0

صحیفه نور امام خمینی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:33 AM

بیانات امام خمینی در جمع نمایندگان دانشجویان دانشکده حقوق و دانشجویان اردبیل

تاریخ: 1358/10/12

 

وابستگی فرهنگی اساس و منشا گرفتاری های ملل محروم

بسم الله الرحمن الرحیم
در عین حال که هم وقت گذشته است و هم هوا سرد است و هم شما دوستان در یک منزل مرطوبی به هم فشرده نشستید و موجب تاثر است، معذلک چند کلمه عرض می کنم. هیچ ملتی نمی تواند استقلال پیدا بکند الا اینکه خودش، خودش را بفهمد، مادامی که خودشان را گم کردند و دیگران را به جای خودشان نشاندند، استقلال نمی توانند پیدا کنند.
کمال تأسف است که کشور ما که حقوق اسلامی و قضای اسلامی و فرهنگ اسلامی دارد، این فرهنگ را، این حقوق را نادیده گرفته است و دنبال غرب رفته است، غرب در نظر یک قشری از این ملت جلوه کرده است که گمان می کنند غیر از غرب هیچ خبری در هیچ جا نیست و این وابستگی فکری، وابستگی عقلی، وابستگی مغزی به خارج منشا اکثر بدبختی های ملت هاست و ملت ماست. در هر امری که پیش می آید، از باب اینکه مغزهای آنهائی که در راس بودند به طوری بار آمده بوده است که از خودشان بکلی منصرف و قبله شان غرب شده بود، یکی از روشنفکرهاشان، متفکرین شان به اصطلاح گفته بود که ما تا همه چیزمان را انگلیسی نکنیم نمی توانیم یک رشدی بکنیم. یک همچو مغزهائی در رأس کارها واقع شد و از آن طرف هم تبلیغات دامنه داری که غربی ها و غربزدگان شروع کردند و شاید حالا هم باز باشد، اسباب این شد که مغزهاغربی شد، قبله غربی شد و تا بیاید این غربزدگی و اجنبی زدگی از این قلب ها و از این مغزها زدوده بشود، وقت طولانی لازم است، در این پنجاه سال قبل هم بوده است، لکن در این پنجاه سال اخیر و خصوصاً در این زمانی که شخصی فاسد، این محمدرضای فاسد، زمامدار این کشور بود، این مسائل به رشد خود رسید، غربزدگی به کمال خودش رسید، در همه جهت وابستگی پیدا شد، در عین حالی که قضایمان، قضای حقوقی مان و مسائل حقوقی مان و مسائل فرهنگی مان یک مسائل پیشرفته و از سایر جاها جلوتر هست، لکن در هر امری دستشان را دراز کردند از جای دیگر گرفتند حتی آنوقتی که در صدر مشروطیت که باز این مسائل کمتر بود، باز دست یک غربزده گاهی آنوقت هم در کار بوده است که قانون اساسی آن زمان را از غرب گرفته بودند تا این ملت به خود نیاید و فرهنگ خودش را پیدا نکند و توجه به اینکه فرهنگی دارد، فرهنگ غنی دارد، نمی شود اصلاح بشود. الان در مدرسه هائی که

صحیفه نور جلد 11 صفحه 184

دانشگاه ها و دانشسراها اینها که ما داریم، فرم هایش فرم غرب است، دادگاه های دادگستری هم همین طور است، مراحل دادگاهی هم از غرب گرفته شده است و همه چیز را از غرب گرفته اند، فرهنگ به این غنی ای کنار زده شده است و چسبیده اند به فرهنگ غرب، آنهم نه فرهنگ اصیل غرب، فرهنگ استعماری غرب. غرب همه چیز استعماری دارد، طب استعماری دارد، فرهنگ استعماری دارد، صادر می کند برای کشورهائی که عقب افتاده اند به اصطلاح آنها آن چیزی که مناسب با آنجاست به طوری که وابستگی داشته باشد، آنها می خواهند ما وابسته باشیم و چیزهائی که به ما می دهند چیزهائی است که وابستگی آورد، استقلال نمی خواهند ما داشته باشیم، استقلال فرهنگی نمی خواهند داشته باشیم، استقلال فکری نمی خواهند داشته باشیم، عمالی که آنها تربیت کرده اند در پیش خودشان و صادر کردند برای ما، آنها هم کمک کردند به آنها و طرز فکر جامعه را طوری عوض کردند که اگر یک مطلبی غربی نباشد جامعه نمی پذیرد این را، حالا شاید در این نهضت کم شده باشد، لکن شما می دانید که قبلاً تا یک اسم غربی روی دوائی، روی یک فاستونی، روی چیز دیگری نبود، مردم هم نمی پذیرفتند. خیابان ها، خیابان های ما باید یک اسم غربی داشته باشند،از همان اشخاصی که ما را آنطور ناتوان کردند و آنطور چپاولی کردند و آنطور ستم ها را به ما کردند، بعض از خیابان های ما به اسم همان هاست، همان های غربی، همان های آمریکائی، خیابان های روزولت. مثلاً اگر جنسی رویش اسم غربی نمی بود، آن را درست نمی پذیرفتند، اگر یک دوائی نمی گفتند از غرب آمده است نمی پذیرفتند، چیزهائی که خود ملت درست می کرد باید با اسم غرب فروش برود.
این غربزدگی است، یعنی بازار ما هم غربزده هست، یعنی ملت ما الان باز هم غربزده هست، و تا از زیر بار این در نیائید و تا این وابستگی مغزی و فکری از بین نرود، رشد حقیقی پیدا نمی شود و شما نمی توانید مستقل بشوید، شما اگر بخواهید از همه وابستگی ها خارج بشوید، اول این وابستگی مغزی را، قلبی را کنار بگذارید، گمان نکنید که هر چه آنها دارند خوب هست، اگر یکی فرض کنید که یک پیشرفتی داشته باشد در صنعت، این دلیل این نیست که پیشرفت دارد در فرهنگ، گاهی اشتباهات مال همین جاهاست که آن که مثلاً فرض کنید فلان طیاره را درست می کند به خورد ما اینطور می دهند که همه چیزش اینطوری است و حال آنکه نیست اینطور، فرهنگشان مثل فرهنگ ما نیست، علم حقوقشان مثل ما نیست، علومشان مثل ما نیست، علم فلسفه شان مثل ما نیست، طب هم از شرق اخذ کرده اند. کتب شرقی در دانشگاه های آنجا تا آن اواخر، شاید حالا هم باشد تدریس می شده است، ما اگر بخواهیم از این بیچارگی بیرون برویم، باید این وابستگی مغزی را کنار بگذاریم، باید دانشگاه های ما یک دانشگاه هائی باشد که تا مدت ها زحمت بکشند این جوان ها را از آن حال سابق رژیم شاهنشاهی برگرداند به یک حال سالم رژیم اسلامی.
باید زحمت بکشند، جوان های ما هم باید جدیت کنند در این معنا که خودشان را گم کردند، پیدا بکنند، تا اسم غرب می آید، خودشان را نبازند. شما دیدید که در مقابل غرب ایستادید، آنهم در آن چیزی که غرب جلو افتاده است، در نظامی، در تجهیزات عرض می کنم که با سلاح و امثال ذلک، شما در مقابل

صحیفه نور جلد 11 صفحه 185

اینها که زورمند بودندایستادید و با دست خالی هم ایستادید و پیش بردید. اگر قبلاً به ما گفتند که ما می خواهیم یک حرفی بزنیم که آمریکا خوشش نیاید،ترسیدیم، سابق هم اینطور بود که اگر یک مسأله ای می شد تا سفیری که اینجا داشتند چه سفیر انگلستان بود یا شوروی بود یا امریکا بود، می آمد اخطاری می کرد همه عقب می نشستند، لکن شما دیدید که قیام کردید و در مقابل قدرت های بزرگ ایستادید و حریف خودتان را در عین حالی که همه جدیت داشتند که باشد، عقب زدید، معلوم شد، می شود مقابل غرب ایستاد، می شود حتی جلو قدرت های غرب ایستاد، در این قضیه خودتان را پیدا کردید، دیدید که ما خودمان هم می توانیم با مشت خالی جلو برویم، در فرهنگ هم باید خودتان را پیدا کنید.
آنها الان در صددند که با هر جهتی که شده است شما را باز به خودشان متوجه کنند، همه کوشش شان این است که شما را وابسته قرار بدهند، وابسته کنند، نگذارند این وابستگی از بین برود و شما دانشجوهای عزیز خودتان درصدد این باشید که از غربزدگی بیرون بیائید، این گمشده خودتان را پیدا کنید، گمشده شما خودتان هستید، شرق خودش را گم کرده و شرق باید خودش را پیدا بکند. آنها درصددند که با هر ترتیب شده است خودشان را به ما تحمیل کنند و شما باید مقاومت کنید. شمائی که خواهید مستقل باشید، می خواهید آزاد باشید، همچو خودتان سرپای خودتان ایستاده باشید، باید همه قشرها در این مملکت، همه قشرهای بنای بر این بگذارند که خودشان باشند. باید کشاورزها بنای بر این بگذارند که خودشان از زمین روزی خودشان رابیرون بیاورند و مملکت را خودکفا کنند و باید کارخانه های ما خودکفا بشود و باید صنایع را خود مردم، خود این توده های مردم صنایع را رشد بدهند و باید دانشگاه ها خودکفا بشوند که احتیاج به دانش غرب نداشته باشند.
 

جوانان ما از غرب نترسند و اراده کنند، در مقابل غرب قیام کنند

بنا از اول هر امری این است که انسان اراده کند یک مطلبی را همچو نترسانندش که نتواند اراده بکند. قبلاً ما را همچو از دستگاه سلطنت ترسانده بودند که اراده نمی کردیم مخالفت را، نمی توانستیم اراده کنیم که مخالفت کنیم، احتمال نمی دادیم که ما بتوانیم مخالفت بکنیم لکن خدای تبارک و تعالی خواست و شما اراده کردید، شد، حالا هم همین طور است، نترسید از غرب، اراده کنید، دانشمندهای ما نترسند از غرب، اساتید دانشگاه ما نترسند از غرب و جوانان ما نترسند و اراده کنند، در مقابل غرب قیام کنند و شرق اراده کند که در مقابل غرب قیام کند.
خداوند انشاءالله شما جوان ها را برای اسلام نگه دارد و اشخاصی که در بنیاد مستضعفین هستند و همه دانشجوهای عزیز و همه قشرهای ملت را خداوند حفظ کند. با قدرت انشاءالله به پیش بروید و پیروز هم خواهید بود.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها