نبرد و قلم
گفت وگو با محسن مطلق، نویسنده و محقق
خاطره نویسى در دوره هاى پرالتهاب، رشد بیشترى دارد. دفاع مقدس ما نیز با خود کوله بارى از ماجرا داشت که بعدها در قالب خاطرات، داستان، فیلم و.// متجلى شد. هرچند هنوز جاى پژوهش هایى، خالى به نظر مى رسد اما این خود به این معناست که عرصه فراخ است؛ پس مرد مهیا باید بود.
گفته مى شود خاطره نویسى در ایران به عنوان یک گونه ادبى (ژانر ادبى) پس از انقلاب اسلامى بالید، آیا موافقید
چنین قضاوتى تقریباً درست است. یادم هست که در همان ابتداى جنگ یعنى در سال هاى اولیه دهه شصت که به منظور ثبت خاطرات رزمندگان دفترچه هایى در میان جبهه ها توزیع مى شد و در سنگرها در اختیار بچه ها قرار مى گرفت- حالا اندیشه این کار از طرف هر کس که بود و با هر چشم اندازى که این کار صورت گرفت- فرصت خوبى در اختیار رزمندگان گذاشت تا به ثبت و ضبط رویدادهاى آن دوران بپردازند و استعدادهاى فراوانى هم شکوفا شدند و در خدمت ادبیات دفاع مقدس درآمدند. این حرکت، بسیار خوب و سازنده بود. حالا از هر کجا که سازماندهى شده بود، نتایج درخشانى داشت. به هر حال این خاطرات به درد آیندگان مى خورد. این را فهمیده بودند که باید آن را ثبت و ضبط کرد.
خاطره نویسى صرف در مقایسه باخاطره نویسى در قالب داستان چه تفاوت هایى دارد
در بحث خاطره نویسى، نظر بزرگان این حوزه بر این است که این دو مبحث و فن را نباید با هم یکى گرفت. داستان عناصر و مؤلفه هاى خاص خودش را دارد. حالا این داستان چه از خاطره نشأت گرفته باشد و چه از عالم تخیل و جادو برخاسته باشد و چه از یک واقعه مستند اخذ شده باشد. در حالى که خاطره به دور از عناصر و مؤلفه هاى داستانى باید به صورتى نوشته و روایت بشود که هیچ چیز از بیرون بر آن تحمیل نشود و در شکل گرفتن اش دخیل نباشد. به خاطر همین است که بسیارى از خاطرات در گرماگرم جنگ و در همان لحظه وقوع حوادث نوشته مى شوند که به شکل روزشمار یا یادداشت روزانه درمى آیند. ارزش استنادى این دسته از آثار خیلى بیشتر از خاطراتى است که یک رزمنده پس از پایان جنگ با استفاده از محفوظات ذهنى آن را به روى کاغذ مى آورد. حتى این دو دسته آثار به لحاظ تقدم وتأخر زمانى هم با یکدیگر فرق دارند.
اعتقاد شخصى من هم این است که یک اثر یا داستان است یا خاطره، حالا ممکن است داستانى هم باشد که در نوشتن اش از خاطره هم بهره گرفته شود. یا از سرگذشت کسى که مکتوب شده، این داستان وام گرفته شده باشد. اما در نهایت چنین اثرى خاطره نیست، یک داستان است. خاطره اله مان ها و مؤلفه هاى خاص خودش را دارد و از روى همان اله مان ها شناسایى مى شود.
در حوزه ادبیات دفاع مقدس کدام یک از این دو دسته آثار قوى تر و از رشد بیشترى برخوردار بودند خاطره نویسى صرف یا خاطرات داستانى
ببینید از اواسط دهه هفتاد، یعنى از سال ۷۷ به بعد سازمان ها و نهادهاى مختلفى که در زمینه ادبیات جنگ فعال بودند، آمدند به صورت سفارشى آثارى تولید کردند که بعدها به عنوان زندگینامه هاى داستانى شناخته شدند. یعنى همین آثارى که به عنوان «قصه فرماندهان» منتشر شدند، اینگونه نوشته شدند، این دسته از آثار هم خاطره اند، یعنى از خاطرات فرماندهان جنگ استفاده شده، ولى صورتى داستانى گرفته اند و به متن وقتى نگاه مى کنید خاطره صرف هم نیستند که وقتى خواننده نوجوان براى مطالعه آن را در دست مى گیرد، برایش خسته کننده باشد و از مطالعه آن زده بشود. متنى که جذاب تر باشد و بتواند خواننده را تا پایان کار به دنبال خودش بکشد، از چنین اثرى با ویژگى هاى گفته شده، به عنوان زندگینامه داستانى یاد مى کنند.
اتفاقاً بچه هاى بنیاد حفظ آثار و ارزش هاى دفاع مقدس در این باره مشغول یک کار تحقیقى هم هستند که ماحصل آن منتشر مى شود.
شما در طول سال ها تجربه نوشتن، چقدر توانستید از ادبیات جهانى در این ژانر بهره بگیرید از آثار همینگوى و هاینریش بل گرفته تا آثار چه گوارا که به عنوان خاطرات بولیوى منتشر شدند.
آثارى که شما نام مى برید بیشتر خاطرات افراد انقلابى در یک فضاى سیاسى - انقلابى که آغشته به جنگ هم هست، نوشته شده اند. جنگ جهانى دوم اما یک مبحث جداگانه اى دارد که متأسفانه آثارى که در این زمینه ترجمه شده، بسیار اندک است. در کل ادبیات دفاع مقدس با ادبیات تمام جنگ هاى دنیا متفاوت است. اصلاً اهداف، انگیزه ها، فضا و محیطى که بچه ها در آن رشد کردند، از اساس با جنگ هاى دیگر فرق دارد. نتیجتاً ادبیاتى هم که از آن فضا و آن رویدادها نشأت مى گیرد و با آن رویکرد نوشته مى شود، در کل با رویکرد ادبیات دفاع مقدس دو مقوله متفاوت است. اما یکى از کارهایى که دکتر اریک بوتر کرده بود، یک سلسله از همین خاطرات و دستنوشته هاى سربازان جنگ جهانى دوم در فرانسه را به فارسى ترجمه کرده بود و به تجزیه و تحلیل جامعه شناختى آنها پرداخت. ایشان هم به این نتیجه رسیده بود که برخى از مؤلفه ها هست که در همه جنگ ها یکسان عمل مى کند. مثلاً عاطفه انسانى، احساس همدردى، وجدان بشرى هنگامى که سرباز دشمن را به اسارت مى گیرد و به او رحم مى کند جیره آب و غذاى خود را با او قسمت مى کند. اینگونه موارد در جنگ را شاید با اغلب کشورها رویکرد مشترکى داشته باشیم. اما چون فضاى جنگ ما آمیخته با شعائر دینى بود با شعائر جنگ جهانى دوم تفاوت بسیار دارد. لذا ادبیات این دو جنگ هم متفاوتند. جالب است بدانید که دکتر اریک بوتر در جامعه شناسى ادبیات دفاع مقدس بیشتر به دنبال سوژه شناخت فرهنگ شهادت بود، هم این موضوع را در جبهه هاى جنگ دنبال مى کرد، هم در ادبیات متأثر از این فرهنگ.
در زمینه جامعه شناسى ادبیات جنگ ما هیچ گونه تحقیق و پژوهشى سراغ نداریم، چرا پژوهش در این زمینه مورد غفلت واقع شده است
البته پژوهش در حوزه جامعه شناسى ادبیات جنگ بسیار محدود و اندک است. چند نفرى جسته گریخته کار کرده اند. چه در ارتباط با نقش زنان در جنگ و چه در ارتباط با افراد مقیم مناطق جنگى که آنها را به مهاجرت واداشت و در دیگر مناطق آواره شدند.
به هرحال خاطرات جنگ، منبع و دستمایه بسیار غنى و خوبى است براى پژوهش در زمینه جامعه شناسى ادبیات جنگ.
درست است. این آثار هم در زمینه جامعه شناسى هم در زمینه انسان شناسى و روانشناسى منبعى بسیار غنى است. این منابع، منابع بسیار مهمى است که به کار پژوهشگران مى آید. آن قدر فضاى جنگ را به صورت شعارى احزاب و گروه هاى مختلف به نفع خود مصادره کردند که آدم احساس مى کند این فضا هم مقدارى سیاسى شده است. به خاطر همین هم هست که شاید عده اى از نویسندگان و محققان ما حتى استادان و روشنفکران ما از ورود به حوزه ادبیات دفاع مقدس استقبال نمى کنند. حقیقت این است که مى ترسند انگ وابستگى به احزاب و گروه ها به آنها بخورد. اگر آزادى عمل بیشترى داده مى شد، یا این فضا آن قدر سیاسى نمى شد، حتماً محققان و نویسندگان بیشترى وارد این فضا مى شدند و به تحقیق و پژوهش مى پرداختند و کمبود تحقیق در زمینه جامعه شناسى ادبیات دفاع مقدس هم به شکلى جبران مى شد. چیزى که به درد همه ما مى خورد.
در زمینه خاطره نگارى جنگ بهترین اثرى که نوشته شده به اعتقاد شما کدام است
کتابى که شهید حبیب غنى پور نوشته اند و رویدادهاى جنگ را به صورت روزشمار روایت کرده اند، به نظرم از کارهاى برجسته این حوزه است که خودم آن را خیلى دوست دارم. در این زمینه آقاى کمرى هم مجموعه اى به صورت روزشمار جنگ کار کرده اند که بسیار ارزشمند است.
بنیاد شهید هم یک مرکز اسناد دایر کرده است که پر از پرونده هاى شهداى جنگ است. این اسناد شامل خاطراتى هم هست که در همان ایام جنگ نوشته شده و آنقدر این نوشته ها تازه و بکر است که هنوز هم جذاب و خواندنى است. متأسفانه کسى پیدا نشده این آثار را بازخوانى و تدوین کند و به صورت آثار مجلد منتشر کند. شخصاً عاشق کار کردن در این فضا هستم. فکر مى کنم کارهاى این چنینى هم داراى سوژه هاى ناب تر است و هم نظرگاه هاى جدیدترى را به جامعه عرضه مى کند.
اگر بخواهید خاطره نگارى دوران دفاع مقدس را آسیب شناسى کنید، این حوزه را چگونه ارزیابى مى کنید
حضور افراد کم دانش در این عرصه که به صورت سفارشى به کار خاطره نویسى روى آورده اند، یکى از آفت هاى این حوزه است. چون آثارى با بضاعت اندک و کیفیت پائین تولید مى کنند که مخاطب را گریزان مى کند. تعدد مراکز تصمیم گیرى در زمینه ادبیات دفاع مقدس به شکلى دیگر به این حوزه لطمه وارد مى کند. همان گونه که در عرصه دفاع مقدس یک مرکز فرماندهى عملیات را رهبرى مى کرد. در عرصه ادبیات دفاع مقدس هم نیاز به یک مرکز فرماندهى داریم که طرح و برنامه بدهد و نظارت کند. متأسفانه امروز برخى افراد هستند که مى خواهند در پایان هر سال بیلان کار بدهند و به اعداد و ارقام بیشتر توجه دارند و به کیفیت محصول توجه چندانى ندارند یا کسانى هستند که اصلاً عرصه دفاع مقدس را نمى شناسند و در عمرشان دو کتاب در حوزه ادبیات دفاع مقدس نخوانده اند. چنین افرادى با این مایه از سواد و تجربه چگونه مى توانند ادبیات دفاع مقدس را به رشد و شکوفایى برسانند به همین خاطر مى بینیم در این سال ها از کیفیت و کمیت آثار این حوزه کاسته شده است و دچار نوعى رخوت شده ایم. بحث کیفیت و محتوا فراموش شده است. شما اگر آثار این سال ها را با آثار دو دهه گذشته مقایسه کنید، متوجه این موضوع مى شوید. بیانیه هیأت داوران را در انتخاب کتاب سال دفاع مقدس که چندى پیش منتشر شده بخوانید، مى بینید هم در حوزه شعر و هم در حوزه ادبیات داستانى با افت محسوس عناوین کتاب هاى تازه و نزول ارزش هاى ادبى و زیبایى شناسى آثار مواجه بودیم و در چند بخش کتاب برتر سال نداشتیم.
[سایر محمدى]
روزنامه ایران