نگاه بخشي به برنامه ريزي و کم توجهي به مولفه هاي عمران و توسعه روستايي طي چند دهه گذشته (1384-1327) موجب از هم گسيختگي سلسله مراتبي روابط شهري و روستايي گشته و به تبع آن توسعه نيافتگي روستاهاي کشور را به دنبال داشته است. اين امر تنها در نظام سکونتگاه هاي روستايي موجب بروز مسائل و مشکلات فراواني گرديده است. از جمله اين مسائل مي توان به کاهش مشارکت روستاييان در سرنوشت خود، پايين بودن اعتماد به نفس، فقدان يک نظام مديريت مطلوب، بيکاري مفرط، تخليه روستاها و مهاجرت آنان به سوي شهرها و ايجاد حاشيه نشيني اشاره کرد. اگر چه در به وجود آمدن اين مشکلات عوامل متعدد اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و طبيعي دخالت دارد ولي در اين مقاله، ميزان تا ثير دو عامل اجتماعي، سرمايه انساني وسرمايه اجتماعي در توسعه نيافتگي سکونتگاه هاي روستايي با پرسش زير مورد مداقه قرار گرفته است:
آيا بين سرمايه اجتماعي و سرمايه انساني و توسعه نيافتگي روستايي رابطه معني داري وجود دارد؟
براي يافتن پاسخ و آزمون اين سوال که به عنوان فرضيه تحقيق نيز مطرح بوده است، ابتدا 302 خانوار از 6 آبادي، از سه دهستان بخش کرفتو شهرستان ديواندره به عنوان جامعه آماري انتخاب گرديد، سپس داده هاي موردنياز از طريق اسنادي و عمليات پيمايشي گردآوري شد، علاوه بر آن از مصاحبه حضوري با خبرگان محلي نيز استفاده گرديد. تجزيه و تحليل داده ها نيز به روش توصيفي و آماري انجام شد. در نهايت نتايج يافته ها، تاثير سرمايه اجتماعي و انساني بر توسعه نيافتگي سکونتگاه هاي روستايي منطقه مورد مطالعه را تاييد نمود.