0

مقالات روانشناسی

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات روانشناسی

 4 : روانشناسي و علوم تربيتي پاييز و زمستان 1379; 30(2):64-94.
 
بررسي نقش اختلالات شخصيت در درمان بيماران مبتلا به اختلالات تغذيه
 
بشارت محمدعلي*
 
* دانشکده روان شناسي و علوم تربيتي دانشگاه تهران
 
 وجود همزمان دو يا چند اختلال روان شناختي (همبودي) يک پديده باليني شناخته شده است. بسياري از بيماران مبتلا به اختلالات تغذيه همزمان از اختلالات شخصيت رنج مي برند. شناخت ماهيت ارتباط اختلالات شخصيت و تغذيه به دليل استلزام ها و راه کارهاي نظري و درماني آن بسيار مهم است. هدف پژوهش حاضر بررسي همبودي اختلالات شخصيت و تغذيه و تأثير اختلالات شخصيت بر نتايج درمان بيماران مبتلا به اختلالات تغذيه است.
اين پژوهش در درمانگاه اختلالات تغذيه بيمارستان رواني مادزلي لندن و بخش روان درماني موسسه روان پزشکي دانشگاه لندن در مورد 58 بيمار مبتلا به اختلال تغذيه انجام شده است. پس از بررسي هاي گسترده باليني و تشخيصي در مرحله پيش درماني، آزمودني ها به صورت تصادفي در چهار گروه درماني جايگزين شدند. نتايج نشان داد که 46.5 درصد آزمودني ها علاوه بر اختلال تغذيه از يک اختلال شخصيتي رنج مي بردند. بيماران مبتلا به اختلال پرخوري بيش از بيماران مبتلا به اختلال بي اشتهايي اختلال شخصيتي نشان دادند. به طور نسبي، اختلال شخصيت اضطرابي با بيماري بي اشتهايي و اختلال شخصيت هيستريکي با بيماري پرخوري در ارتباط بود؛ و اختلال شخصيت با نتايج درماني ضعيف تر همبستگي داشت.
 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 11 اردیبهشت 1391  8:34 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات روانشناسی

 5 : روانشناسي و علوم تربيتي پاييز و زمستان 1379; 30(2):95-110.
 
مقايسه هوش غير كلامي دانش آموزان ناشنوا و شنوا در گروه هاي سني شش، نه و دوازده سال
 
به پژوه احمد,صالحي محمود
 
 
 پژوهش حاضر به منظور بررسي و مقايسه هوش غير کلامي دانش آموزان پسر شنوا و ناشنوا (ناشنواي شديد و عميق) مدارس استثنايي و عادي شهر اصفهان در گروه هاي سني 6، 9 و 12 سال انجام شد. براي انتخاب گروه هاي نمونه، به طريق خوشه اي تصادفي، 60 نفر دانش آموز ناشنواي عميق، 60 نفر دانش آموز ناشنواي شديد و 60 نفر دانش آموز شنوا (عادي) در گروه هاي سني مذکور انتخاب شدند. در اين مطالعه جهت سنجش هوش غيرکلامي دانش آموزان از مقياس عملکرد بين المللي ليتر و آزمون نقاشي آدمک گودايناف استفاده شد. جهت تحليل داده ها از روش آماري تحليل واريانس يک طرفه و از آزمون پي گير شفه جهت مقايسه تفاوت ميانگين ها استفاده شد و نتايج زير به دست آمد: (الف) در گروه سني شش سال بين دانش آموزان شنوا و ناشنواي شديد و عميق اگر چه در نمرات هوشي آن ها تفاوت هاي اندکي به نفع دانش آموزان شنوا مشاهده گرديد، اين تفاوت ها معنادار نبودند؛ (ب) در گروه هاي سني نه و دوازده سال بين دانش آموزان شنوا با دانش آموزان ناشنواي شديد و نيز دانش آموزان شنوا با دانش آموزان ناشنواي عميق به نفع دانش آموزان شنوا در هر دو آزمون تفاوت ها معنادار بودند؛ (ج) در دو گروه سني نه سال و دوازده سال بين دو گروه دانش آموزان ناشنواي عميق و ناشنواي شديد تفاوت معناداري مشاهده نشد.
 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 11 اردیبهشت 1391  8:36 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات روانشناسی

 7 : روانشناسي و علوم تربيتي پاييز و زمستان 1379; 30(2):137-160.
 
ديدگاه گيري در كودكان پيش دبستاني: بررسي مقايسه اي درون فردي و بين فردي
 
جوكار بهرام,ساماني سيامك,فولادچنگ محبوبه
 
 
 اصطلاح نظريه ذهن در سال 1978 توسط پريماک و ودروف مطرح شد. اين اصطلاح نشانگر توانايي فرد در استناد حالت هاي ذهني خود و ديگران است. پژوهش هاي موجود در زمينه نظريه ذهن، حاکي از آن است که کودکان پيش دبستاني نظرات و حالت هاي ذهني (ديدگاه هاي) ديگران را درک مي کنند و برخلاف آنچه پياژه مي گويد " خودمحور" نيستند.
هدف از اين مطالعه نيز بررسي و مقايسه ديدگاه گيري درون فردي و بين فردي در کودکان پيش دبستاني است. گروه نمونه مورد مطالعه شامل 70 کودک دختر و پسر پيش دبستاني در سه گروه سني بود که توسط آزمونگران به صورت انفرادي و بر اساس سه نوع تکليف مورد آزمون قرار گرفتند (خانه عروسک ها، آب نبات و مهره ها). نتايج اين پژوهش حاکي از آن بود که توانايي کودک در ديدگاه گيري وابسته به نوع تکليف است و اين تکاليف هرچه با تجارب روزمره کودک هماهنگي بيشتري داشته باشد. احتمال درک ديدگاه ديگران از سوي کودک محتمل تر خواهد بود. همچنين در فرايند رشد توانايي ديدگاه گيري نتايج اين پژوهش نشان داد که کودکان دوره پيش دبستاني خود محور نيستند و مي توانند ديدگاه هاي ديگران را درک کنند.
 
كليد واژه: 
 
 
 
 
دوشنبه 11 اردیبهشت 1391  8:36 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات روانشناسی

 8 : روانشناسي و علوم تربيتي پاييز و زمستان 1379; 30(2):161-180.
 
فلسفه آموزش و پرورش از ديدگاه جان هنري نيومن
 
زيباكلام فاطمه*
 
* دانشکده روان شناسي و علوم تربيتي دانشگاه تهران
 
 در هر نظام آموزشي موفق مهم ترين مسئله انتخاب ارزش ها، اهداف و فلسفه ايي منسجم است. علت اهميت اين مسايل اين است که هر نظام آموزشي به نوعي درصدد تربيت انسان آرماني است و بدون نظام ارزشي و داشتن اهداف تربيت چنين انساني ممکن نيست. انسان آرماني محصول فلسفه تربيتي کمونيستي در جهت هدف کلي اين فلسفه که جامعه بي طبقه است تربيت مي شود و نيز ارزش ها و ضد ارزش هايش بر اساس همين مکتب و از طريق آموزش و پرورش در وي نهادينه مي شود. لذا عدم شناخت فلسفه تربيتي حاکم، به منزله نداشتن تصوير از انساني است که مدعي پرورش او هستيم. عدم شناخت يا اساساً ندانستن اهميت مکتب فلسفي که بايد از آن پيروي شود، باعث از هم پاشيدگي و پريشاني کل نظام آموزشي از ابتدايي تا دانشگاهي مي شود. لذا شناخت فيلسوفان آموزش و پرورش بايد يکي از اصلي ترين کارهاي متخصصان هر نظامي باشد. هدف اين مقاله معرفي جان هنري نيومن بزرگترين فيلسوف مدافع ليبراليسم آموزشي مي باشد. دليل انتخاب نيومن و مکتب مورد دفاع وي اين است که انسان آرماني وي انساني است که از راه تعليم و تربيت به هوشمندي و بصيرت، روشن فکري و شکوفايي عقلي به نحوي دست مي يابد که براي هميشه در وي ماندگار است و در حقيقت ملکه روح وي مي شود. بررسي و نقد افکار اين انديشمند مي تواند در راستاي انتخاب ارزش ها بسيار آموزنده و ارزنده باشد.
 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 11 اردیبهشت 1391  8:36 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات روانشناسی

 6 : روانشناسي و علوم تربيتي پاييز و زمستان 1379; 30(2):111-136.
 
بررسي عوامل آسيب زا در مدارس شهر تهران
 
بازرگان زهرا,گودرزي محمدعلي
 
 
 هدف پژوهش حاضر شناسائي تنوع و فراواني آسيب هاي وارده به فضا و تجهيزات مدارس و عوامل موثر بر آسيب هاست. گروه نمونه مشتمل بر 962 نفر دانش آموز دختر و پسر در مقاطع سه گانه تحصيلي و 354 نفر از اولياي مدارس است. ابزار جمع آوري اطلاعات عبارتند از دو پرسشنامه رفتاري و يک فرم مشاهده فني معماري. نتايج نشان مي دهد که از نظر دانش آموزان عوامل فني- معماري تاثير بيشتري بر آسيب رساني دارند در حالي که از نظر اولياي مدرسه عوامل خانوادگي، فني- معماري، خصوصيات دانش آموزان و عوامل مربوط به مدرسه در آسيب رساني به مدرسه موثرند. بين ميزان آسيب رساني با مقاطع تحصيلي ارتباط معناداري وجود دارد به اين صورت که با بالا رفتن سن دانش آموزان و ارتقاي مقاطع تحصيلي ميزان آسيب به فضا و تجهيزات هم افزايش مي يابد. بر اساس اين تحقيق عامل جنسيت نقشي در ميزان آسيب رساني به مدرسه ندارد. نتايج همچنين نشان مي دهد که مدارس کمتر در مجاورت فضاهاي فرهنگي يا فضاي سبز واقع شده اند، وضعيت نگهداري نيمي از مدارس در حد مطلوب نيست. در پايان با دسته بندي مهم ترين ضوابط و اصول معماري در طراحي، ساخت، تجهيز و نگهداري مدارس پيشنهاداتي براي ايجاد محيطي امن و مطلوب براي يادگيري ارائه شده است.
 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 11 اردیبهشت 1391  8:36 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات روانشناسی

 1 : روانشناسي و علوم تربيتي بهار و تابستان 1379; 30(1):1-21.
 
بررسي الگوهاي تشخيصي ادراك نمود و واقعيت در كودكان پيش دبستاني
 
لطيفيان مرتضي,بشاش لعيا
 
 
 هدف از پژوهش حاضر بررسي قدرت تشخيص نمود ادراکي از واقعيت ادراکي در کودکان پيش دبستاني است. گروه نمونه مشتمل بر شصت کودک با فاصله سني 3.5-4.5 سال بود که از کودکستان هاي منطقه دو آموزش و پرورش شهر شيراز به طور تصادفي انتخاب شدند. تاثير آموزش بر قدرت تشخيص نمود از واقعيت و عوامل جمعيت شناختي بررسي و کنترل شد. به منظور کنترل تأثير آموزش، گروه نمونه به طور تصادفي به دو گروه 30 نفري گواه و آزمايش تقسيم بندي شدند و آموزش به شکل انفرادي براي گروه آزمايش صورت گرفت. نتايج اوليه نشان داد که عامل آموزش و نيز عوامل جمعيت شناختي بر نحوه ادراک کودک تاثيري ندارند. لذا تحليل داده ها روي کل نمونه 60 نفري صورت گرفت. نتايج در کل، حاکي از آن بود که هر اندازه امکان مقايسه خاصه هاي نمودي با خاصه هاي واقعي ممکن باشد، خطاي نمود ادراکي کاهش مي يابد. مطابق اين الگو، خاصه هاي ذهني بيشترين خطاي نمود ادراکي را از خود نشان دادند، سپس خاصه هاي عيني (مثل اندازه شيي) که کودک معيار مقايسه اي حقيقي براي آن در مقابل خود ندارد و در انتها، کمترين خطاي نمود ادراکي مربوط است به خاصه هاي عيني اي که کودک مي تواند آن را با شيي حقيقي مقايسه کند. همچنين نتايج نشان داد که برخلاف نتايج پاره اي از پژوهش ها، هويت ادراکي نيز دچار خطاي نمود ادراکي مي شود. پژوهش پس از بررسي الگوهاي ادراکي به طرح سوالاتي نيز در اين زمينه پرداخته است.
 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 11 اردیبهشت 1391  8:36 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات روانشناسی

 2 : روانشناسي و علوم تربيتي بهار و تابستان 1379; 30(1):22-44.
 
نگرش نوجوانان نسبت به سامانه تربيتي والدين
 
حجازي الهه,سيف سوسن
 
 
 سامانه تربيتي والدين مجموعه اي از باورها و رفتارهاي تربيتي است که بر اساس آنها حدود آزادي و کنترل هر يک از اعضا، مراجع قدرت و تصميم گيري در خانواده و ميزان انتظارات افراد از يکديگر تعيين مي شود. اين سامانه تحت تاثير متغيرهايي مانند بافت فرهنگي خانواده، شيوه فرزند پروري و انتظار والد- فرزند قرار دارد.
به منظور بررسي نگرش نوجوانان دختر نسبت به سامانه تربيتي والدين، تعداد 200 دانش آموز پايه سوم راهنمايي از مناطق شمالي و جنوبي شهر تهران انتخاب شدند. والدين اين دانش آموزان داراي سطح تحصيلات و موقعيت اجتماعي متفاوت بودند. آزمودني ها به پرسشنامه اي با دو محور اساسي: نحوه ارتباط والد- نوجوان و استقلال- خودمختاري نوجوان پاسخ دادند. نتايج نشان داد که از نظر نوجوانان والدين به طور کلي بخشنده و مهربان بوده، به عقايد فرزند احترام گذاشته و تا حدودي به وي آزادي عمل مي دهند. يافته ها حاکي از تفاوت رفتار تربيتي والدين ساکن مناطق شمالي و جنوبي در زمينه هاي استقلال، اعمال نظارت و کنترل بر رفتار نوجوان و برقراري رابطه توام با اعتماد مي باشد. والدين نوجوانان مناطق شمالي در مقايسه با والدين نوجوانان مناطق جنوبي آزادي عمل بيشتري به فرزند مي دهند، براي عقايد وي اهميت بيشتري قائلند و با دوستان فرزند خود نيز رابطه بهتري دارند.
 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 11 اردیبهشت 1391  8:37 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات روانشناسی

 4 : روانشناسي و علوم تربيتي بهار و تابستان 1379; 30(1):76-98.
 
رابطه رضايت شغلي، عزت نفس و سلامت رواني: يك مطالعه موردي از مربيان مركز پيش دبستاني دانشگاه تهران
 
دراني كمال,غلامعلي لواساني مسعود
 
 
 پژوهش حاضر يک مطالعه موردي از مربيان مرکز پيش دبستاني دانشگاه تهران تحت عنوان بررسي رابطه رضايت شغلي، عزت نفس و سلامت رواني است. نمونه مورد مطالعه مشتمل بر 35 نفر از مربيان زن مهدکودک شاغل در دانشگاه تهران مي باشد. اجراي پرسشنامه عزت نفس نشان داد که به استثناي يک نفر از مربيان ساير مربيان از عزت نفس متعادلي برخوردارند. نتايج مقياس علائم رواني بيانگر آن بود که مربيان در مجموع از ناراحتي هاي رواني حاد يا شديد رنج نمي برند. اجراي پرسشنامه هاي رضايت شغلي حاکي از اين بود که مربيان از شغل خود چندان رضايتي ندارند. نتايج پرسشنامه فرسودگي شغلي نشان داد که مربيان در ابعاد سه گانه فرسودگي شغلي يعني خستگي عاطفي، مسخ شخصيت و عدم موفقيت فردي داراي نمرات بالايي هستند به عبارت ديگر اکثر آنها در شغل خود دچار فرسودگي شغلي شده اند. همچنين رابطه وضعيت تأهل (مجرد و متأهل) و سابقه کار (بالا و متوسط) مربيان بر ميزان رضايت شغلي، فرسودگي شغلي، عزت نفس و ابعاد نه گانه علائم رواني آنان بررسي شد، نتايج تفاوت معناداري را بين دو گروه مربيان مجرد و متأهل، و مربيان با سابقه کار بالا و متوسط در همه مقياس ها به استثناي جنبه عدم موفقيت فردي نشان نداد.
 
كليد واژه: عزت نفس، سلامت رواني، رضايت شغلي، فرسودگي شغلي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 11 اردیبهشت 1391  8:37 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات روانشناسی

 3 : روانشناسي و علوم تربيتي بهار و تابستان 1379; 30(1):45-75.
 
مقايسه مقبوليت راهبردهاي افزايش انگيزش پيشرفت نزد معلمان و دانش آموزان
 
سرمد زهره*,شجاعي مهدي,يونسي رحيم
 
* دانشکده روان شناسي و علوم تربيتي دانشگاه تهران
 
 درمقاله حاضر يافته هاي دو مطالعه گزارش شده است. در مطالعه 1 مقبوليت شش راهبرد افزايش انگيزه پيشرفت (تعيين هدف، يادگيري مشارکتي، يادگيري در حد تسلط، جهت گيري تبحري، پيشنهادهاي مربوط به تکليف و حق انتخاب) دانش آموزان و تناسب آنها با سه سطح از پيشرفت تحصيلي (پايين، متوسط و بالا) نزد معلمان سه مقطع تحصيلي مورد بررسي قرار خواهد گرفت. در هر سه پايه تحصيلي جهت گيري تبحري بيشترين و حق انتخاب کمترين مقبوليت را داشت. تناسب راهبردها براي سه سطح از پيشرفت تحصيلي نيمرخ مشابهي نداشت. براي دانش آموزان قوي، راهبرد حق انتخاب و جهت گيري تبحري بيشترين و تعيين هدف کمترين تناسب را نشان داد. براي دانش آموزان متوسط و ضعيف جهت گيري تبحري بيشترين و حق انتخاب کمترين تناسب را نشان داد.
در مطالعه 2 مقبوليت همين راهبردها نزد دانش آموزان بر حسب پايه تحصيلي (راهنمايي، دبيرستان) جنس و پيشرفت تحصيلي (بالا، متوسط، پايين) بررسي شد.
در دختران يادگيري مشارکتي و پيشنهادهاي مربوط به تکليف در راهنمايي و جهت گيري تبحري و تعيين هدف در دبيرستان بيشترين مقبوليت را داشت.
در پسرها، حق انتخاب در دبيرستان مقبولتر از راهنمايي و پيشنهادهاي مربوط به تکليف در راهنمايي مقبولتر از دبيرستان بود. تناسب راهبردها براي سطوح مختلف پيشرفت تحصيلي از نظر معلمان با مقبوليت راهبردها نزد دانش آموزان همخواني نشان نمي داد. احتمالاً يکي از دلايل عمده اين عدم همخواني ناآشنايي معلمان با اين راهبردها است. براي آشنايي بيشتر معلمان با کارکرد اين راهبردها پژوهش اقدام پژوهشي پيشنهاد شده است.
 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 11 اردیبهشت 1391  8:37 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات روانشناسی

 5 : روانشناسي و علوم تربيتي بهار و تابستان 1379; 30(1):99-119.
 
اضطراب رياضي
 
علم الهدايي سيدحسن*
 
* دانشکده علوم دانشگاه فردوسي مشهد
 
 هدف اين مقاله بررسي اثربخشي حالت هاي عاطفي و هيجاني، به عنوان مولفه هاي شخصيت يادگيرنده بر رفتار رياضي است.
امروزه اضطراب رياضي مورد توجه و علاقه بسياري از متخصصان روان شناسي آموزش رياضي و نيز روان شناسان شناختي است تا از اين طريق تأثيرهاي هيجاني و برانگيختي هاي رواني شاگردان را در کار رياضي بشناسند و براي کنترل و مهار علمي آنها راه کارهاي عملي بيابيد. در اين ميان اضطراب و فشار رواني و تعامل آنها با يادگيري رياضيات جايگاه ويژه اي را در امر آموزش و يادگيري رياضيات مدرسه و حتي دانشگاهي به خود اختصاص داده است؛ هرچند که در محافل علمي و آموزشي ما کمتر به آن توجه شده است.
پژوهش ها در سال هاي اخير نشان داده اند که اضطراب رياضي غيرمعقول (اضطراب مرضي) با ايجاد مانع هاي جدي شناختي و آموزشي در فراگيران ضمن ابتلاي آنان به ايست فکري و نقصان قابليت هاي استدلالي موجبات تضعيف خودباروري رياضي را در آنها فراهم مي آورد و با ايجاد نگرش منفي به شدت بر عملکرد پيشرفت رياضي فراگيران موثر مي افتد.
نوشتار حاضر با مروري اجمالي بر ادبيات کار در اين عرصه مي کوشد تا ضمن ارائه تعريفي از اضطراب رياضي چگونگي تعامل ميان رفتار رياضي افراد و مقوله اضطراب رياضي را نشان دهد.
 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 11 اردیبهشت 1391  8:38 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات روانشناسی

 : روانشناسي و علوم تربيتي بهار و تابستان 1379; 30(1):120-139.
 
امكان و فرايند تربيت مدني در ايران
 
باقري خسرو*
 
* دانشکده روان شناسي و علوم تربيتي دانشگاه تهران
 
 

تربيت مدني يکي از فروع بحث از جامعه مدني است. همچون مفهوم جامعه مدني، تربيت مدني نيز از جهت امکان وقوع در جامعه ما، مفهومي چالش برانگيز است. در پاسخ به اين چالش، تحليل هر دو مفهوم ضروري است. جوهره اساسي مفهوم جامعه مدني را بايد در برقراري توازن ميان اقتدار و مسئوليت دولت جستجو کرد؛ چنانکه جوهره اساسي مفهوم تربيت مدني نيز در فراهم آوردن قابليت هايي در افراد براي ايفاي نقش در برقراري اين توازن جلوه گر مي شود. با توجه به اين تحليل، از حيث نظري، انجام تربيت مدني در جامعه ما ممکن محسوب مي شود زيرا توازن ميان اقتدار و مسئوليت دولت، از جهت فرهنگ ديني ما نيز پذيرفتني است. از حيث عملي نيز مي توان تربيت مدني را ممکن شمرد زيرا با اين که شکل گيري فرهنگ مدني و مستلزم تدريج است، تعليم و تربيت، با بهره وري از تجربيات بشري، عهده دار کوتاه کردن راه ها و حتي تصحيح آنهاست. با اين حال، تربيت مدني فرايندي دارد که طي آن با فراهم آمدن توانايي ها و قابليت هايي شناختي، عاطفي و عملي در افراد، زمينه وقوع توازن مذکور مهيا مي شود.

 
كليد واژه: جامعه مدني، تربيت مدني، فرهنگ مدني، مسئوليت دولت، آزاد
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 11 اردیبهشت 1391  8:39 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات روانشناسی

 7 : روانشناسي و علوم تربيتي بهار و تابستان 1379; 30(1):140-164.
 
كاربرد مثبت نگري در روان درمانگري با تاكيد بر ديدگاه اسلامي
 
خداياري فرد محمد*
 
* دانشکده روان شناسي و علوم تربيتي دانشگاه تهران
 
 

"روان درمانگري" از ديدگاه هاي مختلف به ويژه ديدگاه اسلامي موضوعي پيچيده است و ابعاد و شيوه هاي گوناگوني دارد. در عصر حاضر با توجه به رشد نابساماني هاي رواني و اجتماعي، گرايش به "دين درماني" حتي در ميان جوامع غربي شتاب بيشتري گرفته است. در زمينه روان درماني در اسلام تاکنون پژوهش هاي مناسبي انجام نشده است. اين مقاله تنها به تشريح يکي از رويکردهايي که به نظر مي رسد در روان درمانگري از ديد اسلامي داراي اهميت ويژه ايي باشد مي پردازد. اين رويکرد عبارت است از: "شناخت نقاط قوت افراد" به عنوان يک روش درماني که مراجع را تشويق مي کند تا تجربه هاي مثبت و خوب خود را باز شناسد و نقش آنها را در افزايش احترام به خود و ارتقاي عزت نفس بازيابي کند، همچنين توانايي شناخت جنبه هاي مثبت ديگران را نيز کسب کند. در اين مقاله مراحل اجرايي درمان مراجعان با روش مثبت نگري تشريح شده و کاراي آن در "روان درماني فردي" براي افراد افسرده و در "خانواده درماني" براي ناسازگاري هاي خانوادگي و هم چنين اختلال هاي شخصيتي بيان شده است و در پايان نتايج تجربي مربوط به درمان يک دانشجو و سه خانواده ارايه شده است.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 11 اردیبهشت 1391  8:40 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات روانشناسی

 2 : روش شناسي علوم انساني (حوزه و دانشگاه) پاييز 1388; 15(60):31-60.
 
عنوان فارسي: آيا «الگوي توسعه ايراني ـ اسلامي» دست يافتني است؟ (عنوان عربي: هل أن اُنموذج التنمية الايرانية- الاسلامية ممكن؟)
 
پايا علي*
 
* مركز تحقيقات سياست علمي كشور
 
 

چکيده فارسي:
انديشه مربوط به طراحي و تدوين الگويي «ايراني ـ اسلامي» براي دستيابي به توسعه، مدتي است که در کشور مطرح شده است. در اين زمان، برخي نويسندگان و نهادها مقالات و طرح هايي در خصوص مشخصه هاي چنين الگويي ارايه کرده اند. در مقاله حاضر استدلال مي شود که با توجه به آنکه همه الگوهاي توسعه در زمره تکنولوژي ها محسوب مي شوند و همه تکنولوژي ها به ظرف و زمينه اي که در آن به کار مي روند، حساس اند و علاوه بر آن حامل ارزش هايي هستند که طراحان و نيز به کاربرندگان در آنها به وديعه مي گذارند، تکميل و تدوين يک «الگوي ايراني ـ اسلامي توسعه» به مثابه يک «تکنولوژي بومي» ممکن است؛ اما نکته مهمي که کمتر به آن توجه مي شود، آن است که چنين الگويي (به فرض کارآمد بودن و طراحي عقلاني داشتن)، جز در برخي جزئيات با دامنه محدود، با الگوهاي کارآمدي که در ديگر کشورها، براي توسعه به کار مي روند، تفاوتي نخواهد داشت. به اين اعتبار، ياد کردن از چنين الگويي با عنوان «الگوي ايراني ـ اسلامي»، عمدتا نوعي «نامگذاري» و فعاليت «زباني ـ معنايي» است و جنبه واقعي آن چندان برجسته نيست.

چکيده عربي:
إنّ فكرة تصميم و كتابة اُنموذج ايراني- اسلامي مطروحة في البلاد منذفترة. و خلال هذه الفترة  تم تقديم دراسات و تصاميم حول مميزات هكذا اُنموذج من قبل بعض الكتاب و المؤسسات. و في هذه الدراسة تم الاستدلال علي أنّ تصميم و كتابة اُنموذج ايراني- اسلامي للتنمية  بمثابة  تكنلوجيا محلية بالاساس هو ممكن مع الأخذ بنظر الاعتبار بأنّ جميع النماذج التنموية  تُعدّ من ضمن التكنلوجيات و جميع التكنلوجيات تتأثر بالاجواء و المجالات التي تستخدم فيها و فضلاً عن هذا فإنها تتمتع بخصائص قيّمة  استودعها فيها مصمّموها و مستخدموها.

ولكنّ المسألة الهامة و التي تحظي باهتمام قليل هي أنّ مثل هكذا اُنموذج (علي افتراض فاعليته و تمتعه بتصميم عقلي) فليس يختلف كثيراً مع النماذج الفاعلة التي تستخدم في سائر البلدان للتنمية إلا في بعض الجوانب الجزئية و ضمن نطاق محدد. و عليه فإنّ تسمية هكذا اُنموذج بأنه اُنموذج ايراني- اسلامي، هو مجرد تسمية لغوية- معنائية و ليس له تجسيد حقيقي بارز.

 
كليد واژه: كليدواژه فارسي: تکنولوژي، الگوي توسعه، علم و تکنولوژي اسلامي و بومي، بن مايه مشترک انسانيت، حساسيت تکنولوژي به ظرف و زمينه و گرانبار بودن آن از ارزش ها (كليدواژه عربي: التكنلوجيا، اُنموذج التنمية، العلم و التكنلوجيا الاسلامية و المحلية، الاُسس الانسانية المشتركة، تأثر التكنلوجيا بالاجواء و المجالات و غناها بالمميزات القيّمه)
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 11 اردیبهشت 1391  8:42 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات روانشناسی

 1 : روش شناسي علوم انساني (حوزه و دانشگاه) پاييز 1388; 15(60):7-30.
 
عنوان فارسي: ماهيت شناسي پديده هاي اجتماعي از منظر يک پارادايم تاسيسي (عنوان عربي: تحديد ماهيّة الظواهر الاجتماعية من منظار رؤية رئيسية)
 
حسني سيدحميدرضا,علي پور مهدي
 
 
 

چکيده فارسي:
يکي از مشخصات هر پارادايم علمي، موضع آن در قبال چيستي پديده هاي اجتماعي و به تعبير دقيق تر، ماهيت شناسي و هستي شناسي امور اجتماعي به مثابه يکي از پيش فرض هاي بنيادين علوم انساني است. در اين نوشتار، ضمن بازخواني پاسخ سه پارادايم عمده در علوم انساني به اين پرسش، به پاسخ «پارادايم اجتهادي دانش ديني» (پاد) پرداخته، آن را تحليل و تبيين و ويژگي هاي آن در پرتو پارادايم هاي رقيب بيان مي کنيم.
از ديدگاه اين نوشتار، در پارادايم اجتهادي، پديده هاي اجتماعي برخلاف ديدگاه پوزيتيويستي (که آنها را عيني و مستقل مي شمارد.) و برخلاف پارادايم انتقادي (که آنها را بر پايه زيرساخت هاي غيرعيني و غيرثابت تحليل مي کند.) و برخلاف پارادايم تفسيري (که آنها را ذهني و غيرمستقل مي خواند)، اموري عيني و حقيقي اما غيرمستقل اند. پارادايم اجتهادي ضمن توجه به برخي عوامل انساني و اجتماعي تاريخي بر آن است که تا حد امکان، عوامل انگيزشي انساني، اجتماعي و تاريخي را در پژوهش علمي کنار گذارد تا به واقعيت عيني مستقل از آدميان دست يابد.
به نظر مي رسد نوشتارهايي از اين دست، زمينه عرضه پارادايم جديدي از دانش را فراهم مي سازد و وجوه امتياز آن را مي نماياند و در نهايت، به تبيين بهتر و مقبول تري از امور انساني و اجتماعي مي انجامد.

چکيده عربي:
إنّ احدي مميزات أي رؤية علمية هي موقفه إزاء ماهيّة الظواهر الاجتماعية، و بعبارة أدق تحديد ماهيّة و وجود المسائل الاجتماعية كإحدي الفرضيات الرئيسية المسبقة في العلوم الانسانية. في هذا البحث علاوة علي دراسة و مراجعة أجوبة ثلاث رؤي رئيسية في العلوم الانسانية علي هذا السؤال فقد تطرقنا الي جواب الرؤية الاجتهادية للعلوم الدينية و قمنا بتحليله و شرحه و أظهرنا خصائصه علي ضوء الرؤي المنافسة. تعتقد هذه الدراسة أنّ الظواهر الاجتماعية في الرؤية الاجتهادية‌هي اُمور عينية و حقيقة و لكن غير مستقلة علي خلاف الرؤية اليقينية‌ (التي تعدّها اُموراً عينية و مستقلة) و علي خلاف الرؤية‌ التفسيرية (التي تراها ذهنية و غير مستقلة) و علي خلاف الرؤية الانتقادية (التي تري بأنّها قامت علي اُسس غير عينية و لا ثابتة) إنّ الرؤية الاجتهادية و ضمن اهتمامها ببعض العوامل الانسانيّة و الاجتماعية و التاريخية‌ تركن الدوافع الانسانية و الاجتماعية و التاريخية ما استطاعت جانباً في البحوث العلمية لكي تصل الي الحقيقة العينية المستقلة عن الناس. و كا يبدو فإنّ مثل هذا الدراسات تهييء الأجواء لظهور رؤية جديدة علن العلم و تبيّن ميزتها و في النهاية تُظهر الُامور الانسانية و الاجتماعية بشكل افضل و أحسن.

 
كليد واژه: كليدوازه فارسي: پارادايم پوزيتيويستي، پارادايم تفسيري، پارادايم انتقادي، پارادايم اجتهادي، پديده هاي اجتماعي، عينيت، اعتبار (كليدواژه عربي: الرؤية اليقينية، الرؤية التفسيرية، الرؤية‌ الانتقادية، الرؤية‌ الاجتهادية، الظواهر الاجتماعية، العينية، الاعتبار)
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 11 اردیبهشت 1391  8:42 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات روانشناسی

 3 : روش شناسي علوم انساني (حوزه و دانشگاه) پاييز 1388; 15(60):61-74.
 
عنوان فارسي: عليت عاملي و مشکلات آن (عنوان عربي: العلّية العاملية و مشاكلها)
 
نسرين مهدي*
 
* موسسه پژوهشي حكمت و فلسفه ايران
 
 

چکيده فارسي:
به نظر مي رسد اگر موجبيت گرايي درست باشد، يعني اگر هر رخدادي معلول رخدادهاي پيشين خود باشد، آنچه يک عامل انساني انجام مي دهد، معلول رخدادهايي است که بسياري از آنها، پيش از تولد عامل رخ داده اند؛ به اين ترتيب هيچ عاملي در آنچه انجام مي دهد، مسووليت اخلاقي ندارد. از سوي ديگر، اگر ناموجبيت گرايي درست باشد، يعني برخي از رخدادها تصادفا رخ دهند، باز هم مسووليتي متوجه هيچ عاملي نيست. رودريک چيزهلم با معرفي مفهوم عليت عاملي سعي دارد راه استدلال دوشاخه اي بالا را سد کند. مطابق نظريه او، هر رخداد ارادي محصول زنجيره اي از رخدادهاست که در نهايت، عامل آن رخداد ايجاد کرده است و خود اين عامل معلول چيز ديگري نيست. در اين مقاله، پس از بيان نظريه چيزهلم و پاسخ او به برخي منتقدان، ايرادهايي به نظريه او وارد مي شود که کفايت اين نظريه را به شدت به چالش مي کشند.

چکيده عربي:
مثلما يبدو للنار أنّه كانت العلّية  صحيحة، أي أنّ كل حادثة هي معلولة للحوادث السابقة، ما يؤدّيه شخص ما أنّما هو بسبب حوادث أكثرها قد ظهرت و حدثت قبل ولادة ذلك الشخص. و عليه فلا مسؤولية  أخلاقية  علي أيًّ شخص فيما يقوم به و يفعل. و من ناحية اُخري إذا كانت الّلاعلّية  صحيحة، أي أنّ بعض الأحداث تحدث صدفة بلا أي سبب فهنا أيضاً لا مسؤولية تقع علي أيّ شخص. و قد حاول رودريك جيزهلم أن يغلق طريق الاستدال ذي الفرعين الآنف الذكر و وفقاً لنظريته فإنّ كل حادث ارادي هو نتيجة سلسلة من الحوادث تنتهي أخيراً عند فاعل تلك الحادثة. و نفس هذا الفاعل هو معلول لشيء آخر. في هذا البحث و بعد التعريف بنظرية جيزهلم و اجابته علي انتقادات بعض منتقديه، أوردنا بعض الاشكالات علي نظرية جيزهلم تشكك بقوة في كفاءتها و كفايتها.

 
كليد واژه: كليدواژه فارسي: اختيار، مسووليت اخلاقي، موجبيت گرايي، ناموجبيت گرايي، عليت رخدادي، عليت عاملي (كليدواژه عربي: الاختبار، المسؤولية الاخلاقية، العلّية، الّلاعاّي، العلّية‌ الحادثة، العلّية الفاعلة)
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 11 اردیبهشت 1391  8:43 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها