پاسخ به:بانک مقالات جغرافیا
| 2 : تحقيقات جغرافيايي پاییز و زمستان 1379; 15(4-3 (پیاپی 59-58)):43-57. |
| |
| ديدگاههاي نظري «چپ» و «راست» در مديريت زمينهاي شهري و نتايج عملي آن |
| |
| مولازاده سيدمحمدعلي* |
| |
| * دانشگاه شهید چمران اهواز |
| |
|
مساله زمینهای شهری در شرایط رشد فزاینده اقتصادی و توسعه تکنولوژی که موجب توسعه بی سابقه شهرها و جمعیت شهری در دنیا عموما و در کشورهای جهان سوم خصوصا گردید، امروزه بصورت مساله حاد و فوتی در آمده است. صاحبنظران بر این عقیده هستند که وسعت و جمعیت شهرهای جهان سوم در مدت کوتاهی دو برابر گردیده و این رشد سریع تاثیرات مهمی بر عرضه زمین شهری و تقاضا برای آن بر جای گذاشته است.
به همین دلیل تحت کنترل در آوردن زمین، این منبع حیاتی بشر که دو ویژگی مضاعف (عرضه تولید و کالا بودن در آن واحد) را دارد، اهمیت ویژه ای پیدا کرده است. اما سوال اینجاست که چه نوع کنترلی و توسط چه کسی؟ آیا زمین باید در ید دولت باشد و یا بخش خصوصی؟ اگر دولت کنترل کند آن وقت چه تضمینی وجود دارد که دولت بهتر از بخش خصوصی عمل نماید؟ زیرا نقشی که زمین در عرصه های مختلف اقتصاد سرمایه داری خصوصا رابطه مالکیت زمین، ارزش افزوده و فرآیندهای انباشت سرمایه، دارد سبب گردیده که زمین همیشه به عنوان منبع اولیه ثروت و شاخص پرستیژ اجتماعی به حساب آید و آنکس که زمین را در اختیار دارد می تواند سیاست ارضی آینده شهرها را رقم بزند.
لذا هدف اولیه این مقاله به بحث کشیدن مساله اداره زمین شهری در دو عالم نظری و عملی که در این رابطه سیاست 5 کشور با اقتصاد متفاوت مورد بررسی قرار می گیرد تا نظرات موافقین و مخالفین در خصوص کنترل و مالکیت خصوصی و یا عمومی زمین و نتایج عملی آن ارزیابی شود.
در پایان بر اساس مواجه با مسائل حادی که در این مقاله ذکر آن رفت این سوال مطرح می شود که چه سیاستهایی، برنامه هایی و یا نحوه کنترلی در مقابله با این مسایل باید بکار بست؟
بنابراین برای پایه گذاری سیاستی معین، درک محتوای برنامه ریزی کاربردی زمین و دانستن رابطه متقابل بازار آزاد و دخالت دولت از ضروریات است.
|
| |
| كليد واژه: |
| |
 |
|
نسخه قابل چاپ
|
پنج شنبه 7 اردیبهشت 1391 10:07 AM
تشکرات از این پست