0

ادبیات دفاع مقدس

 
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:ادبیات دفاع مقدس

رد پای نسیم

نویسنده و کارگردان: رضا میهن‌دوست
تهیه‌کننده: محمد شکیبانیا

موسیقی: فردین خلعتبری
صدا: محمد مختاری
تصویربردار: محمد افسری
طراح صحنه و لباس: ماندانا برنده‌فر
بازیگران: الهام پاوه‌نژاد، محمد حاتمی
      
نسیم، منتظر بازگشت همسرش از جبهه است، امیرحسین (همسرش) از جبهه بازمی‌گردد و شب را با همسر خود به گفتگو می‌پردازد، ولی صبح فردا از او اثری نیست. نسیم برای یافتن همسرش نزد برادر خود می‌رود و ...

رضا میهن‌دوست
در سال 1351 در شهر چالوس به دنیا آمد. از مجتمع آموزشی سینما و کارگاه تجربی فارغ‌التحصیل گردید. اولین فعالیت سینمایی وی فیلم عصیان در سمت منشی صحنه بوده و اولین کار فیلم‌سازی او نیز فیلم کوتاه ردپای نسیم است.

شنبه 2 بهمن 1389  10:07 AM
تشکرات از این پست
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:ادبیات دفاع مقدس

راهی به سوی همسایه

کارگردان: علی شاهسون

نویسنده فیلمنامه: علی شاهسون

فیلمبردار: علی شاهسون

تدوین: کمیل میلادی

رنگی. 16میلی‌متری

این فیلم مستند روایت‌کننده سفر میلیون‌ها نفر از مردم کردستان عراق است که در پی اعتراض به رژیم عراق راهی کردستان ایران شدند و در آنجا اسکان

یافتند.

شنبه 2 بهمن 1389  10:08 AM
تشکرات از این پست
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:ادبیات دفاع مقدس

نوبت پرواز

کارگردان: بهروز امانی
نویسنده فیلمنامه: بهروز امانی، سعید نژادسلیمانی

فیلمبردار: محمدرضا سلوک، محسن بدرلو
تدوین: بهروز امانی
آهنگساز: جمشید زندی
چهره‌پرداز: کارآمد، زکی‌زاده، علیزاده
مدیر تولید: رضا آماری، سیدعلی میرطاهری
طراح صحنه: بهروز امانی
جلوه‌های ویژه: عظیم محمدی
صدابردار: احمد کلانتری
16 میلی‌متری. مدت نمایش 80 دقیقه
بازیگران: رضا آقاربی، هدایت‌الله نوید، مجید کردی، مجید شیخ‌انصاری، حمیدرضا محمدی، منصور فخرزاده

دشمن در حال احداث یک گذرگاه فرعی در آب‌های هور است. بچه‌های دیده‌بانی، مأمور گزارش لحظه به لحظه این عملیات با شرط پرهیز از درگیری و تحریک دشمن می‌شوند. تک تیرانداز عراقی به شکار یک‌یک بچه‌ها می‌پردازد و این در حالی است که بچه‌ها به خاطر یک دستور نظامی، اجازه درگیری با او را ندارند تا این‌که...

بهروز امانی
بعد از گذراندن دوره آموزش فیلمسازی در انجمن سینمای جوانان وارد دانشکده صدا و سیما شده و در سال 69 در رشته کارگردانی فیلم فارغ‌التحصیل گردید. در دوره دانشجویی فیلم‌های 16 میلی‌متری «کتاب»، «تا سپیده‌دم» و «صدای پای آب» را ساخت.

شنبه 2 بهمن 1389  10:13 AM
تشکرات از این پست
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:ادبیات دفاع مقدس

نامه‌ی دوست

کارگردان: محمد مهدی عسگرپور

تهیه‌کننده: شبکه دوم سیمای جمهوری اسلامی ایران

فیلمنامه: محمد مهدی عسگرپور

فیلمبردار: مهرزاد ناظری

مدیر تولید: ابراهیم حاج علیرضا

آهنگساز: محمد میرزمانی

تدوین: اسماعیل رحیم‌زاده

صداگذار: مرتضی بیداران، محمد نیک‌بین

طراح صحنه: محمد مهدی عسگرپور

مسئول جلوه‌های ویژه: پیمان منصوری

16 میلی‌متری. رنگی. 34 دقیقه

راننده‌ی آمبولانسی که در جبهه خدمت می‌کند، مأمور می‌شود که نامه‌ی یافته شده از مجروحی فاقد پلاک شناسایی را که در حال اغما به سر می‌برد، جهت

شناسایی به تعاون لشکر بازگرداند. پس از دریافت نامه و دیدن روی پاکت و نام رزمنده درمی‌یابد که رزمنده‌ی مجروح همان دوست زمان کودکی‌اش می‌باشد

که سال‌ها پیش از او جدا شده. به همین دلیل تا بهبودی مجروح در بیمارستان می‌ماند و در این میان خاطرات گذشته‌اش را با دوست زمان کودکی‌اش مرور

می‌کند. اما هنگامی که رزمنده‌ی مجروح به هوش می‌آید، به راننده‌ی آمبولانس می‌گوید که او حامل نامه بوده است و نه صاحب نامه.

شنبه 2 بهمن 1389  10:17 AM
تشکرات از این پست
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:ادبیات دفاع مقدس

رگ سبز

کارگردان: ابوالفضل توکلی

نویسنده: جواد بزرگمهر

تهیه‌کننده: مرکز گسترش سینمایی مستند و تجربی

تدوین: ابوالفضل توکلی

موسیقی: هومن دهلوی

صدا: علیرضا شهبازی

بازیگران: علی سلیمانی، ناهید بخشی

در بیمارستان صحرایی، پزشکان و بیماران جنگی با مشکل نبود خون مواجه می‌شوند و...

معرفی کارگردان: ابوالفضل توکلی

در سال 1350 و در تهران به دنیا آمد. فارغ التحصیل ادبیات نمایشی از دانشگاه آزاد اسلامی و همچنین تدوین از مرکز فیلم‌سازی باغ فردوس است و تا کنون

چند فیلم کوتاه ساخته است

شنبه 2 بهمن 1389  10:18 AM
تشکرات از این پست
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:ادبیات دفاع مقدس

لاله هاى بارانى

شکوفه بود و شقایق به هم گره خوردند
همان زمان که درختان بهار مى بردند
شبى که منطق گلها شکوفه مى آورد
و لاله لاله شهادت ، جوانه مى پرورد
زمین مسیر سلام فرشته ها مى شد

همین که لشکر گل در زمین رها مى شد

همین که دست خزان باغ لاله ها را چید
دو بال سبز زمین رو به آسمان چرخید
جوانه هاى شقایق نفس رها در باد
وجودشان همه شور و سرودشان فریاد
خدا براى درختان لباس نور آورد
به قامت همه باغها شعور آورد
زمین که راوى بغض جوانه ها شده بود
شبیه ابر در اندوه خود رها شده بود
زمین سؤال شد از آسمان نورانى
شکفت روبه عطش لاله هاى بارانى
زمین مسیر سلام فرشته ها شد باز
هزار لاله رها شد در آبى پرواز
دوباره روى زمین عشق لاله کارى شد
گذشت چندخزان، آفتاب جارى شد
رضا غلامحسین نژاد

ندبه
جمعه بوى تو را مى تراود، مرد بیدار شو ندبه سر کن
تازگیها دلم بد گرفته، حال و روز مرا تازه تر کن
روز ، اینجا خود روشنایى، خاک یک تکه خاک بهشت است
شعر قدرى سبک شو، خودت باش فکر یک آسمان بال وپر کن
استخوان استخوان لاله سر زد، پیرهن پیرهن یوسف آمد
باد برخیز کارت درآمد هرچه یعقوب دیدى خبر کن
آه سخت است سخت است مادر هى بیا هى برو تا لب در
پانزده سال چادر در آور، پانزده سال چادر به سر کن
وزن تابوت از بس سبک بود، شانه ها بار را حس نکردند
خواستى بى تعارف بگویى، مثل من باش راحت سفر کن
چندسالى است خاکت برادر بد نمک گیر کرده دلم را
با اجازه دوباره مى آیم، خاک شوریده را شورتر کن
مهدى فرجى

سپیده
از غزل گذشته اى، قصیده مى شمارمت
و رهسپار آسمان، رسیده مى شمارمت
نغمه هاى شعر توپر از نگاه تازه بود
بى سرود و بى صدا شنیده مى شمارمت
از غروب زخمى غریب دل بریده ام
تو طلوع روشنى ، سپیده مى شمارمت
اى تمام هستى من اى صداى بال عشق
از قفس گذشته اى ، پریده مى شمارمت
من براى رفتنت غزل غزل گریستم
از غزل گذشته اى قصیده مى شمارمت
***

یک تن
یک تن بى جان و مشتى استخوان
یک نگاه خسته از اعماق جان
یک پلاک و چفیه مردى که رفت
از زمین تا انتهاى آسمان
بهرام کرم الهى

طلوع
طلوع مى کند آرى مسافرى دیگر
طنین گام که بود؟ آن عابرى دیگر
در ابتداى همین فصل زرد پیدا شد
براى سبزشدن باز عابرى دیگر
همیشه قسمت خوب غزل نصیب تو بود
ولى سروده من محض خاطرى دیگر
تمام شهر پر از ازدحام تنهایى است
فقط منم، منم و او ـ مهاجرى دیگر ـ
نگو که فرصت از دست رفته مى آید
فقط منم، و او ـ مهاجرى دیگر ـ
چه خواب خوب و خوشى بود انتظار اما
شدم تمام و نیامد مسافرى دیگر
ندا جلالى ـ گلستان

شعر عطش
نخلى که در کوله بارش چیزى به جز سر ندارد
امشب چگونه بخوابد، از سینه سر برندارد
امشب که خون کبوتر از آسمان مى تراود
از شاپرکها بپرسید، اینجا کبوتر ندارد؟
در کربلایى دوباره از نخلها سربریدند
انگار برگشته درخون شمرى که خنجر ندارد
وقتى که مشک شهادت شعر عطش مى سراید
دیگر مگر خیمه هامان عباس واکبر ندارد
هرچند نخل وکبوتر، لاله، شقایق ، صنوبر
هرگز تمام تو را اى آیینه در برندارد
دستان فهمى که کال است کى مى رسد تا نگاهت
از تو (سبکبال عاشق ) تعبیر بهتر ندارد
بعد از شما نور پرواز ماسید روى دل ما
جز شاپرکهاى بى پر! اینجا کسى پر ندارد
رفتى وچشمان باران از رفتنت خیس خون است
کوچیدنت را پرستو ! این کوچه باور ندارد
نخلى که در کوله بارش چیزى به جز سر ندارد
امشب دوباره بخوابد از سینه سر برندارد
مرتضى اردستانى

انعکاس آیینه ها
دلش دریچه سبزى به سمت دریا بود
در امتداد نگاهش بهار پیدا بود
زمین به عادت لبهاى او ارادت داشت
صداى روشنش آغاز اطلسى ها بود
چقدر ساده به دیدار لاله ها مى رفت!
و غنچه ـ غنچه غزل بر لبش شکوفا بود
حضور آبى آیینه ها تماشا داشت
امامزاده ى چشمش همیشه غوغا بود
من از گلوى یتیمان کوفه مى خوانم
قسم به آیینه ها انعکاس مولا بود
تمام غربت یک قرن را به دوش کشید
فقط شبیه خودش مرد بود ، آقا بود!
… و رفت و هستى خود را به ابرها بخشید
رفیق هرشب باران به فکر گلها بود

شنبه 2 بهمن 1389  2:26 PM
تشکرات از این پست
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:ادبیات دفاع مقدس

ياد آن روزها بخير...
 
از این‌همه تکرار خسته شدم؛ پرستوهای مهاجر به خانه باز گردید، مگر نه این که بهار آمده ؟!

آن  وقت‌ها در امتداد نسیم، احساس خستگی نمی‌کردم، آن وقت‌ها درد مثل نیلوفر به دورم نمی‌پیچید بلکه آرامم می کرد، چون دل تنها با یاد خدا آرام می‌گرفت، آخر باغفلت قهر بودم.

یاد بازوهایی بخیر که اخلاص، آن را ورزیده می‌کرد. یاد پاهایی بخیر که هزاران کوه ایستادگی را تربیت می‌کرد.

یاد جاده‌هایی ( به سمت کربلا ) بخیر که آدمی را از بیراهگی ، انحراف و چند راهگی ، نجات می‌داد.

یاد سنگرهای خودی بخیر که مفصل‌ترین میهمانی اشک و خلوص ، تبسم و استراحت را ترتیب می‌داد.

یاد خاکریزها بخیر که گودال‌های لغزش و گناه را صاف می‌کرد.

یاد گودال‌ها بخیر که شب‌ها در آن آسایش زمین می‌خورد و غفلت و هراس از مرگ می‌گریخت.

یاد حسینیه‌ها بخیر که شاهد قدوم اهل بیت (ع) بود.

یاد نقشه‌ها بخیر که فلش‌های خدا طلبی در آن رسم می‌شد.

یاد سیم خاردارها بخیر که در آن خار، سیم و زر سبز نمی‌شد.

یاد منورها بخیر که به دیدار چهره های نورانی می‌آمدند، سرانجام از شدت حسادت چراغ عمرشان خاموش می شد و آخرین پوسته خود را می‌انداختند.

یاد پیشانی بندها بخیر که که آفتاب از نورانیت پشت خود پنهان می‌کرد تا خورشید در برابرش روزی یک بار روی تابیدن بیابد.

یاد چفیه بخیر که علامت زهد بود...

یاد لباسهایی بخیر که از بس عزیز بودند خدا زمین را به رنگ آنها آفرید.

یاد پوتینهایی که مشکی بودند اما پس از خود ذره ای تیرگی و تاریکی به جا نگذاشتند و جاهایی رفتند که حتی دیگر کفشها جرات قدم نهادن به آنجا را پیدا نکردند.

یاد پیراهن خاکی بسیجی‌ها بخیر که افتادگی را می آموخت و بی پیرایگی را تبلیغ می‌کرد ..

یاد رمزهای عملیاتی بخیر که شمارش معکوس بود برای دستهایی که به عباس پیوند می‌خورد...

کمرهایی که بیاد پهلوی شکسته سجده می کرد ، سرهایی که تقدیم سرورشان حسین (ع) می‌شد...

فرق‌هایی که به عشق علی (ع) شکافته می‌شد، بدن‌هایی که در خلسه سکوت بقیع هم صحبت خاک‌ها شد و تشییع نشد...

شما را به خدا یک بار دیگر سری به لحظه های وداع، التماس دعا ، شفاعت ، یادگاری ، وصیت نامه ها ، سجده های طولانی ، گذشت ، توسل ، بی قراری دل و سنگر

مناجات بزنید....

شنبه 2 بهمن 1389  2:28 PM
تشکرات از این پست
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:ادبیات دفاع مقدس

بوي ريواس

هنگامه جنگ، زن‌ها و مردها می‌میرند. آنان امکان دفاع از خود را ندارند.

اما در این میان، کودکان هرگز امکان دفاع از خود را نمی‌یابند.آنان در خانه‌های خود زیر موشک و رگبار دشمن جان می‌بازند.

این مرثیه را با یاد خردسالان خوزستانی، به همه کودکان جنگ از لبنان تا فلسطین تقدیم می‌کنیم.

بوی ریواس می‌داد. همه تنش انگار عطر ریواس داشت. من داشتم درس فردایم را حاضر می‌کردم که یه‌هو ، ناغافل آمد تو. شکل خودم بود. با یک چادر عربی و شله که گردی صورتش را گذاشته بود بیرون. نمی‌دانم چطور شناختمش ، شاید چون شکل خودم بود.

بغلش کردم ، گفتم : "یما ، یما."
سفت بغلم کرد. نشاندم روی پاهایش. یک لحظه فکر کردم انگار همه عمر توی بغل یمایم نشسته بوده‌ام."
مادرم گفت : "درس داشتی ، مزاحمت شدم." گفتم : "یما ... یما درس ندارم.

تو را می‌خواهم. منتظر تو بودم."
یمایم شروع کرد عربی حرف زدن. داشت حرف بچگی هایم را می‌زد.

نخل‌ها ، خوب یادم می‌آید.

پدرم خودش را با طناب محکم بسته بود روی نخل و همان بالا داشت رطب می‌چید و من همین پایین نشسته بودم توی سبد یمایم بازی می‌کردم.

یما داشت حصیر می‌بافت و زیر لب برای من آواز می‌خواند.

بعد نمی‌دانم چرا آسمان سیاه شد. انگار که همه وسعت آسمان شده باشد سایه. زن‌ها داد می‌زدند "طیاره ... طیاره". آسمان شده بود طیاره. صدای ممتد بوق به غرش طیاره آمیخته بود. مردها از نخل‌ها آمده بودند پایین.

نخل‌ها سر به آسمان داشتند. نخل‌ها دیده‌بان همه روستا شدند.

طیاره‌ها یک دفعه دهان گشودند.

آسمان سیاه‌تر شد. جسم‌های بزرگ و نوک تیز با شتاب می‌آمدند سمت ما.

من توی سبد بودم. گریه می‌کردم. یمایم را می‌خواستم. جسم‌ها که رسیدند روی زمین ، همه چیز ، انگار همه هستی شد آتش. شد دود. همه نخلستان ، همه زمین ، همه آدم‌ها ، سوخته ، دود شدند ، رفتند به آسمان.

دستم را محکم به سبد گرفتم. جیغ می‌کشیدم. گریه می‌کردم.

پرت شده بودم روی آب ، روی شط و شط داغ. از دستهایم خون می‌آمد.

دستهایم از چیزهای آهنی ریز می‌سوخت و خون می‌آمد. صورتم زخم بود. دستهایم را می‌کردم توی آب و یمایم را صدا می‌کردم.

یمایم نبود. پدرم نبود. همه نخلستان انگار نبود. همه جا دود بود و آتش.

فریاد زن‌ها ، فریاد مردها که توی آتش داشتند می‌سوختند و خاکستر می‌شدند.

یما ... یما ... یما ...

بیدار که شدم ، جای دیگری بودم. نخل نبود. شط هم نبود. دیوارهای روشن و سقف بلند سفید بود. یک یمای سفید هم بود. به یمای سفید پوش غریبی کردم.

اخم کردم و بعد برای یمای سفید پوش گریه کردم.


***
حالا سالها است زیر سقف و دیوارهای دیگری هستم. نشسته‌ام زیر درخت انار، درس فردایم را حاضر می‌کنم. نمی‌دانم یک دفعه از کجا بوی ریواس آمد. بوی مادرم : یما.

شنبه 2 بهمن 1389  2:29 PM
تشکرات از این پست
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:ادبیات دفاع مقدس

تصاوير آرمانى در شعر جنگ

گفت وگو با حسین اسرافیلى

«زخم سیب» مجموعه اشعار برگزیده پانزدهمین کنگره سراسرى شعر دفاع مقدس است که به اهتمام حسین اسرافیلى فراهم آمده و از سوى نشر صریر (وابسته به بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش هاى دفاع مقدس) چاپ و منتشر شده است.

«کوه ها سنگ مى زایند» مجموعه اى از شعر شاعران ایران است که در دفاع از ملت مظلوم فلسطین و با مضمون انقلاب سنگ سروده شده است. این مجموعه را حسین اسرافیلى گردآورى و نشر صریر منتشر کرده است. حسین اسرافیلى متولد ۱۳۳۰ تبریز، داراى مدرک لیسانس ادبیات فارسى، به عنوان کارمند بازنشسته، تمام وقتش را در این سال ها صرف شعر و ادبیات مى کند. وى نخستین مجموعه شعرش را تحت عنوان «تولد در میدان» در سال ۶۴ توسط حوزه هنرى منتشر کرد و تا امروز ۱۵ عنوان کتاب در کارنامه اش دارد که بخش اعظم آن در زمینه ادبیات دفاع مقدس است. آثارى چون آتش در خیمه ها، در سایه ذوالفقار، عبور از صاعقه، شرحه - شرحه آتش، مثل آتش که در دل سنگ و...

*آقاى اسرافیلى، کتاب «زخم سیب» چگونه شکل گرفت؟ این گزیده از میان چه تعداد شعر فراهم آمده است؟
سال گذشته که در تدارک برگزارى پانزدهمین کنگره سراسرى شعر دفاع مقدس در ارومیه بودیم، در فراخوانى از شاعران سراسر کشور دعوت به شرکت در این کنگره کردیم. حدوداً ۱۲ هزار قطعه شعر به دبیرخانه کنگره پانزدهم ارسال شد، در میان اشعار رسیده گاه به اسم هاى آشناى شاعرانى برمى خوردیم که سال هاى سال حضورشان را در عرصه هاى ادبیات دفاع مقدس شاهد بوده ایم و این بار شعرهایى تازه با نگاهى نو فرستاده بودند که دریچه اى دیگر پیش چشم مى گشاید. در کنار این نام هاى آشنا اسامى جدیدى با آثارى ارزشمند توجه همه را به خود جلب کرده بودند. شعرها با تصاویرى تازه و تخیلى خلاق و تعهدى پنهان در پشت هر واژه مانند پرتو چراغى همه زیبایى هاى جهان را پیش چشم مجسم مى کرد.
از میان ۱۲ هزار قطعه شعر بنا به انتخاب و صلاحدید یک هیأت کارشناسى تعدادى از اشعار را در قالب کتابى به عنوان یادمان کنگره پانزدهم منتشر کردیم که به نام «زخم سیب» چاپ شد.
* هیأت کارشناسى یا هیأت داوران که اشعار کنگره را براى چاپ در این مجموعه داورى و گزینش مى کردند، چه کسانى بودند؟
اسامى هیأت داوران، استاد مشفق کاشانى، آقاى بیگى حبیب آبادى، آقاى علیرضا قزوه، آقاى مؤدب، شیرینعلى گلمرادى و حمیدرضا شکارسرى بودند. از جمله داوران این کنگره آقاى بیت الله جعفرى بودند که چون کنگره در ارومیه برگزار مى شد و تعداد زیادى شعر به زبان ترکى به دبیرخانه رسیده بود، ایشان به عنوان کارشناس شعرهاى ترکى مسئولیت بررسى و انتخاب این دسته از شعرها را به عهده داشتند. البته از بین این شعرها چند شعر به فارسى ترجمه شد و در این کتاب آمده است. به هر حال ماحصل ساعت ها و هفته ها کار و تلاش هیأت محترم داوران مجموعه اى از اشعار خوب و موفق ادبیات دفاع مقدس است که هر کدام با زبان و بیانى خاص و در قالب هاى گوناگون شعر امروز ایران، با اندیشه و احساس ویژه، داوران دفاع مقدس و حماسه و ایثار و شهادت را بازتاب مى دهند. جالب است بدانید که در میان این آثار، آثار شاعران جوانى که حتى چند سال پس از پذیرش قطعنامه پا به جهان گذاشته اند، دیده مى شود که حیرت انگیز است و نشان از آینده پربار و بالنده شعر آنها مى دهد.
شما هم به عنوان دبیر کنگره و هم به عنوان شاعرى با کارنامه مشخص، شعر دفاع مقدس را در برگزارى ۱۵ کنگره چگونه ارزیابى مى کنید؟
البته در کنگره پانزدهم یک بخش ویژه تحت عنوان «شعر مقاومت» به مناسبت تجاوز رژیم اشغالگر قدس به لبنان و مقاومت شجاعانه حزب الله و سیدحسن نصرالله که جهان را به اعجاب واداشت، تدارک دیدیم و فراخوانى داده شد که در پایان تعدادى از آثار برجسته را که در ارتباط با همین موضوع سروده شده، گزینش کردیم و در کنار سایر اشعار برگزیده دفاع مقدس در کتاب «زخم سیب» آورده ایم. اما در ارتباط سیر تحول شعر دفاع مقدس از آغاز تا امروز باید گفت، شعر شاعرى و تهییجى، شعر اندیشه، شعر نو، غزل، دوبیتى با کیفیت هاى متفاوت و رویکرد مختلف و در حد و اندازه هاى گوناگون از مختصات و مؤلفه هاى شعر دفاع مقدس در طول سال هاى جنگ و بعد از آن بود. یعنى از زمان آغاز جنگ که شعر جنگ متولد شد و گسترش یافت تا سرانجام به رشد و اعتلا برسد، هم شعر اندیشه و شعورمند سروده شده و هم شعر شعارى و تهییجى. حالا برخى از دوستان توانایى شان همین قدر بود که به دلیل بى تجربگى، سطح کارشان تا حدودى نازل باشد و با شعار قرابت هاى زیادى داشته باشد. چنان که این دسته از شاعران سطح کار عمومى شان هم پائین بود و زبان و بیان شان در همین حد بود و فراتر از این از آنها انتظار نمى رفت. اما عزیزانى هم بودند مثل سیدحسن حسینى که در همان ایام مجموعه «هم صدا با حلق اسماعیل» را منتشر مى کند که شعرهایى مثل «اى زده شعله به شب بارقه باورتان» را در خود دارد. این شعر اگرچه آمیخته با شعار است، اما عمق دارد و شعریت آن قابل تردید و تشکیک نیست. یا شعر «مى روم مادر که اینک کربلا مى خواندم» هر چند رنگى از شعار را در خود دارد منتها کسى مثل سیدحسن حسینى شعارش هم به شعور نزدیک بود. شعورمند، در عین حال بازتابى از شعارهاى انقلاب بود. در این میان برخى هم شعرهایشان در سطح شعار باقى مى ماند. عمق نداشت. البته شرایط اجتماعى و فضاى جامعه و شرایط جنگ در آن زمان که هر روز آژیرهاى آمبولانس ها فضاى شهر را پر مى کرد و آمبولانس ها با صداى آژیر قرمز در خیابان ها جولان مى دادند، سر هر کوچه حجله شهیدى برپا بود چنین مى طلبید که شاعر هم تحت تأثیر این موقعیت، اشعار تهییجى بنویسد چرا که متأثر از جو و فضاى جامعه بود و شعرش ناگزیر بازتابى از همین شرایط. بنابراین در آن شرایط شعر هم نمى توانست به شعارهاى جنگ نپردازد و شاعر هم به دنبال شعر اندیشه برود و با تعقل و تفکر شعر بسراید. پرداختن به جنگ و شعارهایش در آن بحبوحه خود خردمندانه ترین شیوه اى بود که شاعران جنگ در پیش گرفته بودند.
* البته همه شاعران رویکرد یکسانى نداشتند.
شاعرانى هم بودند که شعرى در این زمینه ننوشتند و خود را در جریان این رویداد عظیم تاریخ قرار ندادند. ما هم گله مند بودیم که فلان شاعرى که متعلق به این آب و خاک است، شاعرى که به مناسبت زلزله ترکیه شعر مى نوشت اما در ۸ سال که هر روز زلزله جنگ قربانى مى گرفت و دسته دسته فرزندان این مملکت جان خود را در طبق اخلاص مى نهادند و براى حفظ امنیت و ایمان و جغرافیاى این سرزمین مى جنگیدند و به شهادت مى رسیدند، حتى یک سطر این شاعران، حماسه ۸ سال دفاع مقدس را در آثارشان بازتاب ندادند. این شاعران که آن روز به هر دلیل شعرى در این زمینه ننوشتند، امروز به این نتیجه مى رسند که خردمندانه ترین روش این بود که لااقل از دور دستى بر آتش داشته باشند. به هر حال ایران وطن این دسته از شاعران هم بود. هرچند عده اى از همین شاعران امروز مدعى اند که در این ارتباط شعر نوشته اند، اما منتشر نکرده اند و یا در مطبوعات چاپ نکرده اند.
* ما از بحث اصلى دور شدیم، قرار بود ارزیابى خودتان را از سیر تحول شعر دفاع مقدس در دو - سه دهه اخیر بگویید.
در آن مقطع که جنگ در جریان بود و دوره تب و تاب و التهاب جنگ بود آن شور و حالى که در میان رزمندگان وجود داشت اعزام جوانان بود. شعر هم در کنار این رویدادها حضورى پررنگ داشت. اما بعد از پایان جنگ که جامعه به سمت سازندگى روى آورد و آن شور و حال و التهاب تا حدودى فرونشست و آرامشى در همه جا حکمفرما شد، شعر هم به سمت عقلانى شدن و فاصله گرفتن از شعار حرکت کرد. یعنى شعر هم دیگر لباس رزم را از تن به درآورد و رخت فاخر به تن کرد. در این فاصله البته شاعرانى که دل در گرو شعر متعهد داشتند باز هم شعر متعهدانه را ادامه دادند. فقط نوع برخورد عوض شد یعنى شاعر دیگر در وصف آزادسازى خرمشهر شعر نمى گفت یا در مورد شکست حصر آبادان نمى سرود. این بار موضوع شعر عوض شد و فرم و قالب دیگرى مى طلبید که بازتابى از این رویکرد را در شعر شاعران یکى - دو دهه اخیر مى بینیم. به تعبیرى هر چه از روزهاى اول جنگ فاصله مى گیریم، شعرها توانمندتر، عقلانى تر، منسجم تر و به لحاظ کیفیت بهتر مى شود.
* شما به عنوان شاعر از دفتر اول «تولد در میدان» تا امروز چه مراحلى را در شعر از سرگذراندید؟ چگونه به داورى سیر تحول شعر خودتان مى پردازید؟
من بیشتر شعرهاى دوره اول خودم را مى پسندم. شاید به این دلیل که هنوز دل در گرو آن روزها و آن رویدادها دارم. علاوه بر آن که با گذشت این مسائل من در زمینه شعر آئینى بیشتر کار کردم. آخرین مجموعه شعر من «شرحه، شرحه آتش» شعرى است که در ارتباط با حضرت زینب(س) سروده شده است و در رابطه با وقایع عاشوراست. یعنى به شعر آئینى مى پردازم و احساس مى کنم دینى نسبت به ائمه معصومین و اهل بیت عصمت دارم که باید ادا کنم. گرفتارى انسان ها از جمله گرفتارى هاى خود من در زندگى روزمره و مشغله هاى فکرى ما در این سال ها ما را از پرداختن تمام وقت به ادبیات جنگ بازداشته است. مثل زمان جنگ دیگر زندگى ما بسیجى وار نیست. ادعاها زیاد شده، عیالوار شده ایم، بچه ها بزرگ شده اند، تقاضاهایشان زیاد شده است. همین مسائل ما را مجبور کرده که وارد کارهایى اجرایى بشویم و همین مسائل ما را از مطالعه و نوشتن و کار کردن در حوزه ادبیات دور کرده است.
یک زمانى شور وعلاقه، نیروى جوانى مرا از منزلم در نظام آباد به میدان انقلاب و به حوزه هنرى مى کشاند تا دور هم جمع بشویم و شعر بخوانیم و آثار یکدیگر را نقد بکنیم.
* به لحاظ شکل و قالب چطور؟ آیا تمام شعرهاى شما در اوزان عروضى و در قالب کلاسیک سروده شده و مى شود؟
عمده سروده هایم در قالب کلاسیک و در اوزان عروضى است. از همان ابتداى راه یعنى کتاب «تولد در میدان» شاید حدود ۱۰درصد از شعرهایم در قالب سپید و نیمایى و آزاد سروده شده است. الآن هم در اغلب مجموعه هایم چند شعر آزاد دارم. در کتاب «آتش در گلو» که در سال ۷۳ منتشر کردم ، در مقایسه با دیگر کتاب هایم اشعار بیشترى در قالب آزاد چاپ شده است.
* زیباترین کارى که تاکنون سروده اید، کدام شعر است؟
شعرى از مجموعه «تولد در میدان» دارم، که گمان نمى کنم در خاطرم مانده باشد. شعر این گونه شروع مى شود:
باز مى خواند کسى در شیهه اسبان مرا
منتظر استاده در خون چشم این میدان مرا
مى برم منزل به منزل چوب دار خویش را
تا کجا پایان دهم آغاز کار خویش را
اما اجازه بدهید شعر دیگرى که دم دست دارم براى شما بخوانم:
تیر اى گرم یادگار پدر
هم نفس با پدر به گاه خطر
تیر اى بارها خطر کرده
از دل خشم و خون گذر کرده
رفته لب تشنه بى اشارت آب
گشته از خون دشمنان سیراب
در شب وحشى عدو رفتار
پلک چشم تو تا سحر بیدار
یاد بادا پدر به آیین اش
تو هماره به زیر بالین اش
یاد بادا که در صف پیکار
سرخ رو آمدى برون از کار
گاه بودى به دست پیغمبر
گه به پیکار در کف حیدر
گاه در کربلا علم زده اى
خط مردانگى رقم زده اى
شعرهایى که آن زمان بیشتر بر سر زبانها بود، شعرهایى از این دست بود. شعرهایى بود که براى دوستان مى خواندیم و ارجمندى خاصى داشت.
* از میان اشعار شاعران دیگر که در زمینه ادبیات دفاع مقدس سروده شده، کدام شعر را خیلى مى پسندید و دوست دارید؟
من شعرهاى مرحوم سیدحسن حسینى را دوست دارم. شعرهاى سلمان هراتى را دوست دارم. اشعار قیصر امین پور مرا سخت مجذوب مى کند. اما اگر بخواهم تنها یک قطعه شعر را انتخاب کنم، احتمالاً آن شعر «شعرى براى جنگ» قیصر امین پور است. ضمن این که شعر «جنگجوى چهارده ساله» محمدرضا عبدالملکیان را هم نمى توان فراموش کرد.
* شما فکر مى کنید حضور شاعر در عرصه نبرد و در میدان جنگ چقدر در کارش مؤثر است؟ شما شخصاً چند وقت در جبهه حضور داشتید؟
حضور درجبهه ها، هم به صورت رزمنده و هم به صورت دید و بازدیدها و اجراى برنامه شعرخوانى به مناسبت هاى مختلف، براى هریک از ما پیش مى آمد. یک وقت مى دیدى دوستان شاعر از حوزه هنرى تماس مى گرفتند و مى گفتند مى خواهیم عید پیش رزمنده ها در جبهه باشیم، ما هم بلافاصله بار سفر مى بستیم. زنده یاد محمدعلى مردانى که سنى بیشتر از ما داشت دست مرا وقتى خسته مى شدم مى گرفت و مى گفت این لشکر عاشورا از تبریز آمده اند. باید براى این بچه ها شعر بخوانى. به زبان ترکى. باید بخوانى تا بیشتر لذت ببرند. براى ما هم لذت بخش بود حضور در جبهه و بودن در کنار رزمنده ها. اگر آن ایام در جبهه هم نبودیم، صداى آژیرها در خیابان ها، حجله هایى که بر سرکوچه ها بر پا مى شد، تشییع شهدا در شهرها، برنامه هاى اعزام به جبهه ها، فضاى جامعه را به شکلى رقم مى زد که انسان را غرق در شور و حال مى کرد. و از دور هم مى شد فضاى جبهه و عطر خوش باروت را احساس کرد. فضاى جامعه ، جبهه را تداعى مى کرد آن هم براى کسى که مى سراید: مى برم منزل به منزل چوب دار خویش را . متأسفانه دیگر آن حال و هوا و آن فضا از جامعه شهرى رخت بربست انتظار هم نباید داشت که چرا شاعر مثل آن زمان شعرهاى حماسى و تهییجى نمى گوید. فضاى شهرها بدل به فضاى تزئینى، روشنایى نئون ها و تابلوهاى تبلیغاتى شده است. جامعه، دیگر جامعه مصرفى شده است. حضور شاعر در جبهه در کارش و در اثرش تأثیر انکارناپذیرى دارد چون مشاهده مهم ترین و بنیادى ترین وجه کار نویسنده و شاعر است. طبعاً شعرى که با مشاهده شکل مى گیرد، برآمده از دل است. براساس توهم و خیالپردازى نیست.
* شعر و ادبیات دفاع مقدس، در مقایسه با شعر مقاومت فلسطین داراى چه جایگاهى است؟ به نظر مى رسد شعر مقاومت فلسطین با حضور شاعرانى چون محمود درویش ، غسان کنفانى و ... توانست جهانى شود. اما این اتفاق براى شعر دفاع مقدس نیفتاد.
شماوقتى شعر شاعرانى مثل محمود درویش را که نگاه مى کنید مى بینید این گروه از شاعران به جاى استفاده از آرمان هاى بزرگ مردم خود و به کارگیرى اندیشه هاى والاى انسانى با استفاده از آموزه هاى دینى ، به تصویرسازى از چهره زن آرمانى در شعر مى پردازند تا مخاطبان جهانى براى شعر خود دست و پا کنند. وقتى محمود درویش در شعرش وطن زخم خورده اش را در هیئت زنى زیبا تصویر مى کند، براى من چندان جذابیتى ندارد و خوشایند نیست یعنى نگاه رمانتیک به جنگ و وطن دارند. وطن به معشوق تشبیه مى شود. وطن مجروح یعنى معشوقى که ساق سیمین اش زخم خورده است. این تعابیر براى شاعران ما که در اشعارشان ارزش هاى اخلاقى و اندیشه هاى دینى را پاس مى دارند، تعابیر مناسبى نیستند. اگر شعر دفاع مقدس نتوانست جهانى شود به دنبال استفاده ازاین گونه تعابیر و تصاویر نبود. شعر دفاع مقدس شعر اندیشه است، شعر شعور است. مرثیه یک نسل است که در آتش کینه لشکر دشمن سوخته است. رزمندگان ما وطن را به چشم معشوق ندیدند تا ما شاعران آن را این گونه تصویر کنیم. وطن را به چشم وطن دیدند جاى تفکر و اندیشگى در شعر دفاع مقدس بسیار بارز است و بالاتر از شعر مقاومت فلسطین است. اما در زبان شعر مقاومت از شعر دفاع مقدس موفق تر است. مخاطبان میلیونى شعر عربى را نمى توان با مخاطبان دو-سه هزارنفرى شعر فارسى مقایسه کرد. ملت عرب یکى از بزرگ ترین افتخارات اش همان شعر است. زبان شعرمقاومت خیلى قوى و بسیار امروزى تر است. آن فخامت زبان و تصویر سازى و مضمون پردازى در شعر عرب سبب شد که مخاطبان فراوانى در سطح جهان جذب کند و از این لحاظ شهرت فراوانى کسب کرده است اما این عناصر در شعر ما کمرنگ است. در عوض اندیشه در شعر ما بسیار والاتر و انسانى تر است. آن عنصر اندیشگى در شعر فلسطین غایب است کلمات و عباراتى که دنیایى از خرد و اندیشه و مکتب انسان سازى چون اسلام پشت آن باشد ، در شعر فلسطین حضور ندارد. اما خوشبختانه شاعران ما دراین زمینه بسیار توانمند هستند. مثلاً نظامى در آثار عاشقانه اش مى گوید:
تو مو مى بینى و من پیچش مو
تو ابرو من اشارت هاى ابرو
اگر در دیده مجنون نشینى
به غیر از خوبى لیلى نبینى
مى بینید که شاعران ما در عاشقانه هایشان هم دنبال معشوقى فراتر از یک معشوق معمولى هستند یک سرو گردن بالاتر از معشوق هاى دیگرند. انسان هاى متعالى ترى هستند.
* شما دراین فراخوان ها جهت سرودن شعر براى ملت فلسطین به استعدادهاى جدید هم برمى خورید؟
بله. خیلى. من در جریان همین فراخوان با چند تن از این شاعران بااستعداد شهرستانى آشنا شدم که کارهاى بسیار خوبى داشتند. مثلاً جوانى از سمنان یا خانمى از اراک که در بخش دانشجویى حضور داشت و شعرهاى بسیار خوبى مى سرود. کلاً هدف از برگزارى این کنگره ها یکى آشنایى با شاعران و نویسندگان شهرستانى در استان هاى مختلف است تا براى انتشار آثار خوب این افراد راهى باز شود، دیگراین که شرکت افراد در کنگره ها و حضور چهره هاى جدید، سبب تبادل فکر و اندیشه بین نسل هاى مختلف در استان هاى دور و نزدیک خواهد شد.

شنبه 2 بهمن 1389  2:30 PM
تشکرات از این پست
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:ادبیات دفاع مقدس

راه هاى فراملى براى ادبيات داستانى دفاع مقدس

موضوع راه یابى ادبیات داستانى دفاع مقدس ما به سطوح بالاى داستان نویسى جهان، موضوع بسیار پر اهمیتى است. موضوعى که دست اندرکاران عرصه ادبیات و نشر در میهن مان، سال هاست در خصوص آن به بحث و تبادل نظر پرداخته اند و طرح ها و پیشنهادهاى متعددى را در این باب ارائه کرده اند.

آیا ادبیات داستانى دفاع مقدس ما به لحاظ شاخصه هاى صورتى و صناعتى (فرمى و تکنیکى) از آن چنان کیفیتى برخوردار شده است تا بتواند به عرصه هاى جهانى هنر داستان نویسى راه پیدا کند؟ پرسش فوق، پرسشى است از ماهیت و کیفیت ادبیات داستانى معاصر میهن مان. پرسشى سخت پر اهمیت که کارشناسان و صاحبنظران عرصه ادبیات ایران تا به امروز پاسخ هاى متعدد و در عین حال متناقضى بدان داده اند. با این همه، آن چه در این باب از اهمیت افزون ترى برخوردار مى تواند بود، این واقعیت تأسف بار است که با هر کیفیت و در هر سطحى، به هر حال، داستان نویسى دفاع مقدس ایران، هنوز به میان مخاطبان و علاقه مندان هنر داستان نویسى در عرصه هاى جهانى راه نیافته و همچنان در انزوایى رنج بار به سر مى برد.آن چه در ادامه این اشاره کوتاه خواهد آمد، نوشتار نسبتاً بلندى است که بیشتر مى کوشد تا بحث یاد شده را از منظرى کاربردى و اجرایى پى بگیرد. پیشنهادى مقدماتى یا مقدمه اى پیشنهادى از براى آغاز مباحثاتى درازدامن که البته پرداختن بدان تنها در تخصص و از جمله وظایف کارشناسان خبره این عرصه خواهد بود. با این توضیح ضرورى که صفحه ادب و فرهنگ پایدارى روزنامه ایران، از آراى کارشناسان و صاحبنظران استقبال مى کند، نظرتان را به بخش نخست نوشتار یاد شده جلب مى کنیم.

بحث «فراملى شدن ادبیات داستانى دفاع مقدس و ویژگى هاى جهانى شدن» را به گمان ام از مناظر و چشم اندازهاى متعدد و متنوعى مى توان مورد بررسى قرار داد. به بیان ساده تر، بحث یاد شده، اگرچه در ظاهر تنها از ۲ بخش ـ و البته ۲ بخش مرتبط با هم ـ تشکیل مى شود، اما همین موضوع ۲ بخشى، در واقع موضوعات و مباحث افزون تر دیگرى را نیز دربر مى تواند گرفت. پس تا بتوانم در حجم و مجال اندک این نوشتار کوتاه، از پس بررسى اشاره وار همه موضوعات فرعى، اما مهمى که در عنوان فوق نهفته است، برآیم، برآنم تا موضوعات فرعى نهفته در موضوع اصلى را تحت فصولى جداگانه مدنظر قرار دهم.(۱)
۱) ارزش ها و فواید فراملى شدن ادبیات داستانى دفاع مقدس:
آیا داستان نویسى جنگ، یا شاخه داستانى خاصى که ما نویسندگان، منتقدان و دست اندرکاران این عرصه، غالباً ترجیح مى دهیم تحت عنوان ادبیات داستانى دفاع مقدس از آن یاد کنیم(۲)، به طور کلى و به لحاظ وجوه غیرادبى و غیرهنرى، ارزش فراملى شدن را دارد یا خیر؟
البته پرسش حاضر، پرسشى است از کلیت بحث فراملى شدن داستان نویسى دفاع مقدس و در این مرحله از بحث، هنوز به هیچ وجه قصد ورود به مباحث کیفى و جنبه هاى صورتى و صناعتى (فرمى و تکنیکى) این دسته از آثار در میان نیست. به تعبیر دیگر، بحث این است که آیا در صورت راه یافتن داستان هاى دفاع مقدس به میان مردم کتاب خوان در سایر سرزمین هاى جهان، اساساً سودى عاید ما خواهد شد یا نه؟ و آیا موفقیت در این راه، منافع اجتماعى، اقتصادى و سیاسى قابل توجهى را نصیب ما خواهد کرد؟
بارى، حقیقت این است که هیچ ملتى را در هیچ نقطه اى از این کره خاکى، از حمایت ها و عنایات ملت هاى دیگر جهان بى نیاز نمى توان دانست. پس طبیعتاً این حقیقت که مردم جهان، به اندیشه ها و رفتار و کردار ایرانیان چه سان مى نگرند و در باب آنان چه گونه داورى مى کنند نیز نمى تواند موضوع کم اهمیتى باشد.
براى مثال، تا به امروز آیا از آن بیدادى که در دوران جنگ ۸ ساله بر ملت ما رفت، تصویر دقیق و صادقانه اى به جهانیان ارائه شده است؟ آیا مردم جهان مى دانند که فاجیع آن جنگ ویران کننده را ایرانیان چونان فاجعه اى تلخ و تحمیلى تاب آورده و تحمل کرده بوده اند، یا که مردم ما را انسان هایى جنگ طلب و خود، بر افروزنده آن آتش جهان سوز تصور مى کنند؟
اکنون باید دید که به پرسش هاى پراهمیتى همچون پرسش هاى فوق، آن هم در سطوح وسیع جهانى، چگونه و با استفاده از چه ابزارهایى مى توان پاسخ داد؟
تردیدى نیست که یکى از راه ها و ابزارهاى مناسب جهت برقرارى گفت وگویى مؤثر با مردم جهان، در خصوص وقایع جنگ تحمیلى و تشریح بیدادى که در آن ماجرا بر ملت ما رفته بوده است، استفاده از امکانات کارآمد هنر و ادبیات و خاصه ادبیات داستان نویسى است. یعنى آثار داستانى ما ـ به طور مشخص آن داستان ها که با درونمایه وقایع شگرف و شگفت انگیز سال هاى جنگ تحمیلى به رشته تحریر درآمده اند ـ چنانچه همراه با ترجمه هایى دقیق و سامان مند، به بیرون از مرزهاى کشورمان راه یابند و در کشورهاى دیگر جهان نیز منتشر شوند، گزارش هاى مستند و مؤثرى توانند بود از همه آن ستم ها و بیدادى که در آن دوران سرنوشت ساز بر ملت ما رفته بوده است؛(۳) روایت هایى جذاب و خواندنى از سر جلب همدلى و ایجاد حس همذات پندارى در جان هاى پاک و حقیقت جوى انسان ها در سرتاسر گیتى، که بى شک، چشم و گوش خواب آلوده جهان امروز را به خود مشغول خواهد داشت.(۴)
پس حقیقت این است که بحث حاضر را نمى توان تنها از جنس مباحث صرف ادبى ـ هنرى تلقى کرد، چه، موضوع فراملى شدن ادبیات داستانى دفاع مقدس، علاوه بر بستگى بسیارى که به مقوله هاى فوق دارد، در ضمن به نوعى ابزار فرهنگى، سیاسى ـ آن هم در عرصه هاى بین المللى ـ نیز بدل مى تواند شد؛ به این شکل که عرضه داستان هاى دفاع مقدس به مخاطبان جهانى ادبیات، مى تواند سیماى فرهنگى کشورمان را موجه تر از پیش نشان دهد و گاه حتى اقبال سیاسى دستگاه حاکمه ایران را نیز در عرصه هاى بین المللى ارتقا بخشد؛ البته مراد ما از پرداختن به این جنبه خاص، به هیچ عنوان سیاسى کردن بحث حاضر نیست ـ درست به همان گونه که اساساً ارتقا دادن اقبال سیاسى دولت ها و دستگاه هاى حاکمه هیچ کشورى نیز در هیچ نقطه اى از جهان، نمى تواند جزو وظایف هنرمندان و نویسندگان به حساب آید ـ بلکه مقصود صرفاً گوشزد کردن ارزش و اعتبار فراوان مقوله یاد شده است؛ تا بدانیم و بپذیریم که پرداختن به این عرصه، حتى به لحاظ فرهنگى و سیاسى نیز براى کشورمان دستاوردهاى بسیار بااهمیتى در برخواهد داشت.
۱. البته درهمین ابتدا باید روشن کنیم که مقصود از فراملى شدن ادبیات داستانى دفاع مقدس، فراملى شدن آثارى است که نویسندگان ایرانى با موضوع دفاع مقدس به رشته تحریر درآورده و مى آورند و نه فراملى شدن موضوع دفاع مقدس. در واقع مراد این نیست که انتظار داشته باشیم تا داستان نویسان دیگرى نیز در سطح جهان از نگاشتن آثارى با موضوع جنگ ایران و عراق استقبال کنند.
۲. که البته براى عنوان ترجیحى مان استدلال هاى کاملاً محکمه پسندى نیز داریم. استدلال هایى که طرح شان به ارائه بحثى درازدامن، درخصوص ماهیت جنگ تحمیلى و علیت هاى مختلف وقوع آن واقعه بزرگ - آن هم از دیدگاه هاى سیاسى، اقتصادى، فرهنگى و بویژه دینى و اعتقادى - نیاز دارد. اماعجالتاً همین کافى است که ایرانیان، به گواهى اسنادموجود، هرگز آغاز کننده آن جنگ خانمانسوز نبوده اند، بلکه آن جنگ بزرگ و طولانى را تنها به عنوان فاجعه اى تحمیلى، قهرمانانه تاب آورده و در نهایت، به سوى پیروزى و سربلندى هدایت کرده بوده اند. هم چنین، تاریخ جنگ هشت ساله، به خوبى نشان مى دهد که ایرانیان، در هیچ زمانى در موضع نیرویى مهاجم و تجاوزگر قرار نداشته اند و پیوسته به نیت دفاع از مرزهاى میهن شان به نبرد ادامه داده اند.
۳. فیلم هاى ارزشمندى که در سالیان اخیر با درون مایه جنگ تحمیلى در سینماى ایران ساخته شده اند نیز بى تردید ازچنین نقش و تأثیرى برخوردار خواهند بود.
۴. ظاهراً درخصوص تعداد داستان هایى که با موضوع جنگ ایران و عراق در غرب منتشر شده است، تا به امروز آمارى منتشر نشده است، لیکن در جایى اشاره شده بود که سهم عراقى ها از این بازار نشر ۴۰ اثر است. پس با احتساب یک یا حداکثر دو کتابى که از احمد دهقان - البته در سطح کاملاً محدود یکى از دانشگاه هاى آمریکا - منتشر شده است، حساب ما و عراقى ها دراین رقابت انتشاراتى چهل به دو است.

شنبه 2 بهمن 1389  2:30 PM
تشکرات از این پست
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:ادبیات دفاع مقدس

شقایق

نویسنده و کارگردان: عبدالله جلالی
تهیه‌کننده: انجمن سینمای جوان ارومیه

تصویربردار: رسول سابقه
صدابردار: بیژن رحمتی
تدوین: بیژن رحمتی
بازیگران: خلیل مستوفی، اکرم ولی‌پور
بشنو از نی چون حکایت می‌کند، از جدایی‌ها شکایت می‌کند.

عبدالله جلالی
وی در سال 1349 در آستارا به دنیا آمد. بعد از طی دوره‌های آموزش فیلم‌سازی، به ساخت فیلم کوتاه پرداخت. «شقایق» و «حباب» از جمله آثار اوست.

شنبه 2 بهمن 1389  2:31 PM
تشکرات از این پست
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:ادبیات دفاع مقدس

سرداران عشق

کارگردان: حمید بهمنی
نویسندگان: فرشاد فرشته حکمت، حمید بهمنی
تهیه‌کننده: کنگره سرداران و چهارده هزار شهید استان فارس

مدیر تصویربرداری: قاسم بخشی
طراح صحنه: حسین منصورفلاح
موسیقی: فردین خلعتبری
شعر: حافظ و سعدی
تدوین: رضا بهارانگیز
جلوه‌های ویژه: عظیم محمدی
جانشین تولید: منصور سهراب‌پور
دستیار اول کارگردان و برنامه‌ریز: سید مجتبی اسدی‌پور
گریم: سعید ملکان
بازیگر: کاوه محمودی
مجری طرح و مدیر تولید: محمدرضا آهنج
بسیجی جوانی در پی یک آوای غیبی به کشف و شهودی شاعرانه و عاشقانه در میان شهدای استان فارس می‌پردازد.

شنبه 2 بهمن 1389  2:33 PM
تشکرات از این پست
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:ادبیات دفاع مقدس

 رؤیای پرواز

نویسنده و کارگردان: خسرو زینال‌پور تبریزی
فیلمبردار: قاسم بخشی
تهیه‌کننده: سینمای تجربی

تدوین: محمدرضا دامرودی
مدیر تولید: محمد حمزه‌زاده
بازیگران: صادق میانجی، پیام سرهنگی

خلبانی که در جنگ جان‌باز شده است، به‌طور اتفاقی کودکی را می‌بیند که خیال دارد با بادبادکش پرواز کند و در حال سقوط از ساختمانی مرتفع است. او کودک را با ترفندی به پایین می‌کشد و ...

خسرو زینال‌پور تبریزی
فارغ‌التحصیل رشته‌ی سینما با گرایش کارگردانی است و در کارنامه‌ی خود مجموعه‌ی تلویزیونی سیزده قسمتی «قصه‌های زهرا» را ثبت کرده است. همچنین چند کار کوتاه مستند نیز جزء آثار اوست. در حال حاضر مسئول بخش تئاتر سپاه پاسداران استان خراسان است.

شنبه 2 بهمن 1389  2:34 PM
تشکرات از این پست
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:ادبیات دفاع مقدس

رباعی کوچه

نویسنده و کارگردان: حمید قاسم‌زادگان
تهیه‌کننده: انجمن سینمای جوان، فرهنگسرای پایداری

فیلمبردار: علی محمد قاسمی
صداگذار: فرهاد ارجمندی
تدوینگر: سیدرحیم حسینی
موسیقی: انتخابی
بازیگران: محمد علی‌خانی، مجید مشایخ، ناهید مولایی
خلاصه‌ی داستان: 
کودکی در انتظار بازگشت پدرش از اسارت است.‌ پستچی وارد کوچه‌ی آنها می‌شود و به دنبال پلاک خانه‌ی آنها می‌گردد تا نامه پدر را به آنها بدهد. اما خانه‌ی آنها پلاک ندارد. پستچی از کودک که به کوچه آمده است، می‌خواهد برود و شماره پلاک خانه را از مادرش بپرسد. پسر به داخل منزل می‌رود، اما با پلاک رزمندگی پدرش باز می‌گردد.

حمید قاسم‌زادگان جهرمی
در سال 1351 به دنیا آمد. تحصیلات خود را در رشته‌ی ادبیات نمایشی به اتمام رسانید و موفق به اخذ مدرک کارشناسی گردید. در آغاز فعالیت به داستان‌نویسی و نمایشنامه‌نویسی روی آورد. دوره‌ی فیلمسازی را در انجمن سینمای جوان شیراز گذرانید. برخی آثار او عبارت‌اند از: ریحانه‌ها (8 میلی‌متری)، خواب سبز (8 میلی‌متری)، گلدان (8 میلی متری)، نگاهی بدون عنوان (8 میلی‌متری)، آدمک‌ها (8 میلی‌متری)، سکانس‌هایی از نور و سایه (ویدیویی)، آسمان مکثی کرد (ویدیویی) و تمام عاشقی (16 میلی‌متری).

شنبه 2 بهمن 1389  2:35 PM
تشکرات از این پست
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:ادبیات دفاع مقدس

راست قامتان

کارگردان: منوچهر سرشت احمدی
تهیه‌کننده: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
نویسنده فیلمنامه: منوچهر احمدی

فیلمبردار: مهدی سماکار، محمدرحیم بختیاری
تدوین کننده: چنگیز صیاد
صدابردار: محمد حقیقی
35 میلی‌متری. رنگی. 7 دقیقه. داستانی (انیمیشن)

شنبه 2 بهمن 1389  2:36 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها