پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
یک شنبه 3 اردیبهشت 1396 7:30 PM
تاریخ: 1359/06/04
بسم الله الرحمن الرحیم
ما یکی از گرفتاری های بزرگمان در زمان طاغوت گرفتاری به دست مطبوعات بود. طاغوت مهره هائی که در خدمت او بودند و در خدمت اجانب، انتخاب می کرد و زبده های آنها را انتخاب می کرد برای اداره مطبوعات و برای تبلیغات به ضد اسلام و به ضد کشور، لکن با آب و رنگ اسلامی و ملی. من نمی دانم که صدمه ای که کشور ما و اسلام از مطبوعات در زمان طاغوت دید بیشتر بود یا صدماتی که از سایر ارگان های طاغوتی.
مطبوعات که حامل پیام ملت و حامل پیام اسلام باید باشد و مبلغ احکام اسلام و مجری احکام اسلام و مهذب جامعه باید باشد و اخلاق را در جامعه باید پخش بدهد، اخلاق الهی را، در زمان طاغوت درست بر عکس همه این معانی ماموریت داشتند که کشور ما را با آن تبلیغات دامنه دار این رسانه های طاغوتی، تمام مسائل اسلامی و تمام مسائل کشوری را به طرف منافع طاغوتی سوق دهند و صدمه ای که اسلام از مطبوعات و رسانه های طاغوتی خورد از کمتر دستگاه هائی خورد و آنقدر که جوان های ما را این مطبوعات فاسد و آن مجله های فاسدتر و آن رادیو و تلویزیون های فاسدتر به فساد کشیدند معلوم نیست که مراکز فساد آنقدر به فساد کشیده باشند. این مجلات بود و این مطبوعات و این رادیو و تلویزیون و تمام این رسانه های گروهی بود که جوان های ما را به جای اینکه به طرف دانشگاه بکشد، به طرف علم و ادب بکشد، به طرف فساد کشاند. جوان ها زود متاثر از امور می شوند: جوان ها یک نهال نورس هستند که این نهال نورس زود آسیب می بیند و زود هم تربیت می شود و همین جوان ها در زمان طاغوت که به هر جا می رفتند فساد را می دیدند، مجله می خریدند، پر از فساد و پر از فحشا بود، روزنامه می خریدند، پر از تبلیغات ضد انسانی و اسلامی بود، هر جای مملکت می رفتند، مراکز فساد پخش بود، نمی شد که در یک همچو مرکز فساد و در یک همچو کشوری که همه چیزش رو به فساد رفته بود، اینها یک انسان صحیح بار بیایند، آنهائی که برای چاپیدن این کشورها نقشه کشیدند، آنها استادها و متفکرینی بودند که می دانستند چطور یک کشور را می توانند به واسطه آن برنامه هائی که دارند خواب کنند و جوان ما را تهی کنند از آن انسانیت و اسلامیتی که باید داشته باشند تا راه را باز کنند برای چاپیدن و برای بردن همه ذخائر کشور ما و کردند و آن کردند که در ظرف (خصوصا در ظرف) پنجاه و
چند سال آخر نگذاشتند که تربیت، تربیت صحیح در این ملت تحقق پیدا بکند.
از دانشگاه که مرکز علم و ادب باید باشد تا مطبوعات که باید مربی جامعه باشد تا رادیو و تلویزیون که باید جامعه را تربیت بکند و تا ادارات که باید خودشان یک اشخاصی باشند و یک مراکزی باشند برای تربیت، همه جا را اینها با آن نقشه های فاسدی که داشتند به فساد کشیدند و جوان های تازه رس ما را که در یک همچو جامعه وارد می شدند، قهرا باید به عقب برانند و منحرف کنند. خداوند تبارک و تعالی به ما منت گذاشت و به این ملت عزیز منت گذاشت و ما را از آن لجنزاری که سر تا ته مملکت را گرفته بود، نجات داد و روزنامه های ما که یکی از مراکز همان فحشا و همان چیزهائی که شماها بهتر می دانید بود متبدل کرد به یک مراکزی که امید است که به واسطه این تربیت هائی که در آنجا و تبلیغاتی که در آنجا می شود، مملکت ما از آن چیزهائی که در سابق بود نجات پیدا بکند.
خواهرها و برادرهای ما باید بدانند که عهده دار چه خدمتی هستند و اگر چنانچه مطبوعات اصلاح بشود، رسانه گروهی اصلاح بشود، یک جامعه اصلاح می شود. اگر مطبوعات جوان ها را نکشاند به طرف فحشا و ببرد طرف صراط مستقیم، مراکز فحشا هم بر چیده می شود آنهمه مراکز فحشائی که (در خصوص تهران که) باید مرکز همه خوبی ها و همه فعالیت های انسانی باشد، ایجاد شده بود که شماها می دانید که چه خبر بود و چقدر مراکز فحشا بود و چقدر مراکزی بود که جوان های ما را از هستی ساقط می کرد و مغزهای جوان های ما را به طرف فساد می کشاند. اگر مطبوعات متحول بشود (و انشاء الله می شود و شده است) متحول بشود به یک مراکزی که بخواهند تقوا را در جامعه منتشر کنند، وقتی جوان ها و بچه های تازه رس ما وارد می شوند در میدان فعالیت اجتماعی، بروند دنبال روزنامه، روزنامه مربی باشد، گوش کنند به رادیو رادیو مربی باشد، نگاه کنند به تلویزیون، تلویزیون مربی باشد، نگاه کنند به مجلات، مجلات، مجلاتی باشد که تربیت بکند، این جوان وقتی که به هر جا توجه کرد، دید که گوش و چشمش پر شده از تربیت، اینطور بار می آید. اگر رها بشود، هرزه بار می آید، اگر بکشندش در طرف فساد می رود به آن طرف و اگر بکشندش در طرف سلاح، می آید این طرف. و ما در سال های طولانی همه جهاتی که در ایران بود و اسباب را فراهم کرده بودند، همه جهات برای این بود که جوان های ما را بکشند طرف فساد و نظر اصلی آنها این بود که یک جمعیتی در اینجا وجود داشته باشد که هر چه سرش می آورند توجه نداشته باشد. مملکتش به باد می رود، او عیش و عشرتش باشد اشکالی ندارد، مذهبش عقب رود چون عیش و عشرتش به کار است مانعی ندارد، اختناق در مملکت هست، اختناق در فحشا نیست، این اشکال ندارد، هر بساطی سرش در آورند بی تفاوت باشد. یک همچو مملکتی که آنها می خواستند، این بود که یک طایفه زیادی از این جوان های ما را به هروئین بکشند، یک طایفه دیگر را به مسکرات بکشند، یک طایفه دیگری را به فحشا و مراکز فساد بکشند،
گوش را به هر چه بدهد، یا تعلیم فاسد است یا غنا و امثال اینها که مغز را فاسد می کند، هر اجتماعی که باشد، اجتماعی است که گوینده گوینده ای است که جوان ها را می کشد طرف فساد و مغزهای اینها را فاسد می کند. این یک مطلب اتفاقی نبود که به طور اتفاق حاصل شده باشد یک مطلبی بود که با تمام توجه و نقشه این امور شده بود و دیدید چطور بود. چه شد که یکدفعه خدای تبارک و تعالی به این ملت تفضل فرمود و یکدفعه متحول شد؟ این جوانی که بنایش بر این بود که برود در مراکز فحشا، آمد در خیابان و مشغول جنگ شد. آن جوان هائی که به حسب نقشه آنها، باید آن مفسده ها را داشته باشند و آن مغزها را داشته باشند، یکدفعه متحول شد به یک مغزهای نورانی انسانی اسلامی. اگر نشده بود نمی توانست این ملت این قدرت بزرگ را، این قدرت شیطانی را در هم بشکند. این اول تحول در خود جمعیت پیدا شد و به تدریج این تحول که در جمعیت پیدا شد، رشد پیدا کرد، آن هم نه رشدی که به حسب موازین عادی باشد، به حسب موازین عادی اگر یک جوانی آنطور تربیت شده است که از دانشگاه گرفته تا همه جا این را به فساد کشیده بودند، باید اقلا بیست سال طول بکشد تا بشود (آن را) از آن مغز غیر انسانی، غیر اسلامی متحول بشود به یک مغز انسانی. این چه بود که یک شب کانه آن تحول را پیش آورد و کمتر از یک سال، یک سال و نیم این مملکت را یکدفعه کرد یک موجودهای دیگری؟ از این موجوداتی که همه توجه شان به عیش و عشرت بود و همه توجه شان به مفاسد بود و همه نظرشان به تبلیغات بزرگی که کرده بودند به ضد اسلام و به ضد روحانی بود، یکدفعه برگشت و یک طور دیگری شد این با موازین عادی درست در نمی آید آن یک دست الهی بود پشت سر این ملت و این تحول باعث این شد که باید همه بروند به شمیرانات و بین تهران و شمیران و آن بساط و آن عشرتکده ها، همه ترک کردند و آمدند در میدان ها دنبال جانفشانی.
برادران عزیز، خواهران محترم که در این دستگاه مشغول خدمت هستید و بحمدالله آن گردانندگان کذائی که متبدل شدند به امثال آقای دعائی و دیگر اشخاص سالم و خدمتگزار! توجه کنید که راه را درست بروید و مستقیم و متعهد باشید و مصمم باشید که برای کشور خودتان خدمت کنید و نگذارید دیگر دست آنهائی که می خواهند فساد ایجاد کنند و باز کشور شما را برگردانند به حال سابق، نگذارید که آن نقشه ها، نقشه های خائنانه دوباره رشد پیدا بکند. هر ریشه ای را که دیدید، با گفتار خودتان، با قلم خودتان و با قدم خودتان. با اقدام خودتان این ریشه را قطع کنید تا انشاء الله مملکت شما تصفیه بشود، یک تصفیه عمومی، نه تصفیه فقط اداری، خیر تصفیه عمومی، تصفیه در همه جهات مملکت، بازار تصفیه بشود، تصفیه های روحی، بازار از آن بازار طاغوتی در می آید به یک بازاری که موافق احکام اسلام است اداره بشود و ادارات و کارخانه ها و کشاورزها و همه اینها متبدل بشود به یک مراکزی که در هر جا وقتی که بروید، آنجا خداست و تعلیمات خدا. اگر یک چنین مملکتی ایجاد کردید و شما که مسوولید در مثل روزنامه اطلاعات و دیگران که در سایر روزنامه های مملکت و
مطبوعات مملکت هستند توجه بکنند به این معنا که باید همه شان در این راه باشند که بخواهند کشور خودشان را همه چیزهائی که غیر انسانی است تصفیه بکنند. همه به فکر تصفیه باشند، همه به فکر تهذیب باشند. اگر اینطور بشود و امید است که باشد، مطمئن باشید که کشور شما دیگر آسیب نخواهد دید انشاء الله.
یک کشوری وقتی آسیب می بیند که ملتش بی تفاوت باشد راجع به آسیب ها. آنوقت که مملکت شما را، آنها می آمدند و همه آن کارهای خلاف مصالح شما را می کردند، برای اینکه ملت یک ملتی بود که خوابش کرده بودند، مخمورش کرده بودند، تهی کرده بودند ملت را از خودش، خودش را اصلا نمی شناخت، هر چه می دید غرب می دید مراکزی که مراکز قدرت بود می دید، قدرت خودش را فراموش کرده بود. حالا که شما خودتان را یافتید و قدرت خودتان را فهمیدید چی است، قدرتی است که در مقابل قدرت های بزرگ جهان، یکسره قدرت های عالم، این قدرت غلبه کرد بر تمام قدرت های عالم و شما فهمیدید که خودتان قدرتمند هستید و شما متکل به خدا هستید و هر کس متکل به مرکز قدرت باشد قدرتمند است.
حفظ کنید این معنا را، این الوهیت را حفظ کنید، در عمل حفظ کنید و موافق با احکام خدا عمل کنید و در اخلاق حفظ کنید و مطابق اخلاق الهی حفظ کنید و در عقاید هم حفظ کنید و عقاید انسانی را یاد بگیرید و توجه کنید. اگر اینطور شد و همه جا اینطور شد انشاء الله، شما مطمئن باشید که هیچ کس نمی تواند یک همچو کشوری را آسیب به آن برساند. نه این گروه هائی که در خود ملت گاهی پیدا می شود و با اسم های مختلف به شما می خواهند صدمه بزنند، نه اینها دیگر قابلند، نه آنهائی که برای ما می خواهند نقشه بکشند و توطئه ایجاد کنند و اینها، هیچ کدام از اینها دیگر نمی توانند کاری انجام بدهند. شما خودتان را درست کنید، کشورتان درست می شود و آسیبی هم نخواهید دید. من از خدای تبارک و تعالی سلامت همه افرادی که برای اسلام مشغول خدمت هستند و سعادت همه را خواهان هستم و از شما آقایانی که آمده اید اینجا و در این وضع گرما و فشار هستید معذرت می خواهم از شماها و امیدوارم که خدای تبارک و تعالی همه شما را سعادتمند کند و همه شما در خدمت خدا باشید.
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.