. شما هر حکومتی را که در این 2500 سال دوران ظلمت در نظر بگیرید، هر حکومتی، هر چه عادل بوده، هر چه جنت مکان بوده در نظر بگیرید، آنوقت بروید سراغ وزرای او که از چه طایفه ای بوده اند، آنهائی که بهره بر می داشتند از این ملت های ضعیف، چه اشخاصی بودند، پیدا نمی کنید یک حکومتی که برای مستضعفان باشد، برای این کوچه و بازاری ها باشد، برای همین پابرهنه ها باشد. هر

صحیفه نور جلد 13 صفحه 73

چه بودند، برای ملک دارها بودند و برای قدرت دارها و برای سرمایه دارها و برای رؤسا و خان ها و هر چه بود برای آنها بود. یک وقت در بعضی از حکومتها تیول می کردند، خراسان را می دادند دست یک عده تیول، او چقدر می داد برای این، فرض کنید که در پول آنوقت پنجاه هزار تومان، پول پنجاه هزار تومان آنوقت، پنجاه میلیون هم بیشتر بود و به او خراسان را می دادند، برو سراغ خراسان، یعنی دیگر هم ما هر چه صدا از خراسان بلند بشود و هر چه از ظلم تو گفته بشود ما اعتنا نمی کنیم، تو برو، آنجا مال تو. آنجا هم مردمش و عرض بکنم - ناحیه اش و درآمدش مال این بود، این باید این پنجاه هزار تومانی که اینجا به نخست وزیرش داده است یا به صدر اعظم داده است، باید این پنجاه هزار تومان را در آورد و چندین پنجاه هزار تومان هم برای خودش در آورد، برای اینکه یک تجارتی بود، فروخته بودند اینجا را، این پول او را باید بدهد، باید به نفع هم ببرد. این با مردم چه می کرد، با کدخداهای ده یا بست و بند می کرد و ده را می چاپید یا اگر کد خدایی بود که یک تخلفی می کرد، آنطور می کرد که شاه مخلوع به مردم. این وضع حکومت جبار است. حکومت اسلام که الان شما مدعی هستید که نخست وزیر اسلام هستید، دولت اسلامی هستید و آقایان، وزرای اسلام هستند و آقای رئیس جمهور، رئیس جمهور یک کشور اسلامی هستند و وکلا، وکلای کشور اسلامی هستند باید از آنچه که در سابق گذشته نسیان کنند او را، دفن کنند آنها را، از دیکتاتوری ها، از چپاولگری ها، از خودخواهی ها و خودپسندی ها، همه اینها را باید دفن کنند و وارد بشوند در یک مملکت تازه ای که از صدر اسلام که بگذریم دیگر یک همچو چیزی نبوده است. در صدر اسلام هم برای ایران نبود اینها حتی آنوقت هم که ایران را فتح کردند باز سپردند به دست همان هایی که اداره می کردند و جنایات هم همان جنایات بود، نتوانستند این کار را بکنند.
 

هر که گفت باید به من اطاعت کنید، این شیطان است

شما امروز باید فکر این را بکنید که از یک چاه عمیقی این مردم شما را نجات دادند. شما حبس ها را دیدید و زجرها را چشیدید و الان هم آزادی را و شهد آزادی را دارید می چشید. برای شکر این نعمت، شماها خدمتگزار باشید. برای شکر این نعمت همه باهم در یک راه باشید. این را من کراراً گفتم اگر همه انبیا جمع بشوند در تهران و بخواهند کار بکنند، بخواهند دخالت در امور بکنند، هیچ با هم اختلاف پیدا نمی کنند، امکان ندارد، برای چه؟ برای اینکه آنها نفس خودشان را کشته بودند و مبداء خلاف، نفس انسان است. مبداء همه خلاف هایی که پیدا می شود، انسان خیال می کند که نه، من برای مصلحت این کار را می کنم، عمر خودش را انسان نمی فهمد، وضع خودش را انسان نمی فهمد. شما اگر بخواهید مقایسه کنید، شمایی که می گوئید که من برای مصلحت مسلمین فلان کار را می کنم، شما فکر این را در خلوت بکنید که اگر یک کسی دیگر به جای شما بود و بهتر هم مصالح مسلمین را انجام می داد، شما باز همانطور بودید؟ می خواستید خودتان نباشید و او باشد؟ یا نه می خواهید که این مصلحت مسلمین به اصطلاحتان به دست شما انجام بگیرد؟ منم که این مصلحت را دارم ایجاد می کنم،

صحیفه نور جلد 13 صفحه 74

این همان شیطان است، همان شیطانی که اغوا می کند آدم را، اکثر اغوائاتش این است که انسان را بازی می دهد وسوسه می کند در انسان، وسوسه های دامنه دار از همه طرف، وسوسه می کند که تو حالا صاحب قدرت هستی، تو حالا صاحب کذا هستی، دیگران چکاره اند؟ شما حالا وزیر هستید دیگران باید اطاعت بکنند، چشم بسته باید اطاعت بکنند، شما وکیل هستید دیگران باید از شما اطاعت بکنند و چشم بسته هم باشند. این، همه برای این است که انسان خودش را نساخته، اگر انسان خودش را ساخته بود، هیچ بدش نمی آمد که یک رعیتی هم به او انتقاد کند، اصلاً بدش نمی آمد، از انتقاد بدش نمی آمد این چرا انسان اگر انتقاد دو انسان را فرض کنید یکی خودتان یکی دیگری، هر دو دارای یک صفت متوازی هستید، اگر یک کسی از آن رفیقتان تکذیب کند برای خاطر آن صفتش، شما خوشتان می آید برای اینکه آن را مقابل خودتان می دانید، از این جهت همان صفتی که در شما هست در دیگری اگر باشد و انتقاد بکنند، شما خوشتان می آید، او بدش می آید، او هم وقتی ببیند همان را در شما هست در دیگری اگر باشد و انتقاد بکنند، شما خوشتان می آید او بدش می آید، او هم وقتی ببیند همان را در شما عیبجوئی می کنند خوشش می آید و اگر خودش، از خودش عیبجوئی کنند، بدش می آید. اینها همه از حیله های شیطان است که شیطان، بزرگتر از همه شیطان حتی از این شیطان بزرگ معروف، این شیطان نفس اماره خود آدم است. ما که الان یک مملکت اسلامی به ما سپرده شده است یعنی این مردم با فریادهایشان سدها را شکستند و رای به همه شماها دادند و به وکلا و به عرض می کنم که به رئیس جمهور و بعد هم وکلای آنها به شما و اینها، این مردمی که با این زحمت رای به شما دادند و شما را بر سر مسند نشاندند، حالا شما بخواهید سر مسند با هم اختلاف کنید، ببینید پیش خدا چه هست. یک دسته زحمت کشیدند و جوان هایشان را دادند و الان هم شما کردستان را می دانید چه جور هست و این پاسدارها در کردستان و این ارتشی ها در آنجا هر روز دارند جان می دهند، هر روز دارند خون می دهند، مردم آنجا دارند بمباران می شوند، دشمن های ما مشغول فعالیت زیاد هستند، در این حالی که همه جوانب بر ضد ما هست، همه قدرت های بزرگ و کوچک بر ضد ما هست و این ملتی که با این زحمت به دست شما این مملکت را داده است شما حالا بنشینید سر اینکه من چطور، شما چطور و همه اش هم از شیطان است. هیچ شکی در این نکنید که هر که گفت من، این من، شیطان است. هر که گفت که باید به من اطاعت کنید، این شیطان است. ما بنشینیم سر این معنا که شما بگویید که من، آن هم بگوید من، آن هم بگوید من، این سر سفره شیطان بنشینیم و با هم تسابق بکنیم به اینکه آن طعمه شیطان را که خودخواهی است هی تقویت کنیم. شما ببینید که در بارگاه خدا این چه جور، چه صورتی دارد و در پیش ملت که بشنود یک همچو چیزهائی هست، ببیند یک همچو مسائلی طرح است، خوب، این ملت بر فرض اینکه حالا صحبت هم نکند اما این زن داغدار که بچه اش را برای این جمهوری داده و برای اسلام داده، حالا در ذهنش چه می آید، چه ناراحتی در این زن های داغدار و در این پدرهای جوان مرده، چه وضعیتی در قلب آنها پیدا می شود ولو حرفی نزنند، ولو هیچ صحبت نکنند، برای خدا آنها صحبت نکنند، برای آنها، آنها قیام بر ضد نکنند اما ببینید چطور داغدارها چه حالی پیدا می کنند که ببینند که جوان هایشان را برای جمهوری اسلامی دادند و حالا در جمهوری اسلامی داد و قال است

صحیفه نور جلد 13 صفحه 75

سر اینکه من جلو باشم یا شما جلو باشید. این روزنامه هائی که من امروز دیدم و بعضی شان را هم دیروز دیدم، این روزنامه ها ببینید که در آن چه مسائلی هست که مردم وقتی این روزنامه ها را بخوانند چه خواهند گفت. یک قدری توجه داشته باشند همه کسانی که متصدی امرند.
 

اگر برای مصالح خودمان دعوا کنیم نه برای مصالح ملت، ما هم طاغوتیم

اینها خیال نکنند که ما حکومت هستیم و ما رأس هستیم و ما وزیر هستیم و ما نخست وزیر هستیم و ما رئیس جمهور هستیم و ما باید هر کاری دلمان بخواهد بکنیم. نه، مملکت اسلامی است، نه طاغوتی. مملکت اسلامی را به طاغوت نکشید. من خوف این را دارم که خدای نخواسته اگر چنانچه این امور زیاد انباشته بشود، یک وقت همان مسائلی پیش بیاید که مردم با طاغوت عمل کردند. طاغوت برای خاطر اینکه پسر کی بود و نوه کی بود که نبود، برای اعمالش بود. اگر اعمال ما هم یک اعمال طاغوتی باشد، برای خود باشد، نه برای ملت، دعوا بکنیم سر خودمان، نه برای مصالح ملت، این همان طاغوت است منتها به یک صورت دیگری درآمده اما طاغوت است، طاغوت هم مراتب دارد، یک طاغوت مثل رضاخان و محمدرضا خانمان و یک طاغوت هم مثل کارتر و امثال آنهاست، یک طاغوت هم مثل ماهاست. همه از جند ابلیس می شویم شما فکر این ملت، فکر این زاغه نشین ها، فکر این مردمی که همه چیزشان را دادند و شما را به مسند نشاندند، فکر آنها را بکنید. شب وقتی خلوت می کنید فکر بکنید که من امروز که کار کردم برای خودم کردم یا برای مردم ،امروز که صحبت می کنم برای خودم صحبت می کنم یا برای مصالح کشور.
 

جنگ و نزاع بین شما و غافل شدن از ملت خواست اجانب است

اگر اینها را فکر بکنید، توجه بکنید و خطراتی که در کشور ما الان در موجود است فعلاً و در... موجودیت است، خطراتی که از خارج و از داخل برای ما دارد پیش می آید، اگر اینها را ما توجه به آن بکنیم و یک ملتی که یک مملکت را به شما سپرده است برای اینکه حفظش را بکنید و مصالحش را ایجاد بکنید و متحقق بکنید، اگر بنا باشد که شما با هم شروع کنید به جنگ و نزاع و آن هم نه برای خاطر اینکه یکی مصلحت را این می داند یکی نمی داند، اینها شعر است، همه خودمان را خواهیم، اگر من یک دفعه گفتم به اینکه بیائید فلان کار را بکنید برای مصلحت و انتقاد از شما کردم برای اینکه شما چنین می کنید، این از نفس اماره است که بروز می کند و لهذا مقایسه اش همین است که اگر آن دیگری همین کار را بکند، این آقایی که مثلاً حالا اعتراض کرده او، دیگری همین کار او را بکند، اگر او همین اعتراض را بکند، اشکال می کنند به او. این حیله های نفسانی، حیله های شیطانی بسیار دقیق است و بسیار مشکل است شناختنش که ما بتوانیم بفهمیم، لکن خوب، حالا این چیزهای واضح ترش که انسان می تواند بفهمد. خوب، شما انصاف می دهید که یک مملکتی که خونش را داده و شما را به مسند نشانده، سر مسند جنگ بکنید، دعوا بکنید، هر روز صحبت بکنید، هر روز انتقاد بکنید،

صحیفه نور جلد 13 صفحه 76

روزنامه ها هر روز انتقاد بکنند، هم را بکوبند، به هم تهمت بزنند، به هم افترا بزنند، آخر این انصاف است پیش خدا چه می خواهد شد این؟ پیش ملت چه انعکاسی دارد خارجی ها چه استفاده از آن می کنند؟ آنها همه دلشان می خواهد که شما سروکله هم بزنند و از مصالح مملکت غافل باشید و آنها یک وقتی کار خودشان را، ضربه خودشان را بزنند. آنها در طول تاریخ و خصوصاً در این پنجاه سال کوشش کردند که جوان های ما و ملت ما را غافل کنند و احیاناً به جان هم بریزند و خدا خواست که آن خدعه آنها تا این حد باشد و از بین بروند و رفتند. اگر حالا همان مسائل را ما تکرار کنیم، یعنی مسائلی که امریکا برای ما پیش می آورد که ما را از مسائل اصلی غافل کند، به مسائل دیگر متوجه کند، به هروئین متوجه کند، به فحشا متوجه کند، برای اینکه از آن راهی که باید برود منحرف بشود، برود دنبال عشرتخانه ها، امریکا در یا ابرقدرت های دیگر، آنهائی که می خواستند ما را غارت کنند، در طول تاریخ و در طول این پنجاه و چند سال کوشش کردند که جوان های ما را بی تفاوت بار بیاورند. آن روز آنها می کردند، حالا دست شما افتاد. اگر حالا هم شما کارهایی بکنید که توجه مردم را از مصالح و توجه خودتان را از مصالح به چیز دیگر متوجه بشود، عوض اینکه فکر حل مشکل کردستان را بکنید بنشینید و با هم دعوا بکنید، عوض اینکه برای این پابرهنه ها، برای این ضعفا، برای اینهایی که زحمت کشیدند و شما را به اینجا رساندند و حالا هم توقع از شما خیلی ندارند برای اینکه یک آب و نانی، یک آبی، یک نانی، یک برقی، آن چیزهای اولیه را به اینها برسانید،از این غفلت کنید و بروید سراغ جنگ - نمی دانم اعصاب و بساط، خوب، این همان است که آنوقت امریکا می کرد، حالا شما می کنید، آنوقت آن طاغوت می کرد، حالا شما می کنید. شما هم طاغوتید، آنها هم طاغوتند، فرقی نمی کند، یکی شیطان است، یکی شیطان کوچکتر. اگر بنا باشد که شما به جای اینکه اقتصاد مردم را درست کنید، به جای اینکه این کشور را بررسی کنید ببینید کجاهاست که مخروبه است و مردم از همه چیز ساقط هستند، به جای این اگر چنانچه بنشینید سر مسند و با حرف و با فحاشی به هم مسائل را غفلت از آن بکنید، این همان است که قدرت های بزرگ می خواهند تا این مملکت خرابه بماند و صدای مردم در آید، این همان است. شما هم عمال امریکائید منتها ملتفت نیستید. یک عاملی داریم که مستقیماً از سفارت امریکا دستور می گیرد، یک عاملی داریم که برای او کار کند و خودش نمی فهمد، خود آدم نمی فهمد که برای کی دارد کار می کند. اگر شما به مردم کار نداشته باشید، به مصالح مردم، به مصالح کشور کار نداشته باشید، فقط مشغول این باشید که من چطور، شما چطور، من چطورم، شما چطورید، مردم با من هستند، مردم با شما هستند، اگر فکر این باشید، این همان است که امریکا می خواهد و شما از عمال امریکا هستید و در عذاب با آنهائی که از عمال امریکا بودند با توجه، مشترک هستید با کم و زیادش.
 

خودتان را حاکم مردم ندانید، خدمتگزار بدانید

ملتفت باشید که شمایی که الان به حکومت رسیدید، حکومت نیست، خدمتگزار هستید. اسلام

صحیفه نور جلد 13 صفحه 77

حکومت به آن معنا ندارد، اسلام خدمتگزار دارد، منتها قوای انتظامی هم دارد برای سرکوبی آنهایی که می خواهند خیانت بکنند والا نه این است که اگر خیانتکار نباشد دیگر چیزی نمی خواهند، آنها نمی خواهند که حکومت کنند به مردم و خود فروشی کنند به مردم و مردم را از خودشان بترسانند. شما خیال می کنید آنطور که محمد رضا در خیابان ها می آمد، حضرت امیر هم با اینکه ده مقابل او سعه مملکتش بود، در خیابان ها آنطوری، در کوچه و بازار آنطور، خوب، در کوچه و بازار مثل یک آدمی می آمد که نمی شناختندش بعضی ها. مالک اشتر که یکی از سردارهای بزرگ اسلام بود، خیال می کنید که مثل یکی از درجه دارهای زمان طاغوت بود؟ نه، این توی مردم می آمد نمی شناختندش. آن روز یک کسی نشناخت و به او فحش داد و بعد هم ببینید کرامت او را، رفت مسجد به او دعا کرد. این اخلاق را، این تاریخ اسلام را باید مطالعه کرد و خصوصاً حکومت هائی که در اسلام بوده است مطالعه کرد و از آن پند گرفت. شما خودتان را حاکم مردم ندانید، شما خودتان را خدمتگزار مردم بدانید. این پیش خدا ثوابش بیشتر از این است که خودتان را حکومت بدانید. حکومت هم همان خدمتگزار است، ارتش هم باید خدمتگزار مردم باشد. اگر همه شماها خدمتگزار، خودتان را حساب بکنید، نخواهید که هی به شما مدح بگویند و ثنا کنند و نمی دانم فریاد بکشند و با هم دعوا بکنید، اگر این چیزها را کنار بگذارید و خودتان باهم تفاهم کنید و دوستی داشته باشید، این برای ملت چه لذتی دارد. آن که دیده است بچه هایش از بین رفته، حالا این حکومتی پیش آمده است که همه شان باهم برادرند و همه کوشش می کنند که برای مردم یک کاری بکنند، تا توان دارند برای مردم می خواهند کار بکنند، اگر به جای این ببینند که حالا که اینها رسیدند به یک چیزی و آمدند سر یک سفره ای نشستند، اینها باهم سر اینکه بیشتر این طعام سفره را ببرد یا آن یکی بیشتر ببرد دارند جنگ می کنند، خوب، ببینید چه تلخ است در ذائقه این ملت و در ذائقه اسلام و پیش خدای تبارک و تعالی، به ما چه می گوید.
 

بدون اختلاف همّ تان را صرف خدمت به ملت کنید تا پیش خدا آبرومند باشید

این عنایت خدا بود که همه را به این آزادی و به این عرض کنم استقلال و به این مقام رسانده است. حالا ما عوض اینکه شکر نعمت خدا را بجا بیاوریم و برای خاطر خدا قیام کنیم و برای ملت کار بکنیم تمام هم مان را صرف کنیم که این بیچاره هائی که توی این زاغه ها باز هم نشسته اند اینها را از اینجا بیرون بیاوریم، جائی برایشان درست بکنیم، آب و برق این مملکت را درست بکنیم و الان شما می دانید که در بعضی از جاها هیچ ندارند، هیچ. بعضی از جاهائی که، دیروز یکی از آقایان که آمده بود از طرف بختیاری و آنجاها، می گفت مردم همه اخلاص دارند اما هیچ ندارند. بعضی جاها هیچ ندارند، برای این هیچ ندارها یک فکری بکنید، هی ننشینید دعوا بکنید، هی هم دنبال این نروید که همانطوری که در طاغوت می کرد شهرها را خیلی مزین کنید و شهرها را خیلی بزرگ بکنید و همه هم دولت و همه بودجه مملکت خرج شهرها بشود و خرج شمال شهر بشود که باز همان طاغوتی ها از آن استفاده بکنند. برای این پایین شهری ها، برای این بیچاره ها اسلام است، حکومت اسلام است، برای

صحیفه نور جلد 13 صفحه 78

اینها فکر بکنید، هم تان را صرف این بکنید، نه صرف اینکه دعوا کنید. وقت، وقتی بنا شد که به دعوا بگذرد، دیگر نمی رسد انسان، مجال ندارد دیگر بنشیند یک کاری بکند، یک طرحی بریزد برای این ملت، برای این بیچاره ها. من تقاضا می کنم از همه آقایانی که متصدی یک امری از امور هستند، چه آنهایی که در وزارتخانه ها و در طبقه پایین تر مشغول کارند و چه خود وزرا و چه نخست وزیر و چه رئیس جمهور و چه همه کسانی که در امور هستند، در شورای انقلاب بودند و حالا هستند، در عرض می کنم که جاهای دیگر بودند من از همه شان تقاضا دارم که از این چیزی که برخلاف رضای خداست و برخلاف رضای اولیای اسلام است و برخلاف رضای ملت است اجتناب کنید این دنیا چند روزش آمده پیش شما، این را خدمت کنید تا آبرومند باشید پیش خدا، این را با دعوا نگذرانید، با صلح بروید سراغ مردم. اگر بروید سراغ مردم، دیگر دعوا پیش نمی آید برای اینکه وقت دعوا نمی ماند. اما افسوس این است که شما مشغول دعوا هستید و از مردم غافل، نه اقتصاد را توانستید درست کنید و نه امنیت را توانستید درست کنید و نه هیچی، همه اش دعوا و همه اش با هم دعوا، همه توی تهران نشستند دعوا می کنند این صحیح نیست، این خلاف اسلام است، خلاف اخلاق اسلامی.
 

اگر کسی قلم که دستش گرفت انتقاد کند برای انتقامجوئی، این همان شیطان است

به همه آقایان من می گویم با هم جنگ نکنید، روزنامه ها را پر نکنید دوباره از بدگویی از هم و از انتقاد از هم. انتقاد غیر انتقامجوئی است. انتقاد، انتقاد صحیح باید بشود. هر کس از هر کس می تواند انتقاد صحیح بکند اما اگر قلم که دستش گرفت انتقاد کند برای انتقام جوئی، این همان قلم شیطان است. اگر روی مصالح عامه یک کسی به کسی اشکال می کند و همچون است که اگر خودش را بردارند یک کسی دیگر را اینجا بنشانند و همین حرف ها را بزند خودش ناراحت نشود، این میزان دستش باشد که قلم دست شیطان است می نویسد یا دست رحمان است، زبان، زبان شیطان است یا زبان رحمان است.
 

سعی کنید کارهایتان ضربتی و برای مردم باشد

این را باید انسان توجه بکند به اینکه این چند روز می گذرد، این ریاست ها می گذرد، شما هر چه هم بخواهید چیز بکنید از محمد رضا توانید بالاتر بروید، هر چه هم دست و پا بکنید، آنها را پیدا نمی کنید و انشاء الله نخواهید پیدا کرد و نخواهید که بخواهید. او رفت تمام شد، حالا پیش خداست. چه خواهد شد، خدا می داند. ما هم این روز را داریم، ما هم فردا یکی مثل من دیرتر و زودتر و آن هم که معلوم نیست که کی زودتر ولی خوب، ما آخر است و باید برویم، شما که الان جوان هستید، به فکر این باشید که اصلاح کنید خودتان را، به فکر این باشید که برای این مملکت کار بکنید، ننشینید باز تو وزارتخانه ها و هی همان حرف های سابق باشد و همان کاغذ بازی ها و یک بودجه ای که برای یک جائی می خواهند، اینقدر، این طرف و آن طرف برود که منسی بشود. اینها را به طور ضربتی کار بکنید،

صحیفه نور جلد 13 صفحه 79

برای مردم کار بکنید. این غائله کردستان را هم جمع بشوید با هم طرح بدهید کار بکنید تا این غائله رفع بشود نه اینکه وقتی در کردستان فرض کنید که یک جوان هایی می خواهند فداکاری کنند، یک هلیکوپتر هم به آنها ندهند که این کار را بکنند. امروز نظارت می خواهد، باید این کار بشود، اینها باید نظارت بشود، باید توبیخ بشوند، باید محاکمه بشوند آنهایی که نمی گذارند کارها انجام بگیرد. در هر صورت من از همه شما خواهان این برادری ای که سفارش خدای تبارک و تعالی است و خدا شما را، مومنین را برادر قرار داده و با هم برادر باشید، برابر باشید و با هم برای این مملکت کار بکنید و در رأس برنامه تان برای این بیچاره ها و این مستضعفینی که هستند برای اینها کار بکنید، امنیت کشور را ایجاد بکنید.
خداوند انشاء الله همه شما را موفق کند و همه شما را سلامت و رفاه بدهد که برای ملت کار بکنید و پیش خدای تبارک و تعالی آبرومند بروید.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:30 PM
تشکرات از این پست
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی

فرمان امام خمینی به کلیه دادگاه های ارتش جمهوری اسلامی

تاریخ: 1359/06/16

 

به تمام دادگاه های ارتش اخطار می شود

بسم الله الرحمن الرحیم
1- تعقیب افراد ارتش باید با اطلاع فرمانده شخص متهم باشد و دادگاه های ارتش خود مستقلا نباید در بازداشت ارتشی ها اقدام نمایند و چنانچه مورد اتهام، یکی از فرماندهان ارتش باشد باید به وسیله فرمانده کل قوا احضار شود.
2- فرمانده شخص متهم موظف است در مهلتی که دادگاه های ارتش معین می نمایند متهم را به دادگاه تسلیم نماید.
3- در صورتی که شخص متهم در مدت مقرر در دادگاه حاضر نشد دادگاه خود مستقیما اقدام می نماید.
4- برای خدشه دار نشدن حیثیت افراد متهم، قبل از اثبات جرم اقدام دادگاه باید به صورت غیر علنی باشد و نشر و پخش آن از طرف دادگاه و غیر و ممنوع اعلام می گردد.
5- دادگاه های غیر ارتشی عموما و افراد غیر مسوول به هیچ وجه حق دخالت در این امور را ندارند و دخالت کنندگان تعقیب خواهند شد.
روح الله الموسوی الخمینی

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  7:30 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها