پاسخ به:پیروزی فکر
جمعه 1 بهمن 1389 10:23 AM
. فکر، فرمانروای وجود است.
عقل در وجودمان قدرت حیرت آوری دارد پس چه بهتر که پیوسته فکر را حاکم وجود خود سازیم. "گوته"
پیش از اینکه طرز تفکر خود را تحت فرمان اراده درآورید بهتر است اول به قدرت مادی و اهمیت فکر پی ببرید. هرگز راضی نشوید که کورکورانه از این نظر اطاعت کنید. بلکه بهتر است بدانید و قانع شوید که چگونه فکر خوب نتایج خوب دارد و فکر بد نتایج بد را نصیب شما می سازد. کسی که با آتش بازی می کند باید پیوسته بیدار و هوشیار باشد. باید با تمام شعور خود قانع شوید که که فکر بطور مطلق بر مقدرات شما حاکم است و هر فکری در آفریدن سرنوشت شما سهمی برای خود دارد. باید معتقد باشید که اگر افکارتان را در جهت شایسته ای راهنمایی می کنید، سرنوشت خوب بصورت بسیار طبیعی و آسانی بسوی شما خواهد آمد و برعکس اگر فکر و اندیشه ای را که خداوند به شما بخشیده است در راه بدی به کار اندازید پیوسته بدی و زشتی نصیب شما خواهد شد.
خون و نیروی عصبی فقط با حرکتی که از مغز سرچشمه می گیرد به قسمتهای مختلف بدن متوجه می شود. از این روست که پروفسور آنورسن می گوید:
"من بوسیله کاسه زانویم می توانم ثابت کنم که فکر بر تمام حرکات بدن حاکم است: همه می دانند که رقصی به نام "ژیک" با حرکات تاب دادن کاسه های زانو انجام می شود. وقتی که توی رختخواب در خیال خودم این رقص را انجام می دهم با اینکه پاهایم را به هیچ وجه تکان نمی دهم و در عضلاتم هیچ گونه حرکتی دیده نمی شود، عضلات کاسه زانویم بالا می آید در این حالت ثابت می شود که با نیروی خود (فکر) خون متوجه کاسه زانویم شده است. این تجربه ثابت می کند که در اثنای رقص واقعی نیز عضلاتم نیروی خود را از مغز می گیرند.
اشخاصی که کار فکری دارند چون راه رفتن عادیشان بطور لاشعور انجام می گیرد و قادر نیست خونی را که در مغز جمع شده است بطرف پاها بکشد لذا قدم زدنشان فایده بسیار کمی دارد و حال آنکه راه رفتن سریعی که به منظور معینی انجام گیرد خون را متوجه پاها می سازد و عضلات را نیرو می بخشد.
پروفسور گیتس می گوید:
"در سال 1879 تنفس بیماری را داخل یک لوله منجمد مورد معاینه قرار دادم با اینکه نفس متراکم در لوله را با "ریودورد- دورپسین" مخلوط کردم این ترکیب هیچ گونه رسوبی که بتوان دید از خود باقی نگذاشت ولی پس از اینکه بیمار عصبانی شد در ته لوله رسوب تیره رنگی ملاحظه شد."
به این ترتیب ثابت کرد که خشم در بدن یک ماده شیمیایی تولید کرده است این رسوب را برداشتند و به انسان و حیوانات تزریق کردند در آنها نیز خشم و هیجان به ظهور رسید. تجربه نشان داده که رنج شدیدی مانند خبر مرگ فرزند رسوبی به رنگ خاکستری و هیجان خفیف تری مانند پشیمانی رسوبی گلی رنگ تولید می کند.
پروفسور جک لویب ثابت کرده است که فکر جریانی نظیر جریان برق دارد و تحت تأثیر این جریان ماده جانداری در اعضا بدن از مثبت به منفی و از منفی به مثبت منتقل می شود.
روی همین اصل است که فکر را به تلگرافی که از روح می رسد تشبیه می کند.