وجوه اعجاز قرآن1
اندیشمندان در مورد اعجاز قرآن بحث های دامنه داری كرده و در این زمینه ابعاد گوناگونی را مطرح كرده اند البته در این موضوع برخی اختلاف نظرها نیز وجوددارد پیشینیان به گونه ای اندیشیده اند و متاخرین به گونه دیگر و چیزهایی بر اقوال گذشته افزوده اند ذیلا به نظریات گوناگون در باب اعجاز قرآن اشارت می شود:
1. ارباب ادب و سخن دانان عرب، اعجاز قرآن را در گرو فصاحت و بلاغت والای آن دانسته اند رسا بودن بیان و روان بودن عبارات كه در چینش واژه ها رعایت شده و گزینش كلمات كه دقیق انجام گرفته، نظم كلمات كه هر یك در جای مناسب خود قرار گرفته، آن چنان تركیبی به وجودآورده كه از لحاظ تعبیر و آوای الفاظ وكلمات بافتی به هم پیوسته و پیوند خورده فراهم آورده به گونه ای كه گویی سرتاسرهر آیه و سوره، واحد منسجمی را تشكیل داده و غیر قابل تفكیك اند، تمامی این هابر قدرت و قوت این سخن الهی دلالت دارند به علاوه، ویژگی های كلمات انتخاب شده به گونه ای است كه جابه جایی كلمات یا تبدیل آن ها هرگز امكان پذیر نیست این سری است كه بزرگان علم و ادب به آن پی برده و گفته اند: هرگاه كلمه ای از قرآن را ازجای خود برداری، آن گاه تمامی لغت عرب را جستجو كنی تا كلمه دیگری را بتوان جای گزین آن نمایی هرگز نخواهی یافت زیرا كلمه دیگری كه هم از لحاظ معنا ومحتوا، و هم از لحاظ آوا و هماهنگی با كلمات ردیف یافته آن (كه دو طرف آن قرارگرفته اند) با آن، یكی باشد یافت نمی شود این می رساند كه در كلمات انتخابی هرجمله و جمله های انتخابی هر آیه، آن اندازه دقت به كار رفته كه از توان بشر بیرون می باشد، زیرا این گونه رعایت دقیق كلمات و جملات انتخابی، به احاطه كامل وحضور ذهنی بالفعل نیاز دارد و انسان هر اندازه كه در شناخت ویژگی های لغت پیش رفت كرده و آمادگی داشته باشد، این گونه احاطه وسیع و حضور ذهنی دائم نخواهد داشت، و احیانا ـ هرچند كه قوی و نیرومند باشد ـ اشتباه می كند و واژه ها یا جملاتی را به كار می برد كه مورد خرده گیری قرار می گیرد این خاصیتی است كه درنوع سخن سرایان آزموده و عبارت پردازان با سابقه یافت می شود ولی قرآن ـ با آن گستردگی و طول زمان نزول ـ بر همان قوت و قدرت كلامی خود استوار و یك سان است.
درباره دقت در چینش و انتخاب حساب شده كلمات گفته اند: «لو انتزعت منه لفظه ثم ادیر بها لغه العرب كلها علی ان یوجد لها نظیر فی موضعها الخاص لم یوجدالبته».[1]
2. اسلوب بیان و سبك و شیوه نظم قرآن، جمله بندی ها و چینش الفاظ وعبارات، در قالبی نو و اسلوبی تازه بر عرب عرضه شده، كه كاملا بی سابقه بوده وپس از آن نیز كسی مانند آن نیاورده است با این كه این گونه نظم و تالیف كلام تازگی داشت، ولی از چارچوب اسلوب های كلامی عرب بیرون نبود انواع كلام كه در میان فصحای عرب متداول بود یا شعر است یا نثر یا سجع[2]، كه هر یك دارای محاسنی و در كنار آن نیز معایبی بود.
حسن شعر در گیرا بودن آن است كه مایه جذب و نفوذ در اعماق قلب می گردد، ولی قید قافیه و رعایت وزن خاص، آزادی صاحب سخن را تا حدودی سلب می كند حسن نثر در آزاد بودن صاحب سخن است هرگونه كلمات و الفاظی كه متناسب با معنای مراد خود می داند آزادانه انتخاب و به كار می برد، ولی آن گیرایی وجذبه شعری را ندارد سجع گرچه احیانا به ظاهر زیبا است و یك گونه هنرنمایی سخن وری به شمار می رود، ولی تكلف و دشواری و احیانا به كار بردن كلمات نامناسب، از زیبایی آن می كاهد.
قرآن میان این سه نوع كلام جمع كرده، دارای محاسن هر یك و فاقد معایب آن هامی باشد این از شگفتی های سبك قرآنی است جذابیت شعر، هم راه با آزادی كامل نثر و زیبایی سجع بدون تكلف را دارا می باشد این ویژگی عجیب برای سخن دانان و سخن سنجان عرب از همان آغاز آشكار بوده و هم واره برای علمای ادب مشهود بوده است.
بسیاری از بزرگان علم و ادب، برجسته ترین جنبه اعجاز قرآن را در همین جهت یاد كرده اند، از جمله، شیخ عبدالقاهر جرجانی، سكاكی و راغب اصفهانی، كه درجای خود آورده ایم پیش از این نیز سخنان بزرگان عرب را یادآور شدیم، از جمله سخن ولید كه گفته بود: «ان له لحلاوه، و ان علیه لطلاوه و انه یعلو و ما یعلی».
3. متاخرین افزوده اند كه این نظم و شیوه سبك چنان صورت گرفته كه نغمه آفرین و دارای آوای جان بخش و روح افزا است هماهنگی حروف هر كلمه نسبت به حروف كلمات هم ردیف آن، چنان هم ساز و دم سازند كه از آهنگ های وزین ونواهای متین و افسون گر حكایت دارد تمامی انواع جذبه های شعری در این نثرمسجع جلوه گر است.
جمله بندی های كوتاه و بلند قرآن به گونه ای تنظیم یافته كه با الحان و نغمه های صوتی هم گون می باشد و تا قاری و تلاوت كننده قرآن با آهنگ های والای صوتی آشنایی نداشته باشد نمی تواند آن گونه كه جمله بندی های قرآن شكل یافته، تلاوت نماید این حقیقتی است كه از روز نخست، پیامبر اكرم (ص) بدان تصریح فرموده وائمه هدی (ع) برآن تاكید داشته و امروزه به خوبی به آن پی برده اند (تفصیل آن در «التمهید» ج 5 بیان شده است).
4. مهم تر از همه، قرآن شامل معارف عالیه و تعالیم حكیمانه ای است كه تا آن روز، در توان بشریت نبوده كه بدان دست یابد و كسی را یارای چنین اندیشه های بلندی نبوده است ژرف نگری و عمق بینش آورده های قرآن، برای بشریت بی سابقه بود: شناخت های شگرف قرآن از راز هستی و اسرار وجود، شرح و بسط آن درمعرفت صفات جمال و جلال، علت آفرینش جهان و انسان، ودایع الهی كه در نهاد انسان نهفته است، از كجا آمده و چرا آمده و به كجا می رود، هدف و مقصد نهایی چیست، مسایلی هستند كه تا آن روز به آن خوبی كه قرآن بیان داشته آشكار نبودبعداز آن هم در سایه تعالیم قرآن راه رسیدن به این حقایق برای انسان باز گردید.
همین حقایق ارائه شده از جانب قرآن، والاترین جنبه اعجاز آن را می رساند بامختصر مراجعه به اندیشه های سامان نیافته انسان آن روز و مقایسه آن با معارف قرآنی و نیز گفته های متضاد اندیش مندان برون دینی امروز، به خوبی برتری تعالیم قرآن و دلیل اعجاز آن روشن می گردد (شرح آن در «التمهید» ج 6 آمده است).
5. هم چنین در راستای احكام و دستور العمل های فراگیر كه قرآن عرضه داشته، سلامت جامعه و سعادت زندگی را نیز برای انسان فراهم می سازد، رابطه او را باخدا و جهانی فراتر از جهان خاكی نیز استوار می دارد.
انسان در این جهان در رابطه با شؤون خاص خود (مصالح فردی) می كوشد و به ناچار رابطه دیگری نیز با شؤون عام (مصالح اجتماعی) دارد كه باید مد نظر قراردهد، زیرا او زندگی مشتركی با سایر انسان ها دارد و به صورت تعاونی ادامه زندگی می دهد و نمی تواند تنها به مصلحت خویش بیاندیشد و مصلحت عامه را نادیده بگیرد حیات اجتماعی حیات داد و ستد است كه حتما باید رعایت شود و رعایت آن با حاكمیت قانون امكان پذیر است.
قوانین ساخته دست بشر، تنها در راستای تنظیم حیات فردی و حیات اجتماعی قرار دارد و محدوده تصرفات آحاد را در شؤون خاص و شؤون عامه مشخص می سازد، تا از تجاوز یا كوتاهی در انجام وظایف جلوگیری كند.
ولی انسان وابستگی سومی نیز در حیات دارد و آن رابطه او با خدا و جهان دیگراست همین رابطه است ـ كه اگر مستحكم باشد ـ «وازع نفسانی» (بازدارنده درونی)او را تشكیل می دهد و او را از افراط و تفریط باز می دارد و در زندگی كاملا معتدل می سازد.
«قد جاكم من اللّه نور و كتاب مبین یهدی به اللّه من اتبع رضوانه سبل السلام و یخرجهم من الظلمات الی النور باذنه و یهدیهم الی صراط مستقیم[3]، از جانب خداوندچراغی فروزان و شریعتی تابناك آمد، تا آن كس را كه در پی خشنودی خداونداست، به راه های سلامت آمیز و سعادت بخش هدایت كند و او را (در زندگی) به طریقه مستقیم رهنمون باشد».
لذا تمامی احكام و قوانین الهی ـ كه قرآن و اسلام عرضه داشته ـ سه بعدی است یعنی در این احكام و قوانین شؤون فرد و شؤون جامعه و نیز رابطه با خدا و معنویت ـ كه حافظ كرامت انسانیت است ـ رعایت گردیده است قرآن سعی برآن دارد، علاوه بر سعادت در این حیات، سعادت اخروی و جاوید انسان را نیز تامین كند این درحالی است كه قوانین مدون غیر الهی، هرچند خالص وبدون گرایش های منحرف كننده بوده باشد، ولی از بعد سوم حیات انسانی تهی است همین سه بعدی بودن قوانین شرع، اعجاز و مافوق بشری بودن آن را می رساند (در ج 6 «التمهید» شرح آن آمده است).
6. شیوه استدلال قرآن از ویژگی خاصی برخوردار است كه می توان آن را یكی ازوجوه اعجاز بیانی به شمار آورد و آن جمع میان دو شیوه برهان و خطابه است اصولااین دو شیوه متضاد می نمایند، زیرا استدلال برهانی بر مقدمات یقینی (فطریات وبدیهیات) استوار است، در این شیوه روی سخن با خاصه است تا اثبات قطعی كندولی شیوه خطابه بر مقدمات ظنی (مشهورات و مقبولات عمومی) تكیه دارد وهدف آن اقناع عامه است قرآن میان این دو شیوه به ظاهر متضاد جمع كرده و دربیان مطالب و استدلالات خویش، روی سخن با هر دو گروه را دارد، بدین ترتیب كه با یك سخن توانسته است، اخضاع (اذعان قطعی) خاصه و اقناع عامه، هر دو راهدف گیرد لذا استدلال های قرآن، در عین سادگی بیان، از عمق و ژرف نگری به سزایی برخوردار است عامه مردم كه از رموز استدلالات عقلانی آگاهی چندانی ندارند، به همان ظاهر ساده قانع شده پذیرا می گردند ولی خاصه، از دقت بیان ورموز به كار رفته بهره می گیرند.
[1]. سخنی است از ابوسلیمان حمد بن محمد بستی و ابن عطیه غرناطی صاحب تفسیر المحرر الوجیز و شیخ عبدالقاهر جرجانی و دیگر بزرگان علم و ادب كه تفصیل آن را در التمهید ج 4 و5 آورده ایم.
[2]. شعر: سخن موزون و دارای قافیه است نثر: سخن پراكنده (فاقد وزن و نظم خاص) سجع: جملات كوتاه ودارای قافیه و لی فاقد نظم و وزن خاص.
[3]. مائده 5: 16 ـ 15.