ساير دستاوردهاي مباهله
1- جلوهاي از عزت اسلام
ماجراي مباهله موجب شد تا عظمت و حقانيت اسلام بر تمامي مردم اثبات شده و صداقت گفتار رسول اکرم صلي الله عليه و آله و ادعاهاي وحياني آن حضرت بيش از گذشته آشکار گردد . اين واقعه يکي ديگر از دلائل نبوت و کرامتهاي آن حضرت به شمار ميآيد . بي ترديد مباهله، در تقويت ايمان مسلمانان و تضعيف روحيه منافقان و مخالفان تاثيريبسزا داشته است .
2- دليلي بر فضيلت اهل بيت عليهم السلام
اين آيه محکمترين دليل بر عظمت و فضيلت اهل بيت عليهم السلام ميباشد . از دانشمندان اهل سنت، ابوالقاسم جار الله زمخشري صاحب تفسير معروف کشاف مينويسد:
«وفيه دليل لاشيء اقوي منه علي فضل اصحاب الکساء عليهم السلام وفيه برهان واضح علي صحة نبوة النبي صلي الله عليه و آله لانه لم يرو احد من موافق ولا مخالف انهم اجابوا الي ذلک؛(13) در اين آيه قويترين دليل بر برتري اصحاب کساء عليهم السلام وجود دارد و در آن دليل روشني بر صحت پيامبري پيامبر صلي الله عليه و آله است; چون هيچيک از مخالف و موافق روايت نکرده است که مسيحيان نجران مباهله (با پيامبر صلي الله عليه و آله) را پذيرفته باشند .»

مسلم نيشابوري، عالم ديگر اهل سنت نيز در صحيح خود، در مورد شان نزول اين آيه که فضيلت و منقبتي ديگر را براي اهل بيت عليهم السلام رقم زده است ميگويد: هنگامي که آيه مباهله نازل شد، رسول خدا صلي الله عليه و آله علي و فاطمه و حسنين عليهم السلام رادعوت کرد و فرمود:«اللهم هؤلاء اهلي; پروردگارا! اينان اهل [بيت]من هستند.»(14) شيخ مفيد اين گفته را چنين تکميل نموده: «مباهله فضيلتي استثنائي براي اهل بيت عليهم السلام ميباشد که هيچکس از امت اسلام در اين فضيلتبا آنان شريک نيست و همانند آنان نميتواند باشد.(15)
3- آشکار شدن ذلت دشمنان اسلام
ماجراي مباهله نشان داد که هر کس به هر عنوان با دين اسلام مخالفت نمايد، دچار شکست و ذلت ابدي خواهد شد . و سرنوشت انسانهاي لجوج و خودخواه که به هر بهانهاي از پذيرش حق و منطق صحيح سرباز ميزنند، همانند نصاراي نجران با خذلان و خواري توام خواهد شد، که وعده الهي حق است وپيروزي حق بر باطل از سنتهاي تغييرناپذير اوست. آنان آن چنان از عظمت روحي و معنوي پيامبر صلي الله عليه و آله مرعوب شده بودند که بدون لحظهاي درنگ از مباهله دست کشيده و در کوتاهترين مدت به خواستههاي پيامبر صلي الله عليه و آله تن دادند و اين مصداق همان آيه شريفه است که ميفرمايد: «سالقي في قلوب الذين کفروا الرعب»(16)؛ «به زودي در دلهاي کافران ترس و وحشتميافکنم .» به همين جهت آنان هنگامي که چهرههاي مصمم و با اراده پيامبر صلي الله عليه و آله و همراهان را مشاهده کردند که چگونه به سوي محل مباهله قدمهاي راسخ برمي دارند، اسقف نجران اظهار داشت: «يا معشر النصاري اني لاري وجوها لوسالوا الله ان يزيل جبلا من مکانه لازاله بها فلا تباهلوا فتهلکوا؛(17) اي گروه نصارا! من چهره هايي را [که ايمان در سيمايشان موج ميزند] مشاهده ميکنم که اگر آنان از خداوند بخواهند که کوهي را از مکانش بردارد سريعا اجابتخواهد کرد . هرگز مباهله نکنيد که نابود خواهيد شد.»
4- روز خجسته و مبارک
شکوه و عظمتحادثه مباهله آن روز تاريخي را به عنوان يکي از ماندگارترين روزهاي تاريخ اسلام قرار داد و آن روز به عنوان روز جشن و شادي وشکرگزاري به درگاه حق و به عنوان يادآور عظمت اصحاب کساء در حافظه تاريخ ثبتشد . به همين جهت در روز 24ذي الحجه، همانند عيد غدير آداب ويژهاي منظور شده است که برخي از اعمال آن روز عبارتست از:
1- روزه گرفتن 2 . غسل روز مباهله 3 . به جاي آوردن نماز مباهله 4 . خواندن دعاي آن روز 5 . تصدق بر فقرا، به عنوان شکرگزاري 6 . قرائت زيارت جامعه که جلوه هايي از عظمت اهل بيت عليهم السلام را بيان ميکند .
5- تثبيت جايگاه اهل بيت عليهم السلام
واقعه مباهله موقعيت اهل بيت عليهم السلام را در جامعه بويژه در ميان انديشمندان مسلمان آن چنان استحکام بخشيد که حتي تندروترين مخالفين آن بزرگواران نتوانستهاند از ذکر آن خودداري کنند و خداوند متعال به اين وسيله حق را در زبان و قلم آنان جاري نموده است .
فخرالدين رازي صاحب تفسير مفاتيح الغيب که در شبهه افکني و تشکيک مواضع و باورهاي کلامي شيعه گوي سبقت را از ديگران ربوده و هيچ موردي را در مسئله امامتبدون نقض رد نشده، هنگامي که به آيه مباهله ميرسد حقيقت را چنين اظهار ميدارد: رسول خدا صلي الله عليه و آله زماني که به محل مباهله ميآمد عبائي بافته شده از موي سياه در بر کرده و حسين را بغل کرده و دستحسن را گرفته و فاطمه و علي عليهما السلام نيز از پشتسر آن حضرت ميآمدند . در همان حال پيامبر به آنها سفارش کرد: «هنگامي که دستبه نفرين بلند کردم شما آمين بگوييد .» سپس پيامبر در همان نقطه مباهله، حسن و حسين و علي و فاطمه عليهم السلام را در زير عباي خود گردآورده و آيه تطهير را قرائت کرد و به اين ترتيب اهل بيتخود را نيز معرفي نموده و عظمت و منزلت آنان را شناساند .

فخر رازي بعد از نقل اين روايت ميگويد: به اتفاق اهل حديث و تفسير اين روايت صحيح است و هيچگونه ترديدي در صدور آن وجود ندارد .
او در ادامه ميافزايد: همچنين اين آيه دلالت ميکند که حسن و حسين پسران رسول خدا صلي الله عليه و آله هستند.(18)
6- تداوم سنتهاي پيامبران پيشين
مباهله همانند بسياري از احکام و دستورات شريعت اسلام ادامه اديان توحيدي پيشين ميباشد . به همين جهت اين سنت آسماني و حرکت معنوي براي پيروان اديان گذشته کاملا آشنا بود . همانطوري که ابوحارثه - اسقف بزرگ هيئت اعزامي - هنگام مشاهده پيامبر و همراهان در محل مباهله به دوستانش گفت: به خدا سوگند! او همانند پيامبران الهي به مباهله نشسته است.(19)
7- شيوه مقابله با مخالفين
مباهله اهل بيت عليهم السلام، به مسلمانان آموخت که هرگاه مخالفين با منطق و دليل قانع کننده به سوي صراط مستقيم هدايت نشدند و آنان به لجاجت پرداخته واز پذيرش حق امتناع ورزيدند با مباهله به مقابله برخيزند و در برابر دشمنان عنود، خود را عاجز و درمانده نشان ندهند . به همين سبب اين شيوه در ميان مسلمانان رايجبود .
هنگامي که در بامداد روز عاشورا يکي از دشمنان امام حسين عليه السلام به نام يزيد بن مقعل به صحنه نبرد آمد، برير از سوي امام مامور مقابله با وي شد . او خطاب به برير گفت: اي برير بن خضير، کار خدا را چگونه ميبيني؟ برير گفت: به خدا سوگند براي من خوب است اما براي تو بد!
- چرا دروغ گفتي، تو که در گذشته دروغگو نبودي، آيا به ياد داري که از عثمان بد ميگفتي و معاويه را، گمراه و گمراه کننده ميدانستي؟! و علي بن ابي طالب را امام برحق ميشمردي؟!
- آري شهادت ميدهم که عقيده من همان است و گواهي ميدهم که تو از گمراهان هستي، آيا حاضري در اين زمينه مباهله کنيم و لعنتخدا را بر دروغگو قرار دهيم و قبل از مبارزه از خدا بخواهيم که آنکه حق است فرد گمراه و دروغگو را بکشد؟! هنگامي که يزيد بن مقعل مباهله را پذيرفت آنان در پيشگاه دو لشگر به مباهله پرداخته و دستبه نفرين برداشتند . سپس مبارزه را آغاز کردند، بعد از اندکي زد و خورد برير بن خضير که با ارادهاي آهنين و ايماني راسخ به دفاع از حضرت سيدالشهدا عليه السلام قيام کرده بود با ضربتشمشير خويش به يزيد بن مقعل پيروز شده و او را به خاک مذلت نشاند .
مباهله نه تنها در صحنههاي مبارزات اعتقادي و اصول دين کاربرد دارد بلکه در فروعات فقهي نيز بابي به همين نام وضع شده است که مربوط به اختلافات و مشکلات خانوادگي است.
اين نوع مباهله که مورد بحث فقهاي اسلامي ميباشد در متون فقهي به نام باب «لعان» معروف است . اساسا مباهله نوعي نفرين طرفيني است و اين گذشته از اينکه در سطح عمومي با غير مسلمانان انجام ميشود . در مسائل خصوصي و خانوادگي نيز اگر کار به منازعه ومشاجره بکشد يکي از راهکارهاي آن مباهله ميباشد . هنگامي که مردي همسرخويش را به عمل نامشروع متهم کند و يا بخواهد فرزندي را از خودش نفي کند از مباهله و ملاعنه استفاده ميشود . مبناي اين نوع مباهله در آيات 6 تا 10 سوره نور است و شرايط و کيفيت آن نيز در منابع فقهي آمده است .

پي نوشت:
1) خالد بن وليد قبل از صلح حديبيه و در سال ششم هجري به همراه عمرو بن عاص مسلمان شد . پدر او وليد بن مغيره يکي از بزرگان و متنفذان قريش بود . او در موارد متعددي فرماندهي لشکر اسلام را به عهده ميگرفت و بعدها به عنوان يکي از کشورگشايان مسلمان مطرح گرديد . برخي از اعمال نارواي وي موجب شد که او به عنوان فردي خشن، ضعيف الايمان، مخالف اهل بيت عليهم السلام، خودخواه و هواپرست، شناخته شود . قتل عام قبيله بني خزيمه در يمن، شرکت در هجوم به خانه فاطمه زهرا عليها السلام، کشتن مالک بن نويره و تعرض به ناموس وي بخاطر مخالفتبا ابوبکر، پذيرش دستور ابابکر در کشتن علي عليه السلام (که بعدا ابوبکر پشيمان شد)، نمونه هايي از سابقه ننگين وي را نشان ميدهد . او در سال 21 ه . ق در زمان خلافت عمر درگذشت . عبدالرحمن بن خالد از فرزندان وي بود که در جنگ صفين با علي عليه السلام جنگيد و مهاجر بن خالد فرزند ديگر او بود، که بر خلاف برادرش در جبهه حق از علي عليه السلام دفاع کرد.
2) مکاتيب الرسول، ج2، ص502 .
3) آل عمران/59 .
4) آل عمران/61 .
5) از منظر قرآن نوعي ماليات است که بايد اهل کتاب، به رهبر مسلمانان بپردازند و در مقابل، در سايه حکومت اسلامي، جان و مال آنان محترم بوده و با امنيتخاطر و آسايش کامل زندگي ميکنند . خداوند متعال در قرآن ميفرمايد:
«قاتلوا الذين لا يؤمنون بالله ولاباليوم الاخر ولا يحرمون ما حرم الله ورسوله ولا يدينون دين الحق من الذين اوتوا الکتاب حتي يعطوا الجزية عن يد و هم صاغرون.»
«با کساني از اهل کتاب که نه به خدا و نه به روز جزا ايمان دارند، و نه آنچه را که خدا و رسولش تحريم کرده حرام ميشمرند و نه آيين حق را ميپذيرند، پيکار کنيد تا زماني که با خضوع و تسليم جزيه را با دستخود بپردازند. » (توبه/29)
6) الميزان، ج3، ص250; جلوه هائي از نور قرآن، ص115 .
7) شيخ مفيد، ارشاد، ج1، ص170 .
8) ابن عساکر، تاريخ مدينه دمشق، ج42، ص313; الرياض النضره، ج2، ص218؛قوشچي، شرح تجريد، ص338 . و از منابع شيعه، فتال نيشابوري، روضه الواعظين، ص128 .
9) طرحهاي آموزشي نهج البلاغه، ص11 .
10)تفسير امام عسکري، ص660; الامام علي عليه السلام ص285 .
11) الصوائق المحرقه، ص93 .
12) مناقب آلابي طالب، ج2، ص145 .
13) تفسير کشاف، ج1، ص433 .
14) صحيح مسلم، باب فضائل الصحابه.
15) ارشاد، ج1، ص158 .
16) انفال/12 .
17) تفسير فخر رازي، ذيل آيه مباهله (آل عمران/61).
18) تفسير فخر رازي، ذيل آيه (آل عمران/61).
19)تفسير مجمع البيان، ذيل آيه مباهله.