پاسخ به:عید مباهله
چهارشنبه 10 آذر 1389 4:58 PM
قويترين دليل بر فضليت اصحاب کساء
نظر به اهميت اين رويداد در تاريخ اسلام، بديهي استبايدافرادي در آن شرکت کنند که از شايستگي کافي برخور دار باشند;زيرا اين رخداد در تاريخ دين اسلام ثبتخواهد شد. به همين جهت،پيامبر بزرگوار اسلام از ميان کسان و اصحاب خود تنها چهار تنرا انتخاب کرد که عبارتند از: حضرت علي بن ابيطالب، حضرتزهرا، امام حسن و امام حسين(عليهم السلام).
از عايشه چنين نقل شده است:
روز مباهله پيامبر اسلام چهار تن همراهان خود را زير عباي مشکيوارد کرد و اين آيه را خواند: «انما يريدالله ليذهب عنکمالرجس اهلالبيت و يطهرکم تطهيرا».
زمخشري ميگويد: سرگذشتمباهله و مفاد آيه آن قويترين دليل بر فضليت اهل کساست.

نکات مهم آيه مباهله:
1- مفسران و محدثان شيعه و سني تصريح کردهاند که آيه مباهلهدر حق اهل بيت پيامبر نازل شده و پيامبر تنها فرزندانش حسن وحسين و دخترش فاطمه و پسرعمش علي(ع)را به ميعادگاه برد.بنابراين، منظور از «ابنائنا» در آيه منحصرا حسن و حسين(ع)هستند. ابوبکر رازي ميگويد: اين آيه دليل است که حسنين پسرانرسول خدا(ص)هستند و فرزند دختر هم حقيقتا فرزند انسان است.همانطور که منظور از «نسائنا» فقط فاطمه(س) است. و نيز مراداز «انفسنا» فقط علي(ع) است، زيرا خود پيامبر که نميتواندمراد باشد; چون او دعوت کننده است و معني ندارد که انسان خودرا دعوت کند، هميشه داعي غير از مدعو است; پس حتما مراد شخصديگري غير از نبي اکرم است. پس حتما اشاره به علي(ع) است.زيرا هيچ کس نگفته جز علي و فاطمه و حسنين کسي در مباهله شرکتداشته است. اين مطلب بر علو مکان وي و درجهاي که هيچ کس به آنراه نيافته، بلکه به نزديک آن هم نرسيده است، دلالت دارد.
پيامبر به بريده اسلمي فرمود:اي بريده علي را دشمن مدار که او از من است و من از اويم.مردم از درختهاي متفرق خلق شدهاند و من و علي از يک درختآفريده شدهايم.
مرحوم قاضي نورالله شوشتري، در جلد سوم احقاقالحق، ميگويد: مفسران در اين مساله اتفاق نظر دارند که«ابنائنا» اشاره به حسن و حسين و «نسائنا» اشاره بهفاطمه(س) و «انفسنا» اشاره به علي(ع) است. سپس در پاورقيهمين کتاب نام شصت نفر از بزرگان اهل سنت را نقل ميکند کهگفتهاند: آيه مباهله در مورد اهل بيت(عليهم السلام) نازل شدهاست. از جمله شخصيتهايي که اين مطلب از آنها نقل شده عبارتنداز:
1- مسلم در کتاب صحيح، ج 2، ص 448.
2- احمد بن حنبل در مسند، ج 1، ص 185.
3- حاکم در مستدرک، ج3، ص 150.
4- واحدي نيشابوري در اسباب النزول، ص 68.
5- ابن اثير در جامع الاصول، ج9، ص 470.
6- ابن جوزي در تذکرهالخواص، ص23.
7- زمخشري در کشاف، ج 1، ص 370.
8- ابن حجرعسقلاني در الاصابه، ج 2، ص509.
9- ابن صباغ مالکي در فصول المهمه، ص 120.
10- قرطبي در الجامع لاحکام القرآن، ج 4، ص 140.
در کتابهاي روايي شيعه نيز اين مساله جايگاهي خاص دارد. تنهابه يک نمونه از آن اکتفا ميکنيم.
امام رضا(ع) در جلسه بحثي که در دربار مامون تشکيل شده بود،فرمود: خداوند پاکان بندگان خود را در آيه مباهله مشخص ساختهاست...; اين مزيتي است که هيچ کس در آن بر اهلبيت(عليهمالسلام) پيشي نگرفته; فضليتي است که هيچ انساني به آن نرسيده وشرفي است که قبل از آن هيچ کس از آن بر خور دار نبوده است.
آيه مباهله جز معرفي نزديکتر افراد به رسول گرامي(ص) حاويپيامهاي ديگري است که فهرست وار اشاره ميشود:
1- استمداد از غيب بعد از به کارگيريي تواناييهاي عادي.
2- زن و مرد دوشادوش هم و در کنار همديگر مطرحند.
3- اگر انسان به هدف خود ايمان داشته باشد حاضر استحتي خودو نزديکترين بستگانش را در معرض خطر قرار دهد.
4- در دعا کردن آنچه مهم است انگيزهها و شخصيتهاست نه تعدادو کثرت جمعيت.
5- در مجالس دعا بايد کودکان را شرکت داد.
6- کسي که منطق و استدلال و معجزه او را تسليم به پذيرش حقنميکند بايد تهديد به نابودي شود.
7- دعا آخرين برگ برنده و سلاح مومن است.
8- استدلال را بايد پاسخ داد، ولي مجادله و لجاجت را بايدسرکوب کرد.
9- اگر شما محکم بايستيد، دشمن به دليل باطل بودن عقب نشينيميکند.
10- قوام و اساس دين به خاطر همين چند نفر است و گرنهپيامبر(ص) ميتوانستخود شخصا نفرين کند.






خدا و پيامبر(ص) با اين عمل به همه ما ميفهماند که اين افرادياران و نزديکان رسول خدا(ص) در دعوت به حق و هدف او هستند وهمراه او آماده استقبال از خطر بوده، ادامه دهنده حرکت اويند.
