پاسخ به:قطعات ادبی
جمعه 15 بهمن 1389 4:57 PM
شهید مطهّری شهید مطهّری
شكسته و بریده باد، دست «فرقان»، كه با تبر ترور بیرحمانه قامت استوار و تنومند تو را به خاك افكند و با سرب مذاب، مغز تو را كه عصاره عمری تلاش و تجربه و آموختن و اندوختن بود، نشانه گرفت و قلب تو را كه برای اسلام می تپید از كار انداخت.
وقتی كه دشمنان حق، در میدان فكر، تو را حریف نبودند، منطق را بر زمین نهادند و اسلحه را برداشتند و به جنگ تو آمدند. آن هم، نه در روز روشن، كه در سیاهی شب! نه با منطق و سخن، كه با گلوله و آتش، نه رویاروی و جوانمردانه، كه از پشت سر... وبی خبر!
تو با حضور خود، همه جا را پركردهای ودر میان ما و قلب تاریخ، زنده هستی.
گرچه رفتن نابهنگام تو، آواری از غم، برسرمان ریخت، و دست نیازمان را همچنان در راه طلب، گشوده نگاه داشت، امّا... شاید شهادت تو نیز از آن الطاف خفیّه الهی بود، تابه جویندگان اسلام، حركتی بخشد و بكوشند، تا این خلأ را پر كنند.
چه شدتّها به جان خریده شد، تا قلمها در دست «مطهری» قرار گیرد و با طهارتی از جان برخاسته، به «تطهیر» اندیشه ها بپردازد و افكار «طاهره» را بر لوح دلها بنگارد.
چه خوب است كه «قلم» در دست مطهریها باشد، و منبرها، در اختیار خطابههای استاد شهید، و كلاسها، پر از شاگردان او، و كاغذها، پذیرای كلمات آن معلّم.
کتابخانه الکترونیکی شهید غلامرضا زهره منش
بزرگترین سازنده کتابخانه های جامع موبایل و کامپیوتر در اینترنت