0

علوم قرآن / اعجاز

 
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:علوم قرآن / اعجاز
دوشنبه 16 مرداد 1391  1:03 PM

اعجاز بیانی قرآن5

 


لذا استاد محمد عبداللّه دراز مي گويد: «از همين جا نتيجه مي گيريم كه قرآن باآن كه به مقتضاي مناسبت هاي خاص و در زمان هاي متفاوت نازل گرديده، در عين حال وحدت منطقي و ادبي خود را حفظ كرده و اين بزرگ ترين شاهد بر اعجاز قرآن است».[1]
استاد محمد محمد مدني ـ رياست دانشكده الهيات در ازهر ـ نيز بر اين مساله تاكيد دارد و دقت در فهم مقاصد هر سوره را بهترين راه براي فهم معاني آيات دانسته است او مي گويد: «تا منظر عام سوره را با ديد باز ننگري، هرگز نتواني به درك جزئيات ترسيم شده در پهناي سوره دست يابي» اين مطلب با ارزش را در مقدمه تفسير سوره نسا بيان داشته و آن را با نام «المجتمع الاسلامي كما تنظمه سورة النسا، جامعه اسلامي آن گونه كه سوره نسا ترسيم كرده» ياد كرده است.[2]
دكتر محمد محمود حجازي در اين زمينه كتابي دارد به نام «الوحدة الموضوعية في القرآن الكريم» كه به سال 1390 ه و 1970م به چاپ رسيده و به تفصيل سخن گفته است.
خلاصه، متاخرين در اين باره تاكيد دارند كه هر سوره داراي يك جامعيت واحدي است كه در انسجام و به هم پيوستگي آيات نقش دارد و اولين وظيفه مفسر، پيش از ورود به تفسير آيات، به دست آوردن آن وحدت جامع حاكم بر سوره است تا به خوبي بتواند به مقاصد سوره دست يابد.
به علاوه، علماي بلاغت از دير زمان، «حسن مطلع» و «حسن ختام» در هر سوره را از جمله محسنات بديعي قرآن دانسته اند، بدين ترتيب كه هر سوره با مقدمه اي ظريف آغاز مي گردد و با خاتمه اي لطيف پايان مي يابد گويند: ضرورت بلاغت اقتضا مي كند كه سخن ور سخن خود را با ظرافت تمام به گونه اي آغاز كند كه هم آمادگي در شنونده ايجاد كند و هم اشارتي باشد به آن چه مقصود اصلي كلام است اين نحو شروع در سخن با نام «براعت استهلال» خوانده مي شود، يعني ورزيدگي و هنرمندي در جلب نظر شنونده در آغاز سخن ابن معصوم ـ اديب تواناي معروف ـ گويد: «و قد اتت جميع فواتح السور من القرآن المجيد علي احسن الوجوه و ابلغها و اكملها[3]، تمامي آغاز سوره هاي قرآن به بهترين وجهي اين نكته بنيادين بلاغت را رعايت كرده است» ابن اثير نيز در اين باره، ابتداي سوره هاي قرآني را به عنوان بهترين شاهد مثال ياد مي كند. [4]
درباره «حسن ختام» ابن ابي الاصبع گويد: «لازم است كه متكلم سخن خود را بالطافت كامل پايان بخشد، زيرا اين آخرين جملاتي است كه اثر آن در ذهن شنونده باقي مي ماند لذا بايد سعي كند تا با شيواترين و پخته ترين عبارت ها، سخن خود راخاتمه دهد» آن گاه به تفصيل، به تك تك سوره ها پرداخته و شيوايي خاتمه هر يك را از ديدگاه «علم بديع» روشن مي سازد[5] علماي بلاغت اتفاق نظر دارند، كه خاتمه سوره ها هم چون افتتاح آن ها، در نهايت لطافت و ظرافت انجام يافته است ابن معصوم گويد: «خواتيم السور كفواتحها واردة علي احسن وجوه البلاغة و اكملها ممايناسب الاختتام» آن گاه خاتمه برخي سوره ها را بر مي شمرد و حسن آن را ارائه مي دهد، سپس مي گويد: «و تامل سائر خواتيم السور تجدها كذلك في غاية الجودة و نهاية اللطافة». [6]
جلال الدين سيوطي در زمينه حسن افتتاح و حسن ختام سوره ها ـ در كتاب بزرگ قدرش «معترك الاقران» ـ به درازا سخن گفته و از استادان سخن دان، گوهرهاي تابناكي در اين باره ارائه داده است[7] در جلد 5 كتاب «التمهيد» فشرده مطالب ياد شده را با ذكر شواهد و مثال آورده ايم. [8]
اكنون اين پرسش پيش مي آيد: آيا مي شود، كلامي با مقدمه اي شيوا و خاتمه اي زيبا، مقصودي بس والا در ميان نداشته باشد؟
اين همان نكته اي است كه متاخرين بدان پي برده اند استاد بزرگ وار علا مه طباطبايي بر اين نكته اصرار دارد كه هر سوره صرفا مجموعه اي از آيات پراكنده و بدون جامع واحدي نمي باشد، بلكه يك وحدت فراگير بر هر سوره حاكم است كه پيوستگي آيات را مي رساند مساله «وحدت موضوعي» يا «وحدت سياق» در هر سوره ـ كه از قرائن كلاميه به شمارمي رود ـ از همين جا نشات گرفته است علا مه مي فرمايد: «ان لكل طائفة من هذه الطوائف من كلامه تعالي ـ التي فصلها قطعا قطعا و سمي كل قطعة سورة ـ نوعا من وحدة التاليف و الالتئام لا يوجد بين ابعاض من سورة، و لا بين سورة و سورة و من هنا نعلم ان الاغراض و المقاصد المحصلة من السور مختلفة، و ان كل واحدة منهامسوقة لبيان معنا خاص و لغرض محصل لا تتم السورة الا بتمامه[9]، اين كه خداوند هر دسته از آياتي را جدا از دسته ديگر قرار داده و نام سوره بر هر يك نهاده، شاهد بر اين است كه يك گونه انسجام و پيوستگي در هر مجموعه وجود دارد، كه در قسمتي از يك مجموعه و يا ميان هر سوره و سوره ديگر، آن پيوستگي خاص وجود ندارد ازاين رو در مي يابيم كه اهداف و مقاصد مورد نظر در هر سوره باسوره هاي ديگر تفاوت دارد، هر سوره براي بيان هدف و مقصد خاصي عرضه شده كه پايان نمي يابد مگر با پايان يافتن آن هدف و رسيدن به آن مقصد».
وي پيشاپيش هر سوره، فشرده اي از مطالب گسترده آن را بيان داشته و با اين اقدام شايسته، از راز بزرگي كه در متن سوره ها نهفته است پرده برداشته و جهشي ارزنده به جهان تفسير بخشيده است جزاه اللّه عن القرآن خير الجزا.
ما به عنوان نمونه، از انسجام و به هم پيوستگي آيات سوره حمد و نظم طبيعي هفت آيه آن و نيز از مقدمه و اهداف و خاتمه سوره بقره كه حاكي از نظام طبيعي خاصي است، در حد توانايي بحث كرده ايم[10] با تامل و دقت در هر سوره، اين انسجام و جامعيت حاكم به خوبي مشهود است.
امام فخر رازي درباره آيات پاياني سوره بقره و پيوند آن ها با مطالب مطرح شده در متن سوره گويد: «و من تامل في لطائف نظم هذه السورة و في بدائع ترتيبها، علم ان القرآن كما انه معجز بحسب فصاحة الفاظه و شرف معانيه، فهو ايضا معجزبحسب ترتيبه و نظم آياته و لعل الذين قالوا انه معجز بحسب اسلوبه ارادوا ذلك الا اني رايت جمهور المفسرين معرضين عن هذه اللطائف، غير متنبهين لهذه الامور[11]، هر كه در ظرافت نظم اين سوره ـ بقره ـ تامل كند و بدايعي ـ هنرجالب ـ كه در ترتيب آيات آن رعايت شده مورد توجه قرار دهد، خواهد يافت كه قرآن همان گونه كه از لحاظ فصاحت الفاظ و شرف و بلنداي معاني معجز است، برحسب ترتيب و نظم آيات آن نيز معجز است و شايد كساني كه اعجاز قرآن را برحسب اسلوب گفته اند همين را خواسته اند ولي ـ متاسفانه ـ مي بينم كه بيش ترمفسرين از اين نكته غفلت ورزيده اند و بدان توجهي ننموده اند».
آن گاه گفته شاعر را يادآور مي شود:
«و النجم تستصغر الابصار رؤيته و الذنب للطرف لا للنجم في الصغر،.
ستارگان را گرچه ديدگان ما كوچك مي بيند، گناه از ديدگان است نه در ستارگان كه كوچك مي نمايند».
تذكر لازم: برخي علاوه بر تناسب آيات، مساله تناسب سوره ها را نيز مطرح ساخته و خواسته اند ترتيب موجود ميان سوره ها را توقيفي بدانند بلكه برخي از اين فراتر رفته آن را حكمت بالغه الهي گرفته، شاهدي بر اعجاز قرآن در ترتيب سوره ها دانسته‌اند[12] برهان الدين بقاعي (متوفاي 885) تفسير گسترده اي دارد به نام «نظم الدرر في تناسب الايات و السور» كه به افراط در اين زمينه سخن گفته و از حداعتدال بيرون رفته است مطلب را از آن جا شروع مي كند كه تناسب ميان «استعاذه» و «بسمله» در آن است كه «استعاذه» با حرف «الف» شروع مي شود و اشاره به ابتداي آفرينش است، ولي «بسمله» با حرف «با» كه حرف «شفوي» است شروع وبا حرف «ميم» ختم مي شود كه اشاره به «معاد» است پس استعاذه و بسمله مبدا ومعاد را فرا گرفته اند به علاوه، يك تناسب دوراني ميان آخر قرآن (كه به دو سوره معوذتين ختم مي شود) و ابتداي قرآن كه با «استعاذه» شروع مي شود، قايل شده، كه هرگاه كسي بخواهد در تلاوت قرآن، آخر آن را به اول آن وصل كند، اين تناسب رعايت شده است[13] آن گاه در بيان پيوستگي سوره ها به يك ديگر سخنان بسياري گفته كه عموما فاقد دليل و تعجب برانگيز است.
شگفت آورتر، معاصر وي جلال الدين سيوطي، با آن ذكاوت و تيز نظري ـ باآن كه كار بقاعي را ناپسند خوانده ـ خود رساله اي به نام «تناسق الدرر في تناسب السور» نگاشته و در عرضه اين گونه مطالب بدون پشتوانه اسراف ورزيده است، از جمله مناسبت سوره «مسد» با سوره «توحيد» كه پس از آن واقع گرديده را در وزن و قافيه (حرف دال) گرفته، گويد: «سوره مسد به آيه «في جيدها حبل من مسد» [14] ختم مي شود و سوره توحيد به آيه «قل هو اللّه احد» [15] آغازمي گردد، كه حرف آخر هر دو آيه دال است» [16] و از اين گونه تكلفات كه آدمي از شنيدن آن رنج مي برد به گفته سيد قطب: «قرآن آن اندازه شكوه مند و بزرگ قدر است و عظمت آن فراگير، كه نيازي به اين گونه تكلفات بي رنگ و بي مايه ندارد» جاي شگفتي است كه برخي از مفسرين عالي قدر ما، اين گونه گفته ها راپي گيري كرده در كنار مطالب ارزش مند و والاي تفسير خود درج كرده اند. [17]
لذا متذكر مي شويم، كه هيچ تناسب معنوي ميان سوره ها با يك ديگر وجودندارد و هرگز ترتيب موجود بين سوره ها توقيفي نيست، بلكه پس از رحلت پيامبرگرامي (ص) بر دست صحابه، از روي برخي مناسبت هاي اعتباري ـ مثلا بزرگي وكوچكي سوره ها و از اين قبيل ـ انجام گرفته است، كه شرح آن در فصل هاي قبلي آمد.


[1]. استاد دراز، المدخل الي دراسة القرآن الكريم، مقدمه (همان ص 6 ـ 5).
[2]. مدني، المجتمع الاسلامي، ص 7 ـ 5.
[3]. ابن معصوم، انوار الربيع، ج 1، ص 34.
[4]. ابن اثير، المثل السائر، ج 3، ص 98.
[5]. ابن ابي الاصبع، بديع القرآن، ص 343 و ص 353 ـ 346.
[6]. انوار الربيع، ج 6، ص 325.
[7]. ر ك: جلال الدين سيوطي، معترك الاقران، ج 1، ص 79 ـ 75 و نيز كتاب «الاتقان» ، ج 3، ص 319 316البرهان زركشي، ج 1، 181 ـ 164.
[8]. التمهيد، ج 5، ص 304 ـ 290.
[9]. تفسير الميزان، ط تهران، ج 1، ص 14، و ط بيروت، ص 16.
[10]. ر ك: التمهيد، ج 5، ص 251 ـ 248.
[11]. فخر رازي، تفسير كبير، ج 7، ص 127.
[12]. محمد تقي شريعتي، تفسير نوين، ص 20 ـ 19.
[13]. بقاعي، نظم الدرر، ج 1، ص 22 و ص 15.
[14]. مسد 111: 5.
[15]. اخلاص 112: 1.
[16]. سيوطي، تناسق الدرر، ص 71، اين رساله با نام «اسرار ترتيب القرآن» به تحقيق عبدالقادر احمد عطابه چاپ رسيده است.
[17]. هم چون مفسر گران قدر طبرسي عظيم، در تفسير پر ارج و گران قيمت خود «مجمع البيان».

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها