نویسنده: اورایزن اسوت ماردن
بالفکر تنجلی غیاهب الامور
به یاری فکر، تیرگی های کار روشن و آشکار می شود. "علی (ع)"
بنای آینده را با مصالح فکری باید بسازیم. خودمان بی خبریم که سعادت یا تیره بختی را در زندگی مان با فکر خویش فراهم می کنیم. بنای کاینات بر روی این اصل گذاشته شده و نام آن را "تصادف" نهاده اند. در این صورت سرنوشت خود را انتخاب و آماده کن, علاقه تولید علاقه می کند و از کینه، کینه می زاید. "ویلکوکس"
1: آنان که از روی فکر کار می کنند در توفانهای زندگی غرق نمی شوند.
یک دقیقه فکر کنید، آیا شما وارث متاعی که قیمت آن هزاران بار گران تر از یک کشتی است یعنی وارث زندگی و فهم و هوش خود نیستید؟
این فهم و هوش را در چه جهتی هدایت می کنید؟ آنرا به حال خود می گذارید؟ یا تسلیم توفانهای خشم و هوسش می سازید و اجازه می دهید که درستی های مشکوک، کتابهای خطرناک و تفریحات و خوشی های مضر به صورت ناشایستی که مورد قبول فکرتان نیست وارد زندگی شما شود؟
آیا واقعاً فرمانده کشتی خودتان هستید و این قدرت را در خود می بینید که کشتی وجودتان را به ساحل آرامش و صفا، موفقیت و سعادت برسانید؟
فکر در این دنیا سکان همه چیز است. این حقیقت مدتهای دراز آشکار نشده و از نظر دور مانده بود. وقتی هم که مردم به قدرت فکر پی بردند و آنرا مورد احترام و ستایش قرار دادند تازه تصور کردند که نیروی لایتغیر و میعنی است که مخصوص مغزهای استثنایی و نادر است.
کاری که باید انجام گیرد، مسائلی که باید حل شود و نتایجی که از آنها به دست می آید با اینکه در مورد هر کسی فرق می کند ولی اصول علمی آن با این فرقی ندارد و چیزهایی است که از هر فردی برمی آید. قلمی که در دست مجسمه ساز ناتوانی است می تواند مجسمه زیبایی را خراب کند همان آلت در دست یک جانی می تواند آلت دزدی یا قتل شود. فکر نیز درست مثل آلتی است که می تواند ظاهرمان را زیباتر و یا زشت تر سازد و یا به کلی خراب کند.
مجسمه ساز در حال کار چشم از مرمر خویش برنمی دارد. نتیجه ای را که باید به دست آورد پیشاپیش در مغز خود طرح می کند و با هر ضربه بر قلم آهنین خویش می کوشد به نتیجه برسد و کار خود را بصورت مدلی که در مغز خود طرح کرده است در آورد.
هر فکری ضربه قلمی است که تکه ای از مرمر زندگی را می تراشد از این رو باید تصمیم بگیریم که فکرمان را به منظورهای بهتری متوجه سازیم و در راه مقصودهای گرانبهایی صرف کنیم و برای اجرای این تصمیم باید تمام اراده مان را بکار بندیم.
ت.کارتر می گوید: "پدران و مادران و مربیان اگر بجای اینکه بچه ها را وادار به اطاعت کنند کاری کنند که آنها راه اراده خود را با فکر خودشان یاد بگیرند مسائل تربیتی به درجه قابل توجهی آسانتر می گردد و در روی زمین عده و اشخاص فهمیده چندین برابر می شود."