0

قطعات ادبی

 
gh_reza9542
gh_reza9542
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 2453
محل سکونت : مازندران

پاسخ به:قطعات ادبی

دهه فجر دهه فجر[1]
«و الفجر» ... سوگند همیشه بر پا و برجای ازلی خداوند است، كه نوید بخش پگاه روشن پیروزی، در افق جهاد امتهاست.
«بهمن»‌، ماه شوریدگان دلداده ای است كه سرمست از كلام و پیام آن پیر می‎فروش ، خود را به خطّ خون و آتش زدند و‌‌ «گل تكبیر» را همه جای این میهن شكوفاندند.
«دهه فجر»، میقات ده روزه ‌یاران امام راحل(ره) است كه پیش پای آمدنش، فرشی از بشریّت گستردند و«مهر آباد» تا «بهشت زهرا»‌ را از حضور خویش آكندند. بهمن، ماه خداست، فصل صداقت است، بهارانِ ایمان است، بهمن، «بهار در زمستان» است.
دهه فجر، كلید گشاینده در‎های پیروزی به روی این ملت عظیم بود كه «استقلال» و «آزادی» و «جمهوری اسلامی» را به ارمغان آورد.
دهه فجر، سرود حنجره های داوودی است كه در رهگذر نسیم ایمان، ترانه آزادی خواندند و بر مائده استقلال، نعمتِ پیروزی گستردند.
دهه فجر، میثاق دوباره و همواره ما با خون شهیدان و خطّ رهبری و ولایت است.
از آمدن امام، تا دمیدن خورشید «یوم الله22بهمن» ده روز طول كشید.
ده روز پر حادثه، ولی مبارك، ده روز پر اضطراب، ولی سرشار از امید، ده روز، قلب هستی تپید، ده روز، نبض زمان تندتر زد، ده روز حادثه ها از زمان جلو افتاد، ده روز، دلها در تسخیر نگرانی آمیخته به ایمان و شوق بود. ده روز جدال حق و باطل و فرشته و دیو بود.
ده روز ، چشم تاریخ، در انتظار لحظه انفجار مانده بود و «زمان» گوش به زنگ بود، كه ... صدای انفجار «الله اكبر» این امّت، در فضای ایران طنین افكند و آن «لحظه موعود» فرا رسید و «ساعت» قائم شد و قیامت بر پا گشت و كاخهایی كه به قیمت ویرانی كوخها بر پا شده بود، به دست كوخ نشینان سقوط كرد و محشری عظیم پدید آمد... چه تماشایی و دیدنی و عبرت آموز! و... جای شهدا خالی بود.
از دوازدهم بهمن(كه امام آمد) تا بیست و دوم بهمن( كه نهضت اسلامی پیروز شد) یك دهه است، امّا به پر باری ده قرن، بلكه بیشتر!
طاغوت در چاه «مغرب» خفت، و امام، خورشیدی بود كه از غرب تابید و مشرق را فرا گرفت و به ایران بازگشت و«انوار الهی» را از قم ـ این حرم آل محمد ـ به سراسر گیتی پراكند.
پیروزی انقلاب اسلامی، فجری بود كه دامن افقها را روشن ساخت و پرده‎های ظلمت شرق و غرب را از هم درید و ایران را نور باران كرد،
دهه فجر، مطلع غزل زیبای پیروزی و قصیده بلیغ و رسای اسلام بود.
دهه فجر، جان سیراب زمان بود، از «كوثر ولایت فقیه»،
و... دهه فجر، فجر روشن و صبح صادق تحقق «جمهوری اسلامی» بود.
جواد محدثی ـ قطعات

کتابخانه الکترونیکی شهید غلامرضا زهره منش

www.zlib.ir

بزرگترین سازنده کتابخانه های جامع موبایل و کامپیوتر در اینترنت

جمعه 15 بهمن 1389  4:55 PM
تشکرات از این پست
gh_reza9542
gh_reza9542
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 2453
محل سکونت : مازندران

پاسخ به:قطعات ادبی

رزمندگان اسلام
پیكار ما، از زمزم«ولایت فقیه» سیراب می شد.
سنگر نشینان ما، از دم مسیحایی حضرتِ«روح الله» دلگرم و سرزنده بودند.
رزمندگان، كوثر نوشِ قیامت عشق و ایثار بودند، و... سجّاده‎شان،: «تربت شهادت»، و غسل شهادتشان، از «فرات اشك»، وضوی نماز عشقشان، از چشمه «خون»... .
آن مسند نشینان قدس، آن مقرّبان بزم حضور، آن از جان رستگان و به جانان رسیدگان، آنان كه «خود» را با «خدا» سودا كردند و با نقد جان، «هستی جاوید» خریدند.
درباره آنان چه می توان گفت؟
هر كدام، یلی بودند، در عرصه گاه رزم، آموزگاری بودند، در كلاس فداكاری، اسوه‎ای بودند، در تلاش و تحرّك و تعهد وتقوا.
اینان چه دیده‎اند كه ما ندیده‎ایم؟
چه خوانده‎اند كه ما نخوانده‎ایم؟ چه می دانند كه ما نمی دانیم؟
اینان، قبل از شهادت، شهیدند. از چهره‎هایشان معلوم است كه شهید خواهند شد.
اینان كه با خون، وصیتنامه می نویسند، اینان كه با خون، شعر فتح می خوانند و سرود پیروزی می سرایند، اینان كه در بستری از خون می خوابند و خواب شهادت می بینند، اینان كه غسل شهادت می كنند.
كه پیوسته با یارند و او را می ستایند،
اینان كه زمزمه «یا رب، یا رب» شان جبهه‎ها را معطر كرده است،
اگر خدا اینان را پیروز نكند پس چه كسانی را پیروز سازد؟
اگر امداد‎های غیبی، به سراغ اینان نیاید، چه كسانی شایسته آنند؟
اگر اینان پیروز نیستند، پس چه كسانی پیروزند؟
اینان مهاجران دیار نورند، مسافران وادی عرفان، سالكان طریق معنی.
اینان، طائران خونین بال ابدیت‎اند.
در كربلا‎های مكرر و عاشورا‎های مجدد ما، كسانی پیدا شدند، عاشق، از تبار قبیله «ثارالله»، كه مصلِح مسلّح بودند، و... عارفان مجاهد، و سنگر نشینان زاهد، و شیران روز و عابدان شب، قهرمانان نبرد و نیایش، مظاهر «خشم» و «عطوفت»، مردان«اشك» و «آهن»! عاشق شهادت بودند. در جبهه‎ها حسین علیه السّلام را یاد می كردند، و در شب‎های حمله، نماز شب می خواندند و جان را در آبشار زلال «ذكر»، شاداب می ساختند و قبل از شروع عملیات، دعای كمیل و توسل را زمرمه می كردند.
یاران دین خدا بودند، كه ایمان و ایثار را از كلمه به صحنه و از كتاب به میدان آوردند ودر سالهای جنگ، در مدینه ایران ، هجوم احزاب شرك و نفاق را دفع نمودند واز جهاد كه دری گشوده به سوی بهشت است، استقبال كردند.

کتابخانه الکترونیکی شهید غلامرضا زهره منش

www.zlib.ir

بزرگترین سازنده کتابخانه های جامع موبایل و کامپیوتر در اینترنت

جمعه 15 بهمن 1389  4:55 PM
تشکرات از این پست
gh_reza9542
gh_reza9542
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 2453
محل سکونت : مازندران

پاسخ به:قطعات ادبی

روزه و رمضان
رمضان دعوتی است معنوی و تو میهمان عرش خدایی.
رمضان، فرصت استفاده از «نفحات رب» است.
رمضان، موسم «عبادت» است و عبادت، غذای روح است.
رمضان، فصل مناجات و دعاست. و دعا، نردبان تعالی جان است.
رمضان، دوره تزكیه و تهذیب و تربیت و ساختن و مقاومت كردن و تحمّل نمودن و چشیدن است.
رمضان، بهار جانهای خداجوست و باران كرامتِ «شهرالله»، روز و شب بر كویر دلها می بارد و یاد خدا، صفا بخش دلهای عاشقان شب زنده‎دار است.
شبهای رمضان، از شام تا سحر، دل را در چشمه زلال یاد خدا و اولیاء خدا شستشو دهیم و مشتی از بركاتِ آسمانی این ماه برداریم.
در خلوت بیداران شب زنده‎دار، دستی به دعا و چشمی به امید، به سوی خدای غفار بگشاییم و در شبهای قدر، بستر خواب را جمع كرده، مائده طیّبات ذكر مدایح و مراثی خاندان عصمت و طهارت بگسترانیم و در نای نیاز، نجوای عارفانه سر دهیم.
رمضان را باید «آیینه»‎ای بسازیم. پیش رویمان، تا در آن، چهره باطن و سیمای اخلاق خویش را به تماشا بنشینیم،
رمضان برای ما كلاس است. در همه زمینه‎ها، و در رابطه با «خدا» و «خود» و «مردم» و «مكتب».
رمضان، ماه ضیافت خدا است. خداوند میزبان است و بندگان او مهمان، و نیایش و قرب وسیله پذیرایی. و قلبهای روشن، فدیه بندگان به آستان خداوند است، و دیدگان اشكبار و دلهای امیدوار، سرمایه عابدان .
رمضان، ماه گریز از خویش و التجاءِ به خدا است. فصل بازیابی خود گمشده است. ایّام تقویت اراده، و مالك نفس شدن مهار زدن به تمنیّات است.
رمضان، ماه «قرب» است، ماه «یافتن» و «رسیدن» است.
رمضان، فرصت مناسبی برای محاسبه و به خود پرداختن و به خدا رسیدن است. لحظه لحظه اش، از هر روز و شبش باید سود برد. رمضان ، فرصتی برای «خود سازی» است تا بذر «جان» را درمزرعه «لحظات»، «ایّام» بارور كنند و با آب «اخلاص»، آن را برویانند و به ثمر برسانند.
رمضان فراغتی است و موسمی برای انس و خلوت، وفصل یاد و مناجات است.
رمضان، ماه هجرت از «سیّئات» به «حسنات» و ماه گسستن از«خود» و پیوستن به«خدا» است.

کتابخانه الکترونیکی شهید غلامرضا زهره منش

www.zlib.ir

بزرگترین سازنده کتابخانه های جامع موبایل و کامپیوتر در اینترنت

جمعه 15 بهمن 1389  4:55 PM
تشکرات از این پست
gh_reza9542
gh_reza9542
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 2453
محل سکونت : مازندران

پاسخ به:قطعات ادبی

شهدای انقلاب و جنگ
ما بودیم و شهیدان، این گلهای بی خزان بوستان ایمان، كه در پاییز هم طراوت بهار را داشتند،
ما بودیم و لاله‎های گلچین شده، كه به مهمانی خدا رفتند،
ما بودیم و جانبازان، این زخمیان تیغ شهادت و اسماعیلهای از منا برگشته، شهیدان در كربلای ایران، حسین گونه با خدا معامله كردند و سرفراز شدند و در بزم حضور، از دستِ ساقیِ ملكوت، جام شهادت نوشیدند و بر سفره عاشورا، مهمان ابا عبدالله علیه السّلام شدند.
شهدا، در كربلای حماسه و شهادت، ندای دعوت حسینی را با گوش دل شنیدند و با پای جان به ضیافت نور شتافتند، خلوص، رنگ جهادشان بود و ایثار، نشان ایمانشان.
پاكبازان شهید، از فرات عشق و زمزم ایمان سیراب شدند و نقد جان در كفِ اخلاص گرفته، با جهاد و شهادت، به محضر خداوند، باریافتند.
پاسخگویان دعوتِ حسین زمان در كربلای خونین ایران، طومار زندگی خود را باخون امضا كردند و نماز سرخ عشق را با سلام شهادت به پایان رساندند.
شهدا، با تكبیر ایمان، در «محراب جبهه» به «نماز عشق» ایستادند و «قنوت قرب» شان به «سلام شهادت» متصل شد و اسماعیل گونه در قربانگاه حق و صدق، فدای قرآن شدند و به عاشوراییان پیوستند.
در مكتب سرخ شهادت، قلم «سلاح» است و سرمشقها «خط خون» و جبهه، «كلاس درس» و حسین، «آموزگار شهادت».
شما شهیدان، دیباچه شرفید، نامتان، نگین زینت بخش حلقه عاشقان است. شما، شمع جمع مایید، فروغ بی‎انتهایید، زنده جاوید، شمایید، تفسیر حیاتید، پشتوانه انقلابید، شفیع مایید.
هر كوچه كه به نام شما آذین یافته، عطر شهادت دارد.
هر معبری كه تصویر شما بر آن نقش بسته، آگهی «بهشتی شدنِ» شماست. هر دفتری كه یادی از شما را در بر دارد، گلبرگ صداقت و ایثار است.
«مطهّری»، كه طهارت بخش اندیشه ها و جانها بود، به دیدار حق شتافت،
«مفتح»، كه فتحی دیگر كرده بود و گشاینده راهی نو در ذهن نسل انقلابی مسلمان بود، شهیدشد،
«قاضی طباطبایی»، سنگر دار انقلاب در تبریز، به لقاءِ الله پیوست،
«بهشتی مظلوم»، كه سیدالشهدای انقلاب ما بود، با هفتاد و دو تن از یارانش در كربلای حزب جمهوری اسلامی، به شهادت رسید.
«رجایی»، رئیس جمهور شهیدمان، كه رجای این امّت بود، ما را به سوگی دردمندانه نشاند،
«باهنر» ،كه هنر خوب زیستن و خوب مردن را در تشیع آموخته بود، به شهید بهشتی پیوست،
«چمران»، سردار بزرگ اسلام، نیز غمی دیگر بر دل ما گذاشت،
«قدوسی»، كه همیشه راه قدس و تقوا نشانمان می داد، شهید «داد» شد وبه ملأ اعلی پیوست،
«مدنی»، مردی از مدینه ایمان، شهید نماز خونین عشق، در محراب جمعه معراج كرد،
«هاشمی نژاد»، كه زبان گویای اسلام و پیام رسان خون شهیدان بود، به دیار یار، سفر كرد،
«دستغیب»، آموزگار اخلاق و وارستگی، در راه نماز جمعه، به عرش پرواز نمود،
«ربّانی شیرازی»، در یك هجرت، جهت نگهبانی از قانون و شریعت، جان خود را فدا كرد،
«صدوقی»، كه مظهر صداقت و صفا بود، به ملكوت خدا رفت،
«اشرفی اصفهانی»، كه شرافت آموز ما و شرف بخش دین بود، شهید شد.
صبر بهشتی مظلوم، كوهها را از جای می كند.
تحمل شهید رجایی، در كلمه نمی گنجید.
خروش افشا گرانه هاشمی نژاد، هرگز نمی خفت و فرو نمی نشست.
تلاشهای صادقانه صدوقی، قطع نمی شد.
«عرفان مدنی» و «تزكیه دستغیب» و «استواری اشرفی» زبانزد بود.
در نماز عشق، خدا را خواندند و در سجده خون، بهشت طلبیدند و بهشتی شدند.
با گوش دل ندای دوست شنیدند وبا پای جان به ضیافت حق شتافتند.
خلوص، رنگ جهادشان بود و ایثار، نشان ایمانشان.روحشان در جوار خدا و راهشان پیش پای ماست.
شهدا، در كربلای جبهه‎ها، حسین گونه با خدا معامله كردند و سرافراز شدند، قامت استوارشان در خون نشست تا قامت اسلام و انقلاب استوار بماند.

کتابخانه الکترونیکی شهید غلامرضا زهره منش

www.zlib.ir

بزرگترین سازنده کتابخانه های جامع موبایل و کامپیوتر در اینترنت

جمعه 15 بهمن 1389  4:56 PM
تشکرات از این پست
gh_reza9542
gh_reza9542
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 2453
محل سکونت : مازندران

پاسخ به:قطعات ادبی

شهدای روحانیت
هزاران روحانی شهید و جانباز، خطّی با خون، از«فیضیه» تا«فیّاضیّه» و از صحن مطهر حرم تا صحنه خطّ مقدّم ترسیم كردند،
شهادت روحانیون، در كنار رزمندگان اسلام و در سنگرهای مقدّس جهاد، و در محراب وسیع و نورانی«جبهه»،‌ خواندن نماز عشق است، با وضوی خون و به صورت جماعت.
شهادت اینان، تأییدی است بر درستی آنچه خوانده‎اند.
امضایی است بر صحّت و سلامت آنچه خوانده‎اند. گواه و روشنی است بر حوزه بودن جبهه و جبهه بودن حوزه.
ترسیم روشنی است بر این حقیقت كه: حجره‎های امروز، سنگر جهاد و اجتهاد است.
وسنگرهای جهاد، حجرات معنویت بارِ تعلّمِ عمیق‎ترین درسهای هستی، متن این درس، كتاب«شهادت» است، معلّمش، آل محمّد و علی است، كلاسش، به وسعتِ خاك خونینِ ایران، امتحانش، شركت در جهاد و دفاع است، و قبولی‎اش، با شهادت.
ردای سرخ شهیدان روحانی ما در جبهه‎ها، عَلَمی است كه نشان عاشورای مجدّد تاریخ امروز ماست و رایتی است خدایی، كه فرشتگان به طواف قداست آن از عرش فرود می آیند.
طلاب شهید، میثاق خونین خود را با مولایشان حسین علیه السّلام در جبهه‎های نبرد و خطوط مقدم رزم، در كنار سربازان قرآن محكمتر ساخته و پیمان‎ها را تجدید كرده‎اند.
اینان درسهای آموخته از حوزه را به امضای خون رساندند و در كربلای ایران، با تكبیر ایمان در محراب جبهه به قیام ایستادند.
سوره هجرت و جهاد خواندند و نماز عشق را با سلام شهادت به پایان رساندند و به كوی دوست، پركشیدند.

کتابخانه الکترونیکی شهید غلامرضا زهره منش

www.zlib.ir

بزرگترین سازنده کتابخانه های جامع موبایل و کامپیوتر در اینترنت

جمعه 15 بهمن 1389  4:56 PM
تشکرات از این پست
gh_reza9542
gh_reza9542
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 2453
محل سکونت : مازندران

پاسخ به:قطعات ادبی

شهید مطهّری شهید مطهّری

شكسته و بریده باد، دست «فرقان»، كه با تبر ترور بیرحمانه قامت استوار و تنومند تو را به خاك افكند و با سرب مذاب، مغز تو را كه عصاره عمری تلاش و تجربه و آموختن و اندوختن بود، نشانه گرفت و قلب تو را كه برای اسلام می تپید از كار انداخت.
وقتی كه دشمنان حق، در میدان فكر، تو را حریف نبودند، منطق را بر زمین نهادند و اسلحه را برداشتند و به جنگ تو آمدند. آن هم، نه در روز روشن، كه در سیاهی شب! نه با منطق و سخن، كه با گلوله و آتش، نه رویاروی و جوانمردانه، كه از پشت سر... وبی خبر!
تو با حضور خود، همه جا را پركرده‎ای ودر میان ما و قلب تاریخ، زنده هستی.
گرچه رفتن نابهنگام تو، آواری از غم، برسرمان ریخت، و دست نیازمان را همچنان در راه طلب، گشوده نگاه داشت، امّا... شاید شهادت تو نیز از آن الطاف خفیّه الهی بود، تابه جویندگان اسلام، حركتی بخشد و بكوشند، تا این خلأ را پر كنند.
چه شدتّها به جان خریده شد، تا قلمها در دست «مطهری» قرار گیرد و با طهارتی از جان برخاسته، به «تطهیر» اندیشه ها بپردازد و افكار «طاهره» را بر لوح دلها بنگارد.
چه خوب است كه «قلم» در دست مطهری‎ها باشد، و منبرها، در اختیار خطابه‎های استاد شهید، و كلاسها، پر از شاگردان او، و كاغذ‎ها، پذیرای كلمات آن معلّم.

کتابخانه الکترونیکی شهید غلامرضا زهره منش

www.zlib.ir

بزرگترین سازنده کتابخانه های جامع موبایل و کامپیوتر در اینترنت

جمعه 15 بهمن 1389  4:57 PM
تشکرات از این پست
gh_reza9542
gh_reza9542
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 2453
محل سکونت : مازندران

پاسخ به:قطعات ادبی

عبّاس بن علی علیهِ السّلام عبّاس بن علی علیهِ السّلام[1]
عبّاس اسوه فرماندهان و الگوی پرچمداران است، در وفا و اخلاص، در ایمان و جهاد، در استقامت و پایمردی، در فتوّت و جوانمردی، در اطاعت از امام خویش، ودر هر خصلت نیك و صفت ارزشمندی كه كرامت یك انسان به آن بسته است.
آن سردار فداكار، با لبی تشنه، پا به فرات گذاشت، امّا جوانمردی و وفایش نگذاشت كه او، آب بنوشد و «امام» و اهل بیت و كودكان، تشنه باشند، خود از آب ننوشید، و فرات را تشنه لبهای خویش نهاد، و... دست عطش فرات، دیگر هرگز به دامن وفای عبّاس نرسید!
این ایثار را كجا می توان یافت؟ این همه فداكاری مگر در واژه می گنجد؟
دستان اباالفضل علیهِ السّلام قلم شد، و این دستها، برای آزادگان جهان، عَلَم گشت.
عبّاس، علمدار كربلاست، و سقّای لب تشنگان و تشنه شهادت و كشته راه «وفا».
آموزگار عشق و وفاست، والهام بخش صبوری و ایثارگری و بزرگواری.
نمونه بارز روح بلند و خدایی یك جان بر كف عاشورایی است، كه نگاه علی بر نگاهش گِره خورده وروح علوی و شور حسینی در جان و سر و سینه اوست.

کتابخانه الکترونیکی شهید غلامرضا زهره منش

www.zlib.ir

بزرگترین سازنده کتابخانه های جامع موبایل و کامپیوتر در اینترنت

جمعه 15 بهمن 1389  4:57 PM
تشکرات از این پست
gh_reza9542
gh_reza9542
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 2453
محل سکونت : مازندران

پاسخ به:قطعات ادبی

عصر ظهور
آن روز، روز ظهور اسلام ودین، روز گسترش عدل وداد، روز احیای زمین و زمینیان از مرگ است. روز رهایی، روز فتح بزرگ و پیروزی نهایی است.
روز حكومت صالحان وامامت مستضعفان است.
روز استخراج گنجهاست... و روز فتح شهر‎های شرك وسقوط پایگاه‎های كفر.
دولت مهدی علیهِ السّلام دولت حق واسلام است ویاران وهوادارانش، از استوار ترین، با وفاترین وصادق‎ترین یارانند. آن حضرت، پس از ظهور، حكومت واحد جهانی تشكیل می دهد. جهان را آباد و عقول واندیشه‎ها را كامل می سازد. چشم جهان را به روی عدل واحسان می گشاید. اینها، امید‎هایی است كه به آینده داریم. ما در انتظار آن طلوع و ظهوریم... تا این «انتظار» به سر آید و آن «روز موعود» فرارسد.
«غیبت»، دورانِ «انتظار» جوشش دوباره «غدیر»ی عاشورایی در نینوای زمان است، در بستری از فرات ظهور و علقمه نور.
«عصر ظهور»، رجعت دوباره بعثت در حرا، امامت در غدیر و شهادت در عاشورا است، و «مهدی»، همان، «محمد» است در جلوه علوی و حسنِ حسنی و شور حسینی.
دولت مهدی، تجسّم آرمانِ «بعثت» و «غدیر» و «عاشورا» است.

کتابخانه الکترونیکی شهید غلامرضا زهره منش

www.zlib.ir

بزرگترین سازنده کتابخانه های جامع موبایل و کامپیوتر در اینترنت

جمعه 15 بهمن 1389  4:57 PM
تشکرات از این پست
gh_reza9542
gh_reza9542
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 2453
محل سکونت : مازندران

پاسخ به:قطعات ادبی

غدیر خم
غدیر علی، هنوز هم چشمه‎ای لبریز از آب حیات و دریایی موّاج از كرامتهاست.
«غدیر» دریایی از باور و بصیرت، در كویر حیرت و هامونِ ضلالت است، تا كام جان‎ها از آن سیراب شود.
«غدیر» یك «كتاب مبین» است،
سندی برای تداوم خطّ «رسالت» در جلوه «امامت».
«غدیر»، برای تشنگان، چشمه زلالِ هدایت است، وبرای ره گم كردگان، صراطی است كه به «سنّت پیامبر» منتهی می شود.
غدیر، عید ولایت است.
و... «غدیر علی»، هنوز هم چشمه ای لبریز از «آب حیات» و دریای موّاج از فضایل است.
«غدیر»، روز اكمال دین و اتمام نعمت بود. «غدیر»، برنامه‎ای الهی برای حیرت زدایی از اذهان و اعمال امّت، در افقهای آینده تاریخ بود.
«غدیر»، تداوم خطّ رسالت، در آیینه «امامت» است.
پس... «عاشورا» با «امامت» پیوند دارد، و «غدیر» با «كربلا» پیوسته است.
اگر امّت، «غدیر»ها را پاس بدارند، «عاشورا»های مظلومیّت و كربلا‎های خون و شهادت پیش نمی آید و خورشید امامت، در محاق خلافت قرار نمی‎گیرد.
امّت بی امام، رمه بی چوپان است و گله بی شبان وراه بی علامت و... شب بی چراغ، كشتی بی ناخدا، دشت بی چشمه، و... قنات خشكیده و بی آب !...
رهشناس‎تر از «مولود كعبه» كیست؟ و قاطع‎تر از «ابوتراب» و پسندیده تر از «مرتضی» و والاتر از «علی» كدام است؟
علی علیهِ السّلام، «غدیر خم»، را از دریای فضائلش به موج نشانده است و رسول گرامی اسلام، دست روی چهره خوب و شایسته‎ای گذاشته است. علی، برگزیده محمد نیست، بلكه منتخب خداست و پیامبر فقط ابلاغگر پیام الهی نسبت به امامت اوست.
غدیر، كاشتن بذر ولایت در جان‎هاست.
غدیر، نشان دادن خورشید به گرفتاران ظلمت‎هاست.
غدیر، روز تكمیل دین و اتمام نعمت است.
غدیر، «عید الله الاَكبر» است. عید آل محمّد، عید هواداران حق و وفاداران به پیامبر.
غدیر، عید عدالت و رهبری است، عید انسانیت و كمال طلبی است عید شعله افكنی بر اندیشه‎ها، عید امید آفرینی در دلهاست.
غدیر، روز بشریت و روز «انسان» است. غدیر، تداوم «رسالت محمد» در «ولایت علی» است. غدیر، عید «پیمان» و «میثاق» و «عهد» است.

کتابخانه الکترونیکی شهید غلامرضا زهره منش

www.zlib.ir

بزرگترین سازنده کتابخانه های جامع موبایل و کامپیوتر در اینترنت

جمعه 15 بهمن 1389  4:58 PM
تشکرات از این پست
gh_reza9542
gh_reza9542
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 2453
محل سکونت : مازندران

پاسخ به:قطعات ادبی

قرآن
عطر دل انگیز آیات قرآن، مشام جان را زنده می‎سازد. قرآن، كتابی همیشگی، همه جایی، همه جانبه و جامع است. منشور وحی الهی بر قلّه اعصار و قرون، همواره می درخشد. بیایید جام دلمان را از كوثر قرآن، سرشار كنیم.
آیات وحی، كوثر زلال و پر بركت ایمان و یقین است.
دلی كه به قرآن زنده شود، هرگز افسرده نمی گردد.
قرآن سفره‌گسترده و پر نعمت الهی از عالم غیب است.
زمزم زلال معارف قرآن، صفای دلها و حیات جانها است.
قرآن، بهارِ دلهای خزان زده و طراوت اندیشه‎های افسرده است.
كوثر شیرین و حیات بخش قرآن، نعمت عظمای خداست.
زمزم زلال معارف این كتاب آسمانی، احیا گر دلهاست.
آوای دلنشین تلاوت آیاتش، روحبخش است، و صوتِ خوش ترتیل قرآن، تار‎های جانِ عارف را به نوا می آورد و ترنّم ملكوتی این سروش غیبی، صفا دهنده ضمیر‎های پاكِ پاكدلان است.
چه لذت بخش است، بر ساحل دریای قرآن نشستن و كام جان را از آن سیراب كردن!و چه گواراست، از چشمه‎سار این «وحی» آب زندگی نوشیدن و عمر جاوید یافتن!
قرآن،سفره گسترده و پر نعمت است.

کتابخانه الکترونیکی شهید غلامرضا زهره منش

www.zlib.ir

بزرگترین سازنده کتابخانه های جامع موبایل و کامپیوتر در اینترنت

جمعه 15 بهمن 1389  4:58 PM
تشکرات از این پست
gh_reza9542
gh_reza9542
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 2453
محل سکونت : مازندران

پاسخ به:قطعات ادبی

كتاب و مطالعه
مطالعه، غذای روح و درمان بیماریهای فكری است. كتاب خوب، خاصیّتی بیش از ویتامینها دارد. كم خونی «رگهای ایمان» را هم باید با مطالعه جبران كرد.
كتاب، وسیله تزیین اتاق و قفسه نیست، برای خواندن و سود بردن است.
نه «احتكار كتاب» درست است، نه «افتخار به زیادی كتاب». ارزش كتاب هم به محتوای آن است، نه به قطع و قیمت و جلد و رنگ. آیا «كتاب خوب» را می شناسید؟
كتابخانه، كمتر از داروخانه نیست. كمبود مطالعه، عوارض خطرناك فكری دارد. گرد آوردن و نخواندن، مثل آن است كه كسی در داروخانه و درمانگاه باشد واز دوا ودرمان سود نبرد.
لحظه‎ای نشستن در كتابخانه، حضور محضر اندیشوران قرون و فرزانگان اعصار است.
كتاب، معلّمی ساده و صمیمی و همیشه در دسترس است كه بی ادّعا، بی تكلّف و منّت، آنچه دارد در اختیار ما می گذارد.
مطالعه، با نیّت خالص، عبادتی بزرگ است.
كتابخانه، معبد اهل دانش و محراب مقدّسِ دانشجویی و علم آموزی است. هر كه از كتاب و مطالعه بیگانه است، غریب و تنهاست.

کتابخانه الکترونیکی شهید غلامرضا زهره منش

www.zlib.ir

بزرگترین سازنده کتابخانه های جامع موبایل و کامپیوتر در اینترنت

جمعه 15 بهمن 1389  4:58 PM
تشکرات از این پست
gh_reza9542
gh_reza9542
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 2453
محل سکونت : مازندران

پاسخ به:قطعات ادبی

معلّم معلّم [1]
معلّم، بر اوج جانها خطّ دانش و ایمان می نگارد ودر ضمیر پاك دانش آموزان، نقش فطرت را برجسته‎تر می سازد و با خامه تعلیم، جامه تربیت بر اندام روحشان می پوشاند و با كاشتن بذر عفاف و صداقت و تعّهد در دلها، ارزش فوق مادّی می آفریند.
تلاش صبورانه و دلسوزانه معلّمان و مربیّان متّعهد، در بارور ساختن نهالهای انقلاب، جریان آب زلال در بوستان فرهنگ و عرفان است.
ای معلّم! رنج امروز تو، اعتلای فرهنگ و مكتب و میهن فردای ماست. تو «امروز» خود را وقف «فردا»ی ما كرده‎ای و همچو شمع، قطره قطره می سوزی تا دل و جان مارا روشن سازی.
ای معلم!...
تو باغبان دلسوز نهالهای امروز و سروهای سرفراز فردایی.
دست كریم و قلب پر مهرت را از سرو جان دانش آموزان، این ساقه‎های نورس و شكوفه‎های جوان دریغ مدار، تا عطر فردایشان یادگار بذر افشانی تو باشد و بویندگان این گلهای زیبا، به باغبان، آفرین گویند.
معلّما!...
شمع، از تو آموخته است، روشنی بخشیدن در تاریكی را، باغبان از تو دارد، تجربه تربیت گلها و آبیاری باغچه‎ها و گلدانها را.
ای معلّم!...
ای فروغ ظلمت ستیز، ای مهربان، ای غمخوار، ای ابر كرامت بار!
ما، گلبوته‎های كنار جویباریم، وتو،آب روشن و جاری. كام جانمان، تشنه زلال «معرفت» است. ما، لوح سفیدِ دلمان را به «امانت»، به تو سپرده‎ایم.
در قلب‎های ما، مشعل هدایت و ایمان بیفروز و مشامِ ما را، با عطر یقین و معنویّت، معطّر ساز.

کتابخانه الکترونیکی شهید غلامرضا زهره منش

www.zlib.ir

بزرگترین سازنده کتابخانه های جامع موبایل و کامپیوتر در اینترنت

جمعه 15 بهمن 1389  4:58 PM
تشکرات از این پست
gh_reza9542
gh_reza9542
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 2453
محل سکونت : مازندران

پاسخ به:قطعات ادبی

نماز
نماز و نیایش، نشانه خضوع جان در برابر جانان است.
در معبد بزرگ هستی، كسی كه به عبادت هستی آفرین نپردازد، از سنگ هم بی احساس تر است.
آنان كه در برابر عظمت خدا، ركوع و سجود نكنند، در برابر بندگانی مانند خود حقیرانه به خاك خواهند افتاد.
نماز، حضور موسای نیاز در طور رحمت و میقات نور است.
پیمودن راه دراز «خاك» تا «خدا»، با بال نماز و پرواز عشق میّسر است.
نماز جمعه، مغناطیس دلهایی است كه جذب معنویّت می شوند.
نماز گزاران جمعه، همچون قطره‎های پاكی به هم می پیوندند و اقیانوسی از انسانهای خدا جوی پدید می آورند.
جمعه و جماعت، «اهرم قدرت» مسلمانان است.
نماز جماعت، «محور وحدت» و «معیار محبّت» است.
«نماز»، دل را با صفا، اندیشه را زلال، امید را افزون، عشق را جهت دار، جهت را خدایی و زندگی را پاك از گناه و زشتی می سازد.
نماز، برنامه بندگی و كتاب نیایش است.

کتابخانه الکترونیکی شهید غلامرضا زهره منش

www.zlib.ir

بزرگترین سازنده کتابخانه های جامع موبایل و کامپیوتر در اینترنت

جمعه 15 بهمن 1389  4:59 PM
تشکرات از این پست
gh_reza9542
gh_reza9542
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 2453
محل سکونت : مازندران

پاسخ به:قطعات ادبی

نهج البلاغه
«نهج البلاغه»، آیینه‎ای است كه سیمای قرآن را نشان می‎دهد، و هر دو به مبدأ الهی وصل‎اند.
«نهج البلاغه»، برادر«قرآن» است، تفسیر دین است، سخن«علی» و رهگشای فصاحت و بلاغت و كتاب «ارشاد و آموزش» است،
«نهج البلاغه»، نوای نای حیات است، سرود رود یقین است، كتاب دل است، كتاب عاطفه و عشق، عقیده و جهاد، اندیشه و تعقل است. كتاب«رهبری»‌ و «رهروی»‌ است، برنامه زندگی است، نسخه شفا بخش دردها و بیماریهاست.
جدول «عرفان» است، طراز «زیستن» و منشور «حكومت» است.
نهج البلاغه، دیدگاه امام علی علیهِ السّلام درباره خدا و جهان و انسان و بعثت و تاریخ و مبدأ و معاد است.
نهج البلاغه ، دانشكده الهیات و كلاس معارف است.
نهج البلاغه، سوگنامه فراق یاران، و غربت دین باوران است، غمنامه «مظلومیت عدل»‌ و«محرومیت‎حق» است.
نهج البلاغه، منشوری است چند بُعدی، كه هر زمان، یك چهره‎اش می درخشد، و برای هر كس، یك بُعد و بُرِش آن، متجلّی است.

کتابخانه الکترونیکی شهید غلامرضا زهره منش

www.zlib.ir

بزرگترین سازنده کتابخانه های جامع موبایل و کامپیوتر در اینترنت

جمعه 15 بهمن 1389  4:59 PM
تشکرات از این پست
gh_reza9542
gh_reza9542
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 2453
محل سکونت : مازندران

پاسخ به:قطعات ادبی

نوروز
زمان می گذرد، ولی خوبیها و صداقتها باقی است. تقویم و سال، عوض می شود، امّا سنتّهای الهی تغییر ناپذیر است.
ما بر كنار جویبار زمان نشسته‎ایم وشاهدگذاران عمرها و فرصتهاییم و عوض شدن تقویم هر سال، شاهد این گذشتِ عمرها و فرصتها ست.
گذشتِ شب و روز وسپری شدن هفته ها و ماهها، برای ما یك «پرونده» و «كارنامه» تشكیل می دهد. به این كارنامه مروری كنیم، تا چهره خود را در «آیینه اعمال»، خویش بنگریم. آینده، در گروِ گذشته و حال ماست. آتیه ما، مرهون تصمیمها و اراده‎ها و برنامه ریزیها و بیداریها و محاسبه‎ها و مراقبتهایمان است. و... ما، مسؤول عمر و زمان و فرصت و استعداد‎های خویشیم.
دفتر عمر ما وتقویم سال، گشوده است، تا در برگ برگ این كتاب، با ایمان و عمل خویش، چه بنگاریم؟
آیا گذشته ما به امیدِ آینده، و آینده ما به حسرتِ گذشته خواهد گذشت؟
درسهای«تحویل سال»‌ را فراموش نكنیم.
نوروز انقلاب، فروردین جانهاست و بهار ایمانها و طراوت اندیشه‎هاوشكوفایی شكوفه‎های بیداری و آگاهی و اراده و تصمیم و ایثار.
نوروز انقلاب است و هفت‎سین ما، عبارت است از:
«سلام» و «سیر» و «سلوك»‌ و «سَحَر» و «‌سجّاده» و «ستاره» و «ساحل».
در نوروز انقلاب، بكوشیم كه چهره جانمان شادابتر گردد و رویش خیر و فلاح بر ساقه وجودمان امروز ما را بهتر از دیروز كند و هر زمان نوروز گردد و...
در نوروز انقلاب، انقلابی در روزهایمان پدید آید.
طبیعت، نو می‎شود. ما چرا «نو» نشویم؟
باید در وجود خویش هم عیدی پدید آورد و به خانه تكانی دل پرداخت.
باید در كنار«تحویل سال»، شاهد «تحوّل حال» بود و با عوض شدنِ تقویم، اخلاق را هم عوض كرد.
حیف نیست كه «سال» عوض شود، ولی ما عوض نشویم؟
در آغاز بهار و طراوت فروردین، چهره طبیعت متحوّل و خرّم می شود و درختان و صحرا لباس سبز رویش و حیات می پوشند. بجاست ما نیز با طهارت جان و طراوت روح و تحوّل اخلاق، در دل و فكر خویش«بهار معنوی» ‌بیافرینیم.
نوروز انقلاب، رویش جوانه ایثار و طراوت عشق و ایمان و شكوفه بصیرت و بینایی است. بهار از راه می‎رسد و نوید «فتح» و «فلاح» می دهد.

کتابخانه الکترونیکی شهید غلامرضا زهره منش

www.zlib.ir

بزرگترین سازنده کتابخانه های جامع موبایل و کامپیوتر در اینترنت

جمعه 15 بهمن 1389  4:59 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها