دست تحریف
از آنجا که این پیمان مقدس در آنروز توانست جلوى ظلم وستم یک قلدر زورگو را در مکه بگیرد،و در روزهاى بعد از آننیز در مسیر تاریخ قریش-بشرحى که در ذیل خواهد آمد-بازهم توانست جلوى ظلمهاى دیگرى را نظیر آنچه گذشت بگیرد،وموجب قداست و احترام این پیمان شود،تحریف کنندگان تاریخاسلام یعنى بنى امیه که پیوسته مىکوشیدند براى چهره بىآبروىخود آبروئى تحصیل کنند،و متاسفانه بخاطر امکاناتى که دردست داشتند و حدود هشتاد سال خلافت اسلام را به غصب وزور تصاحب کرده و بلندگوى اسلام اموى بودند.و بخاطرنداشتن تقوى و ایمان از انجام هیچ جنایتى براى رسیدن بهدفخود یعنى ریاست و حکومت براى خود و بدنام کردن رقباى خودیعنى بنى هاشم پروا نداشتند،و چنانچه در قسمتهاى نخستبحث ما گذشتشواهد زیادى نیز از تاریخ براى اینمطلبداریم....
در اینجا نیز جیره خواران خود یعنى امثال ابو هریره را وادارکرده تا با جعل حدیث نام بنى امیه و ابو سفیان را نیز جزء شرکتکنندگان و بلکه پرچمداران این پیمان ذکر کنند،و بدینوسیلهاین گرگان درنده و ستمکاران معروف تاریخ را-که در ظلم و ستم ضرب المثل هستند-حامیان مظلوم و دشمنان ظالم معرفىکنند...و در مقابل این جنایت تاریخى چند درهم پول سیاهبى ارزش دریافت کنند.
و بلکه برخى از این حدیثسازان نام عباس بن عبد المطلبرا نیز جزء قیام کنندگان براى گرفتن حق مظلومان و دعوتکنندگان سران قریش در حلف الفضول ذکر کردهاند که بخوبىدست تحریف در آن آشکار و انگیزه این تحریف نیز همانکیسههاى زر و آش و پلوهائى بوده که به شکم اینبازرگانان حدیث مىریختند تا بدین وسیله بلکه بتوانند رقباىدیگر خود را در خلافت از میدان خارج کرده و خود را وارثبلا منازع رسول خدا و دستاوردهاى اسلام معرفى کنند....
وگرنه کسى نیست از اینان بپرسد آخر مگر عباس بنعبد المطلب که یکى دو سال از رسول خدا کوچکتر بوده درآنزمان چند سال داشته که چنین قدرت و نفوذى داشته باشد کهبتواند سران قریش را براى عقد پیمانى به این مهمى دعوت کردهو بتواند حق مظلومى را از ظالمى همچون عاص بن وائل سهمى یاامیه بن خلف جمحى بگیرد!؟...
و یا مگر فراموش کردهاند که عاص بن وائل سهمى همپیمان بنى امیه بوده و ابو سفیان اموی هیچگاه بر ضد هم پیمان متنفذى همچون عاص بن وائل سهمى قیام نخواهد کرد و پیمانىعلیه او امضاء نخواهد کرد؟!....-مگر اینکه بگوئیم دروغگوکم حافظه مىشود-!
ابن هشام در سیره خود از ابن اسحاق روایت کرده که وى ازشخصى بنام محمد بن ابراهیم بن حارث تیمى نقل کرده کهگوید:
محمد بن جبیر بن مطعم بن عدى بن نوفل بن عبد مناف-کهداناترین مرد قریش در زمان خود بود-پس از قتل عبد الله بن زبیربنزد عبد الملک بن مروان اموى رفت و مردم نیز نزد عبد الملکگرد آمده بودند و چون بنزد وى آمد عبد الملک بدو گفت:اىابا سعید آیا ما و شما در حلف الفضول نبودیم؟
محمد بن جبیر-شما بهتر مىدانید!
عبد الملک-اى ابا سعید حق مطلب را در اینباره بمن بگو!
محمد بن جبیر-نه بخدا سوگند ما و شما در حلف الفضول نبودیم!
عبد الملک-راست گفتى!