0

سلامتی کودکان و نوجوانان (جامع)

 
amindadaadad
amindadaadad
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 3567
محل سکونت : سیستان و بلوچستان

پاسخ به:سلامتی کودکان و نوجوانان (جامع)

كودكان بايد روزي 90دقيقه بازي كنند 

به منظور جلوگيري از بروز بيماري هاي قلبي در سنين بالا، كودكان بايد حداقل روزي 90 دقيقه بازي و تحرك داشته باشند.
منظور از بازي، نشستن و انجام بازي هاي كامپيوتري نيست، بلكه فعاليت هاي پرتحرك است. 
متخصصان توصيه مي كنند كه كودكان تا 5 سالگي حداقل روزي 90 دقيقه و در سنين 5 تا 18 سال بهتر است روزانه 60 دقيقه به فعاليت هايي نظير دوچرخه سواري، دويدن و انواع ورزش ها بپردازند تا احتمال مشكلات قلبي و مرگ زود هنگام در سنين بالاتر در آنان به حداقل برسد. 
با توجه به اينكه نسل كودكان فعلي به دليل عدم و يا كاهش فعاليت و عدم رعايت برنامه غذايي مناسب و سالم بيشتر دچار چاقي شده اند، احتمال بروز بيماري هاي قلبي در آنان افزايش يافته است. 
بررسي ها نشان مي دهد كه انجام بازي هاي پرتحرك و فعاليت هاي ورزشي در سنين نوجواني و جواني به مصرف بهينه مواد غذايي كمك كرده و از اضافه وزن نيز جلوگيري مي كند و همين امر نه تنها به سلامتي قلب و جسم كمك مي كند بلكه از نظر روحي نيز موجب شادابي بيشتر و زندگي بهتر مي شود. 
آمار نشان مي دهد استعمال مواد مصنوعي و شيميايي مانند سيگار و مواد مخدر نيز در چنين افرادي به حداقل مي رسد. از طرفي از آنجا كه مشكلات قلبي با افزايش كلسترول و قند خون و فشار خون ارتباط دارد و بازي و ورزش مانع افزايش اين عوامل مي شود مي تواند از انواع عوارض جلوگيري كند.

** دارالولایه **

درباره امضاء

شنبه 11 شهریور 1391  3:52 AM
تشکرات از این پست
amindadaadad
amindadaadad
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 3567
محل سکونت : سیستان و بلوچستان

پاسخ به:سلامتی کودکان و نوجوانان (جامع)

كودك گوشه گير از اجتماع 

نشانه رفتار هاي اجتماعي را مي توان از دوران 2 تا 3 ماهگي، آن زمان كه كودك لبخند مي زند، صدا در مي آورد و حركت هايي به سرش مي دهد، در كودكان مشاهده كرد. برخي از نوزادان با مشاهده همسالانشان به غن غن كردن مي پردازند و از اين كار بيش از نگاه كردن به آيينه لذت مي برند.
با افزايش رشد، كيفيت و ميزان رفتار اجتماعي تغيير مي كند. به طوري كه از 12 ماهگي تا دوره قبل از دبستان، رفتارهاي اجتماعي تقويت شده، روابط با همسالان افزايش و در مقابل روابط با بزرگسالان كاهش مي يابد.
درباره ميزان شيوع انزواطلبي در كودكان چنين بر مي آيد كه ميان 5 تا 28 درصد كودكان پيش از دبستاني با ميانگين 25درصد به اين اختلال مبتلا هستند و ميان 1 تا 3 درصد كل جمعيت، در قسمت افراد گوشه گير قرار مي گيرند.
دور نگه داشتن كودك از دوستان و همسالان در سال هاي نخستين زندگي و ارتباط نامناسب با همسالان، كودك را در سازگاري هاي بعدي با مشكلات زيادي مواجه مي كند.
داشتن ارتباط خوب با همسالان موجب ايجاد محبوبيت در ميان همسالان مي شود. مشاهده مي شود كودكاني كه از محبوبيت كمتري برخوردارند، بيشتر وقت خود را با رؤيا و اوهام مي گذرانند و به عكس پذيرش كلي از سوي همسالان موجب رشد بيشتر رفتارهاي مثبت در وي مي شود.
از نشانه هاي كودك گوشه گير مي توان به: تعداد روزهاي غيبت كودك از مدرسه، غيبت ازكلاس، ميزان نمرات درسي، بهره هوشي، ميزان سازگاري كودك و معلم، ميزان پذيرش دوستان و همسالان اشاره كرد. كه از اين ميان ارتباط متقابل با همسالان، محبوبيت و شايستگي اجتماعي و رشد و سازگاري بيشتر نمود مي كند.
البته بايد اختلال شيزوفرني و رويگرداني از اجتماع را از اختلال جدايي از اجتماع و گوشه گيري، متمايز در نظر گرفت چرا كه كودك رويگردان مضطرب است و همين اضطراب نمي گذارد دوستان جديدي پيدا كند، با اين حال از رابطه با دوستان گذشته و قديمي لذت مي برد، كودك مبتلا به شيزوفرني كودكي است كه هيچ تمايلي به تماس هاي اجتماعي ندارد.
در باره درمان كودكان گوشه گير، اصل بر افزايش و تقويت روابط با همسالان است.
براي اين كار مي توان در دوره پيش دبستان از قصه گويي و ارائه مدل استفاده كرد.
تقويت رفتار مثبت نيز مؤثر واقع مي گردد. مي توان با آموزش، تمرين و تكرار توسط خود كودك و نيز با كمك مربي به اين امر رسيد. اما هرچند كه در اين امر موفق باشيم نبايد بهره گيري از آموزش از طريق همسالان را ناديده بگيريم، چرا كه همسالان بهترين مدل براي كودك مي باشد. همسالان پيش از اين در محيطي كه رفتار مربوطه در آن روي داده بوده اند و مي توانند پيامدهاي طبيعي براي آن موقعيت فراهم آورند، تا رفتار مورد نظر در طي زمان ادامه يابد. استفاده از همسالان به سه دليل است:
▪ برانگيختن وتقويت رفتارهاي درست در كودكان منزوي از اجتماع.
▪ تلاش براي اجتماعي كردن همسالان گوشه گير.
▪ استفاده از همسالان به عنوان مدل هاي زنده براي كودكان گوشه گير.
كودكان محبوب از غير محبوب را مي توان از واكنش مثبت نسبت به همسالان، توانايي پذيرش ديدگاه هاي ديگران و مهارت در برقراري روابط متقابل متمايز كرد.
هرچه درك ما از كودك گوشه گير افزايش پيدا كند به تدريج خواهيم توانست راه هاي موفقيت آميزتري براي كار با اين كودكان پيدا كنيم و در نهايت به اين كودكان بيشتر كمك برسانيم.

** دارالولایه **

درباره امضاء

شنبه 11 شهریور 1391  3:52 AM
تشکرات از این پست
amindadaadad
amindadaadad
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 3567
محل سکونت : سیستان و بلوچستان

پاسخ به:سلامتی کودکان و نوجوانان (جامع)

كاهش قند خون كودكان پرتحرك در شب 

تحقيق نشان داد كساني كه از قند خون نوع اول رنج مي برند بيش از ديگران هنگام شب با كاهش قند خون مواجه مي شوند. به نوشته عرب آنلاين ، محققان با بررسي ميزان قند خون كودكان مبتلا به قند خون در روزهاي اول كم تحركي و همچنين تحقيق درباره ميانگين قند خون كودكاني كه در روز خيلي تحرك داشته اند ، دريافتند ميزان قند خون 24 درصد كودكان 11 تا 17 ساله آخر شببه شدت كاهش مي يابد.
محققان گفتند بايد مراقب رژيم غذايي كودكان مبتلا به قند خون بخصوص در روزهايي كه تحرك زيادتري داشته اند ، بود.

** دارالولایه **

درباره امضاء

شنبه 11 شهریور 1391  3:52 AM
تشکرات از این پست
amindadaadad
amindadaadad
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 3567
محل سکونت : سیستان و بلوچستان

پاسخ به:سلامتی کودکان و نوجوانان (جامع)

كالايي كه فرهنگ مي سازد 

اسباب بازي يك كالاي فرهنگي است. اين موضوع را عروسك باربي ثابت مي كند. در 1992 ، شركت اسباب بازي هاي (ماتل) يك عروسك باربي سخنگو عرضه كرد كه اين عبارت را مي گفت : (كلاس رياضي سخت است!) اين عروسك باعث جنجال و بحث، مخصوصاً ميان والدين و معلماني شد كه فكر مي كردند اين عروسك اين كليشه كه دخترها در رياضي خوب نيستند را تقويت مي كند. بعضي از مطالعات ديگر نشان داد كه دختران، دختر ايده آل خود را براساس ويژگي هاي باربي توصيف مي كنند.
بعضي از محققان اين را به عنوان مدرك مورد استفاده قرار مي دهند تا نشان دهند كه عروسك هاي باربي زنان را تشويق مي كند تا گرسنگي بكشند و هيكل شان راشبيه باربي كنند. برخي از محققان مي گويند عروسك باربي مسئول برخي از عمل هاي زيبايي و بي نظمي هاي خوردن است.
اما به هرحال مطالعه اي با مقياس وسيع انجام نشده كه مستقيماً نشان دهد بازي با عروسك هاي باربي احترام به خود را پايين مي آورد يا آشفتگي ها در خوردن را افزايش مي دهد. هيچ مطالعه اي هم وجود نداشته كه ثابت كند دختران مي خواهند شبيه به عروسك هاي باربي شوند. ولي تأثير اين عروسك بر شكل ظاهري و نحوه تغذيه زنان و دختران عصر جديد از نظر بسياري بديهي است.
اسباب بازي هاي ديگر هم در حد خود بر شخصيت كودكان و نوجوانان و حتي بزرگسالان اثر مي گذارند. يك مطالعه حاكي از اين است كه اسباب بازي ها با شكل هاي ظاهري دست نيافتني ممكن است بر تصوير شخص از خودش اثر بگذارند. اين مطالعه عروسك هاي مذكر و تيپ هاي (اكشن) را مورد مطالعه قرار داده بود. مردان دراين مطالعه بعد از بازي با تيپ هاي اكشن فوق عضلاني، از خود احساس تأثير منفي بيشتري نسبت به اسباب بازي هاي معمولي گزارش كردند. اگر بازي با اسباب بازي مي تواند بر روي پسران به اين شكل اثر بگذارد، به طور مشابه به روي زنان هم اثر مي گذارد.
● به سياست گذاري فرهنگي نياز داريم
اسباب بازي ها علاوه بر بعد بازي، برشخصيت افراد حتي بزرگسالان هم اثر مي گذارد. اما اسباب بازي ها در كشور ما چندان جدي گرفته نمي شوند. توليد اسباب بازي به شكلي نيست كه هم از نظر كمي و هم از نظر كيفي با توليدات كشورهاي ديگر رقابت كند. اسباب بازي هاي ايراني تنها3 تا 5درصد بازار ايران را در اختيار دارند. اسباب بازي هنوز در سطح كلان فرهنگي جدي گرفته نمي شود. در نتيجه ، صنعت اسباب بازي هم از نظر جنبه حمايتي و هم از نظر جذب سرمايه گذاري با مشكلاتي مواجه است. اين موضوع مي تواند به شكلي خارج از كنترل ما بر شخصيت مردم تأثير بگذارد. 
اين به معناي محدودكردن و يامبارزه با بعضي از اسباب بازي هاي خارجي نيست، چون تجربه نشان داده اين نحوه مواجهه به نتيجه موردنظر منتهي نمي شود. براي مثال، يك شهروند در باره عروسك باربي مي گويد:(دخترم تعداد زيادي عروسك باربي دارد. آن چه كه دراين عروسك براي او جالب است ، علاوه بر خود عروسك،وسايل جانبي آن مانند لباسها، وسايل آرايش و ... است. به نظر من قيمت اين عروسك هم بسيار مناسب است.)
شركت ماتل اين عروسك را با تيراژ زياد و به شكل صنعتي توليد مي كند. بنابراين ، قيمت آن ارزان تمام مي شود.اماوضعيت دركشور ما به گونه اي است كه مي توانيم بگوييم ما اصلاً صنعت اسباب بازي نداريم. چندسال پيش عروسك هاي دارا و سارا براي مقابله با عروسك باربي در بازار عرضه شدند ، ولي هرگز نتوانستندجاي باربي را پر كنند. 
دكتر معصومه رفيقي مرند،كارشناس باسابقه در زمينه بازي و اسباب بازي، مي گويد:(عروسك هاي دارا و سارا چهره ايراني دارند، ولي اين عروسك ها درچين توليد شده است. مواد اوليه اي كه در آنها به كار رفته قابل مقايسه با باربي نيست. 
من پيشنهاد مي كنم كه اجازه داده شود توليدكنندگان داخلي اين عروسك ها را مانند عروسك هاي ارزاني كه در حال حاضر در بازار وجود دارد، به شكل انبوه توليد كنند تا همه بتوانند آنها را بخرند. ضمن اين كه اصولاً لباس هاي محلي اين عروسك ها براي بچه ها جالب نيستند. مي توان براي دارا و سارا همان لباس هاي ساده اي كه بچه ها در خانه مي پوشند، توليد كرد و لوازم جانبي متناسب با فرهنگ ايراني را هم در كنار آنها عرضه كرد.)
وي درباره تأثير اسباب بازي مي گويد: (از دوران پيش از دبستان، اسباب بازي نياز فطري بچه ها را ارضا مي كند. بازي ها و اسباب بازي ها براي بچه ها حالت نمادين دارد. آنها با بازي با اسباب بازي باكاربرد وسايل آشنا مي شوند. اسباب بازي ها دسته بندي هاي مختلف دارند. بعضي از آنها فناوري خاصي را معرفي مي كنند و بچه ها با كاربرد وسايلي كه برآمده از فناوري هاي پيشرفته است ، آشنامي شوند. 
اين اسباب بازي ها كه به نحوي با كشاورزي و صنعت و غيره ربط دارند به بچه ها ايده مي دهند و به آنها راهي براي انتخاب شغل آينده شان نشان مي دهند. جنبه مثبت اسباب بازي بيشتر از جنبه منفي آن است. در واقع، جنبه منفي اسباب بازي ورودمحصولات و وسايلي است كه فرهنگ هاي ديگر را اشاعه مي دهد. براي مثال، وسايل جانبي و وسايل خانه يك عروسك خاص مي تواند تجمل گرايي و مصرف گرايي را در داخل به وجود آورد. درحالي كه همه خانواده هاي ما امكان تهيه آنها را ندارند. در موارد خاصي اگر استفاده از اين اسباب بازي ها مثل باربي همه گير شود، مي تواند قانون و قاعده هاي فرهنگي و سنتي را بشكند. بنابراين هم خانواده ها و هم كساني كه متولي كودكان هستند بايد معيارهايي براي انتخاب داشته باشند. 
اگر ما خودمان اسباب بازي هايي با ملاحظات فرهنگ خودمان نداشته باشيم ، خانواده هايمان نمي توانند بچه ها را قانع كنند كه اسباب بازي هاي متعلق به فرهنگ هاي ديگر را نخرند. دراين شرايط، وقتي بچه هاي متمول مي توانند اسباب بازي هاي خارجي بخرند، بچه هاي ديگر حسرت مي خورند.
اسباب بازي هاي ديگر هم اگر درست مورد استفاده قرار نگيرند، مي توانند بر شخصيت بچه ها تأثير منفي بگذارند. نمونه اين اسباب بازي ها، اسباب بازي هاي جنگي مانند تانك و تفنگ و مسلسل است.
دكتر رفيقي مي گويد:(آمارها نشان مي دهد دختران هم به اين اسباب بازي ها تمايل زيادي نشان مي دهند. اين پديده در كشورهايي كه جنگي در آن در مي گيرد، بيشتر رخ مي دهد. اگر از اين وسايل درجهت منفي استفاده شود، خشونت ناشي از اين ها باعث مي شود كه بچه ها كم حوصله شوندو حالت تهاجمي اين اسباب بازي ها بر بچه ها اثر منفي مي گذارد. بنابراين، والدين مي توانند دركنار بچه ها در اين بازي ها شركت كنند و بازي را به شكل پليس بازي درآورندو قانون بگذارند.)
● تأثير اسباب بازي ها ناديده گرفته مي شود
چندي پيش يكي از كارشناسان كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان به گزارشگر روزنامه گفت:(مدتي پيش از حمله آمريكا به عراق از نمايشگاه اسباب بازي نورنبرگ آلمان بازديد كردم و در آنجا وقوع جنگ را پيش بيني كردم. شكل تهاجمي برخي از اسباب بازي ها و شعارها و پيام هاي آنها حكايت از وقوع جنگ بر ضد عراق داشت. بعد از واقعه 11 سپتامبر و پيش از وقوع جنگ افغانستان هم اسباب بازي ها القاعده و تروريسم را نشانه رفتند. اين گونه تأثيرات جديد نيست. 
(نازي ها سه، چهار سال پيش از آغاز جنگ جهاني دوم، اسباب بازي هايي را وارد بازار كرده بودند تا زمينه را براي جنگ مهيا كنند.) طبيعي است كه وقتي اسباب بازي ها براي ايجاد زمينه جنگ توليد مي شود، براي مقاصد ديگري هم توليد مي شود.
محترم شجاعي، كارشناس علوم تربيتي ، مي گويد: (اسباب بازي ها به رشد ذهني و عاطفي بچه ها كمك مي كنند، به شرط اين كه بدانيم چه اسباب بازي هايي را در اختيار بچه ها قرار دهيم. اسباب بازي هاي خشن روي بچه ها تأثير بد مي گذارند و بنابراين والدين بايد به نحوي بچه ها راهدايت كنند كه اين تأثيرات خنثي شود. تأثير فرهنگي اسباب بازي ها، عروسك ها و وسايل جانبي آنهاهم مي تواند خطرناك باشد، به خصوص در كشورهايي مثل كشور ما كه به اسباب بازي فقط به عنوان سرگرمي نگاه مي شود و بنابراين تمهيداتي براي خنثي كردن اثرات منفي آنها انديشيده نمي شود. ممنوعيت بازي با برخي از اسباب بازي ها هم فقط كودكان و نوجوانان را نسبت به آنها كنجكاوتر مي كند. بنابراين، واقعاً لازم است به آموزش مؤلفه هاي فرهنگي خودمان از طريق اسباب بازي هاي ساخت داخل بينديشيم.)
علاوه برايران كه عروسك هاي دارا و سارا را عرضه كرد، كشورهاي ديگر هم براي مقابله فرهنگي با اسباب بازي هاي ساير فرهنگ ها، به خصوص عروسك باربي دست به توليد عروسك زدند. عروسك امينه و فولا در كشورهاي عربي از جمله اين عروسك هايند.
به گفته ساير رسانه ها، فولا به عنوان نماد يك دختر مسلمان طرفداران زيادي در كشورهاي اسلامي پيدا كرده و اسباب بازي هاي غربي و باربي را به عقب رانده است. اين نشان مي دهد كه كشورها از بابت تأثير فرهنگي و حتي سياسي اسباب بازي ها بيمناك اند، به ويژه آن كه اين نوع اسباب بازي ها هر بار به شكلي جديد و با هدف هاي خاصي به بازار عرضه مي شوند.
اسباب بازي كالايي فرهنگي است ، بنابراين لازم است سياست هاي فرهنگي مناسبي براي آن اتخاذ شود. طبيعي است كه برخورد با يك كالاي فرهنگي ساده نيست، به ويژه آنكه پديده قاچاق وكنجكاوي مصرف كنندگان نمي تواند استفاده از آن را محدود كند. در اين شرايط، كارشناسان توصيه مي كنند،اسباب بازي ها را با كيفيت خوب و متناسب با فرهنگ ايراني توليد كنيم و به شكل ارزان در اختيار مصرف كنندگان قرار دهيم.

** دارالولایه **

درباره امضاء

شنبه 11 شهریور 1391  3:53 AM
تشکرات از این پست
amindadaadad
amindadaadad
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 3567
محل سکونت : سیستان و بلوچستان

پاسخ به:سلامتی کودکان و نوجوانان (جامع)

کودک شما هم به آسم مبتلاست!

مشکل آلودگي هوا مساله ساده اي نيست. همه ما از بوي دود گازوئيل يا دود ماشين و موتوري که هوا را آلوده مي کند ناراحت مي شويم ، اما اين ناراحتي به احساس ناخوشايند ما محدود نمي شود. ادامه تماس با آلاينده ها عوارضي از نظر سلامت جسمي و روحي دارد که مي تواند منجر به بيماري هاي مزمن بشود. کودکان به خاطر اين که حساس تر هستند بيشتر از آلودگي محيط زيست رنج مي برند.
از جمله مشکلاتي که براي همه بخصوص کودکان بر اثر هواي آلوده پيش مي آيد حساسيت دستگاه تنفسي و آسم است.
رينيت آلرژيک يا حساسيت مخاط بيني علايمي شبيه سرماخوردگي ولي با شدت بيشتر و مدت طولاني تر دارد. خارش شديد بيني و آبريزش و عطسه هاي مکرر از علايم اين ناراحتي است. از عوارض رينيت آلرژيک سينوزيت و عفونت گوش (اوتيت) است.
بيماري ديگري که از حساسيت ناشي مي شود وآلودگي هوا در شيوع آن تاثير دارد بيماري آسم است. شروع اسم در کودکان پيش از 4تا 5سالگي است و کودکاني که سابقه حساسيت در افراد خانواده آنها موجود باشد، استعداد بيشتري براي ابتلائ به آسم دارند. عامل محرک براي ظهور آسم عفونت هاي تنفسي است.
اگر در اين شرايط که کودک دچار عفونت دستگاه تنفسي شده آلودگي هوا شديد باشد موجب تشديد حملات بيماري مي شود.
پسربچه ها بيشتر از دخترها به آسم دچار مي شوند، ولي پس از بلوغ ، شيوع بيماري در 2جنس مساوي است. ابتلاي کودک به آسم مي تواند موجب نگراني زيادي در خانواده شود. والدين بيمار هميشه از پزشک مي پرسند که آيا ناراحتي کودک تا سنين بزرگسالي نيز ادامه مي يابد يا به طور کامل معالجه خواهد شد. 
پاسخ اين است که حدود نيمي از کودکان مبتلا به طور کامل معالجه مي شوند و بقيه ممکن است در بزرگسالي نيز علايم بيماري را بروز دهند. آلاينده هاي هوا عامل پيدايش و تشديد آسم ريوي هستند. ميان گازهاي سمي هوا گاز منواکسيدکربن موجب مي شود انتقال اکسيژن به بدن بيش از پيش دچار نقصان شود.
بهترين راه مبارزه با بيماري آسم کودکان مبارزه با آلودگي هواست. بيماران بايد از محيطهاي پر از دود و گرد و خاک دوري کنند.

** دارالولایه **

درباره امضاء

شنبه 11 شهریور 1391  4:07 AM
تشکرات از این پست
amindadaadad
amindadaadad
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 3567
محل سکونت : سیستان و بلوچستان

پاسخ به:سلامتی کودکان و نوجوانان (جامع)

عوامل خطرساز در خفگي كودكان 

خفه شدن در كودكان كم سن اغلب ناشي از غذاهايي است كه براي آنها مناسب نيست، يا به نحو مناسب تكه تكه و آماده نشده است.غذاهايي كه سفت و گرد هستند از اين لحاظ بيشترين خطر را براي كودكان دارند، و بايد يا به دقت قطعه قطعه شوند يا اصلاً به كودك داده نشوند.
از جمله غذاهايي كه بيشترين خطر خفگي در كودكان كم سن را دارند مي توان به اينها اشاره كرد:
▪ هات داگ يا قطعات بزرگ سوسيس و ساير گوشت هاي آماده. 
▪ مغز هاي خوراكي مانند بادام و فندق و تخمه ها. 
▪ مكعب ها يا تكه هاي پنير. 
▪ دانه كامل انگور و سبزي هاي خام. 
▪ پاپ كورن. 
▪ آب نبات هايي كه سفت و چسبنده هستند و آدامس. 
▪ كره بادام زميني.

** دارالولایه **

درباره امضاء

شنبه 11 شهریور 1391  4:07 AM
تشکرات از این پست
amindadaadad
amindadaadad
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 3567
محل سکونت : سیستان و بلوچستان

پاسخ به:سلامتی کودکان و نوجوانان (جامع)

عدم توجه به گلو درد کودکان منجر به بروز اپي گلوتيت در آنان مي شود 

در صورت عدم درمان به موقع گلودرد ناشي از سرماخوردگي ، امکان بروز التهاب اپي گلوت در کودکان به وجود مي آيد. دکتر شعباني متخصص گوش، حلق و بيني با اشاره به اين که اپي گلوت عضوي در بالاي حنجره است که التهاب آن منجر به خفگي در افراد مي شود، گفت: خطرناک ترين عفونت گلو، اپي گلوتيت نام دارد که به علت التهاب شديد، خطر مسدود شدن راه تنفسي و خفگي بچه را به وجود مي آورد. 
وي ادامه داد : اين عفونت يک اورژانس براي کودک قلمداد شده و نيازمند توجه خاص و انتقال سريع کودک به پزشک متخصص است. 
دکتر شعباني با اشاره به اين که از علائم اين عفونت بلع و تنفس مشکل و گرفتگي صداست، افزود: علائم اوليه برخي از بيماري ها همچون سينوزيت ها ، برونشيت ها ، نفريت و آسم ممکن است به شکل سرماخوردگي تظاهر پيدا کنند بنابراين توجه به سرماخوردگي و يا گلودرد ناشي از آن از اهميت ويژه اي برخوردار است. 
دکتر شعباني در پايان در خصوص توصيه هاي لازم در زمينه سرماخوردگي و پيشگيري از بروز مشکلات ناشي از آن توصيه کرد: جهت جلوگيري از انتقال عفونت ، دستان خود را به خصوص پس از عطسه و سرفه کردن يا قبل از دست زدن به مواد غذايي بشوييد ، همچنين از فعاليت هاي شديد پرهيز کرده و از مايعات بيشتري استفاده نماييد. 
وي مرکبات و فلفل دلمه اي را حاوي مقادير فراواني از ويتامين c دانسته و براي بازشدن سينوس ها و رقيق شدن ترشحات ريه مناسب عنوان کرد. 
دکتر شعباني در پايان تصريح کرد: در صورت بروز علائمي همچون سرفه هاي طولاني بيش از يک روز و سرفه اي که خلط ضخيم زرد يا خاکستري رنگ دارد و يا بزرگ شدن گره هاي لنفاوي گردن حتما به پزشک مراجعه کنيد.

** دارالولایه **

درباره امضاء

شنبه 11 شهریور 1391  4:07 AM
تشکرات از این پست
amindadaadad
amindadaadad
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 3567
محل سکونت : سیستان و بلوچستان

پاسخ به:سلامتی کودکان و نوجوانان (جامع)

شير كودكان را قد بلند مي كند 

محققان گفتند كودكاني كه شير زيادي مي خورند قد بلندتري دارند. به نوشته عرب آنلاين، آن ها افزودند: اين كودكان در مقايسه با كودكان هم سن و سال خود، قد بلندتر هستند و در آينده مشكل رشد نخواهند داشت. خبرگزاري آلمان به نقل از روزنامه جيلاندز بوستن نوشت: شير گاو داراي مواد خاصي است كه درجه رشد كودكان را بسيار بالا مي برد.
كاميلا هوبي، محقق اداره مواد غذايي دانمارك گفت: نوشيدن مقدار زيادي شير در روز باعث رشد مناسب كودكان دانماركي شده است.
وي افزود: شير داراي ماده معروف اي جي اف است كه مثل مواد پروتئيني مثل گوشت، عامل رشد به شمار مي رود.

** دارالولایه **

درباره امضاء

شنبه 11 شهریور 1391  4:07 AM
تشکرات از این پست
amindadaadad
amindadaadad
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 3567
محل سکونت : سیستان و بلوچستان

پاسخ به:سلامتی کودکان و نوجوانان (جامع)

آموزش كودكان براي احترام گذاشتن به ديگران 

راه هاي مختلفي وجود دارد تا از طريق آن به کودکان ياد بدهيم که چطور به سايرين احترام بگذارند. والدين عادت دارند همه چيز را به فرزندانشان امر کنند: "همانطور که من مي گويم بايد رفتار کني"، "بايد به مادرت احترام بگذاري." و .... در واقع، والدين ميتوانند دستورات خود را به کودکان تحميل کنند، اما نمي توانند آنها را به احترام گذاشتن امر کنند. ما مي توانيم فرزندانمان را وادار کنيم آنطور که ما مي خواهيم رفتار کنند، اما نمي توانيم مجبورشان کنيم که به ما و بقيه مردم احترام بگذارند. احترام را بايد به دست آورد.

احترام فقط با خوب و مهربان بودن به دست نمي آيد. البته خوب بودن هيچ اشکالي ندارد، اما پدر يا مادري که با خوبي و مهرباني بيش از حد با فرزندانش رفتار مي کند، مطمئناً فرزند يکدنده و سخت گيري بار خواهد آورد. کسب احترام به چيزي فراي خوب و مهربان بودن صِرف نياز دارد. 

ترفند ديگري براي کسب احترام وجود دارد: والدين سعي مي کنند با گوشزد کردن خطاهاي فرزندانشان باعث شوند آنها بهتر رفتار کنند. اين اصلاً روش مناسبي نيست. کودکان وقتي احساس ميکنند از آنها انتقاد شده و طرد شده اند، هيچ انگيزه اي براي بهتر شدن ندارند. وقتي کودکان مورد انتقاد قرار مي گيرند، به جاي اينکه بهبود يابند، سعي مي کنند خودشان يا ديگران را محکوم کنند.


کودکان ياد مي گيرند به کساني احترام بگذارند که به آنها احترام مي گذارند. افرادي که بيشتر مورد احترام هستند، از ترکيبي منحصر به فرد از دوست داشته شدن و ايجاد محدوديت به طريقي محکم اما مهربانانه استفاده مي کنند. بااينکه کودکان تصور مي کنند هيچ نيازي به پند و اندرز ندارند، اما اگر اين نصيحت ها در قالب يک رابطه ي محبت آميز و حمايت کننده باشد، مي تواند آنها را به داشتن رفتارهاي مناسب و خوب تحريک کند. کودکان به محدوديت نيز احتياج دارند، اما اين محدوديت ها هم مي تواند با نرمي، مهرباني و احترام براي آنها گذاشته شود.


مثلاً اگر کودکي شروع به آزار و اذيت و زدن خواهرش مي کند، پدر يا مادر مي تواند به طرق مختلف عکس العمل نشان دهد. مي تواند کودک را زده و بگويد: "وحشي چي کار داري مي کني؟ ول کن خواهرت را...". مطمئناً اين روش به کودک احترام گذاشتن را ياد نمي دهد. از طرف ديگر، پدر يا مادر فهميده مي تواند دست کودک را بگيرد و به او بگويد: "ما هيچوقت نبايد به کسي صدمه بزنيم و بقيه را آزار بدهيم. مي شه به من بگي چه چيز تو را ناراحت کرده است؟" والدين عاقل و فهميده براي فرزندانشان محدوديت ايجاد ميکنند اما اين کار را بدون کتک زدن و آزار دادن کودک انجام مي دهند. 


کودکان زماني ياد ميگيرند به سايرين احترام بگذارند که افرادي که برايشان مهم هستند، الگويي از احترام گذاشتن باشند. اگر کودکان ببينند که ما که نزديک ترين افراد به آنها هستيم، به ديگران و ارزشهايمان احترام مي گذاريم، به نفعشان خواهد بود. ما مي توانيم مدام درمورد چنين الگوهايي با کودکانمان صحبت کنيم و اين نمونه هاي اخلاقي را تحسين کنيم. و برعکس مي توانيم افرادي را که اذيتمان مي کنند يا با ما فرق دارند—مردماني از کشوري ديگر، با اعتقادات يا باورهايي متفاوت-- را پيش آنها نکوهش کنيم. احترام گذاشتن ما به افرادي که با ما فرق دارند خود مي تواند نمونه اي براي الگوپذيري کودکان باشد.


اين به آن معنا نيست که با آنچه بقيه مردم انجام مي دهند يا باور دارند هم عقيده ايم. بايد براي آنها توضيح دهيم که هر انساني مي تواند باور خاص خود را داشته باشد، و با اينکه کاملاً متضاد باور ماست ما بايد به او و اعتقاداتش احترام بگذاريم. 


براي ياد دادن طريقه ي احترام گذاشتن، ما بايد عيوب و اشتباهات خود را به راحتي قبول کنيم. اگر بي دليل کودکمان را تنبيه کرديم، يا اگر کوتاهي در حق او انجام داديم، از او معذرت خواهي کنيم و بخواهيم که ما را ببخشند. 


احترام مبناي رابطه هاي مستحکم و پردوام است و مي تواند نتيجه طبيعي برخورد و رفتار صحيح والدين با کودکانشان باشد. 


افرادي که بيش از همه به آنها احترام ميگذاريد چه کساني هستند؟ چه کرده اند تا توانسته اند احترام شما را جلب نمايند؟ 


به چه راه هايي به کودکانتان احترام مي گذاريد؟ (آيا به حرف هايي که مي زنند با احترام گوش مي دهيد؟ آيا سعي ميکنيد با آنها وقتتان را بگذرانيد؟ آيا سعي مي کنيد به علايق آنها احترام بگذاريد؟)


بهترين راه نشان دادن احترام به فرزندتان چيست؟ 


وقتي مردم بيش از آنچه هستند ادعا ميکنند که خوب هستند، ما اشکالات آنها را بيشتر مي بينيم. وقتي به قصور و اشتباهاتشان اعتراف مي کنند، ما بيشتر از آنها چشم پوشي مي کنيم، به خصوص وقتي ميدانيم سعي ميکنند بهتر باشند. آيا شما هم کوتاهي ها و اشتباهاتتان را با کودکانتان درميان مي گذاريد و از آنها درخواست کمک مي کنيد؟ مثلاً ممکن است بگوييد: "من وقتي خسته ام خيلي زود عصباني ميشوم و سرت داد مي زنم و آنطور که بايد و شايد به تو محبت نمي کنم. اميدوارم تو من را ببخشي و کمي تحملم کني."


گاهي برخي والدين آنقدر فهميده اند که مشکلاتشان را نيز با فرزندانشان مطرح ميکنند. "من روز بدي داشتم، کاش کمي مراعاتم کني تا من چيزي نگويم که ناراحت شوي." اما والدين نبايد کودک را از وضعيت سلامتي خود نگران کنند. پس بهتر است بعد آن بگويند: "اگر چند ساعت استراحت کنم حالم خوب مي شود و با هم به کارها مي رسيم."

** دارالولایه **

درباره امضاء

شنبه 11 شهریور 1391  4:08 AM
تشکرات از این پست
amindadaadad
amindadaadad
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 3567
محل سکونت : سیستان و بلوچستان

پاسخ به:سلامتی کودکان و نوجوانان (جامع)

آموختن موسيقي موجب بهبود حافظه كودكان مي شود 

به گزارش پايگاه اينترنتي بي بي سي نيوز، اين تاثير از طريق تشويق الگوهاي مختلف توسعه مغزي در كودكان ايجاد مي شود. براساس اين تحقيق، دانشمندان كانادايي گروهي از كودكان بين ‪ 4 تا ‪ 6 سال را كه به مدت يك سال در كلاسهاي موسيقي شركت كرده بودند، با كودكان ديگري كه در كلاس موسيقي شركت نكرده بودند ، مقايسه كردند. 
آنان دريافتند كه كودكان گروه اول در يك امتحان حافظه كه براي آزمودن مهارتهاي هوش عمومي همچون قدرت تحليل رياضي نيز طراحي شده بود، عملكرد بهتري داشتند. 
اين تحقيق در دانشگاه "مك مستر" انجام شده و نتايج آن در پايگاه اينترنتي نشريه "جورنال برين" منتشر شده است. 
پروفسور "لورل ترينر" كه مسئوليت اين كار تحقيقي را برعهده داشته است، اظهار داشت: اين اولين باري است كه يك تحقيق علمي نشان مي دهد كه پاسخهاي مغزي كودكان در سنين پايين در مدت يك سال، به نسبت گذراندن يا نگذراندن كلاسهاي موسيقي، متفاوت است.

** دارالولایه **

درباره امضاء

شنبه 11 شهریور 1391  4:08 AM
تشکرات از این پست
amindadaadad
amindadaadad
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 3567
محل سکونت : سیستان و بلوچستان

پاسخ به:سلامتی کودکان و نوجوانان (جامع)

آموزش بردباري به كودكان 

برخي از كشورها مانند آمريكا مجموعه اي از سنن تربيتي و فرهنگي مختلفي را در خود جاي داده است. اگر شجره نامه بسياري از خانواده هاي آمريکايي را پي گيري کنيم، نهايتاً به مهاجراني مي رسيم که سختي هاي بسياري را تحمل کرده و با قبول ريسک هاي بالا، مسافت هاي طولاني را به منظور رسيدن به آزادي و امنيت پشت سر نهاده اند. براي بسياري از خانواده هاي آمريکايي آزادي به راحتي بدست نيامده است. پدرها و مادر ها و حتي پدربزرگ ها و مادر بزرگ هاي اين افراد، از کمترين حقوق اوليه اي که ما امروزه آنها را ارج مي نهيم، محروم بوده اند. 
آزادي جامعه آمريکايي بر اساس تاب آوردن در برابر شکنجه هاي نابخردانه و قبول تفاوت ميان فرهنگ ها و اعتقادات و باورهاي نژاد هاي مختلف انساني، موجوديت پيدا کرده است. تفاوت (و يا همان تنوع و گونه گوني)، تمامي افراد مختلف در سراسر دنيا را در گوشه اي از جهان به دور خود جمع کرده و موجب شده تا فرهنگ آنها شكل گيرد. بدين سان افرادي که در يک چنين فضايي پا به عرصه حيات مي گذارند، طبيعتاً انرژي و ايده هاي جديدي را خلق خواهند كرد. امروزه کودکان آنها بيش از هر زمان ديگري در مواجهه و برخورد با گروههاي انساني که داراي فرهنگ، مذهب، و نژادهاي متفاوت هستند، قرار دارند. همکلاسي ها به شدت با يکديگر متفاوت هستند و به وضوح منعکس کننده تصوير ذهني خانواده اي هستند که در آن رشد يافته و زندگي مي کنند. 

يک دنيا تفاوت:

برخي از خانواده ها به خوبي توانسته اند خود را با اين حقيقت که در دنيايي از تضاد زندگي مي کنند وفق دهند و با رويي باز از اين موضوع استقبال کنند. اما افرادي نيز هستند که در اين راه اندکي نابخردانه و مردد عمل مي کنند، به ويژه اگر در گذشته به حد کافي با افرادي که متفاوت از خودشان هستند، ارتباط برقرار نکرده باشند. البته توانايي کودکان نسبت به والدين در برقراري ارتباط با افراد غير هم فرهنگ خود، بيشتر است. چرخه دوستان، همکلاسي ها، و حتي تيم هاي ورزشي کودکان نسل جديد، نسبت به يک نسل پيش، از تنوع نژادي و فرهنگي بيشتري برخوردار مي باشد. 

اما به راستي دليل اين موضوع که والدين بايد به فرزندان خود کمک کرده و آنها را براي رويارويي با محيط هاي درسي و شغلي گوناگون آماده کنند، تا چه حد از اهميت برخوردار مي باشد؟ تعليم نحوه رويارويي با ساير فرهنگ ها به اين دليل حائز اهميت است که اگر فردي ياد بگيرد چگونه مي تواند با روي باز از تضادها استقبال کند، آنگاه فرصت هاي بيشماري در زمينه شغلي، تجاري، و ساير موارد به رويشان باز خواهد شد. 

به طور خلاصه بايد گفت که موفقيت فرزندان ارتباط مستقيمي به تحمل و بردباري آنها در مقابل افراد و شرايط مختلف دارد. موفقيت به معناي امروزي - و حتي در آينده - بسته به توانايي درک و فهم شما از سايرين است. 

بردباري چيست؟ 

بردباري به منزله اظهار احترام به تفاوت هايي است که در افراد مختلف وجود دارد. شايد معناي ابتدايي آن را بتوان در متون مذهبي و کتيبه هاي نژاد پرستانه يافت کرد، اما مفهموم کلي بردباري را مي توان به پذيرش و کنار آمدن با تفاوت در تمام زمينه ها از جمله مقوله هاي: جنسيت، ناتواني معلولين جسمي يا ذهني، و ... نسبت داد. 

بردباري يعني احترام گذاشتن به ديگران، ارزش قائل شدن براي تفاوت ها، پل زدن ما بين شکلاف هاي فرهنگي، عدم پذيرش کليشه هاي غير منصفانه، پيدا کردن راهي به منظور رسيدن به ارزش هاي مشترک، و خلق پيوندهاي جديد نا گسستني. مي توان گفت که در بسياري از موارد بردباري درست معنايي در مقابل تبعيض را در بر دارد. 

اما آيا بردباري به اين معناست که ما ملزم به پذيرش تمام رفتارهاي ديگران هستيم؟ نه؛ البته که اينطور نيست. به هيچ وجه نبايد با رفتاري و اسلوبي که منجر به آزار و رنجش ديگران مي شوند (مثل بدجنسي و گردن کلفتي)، و يا رفتارهايي که سبب زير پا گذاشتن قوانين اجتماعي مي شوند ( نظير دروغگويي و دزدي ) ، مدارا کرد. بردباري به اين معناست که اطرافيان خود را همانطور که هستند بپذيريد، نه اينکه رفتار نا متعارف افراد ناشايست را قبول کنيد. بردباري يعني با ديگران همان طور رفتار کنيد که دوست داريد آنها با شما رفتار کنند. 

چگونه بردباري آموزش داده مي شود؟ 

مانند ساير گرايش هاي رفتاري ديگر، بردباري نيز بايد از راههاي زيرکانه و نافذ آموزش داده شود. کودکان پيش از اينکه صحبت کردن را آغاز کنند به دقت اطراف خود را نگاه کرده و ديده هاي خود را عيناً تقليد مي کنند - به ويژه از پدر و مادر - کودکان در هر سني که باشند، ارزش هاي شخصي خود را تا حد بسيار زيادي بر اساس ارزش ها و رفتار کساني که برايشان ارزش قائل هستند، توسعه مي دهند. 

اکثر پدر و مادرها در محيط هاي مختلف اداري مشغول به کار هستند و افرادي را ملاقات مي کنند که کمي تا قسمتي با فرهنگ خانوادگي آنها در تضاد مي باشند. نحوه برخورد و ميزان احترام والدين به آنها تبديل به جزء جدا نشدني وجودشان مي شود، و حتي بدون اينکه خودشان هم تصور کنند، آنرا به راحتي به نسل بعدي انتقال ميدهند. آنها رفتارهايشان را به سادگي و همانطور که زندگي عادي شان را دنبال مي کنند به فرزندانشان منتقل مي کنند. آن دسته از افراد که در زندگي روزانه خود بردباري نشان مي دهند، پيغام هاي نيرومندي را براي فرزندانشان مي فرستند. و نتيجه هم اين است که فرزندانشان ياد مي گيرند تا براي تفاوت ها احترام قائل شوند. 

به طور قطع منظور از احترام گذاشتن به تفاوت هاي ديگران، به معناي دست کشيدن از ارزش هاي نژادي فرد نيست. مطمئنا خانواده شما سنن قومي، نژادي، و مذهبي خاصي دارد که بايد به تک تک آنها افتخار کنيد. اما مهم اينجاست که در عين حال که فرهنگمان را براي خودمان محترم مي شماريم، ياد بگيريم براي تفاوت هاي ديگران نيز به طور يکسان ارزش قائل شويم. به علاوه فرهنگ اصيل خود را حفظ کرده و به نسل هاي آينده انتقال دهيم.

والدين چه نقشي را در آموزش بردباري به فرزندان ايفا مي کنند؟ 

والدين مي توانند با استفاده از مثال هاي عيني و يا ساير موارد، بردباري را به فرزندان خود آموزش دهند. گفتگو در مورد بردباري و احترام گذاشتن به ديگران، به کودکان کمک مي کند که راحت تر با ارزش هايي که شما مي خواهيد در وجودشان پرورش دهيد، آشنايي پيدا کنند. فضا دادن به کودکان براي بازي و همکاري با ديگران نيز از اهميت ويژه اي برخوردار مي باشد. اين امر در وهله اول به کودک ياد مي دهد که هر کسي چيزي براي ارائه کردن دارد و همچنين او را قادر مي سازد که در هر لحظه با بهره گيري از تفاوت ها و شباهت هاي موجود، چيزهاي نويي را تجربه کنند. 

در اين قسمت نکاتي وجود دارد که والدين با استفاده از آن مي توانند بردباري را به فرزندان خود آموزش دهند. 

مراقب طرز برخورد و رفتار شخصي خود باشيد. والديني که تصميم دارند تا فرزندانشان براي تنوع و گوناگوني ارزش قائل باشند، بايد ابتدا از خودشان شروع کنند و پايشان را را فراتر از کليشه هاي نادرست بگذارند. 
به خاطر داشته باشيد که گوش بچه ها در هر حالتي شنواست. مراقب صحبت کردن در مورد افرادي که نسبت به شما متفاوت هستند، باشيد. شوخي هايي نکنيد که باعث جاودانه کردن تصورات قالبي و کليشه اي در ذهن کودک شود. شايد برخي از اين جوک ها براي زماني موقتي موجبات خوشحالي و سرگرمي شما فراهم آورند، اما در دراز مدت تاثير منفي در بر داشته و توانايي احترام به تقابل فرهنگي را از کودک شما سلب مي کنند. 
در خريد کتاب، اسباب بازي، موزيک، کارهاي هنري و فيلم را دقت کنيد. تاثير قدرتمند رسانه گروهي در شکل گيري نگرش فرزند خود را هيچ گاه از ذهن دور نسازيد. 
کليشه هاي غير منصفانه اي که از رسانه هاي گروهي پخش مي شود را به صورت آگاهانه در پيش روي کودک مخاطب قرار داده در مورد آنها با يکديگر صحبت کنيد. 
به سوالات کودکان در اين زمينه صادقانه و با احترام پاسخ دهيد. اين امر به آنها آموزش مي دهد که در فضايي سرشار از احترام متقابل مي توانند بر روي تفاوت هاي خود با ديگران انگشت گذاشته و در مورد آنها گفتگو کنند. 
به تفاوت هاي موجود در افراد خانواده خود احترام گذاشته و آنها را تاييد کنيد. موافقت و پذيرش خود را از توانايي ها، و علائق، و سلايق متنوع فرزندتان اعلام کنيد. به يگانگي و تمايز هر يک از اعضاي خانواده احترام بگذاريد. 
به خاطر داشته باشيد که بردباري به معناي تحمل رفتارهاي غير قابل قبول نيست، بلکه به اين معناست که هر کسي استحقاق دارد از سوي ديگران مورد احترام قرار گيرد و همانطور که از ديگران انتظار احترام دارد، خودش نيز بايد به آنها احترام بگذارد. 
به فرزندانتان کمک کنيد تا احساس خوبي نسبت به خودشان پيدا کنند. کودکاني که احساس خوبي نسبت به خودشان ندارند، با ديگران نيز به بدي رفتار مي کنند؛ اما از سوي ديگر کودکاني که عزت نفس دارند، براي خود ارزش و احترام قائل هستند، و اين امر سبب مي شود تا با ديگران نيز با ملاحظه و بزرگداشت برخورد نمايند. به فرزند خود کمک کنيد تا احساس پذيرفتگي، مورد احترام بودن، و ارزش قائل شدن را در خود احساس کنند. 
به آنها اين فرصت را بدهيد تا با کودکاني که داراي فرهنگ هاي متفوتي هستند ارتباط برقرار کرده و يا با آنها بازي کنند. زمانيکه يک مدرسه، مهد کودک، و يا اردوگاه را براي فرزند خود انتخاب مي کنيد، سعي کنيد محيطي را انتخاب کنيد که مملو از جمعيت هاي متفاوت باشد. 
با يکديگر در مورد تعطيلات و جشن هاي مذهبي- فرهنگي ملل ديگري که جزء سنن و آيين شما نسيتند، مطالعه داشته باشيد. 
به سنن مرسوم خانواده خود احترام بگذاريد و آنها را به فرزندان خود نيز ياد بدهيد و اگر لازم شد به افراد ديگري که در خارج از خانواده شما بوده و از خود به يادگيري آن دارند. 
زمانيکه والدين تصميم به تشويق فرزندان به منظور پرورش بردباري مي گيرند، بايد در مورد ارزش هاي فردي با آن ها صحبت کنند، و الگوهاي رفتاري که تمايل دارند در فرزاندانشان ايجاد شود را در وهله اول خودشان بروز دهند. با به کارگيري موارد ذکر شده مي توانيد مطمئن باشيد که کودکان هم جا پاي قدم هاي شما مي گذارند و همواره از شما دنباله روي خواهند کرد.

** دارالولایه **

درباره امضاء

شنبه 11 شهریور 1391  4:08 AM
تشکرات از این پست
amindadaadad
amindadaadad
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 3567
محل سکونت : سیستان و بلوچستان

پاسخ به:سلامتی کودکان و نوجوانان (جامع)

: سلامتی کودکان و نوجوانان (جامع) 
14 راه براي بلوغ اجتماعي

شما از نظر ظاهري به عنوان يك فرد بالغ شناخته مي شويد، اما تا زماني كه از نظر عاطفي و ذهني به بلوغ نرسيده، نمي توانيد نام يك شخص كامل را بر روي خود بگذاريد.● روش هاي زير به شما كمك مي كند كه راه رسيدن به كمال را آسان تر طي كنيد: 
▪ مسئوليت پذيري: اساس شخصيت و درستي، مسئوليت پذيري است. بدون هيچ عذر و بهانه اي ياد بگيريد كه مسئوليت كارهايي را كه انجام مي دهيد به عهده بگيريد. همان طور كه تحسين و تمجيد را قبول مي كنيد بايد گله و شكايت را نيز بپذيريد. براي پي آمد تصميم هاي خود آماده باشيد و سعي كنيد تصميمات درستي اتخاذ كنيد، چرا كه قبول مسئوليت كار دشواري است. 
▪ احساسات خود را كنترل كنيد: عدم توانايي در كنترل احساس مي تواند هم در زندگي فردي و هم در زندگي اجتماعي لطمات جبران ناپذيري را به شما وارد آورد. نبايد به طور كلي احساستان را بكشيد بلكه بايد آنها را از طريق گفتار و رفتار موجه بروز دهيد.
▪ بخشنده باشيد: موفقيت شما به كمك هايي بستگي دارد كه در ميان راه از ديگران دريافت مي كنيد. بدون هيچ چشم داشتي به ديگران كمك كنيد. اگر توان مالي شما اجازه مي دهد مي توانيد هزينه اي را نيز به خيريه ها و ساير مؤسسات اين چنيني اختصاص دهيد. اگر دست شما از نظر مالي باز نيست، مي توانيد از وقت خود استفاده كرده و به آموزش بچه هاي بي سرپرست بپردازيد.
▪ وقت فراغت خود را با خانواده و دوستان بگذرانيد: صله رحم را از ياد نبريد. اگر نمي توانيد هميشه به ديدنشان برويد، حداقل ارتباط تلفني را قطع نكنيد. اين امر براي دوستانتان نيز صدق مي كند. اگر سرتان خيلي شلوغ است، سعي كنيد حداقل آخر هفته را با آنها بگذرانيد. مي توانيد يك نوشيدني با هم ميل كنيد. 
▪ خود را بشناسيد: ضعف هاي شخصيتي خود را از بين ببريد. هركدام از ما عيب و ايراداتي در شخصيت خود داريم. در شناخت عادات، ويژگي هاي اخلاقي و به طور كلي شخصيتتان تلاش كنيد. به نظرات دوستان و اقوام در مورد صفات اخلاقي خودتان گوش كنيد. ضعف هاي خود را به تدريج از بين ببريد و نقاط قوت خود را تقويت كنيد. 
▪ متوجه رفتار خود باشيد: رفتار و گفتار شما در قبال ديگران تعيين كننده برخورد آنها در قبال شما است. شما يك تابلوي تبليغاتي متحرك هستيد كه توجه همه را به خود جلب مي كنيد، پس بهتر است اخلاق خوب خود را به نمايش بگذاريد. اگر اين كار را نكنيد مردم از شما خوششان نمي آيد، شما را استخدام نمي كنند و با شما قرار ملاقات نمي گذارند. 
▪ كار خودتان را انجام دهيد: كاري كه تصور مي كنيد برايتان مناسب است انجام دهيد نه كاري كه ديگران فكر مي كنند، انجام آن برايتان لازم است. به عبارت ديگر در پي رسيدن به خوشي و سعادت باشيد. هيچ گاه خودتان را با كسي مقايسه نكنيد؛ به ويژه در مورد مسائل مالي، براي اين كه ممكن است احساس نارضايتي كنيد. 
▪ درستكار باشيد: يك فرد درستكار هميشه براي اصول اخلاقي ارزش بيشتري نسبت به لذات و سودهاي شخصي قائل است. كارمندان، همكاران و ديگران براي افراد درستكار ارزش بسيار زيادي قائل هستند. روي حرف خود بايستيد و كاري را كه فكر مي كنيد درست است، انجام دهيد.
▪ با هدفتان روبه رو شويد: افراد موفق از رؤساي شركت ها گرفته تا ورزشكاران همه و همه داراي يك عادت ويژه هستند؛ هدفمندي و تلاش براي رسيدن به مقصود. بدون داشتن هدف و نقشه مناسب براي رسيدن به آن زندگي شما عادي شده و شادي و موفقيت ناچيزي را مي توانيد به دست آوريد. براي خود اهداف روزانه، هفتگي و ماهيانه تعيين كنيد، سپس راه مناسب براي هريك را طرح ريزي كنيد و تمام تلاش خود را براي رسيدن به آن به كار بنديد.
▪ عادات بد خود را ترك كنيد: هريك از ما به طور متفاوت داراي عادات بدي هستيم. دير يا زود پي آمدهاي منفي آن متوجه ما خواهد شد. با خودتان عهد ببنديد كه رفتار بد خود را كاهش داده و يا به طور كلي از ميان ببريد. مثلاً يكي از عادات بد تأخير داشتن است. به دوستان و خانواده خود بگوئيد كه مي خواهيد چنين عادتي را براي هميشه از زندگي خود بيرون كنيد.
▪ با روحيه اي جوان و شاداب فعاليتهايتان را پي بگيريد: به خاطر داشته باشيد كه سن شما به آن اندازه اي است كه خودتان مي خواهيد. يك شيوه شاداب و جوان پسند را در زندگي پيش بگيريد تا بدن و ذهن شما همواره به تحرك واداشته شوند.
▪ از موقعيت هاي خود استفاده كنيد: فرصت هاي بي شماري در زندگي هر فردي وجود دارد، اما سود بردن از آنها كار ساده اي نبوده و داراي ريسك بالايي است. اما بايد توجه داشته باشيد كه هيچ كار بزرگي بي خطر نيست؛ چه اين موقعيت را داشته باشيد كه براي خودتان شغلي راه بيندازيد، چه با كسي كه به هيچ وجه در سطح شما نيست قرار ملاقات بگذاريد، به خودتان مطمئن باشيد و تا تنور داغ است نان را بچسبانيد.
▪ تمرين بردباري كنيد: صبر و پافشاري شما را به سمت كاميابي و موفقيت رهنمون مي سازند، بيشتر انسان هاي بزرگ بيشتر از اين كه موفق شده باشند، در زندگي خود با شكست مواجه مي شدند. زماني كه بي حوصله مي شويد بايد ياد بگيريد كه خونسردي خود را حفظ كرده و آرام باشيد.
▪علائق خود را متنوع سازيد: يك سرگرمي جديد براي خودتان پيدا كنيد تا افق هاي جديد را بر روي خود باز كنيد. با يادگيري ورزش ها و مهارت هاي جديد خود را به چالش وادار كنيد. يكي از كارهايي كه مي توانيد در اين خصوص انجام دهيد، يادگيري يك زبان جديد است. زماني كه اين كار با موفقيت انجام شد، به عنوان پاداش، سفر تفريحي به كشوري كه زبان آن را ياد گرفته ايد را به خودتان هديه دهيد تا پيشرفت خود را محك بزنيد.

** دارالولایه **

درباره امضاء

شنبه 11 شهریور 1391  4:08 AM
تشکرات از این پست
amindadaadad
amindadaadad
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 3567
محل سکونت : سیستان و بلوچستان

پاسخ به:سلامتی کودکان و نوجوانان (جامع)

خطر آلودگي هاي زيست محيطي براي كودكان 

كودكان ممكن است در هر مرحله از رشد خود در معرض آلوده كننده هاي محيطي قرار گيرند. جنين از طريق مادر در معرض سموم محيطي قرار مي گيرد چرا كه بسياري از مواد قادرند از جفت عبور كنند. گاهي اوقات اين وضعيت در اثر قرار گرفتن مادر در معرض يك عامل مثلا دود سيگار به وجود مي آيد. اما مثلا ماده اي مانند سرب در استخوان هاي مادر كه ممكن است براي خود او بي خطر باشد، مي تواند به جنين منتقل شده باعث شود سطوح آن به حدي برسد كه زيان آور باشد. 
به علاوه حتي قرار گرفتن مادر و پدر در معرض مواد آلوده كننده پيش از بارداري مادر مي تواند كودك را تحت تاثير قرار دهد. 
براي مثال تركيبات pcb در ماهي چرب تجمع مي يابد و در صورت خوردن در بدن ذخيره مي شود. اين تركيبات از طريق جفت و شيرمادر به جنين و نوزاد تازه متولد شده و شيرخوار منتقل مي شوند. 
حتي بعدا در دوران رشد كودك نيز امكان قرار گرفتن در معرض آلوده كننده ها وجود دارد. نوجوانان به طور اختياري از طريق ورود به محيطهاي كار در معرض مواد آلوده قرار مي گيرند. علاوه بر اين برخي از آنها به طرق مختلف از جمله كشيدن سيگار خود را در معرض قرار مي دهند. 
تغييرات متابوليك و فيزيولوژيك كه طي دوران بلوغ روي مي دهد ممكن است تاثير اين تركيبات و آلوده كننده هاي مضر را افزايش دهد. 
كودكان در دوران رشد بسر مي برند. آنها مي خواهند جهان اطرافشان را كشف كنند و به اين دليل همه چيز را لمس مي كنند، مي چشند و به دهان مي برند. اين كنجكاوي طبيعي آنها را بيش از بزرگسالان در معرض خطر آلودگي قرار مي دهد. آنها زيبايي و جاذبه را هم در درخشندگي ماده اي مانند جيوه (كه در دماسنج موجود است) و هم در توده متراكم گل ولاي موجود در يك آبگير مي يابند. نوزادان انگشتان خود را يا هر شيئي را كه مي يابند در دهان مي برند. آنها با چهار دست و پا رفتن روي زمين مدت بيشتري در تماس با مواد شيميايي خانگي، حشره كش ها و ديگر سموم محيطي تجمع يافته قرار مي گيرند. 
كودكان ممكن است زمان زيادي را در محيط بيرون از خانه سپري كنند كه اين امر همراه با تنفس سريع تر آنها و فعاليت بيشتر قرارگيري در معرض آلودگي هوا را افزايش مي دهد. 
به دليل آن كه راهها و منابع قرار گرفتن كودكان در معرض خطر آلودگي ها زياد است، آنها به وسيله آلوده كننده هاي مختلف تهديد مي شوند. 

توصيه هاي مفيد 

- به هنگام تعيين سطوح تحمل قابل قبول، بايد به سلامت جنين و كودك توجه داشت و بايد آنها را به عنوان آستانه اي براي كنترل مواد سمي در نظر گرفت. 
- راهكارهاي پيشگيرانه مربوط به بهبود كيفيت هواي داخلي و خارجي محيط زندگي بايد اتخاذ شوند. 
- وضع قانون در مورد آفت كش ها بايد دوباره تجديد شود تا بتوان تعيين كرد تا چه حد جمعيت افرادي مانند كودكان كه به طور ناخواسته در معرض آنها قرار مي گيرند را حفاظت مي كنند و در صورت ناكافي بودن آن را اصلاح نمود. 
- سازمان حفاظت از محيط زيست نيازمند آن است كه با طرح برنامه اي اثرات متعدد، تركيبي و توام منابع مختلفي كه كودكان در معرض آن قرار مي گيرند را تعيين كند. 
- بايد تلاش گسترده اي براي جمع آوري اطلاعات صورت گيرد تا فواصل خالي موجود بين منابع مضر و كودكان بويژه از طريق غذا، پر شود. 
- و بالاخره اين كه پزشكان نيز مي توانند با در نظر گرفتن منابع آلوده كننده محيطي به هنگام تشخيص بيماري، در اين مورد كمك كنند.

** دارالولایه **

درباره امضاء

شنبه 11 شهریور 1391  4:10 AM
تشکرات از این پست
amindadaadad
amindadaadad
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 3567
محل سکونت : سیستان و بلوچستان

پاسخ به:سلامتی کودکان و نوجوانان (جامع)

رانده از درس مانده از تفريح 

اوقات فراغت موضوعي منحصر به فصل، زمان يا عده اي خاص نيست. اما وقتي به پايان فصل امتحانات و شروع تابستان نزديك مي شويم، به يادمان مي آيد كه بايد براي اوقات فراغت ميليون ها دانش آموزي كه تعطيلاتي طولاني را درپيش دارند، برنامه اي داشته باشيم. پركردن اوقات فراغت دانش آموزان در فصل تابستان گاه به معضلي جدي براي والدين تبديل مي شود.اگر از اوقات فراغت تابستان به خوبي استفاده شود، مي تواند به دوراني اثرگذار در زندگي بچه ها و حتي آينده شان تبديل شود، ولي در بسياري از مواقع چنين اتفاقي رخ نمي دهد.
تا نيمه شب پاي تلويزيون نشستن، ساعت ها ور رفتن بي هدف با رايانه، صبح ها تا ديروقت خوابيدن و بخش عمده روز را با كسالت سپري كردن يك مشكل بارز از نحوه گذران اوقات فراغت دانش آموزان در شهرهاست.
بعضي از نوجوانان، بخصوص نوجوانان پسر، هم گروه هايي تشكيل مي دهند و وقتي راهي مناسب براي گذران اوقات فراغت پيدا نمي كنند، براي والدين و كارشناسان مايه نگراني مي شوند. چون ممكن است اوقات فراغتشان را با دست زدن به اعمال نابهنجار و حتي بزهكاري پركنند.
چنان كه مدير سابق كانون اصلاح و تربيت به خبرگزاري مهر مي گويد: (در فصل تابستان و به دنبال قطع پيوند دانش آموزان با دوره تحصيلي، عوامل بزهكاري در نوجوانان گسترش بيشتري مي يابد.) 
وي مي افزايد: (حوادث تهديدكننده براي نوجوانان در ماه آخر تابستان به اوج خود مي رسد، چرا كه اغلب اين افراد در روزهاي ابتدايي فصل بيكاري ، براي خود كاري دست و پا كرده اند و در روزهاي آخر تعطيلي به دليل قطع اين پيوند به عوامل بزهكارانه نزديك تر مي شوند.) او بالارفتن آمار بزهكاري در فصل تابستان، بخصوص در شهريور را دليلي براي اين گفته خود عنوان مي كند.
● اوقات فراغت يا استراحت مطلق
برخي از كارشناسان عقيده دارند دانش آموزان تابستان را زماني براي فرار از فشار مدرسه تلقي مي كنند.
در اين شرايط، اگر والدين و دولت بتوانند برنامه هاي آموزشي جالبي تدارك ببينند، اوقات فراغت از حالت كسالت بار خارج مي شود و بچه هايي كه از سر بيكاري به رفتارهاي نابهنجار رو مي آورند، حرفه جالبي مي آموزند و هم خود را سرگرم مي كنند و هم امكان اشتغال پيدامي كنند. در غير اين صورت، اوقات فراغت نتيجه مثبتي به همراه نمي آورد.
مهري آقايي، كارشناس ارشد مشاوره، مي گويد: (علت اين كه بچه ها اين قدر منتظر تعطيلات تابستان اند، فشار دوران مدرسه است. درنتيجه، تصور بچه ها از اوقات فراغت تابستان اين است كه هيچ كاري نكنند. اگر هم به كلاس هايي مي روند، به خاطر فشار والدين است. در بسياري از مواقع، برنامه هاي والدين براي اوقات فراغت بچه ها برايشان حالت تكليف پيدامي كند.
درواقع، بيشتر اين خود والدين هستند كه مي خواهند اوقات فراغت بچه ها را پركنند و گاه اين كار حالت مسابقه اي را براي ثبت نام فرزندانشان در كلاس هاي مختلف ميان آن ها به وجود مي آورد. نتيجه شركت دادن بچه ها در كلاس هاي مختلف زبان و ورزش و... است كه هزينه زيادي هم دارد. اين آموزش ها از آنجايي كه مستمر نيست، فايده اي ندارد. درنتيجه، در اين ميان به جاي بچه ها، آموزشگاه ها و والدين سود مي برند!
بچه ها را نبايد با اصرار به كلاس خاصي فرستاد، بلكه مي توان از خود بچه ها پرسيد كه چه چيزي خستگي شان را برطرف مي كند و آن ها را به سمت كارهاي موردعلاقه شان سوق مي دهد. متوليان هم بايد برنامه ريزي داشته باشند. كلاس هاي بيرون ارزان نيست، بنابراين مي توان كلاس هايي تشكيل داد كه حالت خصوصي نداشته باشند. مدارس از اين نظر پايگاه هاي خوبي هستند. كلاس ها بايد به نحوي برگزارشوند كه بچه ها احساس نكنند هرروز بايد صبح زود از خواب بيدار شوند و به اجبار در آن ها شركت كنند. اين كلاس ها بايد مستمر و فشرده باشند تا مدت زيادش بچه ها را خسته نكند. در ضمن، اين كلاس ها بايد تنوع زيادي داشته باشند. ما هيچ وقت نديده ايم براي بچه ها كلاس هاي خياطي، آرايشگري يا گل سازي و... برگزار شود. درحالي كه معلمان مدارس فني و حرفه اي و كار و دانش كه متخصص اين رشته هايند، مي توانند به صورت درسي اين آموزش ها را به بچه ها ارائه دهند.)
وي به طرح جالبي كه به دست دانشجويان، به ويژه دانشجويان دانشگاه هاي امام صادق(ع) و الزهرا (س) اجرا مي شود، اشاره مي كند. اين دانشجويان كه نام (ولي نعمتان) را برخود گذاشته اند، به مناطق محرومي مانند بشاگرد مي روند و براساس رشته تحصيلي خود به بچه هاي اين مناطق آموزش مي دهند.
درواقع، هدف، جهاد علمي براي بچه هاست. براي مثال، بچه هاي پزشكي و دندانپزشكي اطلاعات پزشكي و بهداشت دهان و دندان را دراختيار بچه ها قرار مي دهند و دانشجويان رشته هاي دوره حسابداري رياضي را به آنان مي آموزند. اين موضوع هم تجربه دانشجويان را بالا مي برد و هم آموزش هايي را دراختيار بچه هاي محروم قرار مي دهد.)
● تشكيلات محلي وارد گود شوند
در كشورهاي پيشرفته برنامه هاي زيادي براي تعطيلات طولاني دانش آموزان تدارك ديده مي شود. اين برنامه ها اغلب ازسوي تشكيلات محلي به اجرا درمي آيد. سينا اميري، كارشناس مديريت، مي گويد: (در كشور فرانسه، تعطيلات تابستاني كمتر از 2 ماه است. در بقيه سال، بچه ها نسبت به بچه هاي ايراني مدت بيشتري در مدرسه مي مانند، ولي براي تقريباً هر 8 هفته، 1 يا 2 هفته تعطيلي دارند. پدر و مادرها از قبل براي اين تعطيلات به ويژه براي تعطيلات طولاني تابستان برنامه ريزي مي كنند تا بچه ها به حال خود رها نشوند. معمولاً والدين هم 3 تا 4 هفته مرخصي مي گيرند تا با بچه هايشان باشند. امكانات جنبي هم براي اين دوران زياد است. اين امكانات را مراكز محلي كه همان انجمن هاي محلي و دفاتر نوجوانان و جوانان هستند (مانند فرهنگسراها) ايجاد مي كنند. آنها بچه هاي محل كه در سنين ميان 7 و 8 سال تا 15 ، 16 ساله اند را جمع مي كنند و به مدت تقريباً 3 هفته با اتوبوس به اردوگاه مي برند. دراين مدت، بچه ها فعاليت هاي مختلف تفريحي، سياحتي و گردشي دارند. گياهان كوه ها را مي بينند و درباره آنها بحث مي كنند و فعاليت هاي محلي را نظاره گرند. مراكز محلي در آستانه تابستان برنامه هايشان را پيشنهاد مي دهند و بچه ها هركدام را بخواهند انتخاب مي كنند. در اردوها، ورزش فعاليت اصلي است و بچه ها فعاليت هاي جنبي مانند نامه نگاري را هم مي آموزند. اين مراكز بچه ها را بيمه مي كنند و مواظبت از آنها را به طور كامل به عهده مي گيرند. از آنجايي كه براي چنين فعاليت هايي نيرو لازم است، اين مراكز به داوطلباني كه به سن 16-15 سالگي وارد مي شوند، نگهداري بچه ها را آموزش مي دهند. بچه ها از سن 18-17 سالگي و دوران دانشجويي به صورت پاره وقت دراين اردوها فعاليت مي كنند. ويژگي اين اردوها اين است كه هم افراد فقير و هم ثروتمند، مي توانند در آنها شركت كنند. ضمن اين كه دولت براي بچه ها هزينه اي را درنظر مي گيرد.
خانواده ها هم از اين برنامه ها استقبال مي كنند، چون علاوه بر اين كه نحوه گذران اوقات فراغت بچه ها برايشان مهم است، مي دانند كه اگر بچه ها را به حال خود رها كنند ممكن است به راه خطا بروند و وقتي دراين برنامه ها شركت مي كنند، دست كم، اندكي تحت نظارت هستند.)
در كشور ما ارگان ها و نهادهاي دولتي امكانات زيادي دارند كه بخشي از آن را مي توانند در طول تابستان دراختيار بچه ها قرار دهند.
ايران بندگي، جامعه شناس، مي گويد: (در مناطق جنوب تهران يا شهرستان هاي محروم، بسياري از والدين توان پرداخت هزينه فرهنگسراها را هم ندارند. تبديل شدن مدارس به پايگاه هاي تابستاني دراين مناطق كارگشاست. در همين مناطق، مدارسي وجوددارند كه امكانات زيادي دارند. مثلاً مدارسي هستند كه سايت هاي كامل رايانه اي دارند و مي توانند با برنامه ريزي امكاناتشان را دراختيار همه بچه ها قرار دهند. در اين مناطق بچه ها در كانال آب بازي مي كنند، درحالي كه در نزديكي، پارك آبي وجود دارد كه آنها از عهده پرداخت هزينه هايش برنمي آيند. مي توان اين امكان را فراهم كرد كه بچه ها با كارت دانش آموزي از امكانات اين پارك ها استفاده كنند. البته تلويزيون هم مي تواند برنامه هاي جذابي پخش كند كه تنها حالت سرگرمي و ساعت پركن نداشته باشد و آموزش را نيز درخود داشته باشد.)
● وقتي رسانه هاي تصويري تنها سرگرمي بچه ها مي شود
فيلم ها و مجموعه هاي تلويزيوني موردعلاقه بچه هاست، به خصوص فيلم هاي اكشن جذابيت و كشش زيادي براي نوجوانان دربردارد.
درحالي كه كارشناسان مي گويند هرچند كه فيلم هاي اكشن مي تواند موجب تخليه رواني همه افراد شود، ولي وقتي زمينه فقر و بيكاري وجود داشته باشد، به افزايش خشونت و الگوبرداري از رفتارهاي خشن مي انجامد. عده اي از بچه ها هم انرژي زيادي دارند و مي خواهند اين انرژي را تخليه كنند و بهترين روش تخليه انرژي را در زد و خوردي كه از فيلم ياد گرفته اند، مي بينند.
درحالي كه يك مشاور مي گويد وقتي ازخانواده هايي كه به من مراجعه مي كنند مي پرسم اوقات فراغت بچه هايشان را با چه پرمي كنند مي گويند كه تا آخر شب فيلم مي بينند! 
در اين شرايط اگر برنامه مناسبي براي اوقات فراغت بچه ها تدارك ديده نشود، خشونت و رفتارهاي نابهنجار به سرعت ميان آنها جابازمي كند.
اوقات فراغت به نظر بعضي از والدين و مسئولان چيزي زايد است.
طبيعي است كه اگر براي اوقات فراغت بچه ها هدف گذاري نكنيم، واقعاً هم اوقات فراغت زايد به نظر مي رسد و والدين از خدا مي خواهند كه تابستان هرچه زودتر به پايان برسد.

** دارالولایه **

درباره امضاء

شنبه 11 شهریور 1391  4:10 AM
تشکرات از این پست
amindadaadad
amindadaadad
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 3567
محل سکونت : سیستان و بلوچستان

پاسخ به:سلامتی کودکان و نوجوانان (جامع)

چه موقع كودك شما به مراقبت هاي پزشكي ويژه نياز دارد؟ 

اين متخصصان همچنين توصيه مي كنند در صورتي كه هر يك از علايم زير را در فرزندتان مشاهده كرديد بايد فورا به دنبال مراقبت هاي پزشكي ويژه براي وي باشيد تا حادثه ناگواري متوجه كودكتان نشود. اين علايم عبارتند از: 
▪ اگر كودكتان به شما جواب ندهد، از خواب برنخيزد و يا نتواند راه برود يا بايستد كه در اين صورت شما بايد فورا با اورژانس تماس بگيريد. 
▪ در صورت مشاهده استفراغ خوني از كودك 
▪ در صورتي كه استفراغ همراه با زرداب ( صفرا) باشد كه در اين حالت زرد يا سبز رنگ به نظر مي رسد 
▪ در صورت بروز درد يا گرفتگي در ناحيه شكم حتي پس از استفراغ 
▪ در صورت مشاهده نشانه هاي ( دي هيدراته) از دست دادن آب بدن كه اين نشانه ها شامل فقدان اشك يا ادرار و يا عدم تمايل به نوشيدن هر گونه مايعات است 
▪ در صورت بروز تب بالا به ويژه در حدود سن يكسالگي يا كمتر 
▪ در صورت بروز سردرد يا گردن درد شديد

** دارالولایه **

درباره امضاء

شنبه 11 شهریور 1391  4:15 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها