0

صحیفه نور امام خمینی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
یک شنبه 3 اردیبهشت 1396  9:28 AM

بیانات امام خمینی در جمع اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مسجد ابوالفضل تهران و ستاد تبلیغات اسلامی شهرستان بابل

تاریخ: 1358/09/25

 

تمام حکومت های غیر توحیدی، نظم و عدالت را برای سلطه جوئی می خواهند

بسم الله الرحمن الرحیم
از خواهران و برادران محترم که از تهران و از بابل تشریف آوردند که از نزدیک با هم صحبت کنیم متشکرم و از اینکه همه شماها چه خواهرها و چه برادرها مجهز هستید برای خدمت به اسلام و جمهوری اسلام مباهات می کنم. اسلام مال همه است، مال شخصی ... نیست اسلام مال همه بشر است نه مال مسلمین، اسلام آمده است تا بشر را از ضلالت به راه مستقیم هدایت ببرد، و اسلام مثل مکتب های دیگر نیست که فقط برای یک حکومت مادی و دنیائی برنامه داشته باشد.
تمام حکومت های بشری، تمام سیستم های غیر توحیدی برنامه شان همین است که در اینجا، در این دنیا یک کارهائی بکنند، آنهائی که فرض کنید خوب هم هستند یک نظم دنیایی ایجاد کنند، و اکثراً که منحرف هستند برای این کار می کنند که سلطه جوئی کنند و دیگران را تحت سلطه خودشان بیاورند و استثمار کنند.
الان شما نمی توانید در تمام حکومت ها پیدا کنید. یک حکومتی که روی عدالت ولو در همین حیطه ای که خودش دارد روی عدالت رفتار کند، کم است، کم می توانید سراغ کنید یک حکومتی که حکومت عدل باشد ولو راجع به نظم دنیا، ادعا زیاد است، ادعای اینکه می خواهیم برای عدالت عمل بکنیم زیاد است.
 

به اسم تمدن بزرگ، تمام مظاهر تمدن را در کشور از بین بردند

شما هم گوشتان پر شده است از این حرف هائی که محمدرضا می گفت که، عدالت اجتماعی، عدالت اجتماعی.
دائماً از عدالت اجتماعی و از ترقیات این مملکت گوش ماها را و شماها را پر کرده بود، مملکت به دروازه تمدن بزرگ رسیده و یا همین چند وقت دیگر همه در تمدن بزرگ وارد می شویم و ایران می شود مثل یک ممالک پیشرفت کرده و ترقیاتش چه خواهد شد، چه خواهد شد، ادعا زیاد است، اما وقتی که همین صاحب ادعائی که مال اینجا بود معلوم شد حالش، فهمیدند و فهمیدیم که این

صحیفه نور جلد 11 صفحه 5

آدم نه اینکه می خواست این ملت را به تمدن برساند، بلکه می خواست این ملت به عقب برگردد و نگذارد جلو برود یک قدم، مأمور این کار بود و خدمتش هم تا بود خوب انجام داد، یعنی همه دستگاه ها را فلج کرد، شما ملاحظه کردید که چه هیاهوئی اینها درست کردند، اینها برای اصلاحات ارضی چه بساطی در آوردند، در تمام مملکت برای اصلاحات ارضی برنامه این بود، با این اسم اصلاحات ارضی، کشاورزی را زمین بزنند که ما الان برای گندممان هم محتاجیم به اینکه از کشورهای دیگر وارد کنند، چه هیاهوئی اینها درست کردند برای اینکه آزاد زنان و آزاد مردان، چه بساطی خودشان و آن انگل هائی که در مجالس شورأی سلطنتی نه ملی و سنا، مأمورهای سازمان امنیت و مأمورهای خود این شاه چه هیاهوئی درست کردند، برای اینکه دیگر مملکت ما آزاد شده، آزاد زنان و آزاد مردان و شما در طول سلطنت این پدر و پسر و خصوصاً پسر که یک یادگار خلفی بود برای آن پدر و از او هم جلو افتاد، شما دیدید در طول تصدی این دو تا جنایتکار، آزادی برای هیچ کس نبود، هیچ کس آزاد نبود که یک کلمه حقی بگوید، آزادی در آن جهت بود که آزاد کنند تا هر فحشائی بخواهند ایجاد کنند برای عقب راندن نیروی جوان های ما، اینها آنقدر که به نیروی انسانی این کشور ضرر زدند به آن ذخائر آنها ضرر نزدند. انسان ها را فلج کردند، جوان های ما را از بین بردند، جوان های ما که باید خدمت بکنند به این کشور، کشاندند به یک جاهائی که در آنجاها جز اینکه افکارشان فلج بشود و نتوانند خدمتی بکنند به این مملکت، چیز دیگری نبود.
تمام مراکز فحشا را اینها درش را باز کردند و با بوق و کرنا، ترویج کردند و کمک کردند که این جوان های ما بروند در این مراکز فحشا و فلج بشوند. همانجا باید دفن بشود جوانی شان، جوانی این جوان های ما را، از آنها گرفتند، فلجشان کردند، این خواهرهای محترمی که در دام اینها افتادند و در دام ترویج های آنها افتادند و در دام تبلیغات آنها افتادند و از آن وظیفه انسانی شان سلب شدند، ملعبه دست جنایتکاران شدند، این تأسفی برای اشخاصی که غیرتمندند، اشخاصی که خوی انسانی شان را از دست ندادند یک تأسفی همیشگی هست که این محترمات را اینها چه کردند به اسم آزادی.
 

با رفتن شاه و عمالش، ملت عزیز ما زنده شدند

و شما دیدید که همچو که این ورق برگشت و اینها به همت همه قشرهای ملت شکست خورده از اینجا رفتند، این ملت عزیز ما چطور زنده شدند، چطور متبدل شدند به یک موجود دیگر. چطور همه شان مشغول شدند به خدمت. الان شما در هر جای مملکت که بروید بینید که مشغولند به خدمت کردن. جهاد سازندگی کسی نرفته الزامشان کند، خودشان داوطلب از توی مدارس، از توی جاهای دیگر می روند و خدمت می کنند. همه جای ایران وقتی می رویم سپاه پاسداران هست، کسی ایجادشان نکرده، خودشان ایجاد شدند، هر جائی، هر محلی خود آن محل اقدام کردند، روحانی محل، معتمد محل، روشنفکر محل، اقدام کردند و سپاه درست کردند، کمیته درست کردند، مردم خودشان مشغول خدمت به کشورشان شدند. البته من باید راجع به این موضوع، قبلاً هم عرض کنم، حالا هم باید عرض کنم که

صحیفه نور جلد 11 صفحه 6

شما آقایان که سپاه پاسدار هستید، خداوند تأییدتان کند انشاءالله و تمام سپاه پاسداران و تمام دادگاه ها و تمام کمیته ها و تمام قشرهایی که می خواهند خدمت کنند به این کشور، توجه داشته باشند که همه اینها خدمتگزار به اسلامند الان جمهوری اسلامی است و شماها از جنود اسلامی هستید، لشگر اسلام هستید، شما کارمند اسلام و کارمند امام زمان هستید، توجه کنید که مبادا یک وقتی یک خطائی بکنید بر خلاف مسیر اسلام، بر خلاف مسیر جمهوری اسلامی یک قدمی بردارید، این یک وظیفه خطیری است برای همه، برای ما و برای شما.
 

خطای روحانی باعث بدبین شدن مردم به روحانیت و اسلام است

روحانیون که نماینده رسول خدا هستند در بین مردم، اگر خدای نخواسته روحانیونی که مدعی این هستند که نماینده امام زمان الان هستند در بین مردم، اگر خدای نخواسته از یکی شان یک چیزی صادر بشود که بر خلاف اسلام باشد، اینطور نیست که فقط خودش را از بین برده باشد، این حیثیت روحانیت را لکه دار کرده. این یک وظیفه بزرگی به عهده اش هست، روحانی همچو نیست که اگر یک خلافی بکند، بگویند که زید این را کرده، خلاف روحانی، به اندازه ای که سعه شعاع نفوذش هست، خطایش یک خطای بزرگی هست، خطائی است که عفوش در دادگاه خدا بسیار مشکل است، برای اینکه این نماینده، یعنی مدعای نمایندگی از طرف امام زمان سلام الله علیه و اسلام دارد، نماینده امام زمان اگر خدای نخواسته یک قدمی کج بردارد، این اسباب این می شود که مردم به روحانیت بدبین بشوند. بدبین شدن به روحانیت و شکست روحانیت، شکست اسلام است که حفظ کرده تا حالا اسلام را این طبقه بوده، و اگر در این طبقه شخصی اشخاصی پیدا بشود که بر خلاف مصالح اسلام خدای نخواسته عمل بکند، جرمی است که از آدمکشی بدتر است، جرمی است که از همه معاصی بدتر، برای اینکه جرم صادر می شود از کسی که آبروی یک روحانیت را از بین می برد، و آنهائی که غافل هستند از اسلام گاهی وقت ها بر می گرداند، این اینطور نیست که وارد شده است که اگر چنانچه عالم فاسد بشود عالم فاسد شود. برای اینکه عالم نماینده به حسب ظاهر نماینده امام است و اگر خدای نخواسته یک فسادی در او پیدا بشود، فاسد بشود، قشرهای ملت را فاسد می کند و از آن طرف اگر چنانچه صالح باشد، صالح کند قشرهای ملت را، صالح می کند عالم را.
من در جوانی در یکی از شهرهای اینجا وقتی که رفتم دیدم که، (محلات، محلات رفتم دیدم که) مردم اینجا صالحند، فرق دارند با جاهای دیگر، خوبند مردمشان کم در آنها پیدا می شود که منحرف باشد، بعد که توجه پیدا کردم دیدم که عالم آنجا آنوقتی که من بودم عالم آنجا عالم خوب، علما آنجا علمائی بودند که خیلی خوب بودند، مردم چشمشان و گوششان و همه هوششان توجه دارد به اینکه این آقا، این امام جماعت، این چه جور است، اگر این امام جماعت و آقا، آقای وارسته ای باشد، توجه به دنیا نداشته باشد، توجه به خدا داشته باشد، مردم تبعیت از او می کنند، از این جهت یک تکلیف زائد بر همه تکالیف به عهده طبقه روحانیون است، این از روحانی، شما هم که حالا وارد شدید در همان

صحیفه نور جلد 11 صفحه 7

کاری که روحانیون می خواهند بکنند و می کردند، آنها خدمت می کردند، شما هم دارید خدمت می کنید به اسلام، شما پاسداران اسلام هستید.
 

خلاف یک پاسدار باعث لکه دار شدن حیثیت پاسداران و رژیم اسلامی

اینها هم سپاه پاسداران اسلام، همه با هم یک کار را انجام می دهید، پست هاتان اختلاف دارد، شما هم همین طور هستید، خیال نکنید که اگر خدای نخواسته یک کار خلافی کردید، این فقط می گویند که این آدم این کار را کرده، می گویند سپاه پاسداران این جوری اند، سپاه پاسداران چه اند، سپاه پاسداران اسلام، جمهوری اسلام، آنهائی که غرضمندند، آنهائی که می خواهند یک نقطه ضعفی پیدا بکنند، آنها شروع می کنند به تبلیغات که رژیم سابق رفت، یک رژیمی آمد، این هم مثل او، این هم بدتر از او، این اسباب این شود که رژیم، بد معرفی بشود، معرفی اش کنند به اینکه رژیم فاسدی است.
اینهمه زحمت که کشیدید، شماها، خداوند همه تان را حفظ کند و اینهمه زن و مرد کشور و خصوصاً این خانم ها که در صف اول در این نهضت و آنقدر زحمت کشیدند برای اینکه اسلام تحقق پیدا بکند، همه نظرشان به این بود که یک جمهوری اسلامی، یک عدل الهی پیدا بشود، اگر خدای نخواسته از ما و از شما یک مطلبی درست بشود و ظاهر بشود که بر خلاف عدالت اسلامی بود و بر خلاف احکام اسلام بوده است، آنهائی که نشسته اند و دارند نگاه می کنند به شماها، خدشه ای پیدا بکنند و این را بردارند زیادش کنند و بگویند، اینها نمی گویند که این آقای حسن و آقای حسین بد کرده، می گویند سپاه پاسداران این جورند، آنهائی هم که صالح هستند برای خاطر یک عملی که انجام می گیرد، آنها هم در ردیف آنها می کنند، اسباب این می شود که بروند از اینجا بالاتر بگویند جمهوری اسلامی اینطوری است، اسباب این می شود یک قدم بالاتر بروند بگویند اسلام همین است، عرضه کنند.
 

تلاش کارتر به خاطر وحشت او از تحقق اسلام در سایر جاهاست

الان در خارج همین تبلیغات هست، در خارج که منافعشان از دستشان رفته است که نمی نشینند نگاه کنند، قدرت های بزرگ، این آقای کارتر نمی نشیند که همه منافع مادی اش از دست رفته، حالا شکست سیاسی هم دارد می خورد یا خورده است نمی نشیند، مشغول به توطئه است، مشغول به این است که دست را به دامن این رئیس جمهور، آن رئیس جمهور، این نمی دانم رئیس کذا، این مجلس کذا، آن مجلس کذا، دست را به دامن اینها بیندازد و وادار کند به اینکه اینها هم همفکر او بشوند در مخالفت با ایران، برای اینکه الان یک وحشتی اینها را برداشته و آنها را، آن تنها نه، همه را، یک وحشتی برداشته است که نبادا یک وقتی اسلام هم تحقق پیدا بکند، مبادا یک وقتی از ایران این صدا بلند شده و این نهضت بلند شده، الان هم شعاعش رفته در همه جا، همه جای دنیا الان حرف این،

صحیفه نور جلد 11 صفحه 8

روزنامه ها راجع به ایران، رادیوها، تلویزیون ها همه راجع به ایران و راجع به این نهضت دارند بحث می کنند، اینها وحشتشان از این است که نبادا این موج اسلام به خارج و یکی یکی ممالک را فتح بکند و اینها را فلج کند، در دنیا شکستشان بدهد از این جهت نمی نشینند همین طور نگاه کنند. دوره افتادند برای اینکه همصدا پیدا بکنند تا ببینیم دنیا و رؤسای جمهور دنیا اینها چه می کنند، ممالک دیگر آیا تا چه اندازه نوکر آقای کارتر هستند و حیثیت خودشان و ملتشان را برای خاطر آقای کارتر از دست می دهند.
 

کارتر به خاطر حفظ حیثیتش، شاه مجرم را پناه داده است

آقای کارتر برای خاطر اینکه به خیال خودش یک مفلوکی را، یک مریضی را ببرد و در آمریکا حفظش کند و عرض می کنم که معالجه اش کند تا اینکه به ملت آمریکا و سایر ملت ها وفاداری خودش را از آن خائن هائی که برای او خیانت کردند، نشان بدهد و در دوره آتیه هم رئیس جمهور بشود برای خاطر این خودش را رسوا کرد.
الان هر جا اشخاص دانشمند دنیا، اشخاص متفکر دنیا تقبیح می کنند، برای خاطر یک آدمی که اینقدر خیانت به یک ملتی کرده است و حالا ملت می گوید آقا این جانی که آمده پیش شما و او را پناه داده اید، پناهنده سیاسی نیست، تا اینکه ما پناهنده سیاسی را بگوئید تحویل نمی توانیم بدهیم، روی قواعد، این یک مجرم است، روی قواعد همه عالم یک کسی که به یک ملتی پنجاه سال و این آدم سی و چند سال به یک ملتی آنقدر جرم کرده و آنقدر اذیت کرده و آنقدر از این ملت کشته و آنقدر در تاوه ها اینها را بو دادند، بعضی از اشخاص پاهایشان را قطع کردند، جرائم آنها را ما نمی توانیم، الان تصورش هم نمی توانیم بکنیم، که در این حبس ها که در زیر زمین بوده و دالان هائی یک وقت نشان دادند، دالان هائی که از این سازمان خیانتکاران بوده است. در این دالان ها به این مردم اسلامی، به این مردم انسانی، به این متفکرین به این روشنفکرها چه گذشته ما نمی توانیم تصور کنیم، اینها هم که رفتند و آمدند، شاید برای ما همه مسائل را نتوانند بگویند که چه کردند به ما، ما یک ملتی هستیم که می گوئیم که، اعلام می کنیم به همه دنیا که ما اینقدر جریمه بر ما وارد شده، اموالمان اینقدر به غارت رفته و به جیب آقای کارتر و امثالش رفته است، به دست این آدم، آنقدر جنایات به این مملکت واقع شده است، آنقدر قتل و غارت وارد شده، ما این را می خواهیم بیاوریم اینجا و محاکمه اش کنیم ببینیم چرا این کارها را کرده.
اساس مطلب این است که کارتر از همین می ترسد که نبادا یک وقتی این بیاید و بروز بدهد، می گویند مشغول شدند که این را یک شستشوی مغزی بدهند و کاری کنند که فراموشی برایش بیاید که نتواند دیگر بروز بدهد، مشغول این کارها هستند. از اینها همه کاری بر می آید، ما نمی دانیم اما از اینها همه کاری بر می آید.

صحیفه نور جلد 11 صفحه 8

 

اعمال ضد انسانی کارتر در لوای انساندوستی!

هر چه می خواهند شستشو بدهند مغز او را، هر چه بخواهند او را بکشانند به اینکه همه چیز را نسیان کند، لکن ملت ما که نسیان نمی کند، این ملت ما هستند الان صداشان اینجا بلند است، این ملتی که الان دارند فریاد می زنند (مرگ بر آمریکا) مقصودشان کارتر است، ملت امریکا که به ما کاری نکرده، ملت امریکا اگر بفهمد مطلب را، اگر بفهمد، اگر بفهمد مطلب را ملت امریکا، به حسب وجدان انسانیش با ما موافق است.
اینهائی که مخالفت می کنند، اینها از وجدان انسانی بیرونند، اینکه این ابرقدرت ها فکر انسان نیستند، یک فکرهای جنون آمیزی در مغز آنها هست که با اسم انساندوستی که می گوید من مردم را برای انساندوستی محاصره اقتصادی و دخالت نظامی در یک مملکت سی و پنج میلیونی انسان که خوب آن هم یک نفر از اینهاست، دیگر آن که از یک جای دیگر نیامده، این هم یک نفر از افراد اینجاست، شما برای این یک نفر جانی، سی و پنج سال جنایت کن به اسم دوستی انسان و انساندوستی سی و پنج میلیون جمعیت از همین جمعیت، نمی توانم بگویم از این قماش، قماش اینها فرق دارد با او، قماش انسانی، سی و پنج میلیون را خواهی در فشار اقتصادی قرار بدهی که بمیرند، اگر زورتان برسد، می کنید، اما همچو قدرتی ندارید، شمائی که می گوئید ما انساندوستیم، سی و پنج میلیون انسان اینجا هست، این سی و پنج میلیون انسان بمیرند برای یک نفر که شما جنایاتتان معلوم نشود، آقای انساندوست پنجاه نفر ما، پنجاه هزار نفر انسان در امریکا داریم که این دانشجوهای عزیز است، پنجاه هزار نفر دانشجو را بیخودی می خواهی از امریکا خارجشان کنی، شما، انساندوستی؟ شما مطابق حقوق بین المللی دارید عمل می کنید، شما بشر می خواهید؟ شما بشر را مراعات می کنید؟ این سی و پنج میلیون جمعیت اینجا، سی و پنج میلیون جمعیت اینجا که بسیارشان چیز هستند، روحانی هستند، تحصیلکرده هستند، همه شان مؤمن و متقی هستند، این سی و پنج میلیون جمعیت می گوئید اصلاً حقی در دنیا ندارند، فقط حق مال محمدرضاست، حق مال این جانی است، غیر از این است که ما اینطور فکر کنیم که ایشان نه برای این امت، یک حس انساندوستی اش او را وادار کرده به این معنا برای اینکه این بر خلاف حس انساندوستی است.
 

کارتر بد تشخیص داده، ملت دیگر ظلم را نمی پذیرد

اینها نیست مسأله، مسأله این است که بدتشخیص داده اند. روی آن تشخیص بدش، مثل اینکه لج کرده، از اول بد تشخیص داده، می گویند هم تحمیلش کرده، تشخیصش از اول برای اینکه موفقیت پیدا کند برای ریاست جمهوری دوره بعد، راهش را بد رفته است، راه این نبود که ایشان شاه را بردارد برود آنجا و بخواهد یک توطئه بکند یا بگوئید بخواهد معالجه بکند، حالا من اطلاعی ندارم، یک عده ای می گویند برای توطئه رفته است، بردند او را آنجا و یک عده ای هم می گویند که نه این مفلوک است و این مریض است دیگر، سرطان دارد، این، راه را بد رفت، خیال کرده به اینکه حالا هم وضع

صحیفه نور جلد 11 صفحه 10

مثل وضع سابق است که یک کلمه ای القا می کرد به محمدرضا آن هم تحمیل می کرد به ملت، ملت هم حرف نمی زد، وضع آنوقت اینطور بود.
تا گفته می شد که تو باید این کار را بکنی، مأموری که این کار را بکنی، آن هم می آمد آنجا و به وسیله این عمالش آن کار را تحمیل می کرد و مردم هم یک وضعی پیدا کرده بودند که تسلیم بودند، او خیال می کرد حالا هم ملت ما مثل آنوقت است، نمی داند که ملت ما تحول پیدا کرده، یک موجود انسانی به تمام معنا شده، موجودی که دفاع می خواهد از خودش بکند، یک موجودی که زیر بار ظلم نمی رود، دستور اسلام این است که نه ظلم بکنید نه زیر بار ظلم بروید، انظلام یعنی زیر بار ظلم رفتن از ظلم کمتر نیست، انظلام به خودت ظلم کردن، به یک ملت ظلم کردن، ظلم هم از همین قماش، هر دویش در اسلام ممنوع است، نه شما حق دارید به کسی ظلم کنید نه حق دارید که از کسی ظلم بکشید، دیگر ملتمان این است که نمی خواهند از تو ظلم بکشند، نمی خواهند.
رؤسای جمهوری امریکا تا حالا به ما ظلم کردند و به وسیله عمالشان همه چیز ما را از بین بردند و بالاتر از همه نیروی انسانی ما را عقب راندند، ما از این به بعد نمی خواهیم این ظلم را بکشیم.
 

کارتر از محاکمه شاه می ترسد چون حیثیتش به باد می رود

ما می خواهیم این آدم بیاید اینجا و محاکمه اش بکنیم، خودش مطرح نیست، خودش یک آدم نیست، آنوقت هم که بود آدم نبود، خودش مطرح نیست، ما می خواهیم چه کنیم یک مفلوکی که بیاید اینجا و ما عاشق جمالش که مردم نیستند، ما می خواهیم این آدم بیاید اینجا محاکمه اش کنند و پرونده های قطوری که از او هست ارائه بدهند و اینهمه معلول و اینهمه ناقص العضو که به وسیله او شده است، ارائه بدهیم به عالم، آقا وضع ما این است، وضع ملت ما در این سی و چند سال حکومت، این است، وضعمان این است که جوان های ما، پیرزن ها را بیاوریم که جوان هاشان را از دست دادند، که جوان هاشان را نشان بدهند که اینها آنهایند که در سینما رکس مثلاً از بین رفتند.
امروز، الان یک پیر مردی - که - آمده بود که چهار تا یا پنج تا شش تا از اولادهای من در آنجا، خوب ما این را می خواهیم بگوئیم، این آقای انساندوست این را برده نگه داشته، نه اینکه انسان می خواهد نگه دارد، خوب انسان نیست که نگهش دارد، این نه این است که برای انساندوستی دارد این کارها را می کند، این خوف این را دارد که نبادا تحویل اینجا بدهند و مشت رئیس جمهور امریکا باز بشود که در آینده نتواند دیگر رئیس جمهور بشود، یعنی قلم نه، روی او امریکا بکشد که شما دیگر لایق رئیس جمهوری نیستید، ملتش بفهمند که رؤسای جمهوری اینها چه می کردند با مردم، با دنیا چه کردند، ملت ها که اینطور نیستند که افکارشان مسموم شده باشد مثل این رؤسا، ملت ها افکارشان محفوظ است، مگر آنهائی که دور و بر اینها جمعند، اینها خوف این معنا را دارند. اگر ملت ما از اول گفته بود که محمدرضا را آنجا نگه داشتید بکشیدش، می کشتندش همچو آنها باکی از کشته شدن ندارند.

صحیفه نور جلد 11 صفحه 10

 

برای کارتر رئیس جمهور شدن مطرح است نه جان انسان ها

شما خیال می کنید که برای این پنجاه نفر که در اینجا هستند، پنجاه و چند نفر جاسوسی که در اینجا هستند، اینها دلشان سوخته و انساندوستی شان و حب به اهل ملتشان اسباب این شده، شما مطمئن باشید که مسأله این نیست، اینها فوج فوج سربازهای خودشان برای اینکه خدمت به آنها بکنند می فرستند به جبهه ها که بریزند در جبهه ها بکشند و کشته بشوند. هزاران افراد را از خود ملتشان به کشتن می دهند، برای اینکه یک صدائی در خود آمریکا پیدا بشود که این رئیس جمهور ما چه آدم کذائی است، وضع این، روحیه اینها اینطوری است، اینها وضع روحشان، روح الان دیگر آن روح اولی که فطرت انسان و فطرت اولی است، اینها از دست دادند، همه انسان ها به فطرت صحیح موجود می شوند، اینها عوض شدند، از آن فطرت اولیشان عوض شدند، اینها برای خاطر پنجاه و چند نفر که در ایران حبس اند، یعنی حبس هم خوب در محلشان هست، همان جایی که زندگی می کردند حالا هم همان جا دارند زندگی می کنند، آنطور هم که تا حالا به من اطلاع دادند و من همیشه سفارششان کردم در کمال رفاه هم هستند، منتها آنها سروصدا بلند کردند که اینها چطور و کذا. بعضی از اینها هم که رفتند آنجا گفتند نه، مسائل این نیست، نه برای خاطر این پنجاه و چند نفرشان دست و پاکنند همه تشبث اش این است که رئیس جمهور بشود، اصلاً تمام نظرش آنجاست و من به او قول می دهم که نشود انشاءالله، رئیس جمهور شدن راه دارد حال ما فرض هم می کنیم دو سال دیگر هم، پنج سال دیگر هم بخواهی رئیس جمهور بشوی، آخر ارزش دارد که یک انسانی، یک ملتی را، ملت دویست و چند میلیون در نظر مردم اینطور جلوه بدهد ارزش دارد، برای پنج سال دیگر جنایت کردن، خوب، ریاست کردن اینها، همان جنایت کردن ارزش دارد. برای ریاست کردن که مساوی با جنایتکاری است پنج سال، اینکه اینقدر یک ملت امریکا را آنها که تقصیری در این باب ندارند اینقدر آنها را آلوده کند و مردم دنیا را هم به ملت امریکا بدبین کند، تو خدمتگزار به ملت خودت هستی، تو اگر خدمتگزار به ملت بودی، می گفتی خوب این خیانت کرده، ما این خیانتکار را می دهیم دست کسانی که به او خیانت کرده، این خدمتگزاری بود، این آبروئی بود، همه ملت ایران برای تو هورا کشیدند، اما حالا چه شده؟ حالا نزدیک جنایتکار، بدتر از جنایتکار می دانند، حالا مشتت باز شده و دیگر و تو را یک آدمی دانند که داری ملت خودت را هم به باد می دهی، ارزش دارد، اگر فرض کنید تو رئیس جمهور هم بشوی، این ارزش دارد که انسان به اینقدر جنایات خودش به پنج سال، حالا این شاه، شاه مخلوع از باب اینکه به قول خودش شاه بود می گفت، من تا آخر عمرم شاهم. جنایات که می کرد می گفت: ارزش دارد، می گفت من تا آخر عمرم هستم، نمی دانست که خداخواهد، اما شما رئیس جمهوری پنج ساله اید، شش ساله، یک همچو چیزی است، بعدش باید بروی، تا آخر هم که دیگر نوبت شما نمی رسد، رقبای شما هستند در این معلوم نیست، تو برای تو هم اینکه برسی به این مقام، الان برای تو هم، الان که تو نمی دانی تو می شوی یا آن نفر دیگری که کاندیدا هستند، تو سر هم دارید می زنید، شما برای خاطر توهم اینکه من در پنج سال دیگر، شش سال دیگر مشغول به این ریاست و نمی دانم این بساط

صحیفه نور جلد 11 صفحه 12

باشم، این را برای توهم، ملت خودت را از دست می دهی، داری ملت خودت را و همه شوون امریکا را در نظر شرق فاسد جلوه می دهید، این ارزش دارد که برای یک توهم، آدم این کار را بکند، این عقل اقتضاء می کند که انسان برای توهم اینکه شاید برسم به آنجا، اینقدر جنایت فعلی بکنند. اینها اینطورند وضعشان و مبتلای با یک همچو انسان ها یا آدم ها یا موجوداتی هستیم که باید همه ملت ما با آن مبارزه کنند.
 

ما از محاصره اقتصادی و نظامی نمی ترسیم

و ما نمی ترسیم از اینکه در اقتصاد ما را منزوی کند یا فرض کنید که چیز نظامی، دخالت نظامی، ما از این چیزها نمی ترسیم. ما قبل از این حرف ها، شاید شما هیچ کدامتان یادتان نباشد، همه این شلوغی ها که حالا بینید ما شاهدش بودیم، ما در همان محلی که بودیم، یعنی خمین که بودیم سنگربندی می کردیم، من هم تفنگ داشتم، منتها من بچه بودم به اندازه بچگی ام، بچه شانزده هفده ساله ما تفنگ دستمان بود و تعلیم و تعلم تفنگ هم می کردیم، من بلدم الان تفنگ بیندازم، این اخوی ما بزرگتر از ما بود، ایشان تفنگ انداز است، منتها حالا پیرمرد است، ما سنگر رفتیم و با این اشراری که بودند و حمله می کردند و می خواستند بگیرند و چه بکنند، هرج و مرج بود، دیگر دولت مرکزی قدرت نداشت و هرج و مرج بود، قبل از این خان بود، هرج و مرج و دولت مرکزی هم بدون قدرت و همه جا، کاشان و این حدود قم و .... است، چیز کاشی بود، نائب حسین و پسرش، آن حدود ما هم حمله می کردند زلقی ها و نمی دانم ... حمله می کردند و یک دفعه هم آمد یک محله ای از خمین را گرفتند و مردم با آنها معارضه کردند و تفنگ دست گرفتند، ما هم جزء آنها بودیم که به اندازه ای که می توانستیم حرکت بکنیم، امیدواریم که این ملت ما همه تفنگدار باشند و همه جنگجو، آنقدری که می توانیم می زنیم، حالا شما فانتوم آوردید ریختید سر ما، هر کاری می خواهید بکنید، ما را نترسانید از اینکه نظامی می آوریم، ما نظامی های شما را دفنشان می کنیم و ما را نترسانید از اینکه به شما برای خاطر انساندوستی گرسنگی می دهیم تا بمیرید نخیر، اینطور، روزی ما با خداست و ما قدرت این را داریم که از این زمین خدا روزیمان را بیرون بیاوریم، همه کشاورزهای ما انشاءالله بیدار شدند و کشاورزیشان را تقویت کنند.
 

توطئه ایادی امریکا برای نابودی اسلام

در هر صورت مسأله این است که ما الان مبتلای به یک همچو قدرتی هستیم و مع الاسف که در داخل ما هم که جناح هائی هستند دست و پا می کنند که همان مسائل را درست کنند، یعنی دست و پا می کنند که امریکا قدرت پیدا کند، این ننگ را ما کجا ببریم که اهالی یک کشوری، افرادی که از همین مملکت است اینجا زاده شده و اینجا پرورش پیدا کرده، حالائی که مملکت ما و ملت ما قدرت امریکا را در اینجا شکست داده است، باز روابط با امریکا دارند که برگردانند، این ننگ را کجا

صحیفه نور جلد 11 صفحه 13

باید برد، این شکایت را پیش کی بکنیم که باز هم در بین جمعیت اشخاصی هستند که اخلال می کنند که خواهند جمهوری اسلامی تحقق پیدا بکند.
جمهوری اسلامی اگر تحقق پیدا کند، دست ارباب ها کوتاه می شود، نبادا این کار بشود از آن روز اولی که ما آمدیم به اینجا و قبلش، اخلال می کردند، قدم به قدم اخلال می کردند، خواستیدبدهید،نمی گذاشتند بدهید. یک دسته ای آنجا جلو رفتید و شکست دادید آنها را، بعدش قدم بعدش راجع به قانون اساسی، چه حرف های مزخرف زدند و گفتند اخلال به اینکه نبادا یک چیزی بشود، بعد مردم رأی دادند و در این صد در نود از آن رأی سابق بود، صد نود مردم رأی دادند، حالا به دست و پا افتادند که ارباب ها دارند شکست می خورند، چه بکنند اینها، حالا باز هیاهو می کنند، می خواهندچند نفر را بر رأی تمام ملت به اسم مصلحت ملت، این همان منطق کارتر، منطق کارتر این است که ما برای خاطر این انسان داریم، سی و پنج میلیون جمعیت را زیر پا له می کنند، اینها هم برای خاطر چند نفر آدم، برای خاطر فرض کنید که یک عده معدودی یا برای خاطر عشق به آمریکا می خواهند نهضت اسلامی ما را شکست بدهند و اسلام را شکست بدهند، تاسف این، اسلام راخواهند شکست بدهند، دانسته یا ندانسته. و نمی توانند، امروز مردم مملکت ما، ملت ما همچو شده است، همچو بیدار شده است و چشم هایش را باز کرده که این توطئه ها دیگر فائده ندارد، همه این توطئه ها را این ملت دفع می کند.
خداوند انشاءالله به شما سلامت بدهد، به خواهران من، برادران من، به همه شما دعا می کنم و تا نفس می کشم خدمت به شما می کنم، خداوند همه تان را انشاءالله حفظ کند.

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها