پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
یک شنبه 3 اردیبهشت 1396 9:33 AM
تاریخ: 1358/10/19
بسم الله الرحمن الرحیم
سؤال کردید که تکلیف ما الان چه هست و این سؤال همه قشرها هست که ما الان که در این مرحله رسیدیم تکلیف چیست؟ شما می دانید که الان از خیلی جهات کشور ما حساسترین مرحله حیات خودش را دارد می گذراند، از یک طرف با قدرت های بزرگ مواجه هست، با آمریکا، با شوروی هم که الان در افغانستان هست و قدرت های بزرگ تقریباً با کشور ماست، از یک طرف موقعی است که می خواهید شما رئیس جمهور را تعیین کنید و بعد هم انشاءالله وکلایتان را و در این موقع تمام دستجاتی که نمی خواهند اسلام تحقق پیدا بکند، نمی خواهند جمهوری اسلامی تحقق پیدا کند، نمی خواهند این کشور به حال عادی برگردد و سرنوشت خودش را خود اهالی کشور به دست بگیرند، اینها راه می افتند و توطئه می کنند. و در یک چنین موقع حساسی اینکه تکلیف است این است که باید ما بعض از آشفتگی هائی که در محل خودمان هست عجالتاً، موقتاً صرف نظر کنیم و این دو مرحله را بگذرانیم، مرحله تعیین رئیس جمهور که الان دست هائی در کار است که نگذارند و مرحله تعیین وکلا که مجلس شورایی بخواهند محقق بشود و این هم بدتر از این خواهد شد و شلوغی ها را زیادتر خواهند دامن زد، اینها می خواهند یک استقراری در این مملکت نباشد و ما مکلفیم که کوشش کنیم که یک استقراری باشد که این مراحل را ما بگذرانیم. در کشور ما، این کشور ما، یک کشوری بشود که جهات، اسکلتش محقق شده باشد.
الحمدلله قانون اساسش خوب به تصویب رسید، ملت هم رأی دادند و دیدند که چقدر کوشش شد که نگذارند و بحمدالله اصل جمهوری اسلامی هم ملت رأی دادند و آنوقت یک اشخاصی می خواستند نگذارند، حالا هم هر چه ما نزدیک تر می شویم به پیروزی، اینها مصمم تر می شوند در اینکه بشکنند، اینها قدم به قدم دارند زندگی خودشان را از دست می دهند و دست و پا می زنند که حیات خودشان را، حیات جنایتکاری خودشان را ادامه بدهند و ما مکلفیم که نگذاریم این توطئه ها رشد پیدا بکند و نگذاریم که اینها مسلط بشوند به اینکه بروند مثلاً در دهات، در جاهای، جاهائی که زیاد می توانند تبلیغ بکنند، تبلیغ بکنند که آشوب بپا کنند، نگذارند این جمهوری اسلامی تحقق پیدا بکند. چنین نیست که من باب اتفاق، اتفاق افتاده باشد که همان ساعتی که تقریباً در قم آن آشوب بلند
می شود، در تبریز هم این نمی شود بی رابطه باشد، این یک توطئه ای است که با یک حسابی انجام می گیرد و الا به همان لحظه، با همان وضعی که در قم، در آن روز جمعه در قم، قبل از ظهر با همان ترتیبی که اینجا شروع کردند، در تبریز شروع کردند، یعنی کانه یک جمعیت بودند با چماق و با چیز دیگر، یک جمعیت بودند که آنجا و اینجا با هم شروع کردند به شلوغکاری و این برای این بود که الان می بینند که اگر چنانچه رئیس جمهور هم تعیین بشود، خوب یک مرتبه پیروزی است برای ملت، نگذاریم اینها پیدا بشود، بعد هم می گویند اگر چنانچه مجلس شورا تحقق پیدا بکند، پیروزی ملت است، این هم می خواهند نگذارند.
الان اگر ما سرگرم بشویم به مسائل دیگر، از این مسأله باز می مانیم، اینکه من به شما آقایان تذکر می دهم و از آقایان می خواهم که بلادشان که رفتند، در محلشان که رفتند به مردم تذکر بدهند، آن این است که، توطئه این است که ما را سرگرم به بعض مسائل بکنند، آن مسائل را ما غفلت از آن بکنیم. اگر ما از آن مسائل اصلی غفلت بکنیم، مثلاً فرض کنید اگر برای رئیس جمهوری ما موفق نشویم که یک رئیس جمهوری با یک آراء زیادی، مثلاً ملت موفق نشود که چه بشود، خوب، این منعکس می شود در خارج که مملکت ایران جوری است که نمی تواند رئیس جمهورش را تعیین کند، چنانچه اگر موفق نشده بودیم به اینکه قانون اساسی را رأی به آن بدهیم و ملت رأی به آن بدهند، باز این یک چیزی می شد که مملکت ایران باز نرسیده به آن حدی که برای خودش یک نظمی تهیه کند. توجه داشته باشید که مبادا ما را در خارج از کشورمان متهم کنند به اینکه اینها رشد ندارند، این یک مطلبی بسیار مهم است، آنها دارند کوشش می کنند به اینکه، یعنی آن تفاله های رژیم سابق، آن اشخاصی که وابسته به خارج هستند کوشش می کنند که اینجا هم بزنند اوضاع را، آنهائی که در خارج نشسته اند و می خواهند مسائل را آنطوری که دلشان می خواست منعکس کنند، آنها در خارج منعکس می کنند به اینکه ایران آشوب است، ایران به هم ریخته است، یکی اینجا واقع می شود، ده تا آنجا گفته می شود، کم کم یک چنین مطلبی در دنیا منعکس می شود که ایران ثبات ندارد، استقرار ندارد، رشد سیاسی تا حالا پیدا نکردند، اینها برای آزادی لایق نیستند، این را می خواهند، می خواهند موجه کنند این مطلب را که اگر دخالت نظامی کردند، دنیا مقابلشان نایستد، چرا؟ بگوید، برای اینکه ملتی بود که نظامی نداشت، به هم ریخته بود و متزلزل بود و در معرض این بود که بکلی از بین برود، ما دیدیم که اینها رشد ندارند، یک رژیمی را پیش آوردیم، به اینها رشد بدهد، سرپرستشان باشد، این از مسائل بسیار مهم حالای ما هست، این مسائل دیگری که می گوید حکومتمان چه هست و نمی دانم رئیس جمهورمان چه هست، اینها مسأله دوم است.
اینها مسأله دوم است، اینها که شما مملکتتان را مستقرش کردید. آنوقت باید برویم سراغ اینکه زراعتمان چه هست، خانه مان چه جوری است - عرض می کنم - کشتمان چه جور هست، رئیس مثلاً
کذامان چه جور هست - اینها - آنوقت باید تمام قواتان را اینجا بیاورید، آنها هم البته در درجه دوم، آنها هم باید گفته بشود، آنها هم باید اصلاح بشود اما غفلت از این نکنید که یک وقت شما را بدون اینکه توجه داشته باشید، از آن مسلک اصلی و مقصد اصلی باز دارند و متوجه کنند به یک مقصد دیگری، از آن راهی که می خواستید بروید، شما را برگردانند به یک راه دیگری، این یک مسأله بسیار مهمی است که اگر ما این غفلت را بکنیم و از آن راه برگردیم به یک راه معوجی، اساس مسلک از دست ما می رود، یک وقت اساس مطلب در معرض خطر است، یعنی اساس کشور در معرض خطر است، یک وقت اساس نه، اما خوب حکومت کجا غلط است، فلان مثلاً کجا چه می شود، اینها بعد از استقرار اساس مطلب و مستحکم شدن اساس کشور، آنها آسان است.
تغییر یک رئیس فوجی، تغییر یک حکومتی - عرض می کنم - رفتن یک روحانی یک جائی، اینها یک مسائلی است که جزئی است و آسان، غفلت نکنید از اینکه در اطراف این مملکت، الان هر جا شما بروید در اطراف این مملکت، دستجات مختلف همه دنبال این مطلبند که مردم را نگذارند آن راهی را که باید، بروند، هر جا به یک جور، هر جا یک جور غائله بلند می کنند که نگذارند مردم راه مستقیمی که باید بروند که برسند به اساس مطلب، یعنی منتهی بشوند به اینکه مملکتشان جوری شده است که دیگر همه چیزش تمام است، یعنی اساسش، همانطوری که اگر ما رأی نداده بودیم به اصل جمهوری اسلامی یا می رفتیم سراغ اینکه خوب حالا حکومت اینجا چه جوری است و فرض کنید شهربانی آنجا چه جوری است، غلط بود، الان که شما می خواهید اساس را درست کنید که رئیس جمهور می خواهید تعیین کنید، الان همه قوا باید متوجه این بشود که توطئه هائی که می شود که نگذارند رئیس جمهور تعیین بشود و غوغا خواهد شد، این را بدانید که مهیا باشید، همه جا خواهند یک غوغائی کرد، متوجه باشید که شما را دیگر برنگردانند از راه مستقیم به یک راه دیگری، خودشان غوغا کنند و فائده ببرند، همه متوجه این مسأله باشید، همه جا. الان وقت اینکه من کسالت دارم نیست، وقت اینکه من در محلم مثلاً فرض کنید که فلان قضیه واقع می شد، الان وقتش نیست، این وقت دارد، این را کراراً من عرض کردم، اگر یک وقت خدای نخواسته یک زلزله ای در یک شهری بیاید، شما هیچ فکر این هستید که من حالا خانه ام وضعش چه جوری است یا زندگی؟ همه می روید برای اینکه این زلزله زده ها را بیرون بیاورید، هیچ در فکر این نیستید که حالا من وضعم چیست. شما آنوقتی که در حال نهضت بود که می خواستید این مرد فاسد را که همه چیز را فاسد کرده، از کشورتان فاسد کرده بیرون کنید، تو خیابان ها می رفتید، پشت بام می رفتید، پائین، بالا فریاد می زدید، هیچ فکر این بودید که رئیس شهربانی چه جور است؟ هیچ فکر نبودید، اگر آنوقت فکر این بودید، این پیروزی ها را پیدا نمی کردید، اینکه پشت کردید به همه مقاصد خودتان و رو کردید به دشمن، دشمن را بیرون کردید. حالا هم همه مقصدهای جزئی را که دارید رها کنید بروید سراغ این دو مرحله، این مرحله را تمام بکنید و بعد از اینکه این دو مرحله تمام شد، آنوقت اساساً باید این مملکت همه چیزش درست بشود.
خیال نکنید که فقط ارومیه شما اینطوری است، همه جا اینطوری است، همه جا یک مقداری از
آن تفاله های سابق باقی مانده، پاکسازی یک مملکتی که در طول تاریخ خراب بوده و این پنجاه سال خرابتر بوده و این سی سال اخیر دیگر بدتر از همه وقت شده، خرابی این محتاج به طول زمانی است.
اینها جوان های ما را ضایع کردند که این یک عمر لازم دارد که یک جوانی که ضایع شد در این رژیم، تریاکی شد در این رژیم، شارب الخمر شد در این رژیم، عادت به سینماهای فاسد کرد، عادت به این مراکز فحشا که همه را درست کرده بودند با نقشه برای اینکه نگذارند جوان های ما یک جوان های محکمی از کار درآیند که بتوانند مقابل آنها بایستند، این محتاج به این است که یک، مدت ها طول بکشد تا یک تحول حاصل بشود.
این تحولی که الان حاصل شده، یک تحول معجزه آسائی است آقا، یک مملکتی که جوانش مشغول بود به فرض کنید که تعیش، سایرین هم مشغول، هر کسی به کار خودش مشغول بود و در ذهنشان نمی آمد که می شود یک همچو کاری انجام بگیرد، خدا خواست که، یکدفعه ملت را متبدل کرد به یک چیز دیگری، همه ایستادند در مقابل این دشمن و همه این را پیش بردند، جوان ها از آن مراکز کشیده شدند به خیابان ها، مردم از بازار و کسبشان دست برداشتند کشیده شدند به خیابان ها، حتی آن پیرمردهای زاغه نشین با اولادشان آمدند به خیابان ها و فریاد کردند، با فریاد و مشت و با سنگ و یا اینها، بر آنها، تانک ها و آن بساطی که آنها داشتند، موفق شدند و این یک چیز خدائی بود، یک چیزی نبود که بشر بتواند این مسائل را درست کند، خدا این کار را کرد. حالا باز شما باید همه با هم متوجه باشید به اینکه مملکت اسلامی الان دست شما امانت است، تا حالا موظف نبودید، از باب اینکه طاغوت بود بر شما مسلط، (ما چه کنیم) الان دیگر (چه کنیم) ندارد.
الان یک مملکتی است، دست ملت هست، این ملت موظف است این مملکت اسلامی را سروسامان به آن بدهد، سروسامان به آن دادن این است که هر اختلافی هر جا می خواهد پیدا بشود، خفه کنند آن اختلاف را، نگذارند اختلاف پیدا بشود. هر جا می خواهند این اشخاصی فساد بکنند، بشناسانند آنها را، بگیرندشان، تسلیمشان کنند به دادگاه، یک مسأله ای است عمومی باید انجام بگیرد. ننشینند شما برای اینکه دولت برای شما چکار بکند، رئیس شهربانی چکار بکند، خودتان هستید، مال خودتان هست مملکت، خودتان باید حفظش کنید، بگذارید این مرحله هم انشاءالله پیش برود، بعد که پیش برود، یک آرامشی قهری حاصل می شود، یعنی آنها دیگر طمعشان تقریباً بریده می شود (قهراً یک آرامش ممکن است که انشاءالله بشود) و آنوقت هم با همت همه باید درست بشود، یک مملکتی نیست که بتواند یک کسی، شما بنشینید که دولت انجام بدهد، دولت هم یک افرادی هستند مثل شما، آنها هم قدرت یک همچو زیادی ندارند، آنها هم افرادند، همه باید با هم دست به هم بدهیم، نه مرد تنها، خانم ها هم همین طور، طبقه واحدند، همه طبقات باید دست به هم بدهند تا یک خرابه ای که برایشان گذاشتند آباد کنند و زندگی شان را در آنجا اداره کنند. خداوند انشاءالله همه شما را حفظ کند و موفق باشید.
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.