0

مقالات روانشناسی

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات روانشناسی

 3 : مجله روانشناسي بهار 1384; 9(1 (پياپي 33)):34-50.
 
بررسي رابطه بين تحريك جويي و رفتار رانندگي بر خطر
 
گودرزي محمدعلي,شيرازي مليحه
 
 
 هدف مطالعه حاضر بررسي رابطه بين تحريک جويي و رفتار رانندگي پرخطر بود. گروه نمونه متشکل از 120 مرد (ميانگين سني=30.9) بود که به طور داوطلبانه در اين پژوهش شرکت کردند. به منظور اندازه گيري ميزان تحريک جويي داوطلبين از "مقياس تحريک جويي زاکرمن" و به منظور سنجش رفتار رانندگي آنها از "پرسشنامه عادات رانندگي منچستر" استفاده شد. نتايج نشان داد که نمره کلي تحريک جويي و سه خرده مقياس هاي آن (تجربه جويي، هيجان طلبي و تنوع طلبي) با رفتارهاي رانندگي پرخطر (لغزش ها، خطاها و تخلفات رانندگي) همبستگي مثبت و معني دار دارد. همچنين، افراد داراي تحريک جويي کم، نسبت به افراد داراي تحريک جويي زياد، سرعت رانندگي خود را در يک شرايط ايده آل بيشتر تخمين زدند. با وجود اين، ميزان تصادفات افراد داراي تحريک جويي زياد نسبت به افراد داراي تحريک جويي کم تفاوت معني داري با يکديگر نداشت، ولي افرادي که تصادفات بيشتري داشتند نسبت به آنها که تصادفي نداشتند از لحاظ رفتارهاي نادرست رانندگي، نمره بالاتري را کسب کردند و بيشتر توسط پليس متوقف و جريمه شده بودند يا گواهينامه شان توقيف شده بود. نتايج اين تحقيق نشان مي دهد که به وسيله سازه تحريک جويي مي توان رفتارهاي رانندگي پرخطر وسرعت زياد را پيش بيني کرد. بنابراين، به نظر مي رسد يکي از اهداف پليس در جهت کاهش رفتارهاي رانندگي پرخطر، بايد شناخت افراد تحريک جو و نحوه برخورد با آنها باشد.
 
كليد واژه: تحريك جويي، رفتار رانندگي، تصادف رانندگي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 18 اردیبهشت 1391  11:04 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات روانشناسی

 4 : مجله روانشناسي بهار 1384; 9(1 (پياپي 33)):51-66.
 
برسي اثر بخشي مشاوره گروهي به شيوه شناختي، بر تغيير نگرش نسبت به تحصيل
 
كشاورز غلام رضا,باغبان ايران,فاتحي زاده مريم السادات
 
 
 پژوهش حاضر، به منظور "بررسي اثربخشي مشاوره گروهي به شيوه شناختي بر تغيير نگرش دانش آموزان نسبت به تحصيل" انجام گرفت. براي انجام پژوهش 24 نفر دانش آموز که در مقياس نگرش نسبت به تحصيل نمره پاييني کسب کرده بودند، به صورت تصادفي چند مرحله اي از بين جامعه آماري پژوهش، انتخاب و به صورت تصادفي در دو گروه آزمايش (12 نفر) و گواه (12 نفر) جايگزين شدند. ابزار پژوهش، مقياس نگرش نسبت به تحصيل بود. روش پژوهش، نيمه تجربي و از نوع پيش آزمون- پس آزمون با گروه آزمايش و گواه بود. گروه آزمايش، شش جلسه، برنامه مشاوره گروهي به شيوه شناختي دريافت کردند، ولي گروه گواه، هيچ برنامه اي دريافت نکردند. نتايج آزمون مانوا نشان داد که، مشاوره گروهي به شيوه شناختي، بر تغيير نگرش نسبت به تحصيل، تغيير علاقه و انگيزش تحصيلي، تغيير نگرش نسبت به فعاليتهاي علمي و تغيير ادراک از هنجارهاي اجتماعي مرتبط با تحصيل دانش آموزان، موثر است. اين نتايج بيانگر اين مطلب است که، ارائه خدمات مشاوره اي بصورت گروهي و به شيوه شناختي، بر تغيير نگرش دانش آموزان نسبت به تحصيل موثر است.
 
كليد واژه: مشاوره گروهي، شناخت درماني، نگرش، نگرش نسبت به تحصيل، دانش آموزان.
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 18 اردیبهشت 1391  11:04 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات روانشناسی

 5 : مجله روانشناسي بهار 1384; 9(1 (پياپي 33)):67-81.
 
بررسي الگوي انگيزشي يادگيري رياضي در دانش آموزان ابتدائي
 
خوش بخت فريبا,خير محمد
 
 
 هدف از پژوهش حاضر فرض و آزمون "الگوي انگيزشي يادگيري رياضي در دانش آموزان ابتدايي" بود. با بررسي تحقيقات پيشين، در اين پژوهش الگوي انگيزشي ارائه گرديد که داراي سه دسته متغير بود. 1. متغيرهاي برون زاد شامل: الف) جهت گيري انگيزشي والدين (با چهار بعد رفتارهاي شمولي مادر، حمايت مستقلانه مادر، رفتارهاي شمولي پدر و حمايت مستقلانه پدر) که توسط "مقياس ادراک کودک از والدين" مورد اندازه گيري قرار گرفت. ب) جهت گيري انگيزشي معلمان در قبال دانش آموزان (با ابعاد مهار بالا، مهار متوسط، حمايت مستقلانه متوسط و حمايت مستقلانه بالا) که با "مقياس پرسشنامه انگيزشي معلمان در کلاس" ارزيابي گرديد. 2. متغير ميانجي، انگيزش دانش آموز (با ابعاد انگيزش بيروني، انگيزش درون فکني شده، انگيزش همانند سازي شده و انگيزش دروني) مي باشد. اين متغير با استفاده از "پرسشنامه يادگيري خودگردان کودکان" اندازه گيري شد. و 3. يادگيري رياضي به عنوان متغير درون زاد در نظر گرفته شد. روايي و اعتبار هر سه مقياس محاسبه گرديد. نمونه پژوهش حاضر مشتمل بر 148 دانش آموز و 60 معلم کلاس چهارم و پنجم مقطع ابتدايي شهر شيراز است. آزمون الگو، با استفاده از روش آماري تحليل مسير، نشان داد که جهت گيري انگيزشي مادر ( و نه پدر) و معلمان در قبال دانش آموزان به عنوان دو منبع اجتماعي مهم، بر نوع انگيزش دانش آموز تاثير گذار است. به طوريکه حمايت مستقلانه معلم و مادر به شکل گيري انگيزش از نوع دروني و همانند سازي شده، و مهار معلم و رفتارهاي شمولي مادر به انگيزش بيروني و درون فکني شده دانش آموز منتهي مي شود. نوع انگيزش دانش آموز از نوع بيروني نيز بر يادگيري درس رياضي (متغير درون زاد) موثر است. همچنين رفتارهاي شمولي مادر و مهار بالاي معلم به طور غير مستقيم بر يادگيري رياضي تاثيرگذار بود.
 
كليد واژه: الگوي انگيزش يادگيري رياضي، جهت گيري انگيزشي، انگيزش دروني، انگيزش درون فكني شده، انگيزش همانند سازي شده، انگيزش بيروني، نظريه خود مختاري.
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 18 اردیبهشت 1391  11:05 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات روانشناسی

 6 : مجله روانشناسي بهار 1384; 9(1 (پياپي 33)):82-100.
 
تعيين روايي و اعتبار آزمون آگاهي واج شناختي
 
سليماني زهرا,دستجردي كاظمي مهدي
 
 
 

نتايج تحقيقات بي شمار به رابطه بين آگاهي واج شناختي و خواندن اشاره مي کنند. با توجه به اهميت موضوع آگاهي واج شناختي هنوز آزموني استاندارد شده که بتواند اين مهارت را بسنجد در زبان فارسي وجود ندارد. با توجه به اين که قبل از هنجاريابي يک آزمون نياز به تعيين روايي و اعتبار آن است، در اين پژوهش هدف اصلي تعيين "روايي و اعتبار آزمون آگاهي واج شناختي" سليماني (1379) مي باشد. آزمون مورد نظر بر روي 203 کودک (101 دختر و 102 پسر) در گروه هاي سني 4 تا 7 سال و يازده ماه اجرا شد. اين کودکان از سه حوزه شمال، مرکز و جنوب تهران به طور تصادفي انتخاب گرديدند. روش انتخاب آنها به صورت روش نمونه گيري خوشه اي چند مرحله اي از ميان مراکز پيش دبستاني و دبستاني بود. اين کودکان از نظر هوشي، رفتاري، شنوايي و زباني بررسي گرديدند و در صورت نبودن مشکل در جنبه هاي فوق، از آنها "آزمون آگاهي واج شناختي" گرفته شد. براي بررسي اعتبار آزمون آگاهي واج شناختي از آزمون آماري ضريب آلفاي کرونباخ استفاده گرديد که نتايج، حاکي از اعتبار بالاي آزمون است. در روايي ملاک ضريب همبستگي آزمون آگاهي واج شناختي با خرده آزمون هاي تمايز گذاري و تحليل واجي آزمون رشد زبان محاسبه شد که در سطح 0.001>pمعني دار بود و همچنين از طريق تحليل واريانس يک طرفه و آزمون تعقيبي توکي مشخص گرديد که اين آزمون توانايي تمايز گذاري بين گروه هاي سني مختلف را دارد. در توانايي تمايز کودکان نارساخوان از کودکان طبيعي به کمک اين آزمون، از طريق آزمون آماري تي، مقايسه دو ميانگين مستقل نشان مي دهد که کودکان نارساخوان از کودکان بهنجار در آزمون آگاهي واج شناختي ضعيف تر هستند. بر اساس نتايج تحليل عاملي هم مي توان اظهار نمود که آگاهي واجي، مهارت اصلي آزمون آگاهي واج شناختي و بعد به ترتيب آگاهي درون هجايي و آگاهي هجايي مي باشند.

 
كليد واژه: آگاهي واج شناختي، اعتبار، روايي، آگاهي واجي
 
 
 
 
دوشنبه 18 اردیبهشت 1391  11:05 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات روانشناسی

 

 1 : مجله روانشناسي زمستان1383; 8(4 (پیاپی 32)):322-336.
 
رابطه سبك هاي حل مساله با سلامت عمومي
 
محمدي نوراله*
 
* دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه شیراز
 
 

هدف از اين مطالعه، بررسي رابطه «سبک هاي حل مسئله» سازنده و غيرسازنده با «سلامت عمومي» بوده است. به همين منظور، يک گروه نمونه 113 نفري از دانشجويان دختر دانشکده هاي مختلف دانشگاه شيراز؛ شامل، علوم تربيتي و روانشناسي، علوم انساني و علوم، به صورت تصادفي انتخاب شدند. تمام آزمودني ها به «سياهه سبک هاي حل مسئله» و «پرسشنامه سلامت عمومي» پاسخ دادند. در اين تحقيق، از روش آماري تحليل رگرسيون چندگانه، به منظور تحليل داده ها استفاده شد که نتايج زير را در پي داشت: 1. از بين سبک هاي حل مسئله، درماندگي، خلاقيت و مهارگري، به ترتيب بهترين پيش بيني کننده نارساکنش وري اجتماعي به حساب آمده اند. 2. سبک هاي حل مسئله درماندگي و خلاقيت، مهمترين پيش بيني کننده افسردگي هستند. 3. مهارگري در حل مسئله، پيش بيني کننده اضطراب و نشانه هاي جسماني بوده است. 4. درماندگي، اعتماد در حل مسئله و خلاقيت، سلامت عمومي را تبيين مي کنند. در مجموع نتايج اين تحقيق، نشان داده اند که سبک هاي حل مسئله نقش مهمي در تامين تندرستي و رواندرستي رواني ايفا مي کنند.

 
كليد واژه: سبك هاي حل مسئله، سلامت عمومي، رواندرستي، تندرستي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 18 اردیبهشت 1391  11:06 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات روانشناسی

 

 2 : مجله روانشناسي زمستان1383; 8(4 (پیاپی 32)):337-359.
 
اثر بخشي آموزش انگيزش پيشرفت و تمرين حرمت خود بر تحول نظام خود در دو سطح تحول شناختي عيني و انتزاعي
 
احمدي مهرناز,منصور محمود,فتحي آشتياني علي,رسول زاده طباطبايي سيدكاظم
 
 
 

مقاله حاضر به مقايسه اثربخشي آموزش انگيزش پيشرفت و تمرين حرمت خود بر تحول فرارونده در نظام خود در آزمودني هاي متعلق به سطوح تحول شناختي عيني و انتزاعي پرداخته است. طرح پژوهش، طرح تجربي از نوع پيش آزمون – پس آزمون با گروه گواه بود. 120 نوجوان دختر بر اساس سطح تحول شناختي بر مبناي آزمون هاي نظام عملياتي پياژه در دو سطح عيني و انتزاعي انتخاب، و در هر سطح به دو گروه آزمايشي و يک گروه گواه با حجم مساوي (n=20) تقسيم شدند. براي مطالعه تحول نظام خود، مصاحبه دريافت خود، به کار بسته شد. آموزش انگيزش پيشرفت و تمرين حرمت خود به منزله روش هاي مداخله، در هر دو سطح تحول شناختي به اجرا در آمدند. داده ها بر اساس طرح هاي تحليل واريانس يکراهه، تحليل واريانس تک متغيري، تحليل واريانس رتبه اي کروسکال – واليس، و آزمون رتبه هاي علامت دار ويلکاکسن، بررسي شدند. نتايج نشان دادند که در خصوص دريافت خود عيني، روش هاي مداخله به کار بسته شده در هر دو سطح تحول شناختي، سبب تحول فرارونده در دريافت خودعيني مي شوند؛ در اين خصوص، اثربخشي تمرين حرمت خود بيشتر از آزمون انگيزش پيشرفت بود. در دريافت خودفاعلي، اثر بخشي روش هاي مداخله، بر مولفه «عامليت» در هيچ يک از سطوح تحول شناختي تاييد نشد؛ بر مولفه «پيوستگي» در هر دو سطح تحول شناختي معنادار بود؛ و بر مولفه «تمايز» فقط در سطح تحول شناختي انتزاعي، معنادار بود. به اين ترتيب، اثربخشي روش هاي مداخله بر تحول فرارونده در دريافت خودعيني، صرف نظر از سطح تحول شناختي، امکان پذير است؛ و بر تحول فرارونده در مولفه هاي خود فاعلي عموميت ندارد؛ به علاوه، مي تواند بر حسب سطح تحول شناختي، متفاوت باشد. نتايج اين پژوهش نشان مي دهند که در دوره نوجواني مداخله در نظام خود، خواه از خلال مداخله در کنش انگيزشي اين نظام و خواه از خلال گسترش بخشيدن حرمت خود، مي تواند در خدمت جبران کاستي ها در تحول خود قرار گيرد، استحکام نظام خود و کنش وري هر چه سازش يافته تر آن را امکان پذير سازد، و واجد اثر پيشگيري کننده در برابر آسيب هاي احتمالي آتي باشد.

 
كليد واژه: نظام خود، تحول خود، آموزش انگيزش پيشرفت، تمرين حرمت خود، مصاحبه دريافت خود، عمليات عيني، عمليات انتزاعي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 18 اردیبهشت 1391  11:06 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات روانشناسی

 3 : مجله روانشناسي زمستان1383; 8(4 (پیاپی 32)):360-371.
 
بررسي رابطه باورهاي خودكارآمدي بر سلامت رواني و موفقيت تحصيلي دانشجويان
 
اعرابيان اقدس,خداپناهي محمدكريم,حيدري محمود,صالح صدق پور بهرام
 
 
 

هدف پژوهش حاضر «بررسي تاثير باورهاي خودکارآمدي بر سلامت رواني و موفقيت تحصيلي دانشجويان پسر و دختر در گروههاي تحصيلي علوم تجربي، رياضي و انساني» مي باشد. در اين پژوهش که يک مطالعه علي مقايسه اي است، براي آزمون فرضيه ها، 376 دانشجوي دختر و پسر از دانشگاه «شهيد بهشتي» به صورت تصادفي طبقه اي انتخاب شدند. کليه آزمودني ها با استفاده از «مقياس خودکارآمدي عمومي شرر» و همکاران (GSES) و «فهرست سلامت رواني» (SCL-25) مورد ارزيابي قرار گرفتند. به منظور تجزيه و تحليل داده ها از آزمون t مستقل و تحليل واريانس يکراهه (ANOVA) و ضريب همبستگي پيرسن استفاده شد. نتايج بدست آمده بيانگر آن است که «باورهاي خودکارآمدي قوي» بر «سلامت رواني» دانشجويان تاثير مثبت داشته در حالي که اين باورها بر «موفقيت تحصيلي» دانشجويان موثر نمي باشد. همچنين تفاوت هاي باورهاي خودکارآمدي نمونه بررسي با توجه به «جنس» و «گروههاي تحصيلي» معنادار نيست. افزون بر اين، نتايج آشکار ساختند دانشجوياني که از سطح باورهاي خودکارآمدي قوي برخوردارند داراي «اضطراب» بيشتر ولي گروهي که باورهاي خودکارآمدي ضعيفتري دارند، «افسرده تر»، هراسناکتر و وسواسي تر از سايرين هستند. با اينکه رابطه بين باورهاي خودکارآمدي با مولفه هاي سلامت رواني نظير «اضطراب»، «افسردگي» حساسيت بين فردي، هراس و وسواس اجبار معنادار است ولي رابطه معناداري بين اين باورها با مولفه هاي روان گسسته گرايي و پارانوئيد مشاهده نگرديد.

 
كليد واژه: باورهاي خودكارآمدي، سلامت رواني، موفقيت تحصيلي، دانشجو
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 18 اردیبهشت 1391  11:06 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات روانشناسی

 4 : مجله روانشناسي زمستان1383; 8(4 (پیاپی 32)):372-388.
 
مقايسه ارتباط نگرش مذهبي و رابطه پدر فرزندي با سازگاري اجتماعي در فرزندان جانباز و عادي شهر تهران
 
خداياري فرد محمد*
 
* دانشکده روانشناسي و علوم تربيتي دانشگاه تهران
 
 

يکي از پيامدهاي «جنگ»، مجروحاني هستند که دچار صدمات جسمي، رواني و عاطفي شده اند که به نوبه خود مي تواند مشکلات رواني و رفتاري متعددي براي فرد جانباز و اعضاي خانواده وي به وجود آورد. از اين رو، بررسي و شناسايي عوامل مرتبط با سازگاري اجتماعي آنان به منظور تدوين برنامه هاي آموزشي مناسب، واجد اهميت است. هدف اصلي پژوهش حاضر تعيين ارتباط نگرش مذهبي و رابطه پدر – فرزندي با سازگاري اجتماعي فرزندان جانباز و عادي شهر تهران مي باشد. روش پژوهش پس رويدادي است و جامعه آماري شامل دانش آموزان دختر و پسر خانواده هاي جانبازان و عادي سال هاي اول تا سوم دبيرستان شهر تهران بود. نمونه آماري 480 دانش آموز را در بر مي گرفت که 240 نفر متعلق به خانواده هاي جانبازان و 240 نفر نيز مربوط به خانواده هاي عادي بودند که با روش نمونه گيري خوشه اي از مناطق شمال، جنوب، مرکز، غرب و شرق تهران انتخاب شدند. ابزار سنجش اين پژوهش «پرسشنامه هاي نحوه ارتباط پدر – فرزندي، بخش سازگاري اجتماعي» «آزمون شخصيتي کاليفرنيا»، «پرسشنامه نگرش مذهبي» بود. در اين پژوهش علاوه بر آمار توصيفي از آمار استنباطي و رگرسيون چندگانه نيز استفاده شده است. نتايج پژوهش بيانگر آن است که بين نگرش مذهبي و رابطه پدر – فرزندي با سازگاري اجتماعي همبستگي مثبت و معناداري وجود دارد. نگرش مذهبي دانش آموزان پسر فرزند جانباز نسبت به دانش آموزان پسر افراد عادي قوي تر بود، اما بين دانش آموزان دختر تفاوت معناداري مشاهده نشد. هم چنين بررسي سازگاري اجتماعي فرزندان در هر دو گروه نشان داد که رابطه پدر – فرزندي و نگرش مذهبي دانش آموزان نقش مهم و اساسي در سازگاري اجتماعي آنان دارد. در پايان، هم سويي و ناهم سويي يافته ها با پژوهش هاي پيشين مورد بحث واقع شده است.

 
كليد واژه: نگرش مذهبي، رابطه پدر – فرزندي، سازگاري اجتماعي، جانباز
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 18 اردیبهشت 1391  11:06 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات روانشناسی

 : مجله روانشناسي زمستان1383; 8(4 (پیاپی 32)):389-403.
 
بررسي تاثير روش مداخله اي حل مشكل خانوادگي بر كاهش ناسازگاري زوجين
 
احمدي نوده خدابخش,فتحي آشتياني علي,اعتمادي احمد
 
 
 

اين پژوهش با هدف «ارزيابي اثربخشي روش مداخله اي حل مشکل خانوادگي بر کاهش ناسازگاري زوجين» انجام شده است. جامعه آماري پژوهش را زوجين ساکن شهر تهران تشکيل داده اند. براي اجراي پژوهش ابتدا وضعيت سازگاري زناشويي 450 زوج که به روش نمونه گيري در دسترس انتخاب شده بودند با استفاده از «مقياس رضايت زناشويي انريچ» بررسي شد. سپس در مرحله دوم تعداد 80 زوج که داراي ناسازگاري زناشويي بودند از بين آنها انتخاب و بطور تصادفي به دو گروه آزمايشي و کنترل تقسيم شدند. آنگاه روش حل مشکل خانوادگي به مدت 15 ساعت طي 11 جلسه بر روي گروه آزمايشي اجرا شد. اطلاعات لازم براي بررسي نتايج از طريق پيش آزمون و پس آزمون پرسشنامه رضايت زناشويي انريچ و «پرسشنامه حل مشکل خانوادگي» جمع آوري شد. داده هاي تحقيق با استفاده از آزمون t گروههاي مستقل مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت. نتايج حاصل نشان داد که روش مداخله اي حل مشکل خانوادگي به ترتيب در ابعاد ارتباط دوتايي، حل تعارضات، روابط جنسي، موضوعات شخصيتي و ارتباط با اقوام و دوستان موجب کاهش ناسازگاري زناشويي مي شود. بر اساس نتايج اين تحقيق پيشنهاد مي شود مشاوران و درمانگران در کمک به زوجين، روش مداخله اي خود را بر حسب نوع ابعاد ناسازگاري انتخاب کنند.

 
كليد واژه: ناسازگاري زناشويي، مداخله، زوج درماني، حل مشكل خانوادگي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 18 اردیبهشت 1391  11:06 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات روانشناسی

 6 : مجله روانشناسي زمستان1383; 8(4 (پیاپی 32)):404-420.
 
بررسي رابطه باورهاي انگيزشي و راهبردهاي خود نظم ده دانشجويان در درس رياضي
 
سيف ديبا,لطيفيان مرتضي
 
 
 

پژوهش هاي متعدد نشان از آن داشته است که «خودنظم دهي در يادگيري» علاوه بر آگاهي از راهبردهاي متنوع و موثر يادگيري، مستلزم برخورداري از الگوهاي سازگارانه انگيزشي است. از اين رو بررسي روابط پيچيده بين باورهاي انگيزشي و راهبردهاي خود نظم ده در حوزه هاي مختلف دانش، جايگاهي ويژه در پژوهش هاي تربيتي دارد. هدف از پژوهش حاضر بررسي رابطه باورهاي انگيزشي و راهبردهاي خودنظم ده در درس رياضي بود. بدين منظور 301 دانشجوي مقطع کارشناسي (125 دختر و 176 پسر) با ميانگين سني 20 سال از دانشکده هاي مهندسي، علوم، کشاورزي و ادبيات و علوم انساني دانشگاه شيراز انتخاب شدند که همگي در کلاس هاي رياضي عمومي شرکت داشتند. انتخاب آزمودنيها به طريق خوشه اي تصادفي بود. ابزار سنجش در پژوهش حاضر گونه شماره 3 «پرسشنامه راهبردهاي انگيزشي براي يادگيري» (M.S.L.Q.) به عنوان ابزار سنجش به کار گرفته شد، که قبلا در فرهنگ ايراني مورد اعتباريابي قرار گرفته بود و نتايج نشان داد که اين پرسشنامه داراي 6 مولفه «انگيزشي» و 4 راهبرد «خودنظم ده» است. ضرائب آلفا کرونباخ براي مولفه هاي اين پرسشنامه بين 0.88 تا 0.56 به دست آمد. در مجموع يافته هاي اين پژوهش وجود رابطه بين باورهاي انگيزشي و راهبردهاي خودنظم ده در درس رياضي دانشجويان را مورد تاييد قرار داد و اين نتايج در پرتو يافته هاي مطالعات پيشين، مورد بحث قرار گرفت و از کاربردهاي تربيتي آن سخن به ميان آمد.

 
كليد واژه: باورهاي انگيزشي، راهبردهاي خودنظم دهي، دانشجو، رياضي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 18 اردیبهشت 1391  11:06 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات روانشناسی

 

 1 : مجله روانشناسي پاييز 1383; 8(3 (پياپي 31)):218-226.
 
بررسي رابطه باورهاي خودكارآمدي، مسند مهار گذاري با موفقيت تحصيلي
 
اصغرنژاد طاهره,خداپناهي محمدكريم,حيدري محمود
 
 
 

پژوهش حاضر با هدف مطالعه رابطه بين خودکارآمدي عمومي، مسند مهارگذاري با موفقيت تحصيلي انجام گرفته است. نمونه آماري شامل 390 نفر از دانشجويان دانشکده هاي مختلف دانشگاه شهيد بهشتي مي باشند که با روش نمونه گيري تصادفي طبقاتي انتخاب شده اند. ابزار پژوهش عبارت بودند از: مقياس خودکارآمدي عمومي شرر، مقياس مسند مهارگذاري راتر و پرسشنامه جمعيت شناختي که به طور همزمان توسط گروه نمونه تکميل گرديد. براي ارزيابي آزمودنيها در موفقيت تحصيلي از معدل واحدهاي گذرانده آنان سود جستيم. تجزيه و تحليل آماري فرضيه هاي پژوهش در چارچوب ضريب همبستگي جزئي، آزمون t مستقل انجام گرديد. نتايج پژوهش نشان داد که بين "خودکارآمدي عمومي" و "موفقيت تحصيلي"، بين "مسند مهارگذاري" و "موفقيت تحصيلي" و بين "خودکارآمدي" و "مسند مهارگذاري"، ارتباط معني دار است و افراد با سطح خودکارآمدي بالا و مسند مهارگذاري دروني به طور معني دار از موفقيت تحصيلي بيشتري برخوردارند.

 
كليد واژه: خودكارآمدي عمومي، مسند مهارگذاري، موفقيت تحصيلي
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 18 اردیبهشت 1391  11:07 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات روانشناسی

 2 : مجله روانشناسي پاييز 1383; 8(3 (پياپي 31)):227-249.
 
مقايسه باورها و عواطف خود نظم ده رشد، در دانشجويان دختر و پسر، در سنين مختلف
 
لطيفيان مرتضي,بشاش لعيا
 
 
 مقايسه باورها و عواطف خود نظم ده رشد در دانشجويان دختر و پسر دانشگاه شيراز در مقاطع سني مختلف، هدف اين پژوهش بوده است. در اين رابطه، الگوي برانداشتاتر (1984، 1989) به منظور بررسي اهداف زندگي افراد ملاک عمل بوده است. در اين الگو پس از مشخص شدن اهداف زندگي فرد، فاصله او از هدف، ميزان توان فرد در وصول به هدف، ميزان تمايل به ايجاد تغيير در جهت وصول به هدف و در نهايت واکنش عاطفي و هيجاني او نسبت به تجارب گذشته و آينده خود، اندازه گيري مي شود. به منظور انجام اين پژوهش از يک نمونه 309 نفري دانشجوي دختر (138) و پسر (171) داوطلب که در سال تحصيلي 79-1378، به روش طبقه بندي نسبي گزينش شده بودند، استفاده شد. نتايج حاکي از آن بود که پنج نوع هدف اصلي زندگي که عبارتند از "هدف امنيت اجتماعي"، "هدف احترام و قدر و منزلت"، "هدف امنيت فردي"، "هدف مربوط به نياز به دوستي و محبت اجتماعي" و "هدف امنيت اجتنابي"، وجود دارد. ميزان قابل در دسترس بودن هر يک از اين اهداف و قابليت مهار آنها توسط شخص، و نيز تمايل به ايجاد تغيير در خود يا خانواده و يا محيط سياسي، فرهنگي- اجتماعي براي دانشجويان متفاوت بود. نتايج نشان داد که دانشجويان در درجه اول به اهداف مربوط به امنيت فردي و اجتماعي در زندگي اهميت مي دهند و در راه رسيدن به اين هدف فعالانه شرکت مي کنند و با سطح انگيزش بالا ميل به تغيير در مسائل سياسي، اجتماعي و فرهنگي خود دارند. و اين تمايل در "پسران" به مراتب بيش از "دختران" است و در راه رسيدن به اين هدف بسيار اميدوارانه عمل مي کنند.
 
كليد واژه: برانداشتاتر، الگوي خود نظم ده، اهداف زندگي، دانشجوي ايراني
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 18 اردیبهشت 1391  11:07 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات روانشناسی

 3 : مجله روانشناسي پاييز 1383; 8(3 (پياپي 31)):250-261.
 
ساخت و هنجاريابي پرسشنامه رغبت سنج ازدواج، نسخه دانشجويي (پرساد)
 
حيدري محمود,مظاهري محمدعلي,پوراعتماد حميدرضا
 
 
 "پرسشنامه رغبت سنج ازدواج، نسخه دانشجويي" (پرساد) داراي 24 سئوال شامل 23 سئوال 5 گزينه اي و يک سئوال اضافي براي سن طلايي ازدواج ساخته شده است. از طريق اجراي آزمايشي و نظرخواهي از پاسخ دهندگان و 5 نفر از اساتيد روانشناسي "روايي" محتواي آن تاييد شد و "اعتبار" آن از طريق آزمون- آزمون مجدد (0.77=r) و همساني دروني آلفاي کرونباخ (آلفا = 0.92) محاسبه گرديد. اين پرسشنامه بر روي يک نمونه 779 نفري دانشجويي از دانشگاه هاي "شهيد بهشتي" و "تهران" اجرا گرديد و با استفاده از تحليل عوامل با روش چرخشي از نوع واريماکس، چهار عامل براي آن مشخص شد که اين عوامل همگي از مقدار ويژه بالاتر از 1 برخوردار بودند. اين چهار عامل عبارتند از: "بازخورد نسبت به ازدواج"، "آمادگي و تمايل براي ازدواج"، " نگرش نسبت به پيامدهاي ازدواج" و "موانع ازدواج". بدين ترتيب "پرساد" داراي 5 نمره مي باشد که چهار نمره، براي عوامل آن و يک نمره کل، براي "رغبت به ازدواج" است. در مرحله دوم براي تعيين نقطه برش با استفاده از روش نمونه گيري هدفمند از دو گروه دانشجويي، شامل دانشجوياني که رغبتي براي ازدواج نداشتند و احتمال مي دادند که اطلاً ازدواج نکنند (تعداد= 51) و دانشجوياني که براي ازدواج اقدام کرده بودند (تعداد= 51) استفاده شد. نتايج اجراي "پرساد" نشان داد که بين دو گروه، غير از عامل "موانع ازدواج" تفاوت معناداري وجود دارد. مقايسه نتايج دختران و پسران نشان داد که به غير از عامل "موانع" در نمره کل رغبت به ازدواج و سه نمره ديگر تفاوت معناداري بين دو "جنس" وجود نداشت از اين رو براي دختران و پسران يک نقطه برش محاسبه شد. درجه خطاي طبقه بندي براي نمره کل رغبت به ازدواج 9.32 درصد به دست آمد.
 
كليد واژه: هنجاريابي، پرسشنامه رغبت سنج ازدواج "پرساد"، دانشجو.
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 18 اردیبهشت 1391  11:07 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات روانشناسی

 4 : مجله روانشناسي پاييز 1383; 8(3 (پياپي 31)):262-278.
 
بررسي اثربخشي آموزش خانواده به عنوان درمان مداخله اي مكمل، در كاهش عود بيماران وابسته به مواد
 
مهرابي حسين علي,مولوي حسين,نشاط دوست حميدطاهر
 
 
 امروزه مسئله وابستگي به مواد مخدر به صورت يک مشکل جهاني درآمده است و عوارض ناشي از آن از جنبه هاي مختلف بر جامعه ضربه وارد مي کند. "خانواده" به عنوان عنصر اصلي جامعه در پديدآئي و درمان اين اختلال نقش به سزائي دارد. از جمله روشهاي روان درماني براي درمان اختلال وابستگي به مواد گروه درماني و آموزش خانواده مي باشد. بر اين اساس در اين پژوهش به بررسي تاثير گروه درماني با ساختار و آموزش خانواده در کاهش ميزان تمايل به مصرف مواد و کاهش فراواني عود در بيماران داراي تشخيص وابستگي به مواد افيوني مراجعه کننده به مرکز بازتواني اعتياد سازمان بهزيستي شهر اصفهان، پرداخته شد. روش پژوهشي مورد استفاده، روش شبه تجربي از نوع پس آزمون همراه با پيگيري 2 ماهه بود. بدين منظور 3 گروه 14 نفره از بين بيماران فوق که سم زدائي را با موفقيت طي کرده بودند به صورت تصادفي انتخاب شدند. گروه اول به عنوان گروه آزمايش 1، يک دوره 8 جلسه اي گروه درماني و همسران آنان نيز يک دوره 8 جلسه اي آموزش خانواده دريافت کردند. گروه دوم به عنوان گروه آزمايش 2، صرفاً يک دوره گروه درماني 8 جلسه اي دريافت کرد و گروه سوم هم به عنوان گروه گواه از بين بيماران سم زدائي شده همان مرکز به صورت تصادفي انتخاب شدند ولي مداخلات مذکور را دريافت نکردند. براي سنجش ميزان عود، از ابزار آزمايشگاهي رنگ سنجي نازک لايه (TLC) و براي سنجش ميزان تمايل به مصرف مواد از مقياس پيش بيني عود (RPS) استفاده شد. نتايج تحليل واريانس چند متغيره حاکي از آن بود که گروه درماني همراه با آموزش خانواده و گروه درماني بدون آموزش خانواده موجب کاهش معنادار تمايل به مصرف مواد در مرحله پس آزمون مي گردد (.000=p)، ولي در مرحله پيگيري تاثير معني داري بر تمايل به مصرف مواد ندارد. همچنين نتايج پژوهش حاکي از آن بود که دو گروه آزمايشي نسبت به گروه گواه تفاوت معني داري در فراواني عود در مرحله پس آزمون نداشتند. در مرحله پي گيري دو ماهه، گروه آزمايش 1 و 2 کاهش معناداري را در فراواني عود نسبت به گروه گواه نشان دادند (p=0.002)، ولي بين دو گروه آزمايشي نه در ميزان تمايل مصرف مواد و نه در فراواني عود در مراحل پس آزمون و پيگيري تفاوت معناداري مشاهده نشد. نتايج نهائي پژوهش حاضر حاکي از آن است که مداخله گروه درماني به عنوان يک مداخله روان شناختي، کارائي موثري در کاهش ميزان عود اين بيماران دارد، از سوي ديگر، اگر چه آموزش خانواده در ظاهر تاثير معناداري بر کاهش عود ندارد، اما توانائي بالقوه و بالائي در کاهش "تنيدگي" اعضاي خانواده اين بيماران و همچنين راهنمائي آنان در چگونگي برخورد با بيمار در دوران پر تنش اوليه بهبودي داشته باشد.
 
كليد واژه: گروه درماني با ساختار، آموزش خانواده، اختلال وابستگي به مواد، عود.
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 18 اردیبهشت 1391  11:07 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات روانشناسی

 : مجله روانشناسي پاييز 1383; 8(3 (پياپي 31)):279-293.
 
تحليل مواد مقياس تجديد نظر شده باورهاي خودكار آمدي رياضي
 
رجبي غلامرضا,بحراني محمود
 
 
 در اين مقاله نتايج تحليل عوامل ماده هاي مقياس تجديد نظر شده باورهاي خودکار آمدي رياضي (MSES-R) روي نمونه اي از دانشجويان ايراني ارائه شده است. تعداد نمونه 233 نفر متشکل از 25 دانشجوي دختر و 107 دانشجوي پسر دانشگاه شهيد چمران اهواز بوده اند که دروس رياضي 1 و 2 و آمار را مي گذراندند. نتايج تحليل عوامل مقياس ياد شده روي گروه نمونه چهار عامل اصلي را بدست داد که با نتايج تحليلهاي قبل در اين زمينه همخواني دارد و نشان دهنده روايي سازه اين مقياس است. همچنين بين مقياس خودکارآمدي رياضي و مقياس کارآمدي شخصي عمومي (نظامي و همکاران) ضريب همبستگي 0.39 به دست آمد. ضريب اعتباري آلفاي کرونباخ نيز براي کل مقياس و خرده مقياس ها محاسبه شد و همگي کاملاً رضايت بخش بود.
 
كليد واژه: باورهاي كارآمدي شخصي، رياضي، روايي، اعتبار.
 
 

 نسخه قابل چاپ

 
 
دوشنبه 18 اردیبهشت 1391  11:07 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها