پاسخ به:تاریخ تحلیلی اسلام
جمعه 26 فروردین 1390 9:45 AM
نگارنده گوید:براى آنکه ما وقت زیادى از خود و شما رانگیریم بطور اجمال مىگوئیم:
داستانى که روایت معتبرى در باره آن نرسیده....و آنها نیز کهبما رسیده از جهاتى مختلف است:
1-از نظر سن رسول خدا در آن روز که یکى 14 ساله و جاىدیگر 15 ساله،و در حدیث دیگر 17 ساله،و در چند جا 20ساله آمده بود و در یک جا نیز به تعبیر«غلام»آمده که معمولا بهسنین 7 تا 14 سال اطلاق مىشود...
2-از نظر شرکت و عدم شرکت بنى هاشم،و در نتیجهشرکت و عدم شرکت رسول خدا(ص) که در برخى اثبات شده ودر برخى نفى شده...
3-و از نظر شرکتسایر افراد و قبائل نیز مانند حرب بنامیه و دیگران در این روایات اختلاف زیادى دیده مىشود.
4-و از نظر سال وقوع این جنگ که در برخى آمده بیستسال پس از داستان فیل و در برخى 14 سال ذکر شده....و ازاینها گذشته این داستان در بسیارى از کتب قدیم و جدیدتاریخى و حدیثى ذکر نشده و بحثى از آن بمیان نیامده،مانندتاریخ طبرى و کامل ابن اثیر و کتابهاى شیعه و دیگران....
و با توجه به اینکه بگفته خود اینان،این جنگ در ماه حرامواقع شد و این گناه بزرگى بود که موجب ظلم و عدوان وقطع رحم گردید و بدان خاطر آنرا«فجار»گفتند....و از آنسوما در قسمتهاى گذشته گفتیم که رسول خدا از کودکى با اعمالخلاف و فسق و فجور و گناهان مردم زمان جاهلیت مبارزه مىکرد،و هر جا که مىتوانست مخالفتخود را با کارهاىناشایست ایشان ابراز مىنمود و ابو طالب عموى آنحضرت نیزصرفنظر از مقام والا و سیادتى که بر بنى هاشم داشت طبقروایاتى که به برخى از آنها قبلا اشاره کردیم،و در صفحاتآینده نیز شاید روایات بیشترى در اینباره نقل کنیم،از اوصیاءپیمبران الهى و تابع دین حنیف ابراهیم علیه السلام بود،و داراىمقام وصایت و حامل اسرار پیمبران الهى بوده...و چگونهمىتوان پذیرفت که رسول خدا و عمویش ابو طالب در چنینجنگى شرکت جسته و حتى کمک به جنگجویان قریش وکنانه کنند....
بنابر این اصل پذیرفتن این داستان مشکل و دلیل معتبرى برآن نداریم.
امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.