پاسخ به:بانک مقالات علوم اجتماعی
| 4 : رفاه اجتماعي زمستان 1381; 2(6):43-53. |
| |
| سرمايه اجتماعي بستري براي ارتقاي سلامت روان |
| |
| بهزاد داوود* |
| |
| |
|
اين مقاله نگاهي دارد به يكي از مهمترين نهادهاي مردمي كه در جامعه مدني شكل مي گيرد، ليكن براي سهيم شدن در قدرت، حداقل در سطوح مياني، مي كوشد و در فرجام به نهادي بينابيني بدل مي گردد. اين نهادها از آن روي بينابيني است كه يك پاي در حكومت دارد و پاي ديگر در جامعه بدني. لذا شورا نماد عرصه توافق است. شورا محل جمع بندي و يك كاسه كردن هزاران تقاضاي پراكنده شهرونداني است كه با آراي خود به اين نهاد سراسري جان بخشيده اند. مفهوم سراسري در اينجا به معناي جغرافيايي يا مكاني به كار نرفته است، بلكه از آن معنا و بار سياسي مستفاد مي شود. يعني گر چه هم شهروندان و هم افرادي كه به وسيله آنها با عضويت شورا نايل مي گردند، مي توانند و حق دارند، ديدگاه هاي سياسي گوناگوني داشته باشند (در بسياري از موارد احزاب سياسي، نمايندگان خود را معرفي مي نمايند و براي پيروزي آنان گاه به جان مي كوشند. از اين رو ممكن است تمامي اعضاي شورا يا شوراها تماما عضو يك حزب سياسي باشند يا در حالت ديگر اكثر اعضاي آن در حزبي مفروض و اقليت آن در حزب ديگر عضو باشند.) اما مهم آن است كه در زمان عضويت و فعاليت در شورا تمايلات حزبي و جناحي خود را دخالت ندهند. زيرا شورا پس از شكل گيري، به تمامي شهروندان (با هر گرايشي) تعلق دارد. در بسياري از كشورها، عضويت در شوراها كاملا حزبي است، اما حزب پيروز با انجام صحيح وظايف در قبال تمامي شهروندان، براي حزب خود تبليغ مي كند تا در انتخابات بعدي مجددا برگزيده شود. اين است معناي شورا به عنوان نهادي سراسري.
پس موضوع اصلي مقاله مرور معنا، ماهيت، زايش و رويش اين نهاد مردمي، يعني شوراست. در پايان كوشش خواهد شد تا به كاستي ها و مشكلات شورا در ايران نظر افكنده و به برخي از دلايل كاستي هاي ياد شده اشاره و تا حد امكان راه هاي برون رفت از مشكلات فرا روي شورا بر شمرده شود. تمامي اين حرف و حديث ها فقط براي تحقق آرزويي كه ديگر آرزوي جوانانه نيز به حساب نمي آيد، طرح مي گردد و آن بهروزي سرزميني است كه در آن زاده شده و باليده ايم و بدان سخت مديونيم، ديني كه هرگز ادا نخواهد شد.
|
| |
| كليد واژه: |
| |
 |
|
نسخه قابل چاپ
|
یک شنبه 10 اردیبهشت 1391 3:45 PM
تشکرات از این پست