پاسخ به:عید مباهله
چهارشنبه 10 آذر 1389 5:04 PM
مباهله، داستان مقابله نور با ظلمت، غلبه سپيدي بر تاريکي و رويارويي عدهاي سايهنشين با ستارگان خلقت بود. سيطره توحيد بر تثليث، چيرگي معنويت نبوي بر وسوسههاي خنّاسان و اوهام شکّاکان، شکسته شدن هيبت منکران و خضوع باطل در برابر حق، در روز مباهله ظهور يافت. مباهله، شکوه عظمت و کبريايي خداوند در اثبات حقانيت رسول اکرم صلياللهعليهوآله و درخشش نور الهي در وجود پاکترين و برترينانسانها بود؛ همان کساني که قرآن درباره آنان فرمود: «خداوند ميخواهد پليدي و ناپاکي را از شما اهل بيت دور کند و کاملاً شما را پاک سازد» و به راستي مباهله، حقيقتي هميشگي است.

معناي مباهلهمباهله از نظر ريشه لغوي، از ماده بَهل به معناي رها کردن و تخليه نمودن، و ابتهال در دعا، به معناي تضرع، خلوص و واگذاري کار به پروردگار متعال است. مباهله از نظر مفهوم متداول، خالي کردن درون و ترک نفس براي کسب خلوص و توجه کامل به سوي خداوند و درخواست لعن خدا براي دروغگو ميباشد؛ يعني وقتي استدلالات منطقي سودي نداشت، دو طرف در يکجا جمع ميشوند و به درگاه خدا تضرع ميکنند تا دروغگو را رسوا سازد و مجازات کند.

دعوت به اسلامپيامبر گرامي اسلام صلياللهعليهوآله هيچ گاه از تبليغ دين اسلام و رساندن پيام نجات بخش توحيد به گوش جهانيان دريغ نورزيد. حتي هنگامي که سوگ وفات فرزندش ابراهيم، قلب لطيف وي را غمگين ساخته بود، در راستاي نامه نگاري با سران دولتها و مراکز مذهبي جهان، نامهاي به اسقف نجران، «ابوحارثه» نوشتند و طي آن نامه، وي و ساکنان نجران را به آيين اسلام دعوت فرمودند. مضمون نامه پيامبر چنين است: «به نام خداي ابراهيم و اسحاق و يعقوب. اين نامهاي است از محمد، پيامبر خدا به اسقف نجران.خداي ابراهيم و اسحاق و يعقوب را حمد و ستايش ميکنم و شما را از پرستش بندگان به پرستش خدا دعوت ميکنم. از ولايت بندگان خدا خارج شده، در ولايت خدا وارد شويد. اگر دعوت مرا نپذيرفتيد، بايد به حکومت اسلامي ماليات و جزيه بپردازيد، در غير اين صورت، به شما اعلام خطر ميشود». بخش با صفاي نجران، با هفتاد دهکده تابع خود، در نقطه مرزي حجاز و يمن قرار گرفته و در آغاز طلوع اسلام، اين نقطه تنها منطقهمسيحينشين حجاز بود که از بتپرستي دست کشيده و به آيين مسيح گرويده بودند.

تقديم نامههنگامي که سفيران پيامبر اکرم صلياللهعليهوآله وارد نجران شده و نامه دعوت به اسلام ايشان را به اسقف آن جا دادند، وي نامه را با دقت خواند و براي تصميمگيري، شورايي تشکيل داد. يکي از اعضاي شورا که به عقل و درايت معروف بود، گفت: ما مکرر از پيشوايان مذهبي شنيدهايم که روزي منصب نبوت، از نسل اسحاق فرزند حضرت ابراهيم، به فرزندان اسماعيل انتقال خواهد يافت. هيج بعيد نيست «محمد» که از اولاد اسماعيل است، همان پيامبر موعود باشد. در نهايت، شورا نظر داد گروهي به عنوان هيأت نمايندگي نجران، به مدينه بروند تا ازنزديک با پيامبر اسلام تماس گرفته و دلايل پيامبري ايشان را مورد بررسي قرار دهند. شصت نفر از داناترين مردم نجران براي اين کار برگزيده شدند که در رأس آنان، سه تن پيشواي مذهبي به نامهاي زير قرار داشت:
1- ابوحارثة بن علقمه، اسقف اعظم نجران و نماينده رسمي کليساهاي روم در حجاز؛ 2. عبدالمسيح رئيس هيأت نمايندگي که به عقل و تدبير معروف بود؛ 3. اَيهَم فردي کهنسال و يکي از شخصيتهاي محترم مردم نجران.
