پاسخ به:علوم قرآن / اعجاز
دوشنبه 16 مرداد 1391 1:02 PM
اعجاز بیانی قرآن4
نظم آهنگ دروني قرآن
«موسيقي بيروني» دست آورد صنايعي مانند قافيه، سجع و تجزيه يا تقسيم سخن منظوم به مصراع هاي مساوي و اوزان و بحور قراردادي است كه همگي قالب هاي مجرد لفظي و پيوسته به شمار مي آيند اما «نظماهنگ دروني» دست آوردجلالت تعبير و ابهت بيان پديد آمده از مغز كلام و كنه آن است فاصله نوع نخست بانوع دوم نيز بسيار است، زيرا در نوع دوم، زيبايي لفظ و شكوه مندي معنا، پيوندي ناگسستني دارند و مؤانست ميان اين دو نوايي احساس انگيز پديد مي آورد و نسيمي روح نواز را به وزيدن وا مي دارد و درون آدمي را به خلجان مي نشاند.
استاد «مصطفي محمود» در بيان راز شگفت معماري قرآن كه در سبك خود بي نظير و در اسلوبش يگانه است، چنين مي گويد: «اين راز يكي از عميق ترين رازهاي ساختار كلامي قرآن است قرآن نه شعراست و نه نثر و نه كلامي مسجع، بلكه قسمي معماري سخن است كه موسيقي دروني را آشكار مي سازد.
بايد دانست كه ميان موسيقي دروني و موسيقي بيروني فاصله بسيار است براي مثال بيتي از شعرهاي «عمر بن ابي ربيعه» را كه شعرهايش به داشتن موسيقي وآهنگ مشهور است، از نظر مي گذرانيم:
قال لي صاحبي ليعلم مابي اتحب القتول اخت الرباب.
شنونده وقتي اين بيت را مي شنود، از موسيقي آن به وجد مي آيد، اما موسيقي اين شعر از نوع بيروني است و شاعر با آوردن كلامي موزون در دو مصراع متساوي وبا نشاندن يك پايان بندي هم سان ـ يا ممدود ـ در هر كدام از دو مصراع، به آهنگين شدن سخن خود كمك كرده است موسيقي در اين بيت از خارج به گوش مي رسد ونه از داخل و به عبارتي، پايان بندي (قافيه) و وزن و بحر، موسيقي را مي سازند اماهنگامي كه اين آيه را تلاوت مي كنيم: «و الضحي، واليل اذا سجي» [1] با شطري روبه رو هستيم كه از قافيه، وزن و مصراع بندي قراردادي تهي است و با اين همه سرشار از موسيقي است و از هر حرف آن نوايي دل پذير مي تراود اين نوا از كجا وچگونه پديد آمده است؟
اين همان نظماهنگ يا موسيقي دروني است نظماهنگ دروني، رازي از رازهاي معماري قرآن است و هيچ ساختار ادبي ياراي برابري باآن را ندارد هم چنين وقتي مي خوانيم: «الرحمان علي العرش استوي» [2] يا وقتي سخنان زكريا خطاب به خداوند را تلاوت مي كنيم: «قال رب اني وهن العظم مني واشتعل الراس شيبا و لم اكن بدعائك رب شقيا» [3] يا سخن خداوند خطاب به موسي را مي شنويم كه: «ان الساعة آتية اكاد اخفيها لتجزي كل نفس بما تسعي». [4]
يا سخناني را كه خداوند با آن مجرمين را وعده كيفر مي دهد تلاوت مي كنيم كه: «انه من يات ربه مجرما فان له جهنم لا يموت فيها و لا يحيي» [5] هر كدام از اين عبارت ها داراي بنيان موسيقيايي قائم به ذاتي است كه موسيقي آن را درون واژه ها واز لابه لاي آن به شكلي شگرف بيرون مي تراود.
وقتي قرآن حكايت موسي را بازگو مي كند، شيوه اي سمفونيك و حيرت انگيزپيش مي گيرد: «ولقد اوحينا الي موسي ان اسر بعبادي فاضرب لهم طريقا في البحر يبسا لاتخاف دركا و لا تخشي فاتبعهم فرعون بجنوده فغشيهم من اليم ما غشيهم و اضل فرعون قومه و ما هدي» [6] واژگان در اوج سلاست اند كلماتي مانند «يبسا» يا «لا تخاف دركا» ـ به معناي لا تخاف ادراكا ـ تجسمي از رقت اند، گويي كلمات در دستان خالقشان ذوب مي شوند، نظام مي گيرند و نظم و آهنگي بي مانند در آنان تجلي مي يابد اين نظماهنگ، ساختاري است كه در تمام كتب عرب مانندي نداشته و ندارد.
ميان اين نظماهنگ و شعر جاهلي، يا شعر و نثر معاصر هيچ گونه شباهتي فراهم نيست و علي رغم تمام كينه توزي هاي دشمنان كه براي كاستن از شان قرآن صورت پذيرفته، تمام تاريخ حتي يك نمونه از تلاش هاي تقليد گونه و كيدهاي دشمنانه رامحفوظ نداشته است در ميان اين همه هياهو، عبارت هاي قرآن خصوصيات منحصر به فرد خود را دارند و چون پديده اي تفسيرناپذير جلوه مي كنند يگانه توجيه باورمندانه اي كه مي توان از آن داشت، اين است كه قرآن سرچشمه اي دارددور از دست رس انسان.
اكنون، به ايقاع[7] زيباي نغمه آميز اين آيات گوش فرا دهيد:
«رفيع الدرجات ذو العرش يلقي الروح من امره علي من يشا من عباده لينذر يوم التلاق». [8]
«فالق الحب و النوي يخرج الحي من الميت و مخرج الميت من الحي». [9]
«فالق الا صباح و جعل الليل سكنا و الشمس و القمر حسبانا». [10]
«يعلم خائنة الا عين و ما تخفي الصدور». [11]
«لا تدركه الا بصار و هو يدرك الا بصار». [12]
د ـ وحدت موضوعي يا تناسب معنوي آيات
يكي ديگر از ويژگي هاي قرآن، وجود تناسب معنوي ميان آيات هر سوره است، گرچه يك جا نازل نگشته و به صورت پراكنده با فاصله هاي زياد يا كم نازل شده باشند زيرا پراكندگي در نزول آيات كه به جهت مناسبت هاي گوناگون بوده ـ طبيعتا اقتضا مي كند ميان هر دسته آياتي كه به مناسبتي نازل گشته با دسته ديگر كه به مناسبت ديگري نازل گشته است، رابطه و تناسبي وجود نداشته باشد، و اين پراكندگي در نزول بايستي در چهره مجموع آيات هر سوره به خوبي هويدا باشد درصورتي كه با دقتي كه دانش مندان ـ به ويژه در عصر اخير ـ در محتواي سرتاسر هرسوره انجام داده اند به اين نتيجه رسيده اند كه هر سوره هدف يا هدف هاي خاصي را دنبال مي كند كه جامع ميان آيات هر سوره است و امروزه به نام «وحدت موضوعي» در هر سوره خوانده مي شود، همين وحدت موضوعي است كه وحدت سياق سوره را تشكيل مي دهد و مساله اعجاز در همين نكته است كه پراكندگي درنزول، عدم تناسب را اقتضا مي كند، با آن كه تناسب و وحدت سياق در هر سوره به خوبي مشهود است و برخلاف مقتضاي طبع پراكندگي در نزول مي باشد!.
دانشمندان بر اين مدعا دلايلي دارند از جمله تفاوت در عدد و كميت آيات سوره ها است اين تفاوت در عدد آيات هر سوره نمي تواند اتفاقي باشد، زيرا اتفاقي بودن يعني نسنجيده و عاري از حكمت و بدون سبب بودن است و صدور هرگونه عمل حساب نشده از فاعل حكيم ممتنع است سوره هاي قرآن بيش تر به طور كامل نازل گشته، به ويژه سوره هاي كوتاه، سوره هاي ديگر كه آيات آن ها در طول مدت وپراكنده نازل گشته است، با نزول (بسم اللّه الرحمان الرحيم) آغاز مي گرديد، و هر آيه ياآياتي كه پس از آن نازل مي گشت، با دستور پيامبر اكرم (ص) به دنبال آيات پيشين ثبت مي گرديد، تا بسم اللّه ديگري نازل گردد كه پايان سوره قبل و آغاز سوره بعد رااعلام نمايد لذا مقدار عدد آيات هر سوره و ترتيبي كه ميان آيه هاي هر سوره وجوددارد، تماما توقيفي است و با دست وحي و دستور پيامبر انجام گرفته است.
اكنون اين سؤال مطرح است كه اين اختلاف عدد در آيات سوره ها براي چيست؟
پاسخ درست همان است كه يادآور شديم: هر سوره هدفي را دنبال مي كند كه با پايان يافتن بيان هدف، سوره پايان مي يابد و اختلاف در عدد آيات هرسوره معلول همين علت است اين اختلاف هرگز به صورت اتفاقي و بدون سبب معقول انجام نگرفته است و همين جهت است كه وحدت موضوعي يا وحدت سياق هر سوره را تشكيل مي دهد، يعني ميان آيات هر سوره يك رابطه معنوي وتناسب نزديك وجود دارد.
مفسرين متاخر به اين حقيقت پي برده اند و در پي آنند تا به اهداف ويژه هرسوره دست يابند و تا حدودي نيز پيش رفت كرده اند، از جمله، علا مه طباطبايي ونيز سيد قطب كه در مقدمه تفسير هر سوره طبق برداشت خود، هدف آن را مختصراتوضيح مي دهد يكي از شاگردان وي به نام «عبداللّه محمود شحاته» كتابي به نام «اهداف كل سورة و مقاصدها» تاليف نموده و سعي برآن داشته كه اهداف هر سوره را مشخص نمايد كه تا اندازه اي هم موفق گرديده است او از سوره بقره شروع كرده وتا سوره جاثيه ادامه داده و مجموعا در 45 سوره اين هدف را دنبال كرده است.
وي در مقدمه كتاب خود مي گويد: «پيشينيان به اين امر اهميت فراوان داده ومقاصد هر سوره در قرآن را تبيين كرده اند، از جمله فيروزآبادي (متوفاي 817)كتابي به نام «بصائر ذوي التمييز في لطائف الكتاب العزيز» تاليف نموده، كه مجلس اعلاي شؤون اسلامي در قاهره با تحقيقي كه استاد «محمد علي نجار» برآن انجام داده آن را به چاپ رسانيد.
در آغاز قرن اخير شيخ محمد عبده صاحب تفسير المنار، همين نظريه را دنبال ومساله «الوحدة الموضوعية للسوره» را مطرح كرده و اصرار دارد كه فهم هدف هرسوره كمك شاياني است به مفسر تا به طور دقيق به مقاصد سوره پي ببرد و به معاني آيه آيه هاي هر سوره نزديك شود شاگرد وي سيد رشيد رضا در تفسير المنار، اين نظر استاد را به خوبي توضيح داده است ديگر مفسران عصر حاضر از همين روش الهام گرفته اند، مانند استاد مصطفي مراغي استاد محمود شلتوت تفسيري دارد كه 10 جز قرآن را فرا گرفته و همت گماشته تا اهداف هر سوره و اغراض ومقاصد آن ها را بيان نمايد.
استاد شحاته مي گويد: مرحوم استاد سيد قطب در اين راستا سعي فراوان مبذول داشته و نظري نافذ در اين راه به خرج داده كه احاطه كامل خود را در فهم اهداف سوره ها نشان داده است، و نيز استاد ديگرش دكتر محمد عبداللّه دراز دردانش گاه پيش از تفسير هر سوره در اين باره تاكيد داشته و اين ذهنيت را كه قرآن مجموعه اي از گفته ها و انديشه هاي پراكنده است، به شدت رد مي نمود و مي گفت: با دقتي كه دانش مندان اسلامي امروزه انجام داده اند، به خوبي روشن گرديده كه هرسوره داراي تنظيم خاص و از نظم و ترتيب ويژه اي برخوردار است، كه با يك مقدمه شيوا شروع مي گردد، سپس به مقاصد عاليه خود مي پردازد و با يك جمع بندي كوتاه خاتمه مي يابد[13].
[1]. ضحي 93: 2 ـ 1.
[2]. طه 20: 5.
[3]. مريم 19: 4.
[4]. طه 20: 15.
[5]. طه 20: 74.
[6]. طه 20: 79 ـ 77.
[7]. ايقاع: هم آهنگ ساختن آوازها.
[8]. غافر 40: 15.
[9]. انعام 6: 95.
[10]. انعام 6: 96.
[11]. غافر 40: 19.
[12]. انعام 6: 103 ر ك: محاولة لفهم عصري للقرآن ص 19 ـ 12.
[13]. شحاته، اهداف كل سورة، ص 5 ـ 4.