آثار موسیقی دفاع مقدس
در آخرین روزهای شهریورماه 1359، جنگ تمامعیاری علیه کشور و دولت نوپای جمهوری اسلامی ایران آغاز شد. حدود یک سال بود که گوش مردم این کشور با سرودهای شادِ پیروزی انقلاب و روز 22 بهمن آشنا شده بود، سرودهایی که از سالیان سال پیش در خفا شروع شده، ولی از سال 1357 به بعد متنوعتر و زیباتر و پُرصداتر میشد. سرودهای زیبای ایام انقلاب توسط شعرای نامی و در بعضی موارد گمنام و توسط آهنگسازانِ خوشذوق و خوانندگان معتقد و «خون به جوش آمده»ی دوران انقلاب، گوش مردم و روح و روان آنها را سیراب و شاداب کرده بود.
ابیاتی زیبا چون: «صدا، صدای گلوله...»، «ایران، ایران، رگبار مسلسلها»، «اَلملکُ یبقی مَعَ الکفر»، «محمد(ص) والا پیامبر(ص)...»، «خمینی ای امام...» و... فضای کشور را پُر کرده بود و با ورودِ رهبر کبیر انقلاب سرودهایی چون «بوی گُلِ سوسن و یاسمن آمد...» و... روح را جلا میداد. انقلاب اسلامی با درهم شکستن مقاومتِ نظامی هوادارانِ حکومت پهلوی به پیروزی رسید و تا آخرین روزهای شهریور 1359 جوانان ما، آزمونهای سیاسی و فرهنگی و اجتماعی پُرباری را از سر گذراندند و حرکت بلوغآمیز جدّی و سنگینی را طی کردند. در نیم روز 31 شهریور، جنگندههای عراق چند نقطهی مهم ما را کوبیدند و شرایط جنگی تمام کشور را در بر گرفت. در این شرایط هرکس در هر زمینه که توانایی داشت، در جای خود قرار گرفت و در فاصلهی زمانی کوتاهی قدرتمندترین سرودهای جنگی در قالب «نوحه»های جنگ، «سرود»های جنگ، «مارش»های نظامی، «مرثیه»های شهدا و... فضای کشور را مملو ساخت.
جوانان خوشصدای بسیاری در لباس سرباز، بسیجی، پاسدار، نظامی و غیرنظامی و... از سراسر ایران همانطور که در غم از دست دادن همشهریان و هممحلیهایشان مرثیه میسرودند و میخواندند، در تهییج همقطارانِ خود، نوحههای مهیج میخواندند. آرام آرام بعضی نوحهها فراگیر شد و بعضی صداها بر فراز صداهای دیگر قرار گرفت. آهنگران (حاج صادق) با نوحهی «با نوای کاروان...»، غلامرضا کویتیپور و حسین فخری با نوحهی «محمد نبودی...»، حاج منصور اصفهانی با نوحهی «فَاَستقم کما اُمِرت...» و بسیاری نوحهخوان دیگر از سراسر ایران شاخهی ترد و نازک نوحههای جنگی را به درختی پُربار و تناور تبدیل کردند.
مربیان مدارس اشعار پُراحساس شُعرای جوان یا سالخورده را با موسیقی تلفیق کردند و سرودهای بسیاری را برای تقویت روح و روان یارانشان در جبههها میساختند و از طریق آنتنهای صداوسیما به گوش آنها میرساندند. گردانها و گروهانهای بسیجی و سرباز در دستههای چند ده نفری و چند صد نفری یکصدا این نوحهها و سرودهها را میخواندند و با عزمی محکم به سوی پیروزی حرکت میکردند.
شعرا و آهنگسازان شاغل و غیرشاغل در سازمان صداوسیما نیز پابهپای تمام مردم آثار قدرتمند و جاودانهای تقدیم این حرکت عظیم کردند. بلندگوهای بزرگ که روی سقف جیپهای نظامی و تویوتاهای لندکروز بسته شده بود، فضای شهرهای جنگی و مناطق نظامی را با سرودهایی چون «ایران، ای سرای امید...»، «اندک اندک جمع مستان میرسند...»، «میگذرد کاروان سوی گل ارغوان» و... عطرآگین مینمود. تارهایی که در استودیوهای صدابرداری تهران به صدا درمیآمد، انعکاساش در فضاهای جبهههای جنگ به گوش میرسید. کلماتی که در منازل شعرا به ذهن خطور میکرد، بر زبان عزاداران سرباز و بسیجی و پاسدار جاری میشد.
گروههای موسیقی نظامی با اجرای مارشهای علیرضا دلبری و... به هنگام حملههای بزرگ و عملیاتهای سنگین شور و نشاط خاصی در سراسر کشور ایجاد میکردند و هیجان بسیاری در قلب و روح مردم به وجود میآوردند.
مردم به محض شنیدن این صداها، پیچ صدای رادیوها را باز میکردند تا بیشتر بشنوند و آمادهی هرگونه فداکاری باشند.
هر روز حمله بود و هر روز شهید و هر روز دُعا و... هر روز خبرهای خوش از پیشروی به سوی آزادسازی مناطق اشغال شده و سرنگونی صدامِ خونریز و هر روز خبر از موفقیتهای بیشتر و بیشتر جوانان و رزمندگان ایران...
از سال 1359 تا 1367 جنگی تمامعیار کشور ما را به خود مشغول داشت و از این راه آثار بسیاری به دست آمد. توان نظامی و اقتصادی و سیاسی ایران بسیار بالا رفت و تولید آثار هنری در تمام زمینهها به رشدی چشمگیر دست یافت در عرصههای سینما، ادبیات، موسیقی، نقاشی و... آثار ماندگار فراوانی تولید شد که هنوز که هنوز است پُرقدرت بر جای هستند.
در عرصهی موسیقی، حجم عظیمی از نوحهها، سرودها، مارشها و موسیقیهای فیلم به جای مانده است که در نقاط مختلف پراکندهاند و جای دارد که این آثار در یک نقطه متمرکز شوند. بسیاری اشخاص بنا بر سلیقه و ذوق شخصی تعداد زیادی از این آثار را که حتی سازندگانشان آنها را در اختیار ندارند، جمعآوری کردهاند.
وقتی برای اولین بار به معروفترین و پُرکارترین نوحهخوان جنگ گفتم: «از نوحههای خودت چند تا داریها با شنیدن کلمهی «هیچ»، متوجه شدم که چه حجم عظیمی از کار در پیش روی است. هرچه بیشتر گشتم، بیشتر پی بردم که بسیاری از علاقهمندان به نوحههای زمان جنگ، این آثار را با گشت و گذار نوارفروشیهای حاشیهای تهیه میکنند و هیچ مرکز خاصی که متولی این امر باشد، وجود ندارد و هیچ شرکتی نیز این قبیل آثار را با موضوعیت خاص «جنگ» یا «دفاع» یا «حماسی» یا... منظم و مرتب نکرده است تا اینکه از دومین امیر موسیقی نظامی شنیدم که این مهم در برنامهی کار «بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدّس» قرار گرفته است و بدین وسیله دلم گرم شد.
تاکنون آثار بسیار زیادی از نوحهها و سرودها و مارشهای زمان جنگ با شناسنامه و بیشناسنامه گردآوری شدهاند و امید است که بهزودی با نظم و ترتیب درست و صحیحی در اختیار علاقهمندان قرار گیرد.