0

بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

11 : نامه فرهنگستان خرداد 1384; 7(1 (پياپي 25)):107-111.
 
بررسي اصطلاحات عاميانه خودرو از ديدگاه روش شناسي و فرهنگ نگاري
 
سمايي سيدمهدي*
 
* فرهنگستان زبان و ادب فارسي
 
 

فرهنگ اصطلاحات عاميانه خودرو، شهرداد ميرزايي و رجبعلي مختارپور، مرکز نشر دانشگاهي، تهران ????،دوازده+??? صفحه.
يکي از فوايد بررسي گونه هاي غير رسمي زبان استفاده از شيوه هاي واژه سازي آنهاست. در اين گونه ها، از طبيعي ترين شيوه هاي واژه سازي که منطبق با ذوق و سليقه مردم است استفاده مي شود. اين نوع واژه سازي نا آگاهانه است؛ يعني اطلاعات واژه سازان از ساختمان واژه ها و اجزاي آن شمي است. با بررسي اين شيوه ها مي توان گرايشهاي طبيعي زبان در ساختن واژه هاي جديد را مشخص کرد.
زبان اصناف يکي از گونه هاي اجتماعي زبان است که در آن واژه سازي ناآگاهانه انجام مي شود. فرهنگ اصطلاحات عاميانه خودرو مربوط به الفاظ و اصطلاحاتي است که عمدتا اصنافي نظير مکانيسينهاي خودرو آنها را به کار مي برند.
از جمله مشکلات بررسي گونه هاي اجتماعي زبان تشخيص دقيق گونه آنهاست، اينکه چگونه مي توان لغت و اصطلاحي را با اطمينان به فلان گونه اجتماعي مربوط دانست يا ندانست. مشکل تشخيص زبان اصناف تا حدي آسان است؛ زيرا مي توان نزد اهل هر صنف رفت و در باره اصطلاحات متداول در آن صنف تحقيق کرد. هرچند احتمال خلط کلمات غيرصنفي نيز وجود دارد...

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391  1:54 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 

 10 : نامه فرهنگستان خرداد 1384; 7(1 (پياپي 25)):102-106.
 
بها ولد از نظرگاه فريتس ماير
 
مولوي محمدعلي*
 
* دايره المعارف بزرگ اسلامي
 
 

بها ولد، زندگي و عرفان او، تاليف فريتس ماير (10 ژوئيه 1912-10 ژوئيه 1998)، محقق برجسته آلماني، اثري است در شرح زندگي و انديشه ها و آرا پدر مولانا جلال الدين محمد مولوي. تاليف چنين اثري در آيينه تصور نگارنده آن نبود. ماير نخست مي خواست کتابي با عنوان و محتوايي ديگر بنويسد و تنها در يک فصل آن کتاب به زندگي و عرفان بها ولد بپردازد. اما، ضمن بررسي منابع به ويژه معارف بها ولد - که در سالهاي 1333 و 1338 با تصحيحات و حواشي زنده ياد استاد بديع الزمان فروزانفر در دو جلد به چاپ رسيده و در 1352 تجديد چاپ شده - به اين نتيجه رسيد که جهان عرفان بها ولد با عالم ديگر عارفان تفاوت بسيار دارد و مي شايد که با تفصيل بيشتري بررسي شود. پس دريافت هاي خود را از سخنان او و نيز از مطالبي که سپهسالار و افلاکي در باره او آورده اند نخست در يک مقاله بلند مدون ساخت، سپس به صورت کتابي در بيست و هفت فصل درآورد. مولف در توجيه اين تفصيل مي آورد که نمي توانسته است به نقل استنباطهاي خود از سخنان بها ولد اکتفا کند و براي مستند ساختن آنها، به معارف ارجاع دهد و اميدوار باشد که خوانندگان کنجکاو آلماني زبان خود به اين کتاب مراجعه کنند. از اين رو، لازم شمرده است پاره هاي بلندي از آن را به آلماني برگرداند و در کار تحقيقي خود درج کند...

 

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391  1:54 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 12 : نامه فرهنگستان خرداد 1384; 7(1 (پياپي 25)):112-121.
 
بررسي رساله ها و اسناد تاريخي سفينه تبريز
 
آل داوود سيدعلي*
 
 
 

در مجموعه گران قدر سفينه تبريز، به نسبت حجم زياد آن نوشته ها و اطلاعات تاريخي اندک است. ابوالمجد محمدبن مسعود تبريزي، گردآورنده و مولف اين سفينه، در زمره مورخان و علاقه مندان به دانش تاريخ نيست. اما او، با توجه به شخصيت جامع و اشرافي که بر دانش هاي رايج آن روزگار داشته، همواره به برخي اطلاعات تاريخي نياز داشته و پيوسته به آنها مراجعه مي کرده است. از اين رو، در جاي جاي سفينه، به درج برخي رسالات و اسناد تاريخي مبادرت کرده و برخي تاليفات و نوشته هاي مختصر تاريخي نگاشته خود را نيز در آن گنجانده است.
روش ابوالمجد تبريزي در ابتداي تدوين سفينه ظاهرا اين بوده که مندرجات کتاب را بر اساس موضوع مرتب سازد و هر نوشته و رساله اي را ذيل دانش مربوط به آن قرار دهد. اما وي نتوانست اين ترتيب را تا پايان رعايت کند. لذا، ترتيب موضوعي مندرجات سفينه مشوش و، از جمله، موضوعات تاريخي در سراسر کتاب پراکنده شده است.
گردآورنده سفينه آن را به منظور مراجعه دايمي خود تاليف کرده؛ بنابراين، محتويات سفينه بيشتر شامل موضوعاتي مي شود که او به آنها علاقه و مراجعه داشته و در نگارش آثار خود از آنها سود جسته است. دليل وجود برخي جداول و اوراق متضمن اطلاعات فشرده در صفحات اندک همين است. ابوالمجد، در اين جداول، تاريخ و اسامي پيامبران و خلفا و پادشاهان و وقايع مهم تاريخي را به صورتي منظم و آسان ياب گرد آورده و از ورود در جزئيات يا حوادث تاريخي پرهيز کرده است. شايد تنها استثنا بر اين قاعده کلي درج متن کامل نظام التواريخ قاضي بيضاوي باشد که خود اثري موجز و فشرده در تاريخ جهان به روايت مورخان اسلامي است و چه بسا همين ايجاز و فشردگي مولف سفينه را به آن علاقه مند ساخته باشد...

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391  1:54 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 13 : نامه فرهنگستان خرداد 1384; 7(1 (پياپي 25)):122-125.
 
مثنوي نل و دمن
 
ذاكرالحسيني محسن*
 
 
 

ابوالفضل فيض دکني، نل و دمن، به کوشش سيد علي آل داوود، مرکز نشر دانشگاهي، تهران ????، ???(??+???+??)صفحه.
ابوالفيض فيضي اکبرآبادي دکني (954-1004)، متخلص به «فيضي» و سپس «فياضي»، از فارسي گويان نامدار هندوستان است که، پس از درگذشت غزالي مشهدي (وفات: 980 ق)، ملک الشعراي دربار اکبرشاه شده است. او فرزند شيخ مبارک ناگوري (915-1001)، مولف تفسير منبع العلوم، و برادر بزرگ ابوالفضل علامي (958-1011)، مولف اکبرنامه و آيين اکبري است. فيضي در شعر و ادب و تاريخ مهارت داشته. کتابخانه 4600 جلدي او، که نسخه هاي متون محفوظ در آن غالبا به خط مولفان آنها بوده، پس از مرگ وي، به خزانه پادشاهي انتقال يافته است.
فيضي بر زبان هاي فارسي و عربي و سنسکريت احاطه داشته و آثاري به فارسي و عربي تاليف و از سنسکريت به فارسي ترجمه کرده است؛ از جمله سواطع الالهام في تفسير القرآن مشهور به «تفسير بي نقطه» که در سراسر آن حرف نقطه دار نياورده است؛ ليلاوتي، ترجمه از سنسکريت؛ لطيفه فياضي، مکاتيب فيضي، گلدسته نظم و نثر، گزيده شعر قدما با مقدمه ابوالفضل علامي؛ ديوان؛ پنج نامه، خمسه فيضي؛ رباعيات شهر آشوب.
فيضي قصد داشته است پنج مثنوي به نام هاي مرکز ادوار، سليمان و بلقيس، نل و دمن، هفت کشور، و اکبرنامه، به تقليد از نظامي گنجوي بسرايد. اما، با مرگ زودرس، توفيق اتمام آن را نيافته است. مثنوي فارسي نل و دمن، سومين منظومه از طرح ناکام فيضي، ترجمه اي است همراه با تصرف از داستان عاشقانه نله و دمينتي مهابهاراتا، که در بيش از چهارهزار بيت بر وزن مفعول مفاعلن فعولن (بحر هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف يا مقصور)، در برابر ليلي و مجنون نظامي سروده شده، و چندين شرح و نظيره بر آن نوشته اند...

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391  1:55 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 15 : نامه فرهنگستان خرداد 1384; 7(1 (پياپي 25)):131-135.
 
اشعار عاميانه ايران در عصر قاجار
 
طبيب زاده اميد*
 
* دانشگاه بوعلي سيناي همدان
 
 

ژوکوفسکي، والنتين، اشعار عاميانه ايران (در عصر قاجار)، [ترجمه ميرباقر مظفرزاده]، به اهتمام و تصحيح و توضيح عبدالحسين نوايي، انتشارات اساطير، تهران ????، ??? صفحه.
سروده هاي عاميانه را مي توان به دو دسته اشعار و تصنيفها تقسيم کرد.
اشعار عاميانه به اشعاري اطلاق مي شود که اولا داراي وزن تکيه اي - هجايي هستند؛ ثانيا بدون نياز به همراهي موسيقي خوانده مي شوند، هرچند اجراي آنها با الحان (ملوديهاي گوناگون) امکان پذير است. اشعاري چون اتل متل توتوله، گاو حسن چه جوره ... يا دويدم و دويدم، سر کوهي رسيدم... از جمله معروف ترين اشعار عاميانه فارسي محسوب مي شوند.
تصنيف به قطعه شعري اطلاق مي شود که اساسا براي اجرا با الحان (ملوديها) يا آهنگ خاصي سروده مي شود و هيچ گاه جدا از آهنگ موسيقي خوانده نمي شود. از اين رو، تصنيفها چه بسا داراي سکته هايي وزني باشند که تضعيف خوان، در اجرا، با بهره گيري از امکانات موسيقائي ملودي و تحرير و جز آن، آنها را برطرف مي سازد. بدين لحاظ، شعر عاميانه، درست مانند اشعار رسمي، به ادبيات به معناي اخص کلمه تعلق دارند؛ در حالي که تصنيف بيش از آنکه به ادبيات تعلق داشته باشد در قلمرو موسيقي قرار مي گيرد؛ زيرا کلام يا شعر، در آن، به دنبال موسيقي و در خدمت به آن پديد مي آيد و شکل مي گيرد. در اين معنا، اثر تاليفي ژوکوفسکي، بيشتر در بر دارنده تصانيف رايج ايراني در واپسين سالهاي حکومت ناصرالدين شاه قاجار است.
اين تصنيفها را نيز شايد بتوان به دو دسته رسمي (عروضي) - مانند تصنيفهاي عارف و بهار و شيدا - و عاميانه (تکيه اي - هجايي) - مانند تصنيف بي نام و نشان زير:
...
گربه دارم چه چموش و چه چموش
مي رود خونه عموش
مي آرد شقه گوشت
شب بغل خواب منه
روز به دنبال منه
پيشت و پيشتش نکني دوست دارمش مي ميرم از غمش (ص 44)
تقسيم کرد...

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391  1:55 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 16 : نامه فرهنگستان خرداد 1384; 7(1 (پياپي 25)):136-141.
 
تحول موضوع و معنا در شعر معاصر
 
جلالي پندري يداله*
 
* دانشگاه يزد
 
 

ژوکوفسکي، والنتين، اشعار عاميانه ايران (در عصر قاجار)، [ترجمه ميرباقر مظفرزاده]، به اهتمام و تصحيح و توضيح عبدالحسين نوايي، انتشارات اساطير، تهران ????، ??? صفحه.
تحول موضوع و معنا در شعر معاصر رساله دکتري محمد ناصر دانشجوي پاکستاني است که، در آن، به بررسي تحول صورت و معنا در شعر معاصر پرداخته شده است. بر اين قرار، در عنوان کتاب، به جاي موضوع مي بايست صورت آمده باشد. مولف پس از مطالعه اين تحول، به شاعران معاصر مي پردازد و اشعار آنان را در دو مبحث جداگانه صورت و معنا تحليل مي کند.
پرداختن به دو مقوله جداگانه صورت و معنا در شعر شاعران معاصر، به مبحث نظم خاصي بخشيده است. نويسنده کوشيده است، با تفکيک اين دو، در هر بخش، مطالب مربوط به آن را گروه بندي کند. مثلا، در مبحث صورت، مطالبي از قبيل زبان، وزن، قافيه، قالبهاي شعري، تصويرها و صنايع درج شده است. با نظم خاصي که نويسنده برقرار کرده، خواننده مي تواند فراز و نشيب هاي شعر شاعران را، فارغ از آشفتگي ذهني، پي گيرد.
کتاب شامل هشت فصل است. در فصل هاي اول تا چهارم تحول صورت و معنا در شعر دوره مشروطه بررسي شده است. فصلهاي پنجم تا هشتم به بررسي تحول صورت و معنا در اشعار نيما، اخوان ثالث، فروغ و سپهري اختصاص يافته است. در چهار فصل اول، در چند مورد، بحث تا سال 32 و حتي شاعران بعد از انقلاب گسترش داده شده است...

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391  1:55 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 3 : نامه فرهنگستان آذر 1383; 6(4 (پياپي 24)):16-29.
 
مناظره شطرنج و نرد (تصنيف حسام صراف خوارزمي)
 
پورجوادي نصراله*
 
 
 

مينوي، در مجموعه خود، شش اثر را آورده است که يکي از آنها کتاب السعاده و الاسعاد (به عربي) منسوب به ابوالحسن عامري است و مينوي آن را، مستقلا و از روي خط خود، در سال 1336 شمسي چاپ کرده است. يک اثر ديگر رساله «ملخص جامع الحکمتين» (به فارسي) است که از روي نسخه 2669 متعلق به کتابخانه بادليان در آکسفورد نوشته شده است. چهار اثر ديگر رساله هايي است به فارسي که از روي مجموعه خطي شماره 134 متعلق به کتابخانه چستربيتي استنساخ شده است. اين چهار رساله عبارت اند از:
1) «رساله چنگ»، از سراج الدين قمري يا کمال الدين مراغي؛  
 
2) «نزهه العاشقين»، از محمد زنگي بخاري؛
3) «مناظره گل و مل»، از ابوسعيد ترمذي؛  
4) «مناظره شطرنج و نرد»، از حسام بن (يا حسام الدين) محمد رشيد صراف خوارزمي.
«رساله چنگ» را، که اثري است زبان حالي، هم به سراج الدين قمري نسبت داده اند و هم به کمال الدين مراغي. نگارنده اين رساله را در جاي ديگر معرفي کرده است. محمود طيار مراغي  هم آن را از روي نسخه کتابخانه دانشگاه استانبول چاپ کرده است. رساله «نزهه العاشقين» را نيز ايرج افشار از روي دو نسخه ديگر چاپ کرده است. رساله سوم را هم حسن عاطفي از روي نسخه خطي ديگري که متعلق به خود  وي بوده است چاپ کرده است. چهارمين رساله که «مناظره شطرنج و نرد» است تاکنون به چاپ نرسيده بوده و نسخه خطي ديگري از آن پيدا نشده است و ما آن را از روي همين نسخه مينوي تصحيح کرده ايم که در اينجا چاپ مي شود...

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391  1:56 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 4 : نامه فرهنگستان آذر 1383; 6(4 (پياپي 24)):30-47.
 
تكيه جمله در جمله ساده فارسي
 
خزاعي فر علي*
 
* دانشگاه فردوسي مشهد
 
 

1. تکيه جمله
در اين مقاله، هدف ما اين است که جا و نقش تکيه را در جمله ساده فارسي بررسي کنيم. اما، قبل از آن، لازم  است جمله ساده و تکيه جمله را تعريف کنيم. جمله ساده جمله اي است که، بر خلاف جمله مرکب (جمله دو يا چند فراکرد اصلي) و جمله مختلط (جمله متشکل از يک يا چند فراکرد اصلي)، داراي يک بند و در نتيجه يک فعل است.
در اين مقاله، بحث ما محدود به جمله ساده است. جمله ساده را مي توان، بر مبنايي نحوي، با الگوي کلي V (S)(X)  نشان داد. در اين الگو، پرانتز نشانه اختياري بودن، S فاعل، V فعل و X بيانگر هر عنصر اعم از مفعول (مستقيم يا غير مستقيم)، متمم و گروه حرف اضافه اي است. همچنين ترتيب عناصر در اين الگو ترتيب عادي يا بي نشان است.
تکيه برجستگي يکي از هجاهاي کلمه نسبت به هجاهاي ديگر همان کلمه يا ساير کلمات جمله است. اين تعريف، در واقع، دو پديده مجزا را در بر مي گيرد: يکي تکيه کلمه و آن برجسته ساختن يک هجاي کلمه است نسبت به هجاهاي ديگر همان کلمه با زيرتر ادا کردن آن؛ ديگري جمله و آن برجسته ساختن يکي از عناصر جمله است نسبت به عناصر ديگر آن. در زبانهايي که کلمات تکيه پذيرند، از جمله زبان فارسي، تکيه کلمات ذاتي کلمه و قابل پيش بيني است و لذا توصيف تکيه کلمه و قواعد تکيه گذاري کمتر محل اختلاف است. اما تکيه جمله، به دليل ماهيت و گونه گوني و عوامل دخيل در آن، از مباحث بحث بر انگيز است...

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391  1:56 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 14 : نامه فرهنگستان خرداد 1384; 7(1 (پياپي 25)):126-130.
 
فلك نازنامه
 
ذاكرالحسيني محسن*
 
 
 

تسکين شيرازي، يعقوب بن مسعود (؟)، فلک نازنامه، به کوشش سيد علي آل داوود، انتشارات توس (گنجينه متون داستاني ?)، تهران ????، ???(??+???) صفحه.
فلک نازنامه شرح سفرها و ماجراهاي فلک ناز، شاهزاده يهودي تبار مصري است. از اين مثنوي با نامهاي فلک ناز، داستان فلک ناز، خورشيدآفرين، فلک ناز و خورشيدآفرين، سرو و گل، خورشيدآفرين و گل، فلک ناز و خورشيدآفرين و سرو و گل طناز، و خورشيدآفرين و فلک ناز و سرو و گل طناز ياد شده است. اين داستان دلکش عاشقانه، زماني، در مکتبخانه ها خوانده مي شده است. و از آن چند روايت منثور و منظوم موجود است. از آن ميان، روايت منظوم سروده تسکين شيرازي - ظاهرا در پرتو زبان گفتاري و شيوه مقبول داستان سرايي آن - بيشتر شهرت يافته و چندين بار در هند و ايران به چاپ رسيده است.
تسکين شاعري عرب تبار بوده که پدر و مادرش در بحرين سکونت داشته اند و او به شيراز مهاجرت کرده و در آن شهر اقامت گزيده است. وي، در عصر کريم خان زند مي زيسته، و فلک نازنامه را به تشويق ميرزا شرف، از بزرگان شيراز، به رشته نظمي سست درآورده است. ميرزاشرف، پيش از تسکين، شاعري به نام «ضيايي» را مامور نظم اين داستان کرده بود، اما ضيايي اين کار را به پايان نبرد.
فلک نازنامه، به تقليد از خسرو و شيرين نظامي، در بحر هزج مسدس مقصور (يا محذوف) سروده و ماخذ آن چندبار با عنوان سرو وگل معرفي شده است، از جمله در اين بيت:
به هر منظوم و منثوري رسيدم     کتابي به ز سرو و گل نديدم
(ص 65)...

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391  1:56 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 7 : نامه فرهنگستان آذر 1383; 6(4 (پياپي 24)):67-72.
 
معيار سازي و ملاحظات تجويزي
 
سارلي ناصرقلي*
 
* دانشگاه تربيت معلم
 
 

در هر زباني لهجه هايي متمايز مشاهده مي شود. علاوه بر آن، گونه ها و گويش هايي هم خانواده در کنار همديگر وجود دارند که چه بسا تفاوت هايي آوايي و واژگاني و دستوري آشکاري به هم دارند به طوري که برقراري ارتباطي زباني را براي سخنگويان آنها بس دشوار يا غير ممکن مي سازند. در اين حالت، اهالي يک جامعه سياسي يا کشور، براي آنکه بتوانند با همديگر ارتباط زباني مطلوب بر قرار سازند، به گونه زباني مشترکي نياز پيدا مي کنند.
هنگامي که در محدوده مرزهاي سياسي و جغرافيايي خاصي زبان هاي متفاوت متداول باشد و سخنگويان نتوانند از طريق زبان مادري خويش با يکديگر ارتباط برقرار سازند، ضرورت استفاده از گونه زباني مشترک احساس مي شود.
داد و ستدهاي تجاري و فرهنگي ميان اقوام و ملل نيز مستلزم استفاده از گونه زباني مشترک است. برخي فعاليت هاي مذهبي نيز استفاده از گونه زباني مشترک را ايجاب مي کند. هنگامي که مبلغان مسيحي وارد افريقا شدند، با گستره وسيعي از لهجه ها و گويش ها روبرو گشتند (Asher 1994: 4392). آنان  نمي دانستند، از ميان اين گسترده وسيع، کدام لهجه يا گويش را براي مقصد تبليغي خويش انتخاب کنند.
حکومت ها نيز، براي برقراري ارتباط ميان شهروندان و نهادها در مقياس کشوري و نيز براي آموزش – که معمولا برعهده حکومت است – نياز به گونه زباني مشترک دارند. (Fasold 1993, vol. 1, p.3) هنگامي که حکومت به زور و با نيروي نظامي بر سرزمين تسلط مي يابد، انتخاب گونه زباني مشترک امري خطير و حياتي مي گردد و نوع و نحوه اين انتخاب در آينده حکومت و مردم موثر مي افتد.
در چنين مواردي، معمولا گويشي که سخنگويان آن قدرت حکومتي را به دست دارند به عنوان زبان مشترک  انتخاب مي گردد و جامعه زباني آن را مي پذيرد و به کار مي برد. گاهي نيز، به دلايل سياسي يا مذهبي يا اقتصادي و يا فرهنگي، گونه زباني مهجور و حتي مرده يا زباني خارجي به عنوان زبان مشترک برگزيده مي شود ...

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391  1:56 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 18 : نامه فرهنگستان خرداد 1384; 7(1 (پياپي 25)):144-157.
 
مروري بر آثار احمد محمود (2)
 
اجاكيانس آناهيد*
 
 
 

مجموعه داستان پسرک بومي
در مجموعه داستان پسرک بومي (1350) با رويکرد احمد محمود به سبک و مضامين جديد در کنار دغدغه هاي قديمي و آشناي او رو به رو هستيم. داستانهايي نظير «چشم انداز» و «اجاره نشينان» نمونه هايي از اين تلاش در نوآوري است.
 شهر کوچک ما
چاه هاي نفت خوزستان يک يک «دهان نفتي» خود را باز مي کنند و دگرگوني هاي مخربي را در زندگي مردم بومي اطراف خود پديد مي آورند، گويي مي خواهند «ريزه ريزه شهرها را ببلعند».
در ذهن راوي نوجوان داستان، که ناظر بريده شدن نخلهاي پشت خانه خود و تبديل نخلستان به ميدانگاهي وسيع و پوشيده از شن و ماسه آغشته به نفت بوده است، چاه نفت موجودي سيري ناپذير است که قصد دارد خانه هاي آنها را نيز ببلعد. پدر راوي و ديگر ساکنان شهر کوچک، براي دفاع از خانه هاي خود و درگيري تن به تن با خارجياني که قصد تخريب خانه هاي آنها را دارند. در جلسه اي هم قسم مي شوند. اما، با لو رفتن جلسه و دستگيري افراد و ضمانت دادن آنها، ديگر تخريب خانه ها اجتناب ناپذير است. آفاق، همسر يکي از همسايگان راوي، که، با از بين رفتن نخلستان، محل امن تردد و قاچاق پارچه را از دست داده است، اولين قرباني است که با گلوله هاي مامورين به قتل مي رسد.چند روز بعد، خانواده راوي و همسايگان آنان در حال تخليه منازل خويش اند که «پوزه»ي بولدوزر به درون خانه هاي آنان رانده مي شود و خانه ها را به تلهايي از خاک تبديل مي کند، در حالي که کبوتر سفيد راوي بر فراز خرابه هاي خانه در جستجوي کبوترخان است...

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391  1:57 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 

 12 : نامه فرهنگستان آذر 1383; 6(4 (پياپي 24)):115-124.
 
نگاهي به چاپي تازه از منطق الطير
 
اشرف زاده رضا*
 
* دانشگاه آزاد اسلامي مشهد
 
 

منطق الطير عطار نيشابوري از جمله مثنويهاي رمزي عرفاني است که عطار دست مايه اصلي آن را از رساله الطير غزالي گرفته و شاعران و زيبا آن را پرورده و به نظم کشيده است و الحق منظومه اي بسيار دلکش آفريده است.
تاکنون چندين چاپ از اين کتاب به بازار ادب عرضه شده است که تازه ترين آنها تصحيح دکتر احمد خاتمي و دکتر محمد رضا شفيعي کدکني است.
قديم ترين نسخه خطي شناخته شده از منطق الطير نسخه قونيه مورخ بين 641 تا 698 است، که شادروان سيد صادق گوهرين آن را اساس تصحيح متن انتقادي خود قرار داده بود (منطق الطير 1، مقدمه، بيست و پنج). قدمت اين نسخه از قديم ترين نسخه مورد استفاده شادروان دکتر مشکور بيشتر است که تاريخ کتابت آن 705ه است و به قول خود مصحح «افتادگي زياد داشته و بعضي ابيات عمدا حذف شده است.» (منطق الطير2، مقدمه، ص پنجاه و پنج) و از اين رو نسخه مجدي اساس تصحيح قرار گرفته است (همان، مقدمه، ص پنجاه و شش).
نسخه اي از منطق الطير نيز که ذکا الملک فروغي در ذي قعده 1319 چاپ کرده و مرحوم عبدالمجيد مجدي سقزي اردلاني ملقب به ملک الکلام، از شعرا و دانشمندان اواخر دوره قاجار، تصحيح آن را ضمن مقابله با چند نسخه ديگر در سال 1343 ق به پايان برده نسخه معتبري است. اما تصحيح مذکور دو اشکال دارد: يکي آنکه مشخصات نسخه هاي مورد استفاده ذکر نشده و مسلما قديم ترين نسخه هاي خطي منطق الطير، از جمله دو نسخه قونيه، جزو آنها نبوده است. ديگر آنکه مرحوم مجدي شيوه تصحيح خود را معين نکرده است و معلوم نيست که آن تصحيحي انتقادي بوده يا ذوقي و التقاطي. اصالت تصحيح مشکور بر اساس نسخه مجدي محل تامل است ...

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391  1:57 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 17 : نامه فرهنگستان آذر 1383; 6(4 (پياپي 24)):159-162.
 
نگاهي به راهكارهاي واژه گزيني در زبان فارسي دري
 
يمين محمدحسين*
 
* دانشکده زبان و ادبيات دانشگاه کابل
 
 

زبان، به مثابه پديده اجتماعي و وسيله افاده کننده مفاهيم، رسالت دارد که تحولات متداول اجتماعي را در عرصه هاي گوناگون منعکس سازد. براي ايفاي اين وظيفه، در هر برهه زماني، گنجينه واژگاني آن ناگزير بايد دستخوش دگر گوني هايي گردد که يکي از عوامل آن واژه گزيني و واژه سازي است.
اين امر در زبان فارسي دري، طي روند تکامل آن، همواره الزامي بوده و، در هر مرحله، نحوه ويژه خود را داشته است. مثلا در دوره ميانه زبان هاي ايراني، از واژه بيم با پيشوند واژه ساز بي – و يا با پسوند واژه ساز – گين واژه هاي بي بيم و بيمگين ساخته شده است. حال آنکه امروزه، به جاي بيمگين واژه بيمناک به کار مي رود و بي بيم متروک است. يا، در ادوار گذشته تاريخ زبان فارسي دري، از واژه هاي زيان و شوي (= شوهر) با پسوند – مند زيانمند و شوي مند ساخته مي شد. اما امروزه زبان فارسي دري راهکارهاي و ضوابط ويژه واژه گزيني پيدا کرده که در خلال حيات تاريخي اين زبان شکل گرفته و راه انکشاف و تکامل را مي پيمايد. در جنب اين شيوه هاي نو، بعضا طرزهاي واژه گزيني و واژه سازي در زبان فارسي تا حدي استواري خود را حفظ کرده و حتي در درازناي قرنها معروض دگرگوني نشده است.
در واژه گزيني زبان فارسي دري، وندها، همانند واژه هاي آزاد، بعضا ويژگي هاي چند معنايي، هم معنايي و هماوايي يا هم نگاشتي دارند. مثلا – وار در بزرگوار پسوند تمليکي، در ديوانه وار پسوند تشبيهي و در شاهوار پسوند لياقت است. يا پسوند – آر با بنهاي فعلي متعدد نقشها و معناهاي متعدد پيدا مي کند: خريدار (فاعلي)، رفتار (اسم مصدر)، گرفتار (مفعولي). همچنين، در اين زبان، وندهاي هم معنا وجود دارد، مانند پيشوندهاي نا – و بي در واژه هاي ناکاره و بيکاره، ناقرار و بي قرار؛ يا پسوند هاي – زا و – ستان در واژه هاي گلزار – گلستان، چمنزار – چمنستان، ريگزار – ريگستان، نيزار – نيستان، و جز آن ...

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391  1:57 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 

 19 : نامه فرهنگستان خرداد 1384; 7(1 (پياپي 25)):158-180.
 
شواهد شعري در تاريخ مسعودي
 
بازورث -*
 
* دانشگاه منچستر، انگلستان
 
 

از ديرباز پذيرفته شده است که تاريخ مسعودي در جريان رشد و تکامل صور و سبکهاي ادبي زبان فارسي جايگاه مهمي دارد. بيهقي و استادش در ديوان رسالت، ابونصر مشکان، در زماني به نوشتن دست زدند که نفوذ زباني و ادبي عربي در محيط فرهنگي ايران روزافزون بود. طي نيمه اول قرن چهارم هجري، آل بويه سرزمينهايي از قلمرو تمدن کهن عرب، همچون عراق و جزيره، را به زير سلطه خود درآورده بودند؛ به هنگامي که بغداد، به حيث مرکز حيات فکري، در اوج بود و هنجارهاي اجتماعي آن در بخش بزرگي از جهان اسلام آن سوي بين النهرين نشر و رواج يافته بود. از اين رو، ديلميان نافرهيخته ناگزير مي بايست از مربيان عرب يا فارسي زبان خويش پيروي و از آموزش زبان عربي، هم در دربار خود در ايران غربي هم در بغداد، مشتاقانه حمايت کنند. لذا براي متنبي، يکي از بزرگ ترين شاعران عربي گو، آسان بود که از دربارهاي حمدانيان و اخشيديان به بغداد و دربار عضدالدوله در فارس برود. حمايت و تشويق حکمراناني چون عزالدوله بختيار و عضدالدوله و وزيراني چون ابن عبيد و ابن سعدان و صاحب بن عباد نشر و نفوذ فرهنگ عرب به سرزمينهاي شرقي را تقويت مي کرد...

 

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391  1:57 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات زبان و ادبیات فارسی

 19 : نامه فرهنگستان آذر 1383; 6(4 (پياپي 24)):171-178.
 
يادداشتهاي پهلوي
 
تفضلي احمد*
 
 
 

Sard. 1
بنا بر متون پهلوي زردشتي درباره جهان پس از مرگ، روان همه درگذشتگان، در سپيده دم چهارمين روز پس از مرگ، به سوي پل چينود مي روند – جايي که رشن راست، در آن، با ترازوي مينوي خود، اعمال آنان را مي سنجد. اگر رواني درستکار باشد، بي هيچ خطري از پل مي گذارد و، از آسمانهاي سه گانه که نماد انديشه نيک و گفتار نيک و کردار نيک است، به بهشت عروج مي کند. اين عروج مينوي روان درستکار، چنان که در عباراتي از دادستان دينيگ (xxx,2) آمده است، همچون سفر با شکوه شاهانه، با گردونه اي باشکوه و مجلل صورت مي گيرد. اما، کيفيت عروج هميشه چنين مساعد نيست؛ چون، همان گونه که از عبارت زير مي آيد، روان عموما بايد از وسيله اي محقرتر به نام slt بالا برود:
بندهش بزرگ 203، 12 – 44 (TD1, fol. 86 V ; DH. Fol. 218 V):
u-s an Kanlg pad rah nimaylh o slt – e bared ke – s se payag padis, ud pad an slt o garodman sawed pad se gam ast I humat, huxt ud huwarst.                                             و آن دوشيزه آن [روان] را به سوي slt برد داراي سه پايه و از آن slt با سه گام انديشه نيک و گفتار نيک و کردار به گرودمان (= بهشت) رود.
بر اساس عبارت ديگري از گزيده هاي زاد سپرم (43.35)، درباره رستاخيز، سه پايه آسماني به صورت شاخه هاي درخت شبيه slt ي سه پايه وصف شده است. در اين عبارت چنين آمده است:
An tagan pad homakaglh l slt – e bawed l se – payag l zarren homanag, u – s ahlawan                               padis a bar o wahist sawend.
آن شاخه ها همانند sltي بود سه پايه  و زرين که اهلوان (= پرهيزگاران) از آن به بهشت روند.
در اين دو عبارت، معناي درست slt، فرائت و اشتياق آن چيست؟ تاکنون چند تفسير ازاين واژه  شده است که به اختصار آنها را نقل مي کنيم:
ه. و. بيلي هوشمندانه قرائت srat  را براي اين واژه پيشنهاد کرده و آن را با لاتيني strata و يوناني ?vpxux و عربي صراط (راه) خويشاوند شمرده است. مي توان گفت که مدلول راه مناسب فحواي متن نيست. کساني ديگر از محققان درباره هويت و قرائت اين واژه حدسهايي زده اند که به اين استواري نيست؛ مع الوصف، با بررسي بافت متون براي اين واژه مدلولي ظاهرا پذيرفتني به دست داده اند. انکلساريا اين واژه را در عبارتي از بندهشن nart خوانده و معني نردبان را براي آن پيشنهاد کرده، اما نتوانسته است در گزيده هاي زاد سپرم آن را بخواند و معني کند ...

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391  1:57 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها