0

عید مباهله

 
hemmatmehdi
hemmatmehdi
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 824
محل سکونت : تهران

پاسخ به:عید مباهله
چهارشنبه 10 آذر 1389  4:48 PM

 آغاز مباهله

وقتي آنان از جواب فروماندند، پيامبر صلي الله عليه و آله بار ديگر آنان را به اسلام دعوت کرد و آنها براي رهايي خويش تظاهر به اسلام کرده و گفتند: «ما مسلمان شديم .» پيامبر صلي الله عليه و آله فرمود: نه! دروغ مي‏گوييد و شما را علاقه به صليب موهوم عيسي عليه السلام و شراب خواري و خوردن گوشت‏خوک مانع مي‏شود که قلبا دين حق را بپذيريد!

چون آنها از پذيرش حق سرباز زدند، در همان لحظه آيه مباهله نازل شد که: «فمن حاجک فيه من بعد ما جاءک من العلم فقل تعالوا ندع ابناءنا وابناءکم ونساءنا ونساءکم وانفسنا وانفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنت الله علي الکاذبين‏»؛(4)«هرگاه بعد از دانشي که (درباره مسيح) به تو رسيده، کساني با تو به مجادله و ستيز برخيزند، بگو: بياييد ما فرزندان خود را دعوت کنيم، شما هم فرزندان خود را، ما زنان خويش را دعوت نمائيم، شما هم زنان خود را، ما از جانهاي خود دعوت مي‏کنيم شما هم از جانهاي خود; آنگاه مباهله کنيم و لعنت‏خدا را بر دروغگويان قرار دهيم. »

نصاراي نجران بعد از شنيدن اين آيه، گفتند: اين کاري منصفانه است و بعد از قرار گذاشتن وقت مباهله، براي کسب آمادگي به منازلشان رفتند . در جلسه‏اي که مسيحيان نجران تشکيل دادند، بزرگ آنان به سايرين گفت: اگر محمد، فردا با عده‏اي از ياران و اصحابش براي مباهله آمد، ما هم با او مباهله مي‏کنيم و او قطعا پيامبر خدا نيست؛اما اگر با خاندانش براي مباهله حضور يافت، ما نبايد به اين کار دست‏بزنيم; زيرا اگر او خاندان نزديکش را براي اين کار انتخاب کند و حاضر شود آنها را فدا نمايد، حتما او پيامبر است و در ادعايش راستگو است .

صبح روز بعد، نصاراي نجران آمدند و در محل مقرر ايستادند و منتظر ورود پيامبر صلي الله عليه و آله بودند . ناگهان مشاهده کردند که حضرت رسول اکرم صلي الله عليه و آله کودکي را در آغوش گرفته و دست کودکي ديگر را در دست دارد و زن و مردي پشت‏سر او قدم برمي‏دارند و با شکوه و جلال و هيبت معنوي خاصي به پيش مي‏آيند.

در آن حال پيامبر به همراهانش توصيه فرمود که من هرگاه نفرين کردم، آمين بگوييد.

روحانيون نجران از گروه زيادي از انصار و مهاجرين که براي تماشاي مباهله آمده بودند، سؤال کردند: اينها چه نسبتي با محمد صلي الله عليه و آله دارند؟ آنان پاسخ دادند: آن مرد علي بن ابي طالب، داماد اوست و آن زن فاطمه، دخترش مي‏باشد و آن دو کودک حسن و حسين، فرزندان فاطمه و علي هستند .

 

 

روحانيون نصارا با ديدن اين منظره خود را باخته و نگران شدند; به طوري که رئيس آنان گفت: من عذاب را در چند قدمي خود احساس مي‏کنم; زيرا او به راه خود ايمان راسخ دارد، وگرنه هيچ گاه فردي که در کار خود ترديد داشته باشد، عزيزان و نور چشمان خود را در معرض عذاب الهي قرار نمي‏دهد . اگر با اين وضع دست‏به نفرين برداريم، تمام ما نابود خواهيم شد و تا روز قيامت‏يک نفر نصراني روي زمين باقي نخواهد ماند و نام کليسا از حافظه تاريخ محو خواهد شد.»

آنان عاجزانه عرضه داشتند: اي ابوالقاسم! ما مباهله نمي‏کنيم، تو دين خود را داشته باش و اجازه بده ما هم به دين خود باقي بمانيم .

پيامبر صلي الله عليه و آله فرمود: نه . اگر حاضر به مباهله نيستيد، مسلمان شويد. اسقف گفت: نه! مسلمان نمي‏شويم و چون توانائي جنگ نداريم، مانند ساير اهل کتاب جزيه(5) مي‏دهيم . پيامبر صلي الله عليه و آله پذيرفت و مصالحه نمود.(6)

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها