پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
یک شنبه 3 اردیبهشت 1396 7:30 PM
تاریخ: 1359/05/28
بسم الله الرحمن الرحیم
قل انما اعظکم بواحده ان تقوموالله مثنی و فرادی ثم تتفکروا در عالم، نهضت های زیادی واقع شده است و انقلاب های بسیار، لکن اکثر نهضتی بوده است از یک ظالمی بر ضد ظالم دیگر از یک ستمکاری برای ستمکار دیگر. نهضت ها همچو نبوده است که همه آنها نهضت های صحیح باشد بلکه غالبا نهضت هائی بوده است که یک رژیم ظالمی می آمده است و رژیم ظالم دیگر را از بین می برده است و خودش جایگزین آن می شده است و به ظلم ادامه می داده است. آن دستوری که قرآن مجید در چند کلمه فرموده اند برای نهضت که کیفیت نهضت باید چه باشد، آن این آیه شریفه است که می فرماید انما اعظکم بواحده خطاب می فرماید به رسول خدا که بگو به امت که من یک موعظه فقط دارم و آن این است که قیام بکنید برای خدا، اگر یک نفر هستید برای خدا قیام کنید، اگر جمع هستید برای خدا قیام کنید. قیام برای خدا در مقابل تمام قیام هائی که طاغوتی است و اگر برای خدا نشد شیطانی است. طاغوت است و الله. قیام هم یا برای خداست، یا برای غیر خدا. آن قیام، قیام طاغوتی است، غلبه ظالمی بر ظالم دیگر، غلبه چپاولگری بر چپاولگر دیگر و قیامی که خدای تبارک و تعالی دستور می فرماید، قیام لله است. باید ما توجه داشته باشیم که اگر قیام لله شد پشتوانه اش هم الله است. اگر شما برای خدا نهضت کردید برای خدا قیام کردید، برای رفع ظلم قیام کردید و برای اجرای احکام خدای تبارک و تعالی نهضت کردید، خدای تبارک و تعالی هم با شماست. شما ملاحظه کرده اید که از اول نهضت تاکنون چه علائم غیبی پیدا شده است و چه تاییدات الهی در این نهضت پیدا شده است و این دلیل بر این است که نهضت شما لله بوده است. از اول که شما نهضت کردید، هیچ کس شاید احتمال این معنا را نمی داد که یک ملتی که نه نظامی هستند و نه تدریب نظامی دارند و نه اسلحه دارند و نه ساز و برگ جنگی دارند، اینها بر یک قدرتی که دارای همه چیز بود غلبه کنند، هیچ همچو احتمالی در دنیا داده نمی شد. اشخاص زیادی می گفتند، از خود ما هم، از خود ملت ایران هم اشخاص سیاسی، متفکر می گفتند که این یک امر نشدنی است و نمی شود که با دست خالی در مقابل یک همچو قدرتی قیام کرد، جز اینکه یک کشته ای بدهیم و اثری نداشته باشد، نتیجه حاصل نمی شود.
آنها هم نظر مصلحت داشتند لکن بعضی شان که با من صحبت کردند به آنها گفتم که ما یک
تکلیفی داریم ادا می کنیم. ما به شرط غلبه قیام نمی کنیم، ما می خواهیم یک تکلیفی ادا بکنیم اگر غالب شدیم که نتیجه هم به دست آمده و اگر چنانچه غالب نشدیم و کشته شدیم، انبیا هم خیلی شان، اولیا هم خیلی شان قیام می کردند و نمی توانستند به مقصد خودشان برسند. ما مکلفیم که در مقابل یک همچو ظلمی که در آستانه این است که اسلام را وارونه کند و کج فهمی ها، اسلام را صدمه بزنند، ما می خواهیم که در مقابل یک همچو بدعت هائی اظهار نظر بکنیم، چه غالب بشویم و چه نشویم.
در دنیا هم متفکرین دنیا، آنهائی که همه جهات قیام ها را در نظر داشتند آنها هم اعتقادشان همین ها بوده است که نمی شود یک همچو کاری انجام بگیرد، لکن آنها از یک مطلب غافل بودند و آن اینکه فرق است ما بین قیام هائی که برای خدا نباشد قیام هائی که برای منفعت دنیائی باشد، برای غلبه یک کسی بر کس دیگر باشد، برای پیروزی یک قدرت بر قدرت دیگر باشد، این قیام ها فرق دارد با قیامی که لله باشد. آنها این نکته را نمی دانستند که قیام لله کیفیتش، ماهیتش با قیام هائی که غیر خدائی باشد، هر چه باشد، این با هم فرق دارد. قیام لله پشتوانه قدرت خداست، پشتوانه اش تفنگ نیست، پشتوانه اش مسلسل نیست، پشتوانه اش قدرت خداست. وقتی قدرت خدا در بین آمد دیگر قدرتی در مقابل او نمی تواند عرض اندام کند و لهذا این ملت که سرتاسر کشور فریاد می کردند که ما اسلام را می خواهیم و همه قیام کرده بودند برای اینکه کفر و نفاق و ظلم و امثال اینها را از بین ببرند و به جای آن عدل اسلامی باشد، جمهوری اسلامی باشد، این قیام لله بود. شواهد بر اینکه این قیام لله بود اینکه مردم جان خودشان را در طبق اخلاص گذاشتند، جان جوان هایشان را با گشاده روئی در طبق اخلاص گذاشتند و به میدان آمدند و شاهد دیگر اینکه ما با چی غلبه کردیم بر اینها، ما چه داشتیم. آنها همه چیز داشتند، آنها آمریکا داشتند، آنها شوروی داشتند، آنها همه ممالک اسلامی الا کمی را داشتند و قدرت نظامی شان قدرت مدرنی بود که می گویند در این طرف شرق همچو قدرتی نبوده است و ما هیچ نداشتیم ما خدا را داشتیم و شما بدانید که آنها اگر چنانچه یک تاییدات غیبی نبود، در یک شب می توانستند ایران را خراب کنند. شاه مخلوع هم گفته بود که اگر من بنا شد بروم، یک خرابه ای می گذارم و می روم. لکن خدای تبارک و تعالی آنچنان رعبی، آنچنان ترسی در دل اینها انداخت که دیگر مجال اینکه یک خرابکاری بزرگی بکنند پیدا نکردند. اذهان آنها را خدا منصرف کرد از اینکه آنطور جنایت بزرگ را بکنند، اذهان اینها را منصرف کرد از اینکه بمباران کنند ایران را، بمباران کنند تهران را، می توانستند لکن خدای تبارک و تعالی دل های آنها را بر گرداند به یک معانی دیگری و رعب در قلب آنها انداخت که فرار کردند. این برای این بود که یک نهضت اسلامی بود. در صدر اسلام هم این قضیه رعب و فتح به رعب، نصر به رعب، این مطلبی بوده است که وقتی که یک جمعیت کمی در مقابل آن جمعیت های زیاد و با سلاح هائی که در آن روز سلاح مدرن زیاد بوده است، معذلک یک خوفی گاهی در قلب آنها می افتاد که با همان خوف، نصرت برای اسلام حاصل می شد. بعد هم دیدید که در ظرف یک سال و چند ماه تمام چیزهائی که یک حکومت لازم دارد، ملت ما بر آن رای دادند و متحقق کردند. شما بدانید که در بعضی از ممالک که انقلاب کرده اند، انقلاب شیطانی بعد از بیست سال، بعد
از سی سال باز قانون اساسی ندارند. این عراق نزدیک ما که حکومت جابر دارد و یک حکومت جابر، یک حکومت جابر دیگر را از بین برده است، با اینکه با تمام قدرت دارد سرکوبی می کند ملت خودش را، نتوانسته تا حالا یک قانون اساسی برای خودش درست کند، حالا هم باز یک عده ای از خدا بی خبر نشینند و حکومت می کنند، حکومت استبدادی بدتر از هر استبداد. هیچ سابقه ندارد هیچ که یک کشوری ملتش که قیام کردند و آن رژیم فاسد را از بین بردند، بعد از یک سال و نیم مثلاً همه چیزهائی که باید حکومت داشته باشد اینها متحقق کردند و قانون اساسی شان را نوشتند، جمهوری اسلامی شان را رای دادند، رئیس جمهورشان را رای دادند، مجلس خبرگانشان را رای دادند، مجلس شورای اسلامی شان را رای دادند، و همین چند روز نخست وزیر، وزرای خودش را معرفی می کند و تمام و کمال آنچه که حکومت لازم دارد متحقق می شود. و این سابقه ندارد در دنیا که همچو چیزی بشود.
ممالک دیگری که نهضت هم نکرده اند لکن در بین خودشان از باب اینکه ملت با دولت موافق نیست، حکومت نظامی دارند. همین ترکیه نزدیک به ما، شهرهای بسیاری از ترکیه حکومت نظامی است و چندین ماه است باز هم تجدید کردند حکومت نظامیش را برای اینکه ملت با دولت نیست. چرا نیست؟ برای اینکه ملت مسلمان است و دولت روی ترتیب اسلامی عمل نمی کند. همین عراق، ملت با این دولت غاصبش موافق نیست و لهذا نمی تواند که مملکت خودش را آرام کند، باید دائما سرکوب کند مردم را و نمی توانند یک دولتی که همه ارکانش یک ارکان صحیحی باشد، متحقق کنند و این دولتی که ما داریم از باب اینکه دولتی است از خود مردم، یک چیزی نیست که از خارج تحمیل شده باشد. رضاخان را انگلیس ها تحمیل بر ما کردند و محمد رضا راهم انگلیسی ها و آمریکائی ها و شوروی تحمیل ما کردند، از آن اول تحمیل بود. وقتی که رضاخان فرار کرد شاید کمتر شما یادتان باشد که مردم در عین حالی که گرفتار متفقین بودند و اجانب بودند لکن شادی می کردند که لااقل آمدن اینها اسباب این شد که این رفت، محمد رضا هم که رفت خودتان دیدید که همه جا شادی و همه جا چه، وقتی هم که مرد، همه شادی کردند. اما مملکتی که حکومتش با خودش باشد، حکومتش از خودش باشد، یک مملکتی است که وقتی رئیس جمهورش یک سانحه ای برایش حاصل می شود و آن سانحه هم حقیقتا جزء اعجازها بود، برای اینکه اگر دیده باشید در تلویزیون آن تکه هائی که از آن هلیکوپتر پخش شده بود در زمین، اینها این عده ای که بودند که همه شان جزء رجال بزرگ ما بودند، رئیس جمهور بود، رئیس نیروی زمینی بود، رئیس های دیگری بودند، یکی از آنها آسیب ندید و بعد هم از سرتاسر ایران یا مجلس دعا درست کردند یا تلگراف کردند یا تظاهر کردند یا راهپیمائی کردند. کجا همچو چیزی هست؟ برای این است که آقای بنی صدر از خارج نیامده تحمیل به شما بشود، یک قدرتی نداشته است که آن قدرت را به شما تحمیل بکند. یک نفر آدم مثل همه شما بوده بدون اینکه قدرتی
داشته باشد لکن بیان کرده، صحبت کرده، مردم را متوجه کرده، مردم به او رای دادند. این از ملت است وقتی یک چیزی از ملت شد همه ملت همراهش هستند. حالا اگر چنانچه در عراق یک سانحه ای برای صدام حسین پیدا بشود یا در مصر یک سانحه ای برای سادات پیدا بشود و این سانحه مثلاً به آنها ضرر وارد نکند مردم عزا می گیرند و اگر آنها را از بین ببرد مردم شادی می کنند. این برای این است که مملکت ما جدا نیستند از هم نخست وزیرش از مردم جدا نیست، همین هائی است که در آن دولت، دولت جائر حبس رفته و زجر دیده و همه مصیبت ها را کشیده، حالا هم از خود شما هست، نه یک قدرتی آمده تحمیل کند. مجلس خودتان و رئیس جمهور خودتان را تعیین کردید و کسی تحمیل شما نکرده.
شما این حکومت اسلامی و این نهضت اسلامی را قدر بدانید و همه چیز را از خدا بدانید و خیال نکنید که من و شما و نمی دانم غلبه کرده ایم. ما چیزی نداشتیم که، یک وقت در ذهنتان وارد نشود که خیر ما ایرانی ها خودمان چه کردیم. خیر آن که پشتیبان شما بود چون قیام لله بود، نهضت لله بود آن قدرت مطلق الهی بود که طرفدار شما و موید شما بود. این را همیشه در نظر داشته باشید و همیشه شکر کنید خدای تبارک و تعالی را بر اینکه یک ملتی را متحول کرد از یک معانی ای که در سابق بود به یک حقایق اسلامی، به یک اخلاق اسلامی، به یک رفتار اسلامی. و برادرها! رفتار اسلامی تان را حفظ کنید. شما با رفتار اسلامی و با حفظ نهضت و با پیشبرد نهضت و توجه به اینکه خدای تبارک و تعالی ما را تایید می کند، با رفتار و اخلاق اسلامی این قدرتی که شما را به پیروزی رسانده است حفظ کنید. این قدرت خدایی را، این قدرت لایزال الهی را که با شما تا حالا با عنایت بزرگ خودش رفتار کرده است، با قصدهای خالصتان، با تصمیم بر اینکه برای خدا نهضت را پیش ببرید حفظ کنید و مادامی که این معنا را حفظ کردید خدا با شماست.
من از خدای تبارک و تعالی سلامت و سعادت همه شما را که در مرزها و نزدیک مرزها هستید می خواهم و از آقایان علمای کرمانشاه، حضرت آقای بزرگ، آقای اصفهانی و سایر آقایان علمائی که از آنجا آمده اند و زحمت کشیده اند تشکر می کنم و از همه شما هم که با هم برادر هستید و هستیم و همه ما با هم با برادری می خواهیم این نهضت را پیش ببریم تشکر می کنم و سلامت همه را از خدای تبارک و تعالی خواستارم.
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.